روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 7625
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کشتار مردم در منطقه سنجار عراق ( ایزدی ها)
قتل مردم بی دفاع در استان های صلاح الدین و موصل
محاصره شهر های نبل و الزهرا در سوریه و عدم اجازه امداد رسانی به مردم
آواره نمودن صدها مسیحی در استان موصل
قتل رانندگان در جاده های سوریه و عراق
بمب گذاری در نقاط مرزی و اصلی در شهرهای مختلف عراق و سوریه
ترویج فساد ، با استناد به حربه جهاد نکاح
تسلط بر منابع و ذخایر نفتی منطقه تحت سلطه و فروش نفت ارزان قیمت
فروش آثار عتیقه و باستانی شهرهای تاریخی در سوریه و عراق
۴-۳) عوامل خیزش داعش
سیطره ی داعش بر مناطق گسترده ای از عراق و موفقیت های مهم آن در برابر نیروهای نظامی و امنیتی عراق حیرت و تعجب بسیاری را در محافل سیاسی و امنیتی برانگیخته است این موضوع باعث طرح این پرسش کلیدی می شود که چه بسترها و مولفه هایی در خیزش و قدرت یابی داعش در عراق موثر است و به خصوص ابنکه چه عواملی باعث موفقیت های اخیر این گروه تروریستی شده است ؟ در این راستا می توان به طیف وسیعی از عوامل اشاره کرد که عمده ترین آنها با چالش ها و مشکلات درونی عراق و سپس مسائل ، اختلافات و حمایت های منطقه ای مرتبط است در اینجا به هر یک از مولفه ها به صورت مختصر اشاره می شود تا از این طریق بتوان در اتخاذ راهکارها برای مقابله با داعش به گونه ای واقع نگرانه تر عمل کرد .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۴-۳) چالش ها و اختلافات سیاسی و مذهبی درون عراق
چالش ها و اختلافات سیاسی بین گروه های سیاسی عراق و فقدان انسجام و وفاق سیاسی در این کشور از مهم ترین عواملی است که باعث گسترش تنش های درونی و همچنین افزایش منازعات قومی ، فرقه ای شده است . این تنش ها و اختلافات بسترهای مناسبی را برای بهره برداری داعش و گسترش نفوذ و تسلط آن به خصوص در مناطق سنی نشین عراق ایجاد کرده است ضعف دولت مرکزی در عراق در دوره ی پس از صدام در نتیجه شکل گیری ساختار فدرال ، دمکراتیک و پخش شدن قدرت سیاسی در سلسله مراتب و حلقه های مختلف حاکمیتی از کارآمدی قدرت سیاسی تا حدی کاسته است، با این حال مساله اصلی، جدال و اختلافات بین گروه های سیاسی است. اختلافات اقلیم کردستان با بغداد مانع از همگرایی لازم کردی-شیعی در برابر خطر افراط گرایی وتروریسم شده است، به گونه ای که مقامات کردی با تسلیح نیروهای نظامی عراقی با تسلیحات راهبردی واز جمله هواپیمای جنگی مخالف می کنند، اما از آن مهمتر ، اختلافات بین رهبران وگروه های سنی ودولت مرکزی عراق است که به خصوص به جامعه سنی عراق نیز سرایت یافته وباعث نارضایتی ها وانتقاداتی از عملکرد دولت شده است .
اعتراضات بخشی از مردم مناطق سنی نشین عراق در مقابل دولت وطرح مطالبات وتنش های ناشی از آن که تا اواخر سال ۲۰۱۳ تدوام داشت بسترهایی را برای حضور داعش در مناطق سنی عراق ایجاد کرد. این اعتراضات وانتقادات سنی ها در حالی بود که بین گروه های سنی عراق ودولت اختلافات وتنش های مختلفی در جریان بود وعدم تفاهم برای دستیابی به راه حل هایی جامع برای حل اختلافات وهمچنین پایان دادن به اعتراضات و انتقادات سنی ها باعث افزایش سوء استفاده داعش ونفوذ بیشتر در مناطق سنی عراق شد. با این حال موضوع مهم دیگر رفتارهای متناقض برخی شخصیت های سیاسی سنی بوده است که به رغم حضور در دولت و ارکان سیاسی با گروه های معارض نیز در ارتباط بوده وحتی از آنها حمایت کرده اند .طارق الهاشمی معاون پیشین رئیس جمهور عراق که به خاطر اتهامات تروریستی مورد تعقیب قرار گرفت و سپس به صورت غیابی به دلیل حمایت از تروریسم محکوم شد ، نمونه ای از رفتارهای دوگانه برخی سیاستمداران سنی است.
در مورد جامعه سنی عراق ورویکرد آن به داعش وتحولات امنیتی اخیر نکات متعددی قابل اشاره است. رهبران سیاسی ، عشایری و مذهبی عراق در خصوص ارتباط با دولت عراق در سال های اخیر به دو دسته تقسیم شده اند. بخشی از این رهبران با دولت در پیوند و همکاری بوده و از آن در برابر داعش وگروه های معارض حمایت کرده اند که بخشی از رهبران عشایر سنی وهمچنین رهبران الصحوه ویا شورای نجات الانبار در این راستا قابل اشاره اند، اما بخش دیگری از این رهبران که از رویکرد دولت ناراضی هستند یا موضع بی طرفانه ای در قبال داعش داشته اند ویا همانند شورای انقلابیون عشایر به رهبری حاتم سلیمان ویا حارث الضاری وشیخ ملک السعدی به حمایت آشکار ویا غیر مستقیم از داعش پرداخته اند.
۲-۴-۳ ) ضعف نیروهای نظامی وامنیتی عراق
ضعف ها وچالش های نیروهای نظامی وامنیتی عراق یکی دیگر از عوامل سیطره داعش بر مناطق مختلف عراق وپیشروی های اخیر این گروه محسوب می شود. مقامات آمریکا پس از حمله به عراق به انحلال تمامی نهادهای نظامی وامنیتی رژیم بعث مبادرت کردند و به تدریج روند جدیدی برای تاسیس وتوسعه نیروهای نظامی وامنیتی جدید در عراق تحت مدیریت آمریکا آغاز شد. هر چند سهم اصلی مقابله با گروه های تروریستی ومخالف در ابتدا بر عهده نیروهای آمریکایی بود ، اما بعد از ۲۰۰۹ به تدریج نقش نیروهای عراق در امنیت سازی افزایش یافت وبه خصوص بعد از خروج نیروهای امریکایی از این کشور در سال ۲۰۱۱ مسئولیت ایجاد امنیت ومقابله با تروریسم به صورت کامل بر عهده نیروهای نظامی وامنیتی عراق قرار گرفت . در یک سال نخست پس از خروج نیروهای امریکایی از عراق وضعیت امنیتی به نسبت مناسبی در این کشور بر قرار بود، اما در سال ۲۰۱۳ بار دیگر نا امنی ها در عراق افزایش یافت .
به رغم اینکه عراق بیش از یک میلیون نفر نیروی نظامی وامنیتی را مورد آموزش قرار داده و به کار گرفته است ، نا امنی های فزاینده و به خصوص پیشروی ها وتصرف شهر های مختلف از سوی داعش نا کار آمدی نسبی ونقص های این نیروها را نشان داده است. به عنوان نمونه در حالی که تعداد نیروهای داعش در حمله به موصل تنها چند هزار وبه اعتقاد برخی تنها ۱۵۰۰ نفر بوده است ، حضور بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی وامنیتی عراقی در موصل مانع چندانی در برابر عناصر داعش ایجاد نکرد . با توجه به این نوع ناکار آمدی به چندین مشکل و چالش در نیروهای نظامی و امنیتی عراق می توان اشاره کرد . پایین بودن روحیه رزمی وجنگی در میان نیروهای عراقی که بخشی از آنها به خاطر منافع مالی واقتصادی جذب نیروهای نظامی وامنیتی عراق شدند مشکل مهمی است که باعث فرار بسیاری از آنها از صنحه جنگ وعدم مقاومت در برابر داعش می شود. ضعف های سیستم اطلاعاتی نیروهای نظامی وامنیتی یکی دیگر از مشکلاتی کار آمدی این نیروها در عرصه نبرد را کاهش می دهد. حضور عناصر ناراضی ومخالف حکومت در نیروهای نظامی وامنیتی حتی در مراتب بالا وفرماندهی که حتی باعث همکاری با معارضین دولت وحتی داعش می شود وعمدتاً از بعثی های سابق هستند از چالش های مهم دیگر است. معضل دیگر فقدان تسلیحات لازم است که از جمله ناشی از عدم تحویل به موقع تسلیحات از سوی آمریکا به خصوص در مورد هواپیماهای جنگنده محسوب می شود ( احمدی ، ۱۳۹۳).
۵-۳ ) افزایش رقابت ها وحمایت های منطقه ای از داعش
یکی دیگر از مولفه های مهمی که در افزایش توان ونقش آفرینی داعش در عراق نقش داشته است، گسترش اختلافات ورقابت های بین بازیگران منطقه ای در چند سال گذشته در نتیجه بحران های جدید منطقه ای از جمله در سوریه ، مصر ، بحرین وسایر کشورهای غربی محسوب می شود . این بحران ها باعث افزایش اختلافات ورقابت بین بازیگران منطقه ای مانند ایران با عربستان سعودی و قطر شد و تلاش برخی از بازیگران عربی برای بهره گیری از گروه هایی مانند داعش برای پیشبرد اهداف وسیاست های خود در منطقه را در پی داشت. عربستان سعودی و قطر علاوه بر اینکه از گروه های مخالف در سوریه برای رسیدن به سیاست تغییر رژیم در این کشور استفاده می کنند. سعی دارند با حمایت از داعش از این گروه برای تغییر شرایط در عراق نیز استفاده کنند.
مقامات عراقی و از جمله نوری مالکی بارها به مداخله کشورهایی مانند عربستان سعودی و قطر در این کشور وحمایت از نا امنی واقدامات تروریستی اشاره کرده اند. همچنین گزارش ها وشواهد مختلف حاکی از آن است که سعودی ها و قطری ها به حمایت های مختلف مالی از داعش در سال های اخیر مبادرت کرده واین حمایت ها به خصوص با توجه به ناکامی سیاست تغییر رژیم در سوریه ابعاد جدی تری به خود گرفته است . حتی فراتر از حمایت های مالی، برخی گزارش ها به حمایت دستگاه های اطلاعاتی این کشورها برای فراهم ساختن آموزش های لازم برای نیروهای داعش اشاره می کنند و پیشروی های اخیر داعش را طراحی مشترکی از سوی رهبران این گروه ، عربستان سعودی و قطر عنوان می کنند .( نورایی ، ۱۳۹۳ ) .
۶-۳ ) همسویی داعش با اهداف اسرائیل
بهترین وجه در خصوص نتیجه گیری ارتباط گروهک داعش با رژیم صهیونیستی را می توان در ارزیابی جنگ ۵۰ روزه اسرائیل در سال ۲۰۱۴ در نوار غزه بررسی کرد ، زمانی که مردم بی دفاع غزه مورد هجوم وحشیانه اسرائیلی ها قرار داشتند و تجاوز بی حد و مرز صهیونیستها به ملت مظلوم فلسطین و کشتار غیر نظامیان و زن و کودک توسط این رژیم کودک کش ادامه داشت ، داعش کوچکترین تهدید و عدم نارضایتی را از این اعمال وحشیانه به زبان نیاورد و موضعی در برابر اسرائیل غاصب نگرفت و در عوض این گونه استدلال کردند که قدس آزاد نخواهد شد تا زمانی که از این بت ها و خاندان های حاکم که بر کشورهای اسلامی علی الخصوص در کشورهای شیعی و ضد اسکتبار منطقه که کنترل جهان اسلام را بدست گرفته اند رها نشویم و با این استدلال نه تنها از مردم غزه و جامعه مسلمانان حمایت ننمود بلکه موضعی کاملا در جهت منافع اسرائیل و غرب اتخاذ نمودند و با طرح این مطلب نشان دادند که این گروه برای مبارزه با اسرائیل و غرب هیچ برنامه ای نداشته و با تفرقه و تجزیه کشورهای اسلامی که هم راستا با اهداف استراتژیک آمریکا و اسرائیل در منطقه نفت خیز خاورمیانه است عمل می نماید .
ادامه حرکت های خشونت بار داعش و ایجاد انزجار عمومی مردم جهان بر علیه این گروهک تروریستی مدخلی است برای اجرای طرح تجزیه کشورهای اسلامی و تضعیف آنها و تقویت موضع اسرائیل در منطقه ، پس داعش خواسته یا ناخواسته در جهت تامین منافع ملی آمریکا و سلطه بر کشورهای اسلامی که عمدتا دارندگان ذخایر عظیم نفت جهان می باشند ، در حال حرکت است و ایجاد نا امنی و جنگ و خونریزی بین آحاد جامعه مسلمان و احیای درگیریهای قومی و فرقه ای و مذهبی ، دستاوردی برای مسلمانان و جامعه و دولتهای اسلامی در منطقه ندارد ، از همین رو آمریکایی ها با طرح تجزیه عراق به دنبال تثبیت سلطه بر ذخایر نفت این کشور و استثمار امپریالیستی خود در اهداف استراتژیک از پیش تعیین شده خود هستند . اهدافی که طراحان سیاست خارجی علی الخصوص در حزب جمهوریخواه بر اساس طرح کمیته خدمات مسلح آمریکا با اشاره به توهم آنچه بنام جلوگیری از نفوذ معنوی ایران در عراق خوانده شده ، خواستار به رسمیت شناخته شدن سه اقلیم در عراق ، برای کردها ، سنی ها و شیعه شده اند . و در این طرح دفاعی ، کمیته خدمات مسلح آمریکا مبلغی معادل ۷۱۵ میلیون دلار برا برای کمک به نیروهای عراقی در حال مبارزه با داعش اختصاص داد و حداقل ۲۵% از این مبلغ را برای نیروهای پیشمرگه کرد و نیروهای شبه نظامی سنی و گارد ملی اهل تسنن تخصیص داد . در این لایحه آمده است که باید برای نیروهای پیشمرگه کرد و نیروهای گارد ملی سنی عراق یک کشور در نظر گرفته شود .اجرای این طرح ، اجازه خواهد داد تا این نیروهای امنیتی به صورت مستقیم با دریافت کمکهای آمریکا وارد عمل شوند .
این طرح با مخالفت کامل دولت عراق مواجه شد و نخست وزیر عراق حیدرالعبادی اعلام کرد که تمام تلاش دولت برای از بین بردن گروه داعش با همکاری کشورهای مخالف به کار گرفته خواهد شد ، در این بیانیه آمده است که دولت عراق با معیارهای دوگانه ای از جانب طرفهای خارجی مواجه است . زیرا دولت با تسلیح کردن گروه های عراقی بر اساس طرح های نظامی که در پیش نویس طرح کمیته روابط خارجی آمریکا آمده است مخالف می باشد ، چرا که اجرای این طرح گامی است در تجزیه کشور عراق و منجر به شکاف های عمیق تری در منطقه خواهد شد . علاوه بر موضع رسمی نخست وزیر عراق ، هیئت علما و پارلمان عراق نیز مخالفت صریح و قاطع خود را با طرح کنگره آمریکا برای تقسیم و تجزیه عراق ، اعلام کردند ، طرحی که جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا در ژوئن ۲۰۱۳ مطرح و بر اساس آن خواستار برپایی اقلیم شیعی ، سنی و کردی در عراق شده بود و راهکار بحران عراق را تبدیل آن به سه کشور یاد شده دانسته بود . (مرکز پژوهش مجلس ، تیر ماه ۱۳۹۳) .
۷-۳ ) دلایل تجزیه عراق به زعم آمریکا
دلایل متعددی بر علاقمندی به تجزیه عراق از سوی آمریکا وجود دارد که می توان آنها را در چهار قالب دسته بندی نمود :
۱ – چون پیشنهاد دهندگان این طرح عمدتا از حزب جمهوریخواه هستند ، می توان رقابت های انتخاباتی دو حزب دمکرات و جمهورخواه را در آن دخیل دانست ، چرا که در ماه های اخیر انتقادات بسیار زیادی بر سیاست خارجی اوباما که از حزب دمکرات می باشد وارد کرده اند . آنها دولت دموکرات اوباما را متهم به ضعف در قبال داعش و کوتاه آمدن در جهت مقاصد ایران و سوریه می دانند و اعتقاد دارند که اوباما بایستی در سیاست خارجی خود تهاجمی تر عمل نماید . جمهوری خواهان با پیشنهاد این طرح به دنبال نشان دادن قاطعیت خود در سیاست خارجی آمریکا بودند و از این طریق تلاش داشتن که حزب دمکرات و اوباما را تحت فشار قرار دهند .
۲ – حزب دمکرات و رئیس جمهور آمریکا اوباما نیز تا کنون نسبت به این طرح واکنش نشان نداده است و بهمین دلیل شائبه همراهی دولت فعلی آمریکا با این طرح بیشتر شده است و در یک نگاه کلی می توان دریافت که آمریکایی ها از تجزیه کشورهای قدرتمند مسلمان ، که در جهت تامین منافع ملی آنها و امنیت اسرائیل و همچنین امنیت انرژی است بهره مند می گردند و این ریشه در طرح کلی و رویکرد جامع آمریکا برای تجزیه و تضعیف کشور عراق است .
۳ – بی شک یکی از دلایل مطرح کردن چنین طرح تجزیه طلبانه و تفرقه انگیز ، مهار نفوذ ایران و گروه های وابسته به مقاومت در عراق می باشد ، آمریکا به درستی می داند که شکست نهایی داعش که خیلی دور از انتظار نمی باشد باعث تقویت دولت عراق و گروه های مقاومت و کسب محبوبیت و مشروعیت بیشتر و ایجاد ثبات خواهد شد و در نتیجه تجزیه این کشور را در آینده بسیار مشکل خواهد کرد . به همین دلیل در این مقطع زمانی آمریکا به دنبال زمینه سازی دیگری برای عراق خواهد بود .
نقشه شماره دو وضعیت طراحی شده برای کشورهای اسلامی و عرب خاورمیانه و طرح تجزیه آنها
۴– برخی از ناظرین تحولات اخیر عراق بر این باورند که آمریکایی ها با این طرح بدنبال نوعی اختلاف اندازی بین گروه های شیعه و سنی و کردها با یکدیگر هستند و شروع و ادامه این اختلاف ها از یک طرف تجزیه عراق را کلید خواهد زد و از سوی دیگر داعش را تقویت می نماید . تقویت داعش یک فایده راهبردی منطقه ای برای آمریکا دارد و آن اینکه دولت عراق و محور مقاومت را مشغول داعش می کند و ار هدف اصلی آنها یعنی مبارزه با صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس دور نگه می دارد و دولتهای اسلامی را از رسیدن به وحدت و هدف گذاری راهبردی و استراتژیک در منطقه باز می دارد .(سایت خبری جهان نیوز، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴)
۸-۳ ) راهبردهای آمریکا در قبال گروه تروریستی داعش
۱-۸-۳ ) استراتژی دولت اوباما در قبال داعش
استراتژی نیلوفر آبی در مجموع نتوانست در مبارزه با داعش کار ساز باشد . با توجه به هزینه اندک سه میلیارد دلاری که صرف مبارزه با داعش شده (علیرغم تبلیغات گسترده) ، آمریکایی ها در مبارزه با این گروه تروریستی به نوعی جدی نبوده اند و وظیفه جنگیدن را به نیروهای محلی واگذار کرده اند . این استراتژی می تواند منجر به تضعیف ارتش عراق و حتی افزایش جنگ داخلی شود و نتیجتا” مشخص نماید که اولویت اصلی آمریکا مبارزه با داعش نیست و هیچگاه جزو اولویت های اصلی سیاست خارجی آمریکا نبوده است .
شکل گیری جریان و گروه تکفیری و تروریستی داعش در منطقه خاورمیانه ، هم از نظرایدئولوژیکی و هم از نظر ژئوپلیتکی ، تهدیداتی را متوجه امنیت و منافع ملی کشورهای منطقه و جهان اسلام کرده است . فروریختن ۱۳۰۰۰ بمب توسط هواپیماهای آمریکایی و متحدانش در عراق و سوریه برای نابودی داعش و هزینه ۹۱/۲ میلیارد دلاری آن تا ۱۸ ژوئن سال ۲۰۱۵ و اتخاذ ائتلاف بین المللی در این زمینه موفق نبوده است . با توجه به اینکه استراتژی نبرد هوایی بر عیله داعش تا کنون توفیقی نداشته و عدم دریافت اسلحه و تسلیحات دولت عراق از ایران و روسیه نیز بدلیل اعمال تحریمهای بین المللی بر علیه این دو کشور ، مبارزه با داعش را ناکام گذاشته است و آمریکا را به اتخاذ استراتژی نیلوفر آبی واردار کرده است .
استراتژی آمریکا در قبال داعش بنابه اظهار اوباما در نشست مشترک با رهبران کنگره در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴ شامل سه مرحله می باشد :
حملات هوایی علیه مواضع داعش و شمال غرب عراق که در حمایت از اقوام و اقلیت های دینی این کشور و نیروها و تسلیحات نظامی ، دبپلماتها و نیروهای مستقر در عراق خواهد بود ، که این عملیات از آگوست ۲۰۱۴ شروع شده است
تشدید تلاش ها برای آموزش ، مشاوره و تجهیز نیروهای مسلح عراق ، پیشمرگه های کرد و قبایل سنی این کشور ، پس از تشکیل دولت فراگیر در عراق
نابودی پناه گاه ها و مقر های عملیاتی داعش در خاک سوریه که ممکن است حتی تا پیش از پایان دوره ریاست جمهوری اوباما به پایان نرسد که در واقع سخت ترین و جنجالی ترین مرحله عملیات علیه داعش است .
لئون پانتا (Leon Panetta) وزیر اسبق دفاع آمریکا که زمانی رئیس سازمان سیا نیز بوده است ادعا کرده که جنگ با داعش دامنه ای سی ساله خواهد داشت و میتواند به کشورهای دیگر لیبی ، نیجریه ، سومالی ، یمن و … نیز کشده شود .
۲-۸-۳ ) استراتژی نیلوفر آبی و راهبردهای آمریکا در مبارزه با داعش
دولت آمریکا در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۵ (بیست و یکم خرداد سال ۹۴) از اعزام ۴۵۰ مستشار نظامی آمریکایی به عراق برای استقرار در پایگاه جدیدی که در استان الانبار مستقر خواهند شد ، خبر داد . وزارت دفاع آمریکا در بیانیه ای در ۱۲ ژوئن۲۰۱۵ اعلام کرد که برای گسترش پایگاه های آمریکا در کشور عراق و احتمالا هموار کردن راه برای بکارگیری نیروهای آمریکایی بیشتری در مناظق جنگی خاورمیانه برنامه دارد . ژنرال مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک آمریکا گفت ؛ مجموعه پایگاههایی در اطراف عراق باید ایجاد شود که نیروهای آمریکایی بتوانند در آنجا به تعلیم و آموزش نیروهای قبایل سنی و به رهبران نظامی عراق مشورت و همفکری ارائه کند و در حملات هوایی و آموزش واحد های کوچک از سربازان و پلیس عراقی استفاده نماید . این استراتژی جدید بنام نیلوفر آبی (( LILY PAD STERATEGY )) با مناطق مشترک امنیتی نام دارد . دمپسی همچنین اعلام کرد که یکی از این پایگاه ها در مسیر بغداد به تکریت و دیگری در مسیر کرکوک به موصل خواهد بود . استیو وارن سخنگوی وزارت دفاع آمریکا تائید کرده که در حال حاضر به دنبال مکان یابی برای دیگر پایگاه های نیلوفر آبی هستند و برای محل استقرار این پایگاه ها صدها گزینه دیگر وجود دارد و اصولا هر مکانی که قبلا پایگاه عملیاتی بوده نیز جزو همین گزینه ها محسوب می شود . یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا نیز در این باره گفته است که پایگاه های جدید بر اساس نیازهای نیروهای عراقی در منطقه طراحی و ساخته خواهد شد ، بنابر این ممکن است یک پایگاه برای آموزش نیروهای سنی و یکی برای مانورهای مشترک با نیروهای عراقی و پایگاه دیکری برای جمع آوری اطلاعات مربوط به حملات هوایی ، ایجاد شوند . مقامات نظامی آمریکایی اعلام کرده اند که پنجمین پایگاه نظامی آمریکا در عراق تاسیس خواهد شد . گرچه تجارب تاریخی گذشته ، استراتژیهای مشابه را در افغانستان نا کارآمد ارزیابی می کند به گونه ای جان ساپکو بازرس کل ویژه بازسازی افغانستان اذعان دارد که استراتژی نیلوفر آبی ، علیه طالبان در کشور افغانستان که به مراتب از حوزه عملکردی پایین تری نسبت به داعش برخوردار بوده اند ، ناکار آمد بوده است .
۳-۸-۳ ) استراتژی کنگره آمریکا در مبارزه با داعش
راهبرد استراتژیک اوباما در قبال عراق مورد سئوال و انتقاد کنگره قرار گرفته است . کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان ایالات متحده در ۲۹ آوریل ۲۰۱۵ با شصت رای موافق در برابر دو رای مخالف و یک رای ممتنع به طرح قانونی ۱۷۳۵ مجلس نمایندگان با عنوان قانون اختیار دفاع ملی رای مثبت دادند و در این طرح دفاعی بودجه ای بالغ بر ۷۱۵ میلیون دلار برای کمک به نیروهای عراقی که در حال مبارزه با داعش هستند ، اختصاص داده شده است که حداقل ۲۵% از آن به نیروهای پیشمرگه کرد و نظامیان سنی و گارد ملی اهل تسنن عراق تخصیص داده شده است و آنها را بعنوان اقلیم و کشور جداگانه ای به رسمیت شناخته است . اجرای این طرح اجازه خواهد داد تا نیروهای امنیتی به صورت مستقیم کمکهای آمریکا را دریافت کنند . طرح فوق ، وزرات خارجه و دفاع آمریکا را ملزم می کند تا دولت مرکزی بغداد را وادار نماید تا حق بیشتری از قدرت را در شیوه اداره امور کشور به اقلیت های یاد شده بدهد و چنانچه ظرف مدت سه ماه از زمان تصویب این طرح پیشرفت هایی در زمینه شرایط خاص ، یعنی شمول سیاسی و مجوز تشکیل گارد ملی ، پایان دادن به حمایت شبه نظامیان شیعه حاصل نشود ۷۵% باقیمانده کمک آمریکا به دولت عراق معلق گردد و دست کم ۶۰% از این کمک ها به کرده و سنی ها داده می شود . طرح فوق همچنین برای سال مالی ۲۰۱۶ مجوز ۶۰۰ میلیون دلار برای آموزش و تجهیز معارضان سوری برای مبارزه با داعش و ۳۰۰ میلیون دلار برای کمک به اردن به منظور دفاع از مرزهایش با عراق و سوریه را صادر می کند . مک تورنبری نماینده جمهوریخواه ایالت تگزاس و رئیس کمیته راهبردی نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در مورد تصویب این طرح گفت (( من و دیگر اعضای جمهوریخواه کنگره با توجه به نگرانی روز افزون نسبت به نفوذ ایران بر دولت بغداد ، خواستار به رسمیت شناخته شدن کشور هایی برای شبه نظامیان کرد و سنی هستیم )) ، پس از کش و قوس های فراوان کمیته راهبردی نیروهای مسلح آمریکا در ۱۴ می سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که عنوان کشور از نیروهای پیشمرگه و عشایر سنی عراق از قانون بودجه دفاعی آمریکا حذف شده است .
بسیاری طرح قانونی یاد شده را اجرای طرح و نقشه جو بایدن معاون رئیس جمهور اوباما مبنی بر تجزیه عراق قلمداد کرده اند . جان مک کین رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا نیز در ماه می نسخه مشابهی را در سنا منتشر کرد . سفارت آمریکا در بغداد در بیانیه ای این طرح را غیر قابل استناد دانست و آن را بیانگر دیدگاه ها و سیاست های دولت آمریکا ندانست .
ارسال کمکهای تسلیحاتی به کردهای عراق به منظور مبارزه با داعش ، احتمال برنامه ریزی و تسلیح این نیروها برای تجزیه عراق را تقویت کرده است . ران پال سناتور جمهوریخواه ادعا کرده است که در ازای همکاری کردها در مبارزه با داعش به آنها پیشنهاد تاسیس یک کشور مستقل را خواهد داد وکردها لیاقت حمایت بیشتر و به رسمیت شناخته شدن از سوی آمریکا و متحدانش هستند .( بای ، اول مرداد ۱۳۹۴)
۹-۳) پیامدهای داخلی تحرکات داعش در عراق

نظر دهید »
فایل شماره 7624
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تجربیات جهانی نشان می دهد که از دهه ۸۰ میلادی به بعد در برنامه های توسعه و همچنین توسعه شهری توجه فزایند های به رویکرد مشارکتی صورت گرفته است. تا جایی که در حال حاظر مشارکت شهروندی، رمز موفقیت پروژه های توسعه شهری و همچنین یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت شهری و ارکان آن است.
بر این اساس عمده ترین نتایج و پیامدهای مشارکت شهری عبارتند از :
تقویت حس اعتماد و اطمینان نسبت به مدیران شهری.
تقویت حس همکاری میان شهروندان و مدیریت شهری.
بروز خلاقیتهای شهروندان و ارائه طرح ها و پیشنهادات.
حل مشکلات از طریق شهروندان.
احساس تعلق بیشتر به جامعه شهری. (منتظری و دیگران، ۱۳۹۰، صفحه ۵۶۱)
تأثیر در زمان اجرای طرحهای شهری.
تأثیر در استفاده بهینه از طرح.
تأثیر در پذیرش طرحها در صورتی که تضادی با مناقع شهروندان نداشته باشد.
تأثیر در آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم. (بهروان، ۱۳۷۱،).
فرهنگ سکوت را می شکند.
شنیدن صدای دیگران را آسان می کند.
کناره گیری و نفوذ را از بین می برد. (طوسی، ۱۳۸۲، صفحه ۸).
مشارکت شهری نیزبرای نظام مدیریت شهری و توسعه شهری کارکردهای گوناگونی دارد. از جمله این کارکردها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

افزایش دسترسی به اطلاعات شهری.
تعیین شقوق توسعه شهری.
تعیین اولویت ها و نیازهای شهروندان.
کوشش جمعی برای پروژه توسعه شهری. (کسایی، ۱۳۷۹).
۲-۱۳-عوامل تعیین کننده سطح و میزان مشارکت شهروندان
۱- مشارکت درتصمیم گیری های مدیریتی و تهیه طرح ها: که به سه عامل فرهنگ سیاسی شهر، میزان فراهم بودن مقتضیات مشارکت و قواعد و الگوهای رفتاری حاکم بر زندگی مردم وابسته است.
۲- مشارکت در تأمین نیروی مالی: شهرداری ها به عنوان اصلی ترین نهاد اجرایی در شهرها می باشند. دریافت وجه مالیات و عوارض دولتی توسط شهرداری ها از مردم به عنوان مهم ترین ابزار اجرایی مردمی در شهرهاست. آنچه مشخصاٌ این پرداخت های مردمی را به معیاری برای مشارکت و همکاری مردم با نهادهای اجرایی تبدیل می کند، تعریفی است که از فرهنگ مالیاتی آن جامعه به معنای جهت گیری های مساعد افراد نسبت به این نظام مالیاتی به دست می آید.
۳- مشارکت در تأمین نیروی انسانی: مؤثر ترین عامل در این زمینه در درجه اول وجود فرهنگ مشارکتی در بین مردم و در مرحله بعد اندازه ترکیب جمعیتی می باشد.
۴- نظارت اجتماعی توسط شهروندان: نقش شهروندان در نظارت فعال و پنهان بر فضا بر دوام و ماندگاری طرح ها مؤثر است.
اهداف مشارکت:
رسیدن به توسعه پایدار و برقراری عدالت اجتماعی
تقویت شبکه های اجتماعی محلی
ایجاد علاقه و اعتماد در مردم برای توسعه و پیشرفت
تقویت همبستگی اجتماعی و روحیه همکاری و همدلی
تقویت حس تعلق به محله و محیط مسکونی
آموزش و انتقال اطلاعات متقابل میان طراحان و مردم
ایجاد شهروند مولد که از حالت مصرف کننده صرف خارج شده و در اصلاح محیط پیرامون شرکت جوید.
باز گرداندن مستقیم منافع طرح ها به ساکنین اصلی بافت
بازیابی هویت تاریخی و ساختار قومی و جمعیتی بافت های کهن
۲-۱۴-شیوه های تحقق مشارکت در طرح های شهری
واقعیت این است که مشارکت کلید اصلی اجرای طرح های توسعه شهری در سطح کشور می باشد. یکی از علل اساسی به بن بست رسیدن هر طرحی، ریشه در بی توجهی به مشارکت و سهم قابل توجه مردم و نهادهای محلی در اجرا دارد(علوی تبار۱۳۷۹ ) اما اقدام به مشارکت از سوی مردم نیازمند دو پیش شرط اساسی برای تحقق عملی است: نخست گرایش و تمایل به مشارکت و دوم امکان عملیاتی شدن آن. نقش اصلی در فراهم ساختن دو اصل مذکور بر عهده زیر سیستمهای مرتبط در جامعه است تا آنجا که در مورد ایجاد انگیزه لازم در مردم بر پایه گرایشهای فردی و هنجارهای اجتماعی آنها، زیر سیستم فرهنگی و ارتباطی و در ارتباط با فراهم ساختن مشارکت، نقش اصلی بر عهده زیر سیستم اقتصادی و فرهنگی جامعه است. به بیان کلی و ظیفه این زیر سیستمها، نهادینه کردن اندیشه مشارکتی در ساختار اداری و اجرایی کشور و اشاعه فرهنگ و تربیت مشارکتی در سطوح نام برده است؛ چرا که هر چه ساختار اداری و اجرایی کشور مشارکتیتر باشد و در مقیاس مدیریت محلی به سوی عدم تمرکز و وابستگی به نهاد مرکزی پیش رود، بدنه آن برای تأثیرپذیری از جامعه و برانگیختن مشارکت مساعدتر می گردد.
این امر در مورد بافت های تاریخی و فرسوده نقش مهم تر و حیاتی تر به خود می گیرد؛ چرا که روند توسعه و پیشرفت در این بافت ها، به مرور زمان و بر اثر قوانین دست و پا گیر طرح های جامع شهری، طرح های حفاظت از میراث فرهنگی و طرح هایی از این دست به حالت جامد و راکد در آمده و همین استفاده از روح مشارکت شهروندی در روند اجرایی طرح ها می تواند آنها را از بن بست فعلی خارج ساخته و سیر نزولی این بافت ها را متوقف سازد.
در واقع بازگشت ساکنین سابق این بافت ها و ارتقای سطح اجتماعی و فرهنگی آنها به منظور تبدیل از معضل به فرصت هایی در سطح شهر، با توجه به قابلیت ها و ظرفیت های نهفته در این بافت ها، جز از طریق دست نیرومند مشارکت مردمی ممکن نخواهد بود. البته آنچه قابل ذکر است اینکه به کار گیری نیروی مشارکت مردمی به تنهایی کافی و پاسخگو نبوده و ساماندهی مجدد این بافت ها بیش از هر چیز یک تزریق اولیه دولتی را می طلبد و پس از آن استفاده از سطوح مشارکتی از سطح کلان گرفته تا واحد محله می تواند مؤثر افتد و ریشه این امر را می توان در عدم توانایی ساکنین این بافت ها از طرفی و نحوه نگرش منفعلانه، منفی و نامطمئن این افراد به طرح های با منشأ مردمی و بدون دخالت دولتی و عدم احساس حاشیه امنیت در مشارکت در این گونه طرح ها دانست. به نظر میرسد هدفمند کردن جریان مشارکت مردم در اجرای طرح های موجود بیش از هرچیز نیازمند سیستمی کردن مشارکت و جایگیری آن در یک چارچوب تعریف شده و سلسله مراتبی می باشد.
بدین ترتیب می توان سطوح مشارکتی متفاوتی در رابطه با چگونگی میزان مشارکت مردم در هر سطح همچو ن شهرداری ها، شوراهای شهر، نهادهای محلی، شوراهای همیاری محله و پایگاه های محلی همچون مسجد و حسینیه ها و … تعریف نمود. اما قبل از آن باید مرجع اصلی ارتباط مردم با این نهادها در سطح محلات مشخص شود. این مرجع می تواند به عنوان خبرگان مردمی توسط آرای جمعی افراد و یا با بهره گیری از فرهنگ سنتی موجود در محلات تاریخی به عنوان معتمدین و ریش سفیدان محله انتخاب گردد.
این سطوح مشارکتی در دو سطح تهیه و اجرای طرحها قابل ارزیابی است. نخست مشارکت مردم در روند تهیه طرح ها مستلزم آن است که ابتدا جنبه مشارکت مردمی شکل قانونی یافته و پس از تعیین چارچوب قانونی آن این مشارکت در سه قالب کوتاه مدت، میان مدت و کوتاه مدت تعریف شود. چنان که در کوتاه مدت ارتباط نخبگان محلی با نهادهای اجرایی شهری در شهرداری ها، در میان مدت ارتباط میان مردم و نهادهای قانونی توسط شوراهای اسلامی محلات و نواحی تاریخی شهر و در دراز مدت، نهادینه کردن فرهنگ مشارکتی در متن جامعه از طریق مراجعه با آرای عمومی مردم و تصویب و اجرای طرح ها پس از اخذ موافقت مردمی توجه شود. در روند اجرای طرح ها لازم است نخست با مشارکت نهادهای کلان مرکزی و نهاد های محلی، سازمان اجرایی مختص هر طرح در کنار سازمان اجرایی شهرداری ایجاد گردد که در طول مدت اعتبار طرح، نسبت به جلب، جذب و ساماندهی مشارکت ها و حرکت در جهت اجرای مرحله بندی طرح توسعه شهر اقدام نماید، به نحوی که شهرسازی بستر حرکت های مردم را مهیا نماید شهرسازی پیشرو) نه اینکه شهرسازی منفعل در پیروی از اقدامات مردمی بستر و حرکت توسعه شهر را انتخاب نماید (هاشمی نژاد، فصنامه شهر).همچنین از نگاه دیگر و با تقسیم سطوح اجرایی کشور در سه سطح ۱٫ سازمان های فرا بخشی نهادهای دولتی از قبیل وزارت کشور، وزارت مسکن، سازمان مدیریت و شورای عالی شهرسازی و معماری) و بخشی (وزارت خانه های مربوطه) ۲٫ بخش خصوصی (کلیه مهندسین مشاور، سازندگان و تشکل های صنفی و مدنی) ۳٫ نهادهای مدنی ( شهرداری ها و شوراهای شهر)، عدم ارتباط یکسویه و از بالا به پایین و ارتباط مداوم چرخشی بین مردم، نهادهای مردمی، بخش خصوصی و سازمان های فرا بخشی به منظور تقسیم تصمیمات اجرایی به صورت غیر متمرکز و بالعکس در بطن زندگی مردم و مرتبط با نیازها و خواسته های آنان که جز از طریق تجهیز نیرو های متخصص از یک سو و آموزش مردم از سوی دیگر ممکن نمی باشد ضروری است.
۲-۱۵-مشارکت مردمی در مدیریت خدمات شهری
در دنیای پیچیده و پر مسئله کنونی مدیریت خدمات شهری به واسطه ارتباط با تمامی جنبه های فردی و جمعی زندگی شهروندان جزو مسائل مهم انسان شهرنشین می باشد مدیریت مطلوب خدمات شهری بیشتر زمین ه ای را فراهم می آورد که در آن شهروندان می توانند برای بهبود شرایط زندگی خود بکوشند . مدیریت مطلوب خدمات شهری تنها در صورتی عملی می شود که شهروندان نیز در آن مشارکت داشته باشند چه در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری ها و چه در برنامه ریزی طرح ها و اجرای آنها، ب ه عبارتی تعریف جامع مشارکت عبارتست از د رگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی که آنان را برمی انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت ها شریک شوند.
الگوی راهبردی ایجاد مشارکت در کشوره ا، شهرها و حتی محله های مختلف یکسان نیست و بعد مسافت بین مشارکت سنتی و مشارکت مدرن آنقدر کوتاه است که در محدوده جغرافیائی یک منطقه شهرداری می گنجد . مشارکت شهروندان در امور خدمات شهری در یک تقسی مبندی کلی به موارد زیر تقسیم می شود:
آگاهی از تصمیمات و طرح ها.
مشارکت در تصمیم گیری مدیریتی طرح ها.
مشارکت در تأمین مالی طرح ها.
مشارکت در تأمین نیروی انسانی.
مشارکت در اجرای طرح ها.
مشارکت شهروندان در امور خدمات شهری زمانی تحقق می یابد که شهرنشینان از حالت فردی که صرفاً در مکانی به نام شهر زندگی می کنند درآیند و به شهروند تبدیل گردند.

نظر دهید »
فایل شماره 7623
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اینکه در قرن بیست و یکم قرار داریم، تردیدی نیست که کشور ایران به عنوان چالشگر عمده و اصلی با نظام سلطه، که یکی از عناصر اصلی در زیر سیستم مرکزی خلیج فارس(در سیستم خاورمیانه) است. نکته مهم در مورد سیستم خاورمیانه و زیر سیستم خلیج فارس آن است که ارزش و جایگاه منطقه خاورمیانه و خلیج فارس برای آمریکا و غرب مسئله جدیدی نیست که متعلق به امروز و دیروز باشد، بلکه از سالهای قبل وجود داشته است. این منطقه دارای دو تنش مرکزی و محوری است که عبارتنداز:

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

الف) کانون اصلی جهان اسلام است.
ب) کانون اصلی انرژی جهانی است.
برخورداری از همین دو کانون است که این منطقه را بیش از یک قرن، در کانون حوادث بحرانی قرار داده است.
اما آنچه که باعث شد تا روند نظامی گری سابق آمریکا در منطقه چهره جدیدی به خود بگیرد و توجه این کشور معطوف خلیج فارس شود، سه عامل مهم و اساسی بو که عباذتنداز:
۱ـ پیروزی انقلاب اسلامی ایران؛
۲ـ وابستگی جهان سرمایه داری و صنعتی به انرژی؛
۳ـ وجود رئیس صهیونیستی اسرائیل؛
کارشناسان و تحلیلگران خودی و بیگانه، همه چیز را تحلیل می‌کنند و نقاط قوت و ضعف آمریکاییها، بریتانیاییها و عراقیها را نیز بررسی کرده و می‌کنند. اما به نظر می‌رسد که به گونه‌ای عمداً یا سهواً از واقعیت و حقیقت اصلی ماجرا چشم پوشی شده و برخی از تحلیلگران و کارشناسان مسایل سیاسی و نظامی، از آن فرار می‌کنند و این نیز احتمالاً به خاطر پیامدهایی است اینگونه تحلیلها می‌تواند متعاقب خود، داشته باشد. (درویش، ۱۳۸۱، ص ۲۲)
بر اساس این تحلیل، درست است که آمریکا به دنبال نفت و امنیت اسرائیل می‌باشد و در این هدف نیز می‌توان شک روا داشت، اما برای پی بردن به اهمیت این دو هدف سؤال این است که آیا دو هدف غایت سناریوهای توسعه طلبانه سردمداران کاخ سفید است؟ ممکن است پاسخ این باشد که امریکاییان به دلیل روبروشدن با وضعیت وخیم اقتصادی و درک این واقعیت که ممکن است در آینده وضع آنها نیز از این بدتر شود، به دنبال سیطره بر منابع انرژی و کنترل جریان نفت و گاز و قیمت آن برای رونق اقتصادی خود و کنترل رقبا هستند و یا ممکن است گفته شود که بدون حضور و بقای اسرائیل، بخش بزرگی از برنامه‌های آمریکا در منطقه خاورمیانه که کانون توجه آنهاست، عملی نشده یا لااقل در کوتاه مدت و میان مدت اینگونه است. و یا حتی گفته شود که فشار لابیهای صهیونیستی، سیاست خارجی آمریکا را بر آن داشته است که از امنیت اسرائیل دفاع نمایند.
از ابتدای آغاز تهاجم آمریکا و انگلیس به عراق، همه کارشناسان و تحلیلگران نظامی و غیر نظامی جمهوری اسلامی ایران فقط بر گرد دو محور و هدف آمریکا (نفت و امنیت اسرائیل) متمرکز شدند و از اهداف آینده و اصلی ایالات متحده که خود غربیها به صورت مکرر برخی از ابعاد آن را نوشته و حتی آشکارا بیان می‌کنند، سخنی به میان نیامد. اگر این امر صورت طبیعی و واقعی داشته باشد. می‌توان این نوع سیاست را تفاضل استراتژیک نامید و یا اگر بناست عمداً چنین باشد، می‌توان آن را بی خیالی عمدی تلقی کرد و در برترین سنایور، باید آن را بی اطلاعی استراتژیک دانست.
اگر حالتهای اول و دوم، مبنای این سیاست قرار گیرد، ممکن است کشور و نظام، زیان زیادی متحمل شوند، اما اگر حالت سوم صحت داشته باشد. در این صورت شاید بتوان خسارت وارده را سخت‌تر و جبران ناپذیر دانست به نظر می‌رسد که نتوان دلیل خاصی را برای این نوع رفتار و سیاست خارجی و دفاعی جستجو کرد. (نوپرست، ۱۳۸۳، ص ۱۰)
با این همه، به نظر می‌رسد که بدترین تسلیم، تسلیم بدون شلیک یک گلوله باشد مهمتر اینکه سرنوشت جنگلها را ملتها تعیین می‌کنند.
جان استانتون از تحلیل‌گران سایت اینترنتی on line journal در مقاله‌ای به نام دولت بوش آماده می‌شود تا در سال ۲۰۰۴ به ایران حمله کند، از برخی از واقعیتهایی که جمهوری اسلامی ایران سعی دارد آنها را نادیده گرفته و یا براحتی از کنار آنها بگذرد، پرده برداشته است. (هانینگتون، ۱۳۸۱، ص ۳۳۶).
این تحلیلگر از این هم فراتر رفته و مدعی شده است که در حال حاضر عوامل سیا مشغول فعالیت در داخل و اطراف ایران هستند و تیمهای عملیاتی ویژه آمریکا، انگلیس و استرلیا به طور محرمانه اقداماتی را در داخل ایران انجام می‌دهند.
جیمزوولسی رئیس سابق سیا در مقاله‌ای به نام به چهارمین جنگ جهانی خوش آمدید می‌نویسد: «روشن است که جنگ با تروریسم تا زمانی که چهره خاورمیانه تغییر نکند، هیچگاه به پایان نخواهد رسید و این دقیقاً همان کاری است که ما در عراق انجام داده‌ایم.»
این مسئله زمانی بهتر آشکار می‌شود که درک شود وضعیت موجود ونیز چالش آینده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در قالب و استمرار بیانیه ۲۵ نفر از نخبگان افراطی آمریکا قرار دارد که برای رهبری آمریکا بر جهان در سوم ژوئن ۱۹۹۷ بیانیه‌ای به نام «بیانیه پیرامون اصول ارزشی» صادر و اعلام کرده‌اند که ما برخاسته‌ایم که برای تامین رهبری آمریکا‌ییها بر جهان پشتیبان گرد آورده‌ایم.
این گروه چهار اصل را برای رهبری آینده آمریکا بر جهان بیان کرده‌اند که برای تحقق آنها، قطعاً نظامهای به اصطلاح ناسازگار و یاغی و نظام‌هایی نظیر جمهوری اسلامی ایران، ناگزیر در دایره چالش و برخورد آمریکا قرار خواهند داشت:
۱ـ ایالات متحده نیاز دارد که بودجه نظامی خود را به طور قابل ملاحضه‌ای افزایش دهد، هرگاه آمریکا خواسته باشد امروز به مسئولیتهای جهانی خود عمل کند و یا بخواهد در آینده نیروهای مسلح مدرن داشته باشد.
۲ـ آمریکا باید پیوندهای خود را با متحدین خود مستحکم کند و با رژیم‌هایی که با منافع و ارزشهای ایالات متحده خصومت می‌ورزند به چالش برخیزد.
۳ـ ایالات متحده باید امر آزادی سیاسی و اقتصادی را در خارج از آمریکا رواج دهد.
۴ـ ایالات متحده باید برای تأمین نقش بی بدیل آمریکا در حفظ و گسترش نظم بین‌المللی مسئولیت بپذیرد در این صورت آمریکا باید موفق به سردمداری بلا منازع جهان اقتصاد، سیاست و نظامی گری آینده شود که در آن همه کشورهای جهان در دایره نظم نوین جهانی قرار گرفته‌اند، به عبارت دیگر هیچ مخالفت و چالشگر عمده‌ای برای مخالفت با اهداف و ارزشهای آمریکایی در جهان وجود نداشته باشد. قاعدتاً این امر از دو طریق قابل تحقق خواهد بود که:
الف) همه کشورها و ملتهای جهان، به صورت داوطلبانه و با رضایت خود ارزشهای مورد نظر آمریکا را پذیرفته و از منازعه و چالش با این کشور پرهیز کنند.
ب) کشورهایی که از بند الف تخطی کنند به زور و از طریق جنگ و ارعاب و تهدید و یا از طریق تطمیع ارزشهای مورد نظر آمریکا را بپذیرند.
اگر راهکار اول محقق نشود، کار به راهکار دوم خواهد کشید و آن در صورتی است که برخی از کشورهای جهان، حاضر به پذیرش ارزشهای آمریکایی نشده و استیلای این کشور به اهرمهای فشار متعدد نظیر اعمال تحریم، محاصره، ایجاد بحرانهای داخلی، ایجاد شورشها و آشوبها و … نپذیرد آمریکا باید این نظامهای سیاسی و یا ملتهای چالشگر را به تسلیم وادار نماید و در صورت عدم موفقیت این ابزارها در رام ساختن اینگونه ملتها با توسل به حربه زور و تحمیل جنگ، سیاست سلطه خود را اعمال نماید.
در حالت اول، آمریکا هزینه‌های زیادی را صرف نمی‌کند، ولی در حالت دوم، علاوه بر آنکه هزینه‌های تحمیلی ارزشهای آمریکایی بر ملتها و کشورهای چالشگر، برای آمریکا و متحداتش بالا خواهد رفت، بلکه خطرات دیگری نیز بر سر راه آمریکا ممکن است بروز کند.
حال باید بپرسید که آیا جمهوری اسلامی ایران در کشورهای گروه «الف» قرار دارد و یا کشورهای گروه «ب» ؟ پاسخ این سؤال چندان هم مشکل نیست زیرا اولاً ماهیت انقلاب اسلامی بگونه‌ای است که جمهوری اسلامی ایران، در گروه کشورهای الف قرار نداشته و نمی‌تواند قرار داشته باشد و به همین دلیل نیز در صدر لیست کشورهای چالشگر با آمریکا قرار داشته و خواهد داشت. سؤال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا اساساً و ذاتاً جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با مقدار تساهل و تسامح در گروه کشورهای الف جای بگیرد؟
در نهایت برای جمهوری اسلامی ایران دو حالت نیز بیشتر وجود ندارد:
۱)‌ جمهوری اسلامی ایران در کنار سایر کشورهایی که اصول و ارزشهای آمریکایی را پذیرفته‌اند و یا خواهند پذیرفت قرار گرفته و اصول و ارزشهای آمریکایی را بپذیرد.
در این صورت مشکل خاص و یا چالشی میان ایران و آمریکا ایجاد نخواهد شد و حتی جمهوری اسلامی ایران مورد تأیید و حمایت آمریکا نیز قرار خواهد گرفت و به جایگاه قبلی خود نیز باز می‌گردد.
۲) جمهوری اسلامی ایران بر ارزشها و اصول خود پافشاری نماید، در این صورت چه خواهد شد؟ در این رابطه امام خمینی (ره) می‌فرماید: «خطر آمریکا به حدی است که اگر کوچکترین غلطی کنید، نابود می‌شوید.»
آنچه که در پایان باید گفت این است که لازم نیست کورکورانه چیزی را بپذیریم و یا در مقابل آن مقاومت کنیم، بلکه به یک سلسله تدابیر خلاق نیاز داریم تا از روی انتخاب و دور اندیشی، تغییر شکل داده و مسیر آن را عوض کنیم. به آن سرعت بدهیم و یا از سرعت آن بکاهیم.
به نظر می‌رسد که ما باید اقدامات زیر را انجام دهیم:
۱ـ ما باید خطر آمریکا را بسیار جدی بگیریم و خود را به تغافل نزنیم.
۲ـ ما نباید کورکورانه چیزی را بپذیریم و در مقابل آن تسلیم شویم.
۳ـ باید به فکرشکل دهی محیط پیرامونی از دید سیاسی،نظامی، اقتصادی و…..باشیم.
۴ـ با کم و زیاد کردن سرعت خود در مقابل تحولات و تغییرات منطقه‌ای و جهانی باید به تصمیم‌گیری عقلایی و بهینه دست یابیم.
۵ـ تصمیمات ما در سطوح مختلف استراتژیکی ـ تاکتیکی نباید به خود باختگی داخلی و ضعیف کردن اراده ملی مردم منجر گردد.
۶ـ آمریکا در صورتی که به اهداف خود نرسد، قطعاً با جمهوری اسلامی ایران برخورد خواهد کرد. ولی آنچه آمریکاییان برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی ایران به آن نیاز دارند، قطعی شدن اطلاعات آنها در مورد چند عنصر اصلی است:
الف) عدم وجود اراده ملی در جمهوری اسلامی ایران، عدم وحدت و انسجام جمهوری اسلامی.
ب) نحوه عمل جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا.
ج) میزان واگرایی و واگرااندیشی گروه ها فشار و احزاب مختلف.
چ) عدم وجود نیروی نظامی قدرتمند و مسلح که نقش بازدارندگی و یا دفاع و تهاجم داشته باشد.
ح) عدم وجود برنامه استراتژیکی مدرن در زمینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و … .
خ) عملکرد انفعالی دولت در مقابل حریف در همه حال.
ه) افزایش میزان نارضایتی عمومی مردم از حکومت و حاکمان و یا وجود گسستگی عمیق میان حکومت و مردم.
ی) غفلت مردم و جامعه به دلیل غرق شدن مردم در مادیگرایی و جلوه‌ها مصادیق و مظاهر آن.
لذا جمهوری اسلامی باید به تقویت هر چه بیشتر مؤلفه‌های فوق بپردازد آنها را در حد ایده‌آل مطلوب حفظ نموده و توسعه دهد.
در نهایت جمهوری اسلامی ایران باید به توسعه روابط خود با اتحادیه اروپا و کشورهای همسایه بپردازد و روابط خود را با اتحادیه اروپا افزایش داده تا دچار محاصره اقتصادی نشود. جمهوری اسلامی باید با کشورهای همسایه خود پیمانهای دفاعی و امنیتی ببند تا ضریبهای امنیتی خود را افزایش داده و احتمال حمله و محاصره ایالات متحده را کاهش دهد و با این کار حلقه محاصره اقتصادی و نظامی ایالات متحده را در هم بشکند تا از این محاصره خارج شود.
ـ راهکار اصلی برای ایران چه می‌باشد؟
در حال حاضر پرداختن به مسئله روابط ایران و آمریکا در بدترین شرایط ممکن است. ما به هیچ عنوان قادر نیستیم که امتیازی به دست آوریم. در شرایطی می‌توانستیم امتیازاتی از قبیل زیر را کسب نماییم:
۱ـ آزاد کردن دارایی‌های بلوکه شده ایران.
۲ـ تحویل سلاحهایی که قبلاً ایران در زمان شاه خریداری کرده بود.
۳ـ اعمال فشار روی عراق و جلب حمایت سازمان ملل برای دریافت غرامت‌های سنگین جنگی از عراق.

نظر دهید »
فایل شماره 7622
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تقارن اطلاعاتی در صورتی وجود دارد که مدیران و بازار اطلاعات یکسانی درباره شرکت دارند. بنابراین مدیران و بازار، عدم اطمینان درباره شرکت را یکسان تحمل می­ کنند. اما در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتی، مدیران به دلیل دارا بودن اطلاعات خصوصی و محرمانه درباره شرکت، اطلاعات بیشتر و بهتری نسبت به بازار، در اختیار دارند. یعنی به اطلاعات شرکت قبل از اطلاع بازار دسترسی دارند. اطلاعات خاص شرکت، در طول زمان از طریق رویدادهای افشا کننده اطلاعات به بازار انتقال می­یابد. بازار تا قبل از افشا مقداری عدم اطمینان درباره شرکت دارد. عدم تقارن اطلاعاتی شرکت برابر است با کل عدم اطمینان درباره شرکت، زیرا احتمال می­رود مدیران و بازار به یک اندازه از تأثیر متغیرهای بازار بر ارزش شرکت آگاهی داشته باشند. واکنش بازار به اعلان سود می ­تواند اولین­ معیار عدم تقارن اطلاعاتی شرکت از طریق افشای اطلاعات باشد. عدم تقارن اطلاعاتی می ­تواند بر حسب محیط اطلاعاتی، کثرت اعلانهای عمومی و تعداد معاملات شرکت تعیین شود و همچنین تحت تأثیر رفتار مدیران یا بازار قرار گیرد. به عنوان نمونه، وقتی اعلان عمومی خبری درباره شرکت انجام می­گیرد با فرض ثابت بودن سایر عوامل، ممکن است بازار درباره وضع واقعی شرکت آگاه­ترشود و عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یابد.(قائمی، وطن­پرست،۱۳۸۴)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

طبق نظر اسکات و همکاران (۲۰۰۳) زمانی که یکی ازطرفین معامله نسبت به طرف دیگر ، دارای مزیت اطلاعاتی باشد، می­گویند سیستم اقتصادی از دیدگاه اطلاعات، نامتقارن است. درتئوری حسابداری، مسئله نامتقارن بودن اطلاعات دارای اهمیت زیادی است زیرا بازارهای اوراق بهادار دستخوش تهدیدهای ناشی از مسئله عدم تقارن اطلاعاتی قرارمی گیرند و این به دلیل وجود اطلاعات درون سازمانی است. حتی اگر قیمت به طور کامل تمام اطلاعات موجود در بازار را به همگان منعکس کند، باز همان احتمال وجود دارد افراد درون سازمان، نسبت به افراد خارج از سازمان ،دارای اطلاعات بیشتری باشند. دراین زمان، این افراد از مزیت داشتن اطلاعات استفاده می­ کنند وبه منافع بیشتری دست می­یابند. زمانی که سرمایه ­گذاران خارجی از این موضوع آگاه شوند، بدیهی است مبالغی را که آماده بودند درصورت وجود اطلاعات کامل ، برای اوراق بهادار پرداخت کنند، نمی­پردازند و بدین گونه در برابر زیان­های احتمالی ناشی از وجود اطلاعات محرمانه، واکنش نشان می­ دهند..
اکرلوف وهمکاران[۱۴] (۱۹۷۰) درزمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه ای را پایه­گذاری کردند که به نظر یه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد. این پژوهشگرها نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی می ­تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازارها شود که این امرقبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می آید. آنها خاطر نشان کردند که واسطه های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر می­ کنند.
تینیک[۱۵](۱۹۷۲)اذعان داشت در ادبیات مربوط به تئوری زیرساخت بازارهای نهادی خرید وفروش سهام از سه بخش تشکیل می شود، هزینه پردازش سفارش، هزینه نگهداری موجودی وهزینه انتخاب نامطلوب[۱۶] هزینه پردازش سفارش، مبلغی است که بازارسازها برای آماده بودن جهت انجام سفارشهای خرید و فروش هزینه می کنند.
بخش هزینه نگهداری موجودی که توسط هو و همکاران[۱۷] (۱۹۸۱)مدلسازی شده است، بیان می­ کند که هزینه معاملات منجر می شود بازارسازها پرتفوی متنوع نگهداری نمایند تا از این طریق بتوانند هزینه­ های خود را پوشش دهند. درنهایت، انتخاب نامطلوب که توسط کاپلند و همکاران[۱۸] (۱۹۸۳) و گلشتن و همکاران[۱۹] (۱۹۸۵) مطرح گردید، نمایانگر یک امر جبرانی برای معامله گران جهت پذیرش ریسک معامله با افرادی است کهاحتمالدارداطلاعات مهم ومحرمانه­ای دراختیارداشته باشند. به عبارت دیگر،اگربخش عمده ای از بازار را افراد غیرمطلع تشکیل دهند، بازارسازها دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام را افزایش می دهند تا از این طریق ریسک گزینش مغایر را جبران نمایند.
پژوهش­ها تجربی که اخیرا ًصورت گرفته است، تاثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به صورت کلی مورد توجه قرار داده­اند. بر طبق مطالعاتی که مورسو همکاران [۲۰](۱۹۸۳) برروی ۲۵ شرکت انجام دادند به تغییر دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در زمان اعلان سود پی بردند.
ونکاتش و همکاران[۲۱] (۱۹۸۶) نیز تغییرات مهمی را در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود، تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی از جانب شرکت درظرف۳۰ روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد، مشاهده نمودند
پاتل[۲۲] (۱۹۹۱) مدعی شد که پس ازاعلان سود،دامنه قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام افزایش می یابد..لی وهمکاران[۲۳] (۱۹۹۳) با بهره گرفتن از اطلاعات بین روز شواهدی را ارائه نمودند که بر مبنای آن دامنه قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت یک روز دارای وسعت بیشتری می باشد و قبل از اعلان سود، شاهد کاهش دامنه قیمت پیشنهادی بودند.
کرینسکی و همکاران [۲۴](۱۹۹۶) دریافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش می­ دهند. برطبق مدل عدم تقارن اطلاعاتی که کاپلند وگالی(۱۹۸۳) و میلگرام و همکاران[۲۵] (۱۹۸۵) ارائه نمودند، در بازار می تواند و نوع معامله گر را متصورشد : الف) معامله گران نقد ب) معامله­گران مطلع. معامله­گران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله می­ کنند که دارای اطلاعات محرمانه­ای می باشند که در قیمت­ها منعکس نشده است در حالیکه معامله­گران نقد(سرمایه گذاران غیرمطلع) تنها به دلیل دارا بودن نقدینگی به انجام مبادله اقدام می­نمایند. البته این مدل­ها بر روابط بین تفاوت قیمت خرید وفروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زیان می شوند واین زیان را ازطریق گسترش دامنه قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام جبران می­ کنند. بر اساس این مدل عدم تقارن اطلاعاتی در بازار منجر به افزایش دامنه قیمت­های پیشنهادی می گردد.
بولن و همکاران[۲۶] (۲۰۰۴) با بهره گرفتن از یک مدل ساده نشان دادند که اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام ناشی از تغییرات اندک درقیمت سهام، هزینه­ های سفارش،هزینه های نگهداری،انتخاب نادرست و شرایط رقابتی می باشد. آنها مدلی از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازارگردان­ها را بسط داده وبه این نتیجه رسیدند که هزینه­ های موجودی نسبت به هزینه­ها یا انتخاب نادرست از اهمیت بیشتری برخوردارند. آنها برای انجام پژوهش خود ۳ نمونه را در دوره های زمانی مختلف انتخاب کردند، سپس به منظور کاهش اثرات ارقام انحرافی نمونه خود را محدود نمودند به گونه ای که فقط شامل سهم هایی میشد که حداقل ۵ بار در هر روز برای تمامی روزها درطول ماه دادوستد شده بود.
کیم وهمکاران[۲۷] (۱۹۹۴) فرض کردند در صورتی که اطلاعات در اختیار تمامی فعالان بازار قرار بگیرد، اعلامیه­های سود عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش خواهد داد، آنها دریافتند در صورتیکه برخی معامله­گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات باشند، ممکن است عدم تقارن اطلاعاتی درسطح بالا باقی بماند. مطالعات تجربی که براعلامیه های سود تاکید دارند، نتایج گوناگونی را بدست آورده است.
مطالعات ورچیا[۲۸](۲۰۰۱) و دیاموند[۲۹](۱۹۸۵) نتایج افشای اختیاری اطلاعات را آزمون کردند و نتیجه گرفتند که افشای بیشتر اطلاعات باعث منتفع شدن سرمایه گذاران می شود. درصورتی که این افشای اطلاعات عمومی برای همه سرمایه گذاران صورت می گیرد، عدم تقارن اطلاعاتی و همچنین فعالیت های پرهزینه جمع آوری اطلاعات برای سرمایه گذاران کاهش می یابد.
پژوهش ها آنجینکیا وهمکاران[۳۰] (۲۰۰۵) وکارامانو وهمکاران[۳۱] (۲۰۰۵) به اثر ساختار هیأت مدیره بر کیفیت و میزان افشای شرکتها تأکید داشته اند. طبق این مطالعات، شرکت­های دارای هیأت مدیره کاراتر و مؤثرتر، پیش بینی های سود دقیق­تری را منتشر می­ کنند. بنابراین، کیفیت بالای هیأت مدیره باید با پیش بینی های سود دقیق­تر و بیشتر وعدم تقارن اطلاعاتی کمتر در اطراف اعلامیه های سود مرتبط باشد.
کایل[۳۲] (۱۹۸۵)، ایزلی و اوهارو[۳۳] (۱۹۹۲) دریافته های خود پی بردند هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی افزایش یابد شاهد افزایش حجم مبادلات نیز خواهیم بود.
پژوهش­ها دمسکی وهمکاران[۳۴](۱۹۹۴)و ام­سی­نیکولاس و همکاران[۳۵](۱۹۹۴) بر اهمیت تمرکز بر فعالیت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارد. به نظر مکنیک و لاسوترومن سرمایه­گذرانی که دارای افق سرمایه ­گذاری کوتاه مدتی می باشند، جستجوی اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزایش می­ دهند، که بدین معناست که قبل ازاعلان سود، سطح بالایی از عدم تقارن اطلاعاتی را شاهد خواهیم بود.
یان[۳۶] (۱۹۹۸) در قیمت سهام پیرامون زمان اعلان سود مشاهده نمود که می توانند معامله­گران را به گردآوری اطلاعات بیشتر ترغیب نماید. وی دریافت که هم تغییر پذیری سود و هم واکنش بازار نسبت به سود غیرمنتظره رابطه مثبتی با تغییرات در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام قبل از اعلان سود دارد. از این رو دامنه قیمت پیشنهادی در روز قبل، روز اعلان و روز پس از اعلان دارای روندی افزایشی می­باشد.
اکر[۳۷](۲۰۰۲) وجود تفاوت اندک در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و افزایش حجم معاملات را پیرامون زمان اعلان سود گزارش کرده است.
لیبی وهمکاران[۳۸](۲۰۰۲) با بررسی شرکت های فعال در بورس تورنتو دریافتند که قبل از اعلان سود دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام افزایش پیداکرده است.
احمدپوروهمکاران(۱۳۸۵) به بررسی رابطه بین اطلاعات مالی به عنوان معیارهای ریسک و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. دراین پژوهش تعداد ۱۵۶ شرکت از این جامعه آماری مورد نیاز برای دوره۳ ساله مورد پژوهش (۸۱-۸۳) در مورد آن ها قابل دسترسی بود، انتخاب گردید. سپس اطلاعات مربوط به۱۴ متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفت. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام نیز به عنوان متغیر وابسته محاسبه گردید. به منظور آزمون فرضیه ­ها از تکنیک­های آماری رگرسیون ساده و رگرسیون چند متغیره بهره گرفته شد. آزمون صورت گرفت. نتایج پژوهش بیانگر این مسأله استF و T معنی دار بودن الگوها با بهره گرفتن از آمارهای که مدلی که شامل کلیه متغیرهای مستقل می باشد بیش از ۶۸ درصد تغییرات در اختلاف قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام را اندازه ­گیری می­­کند.
احمدپور وعجم (۱۳۸۹) نتایج آزمون فرضیه ها نشان می­دهد که کیفیت اقلام تعهدی شرکت­ها یپذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران، تاثیری بر میزان عدم تقارن اطلاعاتی ندارد. همچنین میزان عدم تقارن اطلاعاتی پس از اعلان سود افزایش می یابد، که با برخی از پژوهش­ها صورت گرفته در خارج کشور، سازگاری دارد.
۲-۳ گفتار دوم؛ سیاست های تقسیم سود
در این بخش به تشریح مفهوم سود تقسیمی و تئوری­های تقسیم سود ،تئوری تقسیم سود باقی مانده، تئوری علامت دهی ،تئوری نمایندگی و… می پردازیم.
۲-۳-۱ مفهوم سود تقسیمی
سود تقسیمی از موضوع­هایی است که از دیرباز مورد توجه پژوهشگران مالی قرار داشته است و هنوز نیز به عنوان یکی از مسائل بحث انگیز در حوزه مدیریت مالی باقی مانده است.
تقسیم سود شرکت ها همچنان برای پژوهشگران مالی، پیچیده و معماگونه است و از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث است. از یک طرف، عاملی اثرگذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت هاست . تقسیم سود موجب کاهش منابع داخلی و افزایش نیاز به منابع مالی خارجی می شود. از طرف دیگر، بسیاری از سهامداران شرکت، خواهان تقسیم سود نقدی هستند. از این رو، مدیران با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران همواره باید بین علایق مختلف آنان و فرصت های سودآور سرمایه گذاری تعادل برقرار کنند. بنابراین، تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می شود، بسیار حساس و دارای اهمیت است. (هاشمی و امیر رسائیان؛ ۱۳۸۸)
شناسایی عوامل مؤثر بر سود تقسیمی، موضوع پژوهش بسیاری از پژوهشگران بوده است. نتایج آنها بیانگر اهمیت سود تقسیمی در سرنوشت شرکت است. از طرفی، هنوز زوایای ناشناخته بی­شماری در این زمینه وجود دارد که پژوهش در این زمینه را ضروری می سازد. پژوهش های قبلی بیانگر آن است که نا اطمینانی به جریان نقد، مرحله عمر شرکت، فرصت­های سرمایه ­گذاری و سودآوری شرکت بر سود تقسیمی اثر گذارند. هدف اصلی این پژوهش نیز بررسی رابطه این عوامل با سود تقسیمی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
تصمیم گیری در مورد پرداخت سود تقسیمی، یکی از تصمیمات مهمی است که شرکت با آن مواجه است. سیاست شرکت در زمینه سود تقسیمی، از عواملی است که بر ارزش شرکت مؤثر است (ویگاند و کنت[۳۹] ،۲۰۰۹).
سود تقسیمی به داشتن خاصیت چسبندگی معروف است؛ شرکت­هایی که سود تقسیمی خود را کاهش می­ دهند، معمولاً با کاهش شدید در ارزش خود مواجه می شوند . بنابراین، مدیران تمایل دارند از پرداخت سود بالا اجتناب کنند؛ مگر اینکه نسبت به توانایی شان در حفظ سطوح بالای سود تقسیمی اطمینان داشته باشند(چای و سو، ۲۰۰۹)[۴۰] . مطالعات نظر سنجی لینتر (۱۹۵۶) و براو و همکاران (۲۰۰۵)، نیز مشخص کرد که مدیران پایداری در تحصیل سود را یکی از مهمترین عوامل در تصمیم­های سود تقسیمی می­دانند.در واقع، اساس و پایه پرداخت سود تقسیمی، کسب سود به طور منظم است. شرکتی که نتواند به طور منظم سود کسب کند؛ به طور حتم، نمی تواند سیاست تقسیم سود منظمی داشته باشد ( براو و هاروی ، ۲۰۰۵).
همچنین، پرداخت سود نقدی منوط به داشتن وجه نقد کافی است. عدم تناسب نقدینگی و سود تقسیمی به معنی چالش آفرینی شرکت است . در واقع، شرکت ها زمانی سود نقدی توزیع می کنند که جریان نقد کافی برای توزیع سود را داشته باشند( دنیس و اسبو، ۲۰۰۸)[۴۱]
از طرفی، پرداخت سود نقدی موجب خروج منابع در اختیار شرکت خواهد شد . در صورتی که تنها خواست سهامداران مورد توجه قرار گیرد و سود تقسیمی بالایی پرداخت شود، ممکن است شرکت نتواند از فرصت هایی که در پیش رو دارد، استفاده کند. در حقیقت، بنگاه هایی که با فرصت­های سرمایه ­گذاری بسیاری روبه رو هستند، به وجه نقد بیشتری نیاز دارند. بنابراین، ممکن است سود تقسیمی پایینی بپردازند(فاما و فرنچ،۲۰۰۱)[۴۲].
سود تقسیمی انتظارات مدیران را درباره سودهای آتی شرکت نشان می­دهد. مدیران افراد داخلی شرکت هستند که اطلاعات خاصی را درباره انتظارات شان از درآمدهای آتی شرکت به سرمایه گذاران نشان می دهند. این موضوع توسط نظریه علامت دهی عنوان می شود (باتاچاریا[۴۳]،۲۰۰۷). از سودآوری شرکت به عنوان معیاری برای سنجش تداوم فعالیت و پیش بینی فعالیت های آتی واحد تجاری استفاده می شود (احمد پور و احمدی، ۱۳۸۷)
اگر از طرف سهامداران به سود تقسیمی نگاه شود، آ نها علاوه بر اینکه آن را دریافتی نقدی می دانند، از آن به عنوان ابزاری برای کنترل مدیریت استفاده می کنند. جدا بودن مدیریت از مالکیت در شرکت های سهامی باعث تضاد منافع میان مدیران و سهامداران م یشود. این بحث موضوع نظریه نمایندگی است. در واقع، سود تقسیمی راه حل بالقوه تضاد نمایندگی است(بروکمن و اونلو،۲۰۰۹)[۴۴]. پرداخت سود تقسیمی مدیران را به تأمین مالی خارجی و حضور در بازار های مالی مجبور می کند. استفاده از منابع خارجی باعث می شود که مدیر از طرف متخصصان حرفه ای مانند بانک ها و واسطه­های مالی تحت نظارت و کنترل باشد. با تشخیص ارزش نظارت تأمین مالی خارجی، ذی­نفعان ممکن است روی پرداخت سود پافشاری کنند(ایستربوک،۱۹۸۴)[۴۵].
مسأله­ای که به ذهن خطور می کند، این است که آیا ساختار سرمایه شرکت می ­تواند روی پرداخت سود تقسیمی اثر بگذارد؟ یکی از معروفترین نظریه ها در زمینه سیاست تقسیم سود و ساختار سرمایه، نظریه میلر و مودیلیانی (۱۹۶۱) است که بیان می­ کند در بازار سرمایه کامل سیاست سود تقسیمی مرتبط با موقعیت شرکت نیست(هندلی،۲۰۰۸)[۴۶]. اما دی آنجلو و دی آنجلو (۲۰۰۶) استدلال می­ کنند که تحلیل میلر و مودیلیانی نواقصی دارد(دی آنجلو و د آنجلو ،۲۰۰۶)[۴۷]. سپس دی آنجلو و همکاران (۲۰۰۶) تئوری چرخه عمر را مطرح می­ کنند که عناصر نظریه نمایندگی را با مباحث مربوط به فرصت­های سرمایه ­گذاری که توسط فاما و فرنچ (۲۰۰۱) و گرولن و همکاران (۲۰۰۱) مطرح شد، ترکیب می کند و بیان می کند که شرکت ها بسته به مرحله عمری که در آن قرار دارند، سیاست تقسیم خود را تغییر می دهند(د آنجلو و د آنجلو ،۲۰۰۶)[۴۸]. اساساً شرکت ها در سال های اولیه عمرشان سود تقسیمی کمی می پردازند و شرکتهایی که دوران بلوغ را سپری می کنند، سود می پردازند(دنیس و اسوبو،۲۰۰۸)[۴۹].
۲-۳-۲ تئوری‌های تقسیم سود
پژوهشگران تاکنون مدل‌ها و تئوری‌های بسیاری برای تشریح، تبیین و پیش بینی عوامل موثر بر تصمیمات شرکت در باب تقسیم سود ارائه نموده‌اند. میلر و مودیلیانی (۱۹۶۱) در تئوری معروف خود با نام “نامربوطی سود تقسیمی[۵۰] ” ادعا نمودند در شرایط بازار کامل تقسیم سود تاثیری بر ارزش شرکت نداشته و درنتیجه در تصمیم‌گیری‌ها عاملی نامربوط است. با این حال ادعای ایشان به شرط برقراری چندین فرض شامل موارد ذیل بوده است: (۱) عدم وجود مالیات، (۲) عدم وجود هزینه‌های معاملات (شامل هزینه انتشار سهام و اوراق بدهی)، (۳) عدم تاثیر اهرم مالی (نسبت بدهی) بر هزینه سرمایه، (۴) تقارن اطلاعاتی بین مالکان و مدیران در رابطه با شرایط مورد انتظار آتی شرکت، و (۵) عدم تاثیر چگونگی تخصیص سود خالص بین سود تقسیمی و سود انباشته بر هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت(فونگ، زکریا و تان[۵۱]، ۲۰۰۷). اگر چه تئوری ایشان هر چند با مفروضاتی دور از واقعیت راه را برای شکل‌گیری بسیاری از تئوری‌های مالی باز نموده، لیکن به منظور امکان درک و تشریح آن‌چه در واقع اتفاق می‌افتد لازم است مسئله تقسیم سود در شرایطی خارج از مفروضات فوق نیز بررسی گردد. در این راستا بسیاری از پژوهشگران به تشریح سیاست تقسیم سود در شرایط کامل نبودن بازار که یک یا چند مورد از مفروضات پیش گفته برقرار نیست پرداخته و بر این اساس تئوری‌های مختلفی در رابطه با سیاست تقسیم سود ارائه کرده‌اند. عوامل بالقوه متعددی به طور هم‌زمان بر سیاست تقسیم سود شرکت اثر می‌گذارند که تا کنون بسیاری از آن‌ها توسط مطالعات پیشین شناسایی شده‌اند.(حیدرپور و کاظم پور۱۳۹۲)؛ در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
۲-۳-۳ تئوری تقسیم سود باقیمانده
در شرایط وجود هزینه‌های معاملات (عدم برقراری یکی از مفروضات میلر و مودیلیانی (۱۹۶۱)، تئوری دیگری با عنوان تقسیم سود باقیمانده مطرح ‌می‌گردد. زیربنای این تئوری این است که در صورت بالا بودن هزینه‌های معاملات (انتشار سهام و اوراق بدهی)، شرکت‌ها تامین مالی داخلی (از محل سودهای توزیع نشده) را به تامین مالی بیرونی (انتشار بدهی و سهام) ترجیح خواهند داد؛ لذا در چنین شرایطی هزینه‌های معاملات نیز بر سیاست تقسیم سود شرکت اثرگذار خواهند بود.
تئوری تقسیم سود باقیمانده برای اولین بار توسط پرینریچ[۵۲] (۱۹۳۲) مطرح گردید. بر اساس این تئوری سیاست تقسیم سود شرکت پیامد مستقیم سیاست‌های سرمایه‌گذاری آن است؛ به این معنی که پس از اختصاص منابع مالی موجود به پروژه‌های با خالص ارزش فعلی مثبت، جریان‌های نقدی مازاد باقیمانده (در صورت وجود) به صورت سود نقدی بین سهامداران توزیع می‌شوند. بدیهی است در صورت اتخاذ چنین سیاستی، شرکت تنها در صورت برخورداری از جریان‌های نقد آزاد مبادرت به تقسیم سود خواهد نمود (بیکر و اسمیت[۵۳]، ۲۰۰۶).
پیگیری سیاست تقسیم سود باقیمانده ممکن است تقسیم سود‌های بسیار متغیر و یا در برخی موارد عدم تقسیم سود را در پی داشته باشد؛ لذا چنین سیاستی پیش بینی سود‌های تقسیمی آتی را بسیار دشوار نموده و تنها در شرایطی استفاده می‌گردد که سرمایه‌گذاران نسبت به نوسانات سود نقدی بی‌تفاوت باشند (بیکر و اسمیت، ۲۰۰۶). بیکر و اسمیت (۲۰۰۶) با انجام مطالعه‌ای دریافتند که در عمل بیشتر شرکت‌ها از اتخاذ چنین سیاستی دوری می‌گزینند، و علت آن را در اهمیت قابلیت پیش بینی سود نقدی برای سرمایه‌گذاران جویا شدند.
۲-۳-۴ تئوری علامت‌دهی
عده‌ای از پژوهشگران به بررسی سیاست تقسیم سود به از منظر تئوری علامت‌دهی پرداخته‌اند. با کنارگذاری یکی دیگر از مفروضات میلر و مودیلیانی (۱۹۶۱)، در شرایطی که بازار کامل نباشد عدم تقارن اطلاعاتی به وجود خواهد آمد که خود منشأ شکل گیری تئوری‌های علامت‌دهی و نمایندگی در تشریح سیاست تقسیم سود است.
طبق این مدل منشأ ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی، وجود اطلاعات نهانی در اختیار مدیریت است. به این صورت که مدیریت در مقایسه با سرمایه‌گذاران بیرونی اطلاعات بیشتری راجع به فرصت‌های رشد، سودآوری، جریان‌های نقدی، و به طور کلی وضعیت مورد انتظار آتی شرکت در اختیار دارند؛ چرا که مدیران بیشتر وقت خود را صرف ارزیابی و تحلیل محصولات شرکت، بازار، استراتژی‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری نموده و اطلاعات به موقع‌تری راجع به عملکرد فعلی دارند و لذا بهتر قادر به پیش بینی وضعیت آتی شرکت هستند (بارکلی، اسمیت و واتس[۵۴]، ۱۹۹۵).
در فرضیه علامت‌دهی چنین مطرح می‌شود که در برخی شرایط مدیران بنا به دلایلی از قبیل افزایش ارزش شرکت، جذب سرمایه‌گذاران جدید و کاهش هزینه‌های نمایندگی ممکن است از انگیزه انتقال این اطلاعات به بازار برخوردار باشند. لیکن باتوجه به بی‌طرف نبودن مدیریت نسبت به اطلاعات مورد نظر بایستی از سازوکاری مناسب و مورد اعتماد بازار برای مخابره این اطلاعات استفاده نمود.
زیربنای فرضیه علامت‌دهی، وجود محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی از طریق اطلاعات نهفته در تغییرات غیرمنتظره در سود نقدی است؛ به این صورت که سود تقسیمی و به ویژه تغییرات غیرمنتظره آن به منزله علامتی است که اخبار جدیدی به بازار مخابره می کند که از طریق سایر منابع اطلاعاتی قابل اعتماد دیگر در اختیار بازار قرار نگرفته‌اند. ایستربروک[۵۵] (۱۹۸۴) در این‌باره چنین می‌گوید: “ به طور منطقی بایستی در پس اتخاذ سیاست تقسیم سود پایدار توسط شرکت‌ها انگیزه‌ای نهفته باشد”. میلر و مودیلیانی (۱۹۶۱) برای اولین بار محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی را مطرح نمودند. ایشان ادعا نمودند وقتی شرکت‌ها سیاست تقسیم سود‌های پایدار را با حفظ یک نرخ رشد منطقی و باثبات در پیش گیرند، سرمایه‌گذاران هرگونه تغییر در میزان سود تقسیمی را به عنوان تعدیل انتظارات مدیریت نسبت به میزان سودآوری و جریان‌های نقدی آتی شرکت‌ تلقی می‌نمایند(گرولون، میشلی و سوامیناتان[۵۶]، ۲۰۰۲).
با توجه به اهمیت فراوانی که بازار برای سود تقسیمی و تغییرات آن قائل شده و با عنایت به واکنش شدید بازار به کاهش (یا قطع) سود نقدی (به منزله اخبار بد راجع به آینده مورد انتظار شرکت)، شرکت‌ها با اعلام افزایش سود نقدی عملاً اطمینان خود نسبت به سودآوری و جریان‌های نقدی آتی شرکت را به گونه‌ای اثربخش بیان می‌دارند.
مدل‌های تئوریک باتاکاریا (۱۹۷۹) و میلر و راک[۵۷] (۱۹۸۵) ادعا می‌نمایند تغییرات سود نقدی اطلاعات جدیدی راجع به جریان‌های نقدی آتی شرکت به همراه دارد، به ویژه این که افزایش سود تقسیمی اخبار خوب و کاهش آن نوعی خبر بد تلقی می‌گردد و حسب مورد موجب تغییر انتظارات بازار و به تبع آن تغییر ارزش سهام شرکت خواهد شد (گرولون، میشلی و سوامیناتان،۲۰۰۲).
باتاکاریا (۱۹۷۹) ادعا نمود مدیران با تقسیم سود اطلاعاتی راجع به سودآوری و جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی به بازار مخابره می‌کنند، به این صورت که هر چه توان پیشتیبانی پروژه‌های موجود از پرداخت‌های نقدی بیشتر باشد، این امر از طریق توزیع سود بیشتر به عنوان یک خبر خوب به بازار علامت‌دهی می‌شود. وی با اشاره به احتمال نیاز آتی شرکت به تامین مالی خارجی در پی توزیع سود و با توجه به بالاتر بودن هزینه تامین مالی بیرونی (نسبت به وجوه داخلی شرکت)، اذعان داشت تقسیم سود در مقابل مزایای علامت‌دهی هزینه تامین مالی بیرونی (هزینه معاملات) را نیز برای شرکت به همراه خواهد داشت.

نظر دهید »
فایل شماره 7621
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ریشه شناسی: این واژه مرکب از avi- «گوسفند» + sar- «سر» می‌باشد: هند و ایرانی آغازین: *Haui- «گوسپند» + *ćrHas- «سر» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۱۹، ۱۰۰)؛ سانسکریت: avi- + śíras- (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۱۳۵؛ ۱۹۹۶: ۶۳۸)؛ تخاری (ب): awi- «میش» (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۱۳۵)؛ وخی: yobč, yopč «گوسپندان» از صورت ایرانی آغازین *āvičī- (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۱۳۵)؛ فارسی نو: قوچ، خوچ «گوسفند جنگی» + سر (دهخدا)؛ انگلیسی: ewe «گوسفند، میش» + وام واژۀ لاتین cere- در cerebrum «مغز» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۱۰۰)؛ معادل عربی: هَقعَه، هقعه الجوزا، رأس الجوزا یا رأس الجبار.

awiyābānīg [ˀw(y)dˀp̄ˀnyk’ | N bīābānī]
(نجوم: انواع ستارگان)
* بیابانی، ثابت، ایستاده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات و ریشه شناسی: (رک. stārag ī a-wiyābānīg).

axtar [ˀhtl | M ˀxtr, N ~]
* (نجوم) «اختر»:
* (در معنای خاص) برج فلکی، صورت فلکی؛
* (در معنای عام) ستارۀ ثابت، ثوابت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژه axtar در پهلوی، مفرد واژۀ axtarān به معنی «ثوابت» است که در احکام نجوم، «دشمن یا رقیب» abāxtarān (=سیارات) محسوب می‌شوند. بنا بر بندهشن (۵-الف: ۱۰)، از نظر زبانی نیز، واژه axtar متضاد abāxtar است (رک. abāz-rawišn). در بندهشن، ثوابت یا اختران، به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند که نام عمومی همه آنها axtar است: ۱) گاهی منظور از «axtar»، فقط یک ستارۀ منفرد است که در پهلوی به آن star ī axtarīg (ستارۀ اختری، ستارۀ ثابت) نیز می‌گویند. برای نمونه: ونند (Wanand)، سدویس (Sadwēs)، و غیره؛ در این میان ستارگانی وجود دارند که نامگذاری نشده‌اند و جزو ستارگان قدر اول و دوم و سوم نیز نیستند؛ در پهلوی به این ستارگان «ستارگان خُرد» می‌گویند (رک. xwurdag). 2) بیشتر اوقات در بندهشن، منظور از «axtar» «صورت فلکی» است که به یک گروه از ستارگان اطلاق می‌شود که در کنار هم یک شکل خاص را تداعی می‌کنند؛ همانند، هفت اورنگ (Haftōring)، دوپیکر (Dōpahikar)، و غیره. از این صورتهای فلکی، دوازده صورت هستند که جایشان در منطقهالبروج است و به «بروج فلکی» مشهورند. در بندهشن، واژۀ axtar بطور خاص به معنی «برج فلکی» بکار برده شده است؛ بر طبق بندهشن (۲: ۲)، این دوازده برج فلکی، که اساس صورتهای فلکی هستند، به ترتیب عبارتند از: ترازو (Tarāzūg)، کژدم (Gazdum)، نیمسب (Nēmasp)، بز (Wahīg)، دول (Dōl)، ماهی (Māhīg)، بره (Warrag)، گاو (Gāw)، دوپیکر (Dōpahikar)، خرچنگ (Karzang)، شیر (Šagr)، خوشه (Hōšag). از آنجا که منازل قمر نیز یک گروه از ستارگان را در بر می‌گیرد، منازل قمر نیز در بندهشن (۲: ۲۱) جزو اختران محسوب شده‌اند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از طرفی، مطابق بندهشن (۵: ۷)، خورشیدِ تیز اسب و ماهِ گوسپند تخمه، که به ایزدانِ مینوی مهر و ماه اشاره دارند و به «شهریار روشنان» معروفند، نیز جزو «هفت سپاهبد اختری» و در نتیجه اختران محسوب شده‌اند؛ در مقابل، خورشید و ماهِ تاریک یا اباختری، که به «شهریار تاریکان» معروفند، جزو «هفت سپاهبد اباختری» و در نتیجه اباختران و سیارات محسوب شده‌اند.
ریشه شناسی: پژوهشگران در مورد ریشه شناسی این واژه نظری نداده‌اند: فارسی میانه: axtar «اختر، برج، ثوابت» (بهار، ۱۳۴۵: ۱)؛ «ستاره، صورت فلکی، برج» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۴۶؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۳۹؛ دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۷۹)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: [ˀxtr] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۳۹)؛ فارسی میانه ترفانی: axtar: (بویس، ۱۹۷۷: ۲۲۰)؛ فارسی میانه اشکانی: axtar (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۷۹)؛ پازند: axtar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۳۹)؛ فارسی نو: اختر؛ معادل انگلیسی: zodion «برج فلکی»؛ constellation «صورت فلکی»؛ معادل عربی: صورت فلکی، برج، هیأت، کوکب ثابته (ثوابت).
ترکیبات:
axtarīg [ˀhtlyk] «اختری: مربوط به صور فلکی، مربوط به بروج؛ مربوط به ثوابت»
axtar(ā)mār [ˀhtl(ˀ)mˀl] «اخترشناس، ستاره‌شناس، منجم»
axtarāmārīh [ˀhtlˀmˀlyh] «اخترشماری، نجوم؛ رصدِ ستارگان»
spihr ī axtarān «فلک البروج»
dwāzdah kadag ī axtarān «منطقهالبروج».

axtarān ī a-gumēzišnīg [ˀhtlˀn y ˀgwmycšn’yg]
(تنجیم)
* «اختران نیامیزنده»: پاکان، ویژگان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: اخترانی که به پلیدی اهریمن آلوده نشده اند (بهار، ۱۳۴۵: ۲). این ستارگان به فروهر پاکان معروف اند و از آنجا که موجوداتی مینوی اند، غیر قابل آمیختن با پلیدیهای مادی اند. جایگاه این موجودات مینوی در سپهر زبر سپهر یا فلک الافلاک است. (برای توضیحات بیشتر رک. gumēzišn و pāyag)
ریشه شناسی: (رک. axtar و gumēzišn).

axtarān ī gumēzišnīg [ˀhtlˀn y gwmycšn’yg]
(تنجیم)
* «اختران آمیزنده»: بروج فلکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: اخترانی که به پلیدی اهریمن آلوده شده اند (بهار، ۱۳۴۵: ۲). این ستارگان، مادی و قابل رویت اند. جایگاه آنان بالاتر از اباختران (سیارات) و در بالاترین طبقه مادی آسمان یعنی فلک البروج است. پس از این طبقۀ مادی، فلک الافلاک یا «سپهرِ زبر سپهر» قرار دارد که جایگاه موجودات مینوی است. (رک. gumēzišn و pāyag)
ریشه شناسی: (رک. axtar و gumēzišn).

axtarān ī tēz-rawišntar [tyc’ lwbšntl]
(تنجیم)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 386
  • 387
  • 388
  • ...
  • 389
  • ...
  • 390
  • 391
  • 392
  • ...
  • 393
  • ...
  • 394
  • 395
  • 396
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8134
  • فایل شماره 7756
  • فایل شماره 7664
  • فایل شماره 7588
  • فایل شماره 7605
  • منابع تحقیقاتی برای پایان نامه : بررسی عوامل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7762
  • فایل شماره 8266
  • دانلود فایل های پایان نامه درباره : ارزیابی عملکرد مالی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7775

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان