روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8338
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • طرح نمایش لیست اولویت فعالیتها [۱۲۰]
  • طرح نمایش بر اساس قانون اولویت[۱۲۱]
  • طرح نمایش کلید تصادفی[۱۲۲]
  • طرح نمایش بردار انتقالی[۱۲۳]
  • طرح نمایش برنامه زمانبندی[۱۲۴]

۲-۴-۲)انواع عملگرهای همسایگی

در حالت کلی دو نوع عملگر همسایگی یکانی[۱۲۵] و عملگر همسایگی دودویی[۱۲۶] داریم که هر کدام از آنها دارای انواعی به شرح ذیل است که ما فقط عناوین آنها را آورده و علاقه مندان برای مطالعه بیشتر به مرجع ]۱[مراجعه فرمایند:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۴-۲-۱)عملگر همسایگی یکانی

بعضی از انواع آن به صورت ذیل است:

  • عملگر همسایگی تبادل جفتی[۱۲۷]
  • عملگر همسایگی انتقالی[۱۲۸]
  • عملگر همسایگی تغییری[۱۲۹]

۲-۴-۲-۲)عملگر همسایگی دودویی

بعضی از انواع آن به صورت ذیل است :

  • عملگر ادغام یک نقطه ای[۱۳۰]
  • عملگر ادغام دو نقطه ای[۱۳۱]
  • عملگر ادغام یکنواخت[۱۳۲]

در هر الگوریتم ابتکاری بهبود دهنده و یا الگوریتم فراابتکاری همیشه سه جزء باید مشخص شود تا طرز رویکرد ما در بکارگیری الگوریتم مشخص شود. اول نوع طرح تولید زمانبندی که جواب شدنی اولیه را برای شروع جستجو به ما میدهد و که ما دو نوع مهم طرح تولید زمانبندی سریالی و موازی را در بالا توضیح دادیم. دوم نوع طرح نمایش جوابها که ما بعضی انواع مهم آن را در بالا ذکر کردیم. سوم نوع عملگرهای همسایگی که ما بعضی از انواع مهم آن را در بالا ذکر کردیم. با ترکیب این سه جزء و انتخاب یک نوع الگوریتم فراابتکاری درواقع ما یک نوع مسیر حل خاص را برای جستجوی فضای جواب، میتوانیم پیشنهاد بدهیم.

۲-۵)الگوریتم های فراابتکاری

مشکل اساسی روش های حلی که از ترکیب الگوریتمهای ابتکاری سازنده و سپس بهبوددهنده برای حل مسائل NP-hard وجود دارد عدم توانایی آنها در فرار از جواب بهینه محلی ونیز وابستگی زیاد کیفیت جواب نهایی به کیفیت جواب اولیه است. ازآنجاییکه الگوریتمهای ابتکاری بهبوددهنده به دنبال جوابهای بهتر در همسایگی جواب فعلی میباشند در صورت قرار گرفتن در یک نقطه بهینه محلی هیچ رویکردی برای فرار از این بهینه محلی وجود ندارد. برای رفع این مشکل در چند دهه اخیر الگوریتمهای فراابتکاری جای الگوریتمهای ابتکاری بهبوددهنده را گرفته اند به این دلیل که این الگوریتمها به گونه ای طراحی شده اند که در تکرارهای پی درپی بتوانند از دام جواب بهینه محلی بگریزند و در نتیجه میتوان الگوریتمهای فراابتکاری را الگوریتمهای ابتکاری بهبوددهنده اصلاح شده نامید. الگوریتمهای فراابتکاری مجموعه یک سری استراتژیهای کلی است که رویه های بهبود جواب را هدایت میکند و موجب میشود که در مجموع جواب بهبود یافته و به سمت جواب بهینه سراسری میل کنیم. رویه های بهبود جواب که توسط استراتژیهای کلی تعیین و هدایت میشود، میتواند خود رویه های پیچیده بهینه سازی برای رفتن از یک جواب به جواب دیگر و یا رفتن یک جمعیت جواب به جمعیت جواب دیگر باشد. نکته مهمی که باید مد نظر بگیریم این است که این الگوریتمها هر کدام برای مسئله خاص و درشرایطی خاص قابل پیاده سازی است تا کارایی لازم را از خود نشان بدهد. ازآنجاییکه به تجربه معلوم شده است که هر یک از الگوریتمهای فراابتکاری در کدام مسائل دارای کارایی مناسب از لحاظ زمان و هزینه است، کسانیکه در استفاده از این الگوریتمها تجربه لازم را ندارند برای جلوگیری از اتلاف زمان وهزینه باید با متخصصین و افراد باتجربه در زمینه الگوریتمهای فراابتکاری مشاوره داشته باشند تا برای مسئله مورد نظر خود کاراترین الگوریتم انتخاب کنند. در یک تقسیم بندی کلی میتوان الگوریتمهای فراابتکاری را به دو دسته الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر یک جواب[۱۳۳] و الگوریتمهای مبتنی بر جمعیت[۱۳۴] تقسیم بندی کرد. در الگوریتمهای مبتنی بر یک جواب که درواقع همان جستجوی محلی بدون ترس از به دام افتادن در جوابهای بهینه محلی است، فرایند جستجو فقط یک جواب را تغییر میدهد در حالیکه در الگوریتمهای مبتنی بر یک جمعیت در حین جستجو یک جمعیت از جوابها در حال تغییر به صورت همزمان هستند. الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر یک جمعیت دارای انواع مختلفی هستند که یکی از انواع مهم آنها الگوریتمهای فراابتکاری تکاملی[۱۳۵] است که این دسته از اصل تکامل در طبیعت برای حل مسائل الهام گرفتند. اصل تکامل در طبیعت به شکل تنازع بقا میان گونه های مختلف مشهود است به این معنا که هر گونه در طبیعت برای ادامه بقا تلاش میکند و گونه ای که قویتر است شانس بیشتری برای ادامه حیات و تولید- مثل را دارد. ایده به کاربردن اصول تکامل در طبیعت برای حل مسائل، به دهه ۱۹۴۰میلادی برمیگردد به طوریکه در اوایل سال ۱۹۴۸ دانشمندی به نام تورینگ[۱۳۶] روش جستجوی تکاملی[۱۳۷] را پیشنهاد داد. الگوریتمهای فرابتکاری تکاملی در ابتدا به دلیل هزینه بالای اجرایشان با اقبال کمی مواجه شدند اما در دو دهه اخیر گسترش قابل توجهی یافتند که دلیل این امر افزایش قدرت محاسباتی رایانه هاست. از مشهورترین روش های الگوریتمهای تکاملی میتوان به الگوریتم ژنتیک[۱۳۸] و برنامه ریزی تکاملی[۱۳۹] و استراتژی تکاملی[۱۴۰] و برنامه ریزی ژنتیک[۱۴۱] اشاره کرد که الگوریتم ژنتیک از همه آنها مشهورتر و پرکاربردتر است.. نوع دیگر از الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی برجمعیت، میتوان به الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر هوش جمعی[۱۴۲] است که از رفتار جمعی گونه ها در طبیعت نظیر مورچگان و زنبورها و پرندگان و حشرات دیگر الهام گرفته است. مهمترین ویژگی الگوریتمهای مبتنی بر هوش جمعی که آن را از دیگر الگوریتمها متمایز میکند همکاری غیرمستقیم اجزا در این الگوریتمها است. از جمله موفقترین الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر هوش جمعی میتوان به الگوریتم فراابتکاری بهینه سازی دسته پرندگان[۱۴۳] و الگوریتم فراابتکاری کلونی زنبورها[۱۴۴] و الگوریتم فراابتکاری کلونی مورچگان[۱۴۵] رامیتوان نام برد. از الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر یک جواب که بسیار معروف هستند میتوان به الگوریتم فراابتکاری جستجوی ممنوع[۱۴۶] و الگوریتم فراابتکاری آنیل شبیه سازی شده[۱۴۷] و جستجوی محلی هدایت شده[۱۴۸] و جستجوی محلی تکرار شونده[۱۴۹] را نام برد. در ادامه بعضی از الگوریتمهای فراابتکاری یاد شده را توضیح داده و ادبیات موضوع آنها را در حل مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع به صورت خلاصه تشریح میکنیم.

۲-۵-۱)الگوریتم ژنتیک

ایده اصلی الگوریتم ژنتیک از نظریه تکامل داروین[۱۵۰](۱۸۵۹) الهام گرفته شده است ولی الگوریتم ژنتیک به شکل کنونی اش توسط جان هلند[۱۵۱] (۱۹۷۵) در دانشگاه میشیگان ابداع شده است. الگوریتم ژنتیک جزء الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر جمعیت است که از طبیعت الهام گرفته شده است و در رده الگوریتمهای تکاملی است. الگوریتم ژنتیک یکی از کاراترین روش های بهینه سازی مسائل ترکیبی است که اساس آن بر انتخاب طبیعی[۱۵۲] (عامل اصلی تکامل زیستی) و برخی مفاهیم علم ژنتیک الهام گرفته شده است. در این روش برای بهینه سازی تابع هدف(تابع برازندگی[۱۵۳]) مسئله در هر مرحله از یک جمعیت[۱۵۴] اولیه کروموزومها[۱۵۵] (افراد[۱۵۶]) که در حقیقت پاسخهای اولیه مسئله میباشد، به یک جواب جدید از کروموزومها و یا یک نسل[۱۵۷] جدید که در حقیقت پاسخ ثانویه مسئله مفروض میباشد، میرسیم. بنابراین با تکرار این عملیات و تولید جمعیت جدید از جمعیت قبلی در هر مرحله و در نتیجه رسیدن به نسلهای موفقتر، جمعیت به سمت یک پاسخ بهینه در حال حرکت است. در الگوریتم ژنتیک در هر مرحله برای یک رسیدن از یک جمعیت به جمعیت نسل بعد، از سه عملگر ادغام[۱۵۸] و جهش[۱۵۹] و انتخاب[۱۶۰] استفاده میکنیم. در این الگوریتم برای داشتن یک جمعیت اولیه(جواب اولیه) میتوان هم به صورت تصادفی و هم با بهره گرفتن از الگوریتمهای ابتکاری سازنده استفاده کرد که تولید جمعیت اولیه به صورت تصادفی در الگوریتم ژنتیک متداولتر است. نوع طرح نمایش فعالیتها و نوع طرح زمانبندی اولیه و نوع عملگرهای مورد استفاده دراین الگوریتم، در کارایی آن بسیار موثر است و تغییرات در هر کدام میتواند رسیدن به جواب نزدیک به بهینه را سرعت بخشد. در استفاده از الگوریتم ژنتیک برای مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع در ادبیات موضوع میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: لی[۱۶۱] و کیم[۱۶۲](۱۹۹۶) از یک الگوریتم ژنتیک بر اساس طرح نمایش کلید تصادفی و طرح تولید زمانبندی موازی برای حل مسئله RCPSP استفاده کردند، آنها از عملگر ادغام یک نقطه ای برای تولید جوابهای جدید استفاده کردند]۱۵[. از دیگر کارهای انجام شده میتوان به تلاش کوهلمورگن[۱۶۳] (۱۹۹۹)اشاره کرد که از یک الگوریتم ژنتیک بر اساس طرح نمایش کلید تصادفی و طرح تولید زمانبندی سریالی برای حل مسئله RCPSP استفاده کرد، او از یک عملگر ادغام دو نقطه ای برای تولید جوابهای جدید استفاده کرد]۱۶[. آلکارز[۱۶۴] و مارتو[۱۶۵] (۲۰۰۱)، الگوریتم ژنتیک بر اساس روش نمایش جدید لیست فعالیتها با حالت زمانبندی استفاده کردند و برای تولید زمانبندی از طرح تولید زمانبندی سریالی با قانون اولویت LFT برای حل مسئله RCPSP استفاده کردند، آنها در یک طرح ابتکاری یک ژن اضافه به لیست نمایش فعالیتها اضافه کردند که مشخص میکرد که در زمانبندی از روش پیشرو یا پسرو استفاده شده است، آنها هم زمانبندی پیشرو و هم زمانبندی پسرو را در هر تولید زمانبندی سریالی پیاده سازی میکردند و هر کدام که زمان تکمیل پروژه بهینه تری داشت از آن استفاده و در ژن آخر با یک کروموزوم با نماد b برای جهت زمانبندی پیشرو و f برای جهت زمانبندی پسرو نمایش میدادند که این روش جدید طرح نمایش را طرح نمایش لیست فعالیتها با حالت زمانبندی نامیدند، آنها از سه عملگر ادغام جدید به نامهای عملگر ادغام مجموعه اولویت[۱۶۶] و عملگر ادغام پیشرو- پسرو[۱۶۷] و عملگر ادغام پیشرو- پسروی دو نقطه ای[۱۶۸] استفاده کردند و علاوه بر آن از عملگر ادغام جدید هارتمن (۲۰۰۱) که در مرجع ]۱۷[ آمده است استفاده کرده است و همه این عملگرهای ادغام جدید را با هم مقایسه کرده است، نوع جدید نمایش فعالیتها این امکان به آنها داد که این سه نوع عملگر ادغام جدید را معرفی کنند، در نمونه گیریهای انجام شده توسط آنها الگوریتم پیشنهادی آنها بر همه الگوریتمهای قبلی که برای حل مسئله RCPSP استفاده شده است به جواب بهینه بهتری رسیده است و از همه آنها برتر است]۱۸[. یکی از معروفترین کارها در این بخش توسط هارتمن (۲۰۰۲) صورت گرفته است، الگوریتم ژنتیک معرفی شده توسط وی در زمره یکی از بهترین الگوریتمهای فراابتکاری ارائه شده برای حل مسئه RCPSP به شمار میرود. او برای ایجاد لیست اولیه فعالیتها از دو قانون اولویت مهم LFT و LST به طور همزمان استفاده کرد و شانس انتخاب هر کدام را برابر با ۵۰% قرار داد، او برای نمایش جواب از طرح نمایش لیست فعالیتها استفاده کرد و با ابتکاری جدید یک ژن به ابتدای این لیست کروموزوم اضافه کرد، که این ژن تعیین میکند که از طرح تولید زمانبندی سریالی یا موازی استفاده کنیم، در حالت کلی نمیتوان برتری این دو رو ش معروف را در تولید زمانبندی بر یکدیگر اثبات کرد، به دلیل اینکه هارتمن نشان داد که هر یک از این روش های تولید زمانبندی در حالت خاصی بر دیگری برتری دارد، او تصمیم گرفت از هر دو طرح تولید زمانبندی در جای مناسب خودش که او کشف کرده بود استفاده کند. الگوریتم فراابتکاری جدید او که به الگوریتم ژنتیک خودتطبیقی[۱۶۹] معروف شد که در نمونه گیری انجام شده توسط او بر همه الگوریتمهای فراابتکاری مورد استفاده برای حل مسئله RCPSP به جوابهای بهینه بهتری رسید]۱۹[. از دیگر تلاشها در این حیطه میتوان به تلاش توکلو[۱۷۰] (۲۰۰۲) اشاره کرد که او از یک الگوریتم ژنتیک برای حل مسئله RCPSP استفاده کرد که در آن عملگرها به صورت مستقیم بر روی زمانبندی عمل میکردندو از آنجاییکه عملگرهای ژنتیک ممکن است نسل جدید نشدنی به وجود بیاورند، او در ابتکاری جدید برای جلوگیری از ایجاد جوابهای ناموجه از یک تابع جریمه[۱۷۱] استفاده کرد]۲۰[. هیندی[۱۷۲] و همکارانش (۲۰۰۲) یک الگوریتم ژنتیک بر اساس طرح نمایش لیست فعالیتها و طرح تولید زمانبندی سریالی استفاده کردند، آنها از یک عملگر ادغام با حفظ ترتیب [۱۷۳] مشابه آنچه هارتمن در منبع ]۱۷[ استفاده کرد بهره جستند، آنها برای تولید جواب اولیه شدنی از مکانیسم نمونه گیری بر اساس قانون اولویت LFT [۱۷۴] مشابه منبع ]۱۷[ بهره بردند]۲۱[. کلهو[۱۷۵] و تاوارز[۱۷۶] (۲۰۰۳) الگوریتم ژنتیکی معرفی کردند که از طرح نمایش لیست فعالبها و طرح تولید زمانبندی سریالی استفاده میکرد، آنها یک عملگر ادغام جدید را بر روی لیست فعالیتها پیشنهاد کردند که به عملگر ادغام تابعی دیراتصال[۱۷۷] معروف شد. عملگر ادغام تابعی دیر اتصال یک خصوصیت منحصر به فرد به این صورت داشت که در ابتدا با پذیرش جواب والد پدر و در ادامه هر جفت همسایگی مجاور که دارای ترتیبی وارونه در جواب والد مادر نسبت به والد پدر را داشت با هم تعویض میکرد]۲۲[. گنکالوز[۱۷۸] و مندز[۱۷۹] (۲۰۰۳) الگوریتم ژنتیک با طرح نمایش کلید تصادفی و طرح تولید زمانبندی موازی اصلاح شده[۱۸۰] برای حل مسئله RCPSP استفاده کردند. در طرح تولید زمانبندی موازی اصلاح شده نیمه نخست ورودیها لیست نمایش بر اساس انتخاب فعالیتها و نیمه دوم ورودیهای لیست نمایش بر اساس زمان تاخیر بود]۲۳[. مندز و همکارانش (۲۰۰۹) الگوریتم ژنتیک بر پایه کلید تصادفی[۱۸۱] برای حل مسئله RCPSP ارائه کردند، آنها برای طرح تولید زمانبندی از زمانبندی فعال پارامتریک[۱۸۲] که نخستین بار توسط گنکالوز و بیرائو[۱۸۳] (۱۹۹۹) ابداع شد و در منبع ]۲۴[ آمده است استفاده کردند، در طرح تولید زمانبندی فعال پارامتریک هم خصوصیات زمانبندی بدون تاخیر و هم زمانبندی فعال به صورت همزمان در این طرح آمده است. مندز نشان داد که طرح تولید زمانبندی فعال پارامتریک هم بر طرح تولید زمانبندی سریالی و هم بر طرح تولید زمانبندی موازی برتری دارد، آنها نتیجه گرفتند که روش پیشنهادی آنها در مقایسه با بهترین الگوریتمهای فراابتکاری به کاررفته برای مسئله RCPSP به نتایج قابل قبولی رسیده است]۲۵[.

۲-۵-۲)الگوریتم جستجوی ممنوع

الگوریتم جستجوی ممنوع توسط گلوور[۱۸۴] (۱۹۸۹) به وجود آمد. این الگوریتم در واقع از روش نزولی با تندترین شیب الگو گرفته است و میتوان آن را حالت اصلاح شده روش نزولی با تندترین شیب نامید که به وسیله ترفندهایی از افتادن در دام بهینه محلی می گریزد. الگوریتم جستجوی ممنوع با بهره گرفتن از حافظه کوتاه مدت[۱۸۵] و حافظه بلند مدت[۱۸۶] انعطاف پذیری بیشتری در عملیات جستجو ایجاد کرده و مسئله را از نقطه بهینه محلی دور و در جهت دستیابی بهینه سراسری حرکت میکند. در الگوریتم جستجوی ممنوع یکی از راهکارها برای فرار از نقطه بهینه محلی این است که برای برخی حرکتهای غیر بهبود دهنده اجازه حرکت به آن نقاط داده میشود. یک الگوریتم جستجوی ممنوع تقریبا مانند الگوریتمهای جستجوی محلی کار میکند با ابن تفاوت که برای جلوگیری از ایجاد دور و تسلسل در جوابها و افتادن در دام بهینه محلی از مفهومی به نام لیست ممنوع[۱۸۷] نیز استفاده میکنند. فهرست لیست ممنوع حاوی تعدادی از جوابهای مسئله است که در هر مرحله، حرکت به آنها ممنوع است حتی اگر بهترین جواب در همسایگی جواب فعلی باشد. این فهرست ممنوع در هر مرحله به روزرسانی میشود. تعیین اندازه لیست ممنوع بسیار مهم در این الگوریتم است به این دلیل که لیست ممنوع طولانی ،سرعت اجرای الگوریتم را کاهش میدهد ولی بهینگی آن را افزایش میدهد و از طرف دیگر لیست ممنوع کوتاه سرعت اجرای الگوریتم را افزایش میدهد اما احتمال ایجاد دور و تسلسل به خاطر افتادن در دام بهینگی محلی افزایش می بابد. از کارهای انجام شده در دو دهه اخیر که از الگوریتم فراابتکاری جستجوی ممنوع برای حل مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع استفاده شد میتوان به تلاش پینسون[۱۸۸] و همکارانش (۱۹۹۴) اشاره کرد که یک روش فراابتکاری جستجوی ممنوع را معرفی کردند که درآن از طرح نمایش لیست فعالیتها و طرح تولید زمانبندی سریالی استفاده میکردند. آنها از سه عملگر همسایگی متفاوت به نامهای عملگر تبادلات زوجی[۱۸۹] و عملگر تبادلات سراسری[۱۹۰] و عملگر انتقال[۱۹۱] استفاده کردند]۱[. توماس[۱۹۲] و سالهی[۱۹۳] (۱۹۹۸) یک روش جستجوی ممنوع را برای حل مسئله RCPSP ارائه کردند که از عملگرها به صورت مستقیم بر روی زمانبندی استفاده میکردند، آنها سه حرکت متفاوت برای جستجوی همسایگی معرفی کردند. از آنجاییکه نتایج زمانبندی با این عملگرهای ممکن است نشدنی باشد آنها از یک رویه اصلاحی که زمانبندی نشدنی را به زمانبندی شدنی تبدیل میکرد استفاده کردند]۲۶[. کلین[۱۹۴] (۲۰۰۰) یک روش جستجوی ممنوع واکنشی[۱۹۵] برای حل مسئله RCPSP با محدودیت منابعی که دارای زمان های متفاوت است گسترش داد، در این روش او از طرح نمایش لیست فعالیتها و طرح تولید زمانبندی ابتکاری سریالی استفاده کرد، او از یک عملگر همسایگی جدید مشابه آنچه بار[۱۹۶] و همکارانش (۱۹۹۸) در منبع]۲۷[ استفاده کردند بهره جست]۲۸[.
نونوبه[۱۹۷] و ایبراکی[۱۹۸] (۲۰۰۲) یک روش جستجوی ممنوع برای حالات مختلف مسئله RCPSP پیشنهاد دادند که ما فقط خصوصیاتی از تلاش آنها ، که مربوط به مسالهRCPSP کلاسیک است را در این مقاله در نظر میگیریم، در این روش از طرح نمایش لیست فعالیتها و طرح تولید زمانبندی سریالی استفاده میشود. او از یک عملگر همسایگی ویژه کاهشی[۱۹۹] برای جستجوی محلی استفاده کرد]۲۹[. نای[۲۰۰] وهمکارانش (۲۰۰۸) از یک الگوریتم جستجوی ممنوع برای مسئله RCPSP استفاده کرد، آنها از قانون اولویت کوچکترین مقدار شناوری در مرحله اول الگوریتم ابتکاری سازنده استفاده کرد.آنها از عملگر همسایگی درج[۲۰۱] و عملگر همسایگی جا به جایی[۲۰۲] برای حرکت از یک نقطه به نقاط همسایگی دیگر استفاده کردند. آنها در انتها نتیجه گرفتند که روش TS پیشنهادی آنها نسبت به روش های الگوریتم ژنتیک و الگوریتم آنیل شبیه سازی شده، به جوابهای بهتری برای حل مسئله RCPSP می رسد]۳۰[.

۲-۵-۳)الگوریتم آنیل شبیه سازی شده

ایده اولیه این الگوریتم که بعدها مبنای پیدایش الگوریتم آنیل شبیه سازی شده شد اولین بار توسط متروپلیس[۲۰۳] (۱۹۵۳) بر اساس فرایند آنیل مواد در علم ترمودینامیک آماری مطرح گردید. در علم ترمودینامیک آماری رابطه بین ساختار اتمی، آنتروپی و دما در طول فرایند آنیل یک ماده مورد مطالعه قرار میگیرد. فرایند آنیل با ماده ای در وضعیت گداخته آغاز شده و سپس به تدریج دمای ماده کاهش می یابد. در هر دما ماده مجاز به رسیدن به تعادل گرمایی می باشد. دما در مراحل اولیه نباید سریع کاهش یابد زیرا برخی کاستیها در ماده پیدا شده و ماده به وضعیت کمینه انرژی نخواهد رسید. الگوریتم آنیل شبیه سازی شده نیز از این فرایند توضیح داده شده الگوبرداری کرده است. الگوریتم آنیل شبیه سازی شده توسط پاتریک[۲۰۴] و همکارانش (۱۹۸۳) که همه آنها متخصصانی در زمینه فیزیک آماری بودندبه وجود آمد. این الگوریتم از روش نزولی با تندترین سرعت استفاده کرده است و با بهبود این روش از افتادن در دام بهبنه محلی می گریزد. این خاصیت مهم آنیل شبیه سازی شده به این دلیل است که در این الگوریتم حرکتهای غیر بهبوددهنده نسبت یه جواب فعلی با احتمال کمی پذیرفته میشود. خاصیت بسیار مهم دیگر آنیل شبیه سازی شده آن است که با بکارگیری برنامه های آنیلی پیچیده به سمت جواب بهینه سراسری همگرا است. الگوریتم آنیل شبیه سازی شده یک جستجوی فراابتکاری ساده و اثربخش در حل مسائل بهینه سازی ترکیبی است که در حل مسائل پیوسته نیز گسترش یافته است. الگوریتم آنیل شبیه سازی شده بر خلاف الگوریتم جستجوی ممنوع یک الگوریتم بدون حافظه است به این معناکه در این الگوریتم مکانیزمی برای ذخیره اطلاعات در طول جستجو وجود ندارد. یکی از حسن های مهم الگوریتم آنیل شبیه سازی شده پیاده سازی ساده و آسان آن برای مسائل مختلف است. از الگوریتم فرابتکاری آنیل شبیه سازی شده برای حل مسئله RCPSP میتوان به تلاشهای سامپسون[۲۰۵] و ویس[۲۰۶] (۱۹۹۳) اشاره کرد که آنها از طرح نمایش بردار انتقالی برای نمایش جوابها و نیز عملگرهای تغییر استفاده کردند]۱[. همچنین لی[۲۰۷] و کیم[۲۰۸] (۱۹۹۶) یک روش آنیل شبیه سازی شده معرفی کردند که طرح نمایش آنها بر مبنای طرح نمایش کلید تصادفی استوار بود و از طرح تولید زمانبندی موازی برای تولید جوابهای اولیه استفاده کردند، آنها از عملگر تبادل زوجی برای جستجوی همسایگی سود بردند]۱[. از مهمترین کارهای انجام شده که میتوان آن را کاراترین روش آنیل شبیه سازی شده برای حل مسئله RCPSP میتوان به تلاشهای والس[۲۰۹] و همکارانش (۲۰۰۵) ، اشاره کرد که آنها در طرح تولید زمانبندی از روش ابتکاری بهبوددهنده پیشرو-پسرو[۲۱۰] استفاده کردندکه این روش توسط تورموس[۲۱۱] و لووا[۲۱۲] (۲۰۰۱) به وجود آمد که میتوان آن را در منبع ]۳۱[ به صورت کامل مطالعه کرد اما ما در اینجا به شرح مختصری از بهبوددهنده پیشرو-پسرو میپردازیم، در این روش ابتکاری در هر مرحله از طرح تولید زمانبندی موازی یا سریالی برای تولید یک زمانبندی برای نمونه گیری براساس قانون اولویت LFT استفاده میشود، در انتقال پسرو فعالیتها از راست به چپ و در دیرترین زمان شدنی زمانبندی میشود سپس در انتقال پیشرو فعالیت از چپ به راست ودر زودترین زمان شدنی، زمانبندی میشوند. آنها برای تعریف همسایگی از تعریف همسایگی والس و همکارانش (۲۰۰۳) که در منبع]۳۲[ به طور کامل توضیح داده شده است استفاده کردند. در این همسایگی تعریف شده، انتخاب فعالیت بعدی باید براساس ترتیب فعالیتهای جواب اولیه ویا برطبق نمونه گیری تصادفی از فعالیتها، صورت پذیرد، آنها نتیجه گرفتند که روش آنیل شبیه سازی شده پیشنهادی آنها دارای بهترین کیفیت جواب از لحاظ بهینگی نسبت به روش های قبلی پیشنهادی آنیل شبیه سازی شده در حل مسئله RCPSP است]۳۳[.

۲-۵-۴)الگوریتم دسته پرندگان

یکی دیگر از الگوریتمهای فراابتکاری مبتنی بر جمعیت، الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان است که درسال ۱۹۹۵ توسط کندی[۲۱۳] و ابرهارت[۲۱۴] ابداع شد که در رده الگوریتمهای هوش جمعی است. در این روش از رفتار جمعی ارگانیزمهای طبیعی نظیر پرندگان و ماهی ها در یافتن منطقه ای با غذای کافی الهام گرفته شده است. در این گونه اجتماع ها بدون وجود کنترل مرکزی یک رفتار، یک رفتار هماهنگ شده بین اجزای جمعیت وجود دارد. به بیان ساده تر گروهی از پرندگان را در نظر بگیرید که به صورت تصادفی در فضای مشخص به دنبال غذا هستند و فقط یک تکه غذا در این فضای جستجو وجود دارد و هیچ پرنده ای مکان دقیق آن را نمیداند اما هر پرنده میزان فاصله خود را از آن تکه غذا در هر مرحله میداند اکنون با دانستن این فرضیات بهترین استراتژی برای یافتن غذا چگونه تعریف میشود. یک استراتژی موثر میتواند این باشد که همه پرنده ها، از پرنده ای که به تکه غذا نزدیکتر است در حرکت بعدی خود تبعیت کند. الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان به نام الگوریتم بهینه سازی تجمعی ذرات هم معروف است که در سالهای اخیر به صورت موفق برای حل مسئله بهبنه سازی مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. برای تشریح ریاضی وار الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان یک اجتماع شامل N ذره(پرنده) را در نظر بگیرید که در یک فضای D بعدی در حال پرواز هستند. هر جزء(پرنده) i ، یک جواب کاندید برای مسئله است و با بردار xi فضای جستجو، نمایش داده میشود. هر جزء(پرنده) دارای موقعیت و سرعت مخصوص به خود است که جهت پرواز و سرعت حرکت آن را نشان میدهد. برای حل مسئله بهینه سازی از مزایای همکاری میان اجزاء(پرندگان) در این الگوریتم استفاده شده است. هر جزء(پرنده) i ، از بهترین موقعیت مشاهده شده توسط خود و نیز بهترین موقعیت مشاهده شده توسط کل جمعیت آگاه است و با توجه به این دو مورد مکان کنونی و سرعت خود را انتخاب میکند. الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان یک الگوریتم حافظه دار است بدیت معنا در هر مرحله مسیر حرکت ذرات(پرندگان) بر اساس تجارب قیلی جمعیت تعیین میگردد. از دیگر خصوصیات این الگوریتم میتوان به همگرایی سریع به جواب بهینه و محدود بودن تعداد پارامترهای الگوریتم اشاره کرد. از آنجاییکه الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان، جستجو را به طور مستقیم با بهره گرفتن از تابع هدف انجام میدهد میتوان را آن برای بهینه سازی توابع هدف مشتق ناپذیر استفاده کرد. در این الگوریتم مسئله انقراض و جایگزینی نسلها مانند الگوریتم ژنتیک، وجود ندارد که این خود باعث زمان و حافظه مورد نیازکم، برای اجرای این الگوریتم میشود. در الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان امکان توازن بین جستجوی فردی و سراسری با تنظیم مناسب پارامترها وجود دارد که این یک حسن بسیار بزرگ است. در زمینه کاربرد الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان برای حل مسئله RCPSP میتوان به موارد ذیل اشاره کرد. ژانگ[۲۱۵] و همکارانش (۲۰۰۵) یک رویکرد مبتنی بر الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان را که در آن از دو رویکرد برای نمایش ذرات(پرندگان) استفاده میشد برای حل مسئله RCPSP استفاده کردند. آنها از دو طرح نمایش به نامهای طرح نمایش بر اساس اولویت[۲۱۶] و طرح نمایش بر اساس توالی فعالیت[۲۱۷] استفاده کردند که در طرح نمایش اول جواب حاصل همیشه موجه است اما در طرح نمایش دوم امکان تولید جوابهای غیرموجه نیز وجود دارد، بنابراین آنها یک مکانیزم ابتکاری با الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان ترکیب کردند تا منجر به تولید جوابهای موجه گردد. در هر دو طرح نمایش، ذرات(پرندگان) با بهره گرفتن از طرح تولید زمانبندی سریالی به یک برنامه زمانبندی تبدیل میشدند، آنها نتیجه گرفتند که در طرح نمایش ذرات(پرندگان) به صورت توالی فعالیتها به جواب بهینه بهتری نسبت به طرح نمایش بر اساس اولویت، حاصل شده است]۳۴[. چن[۲۱۸] و همکارانش (۲۰۱۰) الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان را برای حل مسئله RCPSP توسعه دادند. در روش مورد استفاده آنها ذرات(پرندگان) بیانگر شروع فعالیتها هستند، برای هر فعالیت بر اساس مقادیر ذرات(پرندگان) یک احتمال انتخاب تعریف میشود تا اولویت مرتیط با هر ذره ای(پرنده ای) برای زمانبندی فعالیتها به دست آید، در هر تکرار فعالیتها از روش زمانبندی دو جهته که به صورت تصا فی انتخاب میشوند زمانبندی میشوند، در حین تعیین زمانبندی شروع فعالیتها از جستجوی محلی با گزینه های تاخیر[۲۱۹] برای جلوگیری از به دام افتادن در بهینه محلی استفاده میشود، همچنین آنها روش مسیر بحرانی را برای افزایش قدرت الگوریتم برای یافتن جوابهای موجه با الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان ترکیب کردند. نتایج آزمایشات آنها نشان میدهد که الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان ترکیبی آنها، از الگوریتم بهینه سازی دسته پرندگان معمولی بهتر بوده و نیز نسبت به الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچه گان در یافتن جوابهای بهینه، نتایج بهتری را حاصل میکنند]۳۵[.

۲-۵-۵)الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم

ازآنجاییکه الگوریتم ASO در سال ۲۰۱۱ توسط احمدی جاوید[۲۲۰] ابداع شده است و عمر این الگوریتم فراابتکاری بسیار کوتاه است، تنها دو مقاله در استفاده از این الگوریتم برای مسئله زمانبندی در ادبیات موضوع وجود دارد. اولین تلاش در این زمینه توسط احمدی جاوید(۲۰۱۱) انجام شد که ضمن معرفی الگوریتم جدید فراابتکاری ASO، از این الگوریتم برای حل مسئله زمانبندی جریان کارگاهی ترکیبی با زمان نصب وابسته به توالی[۲۲۱] ، با تابع هدف مینیمم کردن زمان اتمام پروژه استفاده کرد. وی برای پیدا کردن یک روش مناسب برای نمایش شغل های مرتبط به هم ،از کروموزومها که در الگوریتم ژنتیک مورد استفاده قرار میگیرد، بهره جست تا بتواند جوابهای زمانبندی را نمایش دهد. این طرز نمایش این امکان را به وی داد که بتواند از عملگرهای ادغام و جهش الگوریتم ژنتیک برای تولید کردن سیاستهای حرکتی مختلف استفاده کند. وی درصد انحراف نسبی را در الگوریتم ASO با سه الگوریتم فراابتکاری PSO ، HTS [۲۲۲] و SA در حل مسئله زمانبندی جریان کارگاهی ترکیبی با زمان نصب وابسته به توالی مقایسه کرد و نشان داد که در نمونه گیری انجام شده، الگوریتم ASO کمترین درصد انحراف نسبی را نسبت به سه الگوریتم فراابتکاری یاد شده دارد و در نتیجه دارای بهترین کارایی است]۳[. دومین تلاش برای استفاده از الگوریتم فراابتکاری ASO در حل مسئله زمانبندی توسط احمدی جاوید و هوشنگی تبریزی[۲۲۳] (۲۰۱۲) انجام شد که آنها از الگوریتم فراابتکاری ASO برای حل مسئله زمانبندی جریان کارگاهی چندترابری بین ماشینهای متوالی[۲۲۴] با تابع هدف مینیمم کردن زمان اتمام پروژه استفاده نمودند، آنها در این مقاله کارایی الگوریتم فراابتکاری ASO را با الگوریتم فراابتکاری PSO برای حل مسئله یاد شده را با هم مقایسه کردند و با توجه به نمونه گیری انجام شده نتیجه گرفتند که درصد انحراف نسبی الگوریتم ASO نسبت به الگوریتم PSO در اندازه های مختلف نمونه گیری، کمتر است و در نتیجه الگوریتم ASO بر PSO برتری دارد]۳۶[. با توجه به آنکه کارایی بالای الگوریتم فراابتکاری ASO در حل مسئله زمانبندی در دو مقاله یاد شده اثبات شد، این موفقیتها موجب شد تا این انگیزه بوجود آید تا در این پایان نامه کارایی الگوریتم فراابتکاری ASO را در سایر مسائل مهم زمانبندی بررسی کنیم. بنابراین در این پایان نامه از الگوریتم فراابتکاری ASO در حل مسئله زمانبندی پروزه با محدودیت منابع در حالت کلاسیک استفاده کردیم و با مقایسه آن با بهترین الگوریتم فراابتکاری مشهور دیگر ، کارایی آن رانیز بررسی نمودیم. با توجه به اینکه بوجودآورنده الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم مدعی برتری الگوریتمش بر الگوریتمهای ژنتیک و دسته پرندگان هم در بهینگی و چه در سرعت حل استو نیز با توجه به اینکه طبق تحقیقات کاراترین الگوریتمها و پرکاربردترین آنها در حل مساله زمانبندی پروژه با محدویت منابع به ترتیب الگوریتمهای ژنتیک و جستجوی ممنوع و آنیل شبیه سازی شده است ،ما قصد داریم الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم رابا بهترین الگوریتمهای فراابتکاری یاد شده وسایر الگوریتم های فراابتکاری مهم مقایسه کنیم،تا کارایی الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم مشهود شودوادعای برتری آن هم راستی آزمایی شود.از آنجایی که این الگوریتم نخستین بار برای رده مسایل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع بکار گرفته می شود ما آنرا برای حالت کلاسیک این مسایل بکار میگیریم که ساده ترین نوع مسایل در رده مسایل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع محسوب می شود.

فصل سوم
معرفی مسئلهRCPSP و الگوریتم ASO

مقدمه

شکل کلاسیک مسئله ی زمانبندی پروژه با محدودیت منابع به علت کاربرد فراوان و داشتن خواص مفید در تجزیه و تحلیل مسائل زمانبندی به وفور مورد استفاده قرار میگیرد. در مدل RCPSP فرض بر آن است که برای هر فعالیت پروژه فقط یک حا لت اجرا وجود دارد، مسئله مورد بررسی ما یک پروژه با n فعالیت حقیقی و دو فعالیت مجازی است که تنها رابطه تقدمی FSmin = ۰ ، بین فعالیتها وجود دارد و هر فعالیت برای اجرا فقط به منابع تجدیدپذیر نیازمند است. طول اجرای فعالیت j ام برابر با dj و مقداری قطعی در مسئله مورد بررسی ما است. میزان نیاز فعالیت j ام در هر پریود زمانی به منبع kR برابر با rjk است. فرض میکنیم که از منبع تجدیدپذیر kR در هر پریود زمانی مقدار ARk واحد موجود است. در مسئله مورد بررسی ما مقادیر rjk و ARk مقادیری ثابت ، صحیح و مثبت هستند. تابع هدف مسئله RCPSP یافتن یک زمانبندی است که هم از نظر روابط تقدمی و هم از نظر محدودیت منابع موجه بوده و دارای کمترین طول زمانبندی باشد. برای آشنایی بهتر با مسئله RCPSP در ادامه دو مدل مفهومی و یک مدل به روش برنامه ریزی خطی را تشریح میکنیم.

۳-۱)ارائه مدل مفهومی مسئله RCPSP

مدل مفهومی مسئله RCPSP به صورت ذیل است:
Minimize Sn+1 (۱)
St :
S0 = ۰ (۲)
Sj Si + di (i , j) E (3)
ik ARk t 0 (4)
i = 0 , 1 , … , n + 1 ; k = 1 , 2 , … , m
در فرمول بالا فعالیت اول و ۱ n+ام مجازی و بقیه فعالیتها حقیقی است. متغیرهای تصمیم Si زمان شروع فعالیتها را نشان میدهد. در فرمول ۳ مجموعه E ، مجموعه روابط تقدمی بین فعالیتهای پروژه را نشان میدهد. Di طول مدت فعالیت i ام را نشان میدهد. در فرمول ۴ ، مجموعه S(t) فعالیتهایی را نشان میدهد که در زمان t در حال انجام و پیشرفت هستند. متغیر rik میزان نیاز فعالیت i ام به منبع k ام در هر پریود زمانی را نشان میدهد که مقداری قطعی است. ARk میزان منبع تجدیدپذیر k را در هر پریود زمانی نشان میدهد. معادله ۱ ، تابع هدف مینیمم کردن زمان شروع فعالیت مجازی آخر را نشان میدهد. معادله ۲ نشان میدهد که فعالیت مجازی اول، در زمان صفر شروع میشود. معادله ۳، روابط تقدمی بین فعالیتها را که فقط از نوع FSmin = ۰ است را نشان میدهد. معادله ۴ ، نشان میدهد که در لحظه انجام پروژه هر فعالیت حداکثر به میزان منبع در دسترس تجدیدپذیر میتواند انتخاب خود را انجام دهد. مدل ریاضی مفهومی نمیتواند به طور مستقیم حل شود زیرا هیچ راهی برای معنا کردن مجموعه S(t) که در فرمول ۴ آمده است وجود ندارد بنابراین نیاز به مدل ریاضی که قابلیت حل شدن داشته باشد در دهه ۶۰ میلادی احساس شد که میتوان به مدلهای پریتسکر[۲۲۵] (۱۹۶۹) ]۳۷[ ، کاپلان[۲۲۶] (۱۹۸۸) ]۱[، مدل آلوارز- والدز[۲۲۷] (۱۹۹۳) ]۳۸[، مدل مینگوزی[۲۲۸] (۱۹۹۸) ]۳۹[و مدل کلین[۲۲۹] (۲۰۰۰) ]۱[ ، اشاره کرد. این پایان نامه قصد دارد مدل برنامه ریزی ریاضی خطی پریتسکر را که جزء اولین مدلهای ریاضی است در ادامه تشریح کنیم.

۳-۲)ارائه و تبیین مدل ریاضی مبتنی به روش برنامه ریزی خطی از پریتسکر برای حل مسئله RCPSP

مدل ذیل یکی از اولین مدلهای ریاضی جهت حل مسئله RCPSP است که توسط پریتسکر ارائه شده است. در این مدل متغیر صفر و یک yjt به صورت ذیل تعریف میشود. برای هر فعالیت j J و هر زمان اتمام موجه t [ ESTj , LSTj ] که در آن ESTj و LSTj بر اساس روش CPM به دست میایند. اگر اجرای فعالیت j ام در زمان t شروع شود ، ۱ yjt =است و در غیر اینصورت ۰ = yjt است.

نظر دهید »
فایل شماره 8337
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

آنچه از دوران حاکمیت محمدطاهرخان بر بویراحمد ضبط شده و بر اساس منابع مکتوب –نظیر فارسنامه- و روایات شفاهی مندرج گشته، سه رخداد مهم است که درباره دومی اشعاری موجود است. نخست اینکه در سال ۱۲۱۷ق یا ۱۲۱۸ق به دست «صادق خان آقای قاجار» حاکم «ایالت کهگیلویه و بهبهان» کور شد.
میرزا حسن فسایی که شرح مختصر حادثه را آورده، معتقد است: «صادق خان آقا، بی اذن اولیای دولت قاهره» در دهدشت کهگیلویه افرادی چون «میرزا سلطان محمد خان والی و میرزا اسمعیل خان برادرش و محمد طاهر خان، کلانتر طایفه بویراحمد و شریف خان، کلانتر باوی را از حلیه بصر عاری نمود» و هنگامی که «این عمل ناشایسته» به اطلاع فتحعلی شاه رسید، او را «از ایالت کوه گیلویه معزول فرمود و مواجب و رسوم او را قطع نمود»» (فسایی، ۱۳۷۸: ۱۴۷۶/۲ )
حادثه مؤثر دیگری که در دوره محمدطاهر خان بویراحمدی رخ داد، جنگ بویراحمدی ها با ایل مقتدر «نویی» و شکست دادن آنها بود. به نظر می رسد، پس از این پیروزی، اتحادیه بویراحمد جان تازه گرفت و برتری خود را در منطقه نمایان ساخت.
در نبرد نویی ها و بویراحمدی ها، اسب معروف «محمدشفیع خان نویی» از جمله غنایمی بود که نصیب بویراحمدی ها شد و خان بویراحمد –محمدطاهر خان- به عمد آن را برای سواری برگزید. در این باره بیت مشهوری در یادها مانده که شاعر ناشناس آن چنین ابراز عقیده نموده است:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«او خُیانَه بنگریت وا خُوشُ و کارِشْ اسب سِهْ مَحْشَفی خان، کوری سِوارش»
Ou xoyana bengarit va xos o kares / aspe seh masafi xan, kuri sevares
( خداوندگار را بنگرید و کارش اسب سیاه محمدشفیع خان، کوری سوارش)
منظور شاعر از «کور» محمدطاهر خان بویراحمدی است که به دست حاکم قاجاری کور شده بود و در عین نابینایی، هدایت و رهبری بویراحمدی ها را در جنگ بر عهده گرفته و پس از پیروزی اسب محمد شفیع خان را سوار شده بود. به زعم شاعر، این نکته از بدایع کار خداوند بود، که قوم قدرتمندی نظیر نویی در مصاف بویراحمد هزیمت یافت.
سومین واقعه زمان محمدطاهر خان، تقسیم مناطق بویراحمد میان فرزندان خویش بود. مؤلف فارسنامه در این باره می نویسد: «… آنچه را از بلاد شاپور [دهدشت و پیرامون آن] در تصاحب داشت به علی محمد خان پسر بزرگتر خود واگذاشت و به این اندازه از تیره های بویراحمد، ضمیمه این محال نمود و آنچه را از ناحیه تل خسروی و ناحیه رون متصرف بود به عبدالله خان و خداکرم خان پسران کوچکتر خود سپرد و به این اندازه از تیره های بویراحمد ضمیمه نمود» (فسایی، ۱۳۷۸: ۱۴۸۲/ ۲).
محمدطاهر خان به فرزندان نصیحت و «شرط» نموده بود ،که هیچ کدام از آنها، در ملک دیگری « مداخله ننمایند». از آن به بعد، «ابواب جمعی علی محمد خان» که در حوزه گرمسیر بود، «بویراحمد گرمسیری» خوانده شد، و در «متصرفی عبدالله خان و خداکرم خان را بویراحمد سرحدی» یا سردسیری، خطاب کردند (همانجا).
۲-۸- خداکرم خان بویراحمدی و حوادث زمان او
خداکرم خان بویراحمدی پسر محمدطاهرخان، از مشهورترین حاکمان محلی جنوب در عهد قاجار بود. دوران طولانی حاکمیت وی که از ۱۲۶۰ ق شروع و تا زمان قتلش در محرم ۱۳۰۸ ق تداوم یافت ، پر از حادثه و بحران بود . در این نیم قرن ، وقایعی رخ داده که برخی از آنها در منابع اصلی عصر قاجار و اشعار محلیان آمده است:
۱ – کشته شدن برادرش عبدالله خان به دست نیروهای مشترک دولتی و محلی و تلاش برای انتقام‌گیری از قاتلان وی.
۲ –گرد کردن طوایف و تیره های بویراحمد که پس از قتل عبداله خان پراکنده و متواری شده بودند.
۳- کشتن خوانین باوی به انتقام قتل عبدالله خان برادرش.
۴ –جمع آوری نیرویی عظیم و حمله به بختیاری و هزیمت و غارت بخشی از بختیاری ها.
۵ – رقابت ها و کشمکش های قومی و طایفه ای از جمله با دشمن زیاری ها .
۶ –اختلافات و درگیری های خانوادگی ، خاصه با فرزندان و قتل عام یکدیگر .
۷ – روابط مناسب و مطمئن با برخی حاکمان فارس ، به وی‍ژه معتمدالدوله فرهاد میرزا و پسرش احتشام الدوله سلطان اویس میرزا .
۸ – تسلیم نمودن شیخ مذکور خان حاکم کنگان و گله دار ، با چرب زبانی و سخن وری و کمک به حکومت فارس (برای تفصیل وقایع مزبور رجوع شود : تقوی مقدم : ۱۳۷۷ : ۱۹۵-۱۴۳) .
داستان طویل حیات سیاسی – اجتماعی وی در این مختصر نمی گنجد و تنها به بخش هایی که در اشعار محلی آمده اشاره می شود. خداکرم خان شخصیتی چند وجهی بود. وی علاوه بر شم سیاسی و شیوه سخنوری و نفوذ در نزد سیاست مداران مرکز نشین ، جنگجویی شجاع و بی باک و شاعری شهیر و طنزگو بود . اشعار وی ، قسمت مهمی از ادبیات بویراحمد و اقوامهمجوار – نظیر بختیاری ، ممسنی و ایلات کهگیلویه – را تشکیل و تحت تاثیر قرار داده است . اشعار «یاریار» یا ابیات خداکرم خانی ، از پرنفوذترین و مؤثرترین سروده های عامه پسند و دلنشین لر بزرگ است . بخشی از حوادث زندگی خداکرم خان و فرزندان در اشعار او انعکاس یافته و در اذهان عموم باقی مانده است .
باری ، او که به گفته مؤلف سفرنامه ممسنی «جوان قابل و زبان فهمی» بود ، در سال ۱۲۶۰ ق از مامور حکومت قاجار – میرزا فتاح گرمرودی – «کاغذ و آدم گرفته به جهت جمع آوری و استمالت» بویراحمدی های پراکنده و زخم دیده تلاش نموده است (گرمرودی، ۱۳۷۰:۱۴۹). با همت عالی او بود که خیلی زود «یکصد و پنجاه خانوار [بویراحمدی را] از میان قشقایی و ممسنی [گرد] آورده، روانه ساخت » (همانجا)
هزیمت و پراکندگی بویراحمدی ها، پس از مجروح و مقتول شدن عبدالله خان برادر خداکرم خان بود ،که در آن زمان خان مقتدری محسوب می شد. حاکم وقت کهگیلویه و بهبهان– شکرالله خان نوری – با نیروی نظامی دولت و چریک های محلی از ایلباوی (= بابویی)، به جنگ عبدالله خان رفتند و موجب مرگ او شدند. گرمرودی داستان درگیری را اینگونه روایت می کند که : « عبدالله خان … از راه خیرگی چند وقتی از اطاعت مرحوم شکرالله خان [نوری] بیرون رفته ، در تقدیم خدمت کوتاهی و غفلت می نماید » . شکرالله خان نیز «جمعیت بسیاری از سرباز و غلام و توپچی و توپخانه فرستاده دو دفعه با او جنگ کرده ، طایفه او را به کلی غارت نموده » و « در دفعه آخر عبدالله خان را زخمدار دستگیر و گرفتار کرده به بهبهان آورده اند و … به همان زخم فوت شده است » (همانجا ).
احتمالاً قاتل یا محرک قتل عبدالله خان از باوی ها بود، که خداکرم خان در صدد انتقام از آنها برآمد . سرانجام با ترفند و نیرنگ ، با خوانین باوی تعهدنامه ظاهری و زبانی بست و در فرصت مناسب آنان را کشت . این واقعه در سال ۱۲۷۳ ق یعنی حدود ۱۳ سال پس از قتل برادر خداکرم خان رخ داد . بنا به نوشته فسایی، « خداکرم خان بویراحمدی … به اجازه دیوانیان حیلتی برانگیخت و به ظاهر با الله کرم خان باوی ، طرح دوستی بریخت و در آمد و شد را که سالها بسته داشتند، باز نمودند و … به عزم بهبهان حرکت نمودند و در میانه راه که سواره می رفتند و الله کرم خان بی خبر بود، چهار نفر از طایفه بویراحمد از پشت سر آمده ، الله کرم خان و محمدعلی خان پسر او را به گلوله تفنگ بکشتند … » (فسایی، ۱۳۷۸: ۱۴۸۰/۲ ).
روایت شفاهی محلیان تا حدودی متفاوت است. ظاهراً خداکرم خان برای مقابله با بختیاری ها و ممانعت از وصول مالیات به دست آنها ، خوانین باوی و کهگیلویه را به وحدت و مشورت فرا می خواند . واسطه میان او و خوانین باوی کدخدای میرزاها به نام میرزا محمدحسین بود که با قید قسم طرفین را بر دوستی و کنار گذاشتن کینه های قبلی متعهد می نماید . با این کار ، اعتماد باوی ها جلب و همراه یکدیگر به سمت بهبهان عازم می گردند ( کیاوند، ۱۳۶۸: ۷۲-۷۰) . در خیرآباد گچساران – ۲۵ کیلومتری بهبهان – طبق برنامه ریزی پیشین، خداکرم خان شعر معهودی را می خواند و کشتار خان باوی و پسرش آغاز می شود . او می گوید :
« تَش بِگِرِه رو خِیرآبای چه بَد گیاره کی دییِی وَ تاوِسُون تِگِرس بَواره »
Tas begere ru xeyrabay, ce bay geyare / ky diye va tavesun tegers bevare
( آتش بگیرد رود خیرآباد ، چه بد گدار است کی دیده اید در تابستان تگرگ ببارد ) .
این بیت به چند صورت دیگر نیز نقل و ضبط شده است ( رجوع شود : کیاوند ، ۱۳۶۸: ۷۱/غفاری ، ۱۴۹:۱۳۷۸) . البته مضمون همه یکی است و بیانگر برنامه و توطئه قبلی و تحریک عوامل موظف و مامور قتل خوانین باوی است . بنابر مشهور ، نخستین کس که از تعریض بیت خداکرم خان کشتن خان باوی را دریافت و شلیک کرد ، «علی کاظم» نامی از طایفه تامرادی بود که اطلاع قبلی نداشت و در شوربویراحمدی ها نبود (غفاری ، ۱۴۹:۱۳۷۸). شعر دیگری که در همین رابطه سروده شده ، تعهد و قسم خداکرم خان و نیز واسطه گری میرزا محمدحسین را زیر سوال می برد و بی اعتباری و بی اهمیت نمودن چنین اموری را متذکر می گردد .
«چِه قَسَم ، چِه نُون جُو ، چِه بَختِ میرزا کی دییِ قَصابَ بِکِشِه یه جا دو ورزا»
če qasam, če nun-e jow, če baxte mirza / ki diye qasab bekese ya ja do varza
(چه قسم ، چه نان جو ، چه تعهد میرزا / کی دیده اید قصاب بکشد یکجا دو ورزا).
آن گونه که منابع معتبری چون فارسنامه و وقایع اتفاقیه گزارش می دهند ، از ۱۲۸۹ ق تا ۱۳۰۸ ق – که سرانجام خداکرم خان به دست دو تن از فرزندانش کشته شد – بازی قدرت و سیاست میان آنان دوام داشت . در این قمار قدرت ، تعداد زیادی قربانی شدند و خسارات فراوانی متحمل گردیدند. به گفته مؤلف فارسنامه « در سال ۱۲۸۹ محمدحسین خان و ولی خان پسران خداکرم بر پدر خود شوریده ، او را آواره بلاد و محتاج عباد نمودند » (فسایی ، ۱۳۷۸ : ۱۴۸۳/۲).اما ، این رویارویی در نتیجه تحریک عوامل محلی و کشوری رخ داد (رجوع شود : تقوی مقدم ۱۳۸۷ : ۱۶۸-۱۶۴) .
خداکرم خان شاعر ، خود در بیتی به جمعی از عوامل محلی اشاره دارد :
«یه محباقر ، سه محمسین ، یه رهسم فسای کردن ، بزمم زیین برهم» (همان : ۱۶۵)
Ya mahbaqer, se mahmaseyn, ya rohsam / fasay kerden, bazmema zeyyen bar ham
(یک محمدباقر ، سه محمدحسین و یک رستم / فساد کردند و بزمم را زدند بر هم) .
کی محمدباقر ، برادر زن خداکرم خان و دایی محمدحسین خان پسر او بود . سه محمدحسین عبارت بودند از : ۱ –محمدحسین خان پسرخداکرم خان ۲ – کی محمدحسین طاس احمدی – کدخدای طایفه طاس احمدی بویراحمد – ۳ –میرزا محمدحسین ، کدخدای طایفه میرزا .
منظور از رستم ، نیز رستم خان دشمن زیاری است که ، دختر خداکرم خان را به زنی گرفته، اما با خدا کرم خان اختلاف پیدا کرده بود (همانجا) . تا آنجایی که منابع گزارش می دهند ، از میان پنج تن مذکور ، دست کم سه تن جان خود را بر سر این کشمکش باختند . کی محمدباقر در جنگی بین طرفداران خداکرم خان و حامیان محمدحسین خان کشته شد ، سرش را بریدند و جسدش را آتش زدند . اندکی بعد سر او را در نوگک ممسنی به گچ گرفتند و در معرض عموم گذاشتند (طاهری ، ۱۳۸۸ : ۲۰۳-۲۰۲ ).
محمدحسین خان فرزند خداکرم ، در سال ۱۲۹۷ ق که ظاهراً میان آنها صلح صوری و موقتی رخ داده بود ، در منطقه خشت به توطئه حاکمان فارس – خاصه احتشام الدوله و معتمدالدوله – کشته شد ، که داستان آن خواهد آمد .
کی محمدحسین کدخدای طایفه تاس احمدی ها نیز به دستور احتشام الدوله – حاکم کهگیلویه و بهبهان –دستگیر و با شکنجه از بین رفت. کیاوند می نویسد : « در دهانش آب جوش می ریزند [و] پشت گردنش می زنند تا دندان هایش بریزد . آنگاه گردنش را می زنند و جسدش را به درختی می بندند و دم توپ میدهند» (کیاوند‌، ۱۳۶۸ : ۷۹) .‍
علاوه بر مردان، زنان نیز از عوامل عمق دهنده و تشدید کننده اختلاف فریقین بود. خداکرم خان چهار زن رسمی داشت که از هرکدام فرزندانی متولد شده بود. در میان آنان، «بی بی شاهی» دختر «خانعلی خان رستم» سوگلی اوگردید و تلاش نمود یکی از پسران خود را جانشین پدر نماید (تقوی مقدم، ۱۳۷۷: ۱۶۸-۱۶۷).
فرزندان بزرگتر خداکرم خان –خاصه محمدحسین خان- از زنی ازطایفه تامرادی بود و با تکیه بر قدرت آنها سعی داشت بر مسند پدر بنشیند. بی بی شاهی به هیچ روی برای فرو نشاندن آتش تفرقه کوتاه نمی آمد. وی، محمدحسین خان را که در صورت –یا زیر گلو- نوعی «پیسی» (=برص) داشت، با تحقیر و استهزا «لازی» می خواند و این بیت را در منظر عموم قرائت می کرد:
«نُونی کِه اِیخُمْ بِیُم وَ لازی اِی یِمِش و تازی»
Noni ke ixom beyom va lazi iyemes va tazi

نظر دهید »
فایل شماره 8336
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

طبق مواد قانونی که در بالا آورده شد، اولا افراد متهم نسبت به قانون قبلی دارای حمایت قابل قبولی بوده‌اند، زیرا از آن جمله می‌توان به اطلاع سریع دادستان و یا قاضی کشیک در مورد علت و مشخصات متهم می‌باشد که در بسیاری از موارد می‌تواند در حمایت قضائی از افراد متهم و یا محدودیت‌های جسمانی و روحی متهمان مفید واقع گردد، ثانیا در چنین حالتی ضابطین دادگستری در صورت گزارش سریع به مسئول قضائی هیچ‌گونه بار حقوقی نخواهد داشت که می‌تواند در نهایت منجر به شفافیت در بازداشت متهم گردد، ثالثا موارد بازداشت اجباری در قانون جدید به جز جرائم نیروهای مسلح ملغا اعلام شده است، ثابعا طبق ماده ۳۰۲ و بند‌های آن افرادی که جرائم خاصی را مرتکب شوند تا یک هفته نمی‌توانند با وکیل خود ملاقات کرده و در صورت لزوم نمی‌توانند با خانواده و یا نزدیکان خود ملاقات داشته باشند و حتی نمی‌توانند با آنها در مورد تحت نظر بودن صحبت کنند.
بر این اساس می‌توان گفت که افراد متهم تقریبا از تمامی شاخصه‌های حقوق بشری و قانونی بودن بازداشت، آزادی و تحت نظر قرار گرفتن برخوردار هستند، بگونه‌ای که تلاش شده است که امکانات لازم تا حد امکان برای تامین آزادی آنها فراهم شده است و قید «مستدل» و «موجه» بودن بازداشت و سلب آزادی ماده ۲۳۹ همین قانون نیز به عنوان یک معیار مشخص و شفاف در تامین حقوق آنها بوده است. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که محدودیت‌های جسمی، روحی و حقوقی افراد متهم در این قانون به هیج عنوان مد‌نظر قرار نگرفته است، بگونه‌ای که در هیچ یک از مواد فوق اشاره‌ای ملموس به حمایت حقوقی و قضائی از افراد معلول، به طور مشخص نشده است، با‌وجود آنکه، در قانون جدید به وضوح بر تامین خسارت در صورتی که متهم ادعا کند از سوی دادگستری، قابل انجام است[۸۶]، اما باز مشخص نشده است که خسارت نقض حقوق افراد متهم و در راس آنها افراد معلول به خاطر حساسیتشان چگونه باید تامین شود، بویژه اینکه افراد معلول در خصوص بازداشت و سلب آزادی خود در قانون هیچ ماده‌ای ندارند، بنابراین امکان سلب حقوق آنها بدون اینکه بار حقوقی برای ضابطین و دادستانی و .. داشته باشد وجود دارد، از جمله مشکلاتی که در حین بازداشت یک فرد معلول می‌توان بوجود بیاید، امتناع از باخبر کردن وکیل، نگهداری در مکان نا‌مناسب،امکان آسیب جسمی و روحی بسته به نوع و شدت معلولیت و و امکان ناآگاهی از حقوق خود و حتی امکان جبران خسارت در صورت بی‌گناه اعلام شدن می‌باشند، این مسائل در نهایت می‌تواند به این مفهوم باشد که سلب آزادی متهم معلول، می‌تواند آخرین دریچه حمایتی از آنها که توسط حامیان حقوقی و قضائی آنها باشند، را خواهد بست، بنابراین در مقابل مواردی که یک متهم معلول در معرض، سلب آزادی و جلوگیری از ملاقات قرار می‌گیرد، می‌توان مواردی را نام برد که به آنها حق برقراری ارتباط با دنیای بیرون را می‌دهد که در ادامه این حقوق متهمان معلول مورد بررسی قرار می‌گیرد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بند سوم – حق برقراری ارتباط با خارج از محیط بازداشت
فردی که پس از بازداشت قادر نباشد بلافاصله با افراد خارج از محل بازداشت، اعم از اعضای خانواده و دوستانش، یک پزشک، یک وکیل و البته با مقامات قضایی صالح ارتباط برقرار کند و آنها را از وضعیت خویش مطلع کند، از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، محروم شده است.
به طور معمول وقتی فردی بازداشت می‌شود، خواهان برقراری ارتباط با اعضای خانواده‌اش، دوستان و دیگر افرادی است که بتوانند به او کمک کنند. حداقل حقی که یک متهم دارد این است که تحت تعقیب قرار گرفتن و یا تحت نظر گرفته شدن خود را به اطلاع خانواده خود برساند. متهم باید طبق اصول و موازین بین‌المللی و حقوق انسانی خود بتواند از نظر حقوقی از خود دفاع کند و حتی آموزش‌های لازم از طرف ضابطین دادگستری به او داده شود که در صحبت‌های خود دقت بیش‌تری نموده و یا سکوت اختیار کند و نیز می‌تواند با توجه به ناتوانی خود در کنترل بر حقوق خود، تقاضای صحبت کردن با وکیل خود را داشته باشد، به عبارتی متهم می‌تواند از کسانی که آگاهی کافی از حقوق او به عنوان متهم دارند، تقاضای کمک بکند و در کل باید از زمان تحت نظر قرار گرفتن، تحت حمایت قانون قرار گیرد، در اسناد بین‌المللی و مکتوبات قانونی داخلی این مسئله که متهم هنوز یک مجرم نیست و حق دارد آزاد باشد و سلب آزادی او به معنی سلب او از ارتباط با دنیای خارج نباشد، به وضوح اشاره شده است، مگر اینکه الویت و ضرورت‌ها مانع از این حقوق شود که در اینصورت نیز، این سلب ارتباط با دنیای خارج و سلب آزادی‌ها، به نوعی جبران گردد تا بتوان در یک زمان بر تامین حقوق افراد متهم و حمایت از جامعه اطمینان پیدا کرد.
ارزیابی مقررات بین‌المللی در زمینه حق برقراری ارتباط
هر فرد تبعه دولت خارجی حق دارد با مأموران سفارتخانه دولت خویش در خاک دولتی که بازداشت شده است، ارتباط برقرار کند. تجربه نشان داده است که برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، تضمینی اساسی بر جلوگیری از نقض گسترده حقوق بشر اعم از «شکنجه»، «رفتار نامناسب» و حتی «ناپدید شدن» افراد است و گامی اساسی در دستیابی به یک دادرسی عادلانه تلقی می‌شود. [۸۷]
همان‌گونه که بیان شد، حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت دارای چند جنبه است که شامل ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، یک پزشک و یک وکیل است و در مورد اتباع دولت‌‌های خارجی شامل ارتباط با سفارتخانه مربوط و در نهایت حضور در برابر مقام صالح قضایی است.
در برخی از منابع کلیه جنبه‌های ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت تحت عنوان «بازداشت بدون برخورداری از حق ارتباط با دیگران»[۸۸] در یک بخش واحد، مورد بررسی قرار گرفته است. [۸۹]
در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق و آزادی‌های فردی، حق برقراری ارتباط با اعضای خانواده و دوستان، برای فرد بازداشت شده، به صراحت مورد اشاره قرار نگرفته است. ممنوعیت بازداشت فرد بدون امکان برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، از برخی از حقوق ذکر شده در میثاق و کنوانسیون قابل استنتاج است. از سوی دیگر، این حق به صراحت در برخی از اسناد و قواعد غیرمعاهده‌ای سازمان ملل ذکر شده است. این اسناد عبارت‌اند از «مجموعه اصول حمایت از کلیه افراد بازداشت شده و زندانی»[۹۰] مصوب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل (۹ دسامبر ۱۹۸۸) و حداقل قواعد «استاندارد برای رفتار با زندانیان»[۹۱] مصوب اولین کنگره بین‌المللی پیشگیری از جرم و رفتار با زندانیان (ژنو ۱۹۵۵) و مصوب قطعنامه (اول جولای ۱۹۶۷) و قطعنامه ۲۰۷۶ (۱۳ مه ۱۹۷۷) شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل.
هر فردی که دستگیر، بازداشت و یا زندانی می‌شود، باید از این حق برخوردار باشد که با اعضای خانواده و دوستانش ارتباط برقرار کرده و آنها را از وضعیت خود مطلع کند. اطلاعاتی که افراد خارج از محل بازداشت درباره وضعیت فرد بازداشت شده دریافت می‌کنند باید شامل پیشامد دستگیری و بازداشت و مشخصات مکانی باشد که فرد در آنجا نگهداری می‌شود. بنابراین، در صورتی که در طول مدت بازداشت، در مکان نگهداری فرد تغییری ایجاد شود، باید اطلاعات مربوط به مکان جدید، در اختیار خانواده و دوستان انتخابی فرد قرار گیرد.
بند یک ماده ۱۶ مجموعه اصول در این راستا این‌گونه مقرر کرده است که:
«بلافاصله پس از دستگیری و پس از هر انتقال فرد بازداشت شده به مکانی دیگر، فرد بازداشت شده یا زندانی حق خواهد داشت که اعضای خانواده و یا افراد مناسب منتخب خویش را از بازداشت و زندانی شدن خود و یا انتقال به محل دیگر، آگاه کند و یا از مقام صالح در خواست کند که آنان را از ماوقع مطلع کند. »
می‌بینیم که در این ماده از مجموعه اصول، به حق ملاقات فرد بازداشت شده با اعضای خانواده و دوستان او اشاره‌ای نشده است. این امر در ماده ۹۲ حداقل قواعد استاندارد مورد اشاره قرار گرفته است:
«به یک زندانی که هنوز محاکمه نشده است، باید اجازه داده شود که بلافاصله خانواده‌اش را از بازداشت خویش آگاه کند و باید تسهیلات معقولی برای برقراری ارتباط با خانواده و دوستانش و ملاقات با آنها در اختیار او قرار گیرد.. . ».
ماده ۹۲ از قواعد زندان اروپایی[۹۲] (مصوب کمیته وزرای شورای اروپا ۱۹۸۷) نیز حق دسترسی فرد بازداشت شده به اعضای خانواده و دوستانش را پیش‌بینی کرده است. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد اینکه، اعمال این حق را از سوی فرد بازداشت شده باید بلافاصله پس از دستگیری و بازداشت و بدون هرگونه تأخیری امکان‌پذیر باشد. [۹۳] با وجود این، در برخی موارد خاص مقام صالح می‌تواند برای مدت معقولی و در صورتی که برای دستیابی به عدالت و انجام تحقیقات ضروری باشد، اعمال این حق را به تأخیر‌اندازد[۹۴]. البته باید توجه داشت که تعویق در اعمال این حق نباید بیش از چند روز[۹۵] به طول انجامد. [۹۶]
بازداشت افراد بدون برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج از محل بازداشت، از جمله موضوعاتی است که در برابر کمیته حقوق بشر مطرح شده است و همان‌گونه که قبلا بیان شد، هر چند ممنوعیت چنین بازداشتی، به صراحت مانند برخی دیگر از حقوق، در میثاق مورد اشاره قرار نگرفته است، ولی کمیته با توسل به برخی دیگر از اصول و حقوق ذکر شده در میثاق، رأی بر نقض میثاق داده است.
در تعدادی از قضایای اخیر که علیه دولت اوروگوئه در کمیته مطرح شده است، کمیته چنین حکم داده است که بازداشت افراد بدون برخورداری از حق برقراری ارتباط با دنیای خارج، موجبات نقض بند (۱) ماده (۱۰)[۹۷] میثاق را فراهم می‌کند. [۹۸]
کوتاه‌ترین زمانی که در این مورد مبنای شکایت در برابر کمیته شده است، مدت پانزده روز است که در قضیه Arzuada Gilboa v. Uruguay (147/83) مطرح شده است. در قضیه Steve Shaw v. Jamaica (704/96) که مؤلف به مدت هشت ماه ممنوع‌الملاقات بوده و حق برقراری ارتباط با خارج از محل بازداشت را نداشته است کمیته این‌گونه اظهارنظر کرد که در چنین شرایطی ماده ۷ میثاق یعنی ممنوعیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه، نقض شده است. [۹۹]
می‌بینیم که دیدگاه کمیته حقوق بشر این است که بازداشت افراد بدون برخورداری از حق ارتباط با دنیای خارج، خود نوعی شکنجه و رفتار ظالمانه است، در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشت که چنین بازداشتی امکان اعمال اشکال دیگری از شکنجه و رفتارهای ظالمانه را نیز تسهیل می‌کند. بر این مبنا، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه[۱۰۰] پیشنهاد کرده است که چنین بازداشتی باید غیرقانونی اعلام شود و افرادی که تحت چنین شرایطی بازداشت شده‌اند، بی‌درنگ آزاد شوند. [۱۰۱] در کنوانسیون حمایت از افراد معلول، به صراحت بر نحوه بازداشت و داشتن ارتباط با دنیای خارج اشاره نشده است، اما به شکل ملموسی بر حق داخواهی، حمایت از متهمان معلول در برابر استثمار و شکنجه و داشتن آزادی و امنیت مطابق با موزاین بین‌المللی تاکید شده است، بنابراین می‌توان افراد معلول را مشمول تمامی حقوق یک فرد متهم دانست، اما نمی‌توان او را مشمول حمایت ویژه از این بعد دید، زیرا الزمات یک فرد معلول بیش از یک فرد متهم بوده و داشتن ارتباط با خانواده و نزدیکان برای حمایت از او می‌تواند بیشتر در موازین و اسناد بین‌المللی مورد تاکید قرار گیرد، به عبارتی افراد معلول،اکثرا در غیاب حامیان حقوقی خود، دچار محرومیت از حداقل ملزومات یک دادرسی عادلانه می‌گردد، بگونه‌ای که وضعیت حقوقی او پایینتر از وضعیت یک متهم عادی محروم از حق برقراری ارتباط می‌گردد، بنابراین لازم می کند که مقررات داخلی نیز از این جنبه مورد بررسی قرار گیرد تا ارزیابی روشن‌تری از حقوق این قشر در مواجهه با برخی الزمات قانونی صورت گیرد.
ارزیابی مقررات داخلی در زمینه حق برقراری ارتباط
آئین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی دولت (مصوب ۲۶ تیر ۱۳۸۰ قوه قضائیه) در این زمینه دارای مقررات خاصی است.
مطابق ماده ۱۷۴ این آئین‌نامه، کلیه زندانیان اعم از متهم و محکوم تحت نظارت کامل و طبق مقررات، مجاز به داشتن ارتباط با بستگان و آشنایان خود هستند که این ارتباط می‌تواند به صورت ملاقات یا مکاتبه انجام پذیرد.
در تبصره این ماده چنین آمده است:
«چنانچه ملاقات یا مکاتبه متهمی مخالف حسن جریان محاکمه باشد، قاضی مربوطه می‌بایست کتبا‌ ملاقات با زندانی یا مکاتبه وی را ممنوع اعلام کند. در این صورت و در مدت ممنوعیت حسب مورد ملاقات با زندانی و یا مکاتبه او فقط با اجازه کتبی مراجع قضایی ذی‌صلاح مجاز می‌باشد». در مباحث گذشته دیدیم که امروزه در مقررات و اسناد بین‌المللی، امکان ممنوع‌الملاقات بودن فرد به طور مطلق، ممنوع است، تنها در برخی شرایط استثنایی و به موجب قانون می‌توان امکان ارتباط فرد با دنیای خارج از محل بازداشت را به مدت چند روز به تعویق‌انداخت.
در تبصره ماده ۱۷۴ آئین‌نامه فوق، امکان ممنوع‌الملاقات کردن فرد پیش‌بینی شده است. شرطی که تبصره پیش‌بینی کرده است، مفهوم دقیقی ندارد و امکان تفسیرهای موسع از آن می‌تواند حقوق متهمان را تضییع کند. در بند بعدی تبصره، امکان ملاقات با زندانی یا مکاتبه او به شرط اجازه مراجع قضایی ذی‌صلاح پیش‌بینی شده است که نمی‌تواند انتقاد وارد بر تبصره را توجیه کند، زیرا این امکان وجود دارد که مراجع مربوطه، از صدور اجازه کتبی امتناع کنند. بنابراین، شایسته است که تبصره مذکور به نحو مقتضی اصلاح شود و تنها به امکان تعویق برقراری ارتباط متهم آن هم در شرایطی خاص، اکتفا شود.
درباره اتباع خارجی نیز در مواد ۱۸۶ تا ۱۹۰ آئین‌نامه مذکور، تحت عنوان کلی «زندانی» بدون وجود تفاوت بین محکومان و متهمان مقرراتی پیش‌بینی شده است. از جمله اینکه ملاقات اتباع بیگانه با خانواده و غیرآن‌ها باید با حضور مترجم مورد اعتماد انجام شود و ملاقات نماینده سیاسی و کنسولی با اتباع زندانی خود با معرفی وزارت امور خارجه و با اجازه مقامات صلاحیتدار قضایی با هماهنگی رئیس زندان امکان پذیر خواهد بود. همچنین در ماده ۱۹۸ به حق مکاتبه زندانیان اتباع خارجه با نماینده سیاسی و کنسولی خود، از طریق وزارت امور خارجه اشاره شده است.
لازم به یادآوری است که در این بخش از آئین‌نامه نیز، توجه کافی به حقوق متهمان نشده است. نخستین نکته، تکلیف مأموران مربوط به آگاه کردن متهم از حق او بر برقراری ارتباط با نماینده سیاسی و کنسولی دولت متبوع خود است که ضروری است مورد توجه تدوین‌کنندگان آئین‌نامه قرار گیرد. همچنین ایجاد امکانات و تسهیلات ویژه برای متهمان برای اینکه بتوانند در اسرع وقت با خانواده و آشنایان خویش ارتباط برقرار کنند، از جمله مسائلی است که باید مد‌نظر قرار گیرد.
در قانون آیین دادرسی کیفری امکان ملاقات با اعضای خانواده و وکیل همواره مد‌نظر قرار گرفته است، از آن جمله می‌توان به ماده ۴۸ اشاره کرد که امکان ملاقات با وکیل را بلافاصله بعد از یک ساعت از دستگیری فراهم کرده است البته به شرطی که با نوع جرم‌های صورت گرفته مطابق ماده ۳۰۲ همین قانون منافات نداشته باشد که در صورتی که یکی از جرائم موجود در بند‌های ماده ۳۰۲ توسط متهم رخ داده باشد، متهم تا یک هفته نمی‌تواند با وکیل خود ملاقات کند که تبعا چون ملاقات با وکیل در چنین شرایطی ممنوع می‌گردد پس بطور ضمنی نیز می‌توان بر محدودیت در ملاقات خانواده نیز اطمینان پیدا کرد و نیز در بند د ماده ۱۸۱ ممنوعیت با شرکاء جرم و بزه دیده تا مدت معین پیش‌بینی شده و در نهایت در بند ب ماده ۱۸۱ ممنوعیت ملاقات تا سه نوبت را به دلایل انضباطی مد‌نظر قرار داده است.
همان‌گونه که در مواد مورد بررسی عنوان گردید، افراد معلول به عنوان یک موجودیت در قوانین آیین دادرسی و حتی قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده است و عمدتا از کلمه محجور و مجنون که کنترلی بر عملکرد و تصمیمات خود به شکل عادی ندارند، مورد اشاره قرار گرفته است، به عبارتی در قوانینی داخلی، عموما مسائل روانی مد‌نظر قرار گرفته تا مسائل و محدودیت‌های جسمی و روانی به شکل توامان، هر چند سیستم قضائی در برخورد با محجورین و مجنونین جانب احتیاط را برداشته و نسبت به آنها بر اساس میزان مسئولیت پذیری گام برداشته است، اما نوع برخورد با آنها نیز در حین بازداشت و تحقیقات مقدماتی و ملاقات، در چارچوب قانونی قرار نگرفته و صرفا این مسئولیت به دادستان و تشخیص او گذاشته شده است، این عدم تعیین تکلیف معلولان در زمان قبل از محاکمه چه از بابت بحث ملاقات و چه از جنبه قرار دادن امکانات خاص ارتباطی و حمایتی می‌تواند آنها را از شمول آیین دادرسی خارج سازد، بگونه‌ای که آیین دادرسی معلول، مانع از دسترسی این افراد به وکیل و خانواده خود در زمان قبل از محاکمه گردند که بیش‌ترین نیاز را به آنها، دارند. بنابراین، در کل می‌توان اینگونه آورد که افراد معلول اغلب در قوانین داخلی به واسطه محدودیت‌های خاصی که دارند، مشمول حمایت‌های ویژه در ملاقات اعضای خانواده، وکیل و یا حامیان حقوقی خود نمی‌گردند و این مسئله در قوانین بین‌المللی نیز آنچنان مورد بحث قرار نگرفته است، با این وجود در قوانین بین‌المللی، همان‌گونه که قبلا نیز مورد بحث قرار گرفت، اغلب ممنوعیت در برقراری ارتباط با اطرافیان و وکیل را به نوعی، یکسان با شکنجه و رفتار‌های ظالمانه تلقی کرده است، بنابراین با توجه به اینکه رفتار ظالمانه و شکنجه امری غیرقابل قبول در تمامی شرایط می‌باشد و نمی‌توان هیچ‌گونه اسثتنائی برای آن قائل شد، پس نمی‌توان ملاقات با اطرافیان و وکیل را نیز مطلقا ممنوع کرد و در صورت نیاز باید تمهیداتی برای افراد کم توان و مشکل دار فراهم کرد که از جمله آن می‌توان به ملاقات با وکیل معاضدتی اشاره کرد، با این وجود با توجه به برداشت یکسان از ممنوع‌الملاقات بودن و شکنجه و رفتار ظالمانه که خصوصا برای افراد معلول خطراتی حقوقی و جسمی روانی دارد، در ادامه مسئله شکنجه و حقوق مرتبط با آن مورد بررسی قرار گرفته است.
بند چهارم-ممنوعیت شکنجه و حق برخورداری از رفتار و شرایط انسانی در طول بازداشت پیش از محاکمه
صرف‌نظر از هر قانون و مقرراتی اعم از مدون و غیرمدون، شکنجه انسان و رفتار غیرانسانی با او حتی در صورت وجود احتمال قریب به یقین بر مجرمیت وی خصوصا در مرحله پیش از محاکمه، منحط و غیرانسانی است. تا هنگامی که فرد در فرایند دادرسی قرار نگرفته است، نمی‌توان بر اجرای عدالت اطمینان پیدا کرد، گرفتن اعتراف از فرد از طریق شکنجه و رفتار‌های نامطلوب، نقض آشکار حق برائت و حق دادرسی عادلانه می‌باشد. در قوانین آیین دادرسی کیفری، همواره گرفتن اعتراف به دور از هر گونه شکنجه، بر طبق مواد ۷۳ تا ۷۶، اولا بر عهده دادستان می‌باشد و ثانیا بر عهده بازپرس خواهد بود، در تایید گفته‌های بالا ماده ۹۸ آیین دادرسی کیفری آورده است که « بازپرس باید شخصاً تحقیقات و اقدامات لازم را به‌منظور جمع‏آوری ادله وقوع جرم به‌عمل آورد، ولی می‌تواند در غیرجرائم موضوع بندهای (الف)، (ب)، (پ) و (ت) ماده (۳۰۲[۱۰۲]) این قانون، تفتیش، تحقیق از شهود و مطلعان، جمع‏آوری اطلاعات و ادله وقوع جرم و یا هر اقدام قانونی دیگری را که برای کشف جرم لازم بداند، پس از دادن تعلیمات لازم به ضابطان دادگستری ارجاع دهد که در اینصورت، ضمن نظارت، چنانچه تکمیل آنها را لازم بداند، تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند»، بدین گونه مشاهده می‌شود که ضابطین دادگستری حقی بر شکنجه و اعمال خشونت‌آمیز ندارند، زیرا چنین اعمالی در دادگستری صورت نمی‌گیردو درواقع اگر چنینی عملی هم صورت پذیرد، برخلاف شعارهای محاکمه عادلانه می‌باشد و به نوعی می‌توان آن را مجازات قبل از صدور حکم دانست.
در پروسه شکنجه و سلب آزادی، افراد معلول به عنوان آسیب‌پذیر‌ترین گروه مطرح می‌شوند و اکثریت آنها قابلیت دفاع مستقل از خود را نداشته و از سویی دیگر ممکن است که در طول بازداشت، به دلیل اقدامات صورت گرفته علیه آنها دچار آسیب گردند و در نهایت اینکه آنها ممکن است به علت ناآگاهی از حقوق خود نتوانند، جرائم صورت گرفته از سوی ضابطین دادگستری، بر علیه خودشان را اثبات و یا بازگو کنند، بنابراین وجود نظارت کافی برای اطمینان از تفویض صحیح اختیارات بازپرس به ضابطین در چنین مواقعی ضروری می کند، از سویی دیگر، مستندات ضابطین دادگستری در گزارش جرم و عملکرد و رفتار با متهم در حین بازداشت، به شکلی کتبی و در مواقعی ممکن است که این گزارش‌ها مغرضانه و برای فرار از اتهامات وارد شده از سوی متهم بازداشت شده باشد، بنابراین حضور نماینده ویژه دادگستری در مراکز فعالیت ضابطین دادگستری، می‌تواند، اولا مانع از بروز شکنجه و آزار اذیت متهم گردد و ثانیا می‌تواند، عاملی در اعمال ملاحظات مربوط به محدودیت‌های جسمی و معلولیت افراد متهم باشد. اگرچه اغلب، سازمان‌هایی مانند آگاهی و.. بوجود آمده‌اند که وظایف آنها تحت فشار قرار دادن متهم از نظر روحی و جسمی می‌باشد، اما در تمامی قوانین داخلی و بین‌المللی این چنین اعمالی نفی می‌گردد، به عبارتی تمامی قضات و قانونگذاران از وجود چنین سازمانهایی آگاهی دارند و اغلب نیز از این اهرم برای گرفتن اعتراف استفاده می‌کنند، با این وجود همواره سعی شده است که چنین رفتار‌های ناقض حقوق بشری را به نوعی در پروسه محاکمه افراد متهم حفظ کنند. حضور دائمی وکیل و یا نماینده دادگستری به همراه افراد متهم، از حین بازداشت تا رسیدگی، می‌تواند تضمین‌کننده محاکمه عادلانه و پیشگیری از هر گونه آسیب ناشی از شکنجه و اعمال ناقض حقوق بشر، بخصوص نسبت به افراد معلول با محدودیت‌های جسمی و روحی گردد. در ادامه فارغ از باید‌ها و نباید‌های حقوق متهم و به شکل خاص حقوق افراد متهم معلول، قصد بر این است که قوانین حمایتی از رفتار‌های ظالمانه و شکنجه افراد متهم و معلول از دید قوانین بین‌المللی و داخلی مورد ارزیابی قرار گیرد.
ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیر‌آمیز در قوانین بین‌المللی
حق رهایی از شکنجه یکی از اصول بنیادین حقوق بشر است و توسل به آن در اسناد بین‌المللی و مقررات داخلی به صراحت منع شده است.
ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر این‌گونه اعلام کرده است که:
«هیچ‌کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد. »
ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده ۶ مجموعه اصول حمایت از کلیه افراد بازداشت شده یا زندانی نیز با عبارت‌هایی مشابه، بر ممنوعیت شکنجه تصریح کرده است.
کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق آزادی‌های اساسی بشر نیز در ماده ۳ به صراحت آن را منع کرده است. علاوه بر اسناد فوق، مجمع عمومی سازمان ملل کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات‌های بیرحمانه، غیرانسانی یا ترذیلی را در سال ۱۹۸۴ به تصویب رسانده است و کنوانسیون در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ به اجرا گذاشته شد. [۱۰۳] ماده یک کنوانسیون در مقام ارائه تعریفی کامل از شکنجه این‌گونه مقرر کرده است:
«شکنجه عبارت است از ایراد عمدی هرگونه درد و یا رنج شدید بدنی یا روحی به یک شخص از جانب مأمور رسمی دولت و یا کسی که در سمتی رسمی عمل می‌کند و یا به تحریک و یا اجازه و یا سکوت او به منظور اخذ اطلاعات و یا اقرار از شخص و یا شخص ثالث، مجازات وی از بابت عملی که وی و یا شخص ثالث مرتکب شده و یا مظنون به ارتکاب آن است، ارعاب و یا اجبار او یا شخص ثالث و یا هر دلیلی که مبتنی بر هرگونه تبعیض باشد. درد و رنجی که از مجازات‌های قانونی ناشی می‌شود و یا جزء لاینفک و یا لازمه آن‌هاست، از شمول این تعریف خارج است. [۱۰۴]»
همچنین ماده ۱۵ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، آزادی از شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را محکوم دانسته و در بند دوگانه آن آورده است که «۱- احدی مستوجب شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز نمی‌باشد. به‌ویژه احدی بدون رضایت آزادانه تحت آزمایشات علمی یا پزشکی قرار نمی‌گیرد.
‎‎‎۲- دولت‌های عضو تمامی تدابیر قانونی، اداری و قضائی و دیگر تدابیر مؤثر را در مورد افراد دارای معلولیت بر مبنای برابر با سایرین اتخاذ خواهند نمود تا از قرار گرفتن آنان در معرض شکنجه یا رفتار تحقیر‌آمیز یا غیرانسانی یا ظالمانه یا مجازات جلوگیری به عمل آید»
یکی از فجیع‌ترین تجاوزات به حیثیت و کرامت بشر، عمل شکنجه است که در نتیجه آن حیثیت و کرامت قربانیان سلب می‌شود و به توانایی آنان در ادامه حیات و فعالیت‌های عادی‌شان آسیب می‌رسد. [۱۰۵]به ویژ آنکه، افراد مورد شکنجه قرار گرفته از لحاظ توانایی‌های جسمی و روانی در شرایط مناسبی قرار نداشته باشند.
اعمال شکنجه در هیچ شرایطی، امکان‌پذیر نیست و هیچ استثنایی نمی‌پذیرد. عبارت‌بندی ماده (۷) میثاق بین‌المللی و ماده ۱۵ کنوانسیون حمایت از افراد معلول بگونه‌ای است که راه را بر هر نوع تجویز استثناء معافیت سد می‌کند. از سوی دیگر هر چند ماده ۴ میثاق اجازه تعلیق برخی از حقوق مندرج را در شرایطی که خطر عمومی استثنایی موجودیت ملت را تهدید می‌کند، می‌دهد. اما به صراحت بند دو همان ماده حق رهایی از شکنجه از جمله حقوق تعلیق‌ناپذیر و خارج از گستره معافیت مذکور است. بنابراین، دولت‌‌های «عضو» این تعهد را دارند که حتی در صورت وقوع شدیدترین ضرورت عمومی، یعنی جنگ – حق رهایی از شکنجه و دیگر سوء رفتارها را برای همه افراد جامعه حاضر در قلمرو خویش، تضمین کنند.[۱۰۶]، در تمامی مواردی که افراد متهم به شکل عام و افراد معلول به شکل خاص، بطور ناعادلانه مورد سوء رفتار و شکنجه قرار گرفته باشند، بر طبق قوانین داخلی[۱۰۷] و قوانین بین‌المللی[۱۰۸]، باید جبران خسارت گردند و حقوق آنها رعایت گردد، به عبارتی علاوه بر تعقیب و مجازات مرتکبان شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، قربانی شکنجه یا رفتارهای غیرانسانی، مستحق جبران خسارت خواهد بود. حق رهایی از شکنجه البته یک قانون داخلی نبوده و همواره نهاد‌ها و سازمانهای بین‌المللی دیده بان این حقوق می‌باشند. در حین وقوع جنگ‌ها بین ملتها و دولتها نیز همواره این قوانین طبیعی و ذاتی اقتضا می‌کند که افراد آسیب‌دیده از این جنگ‌ها جبران خسارت گردند و حقوق آنها به عنوان اسیر در درجه اول و آسیب دیده در درجه دوم بر طبق موازین بین‌المللی رعایت گردد، همان‌گونه که در بخش‌های قبلی نیز حقوق افراد متهم و یا زندانی و یا بازداشت شده در کشورهای دیگر را بر شمردیم.
رهایی از شکنجه، حقی است که گستره آن، کلیه افراد بشر را فارغ از هرگونه تبعیضی در برمی‌گیرد. برخورداری از این حق درباره افراد محروم از آزادی – از جمله متهمان – دارای اهمیت خاص است. کلیه مأموران و مقاماتی که وظیفه آنها کنترل و نگهداری از افراد بازداشت شده است، حق اعمال شکنجه نسبت به آنها را ندارند و به موجب بند (۳) ماده ۲ کنوانسیون منع شکنجه دستور افسر و یا مقام دولتی مافوق نمی‌تواند مستمسکی برای توجیه شکنجه قرار گیرد.
شکنجه و رفتار ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیر آمیز، در عمل می‌تواند مصادیق متعدد اعم از جسمی و روحی، مستقیم و غیرمستقیم داشته باشد. [۱۰۹] ولی نقطه اشتراک تمامی مصادیق آن در این نکته است که اعمال آن از طرف مأموران دولت یا صاحبان مقام رسمی و عمومی در ضمن انجام وظیفه یا به مناسبت شغل خود به قصد گرفتن اقرار از متهم صورت می‌گیرد. [۱۱۰] حال آنکه ماده ۱۰ کنوانسیون منع شکنجه در بند اول خود ابراز کرده است که «هر کشور عضو کنوانسیون مراقبت به عمل خواهد آورد تا آموزش و اطلاعات مربوط به ممنوعیت شکنجه به طور کامل در برنامه آموزشی نیروهای مجری قانون، اعم از نظامی یا غیرنظامی، کارکنان پزشکی، ماموران دولتی و اشخاص دیگر که ممکن است دست‌اندرکار بازداشت، بازجویی یا برخورد با فرد دستگیر و بازداشت شده یا زندانی باشند، گنجانده شود» این درحالی است که متهم در حین دادرسی می‌تواند، بر اجباری بودن اقرار پافشاری کرده و حتی بخاطر آسیب‌های ناشی از شکنجه اقامه دعوی کند.
نتیجه طبیعی منع شکنجه بی‌اثر بودن داده‌های حاصل از آن می‌باشد. اقراری صحیح و مثبت مجرمیت است که مقر، به صورت ارادی با طیب نفس و بدون اعمال هرگونه فشار ابراز نماید.
کنوانسیون منع شکنجه در ماده ۱۵ مقرر می‌دارد: «دولت‌‌های عضو این کنوانسیون باید تضمین نمایند که اظهاراتی که حاصل از شکنجه‌اند، در هیچ رسیدگی قانونی به عنوان دلیل مورد استناد قرار نگیرد مگر علیه شخص متهم به ارتکاب شکنجه»، از این رو شکنجه افراد متهم به هر دلیلی از نظر قوانین بین‌المللی رد شده می‌باشد که قوی‌ترین اصل، شاهد بر این حقوق طبیعی افراد متهم، مبنی بر رهایی از شکنجه و بدرفتاری در حین بازداشت و قبل از محاکمه، پرهیز قانون‌گذاران داخلی و بین‌المللی از بکار‌گیری کلمه و مفهوم «شکنجه» می‌باشد، زیرا در صورتی که شکنجه به عنوان بخشی از فرایند قضائی و محاکمه مطرح بود، قانون می‌توانست بر آن پافشاری کند، طبیعتا افراد معلول و افرادی که به نوعی با محدودیت‌های جسمی و روانی روبه‌رو هستند، بیش‌ترین مشمولان حمایت در مقابل شکنجه و هرگونه رفتار ظالمانه هستند که تحت هیچ عنوانی مشمول شکنجه، هم از بابت حقوق انسانی و هم بخاطر محدودیت‌های خود نمی‌باشند، از طرفی این قشر برای حفظ حقوق برابر خود نیز نیازمند، حمایت از زمان بازداشت[۱۱۱] از طریق اطلاع به وکیل و یا قیم آنها می‌باشند تا شرایط جسمی آنها و پرونده پزشکی و سلامتی آنها در اختیار ضابطین و در صورت لزوم دادسرا و بازپرس قرار گیرد، اگرچه جبران خسارت در صورت بروز هرگونه اقدام ناعادلانه علیه این قشر به شکل جبران مالی و کاهش مدت و شدت جرم[۱۱۲] در صورت محکومیت وجود دارد. اما مبحثی که در مورد افراد معلول وجود دارد، خطرات جسمی و روانی است که در صورت بی‌توجهی به آن می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد، به عبارتی با توجه به دلایلی که در بالا آورده شد، شکنجه در مفهوم، کلی می‌تواند، شامل تمامی نمود‌های رفتار ظالمانه و غیرانسانی تلقی گردد که می‌تواند جان و روان یک فرد متهم را تحت فشار قرار داده و یا باعث آسیب‌های جسمی و روانی برای افراد خاص گردد، بنابراین برای بررسی بیشتر، حقوق متهم و متهم معلول در مواجهه با تمامی نماد‌های شکنجه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
حق برخورداری از شرایط و رفتار انسانی در طول بازداشت:
اساسا فرد متهم اعم از معلول و غیرمعلول در زمان بازداشت، مشمول مجازات نیستند و هر چند بنابر فلسفه حمایت از جامعه غالبا قانون اجازه سلب آزادی متهم را با قید ضمانت بر رفتار محترمانه و انسانی با فرد متهم را داده است و نیز در صورت نقض حقوق این افراد مشمول جبران خسارت می‌گردند.

نظر دهید »
فایل شماره 8335
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

زیرا عنوانی که برای ولایت ثابت می‌شود، عبارت است از عنوان اَب (پدری) و مادر به صرف تغییر جنس پدر نمی‌شود. زیرا پدر کسی است که از نطفه او فرزند بوجود آمده باشد و این عنوان بر کسی که فرزند را در شکم خود حمل کرده و سپس به دنیا آورده صدق نمی‌کند. و حتی می‌توان ادعا کرد که پس از تغییر جنسیت مادر باز هم به وی مادر فرزندانش گفته می‌شود و دلیل بر این مدعا علاوه بر عرف این است که او بچه را حامله بوده است و با صدق عنوان مادر بر او عنوان پدر صدق نخواهد کرد زیرا این دو با هم اجتماع نمی‌کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بنا بر این همانطور که قبلاً ذکر شد، عنوان پدر بودن و مادر بودن از عناوین خاص است که با تغییر جنسیت این عناوین از بین نمی‌رود بلکه همچنان باقی است.
امام خمینی در این زمینه می‌فرمایند: (لو تغیر جنس المرأه لا بثت لها الولایه علی الصغار، فولایتهم للجد للأب و مع فقده للحاکم) (همان، ج۴، ص۴۸۰، م۶)
اگر جنس مادر (به مرد) تغییر پیدا کند، برای او ولایت بر کودکان ثابت نمی‌شود، بلکه ولایت کودکان برای جد پدری است و اگر جد پدری نداشت به عهده حاکم شرع است.
این مطلب به نوعی در قانون مدنی ایران مورد تایید قرار گرفته است.
در ماده ۱۱۸۱ آمده است: (هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند) و در ماده ۱۱۸۲ آمده است:
(هرگاه طفل هم پدر وهم جد پدری داشته باشد و یکی از آنهامحجور یا به علتی ممنوع از تصرف در اموال مولی علیه گردد، ولایت قانونی او ساقط می‌شود)
بنابراین به صرف تغییر جنسیت مادر به پدر نمی‌توان قائل به حدوث ولایت برای پدر جدید شد.
حالت دوم: تغییر جنسیت پدر به زن
هر گاه مردی که ولی است با تغییر جنسیت به زن تبدیل شود آیا همچنان ولایت بر فرزندان نابالغ خود دارد یا نه؟ در این مورد ۲ نظریه مطرح است.
در این حالت یک نظر این است که ولایت این فرد بر فرزندان نابالغش با تغییر جنسیت ساقط می‌شود.
همچنان که امام خمینی و سید محمد صدر در این زمینه این نظریه را دارند و معتقدند:
(هر گاه جنس مرد، به زن تغییر یابد، ولایت او بر فرزندان نابالغش ساقط می‌گردد) (همان، ص ۴۸۰، م ۶ و صدر، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص ۱۳۸)
دلیل این دیدگاه این است که ملاک ولایت دو چیز است: مرد بودن و پدر یا جد بودن.
بنابراین ولایت بر عنوان پدر مترتب است و بعد از تغییر جنسیت دیگر این عنوان بر این فرد صدق نمی‌کند و همچنین ولایت به پدر اختصاص دارد اما به این شرط که ویژگی مردانگی (رجولیت) و عنوان آن برای او باقی بماند. اما با تغییر جنسیت، این صفت از بین رفته پس ولایت او بر کودکانش ساقط است. بنا بر این وقتی موضوع ولایت به عنوان (اَب) یا (جد) در مرد است و با تغییر جنسیت، موضوع از بین رفته است ولایت نیز ساقط می‌شود.(مؤمن قمی، همان، ص۱۳۵)
اما می‌توان نسبت به هر دو دلیل اشکال وارد کرد و مردود دانست.
به خاطر اینکه معیار صدق (پدر) صرف ریختن منی در رحم مادر بچه و بودن نطفه از منی او می‌باشد که این با تغییر جنسیت تغییری نمی‌کند. زیرا بعد از تغییر جنسیت هم این شخص، همان است. و لذا عنوان پدر در حال حاضر نیز حقیقتاً بر او صدق می‌کند. و اگر فرزند این زن بگوید (پدر من همین زن است جز اینکه وی پیش از این مرد بوده و اکنون زن شده) سخن او درست است و هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند.
بنا بر این عنوان پدر در حال حاضر بر این شخص صدق می‌کند، از باب صدق مشتق بر کسی که به مصدر این مشتق پیش از این متصف بوده است.به عنوان مثال، اگر مردی با همسرش مجامعت کند و سپس مرد برای ابد غایب شود و فرزندی بوجود آید شکی نیست که آن مرد، پدر فرزند محسوب می‌شود در حالی که نقشی نداشته مگر نطفه‌ای که در رحم مادر بچه قرار گرفته و همین مقدار برای عنوان اب (پدری) کافی است. حتی اگر جنسیت او تغییر یابد.
همچنین مردود بودن دلیل دوم به این خاطر است که می‌توان اختصاص ولایت به حالت مردانگی را منع کرد و در نهایت وقتی که پدر به زن تغییر جنسیت دهد و دلیلی از دلایل ثبوت ولایت پدر، برای اثبات ولایت بر این فرد نداشته باشیم می‌توانیم بگوییم دلیلی نیز برای سقوط ولایت این فرد نداریم.
پس همانطور که دلیلی بر اثبات ولایت این فرد نداریم دلیلی بر سقوط ولایت نیز نداریم. (مؤمن قمی، همان، ص ۱۰۵)
نظریه دوم: در صورتی که جنسیت پدر تغییر کند و به زن تبدیل شود ولایت او بر فرزندانش همچنان باقی می‌ماند زیرا با تغییر جنسیت و از بین رفتن مردانگی با توجه به اینکه موضوع، همین شخص است می‌توان بقای ولایت او را با استحصاب ثابت کرد. چرا که ولایت برای پدر است و پدر کسی است که در زندگی زناشویی، فرزند از نطفه او بوجود آمده است و بقای ولایت به وسیله استحصاب قابل اثبات است. چون بدیهی است این شخص همان کسی است که ولایت بر کودکانش برای او قبلاً ثابت بوده و الان استحصاب می‌گردد. (خرازی، همان،ص ۱۲۷)
قائل شدن به نظریه‌ای که ولایت را حتی بعد از تغییر جنسیت برای پدر باقی می‌داند به صواب نزدیکتر است. اما در مورد ثبوت ولایت برای مادر بعد از تغییر جنسیت و تبدیل به مرد شدن، نمی‌توان قائل به چنین چیزی شد.
۳-۳-۸ تغییر جنسیت ومسأله نفقه فرزندان
آنچه که از کلام فقها و حقوقدانان فهمیده می‌شود، نفقه عبارت است از «چیزی که برای گذران زندگی لازم و مورد نیاز است.» (صفایی،امامی،۱۳۸۰،ج۲،ص۱۹۱)
دو نوع نفقه در رابطه با ارقاب متصور است، یکی نفقه زوجه و دیگری نفقۀ اولاد و اقربا.
در مورد نفقه زوجه بعد از تغییر جنسیت، باید گفت بواسطۀ انح
لال نکاح نفقه هم که یکی از آثار عقد نکاح می‌باشد خود به خود از بین می‌رود.اما مسئله نفقۀ اولاد و اقرباء می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد. قانون مدنی به موجب موارد ۱۱۹۹و ۱۲۰۰پرداخت نفقه اولاد را بر عهدۀ پدر گذاشته و مقرر کرده نفقه ابوین هم با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدۀ اولاد و الاود الاود است.
حال هرگاه مردی که صاحب الاود واقربایی است که استحاق نفقه دارند با تغییر جنسیت و تبدیل شدن به زن، آیا در جنسیت جدید باز هم در صورت توانایی مالی مکلف به پرداخت نفقۀ افراد مذکور می‌باشد یا نه؟ در این مورد ۲ احتمال وجود دارد:
احتمال اول:تغییر جنسیت مرد به زن موجب سقوط تمام تکالیفی است که برای جنسیت سابق وضع شده، با این حساب الزام به پرداخت نفقه با تغییر جنسیت کلا منتفی است.(صدر، همان ،ج۶،ص ۱۳۸)
در توجیه این احتمال می‌توان می‌گفت اموری از قبیل ولایت ووجوب انفاق بنابر روایات ابتدا از تکالیف پدر و الاود ذکور می‌باشدو هرگاه رجولیت افراد مذکور بواسطۀ تغییر جنسیت از بین برود، تکالیف سابق من جمله الزام به انفاق هم از بین می‌رود.
استناد به روایات:قال حریز:قلت لا بی عبدالله(ع) من الذی اجبر علیه و تلز منی نفقه:فقال :الوالدان و الولد والزجه
حریز می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم:من ملزم به پرداخت نفقه چه کسانی هستم،فرمودند: پدر ومادر،فرزند و زوجه‌ات.
قال محمد بن مسلم: قلت لابی عبدالله من یلزم الرجل من قرابته ممن ینفق علیه ،قال:الوالدان و الولد و الزوجه
به امام صادق (ع) عرض کردم مرد ازمیان اقرباء ملزم به انفاق چه کسانی است؟ فرمودند:پدرو مادر، فرزند و همسر(حرعاملی،۱۴۱۹ق،ج۲۱،ص۵۲۵،باب ۱۱ از باب نفقه ح۳ و۵)
در روایات مذکور لفظ الرجل بکار رفته که دلالت بر تأیید ادعای ذکر شده دارد. بنابراین هرگاه صفت رجولیت وجود نداشته باشد و یا به هر علتی از بین برود، الزام به انفاق هم ساقط می‌شود.علاوه برآن می‌توان گفت در مورد زن فعلی عنوان پدر صادق نیست تا به واسطۀ صدق این عنوان او را ملزم به پرداخت نفقه فرزند کرد.
بنابراین زن فعلی ملزم به انفاق الاود و اقرباء نمی‌باشد. بلکه با وجود جد پدری او، و در غیر این صورت مادر فرزندان و به همین ترتیب الاقرب فالاقرب می‌کنیم. (صدر، همان، ص ۱۳۸)
احتمال دوم:
تغییر جنسیت مرد به زن تأثیری در سقوط نفقه الاود و اقرباء ندارد.۲ دلیل برای این احتمال وجود دارد:
دلیل اول: لفظ الرجل مذکور در روایات ابواب نفقه دلالت بر شرط بودن رجولیت برای الزام شدن به انفاق نمی‌کند. چرا که روایاتی وجود دارد که می‌فرماید در صورت فقدان پدر و جدپدری یا عدم استطاعت مالی ایشان نفقۀ اولاد بر عهدۀ مادر و حتی جدّۀ مادری است. پس با این حساب لفظ الرجل وارده در روایات بیانگر انحصار وجوب نفقه در مردان نیست اگرچه ابتدا پرداخت نفقه الاود بر مرد واجب است نه زن.
دلیل دوم: می‌توان گفت فرد فعلی گرچه حالا زن است، ولی هنوز هم عنوان پدر بر او صادق است زیرا برای صدق این عنوان صرف تولد طفل از نطفۀ مرد کفایت می‌کند. در واقع از باب صدق مشتق بر کسی که به مصدر اشتقاق متصف بوده است. بنابراین از آنجاییکه الاود منصوب به زن فعلی است و از طرفی هم ظاهراً فلسفه الزام به پرداخت نفقه تأمین نیازهای مادی اولاد و والدین است و مرد بودن هم خصوصیتی ندارد، چرا که در مواردی که بیان شد زن هم ملزم به انفاق می‌شود. در صورتیکه زن فعلی استطاعت مالی داشته باشد وجوب پرداخت نفقه کماکان استمرار می‌یابد و وی موظف به پرداخت نفقه اولاد و اقرباء خود است.(صدر، همان، ص۱۳۹)
۳-۳-۹ تغییر جنسیت و مسأله نکاح با محارم نسبی
۳-۳-۹-۱ تغییر جنسیت مادر به مرد و مسأله نکاح با دختران
هرگاه مادر بواسطه تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود، آیا مرد فعلی می‌تواند با دخترانش که سابقاً از او متولد شده‌اند ازدواج کند؟ قدر متیقن از آنچه که عرف دلالت بر آن می‌کند این است که این دختر هنوز هم اولاد این فرد محسوب می‌شود و موضوع حرمت که ازدواج با دختر باشد بعد از تغییر جنسیت مادر و تبدیل شدن او به مرد بازهم صادق است.
بنابراین طبق ضرورت دین ازدواج با دختر حرام است. و عموم آیه شریفه « حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ …» (حرام شد برای شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر …) (نساء، آیه ۲۳)
مورد فعلی را نیز تحت عمومیت خود قرار می‌دهد و عرف بر صدق عنوان ولدیت دختران صحه می‌گذارد. علاوه بر این از طریق استصحاب هم می‌توان قائل به پایداری رابطه والدیت و ولدیت مرد فعلی و دختران او شد. در نتیجه ازدواج مرد فعلی با دخترانش حرام است.
در اشکال به این دلیل گفته شده این آیه از این مورد منصرف است یعنی از آیه شریفه حکم حرمت ازدواج دختران با مرد فعلی را نمی‌توان فهمید.
ولی به این اشکال پاسخ داده شده که این انصراف بدوی است و نه ظهوری پس اعتبار ندارد بنابراین عنوان «بناتکم» مذکور در آیه، به عموم خود، شامل مرد فعلی نیز می‌شود. علاوه بر آن از ظاهر کلمات بکار رفته در آیه بوضوح می‌توان فهمید که رمز حرمت و ملاک آن دختر بودن است و این خود قرینه اراده عموم از کلمه بناتکم است. و ضمیر مخاطب «کُم» در بناتکم شامل مرد جدید نیز می‌شود و هیچ شکی نیست که این دختران فرزندان مرد فعلی هستند هرچند بگوئیم مرد فعلی مادر سابق است. بعلاوه تنقیح مناط قطعی نیز در این مورد وجود دارد و ازدواج با اولاد را نمی‌توان تجویز کرد. (خرازی، همان، ص۱۳۷و۱۳۸
)
سؤال دیگری که در این زمینه مطرح است، نگاه کردن مادر تغییر جنسیت داده به دخترانش است. آیا نگاه کردن او جایز است؟ یعنی هنوز رابطه محرمیت برقرار است یا خیر؟ در این رابطه ۲ نظر وجود دارد.
نظر اول: اینکه: پس از تغییر جنسیت و تبدیل شدن او به مرد، نگاه کردن او به دخترانش جایز است به این دلیل که بین حرام بودن نکاح و جایز بودن نگاه کردن در محرمهای نسبی ملازمه وجود دارد.
به این معنا که هرگاه بواسطه وجود قرابت نسبی قائل به حرمت نکاح میان دو نفر شویم بالملازمه نگاه کردن ایشان به بدن یکدیگر به استثنای عورتین جایز است. دلیل دیگر اینکه چون قبل از تغییر جنسیت طرفین قطعاً به یکدیگر محرم بوده‌اند و حال بعد از تغییر جنسیت مادر شک می‌کنیم که محرمیت سابق ادامه دارد یا زائل شده؟ با استصحاب محرمیت، می‌توان حکم به جواز نگاه کردن داد.
البته در صورتی که قبل از این تغییر، دختران متولد شده باشند که در اینجا موضوع به حال خود باقی است زیرا شخص مادر و دختران (بعد از تغییر جنسیت مادر) باقی هستند. و این استصحاب زمانی صحیح است که زن و مرد بودن را از احوال بدانیم نه از خصوصیات. چنانکه مؤید این مطلب آن است که هرگاه مملوکی را با عنوان اینکه زن است بفروشند و سپس خلاف آن کشف شود که مملوک مرد بوده است. بیع در اینجا باطل نیست بلکه محکوم به خیار است. زیرا در این مورد از قبیل تخلف وصف است. برخلاف موردی که مثلاً حیوانی بعنوان اسب فروخته شود و بعد کاشف بعمل آید که حیوان شتر بوده که بیع باطل است. (خرازی، همان، ص۱۳۹)
نظر دوم: پس از تغییر جنسیت مادر به مرد نگاه کردن او به دخترانش جایز نیست. (مؤمن قمی، ۱۳۷۵، ص۱۰۹)
دلیل این نظریه این است که پس از تغییر جنسیت مادر و تبدیل شدن به مرد، مرد فعلی پدر فرزندانش محسوب نمی‌شود. بنابراین عموم آیه « وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ …» (زینت و جمال خود را آشکار نسازید جز برای شوهران خود و پدران … و زنان مسلمان خود … ) (نور، آیه ۳۱) شامل مرد فعلی نمی‌شود.

نظر دهید »
فایل شماره 8334
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

میوپاتی Bethlem

VII

رشته های آویزان کننده در محل اتصال درم و اپیدرم

اپیدرمولیزیس بولوزای دیستروفیک

IX

غضروف، دیسکهای بین مهره ای

دیسپلازی های متعدد اپی فیزیال

XVII

کلاژن سراسر غشایی در سلول های اپیدرمال

اپیدرمولیزیس بولوزای خوش خیم منتشر اتروفیک

XV و XVIII

کلاژن های تشکیل دهنده اندوستاتین ،‌سلول های اندوتلیال

سندرم Knobloch(کلاژن نوع XVIII)

کلاژن ها از یک مارپیچ سه گانه متشکل از سه زنجیره پلی پپتید آلفا تشکیل می شوند که دارای توالی تکراری gly-x-y هستند در حال حاضر ۲۷ نوع مختلف کلاژن توسط ۴۱ ژن رمزگشایی می شوند که در حداقل ۴ کروموزوم پراکنده هستند. (جدول ۲-۲) انواع III,II,I XI,V, کلاژن های بینابینی یا رشته ای هستند و فراوان ترین انواع را تشکیل می دهند. نوع IV غیر رشته ای (بجای رشته تشکیل صفحه می دهد) و همراه با لامینین جزء اصلی BM را تشکیل می دهد. دیگر کلاژن ها ممکن است تشکیل شبکه توری شکل دهند و می توانند به عنوان لنگرگاهی در محل اتصال اپیدرم و درم، غضروف، و دیواره رگ های خونی عمل کنند.
کلاژن رشته ای از پروکلاژن ساخته می شود؛ پروکلاژن یک مولکول پیش ساز است و از پره پروکلاژن مشتق می شود که از ژن های کلاژن رونویسی می گردد.پس از هیدروکسیلاسیون بقایای پرولین ولیزین و گلیکوزیلاسیون لیزین، سه زنجیره پروکلاژن به ترتیبی قرار می گیرند که مارپیچ سه گانه را می سازند(شکل ۲-۵). پروکلاژن از سلول ترشح می شود و توسط پروتئازها شکسته می شود تا واحد پایه رشته ها را تشکیل دهد. تشکیل کلاژن رشته ای با اکسیداسیون بقایای لیزین و هیدروکسی لیزین خاص توسط یک آنزیم خارج سلولی به نام لیزیل اکسیداز همراه است. این اتفاق سبب اتصال متقاطع بین زنجیره های مولکول های مجاور، و لذا پایداری این ساختمان می گردد، که از ویژگی های کلاژن است. اتصال متقاطع ، مسئول اصلی قدرت کششی کلاژن است. ویتامین C برای هیدروکسیلاسیون پروکلاژن لازم است، این نیاز التیام ناکافی زخم در اسکوروی‌(Scurvy) را توضیح می دهد. اختلالات ژنتیکی در تولید کلاژن موجب بسیاری از سندرم های ارثی می شود، از جمله اشکال مختلف سندرم اهلر ـ‌دانلوس و استئوژنز ایمپرفکتا.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

شکل ۲- ۵ مراحل کلاژن سازی
الاستین، فیبریلین و رشته های الاستیک :
بافت هایی همچون رگ های خونی، پوست، رحم و شش برای عملکرد خود نیاز به انعطاف پذیری دارند. اگرچه قدرت کششی توسط پروتئین های خانواده کلاژن تامین می شود، اما توانایی این بافتها در بازگشت به حالت اول به وسیله رشته های الاستیک به وجود می آید. این رشته ها می توانند چندین برابر طول خود کشیده شوند و پس از رفع کشش به اندازه ابتدایی خود بازگردند. از نظر ریخت شناسی، رشته های الاستیک از یک هسته مرکزی متشکل از الاستین که توسط یک شبکه محیطی از میکروفیبریل ها احاطه شده است، تشکیل می گردد. مقادیر قابل توجهی الاستین در دیواره رگ های خونی بزرگ مانند آئورت، و در رحم، پوست و لیگامان ها وجود دارند. شبکه میکروفیبریلی محیطی که هسته را احاطه می کند عمدتا از فیبریلین، یک گلیکوپروتئین مترشحه ۳۵۰ کیلو دالتونی تشکیل می شود که یا به تنهایی یا همراه بادیگر اجزاء ECM وجود دارد. میکروفیبریل ها به عنوان چارچوبی برای رسوب الاستین و قرار گیری رشته های الاستیک عمل می کنند. اختلالات ارثی در فییبریلین سبب تشکیل رشته های غیرطبیعی الاستیک در یک بیماری خانوادگی نسبتا شایع به نام سندرم مارفان می شود که با تغییرات دستگاه قلبی عروقی(دیسکسیون آئورت) و دستگاه اسکلتی همراه است. (۱۳)

تاریخچه لیزر

اولین بار نظریه گسیل القایی (نشر برانگیخته و تقویت نور) در سال ۱۹۱۷ توسط Albert Ainshtan «آلبرت اینشتن» پیشنهاد گردید که همین تئوری بعدها پایه و اساس لیزر قرار گرفت. Laser مخفف عبارت Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation به معنای تقویت نور بوسیله گسل القایی تابش می باشد . در سال Maiman 1960 اولین دستگاه لیزر را با بهره گرفتن از کریستال یاقوت ساخت پس از مدت کوتاهی در سال ۱۹۶۰ پروفسور علی جوان دانشمند پرافتخار ایرانی کارآیی تحریک الکترونی را برای فعال کردن گازها کشف کرد این تحقیقات منجر به ایجاد لیزر هلیوم- نئون گردید که اولین لیزر گازی در ناحیه مادون قرمز و شروع و اساس لیزرهای گازی بود. (۱۴)
تحقیقات اولیه استفاده از لیزر در دندانپزشکی بر روی بافت‌های سخت دندانی بود. در ابتدا چنین تصور می‌شد که می‌توان از لیزر به عنوان فرز یا متّه دندانپزشکی «Drill» و هندپیس جهت تراش دندان، برداشتن مینا، عاج، پوسیدگی‌های دندان و ایجاد حفره در دندان استفاده نمود ولی نتایج حاصل چندان امیدوار کننده نبود، چون اگر لیزر بتواند مینا و عاج دندان را که بافت سخت است بتراشد و بردارد مطمئناً آسیب‌های حرارتی در پالپ دندان و بافت‌های پریودنتال خواهد داشت.
اگر چه لیزر در پزشکی و جراحی دهان در ارتباط با بافت‌های نرم توانسته جای چاقوی جراحی با بیستوری «Scalpel» را بگیرد و سازمان غذا و داروی امریکا «FDA» (Food and Drug Administration) در ۱۰ مه ۱۹۹۰ کاربرد لیزرها در بافت‌های نرم دهان را مورد موافقت قرار داد و اعلام نمود که از لیزرها می‌توان در برخی از اعمال کلینیکی دندانپزشکی در بافت نرم مانند ژنژیوکتومی، ژنژیوپلاستی، بیوپسی، جراحی و برداشتن ضایعات نسج نرم استفاده نمود. ولی هنوز سازمان غذا و داروی امریکا «FDA» و جامعه دندانپزشکی امریکا (Food and Drug Administration) استفاده از لیزرها در بافت سخت و کلسیفیه دندانی که اثرات حرارتی دارند اجازه نداده است و تحقیقان در این باره ادامه دارد. (۱۵و ۱۴)
فیزیک لیزر
در یک اتم به حالت آزاد و خنثی، هسته از پروتون‌ها و نوترون ها تشکیل شده است و الکترون ها به تعداد مساوی با پروتون ها، هسته را احاطه کرده‌اند. الکترون ها در سطوح انرژی مختلفی قرار دارند و در حالت معمول تعداد الکترون های موجود در هر سطح ثابت می‌باشد. نور یا نشر تابش الکترومغناطیس زمانی تولید می‌شود که الکترون از سطح انرژی بالاتر(Ea) به سطح انرژی پایین‌تر (Eb) منتقل شود که در این صورت فرکانس فوتون تابش شده از رابطه زیر بدست می‌آید:
Ea-Eb=h.f
h ضریب ثابت پلانک(Js ۳۴-۱۰×۶۶/۶h=) و f فرکانس فوتون تابش شده می‌باشد.
انتقال الکترون به سطوح انرژی متفاوت، رنگهای متفاوتی از فوتونها را ایجاد می‌کند.(۱۵) پرتوی لیزر نیز شکل خاصی از انرژی نورانی و در واقع نوعی از انرژی الکترومغناطیس می‌باشد.
قبل از توضیح بیشتر راجع به لیزر لازم است شرحی بر بعضی از اصطلاحات فیزیکی داشته باشیم.
دو نوع نشر تابش به وسیله اتم امکان‌پذیر است: نشر خودبخودی و نشر برانگیخته.
نشر خودبخودی (Spontaneous emission): هنگامی که یک اتم برانگیخته به طور خودبخود به سطح انرژی پایین خود رود و یک فوتون نوری آزاد کند،‌نشر خودبخودی ایجاد می‌شود
نشر برانگیخته (Stimulated emission): هنگامی که یک اتم برانگیخته شده، توسط یک فوتون نوری همسان با فوتون تحریک‌کننده اولیه بمباران شود، با آزاد شدن دو فوتون نوری که دقیقاً در یک فاز می‌باشند، اتم به سطح انرژی پایین‌تر می‌رود و بدین ترتیب نشر برانگیخته ایجاد می‌شود
جذب تابش(Absorption): هنگامی که یک اتم مورد تابش فوتونی با فرکانس f قرار گیرد که فرکانس آن خیلی نزدیک به فرکانس تابش اتمی باشد: در این صورت احتمال معینی وجود دارد که اتم، فوتونهای برخوردی را جذب کرده و از سطح انرژی پایین(Eb) به سطح انرژی بالاتر(Ea) برود.
تراکم اتمی معکوس(Population inversion): یک فوتون انرژی با احتمال یکسان می‌تواند از سطح انرژی بالا(Ea) به سطح انرژی پایین(Eb) یا برعکس، تغییر مکان پیدا کند. هرگاه در یک سیستم اتمها با سطح انرژی پایین(n1) نسبت به اتمها با سطح انرژی بالا(n2) دارای تراکم اتمی بیشتری باشند(n1>n2) پدیده جذب غالب خواهد بود. برعکس اگر اتمها با سطح انرژی بالا(n2) نسبت به اتمها با سطح انرژی پایین(n1) دارای تراکم اتمی بیشتری باشند.(n2>n1) تابش برانگیخته غالب خواهد بود و پدیده تقویت (amplification) را سبب می‌شود. در این پدیده شار فوتونها در عبور از محیط افزایش می‌یابد. (شار فوتون عبارتست از تعداد فوتونها در سانتیمتر مربع). این مسئله اساس پیدایش لیزر می‌باشد. سیستمی که در آن چنین پدیده‌ای حاصل می‌شود بنام مدیوم لیزر(laser medium) و شیوه‌ای که طی آن پدیده فوق صورت می‌گیرد پمپاژ (pumpage) گویند.
دستگاه لیزر متشکل از اجزاء زیر می‌باشد:
۱- مدیوم لیزر(Laser medium)
منبع اولیه مولکولهای برانگیخته می‌باشد(۱۶). بسته به اجزاء ساختمان مدیوم، طول موجهای لیزر مشخص می‌شود(۱۷ و ۱۸ ). این محیط می‌تواند جامد (مثل لیزر Ruby)، مایع(مثل لیزر Dye)، و گاز (مثل لیزر CO2) باشد. براساس مدیوم، لیزر رنگهای متفاوتی داشته و هر یک کاربرد خاصی در علوم مختلف دارند.(۱۸)
۲- محفظه تشدید کننده (Resonator tube)
این محفظه مدیوم لیزر را دربرمی‌گیرد و انتشار فوتونها بین دو آینه موازی یکدیگر در دو انتهای آن انجام می‌گیرد که در حین انتشار، اتمهای مدیوم را تحریک می‌کنند. یکی از آینه‌ها کاملاً منعکس کننده و دیگری نیمه ترانسپرنت می‌باشد که پرتوی لیزر نهایتاً از آینه اخیر خارج و ساطع می‌شود. (۱۶ و ۱۸ و ۱۹)
۳- منبع انرژی (Power source)
منبع انرژی مدیوم لیزر را پمپاژ می‌کند و انرژی لازم برای شروع عمل را تأمین می‌کند. این منبع انرژی می‌تواند مکانیکی، شیمیایی یا نوری باشد. (۱۸)
خواص لیزر

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 247
  • 248
  • 249
  • ...
  • 250
  • ...
  • 251
  • 252
  • 253
  • ...
  • 254
  • ...
  • 255
  • 256
  • 257
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مقطع کارشناسی ارشد : نگارش پایان نامه درباره :بررسی نقش ویژگی های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8107
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد الگوی سبک زندگی زن ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی کارایی واحدهای کنسانتره در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8703
  • فایل شماره 8396
  • فایل شماره 8249
  • فایل شماره 8065
  • فایل شماره 8386
  • فایل شماره 8079

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان