روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی آموزش مبتنی بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴-۳-۲- ویژگی های ناتوانی های یادگیری…………………………………………………………………………………….۲۵
۵-۳-۲- ناتوانی های خواندن و سایر ناتوانی هایی که اساس آن زبان است ……………………………………… ۲۶
۶-۳-۲- اختلالات یادگیری دیداری- حرکتی ………………………………………………………………………………..۲۶
۷-۳-۲- انواع اختلالات یادگیری………………………………………………………………………………………………….۲۷
اختلال ریاضی…………………………………………………………………………………………………………………………۲۷
مشکلات دانش آموزان با ناتوانی در یادگیری ریاضی……………………………………………………………………۳۰
موسیقی و مهارت های مربوط به ریاضی…………………………………………………………………………………….۳۳
۸-۳-۲- اختلال در خواندن ………………………………………………………………………………………………………۳۳
۹-۳-۲- اختلال در نوشتن ………………………………………………………………………………………………………….۳۶
۱۰-۳-۲- شناخت اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………..۴۲
۱۱-۳-۲- اضطراب اجتماعی ……………………………………………………………………………………………………….۴۶
۱۲-۳-۲- استفاده از موسیقی در آموزش………………………………………………………………………………………..۴۷
۱۳-۳-۲- کاربرد موسیقی در اختلالات یادگیری……………………………………………………………………………..۴۸
۱۴-۳-۲- چه کسانی دارای اختلالات یادگیری هستند؟……………………………………………………………………۴۹
۱۵-۳-۲- چه عواملی باعث بروز اختلالات یادگیری می شود؟…………………………………………………………۴۹
۴-۲- پیشینه تجربی موضوع…………………………………………………………………………………………………………۵۲
۱-۴-۲- تحقیقات داخلی……………………………………………………………………………………………………………..۵۲
۲-۴-۲- تحقیقات خارجی……………………………………………………………………………………………………………۵۳
فصل سوم: روش پژوهش
۱-۳- روش اجرای تحقیق …………………………………………………………………………………………………………..۵۶
۲-۳- طرح تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………..۵۶
۳-۳- جامعه تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………۵۸
۴-۳- حجم نمونه ………………………………………………………………………………………………………………………۵۸
۵-۳- ابزار گردآوری داده ها ………………………………………………………………………………………………………..۵۸
۳- روایی و پایایی ………………………………………………………………………………………………………………………۵۹
۶-۳- روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ………………………………………………………………………………….. ۶۰
فصل چهارم: یافته های پژوهش
جدول آمار توصیفی شماره ۱ ……………………………………………………………………………………………………….۶۲
جدول آمار توصیفی شماره ۲٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۶۳
جدول آمار توصیفی شماره ۳ ……………………………………………………………………………………………………….۶۳
جدول آمار توصیفی شماره ۴ ……………………………………………………………………………………………………….۶۴
جدول آمار توصیفی شماره ۵ ……………………………………………………………………………………………………….۶۴
جدول آمار استنباطی شماره ۱ ………………………………………………………………………………………………………۶۵
جدول آمار استنباطی شماره ۲ ………………………………………………………………………………………………………۶۶
جدول آمار استنباطی شماره ۳ ………………………………………………………………………………………………………۶۷
جدول آمار استنباطی شماره ۴ ………………………………………………………………………………………………………۶۹
جدول آمار استنباطی شماره ۵ ………………………………………………………………………………………………………۷۱
جدول آمار استنباطی شماره ۶ ………………………………………………………………………………………………………۷۳
جدول آمار استنباطی شماره ۷ ………………………………………………………………………………………………………۷۵
جدول آمار استنباطی شماره ۸ ………………………………………………………………………………………………………۷۷
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
۱-۵- خلاصه تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………..۸۰
۲-۵- بحث و تفسیر نتایج …………………………………………………………………………………………………………..۸۱
۳-۵- محدودیت های تحقیق ………………………………………………………………………………………………………۸۵
۴-۵- پیشنهادها …………………………………………………………………………………………………………………………۸۵
منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۸۷
چکیده:
هدف از اجرای این پژوهش بررسی نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر کاهش اختلال یادگیری دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب است. روش مورد استفاده در این نوع پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پس آزمون و پیش آزمون و دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه ای که هدف این مطالعه می باشد دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهرستان گیلانغرب در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ می باشد و نمونه های انتخاب شده به تعداد ۳۰ نفر(۱۵نفر در گروه آزمایش و ۱۵ نفر در گروه کنترل) و به صورت نمونه در دسترس انتخاب گردیده اند. مدت زمان اجرای این پژوهش در طول مدت هشت هفته جلسه آموزشی است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو مورد استفاده قرار گرفت. پایایی این پرسشنامه، مولفه های آن، توسط سازندگان پرسشنامه با روش های همسانی درونی و بازآزمایی بررسی شده و مقادیر قابل قبولی را به دست داده است. روایی تفکیکی و روایی سازه پرسشنامه مذکور در حد مطلوب گزارش شده است. همچنین روایی همگرای مولفه های این پرسشنامه با پرسشنامه پیشرفت تحصیلی استاندارد به این ترتیب گزارش شده است: خواندن ۶۴/.؛ ریاضی۴۴/.؛ شناخت اجتماعی ۶۴/.؛ اضطراب اجتماعی۶۴/. و عملکرد فضایی ۳۰/.فرضیه های پژوهش به کمک آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که: گروه آزمایش پس از استفاده از آموزش مبتنی بر موسیقی در اختلالات یادگیری شامل کاهش اختلال خواندن، کاهش اختلال نوشتن، کاهش اختلال ریاضی، کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش شناخت اجتماعی رشد محسوسی داشته اند. تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزارspss و با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی از شاخص های میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از روش تحلیل کواریانس استفاده شد.
کلید واژه ها: موسیقی، آموزش مبتنی بر موسیقی، اختلال یادگیری، یادگیری.
فصل یکم
مقدمه پژوهش
۱-۱-مقدمه:
یکی از اهدافی که از طریق پرداختن به موسیقی در مدارس دوره ابتدایی محقق می شود، استفاده از کارکرد های آن در فرایند یاددهی و یادگیری می باشد.در جریان یاددهی یادگیری حواس و هوش های گوناگون دخالت دارند و هرچه در این امر از هوش های زیادی استفاده می شود به همان میزان از آموزش تک بعدی، یک سویه وانفعالی دور شده و به سوی آموزشی تعاملی پویا و پایدار و چند بعدی حرکت خواهد شد. یکی از هوش های به اثبات رسیده انسان هوش موسیقیایی موزون است اگر روند آموزش با ریتم، وزن و آهنگ همراه باشد درک مفاهیم آموزشی برای دانش آموزان بهتر و سهل تر خواهد بود اگر در آموزش مفاهیم درسی به فراخور موضوع از موسیقی استفاده شود فرایند یاددهی-یادگیری با موفقیت بیشتری انجام خواهد شد. امروزه موسیقی و تاثیرات نوروفیزیولوژیک آن مورد توجه بسیاری از محققان در سراسر دنیاست(کیهانی و شریعت پناهی،۱۳۸۷). تنفس، گام برداشتن، ضربان قلب، همگی سیمایه های موزون و یا ریتمیک از حیات جسمانی ما به شمار می آیند(استور، ۲۰۰۱). توانایی بیان و احساس ضرب در کودک و بزرگسال فراتر از لذت بردن و واکنش های پیش پا افتاده آنها به موسیقی ساده است. ضرب های یکسان زیر بنای توانایی درک الگوهای گفتار و زبان به شمار می آید و به همین جهت واجد اهمیت بسیاری است(جنسن، ۱۳۸۶). بین شناخت و موسیقی ارتباط وجود دارد، چی هو و چون(۲۰۰۳) آموزش موسیقی به صورت نظام مند و منظم را در زمینه پردازش حافظه موثر می داند، کولیر و لوگان (۲۰۰۰) نیز بر این باورند که عملکرد حافظه کوتاه مدت با بهره گیری از تحریکات موزون شنیداری متناوب، بهتر از زمانی است که تحریکات بینایی به کار برده می شود . گفته می شود که موسیقی از راه تصویر سازی ذهنی، تقویت حافظه را به دنبال دارد(خلف بیگی و همکاران، ۱۳۸۵). نشانه ها و علائم متعددی وجود دارد که نشان می دهد شبکه های عصبی اختصاصی پردازش موسیقی در مغز به صورت کاملا مستقل و جداگانه (مستقل از دیگر ساختارهای عصبی مغز) عمل می کنند(ملایری و همکاران، ۱۳۸۴). تقویت و تسهیل عملکرد شبکه های دخیل در موسیقی در نیمکره چپ (از طریق آموزش زود هنگام موسیقی)، توانایی ذهنی مربوط به این نواحی، که شامل اجزای مورد نیاز ذهن برای استدال می شوند، را افزایش می دهد. نتایج تحقیقات در ایران نیز نشان دهنده افزایش رشد شناختی کودکان و افزایش توانایی استدلال عمومی بر اثر آموزش موسیقی بوده است(میربها و همکاران،۱۳۸۲).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد در مورد بخش بندی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ثبت چک
به طور کلی وقتی که در این پژوهش واژه بانکداری موبایلی بکار برده می شود منظور SMS بانک، بانکداری با WAP، بانکداری با PDA، یا بانکداری مبتنی بر USSD نیست بلکه آن نوع از بانکداری است که کاربر با بهره گرفتن از یک نرم افزار و نصب آن بر روی گوشی خود می تواند بسیاری از عملیات بانکی مورد نیاز خود را انجام دهد.
۴٫۹٫۱٫۲- مزایای بانکداری موبایلی
برای بانکداری موبایلی می توان مزایای زیر را در نظر گرفت:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تراکنش های موبایل برای مشتری “ایجاد راحتی” می کند. چرا که به دستگاه های حجیم کامپیوتری و صدور دستورات زیاد نیازی نیست. شاهد این مطلب در سراسر جهان، مقبولیت سریع بانکداری متنی، پارکینگ موبایل، پرداخت صورتحساب با موبایل، صدور بلیط و سایر خدمات از این قبیل است.
صرفه جویی در وقت و سرعت بالای دستیابی به خدمات مالی، تاثیر به سزایی در نحوه ارزیابی مشتریان از بانکداری موبایلی است.
خدمات بانکداری موبایلی از فرصت های کسب درآمد جدید و سودآوری را برای بانک ها فراهم خواهم کردکه به دلایل زیر است:
افزایش تعداد تراکنش های بانکی انجام شده توسط مشتریان به دلیل راحتی کانال موبایل
دریافت هزینه از مشتریان برای خدماتی که در کانال های دیگر برای آن هزینه ای پرداخت نمی کنند ( مثلا استعلام تراز از طریق کانال اینترنتی).
ساختن شبکه های موبایل ارزان تر از شبکه های خطوط ثابت است و عموما ارائه خدمات موبایل نیز ارزان تر تمام می شود. به عنوان مثال انجام معامله بانکی از طریق کارمند بطور متوسط دو دلار هزینه خواهند داشت در حالیکه همین معامله بانکداری موبایلی با پانزده سنت امکان پذیر است.
امنیت بالای بانکداری موبایلی در مقایسه با سایر روش های الکترونیکی. امروزه با بکارگیری زبان برنامه نویسی جاوا در برنامه های کاربردی موبایل، مشکلات ایمنی حفظ اطلاعات شخصی مشتریان و سوء استفاده تا حد زیای کاهش یافته است ( فکور، ۱۳۸۸). ­
۵٫۹٫۱٫۲- معایب بانکداری موبایلی
علی رغم تمام ویژگی هایی که استفاده از بانکداری موبایلی دارد مانند هر فناوری، معایبی برای آن می توان برشمرد. برخی از معایب بانکداری موبایلی عبارتند از:
پایین بودن ضریب نفوذ تلفن همراه ( موبایل) در بسیاری از کشور ها:
پژوهش ها و آمار ها نشان می دهد که گسترش استفاده از تلفن همراه در کشور های مختلف از یک رشد ناهمگون تبعیت می کند به طوریکه در کشور های توسعه یافته نظیر ایتالیا، نروژ، سوئد و انگلستان، ضریب نفوذ تلفن همراه از ۱۰۰ درصد گذشته است و در کشور های در حال توسعه تعداد ار این وسیله ارتباطی استفاده می کنند.
ضعف ساختاری ارتباطات سیار و عدم دسترسی به خدمات اینترنتی بی سیم:
همانگونه که اشاره شد دسترسی به اینترنت موبایل و ورود به میکرو­ وب سایت های اینترنتی بوسیله موبایل شرط اصلی برای ارائه خدمات بانکی است. به دلیل ضعف زیرساخت های شبکه ارتباطات سیار و پیاده نشدن استاندارد های بین المللی امکان دسترسی به اینترنت از طریق موبایل و در نتیجه ارائه خدمات مالی پیشرفته برای بسیاری از کشور ها میسر نشده است.
عدم وجود استاندارد واحد در تجهیزات جهت ارائه خدمات مالی بین المللی
وجود استاندارد های متنوع نظیر WAP,GSM,UMTS[50] ، یکپارچه سازی و گسترش خدمات مالی را در سطح بین المللی با مشکل مواجه ساخته است. هنوز م توافق در مورد یک سیستم استاندارد جهانی و دستیابی به یک نظر واحد در این مورد از مهمترین مسائل بانکداری موبایلی در سطح بین المللی محسوب می شود.
اختلاف در زمینه مسائل امنیتی و کمبود فضای ذخیره سازی اطلاعات
در تراشه های هوشمند موجود در بازار مشکلاتی وجود دارند که برای استفاده از بانکداری موبایلی باید مد نظر قرار گیرند. اگرچه اپراتور ها مدعی اند به زودی دستگاه های موبایل تراشه هایی با قابلیت ذخیره اطلاعاتی بالا عرضه خواهند کرد ولی هنوز این مورد عملی نشده است.
امنیت پایین گوشی موبایل
مسائلی نظیر شکستنی بودن، خرابی، احتمال سرقت و مشکلات نرم افزاری باعث ایجاد شک و تردید در استفاده از گوشی های موبایل برای انجام معاملات مهم مالی می شوند ( فکور، ۱۳۸۸).
۱۰٫۱٫۲- سیستم های ارتباطی در موبایل:
مهمترین مساله برای کاربرانی که از خدمات بانکداری موبایلی استفاده می کنند بحث امنیت است و اگر این مساله مورد توجه عمیق قرار نگیرد بانکداری موبایلی مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. به نظر برخی از کارشناسان بانکداری همراه به طور بالقوه امن تر از بانکدار اینترنتی است. استفاده از پروتکل و استاندارد های امنیتی تلفن همراه دستخوش تغییر و تحولات بوده است. این استاندارد ها طی سه مرحله متفاوت زمانی دچار تغییرات اساسی شده اند که به نسل اول، دوم و سوم معروف اند (شرافت جهرمی، ۱۳۹۰).
۱٫۱۰٫۱٫۲- نسل اول: آنالوگ
این مرحله از ارتباط تلفن همراه به عنوان نخستین مرحله ارتباطات تلفن همراه شناخته می شود. در این مرحله برقراری ارتباط از طریق دستگاه های بزرگ ضبط و ذخیره امواج و ارتباطات انجام می گرفت. از نظر امنیتی نیز در این مرحله امکان دسترسی و گوش دادن به پیام های ارتباطی وجود داشت. گذشته از همه این ویژگی ها در این مرحله هزینه ارتباطی نسبت به سایر مراحل بسیار بالا بود. هرچند که تلفن های آنالوگ هنوز در آمریکا استفاده می شوند. و فناوری آنها پیشرفت نموده است ولی تحول و دگرگونی منطقی به سمت دیجیتال است. از خصوصیات نسل اول ارتباطی می توان موارد زیر را نام برد:
آنالوگ بودن
مدارهای سوئیچ
صدای ضعیف
قابلیت پایین
عدم وجود تدابیر امنیتی
۲٫۱۰٫۱٫۲- نسل دوم: دیجیتال
مرحله ارتباطات تلفن همراه از طریق آنالوگ که به صورت ثبت و ضبط کامل پیغام انجام می گرفت. هزینه بالایی داشت و همچنین امکان برقراری ارتباط سریع بسیار مهم بود. در این راستا از دستگاه های دیجیتالی در برقراری ارتباط تلفن همراه استفاده شد. این دستگاه ها پیغام های ارتباطی را به صورت کدبندی شده و در یک صفحه نمایش کوچک نشان می دهند و از نظر ذخیره اطلاعات قابلیت بیشتری نسبت به دستگاه های ارتباطی دارند و همچنین در مقایسه با دستگاه های آنالوگی ارتباطات بسیار ارزان تر تمام می شود. از خصوصیات نسل دوم ارتباطی می توان موارد زیر را نام برد:
مدارهای سوئیچ
انتقال محدود اطلاعات پشتیبانی داده
نمابر و پیام کوتاه
امکان بهره گیری از رمز نگاری ( با کلید رمز ۴۰ بیتی)
سیستم جهانی برای ارتباطات موبایل
عمل در دامنه و فرکانس ۹۰۰-۸۰۰ مگا هرتز
در این رابطه می توان خصوصیاتی که از نسل اول به دوم بهبود یافته است را به شرح زیر بیان کردک
تلفن دیجیتالی
پست صوتی
دریافت پیام های الکترونیکی ساده
۳٫۱۰٫۱٫۲- نسل ۲٫۵:

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی آموزه‌ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴-۱٫ رذایل اخلاقی
۴-۱-۱٫ حسد
حکایت اوّل: چاه مکن بهر کسی
نقل کرده‌اند که: یکی از پادشاهان ساسانی، عموم مردم را به حضور پذیرفت و فرومایه و بزرگ همه بودند. در آن میان مردی بلند شد و پادشاه را ستایش کرد وگفت: می‌خواهم کلمه و سخنی را مانند زر نثار تو کنم و چنین گفت: پاداش نکوکار را با نیکویی بده و مجازات بدکار همان کردار خودش باشد، بدون آنکه تو به رنج بیفتی. پادشاه این سخن را پسندید و به او حقوق داد و گفت: هر روز به بارگاه بیاید و این سخن را ادا کند و همه ساله به او حقوق می‌داد. آن مرد این کار ادامه داد تا اینکه یک نفر به او حسادت کرد و به پادشاه گفت: این مرد واعظ، به پادشاه نسبت بدبویی دهان می‌دهد و در همه‌جا پخش کرده است. پادشاه از او دلیل خواست و گفت: او را بخوانید و به نزدیک خود بنشانید و با او گفتگو کنید، او دست بر بینی خود گذاشته، آنگاه برای شما معلوم می‌شود. روز بعد مرد حسود واعظ را به خانه‌ی خود برد و غذایی پر از سیر درست کرد و با اصرار به او داد تا بخورد و بعد به بارگاه پادشاه آمد. پادشاه آن مرد را صدا زد و با او گفتگو کرد. واعظ از ترس آنکه مبادا بوی سیر به پادشاه برسد، دست بر دهان و بینی خود گذاشت. پادشاه از راستی آن سخن مطمئن شد. نامه‌ای به نزد مرزبان نوشت که آورنده‌ی نامه را فوراً بکش و نامه را به واعظ داد و او را به نزد مرزبان فرستاد. مرد حسود واعظ را دید، از حال او پرسید. شیخ جواب داد: پادشاه به من انعامی داده می‌روم تا بگیرم. حسود گفت: چطور می‌شود، اگر از روی کرم به من ببخشی؟ واعظ نامه را به او داد تا به نزد مرزبان برود و فوراً او را هلاک کرد. روز بعد واعظ به بارگاه پادشاه آمد. پادشاه از او پرسید: نامه را به مرزبان رساندی؟ گفت: به فلان کس دادم تا برساند. شاه تعجّب کرد و گفت: به ما گفته بودند که تو ما را نسبت بدبویی دهان داده‌ای. واعظ سوگند خورد هرگز. دلیلی که دست بر دهان گذاشته بود را، برای پادشاه گفت و بی‌گناهی او برای پادشاه معلوم شد و گفت: درستی تو اکنون معلوم شد و بدی آن مرد به خودش بازگشت و آن چاه که کنده بود خودش در آن افتاد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

حکایت دوم: هرچه کنی به خود کنی
در زمان پیامبر اسلام (ص)، وقتی این آیه نازل شد که: اگر نیکی کنید برای خود نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید آن نیز بر خود شماست (سوره‌ی اسرا، آیه ۷)، یکی از یاران پیامبر (ص) شیفته‌ی معنای این آیه شد. آن را زیاد می‌خواند تا یکی از جهودان بر او حسادت کرد و گفت: منتظر باش تا من این کار را بر مردم آشکار کنم. سپس مقداری حلوا درست کرد و زهر در آن ریخت و به مرد داد تا بخورد. آن مرد حلوا را گرفت و به صحرا رفت. دو جوان را دید که از سفر برمی‌گشتند و اثر خستگی در آن‌ها پیدا بود. آن مرد، نان و حلوا را به آن‌ها تعارف کرد. آن‌ها نان و حلوا را خوردند و مردند. خبر به مدینه رسید. او را گرفتند و پیش پیامبر (ص) آوردند. پیامبر (ص) پرسیدند: آن نان و حلوا را از کجا آوردی؟ مرد گفت: فلان زن جهود داده بود. چون زن را آوردند و آن دو جوان را دید، هر دو پسران او بودند. زن به دست و پای پیامبر (ص) افتاد و گفت: راستی این سخن برای من آشکار شد و من اگر بدی کردم با خودم کردم و در حقیقت معنی آیه را فهمیدم.
حکایت سوم: وزیران حسود
بوتمّام وزیری عاقل بود، چون برحسب اتّفاق مورد خشم پادشاه قرار گرفت، فرار کرد و آن‌چه می‌توانست، از مال و پول با خود برد. در دامنه‌ی کوهی نزدیک اَلّان منزل کرد. افراد او، برای خرید و فروش به شهر می‌رفتند تا اینکه مردم آنجا از حضور بوتمّام آگاه شدند و پادشاه را خبر دادند. او را به نزد خود خواند و از احوال او پرسید. بوتمّام در خدمت شاه ماند و شاه به او عنایت کرد و در هر کاری با او مشورت می‌کرد. بوتمّام به پادشاه گفت: من مردی غریبم و شما زیاد در حقّ من خوبی می‌کنی، مبادا گروهی بر من حسد برند و باعث بدبختی من شوند. همچنان در خدمت پادشاه بود تا اینکه مشاور پادشاه شد. آن پادشاه چهار وزیر داشت که پادشاهی او به وجود ایشان وابسته بود. وقتی دیدند تمام نظر پادشاه را کاملاً به خود جلب کرده و کارهای او را به اختیار خود درآورده، حسادت کردند و در برانداختن او تلاش کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که پادشاه ترکستان دختری دارد بسیار زیبا و پادشاهان اطراف، آن دختر را می‌خواهند و هر رسول که به آنجا می‌رود، خان ترکستان او را می‌کشد. بهتر است از آن دختر پیش پادشاه سخن بگوییم تا او نیز رسولی بفرستد و ما بوتمّام را برای این کار بفرستیم. روز بعد پادشاه را برانگیختند و او را سخت عاشق آن دختر ساختند. خواستند به آنجا رسولی بفرستند. پس به بوتمّام گفتند و او پذیرفت و به طرف ترکستان رفت. چون به بارگاه خان ترکستان رسید، او را عزیز داشتند و دختر را خواستگاری کرد. خان گفت: دامادی برای من بهتر از شاه اَلّان نیست و این، باعث سرافرازی من است. ولیکن باید بروی دختر و جهاز او را ببینی، اگر لایق پادشاه شماست، خطبه را می‌خوانیم. بوتمّام گفت: من لایق آن نیستم که نظر بر آن دختر بیندازم. پادشاه به خاطر مال، این کار را انجام نمی‌دهد. او عاشق کمال این دختر است. خان برای پادشاه دعا کرد که چنین خدمتکاری دارد و به او گفت: بدان! که قبل از این هر رسولی که برای دخترمان می‌آمد، برای آزمایش آن‌ها، این جمله را به ایشان می‌گفتم و ایشان به دیدن دختر من می‌رفتند، من غیرتی شده، آن‌ها را می‌کشتم، امّا از ادب تو فهمیدم که پادشاه تو مردی عاقل است. پس دستور داد آن دختر را عقد کردند و بوتمّام به وکالت از شاه، عقد دختر را قبول کرد و عروس را به خدمت شاه اَلّان آورد. وزیران متحیّر شدند. دوباره چاره‌اندیشی کردند، که به دو غلام پول بسیاری بدهند. هنگامی که پادشاه می‌خواهد بخوابد، آن‌ها با همدیگر بگویند: «دیدی که بوتمّام عاشق دختر خان ترکستان است؟ و بوتمّام گفت اگر او مرا دوست نمی‌داشت، هرگز از ولایت خود بیرون نمی‌آمد». آن دو غلام چنین گفتند. شاه شنید و روز بعد که بوتمّام به خدمت او آمد، گفت: اگر کسی پادشاه، او را مورد توجّه خاص قرار دهد، ولی آن کس در بدنامی اهل حرم بکوشد، سزای او چیست؟ بوتمّام گفت: کشتن او واجب است. پس پادشاه فوراً او را کشت تا اینکه شبی خوابش نمی‌برد و گرد بارگاه خود می‌گشت. در اتاق آن غلامان رسید، دقّت کرد و دید زرها را قسمت می‌کنند و می‌گویند: گوینده‌ی این سخن من بودم و سهمم بیشتر است. شاه ایشان را آورد تا اقرار کردند و گفتند: وزیران، ما را فریب دادند تا آن‌ها را بگوییم. شاه حسرت خورد، که چرا در کشتن بی‌گناهی عجله کرده است و فردای آن روز همه‌ی وزیران را کشت. فایده‌ی این حکایت این است، که مردم در هیچ حال از گزند حسودان غافل نباشند تا به خوشی زندگی کنند.
۴-۱-۲٫ حرص و طمع
حکایت اوّل: باغبان پیر و انوشیروان
روزی انوشیروان به شکار رفته بود و گردش می‌کرد. پیرمردی را دید که درخت گردو می‌کاشت. از پیرمرد پرسید: چه می‌کنی؟ گفت: درخت گردو می‌کارم. انوشیروان پرسید: تو که پیر شده‌ای چه طمعی داری که از آن گردو بخوری؟! گفت: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند. پس به پیرمرد هزار درهم پاداش داد. پیرمرد به او گفت: هیچ کس دیدی که درخت بکارد و میوه‌ی آن زودتر از آن که به من رسید، به او برسد؟ انوشیروان باز هم هزار درهم به او داد. پیرمرد گفت: همه‌ی اینها بر اثر عنایت پادشاه است، باز هم از پادشاه دوهزار درهم گرفت.
حکایت دوم: مور و زنبور
زمانی زنبوری، مورچه‌ای را دید که با هزار حیله، دانه‌ای را به خانه برده و خیلی حرص می‌خورد. به او گفت: ای مورچه! چه رنجی است که به خود می‌دهی؟ بیا تا غذای من را ببینی که از هر غذایی خوشمزه‌تر است و تا از من زیاد نیاید، به پادشاهان نمی‌رسد. هر جا که دلم بخواهد، می‌نشینم. هرچه بخواهم، می‌خورم. پس پرید و در دکّان قصّابی بر روی گوسفند سر بریده نشست. قصّاب با کارد بر او زد. دو تکّه شد و بر زمین افتاد. مورچه آمد و پای او را گرفته و می‌کشید. زنبور گفت: مرا به کجا می‌بری؟ پس مورچه به او گفت: هرکه هرجا که دلش خواست بنشیند، او را به جایی می‌برند، که دوست ندارد.
حکایت سوم: مرد طمع‌کار و تخته سنگ
مردی از طایفه‌ی بنی‌معدّ که به او طمع‌کارتر از برگرداننده‌ی تخته سنگ می‌گفتند. اعراب در طمع‌کاری به او مثل می‌زدند. روزی به سرزمین یمن رفت، سنگی در راه دید که با زبان عربی روی آن نوشته بود: مرا برگردان تا برای تو فایده‌ای باشد. پس آن بیچاره به طمع بیهوده، کوشش بسیار کرد تا آن را برگرداند. بر طرف دیگر آن نوشته بود: چه بسا طمعی که آدمی را به زشتی می‌کشاند. چون آن را دید، از غصّه سنگ بر سر آن سنگ می‌زد و سر خود را بر آن زد تا اینکه مُرد.
حکایت چهارم: اشعب طمّاع
اشعب طمّاع در طمع‌کاری بین عرب مثل شده بود. روزی کودکان او را آزار می‌دادند، به آن‌ها گفت: در خانه‌ی فلان کس عروسی است، به آنجا بروید و مرا اذیّت نکنید. کودکان رفتند. اشعب گفت: شاید آنچه گفته‌ام، راست باشد، پس به دنبال آن‌ها رفت. کودکان رفته بودند و چیزی ندیدند. او را دیدند و بیشتر اذیّتش کردند. روزی به قلع‌گری رفت و آن مرد ظرفی درست می‌کرد. اشعب گفت: ظرف را بزرگ‌تر بساز شاید روزی در آن حلوا بریزند و برای من بیاورند، پس بیشتر باشد.
حکایت پنجم: سنّت عیسی (ع) و سنّت محمّد (ص)
ثعلبی در کتاب ملح‌النّوادر نقل کرده که: مسلمانی به عبادتگاه راهبی عبور می‌کرد، مسلمان به راهب گفت: به حقّ عیسی (ع) به من غریب چیزی بده. راهب گلیم خود را به او داد. مرد طمع‌کار بود، گفت: این برای من کافی نیست و از بهای آن چیزی به دست من نمی‌آید. او با فریادش راهب را اذیّت می‌کرد. راهب به نزد مرد آمد و او را محکم زد و گلیم را پس گرفت. سپس گفت: بار اوّل به سنّت عیسی (ع) گلیم را به تو دادم و دفعه‌ی دوم، به سنّت محمّد (ص) که بی‌ادبان را ادب می‌کرد، تو را ادب کردم. اعمش وقتی حکایت را شنید،‌ گفت: آفرین به تو که ادب کردنت به جا بود، امّا می‌ترسم بیچاره نفهمیده باشد که طمع‌کاری همه‌ی رنج‌ها را به دنبال دارد.
حکایت ششم: داستان زره‌بافی داوود (ع)
نقل کرده‌اند که: در ابتدای ایّام که حکم حکومت داوود (ع) با دستور (ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم!) آراسته گشت، همه‌ی طایفه‌های بنی‌اسرائیل به فرمان او گردن نهادند. در زمان خلافت، یکی از عادات او این بود که، وقتی شب می‌شد و هوا تاریک می‌شد، او بیرون می‌آمد و از هر کسی که می‌دید، سؤال می‌کرد: رفتار و اخلاق داوود (ع) با شما چگونه است؟ و از فرمانروایی او آسایش به شما می‌رسد یا سختی؟ شبی جبرئیل امین خود را به صورت مردی به او نشان داد و از او پرسید: درباره‌ی داوود (ع) چه می‌دانی؟ جبرئیل گفت: چه می‌توان گفت که او هم پادشاه است، هم پیامبر (ص)، امّا افسوس که اگر در او یک خصلت نبود و آن اینکه نان بیت‌المال می‌خورد. اگر از کسب خود می‌خورد، کمال بزرگی را داشت و هیچ نقصی در او نبود. داوود (ع) به محراب آمد، از خدا التماس کرد که کاری به او بیاموزد که سبب به دست آمدن روزی او شود. پس به او زره‌بافی را آموختند و در آیه‌ی قرآن آمده، به خاطر شما به او زره‌بافی یاد دادیم تا آن بافته، شما را از آسیب نگه دارد. فایده‌ی این حکایت این که: وقتی پیامبر با کمال و جمال نبوّت روزی خود را با دست خود به دست می‌آورد، باید آگاه بود تا از ننگ طمع‌کاری دوری کنیم، سعادت دنیا و آخرت را به دست آوریم.
حکایت هفتم: آهنگری گشتاسب
در تاریخ پادشاهان عجم نوشته شده که: وقتی گشتاسب، عزّت و بزرگی خود را از دست داد، به روم رسید و به قسطنطنیه رفت. همّت بلندش به او اجازه‌ی گدایی نمی‌داد. در روزگار کودکی، در خانه‌ی خود آهنگری را آموخته بود. کارد و شمشیر و رکاب می‌ساخت. چون درمانده و بیچاره شد، نزد آهنگری رفت و گفت: من این شغل را آموخته‌ام و با او کار می‌کرد و از مزد آن، برای خودش روزی تهیّه می‌کرد و محتاج کسی نبود. وقتی به وطن بازگشت و دوباره بر تخت پادشاهی نشست، دستور داد تا همه‌ی بزرگان به فرزند خود شغل و حرفه‌ای بیاموزند و در بین ایرانیان این عادت مرسوم شد.
حکایت هشتم: توجیه گناه
روزی سالم‌بن‌عبدالله با خانواده‌اش به باغی رفته بودند. اشعب طمّاع باخبر شد و به دنبال آن‌ها به باغ رفت. در باغ بسته بود. از بالای دیوار به داخل رفت. سالم چون او را دید، گفت: این بی‌حرمتی است، زیرا اینجا خانواده‌ی من هستند و تو نامحرمی، چرا به حریم مسلمانان تجاوز می‌کنی؟ اشعب گفت: ما کاری به خانواده‌ی تو نداریم و تو می‌دانی! که من چه می‌خواهم. پس، از غذاهایی که آماده کرده بودند، به او دادند تا به خانه ببرد.
حکایت نهم: گربه‌ی طمع‌کار
محمّدبن‌احمد بغدادی گربه‌ای داشت و هر روز تکّه‌ای گوشت به او می‌داد. روزی آن گربه را در خانه‌ای گرفتند، کشتند و در پوست او کاه ریختند و بر در کبوترخانه زدند. محمّد وقتی از آن طرف عبور می‌کرد، گربه‌ی خود را دید که آویزان است. گفت: اگر به آن اندازه گوشت که به تو می‌دادم قناعت می‌کردی، به این حال مبتلا نمی‌شدی. این حکایت در خواری طمع‌کاری آمده است.
حکایت دهم: حمّال ارزان‌مزد
برادرزاده‌ی شعبی، جوانی زیرک بود. روزی به در سرای خلیفه آمده بود و در آنجا نشسته بود. خادم از خزینه بیرون آمد و زنبیلی که جام‌ها در آن بود، آورد. آن جوان را دید که بیکار نشسته، پس از او بیگاری کشید و گفت: ای جوان! این زنبیل را برای من بیاور تا سخنی به تو بیاموزم. با اصرار او، جوان سبد را بر سر گرفت و مقداری راه رفت. سپس سبد را پایین آورد و گفت: آن سخن را بگو تا برای ما مفید باشد. خادم گفت: اگر کسی به تو بگویدکه «حمّالی از تو ارزان‌مزدترباشد، باور نکن.» جوان خندید و دوباره زنبیل را بر سر گذاشت و شتابان رفت و سپس زنبیل را از سر خود انداخت و همه‌ی آن جام‌ها شکست. خواجه بر سر زد. جوان گفت: ناراحت نباش! «اگر کسی بگوید که: در این‌جا یک جام سالم مانده، باور نکن»، امّا تو ندانستی که حمّال مفت لغزنده است. خادم حسرت‌زده برگشت.
حکایت یازدهم: تقسیم زیرکانه
روزی ابوالحسن گفت: مرد عربی از ساکنان بصره، مهمان او شده بود. به زنم گفتم: به حرمت مهمان مرغی بریان کن و پیش ما بگذار. به مرد عرب نیز گفتم که: تو مهمان ما هستی و احترام مهمان بر ما واجب است، پس تو مرغ را قسمت کن. مرد عرب، سر مرغ را کند و پیش من گذاشت و گفت: تو سرور خانه هستی، پس شایسته هست سر مرغ را تو بخوری. دو بال مرغ را کند و پیش پسرانم نهاد و گفت: شما برای پدر و خواهرانتان به منزله‌ی دو بالید. دو ساق مرغ را نیز شکست و به دو دخترانم داد و گفت: دختران در خانه، پاشکسته‌اند. سر و بن مرغ را هم کند و پیش زنم گذاشت و گفت: این برای تو بهتر است. پس همه‌ی مرغ راپیش خود گذاشت. روز دیگر، پنج مرغ بریان کردیم و آوردیم. گفتم این پنج مرغ را برای هفت نفر قسمت کن. گفت: طاق قسمت کنم یا جفت؟ گفتم: طاق. پس یک مرغ پیش من و زنم گذاشت و گفت: شما دو نفر و یک مرغ می‌شود طاق. یک مرغ به دو پسرانم داد و گفت: شما هم دو نفر، با یک مرغ می‌شود طاق. یک مرغ هم پیش دو دخترم گذاشت و گفت: ایشان هم طاق باشند. دو مرغ هم پیش خود نهاد و گفت: من یک نفرم با دو مرغ می‌شود طاق. باز گفت: شاید از کار من خوشتان نیامد، پس جفت قسمت می‌کنیم. یک مرغ پیش من گذاشت و گفت: تو و دو پسران تو و یک مرغ چهار می‌شود. سه مرغ را خود برداشت و گفت: من با سه مرغ، چهار می‌شوم و یک مرغ را به زن و دو دخترم داد که آنان هم چهار شدند. بعد شروع به خوردن کرد و هر سه مرغ را خورد. به خاطر زیرکی او، ما بسیار خوشمان آمد.
حکایت دوازدهم: خرسندی به داده‌ی خدا
مردی مهمان سلیمان، آن‌چه از نان خشک و نمک داشت، در پیش او گذاشت و با عذرخواهی گفت: هرکه بی‌خبر بیاید، اگرچه نان خشک است، امّا روی من باز است. مهمان وقتی نان را دید، گفت: کاشکی با پنیر بود. سلیمان به بازار رفت و عبایش را گرو گذاشت و پنیر آورد. مهمان وقتی خورد، خدا را شکر کرد و گفت: بر آنچه خدا روزی کرده بود، قانع و خرسند هستم. سلیمان گفت: اگر به داده‌ی خدا خرسند بودی، عبای من در بازار گرو گذاشته نمی‌شد.
حکایت سیزدهم: عزّت طاعت
نقل کرده‌اند که: وقتی یعقوب لیث بیمار بود و همه‌ی طبیبان از معالجه‌اش عاجز شده‌اند، گفتند: ما آنچه می‌دانستیم انجام دادیم، خوب نشد. اکنون به دعا متوسّل شوید، شاید سلامتی پیدا کند. به شیخ عبدالله تستری گفتند: برای او دعا کند. او گفت: خدایا ذلّت معصیت را به او نشان دادی، عزّت اطاعتی که کرده‌ام نیز به من نشان بده. یعقوب شفا پیدا کرد و دستور داد هزار دینار برای شیخ هدیه بردند. شیخ آن‌ها را قبول نکرد و گفت: ما این بزرگی و عزّت را با قناعت به دست آورده‌ایم، نه با حرص و طمع و گرفتن مال. خادمی به او گفت: اگر آن مال را می‌گرفتی و به نیازمندان می‌دادی، بهتر بود. گفت: بندگان خدا، خدا به آن‌ها روزی می‌دهد، مرا چه به فضولی در این کار.
حکایت چهاردهم: پادشاهی بر خود
زمانی که سقراط حکیم در حکمت پیشی گرفت، گوشه‌گیری اختیار کرد و در غار تنها روزگار می‌گذرانید، تا اینکه برای پادشاه زمانی بیماری پیدا شد و طبیبان نتوانستند او را درمان کنند. پس فرستاده‌ای به غار رفت، امّا بقراط با او نیامد. وزیر، خودش به آنجا رفت و از او خواهش کرد. بقراط گفت: من از بودن با مردم دوری گزیده‌ام و بعد از این، اطراف پادشاهان نخواهم آمد و به وزیر توجّهی نکرد. پس وزیر با ناراحتی گفت: اگر تو خدمت پادشاه می‌کردی، خوراک و لباس تو از گیاه نبود. بقراط خندید و گفت که: اگر تو می‌توانستی گیاه بخوری، دیگر خدمت سلطان نمی‌کردی! فایده‌ی این حکایت این است که: هر کس بر خود پادشاه باشد، بندگی کردن پادشاهان برای او ننگ است.
حکایت پانزدهم: زمین آباد و زمین خراب
در کتاب ملح‌النّوادر آمده که: ابودلامه وقتی مدح ابوالعبّاس صفّاح را گفت، خلیفه از او پرسید: چه می‌خواهی؟ او گفت: یک سگ شکاری. خلیفه ناراحت شد! و دستور داد به او بدهند. وقتی به او دادند، گفت: من مرد شاعرم و نمی‌توانم دنبال سگ بدوم، اسبی لازم دارم. خلیفه به او اسب داد. گفت: وقتی شکار کنم و شکار زیاد باشد، نمی‌توانم آن‌ها را حمل کنم. پس به او غلام داد. گفت: وقتی شکار من زیاد باشد، غلام نیز نمی‌تواند همه را حمل کند. خلیفه به او شتر داد. باز گفت: وقتی شکار کردم، گوشت‌ها را چگونه بخورم؟ نان لازم دارم. خلیفه دویست قفیز زمین کوفه را به او داد. صد قفیز آباد و صد قفیز ویران. گفت: زمین ویران به چه کار می‌آید؟ هزار زمین صحرایی در روستاها به افراد خلیفه دادم، زمین خراب به کار من نمی‌آید. به من ده گز زمین از جایی که می‌خواهم بدهید. خلیفه گفت: از کجا می‌خواهی؟ جواب داد: از خزانه‌ی آباد شده‌ی خلیفه. دستور داد خزانه را خالی کنند و زمینش را به او بدهند. گفت: ای خلیفه! اگر آن خزانه را خالی کنید، ویران می‌شود و آباد نمی‌ماند. خلیفه خندید و به او هزار دینار سرخ و دویست جریب زمین آباد داد.
۴-۱-۳٫ خساست و بخیلی
حکایت اوّل: بخیل‌تر از بخیل
بونصر ثعلبی در کتاب غررالدّرر آورده که: در کوفه مرد بخیلی بود که در بخیلی افسانه شده بود و در تنگ‌چشمی مَثَل گشته بود. به او گفتند: در بصره مردی ثروتمند است، امّا در بخیلی هزار برابر از تو بیشتر! آن مرد خواست او را ببیند و به بصره رفت، تا فایده‌های بخل را ازاو بپرسد. وقتی به آنجا رسید، خود را معرّفی کرد و گفت: به قصد این آمده که از او فایده‌ای ببرد. بخیل بصره او را تعارف و احترام کرد و گفت: خوش‌آمدی و به بازار رفت تا غذایی فراهم کند. به نانوایی آمد و گفت: نان خوب داری؟ نانوا گفت: نانی همچون روغن گاو پخته‌ام. بخیل گفت: بهتر است روغن گاو بخرم، از بقّالی روغن گاو خوب خواست. بقّال گفت: روغن گاوی دارم که هزار برابر از روغن زیتون بهتر است. پس به بقّالی دیگر رفت تا روغن زیتون بخرد. گفتند: روغن زیتونی دارم که هزار بار از آب صاف‌تر و روشن‌تر است. گفت: خوب گفتی، پول خود را هدر نمی‌دهم، در خانه دو ظرف آب دارم و به خانه بازگشت. بخیلی که از کوفه آمده بود، منتظر غذا بود. بخیل بصره به او گفت: همه‌ی آن خوردنی‌هایی که وصف می‌کنند، من در خانه دارم. ظرف آب را آورد و قصّه‌ی نانوا و بقّال را تعریف کرد. بخیل کوفی گفت: به راستی که تو در این مورد از من و نزدیکان من گوی سبقت را ربودی و سرآمد همه‌ی بخیلان عالم هستی.
حکایت دوم: بخیلی مردم کوفه
شوخ‌طبعی حکایت می‌کرد: «زمانی در کوفه کودکی از بقّالی می‌خواست، که نان درست را از او بگیرد، با تکّه نان عوض کند و بقیّه‌ی آن را هویج به او بدهد.» و گفت: «زمانی من آرد پخته شده‌ی گندم نیاز داشتم و در شهر پیدا نکردم. از هر کسی سؤال می‌کردم تا اینکه یک نفر به من گفت: دکّان عطّاری برای معالجه می‌فروشند.» و یکی از شوخ‌طبعان برای مهمانی به خانه‌ی یک کوفی آمد. صاحب‌خانه به کنیزش گفت: برای مهمان پالوده گرم فراهم کن. کنیز گفت: عسل نداریم. مرد کوفی گفت: پس لحاف ابریشمی بینداز تا بخوابند. مهمان گرسنه و بیچاره گفت: «آخر در میان پالوده و لحاف ابریشمی، تکّه پنیر نیست که من بخورم؟» مرد کوفی گفت: «خوردن غذای بی‌وقت باعث بیماری می‌شود و مبادا بیمار شوی و من باعث آن باشم.» مهمان بیچاره شب را گرسنه خوابید و فردا نیز برای او غذا نیاوردند، پس میزبان را لعنت کرد.
حکایت سوم: مرد بخیل و سر گوسفند
یکی از دبیران بغداد وضعیّت مالی او دگرگون شد و بیکاری به سراغ او آمد و از بی‌چیزی به بصره رفت. روزی در دکّان بقّالی، کاردی گرو گذاشت و قدری کاغذ خرید تا برای دوستش نامه بنویسد و از او چیزی بخواهد. مرد بقّال وقتی خطّ و بلاغت او را دید، از احوال او پرسید. آن مرد از فقر خود گفت. بقّال او را راهنمایی کرد تا خدمت کسی را بکند و مزدی بگیرد. پس به او گفت: اینجا مردی به نام ابوصابر، مرد بخیل و ثروتمند است و نویسنده‌ای می‌خواهد تا دخل و خرجش را بنویسد، ولی به علّت بخیلی‌اش، کسی پیش او نمی‌ماند. جوان گفت: من به آنچه او می‌دهد، قانع هستم. به خدمت ابوصابر رفت و شش‌ماه خدمت او می‌کرد، امّا در این مدّت، هرگز نان و مال او را ندید و هر وقت به در خانه‌ی او می‌آمد، کودکی با لباس پاره را می‌دید. روزی از پسر پرسید: با او چه نسبتی داری؟ خواجه گفت: او پسر من است، امّا برای اینکه متّکی به خودش باشد، لباس نو برایش نمی‌خرم. از آن وقت نفرتی از او برایم پیش آمد و گفتم: بدبختی که پسرش از او نفع نبرد، دیگران چه انتظاری از آن داشته باشند. خواستم آن‌جا را ترک کنم، امّا خواب دیدم که پیرمردی به من گفت: ابوصابر را ترک مکن که برای تو سود زیادی دارد. بعد از آن، او را خدمت کردم تا اینکه یک هفته‌ای نتوانستم به خدمت او بروم. بیمار بود. مرا به خانه دعوت کرد. خانه‌ای بزرگ داشت، ولی فرش نداشت و روی حصیر خوابیده بود. پرسیدم: چه آرزویی داری؟ گفت: آرزوی من یک سر برّه است. با پول خودم، برای او خریدم. بعد از یک هفته او را سالم دیدم. از من تشکّر کرد و گفت: آن سر گوسفند باعث سلامتی من شد. روز اوّل چشمان او را خوردم و روز دوّم گوش‌هایش و روز سوّم زبان، روز چهارم گوشت آن و روز پنجم مغزش را خوردم. کاسه‌ی سرش را نیز به جای نمکدان استفاده می‌کنم. من ظاهراً او را ستایش کردم، ولی در دلم بر او نفرین می‌کردم، زیرا در آن زمان او پولش هیجده‌هزار دینار زر سرخ نقد بود، ولی سر برّه را در پنج نوبت خورد و کاسه‌ی سرش را نمکدان کرد. وقتی او فوت کرد، از مال او به من یک‌هزار دینار رسید. پسرش دو سال بعد مرا دعوت کرد و در مهمانی هزار سر گوسفند آماده کرده بود. از ماجرای پدرش برای او گفتم و پسرش گفت: آری چنین باشد و این بیت را گفت:

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : پایان نامه های انجام شده درباره : بررسي ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

از سال 2005 میلادی تاکنون موضوع شبکه های اجتماعی مجازی اصلی ترین مشغله کابران اینترنت در دنیا و به تبع آن در ایران بوده است.
شبکه های اجتماعی در حال حاضر قویترین رسانه آنلاین در دنیا به شما می روند. این شبکه ها به دلیل تکثر و تنوع محتوائی و قابلیت های متعددنرم افزاری و اینترنتی با استقبال وسیعی توسط کاربران مواجه شده اند.وجه ویژگی شبکه ها قدرت برقراری نظام شبکه ای میان دوستان و همفکران کاربران به صورت منظم و سامان مند است.(ضیائی پرور، 1388: 12 )
شناخت رابطه ميان ويژگي‌هاي فردي كاربران با گرایش ديني و عوامل ديگري كه با گرایش ديني در شبكه‌هاي اجتماعي رابطه معني دار دارند از جمله مهم‌ترين اهداف اين پژوهش به حساب مي‌آيد.
شبکه‌های اجتماعی که شیوه ای از زیستن در شهر مجازی محسوب می شوند به شکل خیره‌کننده‌ای در حال افزایش بوده و برای جذب مخاطبان بیشتر سعی در ارائه خدمات بهتر و متنوع‌تری دارند و همین مسأله باعث شده است افراد بیشتر مدت زمان بیشتری را نیز در این شبکه‌ها حضور داشته باشند و این حضور مستمر به عنوان کاربران فعال هنگامی که با دیدگاه‌ها، نظرات و فرهنگ‌های متفاوت مواجه می‌شوند، به‌طور جدی از نظر هویتی دچار چالش شده و همین چالش‌ها ممکن است هویت افراد را نیز دستخوش تغییر کند؛ هدف كلي اين تحقيق رسيدن به اين مسأله است كه وجود شبكه‌هاي اجتماعي و بهره‌گيري، عضويت و حضور در اين شبكه‌ها؛ چقدر مي‌تواند گرایش ديني جوانان اين مرز و بوم را دستخوش تغيير كرده و به سمت زوال يا اضمحلال بكشاند؟و اين‌كه آيا اصولاً به‌خاطر چالش‌هايي كه از ناحيه‌ی اين شبكه‌ها ممكن است براي جامعه‌ی جوان ايران بوجود آيد، مي‌توان به مقابله با آن برخاست يا بايد راه‌هاي ديگري را جستجو كرد؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به طور کلی هدف اصلي در این پژوهش : “بررسي نقش استفاده از شبكه هاي اجتماعي مجازي بر گرايش ديني دانشجويان” است.
اهداف فرعی نیز شامل موارد زیر است که به نحوی در سطور گذشته به آن ها پرداخته شد:
1- بررسی اهداف دانشجویان از عضویت در شبکه های اجتماعی
2- دست یابی به تاثیر شبکه های اجتماعی بر فعالیت های دینی فردی و جمعی دانشجویان
3- دست یابی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در میان دانشجویان دختر و پسر و تاثیر آن بر نحوه زندگی آنها
4- بررسی میزان استفاده از این شبکه ها در جهت اهداف دینی و توسعه ارزش های اسلامی
1-5 سئوالات کلیدی تحقیق

    1. دانشجویان با چه هدفی به دنبال شبکه های اجتماعی هستند؟
    1. آیا استفاده از شبکه های اجتماعی در جهت كاهش يا افزايش گرایش دینی افراد اثر داشته است؟
    1. بین میزان پایبندی به اعتقادات دینی و تاثیر پذیری از شبکه های اجتماعی رابطه وجود دارد؟
    1. بین میزان پایبندی به اعتقادات دینی و نشر ارزش های دینی در شبکه های اجتماعی رابطه وجود دارد؟

1-6 فرضیات تحقیق
فرضیه: 1- بین استفاده از شبکه های اجتماعی و گرایش های دینی کاربران رابطه وجود دارد .
فرضیه 2- استفاده ار شبکه های اجتماعی بین كاربران زن و مرد یکسان نيست.
فرضیه 3- شبکه های اجتماعی با هدف تضعیف اعتقادات و باورهاي ديني کاربران فعالیت می کنند.
فرضیه 4- بنیانگذاران شبکه های اجتماعی با هدف تضعیف اعتقادات دینی کاربران فعالیت می کنند.
فصل دوم:
ادبيات و مباني نظري تحقيق
2-1 مقدمه
ایرانیان از زمان صفویه تاکنون با سه انقلاب یا به عبارتی نهضت دینی مواجه بوده که اولی با بسیج نیرو های مذهبی و اجتماعی شاه اسماعیل صفوی، دومی توسط مشروطه خواهان زمان قاجاری و سومی انقلاب اسلامی سال 1357 ایران اسلامی بوده است.
بنابرای می توان گفت دین و نهضت دینی و اصلاح طلبی دینی همواره در جامعه ایران نقش و جایگاه خاص خود را داشته است ولی این نهضت و اصلاح طلبی از زمان قاجاریه با پیدایش فکر تغییر و ضرورت ایجاد اصلاحات متاثر از شرایط جدید و استفاده از ابزار های جدید ارتباطی با دگرگونی های فراوانی همراه شد.(زیباکلام، صادق: 1375)
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان از کتب اهل تسنن نقل می کند که رسول اکرم فرمود: لَولا تَکَثُّرٌ فی کَلامِکُمْ وَ تَمریجٌ فی قلوبِکُم لَرَأَیْتُمْ ما اَری وَ لَسَمِعْتُمْ ما اَسْمَعُ(علامه طباطبائی،تفسیر المیزان: 1340)
یعنی اگر زیاده روی در سخن گفتن شما، و هرزه چرانی در دل شما نبود هر چه من می بینم شما می دیدید و هر چه می شنوم می شنیدید. کلمه “تمریج” از ماده “مرج” است و به معنای چمن و سرزمین علفزار است که معمولا هر نوع حیوانی در آنجا وارد می شود و راه می رود و می چرد. می خواهد بفرماید زمین دل شما مثل آن علفزارهای بی در و سر است که هر حیوانی در آنجا راه دارد و قدم می گذارد.
رسانه ها همواره نقش تاثیرگذار در زندگی انسان ها داشته و دارند.مروری بر تاریخ استفاده از رسانه ها نیز نشان می دهد که بیشتر موارد کاربرد رسانه ها نیز در خدمت توسعه و تبلیغ دین بوده است.چه اینکه تاریخ ظهور اسلام و بعثت پیامبر گرامی اسلام نیز به عنوان نقطه عطفی در استفاده از رسانه در خدمت دین به شمار می آید.
به گونه ای که استفاده از مساجد ، محراب و منبر، اذان و اقامه و همچنین استفاده از کتابت وحی به عنوان ابزار های رسانه ای مورد استفاده از رسانه در خدمت دین است.
اگرچه استفاده از رسانه های سنتی همواره رنگ و بوی مذهبی داشته است ولی رسانه ها همواره در طول زمان در حال تحول و توسعه بوده و کاربردهای فراوان یافته اند.
با رشد صنعت چاپ و انقلابی صنعتی در غرب نیز موجبات استفاده رسانه ها در اهداف مختلف مذهبی، سیاسی، اقتصادی و نظامی فراهم گردید.
گرچه تحول رسانه ای در قرن های گذشته نیز همواره رابطه خود را با دین حفظ کرده است توسعه آن در قالب رسانه های الترونیکی در قالب رادیو و تلویزیون موجب جدائی دین و رسانه نشده است و شرایط توسعه دین از طریق رسانه ها همواره ادامه داشته و دارد.
ولی این نیز همه ماجرا نبوده و نیست و رسانه ها در مسیر توسعه خود از شکل یکطرفه و یکنواخت به رسانه های متنوع و با قابلیت های فردی و اجتماعی تغییر شکل داده است.
شبکه های اجتماعی رسانه های دهه اخیر و تحول یافته در بستر وب و در خدمت مخاطبان و کاربران هستند که شرایط بسیار پویا و کاملی را برای استفاده کاربران از این رسانه ها فراهم کرده اند.
شبکه های اجتماعی گرچه در ویژکی رسانه بودن با رسانه های سنتی مشترک هستند ولی کاربردها و کارکردهای آن با یکدیگر قابل مقایسه نیست .
محراب و منبر بیشتر در خدمت دین و تبلیغات مذهبی بود ولی شبکه های اجتماعی گرچه می تواند نقش مسجد مجازی را هم برعهده بگیرد ولی کارکردها ، اهداف و استفاده آن به یکی از مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است.
در این فرایند توسعه رسانه ای که همواره مورد توجه کارشناسان ارتباطات و صاحب نظران ارتباطات است شبکه های اجتماعی از بعد دینی نیز اهمیت فراهم یافته است.
2-2 پیشینه نظری
یکی از امتیازات ویژه که این پدیده نوظهور را مستعد نقش آفرینی در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و مذهبی می کند، استقبال وسيع كاربران اينترنتي از شبكه‎‎هاي اجتماعي است. به طوری که آمار‎هاي مربوط به استفاده كاربران اينترنتي از شبكه‎‎هاي اجتماعي همچنان رو به رشد است. براساس اعلام رسانه ها در هر روز حدود ۸۰۰ هزار نفر عضو جديد به فيس بوك مي­پيوندند، حدود 3 ميليون عكس در فليكر آپلود مي شود، حدود ۳۰ هزار ساعت ويدئو در يوتيوب مشاهده مي شود و آمار‎هاي مربوط به ساير شبكه‎‎هاي اجتماعي نيز بدين ترتيب رو به افزايش است. با چنين آمار و ارقامي، بي‎اغراق نيست اگر آينده اينترنت را در سلطه شبكه‎‎هاي اجتماعي بدانيم.
یکی از دلایل این محبوبیت آن است که كاربران اينترنتي مي توانند اغلب نياز‎هاي آنلاين خود را اعم از پیام های اخلاقی، مذهبی و دینی و اخبار و اطلاعات روز سیاسی و اجتماعی در اين وب سايت ‎ها تامين كنند. در شبكه‎‎هاي اجتماعي، كاربران مي توانند پروفايل ‎هاي شخصي براي خودشان بسازند كه شامل مشخصات، تصاوير، علاقه‌مندي‌‎ها و ساير موارد اين‎چنيني است. اما شبكه اي شدن اين وب سايت ‎ها از جايي آغاز مي شود كه هر كاربر ليستي از دوستان تهيه مي كند و اين پروفايل ‎هاي شخصي به يكديگر متصل مي شوند. هر كاربر مي تواند دوستان و آشناياني كه در همان شبكه اجتماعي حضور دارند را به ليست دوستان خود بيافزايد. همچنين كاربران مي توانند با جست وجو در پروفايل ‎هاي كاربران و مشاهده مشخصات آن‎‎ها با افراد جديدي آشنا شوند و ليست دوستان خود را گسترده تر كنند. اين‎‎ها ابتدايي ترين امكانات شبكه‎‎هاي اجتماعي است و اين وب سايت ‎ها در سال­‎هاي اخير تلاش كرده­اند، تا گزينه‎‎هاي بيشتري در اختيار كاربران خود قرار دهند. امكاني شبيه به وبلاگ ‎ها و ميكروبلاگ‌‎ها براي نوشتن مطالب كوتاه و يادداشت ‎هاي روزانه و فضايي شبيه به سايت ‎هاي عكس براي قرار دادن تصاوير شخصي، ايجاد فضايي شبيه به چت براي گفت وگو‎هاي فوري ميان كاربران، قابليت ساختن اتاق ‎هاي گفت وگو و صفحات هواداري شبيه به فروم ‎هاي اينترنتي از جمله ساده ترين اين امكانات است.
شبكه‎‎هاي اجتماعي متناسب با موضوع فعاليت، امكانات ديگري از قبيل خبرخوان­‎هاي اينترنتي، بازي ‎هاي آنلاين، قابليت آپلود كردن ويدئو‎ها و فايل­‎هاي كامپيوتري و برقراري ارتباط با ساير رسانه‎‎هاي شخصي را نيز در گزينه‎هاي‌ خود دارند. بدين ترتيب، مي بينيم كه اغلب امكاناتي را كه كاربران اينترنتي پيش از اين از طريق مراجعه به چندين وب سايت كسب مي كردند، يك‏جا در شبكه‎‎هاي اجتماعي دريافت مي كنند. پس بي دليل نيست كه كاربران بخش قابل توجهي از زماني را كه در اينترنت به سر مي­برند در شبكه‎‎هاي اجتماعي حضور دارند.
شبكه‎‎هاي اجتماعي از سويي به عنوان نسل پيشرفته رسانه‎‎هاي اجتماعي امكانات تعاملي قابل توجهي براي كاربران اينترنتي فراهم مي­آورند. اين امر افزايش مشاركت شهروندان در برخي فرآيند‎ها سياسي و اجتماعي را در برداشته است. ویژگی تعاملی بودن شبکه ­های اجتماعی باعث شده که همه روزه طیف گسترده ای از موضوع های متنوع به شکل آنلاین در این شبکه ها اتفاق می افتد. بخشی از این موضوع ها در مورد کارها و مسائلی است که کاربران دوست دارند در زندگی واقعی خود و در آینده نزدیک انجام می­ دهند. گاهی اوقات، این موضوع ها می تواند به فرصت های بزرگی مانند مشارکت در پروژه های سیاسی و اجتماعی منجر شود. مصداق بارز این مشارکت سیاسی اجتماعی را می­توان در جریان حرکت­های ضد دولتی در کشورهای عربی مشاهده کرد.
در حوزه ارتباطات بين‎الملل نيز شبكه‎‎هاي اجتماعي محل توجه هستند و برخي كشور‎هاي شرقي مانند چين و روسيه كه دغدغه حفظ فرهنگ ملي براي آنها اهميت دارد، با تقويت شبكه‎‎هاي اجتماعي بومي تلاش كرده اند كاربران شان را از شبكه‎‎هاي اجتماعي بين‎المللي كه در مالكيت شركت‌هاي آمريكايي هستند، دور كنند. شبكه‎‎هاي اجتماعي همچنين بر شكل ‎هاي سرمايه اجتماعي و اقتصادي و نحوه تبديل آن‎‎ها به يكديگر مؤثر بوده اند و عرصه اقتصاد را نيز بي نصيب نگذاشته اند.
اخیراً با افزایش شبکه های اجتماعی در اینترنت، افراد زیادی برای وقت گذارنی و تفریح یا دوست یابی به این شبکه ها مراجعه می کنند، که عوارض آن در رفتارهای اجتماعی افراد بروز می کند. این افراد ابتدا با کنجکاوی از ماهیت شبکه وارد آن جمع می شوند و کم کم به آن علاقمند شده و اعتیاد پیدا می کنند. البته نوع استفاده از آن به فرد بستگی دارد.
قرآن می فرماید: روز قیامت برخی از دست دوست شکایت می کنند که کاش با فلانی رفیق نمی شدم! این فرد مرا گمراه کرد. « وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی‏ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی‏…» شاید مصداق فراگیر این سخن در شبکه های اجتماعی کنونی است که افراد فارغ از هر سلیقه و مذهب و گرایش سیاسی و مذهبی در کنار هم قرار می گیرند و به تبادل اطلاعات می پردازند فارغ از اینکه چه اثرات اجتماعی، سیاسی و مذهبی و هویتی برای آنها به شکل آگاهانه و ناآگانه دارد.
سيدحسين شرف ‏الدين از پژوهشگران اجتماعی در عرصه دین و رسانه در مقاله ای تحت عنوان دین و رسانه آوره است: ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است. تاريخچه مطالعات اين حوزه بيانگر آن است كه به رغم بهره‏گيري عملي دين‏مداران از رسانه‏هاي نوظهور، در انتقال پيام دين و ارجاع مستقيم و غيرمستقيم ارباب رسانه به دين و معارف ديني در برنامه‏هاي گوناگون خويش تا دهه 1960 تقريبا نوعي جدايي ميان دين و رسانه و بالطبع ميان مطالعات و تحقيقات اين دو حوزه در جريان بود. از اين مرحله به بعد است كه تحت تأثير عواملي، تعامل ميان اين دو واقعيت، دو متن، دو نهاد يا دو عنصر فرهنگي و تكنولوژيكي رفته رفته دست‏مايه بررسي‏هاي علمي و تأمّلات محققانه واقع شد و نقطه تلاقي‏ها و سطوح تماس بالفعل يا بالقوّه اين دو از منظرهاي مختلف فلسفي، روان‏شناختي، جامعه‏شناختي، فرهنگي، حقوقي، اخلاقي، زبان‏شناختي و هنري مورد بحث و مداقّه قرار گرفت. البته هنوز هم به رغم توسعه روزافزون قلمرو ارجاعات متقابل و تعاملات اجتناب‏ناپذير، تعميق اين سطوح در غالب مطالعات مربوط به دين و رسانه، نوعي غفلت از پرداختن جدي به ابعاد، لايه‏ها، اقتضائات، محدوديت‏ها و آثار اين درهم آميختگي مشهود است.
اين چرخه ارتباطي، ضلع سومي نيز دارد و آن «فرهنگ» است. فرهنگ به واقع بستر و عرصه وقوع انواع ارتباط، از جمله ارتباطات دين و رسانه است. علاوه اينكه در غالب مطالعات فرهنگي، دين بيشتر به مثابه يك مجموعه فرهنگي و گاه هسته و مؤلفه كانوني يك فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. از اين‏رو، دين، فرهنگ ورسانه در قالب تركيبي جديد، پيچيده، چند لايه و درهم تنيده، حجم قابل توجهي از موضوعات و مسائل قابل مطالعه را در دستور كار پژوهشگران قرار داده است. اين حوزه همچنين به دليل كثرت ابعاد، شاخه‏هاي علمي گوناگوني را هرچند با نسبت‏هاي متفاوت در قالب طيفي از مطالعات مشترك و ميان‏رشته‏اي درگير ساخته است. دو مفهوم تركيبي نسبتا پر بسامد «دين رسانه‏اي» و «رسانه ديني» با معاني متفاوتي كه از كاربرد آنها اراده مي‏شود، از رهگذر توجه به نحوه ارتباط و تلائم دين و رسانه يا فرهنگ ديني و رسانه پديد آمده‏اند. در ادامه به توضيح اجمالي ‏محورهاي ‏مرتبط ‏با موضوع‏ نوشتار خواهيم ‏پرداخت.

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره انقلاب اسلامی، واکاوی چرایی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

آقای زیباکلام در تحلیل شان، با تأکید بر اعتقاد امام مبنی بر عدم قبول پست اجرایی از سوی روحانیت- که در فصل بعد به طور کامل بدان پرداخته خواهد شد- می نویسد: اگر مهندس بازرگان قبول نمی کردند، افراد دیگری بودند که قبول کنند. باید گفت درست است که افراد دیگری بودند که این پست را قبول کنند، اما این سؤال مهم همچنان به قوت خود باقی می ماند، که افراد دیگر باید دارای چه ویژگی هایی باشند که به عنوان گزینه مناسب برای پست نخست وزیری مناسب تشخیص داده شوند. تمام تلاش نگارنده در این فصل بر آن بود که نشان دهد مهندس بازرگان دارای ویژگی هایی بود که دیگران فاقد آن ها بودند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

آقای صدرشیرازی توبه سیاسی مهندس بازرگان پس از ملاقات پاریس را از دلایل واگذاری پست نخست وزیری بازرگان می داند. اما نگارنده بر این نظر است که مهندس بازرگان بعد از ملاقات پاریس تغییر موضع نداده بلکه تسلیم خواست اکثریت شده. حتی اگر در اعلامیه ای که بعد از ملاقات پاریس از سوی نهضت آزادی انتشار یافته دقت می کنیم می بینیم که در آن اعلامیه نهضت آزادی می نویسد، خواست اکثریت ملت ایران نه خواست نهضت آزادی یا خواست مهندس بازرگان. یعنی چون خواست ملت این است پس ما هم خواست ملت را می پذیریم. از نظر نگارنده مهندس بازرگان در آن شرایط از این واقع بینی سیاسی برخوردار بوده که اگر غیر از خواست رهبری و اکثریت مردم چیزی بخواهد در آینده سیاسی کشور راه به جایی نخواهد برد.
آقای صدرشیرازی در دلیلی دیگر اختیارات محدود مهندس بازرگان را که ناشی از عدم اعتماد به وی می داند، دلیل انتصاب می داند.
اما در مقام پاسخ به این فرضیه باید پرسید که اولاً آقای صدرشیرازی چگونه اختیارات محدود را به عنوان دلیلی برای این انتصاب می داند. به عبارت دیگر چگونه رابطه ایجابی بین ای دو متغییر برقرار می کند؟
در ثانی اگر اعتماد وجود نداشته چرا همین اختیارات به زعم ایشان محدود واگذار می شود؟
از سوی دیگر این اختیارات واگذار شده، اختیارات محدودی نیست. این اختیارات، اختیاراتی است که بقای یک نظام سیاسی به آن ها وابسته است. واگذاری این اختیارات به خوبی نشان می دهد کسی که برای واگذاری این اختیارات انتخاب می شود، باید فردی باشد، اولاً مورد اعتماد و اطمینان و در ثانی از توانایی لازم برای انجام چنین مسؤولیت هایی برخوردار باشد.
فصل پنجم:
امام و رهبری انقلاب
امام در گود مبارزه
امام روح الله موسوی خمینی در سال ۱۲۸۱ شمسی در یک خانواده مذهبی در خمین به دنیا آمد. وی ۵ ماهه بود که پدرش توسط یکی از ملاکین به قتل رسید و از آن پس سرپرستی امام را مادرشان برعهده داشت. امام تحصیلات مقدماتی را پیش برادرش آقای پسندیده خواند و درسال ۱۲۹۸به اراک عزیمت کرد و از شاگردان آقای حائری (مؤسس حوزه علمیه) قم شد. سال بعد به همراه ایشان وارد قم شد و در سال ۱۳۰۶ در درس خارج آقای حائری به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۱۵ به درجه اجتهاد نائل شد.[۵۲۵]
امام خمینی علاه بر مقام ممتاز فقاهت در علوم هیأت، فلسفه و حکمت و عرفان نیز دارای مهارت ویژه و تخصص کامل می باشد. امام در عنفوان جوانی در مقام تهذیب نفس و خودسازی برآمد و به تحصیل معنویات و کسب فضایل انسانی و روحانی پرداخت و در مدتی بسیار کوتاه در این رشته موفقیت بزرگ و درخشانی کسب کرد تا آنجا که در همان اوان جوانی سرآمد پارسایان و پرهیزگاران عصر خویش قرار گرفت و درمیان شخصیت های بزرگ علمی و روحانی، محافل مذهبی و عامه مردم قم مقام و منزلت ویژه کسب کرد.[۵۲۶]
پس از درگذشت آیت الله حائری، زعامت حوزه علمیه با دعوت و اصرار امام به آیت الله بروجردی واگذار گردید. در زمان هجرت آیت الله بروجردی به قم، امام خمینی برای تحکیم موقعیت زعامت و مرجعیت آیت الله بروجردی کوشش فراوان کرد و به گفته شاگردان امام برای همین منظور نیز در جلسات درس اصول مرحوم آیت الله بروجردی شرکت می کرد.[۵۲۷]
با حضور آیت الله بروجردی در حوزه علمیه قم روح محافظه کاری و اندیشه جدایی دین از سیاست در میان روحانیون تقویت شد. امام خود در این ارتباط می نویسد: «وقتی شعار دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد، به زعم بعضی افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت و این مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه می رفت متدین تر بود».[۵۲۸]
حضور پر قدرت آیت الله بروجردی با نمایندگی اندیشه جدایی دین از سیاست، شرایطی برای امام به وجود آورد که نه تنها فعّالیت سیاسی ایشان را سخت تحت تأثیر قرار داد، بلکه بارها به دلیل تدریس فلسفه و عرفان مورد انتقاد و انکار سایر روحانیون قرار گرفت. در این دوره امام آماج سخت ترین اتهامات و حملات تا حد شرک واقع شد.
اما چنین فضایی نتوانست وجه سیاسی امام را منفعل گرداند. وجه سیاسی فعّالیت امام در این سالها نگارش کتاب کشف الاسرار است.
کتاب کشف الاسرار در برابر کتاب اسرار هزار ساله منتشر شده بود. کتاب هزار ساله[۵۲۹] کتابی بود که نویسنده آن انتقادات متعددی از برخی معتقدات شیعیان و تشکیلات روحانیت کرده بود.
در آن زمان شهرت کتاب بیشتر به دلیل همان پاسخ های مستدل و دفع شبهات اسرار هزار ساله بود و مطالب سیاسی آن کمتر مورد عنایت و توجه واقع شد.[۵۳۰] در اینجا مطالب سیاسی آن مورد بررسی قرار می گیرد.
امام در بخشی از کتابشان با اشاره به جنایات رضا شاه چنین می نویسند:
«ما می گوییم دولت که برای پیشرفت کلاه لگنی نیم خورده اجانب چندین هزار افراد مظلوم کشور را در معبد بزرگ مسلمین و جوار امام عادل مسلمانان با شصت تیر و سر نیزه سوراخ سوراخ و پاره پاره کند. این دولت کفر و ظلم است و اعانت آن عدیل کفر و بدتر از کفر است. ما می گوییم دولت که بر خلاف قانون کشور و قانون عدل یک گروه دیوانه آدم خوار به نام پاسبان شهربانی در شهر و ده به جان زن های عفیف بی جرم مسلمانان بریزد و حجاب و عفت را با زور و سر نیزه از سر آنها برباید و به غارت و چپاول ببرد و محرمات بی سرپرست را در پی لگد و چکمه خورد کند و بچه های مظلوم آنان را سقط نماید. این دولت، دولت ظالمانه و اعانت بر آن عدیل کفر است». [۵۳۱]
امام در ادامه می گوید: «ما از رضاخان چندان توقعی نداریم او با وضع سربازی بزرگ شده بود و گوشت و خون او با این فجایع تربیت شده بود او نمی توانست بفهمد که عفت و پاکدامنی و امانت و درستی برای یک سرباز اهمیتش بیشتر است تا برای دیگر افراد توده، سرباز به دینداری نیازمندتر است از دیگران، لیکن با قانون گذارها که خود را دانشمند به حساب می آوردند سخن داریم».[۵۳۲]
امام در مقام راه حل مشکلات چنین می گویند: «جمله آن که این زمامداران خائن یا بی خرد باید عوض شوند تا کشور عوض شود و گرنه از این روزگار بدتری خواهید دید. تنها حکومتی که خرد و شرع را حق می داند حکومت خدا، یعنی حکومت قانون الهی است و اگر قوانین اسلام در این مملکت جریان پیدا کند روزی می رسد که پیشقدم در تمدن جهانی باشد و این نوع حکومت اگر به دست فقیه هم نباشد بدون نظارت فقها هم امکان ندارد».[۵۳۳]
اکنون با چنین نگرشی که امام از جایگاه حوزه و روحانیت در امور اجتماعی به طور عام و امور سیاسی به طور خاص دارند، این سؤال پیش می آید که اصرار امام برای حضور آیت الله بروجردی در قم چه بوده است؟
آنچه حضور آیت الله بروجردی برای روحانیت و حوزه فراهم آورد، تأکیدی بود بر اندیشه جدایی دین از سیاست. این که روحانیون نباید در سیاست دخالت کنند. جایگاه روحانیون در حوزه و سر کلاس بحث حوزوی است.
نگارنده بر این نظر است که درخواست و اصرار امام برای حضور آیت الله بروجردی در قم دقیقاً منطبق با خواست امام برای حضور روحانیت در عرصه سیاست بوده است و حضور ایشان در قم از جنبه ایجابی بوده است.
بنابراین باید این درخواست را از منظر دلایل سیاسی بررسی کرد:
آیت الله بروجردی به عنوان رهبری دینی بزرگ و مرجع تقلید شیعیان از نفوذ قابل توجهی در جامعه دینی برخوردار بوده است. طیف وسیع مقلدان همراه با نام و آوازه ای که ایشان داشتند، برای ایشان قدرت اجتماعی وسیعی را فراهم آورده بود. اما نکته ای که وجود داشت این بود که چنین مرجعی با چنین برد قدرت اجتماعی در جغرافیای خارج از ایران قرار داشت. بنابراین حضور ایشان در قم امکان بهره برداری از این قدرت را چندین برابر می کرد. اما دلیل مهم تر آن را باید در راستای همان خواست سیاسی کردن روحانیت از سوی امام بررسی کرد. اگر قرار است مقاومتی از سوی حوزه صورت بگیرد باید این مقاومت از سوی بالاترین مقام و مرجع مذهبی باشد تا اولاً حکومت نتواند به راحتی با آن برخورد کند. زیرا وقتی چنین جنبش ها و حرکت هایی در سطح حوزه صورت گیرد اما نیروهای درجه یک حوزه از آن حمایت نکنند، حکومت به راحتی می تواند آنها را در نطفه خفه کند. به عبارت دیگر وقتی این حرکت ها از سوی پایگاه قدرت دینی حمایت نشود حکومت به راحتی می تواند بدون در نظر گرفتن هیچ ملاحظه ای با شدت و حدت تمام برخورد کند. در ثانی وقتی که روحانیت به عنوان مرجع تقلید قدرت سیاسی را به چالش بکشد، دیگر روحانیون در طبقه روحانیت نمی توانند روابط گرمی را با مرکز قدرت سیاسی پی ریزی کنند. و نهایتاً این که ورود چنین شخصیتی با چنین آوازه ای به گود سیاست طیف وسیع مقلدان را از دو جهت تحت تأثیر قرار می دهد، یکی اینکه مقلدان چنین مرجعی با این استدلال مواجه می شوند که احتمالاً قدرت سیاسی در جایی درست عمل نکرده و تخطی کرده که چنین مقامی به مخالفت و مقاومت در برابر او پرداخته است. و دیگر اینکه می توان از طیف وسیع مقلدان و هواداران در بسیج عمومی استفاده کرد. جامعه ای که اطاعت از مرجع تقلید را واجب شرعی می داند، پس زمانی که از سوی مرجع تقلید فرا خوانده شود قدرت عظیمی را فراهم می آورد که به عنوان قدرتی ضددولتی، حاکمیت را به مبارزه دعوت می کند. پس بهتر است اگر مقاومت و مخالفتی صورت گیرد رهبری آن از سوی مرجع دینی باشد تا پیامدی نتیجه بخش به همراه داشته باشد. بنابراین امام با چنین نگرشی از آیت الله بروجردی برای حضور در قم دعوت می کنند. اما آیت الله بروجردی آنچه را امام می پنداشتند اعتقاد نداشتند، اما با وجود این اختلاف، امام به تقویت و تثبیت جایگاه آیت الله بروجردی در حوزه پرداختند. به طوری که همان طور که بیان شد در کلاس درس ایشان حاضر شدند.[۵۳۴]
شهید محلاتی در خاطرات خود می نویسد، امام جزء کسانی بود که خیلی مصر بودند برای حضور آیت الله بروجردی در قم. شهید محلاتی در ادامه می نویسد: یکی از دلایل این اصرار از سوی امام این بود که خود امام فرمودند: ایشان روحیه ای داشتند که می توانستند بر این زمامدارها حکومت کنند، یک روز بختیار آمده بود اینجا، علماء هم ردیف نشسته بودند، بختیار روی یک پله نشسته بود و پایش را دراز کرده بود، مرحوم آیت الله بروجردی فرمودند: در محضر علماء مؤدب بنشین.
امام می فرمودند این روحیه در سایر آقایان به این صورت نبود و در یکی از آقایان فعلی که صحبت مرجعیتش بود می گفتند: ایشان اصلاً از یک پاسبان کناره گیری می کند چه برسد که بخواهد بر یک دولتی حکومت کند.[۵۳۵] اما با وجود مواضع متفاوت آیت الله بروجردی، امام از آنچه رسالت خود تعیین کرده بودند دست بر نداشتند و مصرانه آن را دنبال کردند.
تاریخی ترین سند مبارزاتی امام خمینی را می توان در بیانیه ایشان در تاریخ ۱۵/۲/۱۳۲۳ مشاهده کرد:
«هان ای روحانیون اسلام! هان ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آئین دوست … موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرمودند بپذیرید و ترک نفع های شخصی کرده تا به همه سعادت های دو جهان نائل شوید … امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید فرداست که مشتی هرزگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آئین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند».[۵۳۶] این اعلامیه نشان از روحیه مردی سازش ناپذیر دارد که با اعتماد به نفسی فوق العاده از انقلاب، آن هم در سال ۱۳۲۳ صحبت می کند. امام حتی در دوران مرجعیت آیت الله بروجردی از مطالبات خود عدول نکرد، اگر چه حضور پررنگ و پرقدرت آیت الله بروجردی ابراز چنین مسائلی را برای امام در حاشیه قرار داده بود اما شعله آن خاموش نشده بود.
آنچه از اعلامیه بالا به راحتی می توان درک کرد وجود روحیه مبارزه جویانه ای است که در جای جای این اعلامیه موج می زند. در طول دوران مرجعیت شانزده ساله آیت الله بروجردی، امام به تدریس خارج فقه و اصول مشغول بودند و به مناسبت دروس، رساله هایی نیز تألیف و تدوین کردند. ایشان به خوبی دریافته بود که برای وقوع یک انقلاب اسلامی تمام عیار، نخست می بایست جو جمعی و تحجر فکری در حوزه های علمیه شکسته شده و زمینه انقلاب فکری و اعتقادی در حوزه ها و سپس در جامعه فراهم گردد. از اینرو در این سال ها شاگردان مبارز فراوانی تربیت کرد که هم از مبانی قوی و معلوماتی علمی خوبی برخوردار بودند و هم از تفکر سیاسی- اجتماعی و روحیه مبارزاتی اسلامی بهره داشتند. شاگردانی مانند آیت الله مطهری، آیت الله بهشتی، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، شاگردانی که با سبک جدیدی از آموزش حوزه تربیت شده بودند. اینان کسانی بودند که منطق و مبارزه سیاسی را سر کلاس درس در حوزه فرا گرفته بودند. برای انجام فعّالیت های سیاسی شوق و ذوق داشتند، فعّالیت سیاسی را وظیفه دینی و شرعی خود می دانستند. بنابراین نسلی از روحانیون تربیت شدند که حامل اندیشه مبارزه در سطح حوزه و جامعه بودند، کسانی که در درس فقه و اصول، مبارزه سیاسی را تمرین کرده بودند، اینان کسانی بودند که فرا گرفته بودند چگونه اعلامیه سیاسی بدهند، چگونه رژیم را به مبارزه دعوت کنند. برای اینان دیگر مصلحت جایز نیست باید مبارزه کرد. راه پیروزی مبارزه است، جنگیدن است.
امام طی این دوره هم در درس ها و هم رساله های خود و در هر فرصت و مناسبتی به طرح مبانی فقهی – سیاسی خود می پرداخت.
شهید محلاتی این چنین می نویسد: در آن زمان که به درس ایشان می رفتیم، وجهه اخلاقی و عرفانی ایشان برای من جاذبه داشت و جنبه های سیاسی چندان برای ما مطرح نبود. در طول مدتی که امام برای ما درس می گفتند و انس ما با ایشان بیشتر شد در قسمت اجتهاد و تقلید که مسائل حکومت اسلامی را تشریح می فرمودند و وظایفی که برای ولی فقیه هست عنوان نمودند، فهمیدیم که ایشان آن بینش را دارا بودند و این بینش از همان ابتدا در ایشان وجود داشت. در جلسات خصوصی به شاه و رژیم حمله می کردند و به طور کل از این فکر که روحانی برای این ساخته نشده که تنها نماز جماعت و نماز میت بخواند حمایت می کردند.[۵۳۷] شاهد مثال دیگری در این زمینه رساله تقیه است که امام در سال ۱۳۳۲ تألیف کرد. ویژگی بارز این رساله نسبت به دیگر رساله های قدما و متأخرین در این باب است که آنان تقیه را عمدتاً و به وضوح در محدوده مذاهب اسلامی خاصه تشییع و تسنن مطرح می کردند و مسأله کفار به ویژه دشمنان دیرینه و لجوج اسلام و منافقان و مشرکان ادوار گذشته جزء به استطراد یا تمثیل و نظایر آن چندان مطرح نبود. اما این رساله اشاره های فراوانی به دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین دارد و در هر زمینه ای و به هر مناسبتی آنان را معرفی کرده است تا ذهن طلاب، سنتاً تقیه را به مذاهب اسلامی محدود نکرده بلکه همواره معنای وسیع و مهمتر آنرا در نظر آورند.[۵۳۸] اما در جریان ملی شدن صنعت نفت موضع گیری و حمایت آنچنانی از امام مشاهده نمی کنیم. شهید محلاتی دلیل این امر را در این می داند که امام با وجود مرجعیت آیت الله بروجردی هیچ وقت موضع گیری علنی نمی کردند، یعنی مصلحت نمی دانستند و اگر آن موقع موضع گیری می کردند اصلاً شاید نمی گذاشتند. در آن زمان ایشان به منزل آیت الله بروجردی می رفتند و در کارهای مهم آیت الله بروجردی با ایشان مشورت می کردند.[۵۳۹] شاید وجه دیگر انفعال امام در موضع ملی شدن صنعت نفت را بتوان در تهی بودن آن از ایدئولوژی اسلامی دانست.
امام در مصاحبه با حسنین هیکل در تاریخ ۲/۱۲/۵۷ چنین می گویند: به عقیده من نهضت امروز عمیق تر از نهضت در روزگار مرحوم دکتر مصدق است. در آن روز نهضت صرفاً سیاسی بود اما امروز جنبه سیاسی آن می چربد. نهضت در روزگار مصدق صرفاً سیاسی بود اما امروز نهضت ما سیاسی- مذهبی و ریشه دار است. در گذشته فریاد خلق به خاطر نفت بود، اما فریاد منبعث از نهضت ما در راه اسلام است، میان کسی که به خاطر دین مبارزه می کند و کسی که به خاطر ماده دست به مبارزه می زند تفاوت بسیاری است.[۵۴۰] بنابراین امام از آنجا که نهضت را صرفاً نهضتی سیاسی ملی و فاقد مبدأ و غایت مذهبی تشخیص داده بود، بدین ترتیب همکاری ایشان نیز با جبهه ملی منتفی شد.
پس از مرگ آیت الله بروجردی در سال۱۳۴۰، نهاد روحانیت بر روی عقاید و رهبری جدید گشوده شد و به سه جناح تقسیم شد. بزرگترین جناح شامل شامل علمای طراز اول بود که همان شیوه مصلحت جویانه حائری و بروجردی را حفظ کردند. دومین جناح به طور فعالانه با رژیم پهلوی همکاری می کردند و شاه برخی از اعضای این گروه را به امامت جمعه تهران و سایر شهرهای بزرگ منصوب کرد. گروه سوم روحانیون مبارز بودند که پیرامون امام گرد آمدند. شاگردان جوان و از نظر سیاسی فعال ایشان، اغلب از موضع غیرسیاسی رهبران مذهبی در قم و نجف انتقاد می کردند و به همین سبب علمای محافظه کارتر آنان را آخوند سیاسی می نامیدند.[۵۴۱] نکته این است که امام در هنگام در گذشت آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ چهره ای کاملاً مشهور و سرشناس در حوزه علمیه قم بودند. با نائل شدن امام به مرجعیت تقلید و عنوان آیت الله العظمی و حضور شاگردان پرشور زمینه برای حضور فعال و پررنگ امام در صحنه سیاسی کشور فراهم شد.
پس از رحلت آیت الله بروجردی شاه قصد داشت پایگاه مرجعیت را از قم به نجف منتقل کند و بدین وسیله مراجع و روحانیت ایران، تضعیف شده تا مانع و مزاحم برنامه های او نباشند. لذا پیام تسلیت آیت الله بروجردی را برای مراجع نجف فرستاد که روحانیون مبارز، آن را بی اعتنایی به مراجع قم و قدم اول در راه تضعیف روحانیت ایران تلقی کردند.[۵۴۲] این در حالی بود که نخست وزیر علی امینی برای پیشبرد برنامه هایش درصدد نزدیکی با مراجع و روحانیت برآمد. امینی در چهلم آیت الله بروجردی به قم رفت و با مراجع شهر دیدار و به طور خصوصی گفتگو کرد ولی امام حاضر نشد با او خصوصی ملاقات کند.
امام خطاب به علی امینی گفتند: شما امروز که عهده دار ریاست دولت هستید و نخست وزیری کشور را در اختیارتان است مسؤولیت سنگین و مهمتری دارید، باید طوری با مردم رفتار کنید و گام های مفید و مؤثر به نفع اجتماع بردارید و آن چنان خدمت نشان دهید که در پیشگاه خداوند متعال و وجدان مسؤول نباشید. شما در امور دین با مردم آنچنان رفتار کنید تا ذکر خیری از شما و خاطره خوبی از دوران نخست وزیری شما در میان مردم به یادگار بماند.
عقیقی بخشایشی می نویسد، در ادامه حضرت آیت الله العظمی در زمینه های خدمات روحانیت و توسعه و گسترش مسائل معنوی در سازمان های آموزشی، تقویت مبانی خانوادگی و حل گرفتاری های عمومی و اقتصادی ملت تذکراتی دادند. نکته ای که آن روز بیش از هر چیز توجه هیأت دولت را جلب کرد، شهامت و شجاعت اخلاقی حضرت آیت الله العظمی در بیان صریح پیرامون وابستگی رضا شاه و نیروهای سلطه گر ایران به عوامل بیگانه و خارجی بود.[۵۴۳]
در همان زمان در قم شایعه شده بود که رژیم قصد دارد با سوء استفاده از فقدان آیت الله بروجردی، در این شهر مذهبی و پایگاه روحانیت، سینما، مشروب فروشی و عشرتکده دایر کند. طلاب جوان و مبارز حوزه، طوماری تهیه کرده و در آن نسبت به این نقشه شوم هشدار دادند. مراجع وقت قم به نگرانی از طلاب اهمیت ندادند و تنها امام بود که بلافاصله رئیس شهربانی قم را احضار کرد و طومار را به او نشان داد و قاطعانه به وی اخطار نمود و طلاب جوان را تشویق کرد که همچنان هوشیارانه مواظب دسیسه های رژیم باشند. یک بار نیز وقتی که یکی از وعاظ قم خودسرانه به دیدار شاه رفت و به نام روحانیون شهر، تولد فرزندش را به وی تبریک گفت، امام او را احضار نمود و مؤاخذه کرد.[۵۴۴]
دیگر آنچه بین قم و مرکز سیاسی در جریان است عادی نیست، مرجعیتی روی کار آمده است که دیگر مصلحت اندیشی آیت الله حائری و آیت الله بروجردی را ندارد. مرجعیت جدید دخالت و اظهار نظر در سیاست را وظیفه شرعی و دینی می داند. حتی شاگردان خود را ترغیب به این امر می کند. بی پروا از حکومت انتقاد می کند، مرجعیت او سدی مقاوم در برابر مخالفت سایر جریان های حوزه برای ایشان فراهم آورده است.
وقتی چنین روحانی ای با دارا بودن چنین جایگاهی در سلسله مراتب مذهبی شروع به انتقاد می کند و قدرت سیاسی را به چالش می کشد در سطح کل در حوزه نیز سایر روحانیون نمی توانند مناسبات دوستانه و گرمی را با حکومت شکل دهند. همکاری با حکومت یعنی شریک جرم بودن در مفاسد و مظالم حکومت. طوفان دارد آغاز می شود این بار از حوزه علمیه با حضور مرجعیت پر قدرت.
اولین رویارویی سیاسی علنی میان امام و رژیم در ارتباط با تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی است. تشکیل انجمن مذکور که به موجب اصول ۹۱ و ۹۲ متمم قانون اساسی مصوب ۱۲۸۵ شمسی اولین دوره مجلس مشروطیت پیش بینی شده بود همچنان مسکوت مانده بود. شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان طبق مادتین ۷ و ۹ نظام نامه انجمن نیز به شرح زیر به تصویب مجلس اول رسیده بود. اولاً باید متدین به دین حنیف اسلام باشند و به فساد عقیده نداشته باشند، ثانیاً هنگام سوگند باید به قرآن مجید سوگند بخورند، ثالثاً بانوان از انتخاب کردن و انتخاب شدن محرومند.[۵۴۵]
با استعفای علی امینی و تشکیل دولت توسط اسد الله علم، لایحه مذکور دوباره در مجلس به جریان افتاد، اما در متن جدید هر سه شرط مذکور در نظام نامه قبلی حذف شد. امام که این نامه را مقدمه ای برای برنامه های ضد اسلامی شاه می دانست بلافاصله علمای طراز اول قم را دعوت به مشورت و تصمیم گیری نمودند. امام در این جلسه، اهداف دولت را از این کار برشمردند و در پایان تصمیم زیر گرفته شد:
در تلگرافی به شاه، مخالفت مراجع و علماء را با لایحه، اعلام داشت و لغو فوری درخواست شد.
علمای تهران و شهرستان ها را از طریق نامه و پیغام در جریان امور قرارداده؛ از ایشان برای آگاه نمودن مردم و مقابله با دولت دعوت شود.
هفته ای یک بار و در صورت لزوم بیشتر، جلسه مشورت میان علمای حوزه برقرار شود تا تصمیمات و مبارزه، با وحدت نظر و عمل توأم گردد. ضمناً امام پیشنهاد کرد تلگراف هایی که به رژیم مخابره می شود تکثیر شده و دراختیار مردم قرار گیرد.[۵۴۶]
امام در ۱۷ مهر ۱۳۴۱ در تلگراف خود چنین نوشتند:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 70
  • 71
  • 72
  • ...
  • 73
  • ...
  • 74
  • 75
  • 76
  • ...
  • 77
  • ...
  • 78
  • 79
  • 80
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7788
  • فایل شماره 7471
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی ساختار طنز در آثار نثر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8934
  • فایل شماره 8147
  • فایل شماره 7813
  • مقالات و پایان نامه ها درباره بهینه سازی سیاست کنترل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8511
  • فایل شماره 8370
  • فایل شماره 8915

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان