روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8556
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

چهار چوب پژوهش:
چهارچوب پژوهش پنداشتی وبراساس مفهوم چاقی ، اضافه وزن وعوامل مرتبط با آن در کودکان می باشد. که در این راستا مفاهیمی چون تعریف وشیوع چاقی و اضافه وزن ،علت چاقی، عوارض چاقی، تشخیص ودرمان وروشهای پیشگیری از چاقی ، اضافه وزن وعوامل مرتبط با آن شرح داده می شود.
عدم تعادل در وزن: اضافه وزن و چاقی
مقدار معینی چربی در بدن برای حفظ حیات لازم است. این مقدار در زنان ۲۰- ۱۸درصد و در مردان ۱۵درصد وزن بدنشان می باشد. در دختران بلوغ وقتی اتفاق می افتد که میزان چربی بدن آنها جهت تولید هورمون های جنسی محلول در چربی به یک میزان خاص رسیده باشد. وجود این مقدار چربی طبیعی شناخته می شود(۱۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

Obesity واژه ای است از ریشه لاتین Obeder به معنای خیلی چاق. در واقع چاقی وضعیتی است که در آن ذخایر چربی در بدن افزایش یافته و به حدی برسد که به سلامت فرد آسیب برساند. همچنین طبق تعریف اضافه وزن[۴] شرایطی است که در آن وزن فرد از مقدار استاندارد آن بر طبق قد تجاوز کند(۱۹).
اگرچه اغلب چاقی معادل اضافه وزن در نظر گرفته می شود ولی لزومأ این طور نیست. ممکن است افرادی که بدن عضلانی دارند بدون آنکه بافت چربی اضافی داشته باشند چاق محسوب شوند و یا ممکن است ظاهر شخص چاق باشد و در عین حال وزنش در حد معمول و استاندارد باشد. با این همه دراغلب افراد٬ چاقی و اضافه وزن همسو با یکدیگرند (۲۰).
وزن کودک یکی از معیارهای پایه جهت بررسی سلامت ورشد کودک محسوب می شود.در واقع وزن مناسب کودک نشان دهنده رشد مناسب وسلامتی وی است.(۲۱) اگر چه وزن مناسب در هر سنی در کودک نشان دهنده سلامتی کودک است،ولی تغییرات آن چه به صورت کاهش وچه به صورت افزایش،نشان دهنده اختلال سلامتی است.امروزه مشخص شده افزایش وزن وچاقی به علت افزایش دریافت انرژی بیش از نیاز اتفاق می افتد که جهت سلامتی فرد خطرناک است(۷).
متاسفانه یافته های اخیر حاکی از افزایش شیوع چاقی در کودکان جهان است.طبق نظر کارشناسان سازمان جهانی بهداشت،چاقی در میان تمام کودکان جهان به عنوان یک معضل بهداشتی در حال همه گیر شدن است وباید هرچه زودتر و سریعتر ریشه های این اختلال مورد بررسی قرار گیرد.طبق آمار سازمان جهانی بهداشت[۵] تقریبأ ۱۵۵ میلیون کودک سن مدرسه در سراسرجهان دارای مشکل اضافه وزن یا چاقی می باشند. شیوع چاقی درکودکان طی دو تا سه دهه اخیربه طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است(۱۳).
امروزه مشکل چاقی از مهمترین مشکلات رشد و تغذیه کودکان و نوجوانان است. بین ۵ تا ۲۰درصد از کودکان و ۱۰ تا ۱۵درصد از نوجوانان در کشور آمریکا با مشکلات چاقی و اضافه وزن روبه رو هستند. این مساله همچنان روبه افزایش است. در ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته تعداد کودکان چاق (بین شش تا دوازده ساله) حدود ۵۴ درصد و تعداد نوجوانان چاق (سیزده تا هفده ساله) نزدیک ۳۹درصد افزایش داشته است. کوشش های انجام شده برای کاهش وزن و جلوگیری از چاقی هم به جایی نرسیده است(۲۲).
طبق آمارهای موجود ۲۲ میلیون کودک زیر ۶ سال جهان دارای اضافه وزن ومشکل چاقی می باشند. طبق نظر ویلی و وانگ[۶] شیوع چاقی در کودکان پیش دبستانی ۲۶ تا ۴۰ درصد و در نوجوانان تا ۴۵ درصد می باشد(۷).
اگر چه اطلاعات کمی در مورد میزان شیوع چاقی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران وجود دارد ولی یافته های اخیر حاکی از آن است که شیوع چاقی در کودکان دبستانی وپیش دبستانی ایرانی افزایش یافته است.اگر چه نتایج مطالعات قبلی بیانگر یک افزایش وزن ۱۶ درصدی وشیوع چاقی ۷ درصدی در کودکان ایرانی بوده است ولی تحقیقات اخیر بیانگر این مساله است که میزان افزایش وزن در کودکان پیش دبستانی ایرانی تا ۸/۱۴ درصد وشیوع چاقی در آنان تا ۸ درصد افزایش یافته است.لذا افزایش ناگهانی میزان اضافه وزن وچاقی در کودکان ونوجوانان به یک مشکل بهداشت عمومی تبدیل شده است(۲۳).
همچنین تحقیقات نشان می دهد که چاقی دوران کودکی مقدمه ای برای چاقی دوران بزرگسالی محسوب می شود. وانگ (۲۰۰۴) هم مطرح می کند که چاقی دوران کودکی و نوجوانی یکی از عوامل مهم ایجاد چاقی در بزرگسالی محسوب می شود بطوری که چاقی بعد از سن سه سالگی قویا با چاقی دوران بزرگسالی ارتباط دارد(۱۱).
ایرانزاد (۱۳۸۱)هم در این راستا مطرح می کند که افزایش بیش از اندازه وزن در ۶ ماهه اول زندگی با چاقی در سنین ۶ تا ۸ سالگی ارتباط دارد.بنابراین به نظر می رسد که چاقی در سالهای بعدی زندگی بیشتر به اضافه وزن وچاقی دوران کودکی مربوط می شود و اغلب کودکان چاق ، در سالهای بعدی زندگی افراد چاقی خواهند بود(۲۱).
اما نکته دیگر اینکه چاقی دوران کودکی نه تنها با افزایش وزن وچاقی دوران بزرگسالی مرتبط است ، بلکه مشکلات جسمی فراوانی راهم جهت بزرگسالان در پی دارد.چاقی یک مشکل بهداشتی تغذیه ای محسوب شده ورابطه بین چاقی ومرگ زودرس به علت بیماری قند ، پرفشاری خون ونارسایی قلبی دربزرگسالان به خوبی تایید شده است(۵).
از آنجایی که بین چاقی دوران کودکی با افزایش احتمال چاقی دوران بزرگسالی ومشکلات جسمی ناشی از آن یک ارتباط تنگاتنگ وجود دارد، امروزه چاقی دوران کودکی بعنوان یکی از چالش های مهم سلامتی محسوب می شود(۱۱).
برای چاقی تعاریف مختلفی مطرح شده است. نلسون[۷](۲۰۰۶) افزایش تجمع چربی در بدن را تحت عنوان چاقی تعریف می کند.(۵) ایرانزاد(۱۳۸۱) هم معتقد است که چاقی به تجمع بیش از حد چربی در بافت های زیرجلدی وسایر بافت ها گفته می شود(۲۱).
در هر صورت تعاریف متداول چاقی عبارتست از افزایش مبزان چربی بدن بیش از۴۶ درصد در مردان و۴۶-۴۰ درصد در زنان نسبت به وزن بدن ، افزایش وزن ۲۰ درصد بیشتر از وزن متناسب با قد وجثه، افزایش دور کمر بیشتر از ۸۸ سانتی متر در زنان و۱۰۲ سانتی متر درمردان ودر نهایت اینکه افزایش شاخص توده بدنی بیشتر از۲۵ را افزایش وزن وبیشتر از ۳۰ را چاقی تعریف می کنند(۱۱).
اما چون دامنه قد ووزن در کودکان متفاوت است،ارائه تعریفی دقیق از چاقی کودکان دشوار است.در این مورد ویلی ووانگ (۲۰۰۳) مطرح می کنند که چون دامنه قد ووزن طبیعی در کودکان متفاوت بوده واین دامنه در سنین مختلف تغییر می کند این مسا له ارائه یک تعریف دقیق از چاقی در کودکان را با مشکل مواجهه کرده است.پس چون دامنه قد و وزن در کودکان متفاوت است واین دامنه با رشد کودک تغییر می کند بنابراین امروزه جهت تعریف چاقی از معیار شاخص توده بدن استفاده می شود. چرا که این معیار قویأ با چربی زیر جلدی وچربی کلی بدن کودک مرتبط بوده ونه تنها تعریف دقیقی از چاقی را ارائه می دهد بلکه یک معیار بسیار تخصصی دراین زمینه محسوب می شود(۱۱).
بهرمن(۲۰۰۴) هم در این راستا می نویسد که بهتر است برای تعریف چاقی از معیار شاخص توده بدنی که از تقسیم وزن(کیلوگرم) برمجذورقد(متر)بدست می آید،استفاده شود چرا که این معیار متناسب با سن کودک تغییر یافته وامکان ارائه یک تعریف دقیق از چاقی را جهت کودکان فراهم می کند.طبق این معیار اگر ضریب شاخص توده بدنی کودک بین صدک ۹۵-۸۵ باشد اضافه وزن و اگر بالاتر از صدک ۹۵ باشد چاقی مطرح می گردد(۵).
عوامل مرتبط با چاقی:
تا کنون علت مشخصی در ایجاد چاقی انسان شناخته نشده است و نمی توان عامل خاصی را موجب ایجاد چاقی در انسان دانست.چرا که عوامل متعددی در ایجاد آن دخالت دارند. ولی افزایش انرژی دریافتی از مهمترین عوامل چاقی محسوب می شود.وقتی انرژی دریافتی بیشتر از انرژی مصرف شده در بدن فرد باشد، این افزایش انرژی دریافت شده در بدن فرد به صورت چربی ذخیره شده وچاقی اتفاق می افتد(۲۳).
در این راستا شجاعی تهرانی به نقل از پارک وپارک (۱۳۸۱)هم عنوان می کند که چاقی یک مشکل بهداشتی تغذیه ای محسوب شده که علت اصلی آن دریافت زیاد انرژی است . از دیدگاه علمی همه فرضیات مربوط به چاقی به مصرف بیش از حد انرژی از راه خوراک واگذار می شود.این موضوع پایه ای معتبر برای توصیه های درمانی وپیشگیری محسوب می شود(۵).
اگر چه چاقی در اثر افزایش دریافت انرژی بیش از نیاز بدن بطور ثابت وطولانی مدت اتفاق می افتد ولی عواملی همچون اختلالات غدد داخلی،اختلالات سیستم اعصاب مرکزی،عوامل اجتماعی ومسائل ژنتیکی هم نقش مهمی در این زمینه دارند(۱۱).
بهرمن(۲۰۰۴) نیز معتقد است که علاوه بر دریافت انرژی،عوامل محیطی وژنتیکی نقش مهمی در ایجاد چاقی به عهده دارند. بیماری ها نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند بر افزایش وزن کودکان موثر باشند(۲۴).
عوامل ژنتیکی وچاقی:
ژنتیک از جمله عوامل تاثیرگذار بر ایجاد چاقی محسوب می شود. وانگ (۲۰۰۳) در مورد این تاثیر مطرح می کند که والدین چاق تاثیرمهمی در ایجاد چاقی کودکان دارند به گونه ای که میزان شیوع چاقی در کودکان دارای هر دو والد چاق ۸۰ درصد است ، در حالی که این میزان در کودکان متولد شده از والدین غیر چاق ۱۴ درصد است(۱۱).
چاقی به وفور در خانواده ها دیده می شود.نحوه توارث وزن بدن مشابه توارث قد است.ولی وراثت آن معمولا مندلی نیست وتشخیص نقش ژنها وعوامل محیطی مشکل است. اینکه فرزند خوانده ها از نظر چاقی معمولا به والدین زیستی خود شباهت پیدا می کنند ونه به والدینی که آنها را به فرزندی پذیرفته اند، دلیل محکمی بر نفوذ ژنی است(۲۵).
بسیاری از عوامل عصبی و هورمونی موجود در تنظیم وزن به شکل ژنتیکی کار می کنند.اولین پژوهش ها درباره نقش وراثت در چاقی، آن را ۶۶ تا ۸۸ درصد دانستند اما تخمین دقیق تر نقش این عامل حدود ۳۳ درصد بوده است. تعداد ژنها ، عوامل وشاخص های کروموزومی همراه فنوتیپ های چاقی مفرط حدود چیزی بیش از ۲۵۰عدد بوده اند(۲۶).
با اینکه ژنهای بسیاری در چاقی نقش دارند دو مورد از آنها بیشتر مورد توجه بوده اند:ژن Ob وadenoreceptor-3B . ژن Ob موجب شکل گیری لپتین وجهش می شود.مکانیزم مربوطه در حال مطالعه است ولی برخی دانشمندان معتقدند که نقش Ob در چاقی در آدمی ناچیز است. ژن adenoreceptor-3B که در بافت چربی قرار دارد در تنظیم RMR[8] نقش داشته و به تعدیل چربی کمک می کند.احتمالا این ژن عامل اصلی چاقی نیست وتنها در آن سهمی دارد(۲۷).
در واقع هیچ کدام از این عوامل گوناگون نمی توانند به تنهایی نقش مجزایی در چاقی داشته باشند. پیشنهاد می شود که چاقی را هتروژن وپلی ژنیک تصور کنیم که هیچ ژنی به تنهایی عامل آن شناخته نمی شود.به علاوه در حالی که ژنها به نظر آسیب پذیری در برابر چاقی را افزایش می دهند سایر عوامل باید در هنگام بروز چاقی حضور داشته باشند(۲۸).
بیماریها وچاقی:
بیماری ها نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند بر افزایش وزن کودکان موثر باشند. ایرانزاد (۱۳۸۱) در این رابطه مطرح می کند که اختلالات غدد درون ریز وضایعات سیستم اعصاب مرکزی از عوامل ایجاد کننده چاقی می باشند ولی آنها از عوامل نادر در ایجاد چاقی محسوب می شوند(۲۱).
در این رابطه جزائری (۱۳۸۲) هم مطرح می کند که اختلالات غدد درون ریز مانند کم کاری غده تیروئید وپرکاری غده فوق کلیوی در ایجاد چاقی تاثیر دارد.ولی تنها یک درصد از چاقی ها بعلت این اختلالات ایجاد می شود.وهمچنین کیست تخمدان هم بندرت موجب چاقی می شود(۴).
وانگ (۲۰۰۳) هم معتقد است که کمتر از ۵ درصد از موارد چاقی در کودکان ناشی از بیماری های زمینه ای مثل کم کاری غده تیروئید ، افزایش سطح انسولین خون ، اختلال عملکرد عصبی ناشی از سرطان ، ضربه ، عفونت وسوانح عروقی اتفاق می افتد. البته چاقی می تواند ناشی از دیستروفی های[۹] عضلانی ، فلجی ، سندرم داون[۱۰] ، اسپاینا بیفیدا[۱۱] و یا دیگر بیماریهای محدود کننده حرکتی هم ایجاد شود که در مجموع همگی از عوامل چاقی محسوب می شوند(۱۱).
افزایش سن با کاهش صرف کالری همراه است واین به دلیل ۲ درصد کاهش تدریجی در میزان متابولیسم در حال استراحت[۱۲] به ازاء هر ۱۰ سال وهمچنین کاهش میزان فعالیت های فیزیکی است(۱۸).
اصولا مقدار مشخصی چربی برای تولید هورمون های زنانه بسیار ضروری به نظر می رسد اما همین مقدار برای مردان ممکن است چربی زاید در نظر گرفته می شود(۳۰).
چاقی و بیماری زائی:
چاقی در ایجاد بسیاری از بیماری های غیرمسری اهمیت دارد در حالی که در گذشته تنها به عنوان عامل مرتبط با این بیماری بیان می شد. در سال ۱۹۹۸ ٬ انجمن قلب آمریکا اعلام کرد که چاقی از یک عامل خطر مستعد کننده به یک عامل خطر اصلی تبدیل شده است. چاقی بیماری مزمنی است که نمی توان آن را حالتی دانست که فقط موجب از بین رفتن زیبائی فرد و یا تغییر قضاوت مردم درباره شخص می شود. در افرادی که دچار چاقی عارضه دار هستند میزان مرگ و میر ۱۲ برابر می شود. به خصوص این افزایش با تجمع چربی در داخل شکم بارزتر است (۳۱).
دیابت و مقاومت به انسولین:
افزایش انسولین در خون و مقاومت به انسولین تابلوهای بالینی شایع چاقی هستند که با بالارفتن وزن افزایش می یابند و با از دست دادن وزن کاهش پیدا می کنند. مقاومت به انسولین بیشتر با چربی داخل شکمی مرتبط است تا چربی موجود در سایر نواحی بدن. سال هاست که دانشمندان به دنبال جستجوی ارتباط مولکولی بین چاقی و مقاومت به انسولین در بافت هایی نظیر چربی٬ عضله و کبد هستند. اما مکانیسم دقیق مقاومت به انسولین هنوز به طور کامل شناخته نشده است. با افزایش شدت چاقی میزان انسولین پایه افزایش می یابد که ممکن است ناشی از افزایش ترشح انسولین یا کاهش کاتابولیزه شدن آن در کبد باشد. همچنین کاهش تعداد گیرنده های انسولین در بافت ها نیز مطرح می باشد (۳۳).
چاقی همچنین عامل خطر عمده ای برای بروز دیابت محسوب می شود و قریب به ۸۰درصد بیماران مبتلا به دیابت قندی نوع ۲ چاق هستند. کاهش وزن و ورزش حتی در مقادیر اندک با افزایش حساسیت به انسولین همراه است و اغلب موجب کنترل گلوکز در افراد مبتلا به دیابت می شود (۱۱).
بیماری های قلبی- عروقی :
علت اصلی مرگ و میر در افراد چاق٬ بیماری های عروق کرونر می باشد. چاقی به خصوص نوع شکمی آن به میزان زیادی با پرفشاری خون و سکته مغزی به ویژه در افراد جوان نسبت دارد. با این حال تاثیر این فاکتور های خطر با کاهش وزن کم می شود. بعد از متعادل کردن اثر سن و استعمال دخانیات خطر انفارکتوس میوکارد اعم از کشنده و یا غیرکشنده در میان زنان با BMI>29 سه برابر احتمال بروز آن در زنان لاغر می شود. تری گلیسیرید و LDL باعث تشکیل پلاک های آترومی می شود اما افراد چاق علاوه بر آن در معرض اختلال فاکتورهای انعقادی خون نیز می گردند که احتمال بروز ترومبوز و انفارکتوس میوکارد را افزایش می دهد.
این اختلالات با کاهش وزن بهبود می یابند. هایپرتانسیون ناشی از چاقی با افزایش مقاومت عروق محیطی و برون ده قلب٬ افزایش تون سیستم سمپاتیک٬ افزایش حساسیت به نمک و احتباس نمک با واسطه انسولین همراه است(۵۰).
اختلالات تولیدمثل:
اختلالاتی که بر محور تولیدمثل تاثیر می گذارد هم در مردان و هم در زنان با چاقی همراه هستند. با افزایش بافت چربی٬ هیپوگنادیسم در مردان دیده می شود که الگوی توزیع آن نسبت به زنان تیپیک تر است. در مردانی که وزن آنها بیش از ۱۶۰درصد وزن ایده آل بدن است٬ اغلب تستوسترون پلاسما و گلوبولین متصل شونده به هرمون های جنسی کاهش یافته و سطح استروژن که از تبدیل آندروژن های آدرنال در بافت چربی تولید می شود افزایش می یابد. ممکن است ژنیکوماستی نیز دیده شود. با این وجود در اغلب این افراد ظاهر مردانه٬ لیبیدو٬ توانایی جنسی و اسپرماتوژنز سالم و دست نخورده باقی می مانند. ممکن است تستوسترون آزاد در مردان مبتلا به چاقی عارضه دار که وزن بیش از ۲۰۰درصد بالای وزن ایده آل دارند کاهش یابد.
از مدت ها پیش معلوم شده است که در زنان٬ چاقی به خصوص چاقی بالاتنه با اختلالات قاعدگی همراه است. یافته های شایع عبارت اند از افزایش تولید آندروژن٬ کاهش گلوبولین متصل شونده به هرمون های جنسی و افزایش تبدیل محیطی آندروژن به استروژن. اکثر زنان چاق که دچار اولیگومنوره هستند به سندرم تخمدان پلی کیستیک باعدم تخمک گذاری و هیپرآندروژنیسم تخمدانی مبتلا می باشد و ۴۰درصد زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک٬ چاق هستند(۲۵).

نظر دهید »
فایل شماره 8555
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • سرمایه‌گذاری مدیریت نام تجاری به‌گونه‌ای که با حفاظت از ویژگی‌های نام تجاری، هم ارزش آن را حفظ کند و هم وفاداری مشتریان را از دست ندهد.

در این راستا باید در مدیریت نام تجاری به ترتیب تمام چارچوب‌هایی را که در مدیریت یک سازمان به کار می‌بریم رعایت کرد. همان‌گونه که مدیریت سازمان ابتدا با بیان مأموریت خود مشخص می‌کند که سازمان چه رسالتی را می‌خواهد به انجام برساند و سپس اهداف مجموعه را بر اساس آن بیانیه مأموریت تعریف می‌کند و با تدوین استراتژی سعی در دستیابی به اهداف سازمان دارد، در اینجا نیز، برای نام تجاری یک بیانیه یا گزاره مأموریت بیان کرده، سپس اهداف را براساس آن تعریف می‌کنیم. در نهایت از روی آن استراتژی‌هایی را تدوین کرده، با بهره گرفتن از بازخور، کنترل می‌کنیم که تا چه حد به اهداف خود دست یافته‌ایم (بنائیان، ۱۳۹۰).

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۳-۲ برندگذارى در صنعت بانکدارى
ذات و ماهیت کالا و خدمات، هموار مورد توجه اندیشمندان بوده است. همچنین تفاوت‌هاى ذاتی خدمات با کالا سبب شده است تا برند نقش تأثیرگذارى در صنایع خدماتى ایفا نماید. چراکه یک برند قدرتمند، سبب ارتقاى اعتماد مشترى به خدمت غیرقابل مشاهده مى‌شود، او را درتجسم مزیت‌هاى ملموس و ناملموس توانمند مى‌سازد، تصور از ریسک را کاهش مى‌دهد و رابطه بلند مدت میان برند و مصرف‌کننده را به ارمغان مى‌آورد. البته برند در صنایع مختلف خدماتى، به‌گونه‌اى متفاوت ایفاى نقش مى‌کند (سید جوادین و دیگران، ۱۳۸۹). اما کاملا آشکار است که اهمیت این مقوله در صنعت خدمات مالى و بانکدارى در ایران، به واسطه تشدید جریان حرکت بانک‌ها از ساختارمدیریتى دولتى به خصوصى و حرکت صنعت، از حالتى ایستا، به صنعتى رقابتى و پویا، بیش ازپیش احساس شده است.
۲-۴ ایجاد برند موفق
ادبیات ایجاد برند در طی دهه گذشته، با تغییرات عظیمی مواجه شده است. در گذشته به برند تنها به عنوان بخشی از فرایند، طراحی محصول جدید نگریسته میشد (کاتلر، ۲۰۰۱). بنابراین نگرش نسبت به این مفهوم، به عنوان یک سری از تاکتیک‌ها )نه استراتژی ( بوده و روش‌های ایجاد آن شباهتی با یک راهبرد نداشته است. امروزه برندها به عنوان یک نقطه آغاز تمایز بین پیشنهادهای رقابتی مطرح میشوند. به طوری که در موفقیت سازمانها نقش حیاتی دارند. لذا به مدیریت برند، به، عنوان یک فرایند استراتژیک )نه تاکتیکی ( توجه می‌شود. ایجاد برند و نقش آن دائماً مورد تجدیدنظر و بازنگری بوده است. پیش از توجه و تمرکز بر برند و فرایند ایجاد آن، این مفهوم فقط به عنوان گامی‌از فرایند بازاریابی فروش، محصولات بوده است ( آکر، ۱۹۹۳ ) برند عبارتست از نشانه‌های فکری و روانی در ذهن مصرف کنندگان که به ارزش، مورد تصور از محصول یا خدمت می‌افزاید. برند، نتیجه مستقیم استراتژی تقسیم بازار و تمایز محصول است (کلر، ۲۰۰۱).
وقتی برای توسعه نام تجاری منابعی تخصیص می‌یابد، مدیران اجرایی باید بدانند که کدام مشخصه نام تجاری، رفتار مشتری را هدایت کرده و در انتها بر تولید شرکت تأثیر گذار است. در حقیقت برای موفقیت نام تجاری زیر ساخت سازمان باید از رسالت آن حمایت کند. از آنجا که ارزش نام تجاری از عوامل متعدد تشکیل شده است، کارشناسان معتقدند چیزی که همه شرکت‌ها نیاز به سرمایه گذاری در آن دارند تحقیق است. آنها باید قبل از هر کاری بدانند که شکافها و فرصتها کجا وجود دارد. امروزه که نام تجاری در حال پیشرفت مداوم است، باید اثربخشی را اندازه گیری کنیم، برداشت‌ها را جستجو کنیم، کالاها و خدمات جدید پیشنهاد دهیم و آن را با استراتژی بازاریابی همراه سازیم. که در این صورت نام تجاری به یک بازدهی مالی مستمر می‌ انجامد. ایجاد یک نام تجاری موفق با طراحی محصولات آغاز می‌شود. اما این فقط محدود به عملکرد محصول نیست، بلکه به چهره آن بستگی دارد.
در ساختن نام تجاری شخصیتی، از ترفیع به طور گسترده ای استفاده می‌شود. این موضوع از این واقعیت نشأت می‌گیرد که شخصیت برای خلق تداعی نام تجاری، بطور ویژه حایز اهمیت می‌باشد. شاید ترفیع مهم‌ترین وسیله برای تقویت نام تجاری باشد. رسانه‌ها نه تنها ساز وکاری مقرون به صرفه برای دستیابی به مخاطبان انبوه هستند، بلکه قدرت بسیار زیادی بر رفتار مشتری دارند. مطبوعات نقش بسزایی در اعلام و انتقال پیام‌های پیچیده دارند. ترفیع تلویزیونی که با صدا و تصویر همراه هستند، برای ایجاد تصویر از یک محصول بسیار ایده آل می‌باشند. مالکان نام‌های تجاری باید بیش از بیش دست به نوآوری بزنند تا بتوانند همیشه یک گام از رقبایشان جلوتر باشند.
ویژگی‌های شخصیتی افراد از طریق عوامل چند بعدی مانند رفتار، ظاهر، عقاید، افکار و ویژگی‌های جمعیت شناختی تعیین می‌شود. براساس مشاهدات، ۵ وجه شخصیتی افراد که به آنها ۵ «ویژگی بزرگ شخصیتی» گفته می‌شود عبارتند از: برون گرایی و درون گرایی، سازگاری، هوشیاری، ثبات احساسی و هیجانی. این جنبه‌های شخصیتی ممکن است به طرق مختلف کارکردهای خاصی داشته باشد و یا به دلایل مختلف ترجیحات مصرف کننده را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین استنباط می‌شود که تشخیص نام تجاری توسط مشتریان (نام تجاری که به ویژگی‌های شخصی فرد شباهت دارد) بیانگر نزدیک بودن جنبه‌های روانشناختی و ویژگی‌های شخصی افراد است. این وابستگی شخصی به نام تجاری حیات می‌بخشد و آن را در ذهن مصرف کننده فعال می‌کند.
۲-۵ ابعاد نام تجاری (برند)
وقتی مردم یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، فقط به یک ویژگی آن توجه نمی‌کنند بلکه خصیصه‌های چند‌گانه‌ای را وابسته به نوع محصول و میزان درگیری ذهنی خود در نظر می‌گیرند و با توجه به آنها تصمیم به انتخاب می‌گیرند. به‌علاوه، آنها نمی‌توانند فوراً تمامی آن صفات را در ذهن بیاورند و آنها را ارزیابی کنند بلکه فقط تعدادی از ویژگی‌های اصلی آن را در نظر می‌آورند و به ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (‌نامهای تجاری ) آنها را با توجه به بعضی از ویژگی‌های اصلی ارزیابی می‌کنند.
ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (نامهای تجاری)، همان ترتیبی است که در ذهن تولید می‌شود واین ترتیب می‌تواند در تصمیم نهایی تاثیر بگذارد. حال برای آنکه احتمال خرید محصول بیشتر شود وگزینه نام تجاری خاصی از رتبه بهتری در هنگام تولید گزینه‌ها برخوردار شود، لازم است که با بهره گرفتن از تبلیغ میزان برتری یابندگی آن نام تجاری را افزایش دهیم. یعنی با به‌کار بردن تبلیغ بتوانیم احتمال این را که نام تجاری زودتر از سایر گزینه‌ها به ذهن مصرف‌کننده خطور کند، افزایش دهیم.
ویژگیهایی را که گفتیم، در مورد محصول متفاوت از ویژگی‌های خدمات هستند. گاروین[۱۰] نشان داده ‌است که در مورد محصول ابعاد زیر در ذهن مصرف‌کننده از اهمیت بیشتری برخوردارند:
عملکرد : مثل بالاترین سرعت خودرو؛
ویژگیها : مثل اینکه خودرو دارای ضبط استریو باشد یا صندلی راحتی داشته باشد؛
قابلیت اعتماد: هر موقع که خودرو را
روشن می‌کنید، با مشکل روبرو نشوید؛
تطابق با ویژگی‌های ادعا شده: اگر ادعا کردیم که بنزین کم مصرف می‌کند، همیشه همین طور باشد؛
با دوام بودن؛
قابلیت تعمیر؛
زیبایی؛
معروفیت.
ویژگی‌هایی که از نظر مصرف‌کنندگان در مورد خدمات مهم هستند عبارتند از:
ویژگیهای قابل لمس: مثل امکانات فیزیکی، ابزارها و ظاهر کارکنانی که خدمت را ارائه می‌کنند؛
قابلیت اعتماد؛
مسئولیت پذیری؛
اطمینان بخشیدن به مشتری؛
داشتن درک متقابل واحترام به مشتری.
حال اگر بخواهیم ارزیابی کنیم که در چه صورت مصرف‌کنندگان یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، پاسخ این است که آنان معمولاً با توجه به دو بعد اساسی تصمیم می‌گیرند که این دو بعد شامل مواردی که در بالا ذکر شد، نیز می‌شوند ( چرناتونی و مکدولاند[۱۱]، ۱۹۹۸)
ارزیابی منطقی: در برگیرنده تمامی مواردی است که مشتری انتظار”کارکرد” مطلوبی از محصول دارد. مواردی مثل عملکرد (سرعت بالای خودرو)، قابلیت اعتماد (همیشه به خوبی کار کند) ومزه (مثل کوکاکولا). در حقیقت این ارزیابی در ارتباط با مباحث تصمیم‌گیری عقلایی است.
ارزیابی احساسی (یا نمایندگی): در برگیرنده تمامی مواردی است که مصرف کننده بنابر ارزیابی احساسی خود یک نام تجاری را انتخاب می‌کند و ممکن است با معیارهای عقلایی چندان سازگار نباشد.
به خوبی پیداست که هرکدام از این ابعاد، بنابر تعریف، از هم مستقل هستند و مصرف‌کننده به ندرت ممکن است فقط یکی ازاین ابعاد را به کار بگیرد. درواقع مصرف‌کننده هر نام تجاری را که جزء فهرست انتخاب خود قرار داده براساس هر کدام از این ابعاد درجه بندی می کند. این درجه‌بندی در واقع تحت تاثیر عوامل مختلفی است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به عوامل ترفیعی اشاره کرد که به دلیل نقش نیرومندی که تبلیغات در موضع‌یابی نام تجاری دارد، اثر آن را بر انتخاب یک نام تجاری تجزیه کرده، نحوه تاثیرگذاری آن را بر انتخاب یک برند بررسی می‌کنیم.
در فرایند اثرگذاری بر ذهن مصرف‌کننده، تبلیغات از برآیند تاثیر بر مؤلفه‌های زیر و اثر تعاملی که بین این دو مؤلفه ایجاد می‌شود، احتمال انتخاب یک نام تجاری یا گزینه‌هایی را که به ذهن وی خطور کرده‌، افزایش می‌دهد: (ساترلند، قربانلو، ۱۹۹۳).

  • ترتیب برانگیخته شدن گزینه‌ها یا نامهای تجاری.

درجه‌بندی هر کدام از گزینه‌ها یا نامهای تجاری بر اساس دو بعد مذکور.
در همین جاست که مصرف کننده تحت تأثیر تبلیغات، ممکن است در هر کدام از مراحل (۱) و (۲) فوق، احتمال انتخاب بیشتری را برای نام تجاری خاصی قائل شود. در مورد ارتباط مرحله(۱) با نام تجاری پیش از این صحبت شد. اما در مرحله(۲) برای اینکه بتوان احتمال انتخاب یک نام تجاری را توسط مصرف‌کننده افزایش داد، لازم است با تحقیق بازار صفاتی را که ممکن است به درجه‌بندی یک برند بر اساس دو بعد ارزیابی منطقی و احساسی منجر شود، شناسایی کنیم.
به عبارت ساده‌تر با انجام تحقیقات میدانی در بازار، پرسشنامه‌ای تهیه کرده، از مصرف‌کنندگان می‌خواهیم صفاتی را که در ارتباط با بعد کارکردی یک محصول خاص مورد توجه قرار می‌دهند، بیان و سپس نام تجاری را براساس هرکدام از این صفات درجه‌بندی کنند. در مورد ارزیابی احساسی یا نمایندگی نیز به همین طریق عمل می‌کنیم. پس از آن بنابر صفات مذکور و درجه‌ای که به آن اختصاص داده‌اند، جایگاه نام تجاری را از نظر عموم مصرف‌کنندگان روی ماتریسی شبیه آنچه در شکل(۲-۲) آمده، مشخص کنند. تمامی استراتژی‌هایی را که مدیریت برند در جهت دستیابی به اهداف آن می‌تواند به‌کار گیرد، از همین ماتریس اتخاذ می‌شود. جایگاه فعلی نام تجاری در ماتریس مبنایی برای تدوین استراتژی نام تجاری در راستای اهداف آن است. علاوه‌بر این، استراتژی اتخاذ شده می‌تواند نحوه تخصیص منابع را برای حمایت از نام تجاری تعیین کند.
۲-۶ ارزش برند
۲-۶-۱ ارزش ویژه برند
مدیریت برند در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل، برای برند ایجاد ارزش کند و سپس در حفظ و ارتقای ارزش آن بکوشد. مدیریت برند بانک‌ها؛ به کارگیری تکنیک‌های بازاریابی برای خدمات بانکی است. مدیریت برند به دنبال افزایش ارزش برای مشتری و در نهایت افزایش سود است. بازاریابان، مدیریت برند را ابزاری برای افزایش کیفیت مورد نظر مشتری و ایجاد وفاداری در مشتریان می‌دانند. مدیریت برند ابزاری برای متمایزسازی است و بر این نکته که ایجاد برند قدرتمند برای بانک ضروری است، بسیار تاکید می‌کند. اهمیت نقش دارایی‌های نامشهود در اثر بخشی فعالیت‌های سازمان، هم‌چنین خلق و بقای عملکرد مالی کسب و کارها در سطح صنایع مختلف به خصوص بانکداری بر همگان آشکار است. دنیای امروز، عرصه حضور موفق برندهایی است که علاوه بر تسلط بر سهم بازار، به دنبال تقویت حس اعتماد و وفاداری در مشتریان و ارزش‌آفرینی برای سهامداران خود ‌باشد. شناخت این نقش، نیاز بانک‌ها را به خلق ارزش از طریق نام و نشان تجاری (برند) خود تقویت کرده است. لذا دستیابی به مزیت رقابتی فقط با تکیه بر ویژگی‌های کارکردی محصولات و خدمات حاصل نمی‌شود؛ بلکه برند شما عامل متمایزکننده شما از رقبا است.
ارزش واقعی یک بانک نه دارایی‌های ملموس و سرمایه آن، بلکه در اذهان خریداران بالقوه آن قرار دارد. زیرا برای یک مشتری بالقوه، برند راهنمای مهمی است. ارزیابی ذهنی و نامحسوس مشتریان از برند، برتر و فراتر از ارزش عینی ادراکی آن است. سه عامل اصلی تاثیرگذار بر ارزش ویژه برند عبارتند از: آگاهی مشتریان از برند، نگرش‌های مشتریان نسبت به برند و ادراک مشتریان از عملکرد و رفتار برند. چیزی که برای مشتریان ارزش تعیین‌کننده و نهایی دارد توانایی بانک در ارائه سرویس مورد نظرشان است؛ ازاین رو بانک‌ها برای کارآمد‌ شدن، نیازمند به دست‌آوردن اطلاعات کافی از مشتریان و درک علایق وخواسته‌های آنان هستند و با بهره گرفتن از اطلاعات به دست‌آمده خدمات سازمان طراحی می‌شود. بانک‌ها برای ایجاد ارزش باید به دنبال وجود نام‌های تجاری قدرتمند باشند که تاثیرات زیادی را بر آن‌ها خواهد داشت. برند از حساس‌ترین و کلیدی‌ترین عناصر رشد بانک‌ها است. در حقیقت، نام‌های تجاری آن قدر در تصمیم‌گیری‌های خرید مصرف‌کننده دارای اهمیت شده‌اند که به عنوان دارایی بانک به خصوص دارایی اصلی یاد می‌شود. سرمایه‌گذاری صحیح، باعث افزایش ارزش می‌شود. یک نام تجاری قوی حداقل به مصرف‌کنندگان می‌گوید که چه انتظاری از خدمات بانکی می‌توانند داشته باشند.
برندها از نظر توان و ارزشی که در بازار دارند باهم متفاوتند. در یک سو برند‌هایی هستند که مشتریان اصلاً با آن آشنایی ندارند و در سوی دیگر برندهایی که مشتریان به آن‌ها آگاهند، البته بانک‌ها با تبلیغات می‌توانند این آگاهی را ایجاد کنند. بعد از آن برند‌هایی وجود دارند که درجه مقبولیت بالایی دارند و این درجه بالا زمانی مشخص می‌شود که مشتری هیچ مقاومتی در باز کردن حساب و یا استفاده از خدمات بانکی آن بانک نداشته باشد. پس از آن برند‌هایی وجود دارند که مردم آن‌ها را ترجیح می‌دهند این‌ها همان بانک‌هایی هستند که مشتری با کمال میل به سراغ آن بانک می‌رود. و در آخر برند‌هایی وجود دارد که وفاداری به آن برند زیاد است و آن برند بانک را به دیگر مشتریانی که در مرحله اول یعنی آشنایی قرار دارند معرفی می‌کنند. از دیدگاه آکر ارزش ویژه برند به تعداد مشتریان یک برند می‌گویند که از برند راضی هستند و حاضرند بهای آن را بپردازند و یا هواخواه آن هستند. با توجه به این دیدگاه ارزش ویژه برند در بانک، تعداد مشتریانی است که برای برند آن بانک ارزش قائلند و آن را دوست دارند و در طبقه دیگر هواخواه آن برند هستند. به عقیده آکر ارزش ویژه برند هم‌چنین به میزان شناخت از برند، کیفیت ذهنی برند، شدت تداعی روانی و عاطفی آن بستگی دارد. ارزش ویژه بالای برند بانک، این مزایای رقابتی را به همراه دارد : بانک از هزینه‌های پایین‌تر بازاریابی بهره‌مند خواهد بود چرا که آگاهی و وفاداری نسبت به برند آن بانک بالا است. در صورت وجود رقبای بالفعل نیازی به دفاع از برند خود ندارد زیرا برداشت ذهنی نسبت به کیفیت برتر وجود دارد. در صورتی بانک تصمیم به بسط خط داشته باشد می‌تواند به راحتی این کار را انجام دهد زیرا برند از اعتبار بالایی برخوردار است. هر بانکی برای مدیریت برند خود باید تمام سعی‌اش را بکند تا ارزش ویژه آن مستهلک نشود. این مستلزم آن است که در طول زمان همواره در جهت حفظ و اعتلای آگاهی نسبت به آن، برداشت ذهنی نسبت به عملکرد آن، تداعی مثبت نسبت به برند و مواردی از این قبیل گام‌هایی برداشته شود. انجام این وظایف، مسئولان بانک را موظف می‌کند تا با سرمایه‌گذاری دائمی‌ در تحقیق و توسعه، تبلیغات ماهرانه، ارائه خدمات فوق‌العاده و متمایز به مشتریان به حفظ و ارتقای ارزش در ذهن مشتری بپردازد و برند بانک خود را مدیریت کند. علاوه بر آن، بعضی از تحلیل‌گران بر این باورند که عمر برند به مراتب بیش از خدمات و یا محصول است. آن‌ها برند را جزو دارایی‌های بادوام و همیشگی شرکت می‌دانند. با این وصف اگر بانکی برند قدرتمندی داشته باشد نشانگر آن تعداد زیادی از مشتریان وفادار است. بنابر این دارایی اساسی که زمینه‌ساز ارزش ویژه برند است همان مشتری است. این بدان معنا است که تاکید صحیح بر برنامه‌ریزی بازاریابی بر بسط فایده دوره عمر مشتری وفادار است. این تاکید با بهره گرفتن از مدیریت برند به عنوان ابزار عمده بازاریابی صورت می‌گیرد.
همان طور که گفته شد بانک‌ها برای مدیریت برند و ایجاد برند قدرتمند نیاز به ارزش‌گذاری برای مشتریان دارند. برند هر بانک برای اشتهار و معروف شدن باید هرم ارزش‌گذاری را طی کند. ابتدا مشتریان، برند را نمی‌شناسند. سپس با توجه به تبلیغات بانک‌ها و یا با بهره گرفتن از خدمات بانکی با آن برند آشنا می‌شوند. در مرحله بعد مشتریان راجع به عملکرد خدمات بانکی قضاوت می‌کنند در این مرحله هم‌چنین احساسات مشتریان در مورد آن برند شکل خواهد گرفت و در آخر آن برند به مرحله بلوغ خود می‌رسد. همان طور که گفته شد مدیریت برند بر این نکته که ایجاد برند قدرتمند برای بانک ضروری است، بسیار تاکید می‌کند و وجود نام‌های تجاری قدرتمند منشا ایجاد ارزش در بانک‌ها است. زیرا:

  • وجود یک برند قدرتمند باعث ساختن یک ارتباط موثر می‌شود. زیرا یک برند تنها به معنی نام و آرم آن بانک نیست بلکه قدرت برند فراتر است و در ایجاد رابطه بین بانک و مشتریانش موثر خواهد بود و این احتمال را ایجاد می‌کند که مشتری بالفعلِ وفادار با پیشنهاد بانک مورد استفاده خود به دیگران، ارزش بانک را در اذهان بالاتر ببرد .
  • زمانی که برند یک بانک قدرتمند باشد سهم بازار آن در حیطه بانکداری بالاتر خواهد رفت و شهرت و قدرت آن روز به روز توسط بازاریابی دهان به دهان بالاتر می‌رود و دیگر مهم نخواهد بود که بانک چه نوع خدمات متنوع و متفاوتی را عرضه خواهد کرد و سهم برند، زاییده اعتماد مشتریانش است و در اینجاست که بانک با مدیریت درست برند خود می‌تواند در حفظ آن بکوشد.

درصورتی که یک بانک دارای برند قدرتمند باشد رقبای بالقوه خود را از ورود به عرصه بازار منصرف می‌کند. در صورتی که برند قدرتمند باشد در حدی که در ذهن مصرف‌کننده جای یابد در آن صورت رقبا برای تبدیل شدن به گزینه‌ای ارزشمند در برابر آن، راه دشواری در پیش دارند. سرمایه‌گذاری بر روی ایجاد نام تجاری قدرتمند می‌تواند به عنوان بخشی از استراتژی سازمان برای ایجاد موانع ورود بر سر راه رقبای بالقوه به شمار آید.
. در صورتی که یک بانک دارای برند قدرتمندی باشد قادر به جذب نیروهای کارآزموده‌تر و حفظ آن در بلندمدت خواهد بود. در واقع یک برند براساس فعالیت‌ها و عملکردی که از خود نشان می‌دهد مورد قضاوت قرار می‌گیرد و بر مبنای فعالیت‌ها و هزینه‌های تبلیغاتی در مورد آن‌ها داوری نمی‌شود. یک برند قدرتمند با به وجود آوردن احساس غرور و وفاداری در میان کارمندان، تعهد و پایبندی آن‌ها را به سازمان بیش‌تر می کند. بانک از برند خود هم برای جذب مشتریان و هم جذب مستعدترین کارکنان استفاده می‌کند. البته برای ثبات و بقای این نیرو‌ها در سازمان علاوه بر حقوق و پاداش، عوامل و ویژگی‌های دیگری هم وجود دارد. سازمانی که هویت واضح و روشن و مدیریت برند قوی داشته باشد، می‌تواند کارکنان خود را حفظ کند.
در صورتی که برند بانک مدیریت درست داشته باشد و قدرتمند باشد می‌تواند درآمد بیشتری از مشتریان کسب کند. در صورتی که برند بانک قدرتمند باشد می‌تواند منجر به خلق ایده‌های جدید در زمینه خدمات بانکی شود. یکی از اهداف مهم بانک‌ها متمایز بودن و پیشی گرفتن از رقبا است. نوآوری منشا ارزش‌آفرینی است و باعث ایجاد مزیت رقابتی می‌شود. زیرا برندی که در آن خلاقیت باشد علاقه مصرف‌کنندگان و در نتیجه وفاداری آن‌ها را بیشتر می‌کند و باعث افزایش مشتریان خود می‌شود.
استیل و امبلر (۱۹۹۵) با بررسی تعریف گوناگون برند، دو رویکرد را برای تعریف برند مطرح کردهاند. رویکرد اول، رویکرد افزوده به محصول )بعد افزود هشده به محصول ( و رویکرد دوم، دیدگاه کل‌گرا است که بر خود برند تمرکز دارد. در دیدگاه کل گرا، کلیه عناصر آمیخته بازاریابی توسط برند با یکدیگر یکپارچه شده و تک تک اجزاء به گونهای مدیریت میشوند تا بتوانند در راستای احیا و تقویت برند عمل کنند. تعریف جامع زیر به دیدگاه کلگرا اشاره دارد: برند سازوکاری است برای دستیابی به مزیت رقابتی، از طریق ایجاد تمایز (وود، ۲۰۰۰). به طور کلی تلاش برای تعریف روابط بین مشتری و برند، منجر به خلق ارزش مفهوم ویژه برنددر ادبیات بازاریابی شد.

نظر دهید »
فایل شماره 8554
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲۹-۵ اجرا و ارزشیابی
با اجرای برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی ، کارکنان بی سواد و بی مهارت تبدیل به افراد با سواد و ماهر گردیده و جایگزین کارکنان با سواد و با مهارتی شوند که برای تصدی مشاغل و پستهای بالاتر سازمانی برای حال و آینده آماده میگردند . برای ارزیابی میزان نیل به اهداف آموزش و توسعه ، لازم است که از برنامه های آموزشی ارزشیابی به عمل آید .

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

عدم انجام ارزشیابی صحیح و یا عدم توجه به نتایج ارزشیابیها می تواند یکی از آفتهای برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی باشد . در بسیاری از موارد با برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی مورد ارزشیابی قرار نمی گیرند و یا نتایج ارزشیابیها، چندان مورد توجه مدیران و مسئولان آموزش و یا مدیران پرسنلی قرار نمی گیرد در پاره ای از موارد که مدیران ، کارشناسان و مسئولان آموزشی اقدام به ارزشیابی می نمایند ، اغلب نظریات شرکت کنندگان در دوره های آموزشی را مورد سنجش قرار می دهند نه میزان یادگیری آنان را . در صورتی که این نوع ارزشیابیها ، ارزشیابی صحیح ، جامع و کاملی به نظر نمی رسد و نمی تواند کارشناسان و مسئولین آموزشی را در ارتقاء کیفیت برنامه های آموزشی یاری نماید .
معیارهای که باید در ارزشیابی برنامه های آموزشی و توسعه منابع انسانی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از
ـ عکس العمل شرکت کنندگان در برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی
ـ نوع و میزان یادگیری حاصل از برنامه های مذکور
ـ تغییرات رفتاری ایجاد شده در منابع انسانی در نتیجه شرکت در برنامه
ـ نتایج فردی و سازمانی حاصل از شرکت در برنامه های آموزش و توسعه از قبیل افزایش کیفیت و کمیت کارها ، تقلیل حوادث و سوانح در محیط کار ، کاهش فیبتهای غیر مجاز و غیره .
نکته مهم دیگر در ارزشیابیها ، ارزشیابی قبل و بعد از شرکت کارکنان در برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی به منظور سنجش دقیق میزان یادگیری و یا تغییر رفتار در آنهاست ، این ارزشیابیها که میزان دانش ، مهارت و نوع رفتار شرکت کنندگان را قبل از شروع دوره مشخص می نماید ، می توان با ارزشیابیهای انتهای برنامه های آموزشی مقایسه و میزان پیشرفت حاصل از برنامه ها را کاملاً مشخص نماید . ( ابطحی ، ۱۳۷۳ )
۲-۳۰تعریف و تبین ارزشیابی :
ارزشیابی به معنی علمی و دقیق آن دانش جوانی است که قدمتی بیش از یک قرن در جهان ندارد به ویژه در کشور ما که سابقه آن از ثلث قرن تجاوز نمی کند . لذا این دانش هنوز از تحقیقات و بررسیهای جامعی برخوردار نگردیده تا همه جنبه های آن روشن و آشکار و صاحب تعریف جامع ، حیطه عمل و قواعد و قوانین عملی و مطابق با حوائج و مقتضیات جامعه و بالاخص در زمینه کار و اشتغال شود .
گر چه هر فرد در کار روزانه خود و در هر فعالیت و حرکتی که در جامعه و یا در تماس با افراد و اشیاء دارد مدام به ارزشیابی از رفتار و اخلاق و دانش و تبحر افراد یا کارآیی ، قدرت و دوام اشیاء ابزار و ماشین آلات ، کالاها و اجناس میپردازد اما این ارزشیابی ها یا برداشتها ذهنی و فردی و خصوصی به اصطلاح کیـفی[۲۲] اند و واجد معیارها ، مقیاسها ، درجات ، مقادیر و میزانهای کمی[۲۳] نیستند تا بر مبانی آنها به تعریف و تبین قواعد و قوانین پرداخت و به ارزشیابی علمی مبادرت کرد .
تعاریف مختلف و متنوع می تواند به گستره دانش آدمی از مفهوم و حیطه عمل یک موضوع یا مبحث بیفزایند لذا ما به برخی از تعاریفی که از ارزشیابی شده اشاره می کنیم : در فرهنگ تعلیم و تربیت تالیف «کارتر ، دی ، گود » لغت ارزشیابی یا ارزیابی[۲۴] چنین تعریف شده است :
الف ـ فرایند تحقیق و تبین یا قضاوت و داوری درباره ارزش و مقدار چیزی با سنجش و اندازه گیری .
ب ـ در روانشناسی فرایند تعیین و تبیین معنای نسبی پدیده ها به صورت برخی از استانداردها .
ج ـ ملاحظه شواهدی بر مبنای استانداردهای ارزشی یا به صورت وضعیتی مخصوص و هدفهایی که گروه افراد می کوشند بدان دست یابند .
مثلاً ارزشیابی یک آزمون یا تست عبارت است از : فرایند تعیین یا تخمین آماری و ذهنی شایستیگی یک آزمون بر اساس خصایصی نظیر ، روائی و ارزشمندی[۲۵] یا پایایی و اعتبار[۲۶] ، آسانی اجرا ، تصحیح و نمره دهی[۲۷] . (خلیلی عراقی و همکاران،۱۳۹۰)
۲-۳۱مفهوم ارزیابی آموزشی :
از ارزیابی آموزشی تعابیر مختلفی شده است . هدف ارزیابی ، مانند نظارت ، گردآوری اطلاعات برای بهبود فرایند برنامه ریزی است . باید توجه داشت که ارزیابی فقط یکبار پس از اجرای برنامه آموزشی انجام نمی پذیرد بلکه در تمام طول اجرای برنامه به طور مستمر ارزیابی باید انجام گیرد تا تطبیق عملکرد را با هدف برنامه میسر سازد . ارزشیابی به عنوان جریانی تلقی می شود که داده ها و اطلاعات لازم برای تصمیم گیری فراهم می شود . ارزشیابی به عنوان فعالیتی مشتمل بر توصیف و قضاوت است . تعریفی که از جامعیت بیشتری برخوردار است وبیشتر عناصر مورد بحث را شامل می شود تعریف بی بای[۲۸] است . وی معتقد است ارزشیابی یعنی جمع آوری و تفسیر نظامدار شواهدی است که به قضاوت ارزشی با عنایت به عملی که رخ میدهد ، منجر می شود . این تعریف شامل چهار عنصر اساسی به شرح مدل زیر است . ( نمودار ۲-۲ )
نمودار شماره ۲-۲ـ عناصر مفهوم ارزشیابی آموزشی
نظامدار بودن
عملی بودن
تفسیر شواهد
ارزشیابی آموزشی
قضاوت ارزشی
منبع : (ایرج سلطانی ، ماهنامه تدبیر ، شماره ۱۱۹ ، ص، ۴۰ )
۲-۳۲ دلایل ارزشیابی آموزش
شرکتها و سازمانها برای کسب مزیت رقابتی میلیونها دلار در برنامه های آموزشی سرمایــــه گذاری می کنند. به طوری که سرمایه گذاری مستقیم شرکتهای آمریکایی در آموزشهای رسمی و شغلی از ۱/۵ درصد حقوق پرداختی در سال ۱۹۹۶ به ۲ درصد در سال ۱۹۹۸ و در دو سال اخیر به ۴۰ درصد افزایش یافته است.(مک کوی[۲۹]،۲۰۰۱)
سرمایه گذاری در آموزش درحال افزایش است زیــرا یادگیری، دانشی ایجاد می کند که می تواند شرکتهای موفق را از ناموفق تمیز دهد. ازطرفی دیگر، از آنجایی که شرکتها و سازمانها سرمایه گذاریهای عمده ای در آموزش انجام می دهند و آموزش را به عنوان یک استراتژی جهت موفقیت خود انتخاب کرده اند لذا انتظار دارند فواید و نتایج آموزش را ارزیابی کنند تا سهم آموزش در تولید محصول / خدمات شرکت مشخص گردد. به طور کلی دلایل ارزشیابی آمــوزش را می توان به شرح ذیل جمع بندی کرد:
برای مشخص کردن قوتها و ضعفهای برنامه؛
جهت ارزیابی اینکه آیا محتوا، سازمان و مدیریت برنامه آموزش، در به کارگیری آموزش در شغل کمک می کند یا خیر؛
جهت مشخص کردن فواید آموزش برای فراگیران؛
جهت ارزیابی میزان رضایت فراگیران از برنامه آموزش؛
برای تعیین فواید و هزینه های مالی برنامه برای شرکت / سازمان؛
جهت مقایسه هزینه و فایده برنامه های مختلف آموزشی جهت انتخاب بهترین برنامه.
۲-۳۳ اصول ارزشیابی و کاربرد آن در برنامه های آموزشی :
به طور قطع و مسلم ارزشیابی یکی از قسمت های عمده و مهم برنامه های آموزشی به شمار میرود
زیرا نتایج آن می تواند برنامه های آموزشی را مجدداً تغذیه کند و در نتیجه کمبودها ، نواقص و نارساییهای برنامه را بر طرف نموده و کیفیت و میزان تاثیر برنامه های آموزشی را ترقی دهد .
در این صورت ارزشیابی باید به طور مداوم در طول مدت برنامه آموزشی ، در پایان آن وحتی در دنباله آن در محیط واقعی و زنده کار ، ادامه داشته باشد تا نکات ضعف برنامه را پس از شناخت از بین برده و نکات مثبت آن را تقویت نماید لذا با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده می شود چنین نتیجه گیری کرد که :
۱ـ برای ارزشیابی برنامه های آموزشی ، در درجه اول لازم است قبل از اجرای برنامه ، میزان اطلاعات شرکت کنندگان معین گردد .
۲ـ ارزشیابی برنامه های آموزشی باید قسمتی از برنامه های آموزشی باشد . و به طور مداوم ضمن اجرای برنامه انجام پذیرد .
۳ـ ارزشیابی برنامه های آموزشی همچنین باید در خاتمه دوره انجام گیرد .
۴ـ ارزشیابی برنامه های آموزشی حتی باید پس از انجام برنامه های آموزشی برای اندازه گیری درجه موفقیت شرکت کنندگان در اجرای وظایف و فعالیت های شغلی در محیط واقعی کار نیز ادامه داشته باشد .
۵ـ در ارزشیابی برنامه های آموزشی ، باید از کلیه افرادی که در برنامه های آموزشی به طور مستقیم و غیر مستقیم سهیم هستند و همچنین افرادی که از محصولات برنامه آموزشی بهره مند می شوند . نظر خواهی گردد
۶ـ اهمیت ارزشیابی در این است که نتایج آن در برنامه های آموزشی مجدداً مورد استفاده واقع شود و گرنه ارزشیابی ، کاری بیهوده و بی ثمر خواهد بود . (نوه ابراهیم، عیدی، ۱۳۸۷)
۲-۳۴چگونگی اجرای ارزشیابی :
برای اجرای اصول ششگانه ارزشیابی که در بالا معرفی شدند می توان به شرح زیر عمل کرد .
مرحله اول : ارزشیابی قبل از شروع برنامه را می توان به صورت مصاحبه و یا آزمایشهای کتبی انجام داد و از آن طریق به میزان اطلاعات و کاردانی شرکت کنندگان پی برد . نتیجه این عمل از دو جهت مورد استفاده قرار خواهد گرفت : اولاً پس از تعیین درجه و میزان اطلاعات شرکت کنندگان ، اساس برنامه و مواد آن را طوری تنظیم کرد که برای شرکت کنندگان در دوره تکرار مکررات نبوده و برای آنها تازگی داشته باشد . ثانیاً نتایج ارزشیابی مقدماتی ، معیاری خواهد بود تا در پایان دوره با نتایج ارزشیابی های نهایی مقایسه گردیده و از طریق میزان موفقیت برنامه آموزشی در راه آموختن مطالب جدید به شرکت کنندگان مورد سنجش قرار گیرد .
مرحله دوم : اجرای ارزشیابی در ضمن برگزاری دوره آموزشی که خود شامل دو قسمت : یکی ارزشیابی از شرکت کنندگان در دوره های آموزشی است که توسط مربیان آموزشی انجام می شود و می تواند به همان طرق معمول انجام پذیرد . و از روشهایی مانند تعیین میزان همکاریهای فردی و یا گروهی در کلاس ، اجرای تکالیف عملی ، شیوه های مرسوم که با فرهنگ این جامعه منطبق باشد ، استفاده شود .
دیگر ، ارزشیابی است که شرکت کنندگان دوره های آموزشی از برنامه و از مربیان آموزشی به عمل می آورند . در این قسمت از ارزشیابی باید از آنان ضمن شرکت در برنامه نظر خواهی شود ، ولی باید به این نکته توجه داشت که منظور از این نظر خواهیها چون ممکن است اعتبار لازم و کافی نداشته باشد و چه بسا بعضی از این نظریات ممکن است تا آخر دوره تغییر کند . اجرای این ارزشیابی و نظر خواهیها به این جهت است که بتوان نتایج آن را با ارزشیابیهایی که در خاتمه دوره و یا در محیط واقعی کار انجام می گیرد ، مقایسه کرد و چنانچه نتایج آن نشان داد که نظریات ، اساسی و منطقی است ، در آن صورت می توان از نتایج این تحقیقات مطلع ساخت .

نظر دهید »
فایل شماره 8553
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۹) بنی اسدی، م. ۱۳۷۶. مدیریت تغذیه در تولید طیور. مجله نامه مدیران، صص ۱۴-۱۶.
۱۰) بیات ترک، ع. ۱۳۷۰. آموزش بزرگسالان: مطالعه موردی آموزش فن قالیبافی به گروهی از بزرگسالان استان فارس و بررسی تأثیرات آن بر درآمد، بهداشت کارگاهها و کیفیت بافت. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه شیراز.
۱۱) ترکمانی، ج. و ح. محمدی. ۱۳۸۱. بررسی کارایی فنی عوامل تولید در واحدهای پرواربندی گوساله، مطالعه موردی در استان فارس. مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه. سال دهم. شماره ۳۷. ۵۲-۳۷.
۱۲) تیموری، ع. ۱۳۷۶. بررسی وضعیت مدیریت واحدهای پرواربندی گوساله در کشور: تحلیل تابع تولید و کارایی فنی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. موسسه تحقیقات علوم دامی کشور.
۱۳) تیموری، ع. ۱۳۸۰. بررسی مدیریت واحدهای پرواربندی گوساله در کشور- تحلیل تابع تولید و کارایی فنی واحدها. چکیده نتایج طرح‌های تحقیقاتی خاتمه یافته معاونت آموزش و تحقیقات وزارت جهاد سازندگی. موسسه تحقیقات علوم دامی کشور. ۱۰۳صفحه.
۱۴) پوررضا، ج.، و صادقی، ق. ۱۳۸۷. مدیریت پرورش طیور به همرا نرم افزار جدید تحت ویندوز WUFFDA اصفهان، انتشارات ارکان دانش.
۱۵) ثابتان شیرازی، ا. ع.، ز. فرج‌زاد و س. ن. موسوی. ۱۳۸۵. تحلیل شرایط تولید واحدهای پرورش گاوهای شیری: مطالعه موردی استان فارس. مجله توسعه بهره‌وری. سال اول. شماره ۲. صفحات ۴۰-۲۷.
۱۶) حسین‌زاده بحرینی، م. ح.، ع. ا. ناجی میدانی و ف. چمانه‌گیر. ۱۳۸۷. مقایسه کارایی اقتصادی بانک‌های خصوصی و دولتی در ایران با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی (فراگیر) داده‌ها (DEA). مجله دانش و توسعه. سال پانزدهم. شماره ۲۵. صفحات ۳۰-۱.
۱۷) حجازی، ی. ۱۳۷۵. مهندسی فرایند فعالی تهای آموزشی- ترویجی، معاونت ترویج و مشارکت مردمی، وزارت جهاد کشاورزی، مدیریت مطالعات و بررسیها.
۱۸) خاکی، غ. ۱۳۷۵. بهره وری یا اهرمی مطمئن در خدمت مدیریت . فصلنامه هماهنگ، شماره ۴۰ ، صص ۱۴-۲۳.
۱۹) رحیمی، ن. ۱۳۸۰. عوامل مؤثر بر مدیریت کاهش ضایعات در واحدهای پرورش مرغ گوشتی استان فارس. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز.
۲۰) رفیعی، ف.، ن. امام جمعه و ش. ننه‌کرانی. ۱۳۸۶. کاربرد مدل‌های خطی در پیش‌بینی ارزش ارثی حیوانات. انتشارات حق‌شناس. ۴۴۴ صفحه.
۲۱) زیبایی، م. ۱۳۷۵. بررسی تاثیر مجموعه سیاست‌های اتخاذ شده در فاصله سال‌های ۶۹ تا ۷۲ بر کارایی فنی واحدهای تولید شیر استان فارس. مجموعه مقالات اولین کنفرانس اقتصاد کشاورزی ایران. دانشکده کشاورزی دانشگاه سیستان و بلوچستان. صفحات ۳۰۲- ۲۸۸.
۲۲) زهری، م. ۱۳۵۲. از غذا چگونه حداکثر بهره را بدست آوریم، مجله نامه مدیران. صص۷-۱۵.
۲۳) زهری، م. ۱۳۷۲. علل ضایعات غذایی طیور در ایران. فصلنامه تغذیه دام و طیور، شماره ۸، صص ۱۲-۱۵.
۲۴) سلامتی، ح (۱۳۷۶). مفاهیم و اندازه گیری بهره وری کشاورزی. فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال پنجم، شماره ۱۸. مؤسسه برنامه‌ریزی اقتصاد کشاورزی.
۲۵) سلیمانی، م. ۱۳۷۹. توانمندسازی در آموزش بزرگسالان. مجله فن آوران روستا. پیش شماره. ص ۱۲-۱۵.
۲۶) سیف، ع. ۱۳۷۸. روا نشناسی پرورشی: روا نشناسی یادگیری و آموزشی، تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.
۲۷) شاه ولی، م. ۱۳۶۸. اولویت تحقیق در آموزش کشاورزی. سنبله. شماره ۱۴. ص ۵۷-۶۰.
۲۸) شاه ولی، م. ۱۳۸۱. تدوین الگوی جامع آموزشی ترویجی برای کاهش ضایعات و استفاده بهینه از آنها در صنعت طیور کشور. شورای پژوهشهای علمی کشور. (کمسیون کشاورزی. گزارش پژوهشی شماره ۶۴۸.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲۹) شاه ولی، م. ۱۳۸۴. راهکارهای جلوگیری و کاهش ضایعات صنعت طیور کشور، مجموعه مقالات دومین همایش بررسی ضایعات محصولات کشاورزی، قطب مهندسی بازیافت و ضایعات محصولات استراتژیک کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، ص ۱۸۱-۲۰۱.
۳۰) شاه ولی، م. و رحیمی، ن. ۱۳۸۵. بررسی کارکرد آموزش برکاهش تلفات و ضایعات در واحدهای پرورش جوجه گوشتی استان فارس: ارائه الگوی آموزشی. علوم ترویج و آموزش کشاورزی ایران. جلد ۲ شماره ۱.
۳۱) شریعتمداری، ف.، م. ج. رضایی، و ه. لطف الهیان. ۱۳۸۴. مقایسه عملکرد صفات تولیدی آمیخته‌های تجارتی جوجه‌های گوشتی. پژوهش و سازندگی در امور دام و آبزیان. ش ۶۷، ص ۶۸-۷۴.
۳۲) شفیعی، ل.، م. ع. جواهری و ز. پورجوپاری. ۱۳۸۵. تعیین کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی چغندرکاران شهرستان بردسیر. چغندر. ۲۲ (۲): ۱۲۱-۱۰۹.
۳۳) علیپور، ح.، کمیلی، م. چهار سوقی امین، ح. ۱۳۹۱. بررسی نیازهای آموزشی اعضای تعاونی های مرغ گوشتی مطالعه موردی استان خراسان جنوبی. نشریه علوم دامی. پژوهش و سازندگی. شماره ۹۶. ص. ۵۷-۶۵.
۳۴) عمادزاده، م. ۱۳۶۹ مباحثی از اقتصاد و پرورش جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، صص ۳۸.
۳۵) عیدمحمدزاده، ح.، ج. رضائی، م. فقیه نصیری و م. ر. توکلی بغدادآباد. ۱۳۸۹. ارزیابی کارایی اقتصاد دانش با بهره گرفتن از مدل برنامه‌ریزی ریاضی (ایران و کشورهای منطقه). پژوهشنامه اقتصادی. سال دهم. شماره اول. ۱۳۵-۱۱۵.
۳۶) فطرس، م. ح و م. سلگی. ۱۳۸۱. اندازه‌گیری کارایی و بازدهی نسبت به مقیاس واحدهای پرورش جوجه گوشتی؛ مطالعه موردی استان همدان (۱۳۷۹). مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه. سال دهم. شماره ۳۸. صفحات ۶۵-۴۷.
۳۷) فطرس، م. ح و م. سلگی. ۱۳۸۵. تحلیل کارایی و سوددهی واحدهای پرورش جوجه گوشتی استان همدان. مجله پژوهش و سازندگی. شماره ۷۰. صفحات ۷۹-۷۳.
۳۸) قربانی، ا. ۱۳۸۸. گزارش نهایی طرح تحقیقاتی ارائه الگوی مناسب برای پرواربندی گوساله در استان گیلان. وزارت جهاد کشاورزی. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی. مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان.
۳۹) کاظمی، م و ز. نیکخواه فرخانی. ۱۳۸۸. کاربست تحلیل پوششی داده‌ها در اندازه‌گیری و تحلیل کارایی نسبی شهرستان‌های استان خراسان رضوی در کشت گندم دیم. نشریه اقتصاد و توسعه کشاورزی. جلد ۲۳. شماره ۲. صفحات ۹۴-۸۷.
۴۰) کوپاهی، م. ۱۳۷۳. اصول اقتصاد کشاورزی. تهران، انتشارات دانشگاه تهران. چاپ نهم.
۴۱) کیانی ابری، م.، ر. خوش اخلاق و ع. نیلفروشان. ۱۳۷۹. بررسی و تحلیل کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی زنبورداران استان اصفهان. مجله اقتصاد کشاورزی وتوسعه. سال هشتم. شماره ۳۲.
۴۲) ماهانی،ص.، غ. گودرزی، م. بارونی و م. خاکیان. ۱۳۸۸. بررسی کارایی فنی بیمارستان‌های عمومی دانشگاه علوم پزشکی کرمان به روش تحلیل فراگیر داده‌ها (DEA) در سال ۱۳۸۶. مجله دانشگاه علوم پزشکی کرمان. دوره هفدهم. شماره ۱: ۶۷-۵۹.
۴۳) محمدی، ع. ۱۳۸۷. اندازه‌گیری کارایی واحدهای تولیدی طیور با رویکرد DEA، مطالعه موردی استان فارس. مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه. سال شانزدهم. شماره ۶۳.صفحات ۱۱۶-۸۹.
۴۴) محمدی، ه و م. صدرالاشرافی. ۱۳۸۴. مطالعه کارایی اقتصادی تعاونی‌های تولید دشت قمرود با بهره گرفتن از دو روش مرز تصادفی و تحلیل فراگیر داده‌ها. مجله علمی-پژوهشی علوم کشاورزی. سال یازدهم. شماره ۳. ۲۸-۱۵.
۴۵) مرکز آمار ایران. ۱۳۸۹. چکیده نتایج آمارگیری از گاوداری‌های صنعتی کشور.
۴۶) مک دونالد، آ . و هیرل، د. ۱۳۷۶. مهارتهای ارتباطی در خدمت توسعه روستایی .مترجم: دکتر منصور شاه ولی چاپ اول، معاونت ترویج و مشارکت مردمی وزارت جهاد سازندگی، دفتر مطالعات و بررسی‌ها .
۴۷) منتظر ظهور، م. ۱۳۷۵. الگوهای اقتصادی. تهران، انتشارات فاروس.
۴۸) مهرگان، م. ۱۳۸۷. مدل ارزیابی کارایی کمی در سازمان‌ها. انتشارات دانشگاه تهران. ۶۳ صفحه.
۴۹) میرمهدوی چابک، س. ا.، م. اسکندری‌نسب، ع. شادپرور و ا. قربانی. ۱۳۸۵. برآورد ضرایب اقتصادی صفات تولید شیر و طول عمر در گرایش حداقل هزینه و در محدودیت کل نهاده در سه گاوداری هلشتاین. مجله علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی. سال دهم. شماره دوم. صفحات ۱۷۹-۱۶۹.
۵۰) نظری، م.، م. ت. بیگی نصیری و ج. فیاضی. ۱۳۸۶. ارزیابی قابلیت‌های ژنتیکی و فنوتیپی صفات تولید شیر، چربی و درصد چربی گاوهای شیری نجدی با بهره گرفتن از مدل حیوانی تک و دو صفتی. مجله دامپزشکی ایران. دوره سوم. شماره ۴. صفحات ۷۹-۷۳.
۵۱) نوه ابراهیم، ع. ۱۳۷۲. کارگاه آموزشی . روشی برای توسعه منابع انسانی (حلیل موردی). فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی درآموزش عالی، سال اول، شماره ۳، صص ۸۸-۱۱۰.
۵۲) وزارت جهادکشاورزی. ۱۳۷۸. مطالعه اقتصادی صنعت طیور کشور. مدیریت دفترپروژه توسعه منابع طبیعی.
۵۳) هاشمی، ا. ۱۳۸۱. تبیین عوامل خطر و تاثیر هر یک در مزارع پرورش مرغ گوشتی. دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی.
۵۴) Asmild, M., J. Leth Hougaard and D. Kronborg. 1998. A Method for Comparison of Efficiency Scores: A Case Study of Danish Dairy Farms. Department of economic, The royal veterinary and agricultural university, Copenhagen, Denmark.
۵۵) Banaeian, N. 2011. Do the cattle farms of Iran produce economically efficient or not?. Asian Journal of Agricultural Sciences. 3(2): 142-149.
۵۶) Banker, R. D., A. Charnes and W. W. Cooper. 1984. Some models for estimating technical and scale inefficiencies in data envelopment analysis. Management Science. 30(9): 1078-1092.
۵۷) Besd, B. 2006. Annual report on poultry-2006. Publication No. 7, Ankara, Turkey.
۵۸) Beyer, R. S. 2005. The impact of feed milling and manufacturing procedures on nutrientazailability and the importance of quality controle. Kansas State University, Department of Animal Science and Industry. 130 call Hall.
۵۹) Bowlby, G.M.S., 1957. Some preliminary investigations into the effect of light on broilers. World’s Poult. Sci. J. 13:214–۲۲۶.
۶۰) Candmir, M. and N. Koyubenbe. 2006. Efficiency analysis of dairy farms in the province of Izmir (Turkey): DEA. Journal of Applied Animal Research. 29(1): 61-64.
Charnes, A., W. W. Cooper and E. Rhodes. 1978. Measuring the efficiency of decision making units. European Journal of Operational Research. 2(6): 429-444.

نظر دهید »
فایل شماره 8552
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

رابعاً، اگر قسمتی از مبیع و یا ثمن تسلیم شود، نسبت به مبیع و یا ثمن باقی مانده حق حبس محفوظ خواهد ماند. چرا که ممکن است عدم اطمینان از همان تسلیم قسمتی از مبیع یا ثمن پیدا شود، چرا که احتمال دارد، تسلیم کننده قسمتی از مبیع یا ثمن را تحویل دهد، ولی طرف دیگر از تسلیم آن مقدار مبیع یا ثمن خودداری نماید. در این حالت عقلایی است که تسلیم کننده قسمتی از مبیع یا ثمن، مابقی آن را تا احراز حسن نیت طرف مقابل خودداری نماید.
خامساً، روش تسلیم در صورت استفاده از حق حبس چنین است که طرفین شخص قابل اطمینانی را پیدا کرده و مبیع و ثمن تحویل وی شده، و سپس شخص امین اقدام به تحویل مبیع و ثمن به هریک از خریدار و فروشنده می کند. البته دفتر دادگاه نیز می‌تواند این عمل را انجام دهد.
حق حبس فقط در عقود معوض وجود دارد. یکی از علمای علم حقوق در این خصوص، چنین اشعار می‌دارند «حق حبس مقتضای ماهیت عقود معوض است».[۵۱]
البته خاطر نشان می‌سازد که حق حبس خلاف قاعده بوده و به غیر از مواردی که قانون به آنها تصریح کرده باشد، نخواهیم توانست در دیگر عقود این موضوع را تسری دهیم.
ح- تلف مبیع قبل از تسلیم
مطابق مفهوم ماده ۳۸۷ ق.م اگر تقصیری از طرف بایع در خصوص تلف مبیع قبل از قبض مشتری صورت نگرفته باشد، بیع منفسخ شده و بایع باید ثمن را به مشتری برگرداند و استثنائی است که بایع برای تسلیم مبیع به حاکم یا قائم مقام وی رجوع نماید، که در این صورت اگر مبیع تلف شود، بایع مسئولیتی نخواهد داشت، و تلف از آن مشتری خواهد بود. تلف شدن مبیع ممکن است قبل از قبض مشتری باشد یا بعد از قبض. اگر مبیع قبل از قبض در ید بایع تلف شود، مانند گوسفند فروخته شده که قبل از تسلیم در ید بایع بمیرد، در این صورت تلف از آن بایع خواهد بود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از مفاد ماده ۳۸۷ ق.م شرایطی برای این قاعده استنباط می‌شود. از جمله این شرایط است:
اول- مبیع باید عین معین بوده یا در حکم عین معین باشد.
دوم- تلف مبیع باید بعد از انعقاد عقد و قبل از تسلیم مبیع باشد.
سوم- هیچ گونه تعدی و تفریط بایع در موضوع، کشف نشده باشد. و اگر تعدی و تفریط بایع ثابت شود، بایع در هر صورت ضامن تلف مبیع بوده که از مصادیق اتلاف تلقی می‌شود.
چهارم- اگر عقد بیع مؤجل باشد، باز این قاعده کارایی داشته و بیع منفسخ می‌شود
پنجم- در صورت حال بودن بیع، خریدار مبیع را مطالبه نماید و بایع ازتسلیم آن خودداری نموده باشد و به هر طریق مبیع تلف شده باشد. (حتی بدون تعدی و تفریط) بایع در این صورت در حکم غاصب بوده و ضامن تلف مبیع می‌باشد. و بایستی علاوه بر بدل مبیع کلیه خسارات وارده را نیز عهده‌دار باشد.
در خصوص تلف مبیع قبل از قبل سه حالت متصور است: اول اینکه مبیع در دست فروشنده، تلف شود که در این حالت بعضی از فقها اعتقاد بر تخییر مشتری بر قبول بیع یا فسخ آن و رجوع به مثل یا قیمت آن دارند. ولی در این صورت تلف کاشف از انفساخ عقد بوده و فقط مشتری حق گرفتن ثمن تحویلی به بایع را خواهد داشت. دوم اینکه مبیع را شخص ثالثی تلف کرده باشد در این حالت نیز بعضی از فقها معتقد بر تخییر مشتری بر فسخ و یا قبول عقد، مانند صورت قبلی هستند. ولی حکم این حالت بر انفساخ عقد و رجوع مشتری به بایع برای استرداد ثمن می‌باشد. حالت سوم اینکه، مبیع در ید بایع توسط مشتری تلف گردد، که در این صورت مبیع را مشتری تلف کرده و نمی‌تواند به بایع رجوع نماید.
ط- تلف مبیع بعد از قبض
حالات متصوره در صورتی‌که مبیع بعد از قبض تلف می‌شود:
اول- در صورت تلف مبیع پس از قبض در ید مشتری:اگر مبیع پس از قبض در ید مشتری تلف شود و تعدی و تفریطی در کار نبوده و خیار فسخی برای هیچ یک از طرفین متعاملین در نظر گرفته نشده باشد؛ تلف از آن مشتری خواهد بود. ولی اگر در فرض مذکور برای خریدار حق فسخی باشد، و مبیع قبل از اتمام مدت فسخ در ید خریدار تلف شود، در این فرض تلف از مال بایع خواهد بود. و دلیل آن هم قاعده کل مبیع تلف فی زمن‌الخیار فهو ممن لاخیار له است؛ «باقبض کردن، ضمان مال به مشتری منتقل می‌شود به شرطی که مشتری خیار مختص به خود یا مشترک میان خود و شخص ثالث را نداشته باشد»[۵۲]بدین معنی که اگر مبیعی در زمان خیار تلف شود، تلف از آن کسی است که خیار ندارد. و کسی که خیار دارد، حق رجوع به طرف مقابل را خواهد داشت. و اگر چنانچه شخص ثالثی هم در عقد خیار داشته باشد، حکم فوق جاری خواهد بود. و اگر طرفین عقد هر دو خیار داشته باشند و مبیع بعد از قبض بدون هیچ گونه علتی تلف شود، تلف از مال بایع خواهد بود. و اگر فقط بایع خیار داشته باشد؛ تلف از مال مشتری خواهد بود.
دوم- اتلاف مبیع بعد از قبض توسط مشتری: اگر مشتری بعد از قبض، مبیع را تلف نماید (تعدی و تفریط صورت گرفته باشد) تلف، از مال مشتری خواهد بود. هرچند هر دو طرف یا حتی شخص ثالثی هم خیار داشته باشند. ولی اگر فقط مشتری خیار داشته باشد، می‌تواند از حق خود استفاده کرده و مثل یا قیمت آن را مسترد دارد.
سوم- تلف مبیع توسط شخص ثالث: اگر چنانچه شخص ثالثی مبیع را تلف نماید، و مشتری خیار فسخ داشته باشد. و از خیار خود استفاده نماید، حق گرفتن ثمن از بایع را خواهد داشت. و اگر این کار را انجام داد، بایع می‌تواند به شخص تلف کننده رجوع نماید. و اگر مشتری از حق خیار خود استفاده نکند، در این صورت، خود مشتری باید به تلف کننده رجوع نماید. و می‌تواند مثل یا قیمت مبیع را بگیرد. و چنانچه بایع خیار داشته باشد، و از آن استفاده کند باید ثمن را به مشتری داده و خود به تلف کننده رجوع ‌نماید. و اگر بایع از خیار فسخ خود استفاده ننماید، مشتری می‌تواند به تلف کننده به مثل یا قیمت مبیع، رجوع کند.
البته ماده ۴۵۳ ق.م موارد فوق الذکر را در خصوص سه نوع خیار مجلس، حیوان و شرط بیان کرده و چنین اشعار می‌دارد که اگر مبیع بعد از تسلیم، و در موعد خیار بایع یا متعاملین، تلف یا ناقص شود، مشتری ضامن خواهد بود. و اگر چنانچه مشتری خیار داشته باشد، تلف یا نقض را بایع عهده‌دار خواهد بود. توضیحات فوق مسئولیت بایع بعد از تسلیم مبیع را نشان می‌دهد، که کماکان تا انقضاء مدت خیار ادامه خواهد داشت.
گفتار دوم: تأدیه ثمن
در بیع نقد که بیع مرابحه هم از آن جمله است، مشتری باید ثمن را که بایع مالک و ذیحق آن شده است، به اقتضای عقد، بعد از انعقاد به بایع تسلیم نماید.
همان طور که تسلیم مبیع به عهده بایع می‌باشد، تأدیه ثمن نیز به عهده مشتری خواهد بود. چرا که عقد بیع عقدی تملیکی و معوض می‌باشد. عوضین در عقد بیع، مبیع و ثمن می‌باشند که باید بین بایع و مشتری مبادله گردیده و به تملیک ذیحقین درآیند.
قانون مدنی ایران متأسفانه برای ثمن تعریف خاصی نداده و خصوصیات و شرایط جداگانه‌ای برای ثمن تعریف نکرده است. فقط در بعضی از مواد در شرایط خاص؛ از آن اسم برده و شرایط را توضیح داده است. از جمله این مواد، ۳۷۳، ۳۷۶، ۳۷۷ و ۳۸۱ ق.م می باشند که با توضیح شرایط مبیع در عقد بیع آن را منصرف در ثمن نیز ذکر کرده است. بسیاری از اوصاف مبیع بر ثمن نیز صدق می کند. از جمله آن‌ها، مالیت داشتن، معین بودن، منفعت عقلایی داشتن، و … فقط تنها موردی که در اوصاف ثمن و مبیع اختلاف است، مورد امکان منفعت بودن ثمن است. که مبیع نمی‌تواند منفعت باشد.
در تسلیم ثمن می‌توان از مواد ۳۶۷ تا ۳۸۹ ق.م که مربوط به مبیع می‌باشند، استفاده نمود. مثلاً در ماده ۳۶۷ ق.م که از تسلیم مبیع سخن رانده، و آن را دادن مبیع به تصرف مشتری به طوری که او بتواند تمامی تصرفات و انتفاعات متصوره را در مبیع نموده باشد. و قبض زمانی اتفاق می‌افتد که مشتری بر مبیع استیلا داشته باشد. و ماده ۳۶۹ ق.م نحوه تسلیم را که باید عرف آن را تسلیم بشناسد، سخن می‌گوید. در نهایت ق.م در ماده ۳۹۴ چنین بیان می کند که مشتری بایستی ثمن را در وقت تعیین شده و در محلی که بر آن توافق شده است، مطابق شرایط مندرج در عقد بیع تأدیه نماید. البته در ذیل بعضی از شرایط ثمن را به صورت جداگانه مورد بحث قرار می‌دهیم.
الف- ضمان درک ثمن:
همچنان که در ضمان درک مبیع گذشت، ضمان در معنای مسئولیت، و به عهده گرفتن، و پذیرفتن مسئولیت به کار رفته است. و ضمان درک ثمن، بدین معنی است که هر موقع ثمن مستحق للغیر درآید، خریدار بایستی در مقابل فروشنده مسئول باشد و نسبت به استرداد آن اقدام نماید، البته ضمان درک ثمن وقتی متصور می‌شود که ثمن عین معین و یا در حکم آن باشد. و وقتی که ثمن کلی در ذمه باشد، ضمان درک ثمن در این صورت معنی نخواهد داشت. چرا که مشتری باید چیزی را که به عهده گرفته است، مطابق تعهد خود به بایع تسلیم نماید.
ب- رفع تعرض نسبت به ثمن
خریدار باید ثمن را طوری تحویل بایع دهد که بایع بتواند در آن هرگونه تصرفی را بنماید؛ و وظیفه رفع مزاحمت و ممانعت را دارد. بنابراین اگر شخص نسبت به ثمن مدعی حقی باشد، خریدار موظف است از ثمن رفع تعرض نموده و شرایط استفاده بایع از ثمن را فراهم نماید.
البته مورد اخیر در عقد مرابحه، سالبه به انتفاع موضوع است. چرا که در بیع مرابحه لزوماً ثمن باید وجه نقد باشد.
ج- لزوم تعیین ثمن
همان طوری که فوقاً اشاره گردید، عقد بیع عقدی است معوض، فلذا ثمن یکی از عوضین می‌باشد، و ضروریست که در عقد بیع ذکر و اعلام شود. در واقع مبیع و ثمن اقتضای ذات عقد بیع می‌باشند، و قاعده انتقال مالکیت در عقد بیع نیز از معاوضی بودن، و داشتن دو کفه مبیع و ثمن ناشی می‌شود. و انتقال مالکیت در عقد بیع هدف اصلی و نهایی می‌باشد، و اگر یک کفه این ترازو وجود نداشته باشد، و ثمن در عقد بیع ذکر نشود، قطع به یقین این تأسیس حقوقی بیع نخواهد بود؛ و آن هبه بلاعوض می‌باشد. وقتی که از کفه ترازو در عقد بیع مثال زده می‌شود منظور این نیست که حتماً در عقد بیع ثمن با مبیع از نظر ارزش باید برابری نماید، بلکه کفه ترازویی که سبک‌تر می‌باشد رضایت آن طرف آمده و سبکی آن را جبران خواهد نمود. یعنی این که با توافق و تراضی طرفین ممکن است ثمن در مقابل مبیع ارزش یکسانی نداشته باشد. البته این نابرابری نباید به اندازه‌ای باشد که برای یکی از طرفین تضرر ایجاد نماید، یا ثمن عقد آنقدر بی‌ارزش باشد که ذهن را به طرف عقد هبه سوق دهد.
پر واضح است که در صورت تضرر یکی از طرفین، وقتی که تعادل متعارف مبیع و ثمن برقرار نشود، برای کسی که متضرر شده است، و تضرر وی از نظر عرفی قابل اغماض نباشد، خیار غبن حاصل می‌شود. و به متضرر این امکان را می‌دهد که اگر مایل باشد، بتواند عقد بیع را برهم زده و آن را فسخ نماید.
د- زمان و محل تأدیه ثمن
ماده ۳۹۲ ق.م حکم قضیه را معین کرده است، و اشعار می‌دارد که ثمن مبیع باید در موعد و محل معین، که در عقد بیع مقرر شده است؛ تأدیه گردد. با توجه به مفاد ماده مذکور، و از وحدت ملاک در خصوص شرایط مبیع، ثمن را هم می‌توان در موعد و محل وقوع عقد به فروشنده تأدیه کرد. و همین‌طور است که اگر برای تأدیه ثمن موعدی تعیین نشود، ثمن حال تلقی خواهد شد، که بلافاصله بعد از انعقاد عقد بیع بایستی به بایع پرداخت شود. و اگر طرفین عقد موعد یا محلی را تعیین کرده باشند، باید عقد تحت همان شرایط اجرا شود. و اگر طرفین چنین شرطی را در عقد ننموده باشند، عقد مطابق عرف محل اجرا می‌شود، یعنی این که در موعد و محلی که عرف مشخص می‌کند، عمل می‌شود. همان گونه که فوقاً اشاره گردید موعد تحویل ثمن می‌تواند مؤجل باشد. یعنی مبیع تحویل مشتری شده و برای تحویل ثمن مدت زمان تعیین می‌نمایند، یا ثمن در مقاطع زمانی مشخص پرداخت می‌گردد. و در این صورت اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر پرداخت ننماید، برای بایع حق ایجاد می‌گردد که معامله را فسخ نماید؛ یا برای اجبار مشتری به حاکم، رجوع نماید. که این خیار را ماده ۳۹۵ ق.م خیار تأخیر ثمن عنوان کرده است. در خصوص تأخیر تأدیه ثمن اگر طرفین موعدی را برای تأدیه ثمن معین نکرده باشند؛ و بعد از سه روز از تاریخ عقد، مشتری ثمن را تأدیه نکرده باشد، بایع حق فسخ قرارداد را خواهد داشت. حتی اگر بایع مبیع را تحویل نداده باشد. حکم مذکور در ماده ۴۰۲ ق.م بیان شده است. از ماده مذکور شرایط زیر استنباط می‌شود: اولاً، مبیع باید عین یا در حکم آن باشد. ثانیاً، تسلیم مبیع و تأدیه ثمن مؤجل نباشند. یعنی استثناء مذکور در ماده ۴۰۲ ق.م صرفاً برای بیع حال تعریف شده است. ثالثاً، مبیع و ثمن کلاً یا جزئاً بین طرفین مبادله نشده باشد. یعنی بایع هیچ جزئی از مبیع را تحویل مشتری نداده و مشتری نیز هیچ جزئی از ثمن را تأدیه نکرده باشد. رابعاً، قید زمان سه روزه برای تسلیم مبیع، و تأدیه ثمن لحاظ گردیده است، یعنی زودتر از این مؤعد، بایع حق استفاده از این خیار را نخواهد داشت.
در خصوص استفاده بایع از این مدت زمان، می‌توان گفت که آن حق بایع است. و می‌تواند در ضمن عقد آن را از خود ساقط نماید، یا به صورت ضمنی بعد از حصول شرایط، از آن عدول نماید. در این صورت، دیگر حق استفاده از آن حق را نخواهد داشت. چرا که ماده ۴۰۳ ق.م چنین بیان می دارد که اگر فروشنده به هر طریقی مطالبه ثمن را بنماید، و قرائن، و شواهد، نشان از الزام او به اجرای عقد بیع باشد، خیار از او ساقط خواهد شد. و اگر بعد از موعد سه روزه، بایع از حق خود استفاده نکرده باشد؛ و بعد از سه روز مشتری تأدیه ثمن نماید، برخی اعتقاد بر استقرار حق خیار بایع را بر موضوع دارند، و برخی دیگر، بر سقوط خیار بایع معتقدند. استنباط استاد ارجمند دکتر کاتوزیان در این خصوص بدین شرح است: «در موردی که خریدار ثمن را به او عرضه می‌کند، وضعی که مبنای خیار است، پایان می‌پذیرد. پس، چرا باید به یکی از دو طرف عقد اجازه داد که بیهوده پیمانی را که بسته‌اند، از هم بگسلند».[۵۳]
چنین به نظر می‌رسد که اگر بایع بخواهد در چنین شرایطی اصرار به استفاده از حق خیار خود بنماید، مصادیق سوء استفاده از حق برای بایع متبادر به ذهن خواهد شد. چرا که هدف از ایجاد شرایط برای خیار تأخیر تأدیه ثمن، اجازه دادن به بایع برای اجرای عقد و استفاده از این حربه بدین منظور می‌باشد؛ و با زایل شدن یکی از آن شرایط دیگر لزومی بر، برهم خوردن قرارداد، متصور نمی‌شود.
در انتهای این بحث، خاطر نشان می‌سازد که هزینه‌های تأدیه ثمن طبق ماده ۳۸۱ ق.م به عهده‌ی مشتری می‌باشد، مگر اینکه طرفین برخلاف آن تراضی نموده، و یا عرف محل ترتیب دیگری را معین کرده باشد.
گفتار سوم: ظهور عدم صداقت در اعلام قیمت مبیع در مرابحه
همان طوری که در شرایط مرابحه گذشت، بایع بایستی قیمت کالای خریدرای شده و همین طور تمامی هزینه‌های متعلقه اعم از هزینه‌های حمل و نقل، نگهداری، بیمه‌ای و گمرکی را مشخص نموده و به اطلاع مشتری برساند. در این خصوص سه موضوع قابل تأمل می‌باشد. اولاً، سایر هزینه‌های تجاری، پرسنلی و سربار از شمول هزینه‌های قابل قبول خارج می‌باشند. ثانیاً، هزینه‌ها باید مشخص و مستند باشد. بنابراین اگر محاسبه دقیق ریزهزینه‌های تملک کالا ممکن نباشد، کلاً موضوع عقد بیع مرابحه منتفی خواهد شد. ثالثاً، قیمت کالا و هزینه‌های فوق الذکر قابل قبول بایستی به اطلاع مشتری رسیده باشد.
حال اگر مشخص شود که بایع در اعلام قیمت مبیع و یا هزینه‌های مصروفه صداقت نداشته است، مشتری در بین رد و قبول عقد به همان مبلغ مختار خواهد بود.
مبحث سوم: ضمن درک مبیع
ماده ۳۶۲ ق.م بایع را ضامن مبیع و مشتری را ضامن ثمن می‌شناسد. و ماده ۳۹۰ ق.م در این خصوص بیان می کند که اگر بایع ثمن را قبض نماید ولی مبیع به طور کلی یا قسمتی از آن، مال ثالث درآید، بایع ضامن خواهد بود، هرچند در ضمن عقد تصریح به چنین ضمانی نشده باشد.
در تعریف ضمان درک، آقای دکتر شهیدی چنین بیان می‌دارند: «ضمان درک عبارتست از مسئولیت‌ هریک از بایع و مشتری، نسبت به مستحق للغیر در آمدن مبیع و ثمن».[۵۴]
و همین طور آقای دکتر امامی چنین تعریف نموده‌اند: «به مسئولیتی که برای بایع در مورد مستحق للغیر درآمدن مبیع حاصل می‌شود، گفته شده است».[۵۵]
آقای دکتر کاتوزیان هم در تعریف ضمان درک می‌فرمایند: «مقصود از درک مبیع این است که مورد معامله متعلق به شخص دیگری غیر از فروشنده درآید».[۵۶] ایشان کلمه ضمان را به معنی ضمان معاوضی می‌دانند. که اگر مبیع از آن دیگری باشد، فروشنده ضامن خواهد بود، که وجهی را که از بابت مبیع دریافت کرده، به مشتری عودت دهد.
گفتار اول: فساد یا بطلان عقد
در صورت فساد یا بطلان، دو حالت ممکن است، متصور باشد:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 205
  • 206
  • 207
  • ...
  • 208
  • ...
  • 209
  • 210
  • 211
  • ...
  • 212
  • ...
  • 213
  • 214
  • 215
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • سایت دانلود پایان نامه درباره بررسی ارتباط بین توده‌ی بدنی، ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7277
  • فایل شماره 7580
  • فایل شماره 8629
  • فایل شماره 8114
  • …
  • فایل شماره 9047
  • فایل شماره 8210
  • طرح های پژوهشی انجام شده در مورد بررسی و مقایسه ی طرحواره های تصویری ِ غزلیات سعدی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه در مورد اصول حاکم بر نبردهای هوایی در مخاصمات مسلحانه بین المللی- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان