روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 7840
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اندازه سطح لوب های فرعی طبق انتظاری که از توزیع تیلور می رفت با فاصله گرفتن از لوب اصلی رفته رفته کمتر می شود.
همانطور که دیده می شود راستای پترن آرایه ۹۷ درجه می باشد که ۰.۲ درجه با طراحی مورد نظر اختلاف دارد. همچنین همانطور که پیشتر اشاره شد و انتظار هم می رفت پهنای بیم آرایه ۲ درجه می باشد که۰.۱ درجه با هدف طراحی اختلاف دارد.
در شکل های زیر پترن دایرکتیویی آرایه در ابتدا و انتهای باند فرکانسی کشیده شده است. همانطور که دیده می شود مقدار سطح لوب کناری در وضعیت خوبی باقی می ماند.
همچنین دیده می شود به خاطر خاصیت موج روندگی آرایه، با تغییر فرکانس، راستای بیم اصلی آرایه تغییر می کند. راستای بیم اصلی در ابتدای باند۱۰۲ و در انتهای باند ۹۳ درجه می باشد که نشان دهنده این است که در کل باند فرکانسی پترن آنتن به اندازه ۹ درجه اسکن می کند.
همانطور که دیده می شود با افزایش فرکانس راستای بیم اصلی به سمت بار انتهای آنتن خم می شود. همچنین با افزایش فرکانس به دلیل این که طول الکتریکی آنتن بیشتر می شود، دایرکتیویتی آنتن نیز بیشتر می شود.
شکل ۱۸-۴ : پترن دایرکتیویی آرایه طراحی شده در فرکانس۲.۷ GHz در مختصات دکارتی

شکل ۱۹-۴ : پترن دایرکتیویی آرایه طراحی شده در فرکانس۲.۷ GHz در مختصات قطبی

شکل ۲۰-۴ : پترن دایرکتیویی آرایه طراحی شده در فرکانس۳GHz در مختصات دکارتی

شکل ۲۱-۴ : پترن دایرکتیویی آرایه طراحی شده در فرکانس۳ GHz در مختصات قطبی

آرایه طراحی شده در باند X

برای این که نشان داده شود نمودار طراحی شکل ۱۳-۴ را می توان برای بقیه آرایه ها در فرکانس های دیگر هم استفاده کرد، یک آرایه موج رونده موجبر شکاف دار در با ۵۸ شکاف در باند X در فرکانس ۹.۹۷۵ GHz طراحی شده است. البته واضح است چون محیط خطی است و معادلات ماکسول نیز معادلاتی خطی هستند، scale کردن ساختار نباید نتایج را تغییر دهد. اما این کار به این دلیل انجام شده است که نشان داده شود نمودار شکل ۱۳-۴ می تواند به عنوان یک نمودار جهانی در نظر گرفته شود به گونه ای که برای همه فرکانس ها می تواند استفاده شود و همچنین اثر کوپلینگ متقابل بین شکاف ها در همه فرکانس ها در دل این نمودار نهفته است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در شکل ۲۱-۴ نمودار اندازه کشیده شده است. همانطور که مشاهده می شود در باند فرکانسی ۱۰ درصد همچنان مقدار بسیار کمی دارد. پترن دایرکتیویتی آرایه در فرکانس ۹.۹۷۵ GHZ نیز در شکل ۲۲-۴ نشان داده شده است. همانطور که مشاهده می شود مقدار سطح لوب کناری تقریبا -۳۲.۴ dB می باشد که مقدار قابل قبولی است.
شکل ۲۲-۴: اندازه آرایه طراحی شده در باند x

شکل ۲۳-۴ :پترن دایرکتیویتی آرایه طراحی شده در باند x

پلاریزاسیون متقاطع آرایه موج رونده طراحی شده با شکاف اریب

پترن دایرکتیویتی پلاریزاسیون متقاطع آرایه موج رونده ۵۸ شکافه طراحی شده در باند S در شکل زیر کشیده شده است. همانطور که دیده شد ماکزیمم دایرکتیویتی پترن اصلی آرایه مورد نظر در فرکانس مرکزی ۲۲.۱۵ dB بود. در شکل زیر دیده می شود پیک پلاریزاسیون متقاطع آنتن ۶.۲۸ dB می باشد که تقریبا۱۵.۵ dB پایینتر از ماکزیمم پترن اصلی می باشد که برای خیلی از کاربرد های راداری مقدار مناسبی نیست.
شکل ۲۴-۴ : پترن پلاریزاسیون مقاطع آرایه موج رونده طراحی شده با شکاف اریب

خلاصه

در این فصل روش طراحی آرایه موج رونده با شکاف اریب روی بدنه باریک موجبر با توزیع جریان خطی تیلور به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت همانطور که دیده شد طراحی آنتن آرایه موجبر شکاف دار شامل چند مرحله می باشد : ۱- مشخص کردن خصوصیات پترن آنتن در راستای سمت(سطح لوب کناری، پهنای بیم) بر حسب کاربردی که مد نظر می باشد. ۲- بدست آوردن ضرایب تحریک شکاف ها در طول آرایه که پترن دلخواه را تولید می کند ۳- تبدیل ضرایب تحریک به رسانایی های مطلوب ۴- بدست آوردن مشخصات فیزیکی شکاف ها که رسانایی های مورد نظر را تولید می کنند. در این فصل بعد از بدست آوردن رسانایی های مطلوب، مشخصات شکاف ها با در نظر گرفتن اثر کوپلینگ متقابل بدست آمد. سپس یک آرایه با ۵۸ شکاف طراحی و در نرم افزار CST شبیه سازی شد و عملکرد آنتن مانند اندازه ، پترن آرایه و پلاریزاسیون متقاطع آن مورد بررسی قرار گرفت.
فصل پنجم

شکاف های چرخش نیافته روی بدنه باریک موجبر

مقدمه

در فصل گذشه روش طراحی آرایه موج رونده موجبر شکاف دار به صورت کامل مورد بررسی قرار گرفت و سپس آرایه ای با ۵۸شکاف های اریب روی بدنه باریک موجبر طراحی وشبیه سازی شد. همانطور که دیده شد پلاریزاسیون متقاطع این نمونه شکاف ها بسیار بالا می باشد. به گونه ای که برای بسیاری از کاربرد های راداری ناکارامد می باشد. بررسی و مطالعات مربوط به پلاریزاسیون متقاطع شکاف های اریب روی بدنه باریک موجبر به صورت کامل توسط Lee و Kurtz انجام شده است.[۴۵]
اگر بخواهیم به طور اجمالی این موضوع را بررسی کنیم، همانطور که در فصل سوم اشاره شد طبق اصل بابینه یک شکاف روی یک صفحه بینهایت معادل یک دایپل مغناطیسی است که جریان مغناطیسی روی دایپل در جهت راستای شکاف می باشد. تئوری Steavenson نیز از همین موضوع اسفاده کرده است. به گونه ای که یک شکاف که دارای عرض w ، طول L وضخامت t (معادل ضخامت موجبر) را خود معادل یک موجبر می گیرد که در مد تحریک می شود. سطح مقطع این موجبر (شکاف) همان L و w می باشد. میدان الکتریکی درون این موجبر یا شکاف مانند موجبر های عادی در مد غالب، عمود بر طول شکاف و هم راستا با عرض شکاف می باشد. از این رو طبق قضیه surface equivalentاین شکاف را می توان معادل یک جریان مغناطیسی در راستای طول شکاف و یک جریان الکتریکی در راستای عرض شکاف در نظر گرفت.[۱۹]
در تئوری Steavenson بعد از طرح این موضوع با فرض بی نهایت بودن صفحات و اسفاده از قضیه تصویر، شکاف را به صورت تقریبی تنها معادل یک جریان مغناطیسی در طول شکاف در نظر می گرفت.
نحوه تحریک یک شکاف اریب روی بدنه باریک موجبر در شکل ۱-۵ نشان داده شده است. همانطور که دیده می شود هرچه میزان چرخش شکاف بیشر باشد، تعداد خطوط میدان الکتریکی قطع شده بیشتر خواهد بود و میزان بیشتری توان به بیرون کوپل می شود.
همانطور که مطرح شد یک شکاف به صورت تقریبی معادل یک جریان مغناطیسی در راستای شکاف می باشد. برای شکاف های اریب روی بدنه باریک موجبر این جریان را می توان به صورت دو جریان عمود بر هم در نظر گرفت که یکی از آنها هم راستا با عرض موجبر و دیگری هم راستا با امتداد موجبر یا در راستای آرایه می باشد.
مولفه همراستا با عرض موجبر پترن دلخواه را به وجود می آورد و مولفه هم راستا با امتداد موجبر باعث تولید پلاریزاسیون متقاطع می شود. در آرایه های taper شده این جریان ها با هم برابر نیستند و شکاف های کنار هم که به صورت چیدمان مثبت و منفی هستند به دلیل مساوی نبودن جریان هایمعادلشان، در امتداد موجبر (آرایه) شکاف ها،این جریان ها نمی توانند به صورت کامل یکدیگر را خنثی کنند و با عث به وجود آمدن پلاریزاسیون متقاطع می شوند.

شکل ۵-۱ : نحوه تحریک شکاف اریب روی بدنه باریک موجبر

نحوه تحریک شکاف های چرخش نیافته روی بدنه باریک موجبر

شکاف های چرخش نیافته روی بدنه باریک موجبر به خودی خود به دلیل این که خطوط میدان را قطع نمی کنند، نمی توانند تشعشع کنند. پس باید به وسیله ای میدان های درون موجبر را تغییر داد تا خطوط میدان الکتریکی شکاف را قطع کرده و شکاف تحریک شود. در واقع به جای چرخش شکاف ها برای قطع کردن خطوط میدان، میدان ها چرخش داده می شوند تا شکاف را قطع کرده و آن ها را تحریک کنند.
نحوه تحریک این شکاف ها در شکل ۵-۲ نشان داده شده است. همانطور که دیده می شود به وسیله ساختارهایی در درون موجبر، خطوط میدان الکتریکی را می توان مختل(perturb )کرد به گونه ای که عمود بر شکاف شوند و شکاف تحریک شود. وجود جریان مغناطیسی معادل در راستای شکاف که به صورت تقریبی تنها در راستای عرض موجبر می باشد باعث می شود که دیگر مولفه جریان در امتداد موجبر وجود نداشه باشد و باعث کاهش پلاریزاسیون متقاطع می شود.[۳]

شکل ۵-۲ : نحوه تحریک شکاف چرخش نیافه روی بدنه باریک موجبر
این موضوع اولین بار توسط Ajioka مطرح شد که از دو سیم بسیار نازک چرخش یافته برای تحریک هرکدام از شکاف ها استفاده می کرد.[۴] بعد از آن ساختارهای متفاوتی مانند استفاده از نوار فلزی بر روی یک صفحه دی الکتریک[۵] در پشت شکاف ها، استفاده از دو صفحه بسیار نازک فلزی [۳]، استفاده از ساختار های گوه مانند در کنار شکاف ها [۸] و ساختار های دیگر [۶,۷,۹,۱۰] برای تحریک شکاف ها ارائه شد.
اگرچه همه این پیشنهاد ها باعث می شد که شکاف های چرخش نیافته تحریک شده و پلاریزاسیون متقاطع آرایه پایین بیاید. اما همه آن ها یا از ساختار های بسیار کوچک و یا از ساختارهای پیچیده درون موجبر استفاده می کردند که ساخت آن ها را از لحاظ عملی دچار مشکل می کرد. همچنین هیچکدام از آنها قابلیت تیونینگ[۶۷] را ندارند که یکی از ویژگی های مهم یک آنتن می باشد تا بعد از ساخت بتوان عملیات کالیبراسیون[۶۸] را انجام داد.

ساخار پیشنهاد شده برای کاهش پلاریزاسیون متقاطع

بعد از مطالعات صورت گرفته و بررسی این موضوع که ساختارهایی که تا کنون پیشنهاد شده اند ازلحاظ ساخت بسیار مشکل بوده و همچنین قابلیت تیونینگ را ندارند، ساختار ساده شکل زیر پیشنهادشده است. همانطور که در شکل ۵-۳ دیده می شود، شکاف های چرخش نیافته توسط دو استوانه در کنار شکاف ها تحریک می شوند. این استوانه ها می توانند به عنوان یک پیچ در نظر گرفته شوند که از طریق بدنه موجبر وارد موجبر می شوند و شکاف را تحریک می کنند. از این رو این ساختار قابلیت تیونینگ را دارد.با تغییر ارتفاع این استوانه ها (h) تعداد خطوط چرخش یافته میدان الکتریکی قابل کنترل بوده و می توان میزان توان کوپل شده به بیرون توسط شکاف ها یا رسانایی شکاف ها را کنترل کرد و تغییر داد. از این رو از این ساختار می توان در طراحی آرایه های taper شده استفاده کرد.

شکل ۵-۳ : ساختار پیشنهاد شده برای تحریک شکاف چرخش نیافته روی بدنه باریک موجبر
چیدمان یکی عکس دیگریاستوانه ها، باعث به وجود آمدن اخلاف فاز ۱۸۰ درجه بین تحریک شکاف های مجاور هم می شود.

بدست آوردن رسانایی ساختار پیشنهاد شده

همانطور که اشاره شد با تغییر ارتفاع اسوانه ها می توان اندازه رسانایی شکاف ها را تغییر داد. مشابه با روش پیشنهادی که برای بدست آوردن رسانایی شکاف اریب روی بدنه باریک موجبر ارائه شد، همانطور که در شکل ۵-۳ دیده می شود یک unit-cell شامل دو شکاف با عرض (w) که به فاصله ۶.۵ سانتی متر (L) از هم قرار گرفته اند در نظر گرفه شده است.
ساختار از یک طرف تحریک شده و در طرف دیگر بار تطبیق وجود دارد. شعاع استوانه ها مشابه بوده و برابر (۱ cm) می باشد.
همه طراحی ها دوباره در باند S و فرکانس ۲.۸۵ گیگاهرترز و در موجبر WR-284 می باشد. این unit-cell در نرم افزار CST شبیه سازی شده است به گونه ای که بین پورت ۱و ۲ شرط مرزی پریودیک گذاشه شده است. سپس برای هر ارتفاع h میزان عمق فرورفتگی (d) شکاف در بدنه پهن موجبر تغییر داده شده تا شکاف به رزونانس برسد.

نظر دهید »
فایل شماره 7839
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۵، ص۱۲۴٫ ↑
  • «…کلیدهاى آن بر گروه نیرومند هم گرانبار بود». (قصص: ۷۶) ↑
  • ر.ک ابوجعفرمحمد بن جریرطبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،ج۲۰، ص۶۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۵، ص ۱۳۷٫ ↑
  • ر.ک ابوجعفرمحمد بن جریرطبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،ج۲۰، ص۶۹ به نقل از ضحاک؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۵، ص ۱۳۷٫ ↑
  • «…ما که گروهى [نیرومند]هستیم». (یوسف: ۸) ↑
  • ر.ک سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۶، صص۷۵-۷۶٫ ↑
  • «و از آنچه دیوان در [روزگار] پادشاهى سلیمان مى‏خواندند پیروى کردند…». (بقره: ۱۰۲) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۱، ص ۹۷٫ ↑
  • ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۳۹٫ ↑
  • «…و اگر این نکنى پیام او را نرسانده باشى…» (مائده: ۶۷) ↑
  • سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۶، ص ۴۳٫ ↑
  • «…او از خاندان تو- خاندان نبوّت- نیست، او [را] کردارى ناشایسته است‏…». (هود: ۴۶) ↑
  • ر.ک ابوجعفرمحمد بن جریرطبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،ج‏۱۲، ص۳۱؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۳، ص۳۳۶٫ ↑
  • سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۳۵٫ ↑
  • «و هر آینه آن زن آهنگ او کرد، و اگر نه آن بود که او برهان پروردگار خویش بدید آهنگ وى کرده بود…». (یوسف: ۲۴) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۴، ص۱۳-۱۴٫ ↑
  • سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۱، ص۱۳۰٫ ↑
  • همان، ج۱۱، ص۱۳۱٫ ↑
  • «براى آن است تا [عزیز] بداند که من در نهان به او خیانت نکرده‏ام«. (یوسف: ۵۲) ↑
  • عبدالرحمان بن محمد[ابن ابی حاتم]، التفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۲۱۵۸؛ ابوجعفر محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۲؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۴، ص ۱۴٫ ↑
  • سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۲۰۵٫ ↑
  • «حجّ و عمره را براى خدا تمام به جاى آورید…». (بقره: ۱۹۶) ↑
  • ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، صص ۹۲-۹۱٫ ↑
  • «طلاق- طلاق رجعى که در آن شوهر به زن باز تواند گشت- دو بار است. پس از آن به نیکویى نگاه‏داشتن یا به نیکى رهاساختن…». (بقره: ۲۲۹) ↑
  • ر.ک اسماعیل بن عمرو دمشقی[ابن کثیر] ، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۴۶۰؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ اول، (قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۸ق)، ج۱۴، ص۴۷۶٫ ↑
  • «و کسانى را که در راه خدا کشته شدند مرده مپندار، بلکه زندگانند…». (آل عمران: ۱۶۹) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۲، صص ۹۵-۹۶٫ ↑
  • ر.ک محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۷۲٫ ↑
  • «…و آنچه از جانوران شکارى- سگان شکارى- که تعلیم داده‏اید…». (مائده: ۴) ↑
  • ر.ک محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج‏۱، ص۲۹۳؛ سیدهاشم بحرانی،البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، ص۲۴۹٫ ↑
  • «از آنچه خداوند به شما آموخته به آن سگان آموخته باشید». (مائده: ۴) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۲، ص ۲۶۰٫ ↑
  • «و بدانید که هر چه به چنگ آرید، پس پنج یک آن براى خداى و پیامبر و خویشان [پیامبر] … است». (انفال: ۴۱) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۳ ،ص ۱۸۶٫ ↑
  • ر.ک محمد بن مسعود عیاشی،کتاب التفسیر، ج۲، ص۶۱٫ ↑
  • ر.ک محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۹، ص۱۰۵٫ ↑
  • «و این آگهى و هشدارى است از خداى و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر…». (توبه: ۳) ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۳، ص۲۱۲٫ ↑
  • ر.ک سیدهاشم بحرانی،البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، ص۷۳۲٫ ↑
  • ر.ک محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۹، ص۱۸۰٫ ↑
  • بحرانی از فضیل بن عیاض از امام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: من از آن حضرت از حج اکبر پرسش کردم. فرمودند: تو در این باره چیزى شنیده‏اى؟ عرض کردم آرى حدیثى دارم، و آن این است که ابن عباس گفته است: حج اکبر عبارتست از روز عرفه، به این معنا که هر کس روز عرفه تا طلوع آفتاب روز عید قربان را درک کند حج را درک کرده، و هر کس دیرتر برسد حج آن سال از او فوت شده، پس شب عرفه، هم براى قبل و هم براى بعد قرار داده شده. دلیل بر این قول هم این است که کسى که شب قربان تا طلوع فجر را درک کند حج را درک کرده و از او مجزى است، هر چند وقوف در روز عرفه را نداشته. امام صادق علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین فرموده حج اکبر روز قربان است، و احتجاج کرده به آیه قرآن که مى‏فرماید:Cفَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍB و این چهار ماه عبارت است از بیست روز از ذى الحجه و تمامى محرم و صفر و ربیع الاول و ده روز از ربیع الآخر، و اگر روز حج اکبر روز عرفه باشد آن گاه تا روز دهم ربیع الآخر چهار ماه و یک روز مى‏شود و حال آنکه قرآن فرموده مهلت کفار از روز حج اکبر چهار ماه است. و نیز استدلال کرده‏اند به آن آیه دیگر که مى‏فرماید:Cوَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِBو سپس فرموده که اعلام کننده در آن روز من بودم. پرسیدم: پس معناى کلمه” حج اکبر” چیست؟ فرمود: از این جهت بزرگترین حج نامیده شد که در آن سال هم مسلمانها به زیارت خانه خدا رفتند، و هم مشرکین، و بعد از آن سال بود که دیگر زیارت کردن کفار ممنوع شد. (سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، ص۷۳۲) ↑
  • ر.ک محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۹، ص۱۸۰٫ ↑
  • ر.ک علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، چاپ چهارم، (سید طیب موسوی جزایری، قم: دارالکتب، ۱۳۶۷ش)، ج‏۲، صص ۲۳۹-۲۴۲٫ ↑
  • ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۵، صص ۳۱۵-۳۱۶٫ ↑
  • ر.ک محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۷، ص۲۱۴؛ علامه، به عنوان نمونه به روایتی که امام صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده، اشاره می کند که می فرماید:«إن أیوب (علیه السلام) مع جمیع ما ابتلی به لم تنتن له رائحه، و لا قبحت له صوره، و لا خرجت منه مده من دم، و لا قیح، و لا استقذره أحد رآه، و لا استوحش منه أحد شاهده، و لا تدود شی‏ء من جسده، و هکذا یصنع الله عز و جل بجمیع من یبتلیه من أنبیائه و أولیائه المکرمین علیه. و إنما اجتنبه الناس لفقره و ضعفه فی ظاهر أمره، لجهلهم بما له عند ربه تعالى من التأیید و الفرج». (هیچ یک از ابتلائات ایوب علیه السلام عفونت پیدا نکرد، و بدبو نشد، و نیز صورتش زشت و زننده نگردید، و حتى ذره‏اى خون و یا چرک از بدنش بیرون نیامد، و احدى از دیدن او تنفر نیافت و از مشاهده‏اش وحشت نکرد، و هیچ جاى بدنش کرم نینداخت، چه، رفتار خداى عز و جل در باره انبیا و اولیاى مکرمش که مورد ابتلایشان قرار مى‏دهد، این چنین است. و اگر مردم از او دورى کردند، به خاطر بى پولى و ضعف ظاهرى او بود، چون مردم نسبت به مقامى که او نزد پروردگارش داشت جاهل بودند، و نمى‏دانستند که خداى تعالى او را تایید کرده، و به زودى فرجى در کارش ایجاد مى‏کند.(سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، صص۶۶۳-۶۶۴) ↑
    • برای مشاهده نمونه های دیگر رجوع کنید به: محمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۹۸/ج‏۷، ص۳۱۰/ ج‏۱۳، ص ۲۸۳٫ ↑
    • ( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

  • «و از آنچه دیوان در [روزگار] پادشاهى سلیمان مى‏خواندند پیروى کردند…». (بقره: ۱۰۲) ↑
نظر دهید »
فایل شماره 7838
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حجر به مصلحت محجور و مصالح دیگران: حجر خاص یا براساس مصلحت محجور است مانند صغیر سفیه مجنون ویا براساس مصلحت محجور نیست وبه جهت حمایت از مصالح ومنافع دیگران باشد مانند حجرمفلس. عبد ومریض درمرض موت. قسم اول را درحقوق مدنی حجر حمایتی وقسم دوم را حجر سوء ظنی یا ظنی می گویند. [۱۴۲]
حجر موقوف به حکم حاکم وعدم آن : حجر خاصی که براساس مصلحت محجور نیست( حجر ظنی) به دوقسم تقسیم می شود. یا موقوف به حکم حاکم است مانند فلس ( ورشکستگی) یا منوط به حکم حاکم نیست مانند مرض موت که قسم اول را درحقوق مدنی «حجرقضایی» وقسم دوم را «حجر قانونی»
می گویند. [۱۴۳]
بند دوم – اقسام حجر ازنظر حقوقی
درتقسیم بندی اقسام حجر ازنظر حقوقی هرتقسیم مستقل از تقسیم دیگر ذکر گردیده و ارتباطی راکه ما لفظا در بین اقسام حجر ازنظر فقهی شاهد بودیم دراینجا نمی بینیم. هرچند که با اندکی تامل
می توان از جهت معنایی چنان رابطه وپیوندی را بین اقسام حجر ازنظر حقوقی متصور شد.
حجر عام[۱۴۴]درمورد برخی ازمحجورین (مانند سفیه و صغیر ممیز) اصل این است که درهمه کارهای حقوقی محجورند و موارد عدم حجر(مانند تملک بلاعوض) استثنایی ومحتاج به تصریح قانون هستند.
وخاص[۱۴۵]در مورد برخی از محجورین اصل عدم حجر است درامور آنها. مگر درخصوص مواردی که قانون معین می کند. مانند حجر ورشکسته زیرا او نسبت به اعمال قضایی که درزندگی برای خود یا به نیابت از غیر می کند علی الاصول محجور نیست. فقط درموارد مخصوص که قانون صریحا اورا محجور کرده محجور می باشد. برخلاف صغیر وسفیهمنظور از حجر عام این است که شخص به طورکلی از اجرای حق وانجام دادن اعمال حقوقی ممنوع باشد. مثلا حجر مجنون عام است، زیرا کلیه اعمال حقوقی اورا دربرمی گیرد ومجنون به علت فقدان اراده هیچ گونه عمل حقوقی چه عقد باشد چه ایقاع نمی تواند انجام دهد. حجر صغیر نیز عام است زیرا صغیر (ممیز) جز درموارد استثنایی نمی تواند حقوق خود را شخصاً اعمال کند.[۱۴۶]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

حجر خاص ممنوع شدن شخص از پاره‏ای تصرفات می باشد نه همه آنها. مثلا حجر سفیه (غیر رشید)حجر خاص به شمارمی رود زیرا محدود به امورمالی است. حجر تاجر ورشکسته نیز یک نوع حجر خاص است، زیرا محدود به تصرفات مالی است که به زیان بستانکاران می باشد.[۱۴۷]
حجر غایت دار وبدون غایت : گاهی حجر در زمان معینی پایان می یابد. مانند حجر صغیر که پس از رسیدن به سن بلوغ ورشد مرتفع می شود. ولی گاهی حجر غایت معینی ندارد و زمان انقضای آن معلوم نیست مانند حجر مجنون. [۱۴۸]
حجر حمایتی وحجر سوء ظنی یا ظنی: هدف قانون حمایت از اشخاص محجور است ولی این حمایت برای دو هدف انجام می گیرد:
۱-حمایت از شخص محجور: شخص دیوانه یا بیمار روانی یا کودک ویا سفیه چون دارای اراده تشخیص وتمیز زیان وسود خود نیست واز اداره اموال وتصرف درآنها ممنوع است[۱۴۹] واین اشخاص به سبب اختلال یا نقص قوای دماغی نمی توانند امور خود را چنان که باید اداره کنند وممکن است با کارهای
غیر عاقلانه خود را از هستی ساقط کنند بدین جهت قانونگذار با برقراری حجر وپیش بینی نهادهایی برای اداره امور این اشخاص به حمایت ازآنان اقدام کرده است به همین خاطر آن را حجر حمایتی می گویند. [۱۵۰]
۲- گاهی قانون برای حفظ منافع و مصالح دیگران(بستانکاران، موصی لهم، شرکاء و…) دست به حمایت می زند. درواقع دراینجا قانون از بستانکاران و حقوق مالی آنان حمایت می کند ونه شخص محجور( بدهکار). این حجر را حجی ظنی یا سوء ظنی نامیده اند. برای نمونه قانون ورشکسته به تقصیر یا تقلب را از تصرف در اموالش ممنوع می سازد تا بستانکاران به حقوق مالی خود برسند. این ممنوعیت برای بدگمانی وبی اعتمادی نسبت به فعل وانفعالات بدهکار پس از ورشکسته شدن او انجام می گیرد تا حقوق مالی بستانکاران از میان نرود. [۱۵۱] همان طور که اشاره شد برخی از فقهای امامیه نیز این تقسیم بندی را ذکر کرده اند.
حجر قانونی[۱۵۲] وحجر قضایی[۱۵۳]: حجر قانونی آن است که به حکم مستقیم قانون باشد بی آنکه به رای دادگاه نیازی باشد. مانند حجر صغیر که حجر قانونی است. حجر قضایی آن است که به دستوردادگاه وبر پایه آگاهی دادن وخواسته انجام می پذیرد. اشخاص غیر رشید (سفیه) وبدهکار ورشکسته (مفلس) که مقررات قانون تجارت براو حاکم است در زیر چتر حجر قضایی درمی آیند. همان طور که قبلا اشاره شد مشابه این تقسیم در فقه اسلامی وجود دارد. [۱۵۴]
حجر مبتنی برفقدان اراده و حجر مبتنی بر نقص اراده: در پاره ای از موارد حجر مبتنی برفقدان درک وشعور واراده است ودرپاره ای موارد مبنای حجر نقص یا عدم کفایت اراده است. مثلا حجر مجنون از نوع اول وحجر صغیرممیز یا سفیه از نوع دوم است.
حجر در امور مالی و حجر درامور مالی وغیر مالی:این تقسیم بندی از اقسام حجر در حقوق مدنی شباهت زیادی به تقسیم حجر به عام وخاص دارد. گاهی حجر را به اعتبار اینکه منحصر به امورمالی است یا هم امورمالی وهم امور غیر مالی را دربرمی گیرد به دو قسم تقسیم کرده اند. با توجه به این تقسیم حجرسفیه محدود به امور مالی است زیرا فرض بر این است که سفیه عقل معاش ندارد وتصرفات مالی او عاقلانه نیست ولی در امور غیر مالی درک شعور واراده او کافی است. اما حجر صغیر ومجنون عام است وشامل همه امورواعمال حقوقی او می گردد. برخی از فقها نیز به این تقسیم اشاره نموده اند. [۱۵۵]
گفتار سوم: مبنای حجر
بند اول – مبنای فقهی حَجْر
الف- کتاب : درقرآن کریم آیاتی وجود دارد که مستند فقها وحقوقدانان درمسأله حجر قرار گرفته است.[۱۵۶] غالب این آیات درباره صغیر وسفیه می باشند. ازجمله: [۱۵۷]
– «وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشداً فادفعوا الیهم اموالهم….»[۱۵۸]
ترجمه : یتیمان را مورد آزمایش قرار دهید تا به سن بلوغ برسند پس هرگاه رشد را نیز درآنان احراز نمودید اموالشان را به آنان پس بدهید….
وبرخی از فقها معتقدند که اصل درحجر درخصوص صبی است واین به سبب قول خداوند متعال است که فرمود: وابتلو الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم
– «ولا تؤتوالسفهاء اموالکم….[۱۵۹]
ترجمه : اموالتان را به دست سفیهان [غیررشیدان] ندهید……
-«…فان کان الذی علیه الحق سفیهاً او ضعیفاً اولا تستطیع ان یمل هوفلیملل ولیه بالعدل…[۱۶۰]
ترجمه :…..هرگاه مدیون سفیه یا ضعیف [صغیر] بود ونمی توانست املا بکند باید ولی او ازروی عدالت املا کند…[ بنویسید] …..).
– «ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده…»[۱۶۱]
ترجمه : به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین وجهی [کهبه صلاح اوباشد] تا به حد رشد
[ بلوغ جنسی و عقلی] برسد.
ب- سنت : علاوه بر دلایل قرآنی احادیث و روایات فراوانی درباره محجورین وجود دارد که درکتب معتبر روایی وفقهی به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته اند.
– از جمله : «رفع القلم عن ثلاثه عن الصبی حتی یحتلم وعن المجنون حتی یفیق وعنم النائم حتی ینتبه»[۱۶۲] :
از سه گروه قلم تکلیف برداشته شده[احکام تکلیفی]الف-کودک تازمانی که محتلم شود.ب- دیوانه تا وقتی که بهبود یابد ج-شخص خوابیده تا زمانی که بیدار شود.
– مفسران قرآن کریم در تعریف بلوغ اَشُدّ اختلاف نظر دارند. برخی آن را به معنای احتلام، برخی کمال عقل، برخی رسیدن به سی سال و برخی رسیدن به سی و سه سال دانسته اند. مرحوم علامه طباطبائی این اصطلاح را در هشت آیه به معنی استحکام قوای بدنی و پایان دوره کودکی که غالباً هجده سالگی است، تعبیر کرده اند.[۱۶۳]
در روایت دیگر اصبغ ابن نباته از امیرالمؤمنین نقل کرده ا ست: «انه قضی ان یحجر علی الغلام المفسد حتی یعقل.[۱۶۴]» همچنین عبدا… ابن سنان از ابی عبدالله (ع) سوال کرده است: «متی یرفع الی الغلام ماله؟ قال: اذا بلغ واونس منه رشد ولم یکن سفیهاً[۱۶۵]…..».
بند دوم- مبنای حقوقی حجر
در قانون مدنی محجورین به سه دسته تقسیم شده اند :
۱- صغار ۲- اشخاص غیررشید (سفیه) ۳- مجانین (ماده ۱۲۰۷)
و اقسام دیگری که در فقه محجور محسوب می شوند در اینجا جزء محجورین به حساب نیامده اند. زیرا این قانون در مقام بیان انواع محجورینی است که حجر آنها حمایتی است. اشخاص تحت حمایت همان سه قسم مذکور می باشند. و ازطرف دیگر محجور شناختن افراد دلیل می خواهد. پس غیر از محجورین در قانون، دیگران را نمی توان محجور شناخت. [۱۶۶]
علاوه بر این ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی، اشخاص تحت ولایت پدر وجد پدری را همان گروه های مذکور در ماده ۱۲۰۷ می دانند. مشروط به اینکه در مورد مجنون یا غیر رشید باید جنون یا عدم رشد آنها متصل به صغر باشد.
گفتار چهارم : اسباب حجر در فقه
بند اول- فقه امامیه: در فقه امامیه اسباب متعددی را از موجبات حجر برشمرده اند اما معمولا فقهای امامیه درکتاب حجر شش سبب را برمی شمارند که به اسباب ششگانه (سته ) معروفند.[۱۶۷] این اسباب عبارتند از: ۱- صغر ۲- سفه ۳- جنون ۴- افلاس ۵- مرض متصل به موت ۶– رقیت ( بردگی).
همان طور که قبلا در فلسفه تشریح حجر ذکر گردید مبنای ذکر اسباب حجر دراین شش دسته دو مبنا بود:
دسته اول کسانی که به خاطر حق خودشان محجور می شوند. مانند صبی، مجنون و سفیه.
دسته دوم کسانی که به خاطر حق دیگران محجور می شوند مانند بقیه موارد ششگانه.[۱۶۸]
برخی فقها غیر از اسباب سته اسباب دیگری را هم برای حجر ذکر کرده اند.این فقها معتقدند که منحصر کردن اسباب حجر درشش امر جعلی واستقراریی است نه عقلی واسباب دیگری هم غیر از این اسباب ششگانه برای حجر وجود دارد. مثل حجر[۱۶۹] راهن نسبت به عین مرهونه، حجر خریدار نسبت به مبیع قبل از تأدیه ثمن، حجر بایع نسبت به ثمن قبل از تسلیم مبیع، حجر مرتدی که توبه اش پذیرفته می شود(ملی)، حجر[۱۷۰] رنگرز وخیاط نسبت به لباس قبل از قبض اجرت وحجر زوجه نسبت به بضع قبل از قبض مهریه وغیره .
بند دوم- فقه عامه: درفقه عامه نیز مانند فقه امامیه اسباب حجر متعدد است ولی روش فقهای عامه دراحصاء وشمارش آنها اندکی متفاوت است. معمولا با عنوان اسباب حجر ازصغر سفه وجنون صحبت
می کنند وضمناً اشاره می کنند که اسباب دیگری هم مانند رقیت مرض متصل به موت ودین وجود دارد.
برخی از فقهای عامه حجر را درمعنی گسترده ای استماع کرده و موارد بسیاری رادارای حجر ذکر نموده‏اند که البته بیشتر آنها مربوط به حجری می شود که سبب آن نقص درملکیت است. حجرمشتری نسبت به بیع قبل از تائیدیه ثمن حجر بایع نسبت به ثمن قبل ازتسلیم مبیع، حجر کسی که زمینی را برای دفن میت عاریه بدهد( که قبل از پوسیدن جسد میت نمی تواند آن را بفروشد) وحجر غاصب در مال خودش که آنرا با مال مغصوب مخلوط کرده به طوری که جدا کردن آن پیش از تاییدیه عوض مال مغصوب ممکن نباشد. [۱۷۱]
قرطبی یکی از فقهای عامه قائل است که درخصوص حجر ایتام براساس قول خداوند متعال- وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوالنکاح- اجماع علمای عامه وجود دارد درحالی که درخصوص عاقل کبیری که اموالش را حیف ومیل می نماید اختلاف نظر می باشد. از جمله آنکه مالک وشافعی واهل مدینه وبسیاری از اهل عراق قائل به جواز ابتدا حجر کبار هستند. اگر که برای حاکم اثبات شود که اوسفیه است وحاکم حکم به حجر او دهد. اما دلیل آنها عبارت است از وجود معنای تبذیر دراین کبیر. چرا که آنها معتقدند که صغیر نیز به سبب وجود این صفت دراو محجور شناخته شده است. بنابراین تنها سبب مقتضی که موجب رفع حجر می شود رسیدن به رشد است. «فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم». به عبارتی دیگر سبب مقتضی درحجر سفه است واگر صغر را ازاسباب حجر می شمارند به دلیل وجود سفه وعدم رشد در صغیر است که مانع از وجوب تکالیف بر اوست. لذا بلوغ را علامت وجوب تکلیف ورشد می خوانند. اگرچه دوصفت عقل ورشد درفرد موجود باشد. عده ای از اهل عراق نیز قائل به عدم ابتدا حجر در کبارهستند که البته این گروه نیزخود به دودسته تقسیم می شوند: دسته اول که معتقدند جایز نیست که کبار را بعد از رسیدن به سن بلوغ محجور بخوانیم. اگرچه حیف ومیل دراموال را درآنها ببینیم.
دسته دوم از معتقدین به عدم حجر کبار می گویند که استصحاب می نماییم. اگر حریف ومیل اموال شخص درادامه این فعل او زمان صغر است پس محجور است واگر بعد ازبلوغ سفیه گشته وبلوغ فاصله ای را بین صغر وکبر او انداخته و مدتی بدون تبذیر براو گذشته وبعد سفیه شده حکم عدم محجوریت
اوست.[۱۷۲]
افراد محجور درنزد مالک شش دسته اند: صغیر سفیه عبد مفلس مریض وزوجه.[۱۷۳]برخی از فقهای عامه نیز اسباب حجر را صغر، رق وجنون نام برده اند. [۱۷۴]

نظر دهید »
فایل شماره 7837
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در تعالیم مذهبی، تن پروری گناه است که منجر به گسستگی بیشتر در زندگی می­ شود و پیشگویی که در اینجا عامل گسستگی است مثل”در جهنم” بودن است که به معنی حالتی است که روح و روان نابود شده و یا در حال نابودی است.
مفهوم گسستگی بحث انگیز است در به کاربستن بسیاری ازمذاهب شرق،برای نمونه یک حالت بسیار متفکرانه، جنبه های گسستگی بیش از حد را دارد گرچه باور براین است که مراقبه عبادی و مذهبی زمینه مناسبی فراهم می­ کند این به صورتی است که از گسستگی خلاص می­شوند و از تجربه آن خلاص می­شوند و از تجربه آن بهره­مند می­شوند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بنابراین بعضی از منتقدین، مرتاضان و قدیسان را به عنوان افرادی در نظر می­گیرند که برای آن میزان از”بی تفاوتی” اهتمام می ورزند،که عالمان الهیات ترجیح می­ دهند نام گسستگی یا بی اعتنایی به آن بدهند. مراقبه(یا مکاشفه از روش های درمانی شرق که در غرب نیز جایی برای خود باز کرده و گزارش شده است که در رفع تنش و اضطراب موثر است و در کل به معنی تمرکز روی چیزی خاص و کناره گیری از محیط اطراف است.[۲۷]

۲ـ۴ـ نظریه­ های پژوهش

مسائل وپدیده های اجتماعی از علت های گوناگون نشأت می­گیرند و نمی توان آنها را در یک نگاه تک عاملی بررسی کرد چرا که مسائل اجتماعی اولاً چند بعدی بوده و ثانیاً،با انسان که به عنوان موجود چند بعدی و غیر قابل پیش بینی است روبرو هستند.به همین دلیل برای تبیین این مسائل نمی توان از یک تئوری خاص استفاده کرد چرا که هر کدام از این تئوری ها بخشی از مسأله مورد بررسی را تبیین می نمایند و هیچ کدام از آنها به تنهای از جامعیت برخوردار نیستند. به عبارت دیگر،تئوری­ها و نظریه­ های مختلف مکمل یکدیگر می­باشند.این امر در خصوص موضوع پژوهش یعنی بی­رمقی و بی تفاوتی اجتماعی نیز صادق است. لذا در خصوص مساله بی ­تفاوتی اجتماعی نیز نمی­ توان از یک تئوری خاص استفاده نمود بلکه از ترکیبی از مساله مورد نظر را تبیین می کنند، استفاده شده است.
بی رمقی معلمان
احساس از خود بیگانگی اجتماعی و بی علاقگی به تدریس، ویژگی کثیری از معلمان در بسیاری از کشورهاست. استرس شغلی مفرط و فقدان حمایت از سوی مدیریت مدرسه سبب می­ شود تا بسیاری از معلمان احساس خستگی و غیرمولد بودن داشته باشند(دورکین،۱۹۷۹؛ نقل از شارع پور، ۱۳۸۶:۲۹۰)، عوامل سازمانی و فردی تعیین می­ کند که چه گروهی از معلمان بیشتر احتمال بی­رمقی دارند. یکی از موانع اجرای برنامه­ ها و تلاش­ های معطوف به افزایش موفقیت دانش آموزان، همانا بی رمقی معلمان است.
هم روانشناسان و هم جامعه شناسان فرض بر این دارند که استرس مفرط ناشی از ایفای تدریس، سبب بی­رمقی[۲۸] می­ شود. اگرچه دیدگاه روانی، بی­رمقی را مسأله­ای کلینیکی تلقی کرده و رشد مهارتهای کنار آمدن[۲۹] را راه علاج آن می­داند ولی دیدگاه جامعه شناسی بر ماهیت سازکارهای حمایت سازمانی و اجتماعی که بر بی­رمقی تأثیر دارند، تأکید نموده و در مواجهه با مسأله بی رمقی راه حل­های سازمانی و نه فردی را پیشنهاد می­ کند(شارع پور، ۱۳۸۶: ۲۹۱).

۲ـ۵ـ دیدگاه روانشناختی در مورد بی رمقی

مفهوم بی­رمقی برای اولین بار توسط فرادنبرگ[۳۰] (۱۹۷۴) مطرح شد. او در توصیف این مفهوم می­گوید«بی­رمقی شرایطی است که در آن نیروی انسانی، خسته شده و از پا در می ­آید» (فرادنبرگ،۱۹۷۴؛ نقل از شارع پور، :۲۹۰،۱۳۸۶).
مسلچ وجکسون[۳۱](۱۹۸۱) مقیاسی برای سنجش بی­رمقی ساختند که تاکنون بیشترین کاربرد را داشته است. این مقیاس به سنجش سه بُعد روانشناسی این مفهوم می­پردازند:
۱-افسردگی[۳۲] ۲- فقدان حس موفقیت فردی[۳۳]و دگرسان بینی خود.
اولین بُعد مربوط می­ شود به اینکه فرد احساس خستگی نموده و دیگر اشتیاقی برای کار خود ندارد. دومین بعد مربوط می­ شود به اینکه فرد احساس می­ کند که دیگر به اهداف خود نایل نمی­ شود، او احساس می­ کند که تلاش­ های کاری او دیگر نتایج رضایت بخش به دنبال ندارد و به عبارت دیگر، او کار خود را فاقد معنا می­یابد.
بُعد سوم مربوط می­ شود به جدایی عاطفی فرد(یعنی معلم)از مخاطبین خود(یعنی دانش آموزان).
او دیگر، دانش آموزان را یک شیء مایۀ رنجش می بیند نه یک شخص ارزشمند.
به علاوه در چنین شرایطی، ساز و کار سرزنشی خاصی به وجود می ­آید که در آن معلم بی رمق، دانش آموزان را برای شکست­های خود مقصر می­داند. لذا، دانش ­آموزان مانند دشمنان نگریسته می­ شود که مانعی برای نیل معلم به اهداف مطلوبند(شارع پور، ۱۳۸۶: ۲۹۲).
محققان در فرایندی بی رمقی پنج مرحله را شناسایی نموده ­اند: فیزیکی، فکری، اجتماعی، روانی، هیجانی یا روحی. نشانه های فراوانی مشخص کنندۀ هر یک از یک از این مراحلند:
خستگی و کوفتگی نشانه­ های مرحله اولند؛ اختلال در تصمیم گیری و افکار وسواسی در مورد کار در مرحله دوم پدیدار می شوند؛ گوشه گیری اجتماعی، بدبینی،[۳۴] تحریک پذیری و عدم رعایت ادب و نزاکت نشانه­ های مرحله سوم به شمار می روند. انکار، نکوهش، عصبانیت و افسردگی از نشانه های مرحله چهارمند و بالاخره کیفیت ضعیف کار، غیبت از کار، تمایل به فرار از کار و تمایل به اینکه به نیازهای دانش ­آموزان به عنوان یک تهدید نگریسته شود، در مرحله پنجم پدیدار می­ شود (سدولاین،۱۹۸۲؛ نقل از شارع پور، ۱۳۸۶).
نقش استرس در ایجاد بی­رمقی بسیار اساسی است. پیوند نزدیک بین استرس و بی­رمقی سبب شده تا برخی از محققان این دو اصطلاح را به صورت مترادف بکار بندند. هر چند به اعتقاد برخی نظیر فابر استرس فی نفسه به وجود آورنده بی رمقی نیست. افرادی می ­تواند در یک محیط مملو از استرس موفق شوند و پیشرفت کنند، البته مشروط به اینکه احساس کنند که کار معناداری را انجام می­ دهند. اما زمانی که احساس کنند کار فاقد معناست، آن وقت کار، طاقت فرسا می شود(شارع پور، ۱۳۸۶: ۲۹۳ـ ۲۹۲).
پاینز
اخیراً پاینز[۳۵](۱۹۹۳)به طرح این موضوع پرداخته که بی­رمقی­در شغل سبب بروز بحران­های وجودی برای افراد می شود زیرا بسیاری از افراد خود را بر اساس کار خویش تعریف می کنند. لذا بی معنا شدن کار برای فرد سبب می شود تا او هویت معناداری از خود نداشته باشد.
دیدگاه روانشناختی اساساً یک دیدگاه کلینیکی(بالینی) است و لذا در مواجهه با بی رمقی، راه حل­ها بالینی را ارائه می­دهد. به همین دلیل استراتژیهای کاهش استرس به افراد توصیه می شود. برخی از محققان نیز بی رمقی را ناشی از اثرات ترکیبی چند عامل نظیر: کار بیش از حد، تعارض نقش و ابهام در نقش، می­دانند. به عنوان مثال هنی ولانگ[۳۶](۱۹۸۹)معتقدند که منابع لازم برای اجرای آن وجود ندارد یا به فرد اقتدار لازم برای اجرای درخواست داده نشده، سبب بروز فشار روانی شده که این فشار روانی به نوبه خود منجر به بی رمقی می شود(شارع پور، ۱۳۸۶: ۲۹۳).

مسلش و لیتر

مسلش و لیتر(۱۹۹۷) از مفهوم تحلیل رفتگی(بی رمقی)برای توصیف و سنجش درگیر شدن در کار استفاده می­ کنند. تحلیل رفتگی استعاره­ای است که به طور رایج در توصیف حالت درماندگی روحی یا فرسودگی شدید به کار می­رود.
مسلش تحلیل رفتگی(بی­رمقی) را دارای سه بعد فرسودگی، بی ­تفاوتی(یا بی­شخصیتی) و احساس عدم کارایی[۳۷] می­داند. فرسودگی، احساس خستگی و درماندگی شدید در اثر کار زیاد می­باشد، بی تفاوتی نگرش سرد و منفعلانه به کار است، به طوری که فرد علاقه خود را نسبت به کار از دست داده و روز به روز کار برای او بی معنا می­گردد. در عدم کارایی فرد احساس می­ کند که شایستگی لازم برای انجام کارهایش را نداشته و نمی­تواند کارهای خود را در سازمان به درستی به اتمام برساند. به نظر مسلش و لیتر تحلیل رفتگی در اصل کاهش درگیری در کار است و این دو، دو سر پیوستار می­باشند. بر این اساس درگیری دارای سه بعد انرژی، پیوستگی و کارایی است که هر کدام به ترتیب وجه مخالف سه بعد تحلیل رفتگی فرسودگی، بی تفاوتی و عدم کارایی می­باشند(اسچوفل و باکر، ۲۰۰۴: ۲۹۸). لیتر و مسلش، بر این باورند که هر اندازه بین فرد و شغل وی، تناسب کمتری برقرار باشد، احتمال بروز تحلیل رفتگی(بی رمقی) در فرد بیشتر خواهد بود(لیتر و مسلش، ۲۰۰۴).
بی رمقی(تحلیل رفتگی) از نظر مسلش، یک پاسخ روانشناختی در مقابل فشار کار است که با سه حالت فرسودگی عاطفی، کاهش بازده عملکرد شخصی و تهی شدن از ویژگی­های شخصیتی(مسخ شخصیت) مشخص می­ شود(مسلش، ۱۹۸۲). در بین افرادی که به نوعی با ارباب رجوع زیادی سر و کار دارند، می ­تواند بروز نماید. برخی دیگر نیز معتقدند که تنیدگی و فشار عصبی شدید ناشی از ماهیت، نوع و یا وضعیت نامناسب کار به پیدایش حالتی در کارکنان منجر می­ شود که تحلیل رفتگی(بی رمقی)نامیده می شود. و در این حالت، کار، اهمیت خود را از دست می­دهد. فردی که دچار تحلیل رفتگی(بی­رمقی)گشته، دایماً خسته است؛ پرخاشگری دارد؛ در همه سطوح ممکن است کارکنان دچار بی رمقی(تحلیل رفتگی) شوند(بل و همکاران، ۲۰۰۴).

۲ـ۶ـ دیدگاه جامعه شناختی در مورد بی رمقی

دیدگاه جامعه­شناختی، منکر نقش مهم استرس در ایجاد بی­رمقی نیست. اگر چه، تأکید این دیدگاه بر عوامل اجتماعی و جمعیتی و عناصر موجود در محیط مدرسه و ماهیت تربیت معلمان است. اهمیت احساس بی معنایی و بی قدرتی که در برخی از نظریات روانشناختی به آنها اشاره شده، برای جامعه شناسان به مراتب بیشتر است. این نقطه نظر، بی رمقی نوعی از خود بیگانگی است که ناشی از عوامل استرس آفرینی است که خود این عوامل ریشه در ساختار اجتماعی جامعه و ساختار سازمانی مدرسه دارند. به همین دلیل، جامعه شناسان برای کاهش احساس بی رمقی به تغییرات ساختاری و سازمانی توجه دارند(دورکین، ۱۹۹۷؛ نقل از شارع پور، ۱۳۸۶).
بی­رمقی معلم نوعی از خود بیگانگی است که محصول شکاف ادراک شده بین انتظارات معلم (انتظاراتی که در طول دوران تربیت معلمی پدید آمد) و تجربه وی در کلاس درس است(لکمیت و دورکین،۱۹۹۱). بسیار از معلمان به انگیزۀ ایجاد تغییرات اساسی در زندگانی کودکان وارد امر تدریس می شوند. به همین جهت دانشحویان مراکز تربیت معلم اغلب انتظار دارند که در آینده بتوانند بر زندگی کودکان تأثیر گذاشته، یادگیری آنها را ارزیابی کرده، کلاس درس را بخوبی اداره نموده، نظم و انضباط را حفظ و احتمالاً برای کودکان حالت مدل نقش«الگو» یا والدین دوم را ایفا کنند.
به همین علت است که معلمان نیز فرض می­ کنند که پایگاه حرفه­ای مستقلی دارند. برخی از محققان معتقدند که مراکز تربیت معلم، معلمان را برای دیوانسالاری موجود در نظام آموزشی آماده نمی­سازند، دیوانسالاری که در آن استقلالی معلم، محدود می شود. معلمان همچنین آماده مواجهه با محیطی که مملو از کاغذ بازی اداری است. والدین توجه چندانی به یادگیری کودکان ندارند، و تفاوت­های طبقاتی و فرهنگی زیادی بین معلم و دانش آموز وجود دارد و محیطی که در آن جامعه به معلمان احترام چندانی نمی­گذارد، نیستند.
به علاوه بی­رمقی معلمان در مدارس بزرگ شهری و بخصوص در میان معلمان کم تجربه، به مراتب بیشتر است.
با تلفیق دو دیدگاه روانشناختی و جامعه شناختی می­توان به این نتیجه رسید که بی رمقی مرکب از ابعادی است که سیمن[۳۸](۱۹۷۵)برای از خود بیگانگی قائل شده است. بی­معنایی، بی قدرتی، انزوا، بی­هنجاری و بیگانگی[۳۹] تحقیقات انجام شده در زمینه این ابعاد، حاکی از اهمیت کانونی دو بعد بی معنایی و بی قدرتی است(شارع پور، ۱۳۸۶: ۲۹۵).

۲ـ۷ـ نظریات و اندیشمندان علوم اجتماعی

امیل دورکیم[۴۰]
امیل دورکیم از پیامدهای پیشرفت و تمّدن هراسناک بود و فردگرایی[۴۱] و بی ­تفاوتی را از عوارض خطرناک آن به شمار می ­آورد. وی معتقد بود که با «تراکم جمعیت و سپس تراکم اخلاقی»[۴۲] و در نتیجه تقسیم کار، از بین رفتن هویت­های محلی و گوناگونی و تضادهای فرهنگی، آنومی[۴۳] به وجود می ­آید. آنومی عبارت است از شرایط در هم و برهم و به هم ریخته­ای که وقتی هنجارهای اجتماعی ضعیف شوند، از بین بروند یا در تضاد با هم قرار گیرند، هم در سطح فردی و هم در جامعه به وجود می آید(رابرتسون، ۱۳۷۴: ۱۷۲).
“آنومی” از نظر دورکیم بر این اصل استوار است که«ارتباط اجتماعی فقط زمانی کارکرد دارد که امیدها، آرزوها و اشتیاق­ها و داعیه­های انسانی به وسیله موانع اجتماعی(سنت­های نادرست) متوقف نشود. به نظر دورکیم زمانی که تحول نیازها و خواسته ­ها با وسایل و امکانات تطبیق نمی­کنند وامکانات موجود پاسخ گویی آنها نیست، باید در صدد محدود نمودن هیجانات برآمد، درغیراین صورت شرایط موجود صورتی انومیک به خود خواهد گرفت در زمان­های بحران، وقتی که قوانین یا نیروهای جمعی شکسته و فروپاشیده می­شوند، فرد در بی­اتکایی، بی­هنجاری و عدم تطابق با اوضاع موجود، دچار یأس و سرخوردگی می­ شود و به طوری که نتایج آن ممکن است تا سرحد اختلالات روانی پیش رود. در نتیجه وضعیتی پریشان رخ می­دهد که کارکردهای موجود اجتماعی برای پاسخ گویی آن کفایت نمی­کند. به طورکلی محورها و اساسی قوانین که مکانیسم اصلی برای نظم روابط میان عناصر سیستم اجتماعی است، شکسته می­ شود. چنین وضعیتی را دورکیم با کلماتی نظیر آنومی(بی­هنجاری و بی سازمانی) بیان می­ کند(توسلی، ۱۳۸۲: ۳۷ـ۳۶).
دورکیم به آنومیکه نتایج آن به صورت­های مختلف نظیر خودکشی و فردگرایی شدید و بی ­تفاوتی نمایان بود، به عنوان “بحران تمدن” اشاره می­کرد و آن را شاهدی بر عدم انسجام جامعه می­دانست. وی دریافت که پیوندهای خونی و مذهبی هیچ یک قادر به ایفای نقش منسجم کننده در جامعه معاصر نیست. تنها امیدی که وی برای انسان متجدد می­دید، سازمان­های شغلی و حرفه [۴۴] بود(لاور، ۱۳۷۳: ۵۴).
تا از این راه افراد یاد بگیرند که از خصیصه­ های فردگرایی خود صرف نظر کنند و به نفع جمع از خواسته­ های خود بگذرند و موجبات انسجام مجدد را فراهم آورد(مسعودنیا، ۱۳۸۰: ۱۶۰). دورکیم در بحث علل پیدایش آنومی، به مسأله«فردگرایی» پرداخت، و آن را به دو نوع متمایز تقسیم کرد. “فردگرایی افراطی” که محصول گسیختگی پیوند میان فرد و اجتماع است و از نظر وی مذموم بوده و موجبات شررا فراهم می­سازد. “فردگرایی ناشی از تقسیم کار” نوع دوم فردگرایی مورد نظر وی است که برخلاف فردگرایی خودخواهانه نوع اول مورد ستایش وی بود و در جهان مدرن به نوعی کیش فرد تبدیل می شود (دورکیم، ۱۳۷۸؛ نقل از صداقتی فرد،۱۳۹۲).
بررسی مسئله خودکشی به دورکیم امکان داد که خطرهای فردگرایی معاصر را بررسی کند.
دورکیم انواع خودکشی به تناسب ارتباط و وابستگی فرد به جامعه به سه دسته تقسیم نمود:
خودکشی خودخواهانه؛ موقعیتی است که همبستگی در پایین­ترین مرتبه خود باشد که دورکیم آنرا «خودخواهانه» می­نامد.
خودخواهی هنگامی وجود دارد که وجدان جمعی ضعیف باشد(یعنی اعتقادات و عواطف جمعی در پایین­ترین حد قرار دارند) ارتباط جمعی محدود می­باشد، افراد بیشتر وقف منافع خود هستند تا منافع جمع. در موقعیتی که همبستگی­های اجتماعی ضعیف است، زندگی آدمی تهی از معنا و هدفی است که از گروه نشأت گرفته است. تعادل میان فرد و جامعه برهم خورد، میزان یگانگی بسیار اندک است.
خودکشی دیگرخواهی؛ به وضعیت­هایی اشاره دارد که در آن افراد از جمع و تعهداتی که بر آنها تحمیل می­ کند به اندازه کافی جدا نشده­اند و میزان یگانگی بسیار زیاد است. در یک جامعه اعضایش دارای یک وجدان جمعی با اعتقادات و عواطف مشترک، که با یکدیگر رابطه متقابل داشته باشند و احساس کنند که وقف اهداف مشترکی هستند. دیگرخواهی نامی است که دورکیم به سطح بالایی از همبستگی اطلاق می­ کند. که در شکل ایثارگرانه متجلی می­یابد(توسلی،۱۳۸۲: ۵۸).
اما در نوع خودکشی آنومیک یا بی­هنجاری، در این نوع خودکشی رابطه فرد و جامعه به پایین­ترین سطح خود می­رسد. دورکیم واژه(آنومی) را به موقعیت کم نظمی اطلاق می­ کند که جامعه تنها کنترل ضعیفی بر فرد دارد. ممکن است فرد، سرگردان مانده و احتمالاً به خودکشی رو آورد. در چنین شرایطی فردگرایی که به صورت ناهماهنگی و عدم تطابق با هنجارهای اجتماعی و کاهش همبستگی تجلی پیدا می­ کند، منجر به از خودبیگانگی می­ شود و شرایط آنومیک جامعه به این بیگانگی و جدایی فرد از هنجارهای جامعه دامن می­زند(توسلی، ۱۳۸۲: ۵۹ـ۳۷).
وی دو نوع از خودکشی­ها را بازتاب وضعیت مدرن می­داند؛ خودکشی خودخواهانه و خودکشی بی هنجار. هر دو نوع در نتیجه افراط در فردگرایی پدید می­آیند. از آنجا که قصد دورکیم در این کار نشان دادن خطرهای اجتماعی فردگرایی بود، می­توان گفت او مانند تونیس و توکویل، سنجش منفی از فردگرایی داشت و بر آن بود که فردگرایی پیوندهای اجتماعی را تضعیف می­ کند(کیویستو، ۱۳۷۸: ۱۴۳).
کارل مارکس[۴۵]
کارل مارکس نیز در تبیین خود، به مفهوم بی ­تفاوتی اشاره­ای نکرده ولی به مفهوم بیگانگی توجه کرده و آن را از جنبه­ های آسیب شناختی نظام سرمایه داری شناسایی نموده است. مضمون مورد توجه او از این اصطلاح به معنای بی ­تفاوتی در جامعه نزدیک است چنانچه می­توان بی ­تفاوتی را از نتایج نهایی بیگانگی مدنظر مارکس دانست. از نظر وی «بیگانگی» به وضعیتی اطلاق می­ شود که در آن انسانها تحت چیرگی نیروهای خود آفریده­شان قرار می­گیرند و این نیروها همچون قدرتهای بیگانه در برابرشان می­ایستد(کوزر،۱۳۷۰: ۸۴).

نظر دهید »
فایل شماره 7836
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

آرجریس (۱۹۹۸) معتقد است تعهد یک مفهوم روابط انسانی است که به توانمند کردن و فعال کردن ذهن انسان اشاره دارد. بدون تعهد هر تمهید یا ایده جدیدی به سختی پذیرفته می‌شود.
گرینبرگ و بارون مفهوم تعهد سازمانی را درجه درگیری افراد با سازمان و علاقه آنها به ادامه کار در سازمان می دانند.
پورتر و همکاران وی (Lyman W. Porter, 1974) تعهد سازمانی را همسان‌سازی و پیوند به آن تعریف می‌کنند؛ که از سه عامل زیر تشکیل می­ شود:
قبول داشتن سازمان و پذیرش اهداف آن
آمادگی برای بذل کوشش قابل توجیه بیشتر

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

علاقه ­مندی به حفظ عضویت در سازمان (مرتضوی، طیب، امیر شاهی، ۱۳۷۹).
می یر و آلن چنین استدلال کرده اند که تعهد به عنوان یک حالت روانی دارای سه بعد است و نوعی تمایز، نیاز و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان به شمار می رود که عبارتند از:
۱- تعهد عاطفی[۱۷]: یعنی نیروی خواست و میل خود فرد به ادامه کار برای یک سازمان به دلیل قابل پذیرش بودن اهداف و ارزش های سازمان (Baron, Greenberg, 1990). به عنوان وابستگی و تعلق خاطر به سازمان از طریق قبول ارزش های سازمانی و میل به ماندن تعریف می شود.
۲ – تعهد مستمر[۱۸]: یعنی نیروی میل فرد به ادامه کار برای یک سازمان به این سبب که به آن احتیاج دارد و یا کار دیگری نمی تواند انجام دهد (گرینبرگ و بارون). تعهد مستمر یکی از شاخص های قابل توجه تعهد است که تعهد را بر حسب سرمایه گذاری های مزبور توجیه می کند. هرچه میزان سرمایه گذاری ها بیشتر باشد، احتمال ترک خدمت کاهش می‌یابد و فرد نمی تواند سازمان را رها کند.
۳ – تعهد هنجاری[۱۹]: یعنی احساس الزام کارمند به ادامه کار در یک سازمان به سبب فشاری که از جانب دیگران بر او وارد می شود. آنها که دارای درجه بالایی از تعهد هنجاری هستند، اشخاصی هستند که به شدت نگران آنند اگر کار خود را ترک کنند، دیگران درباره ایشان چه قضاوتی خواهند داشت. این گونه اشخاص میل ندارند کارفرمای خود را ناراحت سازند و نگرانند که استعفای آنها موجب نگرش نامطلوبی از طرف همکارانشان واقع شود.
۱ – ۵ – ۲ تعاریف عملیاتی
هوش فرهنگی
در پژوهش حاضر هوش فرهنگی از طریق پرسشنامه هوش فرهنگی ارلی و انگ (۲۰۰۳) ارزیابی می شود که دارای عوامل زیر می باشد:
بعد فراشناختی: فرد چگونه تجربیات میان فرهنگی را درک می کند. این استراتژی بیانگر فرآیندهایی است که افراد برای کسب و کار دانش فرهنگی به کار می برند. این امر زمانی اتفاق می افتد که افراد در مورد فرآیندهای فکری خود و دیگران قضاوت می کنند. استراتژی هوش فرهنگی شامل تدوین استراتژی پیش از برخورد میان فرهنگی، بررسی مفروضات در حین برخورد و تعدیل نقشه های ذهنی در صورت متفاوت بودن تجارب واقعی از انتظارات پیشین است.
نمره ی پاسخگویی به سؤالات ۱-۳ پرسشنامه
هدف جزیی: تعیین رابطه مؤلفه فراشناختی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد
فرضیه فرعی: بین بعد فراشناختی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد همبستگی وجود دارد.
زیر مؤلفه های این بعد:
فهم دانش فرهنگی سوالات ۱ و ۲
استدلال تجارب بین فرهنگی سوالات ۳
بعد شناختی: این دانش بیانگر درک فرد از تشابهات و تفاوت های فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ های دیگر را نشان می دهد. جنبه دانش هوش فرهنگی مشتمل بر شناخت سیستم های اقتصادی و قانونی هنجارهای تعامل اجتماعی، عقاید مذهبی، ارزش های زیبایی شناختی و زبان دیگر است.
نمره ی پاسخگویی به سؤالات ۴ – ۹ پرسشنامه
هدف جزیی: تعیین رابطه مؤلفه شناختی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد
فرضیه فرعی: بین بعد شناختی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد همبستگی وجود دارد.
زیر مؤلفه های این بعد:
شناخت شباهت ها و تفاوت های فرهنگی سوالات ۴ و ۹
انعکاس دانش عمومی سوالات ۵ و ۶ و ۷ و ۸
بعد انگیزشی: بیانگر علاقه فرد به آزمودن فرهنگ های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ های مختلف است. این انگیزه شامل ارزش های درونی افراد برای تعاملات چند فرهنگی و اعتماد به نفسی است که به فرد اجازه می دهد در موقعیت های فرهنگی مختلف به صورتی اثربخش عمل کند.
نمره ی پاسخگویی به سؤالات ۱۰ – ۱۴ پرسشنامه
هدف جزیی: تعیین رابطه مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد
فرضیه فرعی: بین بعد انگیزشی هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد همبستگی وجود دارد.
زیر مؤلفه های این بعد:
تطبیق خود با فرهنگ جدید در تعاملات میان فرهنگی سوالات ۱۱ و ۱۴
میزان گشودگی برای تجربه تعامل با مردم سایر فرهنگ ها سوالات ۱۲ و ۱۳
میزان رضایت از تعاملات فرهنگی سوال ۱۰
بعد رفتاری: این رفتار قابلیت فرد برای سازگاری با آن دسته از رفتارهای کلامی و غیر کلامی را در بر می گیرد که برای برخورد با فرهنگ های مختلف مناسب هستند. رفتار هوش فرهنگی مجموعه ای از پاسخ های رفتاری منعطفی را شامل می شود که در موقعیت های مختلف به کار می آیند و متناسب با یک تعامل خاص یا موقعیت ویژه از قابلیت اصلاح و تعدیل برخوردارند.
نمره ی پاسخگویی به سؤالات ۱۵ – ۱۹ پرسشنامه
هدف جزیی: تعیین رابطه مؤلفه رفتاری هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد
فرضیه فرعی: بین بعد رفتاری هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد همبستگی وجود دارد.
زیر مؤلفه های این بعد:
اعمال کلامی و غیر کلامی مناسب سوالات ۱۵ و ۱۸
توانایی واکنش مناسب فرد در فرهنگ جدید سوالات ۱۶ و ۱۷
اعمال آشکار فرد در مواجهه با فرهنگ جدید سوال ۱۹
تعهد سازمانی
تعهد سازمانی در این پژوهش، نمراتی است که آزمودنی ها از طریق اجرای پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (۱۹۹۰) به دست می آید . مؤلفه های این پرسشنامه به شرح زیر است:
تعهد عاطفی: این بخش از تعهد سازمانی به عنوان تعلق خاطر به یک سازمان که از طریق قبول ارزش های سازمانی و نیز بوسیله ی تمایل به ماندگاری در سازمان مشخص می گردد تعریف می شود. پیش شرط های تعهد عاطفی عبارتند از: ویژگی های شخصی، ویژگی های مرتبط با نقش، ویژگی های ساختاری، تجربیات کاری
نمره ی پاسخگویی به سوالات ۱ – ۸ پرسشنامه
تعهد مستمر: ناشی از درک افزایش یافتن هزینه های از دست رفته در یک سازمان است. هزینه های از دست رفته عبارت است از مخارج یک فعالیت یا پروژه که قابل بازیافت نباشند. بنابراین اگر کسی دارای تعهد مستمر باشد نسبت به افزایش چنین هزینه هایی حساس خواهد شد. پیش شرط های تعهد مستمر عبارتند از: حجم و اندازه سرمایه گذاری و نیروی صرف شده در سازمان، فقدان فرصت های شغلی خارج از سازمان
نمره ی پاسخگویی به سوالات ۹ – ۱۶ پرسشنامه

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 344
  • 345
  • 346
  • ...
  • 347
  • ...
  • 348
  • 349
  • 350
  • ...
  • 351
  • ...
  • 352
  • 353
  • 354
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7478
  • فایل شماره 8772
  • فایل شماره 8096
  • فایل شماره 9062
  • فایل شماره 7536
  • فایل شماره 7444
  • فایل شماره 8320
  • فایل شماره 8582
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی و تحلیل دیوان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8287

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان