روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 7824
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴- مدل منطقی چهار پارامتری
بعضی اوقات آزمودنی های توانمند به سوالات آزمون، حتی اگر ساده باشند، به درستی پاسخ نمی دهند این آزمودنی ها ممکن است بی دقت باشند یا اطلاعاتی ورای آنچه که نویسنده سوال در نظر داشته، رخ می دهد. برای رفع این مشکل بارتون و لرد(۱۹۸۱) [۴۰] مدل لوجستیک چهار پارامتری را ارائه کردند. که تفاوت آن با مدل منطقی سه پارامتری در وجود y است که مقدار آن اندکی کمتر از ۱ است بدین معنی که ICC می تواند یک مجانب[۴۱] فوقانی کمتر از یک داشته باشند. این مدل احتمالاً جذابیت نظری دارد زیرا بارتون ولرد نتوانستند هیچ بهره علمی از به کارگیری مدل بیایند. معادله برآورد احتمال پاسخ صحیح این مدل بدین صورت است (همبلتون ، ۱۹۹۱).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

برآورد پارامترها با بهره گرفتن از روش بیشینه احتمال
در یک شرایط نمونه، N امتحان شونده که دارای صفت مکنونی (مثل توانایی) هستند مورد آزمون قرار می گیرند و ضرورتاً توزیع آنها در پیوستار آن صفت مکنون مبتنی بر هیچ مفروضه ای نیست (لرد و ناویک، ۱۹۶۸). هر یک از این امتحان شونده ها به n سوال تست پاسخ می دهد و پاسخ به صورت دو ارزشی نمره گذاری می شود:

که در آن i=1,2,…n معرف سوال و j=1,2, … N معرف امتحان شونده است. برای هر امتحان شونده یک بردار پاسخ به طول n وجود دارد که با نشان داده می شود. طبق مفروضه استقلال موضعی، برای تمام امتحان شوندگانی که از نظر آن صفت در یک سطح مشابه قرار دارند. Uij به گونه آماری مستقل خواهد بود. برای هر امتحان شونده یک چنین برداری وجود دارد، بنابراین در مجموع N بردار این چنین خواهیم داشت. در نتیجه برای نشان دادن ماتریس N.n پاسخ های سوال از علامت U=//uij// استفاده می کنیم.
اگر ، معرف توانایی N آزمودنی در صفت مکنون باشد احتمال U به وسیله تابع احتمالی زیر نشان داده می شود:

اگر چه این شکل از تابع احتمال در پیشینه های مطالعاتی فراوان مورد استفاده قرار گرفته، کاربرد آن از لحاظ محاسباتی خیلی مطلوب نیست زیرا عملیات مربوط به احتمال پاسخ درست به هر سوال برای هر فرد باید به طور جداگانه محاسبه شود. یک روش با صرفه تر این است که امتحان شوندگان را به k گروه بر اساس نمره های صفت تقسیم بندی کنیم. از امتحان شونده که در صفت مکنون مورد نظر دارای جایگاه یکسانی هستند، اعداد پاسخ درست و تعداد – پاسخ نادرست به سوال i در نظر گرفته می شود چنانچه ماتریس n.k که پاسخهای درست مشاهده از تست را نشان دهد. احتمال رخداد ماتریس R به طریق زیر مشخص می شود:

و لگاریتم طبیعی ان عبارتست است:

C مقدار ثابتی است.
اکنون تابع پارامتر h خم ویژه سوال (ICC) و است. به این دلیل که پارامترهای h مربوط به هر یک از n سئوال و پارامترهای مربوط به هر یک از N امتحان شونده نامعلوم است ، این پارامترها باید از روی اطلاعات مربوط به پاسخ های سوال به گونه همزمان برآورد شود. روشی که معمولاً برای برآورد این پارامترها به کار می رود توسط برن بام (۱۹۶۸) ارائه شده است. وی روش دو مرحله ای از سرگیری را برای برآورد پارامترها از طریق بیشینه احتمال مشترک ارائه نمود.
نظریه سوال پاسخ همانند یک ابزار اندازه گیری، به تبیین تمام خصوصیات آزمون، تحت عنوان ویژگی های سوالات آزمون می پردازد۰ این نظریه دارای کاربردهای عملی زیر است۰
۱-برآورد پارامترهای نا متغییر هرسوال آزمون؛ بانک سازی سوال
۲-برآورد ویژگی های هر آزمون برای هر گروه ویژه
۳-تعیین چگونگی کارآمدی یک نوع آزمون برای سطوح متفاوت توانایی
۴-مقایسه کارآمدی روش های مختلف نمره گذاری یک آزمون
۵-انتخاب سوال برای ساخت یک آزمون متداول مرسوم
۶-طرح مجدد یک آزمون متداول
۷-طرح و ارزیابی آزمون های درحد تسلط یا چیرگی
۸-طرح و ارزیابی روش های آزمون بدیع، همانند آزمون های چند سطحی، آزمون دو مرحله ای، آزمون های برازش یافته و آزمون های سطح انعطاف پذیر
۹-همتراز سازی وپیش همتراز سازی
۱۰-مطالعه تورش سوال (لرد، ۱۹۸۰)۰
موکن ولوئیز به توصیف یک طبقه جدیدی ازمدل سوال- پاسخ که فرم ریاضی ICC آن تعیین نشده بود،پرداختند. تنها مفروضه مربوط به سوالات این مدل این است که ICC دارای یک تابع تکنوای ازتوانایی است. لرد(۱۹۸۰)تنها محقق دیگری است که برای داده های این نوع مدل فرمولی تدوین نمود.موکن ولوئیز برای برآورد پارامترتوانایی وتوسعه آزمون به بررسی مدل های جدیدپرداختند(همبلتون ولیندن،۱۹۸۲).
بوک ومیسلوی، به توصیف برآورد پارامترها پرداختند وبرای بررسی فعالیت های گذشته خودEPA(برآوردکننده یک برآوردشده قبلی) راتوصیف نمودند(ثرندایک، ۱۹۸۲؛ ترجمه هومن، ۱۳۷۵).
دوکاربرد مهمIRT که مورداستفاده فراوان داردعبارتنداز: همترازسازی وسنجش انطباقی.
لردبراساس IRT که برای خطای استاندارد روش همترازسازی نمره حقیقی فرمولی رافراهم ساخت. اوسپس فرمول جدید خودرابرای مقایسه چندین روش همترازسازی به کار برد وکیفیت نمرت همتراز شده را با بکارگیری آزمون های لنگر(باطول های متغییر) بررسی نمود.دیوید ویس یک دیدگاه تاریخی ازسنجش انطباقی فراهم نمود وچندین مطالعه تحقیق را توصیف نمود. این مطالعات خطوط اساسی موفقیت درارتباط با به کارگیری سنجش انطباقی هنگامی که برای دو مسئله اندازه گیری وطبقه بندی به کارمی رود توصیف نمود(همبلتون ولیندن، ۱۹۸۲).
درمدل IRT (تئوری سؤال – پاسخ) توانایی یا سطح صفت مکنون فرد، با درنظرگرفتن پارامتر شیب، دشواری و حدس مشخص می شود وسهمی که هرسوال درتوانایی فرد دارد بسته به پارامترهای سوال متفاوت خواهدبود به طوری که اگر دو نفر تعداد پاسخ های مناسبی داشته باشند الزاماً برآورد توانایی آنها یکی نخواهد بود زیرا به سوال های خاصی که هرکدام پارامترهای خاص خود را دارند، پاسخ داده اند.
بنابراعتقاد بیکر(۱۹۸۷) باید به کارکردن بر روی مفاهیم IRT این انگیزه را درمعلم ها ایجاد کنیم که توجه خود را از مدل های کلاسیک تست به مدل های سوال- پاسخ معطوف گردانند. زیرا درنظریه سوال- پاسخ بین سوال های فرد وبین عملکرد اودر سوال نوعی ارتباط منطقی برقرار است. علاوه براین برای هرسطح از نمره حقیقی وسطحی توانایی هرآزمودنی یک خطای استاندارد دارد و ازآنجایی که پارامترهای برآورد شده برای سوالات تغییر ناپذیرند، می توان براساس همین از این پارامترها برای افرادی که حتی قبلاً به سوالات پاسخ نداده اند پیش بینی کرد(همبلتون، ۱۹۸۰).
همترازسازی تست
در بسیاری از موقعیت ها برای آزمون های روانشناختی و علوم تربیتی و هوشی و استخدامی و غیره فرمهای چندگانه ای از یک تست ، برای سنجش توانایی ، پیشرفت ، قدرت، یا هر چیز دیگری تهیه می شود. وقتی روی افراد چندین فرم از یک تست اجرا می شود در واقع می خواهیم توانایی یکسانی را اندازه گیری کنیم، و قادر به مقایسه نمرات حاصل از آزمون این اشخاص باشیم. با کاربرد تست های موازی می توان عمل مقایسه را بطور سر راست انجام داد ، چون بنا به تعریف تست های موازی محتوای مشابه و مشخصات آماری مشابهی (مثل میانگین، انحراف، استاندارد و اعتبار برابر ) را اندازه گیری می کنند. به عبارت دیگر، نمرات روی تست های موازی به طور کامل قابل مبادله هستند و با وجود فرم های موازی دیگر مشکل خاصی برای مقایسه نمرات اتفاق نمی افتد. هر چند در ساخت آزمون های موازی سعی بر یکسانی محتوا و ویژگی های آماری مشابه سوال است ولی در عمل وجود تفاوت در برخی از ویژگی های آماری ذکر شده اجتناب ناپذیر است به ویژه آن که مقداری تفاوت در درجه دشواری فرم ها ، در نتایج حاصل می تواند تأثیر به سزایی داشته باشد. در این صورت داده های حاصل از این فرم ها قابل مقایسه نیستند. بنابراین، قبل از مقایسه کردن نمرات اشخاص یا آزمودنی ها در فرم های چندگانه همان تست ، ضروری است تا یک موازنه موثری بین نمرات خام بدست آمده از فرم های چندگانه یک تست ایجاد کنیم. این مساله همتراز سازی است (رویتر و کمپ، ۲۰۰۳).
همتراز سازی یک روش یا فرایند آماری است ، برای تعدیل کردن نمرات روی فرم های آزمون به طوریکه نمرات روی فرم های مختلف، به صورت قابل تعویض مورد استفاده قرار گیرند. همتراسازی، اختلاف های درجه دشواری بین فرم هایی را تعدیل می کند که با هدف یکسان بودن از نظر محتوا و درجه دشواری ساخته شده اند (کولن و برنان، ۱۹۹۵).
معادل سازی آزمون ها، نمرات حاصل از فرم های مختلف را به نمرات یکی از فرم ها یا به نمرات یک فرم مرجع به گونه ای تبدیل می کند که گویی همه افراد به سوالات یک فرم پاسخ داده اند و نمرات همتراز شده تحت تأثیر درجات دشواری فرم ها نخواهند بود.
جهت درک بیشتر مفهوم همتراز سازی با یک مثال پیش می رویم، فرض می کنیم یک شرکت تولید خودرو جهت استخدام کارکنان خود نمره حاصل از یک آزمون را ملاک قرار داده است ولی آزمون را دو بار در سال و با فرم های مختلف برگزار نماید. هر یک از اشخاص می توانند در یکی از آزمون ها شرکت نمایند، دو نفر را در نظر بگیرید که در دو زمان مختلف در آزمون شرکت نموده اند و نفر شماره ۱ نمره بالاتری نسبت به نفر شماره ۲ بدست آورده است اختلاف نمرات حاصل را این گونه می توان تفسیر نمود که دواطلب شماره ۱ توانایی بیشتری نسبت به داوطلب شماره ۲ داشته است. در حالیکه اگر داوطلب شماره ۱ آزمون ساده تری را امتحان داده باشد از یک مزیت غیر منصفانه نسبت به داوطلب شماره ۲ سود برده است در این صورت اختلاف نمره دو داوطلب به خاطر تفاوت در دشواری فرم های آزمون بوده است تا تفاوت در سطوح توانایی افراد.
به همین صورت چنانچه یک فرد در دو آزمون که برای یک هدف خاص تهیه شده اند شرکت کند و نمره بدست امده در آزمون دوم بیشتر شود این افزایش نمره ممکن است به علت پیشرفت یا تست آشنایی و یا به علت ساده تر بودن سوالات آزمون مرتبه دوم حاصل شده باشد. برای رفع این مشکل از همتراسازی نمرات فرم ها استفاده می شود. نکته قابل ذکر این است که همترازسازی اولاً برای فرم های بکار می رود که با قصد یکسان بودن از نظر محتوا و ویژگی های آماری ساخته شده است، ثانیاً همتراز سازی اختلاف در درجه دشواری فرم ها را تبدیل می کند نه تفاوت در محتوا را.
ویژگی ها و پیش نیازهای همتراز سازی
همتراز سازی در معنای دقیق ، تنها موقعی میسر است که همه تست های مورد بحث به گونه ای یکسان، شاخص دقیق یک نوع خصیصه ثابت باشد. مقصود این است که فرم های مختلف تست باید دارای یک ضریب اعتبار یا ترجیحاً دارای یک خطای استاندارد اندازه گیری ثابت برای هر زوج از نمره های معادل بوده و همه آنها نیز با شاخصی از هر خصیصه معین دیگر همبستگی ثابتی داشته باشد. به گونه کلی شرایط مذکور فقط موقعی حاصل می شود که طول همه تست ها یکسان بوده و بین میانگین و انحراف استاندارد آنها نیز تفاوت محسوسی وجود نداشته باشد (ثراندیک، ۱۹۸۳، ترجمه هومن، ۱۳۷۵).
انگلف [۴۲](۱۹۷۱) چهار پیش نیاز را که قبل از اجرای هر شیوه همترازسازی کلاسیک باید تحقق یافته باشد بدین نحو بیان می دارد:
۱- فرم ها باید یک ویژگی واحد را اندازه گیری نمایند.
۲- تبدیلاتی که برای انتقال یک فرم به فرم دیگر بکار برده می شوند باید مستقل از داده هایی باشند که تبدیلات از آنها بدست آمده اند.
۳- نمرات دو فرم باید بعد از همتراز سازی قابل تبدیل به یکدیگر باشند.
۴- همتراز سازی باید متقارن[۴۳] باشد ، یعنی اینکه نباید مهم باشد کدام فرم بعنوان فرم اولی استفاده شده است.
توجه داشته باشید که اولین پیش نیاز از ما می خواهد که دو فرم ویژگی واحدی را اندازه گیری نمایند، اما این امر بدان معنا نیست که قابل اسناد به یک بعد باشد. یک بعد باشد. یک بعدی بودن یکی از پیش نیازهای روش های همتراز سازی IRT است. بنابراین می توان گفت روش های همتراز سازی IRT دارای محدودیت های سخت تری را بکار می بریم، شرط استقلال تبدیلات از داده هایی که تبدیلات از آنها مشتق شده اند ممکن است در عمل بخوبی تحقق نیابد. خصوصاً وقتی که گروه هایی که فرم های مختلف را امتحان داده اند نمونه های تصادفی از جامعه نباشند. در این حالت تبدیلات داده ها وابسته هستند. اما مفروض قابل تعویض بودن نمرات صرفاً زمانی مصداق پیدا می کند که فرم های آزمون دارای پایایی های مشابهی باشند.
در متون روش شناسی IRT ، لرد [۴۴](۱۹۸۰) با بسط پیش نیازهای انگف مفروضه های همتراز سازی به روش IRT[45] را سازماندهی می کند . این پیش نیازها عبارتند از:
۱- دو فرم باید ویژگی واحدی را اندازه گیری نمایند.
۲- برای هر گروه از آزمودنی ها که دارای توانایی مشابهی هستند ، توزیع فراوانی شرطی نمرات بر روی فرم دوم بعد از انتقال ، باید مشابه توزیع فراوانی شرطی نمرات بر روی فرم اولیه باشد. این شرط عموماً با نام شرط برابری [۴۶] شناخته می شود. در تفسیر این ویژگی می توان گفت که برای هر آزمودنی در هر سطح توانایی فرقی نمی کند که کدام فرم را امتحان می دهد.

    1. تبدیلات بدون توجه به گروهی که از آن مشتق شده است باید برای همه گروه ها یکسان باشد.
    1. تبدیلات باید معکوس شدنی باشد، یعنی تابعی که نمرات فرم اول را به نمرات فرم دوم انتقال می دهد باید با تابعی که نمرات فرم دوم را به فرم اول انتقال می دهد یکی باشد.

این ویژگی که با نام اصل برابری معروف ست ضرورت های زیر را ایجاب می کند؛

    1. آزمون هایی که ویژگی های مختلف را اندازه گیری می نمایند نمی توانند همتراز شوند.
  1. نمرات خام آزمون هایی که ضرایب پایایی مشابهی ندارند قابل همتراز نیستند.
نظر دهید »
فایل شماره 7823
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

(احکام بروج: اوتاد)
* خدایان: بیت‌السلطان، وتد وسط السماء، وتد دهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در بندهشن، بجز وتد عاشر که نام دیگر آن mēx ī mayān ī ā̌smān (=وتد وسط السماء) است، دلالت هر دوازده بیت ذکر شده است. در احکام نجوم سنتی، وتد وسط السماء، که خانه دهم است، «بیت‌السلطان» نام دارد (دهخدا؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵). بهار (۱۳۴۵: ۱۰۹) نام تنجیمیِ این خانه را در پهلوی Baɣān به معنی «خدایان» حدس می‌زند. در تنجیم سنتی، میخ دهم، خانه شاهان (Kings)، اعمال (Deeds) و افتخارات (Honors) است که معادل آنها در لاتین به ترتیب عبارتند از: Regnum ، Actus و Honores (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶؛ اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد در تشریح زایچه کیهان مطرح شده است و در این زایچه برج سرطان، در وتد طالع (وتد اول) واقع است، برج بره نیز در میخ میان آسمان (وتد وسط السماء) قرار دارد. (برای توضیحات بیشتر رک. Mēx)

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ریشه شناسی: این واژه مرکب است از اسم baɣ + پسوند نسبت -ān : هند و ایرانی آغازین: از ریشه *bhag-, *bhaǰ- «بخشیدن» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۳)؛ سانسکریت: bhága-, bhāgá- «بخشنده» (مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۲۴۱)؛ اوستایی: baga-, baɣa- (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۴۲)؛ فارسی باستان: bāga- «بغ، خدا» (کنت، ۱۹۵۳: ۱۹۹)؛ فارسی میانه: Baγān (بهار، ۱۳۴۵: ۱۰۹؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۶)؛ جمع bag [bg, bk’] «بغ، خدا» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۲)؛ جمع bay (مکنزی، ۱۹۷۱: ۱۸)؛ فارسی میانه ترفانی: [bˀˀn, bˀn] «خدایان» جمع [by] «بغ» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۲؛ مکنزی، ۱۹۷۱: ۱۸)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: [bgˀn] «خدایان» جمع [bg]؛ [ALḤA] «اله، خدا» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۲)؛ فارسی میانه کتیبه ای: [bgy] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۲)؛ پازند: byąn «بغان، خدایان»، یکبار بجای vehąn آمده است (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۲)؛ فارسی نو: بغان «خدایان»؛ معادل انگلیسی: regnum ؛ career ؛ (اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰)؛ معادل عربی: بیت السلطان (بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵).

bām [bˀm | Av. bāma- | M bˀm]
(تقسیمات روز)
* بام: بامداد، طلوع آفتاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژۀ bām در پهلوی اساساً به معنی «پیدایی تنِ خورشید» بوده و به اولین بخش از روز یا «هاون گاه» اشاره دارد (رک. bām ī ōš). متضاد این واژه در فارسی میانه و پهلوی اشکانی šām [šˀm] «شامگاه، غروب» است (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۳۱۵). (رک. bāmdād )
ریشه شناسی: ایرانی آغازین: *baH- «درخشیدن» (چئونگ، ۲۰۰۷: ۱)؛ سانسکریت: از ریشه bhā- (مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۲۵۹)؛ اوستایی: در ترکیب Vīspō.bāma- «شکوه مطلق» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳)؛ فارسی میانه: bām «شعاع، درخشش» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳؛ هوبشمان، ۱۸۹۵: ۲۴)؛ «بام، بامداد» (بهار، ۱۳۴۵: ۹۸)؛ «فروغ، شکوه» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۵۰)؛ فارسی میانه ترفانی: [bˀm] (مکنزی، ۱۳۷۳: ۵۰)؛ فارسی میانه اشکانی: bām (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۰۳؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳)؛ پازند: bām «روز» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳)؛ فارسی نو: بام + وش؛ معادل عربی: فجر، صباح.

bām ī ōš [bˀm y ˀwš]
(تقسیمات روز)
طلوع آفتاب، طلوع فجر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: مطابق بندهشن (۲۶: ۹۰)، اوشبام (سپیده دم) هنگامی است که شعاع خورشید پیدا است اما تن خورشید پیدا نیست. و بامِ اوش (طلوع) هنگامی است که تن خورشید پیدا می‌شود. (رک. bāmdād )
ریشه شناسی: ترکیب bām ī ōš یک اضافه ملکی است، مرکب از: bām «شعاع، درخشش» + نشانه اضافه ī + ōš «سپیده دم»؛ در نتیجه این ترکیب بر روی هم به معنی «تجلیِ سپیده دم، طلوع فجر» می‌باشد. (برای بررسی ریشه شناختی رک. bām و ōš ī bām)

bāmdād [bˀmdˀt’ | M bˀmdˀd, N ~]
(تقسیمات روز)
* بامداد، صبح؛ گاه اول روز، هاون گاه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: بامداد یا بامدادگاه یکی از بخشهای پنج‌گانه روز است که از طلوع خورشید آغاز شده و تا نیمروز (ظهر) ادامه دارد. نام دیگر این بخش از روز «هاون گاه» است. (رک. bām ī ōš و Asnyanąm)
ریشه شناسی: (رک. bām): فارسی میانه: bāmdād «بامداد، سپیده دم» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۵۰)؛ «بامداد» (بهار، ۱۳۴۵: ۹۸)؛ «سپیده دم، صبحگاه» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳؛ دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۰۳)؛ فارسی میانه ترفانی: [bˀmdˀd] bāmdād (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳؛ بویس، ۱۹۷۷: ۲۶)؛ فارسی میانه اشکانی: bāmδād (بویس، ۱۹۷۷: ۲۶؛ دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۰۳)؛ پازند: Bāmdāḏ (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۳)؛ bāmδād (هوبشمان، ۱۸۹۵: ۲۴)؛ فارسی نو: بامداد؛ معادل عربی: صباح.
ترکیبات:
bāmdād gāh [bˀmdˀt’ gˀs] «بامدادگاه» (بهار، ۱۳۴۵: ۹۸).

Bašn [Paz. Bašn, Bəšn, Bəš́n | MP bšn]
(منازل قمر)
* بشن، به معنی «قامت»: خانه ششم ماه. از ۶ درجه و ۴۰ دقیقه تا ۲۰ درجه از برج دوپیکر.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد، خوانش و توضیحات: این واژه به عنوان یک اصطلاح نجومی در دو جای بندهشن آمده است: بار اول در (۲: ۲)، به عنوان یکی از منازل قمر و با املای پازند به شرح زیر: در TD1, DH, K20, M51 (bəšn) ، در TD2 (bašn) ، در K20b (bəš́n) (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵پ۳۵)؛ و بار دوم در (۲: ۲۱) به عنوان یک ستاره تیزرو و با املای پهلوی (bšn’) (بهار، ۱۳۴۵: ۱۰۰). انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱)، به تبعیت از یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷)، این واژه را به صورت Bešn خوانده است. هنینگ (۱۹۴۲: ۲۴۵) این منزل قمری را Bašn خوانده و آنرا با Betelgeuse که نام آن در عربی «إبط الجوزاء»[۸] است، یکی می‌داند. اما به هر حال، این منزل برابر است با منزل عربی «هنعه» که برگرفته از نام ستاره‌ای با همین نام است. نام لاتین این ستاره Alhena (γ Gemini =) بوده و جایگاه آن در پای توآم تالی و درون کهکشان راه شیری است. بیرونی (۱۳۲۱: ۴۰۶) نیز مکان این منزل را مابین دو ستارۀ زر و میسان در پای توآم تالی می‌داند. معادل هندی این منزل Ardrá «تازه، مرطوب، نرم» نام دارد (بهار، ۱۳۷۵: ۵۸).
ریشه شناسی: منزل قمری Bašn در برج فلکی دو پیکر واقع است. از طرفی واژه بشن در فارسی به معنی «قامت و هیکل» است که آشکارا اشاره به صورت «دوپیکر» دارد که به قول دهخدا تصویر «مرد قائم» را نشان می‌دهد. در نتیجه وجه تسمیه این منزل قمر «ایستاده و قائم بودن» دو پیکر است: هند و ایرانی آغازین: از *bhrj́hant- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۶)؛ سانسکریت: از bṛhánt- (چئونگ، ۲۰۰۷: ۱۲-۱۳؛ مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۲۳۲)؛ اوستایی: از barəz- «بزرگ کردن» و bərəzaṇt- «بلند» (چئونگ، ۲۰۰۷: ۱۲-۱۳؛ مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۲۱۲)؛ bǝrǝzaṇt- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۶)؛ فارسی باستان: baršnā- ، baršan- «ارتفاع، عمق» از ریشه bard- «بلند بودن» (کنت، ۱۹۵۳: ۲۰۰)؛ فارسی میانه: bašn «بالا، قامت» (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۱۱؛ مکنزی، ۱۳۷۳: ۵۱؛ بهار، ۱۳۴۵: ۱۰۰)؛ Bašn «منزل قمری ششم» (بهار، ۱۳۷۵: ۵۸؛ بهار، ۱۳۴۵: ۴۰۳؛ بهزادی، ۱۳۶۸: ۵)؛ فارسی میانه ترفانی: bašnāy «بلندا، قامت» (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۱۱؛ بویس، ۱۹۷۷: ۲۸)؛ فارسی میانه اشکانی: [bšn] «عضو بدن، شاخه» (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۱۱)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: bašnān «قامت، ارتفاع» (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۱۱؛ بویس، ۱۹۷۷: ۲۸)؛ پازند: Bašn, Bəšn, Bəš́n (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵پ۳۵)؛ فارسی نو: بشن «قامت، بدن، تن» (دهخدا)؛ معادل عربی: هنعه.

bazakkar [bckgl]
(تنجیم)
نحس، بزه‌گر

نظر دهید »
فایل شماره 7822
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • گفتگوها اغلب نقش معرّف آدمها را به عهده دارند؛ گرچه نحوهی بیان این گفتگوها و کلام شخصیتها در بسیاری از لحظات، بسیار ادبی و ظریف است و متناسب با موقعیت اجتماعی افراد نیست. کلام اغلب شخصیتها با نثری مسجع و موزون ادا میشود.
  • چنانکه یکی از ویژگیهای مرسوم فیلمهای «علی حاتمی» است، شخصیت منفی در این فیلمنامه نیز اندک به چشم میخورد. «موسیو ژولی» را به دلیل سودجویی و تملّق و چاپلوسیاش میتوان تنها شخصیت منفی داستان به شمار آورد.

علیرغم نظر فراگیر منتقدان، که «حاتمی» را حامی درباریان و شاهان قاجاری میدانند و او را به توصیف چهرهی نادرست و مثبت شاهان قجر متهم میکنند، در این فیلمنامه میبینیم که از «احمد شاه» چهرهی چندان مطلوبی به نمایش نگذاشته است؛ زیرا با بیتدبیری وی و اطرافیانش، جمع هنرمند در راه رسیدن به مقصود دچار مشکلات جدی شدند.
*« احمد شاه: این بلایی بود که بر سر آن بندگان دلنواز برفت، و با طناب ما، چند هنرمند فرید در ته چاه معلق. »(۱۱۷۸)

  • آدمهای فیلمنامه در میانهای از تیپ و شخصیت در نوسانند. آنها از یک سو بازتاب شخصیتی موسیقایی و هنرمند هستند و از سوی دیگر، برخی ویژگیهای یک تیپ انسانی اعم از استاد، عامی، عاشق، جدی یا جوان جویای نام را نیز دارند. این شخصیتها تاحدودی از ویژگیهای یک شخصیت انسانی و حقیقی دور میشوند و به شخصیت موسیقایی نزدیک میشوند، زیرا قصد نویسنده، شخصیتبخشی به یک هنر بوده است، نه توصیف و خلق یک شخصیت.
  • زبان و گفتگونویسی این فیلمنامه، چنانکه ویژگی زبان فیلمهای «علی حاتمی» است، بر اساس واژگان موجود در تصنیفهای دورهی قاجار شکل میگیرد، که البته در این فیلمنامه با موضوع آن هماهنگی فراوان دارد. به کار بردن واژگان زیبا و ادیبانه و ترکیب آنها در قالب جملات آهنگین، این بار با «دلشدگان» که حکایت عشق است و موسیقی، تناسب و ارتباط قابل توجهی ایجاد کرده است.
    • شخصیتهای داستان به دو گروه ایستا و پویا تقسیم میشوند. جماعت نوازندگان دلشده که برای جاودانه نمودن هنر اصیل خود به فرنگ مسافرت میکنند و در این راه متحمل فداکاری میشوند، شخصیتهای پویا محسوب میشوند. از آنجایی که فیلمنامه حدیث عشق و شیدایی است، شخصیتهایی که مبتلای آن میشوند، به تحول و دگرگونی دچار میشوند. برای مثال «لیلا»، شاهزاده خانم ترک، به دلیل مواجهه با عشق «طاهر»، دچار انقلاب و تحول روحی میشود و جزو شخصیتهای پویا محسوب میشود.
    • ( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

*« لیلا: پاریس مرا معالجه نکرده، خودم خودم را معالجه کردم تا پیش از این آواز، چیزی جز شب نبود و تاریکی. روشنی با این آواز آمد که مرا بیدار کرد.» (۱۱۷۸)
۷- شخصیتهای داستان به دو گروه شخصیتهای همه جانبه و شخصیتهای ساده تقسیم میشوند. «استاد دلنواز»، «آقا فرج بوسلیکی»، «طاهرخان بحرنور»، «خسروخان رهاوی»، «ناصرخان دیلمان»، «عیسیخان وزیر» و «موسیو ژولی» از شخصیتهای همه جانبهی داستان هستند، زیرا خواننده به شیوهی مستقیم و غیرمستقیم، وجوه مختلف شخصیتی آنها را درمییابد. باقی شخصیتها از ویژگی سادگی برخوردارند.

  • از نکات مهم در شخصیتپردازی داستان، توجه نویسنده به شخصیتهای زن و مرد داستان و تقابل آنها با یکدیگر است. زنان فیلمنامه، همگی شخصیتهای فرعی درجهی دو به شمار میروند؛ به دلیل آنکه در ارتباط نزدیک با شخصیتهای اصلی مرد قرار دارند و به کمک حضور آنها، به ویژگیهای خصوصی شخصیتهای اصلی پی میبریم. همهی این زنان از نظر شخصیتی، ساده و ایستا هستند و از نظر ویژگیهای شخصی به هم شبیهاند.

از خصوصیات بارز آنها، مهربانی و محبت بیدریغ به مردان، وفاداری کامل و دلواپسی همیشگی نسبت به آنها میباشد. آنها مورد مهر شدید همسرانشان قرار دارند و در جهت منافع و خواست شوهرانشان، از خود میگذرند؛ چنان که به خاطر علاقه و تصمیم همسرانشان، تحمل رنج دوری و دلواپسی را به جان میخرند. برای مثال در گفتگوی «استاد دلنواز» و همسرش این نکته را مشاهده میکنیم:
* «استاد دلنواز: نوبت هجرانه، موسم عشق و کار، هر سال از عمرم رو به بهای یک روز تندرستی میفروشم.
همسر استاد دلنواز: زیاد به خودتون سخت نگیرین، مثل دیگران قدری به فکر سیر و سیاحت باشین، چیزی کم نمیاد.
استاد دلنواز: رفیقان، سرخوش از شور زندگین، همه که مثل من جان وقفی ندارن.
همسر استاد: پس دیگه لازم نیست، مثل همیشه غم دیگران رو بخوری.
استاد دلنواز: قافلهسالار این کاروان منم. اگه لازم شد، چراغ راهشون باشم، حاضرم شمعآجینم کنن.
همسر استاد دلنواز: زبونم لال، اگر فرنگی به قول خود وفا نکرد، تو ولایت غربت، اسیر و ابیر موندین؟ رفقای عزیزتون، مجال چاره کار نمیدن.
استاد دلنواز: اگر همرهان محب امروز مدعی شدند فردا، خانه را بفروش، آبروی شوهرت رو بخر. (۱۱۷۱)
همچنین در خصوصیات این زنان، دلواپسی زنانهی همیشگی که مبادا با جدایی، از یاد مردان خود بروند و دیگری جایشان را در قلب شوهرانشان تصاحب کند، دیده میشود.
* «همسر آقافرج: زنفرنگیا رو تو شهر فرنگ دیدم، به خودشون عطر و عبیر میزنن، پیرهنشون از تور و حریر و تافتهست، صورتشون عین عروسکه، نرن تو جلدت؟
آقافرج: عروس و عروسک واسه من فرنگیسه و گلچهره و دنبک. (۱۱۶۵)
همچنین در گفتگوهای همسر «خسروخان»، این نگرانی و دلواپسیهای زنانه، همراه با اهمیتی که به موسیقی میدهد، به بهترین و آشکارترین وجه نمایان میشود.
* «همسر خسروخان: این جامهدان، فقط رختها رو از این خونه میبره، یا همه خاطرات رو؟
خسروخان: دلم گرو، برای بردن این چند جامه.
همسر خسروخان: دل باخته رو کی گرو برمیداره؟
خسروخان: صاحب دل، جانم اینجاست، من فقط تنم رو میبرم.
همسر خسروخان: یه بچه گره این جدایی بود، اگر همسر دیگهای داشتین، شاید صاحب فرزند میشدیم.
خسروخان: این برای تو هم ممکن بود.
همسر خسروخان: به هر حال، در طالع زندگی ما دو نفر، بخت فرزند نبود، ناشکر نیستیم، ما صاحب دلبند دیگهای هستیم.
خسروخان: روا نیست، رنجش برای هر دو نفرمون باشه، سرمستیاش فقط برای من.
همسر خسروخان: پیاله دست شماست، منم مست باده توفیقم. ما همدلیم و همنواز. فقط ساز دست شماست.
خسروخان: معنای این سفر برای من و دوستانم یکی نیست. من فقط برای ثبت آنچه داریم نمیرم، باید چنتهام رو پر بکنم از اونچه که اونا دارن.
همسر خسروخان: این بهترین سوغات سفره. این سفر تا قیامت هم طول بکشه، بیتوشه برنگرد. چراغ خونهات روشنه و من و ببری چشم انتظار.
خسروخان: هنوز هم اگه یک کلمه بگی بمون، موندگارم.
همسر خسروخان: بمون، پابند به عهدمون. (۱۱۷۲-۱۱۷۱)
همسر «ناصرخان» به خاطر شیفتگیاش به موسیقی، در ابراز عشق به او پیشقدم میشود:
* همسر ناصرخان: دلم در گرو شعر و موسیقی بود. (۱۱۷۰)
همچنین، دایه که با «طاهرخان» زندگی میکند و نسبت به او حس مادری و وابستگی شدید عاطفی دارد، همواره دلنگران سلامتی «طاهر» است و حتی از فکر تحمل روزهای دور از او رنج میبرد.
* طاهرخان: صندوق تو چی میخواد پیش صندوق من؟
دایه: منم بار سفر رو بستم، من گیسسفید طایفه شماها بودم.
طاهرخان: خب؟
دایه: همه عمرم به دایگی تو و مادرت گذشته، حالا که طاهر میخواد بره، منم میرم پیش عزیز.
طاهر: عزیز که دیگه به تو نیازی نداره.
دایه: تلخیش به همینه، منم که محتاج دایگیام.
طاهر: اگه دلناگرونی میخوای قنداقم کن نه؟
دایه: اگه میتونستم میکردم، پاتو میبستم که نتونی بری سفر، من پیرزن بدبخت رو این آخر عمری خون جگر در به در نکنی. (۱۱۶۷)
مادر «آقافرج» نیز نمونهی یک مادر مسئول در برابر فرزندانش است که سعی میکند در آن واحد، حواسش به همهی فرزندانش باشد.
* آقافرج: شمام که مدام خونه صغرایی، به من میگی برو خونه داداش، همین که پامو میذارم تو پاشنه در، داداش و زنداداش میشن عینهو سگ گدا، اونوقت آقافرج باید گردنشو کج کنه، بیاد بشینه قوقو کنج اتاق تا سفیده بزنه، بره چلویی. اینکه اسباب عیش و عشرت نیست، مال رفع تنهائیه.

نظر دهید »
فایل شماره 7821
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مهر وسیله ای است برای بالابردن حیثیت زن، موجبی برای دلگرمی او در اداره کانون خانوادگی و زمینه ای برای تأمین آسایش فکری است.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در حقیقت وسیله ای برای مطمئن ساختن زن به صفای قلبی خویش و پاسخی مثبت و صمیمانه به پیشنهاد عشق اوست. مرد با اعطای چنین هدیه ای می خواهد به زن بگوید تو را دوست می دارم، به عشق ورزی تو احترام می گذارم، صفای تو را ارج می نهم، با خاطره ای آسوده سرگرم زندگی باش. کانون خانوادگی را گرم و با صفا نگه دار،به تربیت صحیح نسل و تحویل آن به جامعه اقدام کن. بدین نظر او نیازمند به امنیت فکری، فراغ خاطر و امنیت عاطفی و اخلاقی است.
اگر براین اساس توجیه شود مهریه وسیله ای مؤثر برای ایجاد مهر و محبت بین زوجین و عاملی قوی برای الفت است. اما اگر زن وضع خود را در برابر خانواده و شوهر متزلزل ببیند قادر به انجام وظیفه همسری، مدیریت خانه و مادری نخواهد بود و نخواهد توانست در پی تربیت فرزندانی آرام، متعادل و بهنجار موفق باشد.
اسلام براى تشکل و استمرار نظام خانواده، پاره اى حقوق اقتصادى را براى زن قرار داده است:
الف: لزوم مهریّه در ازدواج ب: وجوب هزینه زندگى زن بر عهده مرد ج: جواز درخواست مزد و اجرت در ازاى شیردهى، پرستارى و امور خانه د: لزوم تأمین هزینه زندگى زن در ایّام عدّه طلاق.
به رغم توهّم بعضى از مخالفان که پرداخت مَهر را به معناى خرید و فروش دختر و زن مى‌گیرند و آن را زشت مى‌انگارند، قرآن کریم بر این امر پاى مى‌فشرد که مرد باید مهریّه اى (اگرچه اندک) به همسر خود بپردازد و این مسأله از قطعیّاتِ فقه ما است.[۴۲]
اگر در ازدواج، مهریّه ذِکر نشود، در صورتى که نکاحِ دائم باشد، مَهر المثل[۴۳] برعهده مرد مى‌آید و در صورتى که نکاح، موقّت باشد، اساساً باطل مى‌شود در فقه اهل سنّت نیز تعیین و ذکر مهریّه در نکاح لازم است، البتّه زن مى‌تواند پس از انجام یافتن عقد نکاح، مهریّه خود را به شوهر ببخشد، چنان که ممکن است از ابتدا، زن مالى را به مرد ببخشد تا مرد از آن مال، مهریّه اى براى نکاح با آن زن قرار دهد.
قرآن کریم در این باره مى‌فرماید:
“وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْء مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً”[۴۴].
و مَهر زنان را به طور کامل به صورت بدهى یا هدیه به آنان بپردازید. ولى اگر آن ها چیزى از آن را با رضایتِ خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید.
این که مرد با نیرنگ یا با زور، کابین و صداق همسر خود را از وى باز ستاند، عملى است که قرآن به شدّت از آن منع مى‌کند:
“وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْج مَکانَ زَوْج وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُکُمْ إِلى بَعْض وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً.
و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگرى به جاى همسر خود برگزینید و مال فراوانی به صورت مَهر به او پرداخته اید، چیزى از آن را پس نگیرید. آیا براى پس گرفتنِ مهر زنان، به تهمت و گناه آشکار متوسّل مى‌شوید؟! و چگونه آن را بازپس مى‌گیرید، در حالى که شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته اید و آنان هنگام ازدواج از شما پیمان محکمى گرفته اند؟”[۴۵]
در تبیین و توجیهِ این حقّ اقتصادى براى زن مى‌توان گفت که این امتیاز مالى از آن رو به زن تعلّق مى‌گیرد که اوّلا وى براى انجام تکالیف و وظایف واجب و مستحبّ خانوادگى، متحمّل زحمت ها و مشقّت هایى مى‌شود، و ثانیاً امورى از قبیل باردارى، وضع حمل، شیردهى، پرستارى، مراقبت فرزندان مانع از آن مى‌شود که بتواند به فعّالیت هاى اقتصادى بپردازد، از این رو براى آن که زن هم پاداش تلاش هاى خود را تا حدّى دریافت کند و کارهایش یکسره بدون فایده اقتصادى نباشد، برایش مهریّه اى مقرّر داشته اند.[۴۶]
۱-۴-۵-احکام مهریه
در ابتدا لازم است بیان داریم که همچنانکه ماده ۱۰۷۸ ق.م بیان می دارد:( هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد)، تعیین مهریه یک توافق مالی بین زوجین است پس چیزی که بعنوان مهریه تعیین می شود باید ارزش مالی داشته باشد به نحوی که عرف آن را دارای ارزش بداند.
لذا طبق همین ماده نباید آنقدر کم باشد که ارزش مالی آن از بین برود.
بعنوان مثال: یک دانه گندم یا یک قطره آب و چیزهایی از این قبیل دارای ارزش مالی نیست. علاوه بر این مهریه باید قابل تملک نیز باشد. بنابراین قراردادن چیزهایی مثل مسکرات که استفاده از آنها شرعاً حرام بوده و مسلمان نمی تواند مالک آنها شود و همچنین قراردادن موقوفات به دلیل غیرقابل نقل و انتقال بودن آن بعنوان مهریه خلاف قانون است.
با توجه به تعاریف موجود ازمال، مرد، اموری که به صورت عین، منفعت، حقوق مالی یا اشکال دیگر باشند را می تواند به نفع زن بعهد بگیرد. یااینکه علم، فن یا چیزی را به وی آموزش دهد. چرا که این امور مستلزم صرف هزینه بوده و بگونه ای جنبه مالی دارد.
آنچه در مورد مهریه مد نظر قرار میگیرد:
الف- زیاده‌روی نکردن وکم بودن آن مورد تشویق قرار گرفته است تا ازدواج به آسانی امکان‌پذیر باشد و جوانان به خاطر مهریه و مخارج زیاد آن از ازدواج روی نگردانند. تخفیف و کم بودن مهریه مطلوب است. رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم مى‏فرماید: “أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَکَهً أَیْسَرُهُنَّ مَئُونَهً”. بزرگترین زنان با برکت آنانى هستند که هزینه نکاح و مهریه آنان ساده‏تر باشد. علاوه بر این مهریه دختران رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم چهارصد الى پانصد درهم بوده است. مهریه همسران رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم نیز، همین مقدار بوده است.
ب- نام بردن و معین کردن مهریه در مجلس عقد سنت است.
ج- مهریه بوسیله هر مال که قیمتش اندکى بیش از یک چهارم دینار باشد صحیح است. رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم مى‏فرماید: “وَالْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَمُ حَدِیْدٍ”
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است : أن عبدالرحمن بن عوف جاء إلی رسول الله صلی الله علیه وسلم و به أثر صفره فسأله رسول الله صلی الله علیه وسلم فأخبره أنه تزوج امرأه من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنه نواه من ذهب، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم أولم ولو بشاه متفق علیه. عبدالرحمن بن عوف نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد در حالیکه آثار زردی (زعفران یا حنا) بر او دیده می‌شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم از حال او پرسید، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت که با زنی از انصار ازدواج کرده است. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: چقدر مهریه برایش قرار داده‌ای؟ گفت به اندازه وزن یک هسته خرما طلا، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : ولیمه بده اگرچه گوسفندی باشد.
د- شتاب در پرداختن مهریه و دادن آن همزمان با برگزارى عقد ازدواج صحیح است و تأخیر کل آن یا بخشى از آن نیز جایز است. خداوند مى‏فرماید:
“وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً (البقره: ۲۳۷).
و اگر آنان را پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید طلاق دادید، حال آنکه مهرى براى آنها معین کرده‏اید”.
البته دادن بخشى از مبلغ مهریه قبل از زفاف مطلوب و مستحب است. در ابو داود و نسائى آمده است: رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به على رضی الله عنه امر کرد تا قبل از زفاف چیزى به فاطمه زهراء بدهد. على رضی الله عنه گفت: من چیزى ندارم. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: زره تو کجاست؟ حضرت على زره خود را به حضرت زهراء داد.
می‌توان مهریه را بطور نقد یا نقد و قسط یا تمام قسط و عند المطالبه پرداخت کرد[۴۷]، برای مرد جایز است قبل از آنکه مهریه‌ای پرداخت کند با همسرش آمیزش نماید، اگر مقدار مهریه معین نشده، مهرالمثل و اگر معین شده باشد پرداخت مقدار تعیین شده بر مرد واجب است، و از عدم وفا به شروط عقد جداً خودداری نماید، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است : أحق ما أوفیتم من الشروط، أن توفوا به ما استحللتم به الفروج :سزاوارترین شروطی که باید به آن وفا کنید شروط نکاح است.
ه- مهریه در لحظه انجام عقد بر عهده شوهر تعلق مى‏گیرد و با دخول و زفاف واجب مى‏گردد. اگر بدلیلى همسر قبل از زفاف مطلقه گردید، نصف مهریه ساقط مى‏گردد و نصف دیگر بر ذمه شوهر باقى مى‏ماند. خداوند مى‏فرماید:
“وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ (البقره: ۲۳۷).
اگر پیش از دخول و خلوت صحیحه آنان را طلاق دادید و حال آنکه مهریه براى آنان تعیین گردیده است، پس نصف مهریه از پیش تعیین شده به آنان مى‏رسد”.
و-اگر شوهر قبل از تماس جنسى و بعد از انجام عقد نکاح فوت شود، مهریه کامل و سهم میراث به‌ او تعلق مى‏گیرد، اگر مهریه‏اى تعیین شده است و اگر مهریه از قبل تعیین نشده است، مهر مثل به او مى‏رسد و عدت وفات نیز بر وى واجب مى‏گردد.
از علقمه روایت است: أتی عبدالله فی أمرأه تزوجها رجل ثم مات عنها، و لم یفرض لها صداقا، و لم یکن دخل بها، قال : فاختلفوا إلیه، فقال: أری لها مثل مهر نسائها و لها المیراث و علیها العده فشهد معقل بن سنان أشجعی أن النبی صلی الله علیه وسلم قضی فیبروع بنت واشق بمثل ما قضی.
از عبدالله درباره زنی که مردی با او بدون تعیین مهریه ازدواج کرده و قبل از آنکه با او رابطه زناشویی برقرار کند فوت کرده، سؤال شد، (علقمه) گفت: درباره او اختلاف کردند، عبدالله گفت: به نظر من مهرالمثل به او تعلق می‌گیرد، ارث می‌برد و باید عده را بگذارند، معقل بن سنان اشجعی در همانجا گواهی داد که پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره بروع بنت واشق مانند عبدالله حکم کرده است.
اولین حقی که زن بر مرد دارد حق گرفتن مهریه است. مهریه یعنی کابین ، صداق ، پول یا چیز دیگر که هنگام عقد بر ذمه مرد مقرر می شود[۴۸]. در قرآن در چندین مورد از این حق زنان سخن به میان آمده و با بیانات مختلف ولی مترادف درباره مهریه زنان سفارشهای اکیدی شده است .
“و إن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن…”[۴۹]
ز- مهریه یک پشتوانه اجتماعی و اقتصادی برای زن است زیرا در صورت جدایی از یکدیگر لطماتی که بر مرد وارد می شود ازنظر روحی ، اجتماعی و مالی کمتر از زن است زیرا مرد با استعداد و توان بدنی خود در جامعه بهتر می تواند به کار و تلاش بپردازد . و مهریه کمکی است به زن در تأمین معاش و حافظ عفت و احترام اوست. ازآن گذشته امکان تشکیل زندگی مجدد برای مرد بیشتر فراهم است تا زن مطلقه ، پس مهـریه در واقع جبران خسارات و لطمــات وارده بر زن را تاحد کمی انجــام میدهد. [۵۰] مهریه زنی هم که در قید همسری است دلگرمی و اندوخته ای است که موجب میشود که او بهتر در خانه به کار و تلاش. مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد . زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد. همین ها سبب شد که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی مردرا به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند، ‌با خارج کردن خود از دسترس مرد عشق رمانتیک به وجود آورد و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می دهد عطیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه ای از صداقت او دریافت دارد.[۵۱]
در تفسیر مجمع البیان مهریه به عنوان یک عطیه الهی از طرف خداوند بیان شده میگوید:‌” مهر زنان را که بخشش از جانب خداوند است به آن ها بدهید. بدیهی است که زن و مرد و هر دو از یکدیگر تمتع می برند و زن در برابر تمتعی که به شوهر میرساند خود نیز متمتع می شود بنابراین حق مهر ندارد لیکن خداوند متعال مهر را برای زن قرار داد تا از این عطیه الهی برخوردار گردد”[۵۲].
در شرع مقدس اسلام برای مهر میزان مقرر و حد معینی تعیین نگردیده است بلکه میزان و حد آن را به رضایت زن و شوهر قرار داده اند که به هر اندازه اگر توافق کردند و راضی شدند درست خواهد بود اگر چه مقدار آن خیلی کم باشد. .
و اما بهترین مهریه و صداق همانا تعلیم علوم الهی و آموختن تعالیم دین است که خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا برآدم قرار داده است .
قیاس نکاح به بیع غیر موجه است . زیرا همانطور که مکررا گفته شده مهر در مقابل بضع قرار نمی گیرد و نکاح معاوضه ای عادی نمی باشد و لذا به هیچ وجه مانعی ندارد که در عقد، نکاح مهر را شخص ثالثی غیر از زوج و زوجه بعهده گیرد.[۵۳]
در آداب و رسوم جاهلیت،‌ مبلغی به عنوان شیر بها به پدر دختر پرداخت می شد و تصور براین بود که شوهر، آن دختر را در مقابل شیربها از پدر خریداری می کند و مالک او می شود این سنت و فکر جاهلی موجب رابطه حقوقی غلطی بین زن و شوهر می شد که نتیجه اش اسارت دائمی زن و بی حرمتی به او می گردید ولی در اسلام مهریه براساس چند چیز است :
اول ـ براساس شخصیت و استقلال زن، نه بابت بهای او و پرداخت به بستگانش.
دوم ـ براساس عزت و حرمت زن،‌ زیرا که مهریه هدیه است و هدیه و پیشکش را نزد بزرگان یا کسی می برند که دل به او سپرده باشند و برای او قدرو مقامی و حرمت وعزتی قائل باشند .[۵۴]
سوم ـ براساس استقلال اقتصادی زن که او را لایق تملک و تصرف در اموال می دانند.
چهارم ـ براساس اینکه رابطه زن و شوهر که بالاتر از یک معادله ساده است و در آن عاطفه و مهر نقش مهمی دارد زیرا زن با مهریه ملک شوهر نمی شود ولی قلب او باید به تسخیر مرد در آید و کلمه «نحله»‌ در قرآن باکمال ظرافت به این نکته اشاره دارد[۵۵].
چند نکته در مورد مهریه

    1. مهریه تجلى فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امرى فطرى و طبیعى است که معمولا از سوى کسى که پیش قدم مى شود و طالب و یا خواستگار است ارائه مى گردد. این امر حتى در میان بسیارى از موجودات رایج است. مثلا مسأله اى که به تازگى کشف شده این است که زاغچه نو پس از بازدید آشیانه هاى مورد نظر به اتفاق همسر آینده اش به او یک حشره هدیه مى کند.
    1. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت مى باشد. مهریه از جانب مرد یک اظهار عشق و محبت فوق العاده براى زن مى باشد که حتى بالاتر از بخشش و هدیه هاى معمولى است.
    1. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است. مهر با حیا، عفت و عزت زن یک ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است این ویژگى همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد.
  1. مهریه باعث بقاى خانواده و مانع از فروپاشى آن است. برخى مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلى همسر را ترک و زن دیگرى را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب مى کنند. مهریه مانع عمده اى در مقابل این هوس رانى ها است.
نظر دهید »
فایل شماره 7820
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نتیجه گیری
با ملاحظه مشروعیت دولت مصدق، پایگاه عظیم توده ای و سیاست هوشمندانه و مدیریت همه جانبه مصدق و یارانش در اداره امور کشور، آمریکا وانگلیس، که وجود حکومت ملی مصدق را به ضرر منافع خود در ایران و خاور میانه می دیدند، امر سرنگون ساختن این حکومت را در برنامه و دستور کار خود قراردادند. تمامی نقشه و تفصیل نظامی کودتا توسط “سیا” برنامه ریزی شد» این بدان معناست که اعضای خاندان پهلوی، افراد دربار ، ارتشیان و دیگر عوامل داخلی که در این طرح شرکت نمودند، مهره های وطن فروشی بودند که خود را در «اختیار» آمریکا و سازمان سیا قرار دادند، تا منافع امپریالیسم جهانی تامین گردد.
روحانیت در این دوره موضع واحدی نداشتند .
برخی روحانیون پیرو مصدق بودند و به خاطر وی به میدان آمدند، از این زمره اند آیت الله غروی و ابوالحسن حائری زاده که از بنیان گذاران جبهه ملی بودند. جامعه مجاهدین اسلام که آن را آیت الله کاشانی و شمس قنات آبادی اداره می کردند و سازمان فدائیان اسلام از پیروان مصدق و کاشانی بودند در ادامه ی نهضت و بعد از ۳۰ تیر فدائیان اسلام که پیش از همه سودای حکومت اسلامی در سر داشتند هم از مصدق و هم از کاشانی بریدند و در رادیوی ملی ایران پیروزی کودتا را به ملت تبریک گفتند.
تنها مرجع درجه اولی که با ملی شدن نفت همراهی کرد آیت الله حاج سیدتقی خوانساری بود که آن زمان در قم اقامت داشت و از مراجع ثلاث بود. و پس از وی آیت الله بروجردی جانشین وی شد.آیت الله حاج شیخ عباسعلی شاهرودی هم که این زمان از علمای مراجع درجه دوم قم بود فتوایی در لزوم ملی شدن صنعت نفت صادر کرد.
عده ای از روحانیون هم نسبت به ملی گرایی کوچک اندیش بوده و نسبت به دو رهبر نهضت مستقل بودند و هدفشان تقویت اجرای احکام شرعی و نهی از منکر و این امور بود. دسته ای هم موافق مصدق بودند، اما دخالت در امور نمی کردند.
اما مخالفان مصدق از روحانیت نیز در یک رده نیستند:
۱ کسانی که وابسته به دربار یا بیگانگان بودند.
۲ کسانی که با شخص مصدق یا کاشانی مشکل داشتند.
۳ کسانی که با حضور روحانیت در این قضایا مشکل داشتند.
۴ کسانی که با فدائیان اسلام مشکل داشتند.
۵ کسانی که دوستدار شاه بودند.
۶ کسانی که از هرج و مرج توده ای ها می هراسیدند.
۷ کسانی هم اساسا تز سیاسی ملی گرایی را قبول نداشته و تز امت واحده را داشتند
در کشاکش های دربار- مصدق در نه اسفند ، مخالفان حقیقی مصدق تازه چهره گشودند و آیت الله میر سید محمد بهبهانی، آیت الله تهامی، آیت الله حاج میرزا احمد کفایی و خود آیت الله کاشانی و مجاهدین اسلام و فلسفی واعظ ، همگی خطر رفتن شاه را جدی تلقی کردند و آن را به معنای غلبه حزب توده و یا دیکتاتوری مصدق و یا جمهوریت می دانستند و از اینجا تلاش های منظم و سازمان یافته ای آغاز شد برای تحریک آیت الله بروجردی که بر علیه توده ای ها فتوایی بدهد که مستمسک کودتا شود و یا مانع رفتن شاه شود که موفق به نفوذ در مرجع اعلای شیعه نشدند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ویژگی آیت‌الله کاشانی این بود که انسانی بسیار شجاع، مبارز و به شدت ضد انگلیسی بود. ضعف آیت‌الله کاشانی ضعف شخصیتی بود. مطرح شدن خودش برایش خیلی مطرح بود. او معتقد بود که همه‌ی قدرت مال اوست و مصدق را هم او بر سر کار آورده است. همین بینش را فداییان اسلام هم داشتند که زیردست ایشان بودند. آیت‌الله کاشانی در پی قدرت و امتیاز گیری از دولت بود و مصدق در این مسئله با او به تضاد رسید و اجازه ی هیچگونه دخالتی به او نمی داد.
از آنجا که حضور و حمایت مردم از مصدق بیشتر به خاطر شور و هیجان مذهبی وابسته به کنش های سیاسی و اجتماعی بود تا بلوغ سیاسی، اگر آیت‌الله کاشانی تصمیم به حمایت از دولت دکتر مصدق می‌گرفت، مردم به حمایت از دولت ملی او در مرداد سال ۱۳۳۲ به میدان می‌آمدند و از وقوع کودتا جلوگیری می‌شد.
ضمائم

۲ مارس ۱۹۵۳؛ نصب تصویر مصدق بر سر در مجلس در ادامه اعتراض‌ها به نخست وزیری قوام

سرباز پلیس در مقابل محدوده سلطنتی توسط شورشیان علیه مصدق، به هوا پرتاب می‌شود.
حامیان شاه در خیابان‌ها به فریاد و راهپیمایی مشغولند.
۳ مارس ۱۹۵۳؛ در مقابل دروازه مجلس شورای ملی یکی از افسران حامی شاه، در حال
سخنرانی و فریاد زدن با ژستی که به تقلید از موسولینی گرفته است.
او یک عکس از شاه را روی کلاه خودگذاشته
ساختمان اصل ۴۴ در تهران؛ آثار خرابی ناشی از حمله شورشیان به ساختمان مشهود است.
شاه به ایران بازگشت و مصدق برکنارشد.۱۹ آگوست ۱۹۵۳؛
آتش زدن یک کیوسک توزیع کننده نشریات کمونیستی
۲۱ آگوست ۱۹۵۳؛ یکی از ساکنان تهران، در حال پاک کردن نوشته «یانگی برو خانه‌ات» از دیوار شهر
با بازگشت شاه به قدرت، فضل‌الله زاهدی در تلاش بود که آثار نهضت ملی را پاک کند.
تهران؛ ۲۱ آگوست ۱۹۵۳؛
تظاهرکنندگان حامی نهضت ملی در تلاشند که جنازه یکی از یاران خود ار از منطقه اغتشاش شورشیان مخالف دور کنند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 347
  • 348
  • 349
  • ...
  • 350
  • ...
  • 351
  • 352
  • 353
  • ...
  • 354
  • ...
  • 355
  • 356
  • 357
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7694
  • فایل شماره 8832
  • فایل شماره 8676
  • فایل شماره 8434
  • فایل شماره 7491
  • "ایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ج : سپرده شدن مال به یکی از طرق قانونی با شرط استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن – 2
  • فایل شماره 8572
  • فایل شماره 7888
  • فایل شماره 8658
  • دانلود منابع پژوهشی : دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان