روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
نگارش پایان نامه در رابطه با بررسی تاثیر کیفیت سود حسابداری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳-۱۴-۵- عدم هم خطی
هم خطی به معنای وجود ارتباط خطی بین همه یا برخی از متغیرهای توضیحی مدل رگرسیون است. در رگرسیون خطی فرض بر این است که هیچ رابطه خطی دقیقی بین هیچ یک از متغیرهای توضیحی وجود ندارد. نقض این فرض موجب بروز مشکل هم خطی می شود. البته هم خطی بر دو نوع هم خطی کامل و هم خطی ناقص است و در صورتی که هم خطی از نوع کامل باشد، فرض مذکور نقض شده است (بیدرام، ۱۳۸۱).
جهت تشخیص وجود هم خطی راه­های مختلفی وجود دارد، واضح­ترین علامت وجود هم خطی زمانی است که R2 بسیار بالا باشد، ولی هیچ یک از ضرایب رگرسیون از لحاظ آماری براساس آزمون t معنی­دار نباشند. در صورتی که مدل رگرسیونی دارای مشکل هم خطی باشد، جهت رفع آن می­توان از روش­های مختلفی استفاده نمود که اهم آن ها ترکیب داده ­های مقطعی و سری زمانی و استفاده از لگاریتم متغیر­ها می­باشد (گجراتی، ۱۳۸۶).
۳-۱۴-۶- عدم خود همبستگی
در یک مدل کلاسیک رگرسیون خطی فرض برآن است که کوواریانس بین اجزای اخلال برابر صفر است. به عبارت دیگر، بین اجزای اخلال همبستگی وجود ندارد. به این معنی که جزء اخلال مربوط به یک مشاهده، تحت تاثیر جزء اخلال مربوط به مشاهده دیگر قرار نمی گیرد. نقض این فرض، مشکلی به نام خود همبستگی ایجاد می کند. مشکل خود همبستگی، هرچند در داده های مقطعی نیز پدید می آید ولی در داده های سری زمانی متداول تر است. در صورت وجود خود همبستگی مشکلاتی از قبیل کارا نبودن تخمین ها و غیر واقعی شدن آماره های F و t را به وجود می آورد. برای تشخیص وجود خود همبستگی می توان از روش های ترسیمی، آزمون دوربین- واتسون و آزمون LM [۱۰۱] استفاده نمود. اگر آماره ی دوربین ـ واتسون بین مقادیر بحرانی ۵/۱ تا ۵/۲ باشد، مشکل خود همبستگی وجود ندارد. در صورت وجود خود همبستگی، می توان از روش GLS برای برطرف کردن خود همبستگی استفاده نمود (گجراتی، ۱۳۸۶).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۱۴-۷- آزمون مانایی و نامانایی
انجام آزمون مانایی و نامانایی بودن متغیر ها، مربوط به داده های سری زمانی می باشد. یک متغیر وقتی ماناست که میانگین، واریانس و ضریب خود همبستگی آن در طول زمان ثابت باقی بماند. به طور کلی اگر مبدا زمانی یک سری تغییر داده شود و مثلا از t به t+m برده شود و در حالت جدید میانگین و واریانس و کواریانس تغییر نکرد، در آن صورت سری ماناست و در غیر این صورت سری ناماناست (بیدرام،۱۳۸۱).
۳-۱۴-۸- ضریب تعیین
با بهره گرفتن از ضریب تعیین R2 ، مناسب بودن خط رگرسیون برازش شده بر اساس مجموعه ای از داده ها مورد بررسی قرار می گیرد. R2 درصد تغییرات کل در Y را که از طریق مدل رگرسیون توضیح داده شده است را اندازه گیری می کند. R2 بین صفر و یک قرار دارد و هرچه به یک نزدیک تر باشد، مطلوب تر است.
۳-۱۴-۹- آزمون F
گاهی اوقات محقق در صدد تشخیص تفاوت بین اثر­گذاری چند متغیر یا انتخاب بهترین آن هاست؛ برای این کار، استفاده از آزمون t به صورت مقایسه­های زوجی امکان پذیر است، ولی بروز اشتباهات آماری و محاسبات غلط عملاً بهره­ برداری از این روش را غیر ممکن می­سازد؛ از این رو، از آزمون دیگری به نام آزمون F با روش تحلیل واریانس استفاده می­ شود. این روش به محقق در تشخیص تفاوت های معنی دار بین گروه ها وتاثیر متغیرها در آن ها کمک می نماید (حافظ نیا، ۱۳۸۲). به عبارت دیگر جهت بررسی صحت مدل رگرسیون از آزمون F استفاده می­ شود.
فرض های آماری این آزمون به شرح زیر است:
H0: تمامی ضرایب صفر است
H1: حداقل یکی از ضرایب، مخالف صفر است
در صورتی که احتمال آماره ی F از ۰۵/۰ کم تر باشد، فرضیه ی H0رد می شود و مدل معنادار است (بیدرام، ۱۳۸۱).
۳-۱۵- چگونگی قبول یا رد فرضیه
۳-۱۵-۱- آزمون معنی دار بودن ضرایب رگرسیون (آزمون t)
از آزمون t برای مقایسه و تشخیص تفاوت و رابطه علّی استفاده می­ شود، تا تاثیر متغیر مستقل یا رابطه علّی مورد مطالعه قرار گیرد. بنابراین، آزمون معنی دار بودن روشی است که با بهره گرفتن از نتایج نمونه، درستی یا نادرستی فرضیه H0 را تعیین می کند. فرض صفر این آزمون بیان می کند که متغیر مستقل بر متغیر وابسته تاثیری ندارد. به عبارت دیگر، ضریب متغیر مستقل برابر صفر است. تصمیم درباره پذیرش یا رد فرض صفر، بر اساس مقدار و احتمال آماره ی t انجام می شود. مقدار آماره ی t با مقادیر جدول t و احتمال آن با ۰۵/۰ مقایسه می شود. در صورتی که احتمال این آماره از ۰۵/۰ کم تر باشد، فرض صفر مبنی بر عدم تاثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته رد شده و رابطه معنادار بین متغیر مستقل و وابسته، مورد پذیرش قرار می گیرد.
۳-۱۵-۲- آزمون فرض به کمک جدول توافقی
برای مقایسه ی این دو پارامتر، ابتدا شرکت های نمونه براساس کیفیت اقلام تعهدی به پنج دسته ی مساوی (پنجک) تقسیم می گردد. آن گاه دو پنجک بالای این گروه بندی یعنی شرکت هایی که دارای کیفیت اقلام تعهدی بالا هستند به عنوان شرکت های قوی و دو پنجک پایین یعنی شرکت هایی که دارای کیفیت اقلام تعهدی پایین هستند به عنوان شرکت های ضعیف و پنجک سوم به عنوان متوسط پرتفوی بندی می شوند.
در مرحله ی بعد، شرکت ها بر اساس ریسک نقدشوندگی سهام به پنج دسته ی مساوی (پنجک) تقسیم می شود. سپس دو پنجک دارای بیشترین ریسک نقدینگی و نیز دو پنجک دارای کم ترین ریسک نقدینگی را مشخص نموده و پنجک سوم نیز به عنوان شرکت های میانی مشخص می گردند.
پس از آن به مقایسه ی میان دو گروه شرکت های قوی و ضعیف از نظر کیفیت اقلام تعهدی و دو گروه شرکت های دارای ریسک نقدینگی زیاد و کم می پردازیم. بدین منظور با کمک آزمون فرض، استقلال بین این دو پارامتر را مورد سنجش قرار می دهیم. چگونگی عملکرد آن در قالب جداول توافقی صورت می گیرد.
آماره ی این آزمون کای-دو بوده و بدین صورت محاسبه می گردد:
رابطه (۳-۲۲)
که در آن
: فراوانی موجود در سلول سطر i ام و ستون j ام
: فراوانی نظری در سلول i ام و ستون j ام
r : تعداد سطرها
C : تعداد ستون ها
نحوه ی محاسبه ی نیز طبق رابطه ذیل می باشد:
رابطه (۳-۲۳)
که در آن
: جمع ستون j ام
: جمع سطر i ام
N : تعداد کل مشاهدات
پدیده های Aو B از هم مستقل اند :H0
پدیده های Aو B به هم وابسته اند :H1
اگر آماره ی کای-دو، از کای-دو آلفا، بزرگتر باشد آن گاه H0 رد شده و وجود ارتباط بین دو پدیده را نتیجه می دهد.
نحوه ی مقایسه و نتیجه گیری در جدول ذیل مشخص شده است.
جدول (۳-۳) مقایسه ی پنجک ها و چگونگی قبول یا رد فرضیه

کیفیت سود
ریسک نقدشوندگی
همبستگی
فرضیه

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی تناسب در آیات و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بدان خاطر است‌که معانی زیادی را به‌اغاز آیه‌اضافه کند. واژه‌هائی که بتوانند در آنجا با آنها همبری نماید وجود ندارد…. این پیرو بیانگر ایـن است‌ که پسودۀ اهریمن‌کور می‌کند و بی‌نور می‌گرداند و دریچۀ بینش را می‌بندد. امّا ترس از خدا و حاضر و نـاظر دانستن ایزد توانا، و همچنین هراس از خشم آفریدگار و عقاب و عذاب‌ کردگار ـ همان پیوندی ‌که دلها را به خدا می‌رساند و آنها را از خواب غفلت بیدارمی‌گرداند و از بیخبری از هدایت یـزدان هوشیار می کند – پرهیزگاران را تذکّر می‌دهد و ایشـان را به خود می‌آورد. هنگامی‌‌که پـرهیزگاران به خود آمدند دریچه‌های بینشهایشان باز می‌گردد، و پـردۀ خواب غفلت از روی چشمانشان فرو می‌افتد:
بنابراین سید قطب نیز مانند مرحوم علامه طباطبائی & به‌ارتباط بین واژه‌ها اعتقاد داشته و تلاش گسترده و در عین حال همراه با لطافتهای خاص تفسیری خود را انجام داده‌است که زیبایی تفسیر خود را دو چندان نموده‌است.[۳۵۱]

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ارتباط بین آیات یک سوره با ابتدای آن
یکی از انواع ارتباط بین آیات را که می‌توان فرض کرد؛ ارتباط میان آیات یک سوره‌است با ابتدای آن. به‌این معنی که در برخی از سوره‌ها ابتدا آیاتی آورده شده‌است که حکم مقدمه وتمهیدی دارد ودرادامه آیات بعدی به توضیح وتبیین بیشتر این آیات می‌پردازد.
بطور مثال علامه&در مقدمۀ سورۀ مبارکۀ آل عمران تصریح می‌کند که شش آیۀ اول این سوره جنبۀ دورنما برای این سوره دارد وکل این سوره در حقیقت تفصیل همین شش آیه‌است که مطالب را به‌اجمال گفته؛ وسپس تأکید می‌کند از این شش آیه‌ان قسمتی که دور نمای سوره‌است دو آیۀ وسط یعنی آیات ۳ و ۴ می‌باشد.[۳۵۲]
علامه (ره) هم چنین ذیل آیات ۴۵-۳۷ سوره مبارکه یونس می‌نویسد این آیات به مطالب اول سوره برگشته که قرآن را معرفی می‌کرد و می‌فرمود: قرآن کتابی است نازل از ناحیهء خدای تعالی وهیچ شکی در آن نیست ونیز در این آیات دلیل این معنا را تلقین می‌کند.[۳۵۳]
وی همچنین معتقد است با توجه به‌این که در سورۀ مبارکه نساء سخن در امور مربوط به زنان، از قبیل ازدواج‌های حلال وحرام، ارث زنان، و…. بوده‌است، آیه‌اول با چند آیه بعدش که متعرض حال یتیمان و زنان است فى نفسه به منزله زمینه چینى براى مسائل ارث و محارم است؛ و آیات ۶- ۲، هم تتمه‌ایات قبل است، و هم توطئه و مقدمه‌است که در ابتداى سوره‌امده تا زمینه را براى بیان احکام ارث (مسائل مهمى از احکام ازدواج از قبیل تعدد زوجات و اینکه چند طایفه محرمند و نمى‏شود با آنان ازدواج کرد) فراهم سازد.
وی در ذیل آیۀ ۱۲۷ این سوره‌اورده‌است که‌این آیه درحقیقت مجدداً به‌همین مطالب آغاز سوره بر می‌گردد و تأکید می‌کند که ‌آنچه ‌از سیاق نیز فهمیده می‌شود این است که‌این آیه بعد از آن آیات نازل شده‌است.[۳۵۴]
مفسر المیزان همچنین در ذیل آیات ۴۰ ـ۳۰ سورۀ مبارکۀ انفال تصریح می‌کند که: این آیات در سیاق آیات قبلى قرار دارد و با آنها متصل است، و غیر از آیه{وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ… } و آیه‏اى که دنبال آن است ما بقى آنها با آیات اول سوره‌ارتباط و اتصال دارد، و اما آن دو آیه ظهور ارتباط و اتصالشان
به پایه ظهور سایر آیات نمى‏رسد.[۳۵۵]
سید قطب نیز در پایان بعضی از سوره‌ها ضمن مطرح کردن موضوع وهدف سوره و توضیح وتبیین آیات آغازین سوره، تصریح می‌کند که‌ایات بعدی به نوعی متصل ومرتبط هستند با آیات ابتدائی آن سوره. بطور مثال در آغاز سورۀ مبارکۀ زمر ضمن اشاره به یگانه موضوع سوره که عبارت است از توحید ویگانه پرستی، تأکید می‌کند از سر آغاز این سوره، این مسألۀ یگانه‌ای که نزدیک است سوره تنها بدان محدود شود وبه چاره جوئی آن بپردازد، خود نمائی می‌کند وجلوه گر می‌آید، سپس اضافه می‌کند که‌این مسأله چه به صورت نص ( آیات ۱۱ الی ۱۵ ونیز ۶۴ الی ۶۶ وچه به صورت مفهومی‌( آیات ۲۹ ونیز آیات ۳۶ الی ۳۷ ) در بندهای مختلف و بخشهای نزدیک به یکدیگر تکرار می‌شود. [۳۵۶]
مفسر فی ظلال القرآن در مقدمۀ سورۀ حدید نیز به‌این مسأله تصریح نموده و معتقد است که‌این سوره مسلمانان را دعوت می‌کند که حقیقت ایمان خود را در خویشتن پیاده کنند وآیات بعدی به نوعی به‌همین مسأله‌اشاره کرده وبه تبیین وچگونگی پیاده کردن حقیقت ایمان پرداخته‌است از جمله با بذل وبخشش جان ومال در راه خدا، خشوع وخضوع در برابر یاد خدا، انتخاب ارزشهای آخرت در برابر ارزشهای دنیوی؛ الگو قرار دادن افرادی که حقیقت ایمان در آنها نفوذ کرده بود ودور شدن از افراد منافقی که سرنوشت وخیمی‌ داشتند، دور شدن از اهل کتاب که‌از حقیقت ایمان بدورند و….
سپس تأکید می‌کند که روند این سوره در پرداختن به موضوعات خود، در دو مرحله‌انجام می‌گیرد:
مرحلۀ اول که‌همان حقیقت ایمان به خدا بود و بخشها و بندهای زیادی مرحلۀ دوم که در لابلای روند این سوره آمده‌است واین مرحله با یکدیگر پیوند دارند و پیوسته با یکدیگر به پیش می‌روند.[۳۵۷]
بنا براین سید قطب باین توضیح ودسته بندی آیات، ارتباط آیات را با آیات اول سوره مشخص نموده‌است.
در دیباچۀ سورۀ مبارکۀ نساء نیز ابتدا به‌این نکته که ‌آیۀ اول این سوره، اصل و اساس سوره ‌است، ودربارۀ اصل ربوبیت و وحدانیت‌؛ اصل انسانیت و یگانگی منشا و سرچشمه ‌انسانها می‌باشد، منشا و چشمه‌ای که پروردگارشان ایشان را از آن‌، آفریده‌است و پدیدارشان کرده‌است‌ وبقیّۀ آیات سوره در توضیح وتکمیل آن آمده‌است اشاره می‌کند. [۳۵۸] در ذیل آیۀ نیز مجدداً ضمن اشاره براین مطلب که مرحله نخست سوره‌، با آیه ‌افتتاح آغاز می‌گردد. آیه‌ای که «‌مردمان‌» را به معبود یگانه‌، و آفریدگار یگانه برمی‌گرداند، همانگو‌نه که‌ایشان را به اصل یگانه‌، و خانواده یگانه برمی‌گرداند، و وحدت انسانیت را «‌نفس‌» قرار می‌دهد….تأکید می‌کند که: همه مقررات و قوانین دیگری را نیزکه سوره متضمّن آن است‌، بدین اصل برمی‌گرداند.[۳۵۹]
گاهی نیز این ارتباط آیات را به‌ایات ابتدایی سوره با کمک سیاق تقویت می‌کند؛ بطور مثال در آغاز سورۀ مبارکۀ توبه در بارۀ بخش اول آن که شامل آیات ۱ تا ۲۸ می‌شود می‌گوید؛ این بخش احکام نهایی ارتباطات اردوگاه ‌اسلامی‌ را با مشرکان به طور عام در جزیره‌العرب معین می‌کند واسباب وعلل واقعی وتاریخی و عقیدتی را بر می‌شمرد، اسبا‌ب و عللی که‌ا‌ین تعیین و تبیین بر مبنای آنها است‌.
سپس در ذیل آیات ۹۲ ـ ۴۲ می‌نویسد این دسته‌از آیات به‌ابتدای سوره برمی‌گردد بطوری که‌همۀ سیماها ونمادهایی را که در دیباچۀ سوره مطرح شد در اینجا نیز می‌توان دید، بدانگونه که سیاق آیات نیز آنهارا به تصویر می‌کشد.[۳۶۰]
ارتباط بین آیات غیر مجاور در یک سوره
یکی دیگر از انواع ارتباط وتناسب بین آیات، ارتباطی است که بین یک دسته‌از آیات سوره با دسته‌ای دیگر از آیات همان سوره دارند هرچند که بین آنها با آیاتی چند فاصله‌افتاده باشد.
قبلاً گفتیم که مفسّری که در تفسیر آیات از روش قرآن به قرآن استفاده نموده باشد قطعاً این نوع از ارتباط را نیز استفاده خواهد کرد. پس یافتن این نوع ارتباط نیز نشانگر تسلّط وتیز بینی مفسّر خواهد بود.
والبته‌هم مرحوم علامه& وهم مرحوم سید قطب به‌این نوع از ارتباط به طور واضح اشاره نموده وبرای تفسیر آیات نیز استفاده مطلوب نموده‌اند که ما به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم
بطور مثال؛ مرحوم علامه & در ذیل آیات ۵۰- ۲۷ سوررۀ مبارکه شوری می‌گوید: صدر این آیات متصل است به داستان رزق دادن خدا به بندگان که در باره‏اش مى‏فرمود:
{ اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ}[۳۶۱]
و قبل از آن هم فرمود:
{ لَهُ مَقالِیدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ }[۳۶۲]
وسپس تأکید می‌کند که قبلاً اشاره کردیم؛ به‌اینکه یکى از بزرگترین رزقها، دینى است که خداى سبحان در اختیار بندگانش گذاشته و با در نظر داشتن این نکته گفتار این فصل داخل در گفتار فصل گذشته مى‏شود که در باره وحى سخن مى‏گفت، و به طور کلى آیات این سوره براى بیان آن ریخته شده ‌است.
بعد از ذکر آیات ودلائل مربوط به رزق، مى‏فرماید بعضى از رزق‏ها هست که تنها در دنیا مى‏دهد، و به‌همه مى‏دهد و آن رزقى است که با فناى دنیا فانى مى‏شود. و بعضى دیگرش مخصوص مؤمنین است که در آخرت مى‏دهد، و آن بهترین رزق و پایدارترین رزق است، و از همین جا به مناسبت، به ذکر صفات مؤمنین منتقل شده، حسن عاقبت آنان را بیان مى‏کند، و نیز به‌اوصاف قیامت و عاقبت ستمکاران منتقل مى‏شود، و شرح مى‏دهد که در قیامت با چه‌هولها و وحشت‏ها و عذابها روبرو مى‏شوند.[۳۶۳]
از نظر علامه (ره ) گاهی این نوع ارتباط بین آیات غیر مجاور در یک سوره، برای تکمیل وتتمیم مفهوم ومحتوای یکدیگر است.
بطور مثال ذیل آیۀ ۵۲ اعراف در ادامۀ تفسیر آن می‌نویسد؛ در این آیه به‌ابتداى کلام یعنى به ‌آیه”{ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ} برگشت شده، و روی همرفته معناى آن دو چنین است:” چه کسى از اینها ستمکارتر است که با اینکه ما حجت را بر ایشان تمام کردیم و اقامه بیان و برهان نمودیم و کتابى بر ایشان نازل کردیم، مع ذلک دین ما را بازیچه گرفته و آیات ما را تکذیب کردند”؟[۳۶۴]
علامه (ره) همچنین ذیل آیه ۳۳ سوره مبارکه‌احقاف:
{أَ وَ لَمْ یرَوْا أَنَّ اللَّه‌الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یعْی بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ…. }[۳۶۵]
این گونه می‌آورد که: این آیه و آیه بعدش تا آخر سوره متصل است به‌ایات ما قبل یعنی آیه ۲۰ که
مى‏فرمود:{ وَ یوْمَ یعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ..}. و در این آیات مطالبى که در این سوره مربوط به‌انذار مى‏شود تتمیم مى‏کند، و چیزى که‌انذار را تتمیم مى‏کندمساله معاد و رجوع به خداست‏.
علامه گاهی نیز این نوع از ارتباط را در حدّ تفصیل وتوضیح آیات قبلی مطرح کرده‌است از جمله ذیل آیهء ۱۱ سوره مبارکه توبه:
{فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ}[۳۶۶]
می‌گوید: این دو آیه ( ۱۱، ۱۲ ) تفصیلی است برای آیه سوم و جمله
{ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیرُ مُعْجِزِی اللَّهِ }[۳۶۷]
مفسر فی ظلال، درتفسیر خود بصورت گسترده به‌این موضوع، عنایت داشته، و با دلایل مختلفی که در بین آیات می‌دیده‌است به‌ارتباط بین آیات غیر مجاور در یک سوره پرداخته‌است. از جمله در مقدمۀ سورۀ مبارکۀ نساء، آیات آن را دربارۀ موارد مختلف به‌هم دیگر پیوند می‌دهد ومعتقد است که مثلا درباره نگهبانی از زنان بویژه، چه دخترکان یتیم و چه زنان بیچاره و بینوا، و حفظ حق جملگی آنان در میراث و درکسب و کار، و حق راجع به ذات خود، و نجات ایشان از ظلم و زور جاهلیت‌، و از تـقلیدهای ستمگرانه توهین‌آمیز آن‌، آیات ۳و۴:
{وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِی الْیتَامَى…… وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً…. }
با آیۀ ۷:
{ لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ… }
ونیز آیات ۲۱- ۱۹:
{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا…. }
وبالاخره‌ایۀ ۱۲۷:

نظر دهید »
منابع دانشگاهی برای پایان نامه : بررسی تطبیقی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در حقوق اسلامی، قتل خطایی نیز مسئولیت مدنی دارد. بدین معنا که اگر کسی از روی خطا مرتکب قتل یا جنایتی شود باید مبلغی که اندازه آن در فقه اسلامی مشخص شده است به عنوان دیه به بازماندگان که اصطلاحا ولی دم نامیده می شوند یا به خود مجنی علیه پرداخت کند و در حقوق اسلام دیه در دو مورد اعتبار شده است: ۱- در قتل و جنایت عمد در صورتی که به جای قصاص بر «دیه» صلح و تراضی شود. ۲- در صورتی که قتل یا جنایت واجد شرایط قصاص نباشد، مانند قتل خطایی یا قتل شبه عمد که در این دو مورد، حکم ابتدایی شریعت مقدس بر ثبوت دیه است.[۴۱]
همان گونه که خویشان در میراث مقدم بر وارث ولایی هستند در پرداخت دیه نیز، ایشان مقدمند یعنی عصبه در مرتبه نخست از عاقله قرار دارند و پرداخت دیه برعهده بستگان ذکور است در صورتی که عاقل، بالغ و ثروتمند باشند. چنان چه عصبه نبود یا توانایی پرداخت دیه را نداشت آزاد کننده (معتق) و پس از آن ضامن جریره و سپس امام، همچون ترتیب نظام میراث، ملزم و متعهد به پرداخت دیه هستند.[۴۲]
ماده (۳۰۷) ق. م. ا عاقله را بدین شکل تعریف کرده است: عاقله عبارت است از بستگان ذکور نسبی پدری و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث به طوری که همه کسانی که حین الفوت می توانند ارث ببرند به صورت مساوی عهده دار پرداخت دیه خواهند بود.
تبصره- کسی که با عقد ضمان جریره، دیه جنایت دیگری را به عهده گرفته است نیز عاقله محسوب می شود.
عاقله هر کسی، عصبه اوست و سپس آزاد کننده ی او و آن گاه ضامن جریره او و در آخر امام (ع).
چون آزاد کننده ی بنده در حقوق فعلی ما مصداق ندارد، به تعریف بقیه ی موارد می پردازیم.
۱-۴-۱٫ عصبه
واژه عصبه در لغت از (عصب) گرفته شده است که به معنی احاطه با قوت است و فرهنگ نویسان مراد و مقصود از آن را نزدیکان پدری ذکر کرده اند.[۴۳]
افاده ی معنی احاطه توأم با قوت (عصبه) از این جهت است که پسر از یک طرف و پدر از طرف دیگر و برادر از جانبی و عموزادگان از سوی دیگر با احاطه کردن شخص باعث قوت و قدرت او می شوند.
پس مردانی هستند که با قاتل قرابت ابی یا ابوینی دارند؛ مانند پدر و جد پدری هر چه بالا رود فرزندان و نوادگان هر چه پایین روند، برادران، عموها و فرزندان آن ها. در قانون مجازات اسلامی فقط بستگان ذکور را جزء عصبه می دانند. پس زنان جزء عاقله نیستند. علاوه بر آن م (۳۰۸) ق. م. ا سه دسته ی دیگر از افراد را نیز عاقله به حساب نمی آورد. بر طبق مفاد این ماده نابالغ، دیوانه و معسر نیز جزء عاقله نیستند؛ پس جمعاً ۴ دسته از خویشاوندان فرد عاقله مسحوب نمی شوند که عبارتند از: زنان، نابالغ، دیوانه و معسر[۴۴]
در مورد این که پدر و پسر جزء عصبه محسوب می گردند، اختلاف نظر است. برخی پدر قاتل و اولاد او را جزء عصبه نمی دانند. شیخ طوسی نیز پدر و پسر را داخل در عصبه نمی داند و معتقد است اصل، برائت است و بقیه افراد عاقله ضمان و مسئولیتشان ثابت است ولی دلیلی برای مسئولیت پدر و پسر نیست؛ لذا اصل این است که ذمه آن ها از پرداخت بری است.[۴۵] ولی به نظر می رسد اطلاق عاقله، آن ها را نیز در برمی گیرد. مضافاً این که اگر معنای لغوی «عصبه» را در نظر بگیریم که به معنای احاطه است احاطه ی پدر و پسر از عمو و برادر نسبت به فرد بیشتر است. قانون مجازات اسلامی هم به طور مطلق گفته: «کسانی که حین الفوت ارث

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

می برند» که پدر و پسر را نیز شامل می شود.
۱-۴-۲٫ ضامن جریره
همان گونه که پیش تر بیان شد چنان چه عصبه نباشد، پرداخت دیه برعهده ضامن جریره است و ضامن جریره در زمره عاقله محسوب می شود.و این موضوع در تبصره ماده ۳۰۷ ق. م. ا نیز بیان شده است.
هر گاه کسی که با دیگری رابطه وراثت ندارد ضمن عقدی با او توافق کند که ضامن جریره او باشد؛ یعنی دیه او را بدهد و پس از مردن مضمون له از ترکه او ارث ببرد؛ این عقد را ضمان جریره نامند و سبب این ارث بردن را«ولای ضمان جریره» نامند. ضمان جریره در واقع نوعی بیمه قراردادی است. در این عقد شرط است که مضمون، مجهول النسب بوده یا وارث نداشته باشد.[۴۶] قابل ذکر است مسئولیت ضامن جریره و مضمون فقط از یک طرف بوده و شخص مضمون نسبت به جنایات خطایی ضامن، هیچ مسئولیتی نخواهد داشت. هم چنین در صورت وجود عصبه، ضامن جریره موظف به پرداخت دیه جنایت نیست؛ زیرا این عقد به مجهول بودن نسبت ضامن مشروط شده است پس با وجود هر یک از آن ها عقد ضمان صحیح نخواهد بود.
۱-۴-۳٫ امام (ع)
همان طور که گفته شد عاقله عبارت است از: عصبه، معتق، ضامن جریره و امام. چنان چه عصبه، معتق و ضامن جریره هیچ کدام نباشند عاقله فرد، امام است و دیه او را باید امام بپردازد.
ماده (۳۱۲) ق. م. ا بیان می دارد:«هر گاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقله او نتواند دیه را در مدت سه سال بپردازد، دیه از بیت المال پرداخت می شود.»
پس اگر جانی در طبقات ارث احدی را نداشته باشد ولای عتق و ضمان جریره هم در بین نباشد پرداخت دیه قتل خطایی او به عهده امام (ع) از بیت المال است و هم چنین است اگر ولای عتق و ضمان جریره باشد ولیکن مالی نداشته و فقیر باشد.
۱-۵٫ علت مسئولیت ضامن جریره (عاقله)
در پاسخ به این پرسش که با توجه به اصل شخصی بودن مجازات ها چگونه می توان پرداخت دیه، توسط ضامن جریره که یکی از مصادیق عاقله است و هیچ گونه مباشرتی در جنایت نداشته را پذیرفت می توان این گونه پاسخ داد که: در بررسی منشأ دیه عاقله می توان گفت از جمله عوامل مؤثر در پیدایش این حکم وجود شرایط و اوضاع و احوال خاص حاکم بر زندگی و نظام قبیله ای اعراب بوده است و ضرورت این زندگی و ادامه حیات قبیله ای موجب آن شده بود که افراد به طور طبیعی در برابر عوامل نامساعد و تعدی و تجاوز بیگانه به افراد گروه، به یاری و حمایت از او برخیزند و قیام کنند. ادامه این همکاری باعث ایجاد مسئولیت کیفری جمعی نسبت به اعمال دیگران شده است و در حقیقت مشارکت دسته جمعی افرادی که شخصاً در وقوع قتل خطای محض دخالتی نداشته اند، نوعی تعهد الزام آوری است که نه تنها موجب برقراری صلح و آشتی و امنیت در بین گروه های متخاصم بوده؛ بلکه نوعی قبول خطر و بیمه اجباری تلقی می گردد که ضرورت آن را شالوده ی نظام قبیله ای توجیه کرده است.[۴۷]
هم چنین یکی از معانی لغوی عاقله «بازداشتن» است. هنگامی که بستگان نزدیک انسان از این حکم اسلامی با خبر باشند که هر کدام باید سهمی خاص از دیه خطای نزدیکان خود را بدهند سعی می کنند یکدیگر را به احتیاط هر چه بیشتر در مسائل حادثه آفرین دعوت کنند تا نه خسارتی پیش آید و نه آن ها مجبور باشند دیه بپردازند. البته درست است که قاتل، عمدی ندارد ولی اگر در مقدمات آن احتیاط بیشتری مبذول کند مسلماً درصد خطاهای او پایین می آید.[۴۸]
در بعضی از روایات مربوط به عاقله یکی از علل تشریع این حکم اسلامی حفظ احترام خون مسلمین و پرداخت دیه مناسب آن ها بیان شده است. زیرا غالباً مرتکبین توانایی پرداخت آن را ندارند و ممکن است خونبها به هدر رود از جمله در روایتی آمده است که امام علی (ع) درباره کسی که مرتکب قتل خطا شده بود فرمود: «… و اگر هیچ کس را نداشته باشد که دیه مقتول را بدهد، من (امام مسلمین) دیه او را می پردازم و (لایبطل دم امرء مسلم) مبادا خون مسلمانی به هدر برود.»[۴۹]
پس فی الواقع منشأ این حکم حمایتی است طبیعی در میان خویشان ذکور فرد. برای این مبنا شارع مقدس احکامی از قبیل ضمان عاقله(ضمان جریره) را مقرر فرموده است که در حقیقت نوعی بیمه است. ضمان عاقله بیمه قهری است و ضمان جریره بیمه قراردادی.[۵۰]
البته پرداخت غرامت و خسارت در ضمان عاقله با ارث بردن در کنار هم دیده شده است. یعنی اگر عاقله باید در موردی خسارت و غرامت بپردازد در جای دیگر ذینفع است به عبارت دیگر نوعی تلازم بین غنیمت و غرامت در این جا وجود دارد و این امتیاز مثبت و منفی از مصادیق قاعده (من له الغنم فعلیه الغرم) محسوب می گردد.
پس اگر ما جامعه ی گذشته را که در آن نهاد عاقله و در راستای آن ضمان جریره وضع شده است در نظر بگیریم می بینیم که این نهاد نه تنها چیز غریبی نبوده است، بلکه برای جلوگیری از جنگ های طویل المدت نهادی کارا بوده است و به همین دلیل اسلام این نهاد را تأیید و امضا نموده است؛ چرا که با فضائل اخلاقی سازگاری دارد.
۱-۶٫ بررسی ماهیت حقوقی ضامن جریره
پیش از بررسی این مطلب که آیا ضمان جریره عقد است یا ایقاع ابتدا لازم است به تعریف عقد و ایقاع و ارکان و شرایط آن بپردازیم.
۱-۶-۱٫ تعریف عقد و ایقاع
معاملاتی که حصول آنها بر انشاء متوقف است به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: عقود و ایقاعات. معاملاتی که متوقف بر انشای طرفین است عقد نامیده می شود. مانند بیع، اجاره، وکالت، وصایت، قرض، هبه و مانند این‏ها و معاملاتی که بر انشای طرفین متوقف نیست ایقاع نامیده می شود[۵۱] مانند طلاق، عتاق و ابراء دین و در ماهیت برخی معاملات نظیر جُعاله اختلاف نظر است که آیا عقد است یا ایقاع.
مناسب است قبل از ورود به بحث ارکان و شرایط عقد، ملاک افتراق و تمایز بین عقد و ایقاع ذکر می شود.
مشهور است عقد در اصطلاح فقهی، آن صیغه ای را گویند که از دو جانب خوانده شود یعنی مثل بیع و صلح و مانند اینها، ایجاب و قبول داشته باشد و ایقاع آن را گویند که یک جانب در آن کفایت می‏کند و برخی از دانشمندان معتقدند اگر معنای انشایی قایم به دو شخص بود عقد است و اگر قایم به یک شخص بود ایقاع است.[۵۲]
برخی در وجه اینکه عقد احتیاج به دو طرف دارد وایقاع به یک طرف، گفته اند: معنای عقد و ایقاع در اصطلاح فقه و فقها از معنای لغوی آنها گرفته شده است معنای لغوی عقد«بستن» است. عاقد چیزی به طرف مقابل می بندد و او هم باید این بستن را که امری اعتباری است قبول نماید تا بسته گردد مثلاً عاقد ملکیت خود را به مشتری مرتبط و متصل می نماید و مشتری باید این را بپذیرد تا مطاوعه حاصل شود. اما ایقاع به معنای طرح و القا کردن است و طرفِ مقابل ندارد تا از جانب او نیاز به قبول باشد گویا ایقاع کننده چیزی از خود منفک می کند و به خارج می اندازد مثلاً دین خود را از مدیون ابراء می کند از این رو از جانب مدیون نیاز به قبول ندارد.[۵۳]
به نظر می رسد میزان شناسایی و تمایز عقد از ایقاع دقیق تر از آن است که ذکر شد چون قوام عقد به دو طرف و نیاز به خواندن صیغه در عقد از دو طرف و عدم لزوم دو طرف در ایقاع مبتنی بر امر دیگری است و آن امر ملاک تمایز عقد از ایقاع است.
از مرحوم آیه ا… بروجردی در کتاب شهید مطهری کلامی در مورد افتراق عقد از ایقاع حکایت شده است که اینجا نقل می‏شود «آنجا که تصرف، مستلزم تصرف در سلطان دو طرف باشد یعنی شخص علاوه بر آنچه تحت سلطه او است، در چیزی که تحت سلطه دیگری هست نیز تصرف کند، عقد است. از این نظر دو نفر باید دخالت داشته باشند چون مالک فقط حق دارد در آنچه که در سلطه اوست تصرف کند اما اگر این امر مستلزم این باشد که در چیزی هم که در سلطه دیگری هست تصرفی صورت گیرد در این صورت او هم باید دخالت داشته باشد و چنین تصرفی قهراً دو طرفی است و عقد نامیده می‏شود. اما اگر کاری باشد که از نظر حقوقی صرفاً در سلطه یک طرف است و در سلطه طرف دیگر نیست در این صورت برای تصرف یک طرف، نیازی به قبول نخواهد بود و چنین موردی ایقاع است مثل دین، اگر کسی از فردی طلبکار باشد و می‏خواهد از طلب خود صرف نظر کند در اینجا نمی خواهد در چیزی که در سلطه دیگری هست تصرفی کرده باشد بلکه می خواهد آنچه را که مربوط به خودش هست بردارد و رفع کند بنابراین ابراء دین، ایقاع است و به قبول طرف دیگر نیازی ندارد.»[۵۴]
شهید صدر نیز کلام کوتاهی در معنای ایقاع دارد که با کلام فوق سازگاری دارد می گوید: ملاک اینکه معامله ای احتیاج به قبول ندارد این است که مشتمل بر تصرفی نیست که برخورد با سلطان و ولایت دیگری داشته باشد.[۵۵]
۱-۶-۲٫ عقد بودن ضمان جریره
ماده ۱۸۳ ق. م عقد را چنین تعریف کرده است:« عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد.»
این تعریف معیاری برای تشخیص عقد از غیر آن است و همه عقود معاوضی و غیر معاوضی را دربرمی گیرد که عنصر تعهد در آن دخیل است. بنابراین با توجه به تعریف عقد، ضمان جریره به لحاظ عرفی، عقد محسوب می شود و علاوه بر این در تبصره ماده ۳۰۷ق. م. ا نیز در مورد ضمان جریره گفته شده است کسی که با عقد ضمان جریره، دیه ضمانت دیگری را به عهده گرفته است نیز عاقله محسوب می شود.
بنابراین می توان گفت که ضمان جریره به لحاظ عرفی و قانونی، عقد به حساب می آید همچنین با توجه به تعریف عقد و ایقاع می توان گفت که ضمان جریره عقد است چرا که متوقف بر انشای طرفین است و صیغه ای است که از دو جانب خوانده می شود یعنی دارای ایجاب و قبول است. به این صورت که شخص می گوید: عاقدتک علی ان تعقل عنی و ترثنی، یعنی با تو عهد و پیمان بستم تا دیه من را به عهده بگیری و از من ارث ببری و طرف دیگر(ضامن) می گوید: قبلتُ، یعنی قبول کردم.
۱-۷٫ شرایط تحقق عقد
تحقق عقد و اعتبار قانونی آن در حقوق اسلامی بر اصول زیر استوار است.
نخست – اعتبار نفسانی طرفین قرارداد – یعنی بناء آنان بر تحقق آنچه قصد کرده اند از قبیل تملیک و تملک عین یا منفعت در مورد بیع و اجاره، بناء و قصد ایجاد علقه زوجیت در
نکاح و تعهد پرداخت دین دیگری در ضمان.[۵۶]
باتوجه به لزوم اعتبار نفسانی و نقش قصد و اراده در معنای عقد، معاملات و معاوضات را عناوین قصدی نامیده اند چون عنصر قصد و اراده در تحقق عناوین اعتباری عقود، دخیل است و تحقق این عناوین بدون قصد و اراده واقع نمی‏شود. روشن است اعتبار نفسانی از افعال نفس است و نفس با فاعلیت خود آن را ایجاد می کند.[۵۷]
دوم – انشاء اعتبار مذکور – یعنی طرفین آنچه را در درون خویش قصد کرده اند به نحوی برای یکدیگر ابراز دارند اگر آن کسی که خانه خود را می فروشد یا اجاره می دهد یا آهنگ ازدواج دارد به طرف مقابل نگوید خانه خود را به فلان مقدار به تو فروختم یا اجاره دادم یا خود را به همسری تو درآوردم و یا بر فرض، این بگوید، طرف دیگر آن را نپذیرد از نظر عرف و عقلا صادق نیست که او خانه خود را فروخت یا آن را اجاره داد یا خود را به همسری فلان کس درآورد.[۵۸]
بنابراین اراده باطنی تا زمانی که اعلام نشده و جنبه بیرونی نیافته است اثر حقوقی ندارد و قصد متعاملین پس از ابراز، منشأ اثر و محقق عنوان عقد است.[۵۹]
ماده ۱۹۱ ق.م مقرر می دارد که عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.
به لحاظ بناء عرف و عقلا و همچنین قانون، عقد زمانی تحقق می یابد که طرفین آنچه را قصد کرده اند به نحوی برای یکدیگر ابراز دارند، ابراز و اظهار ممکن است به واسطه قول یا فعل(معاطات) باشد در عقد بیعت مثلاً با گزاردن دست، بیعت کننده پیمان قلبی خود را اظهار و انشاء می نماید و این عمل خارجی نشانه تعهد و پیمان باطنی بیعت کننده است.[۶۰]

نظر دهید »
دانلود پایان نامه درباره بررسی تطبیقی فضایل اخلاقی ایمانی در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
      1. ایمان به مسیح: گام بعدی برای کسب امید از دیدگاه عهدجدید، ایمان آوردن به عیسی مسیح است «تا از ما که اوّل امیدوار به مسیح می‌بودیم، جلال او ستوده شود. » (افسسیان۱: ۱۲)، «به‌وسیله مسیح چنین اعتماد به خدا داریم. » (دوم قرنتیان۳: ۴).
      2. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. صبر: دعوت به صبر و تحمل سختی­ها و رنج­ها یک از آموزه­های عهدجدید برای به دست آوردن امید است: «اگر امید چیزی را داریم که نمی‌بینیم، با صبر انتظار آن می‌کشیم. » (رومیان۸: ۲۵)، «در مصیبتها هم فخر می‌کنیم، چونکه می‌دانیم که مصیبت صبر را پیدا می‌کند، و صبر امتحان را و امتحان امید را. و امید باعث شرمساری نمی‌شود زیرا که محبّت خدا در دلهای ما به روح‌القدس که به ما عطا شد ریخته شده است. » (رومیان۵: ۳-۵).
    1. شهامت و شجاعت: «چون چنین امید داریم، با کمال دلیری سخن می‌گوییم. » (دوم قرنتیان۳: ۱۲)، «برحسب انتظار و امید من که در هیچ چیز خجالت نخواهم کشید، بلکه در کمال دلیری، چنانکه همیشه، الآن نیز مسیح در بدن من جلال خواهد یافت، خواه در حیات و خواه در موت. » (فیلیپیان۱: ۲۰).
    • نتایج :

«امید» از آموزه­های اصلی قرآن و عهدین کریم است که قادر خواهند بود زمینه گفتمان ادیان را فراهم سازد. امید داشتن یکی از فضائل مهم در هر سه کتاب و نیروی حیات‌بخش، محرک و نشاط‌آفرین است. از دیدگاه این کتب آسمانی امید حقیقی در ارتباط با خداوند است؛ یعنی در رسیدن انسان به خداوند و غرق شدن در عبودیت و پرستش اوست. در حقیقت، امید با ایمان به خداوند و عشق به او در آدمی ایجاد و به‌واسطه رحمت الهی و تجلی صفات او در بشر تقویت می‌شود. همچنین در پرتو شناخت هدف اصلی زندگانی و آشنایی با افکار مانع و مخرب و مبارزه با آمال و آرزوهای واهی، می‌توان به حفظ و ابقای آن امیدوار بود.

    1. امید هم در قرآن و هم در عهدین، به علت تفاوت متعلق های آن، به دوصورت پسندیده و ناپسند بیان گردیده است. امید مطلوب از نظر این دو کتاب آسمانی، مربوط به اموری است که در جهت رضای الهی است و انسان را به یاد خداوند می اندازد. و امید نامطلوب، مربوط به امور دنیوی است که رضای الهی در آن لحاظ نمی گردد. امید به پروردگار زمینه پیدایش عمل صالح و بستر مناسبی برای داشتن قیامت در زندگی، تحمل سختی­ها و مشکلات در زندگی و برخورد نیکو با مستمندان را فراهم می­سازد. سیمای پسندیده امید در قرآن، در ارتباط با الله است و هیچ مفهوم عمده ای جدای ِاز خدا، در قرآن وجود ندارد. امید در راستای تکامل انسان است و تکامل انسان درقرآن، بسوی خلیفه الله و مظهر تجلی اسماء الهی است، از این رو، امید نیز در راستای تجلی صفات الهی و نهادینه شده در وجود بشر می­باشد. و تنها در دایره‌ی دنیا محدود نمی‌شود؛ بلکه آخرت آدمی را نیز فرا می‌گیرد (بهشت، رحمت، مغفرت و لقای الهی).
    1. البته هریک از کتب عهد عتیق، عهد جدید و قرآن، راه و روش مخصوصی را برای القا و تحکیم امید آدمی ارائه داده‌اند. از منظر قرآن کریم، وحی و دین برای ایجاد امید در بشر آمده تا به تکامل روحی- جسمی و سعادت دنیوی و اخروی او کمک نماید. این امید توسط ایمان و عمل صالح و همچنین پرهیز از ارتکاب معاصی (توبه، ۹/ ۷۱). محقق می‌شود؛ چراکه از منظر قرآن، امید حقیقی آن است که آدمی را به‌سوی تلاش و حرکت سوق دهد. بدین‌وسیله آدمی، محل ظهور اسمای الهی می‌گردد و به امید حقیقی و راستین؛ یعنی منزل گزیدن در جوار قرب ربوبی، نائل می‌شود. سایر اهداف همچون اهداف دنیوی نیز باید در راستای نیل به این هدف اصیل باشند. در قرآن، امید با عمل رابطه مستقیم دارد. انسان امیدوار به فضل و رحمت الهی، قابلیت خویش برای جلب رضایت و رحمت حق تعالی را با عمل به دستورهای او به اثبات می‌رساند. امید، نیروی محرک انسان به سوی کمال و تقرب الهی است.
    1. راهکارهای دیگری که به نظر قرآن، به القاء و تقویت امید در نهاد آدمی پرداخته است، عبارتند از: اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، ذکر، نماز، تلاوت قرآن، ترس از خدا، تهجد، هجرت و جهاد در راه خدا، توبه و انابه، انفاق، احسان و بخشش، عفو و گذشت، امر به معروف ونهی از منکر و وفای به عهد. راهکارهای عهدعتیق نیز برای تقویت امید عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خدا، دعا، عمل به احکام الهی و کسب حکمت.
    1. مهم­ترین تفاوتی که بین عهد عتیق و قرآن در این زمینه وجود دارد اعتقاد به معاد است. در عهدعتیق سخنی صریح از رستاخیز و بهشت به عنوان امیدی برای گرفتن پاداش در جهانی دیگر و تحمل مشکلات و سختی­ها وجود ندارد. از این­رو، عدم وجود روشن این آموزه در این کتاب، مبنای امید را در عهدعتیق دچار اعوجاج می­ کند و محیط تحلیل­های نادرست را برای بیماردلان مهیّا می­سازد و امید، در صورتی معنا پیدا می­ کند که زندگی پس از مرگ جزء اصول اساسی آن باشد. در صورتی که ایمان به معاد در قرآن، ریشه یأس‏ها و ناامیدی‏ها را که آفت جان انسان‏هاست، می‏سوزاند و انسان را امیدوار می‏سازد که هیچ‏یک از اعمال نیک او از صفحه هستی پاک نمی‏شود و مصائب و ناکامی‏هایش در این دنیا، بی‏پاسخ نخواهند ماند. شخص معتقد به معاد عقیده دارد که زندگی به این جهان ماده خلاصه نمی‏گردد، بلکه انسان پس از مرگ، زندگی دیگری در پیش دارد و در آنجا به بسیاری از خواسته‏ها و آرزوهای مناسب خود نایل می‏شود. از این‏رو، هیچ‏گونه کمبودی احساس نمی‏گردد و اگر هم انسان در این دنیا محرومیتی احساس می‏کند، با یادآوری نعمت‏های عالم آخرت بر طرف می‏گردد؛ چراکه شخص مؤمن، امیدوار است که در آن جهان از نعمت‏های الهی برخوردار شود.
    1. از دیدگاه اناجیل سه‌گانه، همانند قرآن، آدمی می‌تواند امیدوار باشد که به‌واسطه ایمان به خداوند و پیروی از شریعت و اطاعت محض از نبی خدا، به حیات جاودان و آرامش ابدی نائل گردد. با این تفاوت که قرآن کریم، از حیات اخروی بسیار سخن گفته و مؤمنان را امیدوار می‌سازد که در زندگانی اخروی هیچ‌یک از اعمال نیک دنیوی ایشان از صفحه هستی پاک نمی‌شود (غافر: ۳۹). اما در اناجیل سه‌گانه، از حیات جاودان با نام ملکوت تعبیر شده که دارای معانی گوناگون و متعلق های بسیاری است. اما چون حقیقتی روحانی است که تنها به‌واسطه ایمان، می‌توان بدان رسید، تنها بخشی از آن، واقع در عالم غیب است.
    1. در تفکرات یوحنا، مسیح سرچشمه امید است. ملکوت از آن مسیح است و امیدِ ایمان‌داران به او، به‌واسطه واقعه رستاخیز اوست. در منظر پولس، امید به‌دنبال انگاره سقوط بشر و مفهوم فدا و رستاخیز مسیح ایجاد شد. درنتیجه، این عمل مسیح، ایمان‌داران به او، می‌توانند امید داشته باشند که در برکات زندگی جاوید شرکت نمایند. مشوق و محرک این امید نیز یادآوری محبت مسیح به انسان‌هاست. بنابراین، در نگاه پولس، امید به‌معنای صبر و انتظار است. این تفکر او، تفاسیر و دیدگاه‌های مختلفی را در مسیحیت به‌دنبال داشت که از این میان، اگوستین هم با وی هم‌رأی بود. مارتین لوتر، در راستای اکتفا به ظاهر سخن پولس، فقط به ایمان نقش محوری داد. در کلیسای کاتولیک، کتاب مقدس و سنت در کنار یکدیگر معتبرند و عامل اصلی نجات آدمی و ایجاد روح امید در او، لطف الهی است و اعمال نیک و آیین‌های فیض‌بخش به‌عنوان ابزارهای مادی آمرزیدگی دارای جایگاهند.
    1. به هرحال در عهد جدید، عیسی (ع) نقشی محوری در ایجاد و تحکیم امید ایشان دارد. این آموزه در کنار اعمال نیک، دیدگاه‌های متفاوتی را برمی‌تاباند. درحالی‌که در قرآن، در کنار ایمان و عمل صالح و انجام دستورات شریعت، ایمان به تمام انبیا و تبعیت محض از پیامبر(ص) راه القا، تقویت و نیز بقای امید آدمی است که در دیدگاه شیعه این ولایت و محبت، با حبّ و ولایت امامان شیعه ادامه می‌یابد.

۴-۵- بررسی شکرگزاری در قرآن و عهدین
«شکر» یکی از فضیلت­های اخلاقی مشترک در قرآن و عهدین است که از ایمان نشأت می­گیرد. از منظر این سه کتاب مقدس، شکرگزاری، واکنشی است از طرف مخلوق به سمت خالق. خداوند در این کتاب­ها، انسان­ها را به شکرگزاری در مقابل وی به ازای نعمت­های مادی و معنوی مختلفی که به آنان اعطا نموده است، تشویق می­نماید. این اعتراف و قدردانی در برابر پروردگار به شیوه ­های مختلفی صورت می­گیرد و دارای آثار زیادی است. از این رو، این بخش از رساله درصدد است تا دیدگاه قرآن و عهدین را درباره این مفهوم جهت همزیستی مسالمت آمیز تحلیل و بررسی نماید تا نقاط اشتراک و اختلاف این کتب در این زمینه روشن گردد.
لغت شکرگزاری در کتاب مقدس از عبارت یونانی «یوکرست» (eucharisteo) گرفته شده است. این لغت همان لغتی است که در نسخه­ یونانی از عبارت بکار برده شده توسط عیسای خداوند وقتی در شام آخر پیاله­ی شراب را نزد پدر بالا برده و پدر آسمانی خود را «شکر» گفت، گرفته شده است. هم متی و هم مرقس و هم لوقا قید کرده اند که آن شب عیسای مسیح پیاله را گرفت و خدا را شکر کرد. زیرا این پیاله بود که سمبل خون او بود که برای کفاره­ی گناهان بسیاری باید ریخته می­شد. عیسای مسیح آن شب خدا را شکر گفت برای خون خود که برای این نجات عظیم الهی باید ریخته می­شد و انسان گناهکار را از مرگ ابدی رهایی می­بخشید (ون وورست، ۱۳۸۴: ۷۴-۷۵).
واژگان اعتراف، ستایش، سپاسگزاری و برکت دادن در کتاب مقدس همیشه در ارتباط با یکدیگر هستند، زیرا کارهای خدا، نقطه شروع همه آنهاست (لیون دوفر الیسوعی، ۱۹۸۶، ص۱۲۰۱). در ادامه ارتباط این واژگان، با مفهوم شکر مورد بررسی قرار می­گیرد:

    • برکت دادن

«برکت دادن» واژه­ای است که شکرگزاری در کتاب مقدس را متبلور می­سازد، و بیانگر «تبادل اساسی» میان خدا و انسان است. به برکت خدایی که به مخلوقش حیات و سلامتی می­بخشد (تثنیه۳۰: ۱۹؛ مزامیر۲۸: ۹)، انسان، خالق را شکر می­گوید (مزامیر۶۸: ۲۰ و ۲۷؛ نحمیا۹: ۵؛ اول تواریخ۲۹: ۱۰). برکت دادن، به وسیله دعا و نیایش حاصل شده و پس از رویداد واقعه، با شکرگزاری نتیجه می­یابد (لیون دوفر الیسوعی، ۱۹۸۶، ص۱۲۵۹).

    • اعتراف

شکرگزاری از اقرار و اعتراف جدا نیست (همان، ص۱۴۰۲). اقرار به ایمان، یک ودیعه حیاتی است که مستلزم حالتی عملی از آمادگی و گشاده رویی جهت پذیرش ابتکار الهی است. این حالت معمولاً از شناخت خدا به عکس العمل متعاقب آن یعنی شکرگزاری منتهی می­ شود. از این رو آمادگی نسبت به خدا هم دلیل سپاسگزاری و ستایش است و هم اِبراز آشکار آن: «در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند. ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید؛ تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید» (مزامیر۲۲: ۲۲-۲۳). اعتراف نیز همچون قدردانی و ستایش، مستقیماً به خدا خطاب می­گردد، اما بیشتر به انسان­ها مربوط می­ شود (لیون دوفر الیسوعی، ۱۹۸۶، ص۱۲۰۱). بر اساس کل تاریخ بنی­اسرائیل، اعتراف آیینی از ایمان بوده است که اعمال عظیم یهوه برای قومش را در شکرگزاری اعلام می­کردند، به عبارت دیگر، ایمان واقعی عبارت بود از اقرار به شکرگزاری (لیون دوفر الیسوعی، ۱۹۸۶، ص۱۴۰۲).
شخص با فریاد و استغاثه به سوی خدا، در عین اعتراف به گناهانش، خدا را می­ستاید. با اعتراف کردن، گناهان فرد تصدیق می­ شود و با ستایش خدا، بخشایش پرفیض خداوند را تصدیق می­ کند: «ای همه خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم. به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود. اگر بدی را در دل خود منظور می‌داشتم، خداوند مرا نمی‌شنید. لیکن خدا مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده. متبارک باد خدا که دعای مرا از خود، و رحمت خویش را از من برنگردانیده است. » (مزامیر۶۶: ۱۶-۲۰).
از میان مزامیر داود، مزمور ۵۱ معروف به مزمور توبه و مزمور ۳۲ معروف به مزمور شکرگزاری و توبه می­باشد. آنچه در این مزمور از داود برای ما به جای مانده است، بدین قرار است که: وقتی داود با بتشبع همسر اوریاء فرمانده­ی برجسته­ی خود همبستر شد، و نقشه­ی قتل اوریاء را ریخت، مدت زمانی گذشت تا داود به گناه خود اعتراف کند. وقتی ناتان نبی گناه داود را به او گفت، داود حتی لحظه‏ایی آن را کتمان نکرد. آن را نپوشانید. از دست ناتان خشمگین نشد. فرار نکرد. آن را سرسری نگرفت. بلکه بلافاصله اعتراف کرد که: «به خداوند گناه کرده‏ام. » (دوم سموئیل ۱۲: ۱۳). و خداوند هر چند ثمره­ی گناه داود را در زندگی او هرگز برنداشت و داود برای گناهی که مرتکب شده بود جریمه‏ایی سنگین را پرداخت نمود، اما خداوند گناهان او را آمرزید. مزمور ۵۱ از دل اندوهبار و توبه کار داود سخن می­گوید. مزمور ۳۲ هم یادمان خاطرات تلخ داود از گناه خویش می­باشد. در همان ابتدای مزمور آمده است: «خوشا به حال کسی که عصیان او آمرزیده شده و گناه وی مستور گردید. خوشا به حال کسی که خداوند به وی جرمی در حساب نیاورد. »

    • سپاسگزاری

سپاسگزاری به معنی قدردانی است که سرچشمه شکرگزاری است: «زیرا چه شکرگزاری به خدا توانیم نمود به‌سبب این همه خوشی که به حضور خدا درباره شما داریم» (اول تسالونیکیان۳: ۹)، «و پدر را شکر گزارید که ما را لایق بهره میراث مقدّسان در نور گردانیده است» (کولسیان۱: ۱۲).

    • ستایش

ستایش اعتراف به عظمت خداست (ر.ک: اشعیا۱۲: ۴ و ۵؛ ارمیا۳۱: ۷؛ مزامیر ۸۹: ۲). در کتاب مقدس، ستایش و سپاسگزاری به طور مکرر در یک روح و در متونی همسان ذکر شده ­اند. در واقع خدا در تمامی نیکویی و محبت خویش به بنی آدم، خود را شایسته ستایش نشان می­دهد. در نتیجه ستایش کاملاً به طور طبیعی تبدیل به سپاسگزاری و متبارک خواندن می­ شود که در متون زیادی ذکر شده ­اند: «و تو را در جماعتِ بزرگ ستایش خواهم گفت. ترا در میان قوم عظیم سپاس خواهم خواند. » (مزامیر۳۵: ۱۸)، «و نام خدا را با سرود ستایش خواهم خواند و او را با سپاس تعظیم خواهم نمود. » (مزامیر۶۹: ۳۱)، «و بر یکدیگر می‌سراییدند و خداوند را تسبیح‌ و حمد می‌گفتند، که‌ «او نیکوست‌ زیرا که‌ رحمت‌ او بر اسرائیل‌ تا ابدالاباد است‌» و تمامی‌ قوم‌ به‌ آواز بلند صدا زده‌، خداوند را به‌ سبب‌ بنیاد نهادن‌ خانه‌ خداوند، تسبیح‌ می‌خواندند. » (عزرا۳: ۱۱).
ستایش و سپاسگزاری، هر دو با اعتراف به عظمت خدا جلال وی را می­سرایند: «برای‌ خداوند جلال‌ را توصیف‌ نمایند و تسبیح‌ او را در جزیره‌ها بخوانند!» (اشعیا۴۲: ۱۲)، «برای ستایش جلال فیض خود که ما را به آن مستفیض گردانید» (افسسیان۱: ۶و ۱۲ و ۱۴).
۴-۵-۱- شکرگزاری در قرآن
واژه­ی «شکر» در لغت به معنای شناخت و تشخیص احسان و نیکی (فراهیدی، ۱۴۱۰، ج۱: ۲۹۲؛ ابن­منظور، ۱۴۱۴، ج۴: ۴۲۳)؛ و انتشار آن و ستایش نیکوکار به خاطر نیکی که در حق فرد انجام داده است، می­باشد (ابن­منظور، ۱۴۱۴، ج۴: ۴۲۳-۴۲۴). و شکر فقط در مقابل نعمت و بذل است؛ چنانکه فرموده: «شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ» (نحل، ۱۶/ ۱۲۱) (قرشی۱۳۷۱، ج۴: ۶۲). شکر نسبت به خداوند، تصور نعمت و اظهار آن (راغب، ۱۴۱۲: ۴۶۱) و اعتراف به نعمتش و انجام هر آن چه که واجب کرده از جمله اطاعت و ترک معصیت (طریحی، ۱۳۷۵، ج۳: ۳۵۴)، همراه با تجلیل و تعظیم است (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج۴: ۴۰۰). ضدّ آن کفر است، یعنی: فراموشی نعمت و پنهان کردن آن (راغب، ۱۴۱۲: ۴۶۱). از دیدگاه قرآن نیز، شکر نعمت که خود در حقیقت استعمال نعمت است به نحوی که احسان منعم را یادآوری و اظهار می‏کند، به ایمان و تقوی باز می­گردد و نقطه­ی مقابل «کفر» قرار می­گیرد (همان؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۲: ۲۲). معنای اصلی ریشه­ «کفر» به معنای «پوشیدن» و «نهان ساختن» است، به ویژه در بافت­هایی که مربوط به اعطا و دریافت موهبت­ها یا نعمت­ها می­ شود، این واژه معنای پنهان داشتن یا نادیده گرفتن نعمت­ها دارد و در نتیجه مفهوم «ناسپاسی» و «ناشکری» می­یابد (ایزوتسو، ۱۳۶۰: ۱۴۸).
آیات چندی از قرآن کریم نیز دالّ بر مطلب فوق است، از جمله: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئنِ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئنِ کَفَرْتمُ‏ْ إِنَّ عَذَابی لَشَدِید» (ابراهیم، ۱۴/ ۷)؛ «قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبی‏ِ لِیَبْلُوَنی ءَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبی‏ِ غَنی‏ٌّ کَرِیمٌ» (نمل، ۲۷/ ۴۰)؛ «إِن تَکْفُرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَنی‏ٌّ عَنکُمْ وَ لَا یَرْضی‏ لِعِبَادِهِ الْکُفْرَ وَ إِن تَشْکُرُواْ یَرْضَهُ لَکُمْ» (روم، ۳۹/ ۷)؛ «فَاذْکُرُونی‏ أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی‏ وَ لا تَکْفُرُونِ» (بقره، ۲/ ۱۵۲) و … .
شکر نعمت به این است که همواره منعم در نظر گرفته شود و نعمت در جایگاه خویش به مصرف برسد یا استفاده گردد. خداوند از بندگان می­خواهد تا نسبت به نعمت­هایش کفر نورزند، با سرکشی نعمت­هایش را پنهان نکنند و به آنها بی­توجه نباشند (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۱: ۴۳۱؛ قشیری، بی­تا، ج۱: ۱۳۸؛ میبدی، ۱۳۷۱، ج۱: ۱۳۸).
واژه­ی «شکر» با مشتقاتش ٧۵ بار در قرآن آمده است که هم به صورت فعل است و هم اسم. در اشتقاق فعلی به صورت ماضی «شکر» و مضارع «یشکرون» و هم امر «اشکروا» به کار رفته است. در همه این موارد صیغه مجرد آن به کار رفته است. در اشتقاق اسمی، از صفت مشبهه: «شاکرین»، اسم مفعول: «مشکور»، صیغه مبالغه: «شکور» و مصدر: «شکر» و «شکور» آن استفاده شده است.
در قرآن کریم پس از اشاره به برخی از نعمت­های الهی، منعمان مکلّف و موظف به شکرگزاری در برابر آن شدند. در جایی می­فرماید: که سپاس من را به جا آورید و از ناسپاسی دوری کنید: «وَ اشْکُرُواْ لی وَ لَا تَکْفُرُون‏» (بقره، ۲/ ۱۵۲)، یا می­فرماید اگر تنها خداوند را عبادت می­کنید، در برابر نعمت­های فراوانی که به شما عطا فرموده است، سپاس آن را به جا آورید: «وَ اشْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون‏» (نمل، ۱۶/ ۱۱۴)، یا اینکه هم زمان با امر به استفاده از نعمت، خواستار سپاس­گزاری در برابر آن می­ شود: «کلُُواْ مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُواْ لَهُ» (سبا، ۳۴/ ۱۵) و بالاخره انسان­ها را به خاطر خودداری از شکرگزاری، مورد بازخواست قرار می­دهد: «فَلَوْ لَا تَشْکُرُون‏» (واقعه، ۵۶/ ۷۰).
در برخی از آیات نیز یکی از اهداف اعطای نعمت، شکرگزاری در برابر خداوند معرفی شده است بدون این ظاهراً امر و نهی­ای صورت گیرد. برای مثال پس از یادآوری نعمت­هایی چون عفو و بخشش، حیات دوباره در دنیا، اتمام نعمت، تسخیر دریا برای انسان، و آفرینش انسان و انعام اعضا و جوارح به او (بقره، ۲/ ۵۲ و ۵۶؛ مائده، ۵/ ۶؛ نحل، ۱۶/ ۱۴ و ۷۸). که هدف از اعطای آن­ها را شکرگزاری انسان معرفی می­نماید: «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏» (نمل، ۱۶/ ۷۸)؛ تعبیر «لَعَلَّ» به معنای «شاید» با آن که شکر واجب است، از این جهت است که شکر در عین حال که تشریعاً واجب است، تکویناً اختیاری است (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج۴: ۳۹۹).
بر اساس آیات قرآن کریم و سفارشاتی که در رابطه با شکرگزاری شده است، می­توان شکرگزاری را به چهار نوع تقسیم نمود، که در این قسمت این شکرگزاری­ها مورد بررسی قرار می­گیرند:
الف. شکرگزاری بنده در برابر خالق: با توجه به این که شکر منعم، بر بهره­مند از نعمت واجب است، پس شکرگزاری از خداوند که ولی نعمت­هاست بر انسان واجب است (همان، ج۸: ۶۰۲). به این منظور، خداوند ضمن آیاتی پس از نام بردن از نعمت­ها، بهره­مندان از نعمت را به صراحت، به شکرگزاری در برابر خود امر می­نماید: «وَ اشْکُرُواْ لی‏» (بقره، ۲/ ۱۵۲)؛ شکر مطلق خدای تعالی، یاد خدا بدون نسیان، و اطاعتش بدون معصیت است (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۴: ۳۸)، به طوری که مدعیان ایمان و عبادت را به انجام آن توصیه می­ کند: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ اشْکُرُواْ لِلَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون‏» (بقره، ۲/ ۱۷۲)؛ یعنی اگر فقط خدا را عبادت می­کنید و موحّد هستید باید شاکر باشید. البته در ضمن آن به موحّد بودن در شکر نیز امر می­نماید تا با توحید عبادی آنان هماهنگ باشد (همان: ۶۰۹).
ب: شکرگزاری بنده در برابر نعمت: نوع دیگر شکرگزاری، سپاس گزاری بنده در برابر نعمت است. قرآن کریم طی آیاتی پس از یادآوری نعمت­های الهی، از بهره­مندان از نعمت می­خواهد که شکر آن را به جا آورند: «وَ اشْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون‏» (نمل، ۱۶/ ۱۱۴).
قرآن کریم از ابراهیم (ع) به عنوان شکرگزار در برابر نعمت یاد می­نماید: «شَاکِرًا لّأَِنْعُمِهِ اجْتَبَئهُ وَ هَدَئهُ إِلی‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیم» (نحل، ۱۶/ ۱۲۱)، که دلیل برگزیده و هدایت شدنش را همین عمل شکرگزاری معرفی می­نماید (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۲: ۳۶۸). مقام شکرگزاری در برابر نعمت از چنان اهمیتی برخوردار است که حضرت سلیمان (ع) از خدا درخواست می­کندکه او را بر انجام آن راهنمایی نماید: «وَ قَالَ رَبّ‏ِ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلی‏َّ وَ عَلی‏ وَالِدَی وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَئهُ وَ أَدْخِلْنی بِرَحْمَتِکَ فی عِبَادِکَ الصَّلِحِینَ» (نمل، ۲۷/ ۱۹).
این شکرگزاری هم شامل نعمت­های ظاهری و مادّی مانند اعضا و جوارح و حواس بدنی: «وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَرَ وَ الْأَفِْدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (نحل، ۱۶/ ۷۸)، زندگی بر روی زمین و روزی: «وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَیِشَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُون‏» (اعراف، ۷/ ۱۰)، شب و روز، دریا و مواهب آن، تسخیر چارپایان و جنّ، آب قابل شرب و غیره می­ شود (قصص، ۲۸/ ۷۳؛ نحل، ۱۶/ ۱۴؛ حج، ۳۶/ ۲۲؛ سبا، ۳۴/ ۱۳؛ واقعه۵۶، ۶۸-۷۰) و هم شامل نعمت­های باطنی و معنوی، مانند عقل و روح و حواس باطنی که تحت عنوان «افئده» قرار می­گیرند (ابراهیم، ۱۴/ ۳۷)، هدایت: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا» (انسان، ۷۶/ ۳)، یاری الهی: «وَ لَقَدْ نَصرََکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏» (آل­عمران، ۳/ ۱۲۳)، بعثت انبیا و حکمت (لقمان، ۳۱/ ۱۲؛ آل­عمران، ۳/ ۱۴۴) و دیگر موارد می­ شود.

نظر دهید »
دانلود منابع دانشگاهی : پژوهش های انجام شده در رابطه با بررسی تعارض قوانین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ج) هر کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل کالاها ازطریق ریل، تا جایی که کنوانسیون مذکور مطابق با مقررات خود، به حمل‌ونقل کالایی که ازطریق دریا به‌عنوان مکمل برای حمل‌ونقل ریلی حمل می‌شود، اعمال می‌شود؛

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

د) هر کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل کالاها ازطریق آبراه‌های داخلی، تا جایی که کنوانسیون مذکور مطابق با مقررات خود، به حمل‌ونقل کالایی که بدون انتقال آن از یک کشتی به کشتی دیگر هم ازطریق رودخانه و هم ازطریق دریا حمل می‌شود، اعمال می‌شود.
از آنجایی که این شروط تأثیر بسزایی در قواعد حقوق حمل‌ونقل قابل اعمال در دعواهای مرکّب به‌ خصوص مورد آخری که ذکر شد، داشته در بخش‌های بعد به تفصیل شرح داده خواهد شد.
بعد از مادۀ (۲) ۳۰ کنوانسیون وین که مبیّن آزادی قراردادی طرف‌های قراردادی برای تنظیم قوانین راجع به تقدّم است، می‌توان گفت که مادۀ (۳) ۳۰ و (۴) کنوانسیون مشتمل بر قواعد جانشینی‌اند،[۵۱] تنها زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که معاهدۀ مسائل راجع به تقدّم و اولویت اسناد را مشخص نسازد. مادۀ (۳) ۳۰ و (۴) کنوانسیون وین تدوین اصول کلی و حقوق عرفی راجع به تقدّم و اولویت معاهدات می‌باشد. وقتی تفاوت بین طرف‌های معاهدۀ قبلی و معاهدۀ جدید در یک موضوع در جایی که فقط بعضی از طرف‌های معاهدۀ قبلی در معاهدۀ بعدی در همان موضوع هستند را مشخص کنیم، می‌توان به راه‌حل مناسبی دست یافت. دستۀ اول در مادۀ (۳) ۳۰ به این صورت آمده که قانون جدید قانون قدیم را نسخ می‌کند،[۵۲] همان طور که متن ماده مبیّن اولویت قاعدۀ جدیدتر بر قاعدۀ متعارض قبلی است:
«وقتی همۀ طرف‌های معاهدۀ قبلی طرف معاهدۀ بعدی بوده، اما معاهدۀ قبلی طبق مادۀ ۵۹ خاتمه نیافته یا اعمالش معلق نشده، معاهدۀ قبلی تنها تا آن حدی که مقرراتش با معاهدۀ جدید سازگار باشد، اجرا می‌شود.»
بالطبع قانون جدیدتر منعکس‌کنندۀ اوضاع‌ و احوال جدیدتر بوده و خواسته‌های بازیگران ذی‌ربط را بهتر منعکس می‌سازد. درضمن طرف‌‌های قراردادی در اصلاح موافقت‌نامه یا معاهدۀ بعدی آزادند. بنابراین، اعمال غیرتبعیض‌آمیز قانون مقدّم منجر به نتایج ناخواسته‌ای هم می‌شود و برای مسئلۀ مربوط به قاعدۀ آمره، غیرقابل قبول به نظر می‌رسد که اجازه دهیم تعهد بعدی، تعهد قبلی را نسخ کند؛ به‌ خصوص اگر تعهدات بعدی طرف‌های متفاوتی داشته باشد- مثل قراردادهای بین‌المللی حمل‌ونقل- یا ذی‌نفعان متفاوتی از تعهد قبلی داشته باشد.[۵۳] به همین دلیل است که مادۀ ۳۰ پارگراف چهار می‌گوید: دارنده تقدّم در تعارض‌هایی است که همۀ طرف‌های معاهدۀ قبلی، طرف معاهدۀ بعدی نیستند. باتوجه‌به مسائل گفته‌شده، تعارض بین رژیم‌های حمل‌ونقل بین‌المللی، سناریوی محتملی به نظر می‌رسد. درست است که فرض بگیریم کنوانسیون‌های حمل‌ونقل فعلی دقیقاً اعضای مشابه نداشته و در آینده هم هیچ‌یک از کنوانسیون‌های حمل‌ونقل دقیقاً طرف‌های مشابه کنوانسیون‌های قبلی نخواهند داشت. نه حتی کنوانسیون مونترال با همۀ پروتکل‌هایش که به قصد جانشین‌شدن بر رژیم ورشو تدوین شده بود، تمامی طرف‌های رژیم حمل‌ونقل هوایی قبلی را جمع نکرده بود، نه تجدیدنظر آخر COTIF بر پایۀ پروتکل ۱۹۹۹ قادر بوده که تمامی طرف‌های COTIF 1980 را گرد هم آورد.[۵۴]
مادۀ (۴) ۳۰ مشخص می‌دارد وقتی طرف‌های معاهدۀ بعدی که شامل تمامی طرف‌های معاهدۀ مقدّم نیستند:
(۱) بین دولت‌های طرف هر دو معاهده، معاهدۀ مقدّم تنها تا حدودی که مقرراتش مطابق با معاهدۀ مؤخر است به اجرا در می‌آید؛
(۲) بین دولتی که طرف هر دو معاهده است و دولتی که تنها طرف یکی از آن‌هاست، معاهده‌ای که هر دو طرف آن هستند بر حقوق و تعهدات متقابل آن‌ها حاکم خواهد بود.»
به بیان عام، دولت‌های درگیر دولت محل سکونت مدعی و دولتی است که طرف مخاطب در آن سکونت دارد که هر دو می‌تواند یک دولت باشد. در حقوق حمل‌ونقل، وقوع این امر مشکل است. در خصوص حمل‌ونقل بین‌المللی دولت‌های منظور مادۀ ۳۰ درنتیجۀ ویژگی‌های خاص یک قرارداد، مشخص شده تا ویژگی‌های طرفین قرارداد. به‌منظور شفاف‌سازی دراین‌خصوص باید بین مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون وین و مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب، تفاوت قائل شد. همانند مادۀ (۴) ۳۰ وین، مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب عبارت دولت‌ها را در خصوص مقررات معاهداتی متعارضه کار می‌برد. مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب که حاوی مقرره (حل تعارض بین کنوانسیون‌هاست)، مشخص می‌دارد که برای دولت‌های مشخص حقوق حمل‌ونقل واحد، کنوانسیون مرکّب در خصوص انواع خاصی از حمل‌ونقل اعمال نخواهد شد.
«حمل‌ونقل کالا، به‌عنوان نمونه، حمل‌ونقل بین‌المللی کالا ازطریق جاده‌ای مطابق مادۀ ۲ کنوانسیون ۱۹مه۱۹۵۶ ژنو، یا حمل‌ونقل کالا ازطریق راه‌آهن مطابق مادۀ ۲ کنوانسیون ۷فوریۀ۱۹۷۰ برن، برای کشورهای عضو کنوانسیون حاکم بر این انواع حمل‌ونقل هستند، ازنظر بند ۱ مادۀ ۱ این کنوانسیون یک حمل‌ونقل مرکّب در محسوب نشده، از این جهت که کشورهای مزبور ملزم به اجرای مقررات این کنوانسیون‌ها بر این انواع حمل‌ونقل هستند.»
در خصوص استفاده از عبارت «برای دولت‌ها» دایموند می‌گوید:
«به عقیده من این اوضاع و احوال مشکلاتی را در پی دارد. فرضاً قصد نشده که استثنای مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد محدود به مواردی شود که طرف‌های قراردادی خودشان طرف قرارداد مربوط حمل‌ونقل بوده است؛ اما اگرنه، چه ارتباطی بین یک یا دو طرف خصوصی قرارداد حمل‌ونقل و یک یا چند کشور طرف کنوانسیون‌های حمل جاده‌ای کالا یا پروتکل اصلاحی کنوانسیون حمل ریلی لازم است؟ می‌توان پرسید که «مقر اصلی فعالیت» طرف خصوصی کجاست (به مادۀ (۲) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد بنگرید)؟ یا آیا کسی ملاک وسیع‌تری از اقامت را به کار می‌گیرد؟ یا اینکه می‌توان از معیارهای شهروندی، سکونت یا اقامت صرف‌نظر کرد و تنها به دولت‌های آغازگر و پایان‌بخش حمل‌ونقل توجه نمود؟[۵۵]
وقتی نوبت به حقوق حمل‌ونقل بین‌المللی می‌رسد اختیاری که دایموند گفت بهترین راه‌حل به نظر می‌رسد. دلیل آن این است که اعمال حقوق حمل‌ونقل واحد، اول و بیشتر از همه به ملاک‌های جغرافیایی حمل‌ونقل مورد توافق بستگی دارد.[۵۶] محدودۀ اعمال قواعد کنوانسیون‌های حمل‌ونقل عموماً مربوط به قراردادهای بین‌المللی حمل‌ونقل است و «حمل‌ونقل بین‌المللی» لفظاً به معنای حمل‌ونقل از یک کشور به کشور دیگر است. به عبارت دیگر، در راستای کنوانسیون‌هایی چون کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا، کنوانسیون حمل ریلی، کنوانسیون مونترال و بقیه در جایی که محل تحویل کالا یا محلی که برای تحویل مقرر شده در دو کشور مختلف است، اعمال می‌گردد.[۵۷] برخی از معاهدات حقوق حمل‌ونقل مثل کنوانسیون حمل جاده‌‌ای کالا و کنوانسیون حمل ریلی، صرف‌نظر از محل سکونت و ملیت طرفین محل تحویل را ملاک قرار داده‌اند.[۵۸] بنابراین این کنوانسیون‌ها حتی اگر قرارداد حمل‌ونقل بین دو تبعه از دولت یا دولت‌هایی که طرف کنوانسیون نیستند، یا در دولت‌هایی که طرف کنوانسیون نیستند سکونت داشته باشند، منعقد گردد مادامی‌که محل تحویل یا بارگیری در یکی از کشورهای عضو باشد، اعمال خواهند شد. اگر رژیم جاده‌ای مورد توافق از اسپانیا آغاز شده و در لهستان خاتمه یابد، حتی اگر فرستنده و متصدی، ساکن کانادا باشند، عملاً این بدان معناست که برای مثال کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا اعمال می‌گردد؛ و از آنجایی که ماهیت قرارداد باتوجه‌به موضوع خودش تعیین می‌شود، چراکه مربوط به حمل‌ونقل است نه طرفین قراردادی، طرفین مذکور در مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون وین وقتی نوبت به کنوانسیون‌های حمل‌ونقل می‌رسد، باید به موضوع قرارداد وفادار باشند نه طرف‌های قراردادی. کونینگ این مسئله را روشن می‌سازد که آیا کنوانسیون مونترال یا یکی از نسخه‌های سیستم ورشو که در خصوص قرارداد حمل‌ونقل خاصی اعمال می‌شود، با تعیین دولت‌های محل حرکت و دولت‌های مقصد، حل می‌شود.[۵۹] از میان این رژیم‌ها جدیدترین رژیم آن است که دولت‌های مشترک در خصوص حمل‌ونقل هوایی اعمال کرده‌اند.
در خصوص مثال گفته‌شده، حمل محمولۀ سیگار مورد قرارداد بوده و سیگارها باید با قایق از سوییس به آلمان حمل شده و از آنجا با قطار به جمهوری چک برده شوند؛ هم کنوانسیون حمل ریلی و هم کنوانسیون بوداپست در خصوص خسارتی که در مرحله حمل با قایق رخ می‌دهد اعمال می‌گردد.[۶۰] اگر چنین خسارتی وارد آید اعمال مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون وین به این معناست که اول باید محلی که در کنوانسیون مشترک بین آلمان و سوئد به‌عنوان محل بارگیری و محل تحویل در مرحلۀ آب‌های داخلی مقرر شده، معیّن شود. از آنجایی که هر دوی این دولت‌ها طرف کنوانسیون بوداپست و کنوانسیون حمل ریلی بوده، لازم است که تعیین کنیم کدام‌یک از این کنوانسیون‌ها معاهدۀ مؤخر می‌باشند. در خصوص مرحلۀ حمل‌ونقل آب‌های داخلی قواعد کنوانسیون بوداپست تقدّم دارد و مؤخر است. اعمال قاعدۀ مؤخر موجب می‌شود که در خساراتی که طی مرحلۀ حمل با قایق رخ داده رژیم ریلی اعمال گردد؛ و این به این دلیل است که این رژیم بعد از رژیم آب‌های داخلی به مرحله اجرایی رسیده است.
مسئلۀ دیگری که هنگام اعمال مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون وین مطرح می‌گردد یا حتی زمان تلاش برای اعمال قاعدۀ قانون مؤخر، این است که درواقع این مورد با حوزه‌های وسیع اعمال کنوانسیون‌های حمل‌ونقل فعلی ناسازگار است. برای مثال اگر قرار باشد که کالاها ازطریق جاده از سوریه به ترکیه حمل شده و از آنجا هوایی به پاناما برود، کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا بر دعوای خسارتی که قبل از تحویل کالا به خط هوایی برای پرواز به پاناما در فرودگاه ترکیه به کالا وارد شود، حاکم نمی‌شود. مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون وین این موضوع را تأیید نمی‌کند. طبق مادۀ ۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا و مادۀ ۱۸ کنوانسیون مونترال، در خصوص چنین خسارتی هر دو کنوانسیون‌های حمل‌ونقل هوایی و جاده‌‌ای اعمال می‌گردد.[۶۱] اگر مادۀ (۴) ۳۰ اعمال گردد، کنوانسیون حمل جاده‌‌ای کالا دیگر اعمال نمی‌گردد؛ زیرا که سوریه عضو کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا نیست. براساس مادۀ (ب) (۴) ۳۰ کنوانسیون وین، کنوانسیون مونترال در خصوص ضرر یا خسارتی که در مرحلۀ جاده‌ای وارد شده اعمال می‌گردد و کنوانسیون حمل جاده‌‌ای کالا اعمال نمی‌شود.
این مثال‌ها نشان می‌دهد که هرچند مادۀ ۳۰ کنوانسیون وین می‌تواند در خصوص تعارض‌های مربوط به حمل‌ونقل مرکّب که ناشی از تعارض بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل است اعمال گردد، اما ایده‌آل‌ترین راه‌حل نیست. به دلیل رابطۀ نامناسب بین مادۀ ۳۰ و حقوق حمل‌ونقل واحد، پیش‌نویس‌کنندگان برخی از کنوانسیون‌های حمل‌ونقل تصمیم گرفتند تا مسائل را حل نمایند و درمورد احتمال موفقیت آن بعداً صحبت خواهیم کرد. لازم به ذکر است که مادۀ (۲) ۳۰ کنوانسیون وین درمورد مقررات راجع به تعارض کنوانسیون‌ها ساکت است.
۲-۲- حل تعارض مقررات کنوانسیون‌ها
در این مبحث ابتدا به بیان تاریخچۀ کوتاهی از شکل‌گیری کنوانسیون‌های موجود و بعد از آن در چهار گفتار به بررسی حل تعارض بین مقررات این کنوانسیون‌ها می‌پردازیم.
۲-۲-۱- حل تعارض کنوانسیون مونترال و قواعد رتردام
در خصوص تعارض‌های حقوق حمل‌ونقل در این بخش، مادۀ ۵۵ کنوانسیون مونترال و مادۀ ۸۲ قواعد رتردام مورد بحث می‌باشد.
مادۀ ۵۵ مونترال به وضوح برای کنوانسیون‌های حمل‌ونقل هوایی بین‌المللی تدوین شده است.[۶۲] این کنوانسیون بین کنوانسیون جدیدتر مونترال و بخش‌های مختلف سیستم ورشو ارتباط برقرار کرده است، در کل، باعث می‌شود که رژیم مونترال بر همۀ اسناد ورشو مادامی‌که حمل‌ونقل بین‌المللی بوده و محل بارگیری یا تحویل در دولت‌هایی که طرف کنوانسیون مونترال هستند واقع شده باشد، حاکم باشد. درنتیجه، مادۀ ۵۵ کنوانسیون مونترال نسبت به مقررات قبلی حل تعارض کنوانسیون‌ها نسبتاً محدودتر است. اگر تعارض، مربوط به موردی غیر از حقوق حمل هوایی، مثل تعارض بین مونترال و کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا باشد، لازم است قواعد کنوانسیون وین در حقوق معاهدات تعیین ‌نماید که کدام‌یک اولویت دارند. وقتی تعارضات به قواعد حمل‌ونقل هوایی مربوط باشد، این ماده اثری نداشته اگر یکی از دولت‌های درگیر طرف کنوانسیون مونترال باشد.
درضمن، این ماده به‌عنوان سلاحی در مقابل تکه‌تکه‌شدن حقوق حمل‌ونقل هوایی ناکارآمد است. هرچند که کنوانسیون مونترال به قصد جانشین‌کردن بر سیستم منقضی و پیچیدۀ ورشو طرح گردید، اما مادۀ ۵۵ کنوانسیون مونترال دراین‌خصوص کمکی نمی‌نماید؛ زیرا که به اسناد حقوق حمل‌ونقل‌هایی متنوع اجازه می‌دهد تا در کنار یکدیگر همزیستی داشته باشند. این امر به گونۀ اجتناب‌ناپذیری منجر به کثرت رژیم‌های حقوقی مشابه شده و پریشانی و اختلاف‌های احتمالی را در پی دارد.[۶۳]
به‌موجب بندهای چهارگانه مندرج در مادۀ ۸۲، فرض تعارض در قلمرو اجرا با چهار دسته از کنوانسیون‌ها پیش‌بینی شده است که در مقام حل تعارض، تحت شرایط مندرج و مستنبط از این ماده، بر کنوانسیون رتردام ترجیح داده می‌شوند. این کنوانسیون‌ها ناظر بر شیوه‌های مختلف حمل‌ونقل می‌باشند که یکی از انواع آن کنوانسیون‌های حاکم بر حمل‌ونقل کالاها ازطریق هوا می‌باشد.
با وجود تصویب کنوانسیون مونترال که قواعد و مقررات پراکندۀ ناظر بر حمل‌ونقل هوایی را یکپارچه ساخته و از سال ۲۰۰۳ نیز لازم‌الاجرا شده است، کنوانسیون بین‌المللی راجع به یکنواخت‌کردن برخی مقررات مربوط به حمل‌ونقل بین‌المللی کالاها ازطریق هوا مصوب ۱۹۲۹، معروف به کنوانسیون ورشو، هنوز در بسیاری از کشورها ازجمله کشور ما اعمال می‌شود و تا زمانی که کشورهای متعاهد و عضو آن، کنوانسیون مونترال را تصویب نکنند کماکان قابل اعمال خواهد بود. کنوانسیون ورشو در بند ۳ مادۀ ۱۸ وبند ۱ مادۀ ۳۱ حاوی مقرراتی است که اعمال آ نها با کنوانسیون رتردام تعارض ایجاد می‌کند. بند ۳ مادۀ ۱۸ مقرر می‌دارد: «دورۀ حمل هوایی به هرگونه حمل‌ونقل ازطریق زمینی، دریایی یا رودخانه‌ای که خارج از فرودگاه صورت می‌گیرد، گسترش داده نمی‌شود. با وجود این، اگر چنین حمل‌ونقلی در راستای اجرای قرارداد حمل‌ونقل هوایی صورت گرفته باشد، چنانچه خسارتی روی دهد، چنین فرض می‌شود که درنتیجۀ حادثه‌ای روی داده که در جریان حمل هوایی صورت گرفته است.»
بند ۱ مادۀ ۳۱ مقرر می‌دارد: «درمورد حمل‌ونقل مرکّبی که قسمتی از آن ازطریق هوا و قسمت دیگر ازطریق هر شیوۀ دیگر حمل‌ونقل صورت گرفته، مقررات این کنوانسیون به شرطی که حمل‌ونقل هوایی مشمول شرایط مادۀ ۱ باشد، نسبت به آن بخش اعمال می‌شود.»
همان طور که ملاحظه کردیم، مادۀ ۱۸ ناظر بر حمل‌ونقل غیرهوایی است که در داخل فرودگاه صورت می‌گیرد که در اینجا به تجویز بند ۱ مادۀ ۸۲، اولویت به کنوانسیون ورشو داده شده است. اما مادۀ ۳۱ بر حمل‌ونقل هوایی که در خارج از فرودگاه ناظر بوده و در یک حمل‌ونقل مرکّب که قسمتی از آن ازطریق هوایی صورت گرفته است اعمال می‌شود. اینجا به نظر می‌رسد به‌وسیلۀ مادۀ ۲۶ نیز می‌توانیم تفسیر کنیم و در خصوص حمل هوایی، کنوانسیون ورشو را حاکم بدانیم. درواقع، در این مورد کنوانسیون ورشو را بر تمام حمل حاکم نمی‌دانیم؛ بلکه در خصوص بخش حمل هوایی، مقررات ورشو را قابل اعمال دانسته‌ایم.
۲-۲-۲- پروتکل ویزبی[۶۴]
مادۀ ششم پروتکل ویزبی مقررۀ مستقیمی نیست. این ماده مقرر می‌دارد:
«بین طرف‌های این پروتکل، کنوانسیون و پروتکل به‌عنوان یک سند جداگانه تفسیر و تعبیر خواهند شد. طرف این پروتکل ملزم به اعمال مقررات آن پروتکل در خصوص بارنامۀ صادره در دولتی که طرف این کنوانسیون بوده اما طرف پروتکل نیست، نمی‌باشد.»
قسمت اصلی ماده، جملۀ دوم بوده که می‌گوید: دولت‌های طرف قواعد ژنو با امضای پروتکل، تهدیدی را علیه خود انجام نداده‌اند. نتایج اعمال مادۀ ۶ پروتکل کاملاً شبیه نتایج اعمال مادۀ (ب) (۴) ۳۰ وین خواهد بود. مسئلۀ اصلی این است که بین دولت‌هایی است که هر دو به پروتکل پیوسته‌اند، مقررات ژنو-ویزبی اعمال و بین دولت‌هایی که تنها پروتکل را امضا نموده‌اند، اما چون هر دو طرف قواعد ژنو هستند، مقررات ژنو اعمال می‌گردد. بنابراین در صورت تعارض، قواعد ژنو اولویت دارد.[۶۵] این مورد مطابق با حقوق بین‌الملل عمومی و مادۀ ۴۱ کنوانسیون وین است؛ زیرا که مجاز نیست هیچ موافقت‌نامۀ اصلاحی تا اجرای مؤثر موضوع و هدف معاهدۀ اولیه را به‌طورکلی از بین ببرد.
هرچند هر دو مادۀ ۵۵ کنوانسیون مونترال و مادۀ ۶ پروتکل با معاهدات حقوق حمل‌ونقل سروکار دارند، اما این را کاملاً تک‌بعدی انجام می‌دهند. از آنجایی که هیچ کنوانسیون بین‌المللی برای حمل‌ونقل مرکّب موجود نبوده، کاملاً جای تعجب است که تعارض مقررات کنوانسیونی که تعارض بالقوۀ ناشی از حمل‌ونقل مرکّب را تحت تأثیر قرار داده، در کنوانسیون‌هایی پیدا می‌شوند که هنوز به مرحله اجرایی نرسیده‌اند. مواد مربوط در این رژیم‌های غیرقابل، اعمال مادۀ ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب مادۀ ۸۲ قواعد رتردام هستند. تنها یک ماده است که در کنوانسیون‌های حمل‌ونقل در حال اجراست که مسائل مربوط به حق تقدّم در تعارضات حقوق حمل‌ونقل واحد را که می‌تواند از حمل‌ونقل مرکّب ناشی شود، مشخص سازد و آن مادۀ ۲۵ قواعد هامبورگ است.
۲-۲-۲-۱- حل تعارض کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب و قواعد هامبورگ
در خصوص این دو کنوانسیون باید گفت که مواد کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب و قواعد هامبورگ خیلی شبیه هم هستند. جای تعجب نیست که آن‌ها به‌منظور تکمیل هم تدوین شده و در یک برهۀ زمانی در سازمان ملل تدوین شده‌اند.[۶۶] پارگراف دوم هر دو ماده دربرگیرندۀ مقررات تعارض است که به قواعد الزام‌آور نامطابق در صلاحیت یا داوری در هر کنوانسیون چندجانبه یا بین‌المللی دیگر تقدّم داده است. در‌حالی‌که کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب این امر را با ملاحظۀ سایر کنوانسیون‌ها انجام می‌دهد، قواعد هامبورگ از سوی دیگر یک قدم به عقب به کنوانسیون‌هایی که در ۱۹۷۸ قابل اجرا بودند برمی‌دارد. این بدان معناست که کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب به مواد ۳۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا ومادۀ ۳۳ کنوانسیون مونترال در خصوص صلاحیت در تعارض اولویت داده است؛ درحالی‌که قواعد هامبورگ به مادۀ ۳۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا اولویت داده، نه مادۀ ۳۳ کنوانسیون مونترال؛ زیرا که کنوانسیون حمل‌ونقل هوایی در سال ۱۹۷۸ وجود نداشت. هر دو کنوانسیون شبیه هم هستند؛ زیرا تقدّم را به قواعد ناسازگار داوری در سایر کنوانسیون‌ها می‌دهد. آن‌ها تلاش می‌دارند تا در جایی که اختلاف با داوری حل‌وحل می‌شود، کنوانسیون مونترآل و قواعد هامبورگ اعمال گردند.
مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب و مادۀ (۵) ۲۵ هامبورگ با تعارض‌های بالقوۀ رژیم‌های واحد حمل‌ونقل سروکار دارند. مقررۀ قواعد هامبورگ معیّن می‌دارد که هیچ‌چیز در قواعد هامبورگ، طرف قراردادی را از اعمال کنوانسیون بین‌المللی دیگر که در مارس ۱۹۸۰ در مرحله اجرایی بوده و در خصوص قراردادهای حمل‌ونقل کالا که به طرقی غیر از دریایی به کار می‌رود، باز نمی‌دارد. در تعارض احتمالی بین کنوانسیون حمل جاده‌‌ای کالا و قواعد هامبورگ با این قاعده حل‌وفصل می‌گردد. اما پارگراف ۲ همان ماده با این عبارت پایان می‌یابد که: این مقرره در خصوص هرگونه تجدیدنظر یا اصلاح بعدی چنین کنوانسیون بین‌الللی اعمال می‌شود. این امر باعث نمی‌شود که کنوانسیون مونترال یا کنوانسیون بوداپست هیچ‌گونه سودی از این مقرره ببرند. اما معلوم می‌کند که نسخۀ جدیدتر کنوانسیون حمل ریلی، تحت این قاعده واقع می‌شود. نتیجه این است که امکان تعارض بین قواعد هامبورگ و کنوانسیون حمل ریلی ازطریق توسعۀ محدودۀ اعمال CIM در خصوص حمل‌ونقل دریایی مادۀ (۳) ۱ کنوانسیون حمل ریلی همان گونه، قابل دفاع است. زمانی که یک قرارداد بین‌المللی حمل‌ونقل شامل حمل‌ونقل دریایی به دنبال حمل‌ونقل ریلی منعقد می‌شود و هر دو دسته از قواعد، مقررات کنوانسیون حمل ریلی را اعمال می‌نمایند، طبق مقررات هامبورگ اولویت با این مقررات است.
علی‌رغم مشابهت‌های کلی بین قواعد هامبورگ و کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب، مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب غیر از قواعد هامبورگ تا حدودی به نحو متفاوت با تعارض بالقوه رژیم‌های حمل‌ونقل سرکار دارد. به جای اولویت‌دادن به یکی از بین کنوانسیون‌های لازم‌الاجرای بین‌المللی ناسازگار که در ۱۹۷۸ اجرایی بوده یا بعد از آن اصلاح شده، مقررۀ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب، محدودۀ اعمالی بیشتری دارد. درواقع، مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب یک مقررۀ حل تعارض نبوده، به جای دادن اولویت، نوع مشخصی از قواعد حمل‌ونقل مثل مادۀ ۲ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا را از محدودۀ کنوانسیون کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب را استثنا نموده است. بااین‌حال، سؤالاتی مطرح می‌گردد: یکی اینکه، اگر حمل‌ونقل مرکّب مرحلۀ دیگری غیر از سوار و پیاده‌کردن جاده‌ای کالا را شامل گردد، کنوانسیون در کدام بخش قرارداد اعمال می‌گردد؟ برای مثال اگر بعد از سوارکردن، پیاده‌کردن و مرحله جاده‌ای یک قسمت حمل‌ونقل بین‌المللی با قطار انجام شود، این باعث می‌شود که حمل‌ونقل در محدودۀ کنوانسیون قرار گیرد؟ بعد از این موارد، چنین قراردادی که حمل‌ونقل کالا در آن حداقل به دو طریق مختلف حمل‌ونقل بر پایۀ یک قرارداد حمل‌ونقل مرکّب از مکانی در یک کشور که توسط متصدی حمل‌ونقل مرکّب به مقصدی که در کشور دیگر است حمل می‌شود، قرارداد حمل‌ونقل مرکّب محسوب می‌شود؟ آیا اگر این گونه باشد، قواعد کنوانسیون کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب تنها در مرحلۀ ریلی اعمال شده؛ زیرا که مادۀ ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب مادۀ ۲ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا را از محدودۀ ریلی استثنا می‌سازد یا بدین معناست که کنوانسیون برای کل حمل‌ونقل اعمال شده و مادۀ ۳۰ باید نادیده گرفته شود؟ مسلّماً صرف ذکر استثنای «حمل‌ونقل در مطابقت با مادۀ ۲ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا» منجر به سردرگمی می‌شود. البته از آنجایی که کنوانسیون کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب هرگز اجرایی نشد، موقعیت ناشی از مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب هرگز بروز نخواهد کرد؛ اما اگر قواعد رتردام اجرایی شود، این حالت می‌تواند در آینده مطرح گردد. در این سند، مادۀ ۸۲ تلاش دارد تا در خصوص حمل‌ونقل کالا ازطریق جاده‌ای، تا حدی که چنین کنوانسیونی طبق مقرراتش اولویت را به کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا بدهد، در خصوص حمل‌ونقل کالاهایی که از وسیلۀ نقلیۀ جاده‌ای به کشتی، بارگیری می‌شوند، اعمال گردد.
۲-۲-۲-۲- حل تعارض کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب و قواعد رتردام
همانند مادۀ (۴) ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب، مادۀ ۸۲ رتردام ماده‌ای است که به‌منظور پیشگیری رژیم از تعارض با رژیم‌های موجود حمل‌ونقل، طرح شده است. همانند مادۀ ۳۰ کنوانسیون ملل متحد برای حمل‌ونقل مرکّب هدف مادۀ ۸۲ رتردام منظور قراردادن انواع مشخصی از حمل‌ونقل است. به جای استثناساختن انواع حمل‌ونقل از محدودۀ اعمال کنوانسیون، مادۀ ۸۲ رتردام اولویت را به هر کنوانسیونی که مطابق مقرراتش در خصوص هر بخش از انواع قرارداد حمل‌ونقل نام‌برده اعمال می‌شود، می‌دهد. برای این مقصود، ماده به این شکل آمده است:
«هیچ‌چیز در کنوانسیون حاضر اعمال کنوانسیون‌های مربوط را که در زمان لازم‌الاجراشدن این سند اجرایی بوده‌اند ازجمله اصلاحیه‌های بعدی چنین کنوانسیون‌هایی که مسئولیت متصدی را برای ضرر وارده به کالا قاعده‌مند می‌سازد، تحت تأثیر قرار نمی‌دهد:
(۱) هر کنوانسیونی که بر حمل‌ونقل هوایی کالا حاکم است تا حدودی که چنین کنوانسیونی طبق مقرراتش در خصوص هر بخش قرارداد حمل‌ونقل اعمال می‌شود؛
(۲) کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل جاده‌ای کالا تا حدودی که چنین کنوانسیونی طبق مقرراتش در خصوص حمل‌ونقل کالاهایی از وسیلۀ نقلیۀ جاده‌‌‌ای به کشتی بارگیری می‌شوند؛
(۳) کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل ریلی تا حدودی که چنین کنوانسیونی طبق مقرراتش در خصوص حمل‌ونقل دریایی کالا به دنبال حمل‌ونقل ریلی اعمال می‌گردد؛
(۴) کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل در آب‌های داخلی تا حدودی که چنین کنوانسیونی طبق مقرراتش در خصوص حمل کالاها بدون انتقال از وسیله‌ای به‌وسیلۀ دیگر در آب‌های داخلی یا دریا حمل گردد.
بنابراین مادۀ ۸۲ رتردام در مقایسه با مقررات دیگر، اولویت را به اسناد دیگر داده است.[۶۷] در این مورد، این ماده از عبارت مادۀ ۲۶ رتردام که درواقع ترکیبی از محدودۀ اعمال و مقررۀ حل تعارض کنوانسیون‌هاست پیروی نموده است، همچنین می‌گوید: مقررات قواعد رتردام بر قواعد الزام‌آور سند بین‌المللی دیگری که به مسئولیت متصدی، محدودیت مسئولیت و مهلت طرح دعوا می‌پردازد، حاکم نمی‌باشند. همانند مادۀ ۸۲، مادۀ ۲۶ باعث می‌شود که در خصوص مسائل خاصی رژیم به عقب برگردد.
علاوه بر شباهت با مادۀ ۲۶ می‌توان گفت مادۀ ۸۲ رتردام با مادۀ (۵) ۲۵ هامبورگ هم شباهت دارد، زیرا که مادۀ ۸۲ هم به کنوانسیون‌هایی رجوع می‌کند که در زمان لازم‌الاجراشدن این سند اجرایی می‌باشند و همین طور شامل اسناد اصلاحی بعدی نیز می‌شود. با این ماده تهیه کنندگان پیش نویس قصد داشتند تا اعمال مداوم کنوانسیون‌های قابل اعمال داخلی در خصوص حمل‌ونقل کالاها را تسهیل نمایند[۶۸] و از تعارض‌های آن، اجتناب نمایند. در مرحلۀ مذاکره این پیشنهاد مطرح گردید که برای حل مسائل مربوط به تعارض‌های بالقوه، حل تعارض مواد کنوانسیونی با این عبارت‌ها حل گردد:
«هیچ‌چیز در کنوانسیون حاضر طرف متعاهد را از اعمال مقررات کنوانسیون‌های بین‌المللی دیگر در خصوص حمل‌ونقل کالاها برای قرارداد حمل کالا تا حدودی که چنین کنوانسیون بین‌المللی طبق مقرراتش در خصوص حمل کالاها به طرق مختلف حمل‌ونقل اعمال می‌گردد، باز نمی‌دارد.»[۶۹]
اگر این راه‌حل به کار گرفته شود، تمام تعارض‌های بالقوه که در خصوص کنوانسیون حمل‌ونقل دریایی جدید ذکر گردید، منتفی خواهند شد.[۷۰]حال سؤال خواهد بود که مقصود از کنوانسیون‌های بین‌المللی که مطابق مقرراتشان در خصوص حمل‌ونقل کالاها به طرق مختلف حمل‌ونقل اعمال می‌شوند چه خواهد بود؟ به لحاظ تاریخی محتمل است که عبارت‌بندی مادۀ ۸۲ به‌منظور محدودساختن محدودۀ مقررات کنوانسیون‌های حمل‌ونقلی که حمل‌ونقل به طرق دیگر غیر از دریا را قاعده‌مند می‌سازند، این گونه بوده است. البته به‌کارگیری این شیوه، منطقی است؛ زیرا صدر این سند جدید، جایگزین‌کردن رژیم‌های فعلی حمل‌ونقل دریایی بوده است. عبارت «برطبق مقرراتش در خصوص حمل‌ونقل کالاها به طرق مختلف اعمال می‌گردد» یعنی تنها مقرراتی از این کنوانسیون که مربوط به حمل‌ونقل غیردریایی است، اولویت دارند. هنگام تفسیر ماده باید از تعارضات بالقوه بین کنوانسیون جدید حمل‌ونقل دریایی و قواعد کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا و کنوانسیون حمل ریلی اجتناب نمود؛ زیرا آن‌ها به وضوح حوزۀ اعمالشان را به حمل‌ونقل دریایی تحت شرایط مشخص سرایت می‌دهند.
البته دقت این راه‌حل برای مواجهه با تهدید احتمالی تعارض در خصوص رفت‌وآمد قایقی، سوار‌کردن و پیاده‌کردن کالا در کشتی آنقدرها هم بالا نیست. رفع‌کردن نگرانی دولت‌ها درخصوص این موضوع با اضافه‌کردن قواعد واحد راجع به انواع خاص از حمل‌ونقل به لیست قواعدی که باید به آن اولویت داد، صورت گرفت. لیستی که بعداً به کنوانسیون‌های مونترال و ورشو محدود گردید.[۷۱] دلیل محدودیت قبلی به کنوانسیون‌های حمل‌ونقل هوایی این واقعیت بوده که قصد آن‌ها دربرگرفتن حمل‌ونقل مرکّب تا حدودی که تعارض بین آن‌ها و رژیم حمل‌ونقل دریایی غیرقابل اجتناب بوده است، واحد است.[۷۲] یک استثنا که در بیشتر موقعیت‌های متعارض وجود داشته در آن زمان بیش از بقیه مورد توجه پیش‌نویس‌کنندگان قرار گرفتند. این است که[۷۳] برخی از آن‌ها به روشنی از دیدگاه کاملاً متفاوت در خصوص محدودۀ عملکرد کنوانسیون‌هایی مثل کنوانسیون حمل جاده‌‌ای کالا مطرح می‌گردند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 44
  • 45
  • 46
  • ...
  • 47
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 51
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8892
  • فایل شماره 8882
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی تاثیر تعارض در محیط ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 9014
  • فایل شماره 8737
  • فایل شماره 8534
  • فایل شماره 7476
  • فایل شماره 8932
  • دانلود منابع پژوهشی : دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی تاثیر سبک رهبری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : نگارش پایان نامه درباره :بررسی نقش ویژگی های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان