روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8479
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

H1
H2
شکل ۱-۱- مدل مفهومی تحقیق
منبع : هلم، ۲۰۱۴
۱-۱۰ ساختار تحقیق
مطابق شکل (۱-۲) این تحقیق در پنج فصل تنظیم شده. فصل یکم به کلیات پژوهش اختصاص دارد. در فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیقات انجام یافته مرتبط با موضوع پژوهش و اطلاعاتی در خصوص استفاده از شبکه ها، کارآفرینی بین المللی، کاهش عدم اطمینان استراتژی بازاریابی و همچنین عناصر آمیخته بازاریابی ارائه شده است. در فصل سوم به روش شناسی پژوهش پرداخته شده است. در فصل چهارم داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در نهایت در فصل پنجم به ارائه نتایج و پیشنهادهای لازم در زمینه موضوع پژوهش پرداخته شده است.
شکل ۱-۲- ساختار تحقیق
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱ مقدمه
ایران کشوری است که دارای مزیت های فراوانی در تولید کالاها می باشد. در زمینه منابع طبیعی، نفت و گاز و معادن کانی و غیرکانی از کشورهای غنی محسوب می شود. در زمینه نیروی انسانی از جمعیت جوانی برخوردار است؛ که اگر با مدیریت صحیح همراه گردد، می تواند به عنوان یکی از مزیت های کشور در زمینه تولید و صادرات تلقی گردد (طالبی، ۱۳۸۹: ۱۹). همچنین به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص ایران و واقع شدن در مسیر شرق به غرب، و ارتباط با دریا از شمال و جنوب، یکی از بهترین موقعیت های استراتژیک را به خصوص برای صادرات پدید آورده است. در بیشتر کشورهای درحال توسعه، صادرات فاقد تنوع است؛ به همین دلیل با کوچکترین نوسانی در بهای جهانی این کالاها، یک باره تراز پرداخت ها دچار عدم موازنه می شود و حیات اقتصادی آن ها را تهدید می‌کند. بنابراین بی ثباتی درآمدهای ارزی ناشی از صادرات، یکی از عمده ترین معضلات در این گونه کشورهاست. این بی ثباتی نه تنها امکان برنامه ریزی بلندمدت را از برنامه ریزان اقتصادی سلب می کند؛ بلکه باعث شکست برنامه های تدوینی نیز خواهد شد (فقیهی، ۱۳۸۹: ۲۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲ استراتژی های ورود به بازار
عمده ترین هدف شرکت ها از ورود به بازارهای بین المللی، ایجاد فرصت های مناسب برای کسب سود است. همین دلیل، باعث می شود تا تعدادی از شرکت ها پس از دریافت سفارشی غیرقطعی از خارج، به تحقیق در فرصت های موجود در آن بازار خارجی، برانگیخته شوند. وقتی شرکتی به طور قطع تصمیم می گیرد وارد بازار خارجی شود، مجبور است به طور جدی و مؤثر خود را متعهد به ارائه پیوسته کالا و خدمات بداند. در غیر این صورت، مشتریان وی منابع دیگری را جست وجو خواهند کرد. در بازارهای متعدد جهان، شرایط به حدی متفاوت است که نمی توان یک روش ورود به بازار را توجیه کرد. استراتژی ورود را باید با محیط خاص هر بازار تطبیق داد. این استراتژی ها باید بهترین خدمات را ارائه دهد و هدف های شرکت را تأمین کنند. مهمترین سؤال هایی که برای راهیابی به بازارهای بین المللی مطرح می شوند، عبارتند از: (اندرسون[۹]، ۲۰۰۰: ۲۸).
۱) باید وارد کدام بازار شد؟
۲) چگونه باید وارد بازار شد؟
۳) چگونه باید در آنجا عمل کرد و رشد یافت؟
سنتی ترین راه ورود به بازارهای خارجی، صدور کالاست. شرکت های خصوصی، صادرات را یا به عنوان استراتژی اولین ورود و یا به عنوان مؤثرترین وسیله حضور مداوم در بازار خارجی انتخاب می کنند و در صورت موفقیت، اقدام به ایجاد واحدهای تولیدی می کنند. صادرات می تواند یک بار یا مستمر باشد، اما در هر صورت مشکلاتی وجود دارد. مثلاً، هزینه بالا، امکان رقابت را از بین می برد. افزایش هزینه، ناشی از عوامل متعددی است که عبارتند از: دسترسی رقبا به مواد اولیه، نیروی کار، حمل و نقل ارزان، موانع مصنوعی و غیره. غیر از صادرات، راهبردهای دیگری وجود دارند که فروش و سود بیشتری را عاید شرکت می کنند. نمونه آنها عبارتند از: (هوتچینسون[۱۰]، ۲۰۰۶:۱۹).
۱) عملیات خارجی که با پیشرفت تکنولوژی و تنگ تر شدن رقابت، لزوم آن بیشتراحساس می­ شود.
۲) اعطای پروانه ساخت که طی آن یک شرکت به شرکتی دیگر اجازه می دهد تا از روش ساخت، نام تجاری، تکنولوژی، تجارب کتبی و دیگر مهارت های متعلق به امتیاز دهنده استفاده کند. روش های دیگر نظیر سرمایه گذاری مشترک و مستقیم، اجاره، قرارداد تولید و مدیریت نیز می توانند مورد توجه مدیران بازاریابی قرار گیرند.
۱) صادرات
صادرات، آسانترین و کم هزینه ترین راه ورود به بازارهای خارجی است. فروش محصولات ساخته شده به بازارهای خارجی، تغییرات زیادی را در خط تولید و دیگر منابع ایجاد نمی کند. صادرات می تواند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم باشد.
الف) صادرات مستقیم
فروشندگانی که دسترسی به خریداران بازارهای خارجی دارند، با فعالیتی بیشتر، اقدام به صدور کالا کرده و بدون اینکه از طریق واسطه عمل کرده و هزینه های خود را در این مورد افزایش دهند، کالا را مستقیماً به بازارهای خارجی می رسانند. این گونه عملیات گرچه مستلزم سرمایه گذاری و ریسک بیشتر است، اما بازگشت سرمایه و سود افزون تری را در پی دارد.
ب) صادرات غیرمستقیم
مؤسساتی که در آغاز راه هستند و فعالیت های خود را بتازگی شروع کرده اند، غالباً از این طریق وارد عمل می شوند، زیرا اولاً نیازمند سرمایه گذاری کمتر بوده و ثانیاً مجبور نیستند فعالیت ها و خدمات فروش خود را افزایش داده و ریسک بیشتری را بپذیرند. این گونه شرکت ها؛ کالای خود را از طریق واسطه­های داخلی و خارجی در بازارهای بین المللی به فروش می‌رسانند. (کارادینز[۱۱]، ۲۰۰۷ : ۱۶).
۲-۳ اهمیت صادرات
گرایش به اقتصاد جهانی و فشارهای رقابتی در بسیاری از کشورها، تولیدکنندگان را بر آن داشته است تا در زمینه بازارهای خارجی اطلاعاتی دقیق بدست بیاورند و به بازاریابی در حوزه کشورهای خارجی و استفاده از نتایج آن برای بهبود عملکرد صادراتی[۱۲] خود اهمیت زیادی قائل شوند. از طرفی صادرات کالاها یک راه سریع، معمول و آسان برای رشد اقتصادی کشورها و شرکتهای تولید کننده است. فراتر رفتن از مرزهای جغرافیایی یک کشور برای فروش محصولات، منافع زیادی میتواند داشته باشد (شمس الدها[۱۳]، ۲۰۰۹: ۱۸). در بعد کلان، صادرات میتواند منجر به افزایش اشتغال داخلی، فراهم شدن یک منبع برای معاملات خارجی، کمک به توسعه تکنولوژیها و همچنین افزایش استانداردهای زندگی شود. در سطح خرد نیز میتواند منجر به بهبود موقعیت مالی شرکتها، کمک به توسعه و بهبود مزیتهای رقابتی و تسهیل رشد شرکتها شود. اما دست یافتن به این مزایا که ناشی از صادرات مناسب کالا میباشد بدون وجود اطلاعات صحیح و متناسب کاری نشدنی است. در سالهای اخیر، صادرات به یکی از عوامل رشد سریع تبدیل شده است همچنین شرکتها به منظور پیشرفت و رقابت در دنیای اقتصادی گرایش بیشتری به سمت فعالیتهای صادراتی نشان می دهند. همچنین افزایش توان رقابتی در کسب و کار به میزان آگاهی از بازار بستگی دارد (ساسترن[۱۴]، ۲۰۰۳: ۸۵).
۲-۴ تعریف بازاریابی بین الملل
عبارت است از استراتژی های تجاری برای رساندن کالا و خدمات یک کشور به مشتریان در سایر کشورها به منظور کسب سود. بازاریابی بین المللی همچنین شامل عملیات تولید و فروش کالا و خدمات در بیش از یک کشور است، بی آنکه کالایی از مرزهای اصلی یک کشور عبور کند.لازم به توضیح است که مفهوم، مراحل و اصول بازاریابی جنبه استاندارد دارد و در تمام بازارها و کشور ها قابل اجراست. بنابر این وجه تمایز بازاریابی بین المللی و بازاریابی داخلی مربوط به حوزه فعالیت آنهاست. زمانی که رقابت به طور فزاینده ای پویا، متمرکز و حرفه ای شده است به نظر می‌رسد که عملیات بازاریابی همچنان رویکردهای تمرکز بر بازار، تمرکز بر رقبا، تمرکز بر محصولات و تمرکز بر مشتری را تعقیب می‌کند. شرکتی که تنها در بازار داخلی مهارت بازاریابی و فروش داشته باشد در نهایت آن را نیز از دست خواهد داد. رقبای قوی خارجی به طور اجتناب ناپذیری خواهند آمد و شرکت را به چالش خواهند کشید. نگاه مشاوران بازاریابی بین الملل در عصر حاضر این است که کسب و کار بدون مرز است و یکی از بهترین مسیرهای رشد برای یک شرکت آن است که در سطح منطقه و یا در سطح جهان فعالیت نمایند و این موضوع در کشور ما بسیار رایج می باشد که مدیران تولید شرکت های تولیدی از خروج محصول از کشور تردید دارند. آنها موانع و خطرهایی را که ناشی از تعرفه ها، اختلاف در زبان، اختلاف در فرهنگ، کاهش نرخ ارزها و. .. را مدنظر قرار می دهند. راه کارهای موفق را در هر یک از روش های صادراتی در شرکت های تولیدی و خدماتی متفاوت است. برخی از این روش ها عبارتند از: (کالانتون[۱۵]، ۲۰۰۵: ۳۶).

    1. صادرات غیرفعال با سیستم های پیشرفته و بدون وجود دانش صادراتی
    1. صادرات فعال با بهره گرفتن از توزیع کنندگان در دیگر کشورها
    1. افتتاح دفاتر فروش در خارج از کشور ایران
    1. تأسیس کارخانه ها در خارج از کشور ایران
    1. تأسیس ستادهای منطقه ای در خارج از کشور ایران

صادرات نیازمند حرفه ای شدن است چون کل صادرات شکارگاهی است که به قدرت فرصتهایی بدست می آید برای شکار، در بازارهای جهانی فرصتها به ندرت بدست می آید و به سرعت از بین می رود. صادرات یعنی بازاریابی فرامرزی یعنی حرکت در آنسوی مرزهای ملی که از نظر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و اقلیمی با ما فرق دارند و لذا شیوه های برخورد ما هم باید متناسب با آن باشد. صادرات یک سیستم است با اجزاء مختلف و همه اجزاء بایستی با هم فعالیت کنند تا سیستم بخوبی کار کند (آدامنشن[۱۶]، ۲۰۰۳: ۱۷).
۲-۴-۱ اصول بازاریابی بین الملل
اصول بازاریابی در تمام دنیا یکی است ولی شرایط محیطی و فرهنگی فرق دارد بنابراین در بازاریابی جهانی نکات زیر را باید مورد توجه قرار داد :

    1. تلاش برای متمایز ساختن محصول و شرکت
    1. تولیدات انعطاف پذیر به جای تولیدات انبوه

۳٫سرعت و نوآوری در ارائه خدمات بهتر و بیشتر
۴٫بازار گرایی و توجه به نیازها و خواسته های روز بازار

نظر دهید »
فایل شماره 8478
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

انتقال دانش
خلق دانش
کاربرد دانش
کسب دانش
۳۴٫۲
۱۵٫۴
۷٫۲
۳۳٫۷
۲۰٫۷
نمودار۴-۱۳-خلاصه نتایج
فصـل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه
در فصل چهارم تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسشنامه ، مورد بررسی قرار گرفت. در این فصل مروری کلی بر نتایج حاصله از فرضیه های پژوهش انجام خواهد گرفت. همچنین جهت علاقمندان به ادامه تحقیق نیز پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه خواهد شد. استفاده از نتایج این تحقیق منوط به در نظرگرفتن محدودیت های پژوهش می باشد، بنابراین به ذکر این محدودیت ها نیز می‌پردازیم. از آنجا که هدف این فصل، بررسی و بحث بیشتر بر روی مهم ترین نتایج تحقیق می باشد، ابتدا مروری توصیفی بر وضعیت پاسخ دهندگان داشته سپس به بررسی فرضیات تحقیق و نتایج مربوطه می پردازیم.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۵-۲- نتایج آمار توصیفی

    • از ۲۶۰ نمونه انتخاب شده ۲۷٫۷ درصد زن و ۷۱٫۲درصد مرد بوده اند. همچنین ۳٫۸ درصد بین ۱۸ تا ۲۵ سال؛ ۳۲٫۷درصد بین ۲۶ تا۳۵ سال ؛ ۳۶٫۲درصد بین ۳۶ تا ۴۵ سال؛ ۲۱٫۵ درصد بین ۴۶ تا ۵۵ سال ؛ ۲٫۳درصد بیشتر از ۵۵ سال بوده اند. به لحاظ درآمد، ۸٫۸ درصد بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان؛۵۸٫۸ درصد بین یک تا دو میلیون ،۳۰٫۴درصد بین دو تا پنج میلیون درآمد داشته اند. و نیز ۶٫۲ درصد کمتر از یک سال؛ ۱۹٫۶ درصد بین یک تا ۵ سال، ۲۸٫۸ درصد بین ۶ تا ۱۰ سال؛ ۳۲٫۳ درصد بین ۱۱ تا ۲۰ سال و ۱۰٫۸درصد بیشتر از ۲۱ سال سابقه خدمت داشته اند. به جهت ۱٫۵ درصد زیر دیپلم ؛ ۱۵٫۰ درصد دیپلم ، ۲۴٫۲درصد کاردانی؛ ۳۸٫۸ درصد کارشناسی؛ ۱۷٫۷ درصد کارشناسی ارشد و ۱٫۵ درصد دکترا بوده اند. و از این میان داده های معتبر، ۲۳٫۵درصد مجرد و ۷۰٫۰ درصد متاهل بوده اند.
    • کمترین مقدار متغیر کسب دانش ۱٫۷۱ و بالاترین مقدار آن ۴٫۷۱، میانگین ۳٫۱۳ و انحراف معیار ۰٫۵۸ و واریانس آن ۰٫۳۴ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.
    • کمترین مقدار متغیر حفظ دانش ۱٫۵۰ و بالاترین مقدار آن ۵٫۰۰، میانگین ۳٫۰۹ و انحراف معیار ۰٫۶۰ و واریانس آن ۰٫۳۷ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.
    • کمترین مقدار متغیر انتقال دانش ۱٫۱۷ و بالاترین مقدار آن ۴٫۶۷ ، میانگین ۳٫۱۱ و انحراف معیار ۰٫۶۱و واریانس آن ۰٫۳۷ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.
    • کمترین مقدار متغیر خلق دانش ، ۱٫۰۰ و بالاترین مقدار آن ۵٫۰۰ ، میانگین ۳٫۱۳ و انحراف معیار ۰٫۵۹ و واریانس آن ۰٫۳۵ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.
    • کمترین مقدار متغیر کاربرد دانش ۱٫۰۰ و بالاترین مقدار آن ۴٫۷۱ ، میانگین ۳٫۲۹ و انحراف معیار ۰٫۶۲ و واریانس آن ۰٫۳۸ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.
    • کمترین مقدار نوآوری سازمانی ۱٫۶۵ و بالاترین مقدار آن ۴٫۵۳ ، میانگین ۳٫۳۲ و انحراف معیار ۰٫۴۸ و واریانس آن ۰٫۲۳ است. با توجه به میانگین بدست آمده می توان گفت که از دیدگاه کارکنان، متغیر مذکور در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان در سطح مطلوب قرار دارد.

۵-۳- نتایج بررسی فرضیات تحقیق
فرضیه‌ ۱: رابطه معنی داری میان کسب دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
مقدار سطح معنی داری (Sig) بدست کوچکتر از ۰۱/۰ می باشد. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می توان گفت که فرضیه تحقیق تایید و این رابطه معنادار می باشد. همچنین بر اساس این جدول می توان گفت شدت همبستگی بین دو متغیر کسب دانش و نوآوری سازمانی ۷/۳۳ + درصد می باشد که بیانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر است.
نتیجه آزمون فرضیه اول با نتایج مطالعات طالقانی و همکاران (۱۳۹۰)، ودادی و عبدالعیان (۱۳۹۰)، میرفخرالدین و همکاران (۱۳۸۹)، علامه و زارع (۱۳۸۷)، اکرم و همکاران (۲۰۱۱) و سدرا و گبل (۲۰۱۰) همسو است.
فرضیه ۲: رابطه معنی داری میان خلق دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
مقدار سطح معنی داری (Sig) بدست کوچکتر از ۰۱/۰ می باشد. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می توان گفت که فرضیه تحقیق تایید و این رابطه معنادار می باشد. همچنین بر اساس این جدول می توان گفت شدت همبستگی بین دو متغیر خلق دانش و نوآوری سازمانی ۷/۲۰ + درصد می باشد که بیانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر است.
نتیجه آزمون فرضیه دوم با نتایج مطالعات طالقانی و همکاران (۱۳۹۰)، ودادی و عبدالعیان (۱۳۹۰)، میرفخرالدین و همکاران (۱۳۸۹)، علامه و زارع (۱۳۸۷)، اکرم و همکاران (۲۰۱۱) و سدرا و گبل (۲۰۱۰) همسو است.
فرضیه۳: رابطه معنی داری میان حفظ دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
مقدار سطح معنی داری (Sig) بدست بزرگتراز ۰۱/۰ می
باشد. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می توان گفت که فرضیه تحقیق رد و این رابطه معنادار نمی باشد.
نتیجه آزمون فرضیه سوم با نتایج مطالعات طالقانی و همکاران (۱۳۹۰)، ودادی و عبدالعیان (۱۳۹۰)، میرفخرالدین و همکاران (۱۳۸۹)، علامه و زارع (۱۳۸۷)، اکرم و همکاران (۲۰۱۱) و سدرا و گبل (۲۰۱۰) مغایرت دارد.
فرضیه ۴: رابطه معنی داری میان انتقال دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
مقدار سطح معنی داری (Sig) بدست کوچکتر از ۰۱/۰ می باشد. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می توان گفت که فرضیه تحقیق تایید و این رابطه معنادار می باشد. همچنین بر اساس این جدول می توان گفت شدت همبستگی بین دو متغیر انتقال دانش و نوآوری سازمانی ۴/۱۵ + درصد می باشد که بیانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر است.
نتیجه آزمون فرضیه چهارم با نتایج مطالعات طالقانی و همکاران (۱۳۹۰)، ودادی و عبدالعیان (۱۳۹۰)، میرفخرالدین و همکاران (۱۳۸۹)، علامه و زارع (۱۳۸۷)، اکرم و همکاران (۲۰۱۱) و سدرا و گبل (۲۰۱۰) همسو است.
فرضیه ۵: رابطه معنی داری میان کاربرد دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.

نظر دهید »
فایل شماره 8477
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فرآوری مس از منابع مهم آلاینده هوا به شمار می‌رود.گزارش‌شده است که در یک حوضچه کارخانه ذوب مس(با ظرفیت تولید سال / تن ۱۰۰۰۰۰) ۲۵% از کل انرژی الکتریکی و غیر الکتریکی نظیر مصرف انواع سوخت‌های فسیلی را برای تولید کنسانتره مس در مرحله ذوب مصرف می‌کند این درصد بالای مصرف انرژی در مرحله ذوب مس خود منبع مهم انتشار گاز آلاینده Co2 می‌باشد درحالی‌که ازنظر زیست‌محیطی میزان گاز آلاینده Co2 منتشرشده حاصل از ۲۵% مصرف انرژی الکتریکی و غیر الکتریکی در مرحله ذوب مس مقداری کنترل‌شده می‌باشد. بنابراین مصرف انرژی و نگرانی‌های زیست‌محیطی بایستی در فرآوری مس در نظر گرفته شود. چراکه بخش انرژی در سراسر جهان منبع برجسته انتشار گاز Co2 است که مهم‌ترین گاز گلخانه‌ای ناشی از فعالیت انسانی می‌باشد (آلواردو، مالدونادو و ژاکس ۱۹۹۹)[۴].

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۳ سؤالات اصلی تحقیق
۱) میزان انتشار مستقیم گاز So2 ناشی از فرآوری سنگ معدنی مس چه قدر می‌باشد؟
۲) میزان انتشار مستقیم گاز Co2 ناشی از احتراق سوخت‌های فسیلی چه قدر می‌باشد؟
۳) میزان انتشار غیرمستقیم گاز Co2 ناشی از برق مصرفی مجتمع سرچشمه چه قدر می‌باشد؟
۴) میزان هزینه‌های خارجی آلایندگی در فرآوری مس چه مقدار است؟
۱-۴ فرضیه‌های تحقیق
در این مطالعه فرضیه مطرح نشده است.
۱-۵ اهداف اساسی تحقیق

    • تعیین میزان انتشار مستقیم گازSo2ناشی از فرآوری سنگ معدن مس.
    • تعیین میزان انتشار مستقیم گازCo2ناشی از احتراق سوخت فسیلی.
    • تعیین میزان انتشار غیرمستقیم گازCo2ناشی از برق مصرفی مجتمع صنعتی سرچشمه.
    • تعیین میزان هزینه‌های خارجی گازهای آلاینده Co2و So2 در فرآوری مس.

۱-۶ استفاده‌ کنندگان از نتایج پایان‌نامه
سازمان محیط‌زیست استان کرمان، امور تحقیقات و توسعه مجتمع صنعتی مس سرچشمه و پژوهشگرانی که بررسی مسائل مربوط به شاخص‌های آلودگی علاقه‌مندند.
۱-۷ جنبه جدید بودن و نوآوری طرح
در این مطالعه برای اولین بار با بهره گرفتن از شاخص‌های شناخته‌شده در زمینه برآورد آلودگی هوا میزان آلایندگی ناشی از فرآوری مس از طریق ذوب و پالایش مس در مجتمع صنعتی مس سرچشمه برآورد می‌شود.
۱-۸ روش تحقیق
روش تحقیق در این مطالعه بر اساس هدف از نوع کاربردی است و بر اساس ماهیت یا روش از نوع توصیفی است. بر این اساس این مطالعه به دنبال استفاده از شاخص‌های آلودگی از طریق روش موازنه جرم و ضریب انتشار؛ برای دستیابی به میزان آلایندگی گازهای So2و Co2ناشی از فرآوری ذوب و پالایش آندی مس و احتراق سوخت‌های فسیلی و مصرف برق می‌باشد.
۱-۸-۱ قلمرو تحقیق
قلمرو مکانی: مجتمع صنعتی مس سرچشمه – استان کرمان.
قلمرو موضوعی: تعیین میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از مصرف انرژی و فرآوری سنگ معدن مس و هزینه‌های خارجی ناشی از آن.
قلمرو زمانی: از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۲٫
۱-۸-۲ جامعه آماری و نمونه آماری
جامعه آماری این پژوهش مجتمع صنعتی مس سرچشمه است.
در انجام این تحقیق نمونه‌گیری صورت نمی‌گیرد.
۱-۸-۳ روش و ابزار گردآوری اطلاعات
در بخش نظری، این تحقیق به‌صورت کتابخانه‌ای صورت می‌گیرد و در بخش عملی نیز، داده‌های مربوطه از امور ذوب،کنترل کیفی، امور ایمنی بهداشت و محیط‌زیست (HSE) آن مجتمع جمع‌ آوری‌شده است.
۱-۸-۴ روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها
در این تحقیق پس از جمع‌ آوری داده‌های مناسب برای تخمین میزان آلودگی گازهای گلخانه‌ای So2 و Co2 با بهره گرفتن از نرم‌افزار EXEL، به تحلیل تجربی و نتیجه‌گیری از میزان آلایندگی ناشی از مصرف انرژی و فرآوری ذوب و پالایش آندی مس پرداخته می‌شود.
۱-۹ تعاریف مفاهیم و واژه‌ها:
اصل تعادل مواد ( موازنه جرم ):
اصل تعادل مواد به چیزهایی مربوط می‌شود که باید در جریان فیزیکی هر سیستم بسته باوجود قوانین ترمودینامیک برقرار باشد(پرمن و همکاران،۱۳۸۲).
قانون اول ترمودینامیک
بر اساس قانون اول ترمودینامیک نه ماده و انرژی جدید خلق می‌شود و نه ماده و انرژی موجود در جهان از بین می‌رود. این قانون اساس الگوهای تعادل مواد در فعالیت‌های اقتصادی است. مواد و انرژی مورداستفاده انسان در فعالیت‌های تولیدی و مصرفی سرانجام به‌صورت جریانی از مواد زائد و پسماندها به درون سیستم‌های زیست‌محیطی تخلیه می‌شود. بخشی از این جریان دارای آثار خسارت‌بار و تخریبی است. بنابراین برون نهاده‌ها یا اثرات جانبی ناشی از فعالیت‌های تولیدی و مصرفی ( نظیر آلودگی محیط‌زیست ) نتایج غیرمنتظره ناشی از بی‌فکری یا خودخواهی انسان نیستند، بلکه کاملاً فراگیر و غیرقابل‌اجتناب هستند(پرمن و همکاران، ۱۳۸۲).
قانون دوم ترمودینامیک
بر اساس قانون دوم ترمودینامیک مقدار کل ماده و انرژی متراکم مفید که در یک سیستم بسته وجود دارد، در طول زمان باید کاهش یابد و یا به‌عبارت‌دیگر آنتروپی سیستم به‌طور غیرقابل‌اجتناب افزایش می‌یابد (پرمن و همکاران، ۱۳۸۲)[۵].
فصل دوم
ادبیات موضوع
۲-۱ مق
دمه
در این فصل، ابتدا به تعریف فلز مس و انواع منابع آن پرداخته خواهد شد. در ادامه، توضیحاتی در مورد فرایند تولید مس در مجتمع صنعتی مس سرچشمه ذکر خواهد شد. تاکنون مطالعات زیادی در زمینه برآورد آلایندگی و عوارض جانبی آن صورت گرفته است. در ادامه، مروری بر کارهای انجام‌گرفته داخلی و خارجی در حیطه آلایندگی، که مطالعات خارجی از سال ۲۰۰۷ گزارش‌شده است، بیان خواهد گردید. این موضوع باعث بررسی کلی‌تر تحقیق‌های سال ۲۰۰۷ به بعد خواهد شد. هدف از این کار، مروری بر گزارش‌ها و بیان خلاصه‌ای از پیشرفت‌های اصلی در دهه‌ های اخیر با تمرکز بر روی نوع روش می‌باشد. همچنین سایر تحقیق‌های انجام‌گرفته در این حیطه نیز برای وضوح هر چه بیشتر موضوع، آورده می‌شود؛ که در ادامه به بررسی آن پرداخته خواهد شد.
۲-۲ تعریف فلز مس
فلزی است قرمزرنگ که در ۱۰۸۱۱ درجه ذوب می‌شود و وزن مخصوصش ۹/۸ می‌باشد و پس از نقره بهتر از دیگر فلزات هادی گرما و الکتریسیته است. کاملاً چکش‌خوار و قابل تورق و مفتول شدن است (معین، ۱۳۷۶).
مس را در زبان فرانسه Cuivre در زبان اسپانیولی Cobve، در زبان آلمانی Kupfer و در زبان انگلیسی Copper می‌نامند و تمام این لغات از ریشه لاتین مس یعنی Cuprum مشتق گردیده است.
مس کالایی یک‌جور و مشابه نیست انجمن آزمون مواد ایالات‌متحده در حدود چهل نوع مس تصفیه‌شده به لحاظ محتوی فلز مس نوع و شکل و … طبقه‌بندی نموده است.
۲-۳ انواع مس و منابع آن
در طبیعت مس به‌صورت سه نوع کانی یافت می‌شود: سولفید، کربنات و سیلیکات که عمده‌ترین آن کانی سولفیدی می‌باشد. در ایران مس به‌صورت کالکوپیریت (سولفید آهن – مس) است. استخراج ذخایر مس تا مرحله خاصی ممکن است مقرون‌به‌صرفه باشد و با کاهش عیار مس و افزایش هزینه استخراج و کاهش قیمت، استخراج هم متوقف می‌گردد. گاهی حضور ترکیبات فلزی دیگری چون مولیبدن، طلا و نقره استخراج آن را باصرفه می کند. شیلی، آمریکا و شوروی سابق به ترتیب با ۷۹، ۵۷ و ۵۷ میلیون تن صاحبان بزرگ‌ترین منابع مس جهان هستند. برآوردی که در سال ۱۹۹۱ انجام‌شده است. نشان می‌دهد که ذخیره احتمالی مس ۲۴۰۰ میلیون تن (مس محتوی) است، اما منابع شناخته‌شده جهان ۵۰۰ میلیون تن (مس محتوی) هم تخمین زده می‌شود، ایران ازلحاظ ذخائر معدنی بر روی کمربند جهانی مس قرارگرفته است که از جنوب شرقی ایران شروع و تا شمال غربی و نواحی آذربایجان ادامه دارد. از ۳۳۰ کانسار مس در ایران تنها از دو تا کانسار (سرچشمه و قلعه زری) بهره‌برداری می‌شود. ناحیه مس کرمان را می‌توان قسمتی از کمربند فلز زایی ایران مرکزی به‌حساب آورد، و از مهم‌ترین ذخائر مس این ناحیه که بهره‌برداری از آن‌ها فراهم‌شده است، می‌توان از توده‌های مس سرچشمه و میدوک نام برد. مهم‌ترین معادن مس ایران و ذخایر مس برآورد شده در جدول ۲-۱ صفحه‌ی بعد نشان داده‌شده است (میر محمدصادقی، ۱۳۷۵).

نظر دهید »
فایل شماره 8476
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سازمان جهانی گردشگری سه نوع گشت را از یکدیگر متمایز می­نماید:
-گشتهای برون مرزی، که شامل مسافرت افراد مقیم در کشوری به کشورهای دیگر است.
-گشت­های درون مرزی، که شامل مسافرت افراد غیر مقیم کشوری در داخل آن کشور است.
– گشت­های محلی، که شامل مسافرت افراد مقیم کشور در داخل آن کشور است.
گردشگری بین المللی متشکل از گشت­های درون مرزی و برون مرزی است.
گردشگری گونه‌های گوناگونی دارد:
گردشگری تفریحی: رایج­ترین نوع جهانگردی. گردشگری درمانی: برای بهره‌گیری از آب­های گرم معدنی یا برای بهره‌گیری از امکانات تشخیصی و درمانی کشورهای دارای این ظرفیت. گردشگری مذهبی: زیارت و حج و سفرهای دینی بودائیان و هندویان و غیره. گردشگری بازاری: سفر گردشی به منظور جانبی خرید و فروش کالا. گردشگری همایشی: برای شرکت در همایش‌ها و بازدید از مناطق. گردشگری الکترونیک: همان e-tourism که در بر­گیرنده اطلاعات و انجام بخش اعظم سفر به صورت مجازی است. بوم­گردی (اکوتوریسم): گردش در طبیعت. گردشگری ورزشی : به منظور انجام ورزشی خاص یا مسابقات بین المللی.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

تعاریف اساسی گردشگری در سازمان ملل متحد و طی کمسیون آمار سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۸ انجام شده است. در سال ۱۹۹۱ این تعاریف در کنفرانس سازمان جهانی گردشگری واقع در اتاوا[۲۰] بازنگری شد و برخی از پیشنهادها به آن اضافه گردید و از طرف بسیاری از کشورها پذیرفته شد. سازمان جهانی گردشگری این پیشنهادها را در گزارشی به نام (توصیه­هایی در مورد آمارهای گردشگری) به چاپ رسانیده است. گردشگری بین المللی اینگونه توصیف شده است؛ بازدید کننده ­ای که طول اقامت او در یک کشور، ۲۴ ساعت یا بیشتر باشد، و حداقل یک شب را در کشور بازدید شده بگذراند و انگیزه­ او برای مسافرت یکی از دلایل زیر باشد.
الف. گذراندن اوقات فراغت (سرگرمی، تعطیلات، درمان، مطالعه، امور مذهبی یا ورزشی).
ب. ماموریت­های شغلی، خانوادگی یا بازرگانی.
جریان گردشگری بین الملل پویاترین مبادلات اقتصادی را که ممکن است بین کشورها اتفاق افتد، به وجود می ­آورد. گردشگری بین المللی به خصوص در کشورهای اروپایی به ویژه کشورهای جنوبی مانند فرانسه، ایتالیا، پرتغال و یونان از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به طور کلی بیانگر بالاترین کمک صادراتی به تراز پرداخت­های آن کشورها می­باشد. بنابراین، این کشورها نسبت به ترقی و تنزل ارزش و حجم جهانگردی بسیار حساس هستند. به هر حال روند­ها در حال تغییر هستند و کشورهای جدید صنعتی که اصولا شامل کشورهای آسیایی (تایلند، مالزی، سنگاپور و هنگ کنگ) است، سریع­ترین رشد را در زمینه گردشگری بین المللی دارند. ده کشوری که بیشترین حجم ورود گردشگر بین المللی را دارند به ترتیب فرانسه، ایالات متحده آمریکا، چین، اسپانیا، ایتالیا، ترکیه، آلمان، بریتانیا، روسیه و مالزی است. ده کشور اول که فرستنده­ی بیشترین گردشگر می­باشند به ترتیب ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، فرانسه، چین، ماکائو (چین)، ایتالیا، آلمان، بریتانیا، هنگ کنگ (چین)، استرالیا است (سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل،۲۰۱۳).
صادرات گردشگری یک مولفه­ی کلیدی برای نشان دادن جایگاه گردشگری است. در سال ۲۰۱۲ حدود ۴۰۵۸۵ بیلیون دلار صادرات حاصل از گردشگری بوده است. در سال ۲۰۱۳ این مقدار با نرخ رشد ۳٫۱% تنزل داشت و حجم رود گردشگر بین المللی برای ایران نیز کاهش داشت و به ۳۱۵۲۰۰۰ رسید (انجمن جهانی سفر و گردشگری، ۲۰۱۳). طبق آخرین آمار منتشر شده از سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل، سهم گردشگری از صادرات خدمات در ایران به طور متوسط ۲۵% است. انجمن جهانی سفر و گردشگری برای سال ۲۰۳۰ حجم گردشگر ورودی ایران را ۴۳۱۹۰۰۰ پیش ­بینی کرده است. نمودار (۲-۲) ورود و خروج گردشگر و حجم صادرات حاصل از این صنعت را نشان می­دهد.

نمودار (۲-۲): ورود و خروج گردشگر و حجم صادرات حاصل از گردشگری.
منبع:WTTC, Travel & Tourism Economic Impact, IRAN,2013
همین طور که در نمودار(۲-۲) نشان داده شده است با وجود کاهش حجم صادرات ناشی از خدمات گردشگری اما سهم این خدمات از کل صادرات کشور افزایش یافته است. از سال ۲۰۱۱ کاهش مداومی در حجم ورود گردشگر بین الملل وجود دارد. سرمایه ­گذاری­های که در این صنعت صورت گرفته معادل ۴۶۳۴۳ بیلیون است که در سال ۲۰۱۳ با نرخ ۷/۲% رشد داشت.
ایران از بین ۱۸۹ کشور مورد بررسی انجمن جهانی سفر و گردشگری، در جایگاه ۵۳ از نظر سهم حجم تجارت و صادرات از طریق گردشگری است. متاسفانه از نظر نرخ رشد صادرات صورت گرفته توسط این صنعت ایران رتبه ۱۷۴ امین کشور را دارد. البته ایران جزء ده کشور اول است که بیشترین اشتغال زایی را به صورت مستقیم توسط این صنعت داشته است. طبق پیش ­بینی­های صورت گرفته توسط این سازمان برای سال ۲۰۲۳ نرخ رشد ایران در اکثر فاکتورهای مورد بررسی بیشتر از میانگین جهانی خواهد بود و تنها نرخ رشد صادرات صورت گردفته توسط گردشگران است که که حدود ۵۰% از میانگین جهانی کمتر است (انجمن جهانی سفر و گردشگری،۲۰۱۳).
نمودارهای(۲-۳)، (۲-۴) و (۲-۵) سهم و شیوه اثرگذاری گردشگری بین الملل و داخلی بر GDP و سهم دو زیرشاخه برتر گردشگری ایران را به تصویر کشیده­اند.
نمودار(۲-۴): سهم گردشگری تفریحی و تجاری از GDP ایران.
نمودار (۲-۳): سهم گردشگر بین المللی و داخلی از GDP.
نمودار(۲-۵): سهم هر یک از شیوه ­های تاثیر گردشگری بر GDP.
منبع: World Bank, 2013.
نمودار (۲-۵) نشان می دهد از کل اثری که گردشگری بر GDP دارد، ۳۶ درصد آن به طور مستقیم از فعالیت های گردشگری است و حدود ۴۲ درصد به صورت غیر مستقیم از طریق مشاغلی که غیر مستقیم به این صنعت مرتبط می شوند ایجاد شده است. همچنین حدود ۲۲ درصد به صورت وارد شده است یعنی از طریق مشاغلی که نه به طور مستقیم و نه به طور غیر مستقیم به این صنعت مربوط می شوند اما ممکن است در برخی موارد خدمات ارائه شده توسط این مشاغل مورد توجه گردشگران قرار گیرد.
در سال ۲۰۱۲ از سهمی که گردشگری در تولید ناخالص ملی کشورمان داشت، ۷/۹۴% آن مربوط به گردشگری داخلی بوده است که حدود ۲۰۵۸۲۴ بیلیون است و تنها ۳/۵% تولید ناخالص ملی، معادل ۵/۱۱۵۶۱۵ بیلیون مربوط به گردشگری بین المللی است. پیش ­بینی شده که گردشگری تفریحی در ایران رشد ۱/۵% در سال ۲۰۱۳ خواهد داشت که حدود ۲۱۶۲۹۷ بیلیون باشد. از طرفی گردشگری تجاری نرخ رشد ۱/۱۲% معادل ۳/۱۲۹۶۵ بیلیون را در سال ۲۰۱۳ خواهد داشت.
۲-۲-۲- گردشگری و تجارت بین الملل:
در اقتصاد، درآمدهای حاصل از گردشگری بین المللی بخشی از درآمدهای صادراتی و هزینه­ های گردشگری بین المللی بخشی از واردات تلقی می­ شود. برای بسیاری از کشورهای جهان، درآمد گردشگری بین المللی، منبعی ضروری برای تامین ارز خارجی مورد نیاز است. بر اساس تحلیل­هایی که در نخستین (گزارش اقتصادی جهانگردی) از سوی سازمان جهانی جهانگردی در سال ۱۹۹۸ به دست آمده است. گردشگری یکی از پنج عامل مهم صادرات در ۸۳ درصد از کشورهای جهان و مهم­ترین منبع تامین ارز، در دست کم ۳۸ درصد از کشورهای جهان محصوب می شود. همچنین در سال ۱۹۹۸، گردشگری بین الملل و درآمدهای به دست آمده (مربوط به رفت و آمدهای مسافران ساکن در کشورهای دیگر) تقریبا ۸ درصد از کل درآمدهای صادراتی حاصل از صادرات کالاها و خدمات را تشکیل می­داده است (محلاتی،۱۳۸۰).
در سال ۲۰۱۲ گردشگری بین المللی رشد ۴% حدود ۱۰۳۵ بیلیونی داشته است. حجم دریافتی حاصل از خدمات گردشگری بین الملل در این سال ۱۰۷۵ میلیون دلار است که حدود ۴% نسبت به سال ۲۰۱۱ رشد داشته است. در گزارش سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل این رشد ناشی از بازسازی این صنعت پس از بحران مالی عنوان شده است و همچنین پیش بینی شده که تا پایان سال ۲۰۱۳ گردشگری بین المللی رشد ۳ تا ۴% را داشته باشد (سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل، ۲۰۱۲). نمودارهای (۲-۶) تعداد ورود گردشگران بین المللی و حجم صادراتی که توسط این گردشگران صورت گرفته نشان داده شده است.

نمودار(۲-۶): صادرات گردشگران و وورد گردشگران بین المللی.
منبع: WTTC,Travel & Tourism Economic Impact, WORLD, 2013
همین طور که در نمودار (۲-۶) مشخص است تعداد گردشگران بین المللی رو به افزایش است و حجم تجارتی که توسط این گردشگران صورت گرفته در سال ۲۰۰۹ کاهش یافته و بعد از بحران مجددا شروع به افزایش با نرخ تقریبا ثابت داشته است. نمودار سهم صادرات گردشگری نشان می­دهد که در سال ۲۰۰۹ سهم تجارتی که گردشگران از کل صادرات داشتند به صورت قابل توجه­ای افزایش یافته است. به عبارتی در سال ۲۰۰۹ با وجود کاهش ورود گردشگر و کاهش حجم تجارت گردشگران سهم تجارت گردشگران از کل صادرات افزایش یافته که نشان دهنده نزول بیشتر تجارت سایر کالا و خدمات صادراتی بر اثر بحران است.
خدمات مرتبط با گردشگری بین المللی اثر یکسان و حتی بیش از صادرات و واردات، بر روی پرداخت­های بین المللی دارند. برای مثال، هنگامی که یک گردشگر غذای را از یک رستوران خریداری می­ کند، ارزش این خرید با صادرات محصولات غذایی به اضافه ارزش افزوده خدمات ارائه شده و هزینه­ های استهلاک، تجهیزات و ساختارهای مربوط به آن برابر است.
گردشگری بین الملل در اکثر اوقات عامل جریان و حرکت در تجارت بین الملل است در بسیاری از کشورها ساختار گردشگری و برخی نیاز­های مصرفی آن ایجاب می کند که کالاها و خدماتی وارد شوند که آن­ها قادر به فراهم کردن نیستند. از طرف دیگر کشورهایی وجود دارند که در زمینه تخصص به صادرات گردشگری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تجهیزات گردشگری، کالاها و خدمات مربوط به آن شهرت پیدا کرده اند.
ارزیابی دائمی مخارج و درآمد گردشگری بین المللی در تراز پرداخت­ها بسیار مشکل بوده و اطلاعات کافی در این زمینه وجود نداشته است. چرا که بسیاری از کشورها نمی توانستند آمار لازم را جمع آوری کنند. در هر حال سازمان جهانی گردشگری و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[۲۱] روش­های حسابداری در گردشگری بین المللی را تسهیل کرده ­اند، که بیشتر از طریق گسترش مفهوم درآمد­های گردشگری است. این سبب گردیده که سیاست­های اقتصاد کلان مبتنی بر تحلیل محکم و پیش ­بینی­های قابل قبول تدوین گردد؛ که نه تنها تاثیر گردشگری بین المللی بر تراز پرداخت­ها را در نظر دارد، بلکه با تاثیرات تراز پرداخت­ها (به علت ترقی و تنزل در نرخ تبدیل ارز) بر روند گردش بین المللی گردشگران، نیز ارتباط پیدا می­ کند.
۲-۲-۳- نظریه­ های اقتصادی تعیین کننده­ گردشگری بین المللی:
عوامل تعیین­کننده گردشگری بین المللی عواملی هستند که با توجه به مبادلات بین المللی، خدمات گردشگری هر کشور را دائما در بخش بین المللی کار تحت تاثیر قرار می­ دهند. تراز خدمات گردشگری بین المللی در مبادلات بین المللی کشورها دارای همان اندازه اهمیت است که تراز تجارت بین المللی، تراز گردش سرمایه و تراز سایر مبادلات پنهان اهمیت دارد (گوهریان و کتابچی،۱۳۸۴). بر اساس نظریات تجارت بین المللی چهار عامل، تعین کننده­ موقعیت یک کشور در مبادلات گردشگری بین الملل است:

    • نظریه­ برخورداری از عوامل.
    • نظریه هزینه ی نسبی.
    • نظریه ی مزیت مطلق و دانش فنی.
    • نظریه ی شرایط تقاضا

الف- نظریه برخورداری از عوامل و گردشگری بین الملل:
نظریه عطایای الهی در سال ۱۹۱۹ توسط هکشر[۲۲] به وجود آمد و در سال ۱۹۳۳ به وسیله ی اوهلین[۲۳] تکمیل گردید. این نظریه متکی بر توزیع عطایای الهی در هر کشور است. طبق نظریه­ هکشر و اوهلین کشورهایی که دارای مقادیر زیادی سرمایه هستند، کالاهایی را باید صادر نماید که سرمایه­بر است؛ و کالاهایی را وارد کنند که کاربر است. این نظریه در مورد منابع طبیعی که برای گردشگری بین المللی بسیار مهم است، صدق می­ کند. زیرا بسیاری از امکانات گردشگری از مزیت نسبی منابع طبیعی برخوردارند. بنابراین ویژگی گردشگری بین الملل هر کشور مستقیما با فراوانی منابع آن در ارتباط است. در حقیقت نظریه عطایای الهی منابع یا عواملی هستند که تولید خدمات گردشگری بین المللی کشور را تضمین می­ کنند. به نظر می­رسد که فراوانی این منابع اثر قاطعی در موقعیت گردشگری بین المللی یک کشور دارد.
ب- نظریه هزینه نسبی و گردشگری بین المللی:

نظر دهید »
فایل شماره 8475
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در همین راستا احترام به خود قوی، نگاه واقعبینانه فرد به کمبودهای خود است و در عین حال دید انتقادی شدید نسبت به آنها وجود ندارد. در مقابل کسی که احترام به خود ضعیف دارد، خودِ مثبت کاذبی را به دیگران مینمایاند تا آنان پی به کفایت او ببرند. این ضعف شخصیتی به عنوان ویژگی بسیاری از بیماریهای دوران کودکی توجه شده است. اختلال کمبود توجه[۱۲۸] که از آن به بیشفعالی یاد میشود و بیماری اجتنابی[۱۲۹] که شکل شدیدی از اضطراب اجتماعی است، از جمله این آثار است.[۱۳۰]
همچنین احترام به خودِ خانوادگی، احساسات فرد را نسبت به خود به عنوان عضوی از خانواده منعکس میکند، بنابراین وظایف خود را به خوبی انجام داده و از مهر و محبتی که فرد دریافت میکند، احساس امنیت دارد و طبعا احترام به خود مثبتی خواهد داشت.[۱۳۱] در نتیجه برای رسیدن به احترام به خود قوی، اولا ایدهآل حقیقی و منطقی وجود داشته باشد و ثانیا اینکه تصور فرد از خودش باید صحیح و واقعی تلقی شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اغلب روانشناسان مانند ویلیام جیمز، احترام به خود مثبت را به عنوان عامل اصلی در سازگاری اجتماعی ـ عاطفی در نظر میگیرند که دیدگاه گستردهای است. از طرف دیگر آدلر،[۱۳۲] (۱۸۷۰-۱۹۳۷م) هورنای و راجرز مفهوم خودپنداره را در نظرات خود پیرامون شخصیت وارد کردند. نتیجه تحقیقـات تجربی و ایدههای این افراد این است که احترام به خود مثبت با عملکرد مناسبتر و مؤثرتر مرتبط است. مثلا افسردگی با نوعی سبک شناختی ارتباط داده شده است که شامل ارزیابیهایی انتقادی و منفی بیش از حد از خود است.
احترام به خود سالم، امر ارزشمندی است که همانند بنیانی برای ادراکات افراد از تجارب زندگی است. کفایت اجتماعی ـ عاطفی ناشی از چنین شناخت مثبتی از خود، میتواند نیروی قوی برای اجتناب از مشکلات جدی بعدی باشد. همچنین احترام به خود جنبه مهمی از عملکرد افراد است که با حوزه های دیگری از جمله سلامت روان و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد و میتواند علت یا معلول نوع کارکردی باشد که در سایر حوزه ها رخ میدهد.
پنجم. استتثنا در سلسله مراتب نیازها
اگرچه مزلو معتقد است که سلسله مراتب نیازها از شاخصه های اکثر افراد جامعه است، اما به نکتهای اشاره دارد که این سلسله مراتب، در مورد تمام مردم صادق نیست. او این مثال را میآورد که در طول تاریخ همواره مردمانی بودهاند که خود را وقف آرمانهایشان نمودهاند و با کمال میل، زندگانی خود یا هر چیز دیگری را فدا کردهاند. افرادی که تا سرحد مرگ به انحاء و روش های گوناگون پیش میروند. در واقع این افراد، بهصورت آشکارا نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی خود را نادیده گرفتهاند. مثال دیگری که شاید به زندگی امروزه ما نزدیکتر باشد این است که چهرههای مذهبی که از موهبتهای زندگی چشم پوشیده تا زندگی همراه با سختی و مرارت را تجربه کنند و بگذرانند، ممکن است علیرغم ناکامی کمبودهای خود یا نیازهای سطح پایینتر خود به کاملترین شکل، توانایی های بالقوه خود را به نمایش بگذارند. او همچنین به یک حرکت و تصور معمول در سلسله مراتب نیازها اشاره میکند که بعضی از مردم به عزت نفس خود بیشتر اهمیت میدهند تا به عشق. چنین افرادی احساس میکنند که تنها وقتی میتوانند نیازهای عشق و تعلق را برآورده کنند که قویاً احساس اعتماد به نفس و ارزشمند بودن کنند.[۱۳۳]
ششم. نقش موقعیت در مراتب نیازها
همه نیـازهایی که توسط مزلو مطـرح شدند، ذاتی بوده و به عنوان متغیـرهای شخصی در نظر گـرفته میشوند؛ اما در این بین نقش متغیرهای موقعیتی نیز دارای اهمیت است. این بدان معنا است که نیازهای این سلسله مراتب، تنها در ارتباط با محیط است که بهصورت رفتار به نمایش در میآیند و غیر از خود انسان، افراد دیگر و حتی محیط و فرهنگ و شیوه تعلیمات و تربیتهای قومی و قبیلهای نیز نقش عمده را ایفا میکنند. حتی مزلو اشاره دارد که مردم قسمت عمده محیط فیزیکی و اجتماعی را که کنش و واکنش در آن نقش دارد، به وجود میآورند. مهمتر آنکه تأثیر موقعیت، به درک فرد بستگی داشته و ممکن است بازتاب واقعیت عینی آن موقعیت باشد. به بیان دیگر بخش اعظم تأثیر هر موقعیت تابعی است از نحوه ادراک فرد از موقعیت خودش. بنابراین رفتار ما، هم به وسیله انگیزش نیازها و هم به وسیله محیط تعیین میشود. از اینرو مزلو در کتاب شخصیت و انگیزش، راجع به مشغولیت بیش از حد به بیرون، فرهنگ، محیط یا موقعیت هشدار داده است. او اساساً منتقد تعیین رفتار به وسیله عوامل محیطی است و رفتار را حاصل تعامل بین نیازها و موقعیت میداند.[۱۳۴]
نکته دقیق اینکه، برآورده شدن نیاز عزت نفس، به فرد اجازه میدهد که نسبت به قابلیت، ارزشمندی و کارآمدی خود احساس امنیت و اطمینان کند. بنابراین این احساس میتواند به کارآمدتر شدن وی در تمام مراحل زندگی و جنبه های آن بیانجامد. همچنین در طرف مقابل اگر عزت نفس وجود نداشته باشد، احساس حقارت و بیپناهی و دلسردی بر او مستولی شده که برای برآمدن از عهده مشکلات خویش فاقد اعتماد کافی است. مزلو معتقد است که عزت نفس در صورت اصالت داشتن، باید مبتنی بر ارزیابی واقعگرایانه تواناییها، شایستگیها و بر احترامِ مناسب و درخور فرد از ناحیه دیگران باشد. در این موقعیت، کارآمدی و صداقتی که از روی حقیقت و واقعی باشد، پایگاهی است که حیثیت و اعتبار فرد را تأمین میکند.[۱۳۵]
هفتم. ویژگیهای افراد خودشکوفا
افراد خودشکوفا که از بهترین و سالمترین افراد یک جامعه محسوب میشوند، دارای خصوصیاتی هستند که میتوان شخصیت آنان را با اوصاف ادراک از واقعیت، پذیرش خود، دیگران و طبیعتِ اطراف خود، داشتن رفتاری ساده و طبیعی، تمرکز بر مشکلات، داشتن استقلال و حریم خصوصی، خلاقیت، روابط بین فردی و داشتن علاقه اجتماعی شناسایی کرد. از پژوهشهایی که مزلو در زمینه عزت نفس داشته است، این مطلب استنباط میشود که افرادِ با عزت نفس قوی، دارای احساس قویتری از خودارزشمندی، اعتماد به نفس و کفایت بوده و شایستهتر از افراد با عزت نفس ضعیف عمل میکنند. به همین جهت افراد دارای عزت نفس بالاتر، از موقعیتها و فرصتهای بهتری در طول زندگی بهرهمند خواهند شد و در مواقع شکست نیز با عوارض آن بهتر کنار میآیند.
اگر بخواهیم با عینک دیگری به افراد خودشکوفا بنگریم باید متذکر شد که، تبدیلشدن به انسانی با کارکرد کامل، هدف مطلوب و نهایی رشد روانشناختی و تکامل اجتماعی است. بنابراین باید گفت ویژگی اصلی فرد خودشکوفا، آگاهی او از تجربیات متعدد است. زیرا تجربیات، انکارناشدنی بوده و از طریق خودِ فرد پالایش میشود و در نهایت هیچ تهدیدی علیه خودپنداره وجود ندارد. همچنین، انسانی با این خصوصیات، نوعاً متمایل به زندگی تمام و کمال دارد و هر لحظه به دنبال تجربیات جدیدی است. ویژگی مهمتری که در شخصیت سالم وجود دارد این است که او به ارگانیسم فردی اعتماد دارد؛ به این نحو که اطلاعات رسیده از عقل خود یا از سوی دیگران را نادیده نگرفته با تجربیات و داده ها و خودانگاره شخصی او همخوانی دارد. ضمناً آزادی این افراد به آنها کمک میکند که به هر جهتی که مایلاند حرکت نمایند و آزادانه و بدون ممانعت دست به انتخاب بزنند؛ چراکه نه از سوی خود و نه از سوی دیگران احساس اجبار نمیکنند.
تحلیلی که به عنوان حاصل جمع مطالب فوق میتوان ارائه نمود این است که آرزوها و ارزشهایی که آدمی برای خود تصور میکند بستگی به توانائیهای واقعی و بالفعلی دارد که خواستار آن است. در حقیقت احساس ارزشمندی، همان درجه تصویب، تأثیر پذیری و ارزشمندیی است که شخص نسبت به خویشتن احساس میکند. همچنین احساس ارزش به خویشتن، همانند تصویری که آدمی از خویشتن دارد، دارای هسته مرکزی ثابتی است که همراه با سلسلهای از احساسات ارزشی پیرامون آدمی، مجتمعی را تشکیل میدهند، که هرچه خودِ ایدهآلی به خودِ واقعی نزدیکتر باشد، احساس ارزش خود، بیشتر و متعادلتر است.
هنگامی که افراد بر اساس ویژگیهای مثبتشان ملاحظه میشوند، چنین نتیجهای سزاوار و مناسب است، و جامعه نیز در پرتو همین چشمانداز خواهد بود. چیزی که با غنیشدن و شکوفایی فرد همخوانی دارد، با رشد دیگران نیز به همان طریق همخوان است. میل فطری به ارتقاء توانائیهای بالقوه شخصی، تبدیل شدن به انسانی با کارکرد کامل، نه فقط در حوزه فردی، بلکه برای جامعه نیز مفید بوده و ترقی اجتماعی، پیامد شکوفایی افراد عضو یک فرهنگ است.
یکی از عللی که در نقض سلسله مراتب نیازها شرکت دارد این است که وقتی نیازی برای مدتی طولانی ارضا شود، کمتر از ارزش راستیناش ارزیابی میشود و به نقش و اهمیت آن توجه کاملی نمیشود. علاوه بر این، آن تنها یک نیاز گذرا است. بنابراین کسی که هرگز گرسنگی سخت و مزمن را تجربه نکرده مستعد آن است که اثرات گرسنگی را کمتر از واقع در نظر آورد و غذا را کم و بیش چیز بیاهمیتی بداند و اگر نیاز عالیتری بر او چیره شد، این نیاز عالیتر نزد او پراهمیتترین نیازها جلوه مینماید. بنابراین گاهی اوقات ممکن است این افراد برای جستوجوی این نیاز عالیتر، خود را در موقعیتی قرار دهند که از یک نیاز ابتدائیتر محروم بمانند. انتظار میرود پس از محرومیت طولانی از نیاز ابتدائیتر، برای ارزشگذاری دوباره هر دو نیاز گرایشی پدید آید، طوری که نیازِ مهمتر، بهصورت آگاهانه برای کسی که آنرا حداقل فرض کرده مقدم شود. این بدان معنی است که اگر مثلاً فردی که ازدست دادن شغلش را بر ازدست دادن عزت نفساش ارجح میداند و حدود شش ماه سختی گرسنگی را تحمل کند، ممکن است بخواهد حتی به قیمت ازدست دادن عزت نفساش بر سر کارش باز گردد.
ترس، وحشت و اضطراب، تنش و عصبیت و امور دیگری مانند این، از پیآمدهای ناکام ماندن نیازهای ایمنیاند. بنابراین فقدان آنها از اثرات متقابل ارضای نیازهای ایمنی است. البته این سخن برای نیازهای دیگر مانند نیاز عاطفی، نیاز تعلقداشتن به جائی و یا عشق و احترام به خود نیز چنین است؛ یعنی ارضای این نیازها امکان میدهد تا عواطف، اعتماد به نفس، اتکاء به خود و آسایش خاطر پدیدار گردد. در نهایت باید گفت که همه این نیازها از یک جهت به حسب اهمیتشان بر یکدیگر تقدم و تأخر داشته و ارضاء آنها برای رسیدن به مراحل رشد و تکامل عالیه انسانی لازم و ضروری بوده و از سوی دیگر، آنها یک رشته از مراتب صعودی سلامت روان محسوب میشوند. این تا بدانجا است پایه ردهبندی شخصیت انسانی میتواند پیوستار صعودی این سلسله باشد.
مزلو بعد از این نیازها، نیاز به تحقق خود را مطرح میکند. وی معتقد است حتی اگر تمام نیازهایی که برشمردیم ارضا شوند، باز میتوان انتظار داشت که بیقراری و ناخشنودی تازهای ظاهر شده و رو به رشد نهد، مگر آنکه شخص به کاری مبادرت ورزد که با مختصات فردی او هماهنگ باشد. معنی آن، این است که انسان باید هرآنچه میتواند باشد، باشد. همانند شاعری که باید شعر خود را بسراید و یا نقاشی که باید نقشیِ بیآفریند. مزلو از این نیاز، تعبیر به نیاز به تحقق خود میکند. در حقیقت این همان گرایشی است که انسان در وجود خود برای فعلیت بخشیدن به آنچه بالقوه است دارد. صفات کسانی که به دنبال تحقق خود هستند بعد از نظرگاه ویلیام جیمز در ادامه آمده است.[۱۳۶]
مزلو علاوه بر اینها، نیاز به احترام را نیاز تمام افراد جامعه دانسته و بیان میکند که میل یا نیاز به عزت نفس یا احترام به خود، یا احترام به دیگران میل همه افراد است؛ آنان نیازمند هستند که خویشتن را ارزشمند بیابند و باید این ارزشمندی بر پایهای محکم و استوار بنا شده باشد. به بیان دیگر اعتماد به نفس، ارتباطی مستقیم با ارضای این نیاز درونی دارد. روی این مبنا وی معتقد است هنگامیکه نیاز احترام به خود ارضا شود، ارزشمندی، اعتماد به نفس، توانایی، قابلیت و کفایت محسوس است، بنابراین چنین فردی، وجود خود را مفید میداند؛ و در مقابل، بیتوجهی به این نیازها ضعف، ناامیدی و حقارتها را به دنبال دارد.
وی در ادامه، تقسیم دیگری را ارائه میدهد که میتوان این نیازها را به دو گروه فرعی طبقهبندی کرد. نخست میل به توانائی، موفقیت، کاردانی، مهارت و شایستگی، نیاز به اطمینان در رویاروئی با دنیا و نیاز به استقلال و آزادی. گروه دیگر نیز عبارت است از: نیاز به اعتبار یا پرستیژ(یعنی عزت و احترامی که دیگرن برایمان قائل میشوند)، قدر و مقام، افتخار و آوازه، نفوذ، توجه، اهمیت، بزرگی، وقار و قدردانی.[۱۳۷] از ثمرات ارضای این نیازها میتوان اشاره داشت که اگر هر دو نیاز عالیتر و پائینتر ارضا شده باشد، غالباً ارزش والاتر از آنِ نیاز عالیتر است. این خود بیانگر آن است که نیازهای والاتر، مختص انواع عالیتر است و نیازی که عالیتر باشد، ضرورت کمتری برای بقای محض دارد و میتواند ارضای آن به تعویق افتد و همانطور که پیشتر اشاره شد پیگیری و ارضای نیازهای عالیتر نه تنها به معنای گرایشی عمومی به سمت سلامت روان است؛ بلکه فردگرائی را نیرومندتر و حقیقیتر مینماید. وجه این امر آن است که ارضای نیازهای عالیتر، به تحقق خود نزدیکتر بوده و خودخواهی کمتری در آن نهفته است. و کسی که برای تحقق خویش قدم برمیدارد و تلاش در راه اعتلای آن دارد از اعتماد به نفس قویتری برخوردار است.
همچنین آدلر و پیروانش در نیازهای فوق با او موافق بوده و بهطور نسبی آنرا تأکید کردهاند، ولی فروید کم و بیش از توجه به آنها غفلت ورزیده است. اما با این همه، امروزه اهمیت و نقش محوری این نیازها، بیش از پیش قابل قبول روانکاوان و روانشناسان بالینی است. مزلو معتقد است هنگامیکه نیاز احترام به خود ارضا شود، فرد احساس اعتماد به نفس، ارزشمندی، توانائی، قابلیت و کفایت میکند و وجود خود را در دنیا مفید و لازم مییابد؛ اما عقیم ماندن این نیازها، موجد احساس حقارت، ضعف و نومیدی است. همچنین این احساسات به نوبه خود موجد دلسردی بنیادی و در نتیجه گرایشات جبرانی[۱۳۸] یا رواننژندانه میشود. برای حل این معضل شناخت ضرورت اعتماد به نفس بنیادی و درک اینکه چگونه افرد ناامید فاقد آن هستند، میتواند با مطالعه رواننژندی ضربهئی[۱۳۹] حاصل شود.[۱۴۰]
پابرجاترین و سالمترین عزت نفس بر پایه احترامی که مستحق آن هستیم استوار است، نه بر اساس اشتهار یا آوازه ظاهری و تملقشنویهای توجیهناپذیر. نکته مهم تشخیص شایستگی و موفقیت واقعی است که مولود نیروی اراده، تصمیمگیری و مسئولیتپذیری است و از آنچه بهطور طبیعی از طبیعت درونی انسان و از سرشت و سرنوشت حیاتی او سرچشمه میگیرد حائز اهمیت است. به بیان دیگر، تشخیص شایستگیها چیزی است که عمدتا از خود واقعی انسان سرچشمه میگیرد تا خود ایدهآلی او.
از نظرگاه ویلیام جیمز، حرمت خود عبارت است از نسبت کامیابیهای فرد به سطح انتظارات او؛ یعنی اگر فرد به سطح خواسته های خود رسیده باشد، نتیجه آن، حس ارزشمند بودن و حرمت خودِ بالا است و اگر فاصله بسیاری بین این دو مرحله باشد، ناکارآمدی و بیارزشی حاصل آن خواهد بود.[۱۴۱]
حال که جایگاه خودشکوفایی معلوم گردید باید ویژگیهای کسانی که این صفت را دارند نیز روشن شود. درک درست واقعیت و تحمل شرایط از صفات این افراد است. پذیرش خود و دیگران، خلاقیت، خودکار بودن و خودجوشی، تعلیم از تجارب بنیادی زندگی، داشتن رویکرد مسئلهمحوری در کارها، اهل شادی و بذله و لطیفه و داشتن نگاه عینیتگرا به زندگی نیز صفات دیگر این افراد است.
البته اکثر انسانگرایان همانند این دو دانشمند روانشناس، یعنی راجرز و مزلو در اینباره بحثی ندارند که متغیرهای زیستی و محیطی بر رفتار انسان تأثیر میگذارد، ولی از سوی دیگر بر نقش فرد در تعریف و ساختن سرنوشت خودش تأکید دارند؛ و اجبار را که از ویژگیهای سایرنظریهها است، کماهمیت تلقی میکنند. به نظر آنها آدمی موجودی نیک بوده که میکوشد به رشد و خودشکوفایی برسد؛ و در واقع او قابل تغییر و فعال است. حرکت به سوی خودشکوفایی در این مسیر، فرایندی است که با افراد سالم طی شده و کنترل خود یا سازگاری با محیط به تنهائی کافی نیست.
در روانشناسی نابهنجاری، از ویژگیهایی که در تشکیل رفتار بهنجار نقش دارند ادراک همخوان با واقعیت، توان کنترل اختیاری رفتار، عزت نفس و پذیرش، برقرارساختن روابط محبتآمیز و سازندگی و باروری نام برده شده است. این ویژگیها از جانب روانشناسان، نمودار بهزیستی عاطفی روانی افراد برخوانده شده است. البته باید توجه داشت که همه افراد، مطلقا چه دارای سلامت روانی باشند یا نباشند از این صفات به نوعی بهرهمند هستند، اما اینها اوصافی هستند که مردمان بنهجار به مقدار بیشتری از آنها برخوردارند تا کسانی که نابهنجار شناخته میشوند.[۱۴۲]
نتیجهای که میتوان از این رهگذر داشت آن است که اولاً عزت نفس و پذیرش خود و دیگران، از رفتارهای بهنجار در روانشناسی محسوب میشود؛ زیرا مردمانی که از سازگاری مناسب برخوردارند، احساس میکنند که موجودی باارزش و مقبول اطرافیان هستند. در مقابل، کسانی که نابهنجار هستند، احساساتی از قبیل بیارزش دانستن خود، از خودبیگانگی و احساس طردشدن توسط دیگران، بر آنها حاکم است. ثانیاً داشتن روحیه اعتماد به نفس به نوبه خود از مقدمات خودشکوفایی و خودشکفتن است. کسی که خواهان رسیدن به جایگاههای بالای اجتماعی و اهداف زندگی است، از قِبَل خودشکوفایی و بعد از داشتن اعتماد به نفس در مسیر هدف، حاصل میشود. در نهایت واقعبینی در رفتار و گفتار که منجر به کنترل رفتار میشود و همچنین داشتن روابط نزدیک و رضایتبخش با دیگران و بهکار گرفتن توانائیها در مسیر فعالیتهای زندگی از خصائص افرادی است که بهنجار بوده و دارای اعتماد به نفس هستند.
نتیجه دیگر اینکه، حرمت خود عامل مهمی در زندگی انسان است؛ زیرا رضایت انسان از خود یا ارزش و منزلتی که فرد برای خود تصور میکند، در رفتار و سلامت روانی او نقش اساسی دارد. بنابراین برای افزایش اعتماد به نفس، باید حرمت خود و حس ارزشمندی از خود را تقویت کرد.
اما مفهوم اساسی و محوری در نظریه شخصیت راجرز همان مفهوم خویشتن[۱۴۳] یا خودپنداره است. خویشتن یا خویشتن واقعی شامل تمام اندیشه ها، ادراکات، و ارزشهایی است که «من» یا «خودم» را ساخته و دربرگیرنده آگاهی از «آنچه هستم» و «آنچه میتوانم انجام دهم» خواهد بود. این خویشتنِ ادراک شده، به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان و رفتارش تأثیر میگذارد. کسی که خود را قوی و لایق میداند با کسی که خود را ضعیف و ناتوان میداند عملکردش بر جهان کاملاً متفاوت است. خود در نظر راجرز الگویی است سازمانیافته که با ادراکهای مربوط به خصوصیات و روابط فردی هماهنگی دارد. او عزت نفس را ارزیابی مداومی میداند که هر فردی نسبت به ارزشمندی خود دارد.
کوپر اسمیت هم در تحقیقات خویش که با مفاهیم و روش های راجرز به نتیجه رسیده است بیان میکند کودکانی که عزت نفس بیشتری دارند، افرادی هستند که احساس ارزشمندی، استقلال و خلاقیت کرده و به آسانی تحت تأثیر و نفوذ عوامل محیط واقع نمیشوند. بنابراین اگر به کسی بیاحترامی و بیتوجهی شود، اعتماد به نفس او کم شده، سلامت روانی او به خطر میافتد.[۱۴۴] همانند این تعبیر را هری استاک سالیوان[۱۴۵] (۱۸۹۲- ۱۹۴۹م) اشاره دارد که تصور فرد از خویشتن، ناشی از بازتاب ارزیابیهای دیگران است. مفهومی که کودک از خود دارد، در حقیقـت تحت تـأثیر رفتـار افـرادی است که از او مواظبت میکنند. به بیان دیگر فرد در فضای پذیرش، تأیید و حمایت، مفهوم مثبتی از خودش نمودار میشود و بیشتر، رشد خودپنداره در او تابع انگیزه بنیادی و اجتماعی محبت است.[۱۴۶]
عمدتاً پایه های خودپنداره در اوان طفولیت استوار میشود و در سالهای اولیه زندگی قبل از اینکه طفل زبان یاد بگیرد، تصوراتش راجع به خویشتن در اثر روابط با اعضای خانواده او به وجود میآید. خودپنداره به تدریج صورت معینی به خود خواهد گرفت؛ اگرچه در این موقع تصور مذکور هنوز رسوخ نیافته و به آسانی قابل تغییر است، اما در طی دوران رشد، کودک توجه بیشتری نسبت به قضاوت دیگران درباره خود دارد و خودپنداره او، انعکاسی از ارزیابی دیگران خواهد شد. بنابراین اگر ارزیابیها تحقیرکننده و ناپسند باشند، کودک خود را به همان نظر مینگرد و خود را ناچیز و بیارزش میپندارد و در مقابل خانواده سالمی که برای کودکشان ارزش قائل هستند، کودک نیز خود را باارزش و مفید میداند. حاصل آنکه خودپنداری، قابلیت تغییر داشته و عمده تغییرات در اوان کودکی، زمانی که شاکله شخصیتی او در حال شکلگیری است، رخ میدهد و به تدریج به حال ثبوت میرسد.
در فصلِ گذشته، مطالبی ذیل بحث معناشناسی عزت نفس و اعتماد به نفس راجع به خودپنداره ارائه گردید. در آنجا اشاره شد که عزت نفس از ویژگیهای مهم شخصیت است و در حقیقت درکی است که فرد از خود دارد. از همینروی افراد دارای خودِ آرمانی هستند، و آن تصوری است از آنچه که شخص دوست دارد باشد. حال اگر بین خود واقعی و مفهوم عینی از مهارتهای فردی با خودِ آرمانی هماهنگی داشته باشد، فرد احساس عزت نفس مثبتی خواهد داشت و در غیر اینصورت دارای دشواریهایی خواهد بود. بنابراین میزان عزت نفس ناشی از نوسان بین این دو خود است.
به نظر کوپر اسمیت، عزت نفسی که اعتماد به نفس را درون خود جای داده، قضاوتی شخصی درباره باارزشبودن یا بیارزش بودن، قبولی یا عدم قبولی خود است که در نگرش و رفتار فرد ظاهر میشود و ممکن است فرد، خود را آنطور که مردم میبینند، ببیند. بنابراین باید درجاتی از اعتماد در هر انسانی وجود داشته باشد و فقدان آن برای شخصیت سالم غیر قابل قبول است و هر قدر درجات کمی و کیفی اعتماد به نفس بیشتر ارتقاء یابد، بهداشت روانی فرد بیشتر تضمین میشود. البته در این راستا نقش محیط اجتماعی و اولیاء در ایجاد فضایی از محبت، احترام، صمیمیت و مهربانی قابل انکار نیست.
احترام، عشق و باارزش بودن از جانب دیگران از نیازهای فردی است؛ نیازی آموختنی که جزء خودپنداره بوده و با قسمت اعظم تجارب فرد در ارتباط است. از خصوصیاتی که این نیاز دارد این است که دو جانبه بوده و اگر او نیاز دیگران را به احترام و نظر مثبت ارضاء کند، لزوماً نیاز خود او هم به نظر مثبت ارضاء میشود و فرد از برآورده شدن آن احساس خشنودی میکند. بنابراین ارضای این نیاز در خود و دیگران برای فرد حکم پاداش را دارد. حتی گاهی این نیاز به توجه، از جانب دیگران آنقدر قوی است که فرد ممکن است آن را بر تجارب مثبت نفسانی خویش مقدم بدارد.
با این همه کوپر اسمیت از عواملی در رشد حرمت خود نام میبرد که عبارتند از: اینکه ارزش و احترام افراد مهم در زندگی چقدر است و ارزشها و آرزوهای این فرد چگونه تعبیر و تفسیر میشوند و اینکه فرد به موفقیتها و موقعیتهای اجتماعی خویش چقدر توجه دارد. در نهایت روش فرد در نحوه این ارزشیابی دارای اهمیت است. از اینرو اگر این فرد دارای حرمت خود بالا باشد، دارای استقلال و خلاقیت بیشتری است و منظر او نسبت به شکستها و کنترل خواسته ها و امیال به گونه دیگری است.[۱۴۷]
طبق نظریه راجرز آدمی هر تجربهای را در رابطه با خودپنداره خویش میسنجد. افراد خواستار رفتاری همسان و هماهنگ با تصویر خود هستند. تصـویر ذهنی هر شخص، دربرگـیرنده احساس، رفتار و ارزشهای اوست و حتی به اعتقاد برخی، اصلیترین عنصر سازنده شخصیت هر فردی است؛ اگر برخوردهای رضایتبخش و مناسبی صورت بگیرد، جنبه مثبت شخصیت مانند اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران بهطور طبیعی رشد میکند.[۱۴۸]
بنابراین شخص هرچه بخش بزرگتری از تجربه خود را انکار کند، فاصله بین خویشتن با واقعیت بیشتر شده و امکان ناسازگاری، زیادتر میشود. حال افرادی که خودپنداره آنها با عواطف و تجربههایشان هماهنگی ندارد، باید از خود در مقابل واقعیت دفاع کنند؛ زیرا در این شرایط واقعیت، اضطراببرانگیز میشود. بنابراین اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خودش، ارتباط تنگاتنگ داشته رابطه مستقیمی میان آنها برقرار است؛ یعنی افزایش یکی، بهبود و صعود دیگری و کاهش آن، سقوط دیگری را درپی دارد که عمدتاً با تحسین و تشویق مناسب، این امر تقویت میشود. البته در این بین جامعه در تکامل تصویر ذهنی فرد نقش اساسی دارد. اگر جامعه نظر خوشایندی نسبت به افراد داشته باشد و برای آنها ارزش و اعتبار بیشتری قائل شود باعث نگرش مثبت فرد نسبت به خود و در نهایت بالارفتن اعتماد به نفس میشود.
تصویر ذهنی که در افراد تشکیل میشود شامل دو قسمت است. یک قسمت شامل کلیه تصورات، عقاید و برداشتها و عکسالعملهای جامعه نسبت به او و قسمت دیگر، شامل کلیه افکار، احساسات، عواطف، توانایی انجام کارها، تطابق با زندگی، تشویقات، اتکاء به نفس، درستی، صداقت و غیره است که والدین در اوان زندگانیِ هر فردی نقش ارزندهای در تکامل این تصویر ذهنی دارند. اگر خود والدین از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشند فرزندان نیز اعتماد به نفس بالا خواهند داشت. به اعتقاد لویس[۱۴۹] (۱۹۸۳م) همزمان با تکامل فرد، تصویر ذهنی به تکامل میرسد و چون دربرگیرنده احساس، رفتار و ارزشها است، بر عکسالعمل او در تمام مراحل زندگی تأثیر میگذارد و خود تکامل نیز متأثر از عوامل داخلی و خارجی است.[۱۵۰]
کارن هورنای در رابطه با شاکله تصویر ذهنی، اعتماد به نفس را از دو جنبه بررسی میکند. یکی اعتماد به نفس بدلی و دیگری اعتماد به نفس حقیقی که در مقابل حالت اول است. وی اعتماد به نفس بدلی را همان غرور ناسالم مینامد. خود غرور، ناشی از اختلال در بینش و تصویر افراطی از خویشتن است؛ در حالی که این تصویر ذهنی هرگز با واقعیت تطبیق نمیکند از این جهت که فرد مغرور، در ذهن خود یک قالب ساختگی و بدلی برای رفتار و گفتار خویش میسازد و مطابق آن عمل میکند.[۱۵۱]
روی این مبنا هورنای سه مفهوم برای «خود» قائل است. الف) خودِ فعلی که از مجموع تجربیات شخص ترکیب یافته است. ب) خودِ حقیقی که شخص سالم همآهنگ است. ج) خودِ آرمانی که انتظاری نوروتیک یا تصویر پرشکوه ذهنی از آنچه شخص احساس میکند باید باشد. همچنین او به سیستمی به نام «سیستم غرور» اشاره میکند که شخص را از خودِ حقیقی بیگانه میسازد، چون تأکید مفرط بر حیثیت، هوش، قدرت و غیره دارد، ممکن است به نفرت از خویش، خوارشماری خویش، و امحاء نفس منجر گردد.[۱۵۲] خلاصه اینکه او بعد از معرفی اضطراب اساسی[۱۵۳] و اعتماد اساسی[۱۵۴] بر فرایند درمانی خودیابی[۱۵۵] تأکید میکند.
آلپورت ضمن بحث از کارکرد انگیزهها به این نکته مهم اشاره دارد که انگیزههای نفسانی مختص فرد، یگانه و کاملاً ملازم نفس هستند که تعیین میکنند کدام انگیزهها حفظ و کدامیک مطرود باشند. مانند اینکه انگیزههایی که عزت نفس و خودانگاره فرد را تقویت میکنند، نگهداری میشوند. بنابراین این نتیجه حاصل میشود که رابطه مستقیمی بین علایق شخص و توانایی های او وجود دارد. در حقیقت ساختار نفسانی هر شخصی منوط به درک و احساس او از خود و جهان اطراف است. به همین دلیل عزت نفس، به رشد احساس رضایت خاطر و غروری اطلاق میشود که فرد به قدرت انجام کارها و امور خود پی میبرد. این درک در نظر آلپورت بسیار مهم است؛ چراکه اگر چنین درکی در کودک ایجاد شود و والدین، نیاز به کشف شدن را ناکام بگذارند، هویت خود و عزت نفس حاصل شده در این دوران خنثی میشود و منجر به حقارت و خشم میگردد.[۱۵۶]
علاوه بر هورنای، راجرز نیز بر آن بود که آدمی داری خودِ آرمانی یا ایدهآل[۱۵۷] است؛ یعنی تصویری که میخواهیم بشویم و باشیم. هرچه خودِ آرمانی، نزدیکتر به خود واقعی باشد، شخص احساس تحققیافتگی و رضایت بیشتری میکند. فاصله زیاد بین خودِ آرمانی و خودِ واقعی، ناخشنودی و نارضایتی را به دنبال دارد.
آنچه که از تعبیر او بر میآید این است که دو نوع ناهماهنگی میتواند پیدا شود. یکی بین «خود» و تجربه واقعیت؛ و دیگری بین خود واقعی و خودِ آرمانی. کارآیی بیشتر انسان زمانی است که در شرایط پذیرش مثبت، بدون قید و شرط باشد و این یعنی ارزشمند بودن انسان حتی در زمانی که احساسات، نگرشها و رفتار آدمی غیر ایدهآل باشد. مثلاً اگر والدین فقط بهصورت مشروط، پذیرش مثبت نشان دهند، در آن صورت خودپنداره کودک خدشهدار خواهد شد. اولین پیامد آن این است که هرچه بیشتر مجبور به انکار عواطف خود شود و ارزشهای دیگران را قبول کند، احساس ناراحتی بیشتری نسبت به خود خواهد کرد. نتیجه اینکه باید احساسات افراد خصوصاً کودکان را پذیرفت و در برابر احساساتشان دلائل امور و شروط پذیرش آنها را بیان نمود.
وجه اشتراک بین دو دانشمندِ روانشناس یعنی راجرز و مزلو این است که مردمان سالم و خواستار تحقق خود، واقعیت را روشنتر میبینند؛ آنان طبیعت بشری را همانطور که هست میبینند نه آنطور که دلشان میخواهد یا نیاز دارند که باشد. آنان آنچه را در مقابل چشم دارند همانگونه که هست میبینند، بیآنکه با انواع و اقسام عینکها، واقعیت را تحریف، بزرگ و کوچک، یا رنگامیزی کنند. علاوه بر این بارزترین نشانه پذیرش خود، بعد از پذیرش نیازهای اولیه، اعتراف به نیازهای عالیتر درونی است؛ نیازهائی از قبیل نیاز به ایمنی، نیاز به محبت و احساس تعلق، نیاز به احترام و احترام به خود. ارزشمندی این نیازها و با چون و چرا نکردن از جانب افراد سالم انکارناشدنی است.
البته مزلو در کتاب شخصیت سالم تفسیر دیگری از شخصیت سالم ارائه نموده است. او معتقد است خواستاران تحقق خود، رفتاری نسبتاً خودانگیخته دارند که در افکار، انگیزهها و زندگی درونیشان قابل مشاهده است. افراد سالم که خود و دیگران را میپذیرند حالت تدافعی نداشته برای دیگران نقش بازی نمیکنند و در واقع از ظاهرسازیها منزجر هستند. او بیان میکند ریاکاری، سخن چینی و دوروئی، خودنمائی، تأثیر بر دیگران در افراد سالم دیده نمیشود. بهطور کلی میتوان گفت افراد سالم از تفاوت میان آنچه هستند و آنچه میتوانستند باشند یا میباید باشند، احساس شرمساری میکنند و در حقیقت با کمبودهایی که اصلاحشدنی هستند متأسف میشوند.[۱۵۸] همچنین آنان سخت کار میکنند، سختکوش و بلندهمتاند. انگیزه آنان فقط رشد شخصیت، بیان شخصیت، دستیافتن به کمال انسانی و تحقق خود است.
علاوه بر این در مقابل، نکته جالبی که مزلو در همین کتاب متذکر شده نتیجهای است که از تجربیات او حاصل شده است. او بیان میکند دریافتم، اغلب مردمان خود فکر نمیکنند و تصمیم نمیگیرند؛ بلکه دیگران برای آنها فکر کرده، تصمیم میگیرند و باعث حرکتشان میشوند؛ آنان مستعد این هستند که احساس ضعف و ناامیدی کنند و خود را اسیر دست نیروهای ناشناخته بپندارند. وی همچنین طبق تحقیقات و مطالعاتش ابراز میکند که تنها ۳۰% افراد جامعه به خود متکیاند. مهمتر اینکه او نکتهای را به فلاسفه و متألهین گوشزد میکند که افراد خواستار تحقق خود نسبت به دیگران، بیشتر مختار و کمتر مجبورند.[۱۵۹]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 220
  • 221
  • 222
  • ...
  • 223
  • ...
  • 224
  • 225
  • 226
  • ...
  • 227
  • ...
  • 228
  • 229
  • 230
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 9097
  • فایل شماره 8551
  • فایل شماره 7622
  • فایل شماره 8604
  • فایل شماره 8828
  • فایل شماره 8876
  • فایل شماره 8764
  • فایل شماره 7997
  • فایل شماره 7893
  • منابع دانشگاهی برای پایان نامه : بررسی اثر مدیریت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان