روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8107
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ردیف

محقق یا محققان

عنوان تحقیق

۱

خانمحمدی و محمدی، ۱۳۸۵

طراحی مدل ارزیابی اثربخشی رسانه­های تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده

نتایج تحقیق: تبلیغات یکی از عوامل حیاتی در موفقیت یک سازمان است، به طوری که تدوین برنامه ­های تبلیغاتی بایستی با در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار در فرایند تصمیم ­گیری خرید مصرف کننده – از جمله عوامل آمیخته بازاریابی، عوامل محیطی مانند عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و موقعیتی جامعه، خصوصیات فردی مصرف کننده یا عوامل روانی و شخصی و اهداف بازاریابی سازمان-انجام شود. در این مقاله یک مدل دینامیک برای ارزیابی اثربخشی رسانه­های تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده ارائه شد. در این مدل برنامه­ ریزی تبلیغات بر اساس شناسایی عوامل درونی و بیرونی سازمان و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر با نظر خواهی از خبرگان و با بهره گرفتن از مفاهیم منطق فازی اجرا گردید. به منظور تخصیص بهینه بودجه به رسانه­های تبلیغاتی از یک مدل تصمیم ­گیری چند شاخصه نیز استفاده شد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲

صنایعی و شافعی، ۱۳۸۹

تحلیل و پیش ­بینی رفتار خرید مشتری­ها براساس تئوری کارکردی نگرش

نتابج تحقیق: یافته­های پژوهش نشان داد بر حسب تئوری کارکردی نگرش، نگرش هر فرد کارکردهای دانشی، ارزشی، انتفاعی و تدافعی دارد. مشتری­ها کالایی را می­خرند که با باورهای فردی و ارزش­های اجتماعی یا فردی­شان همخوانی داشته باشد و به طور کارآمد برای فرد سودآوری داشته و بتواند از هویت فردی و جمعی­اش دفاع کند. ازطرفی این چهار عامل نیز به نوبه خود به طور قابل ملاحظه­ای از عوامل فردی مانند انگیزه، شخصیت، هیجان و… تأثیرپذیرند.

۳

جلیلیان و همکاران، ۱۳۹۱

تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید

نتایج تحقیق: این مقاله به بررسی تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید مصرف­ کنندگان ازطریق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در میان دانشجویان پرداخته است. یافته­های پژوهش نشان داد تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر ابعاد ارزش ویژه برند؛ ابعادارزش ویژه برند به جز بعد آگاهی از برند بر قصد خرید و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی ازطریق ارزش ویژه برند بر قصد خرید اثر می­ گذارد.

۴

صحت و همکاران، ۱۳۹۱

بررسی نقش اصلی تبلیغات در صنعت بیمه

نتایج تحقیق: در این مقاله به ذکر این نکته پرداخته شد که شرکت­های بیمه به مسائل بازاریابی و تبلیغات توجه زیادی نمی­کنند. در این مقاله سعی شد تا نقش تبلیغات در توسعه صنعت بیمه بررسی شود و از حوزه بازاریابی و تبلیغات و نیز آمیخته بازاریابی به صنعت بیمه نگاه شده است. نتایج این پژوهش گویای این بوده است که در زمینه تبلیغات بیمه فعالیت­های گسترده­ای صورت نگرفته واگر هم در این رابطه تبلیغاتی صورت گرفته به صورت کلی بوده است و دیگر اینکه باید به هر سه جنبه اصلی تبلیغات یعنی آگاهی دهنده، ترغیب کننده و یادآوری کننده در صنعت بیمه توجه نمود.

۵

حیدرزاده و حسنی­پارسا، ۱۳۹۱

بررسی تاثیر ارزش­های لذت­جویانه بر رفتار خرید مصرف­ کنندگان

نتایج تحقیق: در این پژوهش به بررسی تاثیر ارزش­های لذت­جویانه بر گرایش فایده­باور، نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، واکنش به محرک­های ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی و همچنین نقش تعدیل کننده درآمد شخصی بر ارتباط بین ارزش­های لذت­جویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری، پرداخته شد. بر اساس یافته­های پژوهش، با افزایش ارزش­های لذت­جویانه، گرایش مصرف­ کنندگان به سمت ارزش­های فایده­باور کاهش می­یابد. همچنین ارزش­های لذت­جویانه تاثیر مثبتی بر افزایش نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند) واکنش به محرک­های ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی دارد. از طرف دیگر، درآمد شخصی به عنوان متغیر تعدیل کننده بر ارتباط بین ارزش­های لذت­جویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، یر مثبت می­ گذارد.

۶

دروی، ۱۳۹۱

نقش پیام تبلیغاتی رسانه بر روی رفتار مصرف کننده

نظر دهید »
فایل شماره 8106
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

رویکرد

چگونگی بررسی فشار و فرسودگی

سنتی

فشار و فرسودگی تنها به عنوان موضوعی که بهره­وری کارگر را کاهش می­دهد نگریسته می­ شود. شرایط کاری سازمان­های سنتی، احتمالا باعث فرسودگی می­شوند اما یک کارمند دچار فرسودگی در اولین فرصت با فردی دیگر جایگزین خواهد شد.

روابط انسانی

فشار و فرسودگی عامل نگرانی سازمان برای سلامت و رفاه کارکنان می­ شود. با حمایت عاطفی یا سایر روش­ها سعی بر ارتقای عزت نفس کارکنان خواهد شد.

سیستم­ها

فشار و فرسودگی به عنوان نتیجه عملیات منظم سازمان مطالعه می­ شود. در این رویکرد به تاثیر مشارکت در شبکه ارتباطی سازمان بر فشار و مدل­های سایبرنتیک کنترل سنتی در محل کار توجه می­ شود.

فرهنگ

فشار و فرسودگی به عنوان یکی از جوانب ارزش­ها و مفروضه­های مورد انتظار اعضای سازمانی تلقی می­ شود. شرایطی که موجب فشار و فرسودگی می­شوند، از طریق تعامل افراد سازمان از نظر اجتماعی ایجاد می­ شود.

انتقادی

فشار و فرسودگی شغلی به عنوان یکی از شاخص­ های تنش در روابط بین کارکنان و کارفرمام در بافت سازمانی تلقی می­ شود. هدف پژوهشگر انتقادی آموزش دادن کارگران برای عدم قبول شرایطی است که موجب فشار و فرسودگی می­شوند.

۲-۴- افراد در معرض خطر
کسانی که فاقد تعادل بین کار و زندگی شخصی خود هستند و کسانی که کارشان یکنواخت است و کسانی که نسبت به کارشان راضی نبوده و آشکارا با مردم حصومت می­ورزند، کسانی که درگیر تصمیم ­گیری درباره زندگی و مرگ افراد هستند (مثل پزشکان)، مدیران، گروه رهبران، کسانی که تحت شرایط دشوار و سخت کار می­ کنند، کسانی که کارشان به توجه دقیق نیاز دارد، کسانی که کارشان تکراری است و کسانی که سر و کارشان با مردم است بیشتر از همه در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند. به ویژه اگر احساس کنند تلاش­هایشان به اهداف مطلوبی منجر نمی­ شود. کسی که از فرسودگی شغلی ایمن نیست. افراد در هر حرفه­ای و در هر سطحی می­توانند در معرض فرسودگی شغلی قرار گیرند (مازلاچ، ۲۰۰۴)..
۲-۵- علائم و نشانه­ های فرسودگی شغلی
در دوره­هایی از زندگی احساس ناامیدی، عصبانیت، افسردگی، نارضایتی و اضطراب عادی به نظر می­رسد. اما افراد در حالت فرسودگی شغلی این هیجانات منفی را بیشتر از حد معمول تجربه می­ کنند. در بدترین حالت افراد از نوعی خستگی یا نقصان عاطفی شکایت دارند. فرسودگی شغلی با کاهش در شور و شوق و درخشندگی شغلی مشخص می­گردد. به دنبال فرسودگی شغلی عوارضی بروز پیدا می­ کند که اولین عوارض آن فرسودگی جسمی است. در کل می­توان علائم و نشانه­ های فرسودگی شغلی را چنین برشمرد:
۱- بی ­تفاوتی نسبت به کار
۲- احساس کسالت و سستی و عدم تمایل به ادامه کار
۳- کاهش ظرفیت و قابلیت انجام کار
۴- اختلال در کار طبیعی دستگاه­های بدن مانند جریان خون، تنفس، سیستم عصبی و …
۵- کاهش کمی و کیفی کار به علت کاهش قدرت و دقت
۶- افزایش ساعات غیبت از کار
۷- افزایش حوادث ناشی از کار
۸- تشدید و ازدیاد اختلاف­ها و برخوردها در محیط کار و زندگی (تنش و پرخاشگری در محیط کار و خانواده)
۹- بروز عوارض عصبی و روانی و کاهش توانایی انجام کارهای روزمره زندگی در خارج از محیط کار
۱۰- اختلال در روابط اجتماعی، عدم توجه به وظایف اجتماعی و تمایل به معاشرت با دیگران
۱۱- پیری زودرس و کوتاهی عمر و مبتلا شدن به برخی بیماری­ها
۱۲- مشکلات بین فردی و کناره­گیری
۱۳- کاهش نیروی ذخیره شده در بدن
علاوه بر موارد فوق احساس ذهنی فروپاشی عاطفی و محرومیت و شکست، اغلب علائم جسمی از قبیل آشفتگی خواب، دردهای مزمن پشت، تغییرات فیزیولوژیکی (مثل اختلال در فشار خون)، سردرد و کاهش مقاومت در برابر عفونت نیز شایع هستند. این علائم فیزیکی با کاهش عملکرد، کناره­گیری، مشکلات بین فردی، سوء استفاده از مواد، غیبت از کار و بیماری همراه هستند (هاتسون و ایوان­سویچ، ۲۰۱۰).
۲-۶- علل فرسودگی شغلی
فهم علل فرسودگی شغلی به فهم انگیزه آن کمک می­ کند. چرا باید افراد دست اندر کار خدمات انسانی از قبیل پرستاران و پزشکان و معلمین که سال­ها کارشان را با فداکاری دنبال کرده ­اند ناگهان از پای درآیند؟ نوعاً این افراد تا رسیدن به نقطه­ فروپاشی از چند مرحله می­گذرند. مرحله اولیه با شور و هیجان، امیدواری زیاد و حتی احساس رسالت مشخص می­ شود. افراد مستعد فرسودگی شغلی اکثراً فرصت­های استراحت را از یاد می­برند و تعطیلات را به خاطر احساس ضرورت وافر لغو می­نمایند. واقعیت به تدریج توقعات غیرواقعی آن­ها را ناکام می­سازد و آن­ها شروع به تردید در مورد اهداف، شیوه ­ها و ارزش­های خود می‌نمایند. رفته رفته بیشتر عصبانی شده و شکوه می­ کنند و احساس بی­ارزشی کرده و افسرده می­گردند. آنگاه بی­علاقگی فرا می­رسد. بنابراین افرادی که ممکن است با بیشترین شور و شوق وارد کارشان شوند، اغلب بیشترین دلسردی را تجربه می­نمایند. فرسودگی شغلی هم منشا بیرونی دارد و هم منشا درونی. منابع بیرونی شامل فعالیت­های اداری، احساس ناتوانی همراه با بار سنگین کارها، مراجعین مشکل­دار، بیماران صعب‌العلاج و وظایف و کارهای تکراری است. منابع درونی فرسودگی شغلی شامل انتظارات غیرواقعی و دلزدگی است.تا کنون در رابطه با فرسودگی شغلی، رویکردهای گوناگون ارائه شده است که مهمترین آن عبارتند از: رویکرد بالینی، رویکرد روانشناختی – اجتماعی، رویکرد تعامل چرنیس و مدل کاپنر (نیری، ۱۳۷۹). در رویکرد بالینی نشانگان فرسودگی شغلی به صورت علائم مختلف ظاهر می­ شود. این علائم و شدت آن­ها از یک فرد به فرد دیگر تفاوت دارد، این عوارض یکسال پس از شروع به کار در فرد ظاهر می‌شود و کارکنان فداکار و متعهد به سازمان، افرادی که سازمان را جایگزین زندگی اجتماعی خود می­ کنند، آنانی که دارای شخصیت سلطه طلب هستند و بالاخره مدیران، بیشتر گرفتار عارضه فرسودگی شغلی می­شوند.
در رویکر روانشناختی – اجتماعی، فرسودگی شغلی یک ساختار چند بعدی است که از سه مولفه مرتبط با هم، یعنی تحلیل یا خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، پایین بود احساس موفقیت فردی تشکیل شده است.

نظر دهید »
فایل شماره 8105
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

عمق بازار:
بیانگرتأثیر معاملات با حجم زیاد بر تغییرات قیمت است. هر چه تعداد یک سهم مشخص در حجم بالا و به قیمت یکسان مورد معامله قرار گیرد، دلیل بر عمیق بودن بازار و نقدشوندگی بالای آن سهم است. مشخصه عمق اشاره به اندازه و نقدشوندگی بازار سهام دارد. اندازه بازار مهم است زیرا با توانایی برای تجهیز سرمایه و تنوع‌سازی ریسک همبستگی مثبت دارد. به عقیده پاگانو با افزایش اندازه بازار، توانایی آن برای کاهش ریسک ارتقاء خواهد یافت. ریسک بازار دو مولفه دارد: اولین مولفه ریسک نقدشوندگی بازار است که به معنی تغییر قیمت در جهت خلاف در واکنش یا پاسخ به سفارش خرید یا فروش است. دومین مولفه ریسک مرتبط با شوکهای تقاضای ناهمبسته است. پاگانو نشان می‌دهد که ریسک نقدشوندگی بازار و شوکهای تقاضای ناهمبسته با افزایش تعداد مشارکت‌کنندگان بازار کاهش خواهد یافت. بازار ثانویه عمیقتر، این امکان را برای شرکتها فراهم می‌کند تا با کاهش بازدهی مورد نیاز سرمایه‌گذاران و بالطبع مواجه شدن با هزینه‌‌ای پایین‌تر، سرمایه خود را افزایش دهند. نشانه‌‌های عمق بازار می‌تواند توسط افراد مختلف معیارها شامل سرمایه بازار، حجم معاملات، نسبت گردش و تعداد شرکتهای به ثبت رسیده یا پذیرفته شده در بازارهای بورس اندازه‌گیری شود:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

سرمایه بازار: کل ارزش تمامی سهام به ثبت رسیده یا پذیرفته شده در بازار که به صورت حاصل ضرب قیمت انواع کل سهام در تعداد سهام منتشر شده و به فروش رسیده محاسبه می‌شود. سرمایه بازار اغلب بر برخی از شاخصهای تولید (تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص ملی یا تولید صنعتی) تقسیم می‌شود که نسبت سرمایه بازار نامیده می‌شود و اندازه بازار سهام را نسبت به اقتصاد نشان می‌دهد.
ارزش معاملات: برابر است با کل ارزش بازار معاملات سهام. ارزش معاملات معیار نقدشوندگی بازار بوده و مکمل معیار اولی می‌باشد زیرا بازار می‌تواند بزرگ اما غیرفعال باشد. ارزش معاملات را نیز می‌توان بر شاخصی از تولید تقسیم کرد که در این صورت نسبت ارزش معاملات نامیده می‌شود.
نسبت گردش: برابر است با کل ارزش بازار معاملات سهام تقسیم بر سرمایه بازار. نسبت گردش مکمل دو معیار اولی می‌باشد زیرا یک بازار کوچک با نقدشوندگی بالا نسبت گردش بزرگی خواهد داشت اما نسبت ارزش معاملات آن کوچک خواهد بود.
تعداد شرکت های پذیرفته شده در بازارهای بورس: تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بازارهای بورس معمولا در طول زمان نسبتا ثابت باقی می‌ماند؛ با این وجود تعداد بیشتر شرکتهای پذیرفته شده در بازارهای بورس در یک کشور نسبت به دیگر کشورها ممکن است نشان‌دهنده توسعه بیشتر باشد. علاوه بر این تغییری بزرگ در تعداد شرکتهای به ثبت رسیده در یک زمان خاص ممکن است نشان‌دهنده تغییر در تعادل ثابت و پایدار بازار باشد (فتحی و عسگرنژادنوری، ۱۳۸۸، ۷۹).
انعطاف‌پذیری بازار:
مدت زمانی که پس از نوسان شدید قیمت باید طی شود تا بازار به حالت تعادل خود بازگردد. به طور معمول، این نوسانها بر اثر انتشار اخبار (معمولا اخبار منفی) یا معاملات با حجم بزرگ رخ می‌دهند. بازار انعطاف پذیر، بازار توانمندی است که در آن قیمتها در مدت زمان کوتاهی به میانگین یا مقدار منطقی خود می‌رسند.
زمان:
دوره‌ای که در آن معاملات توسط بازار جذب می‌شوند. در یک بازار نقد، معاملات با کمترین وقفه زمانی ممکن اجرا می‌شوند (کاشانیپور و همکاران، ۱۳۸۹؛ ۶۶)
نرخ گردش سهام:
حجم سهام معامله شده تقسیم بر تعداد سهام منتشره شرکت در یک بازه زمانی مشخص است. این معیار به دو صورت سالانه محاسبه می‌شود. از آنجایی که این نسبت با شکاف قیمتی نسبی عرضه و تقاضا همبستگی معکوس دارد، در بسیاری از پژوهشها از آن به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده می‌شود. بالاتر بودن نسبت سهام معامله شده به تعداد سهام منتشره، بیانگر میزان روانی معاملات است و هر چه این نسبت بیشتر باشد، میتواند نشاندهی نقدشوندگی بالاتر باشد.
تعداد سهام منتشره شرکت ÷ تعداد سهام معامله شده = نرخ گردش سهام
تعداد روزهای معاملاتی:
به تعداد روزهایی اطلاق می‌شود که در یک بازه زمانی مشخص در آن مبادله سهم رخ داده است این معیار به صورت سالانه محاسبه می‌شود.
تعداد دفعات معاملات:
شامل تعداد معاملات یک سهم در بازه سالانه است. هر چه دفعات معامله سهام بیشتر باشد، به معنی پرمعامله بودن آن سهم است برای محاسبه این معیار، از مجموع دفعات معامله روزانه هر شرکت برای هر سال استفاده می‌کنیم.
حجم معاملات:
تعداد سهام معامله شده در یک بازه زمانی (سالانه) است.
ارزش معاملات:
از حاصل‌ضرب قیمت معامله سهم در حجم معاملات در بازه یک ساله به دست می‌آید؛ این معیار به نوعی معیاری سنتی برای سنجش نقدشوندگی سهام محسوب می‌شود. بالا بودن این معیار نشان‌دهنده نقدشوندگی بالای سهام است.
همچنین کمیته‌ی بازارهای نوظهور به بررسی عوامل تاثیرگذار بر نقدشوندگی در بازارهای نوظهور پرداخته است. هدف اصلی از تهیه این گزارش، بررسی دقیق ارتباط بین نقدشوندگی بازار و عوامل تاثیرگذار بر آن نظیر ساختارهای بازار، سیاستهای مالی، ساختارهای مقرراتی، زیرساختهای معاملاتی، میزان نوآوری مالی و وجود تنوع در بین سرمایه‌گذاران است. در این تحقیق نوآوریهای بازارهای نوظهور مختلف برای افزایش نقدشوندگی و نیز میزان موفقیت این نوآوریها در دستیابی به اهدافشان شناسایی تعیین شده‌اند.
از دیگر اهداف تدوین این گزارش، افزایش آگاهی مقامات ناظر بازارهای نوظهور درباره عوامل تاثیرگذار بر نقدشوندگی در بازارهای نوظهور است. یعنی عواملی که هزینه‌های معاملاتی را کاهش می‌دهند، انجام معامله و تسویه‌ی به هنگام را تسهیل می‌نمایند و تضمین می‌کنند که معاملات با حجم زیاد اثرات محدودی بر قیمتهای بازار دارند. که این عوامل به شرح زیر هستند:
ترکیب سرمایه‌گذاران:
ترکیب سرمایه‌گذاران نیز بر نقدشوندگی سهام تاثیر دارد. نبود تنوع در بین سرمایه‌گذاران موجب می‌شود آنها قادر به اتخاذ موقعیتهای متقابل در معاملات نباشند که در این موارد، مشارکت خارجی می‌تواند باعث تنوع سرمایه‌گذاران شود.
واسطه‌های خارجی:
آزادسازی صنعت واسطه‌گری مالی از طریق اعطای مجوز فعالیت در بازار به بازیگران خارجی، عامل مهم دیگری است که بر نقدشوندگی بازار اثر مثبت دارد. حضور واسطه‌گران خارجی که پیامد آن افزایش تعداد بازیگران است، موجب افزایش رقابت و سرعت بازار می‌شود. اگر چه شواهد قوی مبنی بر وجود ارتباط روشن بین تاسیس شرکتهای خارجی و نقدشوندگی وجود ندارد، ولی شواهد حاکی از آن است که مشارکت خارجی می‌تواند به ارتقاء استانداردهای مجموعه بازار کمک کند. همچنین اعتقاد بر این است که حضور بازیگران خارجی، موجب انتقال تجربه و نوآوری در توسعه محصولات و خدمات شرکتی می‌شود، و دسترسی بازار به منابع نقدی بین‌المللی را افزایش می‌دهد. پیشرفت در حوزه‌های مذکور در رشد و بلوغ بیشتر بازارهای داخلی موثر است. این امر در بلندمدت موجب افزایش دسترسی سرمایه‌گذاران و اعتماد به بازارهای نوظهور داخلی خواهد شد.
معامله اینترنتی:
به منظور افزایش دسترسی محلی سرمایه‌گذاران جزء، برخی کشورها امکان معامله‌ی اینترنتی را نیز فراهم آورده‌اند در معامله‌ی اینترنتی، سرمایه‌گذاران از طریق کانالهای ارتباطی الکترونیکی اقدام به ثبت سفارش و تایید نتایج معامله‌ی خود می‌کنند. و بنابراین امکان معامله در کوتاهترین زمان ممکن فراهم است؛ گسترش معاملات بر خط تاثیر عمدهای بر هزینه‌های معاملات و الگوهای معاملاتی سرمایه‌گذاران داشته است. کاهش هزینه‌های معاملاتی باعث شده است که سرمایه‌گذاران به منظور دستیابی به سودهای کوتاه‌مدت به انجام معاملات بیشتر تشویق شوند و در نتیجه خرید و فروش سهام طی یک روز افزایش یابد در نتیجه امکان انجام معاملات اینترنتی در بورس، باعث افزایش مشارکت‌کنندگان جزء به خصوص سرمایه‌گذاران فعال می‌شود و در عین حال نقدشوندگی بازار را نیز بهبود می‌بخشد.
آزادسازی حساب سرمایه:
افزایش کنترلهای سرمایه‌ای یا وضع محدودیتهای سرمایه‌ای به وضوح بر نقدشوندگی اثر معکوس دارد. حذف محدودیتهای کنترل سرمایه‌ای اثرات دو جانبه‌ای بر نقدشوندگی در بازار داخلی دارد. همراه با تاثیرات بلندمدت مثبت، در کوتاه‌مدت این اقدام ممکن است باعث خروج سرمایه از بازار شود. زیرا بازیگران بازار، پرتفوی خود را در واکنش به شرایط در حال تغییر بازار مورد بازبینی قرار می‌دهند. حذف محدودیت‌های کنترل سرمایه‌ای، یکپارچگی بازار داخلی را با بازارهای جهانی افزایش خواهد داد؛ در عین حال، این یکپارچگی می‌تواند عامل محرک توسعه‌ی بیشتر بازارهای داخلی باشد. برای مثال واسطه‌گران داخلی ممکن است تحت فشار سرمایه‌گذاران سیستم‌های معاملاتی خود را ارتقاء داده و یا اینکه مقامات ناظر داخلی مجبور شوند ساختارهای قانونی موجود را به منظور پشتیبانی از ابزارهای مالی متنوع‌تر تغییر دهند. در نتیجه کاهش کنترلهای سرمایه‌ای و یا حذف محدودیتهای ارزی و سرمایه‌ای باعث افزایش نقدشوندگی بازار می‌شود، فرصتهای بیشماری را پیش روی سرمایه‌گذاران خارجی قرار می‌دهد و موجب نوآوری بیشتر در طراحی ابزارهای داخلی می‌گردد.
زیرساختهای معاملاتی:
هدف از توسعه تکنولوژیکی بازار ثانویه، بهبود دسترسی بازار و فراهم کردن مدلهای معاملاتی مختلف است. در عین حال تکنولوژی های جدید، عامل توسعه‌ی ساختارهای بازار نظیر ظرفیت بازارسازی، مدلهای پیچیده معاملات خرد سهام یا معاملات کمتر از واحد پایه معاملاتی و غیره است. تمامی این عوامل در نهایت باعث افزایش نقدشوندگی بازار می‌شوند. بهبود زیرساختهای معاملاتی از طریق پیشرفتهای تکنولوژیکی سیستمهای معاملاتی موجب افزایش چشمگیر تعداد معاملات، کاهش دامنه‌ی نوسان قیمتها (همچنین افزایش پیوستگی قیمتها) و روان شدن فرایند معاملات و به موازات آنها افزایش نقدشوندگی می‌شود.
محصولات (افزایش محصولات سرمایه‌گذاری در دسترس بازار، به ویژه ابزارهای مشتق):
ابزارهای سرمایه‌گذاری موجود در بازار عامل مهمی است که جذابیت بازار را در نظر سرمایه‌گذاران افزایش می‌دهد. یکی از مهمترین مشخصه‌ های بازارهای توسعه یافته، وجود محصولات سرمایه‌گذاری متنوع، به ویژه ابزارهای مشتق در آن بازار است. ابزارهای متنوع و پیشرفته، گزینه‌های مختلفی را پیش روی انواع سرمایه‌گذاران با درجه ریسک‌پذیری متفاوت قرار می‌دهند؛ همچنین میزان جذابیت ابزارهای سرمایه‌گذاری در دسترس، در کمک به تجهیز پس‌اندازها به بازار سرمایه نقش مهمی ایفا می‌کند. تنوع و تعداد محصولات، گزینه‌های مختلفی را پیش روی سرمایه‌گذاران با استراتژی های معاملاتی، ریسک‌پذیری و افق سرمایه‌گذاری متفاوت قرار می‌دهد. مهمتر اینکه سرمایه‌گذاران به سمت بازارهایی جذب می‌شوند که محصولات سرمایه‌گذاری متنوعی را به منظور کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و افزایش نقدشوندگی در اختیارشان قرار می‌دهد. این محصولات عبارتند از:
ابزارهای مشتق که اثر مستقیمی بر نقدشوندگی اوراق بهادار مندرج در آنها دارند.
ابزارهای ساختار یافته و حق خرید سهام به عنوان ابزارهای پوشش ریسک.
قراردادهای آتی سهام که به نظر می رسد که به بکارگیری چنین ابزارهایی بستگی زیادی به محیط عملیاتی و وضعیت سرمایه‌گذاران هر بازار دارد.
صندوق های قابل معامله در بورس.
صندوق های پوشش ریسک به عنوان یک گزینه‌ی سرمایه‌گذاری دیگر.
مشارکت‌کنندگان جزء:
با توجه به اینکه پساندازهای خرد منابع اصلی افزایش نقدشوندگی بازار هستند، تاثیر مشارکت سرمایه‌گذاران جزء بر نقدشوندگی نباید نادیده گرفته شود. افزایش مشارکت سرمایه‌گذاران جزء به منظور ایجاد تعادل در ترکیب کلی سرمایه‌گذاران در بازار، به ویژه در بازارهایی که سرمایه‌گذارای جزء اشتیاق زیادی برای معامله دارند از اهمیت زیادی برخوردار است؛ وجود تنوع در مشارکت‌کنندگان بازار به لحاظ نیازهای معاملاتی، ریسک‌پذیری و افق سرمایه‌گذاری متفاوت می‌تواند باعث افزایش نقدشوندگی بازار شود. افزایش امکان دسترسی به منظور انجام معامله از طریق معاملات بر خط نیز عامل مهمی در جذب سرمایه‌گذاران جزء محسوب می‌شود. اگر چه در برخی بازارها متعاقب این اقدام، نوسان قیمتها افزایش یافته است (عوامل تاثیرگذار بر نقدشوندگی در بازارهای نوظهور، ۲۰۰۷، ۳۷ ـ‌۱۱).

۲-۴) ارتباط بین ساختار سرمایه و نقدشوندگی

۲-۴-۱) تاثیر مثبت نقدشوندگی دارایی بر اهرم

ویلیامسون و الیور (۱۹۸۸) این گونه استدلال می‌کنند که دارایی هایی که نقدشونده‌تر هستند یا قابلیت انتقال بیشتری دارند، تضمین بهتری محسوب می‌شوند و باید اکثر اوقات با بدهی، تامین مالی شوند، زیرا بانک ها و بازارهای استقراض عمومی، هزینه‌های کمتری در تامین مالی این دارایی ها مطالبه می‌نمایند. برای مثال، تخفیف های کمتر در خصوص فروش داراییهای نقد، تبدیل به نقد کردن این دارایی ها را برای بانکها در صورت لزوم، آسانتر می‌کند. به همین ترتیب، دارایی های نقد، برای دارندگان اوراق قرضه، پشتوانه بهتری است. یک دلیل، این است که این گونه دارایی ها، برای دارندگان اوراق قرضه از لحاظ نظارت و ارزشیابی راحت‌تر هستند و در موارد ورشکستگی نیز به سهولت، به فروش می‌رسند. بنابراین نقدشوندگی بیشتر داراییها، هزینه‌های تامین مالی از طریق استقراض خارجی را کاهش می‌دهد و مقدار سرمایه شرکتهایی که میتوانند استقراض نمایند را افزایش می‌دهد. زمانی که هزینه‌های تامین مالی از طریق استقراض کاهش می‌یابد، شرکتها این موضوع را در می‌ِیابند که بیشتر استقراض کنند و اهرم بهینه را به میزان لازم، افزایش دهند. از این رو نقدشوندگی بالاتر، اهرم مالی را افزایش می‌دهد.

نظر دهید »
فایل شماره 8104
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مدیریت سود طبیعی[۱۴۸]۲، مدیریت سود طبیعی به نوعی از جریانهای سود اطلاق می­ شود که از فرآیندهای عملیاتی ذاتاً هموار بدست می ­آید. به عنوان مثال فرایند درآمد در صنایعی نظیر آب و برق از این نوع است. حجم تولید و فروش قیمتها در اینگونه صنایع بطور ذاتی یک روند هموار دارد و این ویژگی بطور طبیعی وارد جریان سود می­ شود. در مقابل این نوع مدیریت سود، مدیریت سودهای دیگری قرار دارد که توسط مدیریت و در نتیجه اقدامات و تصمیم‌های آنان مدیریت شده است که خود در دو طبقه واقعی و مصنوعی قرار می‌گیرد. (معتصمی، ۱۳۷۶)
مدیریت واقعی سود[۱۴۹]۳، مدیریت واقعی سود ناشی از برخی تصمیمات مدیریت است که به منظور کنترل و تأثیر گذاری بر رویدادها و وقایع اقتصادی طراحی می­ شود. محققین در بیان تفاوت اساسی مدیریت واقعی و مصنوعی معتقدند که اولی بر جریان‌های نقدی موثر واقع می­ شود در حالی که دومی یک نوع بازی داخلی با ارقام است. به عنوان مثال انجام فروش­های زودهنگام و یا در مقابل نوعی تعلل در اقدام به فروش است. از آنجائیکه کنترل رویدادهای واقعی اقتصادی (مبادلات) مستقیماً بر سودهای آتی موثر واقع می­ شود، مدیریت از این نوع را واقعی می­نامند .(معتصمی، ۱۳۷۶)
مدیریت مصنوعی سود، مدیریت مصنوعی سود نشأت گرفته از اقداماتی است که اصطلاحاً دستکاریهای حسابداری نامیده می­ شود. ویژگی بارز این نوع مدیریت آن است که ناشی از یک رویداد اقتصادی نبوده و تأثیری بر جریان نقد ندارد. به بیان دیگر مدیریت مصنوعی صرفاً موجب جابه جایی هزینه­ها و درآمدها بین دوره‌های مالی می­ شود. به عنوان مثال تغییر در روش‌ها و برآوردهای حسابداری یکی از رایج­ترین ابزار دستکاری سود به منظور ایجاد یک جریان مصنوعی از مدیریت سود است. کانون اصلی بحث در اغلب تحقیقات انجام گرفته در زمینه مدیریت سود صریحاً یا تلویحاً این نوع از مدیریت بوده است.(معتصمی، ۱۳۷۶)
۲-۳-۴) انگیزه­ های مدیریت در مدیریت سود
به طور کلی انگیزه­ ها و محرکهایی که مدیران را به تلاش در جست مدیریت سود سوق می­دهد از دیدگاه پژوهشگران این مقوله در ۳ گروه طبقه بندی شده است: (معتصمی، ۱۳۷۶)
۱- انگیزه افزایش رفاه سهامداران.
۲- انگیزه تسهیل قابلیت پیش ­بینی سود .
۳- انگیزۀ افزایش رفاه مدیریت .
۱- انگیزه افزایش رفاه سهامداران: افزایش رفاه سهامداران از اولین انگیزه­ های مورد توجه پژوهشگران مدیریت سود بوده است. محققین دلایل بسیاری را اقامه نموده ­اند که تمایل مدیریت به مدیریت سود متأثر از انگیزه افزایش ارزش سهام شرکت است. پژوهشگران اولیه موضوع مدیریت سود براین باور بوده ­اند که وجود یک جریان هموارسود برای سهامداران نویدی از وجود جریان پایدارتر تقسیم سود و نیز ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک پایین‌تری است براین مبنا می­توان مدعی شد که مدیریت باور دارد سرمایه گذاران حاضر به پرداخت بهای بیشتر برای سهام شرکت هایی هستند که جریان سود هموارتری دارند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

بیدلمن، براین اعتقاد بوده است که مدیریت فرض می­ کند سهامداران جریان سود پایدار در طی زمان را به جریان نوسان دار سود ترجیح می­ دهند زیرا سودهای هموار مؤید جریان با ثباتی است در حالیکه سودهای هموار نشده از سوی سرمایه ­گذاران به عنوان نشانه­ای از ریسکی بودن عملیات شرکت تلقی شده و تأثیر آن بر نرخ بازده مورد توقع سهامداران موجب ایجاد اثر منفی براررزش سهام شرکت می شد.
همچنین هپ ورث نیز در بیان انگیزه‌های مدیریت سود به بهبود روابط با اعتبار دهندگان، سرمایه گذاران و کارکنان و نیز کم کردن چرخه­های تجاری از طریق فرآیندهای روان شناختی اشاره داشته است. (ریاحی بلکویی، ۱۳۸۱)
۲– انگیزه تسهیل قابلیت پیش بینی سود : این موضوع از هر دو بعد درون سازمان و برون سازمانی می ­تواند مد نظر قرار گیرد. از دیدگاه درون سازمانی استفاده از سودهای پرنوسان ممکن است فرایند برنامه ریزی و بودجه بندی را با مشکلات مواجه نماید. همچنین از بعد برون سازمانی احتمال می­رود انگیزه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهامداران زمینه ساز بروز رفتار مدیریت سود باشد. (معتصمی، ۱۳۷۶)
مطالعات بارنیا، رونن و سادن از وجود انگیزه‌های برون سازمانی برای مدیریت حمایت می­ کند. آن‌ها مدعی شدند که مدیریت به منظور افزایش توانایی سرمایه ­گذاران برای پیش ­بینی جریان­های نقدی آتی دست به مدیریت سود می­زند. در واقع مدیران انتظارات و برداشت­های شخصی خود در مورد جریان‌های نقدی شرکت را از طریق مدیریت سود به بازار منتقل می­ کنند تا بدینوسیله قابلیت پیش بینی سود را از طریق مشاهده ارقام متوالی برای سهامداران تسهیل نمایند. (شاری، ۱۹۹۴)
۳- انگیزه افزایش رفاه مدیریت : مطالعات اخیر در مدیریت سود به وضوح برانگیزه مدیریت جهت حداکثر کردن رفاه خوش تاکید بیشتری داشته اند. شاید دلیل اصلی این موضوع گسترش زمینه ­های پذیرش تئوری نمایندگی بوده است. علیرغم اختلاف نظرهایی که در رابطه با دامنه تضاد منافع مدیران و سهامداران در بین صاحبنظران مالی وجود دارد به نظر می­رسد اصل وجود تضاد منافع از یک مقبولیت عمومی برخوردار باشد. بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که مدیران منافع خود را جایگزین خواسته‌های سهامداران نموده و به جای حداکثر کردن ثروت سهامداران به دنبال کسب قدرت اعمال کنترل بر شرکت و نهایتاً حداکثر کردن رفاه و سودمندی خویش هستند برخی از تحقیقات به این نتیجه رسیدند که مدیر با انگیزه مشخص افزایش ثروت خویش به مدیریت ارقام می ­پردازد. براین منبا اگر حق الزحمه مدیر به رشد ثابت و پایدار سود وابسته باشد این احتمال منطقی وجود دارد که دست به مدیریت سود بزند. (معتصمی، ۱۳۷۶)
موسز[۱۵۰] به بررسی ارتباط بین مدیریت سود با محرک­های اقتصادی نظیر اندازه شرکت، بازار سهام، نوع کنترل، مالکیت و طرحهای پاداش پرداخت. مطالعات او به این نتیجه رسید که مدیریت سود در مورد شرکت هایی بزرگ شرکت‌های دارای طرحهای پاداش (مبنی بر سود) و شرکت هایی که سود واقعی آنها (سود قبل از مدیریت) با سود مورد انتظارشان متفاوت است بیشتر مصداق دارد. موسز نتیجه گیری کرد که هر تلاش برای مدیریت سود به میزان تفاوت سود واقعی و سود مورد انتظار بستگی دارد به گونه ­ای که با افزایش این فاصله انگیزه مدیریت نیز افزایش می­یابد. (آشاری، ۱۹۹۴)
گوردن[۱۵۱] براین باور است که:
۱- شاخصی که مدیریت شرکت برای انتخاب اصول حسابداری به کارمی­برد براین اساس قرار دارد که سود یا رفاه شرکت را به حداکثر برساند.
۲- این سود یا منفعت تابعی است از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد اندازه یا بزرگی شرکت .
۳- رضایت سهامداران از عملکرد شرکت موجب تقویت موضع و افزایش حقوق و پاداش مدیران خواهد شد.
۴- این رضایت به نرخ رشد و ثبات سود شرکت بستگی دارد. این قضیه‌ها منجر به مدیریت سود می­ شود که به شکل زیر توجیه می­ شود.
اگر چهار قضیه بالا پذیرفته شوند یا صحت آنها به اثبات برسد. چنین نتیجه گیری می­ شود که یک مدیر باید در محدوده مقررات حسابداری (۱) سود مورد گزارش را مدیریت کند و (۲) نرخ رشد سود را مدیریت کند. مقصود از مدیریت نرخ رشد اینگونه است که اگر نرخ رشد بالا است، باید از روش های عملی حسابداری استفاده کرد که آن را کاهش دهند و عکس قضیه هم صادق است . (ریاحی بلکویی، ۱۳۸۱)
تامل در سیر تاریخی مطالعات مربوط به انگیزه­ های مدیریت سود تا حدودی نشان دهنده روند تکاملی فرضیه ­های مورد آزمون پژوهشگران است. در مجموع این روند نشان می­دهد که محققین در بین انگیزه­ های شناخته شده برای مدیریت در سالهای اخیر، بیشتر به بررسی انگیزه افزایش رفاه مدیریت متمایل شده ­اند.
۲-۳-۵) مدیریت سود و رابطه­ آن با هزینه – منفعت
اگر مدیریت سود هزینه بر باشد امکان دارد مدیر آن را اختیار نکند. مثلاً اگر شناسایی پیش از موعد سود به منظور اهداف گزارشگری مالی مستلزم شناسایی پیش از موعد بدهی مالیاتی باشد این امر منجر به بالا رفتن ارزش فعلی صورت حساب مالیاتی شرکت خواهد شد و اگر هزینه‌های مدیریت ناچیز باشد این امر انگیزه‌ای برای مدیر فراهم می کند تا دست به مدیریت سود بزند.
هزینه‌ها و منافع مختلف مدیریت سود پیش ­بینی هایی را درباره شرکت‌های مختلف مدیریت ایجاد می­ کند. این پیش بینی­ها می ­تواند مورد آزمون تجربی قرارگیرد. چنین آزمون هایی بر مبنای در نظر گرفتن این مطلب می­باشد که آیا مدیریت محتوای اطلاعاتی سود را کاهش می­دهد یا خیر؟
بنابراین انتظار می­رود عکس­العمل بازار در برابر اعلام سود به طور سسیستماتیک با توجه به درک بازار از احتمال مدیریت سود متفاوت باشد (معتصمی، ۱۳۷۶).
۲-۳-۶) جایگاه مدیریت سود
حسابداری فاقد یک الگوی جامع است و در واقع یک علم چند الگویی است. یکی از این الگوها، الگوی انسانی / استقرایی است. دو نوع تئوری را می­توان به عنوان جزئی از الگوی انسانی/ استقرایی در نظر گرفت. در نوع اول تئوری همه توان خود را برای توضیح و توجیه روش کار حسابداری موجود به کار می گیرد یعنی روش­هایی چون بهای تمام شده تاریخی در ارزشیابی دارائیها، تکنیک­های سنتی تسهیم بهای تمام شده، تکنیک­های دفتر داری و از این قبیل می ­پردازد.
نوع دوم تئوری در ارتباط با توضیح نقش مدیریت در تعیین تکنیک­ها است.
عموماً فرض براین است که فعالیت‌ها و اعمال اشخاص در جهت حداکثر کردن ثروت آن‌ها صورت می‌گیرد. بدین ترتیب این نوع از تئوری مشتمل بر فرضیه یکنواخت سازی سود و پایه­ای اساسی برای تئوری اثباتی حسابداری است. کاربرد بدیهی این فرض آن است که تاکید مدیریت بر استانداردهای حسابداری بر اساس منافع خود می­باشد. (عرب مازیاریزدی، ۱۳۷۱ )
مدیریت سود به عنوان جزئی از الگوی انسانی / استقرایی
اندیشمندانی که الگوی انسانی/ استقرایی را می­پذیرند یکی از دو شیوه زیر را به کار می­برند:
۱- اگر مایل به توضیح و توجیه عمل موجود حسابداری باشند روش استدلال تحلیل یا تحقیقات میدانی و یا روش­های مبتنی بر مشاهده را استفاده می­ کنند.
۲- آن هایی که درصدد توضیح نقش مدیریت در تعیین تکنیک­ها می­باشند اساساً برروش­های تجربی تاکید و تکیه دارند.
به طور خلاصه می توان گفت موضوع اصلی بحث اندیشمندانی که الگوی انسانی/ استقرایی را به کارگرفته‌اند دو چیز است:
۱- نحوه عمل جاری حسابداری.
۲- تمایل و گرایش مدیریت به این روش‌ها.
در این مطالعات بحث بر سر این است که مدیران واحدهای تجاری آن دست از قواعدحسابداری را برمی‌گزیند که سود و نرخ رشد آن را یکنواخت کند.طبق نظریه گوردن مدیریت در حوزه قدرت خویش آزادانه عمل می کندوبر مبنای این آزادی عمل که قواعد حسابداری به او بخشیده است اولاً: سود مورد گزارش را یکنواخت می­سازد و ثانیاً: نرخ رشد سود را هم یکنواخت نشان می­دهد. بر اساس چنین دیدگاهی آنچه حسابداری واقعاً به آن عمل می­ کنند مجموعه ­ای از تکنیک‌ها است که قابل استخراج و دسته بندی است دلیل مفید بودن این تکنیک‌ها نیز این است که مدیران آزادانه آنها را برگزیده­اند و اصطلاحاً به درد به خور بوده ­اند. بنابراین، هدف تحقیق حسابداری در این الگو، درک و توضیح و پیش ­بینی نحوه­ عمل حسابداری است. (عرب مازیاریزدی، ۱۳۷۱)
مدیریت سود به عنوان یکی از یافت­های روش اثباتی در حسابداری
قصد اصلی روش اثباتی در حسابداری این است که با تجزیه و تحلیل منافع و مخارج افشاهای مالی معین در رابطه با افراد مختلف و تخصیص منابع در اقتصاد، انتخاب استانداردها توسط مدیریت را تشریح و پیش بینی نماید.
تئوری­ اثباتی براین اساس است که مدیران، سهامداران و قانون­گذاران و سیاست مداران منطقی هستند و سعی می­ کنند مطلوبیت خود را حداکثر نمایند که این مطلوبیت مستقیماً به پاداش و در نتیجه ثروت آن‌ها مربوط می­ شود. انتخاب یک خط مشی حسابداری توسط هر یک از گروه ­های مزبور بستگی به مقایسه منافع و مخارج نسبی روش­های دیگر حسابداری دارد به گونه ­ای که مطلوبیت آن گروه­ ها حداکثر گردد. یافته­های روش اثباتی در حسابداری بین تحقیق در مورد فرضیه مدیریت سود و تحقیق در مورد تئوریهای اثباتی تقسیم می­شوند زیرا مفروضات متفاوتی زیر بنای هر نوع تحقیق در فرضیه مدیریت سود فرض می‌شود که بین سود حسابداری و قیمت سهام ارتباط برقرار است در حالی که تئوریهایی اثباتی در حسابداری فرض می­ کنند که قیمت سهام به جریان‌های نقدی بستگی دارد و نه به سودحسابداری. (کوچکی، ۱۳۷۳)
۲-۳-۷) فرضیه مدیریت سود و فرضیه بازار
تحقیقات دامنه داری حول محور دو فرضیه اصلی که با هم در رقابت هستند انجام شده است دسته ای از فرضیات بیان می­ کنند که بازار بطور منظم با روش‌های حسابداری گمراه می­ شود. بسیاری از تحقیقات حسابداری بر اساس این فکر بودند که اطلاعات حسابداری تنها اطلاعاتی است که سرمایه گذاران دارند و بر اساس آن تصمیم می­گیرند. پس تغییر در رویه­های حسابداری بدون توجه به تاثیر آن در مالیات بر جریانهای نقدی اثر می گذارد. بسیاری از حسابداران اظهار داشته اند که مدیریت همواره با بهره گرفتن از روش های حسابداری اقدام به یکنواختی سود می­ کنند، یعنی مدیران سعی دارند بر بازار اوراق بهادار اثر بگذارند و نظر سهامداران را نسبت به قیمت سهم تغییر بدهند. به این ترتیب فرض می­ شود که بین سود حسابداری و قیمت سهام ارتباط برقرار است. پس تغییر در رویه حسابداری که سود را افزایش می­دهد همراه با افزایش قیمت سهم و تغییر در رویه حسابداری که سود را کاهش می­دهد همراه با کاهش قیمت سهم است. یعنی سود حسابداری و قیمت سهم هم جهت حرکت می­ کنند. (بدون توجه به تغییر در ارزش فعلی جریانهای آتی وجه نقد).
دستۀ دیگری از فرضیات، توضیحات مذکور را به علت اتکا بر مفروضات غیر واقعی اقتصادی و رفتاری مورد انتقاد قرارداده­اند، برای مثال واتز بحث می­ کند که دستکاری سود بیهوده است زیرا شرکت کنندگان در بازار، خبره و آگاهند و قادرند چنین اقداماتی را خنثی کنند. این دسته از فرضیات هم چنین بیان می­دارند که بعد از اعلام تغییر در رویه‌های حسابداری غیر ممکن است که نرخ بازده غیر نرمالی به علت آگاهی از تغییر در رویه حسابداری ممکن نیست. این فرضیات را فرضیات بی اثر نام گذاری کرده ­اند. (تغییر در رویه حسابداری تاثیری در قیمت اوراق بهادار ندارند) اگر چه به علت مشکلات علمی و روش شناختی هیچ یک از تحقیقات نتوانسته­ است قطعاً فرضیه­ای را اثبات کند اما می­توان چنین نتیجه گرفت که نقش استفاده از روش های حسابداری توسط مدیریت کم رنگ شده است (ثقفی، ۱۳۷۴).
۲-۳-۸) روش‌های مدیریت سود
رونن و سادن مدیریت سود را به ۳ روش کلی ممکن دانسته ­اند: (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۵، ص ۴۹-۳۲)
مدیریت از طریق وقوع و یا تشخیص رویداها [۱۵۲]۱
۲- مدیریت از طریق تخصیص در طول زمان[۱۵۳]
۳- مدیریت از طریق طبقه بندی[۱۵۴]

نظر دهید »
فایل شماره 8103
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اوایل ۱۹۹۰

فعالیت شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت

اواسط ۱۹۹۰

شبکه‌های بین المللی مدیریت دانش پدید آمد

اواخر ۱۹۹۰

مدیریت دانش در زمره فعالیت‌های تجاری شرکت‌های بزرگ درآمد

هزاره سوم

شرکت‌های بزرگ اروپایی حدود ۵۵ درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده‌اند

مهم‌ترین نقشی که می‌توان به مدیریت دانش نسبت داد این است که آن را به عنوان یک روش شناسی تغییر در نظر بگیرند. مدیریت دانش از یک طرف با جذب دانش‌های جدید به درون سیستم و از طرفی دیگر با اداره مؤثر آن دانش‌ها می‌تواند مهم‌ترین عامل تغییر یک سازمان باشد. دانش به واسطه نزدیکی به تصمیم‌ها و اقدامات سازمانی به مراتب بیش از داده‌ها و اطلاعات می‌تواند باعث بهبود عملکرد شده و در نتیجه کیفیت خدمات سازمان­ها به طور عام و سازمان‌های دولتی را به طور خاص بهبود بخشد (بیتس[۸۶]، ۲۰۰۵ ).

۲-۲-۱۱-۱- تعریف مدیریت دانش

برای شناخت هر مفهوم، نیاز است که درباره آن مفهوم در حد امکان تعریفی جامع وجود داشته باشد. مدیریت دانش نیز از این قاعده مستثنی نیست. از این رو در این جا چند تعریف متداول در مورد مدیریت دانش ارائه شده است.

به نظر بوسه (۲۰۰۳) مدیریت دانش یک رویکرد سیستماتیک یکپارچه جهت شناسایی، مدیریت و تسهیم تمام دارایی‌های اطلاعاتی سازمان است که شامل بانک‌های اطلاعاتی، مدارک، سیاست‌ها و رویه‌ها است.
به نظر اسمیت[۸۷] (۲۰۰۱) مدیریت دانش یک محیط کاری جدید ایجاد می‌کند که دانش و تجربه به آسانی می‌توانند به اشتراک گذاشته شوند و همچنین اطلاعات و دانش را فعال می‌کند تا به سمت افراد واقعی و در زمان واقعی جریان یابند تا آن‌ها بتوانند مؤثر و کاراتر عمل نمایند.
دسوزا[۸۸] (۲۰۰۵) معتقد است مدیریت دانش به عنوان روشی برای تبدیل داده‌های خام به اطلاعات رمزگردانی شده و سپس تفسیر آن اطلاعات به دانش، محسوب می‌شود. سیستم‌های مدیریت دانش را می‌توان با بهره گرفتن از تکنولوژی­های اطلاعاتی جاری و آتی توسعه داد. با این وجود تکنولوژی برای نیل به اهداف مدیریت دانش شرطی لازم است ولی کافی نیست. فرایندهای مدیریت دانش را باید برای پرداختن به موضوعاتی نظیر مشارکت، تفسیر معنایی و دستیابی مورد استفاده قرار دارد (خیراندیش، ۱۳۸۶: ۷۵).
اخیراً تعریفی از سوی سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی[۸۹] (۲۰۰۳) (به نقل از حسن زاده، ۱۳۸۴) ارائه شده است که به نظر می‌رسد علاوه بر تازگی، مفاهیم اصلی تعاریف موجود را به صورت خلاصه دربرمی‌گیرد. همچنین این تعریف به صورت عملی در پژوهشی از سوی سازمان مذکور استفاده شده است. بنابراین تعریف مدیریت دانش مجموعه ­ای از فعالیت‌های سازمانی برای خلق، کسب، توزیع دانسته‌ها و ارتقای به اشتراک گذاری دانش در داخل سازمان و محیط پیرامون آن است. با مرور تعاریف مختلف، مدیریت دانش را به این صورت می‌توان تعریف کرد: مدیریت دانش عبارت از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (ضمنی به آشکار و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمان است (حسن زاده، ۱۳۸۴).

۲-۲-۱۱-۲-ارتباط نوع مدیریت دانش و نوع دانش

همان­طور که گفته شد، دانش صریح به راحتی مورد تجزیه و تحلیل و طبقه بندی قرار می‌گیرد. اما دانش ضمنی، در روحیه، روان و درک انسان‌ها نهفته است. از این رو تجزیه و تحلیل و طبقه بندی آن دارای دشواری‌های خاص خود است. با توجه به اهمیت و نقش هر یک از این دو نوع دانش، عده­ای از این منظر، روش‌های به کارگیری مدیریت دانش در سازمان را به چهار دسته پویا[۹۰]، انسان گرا[۹۱]، نظام گرا[۹۲] و انفعالی[۹۳] تقسیم کرده‌اند (چوی و لی[۹۴]، ۲۰۰۳). در این دسته بندی، سطح دانش صریح، بستگی به تقسیم دانش از طریق رمزگذاری و نگهداری اطلاعات مورد نیاز یک فرد و سطح دانش ضمنی نیز به سطح تقسیم دانش از طریق نحوه روابط میان افراد بستگی دارد. در شکل ۲-۱ جایگاه این روش‌ها با توجه به نوع و سطح دانش ضمنی و آشکار نمایش داده شده است.

شکل ۲-۱: رابطه بین نوع مدیریت دانش و نوع دانش(چوی و لی ،۲۰۰۳)

  • روش منفعل: سازمان‌هایی که از این روش استفاده می‌کنند، تمایل کمی به مدیریت دانش دارند و به صورت روشی سیستماتیک اداره نمی‌شوند. در این سازمان‌ها، تعریفی مناسب از دانش وجود ندارد، از این رو اثربخشی در سازمان‌های فوق در طول مدت زمان کاهش می‌یابد و احتمال شکست در این سازمان‌ها بسیار زیاد است .
  • روش سیستم محور: سازمان‌هایی که از این روش استفاده می‌کنند، تأکید بیشتری بر کدگذاری و استفاده دوباره از دانش (صریح) دارند. به این ترتیب تأثیرپذیری خود را از طریق فناوری اطلاعات افزایش داده و در مقابل، پیچیدگی‌های دسترسی به اطلاعات و استفاده از آن را کاهش می‌دهند. بنابراین در این روش، هزینه اندک تبادل اطلاعات و جواب سریع‌تر به مشتری امکان پذیر است و معمولاً دانش صریح، بهتر تقسیم می‌شوند و نیز می‌توان با استفاده دوباره از اطلاعات کدگذاری شده به سطح مناسب‌تری از دانش دست یافت. همچنین برنامه های آموزشی استاندارد و گروهی این روش، توانایی‌های سازمان‌ها را بالا برده، نیاز به داشتن اطلاعات گسترده تر را در میان اعضای یک سازمان کاهش می‌دهد .
  • روش انسان محور: تأکید بر روش انسان محور، بر پایه تقسیم دانش‌های ضمنی است. در این روش اطلاعات مناسب‌تری را شناسایی می‌کنند، چرا که روش مزبور در ارتباط میان اعضای یک سازمان بسیار باارزش است. در این روش سطح دانش ضمنی سازمان بسیار بالاست و از این نظر در مقابل رقبا مشکلی وجود ندارد. بنابراین سازمان باید شروع به کدگذاری و مالکیت دانش ضمنی کند. استفاده از فناوری در این زمینه تکنولوژی می‌تواند بسیار مؤثر باشد .
  • روش پویا: سازمان‌هایی که از روش پویا استفاده می‌کنند، از هر دو نوع دانش ضمنی و صریح بهره می‌گیرند و آن‌ها را به بهترین نحو مورد توجه و استفاده قرار می‌دهند. در این سازمان‌ها که اکثراً شرکت‌های مشاوره­ای هستند، بر روی فناوری اطلاعات، سرمایه گذاری‌های زیادی انجام می‌شود .

نتایج بررسی‌های انجام شده بر روی سازمان‌هایی که روش‌های نامبرده را به کار برده‌اند نشان می‌دهد که روش پویا نسبت به دیگر روش‌ها کارآمدی بیشتری دارد. زیرا به هر دو نوع از دانش (ضمنی و صریح) توجه دارد که این امر باعث مزیت رقابتی برای آنها می‌شود (چوی و لی، ۲۰۰۳).

۲-۲-۱۲- ضرورت و اهمیت مدیریت دانش

مدیریت دانش مفهوم تازه ای نیست. سازمان‌ها معمولاً به شکل‌های مختلفی برای تصمیم گیری و تولید کالا و خدمات، مدیریت دانش را تجربه کرده‌اند اما این تجربه‌ها نظام­مند و اصولی نبوده است. اصولاً آنچه درباره مدیریت دانش جدید است ، وجود آگاهی نسبت به فرایند مدیریت دانش است. توانایی سازمان در خلق، کسب، پردازش و حفظ دانش قدیم و جدید، قابلیت سازمان برای مواجهه با پیچیدگی، عدم اطمینان و تغییرات را افزایش می‌دهد. مدیریت دانش اجازه می‌دهد که سازمان تغییرات را مدیریت کند، نه اینکه تغییرات سازمان را مدیریت کند (مشبکی و زارعی، ۱۳۸۲).
مدیریت دانش بر استفاده از دانش برای ایجاد مزیت رقابتی و پویایی شرکت‌ها در محیط با رشد سریع و پیچیده امروزی تاکید دارد . در شرایطی که اهمیت عوامل تولید همچون سرمایه ، نیروی کار و زمین به دلیل در دسترس بودن یا امکان جایگزینی کم شده است، دانش مهم‌ترین منبع تولید و تعیین کننده پیشتاز رقابت شده است (سید جوادین و دیگران ، ۱۳۸۹) . هیچ سازمانی برتری یا عدم برتری به صورت ذاتی ندارد. تنها برتری که می‌تواند بدست بیاورد توانایی برای بهره برداری از دانش در دسترس است. بنابراین چگونگی تولید (یا دسترسی به منابع دانش) و انتقال آن به بدنه سازمان و نهایتاً استفاده سریع و صحیح از آن در حوزه های کارکردی[۹۵] امری بسیار حیاتی است.
نوناکا (۱۹۹۱) دانش را تنها مزیت رقابتی پایدار برای یک سازمان می‌داند . به تعبیر او در شرایطی که بازارها مرتبا تحول می‌یابند، فناوری‌های قدیمی منسوخ می‌شوند، رقبا متنوع و چند برابر می‌شوند و محصولات و خدمات دچار تحول بنیادین می‌شوند، سازمان‌های موفق آن­هایی هستند که مرتبا به تولید دانش جدید پرداخته، آن را در سطح سازمان گسترانده و بالاخره با سرعت زیاد از آن در فناوری‌ها و محصولات جدید استفاده می‌کنند. مدیریت دانش به عنوان یک استراتژی کاری و شغلی به طور هم زمان بر روی مرزهای چندگانه سازمان عمل کرده و نیز ابزاری جهت پیشرفت برنامه-های کلی سازمان محسوب می‌شود . مدیریت دانش با ایجاد قدرت داخلی در سازمان‌ها سعی در برطرف نمودن چالش‌های خارجی دارد و این امر با بهره برداری از منابع دانش موجود در کارکنان، منابع اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاعاتی و کاربردهای آن و هم چنین ارتباطات آن‌ها با مشتریان و تأمین­کنندگان انجام­پذیرخواهد بود. مفهوم مدیریت دانش تعیین کننده، ابزاری برای انجام و پیشرفت‌های کاری است که می‌تواند شامل اجزای مختلف کار، توزیع و توسعه محصولات و خدمات جدید باشد و توانایی اجرای فعالانه برای توسعه و بهبود مستمر را نیز در بر داشته باشد(ابطحی و صلواتی ،۱۳۸۵) .
زمانی که فضای اعتماد و انگیزش برای افراد به جهت تسهیم و به کارگیری دانش فراهم شود و فرآیندهای نظام مند یافته و خلق دانش ایجاد گردد، و نیز در صورت نیاز فناوری لازم برای ذخیره و آسان سازی یافتن و به اشتراک گذاری دانش مهیا باشد، ارزش افزایی مداوم دانش اتفاق می‌افتد. حسن زاده (۱۳۸۶) منافع مدیریت دانش در یک سازمان را در سطح فردی و سازمانی مورد بررسی قرار داده است. در سطح فردی مدیریت دانش به کارکنان امکان می‌دهد که مهارت‌ها و تجربیات خود را از طریق همکاری با دیگران و سهیم شدن در دانش آنان و یادگیری ارتقا دهند تا به رشد حرفه ای دست یابند. در سطح سازمانی، مدیریت دانش سازمان را قادر می‌سازد تا از طریق افزایش کارایی، بهره­وری، کیفیت و نوآوری عملکرد سازمان را ارتقا بخشد. سازمان­هایی که دانش خود را مدیریت می‌کنند، به سطح بالایی از بهره‌وری دست می‌یابند. سازمان‌ها با دسترسی بیشتر به دانش کارکنان خود می‌توانند تصمیمات بهتری اتخاذ کنند، فرایندها را بهینه سازی کنند، از تکرار کارها کاسته و بر نوآوری بیفزایند و در نهایت یکپارچگی و همکاری درون سازمانی را ارتقاء بخشند(تیسه[۹۶] ،۲۰۰۳).

۲-۳- پیشینه پژوهش

  • محمدی و امیری(۱۳۹۱) در پژوهشی به بررسی “ارائه مدل ساختاری تفسیری دستیابی به چابکی از طریق فناوری اطلاعات در سازمان­های تولیدی”پرداختند. هدف این پژوهش ارائه یک مدل مفهومی با بهره گرفتن از روش مدل­سازی ساختاری تفسیری در راستای دستیابی به چابکی از طریق قابلیت های فناوری اطلاعات است. بدین منظور پس از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و شناسایی شاخص­ های دستیابی به چابکی از طریق فناوری اطلاعات مدل ساختاری تفسیری در ۴ سطح ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می­دهد تمایل و تعهد مدیران ارشد، جو سازمانی و همسویی برنامه ریزی استراتژیک با برنامه های فناوری اطلاعات عامل مؤثر در دستیابی به چابکی از طریق فناوری اطلاعات است.
  • کدخداپور(۱۳۹۱)در پژوهشی به بررسی” نقش مدیریت دانش در چابکی سازمان­های تجاری (مدل­یابی معادلات ساختاری، مورد مطالعه: شرکت‌های دانش‌محور پارک علم و فناوری شهرستان یزد)”پرداخت. این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت دانش بر چابکی را به صورت خرد و کلان در دستور کار خود قرار داده است. برای این منظور، ضمن یک بازنگری گسترده در ادبیات، مهم‌ترین عناصری که از سوی محققین بر موفقیت مدیریت دانش موثر شناخته شده‌اند استخراج و در قالب دوبعد فرآیندی و زیر ساختی طبقه بندی گردید. از سوی دیگر، بازنگری تحقیقات حوزه چابکی نشان داد که یک سازمان برای چابک‌ترشدن نیازمند الزاماتی است که در این پژوهش تحت عنوان اقدامات چابکی سازمانی به آن پرداخته شده است.جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های دانش بنیان پارک علم و فناوری انتخاب و تعدادی از شرکت‌های آن به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری اطلاعات بدین شکل بودکه، از طریق مطالعه ادبیات تحقیق، و چندین مرحله مصاحبه با خبرگان مهم‌ترین عناصر مدیریت دانش و اقدامات چابکی سازمانی شناسایی گردید و در قالب پرسشنامه­ای از نمونه مورد پرسش واقع شد. روایی پرسشنامه تحقیق با بهره گرفتن از نظر خبرگان (روایی محتوایی) و پایایی سوالات با مقدار بالای ضریب آلفای کرنباخ به تایید رسید. نتایج آزمون همبستگی بین مدیریت دانش و چابکی، ارتباط معنی دار این عوامل را نشان داده، در خصوص ارتباط و تاثیر عناصر مدیریت دانش بر اقدامات چابکی سازمانی نتایج نشان داد که در اکثر موارد بین عناصر مدیریت دانش و اقدامات چابکی سازمانی ارتباط معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، اکثر عناصر مدیریت دانش می‌تواند بر روی اقدامات چابکی اثر گذار باشند. در مجموع می‌توان اظهار داشت، هر یک از این ابعاد زیر ساختی و فرآیندی به نحوی به بخشی ازابعادچابکی در ارتباط هستند.
  • جاویدی (۱۳۹۱) در پژوهشی به بررسی” تاثیر کاربرد فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی و چابکی نیروی کار در اداره کل آموزش و پرورش فارس(از دیدگاه کارکنان حوزه ستادی)”پرداخت. هدف این پژوهش،مشخص نمودن تاثیرات کاربرد فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی و چابکی نیروی کار در سازمان آموزش و پرورش فارس می­باشد.آنچه که در مورد فناوری اطلاعات مدنظر می­باشد؛تعریف راس (۲۰۰۵)و مرکادر، کدان و سانچز(۲۰۰۶)از فناوری اطلاعات می­باشد. در مورد چابکی سازمانی،قابلیت ها و تعاریف چابکی سازمانی از دیدگاه شریفی و ژانگ(۱۹۹۱)( چهاربُعد)باتلفیق نظرات سایر اندیشمندان می­باشد که مجموعا شامل پنج بعد است و آنچه که در این تحقیق در مورد چابکی نیروی کار مد نظر می­باشد، ابعاد سه گانه چابکی نیروی کار شرهی(۲۰۰۸)می باشد.جامعه آماری این تحقیق شامل ۳۲۲ نفر از کارکنان اداری سازمان آموزش و پرورش فارس می باشد.نتایج تحقیق علاوه بر این که موید تاثیر بیشتر فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی نسبت به چابکی نیروی کار می باشد، نشان دهنده­ تاثیر مثبت و قوی کاربرد فناوری اطلاعات هم بر چابکی سازمانی و هم چابکی نیروی کار می­باشد.
  • فتحیان و شیخ(۱۳۹۰) در پژوهشی به بررسی” تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی شرکت­های کوچک و متوسط” پرداختند.در این پژوهش با توجه به مدل­های مفهومی چابکی،پرسشنامه­ای طراحی و به منظور تعیین سطح چابکی شرکت ها میان شرکت­های کوچک و متوسط توزیع گشت.پس از دسته بندی شرکت­ها در سه دسته چابک، نیمه چابک و غیر چابک نقش فناوری اطلاعات بر چابکی با توجه به پرسشنامه ارسال شده برای مدیران شرکت ها مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.یافته های این تحقیق نشان می دهد که فناوری اطلاعات نقش مهمی را در چابک نمودن این شرکت ها ایفا می کند.
  • شارون و توماس[۹۷](۲۰۱۳)در پژوهشی به بررسی” تاثیرIT بر چابکی زنجیره تامین و عملکرد شرکت”می ­پردازد. این مطالعه به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات (IT) در چابکی زنجیره تامین می پردازد. نتایج نشان می دهد که IT توانایی زنجیره تامین را در درک تغییرات بازار با بهبود کفایت، صحت، در دسترس بودن و بهنگام بودن از جریان اطلاعات را بهبود می­بخشد.همچنین توانایی زنجیره تامین را برای پاسخ به تغییرات بازار از طریق کاهش هزینه و بهبود کیفیت و به موقع بودن برای پاسخ به تغییرات بازار در سراسر زنجیره عرضه را افزایش می­دهد.
  • پی یینگ و همکاران[۹۸](۲۰۱۲) در پژوهشی به بررسی” نقش IT در دستیابی به چابکی عملیاتی:یک مطالعه موردی از حایر، چین”پرداخته است.نتایج این پژوهش مشخص می­ کند که فناوری اطلاعات نقش مهمی در دستیابی به چابکی عملیاتی ایفا می­ کند. این نتایج نشان می­دهد که نفوذ IT توانایی شرکت برای پردازش اطلاعات در محیط کسب و کار آشفته را افزایش می­دهد، که به بهره­وری پردازش اطلاعات و اثر پردازش اطلاعات کمک می­ کند. با تقویت و افزایش توانایی پردازش اطلاعات، شرکت به پاسخگویی به تغییرات بازار آماده­تر است.
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 292
  • 293
  • 294
  • ...
  • 295
  • ...
  • 296
  • 297
  • 298
  • ...
  • 299
  • ...
  • 300
  • 301
  • 302
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8171
  • فایل شماره 7661
  • دانلود منابع تحقیقاتی : منابع پایان نامه درباره :استنادهای قرآنی خطبه فدکیه حضرت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع ارتباط بین ربات های شبکه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8724
  • فایل شماره 7840
  • فایل شماره 8491
  • سایت دانلود پایان نامه : دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه در مورد ارائه مدلی تلفیقی از کارت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7469

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان