روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 9028
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سرفصل های جرایم نظامی
برابر ماده ۲ قانون مجازات اسلامی، هر فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن مجازات تعیین کرده است، جرم محسوب می­ شود و جرایم نظامی نیز از این قاعده کلی مستثنی نیستند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جرایم نظامی فقط و فقط در قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح، پیش بینی شده و مشتمل بر پنج فصل می باشند.
فصل اول: جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی همچون جرم براندازی و جاسوسی
فصل دوم: جرایم برخلاف تکالیف نظامی همچون جرایم ناشی از عدم اجرای اوامر فرماندهان و جرایم ناشی از تیراندازی های غیرقانونی
فصل سوم: فرار از خدمت
فصل چهارم: جرایم مالی همچون سرقت، ارتشاء و اختلاس
فصل پنجم: سایر جرایم نظامی همچون استفاده غیر قانونی از البسه رسمی یا علایم و نشان های نظامی و یا جرایم ناشی از تخلفات رایانه ای
جرایم نیروهای مسلح[۲۷]
همان طور که می دانیم، نیروهای مسلح یک سازمان محسوب می شوند و مشخصات یک سازمان را دارند. از نظر گالبرایت، قدرت نظامی از سه رکن اصلی سلاح، سازمان و نیرو تشکیل می شود. سازمان های نظامی در جوامع معاصر، از سه منبع اصلی: قدرت دو منبع مالکیت و سازمان را کاملاً در اختیار دارند و عنصر شخصیت کمرنگ شده است. در واقع قدرت نظامی، سه بعد عقلانی، احساسی وبدنی دارد که بعد عقلانی، موجب می شود که اندیشه جنگیدن تقویت شود. بعد احساسی، موجب می شود جسارت جنگیدن زیاد شود و بعد بدنی، نیروهای جسمانی لازم را برای آن فراهم سازد. اهمیت نیروهای فردی و انسجام اجتماعی آنان، همراه با انگیزه های درونی در پیکره قدرت نظامی، مسأله ای نیست که با متراک شدن، پیچیدگی شدید سازمان و تکامل سلاح های جنگی، به فراموشی سپرده شود. در واقع، هنوز ایمان و دلبستگی نیروها به سازمان خود و اعتقاد به جنگیدن، مهمترین رکن در نیروهای مسلح محسوب می شود که اگر این روحیه دچار آسیب شود، کارایی ارتش ها کاهش می یابد.
به نظر هانتیگتون، ارتش امروز، دارای چهار ویژگی است:۱ـ تخصص در مدیریت سلاح، ۲ـ وابستگی به دولت ۳ـ به هم پیوستگی در درون، ۴ـ ایدئولوژی روح نظامی که منجر به تبعیت فرد از خواست های گروهی و نیز برقراری نظم و انضباط می شود.
همان طور که اشاره شد، کارایی یک ارتش ارتباط مستقیم با روحیه افراد و نگرش آن ها نسبت به سازمان دارد. در صورتی که نیروها از نگرش مثبتی برخوردار باشند، رفتارهایشان بهنجار خواهد بود و از هنجارهای سازمان نیز تبعیت خواهند کرد اما اگر نگرش منفی داشته باشند، این نگرش تأثیر مستقیمی بر رفتار آن ها خواهد گذاشت و در نتیجه، مرتکب رفتارهای نامعقولی مانند ارتکاب جرم خواهند شد و این امر، ارکان نیروهای مسلح را تزلزل خواهد کرد. برای رفع این آسیب، باید در درجه اول، نگرش های افراد نسبت به سازمان مثبت باشد و در درجه دوم، شرایط خدمتی و محیط خدمت برای افراد خوشایند باشد.
انواع جرایم درنیروهای مسلح
جرایم در نیروهای مسلح به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:[۲۸]
۱ـ جرایم عمومی: کلیه رفتارهایی هستند که در جامعه و نیروهای مسلح به طور مشترک جرم محسوب می شوند، به عنوان مثال: سرقت، اختلاس، جعل و غیره.
۲ـ جرایم خاص: جرایمی هستند که تنها در نیروهای مسلح جرم محسوب می شوند و خارج از نیروهای مسلح، جرم تلقی نمی شوند، جرایمی مانند: فرار از خدمت: لغو دستور، ترک پست و… این گونه جرایم در جامعه، جرم محسوب نمی شوند و اما چرا قانونگذار، رفتارهایی مانند ترک پست، خوابیدن سرپست و لغو دستور را به عنوان جرم تلقی می نماید؟ باید علت آن را در اهمیت نیروهای مسلح و اقتدار آن را دانست. یک نیروی نظامی، باید از قدرت و کارایی بالایی برخوردار باشد تا هر زمان که احساس نیاز شد، امکان اعمال قدرت در سلسله مراتب وجود داشته باشد. اما جرایم و تخلفات، منجر به کاهش اقتدار نظامی و در نهایت عدم کارایی نیروهای مسلح می شوند.
در واقع می توان گفت، ارتشی کاراتر است که در زمان لازم، قدرت مانور بهتری را داشته باشد و این امر محقق نمی شود، مگر این که نابهنجاری ها به حداقل ممکن برسد.
گزارش خلاف واقع
در رابطه با گزارش خلاف واقع با امعان نظر به قانون م. ن. م. و اصول حقوقی به نظر می رسد که گزارش خلاف واقع عبارت است از : افرادی که به مناسبت انجام وظایف عهدار انجام وظایفی در یگانهای نظامی و انتظامی شده اند در صورت وقوع هر گونه حادثه و اتفاقی در محدودۀ وظایف محوله باید مراتب را بطور واقعی و همان طور که اتفاق افتاده است گزارش نمایند و اگر خلاف واقعیت و به دروغ اقدام به تهیه و تنظیم گزارش نموده و آن را تقدیم مقامات ما فوق نمایند ، اصطلاحاً گفته می شود که فرد تهیه کننده گزارش مرتکب جرم گزارش خلاف واقع یا گزارش بر خلاف حقیقت گردیده است .
همچنین در این رابطه ماده ۷۸ ق م ن م مقرر می دارد : ( هر نظامی به مناسبت انجام وظیفه عملاً گزارش بر خلاف واقع به فرماندهان ….. )از ماده ۷۸ قانون فوق الذکر مطالب زیر مستفاد می گردد.
الف . عمدی بودن ارائه گزارش
شخصی می بایست نظامی باشد و این شخص نظامی در حیطه انجام وظیفه خود به صورت عمدی یعنی عالماًو عامداً گزارشی را که در حقیقت بر خلاف واقع است به فرمانده یا دیگر مقامات مسئول گزارش دهد. در همین رابطه سوالی که از معاونت محترم قضائی و حقوقی سازمان قضائی نیروی های مسلح مورخه ۱۳۸۱ به عمل آمده است به شرح ذیل می باشد :
آیا یگانی که در منطقه مانور ، عملیات مانوری انجام داده و بعداً از اتمام مانور گزارش تهیه نموده مبنی بر اینکه منطقه کاملاً پاکسازی شده است و بعدکودکی در همان منطقه در اثر بر خورد با مواد منفجره مجروح گردد است ارشاد فرمائید گزارش خلاف واقع صورت گرفته است یا خیر ؟ چنین بیان شده است در صورتی که اکیپ پاکسازی پس از انجام مانور منطقه را کاملاً پاکسازی نکرده و برخلاف واقع صورت جلسه کرده اند که منطقه پاکسازی شده است گزارش خلاف واقع بوده است.
نکته :
در رابطه با پرسش فوق ذکر سوالی به ذهن متبادر می شود این است که در این رابطه :
۱- آیا گزارش خلاف واقع عمدی بوده یا خیر ؟
۲- مجازات آن به چه صورت خواهد بود ؟
در پاسخ به سوال اول باید گفت: با توجه به اینکه مقنن از لفظ ( عمد ) استفاده کرده و عمد در فعل یا ترک فعل در واقع همان سوء نیت یا عنصر روانی و درونی است فلذا در سوال ذکرشده به نظر می رسد که اکیپ پاکسازی چنین نیت سوء ای را نداشته و صرف تنها عنوان مجرمانه آنها در ارائه گزارش خلاف واقع را می توان در تقصیر جزائی عنوان کرد ضمناً در حقوق جزا یکی از اصولی که در قوانین جزائی همه ی کشورها پذیرفته شده اصل تفسیر مضیق به نفع متهم می باشد که با توجه به این اصل به نظر می رسد که گزارش فوق الذکر از شمول عمدی بودن خارج است .
همچنین در پاسخ به سوال دوم می توان گفت ، از آنجائی که مجازات این عمل از شمول ماده ۷۸ ق م ن م خارج است فلذا در این رابطه می بایست الزاماً به قانون مجازات اسلامی محسوب ۱۳۷۰ مبحث دیات رجوع کنیم .
ب : کتمان حقیقت
تعریفی که از کتمان حقیقت می توان ارائه داد عبارت است از : هر گاه افراد نظامی در محدودۀ وظایف محوله شاهد و ناظر واقعه ای باشند که حسب وظیفه و برابر رویۀ جاری باید آن را گزارش نمایند در این صورت اگر اقدام به مخفی کاری و پنهان کاری و کتمان کردن موضوع نمایند مرتکب جرم کتمان حقیقت شده اند . به عنوان مثال اگر افسر نگهبان کلانتری برابر اعلام مال باخته در جریان وقوع سرقت خودرو قرار گرفته باشد و از ذکرآن درگزارش روزانه ی خود به مقامات ذی ربط امتناع کند مرتکب جرمی تحت عنوان کتمان حقیقت شده است.
ج : تقدیم گزارش ناقص
یکی دیگر از مواردی را که ماده ۷۸ به عنوان مصادیق گزارش خلاف واقع بیان نموده تغییر دائم، اعم از جزئی و کلی ماهیت گزارش می باشد به عنوان مثال : « در نزاعی که میان پرسنل نیروهای نظامی در یک یگان خدمتی به عمل آمده که نتجیتاً منجر به ایراد ضرب و جرح شده است مسئول نگهبان صرفاً درگیری لفظی را میان آن دو نفر را اعلام ،و ضرب و جرح واقع شده را مکتوم ( پنهان ) نماید در این حالت عمل ارتکابی مسئول نگهبان یکی از مصادیق بارز تغییر ماهیت گزارش خلاف واقع است .
د : تغییر ماهیت گزارش
یکی دیگر از موارد گزارش خلاف واقع تغییر دادن ماهیت گزارش تنظیمی است . و این عمل زمانی واقع می شود که شخص بر حسب وظیفه ماهیت و محتوای گزارش را در ارائه به مقام ما فوق خود تغییر دهد : به عنوان مثال : مسئول نگهبانی سرقت فشنگهای موجود در انبار مهمات را برای جلوگیری از بالارفتن آمارسرقت مفقودیت اعلام می کند . در این مثال گزارش را که از طرف مقام مسئول ارائه شده است در حقیقت چیزی غیر از آنچه که اتفاق افتاده است بوده از نظر ماهیت فلذا جرم گزارش خلاف واقع در این حالت وفق ماده ۷۸ محرز است .
هـ : عدم گزارش جرائم ارتکابی کارکنان تحت امر
آخرین مورد از موارد گزارش خلاف واقع آن است که مقام مسئول عمداً جرائم ارتکابی کارکنان تحت امر خود را به مقامات ذی صلاح گزارش ندهد و یا از گزارش دادن آن جلوگیری نماید. تمامی موارد ذکر شده از مصادیق گزارش خلاف واقع می باشد .
فرار از خدمت
یکی از جرائمی که صرفاً مختص به نظامیان اعم از ( پایور – پیمانی – وظیفه ) می باشد فرار از خدمت می باشد . این جرم معمولاً در میان اعضاء وظیفه شایعتر است این امر می تواند معلول عوامل متعددی باشد که از جملۀ آنها می توان به مشکلات مالی خود افراد اعم از ( اقتصادی و معیشتی ) و همچنین مشکلات روحی و روانی افراد اشاره کرد.
به هر حال به توجه به ق م ن م – این جرم در دو حالت واقع می گردد . یکی در زمان صلح و دیگری در زمان جنگ و درگیریهای مسلحانه .
الف . فرار از خدمت در زمان صلح
منظور از زمان صلح زمانی است که کشور در حالت جنگ و درگیرهای مسلحانه نباشد . در این رابطه ماده ۵۶ ق م ن م مقرر می دارد :
اعضاثابت نیروهای مسلح هرگاه درزمان صلح بیش از ۱۵ روزمتوالی غیبت کرده وعذرموجهی نداشته باشند قراری محسوب وحسب مورد به مجازاتهای ذیل محکوم میشوند و….
با توجه به این ماده می توان گفت شرایط و ارکان جرم فرار از خدمت برای اعضا ثابت ( پایور – پیمانی ) عبارتند از : غیبت افراد مذکور بیشتر از ۱۵ روز متوالی باشد منظور از متوالی پشت سرهم بودن و بدون وقفه و فاصله است . اگر در این فرایند زمانی بیش از ۱۵ روز شخص در محل خدمت حاضر شود و بعد از چند روز مجدداً مرتکب غیبت غیرموجه شود ، غیبت اولیه او به دلیل تناوب و فاصله ای که در میان بوجود آمده ۱۵ روز متوالی محسوب نمی شود .
۲ – شخص غایب در طول مدت مذکور عذر موجهی که در ماده ۷۶ ق م ن م در بندهای چهارگانه و تبصره آن بیان شده است نداشته باشد به عنوان مثال می توان به یکی از مصادیق های غذرهای موجه مانند فوت همسر – پدر – مادر – برادر و خواهر اشاره کرد .
علاوه بر موارد مذکور در ماده ۷۶ قانونگذار تحت شرایطی موارد دیگری را به عنوان معاذیر قانونی معاف کننده بیان کرده است که نمونه بارز آن ماده ۵۸ ق م ن م است ، این ماده مقرر می دارد ( افرادی که فراری محسوب شده هرگاه در زمان جنگ ) یا بسیج یا فراخوان عمومی یا هنگامی که یگان مربوط در آماده باش رزمی می باشد چنانچه ظرف مدت یک ماه از تاریخ شروع جنگ یا بسیج و فراخوان عمومی یا اعلام آماده باش رزمی ، خود را معرفی کنند از تعقیب و کیفر معاف خواهند بود .
آنچه که تاکنون راجع به فرار از خدمت در زمان صلح ذکر گردید مربوط به اعضاء ثابت اعم از پایور و پیمانی بوداکنون به جرم فرار از خدمت کارکنان وظیفه در زمان صلح می پردازیم .
همانطور که ماده ۵۹ بیان می دارد اگر کارکنان وظیفه نیروهای مسلح در زمان صلح مازاد بر ۱۵ روز غیبت متوالی مرتکب غیبت شود و در خصوص غیبت خود هیچ گونه عذر موجهی که در ماده (۷۶) بیان شده را نداشته باشد فراری محسوب می گردند. و حسب مورد به ۳ ماه تا یک سال حبس یا به ۳ ماه تا یکسال اضافه خدمت محکوم خواهندشد.
همچنین در رابطه با فرار از خدمت کارکنان وظیفه ماده ۶۰ مقرر می دارد : کارکنان وظیفه فراری در زمان صلح …. )

نظر دهید »
فایل شماره 9027
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های نتیجه­مداری، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در سطح ۹۵% تاثیر معنی­داری می گذارد ، شدت این تاثیر برابر بــا ۷۸/۰ می باشد جهت تعیین این تاثیر با توجه به ضریب بتا مشاهده می شود که این تاثیر مسقیم و مثبت می­باشد از سویی ضریب تعیین در این فرضیه برابر۶۰/۰ می باشد یعنی متغیر مستقل ۶۰درصد تغییرات متغیر وابسته را می تواند پیش بینی کند.

فصل پنجم

نتیجه ­گیری و پیشنهادها

۵ ـ ۱ـ نتیجه ­گیری

فرضیه اصلی: مولفه­های مدل­شایستگی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر متغیر مولفه­های مدل­شایستگی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت تاثیر معنی داری می­ گذارد، واین تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی اول: مولفه­های عقلایی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های عقلایی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری تاثیر معنی داری می گذارد، این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی دوم: مولفه­های شخصی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های شخصی (یعنی انطباق پذیری، استقلال، صداقت، تحمل فشار و…) بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری تاثـیر معنی­داری می­ گذارد، که این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی سوم: مولفه­های ارتباطات، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های ارتباطات، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری تاثیر معنی داری می­ گذارد، که این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی چهارم: مولفه­های تعاملی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های تعاملی، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در سطح ۹۵% تاثیر معنی­داری می­ گذارد؛ این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی پنجم: مولفه­های رهبری، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های رهبری، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری تاثیر معنی­داری می­ گذارد،و این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.
فرضیه فرعی ششم: مولفه­های نتیجه­مداری، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت اثرگذار است.
با توجه به سطح معنی داری که کمتر از ۰۵/۰ می باشد متغییر مولفه­های نتیجه­مداری، بر وضعیت مدیریت جانشین­پروری تاثیر معنی­داری می­ گذارد، و این تاثیر مسقیم و مثبت می باشد.

۵ ـ ۲ـ بحث

موفقیت نظام جانشینی تا حد زیادی در گرو کارآیی و نحوه عملکرد سیستم ارزیابی کارکنان مشمول ذخیره جانشینی می باشد . به عبارت دیگر قرار گرفتن کارکنان درون ذخیره جانشینی و تعیین جایگاه آنان از بعد ارتقاء پذیری، به معنی پایان یافتن ارزیابی­ها نبوده و فرایند ارزیابی کلیه کارکنان درون ذخیره جانشینی، متناسب با قابلیت‌ها و توانمندیهای مورد نیاز برای وظیفه و نقشی که کاندیدای تصدی آن در آینده می­باشند بصورت مستمر ادامه می یابد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت براساس مدل شایستگی مدیران،انجام شده است. جامعه­آماری این پژوهش کلیه مدیران ارشد شرکت نفت استان تهران می­باشند، قبل از آزمون فرضیه ­های این تحقیق آزمون نرمال بودن توزیع حجم نمونه (کلموگروف ـ اسمیرنوف) انجام شد وتوزیع حجم نمونه نرمال بوده و لذا جهت آزمون فرضیه ­های تحقیق از رگرسیون استفاده گردید ونتایج نشان داد که مدیریت جانشین­پروری در شرکت نفت براساس مدل شایستگی مدیران می­باشد. نتایج این تحقیق تایید کننده نتایج تحقیق­های گذشته می­باشد از جمله می­توان به این موارد اشاره نمود. تریسی بیگلی[۵۶] (۲۰۰۸) در تحقیق خود نشان داد که اکثر پاسخ دهندگان اعتقاد دارند که در سازمان آنها برنامه جانشین پروری با چشم انداز، اهداف و استراتژی سازمانی، اسـتخدام، مـسیر توسعه، پیشرفت شغلی و حفظ کارکنان مرتبط شده اسـت، و این نشان از اجرایی شـدن دستور نماینده مدیریت ریاست جمهوری در برنامه ­های جانشین پروری بود. متز (۱۹۹۸) در تحقیق خود براین نکته تاکید نموده که مدیران مهارت­ های مؤثرتری را توسعه داده، شایستگی را در مدل مدیریت عملکرد وارد نموده و سیستم آموزش مهارتهای رهبری را که به افراد در ارتقاء عملکردشان کمک می­ کند، برقرار نمایند. دراین تحقیق مشخص شد که مولفه­های مدیریت جانشین­پروری براساس مدل شایستگی مدیران دولویکز انجام مستقر شده است. وهریک ازمولفه­های مدل شایستگی اعم از مولفه ارتباطات، عقلایی، ویژگیهای شخصی، تعاملی، رهبری و نتیجه­مداری از امتیاز مناسبی در نظام مدیریت جانشین پروری شرکت نفت برخوردار هستند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۵ ـ ۳ـ پیشنهادهای تحقیق

۱ ـ گسترش برنامه های هدفمند به منظور استخدام افراد ماهر در منصب­های حساس؛
۲ ـ ارزیابی میزان شایستگی مدلهایی که به وسیله مدیریت منابع انسانی استفاده می­ شود؛
۳ ـ کمک به مدیریت منابع انسانی برای شکل­دهی برنامه ­های پرورشی فردی کارکنان؛
۴ ـ ایجاد آموزشگاه به منظور آموزش کارکنان ماهر برای تبدیل شدن به رهبران آتی مورد نیاز

۵ ـ ۳ـ ۱ پیشنهاد برای تحقیق­های آتی

۱ ـ لازم است آزمون عینی و عملی الگوی شایستگی مدیران از طریق ارزیابی قابلیت ­های دو دسته از مدیران سازمانهای دولتی وخصوصی، انجام گیرد.
۲ ـ تحقیقات مختلفی در زمینه مزایای برنامه­ ریزی جانشین پروری در خارج از کشورمان انجام شده است. لزوم انجام چنین تحقیقاتی در کشور ما نیز احساس می­ شود تا مزایای برنامه از لحاظ فرهنگی نیز مورد سنجش قرار گیرد.
۳ ـ تحقیقات مشابه­ای در زمینه آسیب­شناسی نظام مدیریت جانشین­پروری در سازمان­های ایرانی به ویژه در صنعت نفت می ­تواند اجرا شود تا مشکلات و چالش­های پیش­روی این نظام به­ طور دقیق و عمیق مورد بررسی قرار گیرد.
۴ ـ انجام مطالعات عمیق رفتاری برای شناخت بیشتر مفهوم قابلیت و شایستگی و چگونگی ایجاد آن در میان افراد
۵ ـ آزمون مجدد و وسیع­تر مولفه­های مدل شایستگی ارائه شده در این تحقیق و روابط میان آنها و اصلاح یا توسعه احتمالی الگوی قابلیت ­های مدیران دولتی ایران
۶ ـ به کارگیری این الگو در ارزیابی و شناخت استعدادهای مدیران دولتی و ایجاد بستر مناسب شایسته­سالاری در نظام اداری کشور
۷ ـ به کارگیری الگوی شایستگی مدیران برای تعریف و اجرای برنامه ­های آموزشی، پرورشی و توسعه تخصص مدیران در دیگرسازمانهای دولتی وخصوصی
۸ ـ طراحی ابزار مناسب به منظور شناسایی میزان وجود هر قابلیت در مدیران، باتوجه به مدل شایستگی مدیران

۵ ـ ۴ـ محدودیت­های تحقیق:

مهم­ترین محدویت این تحقیق، ابزار جمع­آوری داده ­ها (پرسشنامه) می­باشد که بهره­ گیری از آن با محدودیت­هایی روبرو است. پرسشنامه ابزاری است که سرعت جمع­آوری داده ­ها را افزایش می­دهد ولی باید در موضوعاتی مانند وضعیت مدیریت جانشین­پروری روش­های دیگری مانند مصاحبه های عمیق و همچنین مشاهده برای سنجش این متغیر استفاده کرد تا داده ­های دقیقی بدست آید. پرسشنامه این تحقیق دیدگاه مدیران و کارشناسان شرکت نفت را در زمینه مدیریت جانشین پروری در همان لحظه که مشغول پرکردن پرسشنامه هستند مورد بررسی قرار می­دهد که این نگرش در زمان، مکان و شرایط دیگر ممکن است متفاوت گردد و بدین لحاظ اعتبار سنجش را کاهش دهد.

ضمائم

منابع و پیوستها

منابع

    1. ابطحى، س.ح. و منتظرى، م.، (۱۳۸۶) مدیریت مبتنى بر شایستگى و نقش آن در مدیریت منابع انسانى، فصلنامه مطالعات مدیریت، ش ۵۷ ، صص ۱۶ ـ ۱٫
    1. ابوالعلائی، بهزاد و غفاری، عباس (۱۳۸۶) مدیران آینده (مبانی نظری و تجارب عملی برنامه ­های استعدادیابی و جانشین­پروری مدیران)، تهران: نشر سازمان مدیریت صنعتی، چاپ دوم.
    1. آرمسترانگ، مایکل، ۱۳۹۰، مدیریت استراتژیک منابع انسانی، ترجمه سید محمد اعرابی، امید مهدیه، دفتر پژوهش های فرهنگی.
  1. افضل­آبادی،محمدحسین؛ زارع، حبیب؛ افضل­آبادی،محمدرضا وآقاباقری، فهیمه(۱۳۸۹) نیازسنجی موفق آموزشی با بهره گرفتن از مدل شایستگی­های سازمانی (مطالعه موردی: شرکت جهادنصر یزد)، دومین کنفرانس بین ­المللی مدیران آموزش، مهرماه، ایران: تهران.
نظر دهید »
فایل شماره 9026
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

«افعال دنیوی رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به هفت دسته تقسیم می‏شود: طبابت، صناعت، زراعت، تجارت، مکاسب دیگر، تدابیر و اداره جامعه»[۲۳۱]
بنابرین باید گفت: علاوه بر کارکرد فردی که برای دین قائلیم، دین نسبت به اجتماع و جامعه انسانی بی تفاوت نیست، زیرا از طرفی رسالت دین هدایتگری و رساندن انسان به سر منزل مقصود است، و از طرف دیگر چهره غالب زندگی انسان، زندگی جمعی است و جامعه برای او ضرور است، و حال با این دو مقدمه که ذکر شد نتیجه می گیریم که دین نمی تواند نسبت به جامعه انسانی، روابط و نهادهای آن بی توجه باشد. بویژه با توجه به این که جامعه، عنصری قوی در سقوط یا سازندگی فرد انسانی است و به قول علامه طباطبائی سعادت و کمال فرد در گرو سعادت و کمال جامعه است، اگر قرار است انسان به عنوان یک فرد به سعادت برسد، ناگزیر این کار باید از طریق دخالت در زندگی عینی و اجتماعی او صورت گیرد .ایشان در تفسیر شریف المیزان می گوید:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«فانّ اهم الاشیاء عندالانسان فی نظر الطبیعه و ان کان هو نفسه الفردیه، لکن سعاده الشخص مبنیّه علی صلاح الظرف الاجتماعی الذی یعیش هو فیه، و ما اصعب ان یفلح فرد فی مجتمع فاسد احاط به الشقاء من کل جانب و لذلک اهتم (الاسلام) فی اصلاح المجتمع اهتماماً لایعادله فیه غیره.»[۲۳۲]
«هر چند مهم ترین موضوع در نظر هر فرد انسان -به طور طبیعی- خود آن فرد است، ولی سعادت فرد، بر پایه صلاح جامعه ای که در آن به سر می برد، استوار است و نجات فرد در جامعه فاسد، بسیار دشوار می نماید، از این رو اسلام به اصلاح جوامع اهتمامی بی نظیر ورزیده است».
با این دیدگاه، نهاد حکومت، ( که مهمترین کارکارکرد دین در حوزه اجتماعی است.) عنصری ضروری در ساختار دین می باشد و دین برای تطبیق و حفظ برنامه های خود، ناگزیر است که نهادی را برای این کار تأسیس کند و همچنین ضرورت رهبری پیشوایان وامامان معصوم، در راس این نهاد امری بدیهی است. که دین نمی تواند بی نیاز از ولایت و رهبری اجتماعی باشد. همچنان که این مساله یعنی دین را در امر حکومت بی طرف جلوه دهیم و به اصطلاح بین ریاست دینی و ریاست دنیوی تمایز قائل شوی، این جامعه چنانکه ملا صدرا می نویسد: «از عوامل مهم بحرانهای سیاسی به شمار می‌آورد».[۲۳۳] و برای چنین جامعه‌ای که دین را جدای از دنیا و سکولار کردند، سه ویژگی بر می شمارد:
۱-): احساس در این جامعه سکولار بر آراء محموده غلبه پیدا می کند.
۲-): آدمی به دنبال اسباب قریبه یعنی در پی دنیا می‌رود.
۳-): خشوع و خضوع نسبت به مبادی عالیه ـ موجودات ملکوتی ـ چنین جامعه‌ای ندارد.[۲۳۴]
اما اگر سیاست مطیع برای شریعت شد و در خدمت شریعت در آمد، محسوس «دنیا»، منقاد معقول «آخرت» می‌شود و انسان در چنین جامعه‌ای میل‌اش به سوی سرمایه‌های فاعلی«موثر» است و از سرمایه‌های منفعله «تاثیر پذیر» روی برگردان است.[۲۳۵]
از آنچه ذکر شد، نتیجه گرفته می شود؛ که دین علاوه بر کارکردهای در حوزه فردی، کارکردهای در حوزه اجتماع هم داشته باشد. که نمی توان آنها را نادیده گرفت، لذا طبق ادله پیش گفته و همچنین مواردی که برای قلمرو اجتماعی دین بر شمردیم، باید گفت: حوزه و قلمرو دین در امور، حد اکثری است و قائل شدن به قلمرو اقلی برای دین، جفا در حق دین محسوب می شود.
علاوه بر کارکردهای که در نگرش متکلمان نسبت به دین ذکر شد، در نصوص دینی اعم از قرآن و روایات ائمه معصومین هم می توان آن کارکردها ( حداکثری)، را مشاهده کرد.
از جمله؛ بخشى که براى کلیّت دین و از جمله تشریع مقرّرات، اهداف کلّى را بیان مى‌نماید. مثلًا تزکیه و پرورش، تعلیم و آموزش،[۲۳۶] اخراج از ظلمت و رساندن به نور (بصیرت) و بالا بردن بینش،[۲۳۷] برداشتن بارهاى سنگین خرافه و جهل از دوش مردم،[۲۳۸] شکوفا نمودن استعدادها و خِردهاى‌پنهان در زیر غبار کفر،[۲۳۹] برخوردار کردن از زندگى پاکیزه و حیات طیّب،[۲۴۰] تطهیر از زشتى‌ها و پلشتى‌ها،[۲۴۱] قیام به عدل،[۲۴۲] رسیدن به صلاح و فلاح،[۲۴۳] از جمله اهداف کلانى مى‌باشد که براى بعثت و تشریع مقرّرات بیان گردیده است.
و بخشى دیگر از روایات، که براى هر یک از مقرّرات شرعى- و مستقلّ از دیگرى- هدفى را بیان مى‌نماید. که می توان آن را نیز از کارکرد های شریعت به حساب آرود. هر چند این خدمات، برای پیام دین محسوب می شوند، و ما در جستجوی خدمات خود دین هستیم.
بدون تردید، یکى از گویاترین نصوص در این باره، خطبه حضرت فاطمه زهرا (س) است که در آن براى ایمان، نماز، زکات، روزه، حج، عدل، وجوب اطاعت، امامت، جهاد، صبر، امر به معروف، نیکى به پدر و مادر، صله رحم، قصاص، وفا به نذر، دقت در خرید و فروش، اجتناب از برخى محرمات، عدالت در قضاوت و حرمت شرک، فلسفه و حکمت‌هایى بیان شده است.[۲۴۴]
۲-۲-): دین انسانی :
در این بخش از این گفتار به انسانی بودن دین می پردازیم، همچنانکه در بخش گذشته از لزوم دینی بودن انسان سخن راندیم، حال اینجا پرسش این است که آیا لازم است یک دین با خواسته های انسان منطبق و هماهنگ باشد؟ آیا دین برای انسان و در خدمت انسان است که در هر عصری با خواسته های انسان عوض شود؟ که در صورت منفی بودن جواب، آیا باید از خواسته های انسانی صرف نظر کرد؟ یا دین را با خواسته های انسان هماهنگ کرد؟ این موضوع یعنی قابلیت انطباق دین با خواسته های انسان، موضوعی است که از دیر زمان مورد بحث و مجادله اندیشمندان و متفکران بسیاری قرار گرفته در این وادی نیز، بسان هر موضوع دیگری افراط و تفریط های گریبانگیر عده‏ای شده است. برخی تمامی احکام دین اسلام‏ را ثابت و لا یتغیر دانسته،و توجهی به خواسته انسان ندارند و برخی دیگر به دامان‏ التقاط و یا منسوخ پنداشتن بسیاری از احکام آن‏ در غلتیده‏اند، و در این میان عده ای اندک مصون از افراط و تفریط راه میانه را برگزیدند و اینها کسانی اند که هم اسلام را نیک شناخته و هم با عصر و زمان خویش آشنایی بایسته‏ای داشته اند. هدف نهایی در این بخش، زمینه سازی برای پاسخگویی به این پرسش است که؛ «چگونه می توان بین انسان مدرن با دین جمع کرد، و در دنیای جدید دیندار بود؟»، به عبارت دقیق تر و کامل تر، چگونه می توان میان ارزش ها و تعالیم اسلامی و میان دستاوردها و مقتضیات دنیای جدید توازن برقرار ساخت؟ و با این تلقی سراغ دین رفت که دین برای انسان و در خدمت اوست یعنی برطرف کننده حوائج و خواسته های آدمی می باشد.
عده ای از دانشمندان معاصر برای اینکه دین را انسانی (بشری) جلوه بدهند به راه های گوناگونی روی آورده اند،که در این نوشتار اجمالا به چهار روش همراه با نقدی که به آنها وارد است به طور خلاصه اشاره می شود.
۲-۲-۱-): رویکرد معنویت یا ایمان به جای دین:
یکی از تاکتیکهای «رویکرد سکولاریستی معنویت‏گرا»، مواجهه با دین از چشم‏انداز «روانشناسی باور» است. می‏دانیم که در معرفت‏شناسی این نوع معنویت، اصل بر «شکاکیّت اپیستمولوژیک» و انکار «براهین عقلی» و نفی «قطعیّات» گذارده شده است و حداکثر برخی باورهای عرفی و رایج را تحت عنوان [۲۴۵]Common Sense می‏پذیرند، که آن را نیز بیش از آنکه سهمی از واقع‏نمایی و حجّیت معرفت‏شناختی برایش قایل باشند، از باب اضطرار برای دوام زندگی اجتماعی پذیرفته‏اند و اصولاً پذیرش این مفاهیم عرفی پس از انکار بدیهیات و برهانیات، معلوم نیست که چه وجه استدلالی دارد و لذا حداکثر با عنوان «هنجار» و عرف، از آن دفاع می‏کنند. «بر این مبنا، پذیرش دین و از جمله، اسلام در این رویکرد، منشاء منطقی و عقلی ندارد.»[۲۴۶] «بلکه منشا ایمان دینی، صرفا یک اتوریته است و مسلمانی هم تنها یک باور ناشی از اتوریته و یک پدیده روانشناختی است نه معرفتی، این نگاه به دین، وقتی به مشخصات دیگری که اشاره خواهیم کرد، ضمیمه شود بی‏شک با «اثبات‏پذیری حقانیت‏اسلام» و عقیده به «صدق» گزاره‏های دینی (آیات و روایات)، یا با «کمال و خاتمیت اسلام»، و بسیاری مدّعیات مسلمانی دیگر، قابل جمع نیست و حتما باید در مفهوم اسلام، دستکاری‏های وسیعی کرد تا همچنان بتوان بدان پایبند ماند، زیرا دست‏کم هیچ دلیلی بر ترجیح آن بر سایر ایمان‏ها و ادیان و معنویتها وجود ندارد» و جالب است که مروّجین و مترجمین این مطالب به لوازم آن ایده‏ها نیز ملتزم‏اند.[۲۴۷] همچنین نویسنده مزبور تصریح می‏کند:
«که هیچیک از باورهای اسلامی با هیچ استدلالی، اثبات (و نیز ابطال) نمی‏شوند و مسلمین تنها چون مسلمان می‏باشند و به پیامبرشان، علاقه و اعتماد و تعبّد دارند و در برابر اتوریته او تسلیم شده‏اند، مدّعای قرآن و حدیث را باور می‏کنند اما این مدّعیات هیچیک، عقلانی بمعنای مدلّل یا مستدل نبوده و نمی‏توانند باشند، چنانچه می‏توان به اتوریته هر کسی دیگری هم اعتماد کرد و ادعای ‏او را هم پذیرفت. پس اعتقادات اسلامی و بلکه هر دینی، اصولاً قابل اثبات نیستند و حتی اگر چیزی بنام «بدیهیات» و نیز قوانین «منطق صورت» و استدلال برهانی را هم، باز هم هیچ استدلال عقلی بنفع هیچ یک از عقاید اسلام وجود ندارد.» [۲۴۸]این عقیده به «اثبات‏ناپذیری» و شکاکیت، البته منحصر در عقاید دینی نیست بلکه در کلیه معارف بشری (اعم از علمی و فلسفی و دینی و…) شکّاک می‏باشند و اگر مجبور شوند الگویی (Pattern) برای عقاید اثبات‏پذیر را هم بپذیرند، آن‏را حدّاکثر در یکی دو مورد از مفاهیم ریاضی، منحصر می‏کنند، زیرا اساسا منکر کمترین قدرت عقل برای فهم و سپس اثبات یا ابطال مفاهیم‏اند. بنابراین ما با یک گرایش کاملاً عقل‏گریز (نه عقل ستیز)، در کلیه علوم و معارف عقلی و تجربی و نقلی… مواجهیم که هر عقیده‏ای را حتی اگر بنفع آن، برهان عقلی یا دلیل نقلی (که مستحضر به دلیل عقلی باشد)، اقامه گردد باز هم مشکوک می‏دانند و آن‏را حداکثر در حوزه تعبّد به اتوریته و یک رفتار روانشناختی به رسمیت می‏شناسند پس نه‏تنها دین یا اخلاق یا معنویت، بلکه همه علوم و فلسفه ها و مکتب‏های بشری را نیز ـ جز در حوزه برخی مفاهیم اولیه ریاضی که معادل بعضی از مفاهیم منطقی هم می‏توانند بود ـ از اساس، مشمول این مشکوکیّت و اثبات‏ناپذیری می‏دانند و البته بطریق اولی، دین نیز مورد هدف این نوع از لاادری‏گری افراطی قرار می‏گیرد و لذا تصریح می‏کنند:
«تقریباً هیچ اعتقادی (دینی، فلسفی، علمی و…)نداریم که بنحو قطعی، قابل اثبات (یا ابطال) باشد و از این حیث، اعتقادات دینی نیز مثل سایر اعتقاداتند.»[۲۴۹]
مصطفی ملکیان، همچنین مدعی تفکیک «ایمان»، از «اعتقاد» می‏شود که این نیز یک ایده فیدئیستی و ناشی از تفکیک دین از عقل و انکار عقلانی بودن «دین» است و کسانی چون آلن‏واتس، ایده خود را بر آن ـ در کتاب «حکمت بیقراری»، بنا کرده و ایمان و عقیده را مغایر با یکدیگر، بلکه کاملاً بر خلاف یکدیگر دانسته و گفته‏اند که عقاید، دست‏وپا گیرند ولی اگر ایمان و معنویت را فاقد محتوای نظری و عقیدتی کنیم، دیگر مزاحم نیستند و آزادند.
اجمالا باید دانست که جریان مزبور، نظام اعتقادی اسلام را اولاً، دگماتیست و منشاء خشونت و ستیز با واقعیت می‏داند و معتقد است که پیروان اعتقادات دینی از آنجا که حاضر نیستند به ایمان شکّاکانه!! (تلفیق ایمان و شک!!) تن دهند، پس حتماً آرامش روانی ندارند چون همواره درصدد دفاع از عقاید خود بوده و بدان وفادارند و حاضر نیستند از آن دست بکشند و در عین حال، دیندار باشند!! ثانیا، این جریان، شاکی است، که چرا اسلام و سایر نظام‏های عقیدتی دگماتیک! انسانها را به دو دسته همفکر و غیرهمفکر (مؤمن و کافر)، تقسیم می‏کنند؟ اشکال سوّم، ایشان به نظام عقیدتی اسلام، آن است که چرا مسلمین در کنار «منبع مشروعیت و معرفت» مورد اعتقاد خود ـ قرآن و سنت به اتوریته‏های دیگری هم در مقابل آن تن نداده و تغییری در عقاید اصلی خود نمی‏دهند؟[۲۵۰]
آقایان سپس از آنچه «نظامهای دینی غیردگماتیک» می‏نامند، دفاع می‏کنند که هیچیک از این اشکالات را ندارند زیرا بر هیچ عقاید معینی، پافشاری نمی‏کنند! و معذلک «دین» یا «ایمان» و یا «معنویت» هستند.[۲۵۱]
در نتیجه توصیه می‏شود که معنویت یا ایمان، صرفا به معنای نوعی رویکرد وجودی و روانی، به مفهوم کاملاً شخصی و اگزیستانسیالیستی آن، و یک تجربه شخصی و ذهنی تعریف شود که برخلاف ایمان عقیدتی، نه مبنای معرفتی و نه لوازم قانونمند فردی و اجتماعی (التزامات رفتاری)، ندارد و به‏اصطلاح، جزمی و دگماتیک نیست!! البته هر تجربه یا گرایش شخصی بلکه هر باور متافیزیک یا مذهبی و ایمانی، حتما تأثیرات خودبخود در رفتار فردی و حتی اجتماعی دارد اما این باور، نه یک عقیده و یا آگاهی (معرفت) است تا قابل اثبات باشد و نه با احکام خاصّ رفتاری، پیوسته است تا نیازی به شریعت باشد بلکه صرفا یک اتفاق روانشناختی است که مثل هر حادثه روانی دیگر، بنحوی ظهور می‏کند و مهم نیست که به چه نحو!! مهم آن است که در این نگاه، رفتارهای دینی، یا از نوع مناسکی و عبادی (Ritual) هستند، که صرفا سمبلیک و مقدمه برای ایجاد نوعی اخلاق ـ بلکه دقیقتر بگوئیم نوعی«آداب» ـ در دنیای انسانهاست و یا مستقیما و بدون وساطت شعایر مذهبی، یک رفتار اخلاقی اند(Moral)، پس گوهر و اصل دین که در همه ادیان آسمانی و غیرآسمانی اهمیت دارد، صرفا ایجاد نوعی «اخلاق معنوی»، بسیار مبهم و بی‏ریشه خواهد بود که نه به عقاید خاصّ و نه به احکام خاصّ (دگم‏ها) وابسته نیست و نباید باشد و اسلام و بودیزم و مسیحیت و…، در این خصوص هیچ ترجیحی بر یکدیگر ندارند چنانچه عقاید گوناگون (توحید و تثلیث و شرک و بت‏پرستی یا اعتقاد به معاد و تناسخ و…) تفاوتی با یکدیگر ندارند، احکام عملی هم در این میان، اهمیتی ندارند و واجب و حرام شریعت، نیز چون عقاید دینی، خارج از ذات دین می‏باشند و هیچیک از اجزاء اصلی دین نیستند. بدون همه این امور دست‏وپاگیر و تعصب‏آور و غیرعقلانی!! می‏توان به معنویت اخلاقی رسید و مهم نیست که در قالب پرستش چه چیزی و آیین کدام دینی!! بلکه برای هرکس به حسب میل و سلیقه و روحیاتِ شخصی او، یکی از این ادیان، مناسبت‏تر است!![۲۵۲]
با این حساب بطور مطلق نمی‏توان از «دین حقّ» یا دین برتر، سخن گفت، همچنین عمل به شریعت، هیچ ضرورتی برای کسب معنویت یا اخلاق عرفانی ندارد، بلکه می‏تواند مانع آن نیز باشد زیرا با این ملاک، تجربه روانی در برخی تیپ‏ها، حتی اگر تمام عمر هم مطیع شریعت باشند، نمی‏تواند بوجود آید و برخی تیپ‏ها حتی اگر در تمام عمر با شریعت، مخالفت کنند باز هم تجربه معنوی را براحتی دارند پس عمل به شریعت، ضرورتی ندارد بلکه دست و پاگیر و مانع تجربه نیز هست و البته آنچه به تصریح نویسنده، گوهر دین است، همان «حالات اخلاقی» است و نه حتی لزوما «تجربه دینی». پس مراد وی از «ایمان دینی»، تجربه باصطلاح عرفانی یا دینی هم نیست برخلاف گرایشهای دیگری در همین رویکرد که گوهر دین را تجربه دینی می‏دانند و البته این رویکردها در اصول با یکدیگر، مشترکند و از جمله در اینکه اعتبار معرفتی و حجیّت و الزامی به قبول عقاید دینی و یا برای عمل به احکام دینی، قائل نیستند و عرفان به مفهوم اسلامی آن را نیز که نوعی معرفت (منتهی شهودی و قلبی) است منکرند، همچنین اخلاق را بریده از ریشه نظری آن و مستقل از مقدمات و نتایج و تعریف اسلامی آن، میان اسلام و بودیزم و… یکسان و مساوی می‏دانند زیرا همه براساس شکاکیت و لاادری‏گری عقیدتی و اباحی‏گری فقهی بنا شده‏اند.
آنچه اینان می‏خواهند به ما بباورانند و خود به آن یقین و عقیده دارند!! این گزاره است که: (می‏توان هیچ عقیده‏ای به هیچ گزاره دینی نداشت و در همه ‏چیز حتی توحید و مبدا و معاد، شک داشت و بلکه منکر همه چیز شد و معذلک دیندار و مؤمن بود. و می‏توان با همه احکام دینی مخالفت کرد و در عین حال، الگوی اخلاقی شد و به معنویت و عرفان رسید).
آقای ملکیان می‏کوشد القاء کند که دست‏کم در هفت مورد می‏توان دین و حتی عقاید قطعی و ضروری دینی را ردّ کرد و در عین حال، دیندار هم بود.
«آن هفت مورد عبارتند از:
۱-): با دیدن حوادث تلخ در زندگی ـ چون زلزله ـ می‏توان خیرخواهی یا عدالت خدا را انکار و یا در آن شکّ کرد و این عقیده، منافاتی با ایمان ندارد، زیرا «ایمان» محتوای عقیدتی ـ مثلاً عقیده به عدالت یا خیرخواهی خدا ـ ندارد، بلکه در آن یک ایمان بدون موضوع و متعّلق هم کافی است!! نباید از مؤمن پرسید که به چه چیز ایمان داری؟! به هیچ!!
۲-): می‏توان معتقد بود که منشاء دین، اساسا نه یک امر ماورائی ـ مثل خدا ـ بلکه یک امر بدنی (فیزیولوژیک) یا روانی (پسیکولوژیک) است؛ یعنی می‏توان در منشا الهی و غیرمادی دین، شکّ کرد و این نیز منافاتی با ایمان و معنویت و دینداری ندارد. حتی می‏توان پذیرفت یا احتمال داد که غده‏ای در بدن است که اگر ترشح‏اش زیاد شود، آدم دیندار یا دیندارتر می‏شود و می‏توان احتمال داد که منشاء دین، یک امر جامعه‏شناختی، روانشناختی یا زیست‏شناختی ـ و نه خداوند ـ است و این شک، صدمه‏ای به ایمان نمی‏زند چون قرار شد که ایمان ما از نوع دگماتیک و عقیدتی (که قطعا منشاء الهی برای دین، قائل است و همه این احتمالات را قاطعانه ردّ می‏کند)، نباشد.
۳-): می‏توان مؤمن و متدیّن بود و در عین حال مثلا بخاطر عصبانیت از رفتار زشت یک فرد مدّعی دینداری، در اصل دین و حقانیت‏ آن شک کرد. این شک هم منافاتی با ایمان و دینداری ندارد!!
۴-): کسانیکه بخاطر منافع شخصی یا سود و ضرر مادی به دینی گرویده‏اند اگر به هر دلیل به مطامع خود نرسیدند و یا اگر کارکردی را از دین، انتظار داشته‏اند ولی انتظار آنان از دین با واقعیت، جور درنیامد، چنین کسانی نیز می‏توانند در دین، شکّ کنند و این شک، صدمه‏ای به دیانت آنان نمی‏زند و همچنان می‏توان آنان را متدیّن دانست چون ایمان نباید یک دگم باشد.
۵-):چون فرهنگ دینی جامعه در طول تاریخ، تغییراتی بخود می‏بیند پس می‏توان نتیجه گرفت که هیچ چیز قطعی نیست و مرزی میان «ضروریات دین» و «بدعت‏ها» وجود ندارد، همه‏چیز مشکوک و نسبی و قابل حذف از دین و یا قابل اسناد به دین است پس هر عقیده‏ای می‏تواند به یک اندازه، دینی یا غیردینی دانسته شود و فاصله‏ای معرفتی میان ارتدوکسی‏ها و هترودکسی‏ها وجود ندارد. می‏توان به چنین سیلان و هرج‏ومرجی معتقد بود و آرام‏آرام در همه عقاید دینی شک کرد و ضروریات دین را بدعت دانست و بدعتها را ضروری دین خواند و با این وجود، این هرج و مرج عقیدتی نیز به ایمان آدمی صدمه‏ای نمی‏زند.
۶-): می‏شود معتقد بود که هیچ دلیلی بنفع توحید و نبوّت و معاد و… وجود ندارد و عقل، هیچ حمایتی از هیچیک از اصول دین نمی‏کند. می‏توان در کلیه اصول و عقاید دینی، شک و یا آنها را انکار کرد و در عین حال، متدیّن و مسلمان بود!!
۷-): حتی می‏توان به عقیده‏ای برخلاف عقاید اسلامی، معتقد شد و این نیز منافی با مسلمانی نیست. شک در وحی بدلیل تعارض یافته‏های بشری (که حتماً عقلی و قطعی هم نیستند زیرا قرار شد که هیچ مفهوم اثبات‏پذیر عقلی، ممکن نباشد) با دین، مزاحم دین و دینداری نیست یعنی می‏توان این عقیده را پذیرفت که حقایق و واقعیاتی وجود دارند که دین را نقض می‏کنند و در عین حال، هم به آن واقعیات و هم به دین (یعنی به طرفین یک تناقض) مؤمن بود!! این هفت مورد صریحا نام برده شده‏اند و سپس نتیجه گرفته شده است که «می‏توان با چنین اعتقاداتی، مؤمن و دیندار هم بود.»[۲۵۳]
مصاحبه‏کننده ــ ملکیان ــ تصریح می‏کند که خود قاطعانه!! معتقد است که
«هیچیک از عقاید اسلامی عقلاً اثبات نمی‏شود و کلیه مفاد آیات و روایات و گزاره‏های دینی مشکوکند و مؤمنین در قبول یا عدم قبول آنها مخیّرند زیرا هیچ دلیلی بنفع توحید و مبدء و معاد و نبوت و… وجود ندارد و اگر وی در اهمّ عقاید اسلامی، شک دارد و در عین حال، می‏تواند خود را متدیّن نیز بداند به دو دلیل است:
۱-): چون گزاره‏های دینی مطلقا قابل اثبات نیستند و دلیل عقلی ندارند و لذا شک‏پذیر بلکه مشکوکند.
۲-): چون شک، امر اختیاری نیست. منظور وی آنست که انسان شک‏کننده، «مفعولِ شک» است نه «فاعل شک»، بنابراین قابل نهی و عتاب نیست.»[۲۵۴]
درخصوص دلیل دوم وی، طی مقال دیگری باید بتفصیل پاسخ گفت که فرد قربانی شک و جهل، اگر مستضعف است، حکم دیگری غیر از افراد لجباز و شکاک دارد.
اما دلیل نخست وی، در تجویز این شکوک نیز، یک «دور مصرّح» است. اکنون ما در مقام توضیح نظریه ایشان و تقریر صورت مساله هستیم و نوبت به پاسخ نرسیده است. ابتدا باید شفاف شود که این نظریه چیست. ایشان تصریح می‏کند که؛
«به عقاید و احکام اسلامی در سه مقام، نقد وارد می‏شود و مؤمنین در هر سه مورد باید این اشکالات را بپذیرند و مقاومت نکنند زیرا پذیرش این سه اشکال بر اسلام نیز منافاتی با دینداری ندارد:
۱-): حال که هیچ استدلالی، اسلام ـ و هیچ دین دیگری را ـ تایید نمی‏کند و مسلمین تنها تسلیم اتوریته حضرت محمد(ص)، (و اهل‏بیت ایشان درمورد شیعه) شده‏اند، این اشکال و نقد وارد است که مسلمانان چرا اتوریته ایشان ـ و نه کس یا کسان دیگری ـ را پذیرفته‏اند؟ آیا این تسلیم و گرایش، به حق است یا ناحق؟ اگر استحقاق ایشان برای انتخاب بدون دلیل از میان هزاران انتخاب دیگر، زیر سوال ‏برود، مسلمانان استدلالی در مقام پاسخ ندارند بلکه صرفا چنین گرایشی در آنان وجود دارد و این انتقاد را باید پذیرفت (یعنی دلیلی قطع‏آور بنفع نبوّت، امامت یا ولایت وجود ندارد).
۲-): حال که مسلمانان به هر ترتیب، اسلام و اتورتیه حضرت محمد(ص) را پذیرفته و تسلیم کتاب و سنت‏ شده‏اند، مساله بعدی آن است؛ که بی‏نهایت تفسیرها و فهم‏های متضاد از سرتاسر آیات و روایات می‏توان داشت که همگی مشکوکند و هیچ داوری له یا علیه هیچیک نمی‏توان کرد و هر قرائتی می‏توان از اسلام داشت، همه‏چیز را می‏توان به اسلام نسبت داد یا از آن سلب و نفی کرد. شاید بتوان درباره سازگاری نسبی بیشتر یا کمتر برخی تفاسیر و قرائت‏ها داوری کرد (و معلوم نیست که چرا بتوان؟!) ولی متن اسلام، بکلی مبهم و متشابه و مجمل است و هیچ دلیل نقلی قطع‏آوری هم وجود ندارد، چنانچه هیچ دلیل عقلی قطع‏آوری در کار نیست.
۳-): نقد سوّم آن است که وقتی ببینیم میان آنچه از اسلام قبول کرده‏ایم(بلادلیل) و آنچه با استدلال به آن رسیده‏ایم، ناسازگاری وجود دارد بالاخره باید میان دین و آن استدلال، یکی را برگزید و چنین مواردی، وجود دارد. البته این نقد سوّم، با ادعای‏پیشین ایشان تناقض دارد که گفته بود، هیچ دلیلی نه له و نه علیه دین وجود ندارد پس چگونه ممکن است که میان دین و آنچه استدلالاً پذیرفته‏ایم ناسازگاری باشد؟!»[۲۵۵]
این سه اشکال در ذهن ایشان و دوستانشان به ترتیب متوجه هر دینی و از جمله اسلام است و نتیجه آن، پیدایش یک دین بدون ادعای‏عقیدتی، بدون پشتوانه عقلی، بدون حکم و برنامه، و حتی بدون توجیه نظری بنفع اخلاق است. محصول این اسلام‏سازی (بازسازی اسلام)، یک دین سراسر مشکوک و سیال و فاقد قطعیات عقلی و نقلی و بی‏دفاع در برابر استدلالهای مخالف است که براساس نه «یقین» بلکه شک کامل و غیر قابل علاج بنا شده و جالب است که سؤال‏کننده نشریه مزبور نیز احتیاطا برای صراحت بیشتر سؤالی طرح می‏کند و پاسخ صریحی هم خوشبختانه دریافت می‏کند:
«سوال؛ شما سیالیت را رکن مقوّم ایمان دانستید و بنظر می‏رسد که این سیالیت به شکّ و شک ورزیدن؛ کاملاً نزدیک است یعنی با شک ورزیدن است که به سیالیت دست می‏یابیم پس آیا شک در دل ایمان قرار نمی‏گیرد و شکاک بودن ارتباط وثیقی با مؤمن بودن پیدا نمی‏کند؟!

نظر دهید »
فایل شماره 9025
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

توسعه گردشگری در مناطق روستایی موجب افزایش قیمت کالاهها و خدمات، افزایش کاذب قیمت املاک و افزایش هزینه‌های زندگی می شود از دیگر تاثیرات منفی آن می توان ب فصلی بودن مشاغل ان، سودرسانی توسعه گردشگری به صاحبان زمین و سرمایه، دستیابی افراد غیر محلی به مشاغل دارای درآمد بالا و انصراف افراد محلی از انجام فعالیت‌های کشاورزی اشاره کرد.
ازدحام ترافیک، آلودگی، تغییر شکل چشم اندازهای طبیعی و مصرف بی رویه منابع از جمله آثار منفی ناشی از توسعه گردشگری محسوب می شوند.
گردشگری در برخی از مناطق شهری و روستایی مستقیما باعث تغییر کاربری اراضی می شود در مناطق دیگر با افزایش قیمت زمین بر فعالیت‌های کشاورزی تاثیر می گذارد و باعث بی رغبتی کشاورزان به فعالیتهای کشاورزی شده که در نهایت به تغییر کاربری اراضی کشاورزان منجر می شود.
از لحاظ زیست محیطی با توجه به ارتباط مستقیم گردشگران روستایی با محیط طبیعی، در صورت عدم مدیریت این فرایند، در بسیاری از موارد گردشگری می تواند به تخریب محیط زیست منجر شود بنابراین گردشگری روستایی موجب برانگیخته شدن حساسیتهای محیطی شده و برای پایداری گردشگری روستایی، حفظ محیط زیست و ارتقای آن از جمله اولین ضرورتها به حساب می آید. حتی از نظر وضیعت فیزیکی روستاها، حفظ بافتهای باارزش روستایی، مسکن سنتی و متناسب با اقلیم منطقه و شیوه‌های مختلف سکونت گزینی در گردشگری مورد تاکید است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

نمودار ۲- ۱: مدل تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی گردشگری
۲-۲-۲-۲ اثرات اقتصادی گردشگری
جذابیت‌های پیامدهای اقتصادی توسعه جهانگردی به گونه ای است که پیش از هر چیز دیگری جلوه گری می کند. به همین دلیل مطالعات اولیه در مورد تأثیرات جهانگردی در دهه ١٩۶٠، بیشتر بر آثار مثبت اقتصادی آن متمرکز بوده است اما در دهه ١٩٧٠، پیامدهای اقتصادی جهانگردی با دید تازه تری توسط پژوهشگران بررسی و تحلیل شد. در این دوره بیشتر رویکردهای منفی توسعه جهانگردی حاکم گردید. در دهه‌ های ١٩٨٠ و ١٩٩٠، بر اساس انتقادات صاحب نظرانی مانند چین تأثیرات مثبت و منفی، به طور متوازن و همزمان مورد توجه و بررسی قرار گرفت (Crompton , 1998:130). اشتغال زایی، ایجاد درآمد برای مردم بومی، کاهش فقر، افزایش سرمایه گذاری و توسعه زیربناهای اقتصادی، از جمله مهمترین اثرات اقتصادی توسعه جهانگردی به شمار می رود که در بسیاری از منابع از آن یاد شده است. برخی مطالعات راجع به نگرش مردم محلی، حاکی از وجود پاره ای مشکلات در مورد آثار اقتصادی توسعه جهانگردی است. به عنوان مثال، بررسی دیدگاه ساکنین یک مقصد گردشگری در ترکیه نشان دهنده نگرانی و اعتراض، آنها نسبت به اشتغال زایی و درآمدزایی برای مردم محلی است. به نظر آنها، نیروی کار مورد نیاز فعالیت‌های گردشگری، از مناطق دیگر تأمین شده است و درآمدهای تولید شده فصلی بودن از منطقه آنها، خارج و در جایی دیگر مصرف می شود (Goeldner , 2009:668). اغلب مشاغل گردشگری، عدم بنیه مالی کافی برای سرمایه گذاری در زمینه گردشگری توسط جامعه بومی و قدرت گرفتن سرمایه گذاران غیربومی، عدم به کارگیری جامعه محلی در مشاغل کلیدی و پست‌های بالای سازمانی در شغلهای گردشگری، عدم مشارکت آنها در سیاست گذاری‌های مربوط به توسعه توریسم و غیره از اثرات منفی اقتصادی جهانگردی محسوب می شود (کاظمی، ۱۳۸۰:۸-۶).
۲-۲-۲-۳ اثرات فرهنگی و اجتماعی گردشگری
متداول ترین مسیر برای طرح اثرات گردشگری تقسیم بندی آن به آثار مثبت و آثار منفی است. پیش از آن باید به این نکته توجه داشت که تأثیرپذیری جامعه میزبان به عوامل مختلفی بستگی دارد. از جمله این عوامل می توان به تعداد گردشگران، مدت زمان حضور آنها در منطقه، نوع گردشگران، هدف آنها از سفر، نوع مقصد و نوع جاذبه اشاره نمود. توانمندی‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه میزبان و یکپارچگی فرهنگی آنها نیز از عواملی است که در کاهش اثرات منفی گردشگری نقش به سزایی دارد.مردم محلی با نگرش، آداب و رسوم و ویژگی‌های فرهنگی – اجتماعی گردشگران از مناطق مختلف آشنا می شوند که این به خودی خود ارزش محسوب می شود. به همین دلیل است که از گردشگری به عنوان ابزار صلح جهانی و گفتگوی تمدنها سخن به میان می آید. این مسئله در جوامع بسته و در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل پذیری بیشتر آنها بیانجامد. این موضوع در بعد ناخوشاید خود می تواند معنایی از تهاجم فرهنگی محسوب شود، اما شکل مدیریت شده آن همراه با انتخاب بازار هدف گردشگری از سوی مدیریت مقاصد، مفهوم توسعه فرهنگی را به دنبال دارد. منتقدین توسعه گردشگری بر این باورند که گردشگری به گسترش پدیده‌های نابهنجار اجتماعی مانند فحشا، ترویج استعمال مواد مخدر، قماربازی و غیره منجر می شود. بسیاری از کشورها از جمله ترکیه، تایلند، مالدیو، سریلانکا، کوبا و… به سرزمین‌های جذابی برای گردشگران به ویژه اروپایی و غربی تبدیل شده اند که تنها برای تفریح و لذت بردن و استفاده از آفتابی که در کشورهای خود از آن محرومند، به این مقاصد سفر می کنند. مسلماً جذب این نوع مخاطبان، افزایش میزان تأثیرات اجتماعی و فرهنگی منفی را به دنبال دارد (رنجبران و زاهدی، ۱۲۷-۱۳۸۵:۱۲۳). از مشکلات اساسی در سنجش اثرات فرهنگی- اجتماعی گردشگری، دشواری تمایز قائل شدن میان آنها و سایر اثرات است که به دشورای ارزیابی آنها می انجامد. این امر تا حدی تبین کننده آن است که چرا اثرات فرهنگی- اجتماعی در گذشته نسبت به اثرات اقتصادی کمتر اهمیت داشته است. بیشتر مطالبی که در مورد اثرات فرهنگی- اجتماعی گردشگری به رشته تحریر در آمده است، بر پایه تحقیقاتی استوار بوده که نیازمند کسانی بوده است که واقعاً مبتلای این اثرات بوده اند تا بتوانند به ارزیابی این اثرات بر خود یا دیگران بپردازند. این شکل از تحقیقات در مقایسه با رویکردهای کمّی تر مورد استفاده در سنجش و ارزیابی اثرات اقتصادی مانند ضریب تکاثری، بیشتر گرایش به کیفی و ذهنی بودن دارند (ترابیان، ۱۳۸۷:۲۹). افزایش و یا کاهش تأثیرات منفی گردشگری تا حد زیادی به سیاست‌های کلان و دورنمای برنامه ریزان سفر در کشورهای مقصد و اهداف آنها از توسعه توریسم بستگی دارد. با توجه به ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی کشور ایران، گردشگران بین المللی که ایران را به عنوان مقصد انتخاب می کنند، با این ملاحظات به خوبی آشنا هستند و در بسیاری از موارد، آنها را رعایت می کنند. نظرسنجی‌های مختلف از سوی راهنمایان تور، صاحبان اقامتگاه‌های توریستی، جامعه میزبان و سایر افراد و گروه‌هایی که با توریست‌های خارجی که به ایران می آیند در ارتباط هستند، این عقیده را تأیید می کند. آن چه در ایران در حال حاضر تحت عنوان تأثیرات اجتماعی گردشگری جای نگرانی دارد، تأثیرات منفی گردشگران داخلی بر طبیعت و فرهنگ جامعه میزبان است که می بایست به طور جدی در اولویت‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گیرد.
۲-۲-۲-۴ اثرات سیاسی گردشگری
گردشگری با ایجاد شغل و درآمد باعث کاهش احتمال آشوب‌های سیاسی در کشورها می شود. هچنین هر چه کشوری از ثبات و امنیت سیاسی و صلح و آرامش بیشتری برخوردار باشد، بیشتر قادر خواهد بود تا توریسم خود را توسعه بخشد. برقراری ارتباط بین ملیت‌های مختلف، به درک و تفاهم بیشتری درباره نظام‌های اعتقادی و ارزشی، نحوه زندگی و الگوهای رفتاری مردم مختلف در سطح جهان منتهی می شود. بسیاری از صاحبنظران معتقدند که این ارتباطات و آمد و شدها می تواند در کاهش تشنجات سیاسی نیز مؤثر باشد و راهی برای صلح و دوستی و احترام متقابل بین جوامع به وجود آورد. در کشور‌های غربی، در موارد زیادی از توریسم برای تحقق اهداف سیاسی استفاده شده است (رنجبران و زاهدی، ۱۳۷۹:۴۴).
۲-۲-۲-۵ اثرات زیست محیطی گردشگری
طبیعت و جذابیت‌های مناطق طبیعی، همواره مورد توجه گردشگران بوده است. از پیامدهای مثبت توسعه جهانگردی می توان به افزایش گرایش‌های زیبایی شناختی و بهره مندی معنوی از شگفتی‌های طبیعت اشاره نمود. همچنین اختصاص بخشی از درآمد توریسم برای حفاظت مناطق طبیعی، از محاسن توسعه توریسم محسوب می شود. متأسفانه توسعه بی رویه و بی برنامه ی توریسم در بعضی نقاط جهان، خسارت‌های جبران ناپذیری به این جاذبه‌های طبیعی وارد آورده است. شواهد نشان می دهد که در چند دهه اخیر، منافع اقتصادی توریسم با خسارت‌های فراوان و گاهی برگشت ناپذیر محیط زیست همراه بوده است. برای افزایش درآمدهای اقتصادی مجتمع‌های توریستی و تفرجگاه‌هایی ساخته شده است که اثرات نامطلوبی بر خاک، آب، گیاهان و جانوران داشته است (Gunn & Var , 2002:77). کاهش اثرات منفی توریسم و گام برداشتن در راه توریسم پایدار، امروزه از مباحث بسیار مهمی است که مقاصد گردشگری جهان آن را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده اند. حتی در بسیاری از کشورهای توریست پذیر با کنترل ورود گردشگر و برنامه ریزی بر اساس ظرفیت تحمل جاذبه‌های گردشگری، سعی دارند تا اثرات منفی زیست محیطی را به کمترین مقدار خود کاهش دهند.
۲-۲-۳ گردشگری روستایی
از آن جا که گردشگری روستایی می تواند به مثابه فعالیت فراگیر جهانی، و دیگری به عنوان تاکید بر توسعه سیاست‌های منطقه ای و محلی شناخته شود، بر این اساس تعریفی عام و حاصل از اجماع حوزه اندیشیدگی از گردشگری روستایی وجود ندارد. کنفرانس جهانی گردشگری روستایی گردشگری، (Rural Tourism Conference ,2006) گردشگری روستایی را شامل انواع گردشگری با برخورداری از تسهیلات و خدمات رفاهی در نواحی روستایی می داند که امکان بهره مندی از منابع طبیعی و جاذبه‌های طبیعت را همراه با شرکت در زندگی روستایی (کار در مزرعه و کشاورزی) فراهم می آورد.
گردشگری روستایی کلیه فعالیت‌ها و خدماتی است که توسط مردم، کشاورزان و دولتها برای تفریح و استراحت گردشگران و همچنین جذب گردشگران به نواحی روستایی ارائه می شود و می تواند شامل گردشگری کشاورزی، اُپرمن گردشگری، گردشگری مزرعه، گردشگری طبیعی و گردشگری فرهنگی و مانند آن باشد و روستا را در ارتباط تنگاتنگ با گردشگری مزرعه و نهادینه کردن ارزش کشاورزی در جامعه روستایی می داند که البته مناطق تحت حفاظت مانند پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده را شامل نمی شود (Oppermann , 1996:38).
۲-۲-۳-۱ قلمرو گردشگری روستایی
بازدیدکنندگان از حومه شهر در فعالیت‌های متعدد و متفاوتی شرکت می کنند. تعدادی از این فعالیت‌ها مانند پیاده روی یا ارابه سواری در روزهای تعطیل است، که شکل‌های آشکاری از گردشگری است. این درحالی است که اشتغالات دیگر معمولاً تفریح یا ورزش فرض می شوند. برای مثال، سرگرمی‌هایی چون کوهنوردی، بازدید از غارها، تماشای مسابقات ورزشی در حومه شهر، یا حتی رفتن به یک مکان عمومی یا رستوران، ممکن است جزو تفریح یا ورزش محسوب شود. در همان حال، هر گونه گردشگری که در نواحی روستایی جریان داشته باشد، گردشگری روستایی نیست؛ بعضی از فعالیت‌های گردشگری مانند ایجاد پارک‌ها یا شهرهای بازی با گردشگری روستایی رابطه اندکی دارند یا اینکه با محیط روستایی تفاوتی آشکار دارند. بنابراین، می توان گفت که قلمرو گردشگری روستایی، یا دامنه فعالیت‌ها یا شکل‌های جهانگردی که می تواند شامل گردشگری روستایی باشد، تا اندازه ای محدود است. دامنه آن با عواملی از قبیل مدت اقامت، مدت سفر، نوع فعالیت، نوع و اندازه تسهیلات یا جاذبه‌های مکانی و برداشت فرد از جهانگردی و روستا، محدود می شود. با وجود این، اگر تعریف گردشگری به طور کلی در مورد مقوله خاصی چون حومه شهر به کار برده شود، قلمرو گردشگری روستایی بسیار گسترده تر می شود.
۲-۲-۳-۲ انواع گردشگری روستایی
از آن جا که نواحی روستایی را دارای توانمندی بالقوه و قابلیت‌های طبیعی برای توسعه گردشگری می دانند، می توان انواع گوناگونی از گردشگری روستایی را بر شمرد که با توجه به اهداف گردشگری و بر اساس شرایط فرهنگی، اقلیمی و اقتصادی نواحی روستایی شکل می گیرد که در شکل ۱-۲ به تفکیک نشان داده شده است.
نمودار ۲- ۲: گونه شناسی گردشگری روستایی (نگارنده)
در حال حاضر الگوهای مختلفی از گردشگری در نواحی روستایی کشور وجود دارد که مهمترین آنها گردشگری خانه‌های دوم، گردشگری مذهبی ، اکوتوریسم و گردشگری مبتنی بر طبیعت و گردشگری تاریخی و فرهنگی است ( رضوانی، ۱۳۸۷ : ۳۰۶ ) برخورداری روستاهای ایران از جاذبه‌های طبیعی، منابع و پتانسیل‌های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی التزامی در توسعه توریسم روستایی به شمار می رود ( شهیدی، ۱۳۸۸ : ۹۹).
گردشگری روستایی یک فعالیت چند جانبه است و در بسیاری از کشورهای جهان از تشویق‌های بنیادی برخوردار بوده و حتی در بسیاری از موارد توسط بخش خصوصی و عمومی از لحاظ مالی حمایت می شود. گردشگری روستایی برای توسعه اقتصادی بسیار مهم است، زیرا آن نقش مهمی را در توسعه روستایی بازی می کند و به همین خاطر برنامه ریزان و کارشناسان بر آن تمرکز کرده اند. پتانسیل گردشگری در هر روستا بیش از هر چیزی به سرمایه‌های جغرافیایی، کیفیت مناظر طبیعی و آثار تاریخی و فرهنگی بستگی دارد(مهدوی،۱۳۸۷ : ۱۴۰). توسعه گردشگری روستایی به عنوان یک راه حل بسیاری از مشکلات مناطق روستایی شناخته شده است و در زمینه‌های مختلفی همچون رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال در زمینه‌های مرتبط گردشگری، تجارت، صنایع دستی، ایجاد یک بازار جدید برای تولیدات کشاورزی، توسعه اجتماعی – فرهنگی ( افزایش جمعیت ساکن در مناطق روستایی، تقویت بهبود خدمات عمومی ) و نهایتا حفاظت و بهبود محیط طبیعی و زیرساختهای موجود می تواند مفید و موثر واقع شود. هرچند که در زمینه کاربری اراضی با تغییراتی در فرم و توزیع همراه بوده است. گردشگری روستایی بخشی از بازار گردشگری و منبعی برای اشتغال و درآمد بوده است و می توان آن را ابزار مهمی برای توسعه اقتصادی – اجتماعی و اکولوژیکی جوامع روستایی قلمداد کرد (رکن الدین افتخاری،۱۳۸۱ : ۲۶). نباید از نظر دور داشت که موفقیت گردشگری روستایی مرهون محیط زیست سالم و جالب توجه روستاهاست (تقدیسی زنجانی،۱۳۸۶ : ۱۸۶).
در رهیافتهای توسعه روستایی که اغلب با عنوان توسعه روستایی یکپارچه مطرح شده اند، بر افزایش درآمد روستائیان، کاهش فقر و نابرابری و افزایش ارزش افزوده اقتصادی در بخش‌های اقتصادی در بخش روستایی تاکید می شود (افروخته و همکاران،۱۳۸۸ : ۵). به طور کلی باید گفت که در مورد توسعه گردشگری روستایی دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در جدول شماره ۲-۱ به مهمترین آنها اشاره شده است :
جدول ۲- ۱: هدفها و آثار نظریات و دیدگاه های مربوط به توسعه گردشگری روستایی: منبع محاسبات محقق

نوع نگرش به توسعه گردشگری روستایی
هدفها
آثار و پیامدها

گردشگری روستایی به­عنوانی راهبردی برای توسعه روستایی

– حل توسعه نیافتگی روستایی
– کاهش مهاجرت
– راه جل نهایی توسعه روستایی
– کاهش آثار منفی و بهره برداری از آثار مثبت
– کمک به توسعه سایر
بخش­های اقتصادی روستایی

– ثبات جمعیت
– حل معضل بیکاری
– افزایش ضریب تکاثر درآمد
– بهره برداری از منابع فاقد ارزش اسنادی

گردشگری روستایی به عنوان سیاست بازساخت

– توزیع عادلانه درآمد
– تقاضا برای بهبود کیفیت زندگی
– متنوع سازی فعالیت‌های اقتصادی روستا
– افزایش تقاضا برای محصولات محلی

نظر دهید »
فایل شماره 9024
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۰۰۰/۰

تعداد

۲۵۵

α=همبستگی در سطح ۰۱/۰ معنی دار است
نتایج جدول شماره ۹-۴ نشان می‌دهد که بین متغیرهای سرمایه مشتری (رابطه ای) و بازارگرایی در شرکت های بیمه خصوصی استان اصفهان رابطه مثبت و معناداری دیده می‌شود. چرا که میزان ضریب همبستگی (۹۳۲/. =r) بدست آمده با فراوانی ۲۵۵ نفر در سطح آلفای ۰۱/۰ معنادار است. همچنین با توجه به نتایج جدول سطح معنی‌داری (۰۰۰/۰ = Sig) از سطح آلفای ۰۱/۰ کمتر است، پس با ۹۹ درصد اطمینان می‌توان گفت: فرض پژوهشگر تایید و فرض صفر رد می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که؛ بین سرمایه مشتری (رابطه ای) و بازارگرایی در شرکت های بیمه خصوصی استان اصفهان رابطه معناداری وجود دارد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۳-۴- فرضیه فرعی سوم پژوهش:
بین سرمایه ساختاری و بازارگرایی در شرکت های بیمه خصوصی استان اصفهان رابطه معناداری وجود دارد.
برای آزمون فرضیه اصلی پژوهش، از آزمون آماری ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. برای این منظور بین نمرات کل میزان سرمایه ساختاری و بازارگرایی ضریب همبستگی محاسبه گردید که نتایج این محاسبات از طریق خروجی نرم افزار SPSS در جدول شماره ۱۰-۴ ملاحظه می‌شود.
جدول شماره ۱۰-۴ : نتایج ضریب همبستگی فرضیه فرعی سوم

متغیرها

شاخصه‌های آماری

بازارگرایی

سرمایه ساختاری

همبستگی اسپیرمن

a ۸۸۶/.

سطح معنی‌داری (Sig)

۰۰۰/۰

تعداد

۲۵۵

α=همبستگی در سطح ۰۱/۰ معنی دار است
نتایج جدول شماره ۱۰-۴ نشان می‌دهد که بین متغیرهای سرمایه ساختاری و بازارگرایی در شرکت های بیمه خصوصی استان اصفهان رابطه مثبت و معناداری دیده می‌شود. چرا که میزان ضریب همبستگی (۸۸۶/. =r) بدست آمده با فراوانی ۲۵۵ نفر در سطح آلفای ۰۱/۰ معنادار است. همچنین با توجه به نتایج جدول سطح معنی‌داری (۰۰۰/۰ = Sig) از سطح آلفای ۰۱/۰ کمتر است، پس با ۹۹ درصد اطمینان می‌توان گفت: فرض پژوهشگر تایید و فرض صفر رد می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که؛ بین سرمایه ساختاری و بازارگرایی در شرکت های بیمه خصوصی استان اصفهان رابطه معناداری وجود دارد.
خلاصه آزمون فرضیات به شرح جدول زیر است:
جدول شماره ۱۱-۴ آزمون فرضیات

متغیرها

تعداد

بازارگرایی

Sig

نتیجه

سرمایه فکری

۲۵۵

۶۰۹/. =r

۰۰۰/۰

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 113
  • 114
  • 115
  • ...
  • 116
  • ...
  • 117
  • 118
  • 119
  • ...
  • 120
  • ...
  • 121
  • 122
  • 123
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7701
  • فایل شماره 8617
  • دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره ارزیابی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : پژوهش های انجام شده با موضوع بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی محتوایی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8848
  • دانلود پایان نامه در رابطه با بررسی رابطه معنویت سازمانی با هویت سازمانی در کتابخانه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8806
  • فایل شماره 8814

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان