روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 7947
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱- علم ۲- اعتقاد ۳- عقل (عقل دین ، عقل معاش) ۴- سخاوت ۵- شجاعت ۶-عفّت ۷- علّوهمت ۸- شفقت ۹ – حلم ۱۰- عفو ۱۱- حسن خلق ۱۲- ایثار ۱۳- کرم ۱۴- توکّل ۱۵- تسلیم ۱۶- رضا به قضا
۱۷- وقار ۱۸- سکون ۱۹- ثبات ۲۰- هیبت[۷۷۱]
مرید در گذر از وادی های سلوک و عقبات عرفان نمی تواند از وجود شیخ و مرشدی آگاه بی بهره باشد و بدون پیر طی مسیر نماید.
دکتر یثربی می گوید: «شیخ در عرفان و تصوّف، معتبرترین پشتوانه ی هدایت سالک و نجات وی از خطرات گمراهی است شیخ در حقیقت یک مربّی کاملی است که حتّی بر دون سالک اشراف دارد، و با آگاهی تمام از راه و رسم منزل ها او را پیش می برد، پس به دور از مراقبت شیخ، و استاد، با خطراتی که در پیش هست، احتمال و امید رهایی و نجات سالک اگر صفر هم نباشد، بسیار ناچیز است.
خواجه حافظ می گوید:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی»[۷۷۲]
عزّالدین کاشانی معتقداست که شیخ برای این که بتواند مرید را در جهت مستقیم هدایت نماید باید پانزده ادب را رعایت کند این آداب پانزدهگانه عبارتند از:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«۱- تخلیص نیّت و تفقّد سبب ۲- معرفت استعداد ۳- منزه است از مال مرید
۴- ایثار ۵- موافقت فعل است با قول در دعوت ۶- رفق با ضعفاست
۷- تصفیه ی کلام ۸- رفع قلب است به حضرت الهی در حال کلام ۹- کلام به تعریض
۱۰- حفظ اسرار مرید است ۱۱- عفو است از زلّات مرید ۱۲- نزول است از حق خود
۱۳- قضای حقوق مرید است ۱۴- توزیع اوقات است بر خلوت و جلوت ۱۵- اکثار نوافل »[۷۷۳]
به نظر دکتر سجّادی «شیخ یعنی پیشوا، بزرگ قوم. پیر به نزد عارفان، مرشد، مراد و قطب را گویند که در شریعت و طریقت و حقیقت، کامل شده است».[۷۷۴]
شهود
«محقّق را که وحدت در شهود است نخستین نظره بر نـور وجـود است»
شرح گلشن راز، بیت۸۳، ص۵۲
«دل عـارف شنـاسـای وجــود است وجود مطلـق او را در شهـود است»
همان، بیت۳۹۶، ص۲۸۹
لاهیجی گوید: «شهود عبارت است از رؤیت حقّ به حقّ».[۷۷۵]
به نظر دکتر سجّادی شهود مفصل در مجمل، رؤیت کثرات در ذات وحدت است. عالم شهود یعنی عالم شهادت و آن چه که قابل مشاهده کردن و دیدن باشد.
متصوفه، طریقه ی معرفت را مبتنی بر کشف و شهود می دانند. «برگسون می گوید: برای دریافت حقیقت موضوع، باید از راه کشف و شهود به درون آن راه یافت نه این که مانند حکما به تحدید «موضوع» و تفرّس احوال و امور خارجی آن بسنده نمود».[۷۷۶]
در خلاصه ی شرح تعرّف آمده است: «شهود آن باشد که آن چه بیند به خدا بیند نه به خویشتن و آن
باشد که آن چه گیرد به حکم بندگی گیرد و خضوع بشریّت نه از بهر لذّت و شهوت باشد. بعضی از پیران ما شهود را عبارت کرده اند و گفته اند که شهود آن باشد که چیزها را چون بینی در چشم تو خرد و حقیر نمایند و همه را بی صفت بینی از آن که شاهد حق بر تو غالب گشته باشد یعنی جلال و عظمت حق را چنان شاهد گشته باشی که دون او را در جنب او نزدیک تو مقدار نمانده باشد».[۷۷۷]
در فرهنگ نور بخش آمده است: «شهود در نزد سالکان رویت حق است به حق» ،یعنی سالکی که مراتب کثرات موهومات صوری و معنوی را طی نموده باشد؛ و به مقام توحید عیانی نایل شده و با چشم بصیرت به حکم حدیث قدسی «کنت بصره الذی یبصر به» در صورت تمام موجودات حضرت حق را مشاهده نماید و بداند که تمام موجودات قائم به حق است، لاجرم غیریت و دوگانگی از برابر چشمان او کنار رود و به هر چه نگرد حق را بیند و بس.[۷۷۸]
۲-۱۶. «ص»
صاف
«ملائک خورده صاف از کوزه ی پاک به جرعه ریختـه دردی بـدین خاک»
شرح گلشن راز، بیت ۸۲۷، ص ۵۱۷
در شرح گلشن راز آمده است که: «صاف، اشاره به آن است که فیضی که از مبدأ فیّاض فایض می گردد، اوّل به ارواح مقدّسه که ملائکه اند، به واسطه ی عدم وسایط یا قلّت وسایط می رسد و از آن جا به عرش و اجسام فلکی، و دیگر به عناصر، و دیگر به موالید،؛ پس هر آینه صاف و راوق آن می خواهد بود که ملائکه نوشیده اند».[۷۷۹]
صبح
«به صبح حشر چون گردی تو بیـدار بـدانی کـان همـه وهـم است و پنـدار»
همان، بیت۱۷۴، ص۱۲۰
از نظر لاهیجی صبح حشر، موت ارادی است و «عبارت است از وصول سالک به مقام توحید که کونین در نظر او به نور وحدانیّت محو و منطمس می گردد».[۷۸۰]
دکتر سجّادی معتقد است که مراد از صبح، وحدت یا نور وحدت است. [۷۸۱]
صحبت
«ولی از صحبت نا اهل بگریز عبادت خواهی از عادت بپرهیز»
شرح گلشن راز، بیت۹۲۷، ص۵۶۳
در این بیت شاعر، انسان را از مصاحبت و همنشینی با نا اهل بر حذر می دارد، چون از همدمی با او چیزی عاید انسان نمی شود.
قشیری معتقد است که صحبت بر سه قسم است:
صحبت با کسی که از نظر جاه و مال یا سن و سال از تو بزرگ تر است و آن در حقیقت خدمت
باشد.
صحبت با آن کس که از نظر شفقت و رحمت از تو افزون تر باشد.
صحبت با همسران که از نظر درجه و مرتبه با تو یکی باشد.[۷۸۲]
اقوال عرفا
«بشر بن الحارث گوید: صحبت کردن با بدان، ظنّ بد [بار] آرد به نیکان…. ذوالنّون گفت: صحبت مکن با خدای الّا به موافقت و با مردمان الّا به مناصحت و با نفس الّا به مخالفت و با شیطان الّا به عداوت. …. کسی ذوالنّون را گفت صحبت با که کنم؟ گفت با آن که اگر بیمار شوی به عیادت تو آید و اگر گناهی کنی از تو توبه قبول کند. …. ابوبکر طمستانی گوید: که صحبت کنید با خدای عزّوجلّ اگر نتوانید با آن کس صحبت کنید که او با خدای صحبت کند تا برکت صحبت او شما را به خدای رساند». [۷۸۳]
هجویری می گوید: صحبت باید برای خداوند باشد نه برای هوای نفس. به اعتقاد وی صحبت در سرشت آدمی اثرات فراوانی دارد و تا حدی که با صحبت انسانی، به مقام دانشمندی می رسد و طوطی با یاد گرفتن آن، لب به سخن می گشاید و اسب با ریاضت از عادات حیوانی دست بر می دارد و به عادت انسانی روی می آورد و غیره… که این ها همه نشان از تأثیر صحبت دارد و مشایخ، مریدان خویش را به صحبت فرا خوانند که این در میان آن ها واجب شده است.[۷۸۴]
سخن پیامبر (ص) در باب صحبت
«پیامبر اکرم (ص) فرمود: «المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخّال» مرد آن دین دارد و آن طریق بود که دوست وی نگاه کن تا دوستی و صحبت با که می دارد؟ اگر صحبت با نیاکان دارد وی گر چه به دست نیک است از آن چه آن همّت او را نیک گرداند و اگر صحبت با بدان دارد وی گر چه نیک است بد است از آن چه بدان چه در وی است ورا رضاست چون به بد راضی باشد اگر چه وی نیک بود بد گردد».[۷۸۵]
سخن مالک دینار در باب صحبت
«مالک دینار به داماد خود مغیره بن شعیه گفت : «کلّ اخ و صاحب لم تستفد منه فی دینک خیراً فانبذ عنک صحبته حتّی تسلم» هر برادری و یاری که دین تو را از صحبت وی فایده ی آن جهانی نباشد با وی صحبت مکن که صحبت آن کس بر تو حرام بود معنی این آن بود که صحبت با مه از خود باید کرد یا با که که اگر با مه از خود کنی تو را از وی فایده ی باشد و اگر با که از خود کنی او را از تو فایده ی باشد اندر دین که اگر وی از تو چیزی آموزد دینی، فایده ی دینی حاصل آید و اگر تو چیزی آموزی همچنان».[۷۸۶]
آداب صحبت از دیدگاه غزالی
بر مرید واجب است که آداب صحبت را رعایت کند و تنهایی سبب نابودی او می شود. شرایط صحبت مرید عبارت است از:
۱- مرید باید در صحبت به درجه و رتبه ی طرف مقابل توّجه داشته باشد با پیران به احترام سخن گوید، با همجنسان به عشرت و با کودکان به شفقت پیران را پدران، همجنسان را برادران و کودکان را فرزندان خود داند.

نظر دهید »
فایل شماره 7946
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

«دلـی کـز معـرفت نـور و صفـا دیــد ز هـر چیـزی کـه دیـد اوّل خـدا دیـد»
شرح گلشن راز، بیت۸۴، ص۵۲
معرفت به حالی گفته می شود که عارف به وسیله ی آن به کشف و شهود می رسد.[۱۰۹۹]
معرفت یعنی شناخت، عارفان و واصلان درگاه حضرت حق، معتقدند که اصل معرفت، شناخت خداوند یگانه است.
از نظر آنان معرفت دارای شش وجه است:[۱۱۰۰]
۱- معرفت وحدانیت ۲- معرفت تعظیم ۳- معرفت منت
۴- معرفت قدرت ۵- معرفت ازل ۶- معرفت اسرار
در ترجمه ی رساله ی قشیریه آمده است که:
«استاد امام گوید [رحمه اللّه ]: بر زبان علما، معرفت علم بود [و همه علم معرفت بود] و هر که به خدای [عزّ و جلّ] عالم بود عارف بود و هر که عارف بود عالم بود و به نزدیک این گروه معرفت صفت آن کس بود که خدای را بشناسد به اسماء و صفات او [پس صدق در معاملت با خدای تعالی به جای آرد] پس [از] خوی های بد دست بدارد پس دائم بر درگاه بود و به دل همیشه معتکف بود تا از خدای بهره یابد».[۱۱۰۱]
اقوال عرفا و مشایخ:
گفته اند: معرفت حیا و تعظیم واجب کند چنان که توحید، رضا و تسلیم [واجب کند]. … ابن عطا گوید که: معرفت را سه رکن بود، هیبت و حیا و انس. … رویم گوید: ریای عارفان فاضل تر از اخلاص مریدان».[۱۱۰۲]
هجویری نیز همانند قشیری معتقد است که معرفت در زبان علما، صحّت علم به خداوند است، در حالی که مشایخ، صحّت حال به خداوند را معرفت نامند.
تفاوتی در دیدگاه های قشیری و هجویری در باره ی « معرفت » وجود ندارد .
هجویری معتقد است که، «معرفت حیات دل بود به حق و اعراض سرّ از جز حقّ و قیمت هر کس به معرفت بود و هر که را معرفت نبود وی بی قیمت بود پس مردمان از علما و فقها و غیر آن صحّت علم را به خداوند معرفت خوانند و مشایخ این طایفه صحّت حال را به خداوند معرت خواندند و از آن بود که معرفت را فاضل تر از علم خواندند که صحّت حال جز به صحّت علم نباشد و صحّت علم صحّت حال نباشد یعنی عارف نباشد که به حقّ عالم نباشد اما عالم بود که عارف نبود».[۱۱۰۳]
به نظر وی معرفت خداوند- تعالی- بر دو گونه است: ۱- علمی ۲- حالی
علمی: «معرفت علمی قاعده ی همه خیرات و آخرت است و مهم ترین چیزها مر بنده را اندر همه
اوقات و احوال شناخت خدای است جلّ و جلاله قوله تعالی «و ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون ای لیعرفون»[۱۱۰۴].
حالی: مشایخ این طایفه معرفت را فاضل تر از علم خوانده اند که صحّت حال جز به صحّت علم
عارف نباشد و صحبت علم صحبت حال نباشد یعنی عارف نباشد که به حقّ عالم نباشد امّا عالم بود که نبود».[۱۱۰۵]
هجویری می گوید: مردم درباره ی معرفت خداوند و صحّت علم به او اختلاف نظر دارند:
«۱- معتزله می گویند که معرفت حقّ عقلی است و جز عاقل را بدو روا نباشد و باطل است این قول به دیوانگی که اندر دار السلام اند.
۲- گروهی گویند که علت معرفت حق استدلالی است و به جز مستدّل را معرفت روا نبود و باطل است این قول ابلیس .
۳- گروهی گفته اند که معرفت الهامی است و این نیز محال است
۴- گروهی دیگر گفته اند که معرفت خداوند تعالی ضروری است و این نیز محال است
۵- به نزیک اهل سنت و جماعت صحت عقل و رؤیت این سبب معرفت است نه علت آن».[۱۱۰۶]
سخن بزرگان در باب معرفت
«چون امیر المومنین علی (ع) را بپرسیدند از معرفت حق گفت: «عرفت اللّه باللّه و عرفت مادون اللّه بنور اللّه » خداوند را – عزّ و جلّ – بدو شناختم و جز خداوند را به نور او شناختم. … ذوالنون مصری گوید: « ایّاک ان تکون بالمعرفه مدّ عیاً » بر تو بادا که دعوی معرفت نکنی که اندر آن هلاک شوی تعلق به معنی آن کن تا نجات یابی. پس هر که به کشف جلال وی مکرّم شود هستی وی وبال وی گردد و صفات وی جمله آفت گاه وی گردد».[۱۱۰۷]
نجم الدین رازی معرفت حقیقی را معرفت ذات و صفات خداوندی می داند و به حدیث قدسی زیر استناد می کند: «فا حببت ان اعرف[۱۱۰۸]». [۱۱۰۹]
او معرفت را بر سه دسته تقسیم کرده است:
۱- معرفت عقلی ۲- معرفت نظری ۳- معرفت شهود
انواع معرفت
«۱- معرفت عقلی: عوام خلق راست و در آن کافر و مسلمان و جهود و ترسا و گبر و ملحد و فلسفی و طبایعی و دهری را شرکت است، زیرا که این ها در عقل با یکدیگر شریک اند، و جمله بر وجود الهی اتّفاق دارند، و خلافی که هست در صفات الوهیت است نه در ذات. «و لئن سألتهم من خلق السموات و الارض لیقولنّ اللّه »[۱۱۱۰] و حتّی آن هایی که بت را می پرستیدند می گفتند «و ما نعبدهم الّا لیقربونا الی اللّه زلفی».[۱۱۱۱]
این نوع معرفت موجب نجات نیست الّا آن ها را که نظر عقل ایشان مؤید باشد به نور ایمان، تا به نبوت اقرار کنند، و با اوامر و نواهی شرع قیام نمایند.
۲- معرفت نظری: خواص خلق راست، و آن چنان باشد که چون تخم روح در زمین بشریت، بر قانون شریعت پرورش طریقت یابد، و شجره ی انسانی به مقام مثمری رسد، در ثمره آن خاصیت که در تخم بود باز آید اضعافِ آن، و چیزهای دیگر که در تخم یافته نشدی با خود بیارد.[۱۱۱۲] این جا عتبه عالم ایقان است، چنان که فرمود: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین ».[۱۱۱۳]
معرفت شهودی: معرفت خاص الخاص است، که خلاصه ی موجودات و زبده ی کاینات اند، کونین
و خافقین وجود ایشان است، و به حقیقت نقطه ی دایره ی ازل و ابد بودِ ایشان است. چنان که این ضعیف در این معنی گوید:
آن دم که نبود بود من بـودم و تـو سرمایه ی عشق و سـود من بودم و تو
امروز و دی از دیری و زودی است و چون نه دیر بُد و نه زود مـن بـودم و تـو
سرّ آفرینش کاینات برای معرفت شهودی بود چنان که فرمود: «و خلقت الخلق لاعرف». »[۱۱۱۴]

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

دکتر فروهر معتقد است که معرفت الهی دارای مراتبی است:
«اول آن که هر اثری را باید از فاعل مطلق دانست.
دوم آن که هر اثری که از فاعل مطلق یابد، بدان که آن اثر نتیجه ی کدام صفت از صفات حق است.
سوم آن که مراد و مقصود حق را ، در تجلی هر صفتی بشناسد.
چهارم آن که صفت علم الهی را در معرفت خود باز شناسد، و خود را از دایره ی علم و معرفت (از وجود خود) بیرون کند از جنید رحمت اللّه پرسید که : ما المعرفه ؟ قال: المعرفه وجود جهلک عند قیام علمه قالوا
(گفتند): زدنا ایضاحاً. قال: هو العارف و المعروف».[۱۱۱۵]
نیکلسون می گوید: «آن چه را که صوفیان راه طریقت معرفت اللّه دانسته اند و آن را از ویژگی های خود به شمار می آورند در زبان یونانی مرادف واژه ی «گنوسیس» است که معنای آن علم بی واسطه است که از کشف و شهود ناشی می شود. اکثر صوفیان قرن سوم این تعریف را بیان کرده اند. امّا از میان صوفیان، ذوالنون مصری نخستین کسی بود که درباره ی معرفت به بحث نظری و دقیق پرداخت و در مورد آن صحبت نمود».[۱۱۱۶]
معروف
«به حدّ خویش چون گشتند واقف سخـن گفتند در معـروف و عـارف»
شرح گلشن راز، بیت۲۴، ص۲۶
«اگر معروف و عـارف ذات پاک است چه سودا در سر این مشت خـاک است؟»
همان، بیت۴۱۳، ص۲۹۹
معروف، حق مطلق است که مبدأ و معاد همه چیز و همه کس اوست.[۱۱۱۷]
مغرب

نظر دهید »
فایل شماره 7945
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شعر و ترانه‌های عامیانه بر طبق اصول عروض و قافیه بنیاد شده‌اند و تأکید بر هجا و آهنگ کلمه دارند.
گونه‌‌های متفاوت ادبیات عامیانه نزد مردم در سنین خاصی محبوبیت دارد، برای نوازدان لالایی، کودکان قصه نوجوانان ترانه و تصنیف، بزرگسالان حکایت و ضرب‌المثل‌ همه این گونه‌ها، به خوبی بیانگر آداب و رسوم و نحوه زندگی انسان‌های قدیمی است.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

لالایی‌ها
لالالالا گل آلو درخت سیب و زرد آلو
لالالالا گلم باشی بخوابی بلبلم باشی تسلای دلم باشی
لالا لالا گلم بیدار گلم هیچ وقت نشه بیمار
لالالالا لالاش میاد صدا کفش آقاش میاد
آقاش رفته زنی گیره کنیز صد تومن گیره
لالالالا تو را دارم چرا از بی کسی نالم
لالالالا گل زیره چرا خوابت نمی‌گیره ؟
لالالالا گلم بودی عزیز و مونسم بودی
برو لولوی صحرایی از این بچه ام چه می‌خواهی ؟
لالالالا گل نسرین بیرون رفتین درو بستین
منو بردین به هندوستون شوهر دادین به کردستون
بیارین تشت و آفتابه بشورین روی شهزاده که شهزاده خدا داده
لالالالا گل چایی لولو از من چه می‌خواهی؟
که این بچه پدر داره دو خنجر بر کمر داره
لالالالا گل آبشن کاکا رفته چشوم روشن
لالالالا گل خشخاش کاکا رفته خدا همراش
لالالالا گل زیره بچه م آروم نمی‌گیره
گل سرخ منی شادون بمونی ز عشقت می‌کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بویی نداری همین که وا شدی با دیگرونی

لالالالا گل پسته بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خشخاش بابات رفته پی کاراش
لالالالا گل نعنا بابات رفته شدم تنها
لالالالا گل زیره بابات رفته زنی گیره
کنیزتو سیا باشه سراندر پاش طلا باشه
لالالالا گل سوسن سرت بگذار لبت بوسم
لبت بوسم که بو داره که با گل گفت وگو داره
لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش
لالالالا سیادونه که بابات در بیابونه
لالالالا گل پونه بابات رفته در خونه
لالالالا گلم باشی همیشه در برم باشی
لالالالا گل آلو درخت سیب و زرد آلو
لالالالا گلی دارم به گاچو بلبلی دارم
لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل زیره بابات دستاش به زنجیره
لالالالا گل لاله دوستت داریم من وخاله
لالالالا گل دشتی همه رفتن تو برگشتی
خداوندا تو پیرش کن زیارتها نصیبش کن
لالالالا گل زردم نبینم داغ فرزندم
خداوندا تو ستاری همه خوابن تو بیداری
به حق خواب و بیداری عزیزم را نگهداری
لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش
بابات رفته به هل چینی بیاره قند و دارچینی
لالالالا گل پونه گدا اومد در خونه
نونش دادیم بدش اومد خودش رفت و سگش اومد

لالالالا گلم باشی تو درمون دلم باشی
بمونی مونسم باشی بخوابی از سرم واشی
لالالالا گل فندق ننه ات اومد سر صندوق

نظر دهید »
فایل شماره 7944
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مطلب جز به چاه نخشب باز(۲۰۴۶)
*خیره شدن ماه؛ تشخیص:
خیره گشتی مه کان ماه به می بردی لب
روز گشتی شب کان زلف به رخ کردی باز(۳۹۷۶)
*خواهندگی ماه؛ تشخیص:
ماه خواهد که بماند به کلاه سیهت
زین قبل گه گه یر چرخ سیه گردد ماه(۷۱۴۴)
*ازماه تا ماهی؛ کنایه از سراسر عالم از اوج آسمان تا قعر زمین:
چنان کز تو به نزدیک من است‌ای خسرو آگاهی
ز تو تا خسروان چندان بود کز ماه تا ماهی(۸۳۸۷) بگذرانید سپه را ز تبه کرده رهی
بن او تا بن ماهی، سر او تا سر ماه(۶۹۷۹)
*ماه در چاه بودن؛ کنایه از پست و عمیق بودن:
گهی سپه به فرازی برون برد که به چشم
چو زو نگاه کنی مه نماید اندر چاه(۶۹۳۸)
ونیز نک ابیات : ۷۱۷۱ و ۶۹۳۷
*سر چیزی تا سر ماه بودن؛ کنایه از نهایت اوج و بلندی داشتن:
بگذرانید سپه را ز تبه کرده رهی
بن او تا بن ماهی، سراو تا سر ماه(۶۹۷۹(
*قدر از قمرگذراندن؛ کنایه از علّو مقام یافتن، بزرگی و سروری(عفیفی، ۱۳۷۲: قدر از قمر گذراندن):
برکشیدی مرا به چرخ برین
قدر من بر گذاشتی ز قمر(۲۶۳۵)
*ماه بار؛ صفت هنری و کنایه از روی زیبا:
سرو داری ماه بار و ماه داری لاله پوش
لاله داری باده رنگ و باده داری لعل فام(۴۶۸۵)
*ماه دیدار؛ هفت هنری آن که دیداری شبیه ماه دارد وکنایه از معشوق:
غم نادیدن آن ماه دیدار
مرا در خوابگه ریزد همی خار(۳۲۲۵)
*ماهرو؛ صفت هنری آن که چهره‌ای شبیه ماه دارد و کنایه ازمعشوق:
به لابه گفتمش‌ای ماهروی غالیه موی
که ماه روشنی از روی تو ستاند وام(۴۷۶۹)
ونیز نک ابیات: ۲۵۰۳، ۱۰۴۹، ۶۱۹۰، ۷۶، ۸۶۱۱، ۸۲۵۰، ۴۰۱۳، ۳۴۳، ۲۱۱۵، ۲۱۱۱، ۱۸۱۸، ۱۹۱۳ و ۴۸۷۳
*ماه عذار؛ صفت هنری و کنایه از زیبارو آن که عذاری شبیه ماه دارد:
آمد آن مشکبوی مشکین مو
آمد آن خوبروی ماه عذار(۲۳۸۴)
*ماه منظر؛ صفت هنری و کنایه از معشوق:
عاشقم آری و لیکن نام من عاشق مکن
مر مرا‌ای ماه منظر مادح میرست نام(۴۶۹۲)
*ماه اندر میغ نشود تیره؛ تمثیل برای بیت زیر:

هر بزرگی که به فضل و هنر گشت بزرگ
نشود خرد به بد گفتن بهمان و فلان
ور چه از چشم نهان گردد ماه اندر میغ
نشود تیره و افروخته باشد به میان(۶٫٫ .. ۶۱۰۴)
*ماه از میان شب تیره خوب تابد؛ تمثیل برای مصراع اول:
شبی به گرد مه اندر کشید وآگه نیست
که از میان شب تیره خوب تابد ماه(۷۱۶۰)
*مه چون گرفت بیشتر بدو کنند نگاه؛ تمثیل برای مصراع اول بیت دوم:
زمانه رغم مرا‌ای به رخ ستیزه‌ی ماه
خطی کشید بر آن عارض سپید، سیاه
کنون نگه کنم سوی مه که مه بگرفت
چومه گرفت بدو بیشتر کنند نگاه(۴٫٫ .. ۷۱۶۰)
*ماه گیرد ز خورشید نور چنانکه میوه ز مه رنگ وگونه‌ی الوان؛ تشبیه تمثیلی برای بیت اول :
نهاد خوب و ره مردمی ازو گیرند
ستودگان و بزرگان تازی و دهقان

نظر دهید »
فایل شماره 7943
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

2-4-9-5- سعه‌ی صدر
سعه‌ی صدر و داشتن ظرفيت گسترده ی فكري و روحي، يكي ديگر از مصاديق قدرت اخلاقي است كه مي تواند در نفوذ و تأثير گذاري مديران بر كاركنان و زيردستان نقش به سزايي داشته باشد و باعث افزايش ميزان اثر بخشي و موفقيت مديران شود. سعه ی صدر علاوه بر اينكه يكي از منابع اصلي قدرت است و در ميزان نفوذ مديران تاثير بسياري دارد، مي تواند زمينه و بستر مناسبي براي برخي ديگر از منابع قدرت مثل رفق و مدارا، الفت و محبت و دفع بدي با خوبي نيز باشد. بنابراين، سعه ی صدر به معناي داشتن ظرفيت كافي روحي و فكري در برخود با مسائل گوناگون است و هر اندازه فرد داراي وسعت نظر، گشادگي دل، ‌قدرت تحمل و حوصله ی بيشتري باشد، مي توان گفت كه از سعه ی صدر بيشتري نيز برخوردار است (شفیعی و همکاران، 1388).
مديريت يكي از كارهاي پيچيده و دشوار است و همه ی كارها و وظايف مدير حساس و مهم است، ليكن وظيفه ی رهبري از حساسيت و پيچيدگي بيشتري برخوردار است، چراكه مدير براي انجام وظيفه ی رهبري با موجود پيچيده و حساسي به نام انسان، سروكار دارد و تعامل با انسان دشواري‌ها و مشكلات خاصي دارد، بنابر اين كسي كه مي خواهد در نقش مدير يك سازمان وظيفه‌ی مهم و حساس رهبري را انجام دهد بايد توانايي و ظرفيت فكري و روحي، وسعت نظر، قدرت تحمل و حوصله‌ی بسيار زيادي داشته باشد. حضرت موسي (ع) وقتي كه از جانب خداوند متعال مأمور شد تا به سوي فرعون برود و بني اسرائيل را از دست او نجات دهد و خود رهبري و هدايت آنها را برعهده بگيرد و آنگاه كه از جا نب خداوند متعا ل به او خطاب شد كه:
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى:[73] به سوي فرعون برو كه او طغيان كرده است.
حضرت موسي سعه‌ی صدر را به عنوان اولين و مهمترين ابزار لازم براي انجام اين مسئوليت سنگين و دشوار، از خداوند متعال درخواست كرد: قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * و یَسِّرْ لِی أَمْرِی [74].
خداوند متعال نيز اين موهبت بزرگ الهي را به اشرف مخلوقات و خاتم پيامبران عنايت كرد و خطاب به او فرمود:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ * وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ2 * الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ [75].
اميرمؤمنان حضرت علي (ع)‌در مورد وسعت نظر و سعه ی صدر آن حضرت مي فرمايد:
كان أوسع الناس صدرا[76]، او (رسول خدا) با سعه ی صدر ترين مردم بود.
سعه‌ی صدر و وسعت نظر، يكي از ويژگي‌هاي ضروري براي مديران است، به ويژه اگر بخواهند وظيفه ی رهبري را انجام دهند، يعني اگر مديران بخواهند در كاركنان سازمان نفوذ كنند و بر عملكرد آنان تأثير گذارند که درخصوص سازمانهای آموزشی چنین امری بسیار مشهود است.
امير مؤمنان علي (ع) مهم ترين وسيله و ابزار لازم براي مديريت را داشتن سعه ی صدر و سينه اي گشاده، مي داند و مي فرمايد:
آلَةُ الرِّئاسَةِ سِعَةُ الصَّدرِ [77]،، ابزار رياست، سعه ی صدر است.
2-4-9-5-1- عوامل سعه‌ی صدر
علل و عوامل متعددي مي توانند در ايجاد و تقويت سعه ی صدر تأثير گذار باشند. برخي از اين عوامل عبارت اند از: قرآن و ذكر خدا.
الف) قرآن: قرائت قرآن، به ويژه اگر با تدبر و تعمق در مفاهيم والا و نوراني آن همراه باشد، نورانيت و صفاي خاصي به دل انسان مي دهد و ظرفيت روحي و فكري انسان را به مقدار بسيار افزايش مي دهد.
حضرت امام علي (ع) در ضمن دعاي ختم قرآن، خطاب به خداوند متعال عرض مي كند:
اللهم اشرح بالقرآن صدري[78]:خدايا به واسطه ی قرآن به من سعه ی صدر عنايت فرما.
البته آن حضرت كه خود را شاگرد اشرف مخلوقات و افضل پيامبران، يعني پيامبر‌گرامي اسلام (ص) مي داند، اين معنا را از آن حضرت به يادگار دارد، چراكه رسول خدا (ص) نيز در يكي از دعاهاي خويش اين مسئله را مطرح و عرض مي كند:
اللهم نور بكتابك بصري واشرح به صدري: خدايا با كتاب خودت ديده ام را نوراني كن و به وسيله‌ی آن به من سعه ی صدر عنايت كن.
ب) ياد خدا: ياد خدا و ذكر او به انسان آرامش مي دهد و قدرت تحمل او را بالا مي برد و ميتوا ند بسياري از مشكلات و مسائل مربوط به ا نسان را حل كند.
آنگاه كه دل آرام گرفت و اظمينان يا فت، قدرت تحمل در انسان بيشتر مي شود و ظرفيت روحي و فكري او در حد زيادي افزايش مي يابد. چنانكه امير مؤمنان حضرت علي (ع) فرمود:
الذكر يشرح الصدر[79]،‌ياد خدا، سينه را فراخ مي كند (سعه ی صدر به وجود مي آورد).
ذكر، به ويژه ذكر قلبي و داشتن اين احساس كه انسان همواره در محضر حضرت حق است، دل و جان انسان را نوراني مي كند و ظرفيت او را افزايش مي دهد. امير مؤمنان حضرت علي (ع) فرموده است:
دوام الذكر، ينير القلب و الفكر[80]، ذكر مداوم، قلب و فكر را نوراني مي كند.
و آنگاه كه دل و جان ا نسان به نور ا لهي روشن و منور گشت، ا نسان به وسعت نظر مي رسد، و از سعه‌ی صدر واقعي برخوردار مي گردد.
2-4-10- بستر شکل گیری اخلاق حرفه‌ای مدیران و پایداری آن
اخلاق‌مداری مدیران با بسترسازی مناسب و فراهم آوردن زمینه‌ها و شرایط لازم شکل می‌گیرد. این تمهیدات هم مادی است و هم معنوی، هم فردی و هم اجتماعی، هم نیازمند تحولات ساختاری است و هم تحولات فرهنگی (دلشاد تهرانی،‌1389). در این قسمت به برخی از مهم‌ترین این تمهیدات اشاره می‌گردد:
2-4-10-1- شایسته سالاری و اهلیت‌گرایی
وقتی کسی مناسب کاری نیست و اهلیت لازم را برای مسئولیتی ندارد و در جایگاهی قرار می‌گیرد که جایگاه او نیست، انواع تباهی‌ها ظهور می‌کند. از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که فرمود: «کسی که بر مسلمین پیشی گیرد و پیشوای آنان گردد در حالی‌که می‌بیند در میان مسلمانان کسی شایسته‌تر و با فضیلت‌تر از او وجود دارد، نسبت به خدا و پیامبر او و مردم مسلمان خیانت کرده است» و امام ششم(ع) فرمود: کسی که عهده‌دار چیزی از امور مسلمانان شود و آن را ضایع و تباه سازد، خداوند او را ضایع می‌گرداند[81].تباه و خراب شدن کارها ناشی از عدم صلاحیت‌های تخصصی و اخلاقی مدیران است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

قرار گرفتن فرد در جایگاهی که شایستگی آن را ندارد، فرد را از اخلاق انسانی دور می کند، زیرا نفس چنین کاری، عملی ضداخلاقی است و آن می‌پذیرد در جایی قرار گیرد که جای او نیست، ابتدا حریم‌های اخلاق انسانی خود را می‌شکند و آن که با حریم‌های اخلاقی ویران شده کاری انجام می‌دهد، به راحتی به حریم‌های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی تجاور می‌کند و دست تعدی می‌گشاید؛ و در مقابل، آن که براساس شایسته سالاری و اهلیت‌گرایی در جایگاه مناسب خود قرار می‌گیرد، مورد تاییدهای درونی و بیرونی واقع می‌شود، و این خود، بهترین زمینه اخلاق اداری و پایدار کننده آن است. امیرمومنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر این گونه تذکر می‌دهد:
بر سر هر یک از کارهایت مسئولی از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد، و نه بسیاری آن وی را پریشان نماید[82].
2-4-10-1-1- نیروی شایسته از منظر نهج البلاغه
با رجوع به بیانات حضرت امیر درنهج البلاغه ویژگیهای نیروی شایسته را چنین می یابیم:

    1. اهل تقوا و صداقت باشد.
    1. صبور و بردبار.
    1. دیربه خشم آید.
    1. عذرپذیرتر از دیگران باشد.
    1. برای ضعیفان و قشر آسیب‌پذیر جامعه از همه مهربان‌تر باشد.
    1. دلیر و شجاع، بخشنده و جوانمرد باشد.
    1. عنوان اداری، مقام و منصب اجتماعی موجب سرکشی و تکبر او نگردد

2-4-10-2- علاقه‌مندی شخصی
وجود علاقه‌مندی شخصی در کار و مسئولیت، سختی‌ها را بر آدمی‌سهل می‌کند و توانمندی و حوصله ورزی به بار می‌آورد و در به وجود آمدن اخلاق اداری نقشی جدی دارد.امیر مومنان علی (ع) در سفارشی والا فرموده است:
دل‌ها را میلی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دل‌ها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد[83].
2-4-10-3- قانون‌گرایی
تا وقتی قانون‌گرایی بر کارگزاران و کارکنان حاکم نشود، انتظار جلوه یافتن اخلاق اداری، انتظاری دوری از واقع است، زیرا کسی که حدود و حریم‌ها را می‌شکند و یا خود را فراتر از قوانین می‌بیند، نمی‌تواند پایبند حرمت‌های اخلاقی و مرزهای انسانی باشد.
2-4-10-4- تامین مالی
اخلاق اداری پدیده‌ای نیست که با موعظه و نصیحت، و بخشنامه و دستورالعمل حاصل شود، بلکه شاکله ای است که در رفتار و مناسبات اداری، آن هم با وجود بستر و زمینه مناسب ظهور می‌یابد و تامین مالی، از زمینه سازی‌های عمده آن است.نگاه اما به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری، نگاهی بسیار لطیف و انسانی است و تامین مالی آنان را از این منظر مورد توجه قرار داده و فرموده است:« ثُمَّ أَسبِغ عَلَیهِمُ الأَرزَاقَ فَإِنَّ ذلِکَ قُوَّۃ لَهُم عَلَی استِصلَاحِ أَنفُسِهِم[84]»

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 323
  • 324
  • 325
  • ...
  • 326
  • ...
  • 327
  • 328
  • 329
  • ...
  • 330
  • ...
  • 331
  • 332
  • 333
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8604
  • فایل شماره 7766
  • فایل شماره 8691
  • فایل شماره 8861
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی ساختار طنز در آثار نثر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8786
  • فایل شماره 7682
  • فایل شماره 7941
  • فایل شماره 8866
  • فایل شماره 8721

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان