روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8353
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

جایگاه برتر مینای نقاشی درمقایسه با دیگر محصولات فلزی صنایع دستی از نظر فروش و عرضه در بازار

۳۵

۰۷/۳

۳۷/۰

۰۶/۰

با توجه به جدول۴-۷، مشاهده می‌شود که ۳۵ نفر از افراد نمونه در بین افراد منتخب، نظر خود را در مورد جایگاه برتر مینای نقاشی درمقایسه با دیگر محصولات فلزی صنایع دستی از نظر فروش و عرضه در بازار بیان داشته‌اند. میانگین این متغیر (۰۷/۳) نشان می‌دهد که این میزان نزدیکبه متوسط بوده‌است. انحراف استاندارد این متغیر ۳۷/۰ و خطای میانگین ۰۶/۰ است.
در بیان آماری فرض صفر و فرض مقابل بیان شده را می توان به صورت زیر نوشت.

که در رابطه فوق میانگین پاسخ افراد نمونه در ارتباط با جایگاه برتر مینای نقاشی درمقایسه با دیگر محصولات فلزی صنایع دستی از نظر فروش و عرضه در بازار است.
نتایج حاصل از آزمون T تک گروهی در جدول زیر ارائه شده است.
جدول ۴-۸ نتایج آزمون t تک گروهی برای فرضیه اول تحقیق

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

نام متغیر

میزان T

درجه ‌آزادی

Pمقدار-

رد یا عدم رد فرض صفر(H0)

جایگاه برتر مینای نقاشی درمقایسه با دیگر محصولات فلزی صنایع دستی از نظر فروش و عرضه در بازار

۱۵/۱

۳۴

۱۲۵/۰

عدم رد فرض صفر

نتیجه آزمون tتک گروهی، که جهت بررسی میزان معنی‌داری میانگین بدست‌آمده در جدول ۴-۸ارائه شده است، نتایج نشان می‌دهد که این میزان معنی‌دار نیست. میزان t بدست‌آمده ۱۵/۱ با درجه آزادی ۳۴ ودر سطح معنی داری ۰۵/۰، با توجه به اینکه p-مقدار آزمون بیشتر از ۰۵/۰، (۱۲۵/۰) شده است، فرض صفر رد نمی­ شود. بنابراین با نتیجه حاصل‌شده می‌توان گفت که از دیدگاه افراد نمونه مینای نقاشی درمقایسه با دیگر محصولات فلزی صنایع دستی از نظر فروش و عرضه در بازار تهران در جایگاه بالاتری قرار ندارد.
۴-۳-۲ بررسی فرضیه دوم
فرضیه دوم دارای دو فرضیه فرعی می باشد که در این بخش مورد بررسی قرار می گیرند.
۴-۳-۲-۱ بررسی فرضیه دوم اصلی
فرضیه دوم تحقیق بشرح زیر می باشد:
“موثر ترین ویژگی در رونق اقتصادی محصولات صنایع دستی(مینای نقاشی)در بازار تهران قیمت مناسب و طرح و نقش مینا است.“
در جدول زیر آمار توصیفی نتایج حاصل از نظر سنجی در مورد فرضیه فوق مشاهده می شود.
جدول۴- ۹ آمار توصیفی نتایج حاصل از نظر سنجی از افراد در مورد فرضیه دوم

متغیر

کاملا مخالفم

مخالفم

تاحدی

موافقم

کاملا موافقم

نظر دهید »
فایل شماره 8352
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در فصل سوم به صورت تفصیلی به بانک تسویه های بین المللی پرداخته می شود. ↑
برتن وودرز در حقیقت نام شهری در ایالت نیوهمپشایر ایالات متحده آمریکا است که از یکم تا بیست و دوم ژوئن ۱۹۴۴ در آن با حضور ۴۴ کشور جهان،کنفرانسی به نام کنفرانس برتون وودز برگزار شد. این کنفرانس که تلاشی در جهت سامان دهی وضعیت نا به سامان نظام پولی بین المللی را به خود دید،چهار پیشنهاد مختلف را بدین منظور به خود دید:
۱-طرح اول مربوط به جان مینیارد کینز،مشاور خزانه داری بریتانیا بود که با عنوان اتحادیه پایاپای پولی بین المللی مطرح گردید؛
۲-طرح دوم مربوط به هاری دکستر،معاون وزیر امور خزانه داری ایالات متحده آمریکا بود که بر مبنای آن تاسیس دو نهاد ((صندوق تثبیت ملل متحد)) و ((بانک ترمیم و توسعه)) پیشنهاد شده بود؛
۳-طرح سوم از سوی دولت فرانسه با عنوان روابط پولی بین المللی مطرح گشته بود؛
۴-طرح چهارم نیز از سوی دولت کانادا با عنوان اتحادیه مبادلات بین المللی مطرح گشته بود.
در نهایت،این طرح ایالات متحده آمریکا بود که بر پایه آن طرح صندوق بین المللی پول و بانک جهانی(بانک ترمیم و توسعه) به تصویب رسید.البته ایالات متحده آمریکا به این امر بسنده ننمود و طرح اساسنامه صندوق بین المللی پول که در جهت تسلط واحد ارزی خود بر مبادلات بین المللی صورت گرفته بود را تهیه نموده که به تصویب ۴۴ کشور شرکت کننده در کنفرانس برتن وودز رسید.در واقع کشورهای شرکت کننده در این کنفرانس مجبور به پذیرش شرایط پیشنهادی آمریکا شدند چرا که کشور اخیر در جریان جنگ جهانی دوم کمترین آسیب را دیده بود و سهم بزرگی از سرمایه های مالی و پولی وقت جهان بدانجا انتقال داده شده بود.ایالات متحده آمریکا،حتی از ارائه طرح اساسنامه صندوق بین المللی پول نیز فراتر رفته و حتی در میزان سهمیه ها و حق رای هر کشور در این صندوق نیز مداخلات نا به جایی نمود به گونه ای که تا پیش از دهه ۶۰ میلادی میزان سهمیه و حق رای هر کشور در صندوق مزبور بر اساس میزان ذخایر طلا و دلار،پایه درآمد ملی،میزان واردات و نوسانات صادرات و واردات تعیین می گشت.با این حال از سال ۱۹۸۳ این معیار تولید ناخالص داخلی بوده است که جایگزین معیار پایه درآمد ملی قرار گرفته است .اما هنوز هم ایالات متحده آمریکا به همراه کشورهای اروپایی و ژاپن بیش از نیمی از منابع مالی صندوق بین المللی پول را در اختیار دارند که همین امر موجب می گردد که صندوق بین المللی پول را حتی امروزه یکی از ابزار اعمال سیاست های مالی آمریکا در سطح جهان بدانیم.برای اطلاعات بیشتر راجع به کنفرانس برتن وودز و تاثیرات آن بر سیاست های داخلی و بین المللی ن.ک به :میرجلیلی،سید حسین؛بحران هویت صندوق بین المللی پول و بانک جهانی،مجله اطلاعات سیاسی-اقتصادی،شماره ۱۰۰و ۱۰۱،صص ۹۴-۹۷٫ ↑

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

European Payment Union ↑

Borio, Claudio; Toniolo, Gianni and Clement, Piet,’’ The Past and Future of Central Bank Cooperation’’, Cambridge University Press,2011,p189.

↑
Ibid,p193. ↑
Gold Pool ↑
swaps network ↑
sterling support arrangements ↑
G10 ↑
silver fifties ↑
golden sixties ↑
Ho, D.E. (2002) “Compliance and International Soft Law: Why Do Countries Implement the Basle Accord?,” Journal of International Economic Law, 5, 3, 647 ↑
European System of Central Banks ↑
Eurosystem ↑
ماده ۱۰۸ مقرر می دارد:موسسات،سازمان ها و دولت های عضو اتحادیه اروپا بایستی اصل استقلال بانک مرکزی را رعایت نموده و سعی نکنند در روند تصمیم سازی اعضای هیئت مدیره بانک مرکزی اروپا یا هر یک از بانک های مرکزی کشورهای عضو در راستای اجرای وظایفشان دخالت نمایند.)) در ادامه ماده بیان می دارد: ((نه بانک مرکزی اروپا و نه هیچ یک از بانک های مرکزی عضو اتحادیه اروپا نمی توانند پیرو دستورات نهادها یا سازمان های دولت های عضو یا هر سازمان دیگر باشند.))ماده ۷ قانون تشکیل سیستم بانک های مرکزی اروپا نیز این مقرره را تکرار می نماید. ↑
the Marjolin Memorandum; ↑
the Barre Plan; ↑
Pierre Werner ↑
Werner Report ↑
Report by the Working Group chaired by Pierre Werner on economic and monetary union, 8 October 1970. ↑
“snake’’ ↑
The Agreement of 9 February 1970 among the EEC central banks on the establishment of a short-term monetary support mechanism; and the Decision of the Council of Ministers of22 March 1971 on the creation of a machinery for medium-term financial assistance among the EEC Member States. ↑
the European Monetary Cooperation Fund (EMCF) ↑
Regulation (EEC) No 907/73 of the Council of 3 April 1973 establishing a European Monetary Cooperation Fund (OJ L 89, 5.4.1973, p. 2). ↑
Council Decision 74/120/EEC of 18 February 1974 on the attainment of a high degree of convergence of the economic policies of the Member States of the European Economic Community (OJ L 63, 5.3.1974, p. 16). ↑
Council Directive 74/121/EEC of 18 February 1974 on stability, growth and full employment in the Community (OJ L 63, 5.3.1974, p. 19). ↑
the European Monetary System (EMS); ↑
Resolution of the European Council on the establishment of the European Monetary System(EMS) and related matters of 5 December 1978 ↑
“the European Currency Unit” ↑
Katzenstein, P.J. (2014) Between Power and Plenty: Foreign Economic Policies of
Advanced Industrial States, Madison, WI: University of Wisconsin Press,p35. ↑
Agreement of 13 March 1979 between the central banks of the Member States of the European Economic Community laying down the operating procedures for the European Monetary System. ↑
Jacques Delors ↑
اعضای این کمیته غیر از افراد مزبور،آلکساندر لامفالوسی،مدیر کل بانک تسویه های بین المللی،نیل تایجسن ،استاد اقتصاد دانشگاه کپنهاگ دانمارک،میگوئل بوئر رییس یکی از بانک های اسپانیایی و فرانس آندریسن یکی از اعضای کمیسون اروپایی بودند. ↑
“discrete but evolutionary steps” ↑
بند ۴ ماده ۳ معاهده ماستریخت مقرر می دارد: ((اتحادیه می بایست به تاسیس یک اتحاد پولی و اقتصادی که واحد پولی اش یورو باشد،اقدام نماید)) ↑
The Statute of the European System of Central Banks and of the European Central Bank (Statute of the ESCB) ↑
the Statute of the European Monetary Institute (EMI Statute) ↑

Ehrig, Detlev; Staroske, Uwe; Steiger, Otto,’’ The Euro, the Eurosystem and the European Economic and Monetary Union.’’, LIT Verlag Münster, 2011,p202.

نظر دهید »
فایل شماره 8351
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۹- عدم انتقال: یکی از مسائلی که در مالیاتها قابل توجه است انتقال و عدم انتقال مالیات از مؤدی به دیگران است؛ انتقال مالیات عدالت اجتماعی را مخدوش می کند و پرداخت کننده اصلی مالیات مصرف کننده نهایی کالا می شود. با توجه به اینکه در اسلام همه مالیاتهای وضع شده از نوع مالیاتهای مستقیم هستند امکان انتقال آنها نزدیک به صفر است؛ علاوه براینکه در اسلام با توجه به مبنای اعتقادی پرداخت کننده مالیات، انگیزه انتقال آن به دیگران نیز وجود نخواهد داشت.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

بند ب- ویژگی های یک نظام مالیاتی مطلوب
یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که دارای آثار اقتصادی مساعد باشد؛ بعبارت دیگر یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که دارای ویژگیهای زیر باشد:
۱- عدالت و برابری (عدالت مالیاتی): «براساس این ویژگی بایستی بار مالیات بصورت عادلانه بین مردم تقسیم شود و به توانایی پرداخت افراد جامعه نیز توجه شود؛ البته نمی توان تعریف خاصی از عدالت مالیاتی ارائه نمود و آن را به شرط معینی محدود کرد با این حال اصل قدرت و توانایی اقشار مختلف جامعه در پرداخت مالیات که دارای دو قسمت جداگانه که شامل افراد غنی باید بیشتر از فقرا مالیات بپردازند و افرادی که از تمکن مالی در یک سطح هستند به یک میزان مالیات بپردازند را باید در شناسایی عدالت مالیاتی مورد توجه قرار داد.»[۴]
۲- معین بودن : «مالیات وضع شده بر اشخاص و غیره باید دقیقا از نظر زمان و نحوه پرداخت و میزان مالیات معین و مشخص باشد؛ بعبارت دیگر مالیات دهندگان نباید در خصوص مالیات پرداختی خود با سردرگمی مواجه شوند و نیز قانون مالیاتها باید روشن و مشخص باشد و اختیار تصمیم در کمتر موردی به اختیار مأمورین ارزیابی و وصول مالیات واگذار شود چون اگر قانون مالیاتی مبهم باشد و مأمورین به دلخواه خود و قضاوت شخصی بخواهند مواردی را تعیین کنند رعایت برابری و هماهنگی در امر مالیات و جلب اعتماد مردم نسبت به سیستم مالیاتی ممکن نخواهد بود»[۵].
۳- سهولت: یکی از اصول اجرایی مهم نظام مالیاتی، کسب رضایت نسبی افراد و تسهیلات مختلف برای پرداخت آن است؛ برای مثال زمان و نحوه پرداخت باید به گونه ای باشد که فشار و مشکلی بر مالیات دهندگان وارد نکند زیرا عدم تسهیلات پرداختی موجب فرار مالیاتی می شود. بنابراین برای کسب رضایت مالیات دهندگان گاهی مالیات بر درآمد هنگام وصول درآمد و زمانی به صورت اقساطی اخذ می شود تا رضایت مالیات دهندگان جلب شود بعبارت دیگر سهولت یعنی در مناسبترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل ناراحتی و مزاحمت برای مؤدیان مالیات گرفته شود.
۴- صرفه جویی: منظور از این اصل آن است که در جمع آوری مالیات باید حداکثر صرفه جویی بعمل آید و هزینه جمع آوری آن به حداقل ممکن تقلیل یابد. از آنجا که مخارج پرداخت مالیات از طرف مردم و هزینه دریافت از طرف دولت چیزی به محصول ملی اضافه نمی کند نباید منافع جامعه از لحاظ تحمل مخارج سنگین در این راه تلف شود. اگر مالیات داوطلبانه باشد دارای هزینه ناچیزی است ولی درصورتیکه اختلاف نظر بین پرداخت کننده و دریافت کننده مالیات وجود داشته باشد و یا مالیات با اعمال قدرت مالیاتی وصول گردد مؤدی و همچنین دولت مخارج بیشتری را تحمل خواهند نمود.
۵- اطمینان؛ این ویژگی به دو قسمت قابل تفکیک است:
الف) اطمینان به کارگزاران مالیاتی؛ زیرا از طریق آنها می توان حصول و وصول مالیات را پیش بینی نمود و به دریافت آن اطمینان داشت زیرا بر اساس درآمد ناشی از مالیات، برنامه ریزی هایی انجام می گیرد که اگر اطمینانی به استحصال مالیات نباشد برنامه ریزی ها بی فایده خواهد بود.
ب) اطمینان مؤدی برای توفیق بخش خصوصی؛ ثبات سیاسی و مطمئن بودن سیستم مالیاتی از مهمترین شرایط لازم برای سرمایه گذاری به شمار می آید زیرا سرمایه گذاری در شرایط عادی مستلزم قبول خطر است و اگر سرمایه گذار به سیستم مالیاتی اطمینان نداشته باشد و نداند که مالیات قانونی او چه قسمت از منافع حاصل از فعالیت مورد نظرش را تشکیل خواهد داد درجه ریسک بیشتر خواهد شد و سرمایه گذاری به میزان کمتری صورت خواهد گرفت؛ افراد باید از مالیاتهای غیر قابل پیش بینی که بر دستمزدها و درآمدهای آنان وضع می شود مصون باشند.
۶- بازدهی مالیاتی: براساس این اصل نظام مالیاتی باید بتواند مولد درآمد کافی برای دولت باشد تا دولت مجبور نشود با توسل به سیاست های دیگر کسری بودجه را برطرف کند.
۷- انعطاف پذیری : یک نظام مالیاتی مطلوب باید بتواند از نظر اصلاحات و تغییرات احتمالی در مالیاتها از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشد یعنی بتواند بدون ایجاد اشکالات و تأثیرات شدید اقتصادی، در نظام مالیاتی تجدید نظر و اصلاحاتی انجام دهد.
۸- تنوع منبع مالیاتی : در یک نظام مالیاتی مطلوب لازم است مالیاتها از منابع مختلف جمع آوری شود این امر باعث اطمینان و ثبات بیشتر درآمدهای مالیاتی می شود.
۹- ساده و قابل فهم بودن مالیاتها : یک نظام مالیاتی مطلوب نباید نظامی پیچیده و مبهم باشد یعنی کلیه قوانین و مقررات باید به زبان ساده و بدون ابهام بیان شود.
۱۰- حداقل بار اضافی : یک نظام مالیاتی مطلوب باید آثار زیان بخش اقتصادی را به حداقل برساند و از اعمال تبعیض های مختلف جلوگیری کرده و باعث کاهش رفاه عمومی و آثار سرمایه گذاری در جامعه نشود.
۱۱- ضمانت اجرایی : یک نظام مالیاتی مطلوب مالیاتی را که جمع آوری آن ممکن نیست وضع نمی کند. بنابراین در هنگام تهیه قوانین مالیاتی باید به ظرفیتهای مالیاتی، قابلیت اجرایی و شرایط پیش بینی شده توجه همه جانبه مبذول شود و حتی در مواردی خاص برای حصول اطمینان به قابل اجرا بودن مالیات موضوعه، اجرای آزمایشی آن نیز ضروری خواهد بود.
۱۲- مقبولیت عامه : سیستم مالیاتی مطلوب باید مورد قبول عامه مردم باشد و در مقایسه با تمکن مالی آنها سنگین جلوه نکند و بعبارتی باید حاوی عدالت مالیاتی باشد. بطور کلی یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که از یک طرف منافع مالیات دهندگان و از طرف دیگر اهداف دولت را در نظر بگیرد.
مبحث دوم – فرار مالیاتی، علل پیدایش و راه های جلوگیری از آن
پس از بیان کلیاتی در باب مالیات و ویژگیهای آن و نیز اهداف وصول آن و تبیین رسیدگی های مالیاتی از اسلام تا دوره معاصرلازم است به مبحث فرار مالیاتی، علل پیدایش و راه های جلوگیری از آن بپردازیم.
در کشور ما با توجه به نقایص موجود در قوانین مالیاتی و نیز وجود نقایص اجرایی در ساختار مالیاتی و از سویی ناکافی بودن خدمات عمومی دولت میزان فرار مالیاتی بسیار زیاد است و از سویی عوامل روانی حاکم بر مؤدیان در حین پرداخت مالیات خود مزید این امر شده است.
در این مبحث که در ذیل سه گفتار بیان خواهد شد به بررسی این موضوع می پردازیم. در گفتار اول به تبیین فرار مالیاتی پرداخته و سپس در گفتار دوم عوامل مؤثر در پیدایش فرار مالیاتی بررسی خواهد شد و در ادامه در گفتار سوم راه های جلوگیری از وقوع پدیده فرار مالیاتی مورد تبیین واقع خواهد شد.
گفتار اول- تبیین و بررسی پدیده فرار مالیاتی و اقسام آن
فرار مالیاتی عبارت از تسهیلاتی است که مؤدیان برای فرار از نتایج و اثرات مالیات با بهره گرفتن از نقاط ضعف قانون مالیات،در تنظیم امور مالیاتی خود بکار می برند؛ بعبارت دیگر اجتناب از مالیات شامل اقداماتی است که با متن قانونی موافق ولی با روح قانون مغایراست. در قوانین مالیه دو نوع فرار از مالیات وجود دارد که عبارت است از:
الف) فرار قانونی: این نوع فرار از پرداخت مالیات از طریق قانون مالیات امکان پذیر است که ممکن است رخنه یا راهی در قوانین مالیاتی پیدا شود و دیگری از طریق عدم مشمولیت این مالیاتها بطور طبیعی است که در این حالت قانون او را متخلف به حساب نمی آورد زیرا وی بوسیله خود قانون مالیات از پرداخت مالیات رهایی یافته در حالیکه ظاهرا به قانون مالیاتها عمل نموده است.
ب ) فرار غیرقانونی : عبارت است از اینکه فرد از طریق معینی با بکار گرفتن روش های غیرقانونی با قانون مخالفت نموده و بدین ترتیب از پرداخت مالیات فرار نماید مثل خدعه و نیرنگ ، تقلب در ارسال یا ارائه گزارشات نادرست و غیرواقع از اموال و درآمد واقعی خویش؛ این فرار گاهی بصورت کامل می باشد یعنی شخص وضع مالی خویش را طوری نشان می دهد که گویی به حد نصاب نرسیده است که مشمول مالیات گردد در این صورت مالیات نمی پردازد یا گاهی فرار جزئی است یعنی مؤدی قسمتی از درآمد واقعی خویش را نشان می دهد و جزء دیگر را کتمان می کند به طوریکه غیر قابل کشف باشد. بروز فرار مالیاتی و گسترش آن در اجتماع موجب ورود خسارات زیادی می شود بطوریکه درآمد عمومی دولت کاهش می یابد و بدین ترتیب دولت نرخ مالیات را بالا می برد و دیگران متحمل بار سنگین مالیاتی می شوند و در نتیجه فراریان مالیاتی از آن شانه خالی می کنند و از طرف دیگر عدالت مالیاتی از بین می رود؛ لذا دولتها برآنند که اصول مالیاتی را به گونه ای وضع کنند که از فرار مالیاتی جلوگیری بعمل آورده یا حداقل تا آنجا که امکان دارد از میزان آن بکاهند.
فرار مالیاتی در اسلام نیز سابقه دارد بطوریکه التهرب به معنای عمومی یعنی خلاصی و التهرب من الضریب عبارت است از رهایی و فرار از مالیات و واژه التهرب الضربی یا فرار مالیاتی نامی است برای حالتی که مؤدی عمدا قصد رهایی از مالیات و فرار از قوانین مالیاتی دارد و مالیاتی که به او تعلق گرفته است را نمی پردازد. در دولت اسلامی و قوانین مالی اسلام نیز دو نوع از فرار از مالیات وجود دارد یکی فرار قانونی و آن فراری است که افراد از راه های نفوذ خلاف در قانون مالیاتی بدان توسل می جویند بطوریکه هیچ خلاف قانونی بر علیه آنها ثبت نمی گردد. نوع دیگر که فرار غیر قانونی نامیده می شود فراری است که مؤدی با قوانین مالی مخالفت می کند و یا بصورت عدم تمکین به اصول اساسی ظاهر می شود .
در قوانین مالی اسلامی راه های نفوذ خلاف وجود ندارد که در آن نفوذ کنند ثانیا نمی توانند آن را پنهان نمایند زیرا امتناع یا تأخیر در پرداخت مالیات فرار یا خلاف شرعی به شمار می آید و قوانین اسلامی با آن به مقابله بر می خیزد و این شامل هر نوع فرار است چه فرار قانونی و شرعی باشد یا غیر قانونی
گفتار دوم- عوامل مؤثر در پیدایش پدیده فرار مالیاتی
پس از بررسی مفهوم فرار مالیاتی و شناخت اقسام آن لازم است به بررسی علل پیدایش آن بپردازیم .
عوامل زیادی در پیدایش این پدیده نقش ایفاء می کنند؛ سیستمهای مالیاتی مختلف انگیزه های فرار مالیاتی را به چند عامل مرتبط می دانند که مهمترین آنها عبارت است از :
الف) عوامل روانی: «در کشور ما که اکثریت قریب به اتفاق اهل تشیع می باشند بر این عقیده اند که چون بعد از حکومت علی همه حکومتها حکومت ظلم و جور بوده است و پرداخت مالیات کمک به تحکیم آن حکومتها تلقی می شده و مراجع عظام و علمای دین سابقا مردم را از دادن مالیات به حکومت طاغوت نهی می کردند لذا انگیزه فرار از مالیات بصورت یک امر دینی درآمده و با سایر امور شرعی گره خورده و به شکل نوعی طبیعت ثانوی یا عادت درآمده است»[۶]
از سوی دیگر چون پرداخت مالیات در اکثر مواقع بالاجبار دریافت می شود و به صورت یک تکلیف قانونی در آمده است که بر دوش مؤدیان سنگینی می کند لذا مؤدیان سعی می کنند از پرداخت آن شانه خالی کنند به طوریکه اگر در چگونگی پرداخت مالیات و نیز مقدار آن وضعیت معیشتی مؤدیان در نظر گرفته شود انگیزه های فرار از پرداخت مالیات به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.
ب) نقایص قوانین مالیاتی : عامل دیگر در فرار مالیاتی وجود عیوب و نقایص فراوان در قانونگذاری به خاطر کثرت قوانین مالیاتی و تغییر مداوم این قانون بصورت مکرر می باشد. بخش زیادی از قوانین مالیاتی از ثبات لازم برخوردار نیستند و ملحقات، اضافات و اصلاحات زیادی به آن وارد شده است بطوریکه این قوانین را پیچیده گردانیده است؛ علاوه بر آن تعدد اقسام گوناگون مالیاتها به مؤدی کمک می کند که زیر بار آن نرود و از روش های تقلب آمیز برای فرار از پرداخت استفاده کند بطوریکه دولت یا ادارات مالیات بنا بر اینکه مالیات بطور صحیح تحقق نیافته است تکیه بر ارائه تشویقهای مالیاتی می نمایند مانند اعطای برخی معافیتهای مالیاتی و این راه حل بر پیچیدگی شرایط می افزاید زیرا فردی که ملزم به پرداخت مالیات بوده است احساس می کند که مغبون شده است در صورتیکه متخلفین از این نوع معافیتها استفاده کرده و به دسیسه ای جدید می پردازند و یا مقامات دولتی ممکن است نرخ مالیاتی را افزایش داده یا مالیات تصاعدی وضع کنند و این امر خود موجب فرار از پرداخت مالیات یا کتمان کلی یا جزئی بخشی از حقایق مالی نزد مؤدیان می شود؛ بعبارت دیگر وضع مالیات با نرخ بالاتر یا مالیات تصاعدی انگیزه فرار از مالیات را سبب شده و از طرفی وجود نقایص در سیستم مالیاتی و عدم ثبات آن علت فرار از پرداخت مالیات را فراهم می آورد.
ج) وجود نقایص اجرایی در ادارات مالیات: «علت دیگر در فرار از پرداخت مالیات خود اداره مالیات است؛ بحث در باره این مسیله ما را به بدبینی نسبت به اداره مالیات می کشاند بعبارت دیگر هر قدر فرار مالیاتی بیشتر باشد نشانه بی کفایتی اداره مالیات و بی احترامی مردم نسبت به سیستم مالیاتی است. آنچه که قانون مقرر داشته است و سعی در برقراری عدالت مالیاتی دارد به تحقیق در هنگام دریافت و یا اجرای آن تحقق نمی یابد لذا این امر اشکالات جدیدی ایجاد می کند و به مؤدی کمک می کند تا آن را بعنوان عذری برای فرار از مالیات به حساب آورد بنابراین کارمند یا ممیزی که شایستگی و لیاقت کافی و قدرت تشخیص مقادیر معین مالیاتی را نداشته باشد نمی تواند عدالت مالیاتی را برقرار کرده و دیگران را به پرداخت مالیات تشویق و ترغیب کند بلکه آنها را در جهت فرار از پرداخت مالیات سوق خواهد داد.
د)عدم شناخت ضرورت وجود مالیات بین مردم : برخی بر این باورند که علت فرار از پرداخت مالیات را باید در عدم شناخت و اهمیت و ضرورت مالیات و نقش آن بر اقتصاد جستجو نمود. حضرت علی ( ع) می فرمایند مردم دشمن چیزی هستند که به آن جهل دارند؛ مفهوم مخالف این سخن بزرگ آن است که مردم دوست و مدافع شناخت خود هستند بنابراین اگر شناخت کافی و وافی از مالیات و فوائد آن بین مردم وجود داشته باشد بالتبع عکس العمل بهتری نسبت به آن خواهند داشت.
ه) عدم وجود مکانیزم های اطلاعاتی و شناسایی : چون هنوز مکانیزم های بایسته و درستی از مقادیر درآمد در کشور تعبیه نشده است امکان ردیابی و شناسایی و ثبت درآمدها در مقاطع مختلف وجود ندارد لذا کتمان درآمد واقعی و به تبع آن فرار از پرداخت مالیات برای افراد پردرآمد براحتی میسر است.
و) عدم وجود تفاهم و اعتماد فی مابین مأمورین تشخیص و مؤدیان مالیاتی : تقابل و عدم وجود اعتماد فی مابین مأمورین مالیاتی و مؤدیان علت اصلی فرار از مالیات محسوب می شود. چون مؤدیان مالیاتی بر این باورند که حتی اگر درآمدهای واقعی خود را در دفاتر ثبت و اسناد و مدارک مربوط به آن را مطابق واقع تنظیم و تحریر نمایند و درآمد مشمول مالیات واقعی را در اظهارنامه مالیاتی ابراز دارند باز هم مورد قبول مأمورین تشخیص مالیات قرار نخواهند گرفت و آنان اصل را بر عدم صحت این اظهارات خواهند گذاشت لذا سعی می کنند که دفاتر قانونی و اظهارنامه متکی به آن را طوری تنظیم نمایند که مأمورین تشخیص قادر به دستیابی به واقعیت این امر نباشند و میزان مالیات واقعی را تشخیص ندهند از سوی دیگر مأمورین تشخیص نیز عقیده دارند که مؤدیان مالیاتی اعتقادی به پرداخت مالیات نداشته و سعی در کتمان درآمد واقعی خود داشته و برای این کار دست به حیله ای می زنند و حتی گاهی برخی از آنان دفاتر مخصوصی برای ارائه به وزارت امور اقتصادی و دارایی تنظیم می کنند. بدین ترتیب درآمد مشمول مالیات در هاله ای از ابهام قرار گرفته و تشخیص صحیح آن به سختی امکان پذیر است به همین دلیل بسیار اتفاق می افتد که مالیاتهای تشخیص داده شده توسط حوزه های مالیاتی بیش از میزان واقعی باشد و فرایند به قطعیت رسیدن آن مدتها به طول انجامد و چه بسا زیادی مالیات قطعی شده در بلند مدت موجب رکود در کسب و کار مردم شده و زیان جبران ناپذیری به رشد و توسعه اقتصادی وارد آورد.
و) ناکافی بودن خدمات عمومی دولت : نارضایتی مردم از انجام بخشی از هزینه های دولت و عدم اطلاع از چگونگی اعمال آن نیز می تواند یکی از علتهای فرار از پرداخت مالیات شمرده شود.»[۷]بطوریکه اگر مردم نتیجه پرداخت مالیات را به صورت دریافت خدمات عمومی مناسب درک کنند و ببینند که آنچه را که آنها از حاصل دسترنج خود بعنوان مالیات می پردازند در قالب خدمات رفاهی به خودشان باز می گردد بالتبع انگیزه فرار از پرداخت مالیات بسیار کاهش خواهد یافت.
گفتار سوم- راه های جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی
پس از تعریف فرار مالیاتی و عوامل پیدایش آن لازم است به راه های جلوگیری از آن بپردازیم؛ بعبارت دیگر اگر در جهت برطرف نمودن عوامل پیدایش فرار مالیاتی برآئیم و سعی در تقویت نمودن وسعت شناخت و آگاهی افراد جامعه در ضرورت و اهمیت اخذ مالیات و فواید آن در سطوح مختلف کشور بپردازیم گام مهمی در جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی برداشته ایم. بطور کلی سیستم مالیاتی شبیه صندلی یا سه پایه است و این پایه ها عبارتند از سیاست مالیاتی ، قانون مالیاتی و اداره مالیات؛ البته این پایه ها از نظر طول با یکدیگر مساوی نیستند ولی از نظر قدرت و نیرو یکسان هستند. دولت می تواند با انجام تبلیغات درست و شایسته ضرورت و اهمیت اخذ مالیات را به مردم بشناساند و با اطلاع رسانی به مردم و اینکه راه اندازی برخی پروژه های عمرانی و صنعتی و تولیدی از محل درآمدهای مالیاتی تامین شده است اعتماد مردم را به اهمیت اخذ مالیات جلب نماید ؛ اگر مردم بدانند که آنچه را که بعنوان مالیات می پردازند در قالب خدمات عمومی به خودشان برگشت داده می شود با فراغ بال از دادن مالیات استقبال کرده و احتمال فرار مالیاتی کاهش می یابد؛ از طرف دیگر بر طرف نمودن نواقص قوانین مالیاتی و نیز ادارات و دستگاه های اجرایی می تواند بسیار مؤثر باشد بطوریکه اگر روزنه های فرار که در قانون و دستگاه های اجرایی وجود دارد پر شود آمار فرار از پرداخت مالیات بسیار کم خواهد شد و از سوی دیگر در صورتیکه بین مأمورین تشخیص و مؤدیان مالیاتی اعتماد در میزان واقعی درآمد باشد آمار خود اظهاری های مالیاتی گسترش یافته و تفاهم متقابلی که بین دستگاه مالیاتی و مؤدی بوجود می آید موجب می شود که پرداخت مالیات با سرعت و سهولت بیشتری صورت بگیرد؛ از طرف دیگر مکانیزه کردن و یکپارچه نمودن اطلاعات و دسته بندی آنان و نیز شناسایی و امکان کد گذاری و ردیابی آن موجب می شود تا سازمان مالیاتی با سرعت و سهولت بیشتری به اطلاعات اقتصادی مؤدیان خود دسترسی داشته باشد و همین امر به خودی خود احتمال فرار مالیاتی را بصورت چشمگیری کاهش می دهد از سوی دیگر اعمال قوانین سختگیرانه در جهت به کیفر رساندن فراریان مالیاتی و نیز وضع جریمه های سنگین برای آنان می تواند در جلوگیری از این پدیده مفید فایده باشد.
به طور خلاصه استفاده از روش های ذیل می تواند در جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی مؤثر باشد:
۱- مالیاتها به مالیات یکسان و واحدی تبدیل شود خصوصا در مورد مالیاتهای متنوع
۲- برای مبارزه با فرار مالیاتی نص صریحی برای انجام اقدامات اجرایی تنظیم شود تا از طریق وضع کیفر و زندان از گسترش این امر جلوگیری بعمل آید.
۳- قوانین آسان و قابل اجرا باشد و به کیفر رساندن از طریق اجرای قانون مالیاتی مشکلی بوجود نیاورد از این جهت که اختلافات و دعاوی حقوقی بین ادارات مالیاتی و مکلفین و یا مؤدیان برپا نگردد.
۴- پیشرفت امور مالیاتی همراه با پیشرفت ساختار مالیاتی کشور صورت بگیرد و راه های فنی و تکنیکی برای دریافت مالیات وجود داشته باشد.
۵- تبلیغات گسترده ای بر عدالت مالیاتی و اینکه هدف دولت خدمت رسانی به مردم از طریق وضع مالیات است تاکید شود تا همه مردم در تحمل بار مالیاتی مشارکت داشته باشند.
۶- ضررهای ناشی از مالیاتهای تصاعدی با روی آوردن به تخفیفات مالیاتی کاهش یابد بطوریکه ممکن است درآمد دولت از طریق اعمال تخفیف مالیاتی بیشتر از برقراری مالیاتهای تصاعدی باشد زیرا وضع مالیاتهای تصاعدی منجر به بروز فرار مالیاتی می شود.
فصل دوم – پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران و تبیین منابع مالیاتی
مالیات ستانی در ایران دارای سابقه طولانی است. در دوران تشکیل حکومت های مختلف در ایران چه قبل از ظهور اسلام و چه بعد از آن مالیات از اقشار مختلف مردم به اشکال و اقسام گوناگون اخذ می شده است. نوع مالیات اسامی و نیز مقدار آن و همچنین نحوه تعیین اخذ آن در هر حکومتی متفاوت از سایر حکومتها بوده است. بنابراین در دوران حکومت هر یک از دولتها در ایران افرادی با عناوین خاص و متفاوت متصدی رسیدگی به امور مالیاتی و دریافت آن از مردم بوده اند؛ از سوی دیگر چگونگی رسیدگی به حسابهای مالیاتی در هر دوره ای با دوره سلطه حکومتهای دیگر تفاوت داشته است.
جهت بررسی دقیق سابقه تاریخی رسیدگی مالیاتی در دو مبحث جداگانه که شامل پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران قبل و بعد از اسلام می باشد به مطالعه موضوع می پردازیم.
مبحث اول- پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران قبل از اسلام
انسان اولیه چون ساده می زیست احتیاجی به مؤسسات عمومی مانند پلیس، سپاه ، دادگستری و… نداشته که سبب هزینه بوده باشد و در نتیجه وضع مالیات صورت نمی گرفته است. در زندگی قبیله ای اگر خانواده یا طایفه ای مورد تعرض قبایل دیگر قرار می گرفت هر یک از افراد قبیله یا خانواده به خرج خویش به مقابله با دشمن می پرداخت و یا وسایل امنیت و دفاع را تامین می کرد و رسیدگی به شکایات و قضاوت بین یکدیگر نیز بعهده رئیس قبیله بوده که بدون هیچ گونه هزینه و یا لزوما با هزینه طرفین به دعوا رسیدگی می نمود.«احتیاجات بشر پس از روی آوردن به شهرنشینی افزایش می یابد و وظایف اجتماعی از قبیل قضاوت، حفظ انتظامات و امنیت بعهده هیئت حاکم یا دولت محول می گردد و در نتیجه مردم مکلف می گردند مخارج دولت را تامین کنند و سهمی که هر فرد برای تامین آن مخارج می پردازد پدیده ای به نام مالیات را بوجود آورده است»[۸]
در مهمترین اسنادی که درباره پیشینه رسیدگی مالیاتی تا به امروز شناخته شده است مطالبی درباره مالیات ستانی در الواح سومری یافت شده و در بخشی از خوزستان و بین النهرین نیز اسنادی پیدا شده است که نشان می دهد در گذشته به این سرزمین در کتب کهن ایرانشهر گفته اند؛ از نوشته های سومری چنان برمی آید که میزان مالیات در انجمنی از شیوخ تعیین و برقرار می شده و نیز مالیات از مردان آزاد که بر جان و مال خویش تسلط داشته اند دریافت می شده است؛ در آن زمان علاوه بر مالیات اراضی و مزروعی، از فروش کالا و پیشه وران و دامداران نیز مالیات گرفته می شده است و این مالیات بیشتر جنسی بوده و گاه بصورت نیروی انسانی چون بیگاری و سربازگیری نیز اعمال می شده است.درباره مالیات ستانی در دوره کیانیان نیز نوشته اند «در زمان کیقباد نخستین بار مالیات وضع شد و میزان خراج گیری در زمان کیقباد یک دهم از در آمدها بوده و مصرف آن برای گردآوری سپاه بوده است»[۹]
با ورود آریائی ها به ایران نخستین دولت آریائی در غرب کشور توسط دیااکو تاسیس گردید؛ از درآمدهای این دولت علاوه بر خراج می توان به غنایم جنگی ، هدایا، مالیات بر احشام و بیگاری اشاره نمود.پیروزی کوروش در قرن پنجم قبل از میلاد منجر به تاسیس سلسله هخامنشی گردید در این زمان امپراطوری هخامنشی به بیست شهرستان تقسیم شد و رسیدگی مالیاتی به شرح زیر انجام می شد:
«ابتدائی ترین شکل مالیات ستانی تحت عنوان بیگاری گرفته می شد و نام آنهایی که بعنوان بیگار به کار گرفته می شدند و نیز آنهایی که می مردند و یا می گریختند و همچنین جو و خرمائی که برای خوراک فراهم می گشت با دقت ثبت می شد ولی روش های نوین تبدیل آنها را به نقد برای توانگرانی که می توانستند بپردازند اجازه می داد. در زمان داریوش تمام امپراطوری ایران به استثنای پارس مشمول پرداخت مالیات بودند و خراج ها و مالیات هایی که از طرف ملل شکست خورده وارد خزانه می شد البته متعادل بود»[۱۰]
باج ها و مالیات های حکومت هخامنشی بسیار فراوان بود. داریوش اول در تعرفه مالیاتی اصلاحاتی انجام داد که رسوم قبلی را شکست و در سراسر ایران مالیات یکسان برقرار نمود. در گذشته مالیات هر مکان با جاهای دیگر تفاوتی عظیم داشت و از این رو داریوش درصدد برآمد تا آن را ثبت و یکسان کند. ظاهرا گویا پیش از داریوش مالیات با برآورد مقدار محصول پیش از برداشت آن تعیین می گردید و این کار برای کشاورزان بس دشوار بود بنابراین داریوش میزان مالیات ثابت سالانه زمین را بر پایه میانگین محصول زمین برای هر یک از شهربانی ها و نیز معدل میزان محصول تعیین نمود.
«واژه مالیات در اصل baji در زبان فارسی باستان بوده و به گردآورنده مالیات bajikar می گفتند؛ در تقسیم بندی مالیاتی هترو hatruبه سازمانی گفته می شد که باج ها را گردآوری می کرد و مامور بلند

نظر دهید »
فایل شماره 8350
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۰۰۰۳/۰

۰

۰۲۵/۰

MTI (ROP_18)

۶۰۰۰

۰۰۴۵/۰

۰۰۴/۰

۰۰۳۱/۰

۰۰۲۵/۰

۰۰۲/۰

۰۰۱/۰

۰۰۲/۰

۰۰۱/۰

۰

۰۰۰۸/۰

۰۰۰۳/۰

۰۰۰۶/۰

۰۰۰۵/۰

۰

۰۰۰۸/۰

۰۰۱۱/۰

۰۰۱۵/۰

۰۲۶/۰

خلاصه‌ی مرحله‌ی پنجم و ششم
همانطور که قبلاً نیز ذکر شد، نتایج این دو مرحله قابل مقایسه با چهار مرحله‌ی قبل نیست، زیرا شامل تعداد سؤال متفاوتی هستند. نتایج نشان می‌دهد که بدون توجه به عامل کنترل مواجهه‌ S-H، خزانه‌های سؤال بهینه‌ای که با کنترل تعادل محتوایی طراحی می‌شوند، دارای دقت اندازه‌گیری بالایی هستند. زمانی‌که، عامل مواجهه‌ سؤال نیز کنترل می‌شود، این میزان دقت اندازه‌گیری بالاتر می‌رود. در مورد دقت اندازه‌گیری و تعامل دو عامل تعادل محتوایی و کنترل مواجهه S-H نتایج جالبی بدست آمد:
میزان اریب در هر چهار خزانه مثبت و بسیار کوچک است. زمانی که مواجهه‌ سؤال کنترل می‌شود، این میزان اریب کمتر از زمانی است که کنترل نمی‌شود. زمانی که عامل S-H در شبیه‌سازی وارد نشده است، خزانه‌ی MTI دارای بهترین عملکرد از نظر دقت اندازه‌گیری است. در این مرحله خزانه‌ی MRP و R دارای خطاهای اندازه‌گیری تقریباً مشابهی هستند. دلیل اینکه خزانه‌ی MTI برخلاف مراحل قبل دارای خطای اندازه‌گیری کمتری نسبت به MRP است، این است که، در طراحی این خزانه در طول پیوستار توانایی میزان آگاهی‌های متفاوتی وارد شد که با کدهای محتوایی هماهنگ بود. تعامل میزان آگاهی با کدهای محتوایی باعث می‌شود که دقت اندازه‌گیری بالا رود. امّا زمانی‌که عامل S-H وارد می‌شود، خزانه‌ی MTI دارای دقت اندازه‌گیری کمتری نسبت به زمانی که S-H وارد نشده بود، می‌باشد. زیرا سؤالاتی که دارای میزان آگاهی متناسب با دامنه‌ی توانایی مورد نظر و کد محتوایی مناسب هستند، بیشتر از ۳۳/۰ ارائه شده و برای کنترل این قضیه، برنامه مجبور است که از سؤالات bin های هم جوار استفاده کند، که باعث می‌شود دقت اندازه‌گیری کاهش یابد. در این مرحله خزانه‌ی MRP دارای بهترین عملکرد از نظر خطای اندازه‌گیری است. در مجموع، هر سه خزانه‌ی بهینه در هر دو مرحله بهتر از خزانه‌های سؤال عملیاتی از نظر اندازه خزانه، دقت اندازه‌گیری و امنیت آزمون عمل می‌کنند. در کل، بررسی دقیق‌تر دقت اندازه‌گیری در هر یک از سطوح توانایی نشان می‌دهد که، خزانه‌های سؤالی که با کنترل مواجهه‌ سؤال طراحی می‌شوند، دارای دقت بیشتری نسبت به خزانه‌هایی که بدون کنترل مواجهه طراحی می‌شوند، هستند. این نتیجه به دلیل این است که، سؤالات اضافه شده به خزانه‌های بهینه با کنترل مواجهه‌ S-H دارای سؤالاتی با ضرایب تشخیص بالاتری هستند. در کل، به نظر می‌رسد که خزانه‌ی MTI از سؤالات موجود در خزانه استفاده‌ی بیشتری می‌کند و دارای حداقل سؤالات کم مواجهه شده می‌باشد. همچنین، از نرخ همپوشی تست کمی با وجود اینکه دارای حداقل تعداد سؤال است، برخوردار می‌باشد. در مجموع، بدون توجه به عامل S-H، خزانه‌های بهینه‌ی MTI نسبت به خزانه‌های R و MRP دارای سؤالات کمتری هستند و از امنیت بالایی نیز برخوردارند و از سؤالات استفاده‌ی بیشتری می‌کنند. خزانه‌های MRP زمانی که عامل S-H وارد می‌شود، دارای دقت اندازه‌گیری بالاتری است ولی از نظر اقتصادی به صرفه نیست. بنابراین، توصیه می‌شود که، زمانی‌که به صرفه بودن طراحی خزانه‌های سؤال، تعادل محتوایی و امنیت آزمون عامل بسیار مهمی می‌باشند، برای کاهش تعداد سؤالات مورد نیاز در خزانه‌ی CAT از روش MTI استفاده شود. البته نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که زمانی‌که عامل S-H وارد می‌شود، در هر سه خزانه‌ی سؤال بهینه، میزان تخطی از قیود محتوایی تست‌ها بیشتر از زمانی است که S-H وارد نشده است، این نتیجه دلیلی بر این امر است که وارد کردن کنترل مواجهه‌ S-H بر انتخاب سؤالات تاثیر می‌گذارد و این امکان وجود دارد که برنامه‌ی CAT، سؤالی را برای اجرا انتخاب کند که از قیود محتوایی تخطی دارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

نتایج مقایسه‌ی میانگین مجذور خطاها در الگوهای طراحی خزانه‌ی سؤال بهینه
به منظور بررسی کارایی[۲۱۸][۲۱۹] هر یک از مدل‌ها، در این پژوهش ما کارایی هر مدل نسبت به مدل دیگر را ارزیابی کردیم. بر این اساس مقدار میانگین مجذور خطا در هر یک از مدل‌ها را بر مدل دیگر تقسیم شده و اگر حاصل این تقسیم کوچکتر از یک باشد، مدلی که در صورت قرار دارد کاراتر است و بالعکس (چانگ و یینگ ،۱۹۹۹ ؛ ریکیسی ۲۰۰۵). به عبارت دیگر، اگر رابطه‌ی زیر بین دو مدل برقرار باشد، مدل اول، مدلی با کارایی بیشتر است و میزان میانگین مجذور خطاها کمتری دارد. در ماتریس زیر، نتایج مربوط به مقایسه‌ی تمام MSE های ممکن الگوهای طراحی شده برای CAT هایی که تک محتوایی هستند، آورده شده است. با بررسی خانه‌های این ماتریس می‌توانیم، کارایی هریک از مدل‌ها را نسبت به هم بررسی کنیم.

جدول ۴-۲۷: مقایسه‌ی MSE ها در الگوهای CAT تک محتوایی (کارایی الگوها)

خزانه سؤال

MSE

OP

ROP_1

ROP_2

ROP_3

ROP_4

ROP_5

ROP_6

ROP_7

ROP_8

ROP_9

نظر دهید »
فایل شماره 8349
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گفتمان پهلویسم به دنبال قبضه قدرت و حذف کلیه مخالفان، با برجسته کردن نقاط ضعف گفتمان چپ، جنگ روانی شدیدی را علیه حزب توده به راه انداخت و آن را به اتخاذ مواضع تحریک به شورش، آشوب، اعتصاب، حمایت از تجزیه طلبی، جاسوسی برای شوروی، تشکیل سازمان‌های غیر قانونی، ایجاد جمهوری های مستقل در آذربایجان در سال ۱۳۲۵ و طراحی جمهوری‌های مشابهی در آینده و تقسیم ایران به شماری دولت کوچک وابسته به شوروی متهم کرد. حتی در مخالفت با مرامنامه حزب، اعلام کرد که این گفتمان الحاد را گسترش می‌دهد، مذهب را افیون توده‌ها دانسته و به قرآن کریم و علمای شیعه حمله می‌کند. در ادامه حزب را دشمن قسم خورده نه تنها سلطنت و مالکیت خصوصی، بلکه ایران و اسلام معرفی نمود (رهبری، ۱۳۸۴ :۲۷۴-۲۷۵).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

همان طور که بیشتر بیان کردیم اساس‌نامه و مرام‌نامه‌های یک گفتمان نشان از برجسته‌سازی دال‌های شناور و مرکزی آن دارد که درمراحلی با ایجاد زنجیره هم‌ارزی در کنار هم به مفصل‌بندی دست یافته و تبدیل به هژمون می شوند، اما در مواقعی ممکن است به دلیل عدم انسجام معنایی میان این دال‌ها که در اساس نامه و یا مرامنامه یک حزب نمودار می‌گردد ، توان تبدیل به هژمونی را نداشته باشد. از همین‌رو حزب توده نیز نتوانست در چارچوبه‌های مرامنامه و اساس‌نامه خویش رفتار کند.
ناتوانی تشکیلاتی، ناکارآمدی، سردرگمی تحلیلی، تناقضات فکری و رفتاری، غفلت و اشتباه کاری، وابستگی به شوروی کمترین توضیحی است که می‌توان در این برهه از زمان به حزب توده وارد دانست. همکاری تقریباً همه رهبران بازداشت شده با فرمانداری تهران و امضاء تنفر نامه‌ها در زندان که به دستور رهبری حزب صورت گرفت (برهمان، همان: ۴۹). تأثیر منفی در میان هواداران در بیرون داشت. به رغم تصریح فعالان چپ مستقل و ملی به خطاها و خیانت‌های توده، باز هم جنبش چپ نتوانست در میان مردم از جایگاه قابل قبول توجهی برخوردار گردد. گرچه تلاش‌هایی برای احیاء جنبش انجام گرفت، اما این فعالیت جز در سطح برخی روشنفکران جایگاهی نیافت.
آنچه در مجموع در رابطه با افول گفتمان چپ طی سال‌های ۲۰ تا ۱۳۳۲ گفته شد باید به این نکته اشاره که ؛ در شرایطی که اوضاع سیاسی- اقتصادی کشور گفتمان هژمون در ارتباط با مسائل اجتماعی خصوصاً در توزیع عدالت اجتماعی دچار بی‌قراری شدند، دال برابری جمعی به عنوان دال مرکزی گفتمان چپ در چنین شرایطی ایجاد شد تا محبوبیت ایجاد نماید و قابلیت دسترسی پیدا کند اما، به تدریج مشخص شد که این دال در مفصل بندی با سایر دال ها از جمله مالکیت اشتراکی معنایی را ایجاد نمود که آن معنا، معنایی مورد انتظار جامعه ایران به عنوان عدالت اجتماعی تأمین کننده نیاز جامعه باشد، نبود بلکه معنایی را ایجاد می کرد که با ارزش های اجتماعی از جمله مالکیت خصوصی و حوزه های دینی ناسازگار بود از همین رو، می توان نتیجه‌گیری کرد که دالی که در شرایطی خاص و بدو امر به گفتمان قابلیت دسترسی داد با آشکار شدن ابعادش برای اذهان عمومی موجب تزلزل قابلیت اعتبار و مشروعیت آن گردید. علاوه برآن، گفتمان چپ از یک سو با فدا کردن منافع ملی در راه اهداف و آرمان های کمونیسم بین الملل و از سوی دیگر با تأکید بر ابعاد و زوایای ماتریالیستی دیالکتیک تاریخ و فعالیت های ضد مذهبی، از درک آرمان ها و باورهای مذهبی جامعه ایران ناتوان بود، که همین امر ضعف و به حاشیه راندن گفتمان چپ را فراهم نمود.
از همین رو، جوانان روشن‌فکر که در دستیابی به اهداف دچار نوعی سرخوردگی شده بودند، ضمن ناکارآمد خواندن حزب توده به عنوان برترین سوژه گفتمان چپ، با به چالش کشیدن برخی از دال‌های این گفتمان از جمله حمایت بی چون و چرا از شوروی، تغییر رویه داده و با مفصل بندی دال های جدیدی سعی نمودند یک نظام معنایی خاص را ارائه دهند، تا منطبق با شرایط داخلی و بین المللی بتوانند ناکامی سوژه سیاسی گفتمان چپ را جبران و در راستای هژمونی آن گام بردارند. در زیر به برخی از آنها اشاره می‌گردد.
سازمان انقلابی حزب توده
از جمله سوژه‌های گفتمان چپ که از حزب توده منشعب گردید، سازمان انقلابی حزب توده می‌باشد. بعد از سرکوبی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از سوی گفتمان حاکم، جریانات بین المللی و سازشکاری حزب توده، بخشی از جوانان به این نتیجه رسیدند که ادامه همکاری با رهبران حزب، به خاطرمشی سازشکارنه آنان میسر نیست (حسینیان، ۱۳۸۸ :۴۴۸).
در این زمان، افکار و «ایدئولوژی مائوئیسم» در میان دانشجویان ایرانی مقیم غرب رشد یافت. که این امر منجر به انشعاب دو تن از رهبران از حزب توده و پیدایش سازمان انقلابی گردید. این گروه موضع خود را در اعتراض به حزب توده بیان نمودند؛ «اعتقاد به اینکه شوروی سوسیال امپریالیست شده است، چین مرکز انقلاب جهانی‌‌است، رهبری حزب توده خائن است و باید با جنگ مسلحانه پیروز شد» (کیانوری، ‌۱۳۷۱ :۴۲۹) در همان حالی که حکومت کمونیستی شوروی سیاست خارجی خود را بر مبنای همزیستی مسالمت‌آمیز انجام می داد، مائو شعار انقلاب مستمر در سراسر جهان علیه بقایای امپریالیسم را سر می‌داد. این بار ایدئولوژی و افکار «مائو» بود که به عنوان سنبل و نشانه در میان جوانان سازمان انقلابی جذابیت پیدا کرده بود (حسینیان، همان :۴۴۸ -۴۴۹).
سازمان برای اثبات نظرات خود، اعزام بهمن قشقاوی و پس از آن، ایرج کشکولی به ایران را برای پیوستن به شورش عشایر و ایلات کوچ در استان فارس و گسترش جنگ مسلحانه را در دستور کار قرار داد. همچنین پرویز نیکخواه برای طرح نظریه انتقال رهبری به ایران اعزام شد. نتیجه هردو اقدام با شکست مواجه شد علاوه بر اینکه اعترافات و همکاری نیکخواه با دستگاه موجب بهت همرزمان وی گردید، به زودی سازمان انقلابی نیز دچار انشعاب گردید. سه توده ایی منشعب از توده که به سازمان پیوسته بودند با اخراج از سازمان انقلابی، در دهه ۵۰ «سازمان مارکسیستی طوفان» را به وجود آوردند که بیشتر در خارج از کشور فعال بود(بهروز،۱۳۸۵: ۴۶). بزودی سازمان انقلابی نیز بدون آنکه کاری از پیش ببرد دچار شکست شد و به بن بست رسید. آنها می‌خواستند تجربه چین را در ایران تکرار کنند بدون آنکه بدانند که دهقانان ایران دست کم در سبز فایل فاقد خصلت انقلابی بودند و اکثر جنبش‌های اجتماعی در ایران قرن بیستم، در مناطق شهری متمرکز بودند (بهروز، همان :۹۳). علاوه بر آن، بزرگترین ضربه‌ایی که به این گروه در دهه ۵۰ وارد شد. گسترش رابطه چین با غرب و روابطه حسنه با شاه ایران بود. نیروهای انقلابی که تا این زمان شوروی را سرزنش می‌کردند و از چین دفاع می‌نمودند، از این تغییر سیاست چین متحیر شدند. «در نتیجه این سازمان به علت سردگمی در تغییر موضع خود، فقدان رهبری لایق، بی‌تجربگی و ناآگاهی از مسایل ایران دچار آشفتگی و انشعاب شدند». (حسینیان، ۱۳۸۸ :۴۵۱).
سازمان همچنان با همان نظام معنایی حاصل از مفصل‌بندی دال‌های گفتمان چپ به فعالیتش ادامه داد. با این تفاوت که به دلیل عدم توفیق دستیابی به اهداف و هژمونی گفتمان خود در مقابل گفتمان پهلویسم، مشی مسلحانه را جایگزین روش مسالمت آمیز با گفتمان حاکم نمود.
سازمان چریک‌های فدایی خلق:
یکی دیگر از سوژه‌های فعال گفتمان چپ، سازمان چریک های فدایی خلق می باشد.این سازمان در اواخر دهه ۱۳۴۰ از پیوست دو گروه مارکسیستی جزنی- ظریفی و احمدزاده- پویان تشکیل گردید. ایدئولوژی مارکسیسم– لنینیسم، استقلال از شوروی و سایر کشورهای کمونیستی و سرنگونی گفتمان پهلویسم از طریق همگانی کردن مشی مسلحانه، از جمله اهداف اصلی این گروه بود. (حسینیان، همان: ۴۵۱).
سازمان در آغاز به ارائه تحلیلی از تاریخ سی‌ساله (توسط جزنی) ایران و اصلاحات ارضی و وضع طبقه ی کارگر وضعیت سرمایه‌داری وابسته ، جامعه روستایی ایران و امپریالیسم پرداخت. گروه برای انجام مبارزه مسلحانه نیازمند اسلحه و انتخاب شیوه مخفیانه بود. اما به دلیل بی‌تجربگی در مبارزه مخفی و به دنبال تماس با عامل نفوذی ساواک در حزب توده یعنی عباس شهریاری در سال ۱۳۴۶ دستگیر شدند. بیژن جزنی در سال ۱۳۵۴ به همراه شش تن دیگر از همبندان در زندان کشته شدند.
دیدگاه بیژن جزنی با احمدزاده در مواردی با یکدیگر متفاوت بود. از جمله احمد زاده به تئوری مبارزه مسلحانه و جزنی به تبلیغ مسلحانه اعتقاد داشت. همچنین در مورد امپریالیسم و دیکتاتوری و تقدم و تأخّر آن‌ها اختلاف وجود داشت. شعار جزنی سرنگونی دیکتاتوری و حامیان امپریالیستی آن بود. یعنی ابتدا دیکتاتوری بعد امپریالیسم در حالی که شعار احمدزاده سرنگونی امپریالیسم بود اما هر دو قبول داشتند که اصلاحات ارضی تحولات عمیقی در جامعه به وجود آورده است و آنچه جانشین صورت‌بندی اجتماعی–اقتصادی پیشین سرمایه داری شده سرمایه‌داری وابسته است. آنها نظام سرمایه داری وابسته ایران را در پیوند دیکتاتوری دولتی ارزیابی می‌کردند. جزنی از شکاف میان احزاب شوروی و چین آگاهی داشت و معتقد بود که گفتمان چپ در ایران در این خصوص باید بی طرف باشد. (بهروز، همان منبع: ۱۰۹-۱۱۸)
نظرات احمدزاده نیز که معتقد به تئوری مسلحانه بود در مقابل نظریه تبلیغ مسلحانه جزنی بود نیز راه به جایی نبرد. بالاخره این سوژه گفتمان چپ، در عملیات حمله به پاسگاه سیاهکل که مهترین عملیات آنها بود از سوی رژیم شناسایی و دستگیر شدند. «این گروه به سبب تفکر کلیشه‌ایی، عدم ارتباط فرهنگی با مردم، نداشتن پایگاه اجتماعی و وابستگی به اندیشه‌های وارداتی و بیگانگان نتوانستند در دستیابی به اهداف توفیق یابند. با بروز مشکلات جدی‌تر، دچار انشعاب شدند و گروهی به دیدگاه حزب توده نزدیک شده و گروهی نیز به مبارزه چریکی وفادار ماندند.» (نظری،۱۳۸۷: ۸۴)
بالاخره با گسترش موجب بیداری اسلامی و ظهور گفتمان اسلام سیاسی در ایران، موجب بی‌اعتباری نظریات مارکسیستی– لنینیستی و مائویستی که برپایه افکار ضدمذهبی شکل گرفته بود را فراهم آورد. و بدین‌ ترتیب گفتمان چپ که نماینده‌ی طیف محدودی از چپ سنتی را رهبری می‌نمود، ضمن درک ناتوانی خود در برانداختن ایدئولوژی فراگیر و ترسیم هویتی متشکل از تمام گروه‌ها ناچار شد که با موج برآمده از مردم همراه شود. (نظری، همان‌ منبع :۸۵)
ناکارآمدی گفتمان ملی‌گرای لیبرال
همان‌طور که در فصل گذشته به طور مشروح توضیح داده شد، «در اواخردهه‌ی ۲۰ بحران‌های شدیدی بین گروه‌های مختلف سیاسی آغاز شد. ائتلاف بین نیروهای غالب به زودی پس از تحقق اهداف مورد نظر از هم پاشید و بحران‌های شدیدی بین گروه های مختلف سیاسی از سر گرفته شد. با وجود این، اگر چه پویایی گفتمان پهلویسم به شکست خواسته های قومیت‌گرا برای خودمختاری و نیز جنبش های طبقات تحت سلطه در اواسط و اواخر دهه۲۰ کمک کرد اما با این حال، کمی بعد مسائل قومی و تعارضات طبقاتی تحت‌الشعاع بهره برداری نفت ایران به وسیله انگلیس قرار گرفت. علاوه بر آن، مالکین بزرگ و بازرگانان از حکومت مستبدانه رضا شاه آزرده خاطر بودند و مایل به ظهور دیکتاتوری جدیدی نبودند. در این میان سیاست‌مداران و هر کسی که بیشتراز دیگران قادر بود مفاهیم ملی‌گرایی و محدودیت‌های قدرت مستبدانه شاه را به گونه‌ایی تشریح و بیان کند از اقبال بیشتری برای رهبری توده و وارد عمل کردن آنها برخوردار بود. در درون چنین حوزه گفتمانی تقابل منافع ملی و منافع خارجی و دموکراسی در مقابل استبداد موجب ظهور گفتمان ملی‌گرای لیبرال و تبدیل آن به قدرتمندترین سوژه‌ی سیاسی کشور در ابتدای دهه ۲۰گردید.» ( معدل، ۱۳۸۲: ۵۲).
گفتمان مخالف غالباً بر دال هایی چون ملی گرایی، سکولاریسم، جدایی دین از سیاست و اتخاذ شیوه غربی تاکید می ورزید. «رهبران ملی بر آن بودند تا مشکلات اجتماعی– اقتصادی و سیاسی جامعه را بر اساس پارامترهای جهان ایدئولوژیکی که در بر گیرنده گفتمان دولت نیز بود حل کنند ( معدل، همان: ۶۶). اما طولی نکشید که به دلایلی چند جبهه ملی از هم پاشید: کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ نقطه پایانی بر فعالیت‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ بود.
اما آنچه که زمینه انجام کودتا و حاشیه‌رانی گفتمان ملی‌گرای لیبرال را فراهم نمود، ناکارآمدی درون گفتمانی بود. بر همین اساس، مسأله اصلی پیش از دخالت آمریکا و انگلیس، ضعف داخلی مجموعه نیروهای ملی و مذهبی و ناکارآمدی احزاب سیاسی، بدلیل ضعف و ناتوانی ساختاری گفتمان ملی‌گرای لیبرال بود. شرایطی که انجام کودتا را با کمترین هزینه و به سهولت برای دربار رقم زد. نهضت مقاومت ملی شدن نفت که می توانست آغازی بر تحقق واقعی آرمان‌های ملت بر سرنوشت خویش باشد و از حمایت گسترده بی‌نظیر مردم نیز برخوردار بود، بدلیل فقدان انسجام ایدئولوژیک، برنامه‌ای و تشکیلاتی و بروز اختلافاتی آشتی ناپذیر در میان رهبران نهضت، پیامدی جز ضعف و سستی و انفعال در مردم را به همراه نداشت، به سهولت رهبران و مردم تسلیم قدرت کودتاگران گردیدند.
زمینه وشرایط بی‌قراری ناشی از کودتا، تثبیت هژمونی گفتمان مطلقه پهلویسم را در پی‌داشت و خفقان ایجاد شده تا سال‌ها بعد فضای سیاسی کشور را در سکوت فرو برد. در این میان تنها گروه انگشت شمار از فعالان سیاسی به تلاش‌های سیاسی – نه چندان تاثیرگذار– ادامه دادند. در شرایط پس از کودتا مصدق و یارانش دستگیر، برخی از شخصیت‌های سیاسی متواری، شبکه سازمان افسران نظامی حزب توده دستگیر و تعداد قابل توجهی از افسران اعدام و یا به زندان‌های طولانی مدت گرفتار شدند، دکتر حسین فاطمی که یکی از سوژه‌های گفتمان ملی‌گرای- لیبرال بود، دستگیر و اعدام شد. (شهبانی،۱۳۷۷: ۷۵).
در چنین شرایط بی‌قراری جامعه، فضا برای فعالیت‌های گفتمان‌های چپ و ملی‌گرایی لیبرال و دینی کاملاً بسته شد وتنها در اواخر دهه ۳۰ با روی کار آمدن دولت کندی در آمریکا و نیز حمایت از دکتر امینی، نشانه‌هایی از فضای نسبتاً باز سیاسی ظاهر گشت.
نهضت مقاومت ملی در بیانه‌ای که پی‌ریزی کرده بود، اهدافش را ادامه‌ی نهضت ملی و اعاده استقلال و حکومت ملی ، مبارزه علیه هر گونه استعمار خارجی و مبارزه علیه حکومت های دست نشانده خارجی اعلام نمود. درواقع این اهداف، همان دال‌های این گفتمان بودند که توانستند با ایجاد ارتباط معنایی بین دال‌ها به انسجام دست یافته و هژمون گردد. اما به دلایلی همچون ، ضعف رهبری و تشکیلاتی توان جذب بسیج نیروهای سیاسی و مردم را به میزان قابل توجهی از دست دادند.
در بررسی این جدایی مهدی بازرگان به ۱- اختلافات درونی گفتمان ۲- اختلاف میان سوزه های سیاسی گفتمان ملی گرای لیبرال ۳- عدم توجه اعضاء به اصل رازداری در عملیات مخفی نهضت مقاومت ملی ۴- وجود خود بینی، برتری طلبی و توقعات و انتظارات بی جا در احراز عناوین حزبی اشاره می‌کند.(بازرگان،۱۳۷۵: ۳۰۷). در واقع سوژه های رانده شده از گفتمان ملی‌گرای لیبرال و ضعیف که خود زمینه پیروزی کودتا را ، ناخواسته فراهم ساخته بودند، در این برهه نیز به دلیل اضافه شدن ضربات مربوط به کودتا، به طریق اولی ، قادر به ایجاد انسجام و سازمان‌دهی موثر نبودند.
بنابراین، نکته‌ایی که در بیانیه فوق مطرح شد، تأکید بر دال استقلال و بیگانه ستیزی بود. موضوعی که مورد اجماع سوژه های این گفتمان گردید و منجر به شکل‌گیری آن، یعنی جبهه ملی شد. در حقیقت در این بیانیه سخنی از نظام معنایی ملی گرایی لیبرال به میان نیامد. در واقع این دال به صورت انفرادی از سوی سوژه ها بیان گردید و در مفصل بندی با سایر دال‌های این گفتمان قرار نگرفت. زیرا اگر از ابتدای امر تأکید بر نظام معنایی گفتمان مذکور می گردید، ایجاد و تداوم اتحاد در قالب سوژه سیاسی از همان بدو امر دارای سرنوشت غیر قابل پیش‌بینی بود و شاید حتی چنین اجماعی هرگز شکل نمی گرفت. احزاب نیروی سوم، حزب ایران، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران، هیچکدام قادر به ایفای نقش در این شرایط حساس نبودند. انفعال احزاب سیاسی و سایر رهبران جبهه ملی باعث شد که بخش مذهبی نهضت یعنی آیت الله سید رضا زنجانی، آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان– دکتر سحابی و جوانان وابسته به آنان چون عزت الله سحابی عملا رهبری نهضت مقاومت را در دست بگیرند. در واقع باید گفت با خروج حزب ایران و پس از آن با کنار کشیدن اعضای حزب مردم یعنی تشکیلات نخشب عملاً بار نهضت مقاومت بردوش نیروهای مذهبی افتاد که در فصل‌های بعد طور جداگانه در خصوص شکل‌گیری گفتمان‌های مبارز دینی توضیح خواهیم داد.
با توجه به مطالب ارائه شده فوق در خصوص افول و تحول در گفتمان ملی گرای لیبرال در ذیل به عوامل ناکارآمدی و عدم هارمونی گفتمان مذکور خواهیم پرداخت.
عوامل ناکارآمدی گفتمان ملی‌گرای لیبرال
غلام‌حسین صدیق، وزیر کشور وقت دولت مصدق معتقد بود که خمیر مایه‌ی کودتای ۲۷ مرداد در روز ۳۰ تیر ۱۳۳۲ آماده شد، زیرا عملاً گرایش مردم وطبقات مختلف مردم به دولت مصدق در این روز که به مناسبت سالگرد واقعه‌ی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تظاهراتی بر پا شده بود، تظاهرکنندگان طرفدار جبهه ملی حضور ضعیف داشتند و از ضعف تشکیلاتی شدید برخوردار بودند. وی می‌نویسد این تقسیم قوا نشانه ای به وجود آورد که دولت های غربی اولاً در ارزیابی قدرت دکتر مصدق به تضعیف پایگاه دولت معتقد شدند زیرا، تظاهرات توده‌ایی در آن روز ظاهراً چند برابر طرفداران نهضت ملی بود. دکتر مصدق خود در کتاب خاطرات می نویسد احزاب چپ هر موقع که اراده می‌کردند توانایی استفاده از آخرین افراد خود را داشتند ولی احزاب ملی چون تشکیلات منسجمی نداشتند از این استفاده محروم بودند. دولت مصدق برای توجیه عدم توجه به این امر معتقد است که در صورت امکان بدبینی شاه و دربار نسبت به وی افزایش می یافت و ممکن بود از همان ابتدا برای حفظ نظام خود از پیشرفت نهضت جلوگیری به عمل آورد.
البته علاوه بر مصدق سهم شخصیت های مهم ملی در عدم سازماندهی نیروهای جبهه ملی نیز قابل توجه است اگر چه مصدق خود به دلیل احراز پست نخست وزیری و مشاغل فراوان در ایجاد سازماندهی توانا نبود اما یاران و شخصیت های دیگر جبهه ملی در این امر چندان کوشا نبودند. حجازی در این مورد می نویسد: «رهبران طراز اول به علت اشتغال تمام وقت در امور سیاسی و مشاغل مهمی که تصدی آن را به عهده داشتند فرصتی برای پرداختن به این امر نداشتند سایر رهبران و مسئولان حزبی نیز غالبا علاقه به مسأله تشکیلات نداشتند و اصولا اهمیتی را که لازمه توجه به آن بود درباره سازماندهی احزاب سیاسی نمی‌کردند». (حجازی ، ۱۳۷۵: ۹۶). از مطالب فوق چنین برداشت می شود که سوژه سیاسی گفتمان ملی‌گرای لیبرال به لحاظ تشکیلاتی از انسجام لازم برخوردار نبوده و دارای ضعف تشکیلاتی بودند.
۱- ضعف ایدئولوژیک
از منظر فنی هر سازمان باید دارای حداقل اصول کلی باشد که نقش ایدئولوژی را برای سازماندهی بازی کند. از همین رو ایدئولوژی در یک سازمان منوط به تصلب و ثبات بوده و ضامن نیروی وفادار است به همین دلیل سازمان نباید و نمی تواند از مواضع ایدئولوزیک خود عقب نشینی کند و آن را دچار روزمرگی سازد. در غیر این صورت نیروهای وفادار دچار شک و شبهه خواهند شد و از طرفی دیگر، مسائل سیاسی و اجرایی سازمان بر خلاف مسائل ایدئولوژیک بسیار سیال بوده و به انعطاف در هنگام اجرا نیازمند است. در صورتی که سازمان بدون پی‌ریزی واضع ایدئولوژیک، دست به عمل بزند ممکن است در اندک زمانی بر اثر فعل و انفعالات جامعه شناختی بعضی از الگوهای رفتاری و سیاسی سازمان را در نزد نیروهای وفادار به ایدئولوژی تبدیل کرده و جای خالی آن را در سازمان پر کند در این مرحله که سازمان شدیداً به انعطاف در معامله نیازمند است به دلیل ایدئولوزیک شدن آن‌ها نمی‌تواند دست به اقدام بزند(عیوضی،۱۳۸۵: ۲۴۸). «این الگو در مورد جبهه ملی اتفاق افتاد و به دلیل ضعیف بودن پایه‌ی ایدئولوژیک قانون نه ماده‌ایی صنعت نفت به یک ایدئولوژی تبدیل شد و کوچک‌ترین انعطاف در اجرای آن به خیانت به نهضت ملی هم معنی می‌شد. از طرف دیگر آن میزان اصول ایدئولوژیک که برای جبهه ملی عنوان شد نیز دچار مشکلات خاص خود بود که نهضت را به سمت غیرواقع بینانه سوق داد.» (زارعشاهی،۱۳۸۰: ۸۴)
در مورد ضعف پایه ایدئولوژیک جبهه‌ی ملی این نکته قابل توجه است که حتی رهبران جبهه خود نیز به این ضعف ایمان داشتند. اما، به دلیل تنوع در ترکیب داخلی جبهه ارائه مطلق هر ایدئولوژی در کوتاه مدت نه تنها امکان پذیر نبود بلکه، این مسأله در آن مرحله‌ی حساس باعث انقباض شدید جبهه شد. و در نتیجه انشعابات و اختلافات را تشدید می‌کرد و به همین دلیل تلاش معتبری توسط رهبران نهضت برای این امر صورت نگرفت. دکتر مصدق خود چنین می گوید: «هر چه در طول زندگی‌ام گفته‌ام برنامه من است» (کی استوان،۱۳۵۵: ۸۶)و باز در نامه‌ایی تشکرآمیز به بازرگان بعد از کودتای ۲۸ مرداد می‌نویسد: «شما کاری را که ما فرصت و توجه نکرده بودیم یعنی پایه‌ریزی ایدئولوژیک و سازمانی برای مبارزه ملی انجام داده‌اید» (بازرگان،۱۳۶۲: ۱۶-۱۷). خلیل ملکی در مجله نبرد زندگی در سال ۱۳۳۵ به بررسی علل ناکامی جبهه ملی می‌پردازد وی در خصوص ضعف ایدئولوژیک آن می نویسد: «منظور ما این است که شکست نهضت ملی ایران از این گونه حوادث تاریخی نیست که وقوع آن حوادث جبری است بلکه از نوع آن حوادثی است که با رهبری صحیح و داشتن یک ایدئولوژی مناسب می شد از آن اجتناب کرد وی که از فعالان نهضت ملی بود ادامه می دهد «نهضت ملی ایران به خصوص در اول کار از تناقض و یا اختلاف سیاسی که بین آمریکا و انگلیس بود به نفع نهضت ملی استفاده کرد اما متاسفانه بی بند باری دستگاه دولتی و بالا تر از آن بی بند وباری افکار سران نهضت که ما آن بی بند و باری را به لیبرالیسم و عدم تمرکز تعبیر می کنیم نهضت ملی را در بن بست هایی قرار داد.» (مجله نبرد زندگی، ش۱۰، ۱۳۳۵: ۳۴).
چنان‌که گفته شدیک سازمان باید پایه ایدئولوژیک داشته باشدو اعضاء و رهبران آن باید برمبنای یک ایدئولوژیکی فعالیت نمایند. در تحلیل گفتمانی، نظام معنایی حاصل از مفصل بندی دال ها، جای ایدئولوژی را می گیرد.به عبارتی در تحلیل گفتمانی، ایدئولوژی همان مفصل بندی حاصل از دال های یک گفتمان می باشد. بنابراین اگر اجماع نظر و تشریک مساعی برمحور نظام معناییِ واحد حاصل از گفتمان واحد صورت نگیرد ساختارشکنی گفتمان مود نظر توسط گفتمان رقیب بسیار آسان خواهد بود و متعاقب آن گفتمان مذکور هژمونی خود را از دست خواهد داد. برای نمونه همان طور که خلیل ملکی گفته است؛ بی‌بندوباری دستگاه دولتی (یعنی سوژه گفتمان هژمون) و حتی سران نهضت به یکی از دال های گفتمان یعنی لیبرالیسم نسبت داده می شد. این امر نشانگر عدم توافق بر سر نظام معنایی حاصل از مفصل بندی دال ها در بین سوژه های سیاسی گفتمان لیبرال می باشد. در واقع مفصل بندی دال‌هاست که به گفتمان هویت می بخشد. سوژه های سیاسی گفتمان برای تداوم هژمونی خود می بایستی با هویت مشترک و واحد فعالیت نمایند. در غیر این صورت نمی توانند در دراز مدت پایدار بمانند.
۲- اشتباهات رهبری جبهه ملی:
رفتار مصدق خصوصاً در روزهای نزدیک به کودتا به گونه ای بود که اساساً اجرای کودتا را عملی تر ساخت تا جایی که محمدرضا پهلوی درکتاب مأموریت برای وطنم می نویسد: «واقعاً چنان به مصدق خوشبین نبودم و سوابق وی را نمی دانستم هیچ دلیلی وجود ندارد که بتوانم ثابت کنم که وی مخالف انجام کودتای ۲۸ مرداد بوده است» (پهلوی،۱۳۵۳: ۴۸). خلیل ملکی می نویسد: «فقدان رهبری قاطع و صریح به آن‌هایی که نقشه و برنامه و هدف قاطعی داشتند اجازه می داد که از بی بند و باری استفاده کنند و علی رغم تمایلات عمومی مردم نهضتی را که همه پشتیبان آن بودند بارها با شکست مواجه کنند. مردم همواره وظیفه خود را انجام می دادند و رهبران خود را در مسند حکومت می نشاندند باز هم بی بند وباری و بی‌نقشگی وضع را متزلزل می کند». بعضی از نویسندگان نیز در مورد مشی سیاسی مصدق ایراد گرفته‌اند و معتقدند باید از قدرتی که منبعث از مردم بود با شاه و توطئه گران با قدرت و قاطعیت بیشتری برخورد می کرد کار را یکسره می نمود (نجاتی،۱۳۷۳: ۴۱۵).
نیروهای چپ روحیه محافظه کارانه دکتر مصدق را عامل شکست وی می دانستند و معتقد بودند که وی به اندازه کافی انقلابی نبوده است. آن‌ها معتقدند که مصدق به غلط تنها اقشار متوسط شهری و روشنفکران را مخاطب قرار داده و توده مردم ایران را که ۷۵% آنها کشاورز بوده از نظر دور داشته است. بیژن جزنی یکی از رهبران سازمان چریکی خلق ایران مدعی است که جبهه ملی در بسیج توده ها و رهبری آنها نقش داشت. مصدق با پیروانش رابطه پدر سالاری داشته است. (بیل، ۱۳۶۸ :۴۹۵ .(از سوی دیگر ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران معتقد است «اگر چه نهضت توده‌ایی به گستردگی و عمق نهضت ملی ایران ناچار به نوعی جذابیت غیر عقلانی تکیه زده بود اما اگر رهبری آن از سطح احساس گرایی توده ایی فراتر می رفت و به آن جهتی عقلانی می داد نهضت می‌توانست جنبه معقول پیدا کند. ولی مصدق نیز همانند طرفداران کم نهضت اسیر جنبه های غیر عقلانی شد» (کاتم،۱۳۷۱: ۵۹). در حقیقت، مصدق به عنوان رهبر نهضت ملی و سوژه گفتمان ملی‌گرای لیبرال نتوانست با ایجاد تعادل بین دال‌های گفتمان، نظام معنایی متعادلی خلق نماید تا اتحاد و همراهی دیگر سوژه های سیاسی پایدار بماند.

    1. حل نشدن قضیه نفت:

شرکت نفت ایران و انگلیس در دوران مبارزه برای ملی شدن این صنعت در ایران به عنوان تجسم استعمار خارجی محسوب می‌شد لذا وجود این شرکت و در اصل این نوع روابط اقتصادی نشان‌دهنده عدم استقلال ایران بوده وعمده فعالیت های جبهه ملی در این دوران، در قطع روابط نابرابر در جهت تامین استقلال و آزادی مهمترین اهداف نهضت دانسته می شد(زارعشاهی ، ۱۳۸۰: ۹۱). مصدق در جلسه دادگاه دفاعی در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۳۲ صراحتاً می‌گوید هدف ملت ایران این است که هیچ دولتی در امور مملکت دخالت نکند و ملت ایران از آزادی و استقلال کامل بهره مند شوند(بزرگ‌مهر،۱۳۶۳: ۱۳۶). به هرحال، کوتاه کردن دست استعمار از تاروپود سیاست و اقتصاد ایران از طریق لغو امتیاز نفت و شرکت مربوطه و سعی در ابتدای نهضت قرین توفیقاتی بود اما همین امر در بلند مدت به محوریترین تنش تبدیل شد. حل نشدن قضیه نفت و دست نیافتن مصدق و انگلیس به یک راه حل مشترک عاملی برای پایه ریزی کودتا توسط انگلیس و امریکا در۲۸ مرداد گردید.
با توجه به مطالب ارائه شده در فصل گذشته شکل‌گیری جبهه ملی، فعالیت ائتلافی از بخش‌های مختلف جامعه اعم از مذهبی و غیر مذهبی و چپ و راست بود که در مقابل غیر یا دگر- که همان بیگانه ستیزی بود- به عنوان عامل وحدت بخش توانست به هژمونی برسد، اما بعد ها همین عامل باعث شد تا جبهه ملی نتواند یک دکترین اجتماعی یا مکتبی اجتماعی برای خود تبیین نماید و آن ورود طیف ها و گروه‌های مختلف بویژه تاثیرگذاری نیروهای مذهبی درجبهه ملی بود علیرغم تمایلات غیر استعماری و ناسیونالیستی، از نظر داخلی جبهه ملی به هیچ وجه به مقابله با مظاهر داخلی وابستگی و عناصر وابسته به بیگانگان نپرداخت (امیری، ۱۳۸۳: ۲۰۳). از نگاه خلیل ملکی این جبهه هر چه در مقابل قدرت های متنفذ و سلطه جو قاطع بود، در مقابل فئودالیته و سرمایه داران با نفوذ که اغلب، هم دست همان قدرت های خارجی بودند، معتدل، سست و عاری از قاطعیت بود (ملکی، ۱۳۷۷: ۷). علاوه بر آن به دلیل نامتجانس بودن گروه ها، نامشخص بودن تشکیلات و وجود افکار و عقاید مختلف و گاه متناقض در آن یک ائتلاف شکننده ایجاد کرده بود که با هر اقدام عمل یا انتصابی مورد مخالفت طیف مقابل قرار می‌گرفت.
علی رغم همکاری نزدیک روحانیون و اقدامات فداییان اسلام در ملی‌ کردن نفت، ملی‌گراها و دکتر مصدق هیچ گرایش و توجهی به دین و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی نداشتند(امیری، همان: ۲۰۷-۲۰۸) ودر اواخر حکومت خود حمایت علما و روحانیون و افراد مذهبی فعال را هم از دست داد. همان میزان که حرکت های مذهبی و همگام شدن با نیروهای ملی در جهت استقلال، آزادی و قطع دست انگلیسی‌ها و موفقیت در ملی کردن نفت موثر بود به همان میزان به دلیل ضعف مصدق و نگرش وی در جذب این نیروها باعث ضعف و در نهایت عدم هارمونی گفتمان مذکور گردید (امیری، همان :۲۱۴).
این مطلب نشانگر آن است که برخی سوژه‌های گفتمان ملی‌گرای لیبرال که صرفاً به صورت تاکتیکی به سوژگی این گفتمان درآمده بودند به شدت با برخی از دال‌های آن به‌ویژه سکولاریسم و لیبرالیسم سر ناسازگاری داشتند و نسبت به سایر دال‌ها از قیبل آزادی، ناسیونالیسم به معنای دیگری غیر از معنای مد نظر این گفتمان پایبند بودند. به عبارت دیگر، سوژه‌های مذبور با طرد برخی از دال های گفتمان ملی‌گرای لیبرال و به چالش کشاندن آنها، تصمیم به ارائه تعریف جدیدی از دال‌ها برآمدند و نظام معنایی گفتمان خود را براساس آن شکل دادند.
تشکیل جبهه ملی دوم، سوم و چهارم و تحول در دال‌های گفتمان ملی‌گرای لیبرال
بهار سال ۱۳۳۹ و نطق شاه که در آن سخن از آزادی انتخابات به میان آورده بود، مجدداً زمینه فعال شدن اعضاء جبهه ملی سابق را فراهم ساخت. رهبران نهضت مقاومت طالقانی، بازرگان، سحابی و رهبران سابق جبهه ملی طی نشستی، به فعال‌سازی سازمانی جدید از همه نیروهای ملی برآمدند. پیامدهای این تلاش مجدد، تشکیل جبهه ملی دوم بود. در درون این گفتمان چهره های شاخصی چون، دکتر غلام‌حسین مصدق، دکتر عبدالله معظمی، الهیار صالح، سید محمود نریمان، دکتر کریم سنجابی، داریوش فروهر و … حضور داشتند. ۳۰ تیر ۱۳۳۹ طی بیانیه‌ایی خبر تشکیل و آغاز فعالیت جبهه ملی دوم انتشار یافت. با شکل‌گیری جبهه ملی دوم، نهضت مقاومت ملی نیز، تعطیل گردید. استراتژی جبهه ملی دوم در تداوم سیاست مصدق و مبتنی بر مشی مسالمت آمیز و پارلمانی بود. گرچه مصدق نیز همین سیاست را دنبال می‌کرد. اما تفاوت اساسی در میزان نفوذ شخصی مصدق و اتخاذ تاکتیک های مناسبی بود که مصدق اتخاذ می‌نمود.
مصدق هیچگاه سیاستی رادیکالی در قبال سلطنت اتخاذ ننمود، اما در قبال دخالت‌ها و زیاده‌خواهی‌های دربار وخانواده سلطنتی به صورتی صریح و قاطع سخن می‌گفت و شاه را نیز به صورتی زیرکانه و در چارچوب ملاحظات قانونی کنترل می‌کرد، اما اعضاء جبهه ملی، نه از جاذبه و نفوذ چندانی در میان مردم برخوردار بودند و نه توان و ظرفیت بسیج مردمی را داشتند، در این میان آنان نیز فردی با صلاحیت‌ها و ویژگی های قدرت رهبری وجود نداشت و هم سطحی رهبران جبهه و اختلافات درونی، موضع آنان را ضعیف نگه می‌داشت. به همین دلیل جبهه ملی نتوانست در این فضای نسبی باز شده– حتی در میان خود از نظری یکدست و موثر در برخورد با دولت امینی و سپس رفراندم اصلاحات ارضی شاه برخوردار گردد.
جان فوران در مقاومت شکننده معتقد است در این وضعیت که امینی خواستار انجام اصلاحات ارضی بدون حضور مجلس بود، اصرار جبهه ملی بر برگزاری انتخابات خطا و اشتباه بوده است. زیرا از اختلافات امینی و جبهه ملی این شاه بود که سود می برد و به شاه کمک می کرد تا امینی را برکنار کند (فوران،۱۳۸۲: ۵۴۰). میان دو جناح جبهه ملی دوم بر سر نحوه برخورد با دولت امینی اختلاف به وجود آمد. اما مسأله‌ی مهم ، تغییر اساسی شرایط سیاسی کشور بود، گرچه در قالب برنامه امریکایی اصلاحات توسط دولت امینی یا شخص شاه نمایی از فضای تصنعی باز سیاسی به نمایش گذاشته می‌شد، ولی این امر به هیچ عنوان، به معنای کمترین تردیدی برای شاه، در ممانعت از بازگشت به شرایط حتی نسبی آزادی‌ها درکشور نبود به‌همین دلیل مهدی بازرگان بعدها اظهار نمود که ما باید اپوزیسیون همه نیروها را در جهت مبارزه با شاه بسیج کنیم.(بازرگان،۱۳۷۵ : ۳۵۳)
جبهه ملی دوم با مفصل بندی مجدد دال‌ها، نظام معنایی جدیدی از گفتمان ملی‌گرای لیبرال ارائه نمود. به ویژه آن‌که با ساختارشکنی سلطنت پیش از بیش تأکید داشت و آن را همپایه‌ی بیگانه ستیزی و استقلال قرارداد. به عبارتی این گفتمان با تأکید بر سلطنت مشروطه و لزوم اصلاحات در ساختار سیاسی کشور به عنوان دال‌های گفتمان ملی‌گرای لیبرال، آنها را به موازات دال بیگانه‌ستیزی و استقلال برجسته نمود. از همین رو، گفته بازرگان مبنی بر این‌که «ما باید اپوزیسیون همه نیروها را بسیج کنیم»، را باید نتیجه مفصل‌بندی جدید گفتمانی به حساب آورد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 244
  • 245
  • 246
  • ...
  • 247
  • ...
  • 248
  • 249
  • 250
  • ...
  • 251
  • ...
  • 252
  • 253
  • 254
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8370
  • فایل شماره 8719
  • فایل شماره 8541
  • فایل شماره 7446
  • فایل شماره 8147
  • فایل شماره 8878
  • فایل شماره 8693
  • فایل شماره 8212
  • فایل شماره 8635
  • فایل شماره 8191

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان