روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 7804
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سپس شاعران مهجر، امثال قروی و شفیق معلوف، به این گرایش پاسخ دادند و از پیشتازان این امر شدند. به دنبال انتقام شرقی‌ها از غرب، حوادث و اتفاقاتی در شرق جهان عرب به وقوع پیوست که جنگ میسیلون بر علیه سلطه غربی به وقوع پبوست.
سپس در عراق علیه حکومت عثمانی شورش شد آنها خواستار برداشتن موانع میان عراق و همسایگانش، آزادی بیان و مطبوعات، و حق تعیین سرنوشت خودشان بودند و شاعران با قصائدشان به بیان احساسات فرزندان شرق می‌پرداختند و قهرمانان نبرد و قیام را می‌ستودند.
د) گرایش اقلیتی و منطقه ای
در کنار گرایش عربی در سرزمین‌های عرب و بویژه مصر و لبنان، گرایش منطقه‌ای در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم بوجود آمد.
۱- در مصر
مصر، در نیمه دوم قرن نوزدهم ، شاهد حوادث سیاسی و نظامی بود. حوادثی که احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کرد، در حالی که دولت خدیوی در چارچوب دولت عثمانی، بر مصر حکومت می‌کرد. ولی حوادث داخلی به دنبال قیام «احمد عرابی»[۱۳۹] طولی نکشید که دوباره در کشور رخ داد و نتیجه آن اشغال مصر در سال ۱۸۸۲ م بود. کشورها علی‌رغم مظاهر آزادی که انگلیسی‌ها خواستار آن بودند وارد مرحله جدیدی از سلطه شدند.
یک سری حوادث و برخوردهای سیاسی مردم مصر با حاکمان سلطه طلب اتفاق افتاده که از جمله این حوادث، حادثه «دنشوای»[۱۴۰] که اوضاع را دگرگون کرد.
در نتیجه جنبش‌های ملی ـ میهنی، صدای آزادی خواهان بلند شد و «مصطفی کامل»[۱۴۱] قیام کرد، و جنبش و تظاهرات بزرگ میهنی در سال ۱۹۱۹م رخ داد. شعر بیانگر حوادث آن دوره بود که مواضع گروه‌های مختلف را به تصور می‌کشید و در همه حالات به بیان آرزوهای ملت می‌پرداخت و همه حوادث آن دوره را ثبت می‌کرد.[۱۴۲]
۲- در لبنان
لبنانی‌ها همچون دیگر مناطق عربی، تا شروع جنگ جهانی اول فعالیت کردند و دولت لبنان بزرگ در سال ۱۹۳۰م تحت سیطره اشغال فرانسه واقع شد. لبنانی‌ها احساس کردند که وطنشان کوچک است. تمدن و میراث را انعکاس دادند که با فرهنگ پیشینیان و فرهنگ عرب مختلط بود «عمر فاخوری»[۱۴۳] از جمله کسانی بود که خواستار ساختن کیان لبنانی به صورت مستقل بود و در همه محافل ملت لبنان، از آن سخن می‌راند. او لبنان را به صورت زیر توصیف می‌کند: «و لبنان از پیش بر این ساحل توقف نکرد، علی‌رغم تمدن قدیم و جدیدش، همانطور که صیاد وقتی اوضاع بحرانی باشد، نمی‌تواند حتی یک ماهی از دریا بگیرد. نه، ولی لبنان قصه ملت‌هاست که جغرافیا و تاریخش کوچک نیست که نگذارند جهانی شود»[۱۴۴] «شفیق معلوف»[۱۴۵] معتقد است که لبنان یک صورت عربی است، و در وجود خود دو امتیاز دارد:‌ مجد و عظمت فینیقی، و مجد و عظمت عرب.۵
ه‍ (گرایش بازگشت به وطن:
گروهی از لبنانی‌ها به نقاط مختلف بویژه آمریکا؛ مهاجرت کردند و در حسرت بازگشت به وطن بودند؛ در حالی که وطن خود را ترک نموده بودند و اشک در چشمانشان جمع شده بود و آتش در دلهایشان نفوذ کرده بود.
«فوزی معلوف»[۱۴۶] آنها را این‌گونه توصیف کرده است:

وَدَّعوُها والماءُ ملءَ المآقی وَلَو أنَّ و لو أنَّ الاصمَّ یَسْمَعُ‌ صوتاً

لِنداها، والنّارُ مِلءَ الکبودِ
صَرَخوا بالبواخر الصُمَّ بعُودی[۱۴۷]

و)مساله فلسطین:
مسأله فلسطین، قلب شاعران را جریحه دار کرد. و ذوق و قریحه آنان را به جوش آورد. شاعران قصائد اندوهگینی را درباره آن سرودند و توانستند شعر مقاومت را زنده کنند و مقامی شایسته در شعر معاصر عرب به دست آورند. و قلب‌ها را بیدار کنند به اینکه لازم است که از حق قوم عرب برای آموختن و بازگرداندن بخش اشغال شده کشورهای عربی دفاع کنند. شعر مقاومت بخش وسیعی از ارکان ادبیات معاصر عرب را تشکیل می‌دهد.[۱۴۸]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۸٫بردونی و یمن
«عبدالله بردونی» و یمن به سان دو همزاد‌اند و جدا کردن آنها از یکدیگر کار آسانی نیست، زیرا تفاهمات زیادی با هم دارند، مرگ یکی از آنها به منزله مرگ دیگری است. هر دو رنج دیده و عذاب کشیده‌اند و در درون خود انقلابی حقیقی بر علیه واقعیت دارند؛ سرشار از علم و آگاهی‌اند؛ همچنین هر دوی آنها عقیم‌اند. نمی‌توانند فضل و بخشش کنند؛ اما بردونی دارای احساس است و احساسات و عواطف خود را با زبان شعر توصیف می‌کند و مشکلات یمن را در اشعار خود به تصویر می‌کشد. همچنین او، خطیبی وجدانی است که سرشار از ابداع و نوآوری است و این ویژگی در اشعارش موج می‌زند.[۱۴۹]
زید وصابی اسم مستعاری است که «عبدالله بردونی» سروده‌های خود را بر اساس آن می‌چیند، همچنین مؤلف سخریه‌هایش نیز هست وصابی‌ همان بردونی است که شاعر از طریق وی ـ دردهای خود را بیان می‌کند و مشکلات بردونی‌ همان مشکلات یمن است این سخن در ابیات زیر به خوبی نمایان است.

کیف أُُعطی نصفَ کسبی آمری
باسم من آمن الأمرِ، أحوی ثروتی
کیفَ زاد َالشَّوکُ یا ارض علی
علمینی: قل لمن لا تجتنی
لا تَخَف یا زیدُ شیئاً ، و متی
جبتُ عصراً بعد عصرٍ وأنا

و هو ما کان قسیمی فی عذابی
باسم ماذا، ینهب الأمر انتهابی؟
حجمهِ، غذّته مِن لحمی هضابی
من نباتی، سوف یجنیک احتطابی
خِفتُ ، أو قِیل رَأی الهولُ اجتنابی
أنت ،ما زلتُ أنا ذاکَ الوصابی[۱۵۰]

«گوته»[۱۵۱] در کتاب دیوان شرقی عقیده دارد، کسی که خواستار آن است که شاعر بشناسد باید به سرزمین شاعر برود، اما چگونه می‌توان برای شاعری که با سرزمینش وحدت دارد و جدایی آنها از هم امری غیر ممکن است؛ این کار را انجام داد. یمن در هر کلمه از کلمات شعر «بردونی» موج می‌زند و این گفته در قصیده «لعینیک یا موطنی» دلیل روشنی بر این ادعا است.
«ای وطنم! جز شعر چیزی ندارم که آن را به پای تو بریزم، پس با تمام وجود آن را تقدیم می‌کنم و ستون و پایه‌های تو را از هر چیز زیبایی می‌سازم و بر تو بواسطه آن اشعار لباسی رنگین و نورانی می‌پوشانم».

نظر دهید »
فایل شماره 7802
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

عقد بیع دریک تقسیم بندی درزمره عقود معوض (درمقابل عقود غیرمعوض)قرار می گیرد.عقدمعوض عقدی است که بین دومورد آن رابطه همبستگی وتقابل (ازلحاظ ارزش اقتصادی)وجود دارد[۳].ومستنبط ازماده۳۳۰قانون مدنی،معوض درعقد بیع،اصطلاحاً مبیع نام دارد وقاعدتاً براساس عرف آن موردی است که موضوع ایجاب قرارمی گیرد به عبارت دیگرغالباً عوض(ثمن)به مالی گفته می شود که ازطرف قبول کننده داده می شود،خواه آن مال عین باشدخواه غیرعین وآنچه که ازطرف ایجاب کننده داده می شود،معوض نام دارد[۴].اما تعیین دقیق اینکه کدامیک ازعوضین،مبیع وکدامیک ثمن می باشند تاثیر زیادی دربحث ما ندارد و آنچه عرف پذیرفته دراینجا نیز مورد قبول خواهد بود وبررسی مفهوم مبیع وثمن نیز برهمین مبناست.بدین ترتیب درتعریف عرفی بیع عبارتست از آن مالی که ایجاب کننده برای دریافت عوض(ثمن)عرضه می کند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بند دوم – مفهوم ثمن:
قانون مدنی درباره ثمن تعریفی ارائه نداده است ولی در ماده۳۳۸درتعریف عقد بیع بیان می کند:«بیع عبارت است ازتملیک عین به عوض معلوم.»درفقه امامیه نیزچنین تعریفی ارائه شده است مثلاً محقق حلی بیع را اینگونه تعریف کرده است؛«هواللفظ لدالّ علی نقل الملک،من مالک الی آخر،بعوض معلوم»[۵].عوض دربیع به نوع خاصی محدود نشده است و می تواند به صورت وجه نقد یا منفعت یا خدمت یا ابراء دین و…باشد.بنابراین هرآنچه که دارای ارزشی اقتصادی نوعی یا شخصی باشد می تواند بعنوان ثمن وعوض درقرارداد بیع باشد.خواه عینی و ملموس باشد ؛ خواه غیر ملموس[۶].لکن در باب اینکه چنانچه عوض به شکل غیرازپول باشد آیا عقد تبدیل به معاوضه می شود یا بیع تلقی خواهد شد اختلاف نظر وجود دارد ولی درمجموع به نظرمی رسد اراده واقعی در متعاقدین ملاک عمل خواهد بود وچنانچه راهی برای تحصیل اراده واقعی طرفین وجود نداشته باشد به مدد عرف نوع عقد مشخص می گردد.(ماده۲۲۴قانون مدنی).درحقوق کشورهای خارجی نیز تعابیر مختلفی از عوض در قرارداد بیع ارائه شده است ولی بطورکلی آنچه که در مقابل کالا مورد قرار می گیرد عوض خواهد بود ولی این عوض تنها پول نیست و هرآنچه که مال تلقی گردد یا تعهداتی که برای متعهدله فایده ای داشته باشد می تواند عوض قرارداد باشد[۷].در بین حقوقدانان خارجی نیز برای تفکیک محدوده قرارداد فروش از قرارداد معاوضه یا هبه مباحثی مطرح شده است زیرا همه این قراردادها موجب انتقال مالکیت است ولی در قرارداد معاوضه، عوض به شکل کالا بوده وبه شکل پول نیست یا درهبه معوض آنچه به واهب داده می شود صرفاً به واسطه ملاحظات عاطفی است درحالیکه درقرارداد فروش،انتقال مالکیت کالا درمقابل عوضی است که قیمت نامیده می شود[۸].
لازم به ذکراست که در حقوق ایران، وجود عوض دربسیاری ازقراردادها از جمله بیع از ارکان اساسی صحت قرارداد می باشد وبافقدان آن قراردادبه وجود نیامده و اصطلاحاً باطل می باشد[۹] .لکن این وجود،یک وجود اعتباری و ذهنی است وچنانچه سبب وجود حادث شود،وجود اعتباری درذهن قابل درک بوده وبرای تحققق قرارداد کفایت خواهد کرد که راجع به این مطلب درجای خود بحث خواهیم نمود.
لکن در قراردادهایی که اصطلاحاً مجانی یا مسامحه ای نامیده می شوند وجود عوض شرط صحت قرارداد نمی باشد و وجود عوض در برخی از این قراردادها مانند هبه ،معوض،ماهیت آنها رابه عقودی مانند بیع یامعاوضه تغییرنمی دهد اما در هر دو دسته عقود التزام به انجام مفاد قرارداد ایجاد می‌شود .(ماده۲۱۹قانون مدنی)ولی در حقوق کشورهای خارجی بین عقود معوض و عقود مجانی دراین باره تفکیک قایل شده و قراردادهای غیرمعوض ومجانی را الزام آور ندانسته اند.[۱۰]با این حال آنچه در اینجا موضوع بحث ما می باشدعوض در قرارداد بیع می باشد که در اغلب اوقات بعنوان ثمن شناخته می شود و از مجموع مطالب فوق می توان بدست آورد که عوض و ثمن جزو شرایط اساسی صحت قرارداد است و وجود اعتباری آن برای انعقاد قرارداد ضروری است و ثمن شناور نیز وجود اعتباری است که در مباحث بعدی به طور مفصل بیان می کنیم.
بند سوم ـ ضابطه تشخیص
فقها وحقوقدانان برای تحقق عقد بیع وجود ارکانی را لازم می‌دانند از جمله آنکه لزوماً عوض وثمن در مقابل بیع قرار گیرد لکن آنچه برای صحت قرارداد ضرورت دارد وجود ثمن می باشد. وجود به اعتبارات مختلف،متفاوت است.گاهی وجود عینی و ملموس است،گاهی اعتباری،ذهنی و نا ملموس می باشد.آنچه بعنوان وجود برای تحقق عقد بیع ضرورت دارد وجود اعتباری و ذهنی است و لازم نیست که درزمان بیع ثمن در عالم خارج وجود داشته باشد بلکه چنانچه وجود ثمن از لحاظ ذهنی قابلیت تصور داشته باشد برای تحقق عقد بیع کافی خواهد بود.
دربیع با ثمن شناور، عوض و ثمن وجود دارد ولی نحوه تعیین آن متفاوت می باشد وعلم به وجود چنین عوضی با حالات عادی تفاوت داشته وبا پیچیدگی همراه است بدین توضیح که طرفین قرارداد به جای تعیین مستقیم ثمن وایجاد علم مستقیم به آن،تعیین وایجاد علم به ثمن را به عوامل دیگری احاله می دهند.که یکی از عمده ترین آنها تعیین ثمن توسط شخص ثالث می باشد.شاید علت انتخاب این روش برای انعقاد قرارداد بیع توسط طرفین آن است که به جهت ناتوانی درتعیین بهای واقعی کالا،تعیین آن به شخص ثالث که متخصص دراین زمینه می باشد واگذار گردد که اصطلاحاً کارشناس یا خبره نامیده می شود یا آنکه طرفین راغب به انجام قرارداد می باشد اما تلاش آنها برای تعیین ثمن منجر به اختلاف وعدم حصول توافق می گردد که در این صورت شخصی را انتخاب می کنند که بعنوان حکم مانع از ادامه اختلاف شده و با تعیین ثمن قراداد را تثبیت کند.
ممکن است ایراد شود که حکمیت و داوری فرع بر وجود اختلاف و نزاع بین طرفین است و تا زمانی که طرفین ثمن راتعیین نکرده اند قراداد یا حقی برای آنها بوجود نیامده تا درباره آن اختلاف کرده وبه داور مراجعه کنند[۱۱].اما دراینجا فرض آن است که طرفین راجع به انعقاد قرارداد بیع کالای معین به توافق رسیده اند ولی درباره ثمنی معامله توافق حاصل نشده و اختلاف وجود دارد ولی با وجود این اختلاف،طرفین خواهان انعقاد قرارداد می باشند و این اختلاف موجود را به داور عرضه کرده و با تعیین ثمن توسط داور این موضوع را حل و فصل می کنند ثمن نیز تثبیت می‌شود.
اما طرح این مساله،خود باعث پیدایش این سوال خواهد بود که عقد از چه زمانی بوجود می آید،آیا زمان انعقاد بیع زمانی است که طرفین درباره شرایط قرارداد و تعیین ثمن توسط ثالث به توافق رسیده اند یا آنکه زمان انعقاد بیع،همان وقتی است که شخص ثالث یا داور،ثمن را تعیین کرده و به طرفین اعلام می کند.به نظر می رسد اگر بخواهیم از عبارت بیع به معنای سنتی آن استفاده کنیم بیع از زمانی محقق می شود که ثمن توسط شخص ثالث تعیین می شود و وجود فاصله زمانی از انتخاب کالا تا تعیین ثمن توسط ثالث بدان معنی است که فروشنده و خریدار به ایجاب مدت دار و الزام آوری پایبند می باشند و این ایجاب تا زمان اعلام ثمن توسط ثالث باقی می ماند و با تعیین ثمن،قبول به ایجاب ملحق شده و عقد کامل می گردد.
اما دیدگاهی که عقد بیع را عقد رضایی دانسته وبیان میکند که اراده طرفین در عالم اعتبار عقد را بوجود می آورند بیان و اعلام بعدی ثمن توسط شخص ثالث فقط عقد متزلزل سابق را مستقر می سازد ولی عقد با همان اراده اولی طرفین واقع می گردد.
اما ظاهراً در نظر فقهاء احاله تعیین ثمن به ثالث تحت عنوان عقد بیع صحیح نیست [۱۲]و معامله ای را که تعیین ثمن آن به حکم مشتری ویا فروشنده باشد اساساً منعقد نمی شود و هیچ اثری ندارد.[۱۳] بنابراین به نظر اکثر فقهای امامیه، معامله ای که تعیین آن به شخص ثالث احاله شود را به علت جهل به ثمن در زمان انعقاد بیع، باطل می باشد[۱۴]غالب فقهای اهل سنت نیز خرید و فروشی را که ثمن در آن ذکر نشود و به خریدار یا فروشنده یا شخص ثالث واگذار شود،صحیح ندانسته اند[۱۵].
به نظر می رسد استدلال فقهاء بر مبنای انعقاد بیع در زمان توافق اراده ها و تعیین موضوع قرارداد در همان زمان،صحیح می باشد. بنابراین قبل از اینکه برای بررسی ضعف و قوت روایات معارض و بررسی روایات ، به دقت به محتوای نظریه فقهاء و مبنای آن توجه شود تحلیلی که فقهای مذکور برای استدلال خود ارائه کرده اند. ایجاد جهل در عوض قرارداد و عدم امکان برخورد اراده ها میباشد درحالیکه بیان شد انعقاد اراده ها در عالم اعتبار و ذهن صورت می گیرد و اگر ارائه کالا و انتخاب شخص ثالث برای تعیین ثمن را ترکیبی از ایجاب مدت دار و الزام به آن تا زمان تعیین ثمن مذکور وقبول ضمنی ثمن مذکور بدانیم،جهل مرتفع شده و عقد منعقد می گردد.همانطورکه در روایت ازامام صادق(ع)درباره مردی سوال می شود که کنیزی را از مالکش می‌خرد و توافق می شود که ثمن توسط مشتری تعیین گردد.خریدار پس از قبض و تصرف درکنیز، هزار درهم برای فروشنده ارسال می دارد و پیغام می دهد که این مبلغ بابت قیمت کنیز است اما فروشنده از دریافت آن امتناع می کند.امام(ع)می فرماید:کنیز را باید به قیمت عادله تقویم نمود.اگر قیمت عادله بیش از هزار درهم باشد ما به التفاوت متعلق به فروشنده است وخریدار نمی تواند آن رامسترد کند[۱۶]،خریدار باید مابقی را جبران سازد ولی اگرکمتر از هزار درهم باشد البته باید خاطر نشان کرد که واگذاری تعیین به ثمن ثالث نیز باید محدود به قیود و شرایطی باشد و اگر شرایط خاصی توسط متعاقدین مورد اشاره قرار نگیرد،شرایط عرفی حاکم خواهد بود.بنابراین اگرشیوه خاصی برای تعیین ثمن معامله توسط شخص ثالث حاکم باشد و آن شرایط توسط شخص ثالث لحاظ نگردد می توان از طریق اعمال حق فسخ یا اعلام بطلان،موجب جلوگیری از ورود ضررگردید.
در حقوق کشورهای خارجی نیز به صراحت تعیین عوض قرارداد توسط ثالث پذیرفته شده است مثلاً در ماده ۱۵۹۲ قانون مدنی فرانسه پیش بینی شده که تعیین عوض در قرارداد ممکن است به داوری شخص ثالثی محول گردد و چنانچه شخص ثالث مذکور نخواهد یا نتواند ارزیابی مذکور را انجام بدهد قرارداد فروش به وجود نمی آید؛ ولی در ماده ۱۰۵۶ قانون مدنی اتریش برای تحقق شرایط اخیر حق فسخ لحاظ کرده است.
بنابراین در حقوق برخی کشور های خارجی نیز ضمانت اجرای عدم اقدام شخص ثالث یا عدم تعیین ثمن در مدت معین یا عدم ذکر زمان برای تعیین ثمن توسط ثالث دو رویه اتخاذ شده است.برخی به جهت آنکه ایجاب الزام آور صادر شده و قبول به موضوع خاصی(عوض)تعلق نگرفته. لذا به عدم وجود عقد اعتقاد دارند. ولی بعضی در این حالت وجود عقد را شناسایی کرده ولی برای ذی نفع حق فسخ در نظر گرفته اند. در مجموع به نظر می رسد هر چند که در حقوق ایران برای تعیین ثمن توسط شخص ثالث در عقد بیع صراحتی وجود ندارد ولی با کمک قواعد عام می توان استدلال نمود و صحت چنین عقودی را با وجود شرایطی استنباط کرد که این مطلب در زمان بیان نظریات فقهی بیشتر توضیح داده خواهد شد.
گفتار دوم:مفهوم ثمن شناور
در قراردادها عمدتاً آنچه که متعاملین در نظر دارند قبل از معامله درباره آن مذاکره می‌کنند ، یا با اطلاع از قیمت و بهای معامله و در صورت معلوم بودن ثمن قرارداد، نسبت به انعقاد آن اقدام می نمایند؛ ولی تحولات زندگی و توسعه آن و شیوع تجارت بین المللی بر این نحوه تنظیم قرارداد تاثیر فراوانی داشته است و حالاتی را در قراردادها بوجود آورده که متعاملین قبل از معین شدن ثمن نسبت به انعقاد قرارداد اقدام کنند.
منظور از عوض و ثمن شناور آن است که مبلغ قرارداد در هنگام انشای معامله مشخص نیست و تعیین این مبلغ به آینده و پس از انعقاد عقد موکول می‌شود .البته تعیین ثمن در هنگام انعقاد قرارداد حالات مختلفی دارد؛ ممکن است که تعیین ثمن به توافقات بعدی طرفین موکول شود یا اینکه طریقی را برای تعیین ثمن در قرارداد پیش بینی کنند یا اینکه درباره تعیین ثمن یا نحوه تعیین آن در هنگام انعقاد قرارداد سکوت کنند. بنابراین آنچه که در عوض شناور مورد ملاحظه قرار می گیرد آن است که در هنگام انشای عقد،عوض قرارداد برای متعاملین یا یکی از آنها مشخص نباشد.تمایل طرفین برای انعقاد قرارداد با ثمن شناور عوامل متعددی دارد و می تواند مصادیق فراوانی داشته باشد؛ مثلاً زمانی که مشتری وارد رستوران شده و سفارش خریدن غذا را می‌دهد از ثمن آن بطور مشخص ناآگاه است و بعد از خریدن و خوردن غذا ،ثمن دقیق آن مشخص می گردد.یا حالتی که تهیه کالا صرفنظر از بهای آن برای مشتری اهمیت دارد؛ بنابراین بدون پرس و جو از قیمت و معلوم نمودن آن،کالا را خریداری می‌کند و سپس قیمت را هر چه باشد می پردازد. مثلاً اگر کشتی در دریا دچار نقص فنی شده و نیاز به تامین قطعات پیدا کند مالک کشتی برای تعمیر و راه اندازی آن به روش فوق اقدام کند .گاهی نیز طرفین مذاکراتی درباره ثمن و نحوه تعیین آن دارند لکن چون ادامه مذاکره درباره تعیین ثمن با لحاظ امور فنی، بعد از انعقاد قرارداد ،نسبت به تعیین ثمن اقدام کند .مثلاً‌زمین مورد معامله قرار گرفته که مساحی کلی آن مستلزم وقت زیاد و امور فنی است بنابراین زمین بر اساس هر متر فلان مبلغ مورد معامله قرار می گیرد و با مساحی زمین و انجام محاسبات ریاضی بهای آن مشخص می‌شود یا در این باره تعیین قیمت به عهده کارشناسی قرار می گیرد. همچنین گاهی در قرار دادهای پیش فروش یا قراردادهایی که کالا به مرور زمان پرداخت می‌شود و از آنجا که تورم و نوسانات بازار در بهای تمام شده کالاها موثر می‌باشد ممکن است که بهای کالاهایی که در مراحل بعدی تحویل می‌شود با بهای کالاهایی که در مراحل اولیه تحویل شده متفاوت باشد و در این حالت وجود ثمن شناور برای طرفین جذاب و منطقی باشد. بنابراین در بیان مفهوم ثمن شناور می توان گفت که در قرارداد با ثمن شناور یا عوض قرارداد قابل تعیین است و به عبارت دیگر در قرارداد در خصوص شیوه تعیین ثمن در آینده توافقاتی صورت گرفته است یا اینکه اساساً عوض در قرارداد مسکوت مانده است و طرفین نه تنها ثمن را معلوم و تعیین نکرده‌اند بلکه شیوه ای هم جهت تعیین آن در قرارداد پیش بینی نکرده اند.
گفتار سوم :ارزش و کارکرد شناور بودن ثمن
در نتیجه تحولات اقتصادی و صنعتی در جامعه بین الملل و توسعه روز افزون تجارت سریع با وسایل الکترونیکی ،انواع جدیدی از مراودات و معاملات بوجود آمده است که بکار بردن ابزارها و اصول سنتی در قراردادها برای حل و فصل مسایل کافی نخواهد بود. در برهه ای از زمان، معاملات راجع به عین اموال صورت می گرفت و در هنگام انعقاد قرارداد، طرفین درباره قیمت به توافق می رسیدند و آنرا معلوم می کردند.لکن استفاده از اینترنت و فروش کالایی که در آینده با توجه به عوامل متعدد تولید خواهد شد(پیش فروش) چهره خاصی به معاملات بخشیده است و سرعت در انجام این معاملات و هزینه های پیش بینی نشده،تعیین ثمن را در هنگام انعقاد قرارداد دچار مشکل کرده است.مثلاً شرکت اتومبیل سازی که اتومبیلهای خود را پیش فروش می‌کند ممکن است برای تهیه قطعات لازم هزینه ای بیشتر یا کمتر از معمول بپردازد و در نتیجه هزینه تمام شده تولید اتومبیل متغیر خواهد بود و این عامل در تعیین قیمت نهایی خودرو موثر خواهد بود؛ لذا تعیین قیمت در هنگام انعقاد قرارداد پیش فروش مطلوب طرفین نمی باشد و تمایل به انعقاد قرارداد با عوض شناور بیشتر خواهد بود.همچنین تهیه و راه اندازی خط تولید اولیه مستوجب هزینه بالایی برای شرکت خودروسازی خواهد بود و تامین این هزینه گزاف اولیه از بانک مشکلات زیادی برای شرکت خودروسازی به همراه خواهد داشت .لذا شرکتهای خودرو ساز ترجیح می دهند با پیش فروش محصولات خود این هزینه را تامین کنند ولی تا قبل از راه اندازی خط تولید و ساختن اتومبیل ،دقیقاً هزینه نهایی تولید خودرو به علاوه سود شرکت که مصرف کننده باید بپردازد مشخص نیست؛ بنابراین تعیین ثمن شناور در این حالت راه گشا خواهد بود؛ به علاوه آنکه مشتری نیز به تناوب نسبت به پرداخت بهای خودرو اقدام کرده و در تامین سرمایه لازم جهت خرید خودرو امکانات بیشتری خواهد داشت.البته تعیین قیمت نهایی می تواند با بهره گرفتن از ملاکهای عرفی موجود یا احاله موضوع به سازمانهای حمایتی از مصرف کنندگان و تولید کنندگان صورت بگیرد تا از تعیین بی ضابطه و عدم اعتماد خریداران و تولید کنندگان در پایبندی به این نوع قرارداد جلوگیری کند .طرح قراردادهای پیش فروش ،صرفاً یکی از مصادیق انعقاد قرارداد با عوض ثمن شناور می‌باشد و مصادیق بارز دیگری در این باره وجود دارد که نیاز و ضرورت شناور بودن عوض را توجیه می‌کند و چنانچه ثمن شناور را با اصول سنتی مقایسه و آنرا صحیح ندانیم نیاز به انجام چنین معاملاتی ،باعث رکود اقتصادی شد و بازار دچار مشکل خواهد شد؛ در حالیکه اکثر سیستم های حقوقی و بسیاری از مقررات راجع به تجارت بین المللی چنین موضوعی را مطرح و قواعد آن را پذیرفته اند .
مبحث دوم:حالات مختلف ثمن شناور
در معاملات سنتی ،تعیین ثمن جزء الزامات قرارداد بود. اما تحولات اخیر معلوم بودن ثمن در هنگام قرارداد را ضروری نمی داند؛ زیرا جهت عدم توانایی طرفین در تعیین قطعی ثمن در زمان انعقاد قرارداد ،یا سودمند نبودن تعیین ثمن،طرفین تمایل دارند به شیوه دیگری ثمن را تعیین کنند که در مطالب آینده روش های متداول در این زمینه بیان خواهد شد.
گفتار اول:تعیین ثمن از طریق عوامل شخصی
هر چند که در بعضی موارد طرفین تمایل دارند که تعیین ثمن در آینده صورت بگیرد؛ به عبارت دیگر ثمن به صورت شناور باشد،ولی در هر حال برای تعیین آن در آینده و مجهول رها نکردن ثمن, در نهایت بایستی تمهیدی در نظر گرفت. و چه بسا طرفین قرارداد در خصوص این موضوع تعیین تکلیف می کنند و تعیین ثمن را به اشخاص واگذار می کنند که این شخص ممکن است خود طرفین باشند یا یکی از آنها یا شخص ثالثی باشد که در مطالب بعدی به تفصیل بیان می کنیم:
بند اول: تعیین ثمن از طریق توافق متبایعین
در قرارداد طرفین ممکن است تمایل به انعقاد قرارداد داشته باشند و در این امر مصرّ بوده و سرعت و زمان هر انعقاد قرارداد برای آنها اهمیت داشته باشند ولی به علت امور فنی یا عدم آگاهی از ثمن ،تعیین ثمن در هنگام انعقاد قرارداد امکان پذیر نخواهد بود بنابراین طرفین توافق می کنند که تعیین ثمن به زمان بعدی موکول شده و با مذاکره و بررسی امور فنی،ثمن را با توافق یکدیگر معلوم کنند.لکن مسأله این است که اگر طرفین به انجام توافق بعدی برای ثمن موفق نشدند ،اعتبار قرارداد قبلی چگونه خواهد بود؟ این حالات در قوانین مختلف پیش بینی شده است مثلاً‌در ماده ۳۰۵-۲ قانون متحد الشکل تجارت آمریکا پیش بینی شده که :
۱- اگر طرفین قصد تشکیل قرارداد بیع را داشته باشند ،چنانچه قیمت کالا را معین ننموده باشند ،قیمت متعارف در زمان تحویل کالا ثمن معامله محسوب می‌شود ،مشروط بر آنکه :اولاً قرینه ای بر توافق نسبت به قیمت دیگری موجود نباشد ،ثانیاً اگر تعیین قیمت به توافق بعدی آنان واگذار شده باشد ،موفق به دستیابی بر توافق نشوند …۳- هنگامی که ثمن باید با توافق بعدی طرفین تعیین شود،اما یکی از آنها قصور می ورزد ،طرف دیگر حق دارد قرارداد را نادیده بگیرد یا خودش ،قیمتی عادلانه و متناسب را معین کند.»
بند دوم: تعیین ثمن به اختیار احد متبایعین
گاهی ممکن است که یکی از طرفین به جهت آگاهی از بهای کالا یا عامل خاص دیگر برای تعیین ثمن مورد قبول طرف دیگر باشد و در این صورت تعیین ثمن در آینده به عهده طرف مذکور می‌باشد؛ خواه خبره در قیمت گذاری باشد، خواه تخصصی نداشته باشد ولی به دلیل احترام یا هر دلیل دیگری این امر به وی محول شده باشد.در فقه نیز این روش مطرح بوده است و در روایت صادره از امام علیه السلام تعیین قیمت برده به رفاعه واگذار گردید.لکن مساله ای که مطرح می‌شود آنکه در این حالت طرفی که اختیار تعیین ثمن را دارد آیا در اعمال این اختیارکاملاً‌ آزاد است یا اینکه وی نیز در اعمال این اختیار باید تابع قواعدی باشد؟ چنانچه در روایت مذکور ملاحظه گردید, بدست می آید که اختیار ثمن معامله به یکی از طرفین واگذار شده است و قید عادلانه بودن در تعیین ثمن ملاک قرار گرفته است.هر چند بعضی از فقها به دلیل لزوم نفی غرر،واگذاری تعیین ثمن را به یکی از طرفین را صحیح نمی دانند ولی تفصیل این بحث در جای خود خواهد آمد.
در سیستم های حقوقی نیز واگذاری تعیین ثمن به یکی از طرفین پذیرفته شده است ،قیودی نیز برای آن لحاظ شده است .مثلاً در بند ۲ ماده ۳۰۵-۲ قانون متحد الشکل آمریکا مقرر شده است که او با حسن نیت تعیین خواهد کرد.».بنابراین تعیین کننده قیمت چنانچه با سوء نیت، قیمتی را بیشتر از قیمت متعارف و عادله تعیین کند،قرارداد دچار اشکال خواهد بود و در این حالت تعیین ثمن فاقد اعتبار خواهد بود.
بند سوم :تعیین ثمن توسط شخص ثالث
گاهی به دلایلی از جمله عدم شناخت و اطمینان نداشتن به طرف مقابل، طرفین عقد نمی توانند به مبلغ پیشنهادی طرف دیگر اطمینان پیدا کنند. وگاهی هم با اینکه طرفین نسبت به هم حسن ظن دارند، اما به دلیل پیچیدگی بیع قادر به تعیین ارزش آن نیستند. که در اینصورت به شخص ثالث مراجعه می کنند. همچنین می توان از دو یا چند نفر برای‌این کار یاری‌جست.مطالب ‌مربوط‌ به ‌این ‌روش ‌تعیین ثمن را ذیل چند بند بررسی می کنیم:
۱-پیش بینی نحوه کاراشخاص ثالث مسئول تعیین ثمن:
طرفین می توانند بیش از یک شخص را برای تعیین ثمن انتخاب کنند که در اینصورت، ممکن است توافق کنند ثمن ، مبلغی باشد که مورد اتفاق همه اشخاص ثالث است یا می‌توانند توافق کنند مبلغی که مورد تأیید اکثریت آنهاست؛ مورد معامله باشد[۱۷].
۲- عنوان حقوقی شخص یا اشخاص ثالث مسئول تعیین ثمن:
اینکه کدام یک از عناوین حقوقی بر شخص یا اشخاص ثالث صدق می‌کند، مورد اختلاف است. در ماده ۱۵۹۲ق.م فرانسه شخص ثالث ، داور دو طرف توصیف شده اما رویه قضایی و نویسندگان او را وکیل دو طرف می دانند[۱۸]. و نتیجه می‌گیرند که چون تصرف وکیل در حق موکل صحیح است ثمنی که او تعیین میکند بر طرفین لازم الاجراست و بایع و مشتری حق اعتراض ندارند؛ مگر در مواردی که شخص دیگری ثالث رافریب داده باشد. بنابراین فردی که طرفین تعیین ثمن را به او سپرده اند از نظر حقوقی کارشناس خبره نامیده نمی شود؛ چون رأی کارشناس الزام آور نیست. داور نیز نامیده نمی‌شود؛ چون داوری و حکمیت بر نزاع است در حالیکه در مانحن فیه بین طرفین نزاعی واقع نشده است.یعنی حقوقدانان بر اینکه شخص ثالث وکیل باشد چند اشکال کرده اند:
الف- یک شخص نمی‌تواند وکیل از سوی طرفین عقد باشد. اما پاسخ این اشکال آن است که این امر با اجازه طرفین جایز است و طرفین اقرار دارند که تقدیر ثمن را به او واگذار کنند و اقرار اقوی از اجازه است.
ب- وکالت عقد جایز است و وکیل را می توان عزل کرد اما در مسأله ما طرفین بدون توافق طرف دیگر حق عزل شخص ثالث را ندارند. پاسخ آن است که شخص ثالث وکیل طرفین است و برای همین یکی از آنان نمی تواند مستقلاً بدون توافق طرف دیگر او را عزل کند.
ج- تعیین ثمن عملی است مادی و وکیل تنها می‌تواند تصرفات حقوقی و قانونی نماید.پاسخ آن است که تعیین ثمن ازعناصر اصلی بیع است، پس عملی قانونی و حقوقی است نه مادی و خارجی.
۳- زمان انعقاد بیع در صورت واگذاری تعیین ثمن به شخص یا اشخاص ثالث:
سؤالی در اینجا مطرح است و آن اینکه در صورتی که طرفین، شخص ثالث را برای تعیین ثمن انتخاب کنند عقد بیع در زمان توافق طرفین محقق می‌شود و نقل و انتقال عوضین صورت می‌گیرد یا از لحظه اعلام ثمن به وسیله شخص ثالث؟ بعضی حقوقدانان تصریح کرده اند از لحظه توافق طرفین بر شخص ثالث منعقد شده است[۱۹]. چون همه ارکان واجزای قرارداد از جمله ثمن موجود است چرا که عقد با ثمن قابل تعیین نیز صحیح است.
در حقیقت انعقاد عقد منوط به تحقق شرطی است و آن تعیین ثمن بوسیله شخص ثالث است؛ بنابراین وقتی شرط محقق شد و شخص ثالث ثمن را اعلام نمود بیع از وقت عقد، تحقق یافته تلقی می شود.
در برابر این نظریه بعضی معتقدند که بیع از لحظه ای که شخص ثالث قیمت را اعلام می‌کند محقق می‌شود و قرارداد طرفین قبل از اعلام ثالث،صرفاً یک قرارداد بی نام است مبنی بر اینکه طرفین ملزمند بعد از اعلام قیمت توسط ثالث عقد بیع را محقق کنند.
۴– وضعیت بیع در صورت عدم تعیین ثمن از سوی شخص ثالث یا اشخاص ثالث:
اگر بگوییم اعلام شخص ثالث موجب تحقق عقد می‌شود و بیش از آن بیعی واقع نشده، باید بپذیریم که چنانچه شخص ثالث نتواند یا نخواهد ثمن را معین کند بیعی محقق نشده است.در اینصورت نمی توان طرفین را ملزم به تعیین شخص دیگر برای ارزیابی ثمن یا ملزم به تراضی درباره ثمن کرد؛ مگر اینکه درقرارداد پیش بینی شده باشد. همچنین اگر طرفین تعیین ثمن را به چند نفر واگذار کرده باشند اما آنان به دلیل اختلاف نظر نتوانند قیمتی را تعیین کنند، بیع کان لم یکن می‌شود و دادگاه نمی‌تواند به جای اشخاص ثالث که قادر به ارزیابی ثمن نبوده اند بهایی را اعلام کند یا تعیین ثمن را به شخص دیگری واگذار کند؛ مگر آنکه در قرارداد چنین امری پیش بینی شده باشد. برخی حقوقدانان معتقدند حتی اگر طرفین هم بر چنین امری توافق کرده باشند قاضی نمی تواند تعیین ثمن کند؛ چون رسالت وشأن قاضی به قضاوت وحل مشکل در مورد عقودی است که بصورت کامل واقع شده اند و وظیفه او تکمیل قراردادها نیست[۲۰].
در بعضی کشورها مثل کویت بین دو حالت تفکیک شده است؛ حالتی که طرفین توافق میکنند شخص ثالث ثمن را معین کند اما نتوانند بر شخص ثالث توافق کنند که در اینصورت عقد منعقد نشده است. و حالتی که شخصی را تعیین کرده اند اما او نمی‌تواند یا نمی خواهد ثمن را معیّن کند یا ثمن را اعلام می‌کند اما طرفین اختلاف نظر دارند، که در اینصورت عقد صحیح است و بهای متاع، ثمن المثل آن است[۲۱].

نظر دهید »
فایل شماره 7801
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

او سلیمانست و من مورم به یادش زنده ام زنده ماناد آن کز او این داستان آورده ام
آنچه از من شد گر از دست سلیمان گم شدی بر سلیمان هم پری هم اهرمن بگریستی
سلیمان و بلقیس۱ ملکه ی سبا
سلیمان روزی به پرندگان و مرغانی که بر تخت وی سایه می افکندند رسیدگی کرد و هدهد را نیافت. سلیمان گفت آیا من هدهد را نمی بینم یا آنکه هدهد به حضور نپیوسته است؟ اگر برای غیبت خود حجتی قابل قبول نیاورد او را عذاب خواهم کرد یا او را سر خواهم برید. پس از اندک مدتی هدهد به خدمت پیوست و به سلیمان عرضه داشت که بر وقایعی اطلاع یافته است که سلیمان بی خبر است و از کشور سبا خبر آورده بود. هدهد گفت: قومی را یافتم که زنی بر ایشان سلطنت می کرد او و مردمش را یافتم که خورشید را عبادت می کنند.سلیمان برای صدق و کذب بودن سخن هدهد نامه ای به ملکه ی سبا نوشت و ملکه ی سبا با دیدن نامه سران مملکت را جمع کرد و تصمیم گرفتند که هدایایی برای سلیمان بفرستند تا بوسیله ی آن هدایا نظر سلیمان را به خودشان جلب کنند و سلیمان توجهی به هدایا نکرد و هدایا را باز پس داد آنگاه سلیمان به سران و بزرگان خویش روی آورد و گفت: کدامیک از شما تخت ملکه ی سبا را پیش از آنکه مردم سبا گردن به طاعت نهند پیش من خواهد آورد؟ شخصی بنام آصف بن برخیا تخت او را در یک چشم بر هم زدن نزد سلیمان آورد.۲

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

چون ملکه ی سبا برای اظهار اطاعت و پذیرفتن آئین توحید به دربار سلیمان آمد، حضرت سلیمان دستور داد که در وضع تخت تغییری دهند تا ببینند او تخت خود را می شناسد یا نه؟
باری ملکه ی سبا به خداوند یکتا ایمان آورد و گفت : پروردگارا من تا کنون بر خود ستم کرده ام و اینک با سلیمان در برابر خدای یکتا که پروردگار جهانیان است سر تسلیم و انقیاد فرود می آورم.
انعکاس سباوملکه ی آن درادبیات فارسی این گونه است که انوری می گوید :
گرچه اندر سبای حضرت تو باد و دیوند مسرع و مزدور
نشود هوش تو سلیمان وار به چنان بارنا مها مغرور
آصف ار آن ملک را ضبط آن چنان کردی به رای گم کجا کردی سلیمان مدتی انگشتری
ناصرخسروقبادیانی می گوید :
مر خداوند جهان را بشناس و بگزار شکر او را که ترا این دو به از ملک سباست
در رستگاری به پرهیز جوی که پرهیز بهتر ز ملک سباست
مسعودسعدسلمان می گوید :
گر بیش به شغل خویش برگردم هم پیشه هدهد سلیمانم
ظهیرالدین فاریابی می گوید :
اگر خدمت تخت بلقیس کرد سعادات این سدره بر من حرام
ندانم سلیمان ثانی چرا در این چند گاهم نبرده ست نام
بردن تخت بلقیس توسط آصف بن برخیا نزد سلیمان ونامه بردن هدهد نزدبلقیس ، امیرمعزی می گوید :
گر عرش و فرش بلقیس آورد سوی جم فرزند برخیا به یکی لحظه از سبا
اکنون همی نثار فرستد خویش از عرش پیش فرش تو فرزند برخیا
عرش بلقیس از سبا آصف به افسون آورید همت تو سرفراز عرش بی افسون شود
اگرچه در قدرت حق بیشتر ز قدرت جم به وقت قدرت تدبیر هست آصف پیر
شاه جهان به ملک سلیمان دیگرست در ملک او به علم تویی آصف دیگر
که تخت مملکت را بود حمال به ایام سلیمان پیمبر
باش تو پیوسته با فرّ خداوند جهان در جهانداری تو آصف رای و او جمشید فر
اگر مرغ بلقیس را نامه بود ز نزد سلیمان پیغامبر
اگر نشان کرامات واصل معجزه بود فسون آصف بن برخیا و خاتم جم
تو آصفی و به دست تو کلک چون افسون جمست شاه و به دستش حسام چون جم
سنایی درحدیقه می گوید :
سلیمان وار، دیوان را مطیع امر خود گردان نشین بر تخت بلقیس و چتر از پر عنقا کن
همچنین سنایی می گوید :
به فضلت کوهها گردد بسان عرش بلقیسی ز حکمت باغها گردد چنان چون جان ببخشایی
منوچهری دامغانی می گوید :
نشستم از برش چون عرش بلقیس بجست او چون یکی عفریت هایل
فصاحتم چو هدهدست و هدهدم کجا رسد به غایت سبای او
فرخی سیستانی می گوید :
تو چو سلیمانی و ری چون سبا حاجب تو آصف بن برخیاست
آصف تختی ز سبا برگرفت تو ملکی کاو را صد چون صباست
قطران تبریزی می گوید :
به کامگاری ماننده ی سلیمانست یکی سخاست دو صد باره به ز ملک سباست
ای امیر سلیمان وش از خصم به یک روز ملکی ستدن صد بار از ملک سبا به
مهتر به بلندی و حصینی ز که قاف چون نجم مه و مشتری از نجم سبا به
ناپدیدشدن هدهدورفتنش به سرزمین سبا ،جمال الدین اصفهانی می گوید :
ای سلیمان فر ز بلبل یاد کن زانکه از هدهد نخیزد هیچ گرد
گر سلیمان هدهدی را باز جست این طرفه نیست کاب دارو پرده دارش بود در راه سبا
عطارنیشابوری درمنطق الطیر می گوید :
مرحبا ای هدهد هادی شده در حقیقت پیک هر وادی شده
ای به سر حد سبا سیر تو خوش با سلیمان منطق الطیر تو خوش

نظر دهید »
فایل شماره 7800
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سالک عاشق که مشتاق وصال حضرت حق است باید به این جنون مقدس و عشق حقیقی دست یابد. زیرا هر کس سزاوار سلوک نیست و فرومایگان مرد این راه نیستند. جالب است که عطار رهروان این طریقت را کسانی می شمارد که در نظر ابنای زمان فرومایه اند و قدری ندارند، ولی مانند گوهری درخشان در نظر اهل معنی و بصیران این وادی متجلی اند.
علت اینکه عطار از شخصیت دیوانگان و سخنان آنها در مثنویهای خود بهره می جوید آن است که بتواند از زبان آنان حقیقت و اسرار مگو را بیان کند و از این طریق راه و رسم زندگی ارزشمند و با شرافت را به صاحبان عقل ظاهر و مدعیان زیرکی بیاموزد.
ابو علی سینا در کتاب «شفا» بحث مسبوطی درباره ی معانی مختلف عقل در فرهنگ اسلامی پیش کشیده است. از دیدگاه او (عقل به قوه ای گفته می شده است که انسان با آن از سایر حیوانات متمایز می شود و باعث بروز افعال خاصی در او می شود که عبارتست از : حس تعاون و مشارکت با مردم، استفاده از اسباب و ابزار به منظور تهیه ی خوراک و پوشاک و مسکن، همچنین احساساتی نظیر تعجب ، خنده، گریه و تمییز زشتی از زیبایی و خوبی از بدی) (پورجوادی، بی تاریخ، ۲۹-۲۸).
شیخ الرئیس در کتاب «الحدود» خود نیز در مورد نیز در مورد عقل مباحث گسترده ای آورده است، این مباحث با تعریفی که دیگر فیلسوفان از (عقل عملی) در نظر گرفته اند تقریباً مشابه است ، بوعلی در شرح عقل، این سه معنی را می نویسد:
۱- صحت فطرت نخستین را در انسان «عقل» می گویند و درحقیقت قوه ای است که با آن میان امور زشت و زیبا تمیز داده می شود.
۲- به آنچه انسان از راه تجربه های خود در مورد احکام کلی کسب می کند، عقل می گویند و حد آن این است که معانی است مجتمع در ذهن که خود مقدماتی است که مصالح و اغراض حیات از آنها استنباط می شود.
۳- به یک چیز دیگر هم عقل می گویند و حد آن این است که هیأتی است پسندیده در حرکات و سکنات و احکام و اختیار انسان (ابن سینا، ۱۹۶۳ : ۲-۱۱).
عاقلان بر حسب ذات ابتدا می اندیشند و به اقتضای مصلحت وقت، منافع مادی و دنیوی خود و مطابق خرد سخن می گویند و رفتار می کنند اما دیوانگان به اقتضای غرایز، آزاد از سود و زیان و براساس خرد مقدس و مخصوص خودشان عمل می کنند که عقل حقیقت پوش متظاهر و مدعی را رسوا می کند. از شیوه ی سخن راندن دیوانه، عشق می بارد. با خدا بسیار راحت سخن می گوید، انتقاد می کند، خط و نشان می کشد، خردوزی هر چه بیشتر موجب فاصله انسان و خداوند می شود.
معمولاً سائلان از شوریدگان سوال می پرسند علت آن است که عقل عاقلان نیت و خواست حقیقی را که انگیزه ی عمل است واپس می رانند و نیت و خواستی کاذب اما موافق با مقتضیات فرهنگ حاکم جانشین آن می کند.
لفظ عقل و جنون از کلیدی ترین الفاظ فرهنگ و تمدن اسلامی هستند و این دو بخصوص لفظ «عقل» به کرات درآیات و احادیث استعمال شده است. در حدیثی از حضرت رسول (ص) آمده «ان العقل لا غایه له و لکن من احل حلال ا… و حرم حرام ا… و سمی عاقلاً» و ایشان علت بعثت خود را احیای عقل می دانند. در فرهنگ اسلامی عقل را شامل سه چیز معرفی می کنند «طاعت نیکو. صبر نیکو، معرفت نیکو به خداوند و در فرهنگ اسلامی مجنون را کسی می دانند که دوران جوانی خود را در معصیبت بگذارند» (ر ج ک تحلیلی از مفاهیم عقل و جنون پورجوادی،بی تاریخ، ۲).
۴-۲- اقسام دیوانه
تاکنون عنوان دیوانه بر افراد گوناگونی نسبت داده شده است ، همان گونه که قبلاً ذکر شد طبق روایات اسلامی و احادیث نَبوی گناهکار مجنون است. ابوالقاسم حسن نیشابوری در اثر خود «عقلای مجانین» که اولین اثر و قدیمی ترین اثر در مورد دیوانگان داناست، اقسام دیوانه را این چنین معرفی می کند:
۱- جوانی شاخه ای از دیوانگی است . ۲- عده ای که از خوف خداوند دیوانه شدند ۳- کسانی که جهت ناشناس ماندن خود را به دیوانگی زده اند ۴- کسانی که جهت رسیدن به ثروت و گدایی خود را به دیوانگی زده اند ۵- کسانی که برای آسوده زیستن به دیوانگی وانمود می کردند ۶- کسانی که جهت نجات از خطر و بلا تظاهر به دیوانگی می کردند (رک: نیشابوری؛ ۱۳۶۶ :۲۳۴).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۳- تأثیرات وجود عقل
عقل باعث هماهنگی رفتار و گفتار شخصی با مقتضای مصالح دنیوی خویش و پسند دیگران می شود. فرد در این خودگریزی و تظاهری که جهت هم زیستی با دیگران انجام می دهد کار خود را هم موجه می داند و هم طبیعی. دروغ و ریابی را که به آن دچار است را عادی می شمارد، زیرا پذیرفته که در میان خلق بودن و با آنان هم زیستی کردن مستلزم چنین اعمالی است. عقل رعایت ممنوعیت هایی است که عادت های ناشی از فرهنگ حاکم آن را تجویز می کند.
جنون شکستن قید و بندهای این عادت ها و گذرا از ممنوعیت هاست و آزادی خواست و اراده را تجربه کردن و از تلخ و شیرین حوادث مقررات رستن. باید دانست که تمامی مقامات سلوک و نیل به مقام والای جنون با سقوط اوصاف حیوانی و از پس تهذیب و تزکیه نفس به دست می آید . درحقیقت دیوانگان دانا به مقام بقاء بعد از فنا رسیده اند. گویی تولد دیگری است که در آن بنده اسیر حکم حق و خرد الهی است.
۴-۴- عقلاء مجانین
گروهی از صوفیان بوده اند که به ظاهر حال مناسب فهم و ادراک و رسوم و آداب و احکام شرع رفتار نمی کردند و یا آن که اعمالشان بر وفق عقل صورت نمی گرفت و چنان می نمود که به کلی زنجیر عقل را گسسته اند و سر به بیابان جنون نهاده اند. این طایقه از مردم در گریز بودند و مانند دیوانگان می زیستند و به احکام شرع ظاهری اعتنایی ظاهر نداشتند و در سخن گستاخ بودند. بی پروا حقایق را بر زبان می آوردند و به نکته سنجی و بذله گویی انگشت نما بودند. و بر دستگاه و کارگاه آفرینش خرده ها می گرفتند و دردهای اجتماع را بی پروا در مقابل خلفا و حکام و قضات باز می گفتند و علت این بی پروایی را می توان همان تظاهر به جنون و حدیث معروف (لیس علی المجنون حرج) دانست.
از جمله اسامی منسوب به آنها عبارتند از: مجذوب، مجنون، عقلاء مجانین، بهالیل و… در تاریخ آمده است علت ظهور این گروه در قرن ششم در نیشابور چنین است: واقعه ی غزه عده ای از غارت زدگان شهر را از شدت هول به صاعقه ی جنون دچار کرد، عده ای را به خاموشی ناشی از بهت یا تند زبانی ناشی از بی طاقتی دچار ساخت. بی نظمی بیشتر اعتراض بیشتر را در خاطره ها می انگیخت و اعتراض بیشتر جسارت بیشتر را طلب می کرد که جز دیوانگی یا دیوانه نمایی هیچ چیز آن را قابل تحمل نمی ساخت.
عده ای در این میان وانمود به جنون کردند و جناح معترض جامعه را تشکیل دادند و بزرگان و صاحب مقامان را مسئول این نابسامانی و بی نظمی ها می خواندند (با این حال هم در امان بودند و هم مورد حرمت مردم. لطف گفتار و طنز تلخ دل ها را سبک می کرد و خاطرها را تسکین و تسلی می داد. زندگی خاص و منش ویژه ی آنها برای اهل عصر شوق انگیز بود و عجیب نیست که عطار جوان را به تقلید و تأمل واداشته است) (رک. زرین کوب، ۱۳۷۸: ۲۹- ۳۰).
نویسندگان نام آوری چون ابوالقاسم حسن نیشابوری، محی الدین عربی، عبدالرحمن بن جوزی و… شرح حال چندین تن از این گروه را مندرج ساخته اند. محی الدین عربی در فتوحات مکیه فصلی به خصوص در مراتب و احوال این طایفه و علت ظهور این حال بر آنها آورده که بسیار مفید است و به عقیده ی او مجانین چند صنفند:
۱- آن که وارد غیبی بیشتر و فوق استعدادش باشد و بر او غالب آید ، تاجایی که شعور به اعمال خود نداشته باشد و صاحب این حال را «مجنون» خوانند.
۲- کسی که بر اثر ورود وارد، عنان عقل را از دست دهد ولی شعور حیوانیش بر جای ماند و به حکم غریزه عمل کند او را «عقلاء مجانین» خوانند.
۳- کسی که به محض ورود وارد ذهول از حس و توجه به غیب برای او حاصل گردد و پس از آن رفتارش طبیعی شود (ابن عربی؛ ۱۳۸۸: ۵۴).
دیوانگان زبان اعتراض عطار هستند، زبانی برای بیان دردهای اجتماعی و هر نوع خرده گیری بر نظام آفرینش که گاه حتی عقاید دینی را نقد می کنند. سعی می کند نکات نغز و نقدهای ظریفی از زبان آنها بیان کند و اعتراضات سخت و لطف آمیز را بدین صورت به گوش صاحب منصبان برساند، عطار بر آنها نام «مجنون» «دیوانه» «شوریده ایام» می گذارد و از مقام و سخنان آنها در مثنویهای خود بسیار استفاده می کند. و در مقالات بیست و دوم ویست و هفتم از مصیبت نامه حالات و مقاماتشان را شرح می دهد.
شیخ ما از حکایات این گروه مجموعاً صد و پانزده حکایت را مثنویهای خود آورده است: الهی نامه ۲۳ حکایت، منطق الطیر: ۱۴ حکایت، اسرار نامه ۱۴ حکایت، مصیبت نامه ۶۳ حکایت برخلاف دیوانگان معمولی که اغلب مورد آزار، اذیت مردم بودند، عقلای مجانین معمولاً مورد احترام و تأیید مردم بودند. زیرا معمولاً سخنان آنها پندآموز و تأثیر گذار بود و سادگی و بی ریایی آنها به دل می نشست و جسارت و گستاخی آن ها نه از سر بی ادبی بلکه حاصل وارد غیبی و جذبه الهی بود.
مردمان نیشابور که طی سالهای متمادی مصایب فراوانی از جمله: جنگ، حمله ی سایر اقوام، بلایای طبیعی، بیماری و قحطی شده بودند. کم کم دچار سستی ایمان نشده و اعتراض آنها به درگاه حق و سپس سلاطین ظالم که در آسودگی به سر می برند شکل گرفت.
(جرأت و جسارت لازم برای ابراز این اعتراض تنها در سایه ی دیوانگی یا به عبارت دقیق تر دیوانه نمایی میسر می شود و این دیوانه نمایان عاقل بودند که در پناه، سپر جنون فارغ از نهی شریعت و جبر حکومت که مصلحت اندیشی های عقل تبعیت از هر دو را تجویز می کرد، بی هراس لب به اعتراض می گشودند. گستاخانه حضرت حق را مورد اعتراض قرار می دانند و شجاعانه به حاکمان می تاختند و آنها را آماج انتقاد و اعتراض و استهزاء قرار می دادند، رهایی از قید عقل این امکان را برایشان فراهم می ساخت) (حسین آبادی، ۱۳۸۵: ۷۷).
یکی از این عقلای مجانین که از شخصیت های برجسته مثنویهای عطار است بهلول عاقل است که می توان در مورد زندگی نامه او به طور مختصر چنین گفت:
وهب بن عمرو معرف به بهلول در شهر بغداد دیده به جهان گشود، شیعه بود و در زمان او امام صادق (ع) در شهر مدینه حضور داشت. وی از زمره ی متقیان و از شاگردان برگزیده‌ی امام صادق (ع) بود. وی در فنون حکمت، معارف و آداب اسلامی فردی کامل بود و از جمله متقیان شهر به حساب می آمد.
بهلول: درقاموس های کهن عربی به معنی انسان با حیا؛ بخشنده و خندان وجامع همه ی نیکی هاست. دردیگر فرهنگ ها به معنی پیشوای قوم که سردار باشد و مهتر نیکو روی یا خوش خوی آمده است .درفرهنگ تاجیک بهلول به فتح درمفهوم گول و مسخره باز به کار رفته است. واژه ی بهلول به طور عام درآفریقا به معنی (ساده و احمق) می باشد. (مازولف، ۱۳۸۸، ۱۰).
پرداختن به ترویج و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام و فراگیری و بازگویی روایات معصومین از جمله کارهای او بود، علت تظاهر او به دیوانگی آن بودکه:
(روزی هارون به مفتیان شهر دستور داد، حکم مهدور الدم بودن امام موسی کاظم (ع) را صادر کنند و برای توجیه این کار امام را به خروج علیه حکومت متهم کنند، پس بهلول به راهنمایی خود امام، خویش را به دیوانگی زد تا از رأی دادن معاف شود، پس هم جانش محفوظ ماند، هم فتوای حرام نداد) (نحوی؛ ۱۳۷۸: ۶۶).
در روایت دیگر آمده ، اصرار هارون جهت پذیرفتن شغل قضاوت در بغداد توسط بهلول عامل تظاهر او به دیوانگی است. باید افزود که تنها ظاهر بهلول شبیه دیوانگان بوده و گرنه کوچک ترین نشانه‌ای از ضعف یا اختلال روانی در او وجود نداشته ، بلکه گفتارها و نظریات وی سرشار از حکمت بوده است.
به طور کلی برای بهلول و سایر عقلای مجانین سه خصوصیات عمده می توان نام برد:
۱- بریدن از مقام و جاه ۲- اجتناب از عوام ۳- تظاهر جنون عشق
استفاده از زبان رمزی جهت بیان آراء و عقاید در عرفان بسیار رایج است. معمولاً آنها پیام خود را ضمن داستانها، افسانه ها و از زبان حیوانات و یا برخی افراد بیان می کردند، ارتباط زبان و شخصیت را از دو نظر می توان بررسی کرد:
از طریق راوی و زبانی که او برای توصیف شخصیت به کار می برد که هم ویژگی های شخصیت را بیا نمی کند و هم خصوصیت راوی را می توان دریافت و دیگر توجه به زبان خود شخصیت است. یعنی از سیاق کلام گویش، واژه هایی که به کار می برد . تکیه کلام و مکث های یک شخصیت می توان به ویژگی های او پی برد. زبان شخصیت های داستانی از نظر نام شناسی ،‌اسم یک شخصیت می توانند بیان کننده ویژگی های او باشد. معناگرایان معتقدند که از تجزیه و تحلیل نام شخصیت می توان به هیچ اسمی همگی سبب می شود که خواننده مجموعه ای از مشخصه هایی معنایی را برای شخصیت در ذهنش مجسم کند.
(شخصیت های داستانی دارای ویژگی های نوعی (تیپ) انسانهای دیگرند.یعنی هر شخصیت به جز ویژگی های منحصر به فرد خود همانندهایی با افراد هم گروه خود دارد. تیپ نشان دهنده ویژگی ها و مشخصات گروه، طبقه یا صنف اجتماعی است مانند تیپ عاقل مجنون)‌.(محفوظ ، ۱۳۸۵ : ۷۴).
دیوانگان نیز از جمله این افرادند و داستان های مربوط به آنها از جمله داستانهای رمزی است. می توان از کارهایی که عمدتاً توسط آنها انجام می شد، نیز رمزگشایی کرد از جمله:
۱- زندگی در گورستان که نماد جدایی روح از تن و مرحله شکستن غرور و منیت انسان است.
۲- زندگی در زیر پل، پل رمز این دنیای فانی است و هرگز بر آن ایمن نتوان بود .
۳- سوار شدن بر چوب که سمبل تاخت و تاز در این دنیای فانی است و رمز «من» و «دما» کرد نهای این دنیاست که سرانجام شرمسار با جامع و روی خونین از این میزان به در خواهند آمد (سعادتی، ۱۳۸۱، ۱۴۸- ۱۴۷).
از دیگر صفات مبرز دیوانگان نیل به مقام عشق است. بارها شنیده ایم که عشق بازی کار هر عاقل نیست بلکه کار دیوانگان است. دیوانگانی را که به جنون الهی مبتلا شده اند (عقلاء مجانین) می نامند. اگر سخن از روی گستاخی می گویند، گاه به درگاه حق تعرض می کنند و هیچ ابا ندارند همه به خاطر عشق ویژه ای است که به حضرت حق دارند (طریق دیوانگی در مسیر عشق الهی همچنان راه به کمال می برد و آن مرحله ایست ورای وجد و جذبه و سماع که بدان مرحله سکون و آرامش نام نهاده اند؛ که مجنون عاشق در این جا وارد مرحله فنا می شود) (صاحب اختیاری، ۱۳۸۰ :۱۸۰- ۷۲) .
۴-۵- موضوعات مورد اعتراض عقلای مجانین
اگر به حکایاتی که به عقلای مجانین در آثار گوناگون منسوب است نظر بیندازیم متوجه خواهیم شد که موضوعات مد نظر آنها را می توان در چند مورد زیر خلاصه کرد:
الف) نقد و اعتراض علیه جباران و حاکمان ستمگر
ب) نقد خرافات اجتماعی و ظواهر عوام فریب مذهبی
ج) انتقاد و اعتراض از نظام آفرینش و آفریدگار آن
علاوه بر آن دیوانگان عاقلی که به حق زبان اعتراض مردمان زمان خویش بودند و به خاطر آنکه خود از رنج و آزار حاکمان در امان بودند به انتقادهای بی بروا و اغلب حقیر کننده می پرداختند و گاه پندشان سودمند می آمد، دسته ای دیگر بودند که از شیعه پول در می آوردند، آنها با دریافت پول، عقاید و دعاوی شیعیان را نشر و تبلیغ می کردند. حتی برخی از آنها خود شیعه بودند و به خاطر حمایت از عقیده دینی خود، تظاهر به دیوانگی می کردند. از جمله می توان به بهلول عاقل و علیان اشاره کرد. در مثنویهای عطار از شخصیت های بر جسته تاریخی که مورد انتقاد دیوانگان قرار گرفته اند. یادشده است، از جمله: انوشیروان، سلطان سنجر سلجوقی ، محمود غزنوی ، هارون الرشید، نظام الملک و… و اغلب اوقات با نام کلی از آنها یاد می شود. هر چند در ادبیات فارسی شخصیت های گوناگونی چون زاهد، عابد، شیخ، پیر خمیده قامت به موعظه ی قدرتمندان پرداخته اند ، اما سخن دیوانگان بسیار کارگرند و دلنشین تر است.
الف) نقد واعتراض علیه جباران و حاکمان ستمگر: در قسمت بررسی حکایات در فصل آینده به تفصیل درمورد آن سخن خواهیم گفت.
ب) نقد خرافات اجتماعی و ظواهر مذهبی
در هر جامعه پاره ای اعتقادات سست و نادرست وجود دارد که مانع وصول به حقیقت است، عطار با زبانی شیرین و موثر به انتقاد از مردمانی می پردازد که به این خرافات باور دارند.

نظر دهید »
فایل شماره 7799
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-۲-۶. سؤال ششم تحقیق
میانگین فعالیت ایجاد و تثبیت دانش در میان فعالیت های هفت گانه ی الگوی بوکویتز و ویلیامز، در کتابخانه های دانشگاهی شهر شیراز، در مرتبه ی دوم قرار دارد. یافته‌های مربوط به سؤال ششم تحقیق در ارتباط با میزان این فعالیت در این کتابخانه ها همان گونه که در جدول ۴-۱۶ و ۴-۱۷ ارائه شد، حکایت از آن دارد که میزان به دست آمده در بین کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز، از حد متوسط پایین‌تر است و در بین کتابخانه ها، بیشترین میانگین به کتابخانه ی دانشگاه صنعتی و کمترین میانگین به کتابخانه ی دانشگاه پیام نور تعلق دارد. لذا، می‌توان نتیجه‌ی بدست آمده را این گونه توجیه کرد که برای رسیدن به وضعیت مطلوب کسب دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز با وجود اقداماتی که صورت پذیرفته هنوز جای کار بیشتری وجود دارد که این موضوع در کتابخانه ی دانشگاه پیام نور باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این یافته با پژوهش‌های محمدی استانی، شعبانی و رجایی پور (۱۳۹۰)، عطاپور (۱۳۸۸) و ابزری و کرمانی القریشی ( ۱۳۸۴ )، در یک راستا می‌باشد. ماپونیا (۲۰۰۴) نیز در بررسی فعالیت‌های مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی دانشگاه ناتال به نتایجی هم سو دست یافت.
خلق دانش شامل مجموعه فعالیت‌هایی است که از طریق آن دانش جدید در سازمان خلق و تولید می‌شود، فعالیت‌هایی مانند پاداش دهی و تشویق نوآوری‌ها و ایده‌های جدید کارکنان، بحث آشکار در مورد تجارب و شکست های سازمان و تشکیل گروه‌های یادگیری در سازمان، (الوانی، ناطق و فراحی، ۱۳۸۶) لذا به نظر می‌رسد با توجه به نتایج به دست آمده لزوم به کارگیری امور فوق برای نیل به شرایط مناسب ایجاد و تثبیت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز ضروری می‌باشد که استفاده از فن آوری، می‌تواند به عنوان عاملی مؤثر در این ارتباط در نظر گرفته شود. ولی، ایجاد و خلق دانش بیشتر با عامل‌های انسانی سر و کار دارد که مسئولان باید به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند …
هم چنین توجه به زیر ساخت های فن آوری و ایجاد بستر و ابزارهای مناسب برای نگهداری دانش و خلق دانش‌های جدید. حمایت و توجه سیاست‌ها، دستورالعمل‌ها و فرهنگ سازمانی، از تعامل بین بخش‌های مختلف کتابخانه و نیز میان کتابداران که به نظر می‌رسد در کتابخانه‌های شهر شیراز مورد بی توجهی قرار گرفته است، می‌تواند شرایط مناسبی را برای رسیدن به شرایط مطلوب اجرا و پیاده سازی فعالیت ایجاد و تثبیت دانش در این کتابخانه‌ها فراهم سازد.
۵-۲-۷. سؤال هفتم تحقیق
میانگین فعالیت استفاده ی بهینه از دانش در میان فعالیت های هفت گانه ی الگوی بوکویتز و ویلیامز، در کتابخانه های دانشگاهی شهر شیراز، در مرتبه ی هفتم قرار دارد. یافته‌های مربوط به سؤال هفتم تحقیق در ارتباط با میزان این فعالیت در این کتابخانه‌ها همان گونه که در جدول ۴-۱۸ ارائه شد، حکایت از آن دارد که میزان به دست آمده در بین کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز، از حد متوسط پایین‌تر است و در بین کتابخانه ها، بیشترین میانگین به کتابخانه ی دانشگاه صنعتی و کمترین میانگین به کتابخانه ی دانشگاه پیام نور تعلق دارد. لذا، می‌توان نتیجه‌ی بدست آمده را این گونه توجیه کرد که برای رسیدن به وضعیت مطلوب کسب دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز با وجود اقداماتی که صورت پذیرفته هنوز جای کار بیشتری وجود دارد که این موضوع در کتابخانه ی دانشگاه پیام نور باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و بیشترین توجه باید به این مقوله معطوف گردد چرا که برون داد مدیریت دانش محسوب می شود ولی درمیان سایر فعالیت ها در مرتبه ی آخر قرار دارد.
محمدی استانی، شعبانی و رجایی پور (۱۳۹۰) و شعبانی؛ محمدی استانی و فروگذار (۱۳۹۱) هم در پژوهش های خود در ارتباط با بررسی وضعیت این فعالیت در کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان و کتابخانه‌های دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به نتایجی مشابه و هم سو با این پژوهش دست یافته‌اند.
فعالیت استفاده‌ی بهینه از دانش استفاده کامل و بهینه‌ی سازمان از دانش موجود در زمانی که فرصت و موقعیت جدیدی برای سازمان به وجود می‌آید، قبل از این که از منابع برون سازمانی استفاده شود، می‌باشد؛ لذا کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز براساس یافته‌های این تحقیق در وضعیت مناسبی به سر نمی‌برند که این امر می‌تواند با در نظر گرفتن یک شیوه‌ی برنامه ریزی شده برای استفاده‌ی بهینه از دانش موجود و راهکارهایی برای تشخیص موجود بودن دانش راهبردی و حیاتی و افراد دارای این دانش در سازمان، به نتیجه‌ی مطلوب‌تری نائل گردد.
هم چنین در این فرایند، دانش‌هایی که از نظر راهبردی و کاربرد دیگر، بی معنی هستند باید از سیستم حذف یا در جایی دیگر انبار شوند و دانش‌هایی که در حال حاضر بی ارزشند، ولی در آینده احتمال استفاده از آن‌ها وجود دارد، به صورت دسته بندی، بایگانی شوند.
۵-۲-۸. سؤال هشتم تحقیق
یافته‌های مربوط به سؤال هشتم تحقیق در ارتباط با میزان فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شیراز همان گونه که در جدول ۴-۲۰ ارائه شد، حکایت از آن دارد که میزان به دست آمده در بین کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز، از حد متوسط پایین‌تر است و در بین کتابخانه ها، بیشترین میانگین به کتابخانه های دانشگاه آزاد و کمترین میانگین به کتابخانه ی دانشگاه پیام نور تعلق دارد. لذا، می‌توان نتیجه‌ی بدست آمده را این گونه توجیه کرد که برای رسیدن به وضعیت مطلوب کسب دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز با وجود اقداماتی که صورت پذیرفته هنوز جای کار بیشتری وجود دارد که این موضوع در کتابخانه ی دانشگاه پیام نور باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
این امر نشان دهنده‌ی توجه کم کارمندان و مدیران نسبت به اهمیت و ارزش دانش و اشتراک آن است که باعث کاهش بهره وری و خدمت رسانی مناسب به مراجعان می‌باشد و هم چنین نشان دهنده‌ی نقصان توجه مدیریت و کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز نسبت به برنامه‌های مدیریت دانش است.
این یافته با نتایج تحقیقات ابزری و کرمانی القریشی ( ۱۳۸۴ )، عطاپور ( ۱۳۸۸ )، حسین زاده ( ۱۳۸۹ ) و محمدی استانی، شعبانی و رجایی پور (۱۳۹۰)، ماپونیا (۲۰۰۴) در یک راستا قرار دارد و با تحقیقات انجام گرفته توسط، شاکری، میر غفوری، شاکری (۱۳۸۹)، تقی زاده، سلطانی و مهدی لوی (۱۳۸۹)، لاریجانی و نوری اصل ( ۱۳۸۷ )، شعبانی؛ محمدی استانی و فروگذار (۱۳۹۱) و راماچاندران، چنگ و اسماعیل ( ۲۰۰۹ ) هم سو نمی‌باشد.
براساس تحقیقات انجام گرفته در خصوص علل ناکامی در اجرای طرح ها و برنامه های سازمانی، نتایج حاصل حکایت از آن دارد که یکی از عوامل اصلی در این رابطه عدم تعهد و حمایت عملی مدیران ارشد بوده است. سازمان یا شرکتی که نظام مدیریت دانش داشته باشد، مدیریت دانش را در اولویت راهبردهای دراز مدت خود قرار می‌دهد. نشست‌های به اشتراک گذاری دانش در چنین سازمان‌هایی نه به عنوان فعالیت فرعی بلکه به عنوان فعالیت اصلی کارکنان در آمده است و کارکنان به سبب مشارکت در تبادل اطلاعات و دانش تشویق می‌شوند و فن آوری اطلاعات و ارتباطات در این راستا به خدمت گرفته می‌شود. (کوان[۷۵]، ۲۰۰۳).
هم چنین سازمان‌هایی که با کارکردهای مدیریت دانش سازگارند نتایج بهتری را نسبت به رقبای خود کسب می‌کنند؛ و این کارکردها تأثیر مثبتی را در عملکرد سازمان خواهد داشت. (مارکوس و گاریکوس[۷۶]،۲۰۰۶) مدیریت دانش شامل مدیریت و دانش است که هر دو این دو مفهوم قلب توسعه‌ی منابع انسانی را تشکیل می‌دهند. (اکدر[۷۷]، ۲۰۰۹).
مدیریت دانش آخرین درخشش فن آوری می‌باشد که به نظر می‌رسد یک مفهوم ساده است حداقل برای کتابداران، این دیدگاه جدید شامل بدست آوردن دانش و دانایی و ارزش افزوده تجارب شخصی در سازمان است. استفاده‌ی مجدد دانش را آسان می‌کند و آن را به عنوان یکی از جنبه‌های سازمانی حفظ می‌کند. مدیریت دانش بر ذخیره و باز استفاده از اطلاعات ویژه‌ای تکیه دارد که قبلاً در مورد دیگری به کار گرفته شده است و این چیزی است که کتابداران سال‌ها در مورد آن صحبت کرده‌اند. (پرز[۷۸]، ۱۹۹۹).
لذا، با توجه به اهمیت روز افزون دانش در سازمان‌هایی هم چون کتابخانه‌های دانشگاهی، مدیریت دانش ابزاری بسیار سودمند برای بهره مندی از مزایای آن خواهد بود. کتابخانه‌های دانشگاهی در حال گذار از مراکز سنتی به مراکز اطلاعاتی مدرن می‌باشند. این کتابخانه‌ها با توجه به نیازها و شرایط باید به صورتی طراحی شوند که نیازها را برطرف کرده و انتظارات کاربران خود را درک کند. مدیریت دانش به عنوان وظیفه و مدیریت، یک فرایند است که این گذار را تسهیل و حمایت می‌کند این عمل از طریق اجرای سیاست فکورانه اتفاق می‌افتد. (متقی فر[۷۹]، ۲۰۱۲).
در کتابخانه‌ها در یک محیط متفاوت غنی از اطلاعات، بیشتر کارها شامل تولید و توزیع اطلاعات خواهد بود. (مارین[۸۰]، ۱۹۸۴). لذا، کتابخانه‌های دانشگاهی با بهره گرفتن از برنامه‌های مدیریت دانش می‌توانند از دانش کتابداران، اطلاعات و دانش موجود در مخزن‌های سازمانی بهترین سود را ببرند. یکی از بهترین بخش‌های کتابخانه که می‌تواند از برنامه‌های مدیریت دانش استفاده کند، بخش مرجع و خدمات فنی (فهرستنویسی و رده بندی) است زیرا در این بخش به علت کارهای تخصصی بیشتر می‌توان با اعمال فعالیت‌های مدیریت دانش، موجب تسهیل اشتراک دانش شد. (محمدی استانی، شعبانی و رجایی پور، ۱۳۹۰).
کارکنان کتابخانه نیاز دارند که دانایی خود را گسترش دهند، تفکر سنتی خود را تغییر دهند و برای به کار گیری مدیریت دانش بر هر دو دانش آشکار و نهان تمرکز داشته باشند. (راکتوزمان و اممتو[۸۱]، ۲۰۰۹) کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز، با اجرای صحیح برنامه‌های مدیریت دانش می‌توانند ارائه خدمات خود را بهبود داده و نیازهای اطلاعاتی مراجعه کنندگان را بهتر برآورده سازند.
۵-۲-۹. نتایج پژوهش
فعالیت کسب دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۲۱/۳، و در حد متوسط می‌باشد.
فعالیت کاربرد دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۸۶/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت یادگیری از فرایند دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۶۳/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت تسهیم و مبادله‌ی دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۷۰/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت ارزیابی دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۷۹/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت ایجاد و تثبیت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۸۷/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت استفاده‌ی بهینه از دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۶۱/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز دارای میانگین ۸۱/۲، و پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.
۵-۲-۱۰. نتیجه گیری
یکی از مؤلفه‌های مهم مدیریت در یک جامعه‌ی دانش محور مدیریت دانش می‌باشد. در قرن بیست و یکم، سازمانی که در مدیریت مؤثر دانش موفق نشود، در توسعه و رشد فعالیت‌های خود با مشکل روبرو خواهد شد. یکی از سازمان‌هایی که اجرا و پیاده سازی برنامه‌های مدیریت دانش در آن ضروری به نظر می‌رسد کتابخانه‌های دانشگاهی می‌باشد. این کتابخانه‌ها اهمیت روزافزون یافته‌اند و به عنوان مرکز گردآوری و اشاعه‌ی اطلاعات علمی و نیز تأمین امکانات تحقیق برای پژوهش گران، بسیار مورد توجه اند. گرداندگان واقعی این کتابخانه‌ها کتابدارانی می‌باشند که با توجه به ماهیت رشته‌ خود که با نامی جدید یعنی علم اطلاعات و دانش شناسی جلوه گر است، باید نقش مهم و خاص‌تری را در مقوله‌ی مدیریت دانش ایفا کنند.
باتوجه به یافته‌های این پژوهش، فرایند مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز بر اساس الگوی بوکویتز و ویلیامز در وضعیت مناسبی قرار ندارد. بنابراین، نیاز به توجه بیشتر به امکانات و زیرساخت‌های مناسب و هم چنین سیاست‌ها و برنامه ریزی‌های بلند مدت در این کتابخانه‌ها به منظور بهره مندی از مزایای غیره قابل انکار مدیریت دانش وجود دارد. لذا، این کتابخانه‌ها با انجام راهکارهایی از جمله، ایجاد و تقویت فرهنگ دانایی محوری می‌توانند در توسعه‌ی مدیریت دانش مؤثر باشند. هم چنین، آشنایی این کتابخانه‌ها با مفاهیم مدیریت دانش و تلاش آن‌ها در پیاده سازی و اجرای آن از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. البته موفقیت در مدیریت دانش نیاز به تغییر اساسی در فرهنگ سازمانی و تعهد در تمام سطوح سازمانی دارد. علاوه بر این، وجود محیط یادگیری و آموزشی، فعالیت‌های تحقیقاتی، فن آوری مبتنی بر دانش و شبکه‌ی ارتباطی دانش محور برای این کتابخانه‌ها می‌تواند به عنوان عوامل ضروری به شمار آیند. بنابراین بررسی وضعیت موجود کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز از لحاظ میزان برخورداری از مدیریت دانش یک فعالیت مقدماتی و مهم می‌باشد. تحقیق حاضر، در راستای این امر صورت گرفت تا اینکه مسئولان و دست اندرکاران این کتابخانه‌ها را نسبت به وضعیت موجود مدیریت دانش آگاه و با ارائه‌ راهکارهایی مناسب آن‌ها را در حرکت به سمت بهبود وضعیت مدیریت دانش یاری رساند.
۵-۳. پیشنهادها
در این بخش ابتدا پیشنهادهایی کلی برای بهبود وضعیت مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز بیان و در ادامه در ارتباط با هر کدام از فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش بر اساس الگوی بوکویتز و ویلیامز پیشنهادهایی ارائه و در نهایت موضوعات پیشنهادی برای پژوهش‌های آتی مطرح می‌شود.
۵-۳-۱. پیشنهادهای پژوهش
از آنجا که برای اجرای مناسب مدیریت دانش وجود بسترهای مناسب الزامی می‌باشد، ابتدا پیشنهاد می‌شود که در این رابطه راهکارهای مناسب اتخاذ و به کارگرفته شود، از جمله در زمینه‌ی راهبرد و رهبری، فرهنگ، ارزیابی (سنجش) و فن آوری. این راهکارها می‌تواند زمینه‌ی مناسبی را برای اجرا و بهره برداری از مزایای مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز فراهم سازد؛ لذا پیشنهاد می‌شود:
باتوجه به این که موفقیت در اجرای برنامه‌ها، تکنیک‌ها، رویکردهای نوین و یا هر طرحی منوط به تعهد و حمایت عملی مدیریت ارشد سازمان می‌باشد؛ لذا اجرای مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز به عنوان سازمان‌هایی دانش محور نیازمند تعهد مدیران و مسئولان ارشد این کتابخانه ها در زمینه ی برنامه ریزی، سیاست گذاری، تأمین بودجه، ساختار و سایر منابع و امکانات لازم در این ارتباط، می باشد. لذا، مسئولین ارشد کتابخانه‌ها می‌توانند از طرق مختلفی از جمله: مشارکت فعال در مراحل مختلف فرایند اجرای مدیریت دانش؛ تأثیر دادن میزان عملکرد دانشی افراد در نظام‌های ارزیابی عملکرد، ارتقا، پاداش دهی، تشویق و تنبیه؛ حسابرسی عملکرد دانشی کتابخانه های دانشکده ای در پایان هر دوره‌ی مالی و سایر راهکارهایی که متناسب با موقعیت و شرایط خاص هر کتابخانه باشد، تعهد و حمایت عملی خود را از مدیریت دانش نشان دهند؛ هم چنین، پیش بینی نیروی انسانی و محرک‌های لازم برای ایجاد روحیه اشتراک گذاری دانش در آن ها، برگزاری دوره‌های آموزشی، اعطای مأموریت‌های برون سازمانی، تبادل کتابداران، و نظیر آن باید مورد توجه قرار گیرد. لذا، کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز برای نیل به مدیریت دانش مطلوب مقدم بر همه چیز، باید مدیریت دانش را در سیاست‌ها و راهبردهای کلان سازمانی خود تعریف و برنامه‌ای دراز مدت برای آن تدوین کنند.
اجرای فعالیت های مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز، یک حرکت جمعی و سازمانی است که همه‌ی افراد در رده‌های مختلف بایستی درگیر آن شوند. آن چه که همه‌ی کتابداران کتابخانه‌ها را به صورت خودجوش و یکپارچه به سمت اهداف خاصی هدایت می کند فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمان باید پشتیبان حرکت دانشی کتابداران باشد. در چنین فرهنگی، یادگیری، یاددهی و آموزش، خلاقیت و نوآوری، به اشتراک گذاشتن دانش، انتقال تجربیات و مهارت‌ها به سایر کتابداران، جریان آزاد اطلاعات، ابراز ایده‌ها و عقاید، فضای مساعد برای بحث و گفتگو، ارزش است. فرهنگ سازمانی که حامی مدیریت دانش است، به صورتی در نگرش، رفتار و عملکرد کتابداران خود تاثیر می‌گذارد که آن‌ها معتقد می‌شوند فقط متناسب با میزان کارکرد مثبت خود در فرایند مدیریت دانش می‌توانند ارتقا یابند و از سایر مزایای نقدی و امکانات رفاهی سازمان منتفع گردند. بنابراین، با فراهم آوردن بستر فرهنگی لازم، بنیان‌های یک نظام دانشی که شامل ایجاد آرمان مشترک برای یادگیری مستمر، تشویق و ترغیب افراد در همه‌ی سطوح برای یادگیری منظم از کارشان، توجه به قابلیت‌های کارکنان، حرکت در جهت تغییر الگوهای ذهنی کارکنان، داشتن یادگیری گروهی و تعاملی می‌باشد، مهیا می‌گردد.
دانش سازمانی معیاری است کیفی و غیرملموس و اندازه گیری آن به سادگی امکان پذیر نمی‌باشد. اما آن چه مسلم است این است که تا نتوانیم عملکردی را اندازه گیری کنیم، اصولا نمی‌توانیم بر آن به درستی مدیریت نماییم. کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز برای این که بتوانند مدیریت دانش را به منظور دستیابی به اهداف موردنظر خود توسعه داده و تقویت کنند، لازم است روشی را برای اندازه گیری آن تعیین و به مورد اجرا بگذارند. روش اندازه گیری و معیارهای انتخابی باید به گونه‌ای باشند که نوسانات شاخص‌های کلیدی عملکرد سازمان را طی دوره‌های مالی به درستی توجیه و تفسیر نمایند و از طرف دیگر نتایج شاخص‌های کلیدی عملکرد رهنمود لازم را در جهت توسعه و بهبود نظام دانش سازمانی به مدیریت ارائه نماید. رضایت کاربران کتابخانه های که دانشجویان و استادان می باشند، از معیارهای کلیدی عملکرد کتابخانه‌ها محسوب می‌شود. هم چنین میزان استفاده از موفقیت‌های دیگران، میزان به کارگیری تجارب قبلی و فعلی، الگوبرداری از کتابخانه‌های موفق، سرعت انتقال دانش در سازمان، نرخ یادگیری و یاددهی و… از معیارهای اندازه گیری عملکرد دانش سازمان می‌باشد. لازم به ذکر است هر کتابخانه با توجه به وضعیت و شرایط خود می‌تواند تعدادی از معیارهای مناسب را انتخاب نماید و سپس شاخص‌های اندازه گیری مرتبط با معیارهای برگزیده را تعریف و در دوره‌های مشخص زمانی (ماهانه، سه ماهه، شش ماهه و یا سالانه) آن‌ها را اندازه گیری نماید. لذا، تعیین سنجه های کیفی و کمی ارزیابی دانش و تعیین شکل و نوع دانش مورد نیاز هر یک از بخش‌ها از جمله فعالیت‌هایی می‌باشد که در رابطه با اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه‌ها بسیار با اهمیت است؛ لذا، باید وضعیت مدیریت دانش به صورت منظم و پیوسته ارزیابی و در رفع نواقص و نقاط ضعف و همچنین تقویت نقاط قوت تدابیر لازم به صورت دائمی و پیوسته اتخاذ شود.
فن آوری اطلاعات و ارتباطات، به عنوان محملی مناسب برای ارتباطات درون و برون سازمانی یکی از عوامل زیرساختی مدیریت دانش است که باید در کتابخانه‌ها از اولویت برخوردار باشد. راه اندازی و استفاده‌ی بهینه از شبکه‌های داخلی در راستای به اشتراک گذاری دانش و انجام فرایند تبدیل دانش یکی از اقدامات مهمی است که باید مورد توجه کتابخانه‌ها قرار گیرد.
هم چنین برای بهبود وضعیت فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز پیشنهاد می‌شود:

    1. برای بهبود وضعیت فعالیت کسب دانش در این کتابخانه‌ها پیشنهاد می‌شود :

مدیران این کتابخانه‌ها به افراد و گروه‌های کاری که مایل به مدیریت دانش خود هستند، امکانات و منابع لازم را اختصاص دهند.
افراد معینی در این کتابخانه‌ها، دانش سازمانی را شناسائی، جمع آوری، طبقه بندی، خلاصه سازی و منتشر کنند.
روش‌های اجرائی برای مستند سازی و در اختیار قرار دادن اطلاعات به دیگران در کتابخانه‌ها وجود داشته باشد.
برای بهبود وضعیت فعالیت کاربرد دانش در این کتابخانه‌ها پیشنهاد می‌شود :
این امکان برای همه‌ی افراد فراهم باشد تا ایده‌ها و نظرات خود را به صورت آزادانه مطرح کنند.
افرادی که دارای ایده‌های جالبی هستند، مورد حمایت قرار گیرند تا پیگیر ایده‌های خود باشند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 351
  • 352
  • 353
  • ...
  • 354
  • ...
  • 355
  • 356
  • 357
  • ...
  • 358
  • ...
  • 359
  • 360
  • 361
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد بررسی رابطه رهبر- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8671
  • فایل شماره 7886
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی نوآوریها و چالشهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • سایت دانلود پایان نامه درباره بررسی رابطه بین تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7521
  • فایل شماره 7846
  • فایل شماره 7856
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8951

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان