روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8603
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نمره ای که آزمودنی ها از پرسشنامه اختلالات رفتاری آخن باخ[۲۵] دریافت می کنند (خوشابی،طردی،شجاعی،۱۳۸۶) .
فصل دوم
مبانی نظری
۲-۱- مقدمه
در این فصل ابتدا به شرح و توصیف سه متغیر اختلال رفتاری، تکانشگری و سبک مقابله ای پرداخته شده است و در هر متغیر به پژوهش ها و دیدگاه های رایج اشاره شده و در انتها نیز پیشینه پژوهش های داخلی و خارجی آورده شده است.
۲-۱-۱ اختلالات رفتاری
اختلالات رفتاری، گروهی از رفتارها هستند که بیمار به وسیله آن‌ها به طور مکرّر حقوق اساسی دیگران را نقض می‌کند و یا قواعد اجتماعی را زیر پا می‌گذارد. این اختلال در دوران کودکی یا نوجوانی شکل می‌گیرد و در پسران بیشتر از دختران شایع است. این نوع اختلالات روانپزشکی نه تنها خود فرد، بلکه خانواده و جامعه را نیز دچار مشکل می کند(برادفورد[۲۶]، ۲۰۰۲). اختلالات رفتاری در جوامع مختلف شیوع نسبتا یکسانی دارد(ماتیسن[۲۷] و همکاران، ۲۰۰۷).
بسیاری از کودکانی که اختلالات رفتاری دارند وقتی به دوران بزرگسالی رسیدند، اختلال آنها تا حدود زیاد و یا به طور کلی برطرف می شود. لیکن در تعدادی از موارد اختلال در بزرگسالی نیز ادامه می یابد.(گرشنگ و ویلسن[۲۸]، ۲۰۰۳). بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری ظاهری شبیه نافرمانی‌ها و سرکشی‌های معمولی دوران کودکی دارند امّا بسیار شدیدتر و جدی‌تر هستند. بیمارانی که دچار اختلال رفتاری هستند نوعاً نسبت به سلامت و خوشی دیگران بی‌توجهند. حس همدردی در آن‌ها پایین است و غالباً رفتارهای دیگران را برای خود تهدیدآمیز و خصمانه تلقی می‌کنند. در نتیجه، غالباً واکنش پرخاشگرانه‌ای به این تهدیدهای خیالی نشان می‌دهند و رفتارهای خود را این‌گونه توجیه می‌نمایند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

برخی از این بیماران ممکن است اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند در حالی که برخی دیگر ممکن است ارزش بیش از حدّی برای خود قایل باشند. این بیماران غالباً بیرحم و سنگ دل اند و احساس گناه اندکی می‌کنند و حتی هنگامی که ظاهراً خطای خود را می‌پذیرند، بیشتر ترفندی است برای جلوگیری از تنبیه شدن.
رفتار پرخطر و بی‌پروا، مشخصه غالب بیمارانی است که دچار اختلال رفتاری هستند. آن‌ها ممکن است در سنین پایین به رفتارهای جنسی، سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و استعمال مواد مخدر روی آورند و باعث مشکلات قانونی گردند. در بسیاری موارد، بیمارانی که اختلال رفتاری دارند دارای ضریب هوشی کمتر از سطح میانگین و عملکرد تحصیلی پایینی هستند. افکار مربوط به خودکشی یا اقدام برای خودکشی نیز دربین آنان دیده می‌شود.
پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که برخی کودکانی که دچار اختلال رفتاری بوده‌اند پس از رسیدن به دوران بزرگسالی، افرادی متعادل، سالم و موفق و با عملکرد اجتماعی عادی شده‌اند. هر چند، برخی از آن‌ها ممکن است این اختلال را در بزرگسالی نیز حفظ کرده و یا دچار اختلالات دیگری نظیر اختلال شخصیت جامعه‌ستیزی و سوء مصرف مواد گردند(تلی اوغلو، ۲۰۱۳).
کودکان با مادران افسرده بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات رفتاری اضطرابی هستند(ولر [۲۹]و همکاران، ۲۰۰۰). در دهه های اخیر هر چند وضعیت اقتصادی کلی در جوامع بهبود یافته است، لیکن اختلالات رفتاری کودکان کمتر نشده است(اسکات[۳۰]، ۲۰۱۰).
در بروز این اختلالات فرضیه های متعددی ابراز شده، که هیچ یک توجیه کننده نمی باشد(بروک[۳۱] و همکاران، ۲۰۰۳). و هر یک وجهی از رفتارهای ناهنجار کودکان و نوجوانان را بررسی می کند(روزن ویگ[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۸؛ دناتلی[۳۳] و همکاران، ۲۰۱۰؛ کیس [۳۴]و همکاران، ۲۰۰۸).
از سوی دیگر در همبستگی اختلالات روانپزشکی مادران و اختلالات هیجانی و رفتاری فرزندان به عامل ژنتیک و تغییرات نوروبیولوژیک نیز اشاره شده است (رادائو و ون دل هیوول ائا[۳۵]، ۲۰۱۰؛ سیور و وینشتاین[۳۶]؛ ۲۰۰۹؛ استنلی و سیور[۳۷]، ۲۰۱۰).
اختلالات رفتاری دارای چهار نوع عمده می‌باشند:
رفتار پرخاشگرانه
رفتار غیرپرخاشگرانه
تقلّب یا دزدی
نقض جدّی قوانین
بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری ظاهری شبیه نافرمانی‌ها و سرکشی‌های معمولی دوران کودکی دارند امّا بسیار شدیدتر و جدّی‌تر هستند. بیماران ممکن است نسبت به دیگران رفتار پرخاشگرانه یا قلدرمآبانه داشته باشند و با آن‌ها وارد دعوا و زد و خورد شوند. این بیماران ممکن است تمایل به دروغگویی، غیبت از کلاس‌های درس، فرار از خانه یا سوء مصرف مواد داشته باشند. رفتارهای پرخطر و بی‌پروا از مشخصه‌ های بیمارانی است که دچار اختلال رفتاری هستند(سیف نراقی و نادری، ۱۳۸۰).
برخی عوامل در ایجاد اختلال رفتاری نقش برجسته‌ای دارند. این عوامل شامل تعارضات در محیط خانوادگی کودک از جمله بهره‌کشی، بی‌توجهی، مشکلات زناشویی والدین و اعتیاد آن‌ها می‌باشد. اگر پزشک کودک به اختلال رفتاری مشکوک شود احتمالاً او را به یک متخصص سلامت روان معرفی می‌کند. متخصص، به مشاهده رفتار کودک می‌پردازد. به علاوه، آزمون‌های استاندارد یا سایر ابزارهای ارزیابی روانی ممکن است مورد استفاده قرار گیرد تا تشخیص اختلال رفتاری قطعی گردد.
پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که یک رویکرد چند وجهی شامل روان درمانی غالباً موثرترین روش برای درمان اختلالات رفتاری است. اکثر بیمارانی که اختلال رفتاری دارند وقتی به دوران بزرگسالی می‌رسند مشکلشان برطرف می‌گردد امّا تعدادی از بیماران مشکلشان در دوران بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد و به اختلال شخصیت جامعه‌ستیزی تبدیل می‌شود(همان منبع).
نکته مهم در تعاریف اختلالات رفتاری، تعریفی از رفتار و بهنجاری و نابهنجاری آن است. منظور از رفتار به‌گونه‌ای که در روان‌‌شناسی تعریف شده آن دسته از حالات، عادات، اعمال و گفتار است که همواره قابل‌مشاهده، اندازه‌گیری، ارزیابی و بررسی و پیش‌بینی باشد.
اماتمیز مفهوم نابهنجار از بهنجار کار دشواری است اگرچه ملاک‌های متعددی برای این تمییز مطرح ‌شده، ولی کافی نیستند. در واقع می‌توان گفت که بهنجاری و نابهنجاری روی یک پیوستار قرار دارند و همین امر است که تمایز روشن بین این دو مقوله را دشوار می‌سازد. نابهنجاری، همان بهنجاری است اما دچار افراط یا تفریط شده است. با وجود مسائل مطرح‌شده، معیارهایی وجود دارد که اگرچه ناکافی هستند ولی به این تمایز کمک می‌کنند. یکی از ملا‌ک‌ها این است که آیا رفتار باعث درد و رنج می‌شود یا خیر. معمولا رفتار نابهنجار باعث ناشادی افراد می‌شود. ملاک دیگر این است که بررسی شود یک رفتار تا چه حد ناسازگارانه است، به این معنا که آیا این رفتار با بهروزی فرد و جامعه تداخل می‌کند یا خیر. ملاک سوم، بررسی این وضعیت است که آیا رفتار بر اساس زمان و مکان قابل توجیه عقلانی است یا خیر. ملاک چهارم، بررسی میزان کنترلی است که فرد بر رفتارش دارد. معمولا رفتارهای نابهنجار در کنترل و احاطه فرد قرار ندارند. ملاک بررسی این موضوع این است که آیا رفتار حاضر، از جمله‌ رفتارهایی است که با قراردادهای اجتماعی(هنجار اجتماعی) در تضاد است و این رفتار توسط گروه اقلیت یا اکثریت مورد توجه است یا نه. رفتارهایی که با ارزش‌های جامعه تطابق ندارند و توسط اقلیتی از جامعه بروز می‌کنند، می‌توانند نابهنجار تلقی شوند(سیف نراقی و نادری، ۱۳۸۰)..
همچنین در تعریف اختلال رفتاری باید به میزان، شدت، طول مدت، سن و موقعیتی که رفتار در آن بروز می‌کند توجه داشت.

    • میزان:‌ به این نکته که رفتار در یک دوره زمانی چقدر رخ می‌دهد،‌ اشاره دارد. گاهی بیشتر کودکان بدون اجازه از جای خود بلند می‌شوند، کتک‌کاری می‌کنند اما کودکی که هر روز نزاع می‌کند یا هر دو دقیقه از جایش برمی‌خیزد، میزان بالا و غیرعادی از این‌گونه رفتارها را نشان می‌دهد.
    • شدت: به نیرومندی یا بزرگی رفتار اشاره دارد. برای مثال چنانچه کودکی به خاطر ناکام شدن در رسیدن به هدف با مشت بر روی میز بزند، ممکن است ضربه‌ای که به میز می‌زند به گونه‌ای باشد که سر و صدای زیادی ایجاد کند و یا اینکه به قدری شدید باشد که به دست یا میز آسیب وارد کند. مورد اول پاسخی عادی در نظر گرفته می‌شود، اما مورد دوم رفتار شدید‌تر به عنوان واکنشی غیرعادی تلقی می‌گردد.
    • طول مدت: مقدار زمانی است که یک رفتار دوام یابد. هر کودکی ممکن است گاهی به دلیل آسیب دیدن احساساتش بهانه‌گیری و گریه و زاری کند. اما قشقرق و گریه و زاری که یک ساعت یا دو ساعت ادامه می‌یابد با طغیان ده دقیقه‌ای کاملا متفاوت است.
    • تناسب سنی: رفتارهای متناسب با سن به این واقعیت اشاره دارند که برخی از رفتارها در کودکان سنین معین، کاملا بهنجار است اما همان رفتارها اگر به سنین بعدی ادامه یابند یا اینکه قبل از سن مورد انتظار بروز کنند، می‌تواند مشکل‌ساز و نابهنجار تلقی شوند. مثلا ترسیدن از هیولا در خانه و چسبیدن به والدین رفتارهایی هستند که اگر از سوی کودکان ۵ یا ۶ ساله دیده شوند متناسب با سن هستند اما اگر در سنین بالاتر مشاهده شوند، غیرطبیعی تلقی می‌شوند (کاکاوند، ۱۳۸۵)

البته نکته مهمی که باید به خاطر سپرد این است که وجود دوره واحد یا از آنچه نابهنجار به نظر می‌رسد، به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در کودک نیست. حوادثی که در زندگی کودک رخ می‌دهند، همین‌ طور فشارها و تغییرات رشدی او می‌توانند منجر به بروز مشکل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید و مشکل رفتاری نشان دهد. رفتارهایی نابهنجار در نظر گرفته می‌شود که چندین ماه ادامه پیدا کند و علت قابل شناسایی بلافاصله نداشته باشند مثل جدایی والدین، مرگ یکی از بستگان و … (کاکاوند، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۱ علل اختلالات رفتاری
محققین، مشکلات رفتاری را ناشی از علل مختلفی می‌دانند که مهمترین آنها عبارتند از:
اختلالات بیولوژیک(مشکلات ژنتیکی، نورولوژیکی و بیوشیمیایی)، فضای نامساعد خانوادگی (نظریه رفتاری یادگیری و نظریه روانکاوی)، تاثیرات سوء فرهنگی واجتماعی (نظریه جامعه ‌شناسی و بوم ‌شناسی)، تجربه‌های نامطلوب و شکست‌های پی در پی (سیف نراقی و نادری، ۱۳۸۰).

۲-۱-۱-۱-۱ برخی از انواع اختلالات رفتاری
۲-۱-۱-۱-۲ اختلال بیش فعالی ـ نقص توجه
شاید بسیاری از شما، کودکی را دیده باشید که در مجالس و مهمانی ها یک جا بند نمی شود، مرتب به قول معروف از در و دیوار بالا می رود، وسایل را به هم می ریزد، وسط صحبت دیگران می پرد و در حقیقت بمبی از انرژی است. اصولاً مادر چنین کودکی شکایت می کند که بچه او پرحرف، کم خواب، دچار حواس پرتی (گاهی زمین می خورد) می باشد، کاری را به اتمام نمی رساند، پای تلویزیون بند نمی شود و غذایش را به تمامی نمی خورد. اگر این کودک به سنین مدرسه رسیده باشد، سرِ کلاس آرام نمی نشیند، با بغل دستی خود حرف می زند، از جا بلند می شود، تمرکز ندارد، املا را جا می اندازد و اصولاً علی رغم هوش خوب، اُفت تحصیلی پیدا می کند. این اختلال نقص توجه و بیش فعالی نامیده می شود، معمولاً قبل از سن ۷ سالگی نمود دارد، حداقل باید ۶ ماه طول کشیده باشد تا تشخیص داده شود، از لحاظ جنس، در پسرها بیشتر از دخترها مشاهده می شود. برخی از این کودکان از اختلالات دیگری چون:اختلالات اضطرابی و افسردگی، اختلال خواندن، نوشتن یا ریاضیات رنج می برند. برخی از عوامل از جمله: مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زودرسی و صدمه قبل از تولد به دستگاه عصبی جنین، عفونت ها و ارث بردن را در ایجاد آن دخیل دانسته اند. تغییرات دستگاه عصبی مرکزی و مواد مترشحه آن مثل دوپامین، نوراپی نفرین، محدودیت هیجانی و محرومیت های خانوادگی از دیگر عوامل اند (سادوک وسادوک، ۲۰۰۷).
این کودکان در شیرخوارگی به برخی محرک ها مثل صدا، نور و حرارت حساس هستند. اعتماد به نفس منفی، بیش فعالی، بی ثباتی هیجانی، میدان توجه کوتاه، تکانشگری (از جا پریدن)، اختلال حافظه و یادگیری، نقایص گفتاری در آنها دیده می شود. ممکن است تغییراتی در نوار مغز آنها دیده شود. با درمان، ابتدا بیش فعالی و سپس حواس پرتی برطرف می شود. اکثر کودکان با بالا رفتن سن، بهبود نسبی می یابند و در ۱۵درصد موارد، نشانه ها تا دوران بزرگسالی، دوام می آورند. برخی کودکان همزمان دچار اختلال سلوک که بعدا اشاره می شود، هستند.بسیاری از این کودکان دچار بی توجهی و یا رفتارهای تنبیهی نابجا از طرف والدین در خانه یا مدرسه و ناسازگاری با همسالان می شوند که بیشتر باعث صدمه خوردن به عزت نفس آنها می گردد. درمان های مختلف دارویی مثل: محرک ها (ریتالین)، ضد افسردگی ها (ایمی پرامین)، کلونیدین، فلتوگزتین و … برای آنها به کار می رود. یک برنامه چندوجهی شامل روان درمانی انفرادی، تعدیل رفتار، مشاوره والدین و درمان اختلالات یادگیری، ساختاری صحیح از پاداش و تنبیه برای آنها باید در نظر گرفته شود(همان منبع).
۲-۱-۱-۲ نشانه های بیش فعالی
کودک اغلب با دست ها یا پاهایش بازی می کند و حتی روی صندلی ناآرام است و مرتب آن را تکان می دهد.
کودک اغلب صندلی خود را انتهای کلاس درس می گذارد ،جایی که صندلی های خالی زیادی هست و او می تواند مرتب جایش را عوض کند.
کودک اغلب در شرایط نامناسب و جاهای تنگ شروع به دویدن و بالا رفتن از در و دیوار می کند.
کودک اغلب با فعالیت های تفریحی بی سر و صدا مشکل دارد و آرام نمی گیرد.
وی بیش از حد حرف می زند، سؤال می پرسد و همه را کلافه می کند (سید محمدی، ۱۳۹۰)
علائم بی توجهی و حواس پرتی معمولاً در ۸ تا ۹ سالگی آشکار می شوند و اغلب مادام العمر با شخص می مانند. “تأخیر” در شروع علائم بی توجهی ممکن است منعکس کنندۀ ماهیت پنهانی این اختلال باشد (برخلاف بیش فعالی) و در سن بلوغ این اختلال خفته به شکل تنوع طلبی و بی ثباتی بروز می یابد. علائم بیش فعالی معمولاً در ۵ سالگی کاملاً آشکار می شوند و در ۷ تا ۸ سالگی به اوج خود می رسند. پس از بلوغ، این رفتارها به تدریج کاهش می یابند و اغلب به بلوغ زود رس می انجامند. تکانشگری نیز مانند بیش فعالی در ۷ تا ۸ سالگی به اوج میرسد، اما برخلاف آن مسائل مربوط به تکانشگری در بزرگسالی همچنان باقی می ماند. نوجوانان مبتلا به این اختلال بیشتر مستعد تجربۀ رفتارهای پرخطر (اعتیاد به مواد مخدر، فعالیت های پرخطر جنسی، بی دقتی در رانندگی و غیره) هستند. بزرگسالان تکانشگر نیز معمولاً مدیریت مالی چندان مناسبی ندارند و اغلب با قمار و خرید بیش از حد کالاهای غیر ضروری خود را به مرز ورشکستگی می رسانند(همان منبع).
۲-۱-۱-۳ رفتار تخریبی

نظر دهید »
فایل شماره 8602
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در اینجا ( خازن معادل داده شده توسط ترکیب متوالی خازن های و است ) و است .این معادلات با بهره گرفتن از تناظر های نشان داده شده در جدول۲ و با معادله(۱) منطبق هستند.بنابراین هر دو مدل یکسانی را برای شفافیت القا شده توصیف می کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جدول۱ . تناظر بین پارامترهای الکتریکی و مکانیکی آزمایش مشابه کلاسیکی پدیده
مدل الکتریکی
مدل مکانیکی

وقتی جریان معرفی شود، توان به عنوان تابعی از فرکانس ولتاژ اعمال شده به هنگام بسته شدن سویچ در شکل۴-۸، با
(۴-۲۵)

داده می شود.
که در آن

(۴-۲۶)

(۴-۲۷)
و دامنه ولتاژ اعمالی است. از طرف دیگر، وقتی کلید باز است توان به صورت
(۴-۲۸)

خواهد بود.
برای اندازه گیری توان چند روش وجود دارد. ما می خواهیم جریان را از طریق القاگر اندازه بگیریم که دارای وابستگی فرکانسی یکسانی همچون می باشد. در واقع ما افت ولتاژ در طول القاگر را اندازه گرفته و آن را برای یافتن یک ولتاژ متناسب با جریان شارشی در القا گر ادغام می کنیم. این ولتاژ یک سیگنال نوسانی در فرکانس است.برای ما دامنه این سیگنال مهم است. در شکل۴-۷ دامنه های اندازه گیری شده متناظر با چهار مقدار خازن اتصالی را نشان داده ایم. برای هر مقدار با کلید باز و یا کلید بسته یک اندازه گیری وجود خواهد داشت.در جدول ۱خصوصیات مؤلفه های بکار رفته در آزمایش ارائه شده است.
با توجه به شکل۴-۸ ، در موقعیت کلید باز ( بدون پمپاژ) ما یک اتصال ماکزیمم الکتریکی از منبع ولتاژ به مدار تشدیدی در فرکانس تشدیدی ( انحراف صفر ) را داریم. وقتی کلید بسته است، به عبارتی وقتی مدار پمپی ( نیروی پمپی ) روی مدار تشدیدی عمل می کند جذب توان الکتریکی منبع ولتاژ در انحراف صفر متوقف می شود. این حقیقت متناظر با شرط شفافیت بوده و زمانی که مقدار خازن اتصالی کاهش می یابد، با افزایش فرکانس رابی میدان پمپی در شفافیت القا شده الکترومغناطیسی در سیستم های اتمی متناظر است.
فرکانس
دامنه ولتاژ
دامنه ولتاژ
شکل ۴-۱۰ توان انتقال یافته به مدار به عنوان تابعی از فرکانس برای
مقادیر مختلف خازن اتصالی . مقادیر عبارتند از : (a). با فرکانس تشدید
(b ) . © . (d). مربع های باز متناظر با اندازه های گرفته شده با حالت کلید باز می باشد.
در اینجا همانند آزمایش های اپتیکی اتم ها، شفافیت مشاهده شده را می توان به عنوان یک تداخل ویرانگر تعبیر کرد. در این مورد تداخل بین توان داده شده توسط منبع ولتاژ مدار تشدیدی و توان انتقال یافته به همان میدان از نوسانگر دیگر نیروی پمپی است. همان طور که در بخش۴-۲ توضیح دادیم ، آن را می توان به عنوان یک تداخل بین دو مسیر ممکن متناظر با مدهای نرمال نوسانگر های متصل در نظر گرفت. برای حداقل مقدار به کار رفته در آزمایش ما، دو نقطه اوج جذب را می بینیم که مشابه کلاسیکی اثر آتلر – تاونز بوده و با شکاف این مد های نرمال متناظر است.
ما همچنین باید به این نکته اشاره کنیم که کوچکترین مقدار اتصالی که استفاده کرده ایم آن طور که از مقدار انتظار می رود به پیک شفافیت باریک نامحدود منجر نمی شود. این رفتار احتمالاً به خاطر وجود مقاومت های درونی متوالی اجزای الکتریکی مورد استفاده است.
خط های ممتد نشان داده شده در شکل۴-۱۰ ، نتایج نظری به دست آمده از معادله (۴-۲۵ ) یا (۴-۲۸) نشان می دهند. از این منحنی ها انتظار نمی رود که دقیقاً با داده های تجربی متناسب باشند چرا که اندازه گیری های ما تحت تأثیر واکنش فرکانسی به کار رفته برای اشتقاق ولتاژ متناسب با جریان القاگر قرار دارند.
ما نشان داده ایم که شفافیت القا شده الکترومغناطیسی را می توان با یک سیستم کاملاً کلاسیکی مدل سازی کرد. نتایج ما نتایج هامر و پرنتیس را به پدیده های شکل توسعه می دهند که به جای سه نوسانگر از دو نوسانگر متصل استفاده می کنند. همچنین رفتار پاسخ پراکندگی نوسانگر کلاسیکی مورد استفاده در مدل سازی اتم سه ترازی را بررسی کردیم. ما با مدارهای مزدوج و سیگنال های مانند مشاهده شده و مشابه کلاسیکی آتلر- تاونز به عنوان تابعی از اتصال بین دو مدار ، یک آزمایش کلاسیکی را مورد بحث و بررسی قرار دادیم.
فصل ۵
تله اندازی جمعیت همدوس و شفافیت القا شده ی الکترومغناطیسی
یک اتم پنج ترازی نوع
۵-۱ همدوسی و تله اندازی جمعیت
حذف جذب به دلیل همدوسی بین یک جفت از حالت های اتمی و متعاقباً تله اندازی جمعیت، شاید یکی از اولین نمونه های شفافیت القا شده الکترومغناطیسی در یک محیط غیر جذبی است. علی الخصوص ، برهم نهی همدوس دو حالت اتمی، تحت شرایط خاص منجر به تله اندازی جمعیت در یکی از حالت ها و بنابراین شفافیت می شود.این پدیده نوعاً در سیستم های اتمی سه ترازی یا حداقل سیستم هایی که می توانند به هنگام اندرکنش با دو میدان الکترومغناطیسی، به اندازه کافی به یک پیکربندی سه ترازی کاهش یابند، روی می دهد.یک پیکربندی پایه منجر به اثرات در شکل ۵-۱ نشان داده شده است.

نظر دهید »
فایل شماره 8601
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حجاب خیلی هم مهم نیست، در هر دوصورت چه باز بگردی و چه با حجاب به تو تیکه می‏اندازند من چادر هم سر می‏کردم همینگونه بود الآن هم که بد می‏گردم به‏من گیر می‏دهند برای پسرها اصولا فرقی نمی‏کند. اصلاً زن بودن در این جامعه دلیل خوبی است که اذیت شوی.(مورد شماره ۱۲، خانم ۱۸ ساله).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

خیلی مهم نیست یا پوشش به مثابه پوشش محدود کننده

در خصوص لزوم رعایت پوشش و آرایش زنان نظراتشان متفاوت است. برخی زنان از وضعیت پوشش رایج در جامعه رضایت ندارند ولی به نظر دیگران احترام می‌گذارند. زنان مسن‌تر و کسانی که اعتقادات مذهبی قوی‌تری دارند پوشش را خیلی مهم می‌دانند و آن را در همه حال و زمان در حد شرعی لازم می‌دانند و رعایت می‌کنند. در واقع آن را نوعی مصونیت می‌دانند که شرع برای زنان قرار داده است. در واقع آن‌ها علاوه بر اعتقادات مذهبی در روند زندگی و تجربه شخصیشان به این نتیجه دست یافته اند که پوشش مهم است و نوع پوشش ممکن است آن‌ها را به سمت خطر رهنمون کند. این افراد علاوه بر اینکه از وضعیت پوششِ رایج راضی نیستند خود با رفتاری کاملاً محافظه‌کارانه نوعی پوشش عفیفانه را بر‌می‌گزینند و به این شکل خود را از خطراتی که بدین جهت در کمین‌شان است مصون می‌دارند به طور مثال خانم ۲۵ ساله متأهل محجبه می‌گوید:
من به شخصه از وضعیتی که زنان در خیابان لباس می‌پوشند راضی نیستم ولی به نظرم باید به نظر دیگران احترام گذاشت. هر کس یک جوری لباس می‌پوشد و یک نوع لباس را ترجیح می‌دهد. به نظر من حد شرعی قطعاً باید رعایت شود چون رعایت این حد شرعی فایده زیاد دارد یکی اینکه یک وقت عظیمی از زنان برای اینکار تلف می شود یا خرید برای خودآرایی خوب رعایت این حد باعث می شود که هزینه و وقت برای خرید لوازم آرایش و میکاپ را از فرد می‌گیرد و هم اینکه صرفه جوبی در عمر است و خوب چیزهای اصلی‌تر مثل حرمت و رعایت امنیت اخلاقی جامعه و شان زن حفظ شود و یک زن بتواند به عنوان یک انسان در جامعه حضور داشته باشد نه به عنوان یک جنس و وسیله‌ای برای ارتباط جنسی….. من بارها و بارها دیده ام که زنانیی کم پوشش در جامعه دچار مشکل شده‌اند و هر دفعه به این نتیجه رسیده ام که پوششی که شرع تعیین کرده واقعاً مصونیت است. من لزومی نمی‌بینم که خود را در معرض نگاه‌های حریص قرار دهم تا نگران عواقب آن باشم(مورد شماره ۳۵).
نظر زنانی که اعتقادات مذهبی متوسط یا ضعیفی دارند در خصوص پوشش و آرایش فرق می‌کند. این افراد اگر تجربه سفر به خارج از کشور را نیز داشته باشند بیشتر به این موضوع تأکید دارند که برای هر منطقه و یا هر کاری باید پوشش خاص آن مکان و یا کار را برگزید. این افراد معتقدند که برای رفتن به نقاط آسیب خیز و محیط‌های مردانه[۳۷] باید لباس‌های ساده تر و پوشیده تر پوشید و از آرایشهای جلب توجه کننده نیز خود داری کرد. در واقع نوعی«پوشش مشروط »را بر‌می‌گزینند که در بوته مصحلت اندیشی زنانه خودشان آن نوع پوشش را بر می‌گزینند. به طور مثال خانم مطلقه ۳۰ ساله مانتویی با آرایش ملایم که کارمند شرکت خصوصی است و روابط جنسی آزاد دارد در این باره می‌گوید:
پوشش باید معقول باشد هرچیزی جایی دارد می آیند بام تهران برای پیاده روی یا جاده چالوس با کفش پاشنه بلند یا پسر می اید رستوران با کفش ورزشی مشکل ما ایرانی‌ها این است که می‌خواهیم جلب توجه کنیم و نسل در نسل به ما رسیده…. پسری که یقه تیشرت‌اش باز است نه قشنگی دارد نه جذاب است یک چیز در ماهواره دیده‌اند نمی‌گویند اینها شومن هستند این چیست که تو در خیابان می‌پوشی‌….. این را به هیچ عنوان نمی‌پذیریم. هرسخن جا و هر نکته مکانی دارد را نمی‌فهمند…. من می‌روم خیابان گمرک شلوار ساپورت نمی‌پوشم من می دانم وقتی شب می‌خواهم بروم رستوران و قرار دارم نباید با کفش نایک بروم باید شیک و مرتب بروم با کفش اسپرت نمی‌شود رفت باید با لباس فرم رفت خارجی ها وقتی می‌روند کلیسا با کلاه و دستکش می‌روند و این یعنی احترام و وقتی می‌رسند کلاهشان را در می‌آورند اینجا در رستوران با کلاه می‌نشینند وبا دستکش دست می‌دهند‌….. من می‌روم بازار تهران آرایش عجیب نمی‌کنم به طبع آنجا نمی‌پذیرند و آنوقت خانم ها می‌گویند چرا مردها اینطوری‌اند خوب خانم اول به خودت نگاه بکن چه ریختی آمده‌ای در مترو و جنوب شهر!(مورد شماره ۳۴ ).
نکته قابل تأمل این است که در کل فقط دو نفر از ۴۶ مورد اعلام کرده‌اند که پوشش و آرایش اصلاً مهم نیست. محل سکونت آن‌ها در جنوب شهر بوده و خود نیز پوششی کاملاً جسورانه داشتند. هر دو ارتباط جنسی در دوران مجردی را تجربه کرده‌اند. یک مورد به اجبار به صورت تجاوز و دیگری به دلخواه و در موارد متعدد. گویی برایشان این موضوع حجتی بوده که برای مردها چیزی غیر از پوشش اهمیت می‌یابد که باعث آسیب زدن به یک زن می‌شوند.

جمع‌بندی: پوشش و آرایش در انواع سبک‌زندگی

همانگونه که در مقدمه این بخش گفته شد سه نوع سبک‌زندگی مشاهده شده‌است که هر یک از مؤلفه‌ها در آن به شکلی نمود می‌یابد. پوشش و آرایش نیز در هر یک از انواع سبک‌زندگی به شکلی نمایان شده‌است.
پوشش و آرایش در سبک‌زندگی محافظه‌کارانه: همانگونه که از یافته‌های این قسمت مشخص شد برخی زنان معتقد بودند که پوشش و حجاب نقش به سزایی در پیشگیری از آسیب‌ها می‌شود. لذا خود را مقید به پوشیده بودن می‌دانستند. اینگونه افراد اغلب چادر به سر داشتند، آرایش نداشتند و اگر هم آرایشی در صورتشان مشاهده می‌شد بسیار کمرنگ بود، در آن‌ها زنانی مانتویی بودند که بدون آرایش بوده و کاملاً پوشیده بودند به‌طوری که از رنگهای مرده استفاده کرده و لباس‌هایشان اصلاً جلب توجه نمی‌کرد و پوشش را به مثابه پوشش عرفی پذیرفته اند.
پوشش و آرایش در سبک‌زندگی جسورانه: همان‌طور که پیشتر گفته شد برخی از موارد تحقیق اعتقادی به پوشش نداشتند و آن را پیشگیرانه نمی‌دیدند. همچنین برخی از موارد نیز بیان کرده بودند که در دوره هایی از زندگیشان پوششهایی نامتعارف داشته و به اصطلاح جسورانه لباس می پوشیدند و آرایش می‌کردند. در واقع بسیار جسورانه هنجارها و قوانین جامعه را زیر پا گذاشته و پوشش و آرایشی را بر‌می‌گزینند که مورد پسند جامعه نبوده و خط قرمزها را زیر پا می گذارند. این افراد اکثرا مانتویی بوده و آرایشهای غلیظ داشته و اگر هم چادری به سر داشتند نحوۀ پوشش و کنترل چادر به شکلی است که بسیار جلب توجه می‌کند و پوشش را به مثابه پوشش محدود کننده می‌دانند.
پوشش و آرایش در سبک‌زندگی مصلحت‌اندیش: برخی در تمامی مراحل زندگی خود مصلحت‌اندیشانه زندگی می‌کنند و بسته به موقعیت‌های مختلف سبک پوشش و آرایششان تغییر می‌کند. در برخی مناطق و موقعیت‌ها پوشش و آرایش کاملاً جسورانه را بر‌می‌گزینند و در برخی مناطق و موقعیت‌های دیگر پوشش و آرایش کاملاً محافظه‌کارانه را سر لوحه کار خود قرار می‌دهند.(به طور مثال نمونه شمار ۴۶ )این گونه افراد وضعیت پوشش و حجاب خود را بسته به شرایط قابل تغییر قلمداد می‌کند و پوشش را به مثابه پوشش عرفی قبول دارند.

اعتقادات مذهبی
«مطالعات علمی باور دارند که میان دین و سبک‌زندگی رابطه دو سویه بر قرار است. افرادی مانند وبر معتقدند دین، سبک‌زندگی و رفتار اجتماعی افراد را مشخص می‌کند »( ادریسی ۱۳۹۱، ۹۲). گئورک زیمل نیز از نقش دین بر سبک‌زندگی افراد غافل نبوده و بر این باور است که در موقعیت‌هایی که یک ناسازگاری درونی در انسان به وجود می‌آید دین به عنوان شیوه زیستن دیده می‌شود و مانند کلیدی می‌ماند که کل زندگی فرد بر آن استوار است(زیمل ۱۳۸۸، ۹۱). برخی نظیر مهدوی کنی وضعیت اعتقادی افراد را متأثر از داده‌های محیطی فرد قلمداد کرده و معتقدند جوهر فرهنگ افراد را دین تشکیل می‌دهد و بخشی از تمایلات افراد برآمده از اعتقادات مذهبی وی می‌باشد.«هرچه پایه و مبنای این تمایلات و گزینش ها دینی باشد، سبک‌زندگی بشر دینی خواهد بود؛ چرا که در نگرش اسلامی پذیرفتیم دین و سبک‌زندگی با هم ارتباط داشته و انسان ها می‌توانند سبک‌زندگی خود را انتخاب کنند.»(مهدوی کنی،۹۳:۱۳۹۱).«دین از دو مقوله اساسی باورها و اعمال تشکیل شده‌است. باورها مجموعه‌ای از معارف و اندیشه‌ها است و اعمال، شیوه‌ای از کنش است این دو جزء مذهبی وابستگی زیادی به یکدیگر داشته و تفکیک آن‌ها در دنیای واقعی امکان پذیر نیست. اعمال دینی برگرفته از باورهای دینی است و تداوم حیات باورهای دینی وابسته به اعمال دینی و عملکرد صحیح آن می‌باشد(قبادی ۱۳۸۹، ۴). با توجه به آنچه گفته شد وضعیت اعتقادی افراد می‌تواند به دو دسته تقسیم شود: آنچه در ذهن فرد در مورد دین و تعریف دین می‌گذرد و برداشت می‌کند و آنچه در رفتار فرد بروز می‌کند. لذا وضعیت اعتقادی فرد می‌تواند یک رابطه دو جانبه با سبک‌زندگی فرد و رفتار اجتماعی که از او بروز می‌کند داشته باشد. با عنایت به آنچه گفته شد در کدگذاری‌های باز وضعیت اعتقادی افراد با توجه به بعد ذهنی و عینی آن به سه دسته تقسیم شد. در بعد ذهنی ۱- ارزیابی خود فرد از وضعیت اعتقادی‌اش و ۲- میزان اعتقاد به مناسک و شعائر دینی و در بعد عینی و رفتاری، میزان پایبندی به مناسک و شعائر دسته‌بندی شد. وضعیت اعتقادی افراد جزئی از میدانی است که فرد در آن رشد و نمو یافته و برخی رفتارهای افراد را شکل می‌دهد. همانقدر که وضعیت اعتقادی فرد بر رفتار فرد تأثیرگذار است، زمینه و میدانی که فرد در آن رشد و نمو پیدا کرده نیز بر این اعتقادات تأثیرگذار است.
خانم ۲۸ ساله: من مدتی آدم مذهبی بودم و رعایت می‌کردم ولی از زمانی که اعتقادم از بین رفت پابند قانون خاصی نیستم. آن موقع که این اتفاق افتاد به انتخاب خودم بود و خانواده‌ام آنقدر مذهبی نیستند که بخواهند من را تشویق کنند شاید به دلیل شرایطی که داشتم بود من معلمی داشتم که مذهبی بود و من آن معلم را دوست داشتم و به آن سمت رفتم و همه قوانین را در آوردم و احساس کردم علاقمندم ولی بعد از مدتی که مطالعه کردم و تجربه‌ام زیاد شد دیدم ۱۰۰% قبول ندارم ولی اﻻن به چیز خاصی اعتقاد ندارم ولی تا پارسال روزه ام را می‌گرفتم چون نفس روزه گرفتن را دوست داشتم(نمونه شماره ۳۸).
همچنین این اعتقادات دینی بر رفتار افراد نیز تأثیرگذار است و در مواردی بر استراتژی‌هایی که فرد در مواقع مختلف بر می‌گزیند موثر است.
۳۰ ساله لیسانس آمار: دعا می خوانم. مدتی می رفتم جایی کلاس و باید از یک کوچه خیلی تاریک و بلند رد می شدم سر آن کوچه که می‌رسیدم دعا می‌خواندم تا برسم به ته کوچه…..(مورد شماره ۲۰).
آموزه های دینی ما بر این اصل تأکید دارد که انجام واجبات و پایبندی به مسائل مذهبی باعث می‌شود که انسان از آسیب‌ها در امان باشد. این در گفتار برخی از نمونه‌ها که پایبندی زیادی هم به مذهب نداشتند مشاهده می‌شود به طور مثال:
خانم ۳۰ ساله، کارمند بخش خصوصی، (مانتویی با آرایش غلیظ) در این باره می‌گوید: در وبلاگم در پست آخرش نوشته بودم دلم می‏خواهد مشروب بخورم دلم می‏خواهد سیگار بکشم دلم می‏خواهد بزنم به سیم آخر ولی خوب من حرمت محرم را نگه می‏دارم ولی برایم جالب بود که خیلی ها نوشته بودند و یکی از زنانیی که به من اعتراض کرده‏بود گفته بود تو دورویی که این حرف را می زنی آدم گناه نمی‏کنه یا حداقل در محرم و رمضان نه.نماز می‏خوانم، روزه هایم را تا دبیرستان کامل گرفته ام قرآن را سعی می‏کنم حتماً ماهی یکبار دوره کنم.اگر یک چیزی بخواهم همیشه مستقیم با خدا حرف زده‏ام ً…….. حج نرفتم ولی خیلی دلم می‏خواهد بروم زکات را انجام نداده‏ام…….من نماز می‏خوانم و همین نمازم من را از گناه حفظ می‏کندولی چون اعتقادم اونقدرها قوی نیست و نماز که می‏خوانم ذهنم همه جا می رود و بعضی وقتها نمازم یکی درمیان می‏شود…. معمولاً نماز قضا را نمی‏خوانم حجاب را رعایت نمی‏کنم‌…… عروسیهایمان همیشه قاطی بود و خوب وقتی جلوی آنهمه مرد بی روسری بودم‌… وقتی همان آقایی که در عروسی جلویش بی روسری بودم در خانه‏مان جلویش روسری سر کنم!……… البته یک جاهایی رعایت می‏کنم مثلا اگر قرار باشد بروم یک اداره دولتی و یا اگر قرار باشد تنهایی توی یک ساعات خاصی مثل شب‌ها بیرون بروم حتما رعایت می‌کنم(مورد شماره ۲۰).
به نظر می رسد آدمهای مذهبی‌ آنقدر این مسئله برایشان نهادینه شده‌است که به صورت خودکار باعث عدم اختلاطشان با جنس مخالف شده و باعث می‌شود آن‌ها از آسیب‌های بعدی در امان باشند. پذیرش حجاب را فطری می‌دانند و آن را باعث ایمنی فرد از آسیب‌ها تعریف می‌کنند.
خانم ۲۳ ساله دانشجو پوشش چادر، و میزان رعایت و پایبندی به مسائل مذهبی خیلی زیاد در این باره می‌گوید: من شعائرمذهبی را ۸۰%رعایت می‏کنم باتوجه به چیزی که عرف است من شاید خودم فکر کنم که عمل می‏کنم‌…… یکی (روحانی کلاسمان)آمد و به من گفت شما که با اینکه خانم حوزوی هستید چرا شعر عاشقانه می‏گذارید من گفتم چه ربطی دارد وجود من یک آدم است یک دختر ۲۳ ساله با این دید نگاه کنید…… به خاطر تعهد رعایت می‏کنم چون فکر می‏کنم وقتی یک آقایی نماز نخواند وقتی به خدا بی تعهد است که اینهمه چیز به او داده قاعدتاً به من هم نمی‏تواند وفادار بماند شاید دلیل علمی و عملی نداشته باشد و خیلی از کسانی که خارج هستند و بی اعتقادند زندگی خوبی داشته باشند ولی این را قبول دارم که مثلاً اگر یک فرد می‏گوید من نماز نمی‏خوانم ذهنش در جامعه ما توجیه شده‌است که دائم می گوید اینهمه نعمت به تو داده وقتی به خدا بی وفایی می‏کند قطعاً به یک زن هم ۱۰۰% نمی توانی وفادار باشی…… پوشش برای زنان مهم است ولی اینکه عمل کنند بستگی به محیطشان دارد چون اگر یک بچه را ببینیم قاعدتاً یک دختر بچه ۴-۵ ساله که اولین پوششها را می‏خواهد داشته باشد همان اولش با اینکه یک غریبه می‏بیندش یک پوششی برای خودش قرار می‏دهد پس این به صورت فطری در او هست ولی اینکه نوعش را چطور انتخاب کند بستگی دارد به حیا یا عفاف حفظ شود و آن فکرش نسبت به آن پوشش(مورد شماره ۲۱).
دینداری باعث می‌شود که حرمتهای خانه و خانواده حفظ شود و فرد خود را متعهد به خانواده بداند. این تعهد وقتی در فرد نهادینه شود باعث می‌شود به صورت خودکار او را از خطرهای بعدی نیز مصون بدارد. تعهد به صحبت نکردن با نامحرم، تعهد به پوشش، تعهد به انجام واجبات مانند نماز همه و همه تمرینی است برای حفظ خود از خطرات و درست اندیشه کردن در مورد آنچه پیرامون فرد اتفاق می‌افتد. مجدد بر می‌گردم و عین کلام این خانم را تکرار می‌کنم« اگر یک فرد می‏گوید من نماز نمی‏خوانم ذهنش در جامعه ما توجیه شده‌است که دائم می گوید اینهمه نعمت به تو داده وقتی به خدا بی وفایی می‏کند قطعاً به یک زن هم ۱۰۰% نمی توانی وفادار باشی ». این تفکر باعث می‌شود که فرد در انتخاب همسر آینده خود نیز دقت خاصی به خرج دهد و از قربانی‌شدن ناشی از فروپاشی خانواده با دقت جلوگیری کند.
همانگونه که در ابتدای این بحث گفته شد آدمهای مذهبی در یک جو مذهبی بزرگ شده‌اند و از آن محیط تأثیر گرفته اند و خود نیز فرزندانی مذهبی تربیت می‌کنند و آموزه های خود را به آن‌ها نیز انتقال می‌دهند. وضعیت اعتقادی افراد جزئی از میدانی است که فرد در آن رشد و نمو یافته و برخی رفتارهای افراد را شکل می‌دهد. همانقدر که وضعیت اعتقادی فرد بر رفتار فرد تأثیرگذار است، زمینه و میدانی که فرد در آن رشد و نمو پیدا کرده نیز بر این اعتقادات تأثیرگذار است. در ادامه دسته‌بندی از وضعیت ارزیابی خود افراد از وضعیت اعتقادی‌شان، میزان اعتقاد به مناسک و شعائر و وضعیت پایبندی به مناسک و شعائر ارائه شده‌است.
جدول شماره ۱۶٫ وضعیت اعتقادی از نظر خود فرد

ردیف

ارزیابی فرد از خود(نمونه)

کد باز

۱

من آدم پیچیده ای هستم نمی گویم مسلمانم چونکه نیستم ولی اینرا هم قبول دارم که آدمهایی که می گویند مسلمانند هم نیستند از نظر من خدا توضیح پذیر است یعنی اینکه آدمها خدایی را که خودشان خلق کردند کاملا توضیح پذیر است و از روی غریزه این کار را کردند ولی به نظر من این طور نیست و خدا وجود ندارد هرچند که خودم می گویم که ایکاش که وجود داشت من فکر می کنم مردم به صورت غریزی برای خودشان خدا ساختند چون ما آدمها به صورت غریزی احتباج داریم که یکی آن بالا یا یک نفر که باشد و از ما قوی تر باشد روی ما تسلط داشته باشد یا ما را آفریده باشد یا وقتی هست که ما هیچکس را کنارمان نداریم و می گوییم خدایا کمکم کن.می دانی که کسی نیست ولی دوست داری کسی باشد که کمکت کند(مورد شماره ۳۷، ۲۱ ساله، دانشجوی انیمیشن، کافه دار).

ضعیف

۲

من خودم را به لحاظ اعتقادی آدم متوسطی می‌دانم. نه خیلی ضعیف و نه خیلی زیاد قوی. واجبات را تا حدی انجام می‌دهم ولی برخی مواقع سهل انگاری می‌کنم. مثل حجاب و نماز اینها(مورد شماره ۱، ۳۵ ساله، پزشک).

متوسط

نظر دهید »
فایل شماره 8600
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

جدول4-21- میانگین ارزش درک شده مشتریان بانک دولتی و خصوصی

ارزش درک شده

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین خطای استاندارد

دولتی

370

28/3

54/0

046/0

خصوصی

372

53/3

51/0

044/0

آزمون تفاوت در سطح رضایت مشتریان بانک­های دولتی و خصوصی
برای آزمون تفاوت در رضایت مشتریان بر مبنای خصوصی یا دولتی بودن بانک­ها، از آزمون T با دو نمونه مستقل استفاده شد. بر این اساس فرض­های صفر و یک این آزمون به صورت زیر بیان می­ شود:

H0: میانگین سطح رضایت مشتریان بانک­های دولتی و خصوصی با هم برابر است.
H1: میانگین سطح رضایت مشتریان بانک­های دولتی و خصوصی با هم برابر نیست (اختلاف دارند).
نتایج مربوط به این آزمون در جداول زیر آمده است. در جدول 4-22، برای تفسیر نتایج ابتدا باید آماره F (آزمون لِوِن[419]) در نظر گرفته شود. در صورتی که سطح معنی­داری یا sig بزرگتر از 05/0 باشد، فرض برابری واریانس­های دو گروه (دولتی و خصوصی) پذیرفته شده و از نتایج ردیف اول برای تفسیر اختلاف میانگین­ها استفاده می­ شود. در صورتی هم که سطح معنی­داری یا sig کوچکتر از 05/0 باشد، فرض عدم برابری واریانس­های دو گروه پذیرفته شده و از نتایج ردیف دوم برای تفسیر اختلاف میانگین­ها استفاده می­ شود. با توجه به جدول 4-22، سطح معنی­داری یا sig آماره F بزرگتر از 05/0 است (271/0 > 05/0)، پس فرض برابری واریانس­ها یا ردیف اول جدول در نظر گرفته می­ شود. سپس در ردیف اول بر مبنای آماره t و سطح معنی­داری آن می­توان اختلاف یا عدم اختلاف در میانگین سطح رضایت مشتریان بانک­های دولتی و خصوصی را بررسی کرد. با توجه به این که آماره t بزرگتر از 96/1 است (47/2> 96/1) و یا سطح معنی­داری (sig) کوچکتر از 05/0 است (01/0 < 05/0)، فرض H1 یک تأیید می­ شود و به این نتیجه می­رسیم که میانگین سطح رضایت مشتریان بانک دولتی با مشتریان بانک خصوصی اختلاف معنی­داری دارد. میانگین رضایت مشتریان بانک دولتی و خصوصی نیز در جدول 4-23 آورده شده است که گویای اختلاف سطح رضایت دو گروه است. بر اساس میانگین­ها در این جدول مشخص می­گردد که مشتریان بانک­های خصوصی رضایت بالاتری از مشتریان
بانک­های دولتی دارند. به عبارت دیگر، مشتریان بانک­های خصوصی رضایت بیشتری در مقایسه با مشتریان بانک­های دولتی دارند.
جدول 4-22- آزمون تفاوت سطح رضایت مشتریان بانک­های دولتی و خصوصی

آماره F

sig

آماره t

sig
(2- tailed)

اختلاف میانگین

حدود اختلاف­ها در اطمینان 95%

نتیجه

نظر دهید »
فایل شماره 8599
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

د) اخلاق‌ورزی در زندگی شخصی؛
ذ) اهمیت دادن به اخلاق حرفه‌ای در شغل؛
و) برخورد عقلانی و روشمند در مواجهه با مشکلات اخلاقی پیش‌آمده در سازمان و اقدام برای برطرف کردن آنها؛

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ه‍) عنایت خاص به آموزش اخلاق حرفه‌ای؛
ی) تهیه و تدوین منشور اخلاقی مربوط به سازمان با مشارکت همه اعضای سازمان (Pennino,2004,P193).
ضرورت ترویج اخلاق حرفه‌ای در سازمان
توسعه سازمانی تلاشی پی‌گیر، منسجم و کاملاً برنامه‌ریزی شده است که به منظور بهبود و نوسازی نظام صورت می‌گیرد. هدف از توسعه سازمانی، هم بهبود زندگی (شغلی) فرد و هم بهبود کارکرد سازمان است.
با توجه به اهمیت اخلاق حرفه‌ای در توسعه سازمان، لازم است در تعیین اثربخشی (میزان تحقق اهداف سازمانی) و هدایت منابع (از جمله منابع انسانی) به میزان آموزش اخلاق حرفه‌ای در سازمان توجه شود. البته در زمینه مذکور از جمله موانع تغییر رفتار اخلاقی در هر سازمان، جهل و ناآشنایی کارکنان از اخلاقیات شغل و سازمان بیان شده است. با توجه به اینکه امروزه هیچ سازمانی قادر نیست بدون آموزش توسعه یابد، لازم است در سازمان‌ها افزون بر آموزش تخصص‌ها و مهارت‌های مورد نیاز هر شغل به کارکنان، ایجاد روحیه تعاون، کار مشترک و دسته‌جمعی و به ویژه اخلاق اداری و سازمانی جزو برنامه‌های آموزش در سازمان قرار گیرد.
از آنجا که منشور اخلاقی در هر سازمان طی فرایند گفت‌وگو و مشارکت تمامی کارکنان و رئیسان به وجود آمده است، به منزله یک میثاق عمومی سازمان پذیرفته شده است. به تدریج سازمان گسترش این اصول را جزو اهداف خود می‌پذیرد. بدین منظور، شیوه‌های مختلفی برای آموزش اخلاق حرفه‌ای در سازمان‌ها به وجود آمده است که یادگیری مستقیم، رایج‌ترین آنهاست؛ اما این شیوه نشان داده است که کارآیی لازم را ندارد. پس با توجه به اینکه ترویج اخلاق در سازمان، به معنای یادگیری سبک خاصی از زندگی سازمانی است، باید به شیوه‌های غیرمستقیم مانند آموزش‌های حین عمل و آموزش‌های اجتماعی و فرهنگی، توجه بیشتری شود.
اما جدای از نوع آموزش، به منظور تعیین محتوای آموزشی، سازمان باید نیازهای آموزشی را از مقایسه میان وضع موجود و وضع مطلوب (با آنچه لازمه پاسخ‌گویی به منشور اخلاقی و اهداف سازمان است) مشخص کند. برای تعیین وضع موجود (میزان پایبندی کارکنان به اخلاق حرفه‌ای سازمان) و حتی برای تعیین وضع مطلوب (دیدگاه کارکنان به عنوان افرادی آگاه به شرایط سازمانی برای ارائه مؤلفه‌هایی کاربردی) لازم است از تحقیقات درباره اخلاق حرفه‌ای حمایت کرد.
منشور اخلاقی هر سازمانی، از اشتراک عمومی همه اعضای سازمان در مورد اصول و قواعد اخلاقی خاصی که در جهت بهبود و توسعه فعالیت‌های سازمانی است، به دست می‌آید. در صورتی که اگر بخواهیم ارزش‌های خاصی را به صورت پذیرش همگانی در آوریم، باید در ابتدا از توسعه آگاهی‌ها و دانش‌های مرتبط شروع کنیم. سپس به تدریج نگرش‌ها را تغییر، و در نهایت به عنوان خروجی، رفتارها را تحت تأثیر قرار داد (امیری و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۱۴۶-۱۴۵).
آثار سازمانی و فراسازمانی اخلاق حرفه­ای
اخلاق حرفه­ای می ­تواند پیش ­بینی پذیری سازمان را افزایش دهد و آن نیز موجب اعتماد اصیل، راسخ و پر دامنه­ای نسبت به سازمان گردد و سازمان با اتکاء به اعتماد در جذب منابع مالی و اعتباری موفق گردد، انگیزش درونی و پایداری را در کارکنان و مدیران ایجاد نماید، منابع انسانی متخصص را جذب کند، با افزایش مزیت رقابتی به جایگاه انحصاری در بازار دست یابد، با اصلاح و تهذیب فرهنگ سازمانی انرژی منفی ناشی از معضلات اخلاقی را مهار کند و تنش­های سازمانی را به نحو اثربخش مدیریت نماید. این موارد نشان می­دهد که حاکمیت اخلاق در فرهنگ سازمانی نقش مهمی در تبدیل تهدید به فرصت دارد (قراملکی، ۱۳۸۷، ص۱۰۴).
اخلاق حرفه­ای هم بسترهای فرا سازمانی دارد و هم آثار و نتایج فرا سازمانی برای سازمان به ارمغان می ­آورد. ترویج اخلاق در سازمان و تعالی اخلاقی فرهنگ سازمانی نه تنها محیط با نشاط و مساعد برای افزایش بهره­وری می­آفریند بلکه فراتر از سازمان، نقش موثری در جامعه نیز دارد. بهداشت، سلامتی و فراتر از همه، تعالی اخلاقی جامعه از بنگاه­ها و سازمان­های وابسته به آن متاثر است (قراملکی، ۱۳۸۷، ص۱۱۲).
افراد در جامعه برای اینکه خدمات­رسانی مفید و همچنین توانایی بیشتری برای انجام کارشان با استانداردهای بالا را داشته باشند، باید آموزش اخلاق حرفه­ای را در خود نهادینه کنند. اخلاق حرفه­ای در مقابل ناهنجاری اجتماعی و رفتاری نقش بسیار مهمی را ایفا می­نماید و می­توان گفت اخلاق سازمانی وجودش به اخلاق حرفه­ای بر می­گردد.
اگر بخواهیم این دو را مقایسه نمایم به این نتیجه خواهیم رسید که رعایت و بکارگیری استانداردهای کاربردی اخلاق حرفه­ای در اخلاق سازمانی نقش مهمی ایفا می­نماید و این دو در بعد وسیعی در ارتباط می­باشند.
کلوین و کاژین (۱۹۹۸) معتقدند که ارزش­های کاربردی یک حرفه در داخل سازمان مرتبط با اخلاق حرفه­ای می­باشد. کارکنان با داشتن اخلاق حرفه­ای و ارزش­ها و باورهای درست اخلاقی به این باور خواهند رسید که رشد فکری و شغلی­شان مستلزم داشتن اخلاق حرفه­ای می­باشد (Ozar, 2000, P6).
ساختار اخلاقی به عنوان تقویت کننده اخلاق حرفه­ای در خدمات رسانی عمومی و کمک به افراد برای هدایت خودشان در یک محیط اجتماعی فرض می­ شود و توصیف کننده فرآیندهایی است که قوانین مطلوب
جامعه را تشویق به اجرا کرده تا به اهداف سازمانی یا حرفه­ای شان برسند. از عناصر تشکیل دهنده ساختار اخلاقی به مواردی همچون مسئولیت­ پذیری، سیستم­های کنترلی، ارتباطات اجتماعی و همکاری­های داخل سازمانی، شرایط خدمات رسانی و همچنین عمل کردن به سه نکته کاربردی «کنترل، راهنمایی و مدیریت» می­توان اشاره کرد.
این عناصر تشکیل دهنده می­بایستی به عنوان یک ساختار اخلاقی در بین سازمان­ها رایج شوند. بدین معنا که عناصر ساختار سازمانی مرتبط با اخلاق حرفه­ای درون سازمانی و برون سازمانی شود. اگر سازمانی دارای ساختار اخلاقی با توجه به عناصر مذکور شده باشد، ‌دانش انسانی درون سازمانی آن افزایش و همکاری­های داخل سازمانی آن بهتر و در نتیجه عملکرد سازمان بهبود می­یابد و افرادی که در درون سازمان با هم کار می­ کنند نسبت به هم اعتماد بهتری خواهند داشت.
جو اخلاقی سازمان مجموعه ­ای مشترک از ادراکات مربوط به رفتار صحیح و طریق برخورد با مسائل اخلاقی است. این جو، آهنگ تصمیم ­گیری در تمام سطوح و شرایط را تعیین می­ کند. عوامل بسیاری در جوهای اخلاقی متفاوت سازمان­ها ممکن است مورد توجه قرار گیرند. جو اخلاقی می­­تواند از انچه که بیشتر افراد به درست بودنش اعتقاد دارند،‌حمایت کند. در بسیاری از سازمان­ها شاید هنگام رویارویی با تصمیم ­گیری­های مشکل، کارایی مهم­تر از ملاحظات اجتماعی باشد. در کنار سایر جنبه­ های فرهنگ سازمانی، جو اخلاقی نیز به طور کلی تاثیر مهمی بر رفتار افراد و سازمان خواهد داشت. وقتی که شرابط محیط اخلاقی روشن و مثبت است، هر کس می­داند که در بروز بلاتکلیفی اخلاقی اجتناب­ناپذیر، چه باید بکند. بنابراین افراد با اطمینان عمل می­ کنند و کاملاً مطمئن هستند که توسط مدیریت عالی و تمام سازمان حنایت خواهند شد (شرمرهورن و همکاران، ۱۳۸۶، ص۳۷۰).
عوامل پایه‌ای اخلاق حرفه‌ای
یکی از صاحب‌نظران این نظریه به نام زیونتس[۱۱۳] در مقاله‌ای عواملی را به منزله عوامل پایه‌ای برای اخلاق حرفه‌ای برمی‌شمارد که عبارت‌اند از:
الف) استقلال حرفه‌ای اخلاق علمی
این عامل مانند اخلاق در هر نظام حرفه‌ای دیگر باید منعکس‌کننده هنجارهای درونی حرفه و احساس تعهد اخلاقی از سوی خود حرفه‌ای‌ها و نهادهای تخصصی آنها باشد، نه آنکه در قالب بایدها و نبایدهای اخلاقی به آنها تحمیل و قبولانده یا گوشزد شود. برای مثال، یک مدیر باید در حرفه خود مسائلی مانند صداقت، دقت، قابل اعتماد بودن، گشوده بودن به فضای انتقاد و ارزیابی، پرهیز از جزمیت، احترام به زیردستان و اطرافیان، توجه به حریم خصوصی و مسئله حفظ اسرار افراد را سرلوحه خویش قرار دهد.
ب) خودفهمی حرفه‌ای
پایه و اساس اخلاق، خودفهمی حرفه‌ای است. افراد تنها با فهمی از کار و فعالیت حرفه‌ای خود، فلسفه آن و نسبتش با زندگی مردم است که به درک اخلاقی از آن نائل می‌آیند و در نتیجه، در مناسبات خود با طبیعت و جهان پیرامون خود، نوعی احساس درونی از تعهد به آن ارزش‌ها پیدا می‌کنند.
ج) عینیت‌گرایی، بی‌طرفی و عدم جانب‌داری
از مهم‌ترین اصول اساسی که در اغلب اسناد و مباحث مربوط به اخلاق حرفه‌ای علمی مورد تأیید قرار می‌گیرد، رعایت عینیت‌گرایی و بی‌طرفی است. فردی که اخلاق حرفه‌ای را در زندگی شغلی‌اش به کار می‌گیرد، نباید جانب‌داری غیرعقلانی نسبت به منبعی که دارای صفات غیراخلاقی است نشان دهد.
د) فراتر رفتن از مفهوم معیشتی
تا زمانی که فردی درگیر مسائل فیزیولوژیکی باشد، توجه به مسائل دیگر کم‌رنگ‌تر خواهد بود. معنای اخلاق حرفه‌ای با عبور از مفهوم معیشتی آن به عرصه ظهور می‌رسد. زمانی که افراد در فعالیت و کسب‌وکار حرفه‌ای خود از سطح گذران زندگی مادی فراتر می‌آیند، دست‌کم سه سطح دیگر از فعالیت‌های علم و فناوری برای آنها معنا می‌یابد:

    1. احساس کارآیی، اثربخشی و تولید کیفیت به عنوان ارزش افزوده؛

۲. احساس خدمت به مردم و مفید واقع‌شدن؛

    1. احساس رهاسازی از طریق بازتوزیع فرصت‌ها و نقد قدرت (Zionts, 2006).

مشکلات و موانع اخلاق حرفه‌ای

    1. ارزش‌مداری به جای مسئله‌محوری

بسیاری از مشکلات، ناشی از نگرش سنتی ما به اخلاق است‌. ما در نگرش سنتی خود به معضلات اخلاقی صرفاً ‌فضیلت‌محور‌ یا ‌ارزش‌مدار‌ هستیم نه ‌مسئله‌محور[۱۱۴]؛ جهت‌گیری ما فضیلت‌گرایانه است‌، نه کارآمدی. ورود ما به معضل اخلاقی، صرفاً موعظه‌ای‌‌، تبشیری و انذاری است‌. در حالی که ‌برخورد صحیح و مؤثر با معضلات اخلاقی به تخصص و مهارت نیاز دارد (قراملکی، ۱۳۸۲).
رویکرد فضیلت‌گرایانه ما را وامی‌دارد تا در مواقع رویارویی با معضلات اخلاقی، صرفاً احکام و فضیلت‌های اخلاقی را یادآوری کرده، بر آن اصرار کنیم‌. در چنین مواقعی، تا می‌توانیم از احساسات و عواطف خود خرج می‌کنیم، اما برای حل معضل‌، ذره‌ای مهارت به خرج نمی‌دهیم. فضیلت‌گرایی‌‌، یک رویکرد نیست‌، بلکه یک نوع موضع‌گیری و نهایتاً یک نوع نگرش[۱۱۵] است‌. رویکرد[۱۱۶]، غیرشخصی و روشمند بوده‌‌، ناظر به درک درست مسئله و در نهایت حل معضل است‌. همچنین‌‌، رویکرد، مبتنی بر «‌توصیف تعلیلی[۱۱۷]» موضوع است و در مسیر خود از معیارها و ابزارهای علمی و سنجش‌گر سود می‌برد‌‌؛ اما‌ نگرش، موضع‌گیری شخصی است و اساساً ناظر به حل مسئله نیست‌. با جهت‌گیری مسئله‌محور‌‌، ذهن، بی‌آنکه به بیراهه برود، فقط همان را می‌یابد و همان‌قدر و همان‌گونه می‌یابد که به کار حل مسئله[۱۱۸] می‌آید‌‌.

  1. غفلت از عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه‌ای
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 196
  • 197
  • 198
  • ...
  • 199
  • ...
  • 200
  • 201
  • 202
  • ...
  • 203
  • ...
  • 204
  • 205
  • 206
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7726
  • فایل شماره 8199
  • فایل شماره 8635
  • فایل شماره 7388
  • فایل شماره 8646
  • فایل شماره 8880
  • فایل شماره 8255
  • فایل شماره 7969
  • فایل شماره 9090
  • فایل شماره 8974

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان