روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحقیقات انجام شده با موضوع بررسی ساختار طنز در آثار نثر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ـ آقای غرب زده در آنجا هر چه را که می دید تحسین می کرد حتی معایب را نیز محسنات می شمرد. بر عکس از روزی که پایش به این آب و خاک رسید با هر چه برخورد می کرد غرولند راه می انداخت……. او در آمریکا وقتی می خواست از یک راه فرعی وارد جاده ی اصلی شود گاهی بیش از پنج دقیقه می ایستاد تا همه ی ماشین ها بگذرند. آن وقت حرکت می کرد. اما در تهران وقتی می خواست از یک کوچه وارد خیابان شود حتی یک دقیقه هم حاضر نبود مکث کند. فورا ترش می کرد و از اتلاف وقت می نالید….. در اینجا کارمند عالی رتبه ای بود که پشت میز نشستن را عار می دانست اما در آن جا پشت بار ایستادن را عار نمی داند……. برادرم پسر چهار ساله ای دارد که چون در آمریکا متولد شده اصلا فارسی بلد نیست. یک روز به زن برادرم گفتم: بهتر است که شما در خانه با او فارسی حرف بزنید تا او زبان مادری را هم یاد بگیرد بی پروا جواب داد: من آینده ی فرزندم را خراب نمی کنم[۵۳۵] !
ـ وسائل ارتباطی به قدری زیاد شده که از کوچک ترین سنجاق تا بزرگ ترین ماشین، هر چه امروز در آن طرف دنیا باب شود فردا عین آن ها از این طرف دنیا سر در می آورد، …… اصولا اغلب نقشه هایی که غرب می کشد برای بریدن گوش شرقی هاست، از آهنگ های گوش خراش، رقص های شتری، رمان های عشقی گرفته تا هیپی گری و هشیش و هروئین و ال اس دی، آن چه که یک روز در آن جا ابتکار می کنند روز دیگر در این جا تقلید می شود. به حمدالله فرنگ سوغاتی ندارد که ما از آن بهره ای نبرده باشیم.[۵۳۶]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ـ بگذارید همه بروند و ببینند که هر چه در اروپا هست در این جا هم هست. اگر در آن جا کافه و سینما است در این جا هم هست، اگر آنها هیپی و اگزیست دارند ما هم داریم. اگر در آن جا انواع اسباب بازی و اسباب بزک و مدهای گوناگون و لباس های عجیب و غریب است این جا هم هست، اگر در آن جا سگ بازی و گربه بازی رواج دارد. این کارها در این جا هم بی رونق نیست….. بگذارید همه بروند و ببینند اروپا آش دهن سوزی نیست. غرب دیگر چیزی ندارد که به شرق نداده باشد.[۵۳۷]
ـ زبان خارجی را هم باید خوب یاد بگیری که در هر چهار لغت فارسی دو تا هم لغت فرنگی مخلوط کنی، ژستی بگیری و پزی بدهی.[۵۳۸]
ـ ولی او تقصیری نداشت زیرا ناچار بود که خود را به رنگ محیط در آورد و به قول فرنگی ها خود را آدابپته کند چون در سراسر محیط مهمان خانه تظاهر به فرنگی مآبی موج می زد و مهمان خانه هم این کار را برای جلب مشتری می کرد چون می دانست خیلی ها از این فرنگی بازی خوششان می آید. من نمی دانم این «مرض» کی از گریبان ما دست بر می دارد.[۵۳۹]
۴ ـ ۲ ـ ۵ ـ۲ رواج مصرف زدگی و اسراف در جامعه
علیرغم مسائل و معضلات مربوط به کمبود و گرانی کالاـ که در بخش های قبل به آن اشاره شد ـ مردم جامعه دچار نوعی مصرف زدگی و افراط در مصرف کالا بوده اند.
مؤلف این نکته را هم در کنار مسائلی که به نوعی نشان دهنده ی ضعف فرهنگی در جامعه بوده عنوان کرده است و به مسائلی مثل خرید مایحتاج بیش از اندازه ی ضرورت، خرید کالاهای کاملا غیر ضروری و بی استفاده، صرفا برای تجمل گرایی و اشراف منشی، استقبال از اجناس و کالاهای گران قیمت تر برای خودنمایی و مسائلی از این قبیل اشاره کرده است.
ـ برخی از خانواده ها به جای یک ماشین دو تا یا سه تا ماشین دارند. در عمارتی که شامل سه آپارتمان است سه خانواده نشسته اند که روی هم رفته شش ماشین دارند و گاراژ هم ندارند…. بعضی از اوقات هم جلوی گاراژ خانه های شمالی توقف می کنند و اغلب سر این قضیه دعوا و جنجال راه می اندازند.[۵۴۰]
ـ در اتاق یکی از دوستان یک دوره دائره المعارف انگلیسی دیدم که قریب چهار هزار تومان قیمت داشت. از او پرسیدم: تو انگلیسی می دانی؟ گف: نه، پرسیدم: خانمت انگلیسی می داند؟ گفت: نه، گفتم: برادرت چطور؟ گفت: او هم خیر. با تعجب پرسیدم: پس دائره المعارف به این گرانی را برای چه خریده ای؟ جواب داد: آخر قسطی می فروختند، قسطش هم چندان زیاد نیست[۵۴۱].
ـ آیا در کشور شما هم رسم است که وقتی جنسی کمیاب می شود مردم عوض صرفه جویی در مصرف آن ، بدتر حرص بزنند و زیادتر از حد معمول آن را بخرند و احتکار کنند؟ آیا ممکن است که به عنوان مسافرت، تجارت و به اسم تجارت، غارت کنند؟[۵۴۲]
ـ بدین ترتیب گاهی خانمی فقط به قصد کنجکاوی برای این که سرو گوشی آب بدهد و ببیند چه خبر است وارد فروشگاهی می شود و موقعی که بیرون می آید می بیند تقریبا تمام حقوق یک برج شوهرش از جیبش پریده و در مقابل چیزهایی به دست آورده که اغلبش مورد نیازش نیست.[۵۴۳]
ـ یک گنج باد آورده ی میوه فروش ها پول های باد آورده ی مشتری های تازه به دوران رسیده بود. آقای تازه به دوران رسیده وسط مغازه ی میوه فروشی می ایستاد و بادی به غبغب می انداخت و دستی به کمر می زد و مثل فرماندهی که در میدان جنگ مشغول فرمان دادن باشد، هی میوه ها را نام می برد و اصلا راجع به قیمت میوه ها حرفی نمی زد….. موقع حساب هم میوه فروش برای صد تومان متجاوز از دویست تومان حساب بالا می آورد.[۵۴۴]
۴ ـ ۲ ـ ۶ مسائل تربیتی
شیوه های تربیتی والدین ونحوه ی برخوردآن ها با فرزندان و همچنین رفتار فرزندان با والدین هم از مسائل فرهنگی ای است که ضعف ها و نقص های آن از سوی مؤلف ذکر و بیان شده است.
در این زمینه مؤلف به افسار گسیختگی بعضی از جوانان و بی توجهی فرزندان به موقعیت های اجتماعی و اقتصادی خانواده شان و پرتوقع بودن نوجوانان و جوانان اشاره هایی کرده است.
در چنین مواردی اغلب مؤلف به مقایسه ی جوانان دوران گذشته با جوانان عصر حاضر پرداخته و از رواج بی احترامی به مقام پدر و مادر در بین جوانان و مسائلی از این قبیل اظهار ناراحتی کرده است، و یا به رواج عادات و رفتارهای نادرستی مثل گرایش جوانان به سیگار و مواد مخدر اشاره کرده است.
در بعضی از موارد مؤلف عامل اصلی این رفتارها را خود والدین و عدم موفقیت آنها در تربیت فرزندان دانسته است.
همچنین رواج روابط خاص و پنهانی بین دختران و پسران و آسیب های ناشی از این روابط برای طرفین را هم مطرح کرده است و در این مورد به ازدواج های غلط و ناموفق که طبیعتا به مرور زمان به نحوه ی شکل گیری فرهنگ های خاص در این زمینه منجر می شده نیز اشاره کرده است. البته ذکر این نکته هم لازم است که مؤلف کلاً نگاه بدبینانه به ازدواج داشته و در بسیاری از موارد در قالب طنز تفکر منفی خود درباره ی ازدواج را بیان کرده است.
ـ از خانمی پرسیدم: شما اهل کجا هستید؟ جواب داد : من و شوهرم هر دو اهل تهران هستیم. ولی بچه ی ما لهجه ی نطنزی ها را دارد، چون من و شوهرم روزها به اداره می رویم و شب ها به گردش. بچه ی ما را هم کلفتی بزرگ می کند که اهل نطنز است.[۵۴۵]
ـ پسر و دخترهای امروزی برای پدر و مادر تره هم خرد نمی کنند. هر وقت هم که والدین بیچاره با هزار جور ملایمت و احتیاط حرفی به آن ها می زنند فوراً بر می گردند و با چند جمله ی قالبی و پیش ساخته به آن ها جواب می دهند[۵۴۶].
ـ در همان روز پسری که صبح به مادرش تحفه ای داده، نیم ساعت بعد با او یکی به دو می کند، پرخاش می کند، اهانت می کند. یا مادری که دست تنهاست به پسر پانزده ساله اش التماس می کند که از سرکوچه یک دانه نان برای سیر کردن شکم خودش بگیرد و او به حرفش گوش نمی دهد و این دو قدم راه را نمی رود با آن که از صبح تا ظهر در کوچه دنبال توپ دویده و همه ی همسایه ها را به ستوه آورده است.[۵۴۷]
ـ جوان به اقتضای جوانی بینش کافی ندارد. وای به این که عاشق هم بشود. عاشق نمی تواند عیوب معشوق خود را چنان که باید و شاید تشخیص دهد. نمی تواند مصلحت بینی کند. بنابراین هر جوانی چه پسر و چه دختر پیش از آن که در دام عشق یا هوس گرفتار شوند باید چشم خود را باز کنند که در این دام نیفتند. گول دوستی ساده را نباید خورد . تمام آتش فتنه از گور همین دوستی ساده بر می خیزد.[۵۴۸]
ـ از بس تا کنون از سرطان زایی سیگار صحبت کرده اند چند روز پیش خانمی که دختر دوازده سیزده ساله ای را مشغول سیگار کشیدن دیده بود به مادر او گفت: چشمت روشن امروز دخترت یواشکی داشت سرطان می کشید.[۵۴۹]
ـ می گفتند با درآمد این شب نشینی به فقرا کمک می کنند، کسانی را که به علت بدهکاری در زندان مانده اند نجات می دهند. وسیله ی ازدواج افراد بی بضاعت را فراهم می آورند. یعنی عده ای را از زندان آزاد می کنند و عده ای آزاد را به زندان می اندازند.[۵۵۰]
۵-ساختار روایی داستان های حالت
همان گونه که در فصول قبل ذکر شد،مولف در این مجموعه ها از دو شیوه برای انتقاد از مسائل عصر خود استفاده کرده است که یکی نوشتن مقاله و دیگری داستان کوتاه است.
در مورد خصائص زبانی و ادبی و همچنین موضوعات مطرح شده در این مقالات و داستان ها هم پیش تر مطالبی عنوان شد و در این فصل به بحث درباره ی ساختار داستان ها پرداخته می شود.
به نظر می رسد که داستان های کوتاه این مجموعه ها در میان آثار مختلف و متنوع ادبیات معاصر مجهول مانده و چنان که باید و شاید شناخته نشده است.اما باید پذیرفت که این داستان ها از لحاظ شیوه ی نویسندگی و داستان پردازی به صورت بسیار استادانه و مخاطب پسند ارائه شده اند.
استفاده های به جا و مناسب از انواع شیوه های طنز پردازی و به کارگیری زبان و اصطلاحات عامیانه باعث خلق طنزی لطیف در این داستان ها شده است.همچنین پایان غافلگیر کننده و غیر قابل پیش بینی که در اغلب داستان هاوجود دارد یکی از ویژگی های سبکی در این داستان ها به شمار می رود که بر جذابیت داستان ها افزوده است.
نحوه ی به کارگیری زبان،لحن و شیوه های داستان پردازی و طنز نویسی در این داستان ها باعث شده که حتی داستان هایی که موضوع آنها مسائل خاص عصر نوییسنده است،بعد از گذشت حدود چهار دهه از نگارش داستان ها،هنوز هم جذابیت های خاصی برای خوانندگان این زمان داشته باشد.
در اغلب داستان ها مولف به نوعی در حال تعریف کردن خاطراتی است که در طول یک یا چند روز برای خودش یا افراد دیگری رخ داده است،خاطراتی که بیان کننده ی مسائل و مشکلات مختلف موجود در زندگی افرادا ست و شاید در بدو امر چنین به نظر برسد که نقل این خاطرات و اتفاقات هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد ولی نحوه ی بیان مسائل به گونه ای است که مخاطب را در طول داستان به موضوع علاقه مند کرده و او را به سوی فهمیدن پایان داستان می کشاند و به خاطر همین مسئله است که حتی داستان هایی که در آن به عنوان مثال به موضوعاتی نظیر خاموشی برق،آلودگی هوا یا ترافیک و… پرداخته شده است نیز جذابیت های خاص خود را برای مخاطب این عصر هم دارد.
گذشته از مواردی که ذکر شد باید گفت که یکی از ویژگی های اصلی این داستان ها برخورداری از ساختار و ویژگی های مشابه و بنیادین موجود در اغلب داستان هاست.یعنی اکثریت قریب به اتفاق داستان ها از نظر موضوع و نحوه ی طرح موضوع دارای شباهت ها و همسانی هایی هستند که با تحلیل جداگانه ی هر داستان در نهایت می توان این شباهت ها و ویژگی های همسان را در جدول و یا بر روی نمودار هایی ارائه و ترسیم کرد.
بنابر همین فرضیه ی اصلی برآن شدیم تا نحوه ی ساختار داستان ها را – بر اساس نظریه ی ساختاری گرماس – تجزیه و تحلیل نموده و نتایج حاصل از آن را ارائه نماییم.
بنابراین ابتدا مطالبی به صورت بسیار مختصر و کلی درباره ی روایت شناسی و نظریه ی گرماس عنوان می شود ;و در بخش بعد، پس از ذکر خلاصه ی چند داستان و تحلیل ساختاری آن ها- برای نشان دادن شیوه ی تحلیل داستان ها – نتایج کلی تحلیل داستان ها و شخصیت ها ذکر می شود و در پایان با رسم جدول و نمودار بسامد دقیق عناصر مختلف داستانی ارائه خواهد شد.
۵ ـ ۱ روایت شناسی
روایت شناسی چیست؟ پاسخ دقیق و همه جانبه به این سئوال مسلما نیازمند مجال و فرصتی وسیع تر از این رساله ی دانشجویی است، اما آن چه که در این جا ذکر می شود مطالب بسیار کلی و مختصری است که در واقع به مثابه کانال ورود ما به فصل و بحث پایانی این رساله است.
برای آشنایی مختصر با علم نه چندان نو ظهور روایت شناسی لازم است که به نوعی منشأ و سرچشمه ی ظهور این علم شناخته شود. استفاده از قید نه چندان نو ظهور هم به خاطر تاریخ پیدایش این سرچشمه است.
مطالعات زبان شناسی و توجه به نشانه های زبان شناختی که حدود یک قرن از تاریخ تولد آن می گذرد، بر می گردد به سال ۱۹۱۵ میلادی، یعنی دو سال پس از مرگ فردینان دوسوسور[۵۵۱] زبان شناس بزرگ سوییسی که در ابتدای قرن بیستم در مطالعه ی زبان انقلابی به وجود آورد.[۵۵۲] در واقع وی در زمانی که مطالعات زبان شناسی اغلب بارویکرد تاریخی انجام می شد، رویکردی غیر تاریخی و بسیار انتزاعی را برگزید.[۵۵۳]. سوسور در واقع با یک پرسش بنیادی مطالعات مبحث زبان شناسی را دچار شوک کرد، شوکی عمیق که مسلما منجر به تولید تفکری عمیق تر میان علاقه مندان به این زمینه شد؛ و آن پرسش این بود که زبان چگونه کار می کند.[۵۵۴]. و با طرح همین سئوال اساسی مسأله ی نحوه ی تغییر یک زبان خاص طی ادوار تاریخ را در درجه ی دوم اهمیت قرار داد.[۵۵۵] این رویکرد و طرح همین مسأله باعث شد که سوسور نظریه ی بنیادی و تاثیر گذار خود را به این صورت بیان کند که زبان را پیش از هر چیز باید نظامی از نشانه ها دانست.[۵۵۶] از نظر وی هر واژه یک نشانه ی زبان شناسی است که در آن واحد هم فرم است و هم معنا. او فرم رادال و معنا را مدلول نامید.[۵۵۷] سوسور که در مطالعات خود عمیقا به مسأله ی تفاوت نشانه ها با یکدیگر اعتقاد و تاکید داشت[۵۵۸] معتقد بود که هر تغییری در دال، هر قدر هم که کوچک باشد مدلولی جدید می آفریند.[۵۵۹]
با مطالعات بیشتر و پذیرفته شدن این نظریه ی اساسی در میان پژوهشگران، کم کم این نوع نگاه به ساختار زبان در عمق دیگر علوم و شاخه های مرتبط با زبان و زبان شناسی جای گرفت.
به هر حال این که تمام جهان هستی، جهانی است مبتنی بر رابطه های گوناگون آشکار و پنهان، حقیقتی است انکار نشدنی و البته این نکته هم حقیقتی است که در جهان هستی، زبان ـ حتی اگر نه به عنوان یگانه وسیله ی ارتباط ـ اما اساسی ترین وسیله ی برقرای رابطه میان اجزای مختلف است.
بنابراین مقدمات باید گفت وقتی که زبان نظامی یکپارچه از نشانه ها شناخته می شود، پس تمام محصولات زبان ـ و اندیشه ـ هم می تواند شامل این قانون کلی شود، یعنی تمام این محصولات می تواند نظامی از نشانه ها باشد که به شدت متکی بر تفاوت میان نشانه هاست. پذیرفته شدن همین حقیقت در میان پژوهشگران بوده که باعث به وجود آمدن علومی چون انسان شناسی ساختار گرا شده است. انسان شناسی ساختار گرا مبحثی است که کلودلوی استروس در اواخر دهه ی ۱۹۴۰ آن را مطرح کرد. این مبحث که خود وامدار نظریه ی سوسور درباره ی زبان است، ارتباط چندان مستقیمی با مطالعات ادبی ندارد اما چون بر پسا ساختار گرایی و شعب متعددش نفوذ داشته ، تاثیری عظیم اما نامستقیم بر مطالعات ادبی برجای گذاشته است.[۵۶۰]
به هر حال این واقعیتی است که در تمام نظریه های ادبی ـ و گاه غیر ادبی ـ بعد از سال های ۱۹۱۵ ردپایی از زبان شناسی سوسور دیده می شود. به عنوان بهترین نمونه باید از همین اصطلاحات ساختار گرایی یا انسان شناسی ساختار گرا و یا حتی پساساختارگرایی نام برد. در میان علوم مختلفی که از این نظریه ها بهره برده اند علوم ادبی مسلما بیشترین سهم را دارند. به طوری که باید گفت اصطلاح ساختار گرایی در مطالعات ادبی عموما برای اشاره به رویکردهایی استفاده می شود که شدیدا تحت نفوذ زبان شناسی قرار دارند، چرا که ساختار گرایی ادبی به طور دقیق از زبان شناسی و انسان شناسی ساختار گرا منشعب می شود.[۵۶۱] در واقع می توان گفت که همان گونه که سوسور کوشید تا با رویکردی فرا زمانی به مسأله ی زبان بنگرد، ساختار گرایان نیز با کنار گذاشتن مطالعه بر روی درون مایه ی آثار منفرد ادبی به سوی تدوین قوانین عام گام برداشتند.[۵۶۲] تاثیر مستقیم نظریات سوسور در این زمینه به حدی است که در تبیین ساختار گرایی گفته شده است ساختار گرایی بر این باور است که عناصر متکثر بی شماری که مجموعا فرهنگ را تشکیل می دهند در واقع یک نظام نشانه ای را به وجود می آورند. تاثیر تفاوت نشانه ها در ساخت معنای نشانه ها در این جا هم قابل تعمیم به نشانه های فرهنگی است، چرا که اجزای متکثر و ناپیوسته ای را که ما می توانیم در فرهنگ باز بشناسیم، به خودی خود فاقد معنا هستند و فقط در نظام نشانه ها معنا می یابند.[۵۶۳] اهمیت وجود نشانه ها و تفاوت در نشانه ها در مبحث ساختار گرایی به حدی است که گفته شده ساخت گرایی در گام نخست متکی بر این درک است که اگر رفتارها و تولیدات انسان معنایی داشته باشند باید نظامی زیر بنایی از تمایزات و قراردادها وجود داشته باشد که بتواند تحقق این معنی را ممکن سازد.[۵۶۴]
همان گونه که عناصر و اجزای سازنده ی جهان هستی، اندیشه و نهایتاً زبان رابطه مستقیم و تنگاتنگ با یکدیگر دارند باید گفت که تمامی عناصر یک متن نیز به هم پیوسته اند و کارکردهای متعدد این عناصر و رابطه میان آن هاست که ساختار متن را تشکیل می دهد.[۵۶۵]
باید گفت که آن چه از دید ساختار گرایان اهمیت فراوان دارد، در واقع آن چیزی نیست که مؤلف گفته، بلکه چگونگی شکل گیری آثار ادبی است که حائز اهمیت است. نگاه دقیق و موشکافانه ی این رویکرد به نوع چیدمان عناصر و روابط در آثار ادبی به حدی است که دیگر هیچ اثر یا مؤلفی را برای خواننده منحصر به فرد باقی نمی گذارد، در واقع در نگاه ساختاری مؤلف و نیت مؤلف به هیچ وجه نقشی ندارند[۵۶۶] و بر عکس در این دیدگاه به خواننده ی اثر توجه ویژه ای شده است به طوری که باید پذیرفت که از دیدگاه ساختار گرایی معنای یک اثر خاص ادبی محصول همکاری بین خواننده و ساختار است که معنا را به وجود می آورد. در واقع ساختار گرایی می کوشد تا خواننده ی اثر را با تجلی خاصی از یک ساختار همواره ثابت رویارو کند تا از طریق این رویارویی به دریافتی نائل شود.[۵۶۷]
می توان گفت که در اصل علوم ادبی ای چون ساختار گرایی، نشانه شناسی، روایت شناسی و روایت شناسی ساختار گرا به طور پیچیده ای به یکدیگر مرتبط و نهایتا وامدار یکدیگر هستند که البته زبان شناسی و به ویژه زبان شناسی سوسوری سرچشمه ی اصلی تمام این مباحث به شمار می رود. پیچیدگی و ارتباط این مباحث با یکدیگر به حدی است که به خصوص هر چه پیش تر می رویم محال است که نشانه یا ردپایی از نظریه های مختلف هر یک از شاخه ها را در لابلای مباحث دیگر مشاهده نکنیم. در واقع ساختار گرایی نهایتاً می کوشد تا نمودار و دستورالعمل جامع و مشابهی را برای روایت داستان های متفاوت ترسیم کند و مشخصه ی اصلی این رویکرد هم توجه به روش مندی و تمرکز بر ساختار های زیر بنایی ای است که شکل گیری داستان ها را امکان پذیر می کند.[۵۶۸]
بنابراین چنان که مشاهده می شود ساختار گرایی منجر به تولید و توجه به روایت شناسی می شود. البته در تعریف روایت شناسی هم با نظریه های مختلف و گاه حتی متفاوتی روبه رو می شویم. اما آن چه که مسلم است این نکته است که هدف نهایی روایت شناسی کشف الگوی جامع روایت است که تمامی روش های ممکن روایت داستان ها را در بر گیرد . در واقع همین روش ها هستند که تولید معنا را میسر می کنند.[۵۶۹]
در مورد روایت و روایت شناسی آن چه که بسیار مهم است این است که روایت حقیقتی است انکار نشدنی که در تمامی لحظات و عرصه های زندگی بشر حضور و وجود داشته و دارد. در واقع در گفتگوی از روایت باید بپذیریم که روایت در اسطوره، افسانه، حکایت پند آمیز، قصه، رمان کوتاه، حماسه ، تاریخ، تراژدی، درام، کمدی، لال بازی، نقاشی، پنجره های دارای شیشه نگاره، سینما، داستان مصور، اخبار رسانه ها و حتی گفت و شنودهای روزمره حضور دارد.[۵۷۰]
بنابراین و با تکیه بر این سیطره ی عظیم می بینیم که روایت مسأله ای است بسیار عام و فراگیر که همواره با ما بوده و هست. اما آن چه که به طور خاص به آن پرداخته شده است مسلما داستان ها و روایات مکتوب منظوم یا منثوری است که اگر چه طی قرن ها و سالیان متمادی و متفاوت نگاشته و تولید شده است اما مسلما زیر بنایی مشابه و گاه حتی متحد داشته است.
بنابراین می توان گفت روایت شناسی علمی است که کوشیده این تشابه و هماهنگی و راز آن را کشف و افشا نماید. اگر چه فهرست نه چندان کوتاه بالا عمیقاً نشان دهنده ی جایگاه روایت در جهان است اما تعریفات ارائه ی شده ی دیگر در این زمینه هم پذیرفتنی و قابل ذکر هستند. باید گفت که روایت اصطلاح عامی است که برای هر آن چه قصه، داستان یا حکایتی را نقل می کند به کار می رود. در زبان انگلیسی هم اصطلاح narrative به هر قسم روایت که دارای حادثه، شخصیت و نقل گفتار و اعمال شخصیت ها باشد، خواه نظم یا نثر اطلاق می شود.[۵۷۱] و روایت شناسی یا narratology شعبه ای از رویکرد علمی نسبتا نوینی است که دغدغه ی اصلی آن شناسایی عناصر ساختاری و حالت های مختلف ترکیب این عناصر در روایت ، شگردهای متکرر روایت و تحلیل انواع گفتمان در روایت می باشد.[۵۷۲] اما در مورد تعریف روایت و روایت شناسی باید این نکته ی دقیق و ظریف را پذیرفت که روایت همانا منطقی است که هرگز نمی توان توضیحش داد بلکه همیشه باید روایتش کرد. در واقع تعریف واژه ی روایت متغیر و هنوز منتظر است تا کسی بیاید و بهترین تعریف را ارائه کند.[۵۷۳]
ذکر تعاریف تخصصی، طولانی و گاه پیچیده ای که در این موارد ارائه شده است در این جا مسلما سخن را به درازا می کشاند. و از همان نکاتی که ذکر شد می توان به این نتیجه رسید که هر شکل روایت، هر گونه گزارش و هر نوعی از انواع متعدد روایت که قبلا ذکر شد همگی استوارند بر گزارش داستانی و از همین روست که شناخت ساختار روایی داستان یکی از مهم ترین نکته ها در پژوهش ادبی است و از دوران فرمالیست های روسی درمرکز توجه پژوهشگران قرار گرفته است.[۵۷۴]
به هر صورت باید گفت که ساختار روایت شیوه ای است که داستان ها ـ به معنای وسیع کلمه ـ از طریق آن نقل می شوند. [۵۷۵] و درنتیجه روایت شناسی هم در پی شناخت و تبیین این شیوه هاست اگر چه گفته شده است که می توان روایت شناسی را شاخه ای از نشانه شناسی دانست که می کوشد تا ساختار و مناسبات درونی نشانه ها را در متن باز یابد[۵۷۶] اما به نظر می رسد که در واقع روایت شناسی گونه ای دیگر از ساختار گرایی است که با ساختار بنیادین درون مایه ی داستا ن ها کار چندانی ندارد بلکه بر ساختار روایت متمرکز است.[۵۷۷]
افراد و پژوهشگران زیادی با ملیت ها و نگرش های مختلف و متفاوت به بحث و نظریه پردازی در مورد روایت و روایت شناسی پرداخته اند که شاید بتوان ولادیمیر پراپ را در این زمینه به عنوان نخستین پیش آهنگ معرفی کرد. او در اثر معروف و ماندگارش «ریخت شناسی حکایت»[۵۷۸] به مطالعه و بررسی ویژگی های مشترک در قصه های فولکلوریک روسی پرداخته است[۵۷۹] و فهرستی از این ویژگی ها و شخصیت های مشترک در قصه های پریان را ارائه کرده است. این پژوهش پراپ بعدها محرک و اساس کار دو تن از ساختار گرایان معروف شد، که یکی از این دو کلودبرمون (متولد ۱۹۲۹) بود او در کتاب منطق داستان کوشید تا به یاری منطق قاعده ای همگانی در مورد روایت داستانی بیابد و اساس کارش نیز استوار بر آثار پراپ بود.[۵۸۰]
اما پژوهشگر دیگری که هم عصر با کلودبرمون بوده و در این زمینه مطالعه می کرده، ای . جی. گرماس است که رویکرد دقیق تری به روایت را در الگوی پیشنهادی او می توان مشاهده کرد.[۵۸۱]
آلژیرداس ژولین گرماس، متولد ۱۹۱۷ در لیتوانی، به سال ۱۹۴۹ از سوربن دکترای ادبیات گرفت. او پس از انتشار کتاب معناشناسی ساختاری در ۱۹۶۶ و درباره ی معنادر ۱۹۷۰ به عنوان مهم ترین نظریه پرداز « معنا شناسی روایت» شهرت یافت. در ۱۹۷۶ هم زمان دو کتابش به نام های موپاسان، نشانه شناسی متن و نشانه شناسی علوم انسانی منتشر شدند. گسترش نظریه هایش را می توان در فرهنگ مستدل نظریه ی زبان یافت که به سال ۱۹۷۹ انتشار یافت. درباره ی معنا.دو، به سال ۱۹۸۳ منتشر شد که واپسین کار اوست[۵۸۲].
گرماس نیز در ابتدا اساس کار روایت شناسی خود را بر پایه ی «ریخت شناسی حکایت» پراپ استوار کرد.[۵۸۳] به طوری که کتاب معناشناسی ساختاری او با پژوهش پراپ بر روی قصه های روسی پریان قرابت دارد.[۵۸۴]
اما در واقع گرماس از ژانر خاصی که مورد بحث پراپ بود فراتر رفت و کوشید تا «دستور زبان» داستان را بیابد[۵۸۵] او که در تحلیل متن و داستان به شدت متکی و پایبند به ساختار بوده است معتقد بوده که طرز نگاه پراپ بسیار درگیر درون مایه است و به اندازه ی کافی ساختاری نیست. بنابراین او به شیوه ای کاملا ساختار گرا ساختار بنیادینی را تعریف کرد که امکان شکل گیری معنا را فراهم می آورد.[۵۸۶] در واقع کار گرماس را می توان به نوعی مکمل کار پراپ به حساب آورد اما او در مقایسه با پراپ شرح چیره دستانه تری از این روند به دست داد. اگرچه پراپ توانست قواعد عام حکایات مورد بررسی اش را استخراج کند ولی الگوی او همچنان با شخصیت های داستانی سروکار داشت.[۵۸۷] اما گرماس شخصیت های داستان را بر اساس الگوی کنش دسته بندی کرد.[۵۸۸] یعنی بر اساس آن چه که انجام می دهند نه آن چیزی که هستند. علاوه برنوع دسته بندی شخصیت ها کارگرماس یک تفاوت اساسی و آشکار دیگر با کارپراپ دارد و آن این است که او بر خلاف پراپ که دسته بندی هفت گانه اش از شخصیت های حکایات فولکلوریک را خاص این حکایت ها می دید و آن را تعمیم نمی داد معتقد است که می توان تعداد اندکی از الگوی کنش شخصیت ها را یافت و از این الگو ها منطق جهان داستان را آفرید. او کوشید تا بر اساس این الگوی کنش ها اساس و قاعده ی ظهور رخدادها در داستان را بیابد.[۵۸۹] اگر چه این الگوی کنش مطرح شده توسط گرماس بسیار انتزاعی است اما باید پذیرفت که می تواند روایت به مفهوم عام را توصیف کند و تمامی عناصر احتمالی یک روایت و انواع ترکیبات این عناصر در متون ادبی و غیر ادبی را مشخص سازد.[۵۹۰] بنابراین از دیدگاه گرماس در تحلیل هر داستان باید الگوی کنش را بیابیم و نه چیز دیگری را،چرا که تنها آن جا که شخصیت ها در مناسبت با کنش قرار گیرند می توان نقش ویژه ی آن ها را شناخت.[۵۹۱]

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی شاخص های استرس شغلی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۳- بهسازی سازمانی
بی‌شک دنیای کنونی، دنیای سازمانها است و متولیان این سازمانها انسانها هستند؛ انسانهایی که در کالبد سازمان روح می‌دمند، آن را به حرکت درمی‌آورند و اداره می‌کنند. سازمانها بدون وجود نیروی انسانی نه‌ تنها مفهومی‌ ندارند، بلکه اداره آنها نیز میسر نخواهد بود. حتی با وجود فن­آورشدن سازمانها و تبدیل آنها به توده‌ای از سخت‌افزار، همچنان نقش انسان به عنوان عاملی حیاتی و راهبردی در بقای سازمان، کاملاً مشهود است. بر این اساس منابع انسانی ارزشمندترین منبع سازمان­های امروزی به­شمار می‌آیند چراکه به تصمیمات سازمانی شکل داده، مسایل و مشکلات سازمان را حل نموده و بهره‌وری را عینیت می‌بخشند (خوشنویس زاده، ۱۳۸۷).
امروزه نیروی انسانی مهم‌ترین عامل مولد است، در گذشته اعتقاد بر این بود که سرمایه و منابع مادی روند توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور را تعیین می‌کند اما در جهان کنونی منابع انسانی کارآمد در این امر تاثیر اصلی را دارد. منابع انسانی کارآمد باعث افزایش سرمایه، بهره‌برداری از منابع مختلف جامعه و ساخت و تولید روزافزون می‌گردد؛ به عبارت دیگر منابع انسانی کارآمد پیشبرد جامعه در راستای توسعه ملی را تضمین می‌کند. کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره‌برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد (یارندی، ۱۳۸۲).
سرپرستان واحدهای مختلف سازمان، مسئولین اصلی ارتقای موقعیت سازمان هستند، یکی از راه های اساسی این امر بالا رفتن سطح دانش کارکنان است. سرپرستان معتقدند که دوره‌های آموزشی ضمن خدمت می‌تواند قابلیت‌های دانشی و مهارتی و نگرش مناسبی را در کارکنان پرورش دهند. با این همه، گاه عوامل زمینه‌ساز تغییر رفتار در کارکنان را مورد غفلت قرار می‌دهند که چنین غفلتی تمام تلاشهای آنان را در راستای بهبود سازمان با ناکامی روبرو می‌سازد (نحاسی، ۱۳۸۰).
افزایش بهره‌وری سازمانها و توسعه روزافزون آنها، مستلزم رشد و بهره‌وری کارکنان و نیز تقویت نیروی انگیزش آنان می‌باشد. برخی اندیشمندان دانش مدیریت، از انگیزش به عنوان موتور محرک یا نیروی پیش‌برنده انسان، یادکرده‌اند. موفقیت سازمانها تا حد زیادی به روحیات، تلاش، انگیزش و رضایت منابع انسانی آنها بستگی دارد. به عبارت دیگر کارآیی و اثربخشی سازمانها با کارآیی و اثربخشی نیروی انسانی آنها وابستگی مستقیمی دارد (شریعتمداری، ۱۳۸۷).
توجه به پیامدهای نارضایتی از شغل نظیر: غیبت، جابجایی، ترک کار، … و تأثیر آنها بر سازمان و افزایش هزینه‌های سازمانی از یک سو و اثرات روحی و جسمی نارضایتی بر سلامت کارکنان و بهره‌وری آنان از سویی دیگر ما را به اهمیت موضوع رهنمون می‌سازد. آنچه که در راستای توسعه منابع انسانی اهمیت دارد، این است که بهبود منابع انسانی تنها با آموزشهای فنی و تخصصی حاصل نمی‌شود، بلکه از طرق مختلف باید به توسعه آن پرداخت. بنابراین اگر در مدیریت منابع‌انسانی سازمانها، این موضوع مورد توجه قرار نگیرد، آن سازمان محکوم به فنا است.در این راستا، یکی از راهکارهای اساسی این است که منابع انسانی به مثابه‌ مهمترین سرمایه سازمانها درنظر گرفته شود و در ضمن برنامه‌ریزی به منظور جذب، تأمین و اعتلای سطح توانائی‌های نیروی انسانی ازطریق شیوه‌های نوین علمی مدیریت منابع انسانی انجام گیرد. نتیجه اینکه جهت دستیابی به بهره‌وری پایدار درکشور و تولید با کیفیت بالا درسطح جهانی، رویکرد سیستمی به منابع انسانی و توجه استراتژیک به آن را می‌طلبد (میرسپاسی، ۱۳۸۸).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در این بین آموزش و بهسازی منابع انسانی به­عنوان یکی از فعالیت­های ضروری برای تطبیق نیروی انسانی با شرایط متغیر سازمان فرایندی است که در شیوه سنتی آن، صرفاً نظری و کلاس محور بوده و به جای جنبه­ کارآموزی، بیشتر جنبه آموزشی و به تعبیری وقت گذرانی اداری داشته، اما امروزه، روش­های جدیدی برای آموزش کارکنان دولت وجود دارد که از جمله آنها می توان طرح توسعه فردی، آموزش از راه دوره/ مجازی، آموزش خرد، مربیگری درمدیریت، مرشدی، قراردادهای یادگیری را نام برد. باتوجه به نقش و جایگاه آموزش کارکنان در فرایند توسعه سازمان­های امروزی، برنامه­ ریزی، هدایت و کنترل آن در مسیر تحقق اهداف هر سازمان ضرورتی اجتناب ناپذیر می­باشد (محبت، ۱۳۹۰).
۲-۳-۱- آموزش کارکنان
امروزه جمعیت عظیمی در بخش های صنعتی، دولتی و بازرگانی به کارهای متنوع اشتغال داشته و در راه انجام وظایف محوله به کار مشغول هستند. روشن است که نمی­ توان ادعا نمود تمامی آنان ذاتاً از دانش، نگرش و مهارت های لازم برای انجام وظایف خود دارا هستند. بلکه برای افزایش سطح کیفی کار خود به آموزش احتیاج دارند. از سوی دیگر پیشرفت های علوم و فن­آوری، تغیرات زیادی در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی سبب شده که نیاز به آموزش را آشکارتر می­سازد (ابطحی، ۱۳۸۳).
آموزش کارکنان به تمامی مساعی و کوشش­هایی که به منظور تغییر در ساختارهای شناختی، ادراکی، حرکتی، نگرشی و مهارتی کارکنان یک سازمان اطلاق می­گردد. به گونه ­ای که موجب حصول توانمندی شده و سطح دانش، آگاهی، مهارتهای فنی، حرفه­ای و شغلی آنها را ارتقا داده و رفتار مطلوب درآنها ایجاد می­نماید، تا وظایف و مسئولیت­های شغل خود را به نحو مطلوب انجام دهند (دسلر[۶]، ۱۳۸۸؛ ترجمه پارسائیان و اعرابی).
آموزش چیست؟
در سالیان اخیر علوم و تکنولوژی نسبت به گذشته پیشرفت چشمگیری داشته است. این تحول و دگرگونی به حدی است که عصر حاضر را عصر نیم‌عمر اطلاعات نامیده‌اند؛ یعنی دورانی که در هر پنج سال، نیمی از اطلاعات بشری منسوخ گردیده و اطلاعات و دانش جدید جایگزین آن می‌گردد. این امر گویای این است که همه افراد یک سازمان موظف به ارتقای سطح دانش خود هستند و از طرفی مدیران سازمان هم موظف به حرکت دادن اعضای سازمان به سمت دانش روز می‌باشند، به همین دلیل در سالهای اخیر آموزش ضمن خدمت کارکنان در سازمانهای مختلف از جایگاه خاصی برخوردار گردیده است (اسماعیلی، ۱۳۸۷).
با مقایسه مشاغل فعلی اجتماع با مشاغل حدود پنجاه سال پیش دریافت می‌شود که مشاغل به حدود دو برابر افزایش یافته است، این امر نقش پیشرفتهای علمی را در تنوع مشاغل به خوبی نشان می‌دهد. در جهان امروز احتمال این که که فرد مهارتی را بیاموزد و آن را تا حدود سی سال کار خود بدون تغییر بنیادی ادامه دهد بسیار ضعیف یا به کلی محال است. امروز جامعه‌ به سرعت در حال دگرگونی است و دیگر آموزش کارکنان فقط مطلوب نیست، بلکه این مطلوبیت به یک اجبار تبدیل شده است، در جهان امروز برای امر آموزش کارکنان باید منابع مختلف سازمانی را بسیج کرد تا سازمان بتواند به راه خود ادامه دهد (خوشوقتی، ۱۳۸۴).
آموزش کارکنان منجر به حفظ تداوم و بقای سازمان می‌شود، یک بررسی سه ساله در سنگاپور نشان داده است که ۱۷ درصد شرکتهای تجاری و صنعتی این کشور ورشکست شده‌اند در حالی که این نسبت در مورد شرکتهایی که برنامه‌ آموزش کارکنان را انجام داده‌اند کمتر از ۱ درصد بوده است (محقق معین، ۱۳۸۳).
آموزش، همواره به‌ عنوان وسیله‌ای مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مد نظر قرار می‌گیرد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی و حاد هر سازمان را تشکیل می‌دهد؛ به همین دلیل به‌ منظور تجهیز نیروی انسانی سازمان و بهره‌گیری موثر از این نیرو، آموزش از مهمترین و تاثیرگذارترین تدابیر به شمار می‌رود.
آموزش یک وظیفه اساسی در سازمان و یک فرایند مداوم و همیشگی است. نباید آموزش را امری موقت و اتمام‌پذیر تصور کرد. کارکنان در هر سطحی از سطوح سازمان که باشند، حتی در سطح یک نیروی انسانی جزء، نیازمند آموزش و کسب دانش و مهارتهای جدید هستند تا بتوانند به سمت اهداف سازمان حرکت کنند (پرهیزگار، ۱۳۸۰).
برنامه‌های آموزش کارکنان در یک سازمان می‌تواند نیاز به نیروی انسانی متخصص در آینده را نیز رفع کند، این برنامه‌های آموزشی می‌توانند تضمینی برای حل مشکلات کارکنان باشند. اگر کارکنان سازمان به خوبی آموزش ببینند بهتر می‌توانند در ارتقای سطح کارایی سازمان سهیم باشند. از اولین نتایج این امر عدم نیاز زیاد به نظارت از سوی سرپرستان بر روی زیردستان است؛ در عین حال این امر کمک می‌کند که افراد در جهت احراز شرایط ارتقای سازمانی آماده شوند و در نهایت انجام وظایف با مطلوبیت مورد نظر سازمان امکان‌پذیر می‌گردد (نوه ابراهیم و همکاران، ۱۳۸۵).
آموزش عبارت است از کوشش در جهت بهبود عملکرد فرد در ارتباط با انجام کار و مسائل مربوط به آن (جزنی، ۱۳۸۵). منظور از آموزش کوشش هایی است که در جهت ارتقای سطح دانش و آگاهی، مهارت های فنی، حرفه ای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل می آید و آنان را آماده انجام وظایف و مسئولیت های شغلی خود می سازد (دعایی، ۱۳۸۵).
به اعتقاد سولمن[۷] (۲۰۰۳)، آموزش، میدانی را برای ارتباطات جدید سازمانی، ارزش های جدید، ابزارهای جدید و راهکارهای جدید انجام کار فراهم می کند. سالازار[۸] (۲۰۰۷) آموزش را به معنای ایجاد تغییر در دانش، مهارت و نگرش افراد، طرز کار و تعامل آنان با سایرین می داند. در تعریف دیگری که توسط جی­سین[۹] (۲۰۰۸) ارائه شده، استفاده از برنامه های آماده که شایستگی های موجود کارکنان را تقویت و تحصیل دانش، مهارت ها و توانایی های جدید را به نفع بهبود عملکرد کار آسان تر می کند، آموزش نامیده شده است. از نظر فریر[۱۰] و همکاران (۲۰۰۹)، آموزش تجربه ای است مبتنی بر یادگیری که به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً ماندگار در فرد صورت می گیرد تا بتواند توانایی خود را برای انجام کار بهبود بخشد.
آموزش و بهسازی مجموعه کنشهای هدفمند، از پیش اندیشیده شده و طرحریزی شده‌ای است که با هدف افزایش اثربخشی فرد و سازمان، بطور مداوم و نظام مند به بهبود و ارتقای سطح دانش، فنون، مهارتها ،تجارب و نگرشهای مربوط به بهبود عملکرد شغلی حال و آینده کارکنان می‌پردازد.
۲-اهداف آموزش کارکنان
هدف اساسی آموزش کارکنان، کمک به سازمان جهت نیل به مقاصدش می باشد. به عبارتی دیگر هدف از آموزش کارکنان توسعه صلاحیت ها و شایستگی های آنان در جهت بهبود عملکرد آنان می باشد (حاجی کریمی و رنگرز، ۱۳۷۹). فورتنر[۱۱] (۲۰۰۵) اهداف آموزش کارکنان را به شرح زیر بیان می کند:
۱- ایجاد آگاهی علمی و ارتقای سطح اطلاعات و دانش کارکنان؛
۲- ارتقای سطح قابلیت ها و توانایی های کارکنان سازمان ها (نظیر استعدادهای جسمی، روحی، فکری و عقلی و…)؛
۳- ارتقای سطح آگاهی اجتماعی کارکنان و بهینه سازی مجموع رفتارهای آنان، هماهنگ با معیارها و ارزش های اجتماعی و شناخت مجموعه روابط پایدار جامعه، به منظور مشارکت فعالانه در سازندگی و توسعه سازمان و اجتماع.
بنابراین می توان گفت افزایش بهره وری، افزایش رضایت شغلی و به تبع آن کاهش نظارت از اهداف آموزش کارکنان محسوب می شود.
۳- اهمیت و لزوم آموزش کارکنان
نقش اساسی آموزش تغییر طرز تفکر و تطبیق رفتار افراد با اصول و موازین پسندیده است. بنابراین، لزوم آموزش در کلیه موسسات اعم از سازمان های دولتی و بنگاه های بازرگانی و صنعتی غیر قابل تردید است. به خصوص آن که ما در زمانی زندگی می کنیم که تغییرات و تحولات علمی و فنی به طور سریع در جریان می باشد و هر روزه انتظار تغییری در نحوه استفاده صحیح از منابع کمیاب خصوصاً نیروی انسانی مستلزم توجه به آموزش کارکنان می باشد (سوآرز[۱۲]، ۱۹۹۹).
به زعم سیادت (۱۳۸۱)، گذشته از تغییرات و تحولات علمی وقتی که لزوم آموزش توجیه می شود، لازمه اداره صحیح امور استخدامی و استفاده مطلوب از نیروی انسانی در سازمان آن است که:
۱- تمام افرادی که در سازمان به انجام وظایف اشتغال دارند بتوانند مسئولیت های محوله را به نحو و مطابق با شرایط روز ایفا سازند.
۲- برای آنکه در جریان امور و عملیات وقفه ای حاصل نگردد سازمان باید پیوسته افرادی را در اختیار داشته باشد که در موارد ضروری بتوانند جانشین کسانی که به عللی قادر به انجام وظایف خود نیستند بشوند.
۳- انتقادات و ترفیعات سازمانی ایجاب می کند کارکنان سازمان قبلاً از نحوه انجام وظایف و مسئولیت هایی که در آینده تقبل خواهند کرد، مطلع باشند.
بنابراین می توان گفت برای هماهنگی با تغییرات گوناگون درون و بیرون سازمان و بهبود عملکرد افراد و نیز افزایش بهره وری، آموزش کارکنان ضرورتی انکارناپذیر است.
بنابه موارد طرح شده می توان مهم‌ترین عواملی که نیاز به آموزش را در سازمان نشان می‌دهد را به شرح زیر عنوان کرد:
– جابجایی های افقی و عمودی در سازمان
– ورود کارکنان جدید یه سازمان
– پیشرفت سریع در علوم و تکنولوژی
– تزریق روابط انسانی به سازمان
– حرکت به سوی بهره‌وری همه جانبه در سازمان (شریعتمداری،۱۳۸۷).
امروزه به اعتقاد همه صاحبنظران و متخصصان، فراگیری علوم به صورت دانش عمومی محور و فراگیری علوم و کسب مهارتهای لازم در زمینه‌های تخصصی به صورت خاص به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجتماعی از اهمیت بالایی در امر توسعه کلان برخوردار است. این اهمیت از آن جا است که انسان تنها از طریق آموزش می‌تواند توانایی های خاص و نامحدود خود را از بالقوه بودن به سمت فعل به حرکت در آورد. البته باید در نظر داشت که در فرهنگ­های متعالی آموزش تنها با پرورش می‌تواند سودمند باشد (نحاسی، ۱۳۸۰).
۴- فواید آموزش کارکنان
جزنی (۱۳۸۵)، فواید آموزش کارکنان را موارد زیر می داند:
سازمان را به محل بهتری برای کار و زندگی تبدیل می کند.
اخلاقیات را ارتقاء می دهد.
پیوستگی را در گروه به وجود می آورد.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی ساختار طنز در آثار نثر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در واقع تمامی این نظریه ها و تلاش ها از سوی گرماس و همچنین برمون به خاطر این است که آن ها می خواسته اند نسبت میان شکل و معنا را بیابند[۵۹۲]. چون خود گرماس هم معتقد است که معنای متن آن سان که ساده پنداشته می شود از معنای جمله ها به دست نمی آید.[۵۹۳] او فهم « ساختارهای بنیادین معنا شناسیک » را درک اشکال می داند.[۵۹۴]
بنابراین گرماس با انتشار کتاب ها و نظریات خود توانست ساختارگرایی را که تا آن زمان تحت نفوذ پراپ قرار داشت تدریجاً به مسیر دیگری هدایت کند.[۵۹۵] در واقع گرماس در متن داستان قائل به همان نظریه ی معروف دال و مدلول بوده است و وظیفه خود را یافتن ساختار ابتدایی دلالت و به گونه ای خاص شناخت دلالت متن ادبی می دانست.[۵۹۶] می توان به طور کلی نظریه ی گرماس را این گونه تبیین کرد که تمام روایات بر روی اسکلت و چارچوبی مستحکم و درونی ساخته و پی ریزی شده اند، و این ساختار مستحکم اگر چه در بدو امر از دید خواننده پنهان است اما او می کوشد تا نمای کلی این چارچوب را برای خواننده ترسیم کند، تا خواننده نیز بتواند هر قسمت از روایت را در ساختار درونی اش جایگزین کند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در واقع نظریه ی ساختاری گرماس به خواننده کمک می کند تا با دید متفاوت تری به مطالعه ی روایت بپردازد، دیدی که ذهن و اندیشه ی خواننده را به دنیایی فراتر از ظاهر داستان رهنمون می شود و در نهایت او را با شناخت ساختارهای کاملا همسان روایت های هر چند متفاوت و متمایز از یکدیگر به لذت حاصل از درک واقعی معانی می رساند. گرماس با طرح نظریه ی خود به مخاطب می فهماند که تمام داستان های گفته و نوشته شده ـ و نه فقط تعداد محدود یا نوع خاصی از آن ها ـ بر پایه ی روابط و افعال یکسانی طرح ریزی شده اند و تفاوت در داستان ها به خاطر جابجایی این روابط و افعال به وجود می آید و در واقع ساختار اصلی هرگز عوض نمی شود.
همان طور که گفته شد گرماس توانست شخصیت های داستان ها را بر اساس آن چه انجام می دهند دسته بندی کند.[۵۹۷] او اصطلاح کنشگر Actant را برای این شخصیت ها برگزید. البته کنشگر با کاراکتر تفاوت دارد، چون چندین شخصیت می توانند نقش کنشگر واحدی را تقبل کنند.[۵۹۸] او معتقد است که در ساختار تمام داستان ها شش کنشگر اصلی وجود دارد، که روابط ثابت بین این کنشگران چارچوب تمامی روایت ها را تشکیل می دهند.[۵۹۹] این شش کنشگر عبارتند از: سوژه ـ ابژه، فرستنده ـ گیرنده، کمک کننده ـ حریف[۶۰۰] . و به عبارت دیگر : فاعل ـ هدف، اعطا کننده ـ دریافت کننده، یاری رسان ـ مخالف.
چنانکه مشاهده می شود رابطه های اصلی مطرح شده از سوی گرماس در سه تقابل رو به روی هم قرار می گیرند و اساس شکل گیری روایات را پی ریزی می کنند. به نظر می رسد که فاعل اصلی ترین رابطه در این تقابل های سه گانه به شمار می رود، می توان گفت که تقریبا در هر روایتی فاعل وجود دارد، فاعل آن کنشگری است که در روایت در صدد دستیابی به شی، امر یا خواسته ای است که هدف نامیده شده است. در واقع تقابل فاعل ـ هدف است که موضوع و بن مایه ی اصلی هر داستانی را می آفریند، چرا که (( بنیادی ترین رابطه از دید این الگو آن میلی است که بین فاعل و هدف حکم فرماست.))[۶۰۱]
دیگر تقابل های مطرح شده در این الگو نیز هر یک به نحوی مربوط به فاعل و هدف می شوند، چرا که هر یک از این کنشگران با نحوه ی دخالتشان در داستان چنان که از نامشان هم بر می آید در نائل شدن یا عدم رسیدن فاعل به هدف تأثیر گذار هستند . کنشگر اعطا کننده که حضور آن در داستان اگر چه اجباری نیست اما به نحوی در روند شکل گیری داستان و گاهی رسیدن یا نرسیدن فاعل به هدف تأثیر گذار است و کنشگر متقابل آن یعنی دریافت کننده هم چنان که از نامش پیداست گیرنده ی آن چیزی است که اعطا کننده بخشیده است. به نظر می رسد که این چیزی که اعطا کننده می بخشد، اغلب در روند داستان تاثیر گذار است اما گاهی هم ممکن است که این بخشش و دریافت فقط یک اتفاق فرعی ، بدون تاثیر گذاری در اصل داستان باشد.
تقابل بعدی کنشگرها، تقابل یاری رسان و مخالف است که در این جا هم به نظر می رسد اسامی ای که برای این کنشگران در نظر گرفته شده است نشان دهنده ی نقش این کنشگران در داستان است.این کنشگران هم در روند داستان تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم داشته و همچنین بر نحوه ی رفتار فاعل و دستیابی یا عدم دستیابی او به هدف هم تاثیر گذار هستند.
البته حضور هر یک از این دو کنشگر هم در داستان ها اجباری نیست و در بعضی از داستان ها این نقش ها حضور ندارند. همچنین نکته ای که درباره ی این دو کنشگر می توان ذکر کرد این است که حضور یکی از این ها بدون دیگری امکان پذیر است یعنی ممکن است که در روایتی کنشگر یاری رسان حضور نداشته باشد اما کنشگر مخالف حضور داشته باشد، و یا برعکس.
همچنین، چنان که قبلا هم ذکر شد ممکن است که یک شخصیت در داستان نماینده ی دو یا چند کنشگر مختلف باشد و گاهی هم ممکن است که دو یا چند شخصیت نماینده ی یک کنشگر واحد باشند.
علاوه بر این سه دسته ی دوتایی کنشگران، گرماس بر عنصر دیگری نیز در ساختار روایت تأکید کرده است که به نوعی مکمل نظریه ی نقش ویژه ی پراپ است اما گرماس به جای نقش ویژه از مفهوم «پی رفت» یاری گرفت.[۶۰۲]
او معتقد بود که در هر روایتی سه نوع پی رفت اصلی و بنیادی سازنده ی کل روایت است. او این سه پی رفت را همچون « سه قاعده ی نحوی» می داند.[۶۰۳] در واقع نحوه ی رفتار و اعمالی که از کنشگران سر می زند در چارچوب این سه پی رفت قابل شناسایی و مطالعه است.
در اصل می توان پی رفت ها را به مثابه زنجیره ی مستحکمی از اعمال و حرکات مشابه یکدیگر دانست که از کنشگران شش گانه سر می زند و داستان را به سمت جلو پیش می برد. این سه پی رفت یا زنجیره عبارتند از ۱) اجرایی ۲) پیمانی یا هدفمند ۳ ) متمایز کننده[۶۰۴]. یا زنجیره های اجرایی، میثاقی، انفصالی.
زنجیره ی اجرایی شامل تلاش ها و زمینه چینی های نقش ویژه هاست که البته در اغلب یا تمام روایات وجود دارد.
زنجیره ی میثاقی یا پیمانی شامل عهد و پیمان ها یا اراده به انجام کاری یا سرباز زدن از آن[۶۰۵] از سوی نقش ویژه هاست، این زنجیره نیز در اغلب روایات دیده می شود اما گاهی هم روایاتی وجود دارند که این زنجیره در آن هادیده نمی شود.
زنجیره ی انفصالی شامل انواع رفت و برگشت ها، ورود و خروج ها و به طور کلی دگرگونی ها و حرکت ها[۶۰۶] در روایات است. این زنجیره هم ممکن است در بعضی از روایات وجود نداشته باشد.
نهایتا ذکر این نکته هم لازم است که گرماس به دو عنصر اساسی و اصلی در روایات معتقد است. یکی از این عناصر مسأله ی زمان است، به نظر او هر روایت آغازی دارد و پایانی و این آغاز و پایان هرروایت را یک ساخت زمانمند می کند، پس روایت بدون زمان بی معناست[۶۰۷]. از طرف دیگر او تاکید کرده است که داستان تبدیل الف به ب است ، بنابراین روایت همواره با تقابل روبه روست.[۶۰۸]
تاکید و عقیده ی گرماس بر مسأله ی زمانمند بودن داستان در پی رفت یا زنجیره های سه گانه ی روایات و تأکید او بر تقابل در شش کنشگری که طرح کرده است به خوبی نمایان است.
۵-۲ تحلیل ساختاری داستان ها
همان گونه که قبلاً ذکر کردیم در این بخش ساختار روایی داستان های کوتاه مجموعه های مورد مطالعه در این رساله بررسی خواهد شد.
از میان مجموع داستان های این آثار تعداد ۹۳ داستان را بر مبنای نظریه ی ساختاری گرماس تجزیه و تحلیل نموده ایم که برای نشان دادن نحوه ی تجزیه و تحلیل،خلاصه ی چند داستان به همراه تجزیه ی ساختاری آن ها ذکر می شود.
۵-۲-۱ خلاصه ی داستان ها و تحلیل ساختاری آن ها
۱-عجب تجلیلی از من کردند.[۶۰۹]
در این داستان مؤلف به ذکر رویدادی واقعی پرداخته که برای خودش اتفاق افتاده است.
یکی از انجمن های ادبی تصمیم می گیرد که مراسم تجلیلی برای راوی داستان ترتیب بدهد. راوی که در بدو امر از شنیدن این خبر خوشحال می شود در ادامه متحمل زحماتی می شود که کم کم این خوشحالی را تبدیل به ناراحتی می کند و بعد از این که روای پس از صرف وقت و هزینه هایی وارد سالن مراسم می شود، شرایط پیش آمده برای او ناراحت کننده تر و سخت تر می شود. سخنرانان مجلس یا نامی از او نمی برند و یا بسیار مختصر و دو پهلو در ستایش از شعر او سخن می گویند و بعد هم لحظه به لحظه اوضاع و شرایط برای راوی ناراحت کننده تر می شود. البته واضح است که مؤلف با اغراق و غلو به ذکر اتفاقات می پردازد و همین امر هم باعث ایجاد طنزی بسیار جالب در این داستان شده است.
نهایتاً راوی خسته و ناراحت و گرسنه به همراه همسرش به خانه می رود اما به خاطر غذایی که در بیرون خورده دچار مسمومیت غذایی می شود. همچنین متحمل خسارات مالی دیگری مثل شکسته شدن شیشه ی ماشینش و از دست دادن یک جفت گلدان نقره هم می شود که همگی به خاطر این مراسم تجلیل اتفاق می افتند.
-سپس مرا صدا کرد و حلقه گلی را از طرف انجمن خود به گردنم انداخت. تشکر و تعظیمی کردم و به جای خود برگشم در حالی که حلقه گل بر گردنم بود و سخت گردنم را آزار می داد چون نوک تیز یکی از شاخه های گل پوست گردنم را خراش داده و خون انداخته بود. این زخم جزئی البته چیزی نبود که قابل تحمل نباشد ولی بعد دچار عذاب شدیدتری شدم که تقریباً غیر قابل تحمل بود چون حس کردم که جانورهایی تنم را نیش می زنند، معلوم شد لابلای شاخ و برگ های این حلقه گل مورچه بوده و همه از لای یخه ام داخل پیرهنم رفته اند. ناچار حلقه را از گردنم براشتم و دم پایم گذاشتم. این بار حس کردم که مورچه ها از پاچه ی شلوارم بالا رفته و به پر و پایم چسبیده اند…… ساعت از ده می گذشت و من از سردرد و گرسنگی و نیش مورچه ها و جوهرهای روی کتم حالی داشتم که مخلوطی از بهت و جنون و خشم بود……. از رستوران خارج شدیم و به طرف ماشین رفتیم. با تعجب دیدم شیشه ی یکی از پنجره های عقب ماشین را شکسته اند. معلوم شد کسی یا ناکسی شیشه ی ماشین را شکسته تا آن بسته کتاب را بردارد چون لابد از بسته بندی زیبا و گل کاغذی روی آن خیال کرده در داخلش جعبه ی جواهری است که صاحب ماشین خریده است. صبح می خواستم ماشین را به تعمیرگاه ببرم که شیشه اش را بیندازند ولی تا غروب نتوانستم از خانه بیرون بروم چون گرفتار مسمومیت غذایی بودم….
– تحلیل داستان
الف) کنشگرها
در این داستان ابتدا رئیس انجمن ادبی نقش کنشگر فاعل را بر عهده دارد و هدف هم تجلیل از راوی داستان است، بنابر درخواست رئیس انجمن ادبی، راوی در انجام مقدمات برگزاری مراسم با او همکاری می کند و در واقع نقش یاری رسان را بر عهده می گیرد اما در ادامه ی روند داستان زحمات زیادی بر عهده ی راوی می افتد و در واقع راوی است که نقش کنشگر فاعل را می پذیرد و هدف او هم برگزاری آبرومندانه ی مراسم است.
نحوه ی برگزاری مراسم، افراد خاصی که برای سخنرانی در مجلس حاضر می شوند و نحوه ی سخنرانی آن ها و نوع برخورد مسئولین مراسم با راوی را می توان عواملی دانست که به عنوان بازدارنده و مخالف در این داستان مانع از رسیدن راوی به هدفش شده اند.
رئیس دو انجمن ادبی به عنوان اعطاکننده و راوی داستان هم دریافت کننده هستند.
در جریان داستان اصلی، حوادث فرعی هم اتفاق افتاده است که در هر یک از این حوادث فرعی هم کنشگرهایی حضور دارند.
وقتی که جوانی با یک خودنویس و یک دفتر پیش راوی می آید تا برایش شعری بنویسد و امضا کند، راوی فاعل و نوشتن شعر در دفترچه هدف است و خراب شدن خودنویس عامل بازدارنده است ضمن این که در پایان این قسمت آسیب دیگری هم به راوی وارد می شود که یکی از عوامل بازدارنده ای است که مانع از برآورده شدن هدف کلی داستان ـ برگزاری آبرومندانه و دلخواه مراسم تجلیل ـ شده است، یعنی کثیف شدن کت و شلوار راوی به خاطر ریختن جوهر خودنویس به روی لباسش.
یکی دیگر از اتفاقات فرعی داستان اجرای برنامه ی ساز و آواز در مراسم است که این اتفاق هم به خاطر اجرای بسیار بد و صدای گوش خراش خواننده و نامناسب بودن شعر و موسیقی انتخاب شده، به نوعی کنشگر بازدارنده در کل داستان محسوب می شود.
اتفاق و روایت فرعی دیگر این داستان این است که یکی از دوستان راوی وقتی که توسط راوی به مراسم تجلیل دعوت می شود به صورت غیرمستقیم از او می خواهد که از طرف خودش وسیله ای را به دوستش بدهد تا در هنگام سخنرانی در مراسم، دوستش هم آن وسیله را به عنوان هدیه به خود راوی بدهد و راوی هم یک جفت گلدان نقره از خانه ی خودش به این دوست می دهد به امید این که مجدداً آن را پس خواهد گرفت، اما در مراسم تجلیل این دوست علاوه بر این که در سخنرانی خود هیچ اسمی از راوی نمی برد، گلدان های نقره را هم به همراه خود نیاورده که به او بدهد و پیش راوی حواس پرتی خود را دلیل این اتفاق می داند و از او عذرخواهی می کند. اما در پایان داستان راوی با او تماس می گیرد و از او می خواهد که گلدان ها را برایش پس بفرستد و او می گوید که پسر معتادش گلدان ها را بی خبر از او دزدیده و فروخته است. راوی این حرف را باور می کند ولی بعد می فهمد که این قضیه کلا حقه ای بوده که دوستش به او زده و در واقع از همان اول قصد او این بوده که شی قیمتی و گرانبهایی را به این بهانه از راوی بگیرد و دیگر هم به او پس ندهد.
در این قسمت از داستان دوست راوی عهده دار نقش کنشگر فاعل است و هدف او هم به دست آوردن گلدان های نقره است اگرچه خود او پیش راوی این طور وانمود می کند که هدفش هدیه دادن گلدان ها به اوست. راوی هم در این قسمت، اگرچه ناخواسته ولی یاری رسان به فاعل است. علاوه بر این راوی اعطاکننده هم هست و دوستش نیز دریافت کننده است.
ورود راوی و همسرش به رستوران هم یک قسمت دیگر از این داستان است. در این قسمت راوی و همسرش فاعل هستند و هدف آن ها خوردن شام مناسب در رستوران است. بی کیفیت بودن غذای رستوران و نبودن غذای دلخواه در آن جا را می توان به عنوان عامل بازدارنده در این قسمت دانست.
پیشخدمت اعطاکننده و راوی و همسرش دریافت کننده هستند.

فاعل

راوی/رئیس انجمن ادبی

هدف

برگزاری آبرومندانه ی مراسم تجلیل از راوی

بازدارنده

مسئولین برگزاری مراسم

یاری رسان
____
اعطاکننده

روسای انجمن ها/راوی

دریافت کننده

راوی/دوست راوی

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی علل رقابت‌های مثبت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

روش آزمون فرضیه
روش آزمون فرضیه در این پژوهش بصورت مطالعات کتابخانه‌ای است؛ همچنین در این راستا از تحلیلهای سیاسی نیز بهره‌برداری شده است.
اهمیت اثبات فرضیه
اثبات فرضیه اصلی پژوهش در واقع روشن ساختن ماهیت پژوهش در جهت اثبات تأثیر رقابت‌های سیاسی بر امنیت ملی است تا از این طریق بتوان گامی در جهت شناخت رقابت از جهات مختلف و چگونگی هدف گذاری گروه های سیاسی موجود در جامعه را که به امنیت ملی جامعه و کشور خود تلاش دارند یا در جهت تخریب پایه‌های امنیتی گام برمی‌دارند را تبیین می‌کند.
سازماندهی پژوهش
پژوهش حاضر شامل سه بخش است:
بخش نخست پژوهش، دربرگیرنده کلیات نظری و بررسی اجمالی است که شامل هفت فصل می‌گردد:
در فصل اول، طرح مسئله است.
فصل دوم این بخش، مبانی نظری مفهوم رقابت و معانی لغوی و اصطلاحی و الگوهای رقابت سیاسی بیان شده است.
فصل سوم این بخش به ماهیت و چیستی رقابت سیاسی که تکثر سیاسی و پلورالیسم و صور متفاوت تکثیر سیاسی چون تکثر سیاسی متوازن، آزادی و آزادی فراقانونی، پیشگیری از استبداد اکثریت حاکمیت مقتدر نهادمندی و مرزهای وفاق سیاسی است اشاره شده است.
فصل چهارم این بخش، به آسیب‌شناسی رقابت‌های سیاسی در ایران، که با استدلال منتقدان تحلیل شده و نبود و ضعف جامعه‌پذیری سیاسی در میان نخبگان و نهاد دولت و مردم پرداخته است.
فصل پنجم این بخش، به الگوهای مختلف مورد بحث در رقابت‌های سیاسی چون الگوی تکثرگرا، یکسان انگار، تثبیت‌گرا و جهت شناخت حوزه‌های آن به نهادهای رقابت و سپس تفاوت رقابت و مشارکت و عوامل تعیین کننده مشارکت سیاسی پرداخته شده.
فصل ششم این بخش، شاخصهای رقابت سیاسی در سطوح پنهان و آشکار و شاخصهای وفاق در جمهوری اسلامی و مدل رقابتی وفاق‌زا بصورت نمودار ارائه گردیده است.
فصل هفتم این بخش، به جنبش‌های ساختاری و چالش‌های مربوط به باز تقسیم قدرت در ایران و چالش‌های مطبوعات در روند رقابت‌های سیاسی درون ساختاری و تجربه حزبی در ایران و زمینه تاریخی و انواع حزب در ایران و به بحث انتخابات (چیستی، اهمیت و ضرورتهای انتخابات) و رقابتهای انتخاباتی زمان جنگ؛ یعنی از مجلس دوم تا سوم و پس از جنگ یعنی؛ از مجلس سوم تا چهارم و از مجلس چهارم تا آغاز دوره ریاست جمهوری خاتمی و پس از تشکیل دولت خاتمی تا مجلس ششم شورای اسلامی و در خاتمه بحث انجام نتیجه‌گیری از انتخابات و بررسی رقابت سیاسی در دوره ۱۲ ساله حیات جمهوری اسلامی و در نهایت، به تصاعدی شدن رقابت‌های درون ساختاری در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته تا بحث را وارد مرحله دوم خود؛ یعنی بخش دوم پژوهش نموده تا به دیدگاه های صاحب‌نظران سیاسی و قواعد رقابت سیاسی پس از تصویب قانون اساسی پرداخته شود.
و اما در بخش دوم، شامل دو فصل است که به بخشی از سؤالات فرعی و فرضیه‌های فرعی می‌پردازد:
فصل اول این بخش، دیدگاه های «دال و هانتینگتون و لوسین پای» را که تکثرسیاسی، حاصل رقابت سیاسی و «هانتینگتون» هم که از پیروان دال در این نظر است پرداخته است.
در فصل دوم این بخش قواعد رقابت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی که در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ توسط مجلس بررسی نهائی شده، پرداخته است، و از این حیث اصول کلی قواعد رقابت سیاسی و اسلام و رقابت و دیدگاه های مخالف و موافق با چند استدلال درباره دیدگاه مخالف طرح می‌گردد و در نهایت درباره شورا و رقابت بحث می‌شود.
بخش سوم پژوهش، که بخش نهائی محسوب شده، به پاسخگوئی به فرضیه اصلی تحقیق پرداخته و در پنج فصل تقسیم بندی شده است:
فصل اول این بخش، مفهوم فرایند و برآیند امنیت ملی که اقتدار ملی را بدنبال دارد و نکات مهم در امنیت ملی همچون توانایی‌های یک کشور، تهدیدات خارجی، ارزش‌های داخلی، پرداخته شده است.
فصل دوم این بخش، به اصول بنیادین و امنیت ملی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران و تأثیر رقابت‌های سیاسی و فرهنگ و مشارکت سیاسی بر امنیت ملی که در واقع پاسخ سؤال اصلی است پرداخته شده است.
در فصل سوم این بخش، به آسیب‌شناسی ساختاری و امنیتی کردن رقابت پرداخته شده.
فصل چهارم این بخش، احزاب سیاسی در یک نگاه و جداول دیدگاه گروه ها و احزاب سیاسی را پیگیری نموده است.
فصل پنجم این بخش، به نتیجه‌گیری از پژوهش انجام گرفته و منابع به کار برده در این پژوهش معرفی گردیده که از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد.

فصل دوم

مبانی نظری مفهوم رقابت و معانی لغوی

مفهوم رقابت
رقابت به معنای عام کلمه از قدمتی به درازای زندگی اجتماعی انسان برخوردار است، گردهمائی افراد بشر در نقاط مسکون دنیا که ابتدا تحت تأثیر ذات اجتماعی انسان صورت گرفت، زمینه‌ساز بروز نیازهای دیگری نیز شد. به مرور که انسانها، حکومت داری را تجربه کردند، رقابت، به بخش‌های دیگر نیز کشیده شد، گروه‌های مختلف انسانی در شکل قبیله‌ها با هدف دست‌یابی به ریاست قبیله یا تصرف قلمرو دیگران و تسلط بر آنان به رقابت با هم قطاران یا افراد مقابل خود پرداختند.
دوران جدید که با حاکمیت مطلق انسان بر سرنوشت خود در دنیای غرب آغاز شد، نوع جدیدی از حکومت را بنام دمکراسی به دنیای بشریت عرضه داشت که پایانی بر حیات نظام‌های پادشاهی بود، از اولین ویژگیهای این حکومت مطرح کردن شعار اختصاص تعیین سرنوشت بشر به خود او بود که به تدریج به شکل حکومت نمایندگی خود را نشان داد. اقتضای حکومت نمایندگان ملت، انتخاب آنها از سوی مردم بود، مردمی با سلیقه‌های مختلف. ادامه این روند به پیدایش فرقه‌هایی در جامعه انجامید که کار ویژه اصلی خود را طراحی و اجرای برنامه‌ تصاحب و حفظ قدرت سیاسی به‌شکل مساعدت در انتخاب نمایندگان مردم قرار داده بودند.
گرچه جهان، حداقل از لحاظ اسمی با عنوان جمهوری اسلامی موریتانی و جمهوری اسلامی پاکستان تا سال ۱۹۷۹ میلادی یا سال ۱۳۵۷ هجری شمسی آشنا بود، اما تشکیل جمهوری اسلامی شیعه مذهب در ایران و تأثیری که انقلاب اسلامی بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی قدرت نهاد، اندیشیدن درباره سوال پیش گفته از این لحاظ جدی‌تر و ضروری‌تر ساخته است.
بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران امور سیاسی مترصد مشاهده چگونگی تعامل رقابت‌ گروه‌های سیاسی با دوام نظام سیاسی و در نتیجه کارآمدی نظام در این جهت بوده‌اند.
مسئله‌ای که ناشی از شعارهایی است که توسط انقلاب اسلامی مطرح شده و در قانون اساسی نیز آمده است. علی‌رغم اهمیت موضوع، بلحاظ بین‌المللی و بویژه داخلی و افزایش مباحث مربوط به آن، در سالهای اخیر، پژوهشی قانع کننده درباره آن، صورت نگرفته است، البته نبود پژوهشی جامع در این باره اختصاص به دوره نوپایی جمهوری اسلامی ندارد، بلکه دوره ماقبل آن نیز از همین کمبود رنج می‌برد.
درباره احزاب سیاسی، انتخابات یا سایر تحولات سیاسی سالهای ۱۳۷۵ـ۱۲۸۵ آثار فراوانی به رشته تحریر درآمده، اما تلاش علمی با دورنمای آنچه مطرح شد کمتر مورد توجه بوده و حالتی کاملاً فرعی داشت. هرچند در طول یکصد سال اخیر، تنازع سیاسی چنان هوش از سر بازیگران عرصه سیاست ایران ربوده که تنها و تنها در فکر اختصاص سهم بوده و کمتر به تداوم حیات نظام سیاسی فکر می‌کرده‌اند.

الف: رقابت سیاسی

رقابت که موصوف سیاسی واقع شده، از لحاظ لغوی و اصطلاحی قابل مطالعه است.
۱ـ رقابت سیاسی از لحاظ لغوی
در لغت‌نامه دهخدا دو کلمه رقابت و رقیب نزدیک بهم بکار رفته و معانی آن تا حد زیادی راهگشا و وافی به مقصود است. برای واژه رقابت، معانی: «نگهبانی کردن»، «انتظار کشیدن»، «انتظار و نگهبانی انتظار» «چشم داشتن و هم‌چشمی» (دهخدا ۱۳۷۷، ج ۸ و ص ۱۲۱۸۹) و مقابل واژه رقیب: «نگهبان»، «نگاه‌بان»، «حارث»، «نگاه‌بان بر هر چیزی»، «حافظ و نگهبان»، «پاسپان و مراقب» ذکر شده است. (دهخدا ۱۳۷۷، ج ۸، ص ۱۲۲۰۳). به علاوه توضیح داده شده که چون «دو کس بر یک نفر و یا یک چیز عاشق و مایل باشند، هر یک فرد دیگری را رقیب خواهد بود»، «دوکس که بر یک معشوق باشند، هر یکی فرد دیگری را رقیب باشد، چرا که هر یکی از دیگر نگهبانی و حفاظت معشوق می‌کند»، «ستاره‌ای که چون طالع شود مقابل او غروب کند» یا ستاره یا صورتی که فرو شود چون دیگری برآید.» «ستاره‌ای که چون طلوع کند ستاره مقابل او فرو شود و همه‌ منازل رقیب‌اند مگر صاحب خود را»، «رقیب ستاره‌ای است که غروب کند با طلوع دیگری مانند ثریا که رقیب آن اکلیل است و همین که ثریا موقع عشاء طلوع کرده اکلیل غروب می‌کند و برعکس همین که اکلیل هنگام عشاء طلوع کرد ثریا فرو شود»، «چون ثریا که رقیب اکلیل است و بالعکس»، «گویا نام یکی از دو ملک که مواظب اعمال آدمی باشند و نیکو و بد عمل نویسنده در اشاره آیه شریفه «ما یلفظ من قول الالدیه رقیب عتید» «رقیب دست چپ: فرشته موکل بر اعمال بد شخص» «رقیب دست راست: فرشته موکل بر اعمال نیک شخص» دهخدا (۱۳۷۷، ج ۸، ص ۱۲۲۰۴)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در فرهنگ فارسی عمید نیز به نوعی همان معانی رقابت بطور موجزتر ذکر شده و تنها واژه‌های چشم‌داشتن بر چیزی و هم‌چشمی کردن به آن اضافه شده. «عمید، ۱۳۷۳، ص ۷۰۴» و نیز در مقابل کلمه رقیب به معانی پیش گفته واژه «منتظر» افزوده شده است. «عمید، ۱۳۷۳، ص ۷۰۵». از معانی ذکر شده در بالا نکات ذیل حاصل می‌شود:
اول ـ دوعبارت «چون دو نفر بر یک نفر» و «دو نفر بر یک معشوق عاشق باشند» بیانگر چیزی هستند که موضوع رقابت واقع می‌گردد در عبارت دهخدا موضوع رقابت، معشوق است و در سیاست امروزی قدرت سیاسی، موضوع رقابت است.
دوم ـ عبارت‌های «ستاره‌ای که چون طلوع کند»، «ستاره‌ای که چون طالع شود» و «ستاره یا صورتیکه فرو شود» حاکی از نتیجه نهایی رقابت است که پس از انجام رقابت یکی از دو رقیب به موضوع دست می‌یابد و دیگری از صحنه خارج می‌شود.
سوم ـ عبارات «مواظب»، «نگهبان»، یا نام ملکی است بر دست راست که حاکی است از دور مایه مراقبت دائمی است به نوعی که نمایانگر کنش و واکنشهای رقبا نسبت به یکدیگر است که در طول مدت رقابت یا چشم و هم‌چشمی اتفاق می‌افتد.
وقتی صفت سیاسی به رقابت اضافه میشود معنای اصطلاح مزبور کاملتر میشود.
گرچه در متون قدیمی سیاست به معنای «پاس داشتن ملک، نگاه داشتن، حفاظت حراست، حکم راندن بر رعیت، رعیت داری کردن، مجازات کردن، حکومت، ریاست و داوری» آمده (دهخدا، ۱۳۷۷ ج ۹ ص ۱۳۸۶۶)، امروزه از آن «فرایند مداوم مذاکره‌ای» استنباط می‌شود «که حل مصالحه آمیز منازعات را تضمین می کند»[۱]

۲ـ رقابت سیاسی از لحاظ اصطلاحی

همواره از رقابت سیاسی به همزاد با مشارکت سیاسی یاد میشود و بین آن دو تفکیکی صورت نمی‌گیرد، در متون متعددی که در این باره به رشته تحریر درآمده یکی لازمه دیگری دانسته شده و تحقق یکی بدون دیگری، ناممکن قلمداد شده است. همچنین به هنگام طرح مسئله ماشین‌های انتخاباتی، یعنی احزاب سیاسی، از رقابت سیاسی سخن به میان آمده و ظاهراً کنش‌ها و واکنش‌های احزاب سیاسی در سامان‌دهی سیاسی امور، عین رقابت سیاسی دانسته شده است[۲]، به علاوه آنچه در این باره به رشته تحریر درآمده، عموماً به طور کلی مقومات مقدمات، متفرعات، بنیادها و ملزومات رقابت‌سیاسی را مورد توجه قرار داده است.
شاید بداهت اصطلاح رقابت سیاسی، موجب بی‌نیازی از تعریف آن باشد، یا، احتمالاً چون با وجود مشارکت سیاسی، رقابت سیاسی حالتی عملیاتی داشته، ذهنیت موجود درباره آن عینی تلقی شده و بیشتر به تعریف مشارکت سیاسی، عنایت شده است. به عنوان مثال «مایرون واینر» ضمن ده تعریف که از مشارکت سیاسی به عمل آورده، تعریف ذیل را انتخاب کرده است:
«هر نوع اقدام داوطلبانه، موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بی‌سازمان، مقطعی یا مستمر که برای تأثیرگذاری بر انتخابات سیاست‌های عمومی، اداره امور عمومی یا گزینش رهبران سیاسی در سطوح مختلف حکومتی اعم از محلی و ملی، روش‌های قانونی یا غیرقانونی را بکار گیرد.»
تعریف مایرون واینر تا حد زیادی با جوهره رقابت سیاسی تناسب دارد، در واقع هدف از رقابت سیاسی نیز چیزی جز نوعی تأثیر گذاری بر سیاست کشور یا قدرت سیاسی نیست، او می‌گوید:
«وقتی از مشارکت کنندگان سخن به میان می‌آوریم، بعضاً منظورمان افراد فعالی است که برای دستیابی به مناصب دولتی تلاش می‌کنند، در همایش‌های عمومی حضور می‌یابند، به احزاب سیاسی می‌پیوندند و ساعات زیادی از وقت خود را در امور عمومی صرف می‌کنند»[۳]
به همین جهت می‌توان رقابت سیاسی را مسابقه‌ای تصور کرد که برای تصاحب و حفظ قدرت سیاسی، توسط بازیگران سیاسی صورت می‌‌گیرد.
درباره این نوع تعریف از رقابت سیاسی نکاتی قابل ذکر است:
اول ـ رقابت سیاسی در طول زمان بویژه در دنیای غرب دستخوش دگرگونی‌هایی شده است از خشونت بار بودن در دوران ماقبل مدرن به مسالمت آمیز و مبتنی بر گفتگو بودن در دوران مدرن از حالت گریز از مرکز داشتن به حالت متمایل به مرکز بودن، از حالت برون سیستمی داشتن به درون سیستمی شدن، از جمعی و توده‌ای بودن به نهادی و قانونمند بودن، از هویتی بودن به اقتصادی و اجتماعی شدن، از تلاش برای دستیابی صرف به منافع به تلاش برای تحقق شایسته سالاری در امر حکومت تحول یافته است.
بطور کلی در این تحول مهم دو عامل اساسی نقش داشته است:
۱ـ از یک سو در نظام‌های سیاسی با تبدیل آنها از بسته (قطع ارتباط آنها با محیط سیاسی) به باز (ایجاد ارتباط با محیط) تغییرات اساسی حاصل شده.
۲ـ نوع مطالبات اجتماعی از هویتی به اقتصادی و اجتماعی تغییر یافته که به نوبه خود حاصل مطالبات را از سرکوب و خشونت به گفتگو، رقابت مسالمت آمیز و پاسخگویی تغییر داده است.
دوم ـ برای عملیاتی شدن چنین رقابتی وجود پیش شرط‌های ذیل لازم است:
تکثر سیاسی، آزادی، اقتدار، نهادمندی فرهنگ رقابت، تکثر سیاسی معادل پذیرش تنوع و تفاوت، و تعریف سیاست به مثابه‌ی بازی است که در آن گروه های متعدد و متفاوت به منزله دو تیم در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، هدفشان دستیابی به پیروزی است، به قواعد بازی احترام می‌گذارند و بر آن اجماع دارند.
اجماع در مورد قواعد بازی، پراکندگی حاصل از تکثر را انتظار می‌بخشد، به این ترتیب پیروزی در بازی از یک سو به هماهنگی (اجماع روی قواعد بازی) و از سوی دیگر به مبارزه بستگی دارد.
حاصل جمع بازی نیز ممکن است، صفر (برد کامل یک تیم در مقابل باخت کامل تیم دیگر)، منفی (باخت هر دو تیم به معنی از دست رفتن فرصت‌های سیاسی برای هر دو تیم، طوری که شرایط آنها پس از پایان بازی بدتر از زمان پیش از شروع بازی می‌باشد) و مثبت (پیروزی نسبی هر دو تیم به معنی دستیابی هر دو تیم به بخشی از خواسته‌های خود پس از پایان بازی) باشد که مطلوب، مورد اخیر (حاصل جمع مثبت) است. آزادی (قانونی و مشروع) لازمه رقابت سیاسی است، این نوع آزادی الگوی مناسبی است که در آن پذیرش حق فعالیت آزادانه برای کلیه بازیگران سیاسی به رسمیت شناخته می‌شود؛ به این آزادی، آزادی در چارچوب هم گفته می‌شود. اقتدار لازمه رقابت سیاسی است زیرا با پذیرش تکثر قدرت سیاسی پراکنده میشود و کانون‌های متفاوتی در تعیین خط مشی قدرت ملی اثر می‌گذارند، حفظ انتظام در پراکندگی قدرت مستلزم وجود دولتی قوی است، دولتی قوی است که در مرحله استقرار و تداوم حیات خود مورد هجوم و بحران‌های جدی – خصوصاً بحران مشروعیت- قرار نداشته، موجودیت آن تثبیت شده و در ایفای کار ویژه‌های اساسی خود از کارآیی و کارآمدی لازم برخوردار باشد، تنها چنین دولتی اقتدار لازم را دارد تا اجرای پروژه پراکنده‌سازی قدرت و تاسیس شبکه‌وار قدرت را اجرا کند و صیانت از موجودیت نظام سیاسی را نیز صورت دهد، در غیر اینصورت، پذیرش رقابت سیاسی معادل فروپاشی نظام سیاسی است.

نظر دهید »
پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :بررسی سهم آگهی های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بخش اول: سیستم یکپارچه ارتباطات بازاریابی
واژه ارتباطات از ریشه لاتین کامیونیس گرفته شده است که معنی «مشترک» را دربر دارد. بنابراین مقصود از «ارتباطات» و «برقراری ارتباط» آن است که موارد مشترکی را با شخص یا اشخاص دیگر به وجود بیاوریم. فرایند ارتباطات از طریق رساندن اطلاعات، دانش، اندیشه ها و عقاید به افراد مورد نظر صورت میپذیرد. هدف از ارتباطات در برخی موارد تنها «اطلاعرسانی» است، اما گاه جهت «ترغیب نمودن» به کار میرود. به زغم برخی از دانشمندان که پیرامون اهمیت ارتباطات در سازمان سخن گفته، مطلب نوشته و تحقیق کردهاند. ارتباطات مثل خون در بدن انسان برای ادامه حیات، چسب برای چسباندن اشیاء، روغن برای نرم کردن، ریسمان برای بستن، نیرو برای رفتن و سرانجام مثل وسیلهای برای بستن و محکم کردن تمام روابط و تعلقاتی است که انسان با دیگران دارد. (فیلیپ و آرمسترانگ، ۱۳۷۹، ص ۱۷)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این فرازها و مثالها و استفاده از ارتباطات برای هر گروه و سازمان. جدا از بزرگی و کوچکی و حتی برای هر فرد انسانی در زندگی اجتماعی لازم است. علاوه بر آن هر عضو گروه برای برقراری ارتباط مناسب با دیگران باید قادر باشد خوب صحبت کند، خوب گوش کند و سنجیده جواب دیگران را در مواقع لازم بدهد. اعضای گروه باید قادر باشند که به نحو مؤثر و مناسبی با یکدیگر و دیگران ارتباط برقرار کنند تا بتوانند به اهداف مورد نظر برسند.
در یک تعریف ساده، ارتباطات عبارت است از «مبادله اطلاعات و کاری که بر روی آن برای انتقال آن با دیگران صورت میگیرد» کسی چیزی میگوید و سپس پاسخی در عمل و حرف یا حتی فکر میشنود. این پاسخ، ارتباطات است. برنده کسی است که به نحو مؤثر و مناسبتری، آن سخن و این پاسخ را گفته باشد. در پنجاه سال گذشته، فهم بشر از ارتباطات از یک معنای ساده گفتن، شنیدن و یا عمل و عکسالعمل به یک معنای پیچیده و همزمان و به روشی کاربردی تغییر کرده است. (محمدیان، ۱۳۷۹، ۹)
الگوهای فرایند ارتباطات
از نقطه نظر اندیشمندان مختلف فرایند ارتباطات به شکلهای متفاوتی بیان شده است، با توجه به تفکیک نظریههای فرایند ارتباطات، میتوان هر یک از نظریهها را به صورت جدول ۱-۲ مورد توجه و بررسی قرار داد. (قاسمی، ۱۳۸۲، ۲۷۸)
جدول ۱-۲: طبقهبندی نظریههای فرایند ارتباطات

نام متغیر

انواع طبقهبندی

شاخصهای طبقهبندی فرایند ارتباطات

فرایند ارتباطات

مدل کارتر

سه وجهی: دهنده پیام، پیام، گیرنده پیام

مدل شانون ـ ویور

پنج وجهی: منبع اطلاعات، وسیله انتقال، سر و صدا، دریافتکننده، مقصد

مدل میچل درایس

پنج وجهی: رمزگذاری، انتقال، وسیله، دریافت، رمزگشایی

مدل کتزوکان

هشت وجهی: منبع، به روز درآوردن، کشف کردن، دریافتکننده، از رمز خارج کردن، حلقه بازخور کشف کردن

مدل برلو

شش وجهی: منبع، رمزگردانی، پیام، مجرای ارتباطی، کشف رمز، گیرنده

مدل بیکر و ریموند

پنج وجهی: منبع پیام، به رمز درآوردن، کانال ارتباطی، از رمز خارج کردن پیام، گیرنده پیام

۱) مدل کارتر[۷]
جان کاتر ارتباطات را به صورت زیر تعریف کرده است:
یک فرستنده پیام، پیامی را از طریق وسیله یا ابزاری به گیرنده پیام میفرستد که او به آن پاسخ میدهد. در نمودار ۱-۲ این مدل ترسیم شده است؛ (همان، ۲۷۹)
نمودار ۱-۲: مدل ارتباطات کارتر
الگوی مزبور نشان میدهد که هر یک ارتباط سه رکن اصلی وجود دارد. بدیهی است که اگر یکی از آنها حذف شود، ارتباط برقرار نمیگردد.
۲) مدل شانون ـ ویور[۸]
یکی از نخستینهای مدل فرایند ارتباطی که بسیار مقبولیت پیدا کرد، مدل شانون ـ ویور بود. چون شانون و ویور نظریهپرداز اطلاعات بودند در مدل آنان که بر انتقال اطلاعات تأکید شده است.
نمودار ۲-۲ این مدل را نشان میدهد. بخشهای عمده مدل مذکور را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد: (افچه، ۱۳۸۰، ۱۹۹)
منبع اطلاعات، وسیله انتقال، سر و صدا، دریافتکننده، مقصد.
نمودار ۲-۲: مدل ارتباطی شانون ـ ویور

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 29
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 33
  • ...
  • 34
  • 35
  • 36
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8048
  • فایل شماره 7894
  • نگارش پایان نامه در مورد بررسی تأثیر منابع مالی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8990
  • فایل شماره 8387
  • فایل شماره 7870
  • فایل شماره 8269
  • فایل شماره 8999
  • فایل شماره 8800
  • فایل شماره 7792

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان