روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8660
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

معاونت پژوهش و فن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
۱- اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
۲- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسن،حیوان ونبات) و سایر صاحبان حق.
۳- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
۴- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
۵- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
۶- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
۷- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
۸- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
۹- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه های غیرعلمی می آلایند.

معاونت پژوهش و فن آوری
به نام خدا
تعهد اصالت رساله یا پایان نامه تحصیلی
اینجانب سمیه حیدری دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی که در تاریخ /۰۶/۱۳۹۲ از پایان نامه خود تحت عنوان ” بررسی رابطه بین رضایت شغلی و سازگاری با بهره وری شغلی ” با کسب نمره دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:

    1. این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران(اعم از پایان نامه, کتاب, مقاله و …)استفاده نموده ام, مطابق ضوابط و رویه موجود, نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آنرا در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
    1. این پایان نامه قبلاً برای هیچ مدرک تحصیلی( هم سطح, پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
    1. چنانچه بعد از فراغت از تحصیل, قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب, ثبت اختراع و … از پایان نامه داشته باشم, از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
    1. چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود, عواقب ناشی از آن را می پذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد مرودشت
دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، گروه روانشناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A )
در رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی

عنوان:
بررسی رابطه بین رضایت شغلی و سازگاری با بهره وری شغلی
استاد راهنما:
دکتر نادره سهرابی

استاد مشاور:

دکتر سیامک سامانی
نگارش:
سمیه حیدری
زمستان ۱۳۹۲

نظر دهید »
فایل شماره 8659
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲۰

۱۸

۲۱

۲۴

۲۳

ماخذ : وزارت جهاد کشاورزی
به عنوان اصلی ترین قابلیت ­های توسعه بخش کشاورزی استان کرمانشاه می­توان به این موارد اشاره کرد که لزوم توجه هر چه بیشتر مسئولان و سرمایه گذاری در بخش کشاورزی استان کرمانشاه را بیش از پیش نشان می­دهد :
وجود منابع آب و خاک مستعد و فراوان وامکان توسعه اراضی قابل کشت آبی در مقیاس وسیع و بهره ­برداری از قابلیت های منابع دامی استان
برخورداری از زمینه ­های مناسب توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی.
برخورداری از شرایط اقلیمی متنوع و زیست محیطی بالنسبه تخریب نشده با امکان پی ریزی توسعه پایدار .
وجود جاذبه های طبیعی، تاریخی، و فرهنگی به عنوان قابلیت ­های توسعه گردشگری استان و امکان ایفای نقش به عنوان قطب گردشگری.
عمده­ترین مسائل اساسی، تنگناها و محدودیت های توسعه بخش کشاورزی در استان کرمانشاه به شرح زیر قابل بررسی است:
بیکاری گسترده و ضعف شدید مهارت نیروی انسانی.
ضعف بنیان های تولید، زیر بناها و عدم برخوداری از روند سرمایه گذاری دولت و بخش خصوصی در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن.
مهاجرت های گسترده ازروستا به شهر و خروج نیروهای متخصص و سرمایه از استان.
غلبه الگوی کشت دیم بر کشاورزی به واسطه سرمایه گذاری اندک برای استفاده از منابع آبی استان.

کمبود تأسیسات مهار آب در مقایسه با قابلیت ­های منابع آب و خاک.
ساختار سنتی بخش کشاورزی و خدمات.
حاکمیت نسبی مناسبات سنتی عشیره­ای بر روابط اجتماعی و اجرایی استان.
قطبی شدن الگوی سکونت شهری با تمرکز نامناسب جمعیت در شهر کرمانشاه ( اداره کل مطالعات و بررسی­های اقتصادی ، بانک کشاورزی)
منابع درآمد روستاییان
از آنجا که بیشترین خسارت خشکسالی متوجه دیم کاران می­باشد در این قسمت به بررسی نمونه ای درآمد یک بهره بردار کشاورزی می­پردازیم.
مجـموع کل زمین­های زراعی۸۲۰ هزار هکتار است که ۳۳ درصد کل مسـاحت استان را تشـکیل می­دهد. از این میزان روستـاهای شهرستـان­های کرمانشاه و اسلام آباد غرب بیشترین و پاوه و قصـرشیرین کم­ترین درصد زمین های زیر کشت را دارند. از نظر شیوه­ کشت ۸۳ درصد زمین های زراعی به صورت دیم کاشت می شود. البته بازده تولید در زمین های دیم کم­تر از زمین های زراعی آبی است.
بر اساس آمار موجود تعداد بهره برداران گندم دیم در استان به ۷۸۹۵۰ نفر بالغ می­گردد. با توجه به سطح زیر کشت ۳۲۰۵۵۸ هکتاری، سهم هر بهره بردار به طور متوسط حدود ۴ هکتار بالغ می­گردد. از این رو با عنایت به عملکرد حدود ۴/۱ تن در هکتار، به ازاء قیمت هر کیلو ۱۶۷۳ ریال (قیمت پایه سال ۸۶)، درآمد سالانه یک بهره بردار از فروش گندم دیم به ۹۵۱۰ هزار ریال بالغ می­گردد. لذا برنامه­ ریزی مسئولان کشور جهت افزایش درآمد این بهره برداران و کاهش ریسک تولید محصول از طریق پایش و پیش بینی خشکسالی که باعث حذف همین اندک درآمد نیز می­ شود، از الزامات کشور می­باشد.
۳-۱-۸- منابع آبهای سطحی استان
الف )آبهای سطحی
آبهای سطحی و زیر زمینی در محدوده های حوزه های آبخیز مطالعه می شوند. مرز حوضه های آبخیز با مرز استان ها منطبق نیست. لذا ضرورت دارد در مطالعات آب سطحی و زیرزمینی در هر استان ابتدا وضعیت آب در حوضه­های آبخیز مطالعه و محاسبه شودو سپس براساس محدوده استان اطلاعات استخراج کردد. در استان کرمانشاه یک سد در حال حاضر در حال بهره برداری است. پتانسیل منابع آب از محل منابع آب سطحی استان سالانه ۵/۱۳ میلیون متر مکعب می باشد.
– تقسیم بندی هیدرولوژیکی حوزه های آبریز :
بر اساس تقسیم ­بندی مطالعات طرح جامع آب کشور استان کرمانشاه در محدوده حوزه های آبریز کرخه علیاو سیروان و رودخانه های مرزی واقع شده است . هر یک از حوزه های آبریز به زیر حوزه های زیر تقسِم می گردد .
–کرخه علیا
زیر حوزه های گاماسیاب – دینور : رودخانه های این زیر حوزه از همدان جریان پیدا می کند . وسعت زیر حوزه گاماسیاب – دینور ۱۱۶۹۰۰۰ هکتار بوده و بلندترین نقطه ۳۸۵ متر و حداقل ۱۲۴۲ متر رودخانه­هاییکه در این مناطق جریان دارند عبارتند از رودخانه­های گاماسیاب ، جایشان خرم روددینور مریم نگار و مهمترین دشت­های این زیر حوزه عبارتند از: کنگاور – سنقر – دینور – صحنه – بیستون و هرسین که وسعتی حدود ۱۶۱۴۰۰ هکتار داشته که ۵/ ۶ % مساحت استان رادربر بگیرد.
–زیر حوزه قره سو
رودخانه های این حوزه از سراب­روانسر شروع شده و در مسیر بطرف کرمانشاه رودخانه مرگ از دشت ماهیدشت سرچشمه می­­گیرد، در محل دو آب ( پل شاهگدار ) به قره سو می پیوندد قبل از رسیدن این رودخانه­به کرمانشاه ، رودخانه رازآور که از دشت بیلوار و کامیاران سرچشمه گرفته است به قره­سومی­پیوندد. زیر حوزه های قره سو قسمت­هائی از استان کردستان و استان کرمانشاه راپوشش می­دهد . وسعت دشت­های قره سو ۲۴۴۲۰۵ هکتار است که معادل ۸/۹ کل مساحت استان­می­باشد. دشت­های این محدوده عبارتند از : ماهیدشت ، سنجابی و بیلوار کرمانشاه.
–زیرحوزه چرداول ، سیمره و کرند
رودخانه­های مهم این زیر­حوزه­ عبارتند از سیمره ، جزمان ، رودخانه کرند و راوند و دشتهای مهم این زیر­حوزه­عبارتند از دشت کرند ، اسلام آباد ، حسن آباد شیان ، هرسم ، گواور جلالوند وتالاندشت با وسعتی معادل ۸۱۷۴۵ هکتار که ۳/۳ درصد از کل استان را در بر می­گیرد.
–حوزه سیروان
رودخانه­های مهم این حوزه عبارتند از کاوه رود ،زیمکان ، لیله ، مره خیل ، آب زرشک و شمشیر و دشت­های مهم آن عبارتند از سنقر ، پاوهو جوانرود و بخشی از سنقر و بیونیج و کوزران با مساحتی معادل ۹۷۶۱۷ هکتار که معادل۳/۹ درصد از کل مساحت استان را در بر می­گیرد.
–حوزه مرزی غرب کشور
رودخانه­های مهم این حوزه که در استان جریان دارند عبارتند از الوند ، دیرهگیلان ، قوره تو ، آب ماهیت، هراسان، کنگیر، آب نفت و دشت­های مهم آن عبارتند از: دشت ذهاب، سر قلعه ، ازکله ، وجکیران ، قلعه شاهین، دیره، بریموند بالی، کفرآور، چله، گیلانغرب، قصر شیرین، خسروی، سومار و نفت شهر که وسعتی معادل ۷۴۲۰۰هکتار که معادل ۳ درصد سطح کل استان را در بر می­گیرد .
ب ) منابع آبهای زیرزمینی
منابع آب­های زیر زمینی استان از دو گروه سفره ­های آب زیر زمینی ،آبرفتی و مخازن آهکی تشکیل شده است. با مطالعاتی که تاکنون بوسیله وزارت نیرو ومهندسین مشاور به کمک نتایج تجسسات ژئوفیزیک به روش الکتریک و چاه­­های اکتشافی انجام­شده عمق آبرفت در دشت­های منطقه می توان حدود ۳۰ تا ۳۰۰ متر تخمین زد. سطح برخوردبه آب اصولا” در تمام دشت­ها چندان عمیق نمی باشد و در اکثر نقاط به سطح زمین نزدیک­است مخصوصا” در فصل بهار با بالا آمدن سطح استاتیک آب قسمتی از اراضی بصورت باتلاق­در می­آیند. بطور کلی در تمام منطقه سطح آب زیر زمینی بین ۵/۰ تا ۱۰ متر متغیر بوده­و حداکثر آن تا۴۰ متر می باشد. سفره آب­های زیر زمینی در حاشیه دشت­های آزاد بوده ووجود یک لایه رسی در اعماق کم باعث ایجاد سفره آب­های تحت فشار در بیشتر نقاط شده­مثل دشت­های سنجابی که تعدادی از چاه­­های اکتشافی و چاه­­های بهره برداری بین ۳۰ – ۱لیتر در ثانیه آرتزین نموده است . همچنین بخشی از نزولات جوی از طریق درز و شکافموجود در تشکیلات آهکی که در محدوده استان در سطح وسیعی پراکنده­اند، به داخل تونل­آهکی نفوذ نموده و در نتیجه مخازن آهکی منطقه را بوجود آورده اند . که تشکیلسراب­هایی با آبدهی بسیار بالا مثل چشمه طاق­بستان و سراب نیلوفر و خضر زنده را می­دهد .
حجم آبهای سطحی به میزان ۴۰۸۹ میلیون متر مکعب می­باشدکه از این میزان ۳ر۸۰۹ میلیون متر مکعب در بخش کشاورزی به مصرف می­رسد. سهم بخش کشاورزی از آب­های زیرزمینی به میزان ۳۹ر۱۲۰۲میلیون متر مکعب می­باشد که در مجموع با آب­های سطحی به مقدار ۶۹ر۲۰۱۱میلیون متر مکعب بالغ می­گردد.
تعداد رودخانه­های دائمی ۳۰ رشته ، تعداد ۵۰۵۲ دهنه چشمه ، ۵۰۰ رشته قنات و ۱۳۴۰۴ حلقه چاه­های عمیق و نیمه در این استان وجود دارد.( امورآب استان)
۳-۱-۹- آب و هوای استان کرمانشاه
به طور کلی آب و هوای استان کرمانشاه معتدل کوهستانی است و جبهه های مرطوب مدیترانه ای در برخورد با ارتفاعات استان موجب ریزش برف و باران می­شوند. در استان کرمانشاه در منطقه قصرشیرین و سرپل ذهاب و سومار و نفت شهر و به طور کلی نوار مرزی دارای آب و هوای گرم است.ارتفاعات غربی با شیب تند و یکباره ازکرند به بعد منقطع شده و به جلگه­ها و دشت­های مرزی ختم می­ شود.در این منطقه ارتفاع متوسط زمین ناچیز (در حدود ۳۰۰ متر)و تاثیر آب­وهوای صحرای خشک عربستان،گرمای شدید تابستان و هوای معتدل زمستانی را فراهم می ­آورد.حداکثر درجه حرارت درتابستان گاهی از۴۰ درجه سانتیگراد می­گذرد و حداقل آن در زمستان هیچگاه به صفر نمی رسد.وزش باد گرم(سام) درتابستان که متاثر ازبادهای سموم جزیره العرب است ،بدترین روزهای تابستانی را به وجود می آورد.زمستان ها معمولا معتدل و فصل بهار کوتاه می باشد( سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور).
۳-۱-۹-۱- توده های هوای فعال در استان
– توده ی هوای باختری
که در فصل سرد سال رطوبت اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه را به درون استان منتقل می کند و موجب بارش برف و باران می شود. هنگامی که توده ی هوای سرد شمالی بر رو استان مستقر است ، نفوذ توده ی هوای باختری موجب کاسته شدن شدت سرما و در نتیجه اعتدال هوا می شود. این توده ی هوایی به توده هوای مدیترانه ای نیز موسوم است. نقشه(۳-۴ ) توده های هوا به استان کرمانشاه را به وضوح نشان می­دهد.
– توده ی هوای شمالی

نظر دهید »
فایل شماره 8658
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کارآفرینان در واقع ارزش ها را تغییر می دهند و ماهیت آن ها را دچار تحول می نمایند.
کارآفرینان یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه مخاطره پذیرند.
کارآفرینان برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارند، اما هیچگاه سرمایه گذار نیستند. آن ها مخاطره می پذیرند، البته مخاطره ای که لازمه هر فعالیت اقتصادی است. کسانی که بتوانند به درستی تصمیم گیری نمایند، می توانند کارآفرین باشند و مانند کارآفرینان رفتار نمایند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

کارآفرین، تغییر را مقوله ای بهنجار وسالم می انگارد. او همواره به دنبال تغییر است و به آن پاسخ می دهد و فرصت ها را شناسایی می کند.
کارآفرین یک رفتار است و نه یک صفت خاص در شخصیت افراد(به نقل از، پورداریانی،۱۳۹۰).
نهایتاً، مانیر[۴۵] (۱۹۹۰) به رابطه کارآفرین و مدیر اشاره دارد و معتقد است که رفتار کارآفرینی با تأسیس سازمان یا شرکت به پایان می رسد و کارآفرین طی مراحل رشد، بلوغ و افول شرکت، نقش هایی دیگر می پذیرد و یا اینکه کنترل سرمایه را به مدیریت می سپارد. این مسأله رشد بیشتر را تضمین میکند، ضمن آنکه کارآفرین می تواند به تأسیس سازمان هایی جدید بپردازد(به نقل از، پور داریانی،۱۳۹۰).
انواع کارآفرینی
به طور کلی، مفهوم کارآفرینی در دو حوزه متفاوت مورد استفاده قرار گرفته است. یکی حوزه شخصی و دیگری حوزه سازمانی. به عبارت دیگر، تمامی تعاریف و نظرات ارائه شده از سوی اندیشمندان مختلف را می توان در دو بخش کارآفرینی شخص یا مستقل و کارآفرینی سازمانی گنجانید. در ادامه، ابتدا به تشریح کارآفرینی مستقل پرداخته و سپس کارآفرینی سازمانی را توضیح می دهیم:
الف) کارآفرینی مستقل (شخصی)
کارشناسان بر روی معنی اصطلاح کارآفرین مستقل با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پژوهشگران، کارآفرین مستقل را به عنوان فردی که عمدتاً مسئول گردآوری صنایع لازم برای آغاز یک فعالیت اقتصادی است تعریف می کنند. نکته اصلی در این تعریف آغاز شرکت است و این موضوع که آیا شرکت در آینده موفق می شود یا شکست می خورد، خیلی اهمیت ندارد. بعضی از آن ها، کارآفرین مستقل را به عنوان فردی که منابع لازم برای شروع و رشد یک کار تجاری را گردآوری می کند و بر روی نوآوری و توسعه محصولات یا خدمات جدید متمرکز می شود، تعریف می کنند. اهمیت این تعریف، رابطه بین نوآوری و کارآفرینی است (فری[۴۶]، ۱۹۹۹، به نقل از،رضاییان،۱۳۸۵).
به نظر جانسون[۴۷](۲۰۰۱)، کارآفرین مستقل فردی است پیشرو که خود را عامل و مسئول اتفاقات
می داند و قادر است که راه هایی نو پیشنهاد نماید. به عبارت دیگر، او شخصی است که با پذیرفتن ریسک، کسب و کاری را در نظر گرفته، آن را سازماندهی و یکدست می کند و هر گونه اقدام را بر اساس مهارت های دانش و انرژی های مشخصی انجام می دهد. همچنین، هر گونه مخاطره در فرآیندهای کاری را مدیریت می نماید (جانسون، ۲۰۰۱).
تراپ من و مورنینگ استار[۴۸] (۱۹۸۲)، کارآفرین مستقل را فردی می دانند که با عقاید و کارش در سیستم تأثیر بگذارد. به عقیده آنها، کارآفرینی یعنی ترکیب متفکر با مجری و کارآفرین مستقل فردی است که فرصت ارائه یک محصول، خدمت، روش و سیاست جدید یا راه تفکری نوین برای یک مشکل قدیمی می یابد. به عبارت دیگر، آن ها کارآفرین را فردی می دانند که می خواهد پیامد اندیشه، محصول یا خدمت خود را بر نظام مشاهده کند.
آمیت[۴۹] و همکارانش (۱۹۹۳) نیز، کارآفرینان مستقل را افرادی می دانند که نوآوری می کنند، فرصت های تجاری را شناسایی و خلق ترکیبات جدیدی از منابع را ارائه می نمایند تا در محیط عدم قطعیت، از این نوآوری ها سود کسب کنند (به نقل از،رضاییان،۱۳۸۵).
در برخی تعاریف دیگر، کارآفرین مستقل این گونه تعریف شده است:
فردی که مسئولیت اولیه جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب و کار را به عهده دارد و یا کسی که منابع لازم برای شروع و رشد کسب و کاری را بسیج می نماید و تمرکز آن بر نوآوری و توسعه فرایند، محصول یا خدمت جدید می باشد.
کسی که سیاست گذاری کسب و کار با اوست و به حساب خود، ریسک مالی آن را بر عهده می گیرد.
کسی که مؤسسه اقتصادی، مخصوصاً کسب و کاری که معمولاً مستلزم ابتکار و ریسک قابل ملاحظه ای باشد را سازماندهی و اداره کند.
کارآفرین مستقل، عامل سازماندهی کننده در فرایند تولید بوده و مسئول تصمیماتی از قبیل: چه تولید شود، چقدر تولید شود و چه روش تولیدی در پیش گرفته شود می باشد و در واقع ریسک کار به عهده همین فرد است (به نقل از، محمدی، ۱۳۸۶).
ویژگی های کارآفرینان مستقل
در مورد ذاتی یا اکتسابی بودن ویژگی های کارآفرینی، در بین صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد. در یک دیدگاه افراطی، ولف معتقد است افرادی که دارای خمیر مایۀ کارآفرینی هستند کارآفرین می شوند و افرادی که دارای این گونه ویژگی های طبیعی و شخصیتی نباشد، به هیچ وجه کارآفرین نخواهد بود (پورداریانی،۱۳۹۰).
نوشته های مشهور دربارۀ کارآفرینان حکایت از آن دارد که کارآفرینان به دلیل پرورش شان تعیین شدند تا آغازگر یک فعالیت جدید باشند. کارآفرینی ارثی نیست، اما بسیاری از کارآفرینان که در آینده خواهند آمد افرادی را به عنوان «الگوهای نقش کارآفرینانه» داشته اند که اینان، خانواده یا آشنایان آن ها هستند که آن ها را در طول سال های رشدشان تحت تأثیر قرار داده اند. حداقل ۴۰ درصد تمام کارآفرینان مستقل، از خانواده هایی هستند که تجربه کارآفرینانه دارند. بچه های کارآفرین اغلب، تجارت روز را که در میز غذا مورد بحث قرار می گیرد می شنوند و ممکن است هنگامی که جوان شدند به محل مؤسسه بروند و حتی ممکن است در طی بعد از ظهرها، آخر هفته و یا تابستان ها در مؤسسه کار کنند. فرزند دختر یا پسر کارآفرین نمی تواند کمکی به آن ها کند، اما از طریق والدین تحت تأثیر قرار میگیرد.
کارآفرینانی که اغلب زود با کار آشنا شده اند، به عنوان «کارآفرینان نو پا» محسوب می شوند. نسبت زیادی از کارآفرینان مستقل هنگامی که در سنین ۱۳ تا ۱۹ سالگی بوده اند، یک شغل موقت داشتهاند. اگر کارآفرینان مستقل را به عنوان یک گروه در نظر بگیریم ، گروهی منسجم و متنوع هستند. تشابهاتشان بدون توجه به نژاد و جنس و ملیت، آنان را از افراد معمولی متمایز می سازد. به عبارت دیگر، گروه کارآفرینان مستقل هم گوناگون و هم منحصر به فرد هستند.
هر چند مطالعات زیادی با هدف شناسایی ویژگی های کارآفرینان مستقل صورت گرفته، اما نتایج محدودی به دست آمده است. یکی از دلایل موفقیت محدود این مطالعات آن است که تحقیقات و مطالعات صورت گرفته، جنبه های مختلف ویژگی های کارآفرینان را در مجموعه گروه های مختلف مورد مطالعه قرار داده اند. بنابراین مشکل است تا به نتایج کاملاً قابل دفاع درباره «خمیر مایه لازم» برای کارآفرینان دست یافت. دلیل دیگر برای عدم اتفاق نظر درباره ماهیت کارآفرینان مستقل این است که آنها به هیچ گروه دیگری از افراد شبیه نیستند. تفاوت های خیلی زیاد در داخل گروه کارآفرینان وجود دارد که مشکل است تا به نتایج قاطعی درباره شباهت هایشان دست یافت.
با وجود اینکه نمی توان به طور قاطع کارآفرینان مستقل را مورد شناسایی قرار داد، مطالعه ویژگی های آن ها جهت ایجاد تصویر روشن تری از کارآفرین واقعی مفید است (فری، ۲۰۰۳ به نقل از؛ تسلیمی، ۱۳۸۴).
به عقیده لیتون[۵۰](۲۰۰۰) کارآفرینان مستقل دارای ویژگی های زیر می باشند:
توانایی ریسک پذیری، نوآوری، دانش در زمینه فنون کار، بازار و بازاریابی، مهارت های مدیریت، کسب و کار، توانایی برای همکاری، برداشت خوب نسبت به کسب و کار و توانایی برای شکار فرصت (لیتون، ۲۰۰۰ ، به نقل از؛ صمدآقایی، ۱۳۸۷).
جانسون (۲۰۰۱)، رفتار کارآفرینان را به شرح زیر خاطرنشان میکند:
ریسک پذیری : کارآفرین فردی است که ریسک می کند.
استقلال : در انجام کار به دیگران وابسته نیست.
کنترل درونی : این افراد عوامل موفقیت و شکست را در خودشان جستجو می کنند و به عوامل خارجی شانس و … استناد نمی کنند.
رشد و تعالی هیجان انگیز : کنجکاوی و سخت کوشی، افراد را ملزم به پیدا کردن روش های جدید و متفاوت می کند.
اعتقاد به خود : کارآفرینان سخت به خود اعتقاد دارند و پیشنهاد آنها بر اساس همین اعتماد است.
شروع کردن از خود : آن ها همه چیز را با اختیار خود شروع می نمایند.
انعطاف پذیری: آن ها همه چیز را در حال تغییر می بینند، لذا انعطاف پذیر هستند.
مقاومت : در بعضی از موارد آن ها مقاوم بوده و پافشاری می کنند.
ابهام : آن ها تحمل ابهام را دارند و در صورت مواجه شدن با ابهام سعی می کنند آن را کشف کنند.
شناسایی مشکل : آن ها تناسب را به سرعت تشخیص داده و با یک نگاه کلیات را می بینند.
نیاز کمتر به حمایت : آن ها کمتر به حمایت دیگران فکر می کنند.
حاکمیت : سعی می کنند به کل امور مسلط باشند.
به عقیده برخی صاحبنظران دیگر، رفتار و نگرش کارآفرینان مستقل به شرح زیر می باشد: (جانسون، ۲۰۰۱، به نقل از صمد آقایی،۱۳۸۷).
انگیزه برای موفقیت و رقابت
احساس مالکیت و پاسخگویی
تصمیم گیری مستقل و خوداتکاء
استقلال از اطلاعات، افراد و اقدامات

نظر دهید »
فایل شماره 8657
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تکرار: به عنوان یکی از زیباییهای معنوی است که از تکرار الفاظ و عبارات مشابه بوجود میآید. تکرار ویژگی جدیدی در شعر نیست و قدمت آن به اندازۀ قدمت خود شعر است، ولی از این جهت که یکی از ویژگیهای بسیار بارز شعر معاصر در ایجاد موسیقی شعر بشمار میآید، مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس آنچه که گفته شد میتوان جناس، تصدیر، ازدواج و هر گونه آرایۀ لفظی که نوعی تکرار لفظی دارد را میتوان در این باب گنجاند.
برخی تکرار را نوعی هنجارگریزی دانستهاند و دربارۀ آن چنین میگویند: «هنجارگریزی آوایی، تخطی شاعر از هنجارهای آوایی در زبان متداول است و یکی از عوامل ایجاد موسیقایی در ساختار زبان شعری است که بین واژگان و آواهای آنها توازن و تناسب برقرار میکند و به کلام آهنگ و ریتم خاصی میبخشد تا از سخن معمولی متمایز شود. یکی از مهمترین و بارزترین هنجارگریزیهای آوایی «تکرار» است. تکرارها علاوه بر ایجاد موسیقی شعر، معنا را تکثیر میکنند.»(سجودی و کاکه خوانی،۱۳۸۷: ۲۹۶تا۳۰۳) به عبارت بهتر تکرار نوعی توسع زبانی است که باعث زیبایی معنوی میگردد.
«در اشعار قدیمی تکرار در ساختارهای تشویق و تحذیر و به صورت کاملاً مستقیم بکار میرفت، اما شاعر معاصر توانسته است تکرار را در این اسلوبها زیباتر و الهامبخش را بکار ببرد.» (الکبیسی،۱۹۸۲: ۱۸۳)
مهمترین اهداف تکرار را میتوان در تکمیل بیت، رفع نواقص وزن و موسیقی، تاکید بر مضمون مورد نظر و در پی آن واداشتن انسان به تفکر و تامل خلاصه کرد. علاوه بر آنها با توجه به تکرار میتوان به ابعاد شخصیت درونی، خواسته ها و انگیزۀ شاعر پی برد. چرا که وی با تکرار و تاکید بر موضوعی خواسته ها و اندیشههایی که بدنبال آن است و یا از آنها در رنج و عذاب است را ناخودآگاه به خواننده القاء میکند. (همان: ۱۸۲) همچنین با ایجاد توازن و تناسبهای درونی، تصویر زیبایی را در شعر خود بیان میکند. البته باید ذکر شود که اگر تکرار برای وزن و قافیه بکار رود از باب موسیقی بیرونی است.

تکرار را میتوان به سه دسته تقسیم کرد؛ تکرار حرف، لفظ و عبارت، جمله. تکرار حروف (صامتها و مصوت) که در موسیقی درونی کلمات بسیار تاثیر گذار است، در دلالت موسیقایی کلمات بیشتر توضیح داده خواهد شد. اما تکرار الفاظ را میتوان در ابیات زیر دید:
إستَنیروا بِالعلمِ فَالعِلمِ نُورٌ إنّما بِالعُلـومِ تَنفی الشَرُورُ
(الزهاوی،۱۹۷۲،ج۱ : ۲۳۲)
(از علم و دانش روشنایی بگیرید، چرا که علم نور و روشناییست، و با علم است که شر و بدی از بین میرود.) و همچنین:
الجَهلُ أوزارؤه بِالشرقِ نازِلَه الجَهلُ أدواؤهُ کَالسِّل قاتِلَه
الجَهلَ آثامه لِلکُلِّ شامِلَه
الجَهلُ سَهلٌ عَلی الإنسانِ مَحمَله لو أنّ أضرارَه فی الفَردِ تَنحَصِر
(همان : ۲۴۷)
(نادانی در مشرق زمین مسکن گزیده است، داروهای نادانی همچون سل کشنده است، گناهان نادانی همهگیر است، کشیدن بار نادانی برانسان راحت است، اگر چه زیانهای بسیاری داشته باشد.)
در این دو قصیده شاعر با تکرار علم و جهل، میزان اشتیاق خود را به علم و آگاهی و میزان تنفر خود را از نادانی بیان میدارد، به عبارت دیگر نادانی و جهالت مردم، شاعر را رنج میدهد و احساست درونی خود را با تکیه بر کلماتی که درونش از آنها مالامال است، بیان میکند. وی در بیت زیر با تکرا واژگان “أین” و “رشید” حسرت خود نسبت به گذشته و پیشرفت و تمدنی که در زمان هارون الرشید در بغداد وجود داشت، را بیان میکند:

مجـدُالعِراقِ تَوَلَّی

وَ ما لَه مِن بَعیـد

نَدعُو إلیهِ رَشیداً

و أینَ أینَ الرَشید؟!

(الزهاوی،۱۹۵۵: ۲۴۶)
(تمامی بزرگی و عظمت گذشتۀ عراق، روی برگردانده است و ما هارون الرشید را به سوی آن میخوانیم، و کجاست، کجاست هارون؟!)
بهار همچون زهاوی در بیشتر مواردی که کلمهای را تکرار میکند، در پی اظهار تنفر و یا اشتیاق خود نسبت به آن است، همچون بیت زیر که از مستی و غوطهور شدن اکثر اقشار جامعه بویژه کسانی که در مراکز حکومتی هستند، در نادانی اظهار ناراحتی میکند:
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست مملکت رفته ز دست
(بهار،۱۳۵۸،ج۱ : ۱۴۶)
وی همانگونه که تمامی مردم را به پیشرفت و صنعتی شدن فرا میخواند، آنها را صنعت وارداتی و غیر بومی که ویژگی اصلیشان خرابی و کهنگی بود، برحذر میدارد. وی در چند قصیده از صنعت “واگون” که چیزی جز سلب آسایش را به بار نمیآورد، اظهار ناراحتی کرده است، همچون ابیات زیر که با تکرار کلمه واگون بر این مسئله تأکید دارد:

هوشـم ز سـر پریـده از ماجـرای واگون

از دنگ دنگ واگون، از های های واگون

از جا لسان واگون راحتتر است صدبار

آنکس که جان سپارد در زیر پای واگون

(همان: ۳۳۷)

نظر دهید »
فایل شماره 8656
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بند پنجم: نظریه حرمت مطلق همه اقسام باروری های پزشکی جز بین زوجین و با وجود شرایطی

قائلین به این نظر:
شیعه: آیه الله بروجردی.
اهل سنت: شیخ مصطفی زرقاء دکتر محمد علی البار
این گروه باروری به این شیوه را تنها در صورتی که بین زوجین باشد و خود زوجین عملیات آن را تصدی نمایند، ضرورت و عسر و حرج شدید ۰ضرورت قصوی)محقق باشد و باروری به شیوه داخل رحمی صورت گیرد. جایز می دانند دلیل این گروه همان دلایل گروه دوم است با این تفاوت که می گویند به دلیل قواعد، ‌محظورات به وسیله ضرورات مشروع می گردند، ‌لذا به جواز باروری پزشکی بین زوجین معتقد شده اند برخی از علمای شیعه نیز، حتی تلقیح منی زوج به زوجه را محل تامل و اشکال می دانند بر این اساس ترک احتیاط تنها در صورت ضرورت و حرج شدید محذور خواهد بود. (میرهاشمی، ۱۳۸۲: ۷۴).

و: نسب طفل ناشی از تلقیح مصنوعی در حالتهای مختلف

بند اول: نسب طفل ناشی از تلقیح مصنوعی در صور مختلف

هر گاه تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر انجام شود و از این طریق طفلی بدنیا آید، این طفل بی شک ملحق به زن و شوهر است و نسب او باید مشروع تلقی گردد، زیرا کلیه شرایط نسب قانونی و مشروع در این جا وجود دارد و مانعی برای عدم الحاق طفل به پدر و مادر خود نیست و اگر قانون گذار در مواد ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ از نزدیکی سخن گفته به اعتبار این است که معمولاً عمل مذکور موجب انعقاد نطفه بوده و تنها شیوه انحصاری نبوده و انقعاد نطفه محدود به این روش نخواهد بود و شامل لقاح مصنوعی نیز می شود و در انتساب آن به پدر و مادرش تردیدی وجود ندارد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بند دوم: تلقیح مصنوعی با نطفه غیر شوهر

در این زمینه بایستی به رابطه سه گانه طفل را با مادر و صاحب نطفه و شوهر به نحو جداگانه مورد بررسی قرار داد.
الف) رابطه طفل با مادر: از منظر بعضی از حقوقدانان بابستی در خصوص علم و جهل مادر به عمل لقاح قائل به تفکیک شد بدین شرح، چنانچه مادر جاهل به موضوع باشد طفل در حکم ولد شبهه بوده و ملحق به مادر است و در مورد دیگر چون مادر آگاه به نبودن رابطه زوجیت بین او و صاحب نطفه بوده طفل در حکم ولدالزنا است که به زانی ملحق نمی شود و نظر مخالف این است که طفل فقط در صورتی به مادر خود ملحق نمی شود که مادر زنا کار محسوب گردد و در لقاح مصنوعی، اعم از اینکه زن جاهل یا عالم به آن باشد زنا صدق نمی کند و طفل ملحق به زن است چرا که در رحم وی پرورش یافته و عرفاً نیز فرزند وی محسوب می شود و هیچ دلیل شرعی برخلاف آن وجود ندارد هر چند که بعضی از حقوقدانان نیز به جهت فقد رابطه زوجیت نسبی برای مادر قائل نیستند.
ب ) رابطه طفل با صاحب نطفه: در این مورد نیز بعضی از حقوقدانان در خصوص علم و جهل صاحب نطفه نسبت به عمل لقاح قائل به تفکیک شده اند بدین شرح در صورت جاهل بودن صاحب نطفه، طفل را در حکم ولد الشبهه و ملحق به صاحب نطفه دانسته و در مورد دوم طفل را در حکم زنا زاده به شمار آورده اند و در مقابل فقها گفته اند طفل ملحق به پدر طبیعی خود است، اعم از اینکه عالم یا جاهل به لقاح باشد زیرا بچه از نطفه او متکون شده است و عرفاً نیز فرزند او به شمار می رود و تلقیح مصنوعی زنا محسوب نمی شود هر چند که تحمیل نسب بر صاحب نطفه ای که جاهل به تلقیح و بر خلاف میل و اراده او بوده، دشوار است.
ج) رابطه طفل با شوهر زن: در این جا چون طفل از نطفه شوهر زن نیست، با او رابطه نسبت نخواهد داشت اما از آنجا که اماره فراش اقتضاء می کند هر طفلی که از زن شوهر دار بدنیا آمده با رعایت مدت حمل به شوهر ملحق شود در این مورد نیز ظاهراً طفل ملحق به شوهر خواهد بود وعملاً در موارد رضایت شوهر در تلقیح معمولاٌ اقدام بر نفی ولد نمی کند و برای او شناسنامه با نام خانوادگی خود می گیرد مگر اینکه پدر طبیعی طفل و یا قائم مقامان وی پس از فوت ایشان دعوی نفی ولد مطرح و در صورت ثبوت حکم به نفی نسب و عدم لحوق طفل به شوهر زن خواهد بود هر چند که بعضی از حقوقدانان به جهت فقد رابطه زوجیت نسبی برای شوهر زن در این خصوص قائل نیستند. ( صفایی و همکاران، ۱۳۹۱: ۳۲۸ ).
ز ) وضع حقوقی لقاح مصنوعی از منظر قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نابارور و اطفال ناشی از آن
با توجه به اینکه لقاح مصنوعی زن را از موحبت و لذت مادری که بس بزرگ و گرانمایه است، برخوردار می کند و اگر شوهر به لقاح مصنوعی رضایت داده باشد مسلم است که بداشتن فرزند علاقه فراوان دارد و در این صورت به طفل حاصل از لقاح مصنوعی دل خواهد بست و آنگهی سعادت خانواده از این راه تکمیل و آرامش آن تامین واز ارتکاب زنا جلوگیری خواهد کرد و مشکلات خاص فرزند و پدر خواندگی را نداشته و از طرفی به جهت ترویج بی رویه لقاح مصنوعی بلاخص از بیگانه که اخلاق اجتماعی در جامعه کنونی ما چنین نتایجی را نمی پذیرد، بنا براین رعایت جمع مصلحت ها اقتضاء می کند که تلقیح به بیگانه ممنوع باشد، مگر اینکه دادگاه بنا به ضرورت اخلاقی و مشروع را مبنای اذن قرار دهد و بر این اساس و تفکر مقنن قانون نحوه اهداء جنین مصوب ۲۹/۲/۸۲ و آئین نامه اجرائی آن در تاریخ ۱۹/۱۲/۸۳ را به تصویب رساند که این قانون دارای پنج ماده و آئین نامه اجرایی آن دارای ده ماده است که در ماده یک این قانون جنین های حاصل از تلقیح خارج از رحم زوجهای شرعی وقانونی را با شرایط مندرجه تجویز نموده واز نکات در خور توجه در ماده اشاره به زوجهای شرعی وقانونی بوده که مقنن وجود رابطه نکاح وزوجیت را به عنوان شرط لازم تصریح نموده و بنظر میرسد فرزندی که از این انتقال زاده می شود نسب اصلی خود را از دست نمی دهد و پذیرفته گان این اطفال به دلالت ماده سه قانون مذکور از لحاظ نگهداری وتربیت ونفقه واحترام، نظیر وظائف و تکالیف اولاد وپدر ومادری است و استنباط این است به منزله در حکم فرزند خوانده پدرو مادر پذیرنده است که این قانون وآئین نامه اجرائی در پاره ای موارد مورد انتقاد حقوقدانان واقع گردیده چرا بعضی از مواردیکه در آئین نامه تصریح گردیده می بایستی در خود قانون بیان می شد و بعضی از موارد مثل گنجاندن محرمانه بودن اهدا وانتقال جنین از صلاحیت آئین نامه خارج می باشد واز طرفی در خود قانون مواردی مثل حرمت نکاح، ولایت، توارث، قرابت طفل با اهداء کنندگان و شوندگان پیش بینی نشده، ناقص و نیاز به تکمیل و اصلاح دارد نتیجه این که با تصویب قانون موصوف پذیرش لقاح مصنوعی با رعایت شرایط قانونی قابل استنباط است.
ح) وضع حقوقی اطفال ناشی از لقاح مصنوعی از منظر قانون حمایت خانواده مصوب ۹/۱۲/۹۱: قانون گذار در قانون حمایت خانواده مصوب ۹/۱۲/ ۹۱، صراحتاً لقاح مصنوعی را پذیرفته و اطفال متولد از آن را مورد حمایت حقوقی و حتی کیفری قرار داده است و در تبصره ماده ۵۳ از قانون موصوف آمده. . . نفقه فرزندان ناشی از تلقیح مصنوعی یا کودکان تحت سرپرستی مشمول مقررات این ماده خواهد بود به طوری که حتی در بندهای ۱۶ و ۱۷ ماده ۴ از قانون مذکور سرپرستی کودکان بی سرپرست و اهداء جنین را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است نتیجه این که علاوه بر نظریات فقها و حقوقدانان، اطفال متولد از لقاح مصنوعی مورد حمایت مقنن قرار گرفته که لقاح مصنوعی در تبصره ماده استنادی به صورت عام آمده و به نظر می رسد اصل بر حمایت از انواع تلقیح مصنوعی می باشد.
فصل دوم
فرزند خواندگی و نسب ناشی از آن

مقدمه:

خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انساناست، و به تجربه ثابت گردیده که کودک در محیط و فضای خانوادگیِ سالم بهتر رشدنموده و تکامل و تعالی می یابد. بدیهی است فرزندانی که در محیط خالی از عشق ودلبستگی خانوادگی تربیت و بزرگ شوند در معرض بحرانهای عاطفی و روحی بسیاری قرارخواهند گرفت. لذا با وصف آنکه مؤسسات خیریه قانوناً موظف به نگهداری کودکان بیسرپرست می باشند، مقنن با تصویب مقررات قانونی خاص، سرپرستی کودکان بی سرپرست را تحت شرایطی به زوجین فاقد فرزند واگذار تا آنان در دامان پرمهر و عطوفت پدر و مادرمجازی خود پرورش یافته و انشاء اله بتوانند در آینده پذیرای مسئولیتی خطیر در جامعه اسلامی گردند
فرزند به کسی اطلاق می شود که با والدین خود رابطه خونی و نسبی داشته باشد. اگر تولد کودک ناشی از رابطه مشروع و قانونی والدین یعنی عقد نکاح باشد، فرزند قانونی و در غیر این صورت، گرچه فرزند طبیعی می باشد اما نامشروع خوانده می شود و از طرفی این امکان دارد که اطفالی که موسسات خیریه و یا بهزیستی نگهداری می کنند ناشی از رابطه نامشروع بوده و به عبارتی طفل نامشروع بوده اند بنابراین از این نظر نگارنده در این فصل به حقوق آنها پرداخته است.
گاه نیز ممکن است برخی افراد تحت تاثیر عواملی از قبیل نداشتن اولاد، کمک به همنوع و حمایت از اطفال یتیم، کودکانی را به عنوان فرزند پذیرفته و متعهد شوند که مانند فرزند واقعی خویش با آنان رفتار نمایند. به این عمل فرزندخواندگی گویند. درجه وابستگی فرزندی که به این شیوه پذیرفته می شود، با خانواده پذیرنده وی تابع احکام قانونی است.
پاره ای از قوانین کشورها این اجازه را می دهد که با شرایط خاص، کودک بیگانه به خانواده ملحق شود و به طور کامل در زمره فرزندان مشروع زن و شوهر درآید، اما در برخی موارد کشورها این الحاق را به طور کامل نمی پذیرند و ارتباط کودک را با خانواده طبیعی وی محفوظ می دارند و از بعضی جهات نیز او را در حکم فرزند خانواده پذیرنده قرار می دهند.
به هر حال فرزندخوانده در واقع فرزند حکمی و انتساب او به خانواده مجازی است اما ممکن است در مواردی و در نتیجه بروز حوادثی از قبیل فوت پدر و مادر حکمی، ارتباط ایجاد شده بر هم خورد و کودک در حکم فرزند خانواده دیگر درآید. در حالی که فرزند مشروع و قانونی را هیچ حادثه ای بیگانه نمی سازد و پیوند طبیعی او و پدر و مادرش گسستنی نیست.
با توجه به این که نوع‌دوستی و کمک به نیازمندان از عناصر اصلی تعالیم اسلامی و فرهنگ ایرانی می‌باشد و نظر به این که در شریعت اسـلام تـأکـیـد بـسـیاری بر ضرورت رسیدگی به ایتام و اطفال بی‌سرپرست شده است، در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۵۳ مقرراتی به منظور سرپرستی اطفال بی‌سرپرست با عنوان (قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست) وضع شد که با مقررات فرزندخواندگی مورد پذیرش ادیان زرتشتی و مسیحی و متداول در دیگر کشورها تفاوت دارد و همان طوری که گفته شد چون این اطفال جزء اطفال نامشروع می باشند به بررسی حقوق آنها نیز پرداخته است.

بند اول: هدف از قواعد سرپرستی کودک:

در روابط بین پدر و مادر و فرزندان، رعایت حقوق هر دو طرف مورد توجه قانونگذار است. با اینکه قوانین جدید بیشتر در اندیشه حمایت از کودکان هستند و بر بازرسی دولت در این باره میافزایند، باز هم رعایت حق پدر و مادر در تنظیم قواعد حاکم بر این روابط سهمی شایسته دارد. ولی در فرزندخواندگی، تأمین منافع مادی و معنوی طفل هدف اصلی قانونگذار است. بنابراین، در تفسیر مواد قانون و تنظیم روابط مالی و غیرمالی سرپرست و فرزندخوانده باید نفع کودک را در نظر داشت و هدف قانونگذار را از وضع قواعد سرپرستی فراموش نکرد
پیش از ورود در بحث فرزندخواندگى و آثار حقوقى آن در حقوق ایران، لازم است‏به منظور روشن شدن بیشتر موضوع، بویژه چگونگى به وجود آمدن نهاد فرزندخواندگى در نظام حقوقى ایران، مفهوم فرزندخواندگى و چگونگى پیدایش این نهاد حقوقى و تحول تاریخى آن – گرچه به اختصار – مورد بررسى قرار گیردد.
فرزندخواندگى عبارت از یک رابطه حقوقى است که بر اثر پذیرفته شدن طفلى به عنوان فرزند، از جانب زن و مردى به وجود مى‏آید; بدون آنکه پذیرندگان طفل، پدر و مادر واقعى آن طفل باشند. (امامی، ۱۳۸۸: ۲۶۹)
در لسان حقوقى، فرزند به کسى گفته مى‏شود که از نسل دیگرى نباشد و بین آنها رابطه خونى و طبیعى وجود داشته و بین پدر و مادر او جز در موارد استثنایى رابطه زوجیت ایجاد شده باشد. ممکن است زن و شوهرى فرزند غیر را به فرزندى بپذیرند که در این صورت قانون گذار چنین کودکى را در حکم فرزند این خانواده به شمار مى‏آورد و آثارى براى این رابطه حقوقى مجازى مى‏شناسد. تفاوت فرزند واقعى و فرزند حکمى یا ظاهرى در این است که پیوند موجود بین فرزند حقیقى و پدر و مادر وى پیوندى طبیعى و ناگسستنى است و رابطه حقوقى بین آنها هرگز از بین نخواهد رفت، ولى پیوند بین فرزند و پدر و مادر خوانده به آن محکمى نیست و عواملى نظیر انحلال خانواده و غیره بسته به سیاست قانونگذار ممکن است رابطه حقوقى موجود را زایل کند. (ایزاک، ۱۳۸۵: ۱۵۲)

بند دوم: سابقه تاریخى فرزندخواندگى

فرزندخواندگى نهادى است که به اشکال گوناگون، در بین جوامع و تمدنهاى متنوع تاریخى، نسبتا سابقه طولانى دارد. محققان براى پیدایش آن علل متفاوتى ذکر کرده‏اند. بیشتر پژوهشگران بر این عقیده‏اند که فرزندخواندگى، ریشه در نیاز نظامى و اقتصادى داشته و گاهى عوامل روحى و معنوى یا عاطفى موجب پیدایش آن شده است; در حال حاضر نیز این نهاد براساس نیازهاى معنوى خانواده و کودک بدون سرپرست استوار است.
در گذشته دور، رؤساى قبیله‏ها به منظور تقویت‏بنیه دفاعى و زیاد شدن قدرت قبیله‏اى و داشتن جمعیت فراوان، خانواده‏ها و اعضاى قوم را به داشتن فرزند زیادتر تشویق مى‏کردند و به افراد کثیرالاولاد، صله قابل توجهى مى‏بخشیدند که بتدریج، داشتن فرزند وظیفه‏اى مقدس و سنتى حسنه شناخته شد و ارزش مذهبى پیدا کرد، به نحوى که افراد بدون فرزند در خود احساس کمبود مى‏کردند و دچار مشکلات روحى مى‏شدند. و متفکران براى حل این مشکل و جبران این کمبود، راه حلى اندیشیدند و چنین مرسوم گردید: افرادى که با وجود اشتیاق و علاقه فراوان به داشتن فرزند از این موهبت محروم بودند، فرزند خواندگانى انتخاب و جانشین فرزند واقعى نمایند. کم‏کم این طرز تفکر در ذهن مردم به عنوان سنت‏حسنه رسوخ کرد. از طرف دیگر در میان اقوام گذشته، خانواده براساس قدرت پدرى یا پدر شاهى (patrin cat) استوار بود و رئیس خانواده قدرت فوق‏العاده‏اى داشت; به طورى که قادر بود به میل خود افراد و اعضاى خانواده را تعیین و به هر ترتیبى که مى‏خواست، خانواده خود را شکل مى‏داد و حتى قادر بود اطفال و فرزندان واقعى و طبیعى خود را از خانواده اخراج و بیگانه‏اى را به فرزندى بپذیرد.
در رسم قدیم به منظور حفظ آیین دینى و مراسم و شعائر مذهبى و استقرار آداب خانوادگى و ایجاد نیرو و توانمندى لازم و همچنین براى نگاهدارى و نگهبانى اماکن متبرکه و تامین قواى کافى در جهت تامین این اهداف، فرزندخواندگى از اهمیت فراوانى برخوردار بود و کثرت و تعدد فرزندخواندگان سبب افزایش ارزش و اعتبار خانواده‏ها مى‏گردید.
در میان رومیان قدیم نیز چنین مرسوم بود که بعد از فوت رئیس خانواده، پسر وى سمت ‏خانواده را عهده‏دار مى‏گردید. به همین دلیل، داشتن فرزندان ذکور اهمیت فراوانى داشت; زیرا تصور مردم چنین بود که اگر مردى فوت شود و پسر نداشته باشد، کانون خانواده از هم پاشیده خواهد شد و نیز معتقد بودند دختر هر خانواده با ازدواج کردن باید آداب و آیین خانواده اصلى خود را ترک کند و الزاما به آیین خانواده شوهر بپیوندد; بنابراین دختر قادر نبود آداب و سنن خانواده اصلى خود را حفظ کند; در نتیجه هر مرد رومى و رئیس خانواده، داشتن پسر را یک نیاز حتمى و امرى ضرورى مى‏دانست و اگر پسرى نداشت‏یا قادر نبود صاحب فرزند شود، بر حسب ضرورت، پسر شخص دیگرى را به فرزندى مى‏پذیرفت و براى به دست‏آوردن فرزندخوانده ناچار بود با یکى از رومیان داراى پسران متعدد، توافق کند تا یکى از پسرانش را به وى بفروشد و از تمام حقوق خود نسبت‏به آن پسر صرفنظر کند. تشریفات چنین بود که طرفین و طفل در دادگاه حضور مى‏یافتند و پدر کودک در نزد قاضى سه مرتبه اظهار و اعلان مى‏کرد پسرم را به مرد حاضر در دادگاه فروختم و با این اعلان دیگر هیچ گونه حقى بر آن فرزند نداشت و سپس پدرخوانده تسلیم کودک را به عنوان پسرخوانده خود از وى مى‏خواست و قاضى دادگاه سکوت پدر واقعى طفل را حمل بر رضایت وى بر این اقدام مى‏کرد و کودک را به پدرخوانده تحویل مى‏داد. با طى این تشریفات، رابطه طفل با خانواده اصلى به طور کامل زایل و قطع شده، رابطه حقوقى وى با پدرخوانده برقرار مى‏گردید و در نتیجه، نام و مشخصات خانوادگى پدرخوانده بر فرزندخوانده نهاده مى‏شد، ولى لقب خانوادگى قبلى وى به مشخصات خانوادگى جدید اضافه مى‏گردید. (ایزاک، ۱۳۸۵: ۱۵۳)
در حقوق مسیحیت، خانواده براساس ازدواج استوار بود و نهادى تحت عنوان فرزندخواندگى در مذاهب گوناگون دین مسیح پذیرفته نشده بود; لذا در حقوق مبتنى بر مذهب در کشورهاى اروپایى از جمله در حقوق قدیم فرانسه فرزندخواندگى اعتماد و ارزش قدیم خود را از دست داده و یا بسیار ضعیف شده بود. (امامی، ‌۱۳۸۸: ۳۳۶)
در فرانسه بعد از وقوع انقلاب کبیر، مقرراتى در زمینه فرزندخواندگى به وسیله مجمع قانون گذارى آن کشور در در تاریخ ۱۸ ژانویه ۱۷۹۲ پیش بینى گردید، ولى در سال ۱۸۰۴، «تدوین کنندگان مجموعه قانون مدنى‏» (Codsivil) پذیرش فرزندخواندگى دچار تردید شدند، ولى به توصیه ناپلئون بناپارت این نهاد حقوقى در مجموعه قانون مدنى و در نهاد خانواده جاى خود را پیدا کرد و قرار شد بین فرزند واقعى و فرزندخوانده تفاوتى نباشد. اما کمیسیون تدوین قانون مدنى، شرایط بسیار سنگین و دقیقى براى تحقق فرزندخواندگى در نظر گرفت و آثار محدودى براى این تاسیس حقوقى پیش بینى‏کرد.
شرایط سخت و سنگین جامعه فرانسه سبب شد که فرزندخواندگى نتواند موقعیت و رشد مناسبى پیدا کند، ولى بعد از جنگ بین‏الملل اول (۱۹۱۸- ۱۹۱۴) که مشکلات عدیده اجتماعى پیش آمد، به منظور حمایت و سرپرستى کودکان قربانى حادثه جنگ، در مقررات و شرایط فرزندخواندگى تحولاتى پیش آمد و از شدت شرایط و مشکلات سابق آن کاسته شد. لذا در ۱۹ ژوئن ۱۹۲۳ آثار حقوقى بیشترى براى فرزندخواندگى در نظر گرفته شد و تسهیلاتى در زمینه فرزندخواندگى فراهم گردید. همین امر باعث‏شد که فرزندخواندگى گسترش و افزایش قابل توجهى پیدا کند. بتدریج در سالهاى ۱۹۳۹ و ۱۹۴۱ و ۱۹۵۷ و ۱۹۶۳ و ۱۹۶۶ و. . . . . ، تغییرات و تحولات اساسى به منظور حمایت از اطفال بدون سرپرست و استحکام بخشیدن به کانون خانوادگى و سالم سازى جامعه در امر فرزندخواندگى به وجود آمد و سرانجام دو نوع فرزندخواندگى «ساده‏» و «کامل‏» با آثار حقوقى متفاوت در حقوق کشور فرانسه و دیگر کشورهاى اروپایى متاثر از حقوق فرانسه برقرار گردید.
«فرزندخواندگى کامل‏»، نهادى است که در این نهاد بین فرزندخوانده از حیث ‏حضانت و تربیت و ولایت و حرمت نکاح و توارث و استفاده از نام خانوادگى پذیرنده کودک، با فرزند واقعى تفاوتى وجود ندارد و رابطه فرزندخوانده کامل با خانواده اصلى وى کاملا قطع مى‏شود.
ولى «فرزندخوانده ساده‏» فقط از بعضى از مزایاى فرزندواقعى بهره‏مند مى‏شود; این نوع فرزندخواندگى قابل فسخ است و رابطه کودک با خانواده اصلى وى نیز قطع نمى‏شود
در ایران قبل از حمله اعراب و پیش از استقرار ضوابط اسلامى، فرزندخواندگى توام با اعتقادات مذهبى مرسوم بود. زرتشتیان که بیشتر مردم ایران را تشکیل مى‏دادند، بر این باور بودند که فرزند هر کس پل ورود او به بهشت است و افراد فاقد اولاد در روز قیامت و دنیاى دیگر پلى ندارند تا از طریق آن وارد بهشت گردند; این گونه افراد عقیم و بدون‏فرزند مى‏توانستند از راه فرزندخواندگى براى ورود به بهشت پل‏سازى نمایند.
در ایران سه نوع فرزندخواندگى مرسوم بود:
نخست: «فرزندخوانده انتخابى‏» و آن فرزندخوانده‏اى بود که پدر و مادر خوانده فاقد فرزند، در زمان حیات خود، او را به فرزندى مى‏پذیرفتند. دوم: «فرزندخوانده قهرى‏» زن ممتازه یا دختر منحصر متوفایى بود که آن متوفى برادر یا پسرى نداشت که در این صورت آن زن یا دختر بدون اراده و به طور قهرى فرزندخوانده متوفى محسوب مى‏گردید.
سوم: فرزندخوانده‏اى که ورثه متوفاى بدون اولاد بعد از فوتش براى او انتخاب مى‏کردند. فرزندخوانده از هر نوع که بود به قائم مقامى متوفى، مراسم مذهبى را انجام مى‏داد و تمام اختیارات و قدرت متوفى به فرزند خوانده وى انتقال مى‏یافت. در بین اقوام و قبایل عرب و شبه جزیره عربستان قبل از ظهور اسلام تبنى و فرزندخواندگى مرسوم بود و فرزندخوانده «دعى‏» نامیده مى‏شد.

بند سوم: فرزندخواندگی در اسلام

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 185
  • 186
  • 187
  • ...
  • 188
  • ...
  • 189
  • 190
  • 191
  • ...
  • 192
  • ...
  • 193
  • 194
  • 195
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7483
  • فایل شماره 7461
  • فایل پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع ارائه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8348
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی عوامل مؤثر برعملکرد اقتصادی روش‏های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8820
  • فایل شماره 7844
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع پایان نامه در مورد بررسی رابطه بین سبک های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8870
  • فایل شماره 8655

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان