روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8904
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل شماره ۲-۹٫ نمودارشمای کلی از دانش مشتری ۴۸
شکل شماره ۲-۱۱٫ مدل چهار مرحله ای برای مدیریت نوآوری ۵۶

شکل شماره ۲-۱۲٫ نتایج نوآوری استراتژیک ۶۰
شکل شماره ۴-۱٫ نمودار دامنه سنی مدیران و کارکنان ۸۴
شکل شماره ۴-۲٫ نمودار میزان تحصیلات مدیران و کارکنان ۸۵
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره ۲-۱٫ هفت سطح دانش در سازمان ۳۳
جدول شماره ۲-۲٫ مشخصه های استراتژی ها و شایستگی ها ۳۷
جدول شماره ۲-۳ مقایسه مدیریت دانش، مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت دانش مشتری ۴۹
جدول شماره ۳-۱٫ نمره گذاری متغیرها ۷۸
جدول شماره ۳-۲٫ نمره گذاری متغیرها ۷۸
جدول شماره ۳-۳٫ نتایج محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ در مطالعه مقدماتی ۸۰
جدول شماره ۳-۴٫ نتایج آلفای کرونباخ پرسشنامه مدیریت دانش مشتری ۸۰
جدول شماره ۳-۵٫ نتایج آلفای کرونباخ پرسشنامه نوآوری استراتژیک ۸۱
جدول شماره ۴-۱٫ شاخص‌های توصیفی مربوط به سن آزمودنی‌های پژوهش ۸۴
جدول شماره ۴-۲- شاخص‌های توصیفی مربوط به میزان تحصیلات آزمودنی‌های پژوهش ۸۵
جدول شماره ۴-۳: شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش ۸۶
جدول ۴-۴٫ ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری با نوآوری استراتژیک ۸۷
جدول ۴-۵٫ ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری محصول ۸۸
جدول ۴-۶٫ ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری خدمات پس از فروش ۸۸
جدول ۴-۷٫ ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری بسته بندی ۸۹
جدول ۴-۸ . ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری نحوه تولید و پردازش ۹۰
جدول ۴-۹ . ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی سیستم مدیریت دانش مشتری و مکانیسم های دسترس ۹۰
جدول ۴-۱۰٫ ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ی ابعاد سیستم مدیریت دانش مشتری با نوآوری استراتژیک ۹۱
جدول ۴-۱۱: تحلیل رگرسیون نمرات متغیر ملاک بر اساس نمرات متغیرهای پیشبین ۹۲
جدول ۴-۱۲: تحلیل واریانس رگرسیون نمرات متغیر ملاک بر نمرات متغیر پیشبین ۹۴
جدول ۴-۱۳: پیش بینی متغیر نوآوری استراتژیک از روی مدیریت دانش مشتری و ابعاد آن ۹۵
جدول ۴-۱۴٫ شاخص­ های توصیفیT تک نمونه ای ۹۶
جدول۴-۱۵٫ نتیجه آزمون T تک نمونه ای ۹۶
جدول ۴-۱۶٫ شاخص­ های توصیفیT تک نمونه ای ۹۷
جدول۴- ۱۷٫ نتیجه آزمون T تک نمونه ای ۹۷

فصل اوّل

کلیات تحقیق

۱-۱٫ مقدمه

امروزه دانش در اقتصاد جهانی عاملی رقابتی و کلیدی است، اما برای حضور موفق در بازار پویا و متغیر امروزی باید جزء مهم دیگر یعنی مشتری را نیز مد نظر قرار داد. سازمان ها و شرکت ها به خوبی آگاهند که برای بقای خود در عرصه رقابت باید بتوانند درست و به موقع از محیط پیرامون خود به ویژه مشتریان که عامل اصلی حیات سازمان ها هستند شناخت حاصل کنند، تا با درک بهنگام تغییرات و خواسته ها و نیازهای مشتریان در جهت تعامل موثر با محیط پیش روند. از این رو، در سال های اخیر، مدیریت دانش یکی از اجزای مهم و ضروری برای بقا و حفظ توان رقابتی سازمان ها و از پیش شرط های اساسی بهره وری و انعطاف پذیری در نظر گرفته شده است. با وجود این، برای افزایش کارایی و اثربخشی سازمان، اطمینان از دادن کالا و خدمات مطلوب به مشتریان و کسب رضایت آن ها باید دانش خود را درباره مشتریان به درستی مدیریت کنیم. یکی دیگر از عوامل رقابتی و کلیدی در اقتصاد جهانی نوآوری استراتژیک می باشد. همانطور که بازارها به طور روزافزونی جهانی و رقابتی می شوند، سازمان ها نیز باید در زمینه توسعه و اجرای استراتژی های جدید به منظور حفظ کارآمدی و خود کفایی شان، نوآوری کنند. سازمان هایی که به نوآوری استراتژیک به عنوان یک شایستگی محوری توجه دارند. امکان استفاده بهینه از منابع موجود را برای کسب سود، افزایش سهم بازار و رضایت مشتریان فراهم می سازند. مدیران استراتژیک با عملکرد عالی، از نوآوری استراتژیک به مثابه اهرمی برای شکوفا ساختن قابلیت های سازمانی استفاده می کنند و به طور مستمر به بازسازی مدل های کسب و کار خود به منظور کسب ارزش و مزیت رقابتی بیشتر می پردازند.
درصنعت فولاد، این مسئله به علت شدت رقابت بسیار حائز اهمیت بوده و در این تحقیق تلاش بر این است که به بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری با نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازار صادرات صنعت فولاد پرداخته شود.

۱-۲٫ بیان مسأله

تغییرات سریع محیط های کسب وکار، دانش مدار بودن بنگاه ها را اجتناب ناپذیر کرده است. به طور مرسوم شرکت­ها هنگام ارائه محصول جدید، بر داده­هایی از مشتریان خود متکی هستند که با ابزارهای متداول در تحقیقات بازار فراهم می شود .تحقیقات بازار منفعل، کند و پرهزینه است، همچنین در درک نیازهای در حال ظهور مشتریان ناتوان بوده، تجارب و ایده های مشتریان را به طور شایسته ای در نظر نمی گیرد. ابزار سنتی تحقیقات بازار می بایست از طرق فعال تر «اخذ و سرمایه گذاری دانش مشتری» تکمیل شود. بنگاه­ها باید گام­هایی در جهت کسب دانش از مشتریان بردارند. توجه به مشتری و اتخاذ پارادایم «مشتری محور» می تواند شرط لازم برای رسیدن به یک وضعیت رقابتی موثر برای­ پاسخ­گویی به الزامات جدید را فراهم آورد. یکی از زمینه ­های ضروری برای رسیدن به یک سیستم مدیریت دانش مشتری محور، کسب اطلاعات مربوط از خواسته ­ها و نیازهای مشتریان است. دانش از مشتری به عنوان منبعی از نوآوری مدنظر قرار گرفته است. آنچه مد نظر مشتری است و در ذهن او نهفته است، نوعی دانش پنهان تلقی می شود که اگر بنگاه بخواهد از آنها استفاده کرده و آنها را به ایده مناسب تبدیل کند، باید ساز وکارهای مناسب آن را تعبیه کند که این امر فرایند مستمر تعامل بین مشتری و بنگاه را به دنبال خواهد داشت. ( فرهنگی و میرا، ۱۳۹۰: ۱۰۹ و ۱۰۸).
در سال­های اخیر دانش به مثابه یکی از عوامل حیاتی در کسب مزیت رقابتی در اقتصادجهانی در نظر گرفته شده است. با این حال سازمان­ها به منظور موفقیت در بازارهای پویا و رقابتی نیازمند توجه به جزء مهمتر دیگری به نام مشتری هستند. در واقع حیات هر سازمانی به مشتریان آن و ادامه ارتباط آن­ها با سازمان وابسته است ( غلامی اواتی و ابراهیمیان جلودار،۱۳۹۱: ۷۸). عصر امروز، عصر سازمان­های مبتنی بر دانش است. مدیریت دانش در راستای دستیابی به منابع نوین دانشی، تئوری­های نوینی همچون مدیریت دانش جامعه گرا که هدف آن دستیابی به منابع عظیم دانش مشتریان است را مورد توجه جدی قرارداده است. تیوانا [۱]به نقل از لین و همکاران (۲۰۰۶ ) منابع ذیل را جزء منابع دانش مشتری به شمار آورده است که در این پژوهش به عنوان نشانگرهای منابع دانش در نظرگرفته شده است: اطلاعات بازار، اطلاعات رقبا، مشتریان، سفارش ها، خدمات و محصولات و شکایات مشتریان (صلواتی و همکاران، ۱۳۹۰: ۶۳).
یکی از جنبه­ های مهم دانش مشتری این است که این دانش، دانشی است که درمالکیت شرکت قرار ندارد بلکه در مالکیت دیگرانی است که ممکن است مایل به تسهیم آن نباشند. مدیریت دانش بر استفاده از دانش برای ایجاد مزیت رقابتی و پویایی شرکت­ها در محیط با رشد سریع و پیچیده امروزی تأکید دارد. با بهره گرفتن از مدیریت ارتباط با مشتری، شرکت­ها می توانند به طور مؤثری اطلاعات مربوط به مشتری را مدیریت کنند؛ درحقیقت هدف از مدیریت ارتباط با مشتری نیل به افزایش وفاداری است. مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری هر دو بر این تکیه دارند که منابعی برای حمایت از فرآیندهای تجاری یک شرکت بیابند. مدیریت ارتباط با مشتری به مشتریان فعلی و آینده به عنوان عامل موفقیت شرکت می نگرد، درحالی که مدیریت دانش میزان دانش در دسترس برای شرکت را عامل موفقیت می داند. دانش مشتری یک دارایی نامحسوس ضروری برای هر سازمان بوده که آن سازمان را قادر می­سازد تا دوباره شکل گیرد و ارزش آفرین شود ( شامی زنجانی و نجف لو،۱۳۹۰: ۱۶۹-۱۶۴). سیستم مدیریت دانش مشتری بر اکتساب دانش از کارکنان درباره مشتری، رقبا و محصولات سازمان تاکید دارد (حاجی کریمی و منصوریان، ۱۳۹۱: ۷۶ ).
به عبارت دیگر مدیریت دانش، تشویق کارکنان در جهت تسهیم دانش (به اشتراک گذاشتن دانش) و ایده ها به منظور افزایش ارزش افزوده محصولات می­باشد. یکی از هدف­های کاربرد دانش مشتری انعطاف پذیری در زمینه عمل و عکس العمل در برابر مشتری است. انعطاف پذیری و پاسخ گویی به موقع از طریق گسترش میزان ارتباط با مشتری و دانستن خواسته مشتری میسر است. بنابراین مهمترین هدف کاربرد دانش مشتری گسترش دادن و بالا بردن سطح ارتباطات است (غلامی اواتی وهمکاران، ۱۳۹۱: ۷۶).
همانطور که بازارها به طور روز افزونی جهانی و رقابتی می شوند، سازمان­ها نیز باید در زمینه ی توسعه و اجرای استراتژی­ های جدید به منظور حفظ کارآمدی و خودکفایی­شان، نوآوری کنند. سازمان­هایی که به نوآوری استراتزیک به عنوان یک شایستگی محوری توجه دارند. امکان استفاده ی بهینه از منابع موجود را برای کسب سود، افزایش سهم بازار و رضایت مشتریان فراهم می سازند ( خداداد حسینی و قلیچ لی، ۱۳۸۱: ۵۱ ).
در عصر حاضر، استفاده از ابزاری به نام دانش برای ایجاد خلاقیت و نوآوری در سطح ملی از اهمیت بسزایی برخوردار است و کشورها با ارج نهادن به مدیریت دانش و به طور متقابل مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را نیازی استراتژیک جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری تلقی می کنند ( قاضی نوری و همکاران،۱۳۹۰: ۹۳).
مدیریت مؤثر دانش، ارتباطات دانشی را آسان می­ کند و نیازهای جریان نوآوری را تغییر می­دهد و علاوه بر آن عملکردهای نوآورانه را از طریق توسعه بینش ها و توانایی های جدید افزایش می دهد. نوآوری دارای اهمیت بسیاری برای شرکت­ها و سازمان­ها است زیرا می تواند مزیت رقابتی پایدار را برای آنها فراهم کند. »
گوپالا گریشنان و بیرلی[۲] (۲۰۰۶) نوآوری را به سه دسته تقسیم بندی نمودند: نوآوری­های مدیریتی و فنی، نوآوری­های فرآیندی و محصول و نوآوری­های بنیادین و تدریجی. تفکرات رایج امروزی، مدیریت استراتژیک نوآوری دانش مدار را به عنوان ابزار رقابتی رویکرد مدیریت استراتژیک در جستجوی ارائه تصویر بهتری از مدیریت نوآوری دانش می داند. این رویکرد ابزار مدیریتی را در اختیار سازمان­ها قرار می­دهد که از طریق آن اطمینان حاصل کنند که آیا نقش آنان در جوانب استراتژیک مدیریت تحقق یافته است یا نه؟ ( قاضی نوری و همکاران، ۱۳۹۰: ۱۰۱). بنابراین با توجه به مطالب گفته شده ما در این تحقیق به بررسی رابطه سیستم مدیریت دانش مشتری با نوآوری استراتژیک خواهیم پرداخت. تا از این طریق قصد خرید یا افزایش وفاداری مشتریان مورد سنجش قرار داده و به درک و شناخت بهتری نسبت به رفتار و خواسته های مشتریان دست یابیم.

۱-۳٫ سابقه و ضرورت انجام پژوهش

امروزه همان طوری که سازمان­ها بر به کارگیری سرمایه انسانی در مواجهه با تنگناهای بازار کار تمرکز دارند، کارکنان نیز به دنبال انتشار دانش خود در سراسر سازمان هستند. بنابراین، ابزارهای رقابتی پیشین و سنتی چندان کارساز نیستند. درحال حاضر ابزارهای سنتی برای ارتقاء در سازمان همچون انحصار اطلاعات و ممانعت از موفقیت همکاران غیر قابل قبول است کونتلی[۳] (۲۰۰۰ ) بسیاری از سازمان­ها برای به کنترل درآوردن دانش همکاران خود تکنولوژی جدیدی را به کار می گیرند. به کارکنان گفته می شود که از اینترنت، پایگاه داده یا مخزن های دانش، ابزارهای پشتیبان تصمیم و ابزارهای گروهی استفاده کنند. سازمان­ها و شرکت­های پیشرو دریافتند که اساساً با بکارگیری دانش مشتری و مدیریت صحیح آن می توانند مولدتر باشند. چنین سازمان­هایی نه فقط دانش ارزشمند مشتری را در اختیار خود دارند بلکه می توانند برای اتخاذ تصمیمات سازمانی و تجاری آن را تحت کنترل خود درآورند. بنابراین بدون شک همگام با مدیریت ارتباط با مشتری باید به اهمیت مدیریت برخوردار از دانش مشتری نیز توجه کرد. در سال­های اخیر مفاهیم مدیریت دانش مشتری بیشتر مورد مطالعه قرارگرفته است، زیرا نوعی مزیت رقابتی برای بازارهای بین المللی در جهت رویکردها و نوآوری­های استراتژیک به ارمغان خواهد آورد. امروزه مدیریت دانش مشتری به دنبال دریافت، ذخیره سازی، بهره برداری و تسهیم دانش و مدیریت روابط مشتری به بهبود روابط مشتری و مفاهیمی چون وفاداری در بازارهای داخلی و خارجی می ­پردازد. اما نظریه­پردازان به نتایج جدیدی دست یافته­اند که به طور اخص به دانش مشتری و تأثیر آن در نوآوری­ها تاکید ورزیده و به دنبال روش ها و استراتژیک­هایی برای مدیریت این دانش بوده اند. لذا در این راستا مفهوم جدید مدیریت دانش مشتری در نوآوری استراتژیک بازار های بین المللی مطرح شده که لازمه آن یکپارچه­سازی در اصول، فرآیندها و عامل در بازار می باشد. مدیریت دانش یکپارچگی بین گروه ها و بخش های جدا از هم را در محیط ارتباط با مشتری آسان می سازد. این گروه ها و بخش های جدا از هم ممکن است در واحد های کاری، تجاری یا رد موقعیت های جغرافیایی متفاوتی باشند. مدیریت دانش جریان دانش را حول موضوعات مشتری بین گروه های کاری آسان تر می سازد. بدین وسیله مدیریت دانش، با یکپارچه سازی دانش مرتبط با مشتری، به سرعت و کارایی در رسیدن به آن نقشی عمده دارد. مدیریت دانش برای مشتریان بدون توجه به زمینه تخصصی از کاربرد دانش مورد نظر، مکانی که دانش کشف شده با چگونگی استفاده از آن چشم اندازی ایجاد می کند (چای و بلود گود،۲۰۰۹: ۱۴)[۴].
مدیریت دانش مشتری این توانایی را دارد که مزیت راهبردی را در طرح و اجرای مدیریت ارتباط با مشتری به سازمان بدهد. سازمان­ها باید مادامی که دانشی را براساس مدیریت ارتباط با مشتری خلق می کنند، در جست و جوی دانشی برای سازمان دهی و استفاده بهتر از مشتری باشند. بهره­ گیری از مدیریت دانش مشتری برای مدیریت ارتباط با مشتری عوامل خطرساز در اتخاذ تصمیمات راهبردی را کاهش می دهد تا وفاداری مشتریان را حفظ کند؛ بدین ترتیب روش تصمیم گیری زیرکانه و موثرتر خواهد بود (بوز وشوگورماران،۲۰۰۳: ۸)[۵].
در عملیات کسب و کار، مدیریت دانش مشتری مهم ترین جنبه از مدیریت دانش در بسیاری از سازمان­ها است. قابلیت ­های یافت شده در مدیریت دانش به عنوان عوامل بسیار مهم موفقیت در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری می باشد (رولینز و هالنن،۲۰۰۵: ۱)[۶].
فرآیندهای مدیریت دانش مشتری شامل اکتساب، تجزیه و تحلیل و یکپارچه سازی دانش مشتری، که می ­تواند به سازمان در ضبط و تجزیه تحلیل و به اشتراک­گذاری و ایجاد اطلاعات مربوط به مشتری کمک کند (لی و همکاران،۲۰۱۳: ۲۳۳)[۷].
مارکیدز[۸] نوآوری استراتژیک را به منزله یک روش کاملا متفاوت رقابت در یک صنعت می داند که از طریق شکستن قوانین بازی و اندیشیدن به روش­هایی پدیدار می شود. یک عنصر اصلی از نظر او عبارت است از: «مفهوم سازی مجدد آنچه کسب و کار در مورد آن است و اینکه کدام روش منجر به راه متفاوت بازی کردن مسابقه به طور صحیح در صنعت می شود؟» (سرعتی آشتیانی،۱۳۸۷: ۱۴۸).
فاروست[۹] نوآوری را به عنوان عامل سودمندی در نظر می گیرد و نوآوری را معرفی و کاربرد ایده و تولید محصولات جدید توسط فرد، گروه و سازمان به واحد مرتبط، جهت جرح و تعدیل و طراحی به نحوی که برای فرد، گروه، سازمان یا جامعه مفید باشد، می داند(یوسفی و همکاران، ۱۳۹۰).

نظر دهید »
فایل شماره 8903
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

صاحب‌نظران

ویژگی

مقیمی (۱۳۸۶)

سازمان را شرح می‌دهد.
یک سازمان را از سایر سازمان‌ها جدا می‌کند.
در طول زمان نسبتاً بادوام است.
افراد از آن اثر می‌پذیرند و هدایت می‌شوند.

تاجی‌یوری

به وسیله اعضاء تجربه می‌شود.
بر روی رفتار آنان تأثیر می‌گذارد.
می‌تواند بر حسب ارزش‌های ویژه یا ارزش‌های اعتقادی سازمان تعریف شود.

موران و هوی (۱۹۸۸)

اشاره به کل سازمان دارد.
مبتنی بر ادراک دسته‌جمعی اعضای سازمان است.
بر نگرش و رفتار اعضای سازمان تأثیر می‌گذارد.

متون (۲۰۰۶)

۱٫ساختمند در مقابل غیرساختمند؛ ۲٫حمایت در مقابل فقدان حمایت؛ عدم تمرکز در مقابل تمرکز؛ ۴٫رویکرد حل مسأله در مقابل رویکرد موقعیتی با اختیار؛
۵٫اهداف عملکردی بالا در مقابل اهداف عملکردی پایین؛ ۶٫متقاعد کردن از طریق تخصص در مقابل اجبار؛ ۷٫کار همکارانه در مقابل رویکرد رقابتی؛ ۸٫تناسب وظیفه‌ی کارمند در مقابل فقدان تناسب وظایف؛ ۹٫ریسک‌پذیری در مقابل آسایش خاطر از کار ثابت؛ ۱۰٫مصالحه در مقابل قرارداد یک‌طرفه.

لی‌نام (۱۳۷۰)

اصطلاح توصیفی است: آیا سازمان به خلاقیت و نوآوری بها می‌دهد؟ آیا سازمان بر اساس عملکرد پاداش می پردازد یا نه؟
پایداری نسبی: جو عبارت است از کیفیت نسبتاً پایدار محیط که معلمان آن را تجربه کرده، بر رفتار آنان تأثیر گذاشته و مبتنی بر ادراک جمعی رفتار در مدرسه است.
حالتی ادراک‌شونده دارد: برخلاف فرهنگ سازمانی که که به خود سازمان مربوط است و با تغییر و جابجایی اعضاء فرهنگ آن همچنان دست‌نخورده می‌ماند. جو سازمانی به اعضاء آن مربوط و بازتاب ادراکات اعضاء از کیفیت درونی سازمان است.
تمایزبخش: موجب تمایز سازمان‌ها از یکدیگر می‌گردد.
پویایی: هر تغییری در دیگر ابعاد سازمان موجب تغییر و واکنش در جو سازمانی می‌گردد.

جدول ۲: ویژگی جو سازمانی از دیدگاه صاحبنظران
۲-۲-۳-عوامل مؤثر بر جو سازمانی
عناصری که جو سازمان را تشکیل می‌دهند، وسیع و پیچیده هستند. محققین در این باره عوامل زیر را به عنوان عواملی که بر روی جو سازمان تأثیر می‌گذارند، مطرح کرده‌اند:
میزان و کیفیت روابط بین اعضاء
نحوه‌ی ادراک اعضاء از محیط سازمان
عوامل محیطی از قبیل ساختمان، کلاس‌های درس و مواد آموزشی
احساس امنیت در سازمان
احساس اعتماد و احترام برای کارکنان

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جو سازمانی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد، این عوامل شامل طیفی از عوامل درونی و بیرونی محسوب می شود که برخی از مهمترین آن‌ها عبارتند از: ارزش‌های مدیریتی، سبک رهبری، شرایط اقتصادی، ساختار سازمانی، ویژگی اعضاء، تشکیل اتحادیه، اندازه‌ی سازمان و ماهیت کار (صفری، ۱۳۸۲).

نظر دهید »
فایل شماره 8902
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

پس به طور خلاصه می توان گفت که :از دیدگاه اول قانونگذاری فقط در جایی است که حکمی بیان نشده باشد ، جایی که احکام صادر می شود که شارع مقدس ورود نکرده باشد . بر این اساس این دولت می تواند با صدور احکام حکومتی ، نیازهای جامع خود را لازم و حفظ نظم و حیات جامعه است را برطرف کند . و براساس شرایط خاص زمانی و مکانی احکام متغیری که همان احکام حکومتی هستند وضع کنند . در دیدگاه دوم ، احکام الزامی نیز در قلمرئ احکام حکومتی قرار دارد . بنابراین ولی امر می تواند به واسطه ضرورت یا مصلحت ، واجبی را ممنوع سازد و یا حرامی را جایز شمارد . بر اساس این دیدگاه صلاحیت صدور احکام حکومتی مشمول الزامات است و این امر شامل مستحبات هم خواهد شد . چنانچه در مواردی که اسلام در آن مورد حکم الزامی وجود ندارد و از اموری است که در شرع مباح است یا الویت دارد ولی مصالح جامعه اقتضا می کند که آن امر مباح ، ممنوع شود یا لازم و مورد عمل قرار گیرد . ( فتاحی ، ۱۳۹۲ ، ۹۴ )

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳- ضوابط صدور احکام حکومتی
شخصی که متصدی و مسئول اداره امور جامعه است و اختیار دارد احکام جهت اداره جامعه صادر کند مثلاً حاکم اسلامی می تواند بر اساس مصلحت حج را موقتاً تعطیل نماید . این حاکمی که حکم صادر می کند بایستی احکام او ضوابط داشته باشند که براساس انها حکم صادر کند ، یعنی براساس سلیقه شخصی و برخلاف مصالح عمومی نمی تواند جعل حکم کند .
احکام حکومتی توسط رهبر جامعه اسلامی که حاکم بر جامعه است بر مبنای ضوابط پیش بینی شده شرعی و بر طبق مصالح عمومی مسلمین برای حفظ سلامت جامعه و تنظیم امور وضع می شود ، شارع مقدس وضع قواعد مناسب با اوضاع و احوال و مقتضیات زمان و مکان را با حفظ ضوابط در چارچوب معینی بر عهده ولی فقیه گذاشته است که ولی امر با توجه به این اصول قانونگذاری می کند و حکمی است اختیاری و جهت حفظ مصالح جامعه به حاکم سپرده شده است و به هیچ وجه تحت تأثیر انگیزه ها یا مصالح شخصی و امثال آنها که در حکومت دیکتاتوری وجود دارد نمی شود .
اهم ضوابط صدور حکم حکومتی به اختصار عبارت است از :
الف : تشخیص مصلحت یا مفسده از جانب حاکم اسلامی است ، حاکم هنگامی حکمی را مقرر می کند که مصلحتی در جعل آن می بیند که این مصلحت و منفعت با پیروی از احکام اولیه تأمین نمی شود . ( سمیعی ۱۳۸۳ ، ۷۹ )
ب : حکم حکومتی بایستی توسط حاکم اسلامی که وظیفه اداره جامعه بر عهده دارد و صادر می شود .
ج : حکم بایستی در راستای اداره جامعه مسلمین باشد .
د : صدور حکم حکومتی ، منوط به وجود مصلحت اسلام و نظام مسلمین است و لازم نیست یکی از عناوین ثانویه نظیر عسر و جرح و یا اضطرار یا اختلال در کار نظام پیش آید . مصلحت نظام مبنای حکم است هر چند یکی از عناوین ثانوی در میان نباشد . ( صابریان ۱۳۸۶ ، ۱۳۸ )
ه : احکام حکومتی باید در جهت تأمین منافع و مصالح عمومی جامعه باشد ، نمی تواند در راستای تأمین مصالح بخش محدودی از جامعه صادر شود ، مگر اینکه تأمین مصالح به نوع مستقیم یا غیر مستقیم تأمین مصالح عمومی تلقی شود .
و : مصلحت مورد نظر مخالف کتاب ، سنت ، اجماع و قیاس نباشد یا به عبارت دیگر مخالف متون دینی نباشد .( صرامی ۱۳۷۳ ، ۸۰ )
ز : هنگام وضع قوانین بایستی قاعده اهم و مهم رعایت گردد .
ح : یکی دیگر از ضوابط صدور احکام حکومتی تناسب این احکام با حکم شرعی و همچنین همسوسازی با احکام الزام آور باشد هر حکمی که صادر می شود و تشخیص هر مصلحت باید براساس اهداف و خواسته های عملی شارع باشد ، چون فرض بر این است که تصمیمات و حرکت حکومت براساس اهداف و خواسته های کلی شارع است . ( اسلامی ۱۳۹۲ ، ۱۴۲ )
ط : احکام حکومتی نمی توانند در تغایر با اهداف شریعت باشند ، از این رو می توان برخورداری احکام حکومتی از تناسب با اهداف شریعت را یکی از ضوابط عمومی صدور احکام دانست .(نعیمیان۱۳۹۱ ، ۷۱ )
ی : رعایت مصالح اخروی و دینی از جمله ضوابط است که احکام حکومتی را تجویز می کند ، احکام حکومتی باید دنبال اهداف خاصی باشد که این اهداف در واقع همان مصالح عمومی جامعه است که بایستی مصلحت دنیوی و اخروی را در چارچوب منطقی خاص و شریعت داشته باشد . مصلحت در جامعه اسلامی ، مصلحتی است که هم مربوط به دنیای مردم باشد و هم مربوط به آخرتشان ، هم حسنه دنیا باشد و هم حسنه آخرت باشد . ( جواد آملی ۱۳۸۷ ، ۴۶۶ )
۴- ویژگی های احکام حکومتی
می دانیم ولی فقیه دارای اختیار تام است که می تواند در تمام امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی حکم کند و اطاعت از حکمش واجب است و حاکم اسلامی یک سری احکام حکومتی صادر می کند و این احکام برای حفظ سلامت و مصلحت و ایجاد نظم صادر می شود که این احکام حکومتی دارای ویژکی هایی است که اهم آنها عبارتند از :
۱-۴- مصلحت :
فقیه ، مصلحت جامعه را در هر امری تشخیص می دهد و حکم حکومتی صادر می کند .
البته تشخیص مصلحت را گاهی نیز به مشاوران و کارشناسان مورد اعتماد خود واگذار می کند و یا آنکه زمان حکم صادر کردن حکم را به شخص یا گروهی واگذار کند تا به نیابت از سوی او حکم صادر کنند . ( حسنی ۱۳۷۶ ، ۱۵۶ )
مصلحت های کلی همیشگی و ثابت که اختصاص به زمان خاصی ندارد ، مصلحت های مقطعی که در زمان و مکان خاصی پیش می آید . تشخیص این مصلحت ها بر عهده حاکم اسلامی است که بر طبق ان ها حکم می کند ، مصلحت در واقع همان قرار دادن حکم اهم بر مهم است . وضع حکم حکومتی ، تشخیص مصلحت در نظر حاکم است ، هر چند که تمامی احکام شرعی دارای مصلحت باشند ، ولی این نوع مصلحت درست و به تشخیص حاکم است .
۲-۴- تغییر :
بسیاری از حکم های شرعی مانند ( نماز ، روزه ) تغییر نمی کنند ، اما به سبب آن که مصلحت های مسلمانان قابل تغییراند ، حکم حکومتی نیز به تبع آن مصلحت ها تغییر می کند . مسأله احکام حکومتی یکی از عوامل بالندگی اسلام در اداره حکومت است ، چون این احکام در شرایط و اوضاع مختلف مناسب با آن وضع خواهد شد . ( حسنی ۱۳۷۶ ، ۱۵۷ )
حکم حکومتی براساس تشخیص مصلحت و با ملاحظه زمان و مکان و تشخیص موضوع صادر می شود ، طبعاً محدود به همان زمان و مکان و همان شرایط و زمینه های صدور حکم است و از این رو ، حاکمی از احکام ثابت اسلام نیست .
۳-۴- از جانب حاکم :
تمامی احکام الهی از طرف شارع مقدس وضع می شود ، ولی احکام حکومتی از سوی حاکم انشاء می شود و بدون فرض وجود حاکم جامع الشرایط ، فرض وجود حکم حکومتی ممکن نیست . در احکام حکومتی نمی توان قائل به تصویب شد ، هر چند مصدر احکام حکومتی حاکم است ف اما به منابع ، ضوابط و مبانی شخصی قائل هستیم که براساس آنها حکم را نقد می کنیم . پس نمی توان گفت به جز آنچه حاکم انشاء می کند ، در واقع چیزی نیست ، بلکه حکم حکومتی خطاپذیر است . ( اسلامی ۱۳۹۲ ، ۷۰ )
احکام حکومتی ، مبتنی بر مصلحت موقتی وضع شده اند و صدور آن توسط حاکم اسلامی است .
۴-۴- امور اجتماع است :
احکام کلی الهی ، گاه جنبه شخصی و فردی محض دارند و گاه آثار اجتماعی دارند . از آنجا که احکام حکومتی در فرض وجود حکومت مشروع برای حاکم و لزوم انتظام بخشی از امور جامعه است . پس در حوزه امور شخصی و فردی ، هرگاه آثار اجتماعی خاصی برای یک حرکت فردی باشد ، حاکم می تواند دخالت کند وگرنه نمی تواند در حوزه مسائل اجتماعی هیچ حکمی غیر از حکم حکومتی حجیت ندارد ، بنابراین کسی نمی تواند یک حکم شرعی را با یک حکم حکومتی مقایسه کند و اصلاً حکم شرعی در صحنه اجتماع بدون تنفیذ حاکم مشروع حجیت ندارد . ( اسلامی ۱۳۹۲ ، ۷۲ )
احکام حکومتی که توسط حاکم اسلامی برای حفظ نظام جامعه اسلامی و بر مصالح اجتماعی وضع شده اند ، دایره شمول آن محدود به امور اجتماعی است .
۵-۴- منصوب به شارع است :
حکم حکومتی در زمره احکام متغییر اسلام است ، به لحاظ صدور از حاکم مشروع ، حکم شرعی خوانده می شود و به لحاظ نفس حکم نیز می تواند حکم شرعی خوانده شود .
۵- تقدم حکم حکومتی
اطاعت از احکام حکومتی بر همه افراد جامعه و حتی مراجع نیز لازم است . این امر به سبب آیه « یا ایَُها الذین آمنوُ اَطیعُو الله … » ( نساء ۵۹ ) است که شامل تمام مؤمنین و افراد جامعه را شامل می شود ، حتی اگر فتوای مجتهد یا مرجعی با حکم حکومتی حاکم اسلامی تعارض داشته باشد ، باز در آنجا حکم حاکم مقدم و نافذ است و این به جهت تقدم حق جامعه بر حق فرد است و علت آن به سبب اهمیتی است
که اسلام برای سرنوشت عموم جامعه و وحدت مسلمین است .
اگر حکم ولی فقیه با یکی از احکام فرعی مخالف بود ، حکم ولی فقیه بر ان حکم فرعی تقدم دارد . چرا که حکم حاکم باتوجه به مصلحت جدیدی که برای جامعه پیش آمده است صادر شده و مهمتر است از حکمی که شخصی است و مزاحم مصلحت جامعه شده است . پس عقل حکم می کند به این که حکمی که مهمتر است مقدم است . ( حسنی ۱۳۷۶ ، ۱۴۸ )
قاعده تقدم « اهم بر مهم » قاعده ای عقلی است که همه انسان های عاقل آن را درک می کنند و بدان ملتزم می باشد و در تزاحم وظایف فردی خود به آن عمل می کند و کار کم اهمیت را فدای کار پر اهمیت می سازند .
ولی فقیه ، براساس مصلحت نظام اسلامی و نیز براساس جایگاه هر حکم از نظر اهمیت ، حکم برتر و مهم تر را مقدم می دارد و آن را اجراء می کند و حکم مزاحم با آن را به طور موقت و تا زمانی که تزاحم وجود دارد تعطیل می نماید و پس از رفع تزاحم ، بلافاصله حکم تعطیل شده و به اجرا درخواهد آمد . ( جوادی آملی ۱۳۸۷ ، ۲۴۷ )
حاکم اسلامی بایستی حکومتی اسلامی را برای احکام تشکیل دهد و اگر حکمی از احکام را مانع اصل نظام اسلامی و مضر به حال مسلمانان جهت حفظ جامعه اسلامی و نظم اجتماع آن را موقتاً تعطیل می نمایند ، که امام خمینی در این خصوص اینچنین می گویند : « حکومت ، که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ( ص ) است ، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه ، حتی نماز و روزه و حج است … » ( صحیفه امام ، ۴۲۵ : ۲۰ )
صدور حکم حکومتی منوط به وجود مصلحت حفظ نظام مسلمین است و از نظر امام خمینی (ره) اگر مصلحت حفظ نظام به درجه ای برسد که به فقیه با حکمی از احکام شرع تزاحم پیدا کند همواره مصلحت حفظ نظام و اسلام مقدم بر مصلحت و ملاک حکم شرعی است و فقیه صاحب ولایت این حق را دارد که بر طبق مصلحت تشخیص داده شده و اهم ، حکم کند گرچه حرج و ضرر و اضطراری در کار نباشد .
صدور حکم حکومتی ، منوط به وجود مصلحت نظام است . اگر حفظ نظام به درجه ای برسد که به نظر ولی فقیه با حکمی از احکام اولی شرع تزاحم پیدا کند ، همواره مصلحت حفظ نظام مقدم و اهم از ملاک و مصلحت آن حکم شرعی است و فقیه صاحب ولایت این حق را دارد که بر طبق مصلحت تشخیص داده شده عمل کنند و اهم بر مهم ، موقتاً و مادامی که مصلحت باقی است ترجیح دهد . ( واعظی ۱۳۸۶ ، ۲۱۸ )
علت مقدم بودن احکام حکومتی بر سایر احکام این است که حکومت مقدم بر دیگر احکام است ، چرا که اصل و اساس احکام اسلامی ، همان حکومت است ، چون که حکومت نبض اجرای کلیه احکام است ، چرا که هم احکام شرعی در دست حاکم اسلامی است و تشخیص مصلحت اهم بر مهم با حاکم اسلامی است . ( اسلامی ۱۳۹۲ ، ۱۱۰ )
۶- احکام ثابت و متغیر
اسلام دارای دو دسته احکام است : احکام ثابت و احکام متغیر . احکام ثابت همان خطوط اصلی و اصول کلی است که در همه زمان ها ثابت بوده و دستخوش تغییر نمی شود . مانند عدالت . البته دارای مصادیق متعددی است و در هر زمان ممکن است مصادیق جدیدی مطرح شود ، ولی اصل کلی عدالت و قبح ظلم هیچگاه تغییر نمی کند . دسته دیگر احکام اسلامی متغیرات هستند که در هر زمان ممکن است تفاوت کند . مثلاً مصادیق یک حکم کلی . این رمز و راز از جاودانگی دین اسلام است . سایر مکاتب مانند لیبرالیزم هم مدعی نیستند که برای کلیه جزئیات زندگی دارای برنامه هستند ، بلکه اصول اصلی و خطوط کلی را بیان
می کنند و جزئیات به تناسب مورد و تناسب زمان از دل آن کلیات استخراج و استنباط می گردد .
حکم های اسلام یا ثابت اند و یا متغییر ، که متغیرها برخلاف احکام ثابت تابع مصلحت اند و باتوجه به اوضاع و مصلحت جامعه تغییر می کند . در سایه احکام ثابت و متغیر ، امت اسلام به سوی تکامل مادی و معنوی پیش می رود . احکام حکومتی از جمله احکام مقطعی و متغیر است . اسلام نیز براساس همین احکام قابل تغییر در هر شرایط حکم خاص آن شرایط را صادر می کند و این از عوامل بالندگی اسلام در زمینه حکومت داری است . ( حسنی ۱۳۷۶ ، ۱۵۸ )
انسان دارای دو شأن ثابت و متغیر است ، شأن ثابت ادمی به فطرت توحیدی و روح او باز می گردد . و با گذشت زمان و تغییر مکان قابل تغییر نیستند . اما شأن متغیر انسان آن است که او در هر دوره ای زندگی خاص و رابطه مخصوص با دیگر انسان ها دارد و سنت ها و آداب رسوم متغیر دارد و با تغییر زمان و مکان عوض می شود . ( جوادی آملی ۱۳۸۷ ، ۲۵۳ )
اما مقرراتی که عهده دار امور متغیر و طبیعی و بدنی انسان است ، متغیر است و از یک سو تابع قوانین ثابت است و از سوی دیگر ، به شرایط خاص زمانی و مکانی بستگی دارد و حلقه رابط در تطبیق آن قوانین ابدی اسلام بر شرایط متغیر اجتماعی همان ولایت به معنای حکومت و سرپرستی در پرتو اجتهاد مستمر است . ( جوادی آملی ۱۳۸۷ ، ۲۵۳ )
مجموعه قوانین در اسلام ثابت و دائمی است و تنها حکومت اسلامی نگهبان اجرای آن است و قهراً اثر این نگهبانی نیازمند مقررات باشد . قوانین متناسبی وضع می شود که این قوانین ممکن است تغییر یابند احکام دین اسلام همیشگی و اختصاص به زمان خاص ندارد .
راهنمای مردم به قوانین دائمی الهی و نظارت بر اجرای صحیح آنها در زمینه ها و برای کیفیت اجرای احکام الهی و نظم بخشیدن به آن در سراسر کشور مقرراتی وضع شود تا هم مردم راه خود را بهتر بیایند و هم مسئولان بدانند که مثلاً مرجع چه کاری هستند . از این رو براساس آنچه ولی امر مسلمین مصلحت می داند مقرراتی وضع می شود که با تغییر شرایط آنها نیز تغییر می یابند .
احکام و قوانین اصولی اسلام ، دائمی هستند و درقبال آن قوانین ، قوانین متغییری وجود دارند که یا صثرفاً به منظور اجرای بهتر احکام دائمی وضع می شوند ، بدون آنکه تصرفی در محدوده حقوق اشخاص بشود .
احکام و قوانین ثابت به منزله اصولی است که رعایتشان لازم است و هرگز نباید تصمیمی برخلاف ان گرفته شود و از این رو ، باید قوانین متغییر نیز مخالفتی با قوانین ثابت نداشته و در چارچوب آن تنظیم و تصویب شوند .
۷- تقدم فتوا بر حکم حکومتی

نظر دهید »
فایل شماره 8901
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

لاهیجان

۰

۵۰

۱۱

۳۷

سینوپتیک

۲-

۳۰ ساله

هراتبر

۱۸

۵۰

۵۹

۳۶

باران‌سنجی

۱۲۰

۳۰ ساله

دراز لات

۱۷

۵۰

۵۹

۳۶

تبخیر سنجی

۱۲۰۰

۲۱ ساله

مأخذ: اداره کل هواشناسی گیلان
ـ ویژگیهای اقلیمی (درجه حرارت، بارش و … )
کشور ایران با قرار گرفتن بین ۲۵ و ۴۰ درجه عرض جغرافیایی شمالی در منطقه گرم قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا کمتر از ۴۷۵ متر است. تقسیم بندی اقلیمی در ایران شامل چهار منطقه می باشد که عبارتند از :
اقلیم معتدل و مرطوب
اقلیم سرد
اقلیم گرم و خشک
اقلیم گرم و مرطوب
استان گیلان به طور کلی در قلمرو آب و هوای معتدل و مرطوب قرار دارد و نمناک ترین منطقه سواحل جنوبی دریای خزر است. عوامل مؤثر در آب و هوای آن عبارتند از : ارتفاع و امتداد کوههای البرز غربی و لاهیجان، مجاورت با دریای خزر، جابجایی توده های هوایی شمالی و غربی، وزش بادهای محلی (گرمیش، باد منجیل) و پوشش متراکم جنگلی.
– ورود توده­های هوای شمالی با منشاء قطبی به گیلان به ویژه در فصل پاییز و گاهی اوقات همراهی بادهای غربی با آن، از یک طرف موجب گسترش موج سرما در بخشهای مختلف استان می شود و از طرف دیگر سبب ریزش باران در مناطق پست و هموار و اولین بارش برف و وقوع یخبندان در ارتفاعات می گردد.
– ورود توده های هوای غربی که از اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه و دریای سیاه می آیند باعث وزش باد و بارندگی در استان گیلان به ویژه در فصول پاییز و زمستان می شود .
– وجود دریای خزر در سرتاسر مرز شمالی استان و بخارآب حاصل از آن سبب افزایش رطوبت نسبی در هوای گیلان شده است که این امر علاوه بر فراهم کردن شرایط مناسب برای ایجاد بارش موجب تعادل دمایی شبانه روز و همچنین فصول گرم و سرد سال می شود.

پراکندگی بارش در نقاط مختلف استان یکسان نیست و از طرف غرب به شرق استان و همچنین از شمال به جنوب از مقدار بارش کاسته می شود.
توزیع فصلی بارش در استان نشان می دهد که پاییز با مجموع ۱/۴۲ درصد بارش سالیانه بیشترین و بهار با مجموع سالیانه ۴۲/۱۴درصد کمترین مقدار بارش را دریافت می­دارند. استان گیلان از بارش تابستانه ی بسیار چشمگیری نسبت به سایر نواحی آب و هوایی برخوردار است به گونه ای که ۲۱/۲۴ درصد بارش سالیانه در این فصل می بارد علت آن گرم بودن سطح زمین و ورود رطوبت زیاد از طریق نسیم دریا به خشکی می باشد.
برای درک بهتر نوع آب و هوای منطقه نمودار عناصر اقلیمی تأثیرگذار در آب و هوای ایستگاه لاهیجان را مورد بررسی قرار می دهیم.
۴-۲-۱-۱- فاکتورهای دمایی
دما، اندازه گیری و سنجش انرژِی گرمایی است که در خاک و هوا قابل اندازه گیری باشد و تغییر در این انرژِی که از خورشید دریافت می شود، بیانگر تغییرات انرژی تابشی است. مقداری از انرژی تابشی خورشید توسط عوارض سطح زمین جذب شده و تبدیل به انرژی حرارتی می شود. این انرژی به شکل دما یا درجه حرارت جلوه می کند و تمام ارگانیسمها به صورت مستقیم از این حرارت متأثرند.(جعفرپور، ابراهیم، ۱۳۸۱).
از آنجایی که دما از عناصر اساسی شناخت هوا محسوب می شود، مطالعه و بررسی آن از ابعاد گوناگون، نظیر رابطه دما با ارتفاع و جابجایی افقی و عمودی و تأثیر آن بر دما و رابطه دما با ناهمواری و جهت آفتابگیری از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مورد از آمار ثبت شده دما در ایستگاه لاهیجان آورده شده ­اند البته باید توجه داشت که آمار ثبت شده حاصل میانگین دمای ماه های مختلف طی سال­های ۱۳۹۲-۱۳۷۸ می باشد که جا دارد علاوه بر مقادیر میانگین دمای سالانه و ماهانه مقادیر مطلق کمینه و بیشینه نیز مورد مطالعه قرار گیرد که در جای خود بحث خواهد شد.
در ایستگاه مورد مطالعه لاهیجان متوسط درجه حرارت سالانه ۱۶٫۳ درجه سانتیگراد می باشد و میانگین سالانه حداکثر مربوط به مرداد ماه و حداقل دما مربوط به بهمن ماه است.
جدول ۴-۳ متوسط درجه حرارت ماهانه و سالانه ایستگاههای مورد استفاده بر حسب سانتی گراد

نظر دهید »
فایل شماره 8900
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳- دسته‌ای که فقط راسخان در علم می‌توانند از آن آگاه شوند.
سپس درباره‌ی آیه‌ی ۷ از سوره‌ی آل عمران، هر دو صورت، یعنی وقف پس از جمله‌ی (وَ مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ)، و وصل آن به جمله‌ی (وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ) را بر اساس دسته‌ بندی یاد شده، جایز دانسته است.»[۲۹۴]
۳-۶-۱-علم به تأویل متشابهات از نگاه آیت‌الله معرفت[۲۹۵]
واو در این آیه عاطفه می‌باشد. اگر فرض شود، در قرآن آیاتی وجود داشته باشد، که آحاد مسلمانان، و علماء و دانشمندان، و امامان% و پیغمبر گرامی۲ تماماً از محتوای آن آگاهی نداشته باشند، حتماً مقام حکمت الهی، زیر سؤال می‌رود؛ چگونه است کتابی که به عنوان هدایت بشر، برای ابدیت نازل گردیده، مواضع ابهامی داشته باشد که هیچ کس، حتی رسول اکرم۲ به کشف آن دسترسی نداشته باشد. قطعاً این فرضیه‌ی محالی است، و از دیدگاه حکمت باری تعالی، کاملاً به دور می‌باشد.

در پاسخ به آن‌چه در رابطه با استینافی بودن «واو» ارائه شده، از نکات زیر نباید غفلت ورزید:
۱- (أَمَّا) ـ که حرف تفصیل است ـ لزومی ندارد حتماً عدل دیگر آورده شود، زیرا موقعی که با آوردن یکی از دو عدل، عدل دیگر روشن است، نیازی به آوردن ندارد، «و حذف ما یعلم جائز». مخصوصاً در کلام عرب، به ویژه قرآن کریم، ایجاز در حذف، کمال مطلوبیت را دارد. و نظر دیگر این است که احیاناً، عدلی نیاز ندارد تا مذکور افتد، یا مقدر باشد .چنان‌چه در هجو قبیله‏ای از بنی‌عبدشمس که فرار را برقرار ترجیح داده بودند، شاعر گوید: فأما القتال، لا قتال لدیکم و لکن سیرا فی عراض المواکب.
۲- علاوه، عنوان (الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)، نمی‏تواند عدل (فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ) باشد، زیرا هیچ‌گونه تقابلی بین این دو عنوان وجود ندارد. در مقابل کسانی که طبعی آشفته و قلبی واژگون دارند، کسانی می‏باشند که طبعی سالم و دلی آرام، در اختیار دارند. و در مقابل دانشمندان و پویندگان علم حقیقی، جاهلان و وازدگان دانش قرار دارند؛ لذا دو عنوان فوق نمی‏تواند عدل یک‌دیگر باشند.
۳- اضافه بر این، از باب «تناسب حکم و موضوع» بایستی، خبری که بر عنوان (الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ) مترتب می‏گردد، متناسب با مقام علم و دانش باشد. لذا اگر مقصود آن باشد که (الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)، ندانسته سر تسلیم فرود می‌آورند، لازم بود که در عنوان موضوع، خلوص در ایمان مطرح گردد، زیرا مقتضای ایمان پاک، تسلیم محض است؛ ولی مقتضای علم و دانش، پویایی و فحص است؛ تا چیزی را نداند و نفهمد تسلیم نگردد. خلاصه، تناسب حکم و موضوع، ایجاب می‏کند که اخبار از این عنوان بلند و والا، چیزی متناسب با دانستنی‌ها باشد، نه با نادانستنی.
۴- و اما درباره‌ی این‌که چرا رسول‌الله ۲را از گروه (الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)، جدا نساخته؟ باید گفت: چرا جدا بسازد؟! آیا چون در برخی آیات جدا ساخته، لازمه‌اش آن است که در همه جا جدا سازد؟! این «التزام بما لا یلزم» است. و هیچ موجبی ندارد. در بسیاری از موارد، که عناوینی به گونه‌ی گروهی، مورد ستایش قرار گرفته، رسول اکرم۲ در جمع گروه قرار گرفته و جدا نگردیده: مثلاً در آیه‌ی ۱۸ از سوره‌ی آل عمران می‌خوانیم: (شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَهُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ… )که در این آیه قطعاً، رسول اکرم۲ در زمره‌ی ارباب علم و شهادت دهندگان به وحدانیت حق تعالی می‏باشد. آیاتی از این قبیل بسیار است، که افرادی به‌طور گروهی، مورد ستایش قرار گرفته‏اند و پیغمبر گرامی۲ نیز در جمع آنان حضور داشته، شمع محفل بوده است.
۵- جمله‌ی (یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ) در موضع حال قرار گرفته، و این حالت ـ که حاکی از ایمان ثابت است ـ موجب گردیده تا موضع حکمت الهی را در نظر بگیرند، و برای رسیدن به حقایق نهفته، در پس آیات متشابهه، پی‌جور شوند. زیرا در سایه‌ی علم و دانش، استوار بوده و مضطرب نمی‌گردند، و در مقابل آیات متشابهه نگران نمی‏شوند، و چنین می‏اندیشند که آیات متشابهه، از منبعی صادر گشته که آیات محکمه نشأت گرفته‌اند. پس باید در پس پرده چیزهایی باشد، که ظاهر لفظ نمودار آن نیست؛ و از همین نقطه‌ی حساس، حرکت تحقیق و پویا شدن آغاز می‏گردد؛ و عاقبت، جوینده یابنده است. پس این جمله‌ی الحاقی، نمایانگر نقطه‌ی آغاز حرکت، به سوی دانستنی‌ها است، و از این راه، راسخون در علم، به تأویل آیات متشابهه، پی می‏برند.
۶- جمله‌ی حالیه، اگر با فعل مضارع مثبت آغاز شود، از «واو» خالی می‌باشد. ابن‏مالک گوید: «و ذات بدء به مضارع ثبت حوت ضمیرا و من الواو خلت».
۷- آیت‌الله معرفت در پایان متذکر شده‌اند که: حتی اگر جمله‌ی (وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ) را مستأنفه بدانیم، مدلول آیه آن نخواهد بود که باب علم به تأویل در متشابهات قرآن، به روی همگان بسته است. زیرا حصر در عبارت (وَ مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ) اضافی است، و جنبه‌ی منفی آن مقصود می‏باشد، مانند «لا حکم إلا لله»، «لا مؤثر فی الوجود إلا الله»، «لا یعلم الغیب إلا الله» و غیره که مقصود، نفی صفت از دیگران است، و انحصار آن در راستایی است که به خدا منتهی می‏شود. لذا در آیات: (عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ… )(جن/۲۷-۲۶)، تهافتی وجود ندارد، و با «لا یعلم الغیب الا الله» منافاتی نخواهد داشت.
۳-۶-۲-علم به تأویل متشابهات از نگاه آیت‌الله جوادی آملی
۳-۶-۲-۱-«واو» عطف یا استیناف[۲۹۶]
اگر حرف «واو» در (و الرَّاسِخُون) برای عطف باشد، کلمه‏ی (و الرَّاسِخُون) به (الله) عطف می‏شود، در نتیجه تأویل قرآن را جز خدا و راسخان در علم، کسی نمی‏داند؛ ولی چنان‏چه «واو» استینافی باشد، پس از آن، جمله از نو آغاز و آیه چنین معنا می‏شود که «و راسخان در علم می‏گویند ما به آن ایمان آوردیم؛ همه از نزد خداست»، در نتیجه راسخان به تأویل قرآن عالم نیستند و به مدد روایات معتبر موجود و برهان قطعی، آگاهی اهل‏بیت% از تأویل ثابت شود، بنابراین پی‏آمد استینافی دانستن «واو»، حصر علمِ به تأویل نسبت به خداست؛ ضمن این‏که با نظم آیه نیز سازگارتر است. اگر کسی راسخان در علم را آگاه از تأویل قرآن ندانست (مانند برخی از اهل اسلام)، ناگزیر باید «واو» را استینافی بداند؛ امّا چنان‏چه راسخان در علم و عترت طاهره % را عالم به تأویل دانست، می‏تواند «واو» را عطفی یا استینافی بداند؛ و در همان حال که واو را استینافی می‏داند می‏تواند به استناد دلیل عقلی و نقلی معتبر، راسخان در علم را آگاه از تأویل بداند.
«امامیّه» ادلّه‏ای بر عاطفه بودن «واو» آورده‏اند[۲۹۷] و «اهل سنّت» نیز که معتقدند علم به تأویل را جز خدا نمی‏داند، ادله‏ای بر استینافی بودن آن ذکر کرده‏اند.[۲۹۸] نزد امامیّه، بی‏تردید عترت طاهره% به کنه تنزیل و تأویل قرآن عالم‏اند، پس این بحث ثمره‏ای عملی ندارد؛ امّا پیش اهل سنت نتایج فراوانی دارد، از این‏ رو بر استینافی بودن «واو» اصرار می‏ورزند.
آیا شاهدی بر عطفی بودن «واو» هست، تا همان‏گونه که عالِم بودن عترت طاهره% از دیگر ادلّه ثابت می‏شود، از این آیه نیز به دست آید؛ یا شاهد لفظی بر عاطفه بودن آن نیست؟ عاطفه نبودن «واو» در این آیه به اتقان ادله‏ی دیگر آسیبی نمی‏رساند؛ لیکن مفادشان مخصّص یا مقیّد منفصلی است بر حصر آیه که در تفسیر آیه سهم ندارد، مگر روایتی ظهور کامل داشته باشد که (و الرَّاسِخون) عطف بر (الله) است که خود قرینه‏ی بیرونی تفسیر می‏شود. احتیاج قرآن در تبیین خطوط فرعی مدالیل خود، نظیر تقییدِ اطلاق، تخصیصِ عموم و …، منافی استقلال آن در خطوط اصلی نیست..
کسانی که علم به «تأویل» را ویژه‏ی خدای سبحان می‏دانند نمی‏توانند آن بحث کلامی را با تفسیر درآمیزند و آن را دلیلی بر استینافی بودن «واو» قلمداد کنند، مگر آن را دلیل لبّی متصل یا منفصل دانسته و به استنادش عاطفه بودن «واو» را نفی کنند.
هر چند انسان‏های کامل معصوم۸ بالإصاله و شاگردان مکتب آن ذوات قدسی (در حدّ خود) بالتبع عالم به تأویل‏اند و این مطلب سامی با ادله‏ی متقن دیگر ثابت شده است، ظاهر آیه‏ی مورد بحث نیز استینافی بودن «واو» است نه عطف و تشریک، زیرا در آیه‏ی مورد بحث دو تقسیم مطرح هست که هر یک دارای دو قسم است و بنابر استینافِ حرف «واو»، اَضلاع متقابل هر یک از دو قسم روشن است؛ ولی اگر آن را عاطفه بدانیم اضلاع تقسیم دوم هماهنگ نخواهند بود.
توضیح آن‏که تقسیم اول به لحاظ آیات قرآن است: (مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ) که در آن، دو ضلع متقابل آن مذکور و روشن است و تقسیم دوم به لحاظ افراد امّت در برابر آن است: (فَأمَّا الَّذینَ فی قُلوبِهِم زَیغٌ… و الرَّاسِخُونَ فِی العِلم…) که در این فرض، دو ضلع متقابل آن مذکور و معلوم‏اند؛ ولی اگر حرف «واو» عاطفه باشد، ضلع دوم تقسیم دوم مذکور نیست، هر چند می‏توان آن را با شواهد فهمید.
برای ترجیح عطف بر استیناف شاید گفته شود تناسب حکم و موضوع و مناسبت نزدیک بین مسندٌ الیه و مسند ایجاب می‏کند که اگر عنوان علما، راسخون در علم و نظایر آن مطرح شده است، مسند علمی به آن اسناد داده شود؛ نه کار غیر علمی مانند ایمان اعماگونه (کورکورانه) یا عامیانه. رعایت تناسب مذکور ایجاب می‏کند که راسخون در علم، معطوف بر الله و مسند الیهِ (یَعلَم) باشد.
لازم است عنایت شود که اسناد معرفت یا ایمان عارفانه، قول محققانه و فعل آگاهانه به علما و راسخان در علم و مانند آن، هم حافظ تناسب مزبور است و هم در قرآن حکیم واقع شده است؛ مانند: (لَّـکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ… )(نساء/۱۶۲)، (…قَالَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْکَافِرِینَ )(نحل/۲۷)، (…إِنَّ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا )(اسراء/۱۰۷)، (وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ… )(قصص/۸۰) و (…إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء… )(فاطر/۲۸)، که در همه‏ی این موارد و نظایر آن، ایمان و قول و فعل آگاهانه به عالمان اسناد داده شده است و در آیه‏ی مورد بحث نیز سخن محققانه و ایمان آگاهانه، به راسخان در علم اسناد دارد؛ نه اعماگونه یا عامیانه؛ هم‏چنین آیه نیایش‏های محققانه را به آنان نسبت می‏دهد.
۳-۶-۲-۲-عملکرد راسخان در علم درباره‌ی متشابهات
«در مقابل بیماردلان منحرف: (الَّذینَ فی قُلوبِهِم زَیغ)، «راسخانِ در علم» هستند که قلبی سلیم و دور از اعوجاج و انحراف دارند. اینان در علم رسوخ کرده و تابع نور آن‏اند و نور علم چنان بر جان آنان پرتو افکنده که جایی برای هیچ شک و شبهه‏ای نگذاشته است و علم ایشان به محکمات، از بی‏ثباتی و تزلزل به دور است. آن‏ها به محکمات ایمان می‏آورند و از آن پیروی و به آن عمل می‏کنند و ضمن ایمان به آیات متشابه با سرمایه‏ی علم راسخشان به دل خویش اضطرابی راه نمی‏دهند و در برابر آن‏ها توقف می‏کنند.
فعل مضارع (یَقولون) سیره‏ی مستمر آنان را بیان می‏کند؛ آنان پیوسته می‏گویند که (آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا). کلمه‏ی (رَبِّنا) در دو آیه‏ی آینده نیز سخنِ راسخانِ در علم است؛ یعنی راسخان در علم، طبق آن دو آیه، هماره چنین منطقی دارند که از خدا رسوخ ایمان و ایمان راسخ می‏خواهند. ممکن است برخی در علم غوطه‏ور باشند؛ ولی سرانجام تشنه بمیرند؛ مانند کسی که در همه‏ی عمر مسافران را به مقصد می‏رساند؛ امّا خود همیشه در بیابان و بین راه است و در پایان، در غربت می‏میرد.
راسخان در علم چون علم و ایمان در آن‏ها رسوخ کرده است، (آمَنّا …) می‏گویند و می‏دانند که علم و ایمانشان در معرض خطر است و به همان دلیل که روزی فاقد آن بودند، شاید در آینده هم از ایشان گرفته شود، از این‏ رو دائماً به خدای سبحان پناه می‏برند.
نکته: ۱٫ انسان به هر اندازه از حس و امور حسی، دور و به عقل نزدیک‏تر شود و مبانی صحیح فکری پیدا کند تا موارد حسی را بر عهده‏ی عقل تجربی و موارد عقلی را در دست عقل تجریدی قرار دهد، تشابه آیات برای او کمتر می‏گردد.

    1. شیوه‏ی راسخان در علم در برابر «محکمات»، اطاعت و قیام و حرکت است و در مقابلِ «متشابهات»، سکوت؛ بر خلاف بیماردلان که در برابر «محکمات» به جای قیام و حرکت می‏ایستند: (وَیَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَهٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَهٌ مُّحْکَمَهٌ وَذُکِرَ فِیهَا الْقِتَالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ )(محمد/۲۰)، و در برابر «متشابهات» که جای توقف است، فتنه را می‏کاوند.
    1. به قرینه‏ی «تقابل»، راسخان در علم دارای قلبی سالم و طاهرند، از این‏ رو «متشابهات» را به «محکمات» بازمی‏گردانند.»[۲۹۹]

دیدگاه دو دانشمند در ارتباط با نوع «واو» در آیه متفاوت است، اما به نظر می‌رسد بنابر دلایل مطروحه از سوی آیت‌الله جوادی آملی، استینافی دانستن «واو»، مانع از عالم به تأویل بودن راسخان در علم نباشد، چه این‌که این مسأله با ادله‌ی محکم دیگر به اثبات خواهد رسید.
۳-۷-حکمت وجود آیات متشابه در قرآن
وجود دو دسته از آیات، یعنی محکم و متشابه در قرآن قطعی است. هر چند علامه طباطبایی۶ در المیزان ذیل آیه‌ی هفتم از سوره‌ی آل عمران، معتقد است که حروف مقطعه، دسته‌ی سوم است. خداوند متعال از تقسیم‌بندی آیات به محکم و متشابه به صراحت و روشنی سخن گفته است.
پس از فهم ودرک این مطلب که دو بخش از آیات در قرآن کریم وجود دارد، یک سؤال اساسی این است: اسرار وجود آیات متشابه در قرآن چه چیزهایی می‌تواند باشد؟ با این‌که قرآن کتاب هدایت، سراسر نور، معجزه‌ی بی‌بدیل و دارای استواری خاصی می‌باشد، چرا بعضی از آن متشابهاتند؟ طوری‌که زمینه‌ی سوء استفاده‌ی فتنه انگیزان را فراهم ساخته است؟ فلسفه‌ وجودی این دسته از آیات چیست؟ راجع به تبیین راز یا رازهای آیات متشابه (که یکی از مشکل‌ترین مباحث علوم قرآنی است) پاسخ‌هایی توسط مفسران و متخصصان علوم قرآنی ارائه شده است، از جمله:
۱- به کار انداختن افکار (فعالیت عقلانی)
«یکی از اسرار وجود آیات متشابه در قرآن، به کار انداختن افکار، اندیشه‌ها و به وجود آوردن جنبش و نهضت فکری در مردم است».[۳۰۰] «اگر همه‌ی مطالب قرآن صریح می‌بود، متفکران گوناگون را جذب نمی‌کرد، چون صراحت بیان گاهی رنجش خاطر و راندن افراد ژرف‌اندیش را در پی دارد.»[۳۰۱]
۲- محدودیت الفاظ و عبارات دنیایی
«یکی از فلسفه‌های ذکر شده برای وجود آیات متشابه در قرآن، محدودیت الفاظ دنیایی در برابر معناهای فراسوی مادی است. آیات مانند: (…یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ… )(فتح/۱۰)، (الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )(طه/۵)، و (إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ )(قیامت/۲۳)، چون متشکل از الفاظ و عبارت‌های متداول در زبان عربی است، از طرفی مسائل مربوط به خداوند، یک امر فرامادی هستند، این مسأله، سبب یا راز وجود آیات متشابه به حساب می‌آید.»[۳۰۲]
۳- نیاز شدید مردم به پیغمبر اسلام۲ و ائمه%
وجود این‌گونه آیات در قرآن، نیاز شدید مردم را به پیشوایان الهی و اوصیای او روشن می‌سازد، و سبب می‌شود مردم به حکم نیاز علمی، به سراغ آن‌ها بروند و رهبری آنان را عملاً به رسمیت بشناسند.
در نقد این جواب و استدلال گفته شده: «بدون تردید ائمه‌ی هدی% مرجع حقیقی حل آیات متشابه‌اند. زیرا آنان با توانایی بالای علمی خود، مرجع تأویل متشابهات به محکمات هستند. یعنی همان‌طوری که متشابهات را معنی و تأویل می‌نمایند، محکمات را نیز تفسیر و تبیین می‌نمایند. ثانیاً اگر اشتمال قرآن بر تشابه برای حفظ پیوند مردم با ائمه% می‌بود، نباید در روایات نیز متشابهات باشد در حالی‌که هست.»[۳۰۳]
۴- جذب مخالفان
هر فردی طبعاً دوست دارد با مطالبی روبه‌رو شود که با عقیده‌ی وی موافق است و از روبه‌رو شدن با مطالب مخالف فکرش بیزار است. بنابراین اگر به فردی که عقیده‌ی باطلی دارد، و گفته شود که عقیده‌ی شما باطل است، آن فرد گریزان می‌شود، ولی اگر طوری سخن گفته شود که او احتمال بدهد به نفع اوست، موجب جذب او خواهد شد. بر این اساس وجود آیات متشابه، سبب جذب صاحبان مذاهب گوناگون می‌شود و هر یک در فهم آن قسم از آیات می‌کوشد. و با تأمل و دست‌یابی به آیات محکم، آیات متشابه تفسیر شده و کسانی که مذهب باطلی دارند دست از باطل کشیده و به حق می‌رسند.[۳۰۴]
۵- اختبار و آزمایش مؤمنان

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 137
  • 138
  • 139
  • ...
  • 140
  • ...
  • 141
  • 142
  • 143
  • ...
  • 144
  • ...
  • 145
  • 146
  • 147
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7784
  • فایل شماره 7574
  • فایل شماره 8673
  • فایل شماره 8357
  • دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با استراتژی قیمت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8249
  • فایل شماره 8463
  • فایل شماره 7397
  • فایل شماره 7567
  • فایل شماره 7648

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان