روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8926
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

با اشتیاق شغلی کارکنان
۳- تعیین قدرت پیش بینی مؤلفه های فضای روانشناختی بر اشتیاق شغلی کارکنان
۴- تعیین قدرت پیش بینی خودارزشیابی های محوری بر اشتیاق شغلی کارکنان
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
در این فصل، ابتدا مفاهیم و نظریه های مربوط اشتیاق شغلی مورد بررسی قرار می گیرد، و سپس مفاهیم و نظریه های فضای روانشناختی حاکم بر سازمان و خودارزشیابی های محوری به عنوان یکی از جدیدترین نظریه های شخصیت در حوزه تفاوت های فردی کارکنان، مورد بررسی قرار خواهند گرفت. و بالأخره در پایان این فصل، پیشینه پژوهش های انجام شده مرتبط با متغیرهای پژوهش در خارج و داخل کشور ارائه می شوند.
۲-۲- مبانی نظری اشتیاق شغلی
اشتیاق شغلی به عنوان یک مفهوم، گرایش به روانشناسی به روانشناسی مثبت را منعکس می کند. پدیده مثبت در محیط کاری و نبود پیامدهای منفی مانند فرسودگی شغلی، خطا و خرابکاری در شغل و ضعف کاری از نقطه نظر حفظ منابع بسیار قابل ملاحظه است. به بیان دیگر، التزام شغلی، توجه بر روی توانایی نیروی انسانی، عملکرد بهینه و تجارب مثبت در کار می باشد ( سیکزنت میهالی[۲۷]، ۱۹۹۰ و مسلچ، شوفلی و لیتر[۲۸]، ۲۰۰۱).
هدف اصلی که در تئوری حفظ منابع مورد نظر است، داشتن و به کارگیری تجارب مثبت یا منابعی است که بتواند سودآوری و بهره بیشتری داشته باشد و تأثیر مثبتی روی بالا رفتن سطح سلامت داشته باشد. بنابراین نداشتن نیروی کار و منابع انسانی مناسب، می تواند روی دیگر دستاوردها، تأثیر منفی گذاشته و آنان را از بین ببرد. و بر عکس داشتن نیروی کار و منابع انسانی مناسب می تواند دستاوردهای بهتری در پی داشته باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

مفهوم اشتیاق شغلی در نتیجه تغییر پژوهش ها به نقطه مقابل فرسودگی پدیدار شد. در ابتدا اشتیاق شغلی به عنوان انتهای مخالف گستره فرسودگی شغلی، مفهوم پردازی شده بود (مسلچ و لیتر، ۱۹۹۷). بنا بر نظر آن ها اشتیاق شغلی اشاره به انرژی، دلبستگی و کارآمدی حرفه ای دارد، که درست در جهت مقابل فرسودگی شغلی (خستگی، بدگمانی یا بدبینی، عدم کارآمدی حرفه ای) در نظر گرفته می شود. فرسودگی شغلی واکنشی به استرس ناشی از کار است که با ابعاد خستگی عاطفی هیجانی (یعنی ته کشیدن منابع عاطفی ـ هیجانی)، بدگمانی (یعنی نگرش منفی بی عاطفی و بدبینی نسبت به شغل و فقدان کارآمدی حرف های (یعنی تمایل به ارزیابی منفی کار) تعریف می شود (به نقل از شائوفیلی، ۲۰۰۲).
لیتر، شائوفیلی و همکاران (۲۰۰۲) به اشتیاق به عنوان سازه ای مستقل از فرسودگی شغلی نظر انداختند و آن را به عنوان حالت ذهنی مثبت، ارضا کننده و مربوط به کارتعریف کردند که به وسیله ابعاد جذب، نیرومندی و وقف کار شدن مشخص می شود که در سطح وسیع اعتبار یابی شده اند. کارکنان دارای اشتیاق شغلی متمایل به سخت کارکردن با حالت ذهنی مثبت هستند که به وسیله آن قادرند در محیط کار، کارهای زیادی را به انجام برسانند (باکر و دمروتی[۲۹]، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱- ابعاد اشتیاق شغلی

    1. جذب: یکی از ابعاد اشتیاق شغلی، جذب است که مخصوصاً به تمرکز و غرق شدن در کار اشاره دارد و وجه مشخصه آن این است که برای افراد وقت سریع می گذارد و فرد به سختی می تواند از کار خود جدا شود. تحقیقات اخیر نشان داده است که تجربه جذب به میزان درگیری در کار مربوط است به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی دهد ( لورنس[۳۰]و همکاران، ۲۰۰۷). این بدان معناست که گاهی برخی از افراد در زمان و شرایطی جذب کاری می شوند که برای آنان لذت بخش است و افراد برای آن بهای زیادی را می پردازند، تنها به خاطر این که این کار را داشته باشند. طبق نظر سیکزنت میهالی، تجارب درگیری در کار و متوجه نشدن گذر زمان، معمولاً هم خارج از زمینه کاری رخ می دهد (برای مثال کارهایی که به صورت سرگرمی صورت می گیرند) و هم ممکن است در همه حوزه ها و زمینه های زندگی صورت گیرد. تجارب درگیری در کار، هنگامی به وجود می آید که تعادل نسبی بین نیازهای شغلی (مثل چالش برانگیزی آن) و مهارت حرفه ای کارکن، ایجاد شود. تفاوت عمده ای که در مفهوم درگیری در کار و جذب وجود دارد، مقاومتی است که فرد از لحاظ ذهنی هنگام کار مبذول می دارد، که این حادثه ممکن است در همه زمینه های زندگی اتفاق بیفتد (شائوفیلی و همکاران، ۲۰۰۶).
    1. نیرومندی: بعد نیرومندی، به سطوح بالای انرژی و ارتجاعی بودن ذهن کارکن هنگام کار اشاره دارد، به گونه ای که کارکن تلاش قابل ملاحظه ای برای انجام کارش مبذول می دارد و نیز در موقعیت های دشوار پافشاری می کند (شائوفیلی، ۲۰۰۲). همچنین بعد نیرومندی بیان می کند کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخوردارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته شده و هنگامی که با مشکلی برخورد می کنند و یا جر و بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به بعد نیرومندی به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است. این مطلب با در نظر گرفتن تعریف انگیزش شغلی تئوری اتکینسون[۳۱](۱۹۶۴) ارائه شده است. در این تعریف، انگیزش شغلی، نیرو و توان انجام کار یا مقاومت جهت انجام کار، ایجاد می کند.
    1. وقف کار شدن: سومین مؤلفه اشتیاق شغلی، وقف کردن خود در کار می باشد که با درگیری شدید روانی شخص کارکن نسبت به کار خود مشخص می شود و ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی، نکات مشترک زیادی دارد (یا تعهد کاری) و به عنوان درجه ای که فرد از لحاظ روانی خودرا وابسته و مربوط به شغلش می داند عنوان شده است. همچنین دلبستگی، به اینکه چگونه یک کار می تواند نیازهای کنونی یک فرد را پاسخ گوید، اشاره دارد (ماونو و کینونن[۳۲]، ۲۰۰۰). هم دلبستگی شغلی و هم وقف کردن، به عنوان پدیده های پایدار و با دوام اشتیاق شغلی محسوب می شوند که تفاوت آن ها تا کنون به شکل دقیق مورد بحث قرار نگرفته است، در حالی که وقف کردن یک موضوع واضح تر و روشن تری نسبت به دلبستگی شغلی می باشد. هنگامی که احساس وقف کردن وجود دارد، اشتیاق، الهام بخشی، غرور و چالش انگیزی بیشتری نسبت به وقتی که منحصراً به ارزش کار در زندگی کارکنان توجه شود، وجود دارد. اخیراً محققین به این نکته توجه کرده اند که نیرومندی و وقف کار شدن را با هسته اصلی ابعاد اشتیاق شغلی مقایسه کنند، در حالی که وضعیت کنونی جذب شباهت زیادی به درگیری در کار دارد ( لورنس و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۲-۲- پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی
اگرچه پژوهش های اندکی در رابطه با عوامل پیش بین اشتیاق شغلی کارکنان وجود دارد، مشخص کردن چند پیشایند بالقوه از مدل کان[۳۳] (۱۹۹۰) و ماسلاخ و همکاران (۲۰۰۱) ممکن است. گرچه ممکن است پیشایندها برای اشتیاق شغلی و سازمانی متفاوت باشند، فرض های مساوی برای هر دو نوع اشتیاق ارائه شده است.
اشتیاق کارکنان، پیامدهای مثبتی برای سازمان دارد. یک توافق عام وجود دارد که بین اشتیاق کارکن و نتایج تجارت رابطه است ( هارتر[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۲). به هر حال اشتیاق یک سازه در سطح فردی است و اگر منجر به نتایج تجاری گردد، در ایتدا باید بر بازده های سطح فردی اثر بگذارد. در این راستا می توان انتظار داشت اشتیاق کارکنان با نگرش ها، نیات و رفتارهای کارکنان مرتبط می باشد. کان (۱۹۹۲) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود ( یعنی کیفیت کار افراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظار داشته باشیم، اشتیاق به بازده های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی مثبت و ارضاگر کاری توصیف شده است (سونینتاگ[۳۵]، ۲۰۰۳). این تجارب مثبت احتمالاً منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همانطور که توسط شائوفیلی و باکر (۲۰۰۴) مطرح شده است که کارکنان دارای اشتیاق بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند.
بر طبق نظریه مبادله اجتماعی، وقتی که هم فرد و هم سازمان، به قوانین مبادله ای متعهد می مانند، در نتیجه یک رابطه وفادارانه و قابل اعتماد و تعهد متقابل برقرار خواهد بود ( کروپانزانو و میچل[۳۶]، ۲۰۰۵). به عبارتی افرادی که به درگیر کردن خودشان ادامه می دهند به علت تداوم مبادلات مطلوب متقابل چنین رفتار می کنند و در نتیجه، افراد دارای اشتیاق بالاتر بیشتر احتمال دارد که با کارفرمایانشان روابط باکیفیت تر و با اطمینان تری داشته باشند و بنابراین بیشتر احتمال خواهد داشت که نگرش ها و نیات مثبتی نسبت به سازمان را گزارش دهند.
به علاوه چند پژوهش تجربی رابطه بین اشتیاق و بازده های کاری را گزارش کرده اند. برای مثال یافت شده است که اشتیاق با تعهد سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد و با عملکرد شغلی و رفتار برون نقش مرتبط است (شائوفیلی و باکر، ۲۰۰۴).
شائوفیلی و باکر (۲۰۰۴) دریافتند که اشتیاق با قصد ترک شغل رابطه منفی داشته و میانجی گر رابطه بین منابع شغلی و قصد ترک شغل است. بنابراین پیش بینی شده است که اشتیاق شغلی و سازمانی به بازده های کاری مرتبط باشند. اشتیاق شغلی با خشنودی شغلی، تعهد سازمانی و رفتار مدنی سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد.
پژوهش های پیشین دریافتند که اشتیاق شغلی از طریق منابع متعدد مانند جو اجتماعی و خلاقانه، تنوع مهارت، حمایت از جانب سرپرست و خودمختاری پرورش می یابد ( باکر و دمروتی، ۲۰۰۷؛ باکر و شائوفیلی، ۲۰۰۶). منابع شخصی مانند خودکارآمدی، عزت نفس سازمانی و خوش بینی نیز به عنوان پیشایندهای اشتیاق شغلی در نظر گرفته شده اند (باکر، دمروتی و شائوفیلی، ۲۰۰۷). بعلاوه اشتیاق کاری اثرات مهم خود را بر نگرش های کاری و بازده های رفتاری مانند خشنودی شغلی، سازگاری شغلی، قصد ترک شغل و عملکرد، از طریق اثر میانجی گری آن بین پیشایندهای مذکور و بازده ها نشان داده است.
۲-۳- مبانی نظری خودارزشیابی های محوری
۲-۳-۱- رویکرد سرشتی
در روانشناسی همیشه مجادله عمیقی بین عوامل سرشتی و موقعیتی وجود داشته است. سرشت به بهترین نحو به عنوان شخصیت، صفات و تفاوت های فردی تعریف می شود که خودشان را به عنوان ویژگی ها و مشخصه های غیرقابل مشاهده و استنباط شده بروز می دهند. رویکرد سرشتی استدلال می کند که افراد صفات ثابتی دارند که بطور معناداری بر واکنش های عاطفی و رفتاری شان در موقعیت های سازمانی تاثیر می گذارد. این دیدگاه که نگرش ها می توانند دارای منبع سرشتی باشند مدت های مدیدی است که در رشته رفتار سازمانی شناخته شده است، این رویکرد براهمیت حالات درونی فرد تاکید و تمرکز می کند (بونو و کلبرت[۳۷]، ۲۰۰۵).
یکی از ضرورت های در نظر گرفتن رویکرد سرشتی برای مطالعه رفتار سازمانی این است که عوامل موقعیتی ممکن است تفاوت های شخصیتی افراد در بین کارکنان را نادیده بگیرد. حتی طرف داران رویکرد محیطی این موضوع را تایید می کنند که تعدادی از مشخصه ها و ویژگی های شخصی پایدار و ثابت وجود دارد که بر تجارب افراد و واکنش هایشان در محیط کار تاثیر می گذارند (ککمر، کولینس و هریس ، ۲۰۰۹)
هنگام اشاره و استناد به رویکرد سرشتی ۳ فرض اساسی را باید مد نظر قرار داد: ۱) فرد می تواند توسط ابعاد ویژه و بخصوصی مشخص و توصیف شود، ۲) این ابعاد در طول زمان ثابت هستند، و ۳) این ابعاد رفتار افراد را در موقعیت ها شرایط مختلف پیش بینی می کنند (کرافورد[۳۸]، ۲۰۰۸).
۲-۳-۲- ارزشیابی های مرکزی
روانشناسان معتقدند که افراد ارزیابی های ناخودآگاهی از پدیده هایی که در اطرافشان هستند انجام می دهند. پاکر[۳۹]، فیلسوف و روانشناس بالینی (۱۹۸۵) بیان کرد که ارزیابی ها در سطوح مختلفی رخ می دهند. وی هم چنین به وجود سطوح عمیق تر و بنیادی تر ارزیابی اشاره کرد که تمام ارزیابی های دیگر افراد درباره رویدادها، اشیاء و افراد را تحت تاثیر قرار می دهند ( به نقل از گاردنر و پیرس[۴۰]، ۲۰۰۹). وی بیان کرد شیوه ای که از طریق آن افراد رویدادهای ویژه و به خصوص را ارزیابی می کنند تا حد زیادی متأثر از چگونگی ارزیابی افراد از خودشان است. این ارزیابی های بنیادی ارزیابی های محوری نامیده می شوند. پاکر اشاره کرد که ارزیابی های محوری همانند درخت می باشند، همان طور که تنه درخت نوع شاخه و برگ هایی را که رشد خواهند کرد تعیین می کنند، به همان طریق هم ارزیابی های محوری افراد تمام ارزیابی های دیگری را که افراد انجام می دهند را شکل می دهند و تعیین می کنند. پاکر این ارزیابی های محوری را به عنوان استنتاج های اساسی و ارزیابی های بنیادی که افراد به صورت ناخود آگاه انجام می دهند، توصیف کرد. مطابق با نظر پاکر (۱۹۸۵) ارزیابی های محوری افراد مربوط به ۳ حیطه اساسی در زندگی هر فرد هستند و آن ها را تحت تاثیر قرار می دهند: جهان و هستی، مردم و خود (گاردنر و پیرس، ۲۰۰۹). پاکر معتقد است که چون ارزیابی های محوری به حیطه های بنیادی زندگی مربوط می شوند، همگی جامع هستند و ارزیابی های ویژه موقعیتی تا حدی بستگی به این ارزیابی های محوری دارند. بنابراین ارزیابی های افراد از دنیای بیرونی نه تنها تحت تاثیر ویژگی های اشیاء و تمایلات و خواسته ها در خصوص آن اشیاء است، بلکه همچنین توسط فرضیات عمیقی که افراد در مورد خودشان، دیگران و جهان دارند نیز، تحت تاثیر قرار می گیرد. نمونه هایی از این فرضیات محوری شامل ((من ضعیف یا قوی هستم)) ((جهان مکانی خطرناک (یا درست و منصف) است)). این مسئولیت من است تا دیگران را خوشحال کنم (در مقابل هرکسی مسئول شادکامی و خوشحالی خودش است) (رود[۴۱]، ۲۰۰۲).
بر مبنای کار پاکر (۱۹۸۵)، لاک و دورهام (۱۹۹۷) اشاره کردند که ارزیابی محوری از واقعیت بر جهان در قالب عدالت در مقابل بی عدالتی و هیجان انگیزی در مقابل خطرناک بودن جان می گیرد. افراد نوعاً ارزیابی های محوری از دیگران را بر اساس اعتماد در برابر بدبینی شکل می دهند و در نهایت خودارزیابی های محوری (ارزیابی محوری از خود)، ارزیابی های بنیادی از ارزش ها، کارایی ها و توانایی های شخص به عنوان یک فرد است (گاردنر و پیرس، ۲۰۰۹).
۲-۳-۳- نظریه خودارزشیابی های محوری
نظریه خودارزشیابی های محوری از نوشته های پاکر (۱۹۸۵) نشات گرفته است و با بسط و توسعه این عقاید می توان پیشنهاد کرد که ارزیابی های محوری از خود همگی فراگیر هستند. این نظریه بیان می کند که نتیجه گیری و ارزیابی ناخود آگاه که افراد در مورد خودشان انجام می دهند بر سایر ارزیابی های از خود، دیگران و جهان تاثیر می گذارد (به نقل از گاردنر و پیرس، ۲۰۰۹).
مفهوم خودارشیابی های محوری از مفاهیم ۸ رشته نشأت گرفته است که عبارتند از فلسفه، روانشناسی بالینی پژوهشی، روانشناسی بالینی تجربی، خشنودی شغلی، روانشناسی استرس، روانشناسی رشد، روانشناسی شخصیت و روانشناسی اجتماعی.
جاج، لاک و دورهام[۴۲] (۱۹۹۸) مفهوم خود ارزشیابی های محوری را معرفی کردند تا نگرش ها و رفتارهای کارکنان را توضیح دهند (بویار و موسلی، ۲۰۰۷). خود ارزشیابی های محوری به عنوان ارزیابی ها و سنجش های اساسی و بنیادی که افراد از ارزش ها، شایستگی ها، صلاحیت ها (عمل کردن، سازگاری، موفقیت و پشتکار، استعدادها و توانایی هایشان (کنترل کردن زندگی)) انجام می دهند، تعریف شده است. این ارزیابی ها از طیف مثبت تا منفی تغییر می کنند (جاج، بونو، ارز و لاک[۴۳]، ۲۰۰۵). همچنین خودارزشیابی های محوری انعکاس دهنده باورها و عقاید درباره این احساس کلی که زندگی به نفع افراد رقم می خورد و به نتیجه مطلوبی می رسد، می باشد (جاج و هارست[۴۴]، ۲۰۰۹). به طور مشابه خودارشیابی های محوری مفروضات بنیادینی هستند که افراد در مورد خودشان دارند و بنابراین واژه خودارزشیابی های محوری با خودپنداره مثبت مترادف است (جاج، بونو، ارز و لاک ، ۲۰۰۵).
خودارزشیابی های محوری پیش بینی می کند که افراد چگونه رویداد ها را ارزیابی می کنند. بر طبق نظر لازاروس (۱۹۹۱) دو فرایند برای ارزیابی اطلاعات مربوط به رویداد ها وجود دارد. در ارزیابی های اولیه فرد تصمیم می گیرد که رویدا مثبت است یا منفی، در ارزیابی ثانویه فرد تعیین می کند که چه کسی یا چه چیزی مسئول رویداد است. خواه آن پدیده قابل کنترل کردن باشد یا نباشد. خودارزشیابی های محوری با هر یک از مؤلفه های فرایند ارزیابی که توسط لازاروس (۱۹۹۱) مطرح شد ارتباط دارد (ارز و جاج، ۲۰۰۱). خودارزشیابی های محوری یک ارزیابی نسبتاً پایدار و بنیادی از فرد به عنوان یک شخص است (به نقل از هیلر و هامبریک[۴۵]، ۲۰۰۵).
خودارزشیابی محوری استنتاج های فرد در مورد خودش می باشد. این ارزیابی ها بر پایه استاندارد ها، عقاید و هنجارهای اساسی فرد می باشند که سطح کلی سلامت و بهزیستی و ارزش خود فرد را تعیین می کنند (دورمن، فرای، زاپف و فرس[۴۶]، ۲۰۰۶). خودارزشیابی های محوری به عنوان باورهای فرد درباره توانایی شان برای تعامل موفقیت آمیز با محیط شان از طریق تغییر و اصلاح رفتارهایشان و رویدادهای بیرونی تعریف می شود (جانسون، ماراکاس و پالمر[۴۷]، ۲۰۰۵). به دلیل این که این نوع ارزیابی، بنیادی و اساسی است و به این خاطر که مستقیماً به خود و خود پنداره ارتباط دارد، خودارزشیابی های محوری نامیده می شود (جاج، ارز، بونو و ثورسن، ۲۰۰۳).
خودارزشیابی محوری بیانگر این است که فرد چه کسی است و خود را چگونه ادراک می کند (ککمر، کولینس، هریس و جاج، ۲۰۰۹). خودارزشیابی های محوری نقش مهمی را در این که افراد چگونه محیط شان را تفسیر می کنند و به آن پاسخ می دهند دارد، هم چنین بر اسنادهای فرد نیز تأثیر گذارند (جانسون، ماراکاس و پالمر، ۲۰۰۵).
خودارزشیابی های محوری شامل ۴ مولفه است که اشاره به تفاوت های فردی در عزت نفس، خودکارآمدی کلی، جایگاه مهار و ثبات هیجانی (روان رنجوری پائین) دارد (چامورو، فرنهام و لویس[۴۸]، ۲۰۰۸). در ادامه توضیحات بیش تری در خصوص ابعاد خود ارزشیابی های مرکزی خواهیم داد:
۲-۳-۳-۱- عزت نفس
عزت نفس ارزیابی اساسی است که افراد در مورد خودشان انجام می دهند. عزت نفس مهم ترین ارزیابی اساسی و زیربنایی از خود است (جاج، ارز و بونو، ۱۹۹۸). عزت نفس شامل خویشتن پذیری، علاقه به خود و احترام به خود است (کرافورد، ۲۰۰۸). عزت نفس تأییدی از شخص و درجه ای است که یک فرد خود را توانا، بامعنی و مهم، موفق و باارزش می بیند (بونو و جاج، ۲۰۰۳).
عزت نفس می تواند به عنوان ارزش کلی که فردی در یک موقعیت به عنوان یک شخص از خودش دارد، تعریف شود (جاج، بونو، ارز و لاک، ۲۰۰۵). عزت نفس، اساسی ترین نمود خودارزشیابی های محوری است (جاج، بونو و لاک، ۲۰۰۰). عزت نفس ارزشیابی محوری ، بنیادی و اساسی از خود می باشد. به عبارتی، ارزش کلی که یک فرد از خودش دارد و به همین عنوان شاخص خودارزشیابی محوری محسوب می شود (تیلور، ۲۰۰۴). عزت نفس به این دلیل جزء صفات تشکیل دهنده خودارزشیابی های محوری می باشد که ارزیابی کننده است و این صفات شامل ارزیابی از خود، به عنوان یک شخص و هم چنین شامل ارزیابی اسنادهای ویژه فرد می باشد. عزت نفس برای هویت و خود پنداره فرد محوری است. همچنین، یک صفت بنیادی است و در نهایت عزت نفس در حیطه عمل وسیع است؛ زیرا یک طرح واره سازمان دهی می باشد که پردازش اطلاعات گوناگون مرتبط با خود را کنترل می کند. به همین دلیل این صفت مؤلفه اساسی خودارزشیابی محوری است (ارز و جاج، ۲۰۰۱).
۲-۳-۳-۲- خودکارآمدی کلی
اگر چه خودکارآمدی کلی آن گونه که توسط بندورا (۱۹۹۷) مطرح شد، محدود به وظیفه مشخصی است؛ جاج، لاک و دورهام (۱۹۹۷) آن را به سطح گسترده تر و کلی تری توسعه دادند و خودکارآمدی کلی را به عنوان این که چگونه یک فرد خودش را برای به کار بردن انگیزش، فرایندهای شناختی و عمل توانا می بیند تا بدان وسیله بتواند مدیریت و کنترل کردن رویدادها را در زندگی اش تمرین کند، توصیف کردند (کرافورد، ۲۰۰۸).
خودکارآمدی کلی ارزیابی فرد در این باره است که چگونه فرد می تواند به خوبی با چالش های زندگی دست و پنجه نرم کند (جاج، بونو، ارز و لاک ، ۲۰۰۵). خودکارآمدی کلی ارزیابی فرد از آن چه قادر به انجام در موقعیت های مختلف هست، می باشد. خودکارآمدی کلی از این نظر که انعکاس دهنده ادراکات فرد از توانایی هایش برای سازگاری با پیشامدها و دشواری های زندگی است و همچنین، به این دلیل که خودکارآمدی کلی بهتر انگیزش، منابع و فعالیت های مورد نیاز برای داشتن کنترل کلی بر رویدادها در زندگی را برآورده می کنند، بیانگر خودارزشیابی های محوری است و به عنوان یکی از شاخص های این مفهوم در نظر گرفته شده است (جاج، ارز و بونو، ۱۹۹۸).
۲-۳-۳-۳- جایگاه مهار
جایگاه مهار به رابطه بین رفتارهای فرد و پیامدهای آن رفتارها اشاره دارد. افراد با جایگاه مهار درونی اعتقاد دارند که رفتارها و تلاش ها و پیامدها را خودشان تعیین می کنند، در حالی که افراد با جایگاه مهار بیرونی تمایل دارند تا پیامدها را به عواملی که فراتر و خارج از کنترل آن هاست، نسبت دهند. جایگاه مهار توضیح می دهد که چرا برخی افراد مسئولیت پیامدهای زندگی را شخصاً به عهده می گیرند، در حالی که برخی دیگر این مسئولیت را قبول نمی کنند.
درونی ها کسانی هستند که باور دارند در تعیین سرنوشت شان نقش دارند، بنابراین اغلب مطمئن، هشیار و آماده برای کتترل کردن محیط پیرامون شان هستند. از طرف دیگر، بیرونی ها کسانی هستند که باور دارند در سرنوشت شان کنترل مستقیمی ندارند و خودشان را نسبت به محیط پیرامون شان منفعل ادراک می کنند و تمایل دارند تا پیامدهای شخصی را به عوامل خارجی یا شانس نسبت دهند (توماس، سورنسن و ابی[۴۹]، ۲۰۰۶).
به عنوان مؤلفه خودارزشیابی های محوری، جایگاه مهار ۳ ویژگی اساسی را دارا می باشد؛ اولاً، جایگاه مهار شامل روش های متفاوت کسب و ارزیابی های اطلاعات هستند. درونی ها و بیرونی ها همیشه به دنبال ارزیابی این هستند که چه مقدار کنترل بر موقعیت ها دارند. ثانیاً، جایگاه مهار بنیادی است. تحقیقات زیادی نشان داده اند که کنترل جزء ذاتی افراد است. افراد نیاز فطری برای کنترل و دست کاری محیط شان دارند. بنابراین، تفاوت های افراد در ادراکات کنترل بنیادی است. هم چنین، جایگاه مهار بر بسیاری از ارزیابی های دیگر مانند پاداش ها، تقویت ها و خشنودی تأثیر می گذارد و بنابراین، صفتی گسترده تر و کلی است (ارز و جاج، ۲۰۰۱).
۲-۳-۳-۴- ثبات هیجانی
بیانگر تمایل فرد برای داشتن احساس امنیت و آرامش، بی پروا بودن و محکم بودن (جاج و بونو، ۲۰۰۱) و نشان دادن واکنش پذیری کمتر به حوادث و رویدادهای روزمره می باشد. کارکنانی که از نظر ثبات هیجانی با ثبات تر هستند کمتر مستعد دریافت اطلاعات منفی و تجربه کردن هیجانات منفی هستند (جانسون، ماراکاس و پالمر[۵۰]، ۲۰۰۵).
ثبات هیجانی وجود دیدگاه مثبت یا منفی را در زندگی مورد ارزیابی قرار می دهد و از آن جهت به عنوان یکی از شاخص های خودارزشیابی های محوری به حساب می آید (تیلور، ۲۰۰۴).
۲-۳-۴- ارزشیابی های محوری بیرونی
ارزشیابی محوری بیرونی شبیه به خودارزشیابی های محوری هستند، از این حیث که هردو از نظر ماهیت بنیادی و از نظر حیطه و وسعت و دامنه، گسترده هستند. تفاوت بین این دو این است که خودارزشیابی های محوری ارزیابی هایی از خود هستند، در حالی که ارزشیابی های محوری بیرونی ارزشیابی هایی هستند که افراد از محیط شان انجام می دهند. جاج، لاک و دورهام (۱۹۹۷) استدلال کردند که ارزشیابی های محوری بیرونی مربوط به دیگران و جهان می باشند.

نظر دهید »
فایل شماره 8925
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳-۲- مشخصات خاک محل آزمایش
پس از مشخص شدن محل دقیق آزمایش، پیش از کاشت و پیاده کردن طرح از خاک مزرعه به منظور تشخیص دقیق خصوصیات فیزیکوشیمیایی آن و تعیین میزان عناصر لازم برای رشد گیاه و رفع کمبودهای موجود، در ده نقطه مختلف مزرعه به طور تصادفی از عمق صفر تا ۶۰ سانتی‌متر به صورت زیگزاگ و مرکب نمونه برداری به عمل آمد و سپس نمونه ای از آن خاک در آزمایشگاه تجزیه گردید که نتایج مربوط به برخی از خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در جدول ۳-۱ نشان داده شده است. بر اساس نتایج جدول تجزیه خاک، بافت خاک لومی- رسی می‌باشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جدول ۳- ۱- نتایج آزمون خاک پیش از اجرای آزمایش

فسفر قابل جذب
ppm))

پتاسیم قابل جذب
ppm))

نیتروژن کل (%)

کربن آلی
(%)

آهک
(%)

مقدار کل املاح نمکی
Mg/lit

آهن قابل جذب ppm))

هدایت الکتریکی
EC

واکنش گل اشباع

شن
(%)

لای
(%)

رس
(%)

بافت خاک

۶/۸
۳۸۰
۰۹۸/۰
۹۸/۰
۶/۲۹
۱۲۱
۲/۳
۹۰/۰
۵/۷
۵۴
۲۳
۲۳

Silty-loam

۳-۳-‌ مشخصات رقم ذرت مورد استفاده در آزمایش
رقم مورد استفاده در آزمایش رقم سینگل کراس ۷۰۴ بود. گسترش سطح زیر کشت این رقم در کشور بیش از سایر رقم‌های ذرت بوده و برای تولید دانه و ذرت علوفه‌ای سیلویی مورد استفاده قرار می‌گیرد. طول دوره رشد آن از ۱۲۵ تا ۱۳۵ روز تغییر کرده و از گروه دیررس می‌باشد. در صورتی که برای تولید دانه، مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند بین ۸ تا ۱۰ تن دانه تولید نماید (البته عملکردهای بالاتر نیز در بسیاری مواردگزارش شده) و در صورتی که به عنوان علوفه‌ای کشت شود، می‌تواند۶۰ تا ۷۰ تن علوفه تر تولید کند. ارتفاع بوته آن تا ۳ متر می‌باشد و بلال‌های استوانه ای به طول ۲۰ تا ۲۵ سانتی‌متر دارد. دانه های آن به شکل دندان اسبی بوده و وزن هزار دانۀ آن در حدود ۳۷۰ گرم می باشد. این هیبرید نسبت به بیماری سیاهک مقاومت نسبی دارد و نسبت به تنش های غیرزنده مانند خشکی و شوری حساس است (بهاروند، ۱۳۸۸). با توجه به فراوانی سطح زیر کشت رقم سینگل کراس ۷۰۴ در منطقه، از این رقم برای این پژوهش استفاده ‌شد.
۳-۴- طرح آزمایش مورد استفاده
این بررسی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. فاکتورها عبارت بودند از: پرایمینگ (پیش تیمار) بذر شامل پرایمینگ توسط آب مقطر(هیدروپرایمینگ) (P1) ، پرایمینگ توسط ماده HB-101 (P2) و بدون پیش تیمار (شاهد) (P0)، فاکتور کود زیستی (نیتروکسین) شامل مصرف (B1) و عدم مصرف (B0) و فاکتورکود شیمیایی نیتروژنه شامل عدم مصرف(N0)، مصرف به مقدار توصیه شده(۴۵۰ کیلوگرم در هکتار) (N1) و نصف مقدار توصیه شده (N2) کود شیمیایی اوره. هرکرت شامل۵ خط کاشت به طول ۵/۷ متر، فاصله خطوط کاشت ۷۵ سانتی‌متر و فاصله بین بوته‌ها روی خطوط کاشت ۲۰ سانتیمتر بود. کشت به صورت کپه‌ای بود و در هر کپه ۳ بذر کشت شده و در زمان مناسب (چهار برگی)، یک بوته که وضعیت بهتری داشت نگهداری گردید و دو بوته دیگر حذف شد.
۳-۴-۱- نقشه طرح

P1

P0

P1

نظر دهید »
فایل شماره 8924
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

احساس می کنم با پیامک بطور دائم دوستان و خانواده ام همیشه در کنار و همراهم هستند.

۴۲ ۱۴٫۶%

۵۷ ۱۹٫۸%

۱۰۲ ۳۵٫۴%

۶۴ ۲۲٫۲%

۲۳ ۸%

۲۸۸

نظارت و کنترل
در فضای شبکه ای ، امکان گسترش جنبه های هویتی فرد فراهم آمده است و امکان بازتعریف و بازسازی آن نیز فزونی می گیرد. به همین ترتیب تاثیر تلفن همراه در هویت جمعی، عضویت در شبکه های اجتماعی جدید و گسترش روابط اجتماعی، از دیگر پیامدهای هویتی است که محققان و نظریه پردازان به آن اشاره داشته اند. در فضای اخیر ، عمیق شدن روابط جوان با گروه همسالانش از سویی، و کمرنگ شدن روابط و اثرپذیری وی از خانواده اش ، عامل مهمی است که در شکلگیری هویت جدید او موثر است.هولمه (۲۰۰۱) از گسترش جنبه های ابعاد هویتی فرد، امکان بازسازی و بازتعریف آن و شکل گیری هویت جمعی جدید در فضای شبکه ای ، که تلفن همراه پدید آورده است، یاد می کنند (منطقی (ب)، ۱۳۸۹: ۸-۴۷).
دیدگاه‌های صاحب‌نظران ارتباطی درباره رابطه میان تلفن همراه و مقوله کنترل اجتماعی مختلف است؛ برخی معتقدند یکی از کارکردهای تلفن ‌همراه در جوامع معاصر، کنترل اجتماعی،‌ به ویژه کنترل توسط خانواده است و به رغم اینکه تلفن ‌همراه، ارتباطات میان فردی را با آزادی بیشتری فراهم می‌کند، این رسانه، شکل‌گیری نوعی از کنترل اجتماعی را ممکن می‌سازد که به وسیله آن، مختصات مکان جغرافیایی و از آن مهم‌تر مکان اجتماعی فرد تعیین می شود . برای مثال، دیگر نمی‌توان برای تأخیر در تماس‌ها امکان نداشتن تماس را بهانه کرد. تحقیقی که در فنلاند بر روی استفاده نوجوانان از تلفن ‌همراه انجام پذیرفته است، نشان می‌دهد فرستندگان پیام‌های کوتاه انتظار دارند ظرف ۱۵ تا ۳۰ دقیقه پاسخی را دریافت کنند و‌ نیز پاسخ‌هایی که بعد از این مدت زمان دریافت می شوند با نوعی معذرت خواهی همراه باشند. در حقیقت تلفن ‌همراه باعث شده است تا ما در برابر کنش‌‌هایمان و افرادی که فرض می‌شود در برابر آنها مسئولیم، پاسخ‌گوتر باشیم. این موضوع سبب می‌شود که افراد به سوژه‌ای برای کنترل اجتماعی تبدیل شوند. این کنترل اجتماعی در پاره‌ای موارد، قوی‌تر از کنترل‌های اجتماعی سنتی است. زیرا، یکی از عناصر مهم کنترل اجتماعی در دسترس بودن است، و تلفن ‌همراه از همه وسایل ارتباطی دیگر، در دسترس‌بودن فرد از نظر جغرافیایی (فرد الان در کجاست؟) و از نظر اجتماعی (در کدام روابط فردی- جمعی/ خصوصی- عمومی درگیر است؟) را تشدید کرده است. تلفن‌همراه تشخیص شبکه اجتماعی که فرد درگیر آن است را امکان‌پذیر ساخته و به این طریق، آزادی در روابط اجتماعی را محدود کرده است. همچنین تلفن‌همراه در روابط خانوادگی (روابط والدین با فرزندان و به ویژه روابط زن و شوهر)، با افزایش دسترس‌پذیری و تصور تعاملاتی که کاربر تلفن‌همراه درگیر آن است،‌ به تشدید کنترل خانوادگی منجر شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از سوی دیگر عده‌ای بر این نکته تأکید می‌کنند که در فضای ارتباطاتی تلفن‌همراه، کنترل اجتماعی بر محتوای ارتباط به شدت کاهش یافته است. شواهد (محتوای پیام‌ها، نسبت فرستنده و گیرنده، زمان دریافت و ارسال پیام و …) همگی مؤید از بین رفتن محدودیت‌ها و کنترل دیگران بر ارتباطات است و این تغییرات و از بین رفتن کنترل‌ها، توجه بسیاری از جامعه‌شناسان،‌ روان‌شناسان و کارشناسان ارتباطی را به خود معطوف کرده است.
با حضور تلفن همراه با فضایی بی‌محدودیت مواجه‌ایم که محدودیت عرف و حیای ارتباطات چهره به چهره، در آن شکسته می‌شود و دنیایی از ارتباطات تازه شکل می‌گیرد و پدران و مادران بر ارتباطات کنترلی نخواهند داشت.
تلفن‌همراه از حریم خصوصی فرد در موقعیت های شلوغ و پر جمعیت که فرد میان تعداد زیادی غریبه قرار دارد دفاع می کند. همراه داشتن آن به خصوص امتیازاتی را برای زنان که تمایل ندارند در محیط های عمومی خود را تنها نشان دهند، به همراه دارد. تنها بودن از یک طرف منزلت اجتماعی زنان را پایین می آورد و از طرف دیگر، ممکن است آنها را در معرض مزاحمت مردان بیگانه قرار دهد. در چنین وضعیتی تلفن‌همراه وسیله ای بسیار سودمند تلقی می شود و این پیام را منتقل می‌کند که اگر چه من به لحاظ فیزیکی تنها هستم، اما هر لحظه در شبکه روابط اجتماعی خود قرار دارم. بسیاری از زنان معتقدند، صحبت کردن با تلفن‌همراه، حتی به صورت نمایشی، وقتی به تنهایی در جایی خلوت در حال عبور و مرور هستند، نشان می دهد آنها تنها نیستند و آن لحظات، کسی با آنها همراهی کرده و احساس ایمنی و آرامش به آنها دست می دهد و هم‌چنین باعث می‌شود که دیگران نیز تصور نکنند آنها زنان تنهایی هستند که در حال حاضر نمی‌توانند با کسی ارتباط برقرار کنند.
فاکس در پژوهش خود می‌گوید: ما در مطالعات میدانی خود متوجه شدیم، زنانی که تنها زندگی می‌کنند به طور فزاینده‌ای از تلفن‌همراه به عنوان سپر و محافظی در برابر محیط پیرامون خود استفاده می‌کنند. از مصارف دیگر موبایل برای زنان با توجه به نقش محوری آنها در خانواده، ایجاد ارتباط و در دسترس بودن آنهاست. بررسی‌ها نشان داده است که زنان به دلیل تعهد خانوادگی خود اغلب گزینه‌های محدودتری در ارتباط با بازار کار جغرافیایی در پیش رو داشته و سعی می‌کنند که محل کارشان، نزدیک خانه‌شان باشد. این امر به‌ویژه در مورد خانواده‌هایی که بچه‌های پیش‌دبستانی یا دبستانی دارند صادق است (خیرخواه و علی آبادی، ۱۳۸۸).
محسن در همین رابطه می گوید : «در جامعه ایران محدودیت زیاد است. من با یک دختر نامحرم اگر در خیابان بایستم هم پلیس گیر میدهد هم اگر آشنا ببیند برایم بد است هم برای آن دختر بد است و هم اینکه شاید آن دختر اجازه ندهد ولی پیامک خودش پنهان است کسی پیامک را نمی بیند. بقول معروف میگویند در ایران اول سخت افزار می آید بعد هم نرم افزارش نمی آید! فرهنگ موبایل هم نیامده. خیلی دخترها و پسرها را می دیدید که حیا می کردن و سالم و پاک می ماندند اما پیامک حیا لازم ندارد . تو میبینی و طرف هرچیز دلت میخواهد درآن بنویس و بفرست !» . سمیرا در این باره که خانواده ات حساسیتی بر محتوای پیامک هایت دارند می گوید : «نه ! به هیچ وجه! اصلا! هیچ حساسیتی ندارند که بخواهند چک کنند حتی فکرش (چک کردن) را هم نمی کنند که بیایند چک کنند».
روشنک در باره نظارت و کنترل خانواده نظرش بر این است که: «رابطه مان را خیلی نزدیک کرده قبلا که موبایل نبود، پیامک نبود، کسی از خانه بیرون می رفت دیگر خبری از آن نبود تا حالا یک جایی تلفن ثابتی پیدا کند اطلاع بدهد یا خودش را به خانه برساند. البته خب اعصاب ها هم کمی آرامتر بود یعنی اینقدر حساسیت روی بیرون رفتن آدمها نبود که الان کجاست کی برمیگردد دارد چه کار می کند معمولا کمی خونسردتر رفتار می کردند ولی با آمدن پیامک و موبایل چون چیزی است که همیشه در دسترسه بقیه هم این اجازه را به خودشان می دهند که در هر زمان که می خواهند پیگیرت باشند که کجایی چه کار می کنی کی بر می گردی و… البته از یک طرف من همیشه فکر می کنم، میگویم اگر آدم بچه اش را درست تربیت کرده باشد و خیلی دورادور بتواند یک کنترل نامحسوس روی بچه اش داشته باشد او دیگر دنبال چیزهای خلاف و… نمیرود ولی از یک طرف دیگر هم خودم را می گذارم جای پدر و مادرها می گویم با وضعیتی که جامعه دارد کنترل بچه خیلی مشکل است اینکه بتوانی همیشه بدانی چه کار دارد می کند. بعد هم پیامک جوریه که اگر صدای موبایل را قطع کنی دیگر پدرومادر چه می دانند پیامک ای امده؟ رفته؟ از طرف کی بوده؟ چه جوابی داده؟ اینا خیلی کنترلش سخت است بنظرم خیلی هم جالب نیست که همیشه در دسترس باشد مگر اینکه واقعا از نظر فرهنگی فکری زمینه سازی بشود».
نرگس: «خانواده ام روی محتواش حساسیتی ندارن فقط بعضی وقت ها ممکنه بگن چقدر تو پیامک داری؟!! با کی داری پیامک بازی میکنی و تموم میشه . نمی گفتن چی میدی می گفتن به کی میدی منم می گفتم به دوستام اونام دیگه چیزی نمی گفتن». محمدجواد که می گوید زمانی بود که من تا روزی هزار پیامک هم با دوست دخترهایم ردوبدل می کردم درباره نظارت خانواده اش میگوید: «می گفتیم می خندیدیم بهم تیکه مینداختیم کسی هم خبر نداشت . خانواده ام البته با پیامکهایم زیاد موافق نبودند چون من سر ناهار و شامم پیامک بازی می کردم . ۲-۳ بارم گوشیمو گرفتن که بشکونن اما من گوشیو گرفتم رفتم بیرون که یک کم آبها از آسیاب بیافتد اما بازم تو همون شرایط هم پیامک میدادم ».
علی اما جور دیگری فکر می کند . او می گوید:« من خودم زیاد به موبایل علاقه ای نداشتم پدرم منو مجبور کرد گفت دیگه بزرگ شدی لازمه الان همه دارن چرا تو نمیخواهی داشته باشی میگفتم اخه امواج داره و برای سلامتی مضره». طاهره: «نظارتی ندارن اصلا خوشم نمیاد. اونا وقتی به بچه شون اعتماد دارن دیگه نیازی نیست برن اینباکس بچه شو چک کنن ببینه چی داره». شقایق هم بر همین نظر است که: «چک نمیکنند. چون اعتماد کامل دارند حساسیتی ندارن. اما حمید در این باره توضیح می دهد: خانواده ای که بخواد اهل نگرانی باشه چه موبایل باشه چه نباشه همیشه اون نگرانی رو داره . اینکه در دسترسیم همیشه و نگرانی خانواده مون کم میشه یه بخشی هست . اما یه بخشی اش هم زیاد میشه بهرحال هرچیزی یه نیمه پری داره و یه نیمه خالی. میتونه نگرانی رو ها رو از این جهت هم بالا ببره که خب با کی در ارتباطه و این ارتباط عمقش و جهتش چطور هست و خیلی چیزهای دیگه».
آمارهای بدست آمده از پرسشنامه ها نشان از آن دارند که دسترسی به این سرویس برای بیش از ۴۲ % پاسخگویان چندان باعث نشده که ارتباطاتشان با خانواده در طول روز افزایش پیدا کند که جای بسی تامل است. ۳۵٫۲ % نیز موافقت کمی با این گویه اظهار داشته اند. تنها برای ۲۲٫۵ % از پاسخگویان بر افزایش ارتباطاتشان با خانواده تاثیر گذار بوده است. گویه بعدی موضوع را روشنتر خواهد کرد. بیش از ۵۱ % پاسخگویان اذعان داشته اند این دسترسی بمیزان زیادی باعث کاهش اطلاع خانواده شان از شبکه ارتباطی و نظارت آنها بر این دوستیها و محتوای پیامک ها شده است. ۳۱% نیز بمیزان متوسطی این گویه را تائید کرده اند که در مجموع نزدیک به ۸۳% می شود. تنها ۱۷٫۳% مخالف این امر بوده و همچنان خانواده نقش نظارتی خود را بر شبکه ارتباطی جوان حفظ کرده اند.
باید در ادامه تصریح کرد که نزدیک به ۵۸ % با دسترسی به پیامک بمیزان زیادی از نگرانیشان در خصوص کنترل تماسها و حرفهایشان توسط خانواده و دوستان کمتر شده است که در سوی دیگر طیف تنها ۲۲٫۱ % پاسخگویان گزینه اصلا یا کم را در توصیف این نگرانی ابراز داشته اند.
جدول ۳۵ : توزیع پاسخگویان بر حسب ارزیابی آنها از کارکرد اجتماعی- نظارت و کنترل پیامک

گویه ها

اصلا

کم

متوسط

زیاد

بسیار زیاد

جمع

دسترسی به پیامک باعث شده ارتباطاتم با خانواده ام در طول روز افزایش پیدا کند.

۵۱ ۱۸%

۶۹ ۲۴٫۳%

۱۰۰ ۳۵٫۲%

۴۸ ۱۶٫۹%

۱۶ ۵٫۶%

۲۸۴

دسترسی شبانه روزی به پیامک باعث کاهش اطلاع خانواده ام از شبکه ارتباطی ام و نظارت آنها بر این دوستیها و محتوای پیامک ها شده است.

۱۴ ۴٫۹%

۳۵ ۱۲٫۴%

نظر دهید »
فایل شماره 8923
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ماهیت مجرمانه است. «البته این امر تا حدودی، ناشی از قطعیت نداشتن هر یک از دو مفهوم جرم و جرم شناسی است بدین معنا که تعریف یک فرد یا یک دیدگاه از جرم، در بردارنده مضمونی است که به دغدغه ها و همچنین جهان بینی خاص آن فرد یا دیدگاه بستگی دارد . این نکته، هنگام بحث از تعریف های گوناگون ارائه شده درباره جرم، آشکار تر خواهد شد حاصل آنکه نگرش های ضد و نقیضی دربار ۀ جرم وجود دارد این بدان سبب است که جرم، همواره از تعریفی اجتماعی برخوردار بوده است البته این ویژگی می تواند مناقشاتی را نیز در پی داشته باشد از جمله آنکه آیا همواره باید قانون، جرم را تعریف کند؟ یا اینکه می توان و یا باید جرم را با تکیه برمفاهیمی اخلاقی و اجتماعی –مانند زیان اجتماعی – تعریف نمود».[۸]
تعریف جرم در فقه اسلامی[۹]
جرم در زبان قرآن و به تبع آن در فقه اسلامی، عبارتست از انجام دادن فعل یا گفتن قولی است که شارع مقدس آن را منع کرده است. به عبارت دیگر افعال و اقوالی جرم تلقی می شوند که مغایر با احکام یا اوامر و نواهی باری تعالی باشند به طوری که در آیه دوازدهم سوره مائده «یجرمنکم» به معنای کارهای زشت و ناپسند وارد شده است و نیز لفظ «مجرمین» در آیه چهل و هشتم از سوره قمر نیز ناظر به اعمال و رفتار زشت کسانی است که در گمراهی به سر می برند. همین معنا را می توان از آیاتی که در باب انواع جرایم مشمول است قصاص نفس، قصاص عضو، دیه، حد زنا، حد قذف، حد سرقت در قرآن کریم وارد شده است استشهاد نمود . امام خمینی (ره) نیز جرم را در معنای عام آن مورد توجه قرار داده و آن را شامل هر فعل حرام یا ترک واجب قابل مجازات دانسته اند. منتها شرطی را که قائل شده اند این است که لفظ جرم را برای گناهان کبیره استعمال کرده است به طوری که می فرمایند: «هرکس یکی از واجبات را ترک کند و یا یکی از محرمات را انجام دهد به امام (ع) یا نائب اوست وی را به کیفر تعزیر برساند به شرطی که فعل حرام از گناهان کبیره باشد».

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تعریف علمای حقوق از جرم
«علمای حقوق کیفری هر یک جرم را به گونه ای تعریف کرده اند. هر یک از این تعاریف، اغلب از گرایش های نظری مکتب های خاصی ملهم شده است. برای نمونه مکتب عدالت مطلق، جرم را «هر فعل مغایر اخلاق و عدالت» تعریف کرده است».[۱۰] «یا بنا به تعریف گارو فالو یکی از بنیانگذاران دانش جرم شناسی، جرم عبارت است از تعرض به احساس اخلاقی بشر یعنی «جریحه دار کردن آن بخش از حس اخلاقی که احساسات بنیادی نوع خواهانه یعنی شفقت و درستکاری را شامل می شود». پدیده جزائی یا جرم مبتنی بر رفتاری است که از طرفی مخالف نظم اجتماعی است و از طرفی دیگر باید ا ین رفتار در قانون جزا پیش بینی و مستوجب کیفر قانونی باشد بنابراین تا وقتی رفتار غیرعادی و زیان آور شخص به اجتماع با متون قانونی منطبق نباشد مرتکب قابل تعقیب نیست».[۱۱]
«این نظم اجتماعی غیر از نظم اخلاقی یا مذهبی است زیرا نقض نظم اخلاقی یا مذهبی »موجب تشکیل پد یده جزایی نیست (کفر، ارتداد و خودکشی دیگر جرم نیستند ) این امر بدین معنی نیست که نقض نظم اخلاقی و مذهبی هرگز جرم تلقی نمی شود . بلکه نقض نظم اخلاقی و مذهبی موقعی می تواند جرم تلقی گردد که نظم اخلاقی و مذهبی یکی از بنیانهای جرم در واقع یک ( نظم اجتماعی به شمار رود (کفر، ارتد اد و خودکشی سابقاً جرم بودند خطای عمومی است از آن جهت که عامه مردم به طور کلی از ارتکاب آن متأثر می شوند».[۱۲]
سیر تحولی جرم در قانون :[۱۳]
قانون گذار در ماده ۲ ق م . ع مصوب ۱۳۵۲ جرم را این چنین تعریف می کند:
هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی یا تربیتی باشد جرم محسوب می شود و هیچ امری را نمی شود جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تامینی یا تربیتی تعیین شده باشد .
همان طوری که بیان شد قانون گذار در تعریف جرم از دو رکن فعل و ترک فعل سخن به میان آورده است پس لازم است تعریفی ازفعل وترک فعلی که از نظرقانون گذار جرم است داشته باشیم:
فعل : انجام عملی است خواه مادی ( مانند کشتن – خراب کردن – سوزاندن ) خواه معنوی مانند
( توهین کردن – افتراء و … )
ترک فعل : خود داری از وظایف قانونی که شخص قانوناً عهده دار آن است . به عنوان مثال می توان به ماده ۴۳ ق م ن م مصوب ۱۳۸۲ اشاره کرد . این ماده بیان می دارد: نگهبانی که محل نگهبانی خود را بدون مجوز ترک نماید در صورتی که در مقابل دشمن با همکاری یا تبانی باشد یا عمل وی موجب اخلال در نظام ( به هم خوردن امنیت کشور ) و یا شکست جبهه اسلام گردد به مجازات محارب ( اعدام ) محکوم می شود در غیر این صورت مطابق دیگر بندهای مندرج در ماده فوق الذکر محکوم می گردد . مثال دیگری که در این رابطه می توان بیان نمود ماده ۶۰۶ ق م ا مصوب ۱۳۷۰ می باشد . این ماده مقرر می دارد ( هر یک از رؤسا یا مدیران و مسئولین سازمانها و مؤسسات مذکور در ماده۵۹۸ همین قانون که از وقوع جرم ارتش و اختلاس یا تصرف غیر قانونی – تدلیس ( تقلب ) در معاملات دولتی و مداخله ناروای دست اندر کاران و کارمندان دولتی در معاملات دولتی در سازمان یا مؤسسات تحت اداره یا نظارت خود مطلع شده و مراتب را حسب مورد به مراجع ذی صلاح قضائی یا اداری اعلام ننماید علاوه بر آن از ۶ ماه تا دو سال به انفصال موقت محکوم خواهد شد .
با توجه به مطالبی که ذکر شد به وضوح در می یابیم که منظور ازفعل یا ترک فعلی را که قانونگذار آن را جرم دانسته چیست. پس از شناخت دومفهوم فعل وترک فعل لازم است تعریفی ازاقدامات تامینی وتربیتی داشته باشیم:
مقنن در ماده ۱ ق است مصوب ۱۲/۲/۱۳۳۹ تعریفی به شرح ذیل ارائه داده است اقدمات تامینی عبارتند از : تدابیری که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم درباره مجرمین خطرناک اتخاذ می کند.
به عنوان مثال : اقداماتی مانند نگهداری اطفال بزهکار در کانونهای اصلاح و تربیت ( ماده ۴۹ ق م)
یا نگهداری اشخاص دیوانه که حالت خطرناک دارند در محل مناسب ( بند یک ماده ۳ و ۴ ق .ا.ت.ت وماده ۵۲ ق م. ۱/ و ماده ۹۵ .آ. د.ک )
با توجه به تحولاتی که در قانون، خصوصاً بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با رهبری فقیه جامع الشرایط حضرت امام خمینی (ره) و پیروی از نظرات فقها به وجودآمد جرم مخصوصاً بخش قانون و مجازات دستخوش تغییراتی شد لذا با توجه به این اصلاحات ق م ا مصوب ۱۳۷۰ در ماده ۲ جرم را این چنین تعریف می کند:[۱۴]
هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود .
با توجه به این تعریف به روشنی در می یابیم که قانون گذار اسلامی در ماده ۲/ ق. م. ا مصوب ۱۳۷۰ تنها فعل یا ترک فعلی را که برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می کند.
بنابراین در مقایسه این دو ماده با هم می توان چنین نتیجه گیری کرد که ماده ۲ ق م ا مصوب ۱۳۷۰ تنها فعل یا ترک فعلی که برای آن مجازات مقرر شده را جرم می داند و اقدامات تامینی و تربیتی را که قانون اسبق جرم محسوب می کرد از شمول این ماده خارج کرده است .
عناصر و ارکان جرم
تقسیمات کلی جرم
۱- جرم کیفری: جرم کیفری به معنای عام، عبارتست از هر فعلی که به موجب قوانین کیفری انجام دادن و یا ترک آن با مجازات مقرر توأم باشد،مانند قتل، کلاهبرداری، سرقت و غیره از حیث عنصر قانونی جرم کیفری بنا به اصل قانونی بودن جرایم، فعل خاصی است که در قانون تصریح شده است و از حیث عنصر مادی جرم کیفری ممکن است مستقل از زیان و خسارت های مادی تحقق یابد.
۲- جرم مدنی : به فعلی اطلاق می شود که من غیر حق، زیانی به دیگری وارد و فاعل را به جبران آن ملتزم کند و ممکن است نص خاصی در قانون نداشته باشد مثل ماده ۳۲۸ قانون مدنی: «هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از اینکه از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از اینکه عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است».
۳- جرم انتظامی: تخلف انتظامی عبارت است از نقض مقررات صنفی یا گروهی که اشخاص به تبع عضویت در گروه آن را پذیرفته اند. در واقع، جامعه کوچکی مانند کانون های صنفی وکلا، سردفتران، پزشکان و… مانند جامعه بزرگ متکی به اصول و مقرراتی است که حافظ نظم و بقای گروه یا اتحادیه صنفی و حرفه ای است.[۱۵]
عناصر متشکله جرم[۱۶]
۱-رکن مادی ،۲-رکن معنوی (روانی)(اخلاقی) ۳-رکن قانونی، است ولازمه تحقق هر جرمی در قانون ما جمع این عناصر است.
۱- عنصر قانونی جرم: منظور از عنصر قانونی، این است که برای تشخیص این که آیا عملی یا ترک عملی جرم است یا خیر؟ باید بلافاصله به مرجع تشخیص جرائم یعنی قانونگذار مراجعه کرد. پس عنصر قانونی حکایت دارد از اینکه هیچ عملی را هر چند زشت و ناپسند و مذموم باشد، نمی توان جرم دانست مگر آنکه قانونگذار آن را جرم شناخته باشد.
۲- عنصر مادی جرم: برای اینکه جرمی وجود خارجی پیدا کند پیدایش یک عنصر مادی ضرورت دارد و شرط تحقق جرم آن است که قصد سوء ارتکاب عمل خاصی دست کم به مرحله فعلیت برسد؛ بنابراین قصد باطنی زمانی قابل مجازات است که تظاهر خارجی آن به صورت عملی مغایر با اوامر و نواهی قانونگذار آشکار شود. و عامل درونی ذاتی از قبیل فکر و طرح و قصد تا زمانی که در همین مرحله بماند از تعقیب جزائی مصون می مانند.
۳- عنصر روانی جرم: برای تحقق جرم نقض اوامر و نواهی قانونگذار به تنهایی کافی نیست. فعل مجرمانه باید نتیجه خواست و اراده فاعل باشد. به سخن دیگر، میان فعل مادی و حالات روانی فاعل باید نسبتی موجود باشد تا بتوان مرتکب را مقصر شناخت ارتکاب جرم یا تظاهر نیت سوء است یا خطای مجرم، مشروط بر اینکه فاعل چنین فعلی را بخواهد یا دست کم وقوع آن را احتمال دهد و به نقض اوامر و نواهی قانونگذار آگاه باشد.
در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی اولا اصلا حرفی از مرتکب نزده است که آیا انسان است یا حیوانات؟
و ثانیا به عنصر معنوی تصریح نشده که آیا نفس عمل کافی است یا عنصر معنوی هم لازم است؟
وقتی قانونگذار قانون وضع می کند در هر ماده ای در خصوص یک نکته ی خاص تمرکز داشته بنابراین اگر رکنی در آن ماده قانونی نبود به معنای مخالفت قانونگذار با سایر ارکان نیست. کانون توجه قانوگذاردر هر ماده ی قانونی به یکی از ارکان است.جرم بدیهی ترین امر در قانون ما وسایر کشورها حیوانات از شمول مسئولیت کیفری خارج است ونیازی به تصریح ندارد. زیرا امکان داخل کردن حیوان در مقوله ی جرم نیست.
وفتی می گوییم رکن مادی در یک جرم، اشاره به همه اجزایی است که به نحوی با یکی از حواس قابل احراز است. چیزی که می توانیم در یک جرم ببینیم، بشنویم ولمس کینم. عنصر مادی جرم “است. آنچه قابل حس است. کلمه مادی به این دلیل است که در عالم خارج تجلی خارجی دارد وشخص است.
وقتی می گوییم کلمه ی معنوی درست در مقابل مادی است یعنی آنچه که مربوط به فعل وانفعالات ذهنی اشخاصی است وامکان حس کردن آن وجود ندارد وقابل حس نیست. مثلا ما بر هیچ وجه نمی توانیم بفهیم که دیگری چه فکری می کند اصل ۲۳ وبراساس قانون اساسی نیز حق تفتیش عقاید را نداریم.۱-اگر ما “عمد” را عنصر روانی بگیریم باید عنصر “مادی” را هم جسمانی بگیریم.۲-یا اگر عنصر اخلاقی بگیریم بسیاری جرائم اصلا خلاف اخلاق نیستند . زیرا لازمه ی جرم بودن خلاف اخلاق بودن نیست. مانند تریاک کشیدن. بنابراین چون برخی اعمال در عین اخلاقی بودن جرم اند، عنصر اخلاقی مناسب نیست. (جرم لزوما عمل خلاف اخلاق نیست). پس واژه ی معنوی صحیح است.
۱-اصل ۱۶۹ قانون اساسی: هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده جرم محسوب نمی شود. (تاکید بر زمان) .
۲-ماده ۲۰ قانون مجازات اسلامی: لزوم تناسب مجازات وجرم خصوصیات مجرم.
۳-سایر مواد قانونی که جرائم را به صورت موردی تعیین کردند.
منظور ازاصل ۱۶۹ قانون اساسی تاکید روی زمان بوده است اما به طور ضمنی سایر موارد نیز برداشت می شود.
ماده ۲ قانون مجازات اسلامی: هرفعل یا ترک فعل که در قانون برای ان مجازات تعیین شده باشد جرم است .
ماده ۶۲۲: هرکس عاملا عامدا بواسطه ضرب…..
ماده ۶۱۶: درصورتی که قتل غیر عمد بواسطه بی مبالاتی……
باید توجه داشت که نوع استفاده واستنباط از قوانین یکسان ، متفاوت است.
هر جرم دارای سه رکن است: عنصر مادی، عنصر معنوی، عنصر قانونی، اگر هرکدام از این عناصر نباشد. جرم محقق نمی شود. رکن مادی: بایکی از حواس قابل حس است ودر عالم خارج تجلی پیدا می کند.
کلمه مادی در اینجا مفهوم بسیار کلی دارد ودر مقابل معنوی است. یعنی هر چیزی که در جرم به نحوی تجلی خارجی دارد وقابل شنیدن، گفتن، دیدن و…است.
دیدگاه های مختلف در مورد اجزای عنصر مادی:
اجزا: رفتار/موضوع/نتیجه/وسیله/زمان/مکان/شخصیت مرتکب/زیان دیده/وضعیت گروهی عقیده دارند تنها رفتار رکن مادی است وبقیه شرایط اند.گروه دیگر عقیده دارند رفتار، موضوع ونتیجه رکن مادی اند وبقیه شرایط اند. در تمام جرائم ممکن است این اجزاء وجود داشته باشد.برخی جرائم ممکن است فقط یک یا دو جزء اول را داشته باشند.
-رفتار : که آنرا تحت عنوان عمل، فعل،اقدام نیز می گویند. ولی رفتار بهتر است. رفتار مجموعه ای از اعمال است. آن سه تا مصداق های رفتار اند. پس رفتار دارای مفهوم بسیار وسیعی است.

نظر دهید »
فایل شماره 8922
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فصل پنجم
ملل تابعه و نقش آنها در نظام اقتصادی و مالیاتی هخامنشی
بخش اول
۵-۱ ملل تابعه :
هرودوت در کتاب تاریخ خود بیست استان برای شاهنشاهی هخامنشی برشمرده و مالیات هر یک را نیز ذکر کرده است

استان نخستین : مشتمل بر مردم ایوانیان ioniens ، ماگنت های آسیائی Magnetes االیان Eoliens ، کاریان ، لی کیان ، می لی کیان ، پامفی لیان بود این ایالت یک منطقه مالیاتی را تشکیل می داد و مردم آن هر سال چهارصد تالان ( واحد وزنی در حدود ۲۶ کیلوگرم یا ۵۶ پوند) نقره می پرداختند .
استان دوم : مشتمل بر مردم می سیان ، لیدیان ، لاسونیان ، کابالیان ، هی گنیان – HYGENNEN مالیات این ایالت ۵۰۰ تالان بود .
استان سوم : که از مردم هلس پونت به طرف راست این تنگه که مشتمل بر این مردمان بود : فریگی ها ، تراکی های آسیائی ، پافلاگونیها ، کاپادوکیان ، ماریاندینیان ، سریانی ها . اینان ۳۶۰ تالان می پرداختند . [۲۰۰]
استان چهارم : تنها سرزمین کیلیکیه بود و مالیات آن نیز ۵۰۰ تالان نقره می شد و به علاوه می بایستی به تعداد روزهای سال ۳۶۰ اسب بدهند از این مبلغ ۱۴۰ تالان صرف نگهداری سواره نظام محل می گردید و باقی آن به خزانه داریوش می رفت .
استان پنجم : از شهر پی سیدیه در حدود کیلیکیه و سوریه تا مصر به استثنای اراضی عرب نشین ، امتداد می یافت و ۳۵۰ تالان می پرداختند . فنیقی ها در مواقع لزوم نیروی دریائی خود را در اختیار دولت ایران می گذاشتند .
استان ششم : مشتمل بود بر مصر ، لیبی ، سیرن CYREN و برقه ، که همه آنها تابع فرمانروای ایران در مصر بودند و ۷۰۰ تالان سالانه می پرداختند .
استان هفتم : ساتاگیدها ، گندارها Gandars دادیگها ، آپاریها که ۱۷۰ تالان می پرداختند .
استان هشتم : مشتمل بر خوزستان و شوش بود که پایتخت دولت شاهنشاهی هخامنشی محسوب می گردید . کاسی ها نیز در این استان می زیستند و مجموعاً ۳۰۰ تالان می پرداختند .
استان نهم : بابل و آسور بود و ۱۰۰۰ تالان نقره و ۵۰۰ خواجه جوان می دادند .
استان دهم : همدان و مردم ماد و پری تکان بودند و چهارصد تالان می پرداختند .
استان یازدهم : کسپی ها ، پوسیک ها ، پانتی مات ها و واریت ها بودند که ۲۰۰ تالان می پرداختند .[۲۰۱]
استان دوازدهم : باختری ها و اگل ها Aegles بودند که ۳۰۰ تالان می پرداختند .
استان سیزدهم : پاک تیک و ارمنیان و ولایات مجاور دریای سیاه بودند استان های دیگر نیز به نسبت وسعت و درآمدشان مالیات می دادند .
در کشور پهناور ایران در دوره هخامنشی این چیزها به دست می آمد و جزء کالاهای تجارتی بود :
در آذربایجان ، مس و سرب و نقره و لاجورد به دست می آمد .
در گیلان و مازندران ، شمشاد و آهن به دست می آمد .
در باختر ، مس و سرب و بعضی از فلزات به دست می آمد .
در شمال و شرق غرب کشور ، فیروزه به دست می آمد .
در آن طرف جیحون ، طلا به دست می آمد .
در همدان و گروس ، اسب های ممتاز و قالی به دست می آمد .
در مغرب دریاچه ارومیه ، مس و آهن به دست می آمد .
در خوزستان ، قیر ، نفت و موم به دست می آمد.
در پارس و بختیاری ، مس و سرب و نقره به دست می آمد .
در خلیج پارس و دریای عمان ، مروارید و صدف به دست می آمد .
در هند ، خاک طلا ، ادویه جات ، عطریات ، پنبه ، شاخ کرگدن ، فیل ، عاج ، عود ، صندل و آبنوس به دست می آمد . در ارمنستان و کاپادوکیه ، مس و سرب و ابزار آلات فلزی به دست می آمد .
در آسور ، ابزارآلات فلزی و اسلحه و پارچه های بافته شده از ملیله دوزی و صنایع منبت کاری به دست می آمد .
در کلده ، قالی و کاشی های قیمتی و اشیاء زرگری و شترمرغ به دست می آمد .
در لیدیه ، ظروف طلا و مجسمه های فلزی به دست می آمد .
در کیلیکیه ، اسب های خوب بود .
در فینیقیه ، رنگ ارغوان و شیشه و بلور و چوب سدر به دست می آمد .
در مصر ، پارچه و شیشه و کاغذ حصیری به دست می آمد .
در حبشه – عاج و چوب های قیمتی ، طلا و بلور معدنی و در عربستان کندر به دست می آمد .[۲۰۲]
مقادیر فراوان فرآورده های مصرفی برای تدارک ضیافت های سلطنتی را یکی از متون پولیانوس نمایان می سازد . این متن به صورت نقل مقررات موجود در یک متن دولت پارسی ارائه شده است . پولیانوس می نویسد ( کتاب ۴ ، فصل ۳ ، بند ۳۲) که اسکندر در یکی از کاخ های پارسی ستونی مفرغی یافت که روی آن قوانین مقرر شده توسط کوروش ضبط شده بود . در میان این قوانین مقررات مربوط به خوراکی های گوناگون پیش بینی شده برای شام شاه وجود داشت . پولیانوس نوع و مقدار هر محصول را دقیق قید کرده است . مقادیر بسیار زیاد است ، برای مثال آرد گندم ۵۶۰۰۰ لیتر ، آرد جو ۵۶۰۰۰ لیتر ، دام کوچک ۴۰۰ راس ، دام بزرگ ۱۰۰ راس ، اسب ۳۰ راس ، مرغ فربه شده ۴۰۰ عدد ، کبوتر ۳۰۰ عدد ، پرندگان کوچک ۶۰۰ عدد ، بره ۳۰۰ راس ، جوجه غاز ۱۰۰ عدد ، غزال ۳۰ راس . البته شراب و موادی چون خردل ، زغفران ، زیره ، هل ، غنچه ی کبر و غیره … را نیز نباید فراموش کرد . [۲۰۳]
بخش دوم
۵-۲ نظام مالیاتی و اقتصادی هخامنشی
همگام با کشاورزی ، صنعت توسعه فراوان یافت ؛ به طوری که امپراتوری هخامنشی از صنعتی ترین ممالک به شمار می رفت و مصنوعات آن در سراسر جهان شرق و غرب به فروش می رسید و بازارهای پر رونقی داشت ؛ از جمله اقلام صادراتی ، لوازم خانگی برای مردم عادی بود که منفعت سرشاری را عاید مملکت می کرد . گذشته از کارگاه های دولتی یا خصوصی که در شهرها وجود داشت ، در املاک بزرگ و در کنار مزارع ، کارگاه های صنعتی برقرار شده بود ، که انواع اشیاء ، مانند لوازم تزیینی ، زیور آلات ، اسلحه ، لوازم منزل و لباس در آنها ساخته می شد . کارگاه هایی که در کنار ساختمان های کاخ ها بنا می شد ، در توسعه صنعت ، به خصوص صنایع پیشرفته تجملی اهمیت بسیاری داشت که در الواح گلی تخت جمشید ، به نمونه های متعدد آن برمی خوریم . از این دوره ، اشیاء تجملی ، زینتی و لوازم زندگی روزمره به تعداد بسیاری به دست آمده است .
با ضرب سکه در ایران مبادلات بازرگانی بین المللی راحت تر ، روانتر و سریعتر شد و این امر تحولی بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود .
سکه ها از جنس طلا و نقره بودند و سکه های طلا مخصوص داریوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراتوری سکه طلا فقط به نام داریوش ضرب می شد و به تدریج این رسمی شد که سکه ، چه طلا و چه نقره ، به نام شاهنشاه وقت ضرب شود . از این رسم ، بعدها ، امپراتوری روم نیز تقلید کرد . نقش در یک تصویر نیمرخ شاهنشاه را با تاج و ترکش بر پشت و کمان و نیزه به دست نشان می دهد . در بین سکه های هخامنشی به سکه هایی برمی خوریم که از لحاظ هنری ممتازند . در سکه های دیگری بر روی آن ، شاه سوار بر اسب و بر روی دیگر ، نقش کشتی منقور است . سکه های نوع دیگر نیز یافت شده .
تهیه و به کار اندازی سکه در معاملات ، نه تنها در امور بازرگانی داخلی و خارجی تسهیلاتی فراهم کرد ، بلکه به توسعه بانک ها ، که به تدریج رونق گرفتند ، نیز کمک موثری کرد .
در اواخر عهد هخامنشی ، دو دریکی نیز ضرب شد .[۲۰۴]
در الواح تخت جمشید اغلب دستمزدها به جنس ، چون گندم ، جو ، برنج ، گوشت پرداخت می شد ؛ ولی مواردی از پرداخت دستمزد به سکه را نیز می بینیم . در زمان خشایارشا، دو سوم مزد را جنسی و یک سوم را با سکه پرداخت می کردند . بدین ترتیب پس از تقریباً نیم قرن از ضرب اولین سکه ها ، پول توانست جای خود را در معاملات گوناگون باز کند . مهمترین کالاهایی که در این زمان داد و ستد می شد ، عبارت بودند از : ادویه ، پوست و نباتات معطر از هند ، مهره های شیشه ای و سایر ادوات تجملی از مصر ، منسوجات از کرنت و میله (ملطیه) ، سپر از یونان ، شمشیر از پنت و فلزات از نقاط گوناگون وارد می شد . انواع مصنوعات و ادوات خانگی ، تجملی ، زیورآلات ، میوه ها و حیوانات گوناگون به خارج صادر می شد . به خصوص ساخت و صدور لوازم خانگی و منسوجات غیر تجملی رونق فراوانی یافت . صنعت شیشه سازی در این دوره اهمیت و شهرت به سزایی داشت . یونانی ها از ظروف شیشه ای شفاف خبر می دهند که در قرن پنجم ق . م در نزد هخامنشیان صنعتی توسعه یافته بود و از کالاهای تجملی و صادراتی محسوب می شد . سرمه دان ، جام ، عطردان ، مهر به شکل استوانه و گرد و از این قبیل اشیاء با شیشه ساخته می شد که صنعت جدیدی بود . در مبحث مربوط به ساختن کاخ ها و مالیات ها ، به چگونگی مبادلات کالا و مواد خام به خصوص فلزات اشاره کردیم ؛ بدین ترتیب و به دنبال رونق بازرگانی و اقتصادی ، نوعی بانکداری که در گذشته وجود داشت ، اهمیت فراوانی یافت . تا این زمان عملیات بانکی را فرمانروایان یا روحانیون ، در سطح حکومتی انجام می دادند ؛ اما در دوره هخامنشی ، مردم عادی نیز وارد این حرفه شدند و بانک های حقیقی خصوصی دایر شد . بانک ها ، امور رهنی ، اعتباری و امانات را انجام می دادند و به کار بردن « چک » و گشودن حساب جاری معمول بود .[۲۰۵]
زمین های کشور ، به استثنای املاک برده نشین پادشاه و نجبای بزرگ ایران ، به وسیله کشاورزانی اداره می شد که در روی زمین پادشاه زندگی می کردند و حق نداشتند آن را ترک کنند و انواع مالیات ها و عوارض و خراج ها نیز می پرداختند . قسمتی از اراضی کشور به معابد و شهرها اختصاص داشت و در این نقاط کانون های قوی از بردگان به وجود آمده بود .
هخامنشیان برای اداره کشور پهناور خویش ، قوانین مخصوصی وضع کرده بودند . این سیستم ، که از کشورهای متمدن شرق قدیم (مخصوصاً از آشوری ها ) اقتباس شده بود ، در زمان هخامنشیان تحت مطالعه قرار گرفت و تکمیل شد . در ساتراپی های تحت نظارت عالیه ساتراپ ، از یک طرف قدرت نظامی به ریاست دژبان ساخلوی محلی وجود داشت و از طرف دیگر مامورینی که عهده دار انجام امور مالیاتی ساکنین محلی بودند . یک عده بر ساکنین و کارکنان ریاست دارند و خود آنها هم مالیات جمع می کنند . عده دیگر فرمانده ساخلوهای مسلح هستند . چنانچه فرمانده به نحو کافی از کشور دفاع نکند ، رئیس بر ساکنین محل و مدیر امور کشاورزی گزارش می دهد که در اثر عدم وجود امنیت امکان کار کردن نیست و هرگاه دژبان ، امنیت و آسایش را تامین کند ولی اراضی در تحت کشت ، که در اختیار متصدی امور کشاورزی است ، چندان آباد و مسکون نباشد ، در این صورت دژبان این موضوع را گزارش می دهد . حکومت مرکزی با این سیستم نظارت و تفتیش دو جانبه سعی می کرد ایالات جداگانه را ، که در نقاط دور کشور متفرق بودند ، در اختیار داشته و عوایدی را که از آن ایالات به دست می آمد حفظ کند . ساخلوهای نظامی در کشورهای فتح شده پایگاه اصلی قدرت حکومت بودند . ساخلو از افراد مختلفی تشکیل شده بود ولی اهالی آن ایالتی که ساخلو در آنجا تشکیل شده بود در آن ساخلو شرکت نداشتند . در راس این ساخلوها غالباً افراد ایرانی قرار می گرفتند . اسناد معتبر و صحیحی مبین وجود چنین پادگانی ، که در یکی از استان های دوردست در جزیره الفانتین در منتها الیه جنوب مصر قرار داشته ، به دست ما رسیده است .
در حکومت آشور قسمت عمده مالیات ها از فرآورده ها اخذ می شد . مالیاتی که به شکل طلا و نقره جزیی از آن به خزانه پادشاه پرداخت می شد و قسمتی از آن بین نمایندگان و ماموران پادشاه تقسیم می گردید با آنکه پرداخت آن برای اهالی سخت و دشوار بود ، ولی فقط مالیات فرعی به شمار می رفت . در حکومت ایران بعضی از ساتراپی ها موظف بودند مالیات خودشان را به صورت نقره تقدیم خزانه پادشاه کنند . برای تمام کشور یک واحد پولی اجباری ( سکه دریک طلا) و همچنین سکه های نقره ای و مسی دیگری برای ساتراپی ها و شهرهای خودمختار دیگر وجود داشت . این موضوع در پیش رفت روابط و مبادلات کالایی و پولی شهرها اثر زیادی داشت .[۲۰۶]
مصر به هیچ وجه به آسیای مقدم احتیاجی نداشت ؛ زیرا هم گندم داشت و هم مواد خام و هم فرآورده های صنعتی . آسیای صغیر غربی از لحاظ اقتصادی به یونان بیش از بابل یا ایران احتیاج داشت و آسیای میانه با در دست داشتن منابع طبیعی از دیر زمان احتیاجی به وجود امپراتوری ایران در خود احساس نمی کرد . بیش از همه ، شهرهای فنیقیه به وجود یک چنین امپراتوری نیازمند بودند .

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 133
  • 134
  • 135
  • ...
  • 136
  • ...
  • 137
  • 138
  • 139
  • ...
  • 140
  • ...
  • 141
  • 142
  • 143
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی نقش سرمایه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8020
  • فایل شماره 8706
  • فایل شماره 7769
  • فایل شماره 8439
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با ارزیابی و رتبه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7886
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی اجرای کنوانسیون های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8586

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان