روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی مسئولیت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در مبحث اول از بخش اول به بررسی قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول پرداخته شده است و در آن مفهوم اشتباه در اعتقاد و مقایسه آن با اشتباه در شخص و شخصیت وهمچنین مفهوم و اقسام مهدورالدم و اسباب آن و ادله فقهی کاهش مسئولیت کیفری در قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول پرداخته شده است
در مبحث دوم به بررسی کاهش مسئولیت پدر در قتل فرزند پرداخته شده و درآن از ادله کاهش مسئولیت ، قلمروکاهش مسئولیت بحث شده است و در مبحث سوم این بخش به قتل توسط مأمورنظامی – انتظامی به امر آمر قانونی ، مفهوم ، شرایط وموارد کاهش مسئولیت مأمور درقتل به امر آمر پرداخته شده است .
بخش دوم به بررسی مسئولیت کیفری کاهش یافته در قتل عمد در اوضاع و احوال مرتبط با مقتول پرداخته شده که این موضوع در دو مبحث بررسی شده . مبحث اول قتل حین کفر مقتول ومبحث دوم قتل حین جنون مقتول ، در مبحث اول به بررسی مفهوم و اقسام کفر وادله کاهش مسئولیت قاتل مسلمان در قتل کافر اقدام شده و در مبحث دوم به بررسی مفهوم و اقسام جنون،ادله کاهش مسئولیت در قتل مجنون و قلمرو کاهش مسئولیت در قتل مجنون پرداخته شود .
بخش نخست :
مسئولیت کیفری کاهش یافته درقتل عمد
در اوضاع و احوال مرتبط با قاتل
مبحث نخست : قتل با اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول
قتل عمد موجب قصاص است اما چنانچه فرد مهدورالدم باشد این علت باعث می شود که کشتن او، علاوه بر اینکه باعث قصاص قاتل نمی شود بلکه دیه ای نیز به او یا اولیاء دم تعلق نمی گیرد . براین اساس ماده ۲۲۶ ق.م.ا بیان می دارد : « قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد واگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل اورا طبق موازین در دادگاه اثبات کند» برطبق این ماده مهدورالدم بودن مقتول ازعوامل موجهه جرم شناخته شده وقتل مهدورالدم را جرم ندانسته اما ممکن است فرد با اعتقاد به اینکه مقتول به موجب شرع یا قانون مهدورالدم است و قتل او جایز می باشد، مرتکب قتل وی شود. و درصورتی که در حقیقت او مهدورالدم نبوده ویا اینکه نتوانسته اثبات نماید که مقتول مهدورالدم است در این مورد تبصره ۲ماده ۲۹۵ ق.م.ا مقرر می دارد » درصورتی که شخصی کسی را به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و این امر به دادگاه ثابت شود وبعدا معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص و یا مهدورالدم نبوده است ، قتل به منزله خطاء شبیه عمد است » قانونگذار با تصویب این تبصره اعتقاد قاتل را در قتل موثر شناخته و اشتباه در اعتقاد را متوجه یکی از اجزاء اصلی جنایت عمدی دانسته است که علی رغم وجود قصد فعل و قصد نتیجه، اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول را موجبی برای کاهش مسئولیت قاتل دانسته است و البته این در صورتی است که قاتل اثبات نماید که به این اعتقاد مرتکب قتل شده است .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گفتار اول : مفهوم اشتباه دراعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول ومفاهیم مشابه
تبصره ۲ ماده ۲۹۵ ق.م.ااعتقاد و تصورات ذهنی قاتل را در اعمال مجازات اصلی قتل عمد یعنی قصاص، موثر دانسته است و ارتکاب قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول و اشتباه در اعتقاد را موجب کاهش مسئولیت قاتل و مانعی برای اعمال مجازات قصاص قرار داده است و نیز اعتقاد و تصور ذهنی قاقل را نسبت به هویت و شخصیت مقتول موثر دانسته است و این اشتباه را نیز موجبی برای خدشه به رکن معنوی جرم قتل دانسته وعاملی برای کاهش مسئولیت مرتکب قرارداده است
ازسوی دیگر اشتباه گاه می توان د علارقم آنکه نسبت به آنچه در تصورات فرد می گذرد، صورت بگیرد، همچنین ممکن است ازقالب تصورات مرتکب خارج شده و صورت عینی به خود بگیرد به عنوان مثال مرتکب در فعل ارتکابی و عنصر مادی دچار اشتباه و خطا شود مانند اشتباه در اصابت و یا اشتباه در فعل که به دلیل عدم مهارت و یا اموری خارج از اراده شخص همانند کمانه کردن تیر و غیره واقع شود .
بنداول: مفهوم اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول
اشتباه در امری به معنی علم به آن برخلاف حقیقت است این موضوع متفاوت از جهل است زیرا جهل به معنی فقدان علم است اما اشتباه در معنی وجود علم می باشد یعنی جهل حالت سلبی دارد واشتباه حالت ایجابی اما هردو از این جهت که برخلاف واقعیت و حقیقت می باشند با هم دیگر اشتراک دارند زیرا جهل عبارت است از عدم اطلاع و ندانستن چیزی و اشتباه به معنی عدم اطلاع و ندانستن حقیقت آن چیز است موضوع اشتباه گاه امری است که علم به آن از عناصر اساسی برای تحقق جرمی می شود و گاه عدم علم به آن موضوع تأثیری در عدم تحقق جرم نمی باشد در قتل عمد اشتباه در زنده بودن و انسان بودن مقتول اشتباه اساسی است اما در قانون مجازات عواملی دیگر نیز وجود دارد که برای تحقق قصاص مرتکب لازم است اگرچه قتل عمدی می باشد این عوامل عبارت اند از مسلمان بودن مقتول . محقون الدم بودن فرزند قاتل نبودن و عاقل بودن مقتول لذا چنانچه مرتکب در یکی از این موارد اشتباه کند قابل قصاص نخواهد بود علیرغم اینکه قتل عمدی است اما اشتباه در این موضوعات موجب کاهش مسئولیت وی می شود .
اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول عبارت است از اینکه شخصی بر اساس ذهنیات و تصورات خویش شخصی را مستحق مرگ دانسته و اقدام به قتل او بنماید و پس از آن مشخص شود که تصور و اعتقاد او درست نبوده اشتباه در اعتقاد را بر دو قسم می دانند گاه مرتکب در حکم اشتباه می کند یعنی در ذهن خودفرد رامحکوم به مهدورالدم بودن می داند در صورتی که چنین نیست و این فرد در حکم اشتباه کرده و گاهی فرد در واقع مهدورالدم می باشد یعنی از لحاظ حکمی مهدورالدم است اما مرتکب در موضوع اشتباه می نماید به عنوان مثال فردی در عالم واقع مهدورالدم است اما مرتکب قتل در مصادیق دچار اشتباه شده و مرتکب قتل شخصی شده با این اعتقاد که او همان شخص مهدورالدم است وی را به قتل میرساند .
عده ای از نویسندگان اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن را در جایی موجب کاهش مسئولیت می دانند که اشتباه موضوعی باشد و اشتباه حکمی را موجبی برای کاهش مسئولیت نمی دانند اما انچه از بررسی اراء قضایی صادره در این زمینه بدست می اید این است که هردو رکن اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول می تواند موجبی برای کاهش مسئولیت قاتل باشد در نتیجه استثنا انگیزه مرتکب موجب عدم امکان اعمال قصاص می شود هرچند انگیزه و اعتقاد از اجزای تشکیل دهنده رکن معنوی نمی باشد.
بند دوم :مقایسه اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول با اشتباه در شخص و شخصیت
در قسمت گذشته به بحث مفهوم اشتباه در اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول پرداخته شد و دو عنوان دیگر اشتباه در قتل، یعنی اشتباه در شخص و شخصیت مجنی علیه که موجب کاهش مسئولیت قاتل می باشد ذکر شد اما انچه در این دو عنوان اشتباه اهمیت دارد این است که اعتقاد به مهدور الدم بودن مقتول در بحث اشتباه در شخص و شخصیت مجنی علیه در کاهش مسئولیت مرتکب موثر است یا اینکه صرف اشتباه در شخص و شخصیت بتنهایی موجبی برای کاهش مسئولیت مرتکب قتل می شود و به اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول برای کاهش مسئولیت قاتل نیازی نیست .
الف: اشتباه در شخص
حقوقدانان قتل ناشی از اشتباه در شخص را بدین گونه مطرح می کنند که کسی قصد ارتکاب قتل شخص معینی را دارد و عملیات اجرایی جرم را هم شروع کرده ولی بنا به علتی دچار اشتباه شده و درنتیجه شخص دیگری را به قتل می رساند . بطور مثال ، کسی از روی دشمنی که با شخص الف دارد قصد کشتن وی را می کند و با تهیه سلاح ، در مسیرعبور وی کمین می کند تا اورا هدف گلوله قرار دهد و به قتل برساند ولی درتیراندازی دچار اضطراب شدید می شود و درنتیجه به جای اینکه الف را نشانه بگیرد عابری را هدف قرارمی دهد و باعث مرگ او می شود.تعریف دیگری که از اشتباه در شخص صورت گرفته چنین است ، منظوراز این نوع خطا آن است که براثر عواملی چون خطا درهدفگیری ، وزش باد ، جای خالی دادن شخص موردنظر ، عدم مهارت ، ضربه یا تیر به جای آنکه به شخص ، حیوان یا شی مورد هدف برخورد نماید به شخص دیگری برخورد کرده و منجر به مرگ وی گردد .
حقوقدانان در مورد قتل ناشی از اشتباه در شخص اصطلاحاتی از جمله « قتل ناشی از اشتباه در هدفگیری» و یا «قتل ناشی از اشتباه وخطای در اصابت » و « قتل ناشی از خطای در تیراندازی» را به کار می برند.
بحث قتل ناشی از اشتباه در شخص در مورد قتل در قوانین جزایی ایران در ماده ۲۹۶ ق.م.ا بدین شرح بیان شده است « در مواردی هم که کسی قصد تیراندازی به کسی یا شی یا حیوانی را داشته باشد وتیر او به انسان بی گناه دیگری اصابت کند عمل او خطای محض محسوب می شود » به این ترتیب باید گفت مسئله ای که در این ماده مطرح شده از مصادیق شبهه موضوعیه است ، یعنی اشتباه در شخص صورت گرفته و این مسأله به شدت مورد اختلاف فقها وحقوقدانان است۱ . البته برخی از حقوقدانان معتقدند که کاربرد اصطلاح « اشتباه در شخص » در مورد این ماده مطلوب نیست ، زیرا اساسا در این ماده هیچگونه اشتباه مصداقی وجود ندارد بلکه آنچه موضوع این ماده است اصابت تیر به کسی است که مرتکب قصد فعل را نسبت به او نداشته است و قهرا نمی تواند خواهان نتیجه حاصله نیز باشد بنابراین شاید اصطلاح « خطا در تیراندازی » مناسب تر باشد ۲٫
اما چیزی که محل اختلاف اساسی نسبت به قتل ناشی از اشتباه در شخص می باشد ماهیت این نوع قتل است برخی از فقها و حقوقدانان معقتدند اشتباه در شخص در قتل در صورتی عنوان قتل خطایی محض به خود می گیرد که شخص قانونا اختیار انجام فعل تیراندازی به سمت شخص را داشته باشد مانند اینکه قصد تیراندازی به سمت انسان مهدورالدمی را داشته باشد اما دراثر اشتباه درهدف گیری و یا عدم مهارت انسان محقون الدمی را به قتل برساند و چنانچه قصد قتل انسان محقون الدمی را نموده باشد وتیر به انسان محقون الدم دیگری اصابت نماید این اشتباه ، قتل را ازحالت عمدی خارج نمی سازد۳ .
نظر این گروه مطابق با نظر عده ای از فقها ازجمله حضرت امام است ایشان در تعریف قتل خطای محض می فرمایند « خطای محض که تعبیر شده است از آن به خطائی که هیچ شبهه ای در آن نیست ، آن است که نه قصد فعل وجود دارد و نه قصد قتل . مثل کسی که تیری به سوی صیدی پرتاب می کند یا به طرف سنگی نشانه گیری می کند ولی به انسانی اصابت می کند و اورا میکشد و جزء خطای محض است وقتی که تیری به طرف انسانی که مهدورالدم است ، پرتاب می کند و تیربه انسان دیگری اصابت می کند واو را می کشد۴ »
اما شهید اول در رابطه با ماهیت قتل ناشی از اشتباه در شخص بیان می دارد« [خطای محض] مثل این است که [کسی] حیوانی را هدف قرار دهد وبه او تیراندازی کند ، یا انسان معینی را هدف قراردهد و به دیگری برخوردکند».۵شهید ثانی نیز همین عقیده را دارد و می نویسد «خطای محض این است که مثلا [قاتل ] به طرف حیوانی تیراندازی کند وبه انسان برخورد نماید و یا به طرف انسانی معین (تیر) پرتاب کند ولی به شخص دیگری برخورد کند و ضابطه خطای محض به این است که قصد انسان (درمثال اول ) یا قصد شخص معین (در مثال دوم ) را نداشته باشد [۱]» پیرو این نظر اکثریت حقوقدانان نیز قتل ناشی از اشتباه در شخص را قتل خطای محض دانسته و این چنین استدلال می کنند « این تصور که قانونگذار در این ماده به قصد غیر مجرمانه جانی توجه داشته و فقط موردی را شامل می شود که شخص با قصد جنایت برانسان مهدورالدم فرد بی گناه دیگری را می کشد کاملا غیرقابل توجیه است . زیرا علاوه بر اطلاق واژه « کسی » در عبارت « قصد تیراندازی به کسی » وحدت سیاق نیز دلالت براین دارد که ارتکاب جنایت با وجود خطای در شخص ، درهر صورت خطای محض است ، مضافا اینکه عبارت « … تیر او به انسان بی گناه دیگری اصابت کند …» به روشنی بیانگر آن است که شخص مورد نظر جانی نیز مانند کسی که به خطا جنایت براو واقع شده است ، بی گناه بوده است [۲].
قتل ناشی از خطای در شخص در رویه قضایی قبل از انقلاب عمدی شناخته می شد .
در رأی شماره ۱۷۰۷ مورخ ۱۵/۸/۱۳۶۶ آمده : « با احراز قصد ، اشتباه در هدف موجب خروج از ماده ۱۷۰ قانون مجازات عمومی نیست پس اگر تیراندازی به قصد قتل کسی شده وبه شخص دیگری اصابت و موجب فوت او شود قتل عمدی تشخیص می گردد »
اما با تصویب ماده ۲۹۶ ق.م.ا سال ۱۳۷۰ قانون گذار ماهیت قتل ناشی از خطای در هدف را خطای محض تلقی نمود . علاوه برآن قانونگذار در ماده ۲۰۶ قانون مجازات قید « شخص معین »را اضافه کرده از این رو به نظر می رسد دیدگاه مقنن در قبال قتل ناشی از خطای درهدف بدون توجه به هدف اولیه قاتل ، خطای محض باشد دیدگاهی که اداره حقوقی قوه قضائیه نیزدریکی از نظریات خود بدان اشاره کرده است موید این مطلب است . به موجب نظریه شماره ۴۶۵۹/۷ مورخ ۱۷/۱۰/۱۳۷۰ اداره حقوقی « ملاک خطای محض خطای در اصابت است مانند آنکه شخصی به قصد قتل شخص معین به وی تیراندازی نماید ودراثر کمانه کردن تیر یا فرار آن شخص ، به دیگری اصابت نماید وموجب مرگ او شود …»
ب: اشتباه در شخصیت
در مورد قتل علاوه بربحث اشتباه در شخص ، قتل ناشی از اشتباه در شخصیت مجنی علیه نیز از اهمیت خاصی برخوردار است که حقوقدانان اصطلاحاتی همچون ، قتل ناشی از اشتباه در هویت ، قتل ناشی از اشتباه در تشخیص ، قتل ناشی از اشتباه در مصداق و قتل ناشی از خطا ی در مصداق برآن نهادند .
نویسنده ی قتل ناشی از اشتباه در شخصیت را اینگونه تعریف می نماید : « منظور از خطای در شخصیت این است که مجرم ، قتل شخصی را به گمان اینکه زید است قصد کند و بعد از قتل معلوم می شود که او عمرو بوده و در قصد خود خطا کرده وخطای واقع شده از آن چیزی ناشی شده که آن را صحیح می پنداشته و قصد نموده است ۱» با این تفسیر مشخص می شود که قتل ناشی از اشتباه در شخصیت ، ناشی از اشتباه مرتکب در عنصر معنوی جرم می باشد و باید گفت که قتل ناشی از اشتباه مرتکب در تشخیص شخص مقتول ناظر به موردی است که متهم به قتل ، ادعا می کند که قصد کشتن شخص الف را داشته است و به طرف او تیراندازی کرده اما تحت تأثیر شرایط و اوضاع و احوال خاصی ، شخص دیگری که به گمان مرتکب شخص الف است هدف قرارگرفته و کشته شده و بعدا معلوم می شود که مقتول شخص الف نبوده اما ماهیت قتل ناشی از اشتباه در شخصیت چیست ؟ وچه نوعی از قتل می باشد .اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره ۴۶۵۹/۷-۱۷/۱۰/۱۳۷۰ چنین اظهار می دارد « خطای در تشخیص آن را از عمد خارج نمی کند ، مثلا اگر کسی به قصد کشتن انسانی به تصور اینکه زید است به سوی او تیراندازی کند واو را به قتل برساند وبعد معلوم شود که فرد مورد نظر نیست این قتل از مصادیق قتل عمد می باشد۲ »
و در استفتائی که حضرت آیت مرعشی(ره) صورت گرفته بود که اگر حسن می خواهد حسین را بکشد و به سوی او تیراندازی می کند و کسی دیگری کشته می شود آیا چنین قتلی ، قتل عمد محسوب می شود یا خیر ؟ ایشان فرمودند : « در مسئله مورد سوال دو صورت وجود دارد : اول آنکه حسن به سوی شخص معینی تیراندازی می کند وفکر می کند آن شخص حسین است و به او تیراندازی می کند وکشته می شود ، پس از قتل معلوم می شود آن شخص معین که کشته شده حسین نبوده ، چنین قتلی قتل عمد محسوب می شود…»
اما هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی اصراری مورخ ۷/۷/۱۳۷۱ اشتباه در شخصیت را قتل عمدی محسوب نکرده ، بلکه قتل شبه عمد دانسته است . مستند این رأی فتوای آیت گلپایگانی و مقام رهبری می باشد در سوالی که ازایشان در مورد شخصی که به قصد کشتن فرد معینی ، در تاریکی شب به توهم اینکه شخصی که در روبروی اوایستاده همان شخص مورد نظر است به سمت او شلیک کرده و او را به قتل می رساند وپس از آن متوجه می شود که شخص دیگری بوده: آیت الله گلپایگانی در پاسخ می فرماید :
« در فرض مثل ، قتل عمد مـحسوب نمی شود » این سـوال از مقام رهبـری نیز پـرسیده می شود و ایـشان در پاسخ می فرمایند : « تطبیق عنوان قتل موجب قصاص براین مورد خالی از اشکال نیست بلکه بعید نیست عدم صدق قتل عمد . بنابراین اگر فصل خصومت با مصالحه ممکن شود ، متعین همین است و الا باید از قاتل به قتل نفس دیه گرفته شود۱» بااین تفسیر اشتباه در هویت و شخصیت مقتول موجب کاهش مسئولیت قاتل شده و مهدورالدم ویا محقون الدم بودن شخص مورد نظر قاتل تاثیری در ماهیت قتل ندارد
درهرصورت طبق بند الف ماده ۲۰۶ ق.م.ا که بیان می دارد مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد ، خواه آن کار نوعا کشنده باشد ، خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود » در اینجا عبارت « شخص معین » باید مشخص شود که منظور از کلمه « معین» تعیین فیزیکی است یا هویتی . چنانچه منظور تعیین فیزیکی باشد صرف قصد شخص مورد هدف برای عمدی دانستن قتل کافی است . اما چنانچه منظور تعیین هویتی باشد قتل عمدی نیست اما به نظر می رسد با توجه به عبارت « فرد یا افراد غیر معین از یک جمع » منظور قانونگذار تعیین فیزیکی بوده نه هویتی و علاوه برآن اصل تفسیر مضیق در قوانین جزایی نیز موید این نکته می باشد .
گفتار دوم :مفهوم و اقسام مهدورالدم
به موجب ماده ۲۲۶ ق.م. ((قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعا مشخص کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل او را بر طبق موازین در دادگاه اثبات نماید ))
وبرطبق تبصره ۲ ماده ۲۹۵ ق.م.۱ ((در صورتی که کسی شخصی رابه اعتقاد قصاص و یا به اعتقاد مهدور الدم بودن بکشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعدا معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص یا مهدور الدم بودن نبوده است،قتل به منزله خطای شبه عمد است …))
لذا با وجود احترام خون انسان ها در آموزه های دینی قانون گذار مهدور الدم بودن اشخاص را موجبی برای خارج شدن فرد از حمایت قانونی قرار داده و در عین حال در این رابطه به کلی گویی پیرامون مهدور الدم پرداخته و تنها در تبصره ۲ماده ۲۹۵ و ماده ۲۲۶ ق.م.۱ به ذکر عنوان مهدور الدم بسنده کرده بدون اینکه به تعریف و بیان مصادیق مهدور الدم بپردازد . لذا در مطالب بعد به بیان مفهوم و مصادیق عبارت مهدور الدم پرداخته می شود.
بند اول:مفهوم مهدورالدم
واژه «مهدورالدم» ازدو قسمت «مهدور» به معنی به هدر رفتن و تباه شدن و «دم» به معنی خون تشکیل یافته.
در ترمینولوژی حقوقی در تعریف مهدورالدم چنین آمده «آنکه شرع اذن قتل اورا داده به عموم مسلمانان مانند قتل مرتد که ذمی حق ندارد اورا بکشد وگرنه قصاص می شود »۱
یکی از نویسندگان موارد اباحه را نسبت به جان و عضو و مال شخص دانسته و بیان می کنند «مهدورالدم بودن یعنی مباح بودن بر جان.عضو ومال شخص واقع می شود هرگاه مهدورالدم بودن نسبت به جان شخص واقع شود مجروح کردن ، قطع عضوو یا کشتن او مباح میگردد و هرگاه مهدورالدم بودن نسبت به عضوی از بدن شخص واقع شود چیزی از بدن شخص مباح نمی گردد مگر قطع همان عضو شخص…» ۲ لذا میتوا ن گفت اصطلاح مهدورالدم به تمامیت جسمانی اعم از کشتن.قطع عضوویا ضرب وجرح او تعلق می گیرد.
در مقابل مهدورالدم واژه« محقون الدم» قرار می گیرد محقون یعنی جلوگیری کردن ومحقون الدم یعنی جلوگیری کردن از ریختن خون شخص –صاحب تحریر الوسیله در بیان شرایط قصاص می فرماید« شرط ششم اینکه مقتول محقون الدم باشد پس اگر کسی که مهدور الدم است کشته شود مانند کسی که پیامبر را سب نموده .قصاص بر قاتل نمی باشد و همچنین بر کسی که به حق او را کشته قصاص نیست مانند قصاص و قتل دفاعی»۳
ونیز در کتاب شرایع الاسلام در بیان شرایط قصاص در قتل عمد چنین آمده «در جایی که مقتول مهدورالدم باشد مانند شخص مرتد که از اسلام برگردد پس اگر شخص مسلمانی اورابه قتل برساند قصاص برای او ثابت نمی شود و همچنین هر کس که شرع قتل او را مباح دا نسته است مانند کسی که در اثر سرایت قصاص و یا اجرای حد هلاک می شود» [۳]
لذا در تعریف مهدورالدم باید گفت مهدورالدم شخصی است که حمایت جانی خود را از قانون و شرع از دست داده و خونش نسبت به قاتل مباح است و قتل او مستوجب قصاص نخواهد بود
بند دوم :اقسام مهدورالدم
در تعریف و بیان مفهوم مهدورالدم گفته شد که چنین افرادی از چتر حماتی حکومت اسلامی خارج شده و مجازات آنها مرگ است . چنین افرادی به دوقسم تقسیم می شوند .
-گروهی که به سبب جرایمی که مرتکب می شوند در برابر همه مسلمانان مهدورالدم می باشند به چنین افرادی مهدورالدم مطلق یا مهدورالدم عام می گویند .
-گروهی که ریختن خون آنها نسبت به افراد معینی مباح و جایز می باشد به چنین اشخاصی مهدورالدم نسبی یا مهدورالدم خاص می گویند .
الف :مهدورالدم مطلق (عام)
همانگونه در قسمت بالا بیان شد مهدورالدم مطلق یا عام عبارت است از اینکه خون فرد در برابر همه مسلمانان مباح باشد به نحوی که اگر فردی اورا به قتل برساند برا ی او قصاص و دیه ای نباشد اما در رابطه با اینکه چه اشخاصی مهدورالدم عام هستند .فقهای امامیه در این رابطه نظرات مختلفی را ارئه نموده اند به عنوان مثال شخصی که به پیامبر اکرم (ص)و یا هر یک از ائمه معصومین (ع)توهین نماید و عنوان مجرمانه ساب النبی را بتوان بر او اعمال نمود چنین شخصی مهدورالدم مطلق بوده و قتل او برا ی هر شخصی جایز است اما راجع به دیگر جرایم از جمله زنا و لواط و ارتداد اختلاف شده و فقها آراء مختلفی را ابراز نموده اند از جمله اینکه قتل شخص مهدورالدم به علت ارتکاب جرایم خاص از جمله زنا و لواط قبل از اذن حاکم را مجاز شمرده و چنین استدلال می کنندکه چنین فردی مرتکب قتل نشده زیرا همزمان با ار تکاب چنین جرایمی فرد مستحق مرگ گردیده است و حکم قتل و اذن حاکم در واقع کاشف از مهدورالدم بودن این فرد است [۴]
صاحب مبانی تکمله به جز در مورد سب النبی، در مورد مرتکبین زنا و لواط و… این افراد را تنها نسبت به حاکم مهدور الدم می داند و اگر غیر از حاکم و افراد عادی دست به قتل چنین افرادی بزنند قتل عمدی محسوب شده و قابل قصاص است .[۵]

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی فقهی پوشش در قرآن ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

رنگ پوشش زنان ومردان چگونه باید باشد؟

۱-۵- فرضیه ‏های تحقیق

۱-خداوند در قرآن کریم مساله پوشش را در آیات متعددی مورد تاکید قرار داده است که با بررسی از آیات می توان مصادیق پوشش کامل و محدوده آن را روشن نمود.
(به مردان مومن بگو که چشمان خویش را فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند.این برایشان پاکیزه تر است زیرا خدا به کارهایی که می کنند آگاه است) وصف ایمان تنها برای مردان لحاظ شده است که ضمن پوشاندن خود نگاه از حرام نگه داشته اند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

(به زنان مومن بگو که چشمان خویش را فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند) عدم نگاه نامحرم چه در مردان چه در زنان در واقع نقطه آغاز تقوا و پاکدامنی و رشد معنوی برای آنان است. پوشش لازم و مناسب برای زنان به همراه کنترل نگاه از سوی مردان و زنان موجب سلامتی محیط خانواده و کاهش تحریکات جنسی و به دنبال آن کاهش مشکلات و معضلات اجتماعی و خانوادگی است.
(آشکار نسازید زینت هایشان را مگر آن بخشی که ظاهر و آشکار است) در وجود زنان عناصر و اجزایی وجود دارد که بیش از سایر اعضاء نشان دهنده جذابیت زنان است مانند: مو، سینه، گردن، و اندام … بنابراین نه تنها این عناصر در معرض تماشای نامحرم قرار گیرد بلکه به طریق اولی نیز زینت های متصل به این قسمت ها نیز باید از دید نا محرمان محفوظ ماند.
(ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را به خود فرو پوشاند و روسری هایشان را بر سروگردن وسینه ….) که در اینجا از خمر به معنای مقنعه و یا روسری بلند و از جلباب برای پوشاندن سینه هایشان یاد کرده اند.
(نیز چنان پای برزمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود) تجلی جازبه های زن حتی در را رفتن او در اجتماع باید محدود و به گونه ای نباشد که این جاذبه ها در غیر مسیر اصلی قرار گیرد و بر حیثیت انسانی او خدشه زند.
۲-قرآن کریم از دو نوع حجاب و شیوه پوشش زن سخن به میان آورده است (خمار) و (جلباب). از خمار در آیه ۳۰سوره نور سخن گفته (خمارهای خود را برگریبان های خویش بیفکنید) که در این قسمت آیه بیان گر کیفیت پوشش است که زن باید خود را بپوشاند.نوع دوم جلباب است که در آیه ۵۹سوره احزاب بدان تصریح شده است که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آورده است (جلابیب جمع جلباب است وآن لباسی است که زن آن را در برمی کند و همه بدن خود را می پوشاند یا مقنعه ای است که سر وصورت خود را به آن می پوشاند).
۳-اما درباره رنگ لباس محدودیتی وجود ندارد و لباس می تواند تنوع رنگی داشته باشد.فقط رعایت این نکته لازم است که همچنان درباره لباس مردان نیز صادق است، نباید موجب صدق (لباس شهرت) به معنای انگشت نما شدن فرد در جامعه شود. علاوه براینکه نباید به گونه ای باشد که عنوان تبرج برآن صدق کند و پوشنده آن را در برج نگاه دیگران قرار دهد و توجه همگان را به خود جلب کند.
رنگ مشکی در لباس مردان مستحسن نیست و کراهت دارد .این کراهت در سه پوشاک مردان یعنی عبا (لباس رویین آن زمان) عمامه (سرپوش در آن زمان) و خف (نوعی کفش که رو و پشت آن بسته بوده و تا مچ پا یا حتی مانند چکمه تا زانو می رسیده ) استثنا شده است. همچنان که رنگ سفید در لباس مردان مستحسن و خوب است (وسائل الشیعه باب ۳۸ :۵).
اما در مورد لباس زنان بیانی وجود ندارد و از مواردی که کراهت پوشیدن لباس با رنگ مشکی استثنا شده چنین برمی آید که این حکم خاص مردان است و تعمیم آن به زنان بدون دلیل است. جز اینکه در بیانات معصومان (ع) درباره پسندیدگی لباس سفید،عمومیت آن بدست می آید و ظاهرا هم شامل لباس مردان و هم لباس زنان می شود.
بنابر نظر فقها پوشیدن لباس احرام با رنگ مشکی در حج برای زنان مکروه است.
برخی از رنگ‏ها دیدگان را خیره می‏سازد و باعث جلب توجه می‏شود. و علمای دین هر چند نسبت به اصل رنگ لباس‏ها، تأکید چندانی ندارند ولی بر این مسأله پای می‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه شود و عواقب سوئی داشته باشد. از این رو در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود، لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و بدین وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشتری می‏کردند. این سنت حسنه، مورد نظر و پذیرش پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز قرار گرفت.
یکی از اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: در کتاب الدرّ المنثور سیوطی جلد پنجم صفحه ۲۲۱، از امّ سلمه نقل شده که فرمود :لمّا نزلت هذه الآیه (یدنین علیهنّ من جلابیبهن)
خرج نساء الأنصار کأنّ علی رئوسهنّ الغربان (وقتی این آیه‌ شریفه نازل شد زن‌های انصار همه با چادر مشکی از خانه خارج شدند)،
یعنی آن زمان نه تنها مساله چادر را از جلباب می‌فهمیدند، بلکه این مطلب که چادر باید طوری باشد که اندام و بدن زن را نشان ندهد و مصداق آن چادر مشکی است. وی گفت: در زمانی که عده‌ای از مسلمانان در دنیای غرب معتقدانه به سمت حجاب پیش می‌روند و برای حفظ آن مبارزه می‌کنند و حاضرند محرومیّت‌هایی را متحمّل شوند، چه حرفهایی در مجلات ما زده می‌شود که نتیجه‌اش تخریب حجاب است، حالا اینکه این افراد واقعاً این نیّت را دارند یا نه، خدا می‌داند. ولی نتیجه این مطالب چیزی جزتخریب حجاب نیست. این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: در یک مجله ای آمده قطعاً چادر مشکی بدترین پوشش است، چون چهره‌ زن را قاب و نگاه را به چهره‌ زن متمرکز می‌کند، یعنی اگر زن یک چادر رنگی بدن‌نما بپوشد این جلب توجه نمی‌شود اما اگر چادر مشکی که بدن او را نمایان نمی‌کند، این جلب توجه می‌کند. باز می‌گوید در سفرهای اروپایی ناصرالدین شاه، شب که به مجالس عیّاشی می‌رفت می‌دید که در آنجا لباس مردها و کلاهشان مشکی است و زن‌ها هم با لباس مشکی می‌آیند، به نظرش آمد که این یک نوع سنگینی و وقار دارد و آن را به ایران آورد.
نویسنده این مطلب اینگونه در پی خراب کردن پوشش چادر مشکی است و چیزی که زنان متدیّن، عفیف و با حیای مسلمانِ ما به عنوان دستور خدا آن را می‌پوشد میراث عیاشی‌های اروپایی عهد ناصرالدین شاه برشمرده است. اگر امروز به دختران متدیّن ما بگویند این چادر از اروپا آمده بلا فاصله موضع می‌گیرند و می‌گویند چرا من این چادر را بپوشم.وی گفت: نویسنده این مقاله در جایی گفته ما باید از قرآن شروع کنیم، قرآن سه تکه‌ روشن برای لباس زن تعریف می‌کند، روسری یا شال روی سر، پیراهن و پوشش پا. این سه پوشش حداقل پوشش شرعی برای زن مسلمان است. وی اگر مقداری با قرآن آشنایی داشت، آیه «و یضربن بخمورهنّ علی جیوبهنّ» و آیه جلباب را هم ببیند، آیا باز می‌تواند بگوید در قرآن برای زن پوشش سراسری نیامده است (میرخندان ۱۳۸۹، ۴۲).

۱-۶- روش تحقیق

جمع آوری آیات قرآنی مربوط به پوشش، بررسی فلسفه آیات، بررسی نظرات مفسرین در ارتباط با آیات پوشش. بررسی کتب، پایان نامه ها و مقالات با موضوع پوشش .
متغیرمستقل: (پوشش) متغیر های وابسته: (حکم فقهی پوشش، موانع آن از نظر قرآن، علت و فلسفه آن)
روش تحقیق که به صورت کتابخانه ای و از طریق فیش برداری جمع آوری می شود. همچنین جمع آوری آیات مربوط به پوشش ونظرات مفسرین، استفاده از پایان نامه های مربوطه، قرآن کریم و کتابهای فقهی متقدم و متاخر، روش توصیفی از طریق کار کتابخانه ای و فیش برداری.

۱-۷- مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق

حجاب و احکام آن در فقه اسلامی. سعدی، محمد، دانشگاه تهران، رشته فقه شافعی.
حجاب که در لغت به معنی پرده، مانع و پوشش و در اصطلاح به حفظ شرم و حیای زن ومرد با چشم فرو بستن از نگاه به نامحرم و پوشاندن اندام زن به گونه ای که برجستگی های اندامش نمایان نباشد و پرهیز مردان از آراستگیِ که به شخصیت مردانگی آنان لطمه ای وارد کند و نیز ایجاد حایلی که مشارکت زن ومرد را همراه با حفظ وقار واحترام ممکن سازد گفته می شود از جمله اموری است که در شرایع پیش از اسلام چون یهود ومسیحیت و در میان مللی چون هند، روم، یونان، ایران و عربستان وجود داشته است و از جمله تأسیسات دین اسلام به شمار نمی رود. با این حال شریعت اسلام برای اصلاح وضعیت زمان ظهور خود، احکامی را وضع نمود تا مردم آن عصر وسایر دورانها با بکارگیری آن احکام در مسیر تعالی و پیشرفت گام برداشته و از سقوط و فروپاشی رهایی یابند. به طورکلّی هدف از وضع احکام حجاب رعایت مصالح بندگان است. حجاب برای زنان مصونیّت و عفاف می آورد. برای مردان مانعی است در مسیر سقوط و بی بند و باری و برای جامعه سدّی در راه سقوط در دام رذایل و وسیله ای برای تعالی و پیشرفت. با وجود آن که در احکام حجاب در حالات متفاوت برای زنان و مردان اختلاف نظر وجود دارد با این حال رأی راجح به شرح زیر می باشد:
تمام اعضای بدن زن (ماعدای دست و صورت) می بایست از نامحرم پوشانیده شود.
حضور زنان در اجتماع در صورت رعایت شئونات اسلامی بلامانع است و چه از نظر شکل و حجم لباس و چه از نظر رفتار وگفتار خود نباید موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم نمایند.
۳- زنان می توانند زینت های خود را به غیر از مابین ناف و زانو در برابر محارم، در صورت عدم بروز فتنه آشکار ننمایند.
۴-مردان ضمن رعایت اصل پوشش، نباید لباس نامناسبی بپوشند که در نزد مردم انگشت نما شوند وبه موازین اخلاقی جامعه آسیب رسانند و از چشم چرانی و نگاه به نامحرم اجتناب ورزند. بر خلاف آنچه گروهی ادّعا کرده اند، مخاطبین حجاب، همسران پیامبر (ص) نیستند بلکه تمامی کسانی که مکلّف اند مخاطبین نصوص رعایت حجاب اند.
گرچه برای برخی چون پیرزنان، بیماران درحال مداوا، مجانین، صغار و … تخفیفاتی وجود دارد. همچنین علی رغم گمان گروهی، حجاب نه یک امر شخصی است و نه یک موضوع مقیّد به زمان. رعایت و یا عدم رعایت حجاب آثار و تبعات دینی، حقوقی، روانی و اجتماعی در پی دارد و مراعات آن مختص به زمان یا مکان مخصوصی نیست و در دنیای امروزی نیز امری ممکن و مستحسن است.
این پایان نامه از یک مقدمه، چهار فصل و یک نتیجه تشکیل یافته است.
در فصل اوّل به بیان مفهوم لغوی و اصطلاحی حجاب وارتباط آن با مفاهیم مشابه پرداخته شده است. در فصل دوّم قلمرو حجاب واحکام آن در حالات مختلف بیان شده است.
فصل سوّم به بیان آثار رعایت و عدم رعایت حجاب اختصاص دارد.
و در فصل چهارم مسایل متفرقه ی حجاب و پاسخ به برخی شبهاتِ موجود مطرح شده است.
حجاب و حد آن در فریقین. میر حسینی نیری، سماویه، مقطع کارشناسی ارشد، رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه تهران.
در این تحقیق سعی شده به مسائل محوری که در مورد حجاب مطرح است پرداخته شود به این صورت که ابتدا به معنای لغوی حجاب که عبارت است از سترو پرده و معنای اصطلاحی آن که به معانی پوشش زن می باشد پرداخته شده. سپس پیشینه حجاب مورد بررسی قرار گرفته که با توجه به مطالب به دست آمده معلوم می شود که حجاب قبل از ظهور اسلام در ادیان الهی دیگر (زرتشت، یهود، مسیح) نیز و حتی در ادیان غیر الهی نیز وجود داشته و این نشان از فطری بودن حکم حجاب است. بعد از آن آیات حجاب که همگی دال برتکلیف بودن حکم حجاب بر زنان مسلمان است. مطرح و بررسی می شود از جمله آیه ۳۱ سوره نور که دال بر وجوب پوشش همه بدن زنان مگر زینت های ظاهری است که این زینت ظاهری بنابر اکثر مفسرین وجه و کفین می باشد و آیه ۵۹ سوره احزاب که کلمه «جلباب» دال بر وجوب پوشش سراسری برای زنان است و طبق آنچه در کتاب صواب الخطاب فی اتقان الحجاب آمده این آیه صریح در وجوب چادر برای زنان می باشد.
بحث بعدی حد لازم پوشش برای زنان است که ۴ قول در این زمینه وجود دارد.
وجوب پوشش همه بدن غیر از وجه و کفین
وجوب پوشش همه بدن مطلقاً
وجو ب پوشش همه بدن غیر از وجه و کفین و قدمین
۴- وجوب پوشش همه بدن غیر از وجه که قول اول در بین علمای شیعه و سنی طرفدار بیشتری داردکه دلایل آنها عبارتند از:
الف: آیه ۳۱ سوره نور که زینت ظاهری در این آیه بنابر نظر اکثر مفسرین وجه و کفین است و روایات نیز این نظر را تقویت می کنند. ب: روایات بسیار زیاد که در این زمینه وجود دارد که بعضی مختص است به جواز آشکار نمودن صورت و دست ها و بعضی دیگر مختص است به سؤالهایی که درباره حکم نگاه کردن به موی شماری از زنان مطرح می شود که نشانگر عدم تردید در جواز آشکار نمودن چهره است. ج: بر طبق قاعده نفی عسرحرج، لازم می آید استثنا بودن وجه و کفین از حکم کلی پوشش و دلایل دیگر.
البته آشکار نمودن وجه و کفین با شرط عدم تبرج و زینت نمایی جایز می باشد و طبق آیه ۲۳ سوره احزاب آنچه که خودنمایی و زینت محسوب شود جایز نمی باشد.
بررسی حجاب در قرآن و جامعه دینی. اصلانی، مینو، مقطع کارشناسی ارشد، رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی.
این پایان نامه در شش فصل به بررسی حجاب پرداخته است: فصل اول، تاریخچه حجاب؛ فصل دوم، ظهور اسلام و تأکید بر حجاب در قرآن کریم؛ فصل سوم، حجاب از دیدگاه عقل و شرع؛ فصل چهارم، سیر حجاب در ایران، فصل پنجم، شیوه های مقابله با فساد و بی حجابی از دیدگاه قرآن؛ فصل ششم، در این فصل پرسشنامه و جداول مربوط آمده است. این پرسشنامه به منظور دستیابی به دیدگاه های مردم در زمینه وضعیت حجاب در جامعه تهیه و اجرا شده است.
بررسی مبانی حجاب و عفاف در قرآن
نام تحقیق دیگری است که توسط سرکار خانم فرزانه نیکوبرش راد؛ که درج در سایت سازمان تبلیغات اسلامی تدوین گشته است. ایشان آورده است حجاب و عفاف در قاموس بشری، واژه های آشنایی هستند که در گذر زمان از سنت به سوی مدرنیته، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است. در این میان مردان و زنان (بخصوص زنان) در مسیر تندباد حرکت به سوی مدرنیسم، در معرض برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی قرار گرفته اند تا در توسعه سرمایه گذاری نقش ایفا کنند. اما با گذر زمان از هویت و شخصیت و ماهیت خود بیشتر دور شدند و در یک حرکت جدید با بازگشت دوباره به سوی منیت خویش و با توجه به سرشت و طبیعت و احتیاجات حقیقی خود را در میان معنویت، هویت خویش را در عفاف و حجاب جستجو کردند.
نگاهی به مبانی عفاف و حجاب که برخواسته از حقایق دین و در افق بالاتر از عالم ماده تدوین و تبیین شده است در عصر برهنگی تنها پاسخ مثبت و حقیقی به نیازهای درونی و بازگشت به گرایش های فطری جامعه انسانی که سلامت، امنیت، معنویت و کمال را در خانواده و اجتماع میسر می کند و این انتخاب تنها راه رسیدن به کمال و سعادت الهی است. مبانی و ریشه و راه های این حقیقت را می توان از بطن قرآن و روایت های اصیل اسلامی به دست آورد.
از این رو در این تحقیق (مبانی عفاف و حجاب) از قرآن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :بررسی میزان آپوپتوز و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۳-۲-۲-۲- بررسی تعداد اسپرم
برای شمارش اسپرم ها از MAKLER CHAMBER استفاده شد . نمونه هایی که غلظت اسپرم در آنها از بیست میلیون در میلی لیتر کمتر بود از مطالعه حذف شدند. بعد از شستشو به روش Swim-up مستقیم نیز شمارش اسپرم انجام شد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۳-۲-۲-۲-۱- روش استفاده از MAKLER CHAMBER برای شمارش
برای شمارش، μl10 از نمونه، توسط سمپلر روی قسمت وسط MAKLER CHAMBER قرار داده می شود و سپس لامل آن روی نمونه قرار می گیرد، این لامل از ۱۰۰ خانه ۱۰×۱۰ تشکیل شده است و با بزرگنمایی X20، تعداد اسپرم های موجود در ۱۰مربع عمودی پشت سرهم و یا ۱۰ مربع افقی پشت سر هم را شمارش می شود و یا میانگین این دو گرفته می شود سپس عدد به دست آمده ضرب در ۱۰۶ می شود تا تعداد اسپرم در یک میلی لیتر برحسب میلیون به دست آید .عدسی با بزرگنمایی ۲۰ باید مخصوص برای MAKLER CHAMBER باشد(WHO 2010).
۲-۲- MAKLER CHAMBERبرای شمارش اسپرم استفاده می شود
۲-۳-۲-۲-۳- ارزیابی تحرک
بر اساس استاندارد WHO وقتی نمونه انزالی در محدوده طبیعی قرار می گیرد که حرکت پیشرونده[۸۱] (a+b) در بیشتر از ۵۰ درصد و حرکت سریع[۸۲] (a) در بیش از ۲۵ درصد اسپرم ها مشاهده گردد. تعداد اسپرم در هر میلی لیتر از منی حداقل باید ۲۰ میلیون اسپرم باشد. از آنجا که کمترین حجم نرمال مایع سمینال ۲ میلی لیتر می باشد، بنابراین تعداد کل اسپرم در هر مرتبه از انزال افراد بارور حدود ۴۰ میلیون اسپرم می باشد.
۲-۳-۲-۲-۳-۱- روش کار
۱-برای مشاهده تحرک اسپرم ۱۰ میکرولیتر از سیمن مایع توسط سمپلر برداشته می شود.
۲- نمونه را بر روی MAKLER CHAMBER قرار داده و با لامل پوشانده می شود.
۳- با بهره گرفتن از میکروسکوپ نوری و با بزرگنماییX20 ، انواع حرکت اسپرم ها بررسی می شود.
۴- تعداد اسپرم های دارای حرکت سریع پیشرونده و (a)، آهسته پیشرونده[۸۳] (b)، حرکت درجا[۸۴]©، واسپرم های بیحرکت[۸۵](d) را در مربع های مختلف MAKLER CHAMBER مشاهده وبا کانتر شمار ش می شود تا به صد برسد تا به صورت درصد بیان شود. برای هر نمونه قبل و بعد از شستشو به روش Swin-up Direct نتایج ثبت شد(WHO 2010).
۲ -۳- شکل لامل MAKLER CHAMBER که به صورت ۱۰×۱۰ مدرج شده است.
۲-۳-۲-۲-۴- ارزیابی قابلیت حیات
طبق استاندارد WHO اگر در نمونه انزالی ۵۰ درصد یا بیشتر از اسپرم ها زنده باشند، نمونه مورد نظر در محدوده ی طبیعی قرار داده می شود که تقریباً معادل همان درصد تحرک اسپرم ها ست. هر اسپرم متحرک یعنی اسپرم زنده. این تست در نمونه هایی که دارای تحرک کم می باشند دارای ارزش بیشتری است. ارزیابی قابلیت حیات با تست های مختلف رنگ آمیزی انجام می گیرد، مثل رنگ آمیزی ائوزین و ائوزین-نیگروزین که در این تحقیق از رنگ آمیزی ائوزین- نیگروزین استفاده شد.
۲-۳-۲-۲-۴-۱- روش کار رنگ آمیزی ائوزین-نیگروزین
۱-۱۰میکرولیتر رنگ ائوزین-نیگروزین با سمپلر برداشته و درون یک میکروتیوپ ریخته می شود.
۲-۱۰میکرولیتر نمونه با سمپلر برداشته و درون میکروتیوپ حاوی رنگ ریخته می شود و با عمل پیپتینگ[۸۶] با ائوزین-نیگروزین مخلوط می شود و ۳۰ ثانیه وقت داده می شود.
۳- سپس ۱۰ میکرولیتر از آن را با سمپلر برداشته روی لام گذاشته می شود و به وسیله ی لام دیگری از این اسمیر تهیه می شود تا خشک شود.
۴- بعد توسط میکروسکوپ نوری مشاهده می شود، بهتر است با بزرگنمایی X 100 بررسی شود. اسپرم هایی که رنگ را به خود گرفته اند و قرمز یا صورتی شده اند مرده و آنهایی که سر سفید دارند و رنگ را به خود نگرفته اند زنده اند.
تعداد۱۰۰ اسپرم شمرده می شود. نتایج در قبل و بعد از شستشو به روش Direct swim up ثبت گردید(WHO 2010).
B
A
۲-۳-۲-۲-۵- ارزیابی مورفولوژی
طبق استاندارد WHO ، اگر در نمونه انزالی ۳۰% یا بیشتر از اسپرم ها مورفولوژی طبیعی داشته باشند نمونه در محدوده ی طبیعی قرار داده می شود. برای تعیین مورفولوژی اسپرم از روش رنگ آمیزی پاپانیکولا[۸۷] طبق دستور WHO انجام شد.باید ۱۰۰ اسپرم با بزرگنمایی ۱۰۰ بعد از رنگ آمیزی مطالعه کرد تا بتوان انواع طبیعی را از انواع غیر طبیعی مشخص نمود، تا درصد مورفولوژی نمونه گزارش شود. طیف اشکال غیر طبیعی اسپرم بسیار وسیع است. اشکال غیر طبیعی اسپرم عبارتنداز: اسپرم های دارای دوسر، سر بزرگ، سر کوچک، سر گرد و بدون آکروزوم، سر سنجاقی، اسپرم ها یی با دم های غیر طبیعی بلند یا کوتاه، دو دم، بدون دم، دم پیچ خورده یا زوائد سیتوپلاسمی در ناحیه قطعه میانی وگردن است.
۲-۳-۲-۲-۵-۱- رنگ آمیزی پاپانیکولا
این نوع رنگ آمیزی رنگ آمیزی خوبی برای اسپرم ودیگر سلول ها می باشد. باعث رنگ شدن آکروزوم و بعد از آکروزوم ، قسمت سر و قطعه میانی می شود که سر رنگ آبی و قطعه میانی به رنگ قرمز یا صورتی در می آید. جهت بررسی مورفولوژی نمونه، ابتدا از هر نمونه یک لام فیکس می شود تا بعداً به طور یک جا رنگ آمیزی پاپانیکولا روی آنها انجام می شود. برای هر نمونه یک لام قبل از عمل Swim-up و یک لام بلافاصله بعد از عمل Direct Swim-upبه صورت فیکس شده از اسپرم تهیه شد.
۲-۳-۲-۲-۵-۲- روش فیکس کردن
۱-۱۰ میکرولیتر از سیمن را توسط سمپلر برداشته و روی لام قرار داده می شود.
۲-به وسیله ی لام دیگری از آن اسمیر تهیه می شود و اجازه داده می شود در محیط خشک شود. از لام هایی که در کناره دارای برچسب هستند استفاده می شود تا بتوان لام ها را با مداد شماره گذاری کرد، به عنوان مثال نحوه ی شماره گذاری لام ها به این صورت بود: b1(نمونه شماره یک قبل ازDirect Swim-up ) و a1 (نمونه شماره یک پس ازDirect Swim-up).
۳- لام ها را درون بسکت قرار داده می شود و درون جار حاوی اتانول- اتر(ترکیب مساوی از اتر واتانول ۹۶%) به مدت ۴ دقیقه قرار داده می شود.
۴- بسکت حاوی لام ها از جار خارج کرده و در دمای محیط گذاشته می شود تا خشک شود.
۵-سپس لام ها را در جعبه لام قرار داده و تا زمان رنگ آمیزی در فریزر نگهداری می شود.
۲-۳-۲-۲-۵-۳- روش رنگ آمیزی پاپانیکولا
لام های فیکس شده که در فریزر بودند را بیرون آورده، ۱۹ جار برداشته ودرون آن محلول مورد نظر را ریخته ولام ها را درون بسکت قرار داده و در زمان های مشخص شده طبق دستور العملWHO در جار ها قرار داده می شود.
جدول۲-۲- محلول های لازم برای رنگ آمیزی پاپانیکولا

ماده
زمان مورد نیاز
۱-اتانول ۸۰%
۳۰ ثانیه
۲-اتانول ۵۰%
۳۰ثانیه
۳-آب مقطر
۳۰ثانیه
۴-Harris,s haematoxylin

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی مبانی و مصادیق ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مبحث اول: زندان در جرایم مرتبط با نفوس

یکی از مواردی که مورد توجه و احترام شارع مقدس قرار گرفته است بحث نفس و جان انسان می باشد که همواره تاکید فراوانی بر تکریم آن شده است و احکام خاصی برای آن در نظر گرفته شده تا کسی جرأت تجاوز به جان دیگری را پیدا نکند و در این بخش تلاش بر این است تا مواردی از زندان در جرایم مرتبط با نفوس معرفی شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

گفتار اول: حبس جانی در قتل عمد:

در اتهام قتل عمد به مدت ۶ روز حبس جایز است.
روی الکلینی و الشیخ باساینده المعتبره عن الموفلی عن السکونی عن ابی‌عبدا… (ع) قال: ان النبی کان یحبس فی تهمته الدم سته ایام فان جاء اولیاء القبول بثبت والا خلی سبیله[۹۳].
از امام صادق (ع) روایت شده که حضرت رسول اکرم در اتهام خون شخص متهم را به مدت ۶ روز زندانی می‌کرده اگر اولیاء مقتول دلیلی بر اثبات تهمت می‌آوردند قتل ثابت می‌شد و در غیر اینصورت متهم را آزاد می‌کردند. نکته‌ای که در این روایت هست، تعیین مدت حبس است که مدت شش روز ذکر شده است. بر همین اساس برخی از فقهاء قائل به مدت ذکر شده هستند ولی به نظر می‌رسد با عنایت به اهمیت خون انسان ذکر مدت یاد شده از باب تسریع در روند دادرسی و کشف حقیقت در حداقل زمان است و باتوجه به پیچیدگی برخی از قتلها شش روز موضوعیت ندارد.
۱- از حضرت علی (ع) نقل شده است که آن حضرت حبس متهم را در مورد خون و قتل جایز شمرده‌اند و زندانی کردن متهم بعد از کشف حقیقت را ظلم دانسته و معرفی نموده‌اند و حضرت به صرف اتهام خبر در موارد فوق کسی را زندانی نمی‌کرد[۹۴].
۲- در وسائل الشیعه و با سند معتبر و ویژه خود از ابوعمیر از حضرت باقر (ع) شکایت جوانی را که در محضر حضرت علی (ع) مطرح می‌کند، با این توضیح که پدرش (پدر جوان) به همراه گروهی به قصد مسافرت بیرون رفته بود، ولی مراجعت نکرد و همراهان به جوان گفته بودند که پدرت مرده است و مالی نیز بر جای نگذاشته است. حضرت با این موضوع چنین برخورد کرد که آن چند نفر را از هم جدا نمود و در تنهایی درباره پدر جوان از آنها تحقیق کرد و متهمین چون به پذیرش فوت او اعتراف نکردند و حضرت دستور داد که آنها را زندانی کردند[۹۵].
نتیجه: از مجموع روایات فوق الذکر برمی‌آید که زندان و بازداشت مظنونین در راستای کشف حقیقت مشروعیت دارد، و زندان بعنوان یک ابزار در جهت کشف حقیقت جرم از آن استفاده می‌شود. و اگر بتوان از طرق دیگری به نتیجه رسید قطعاً زندان مطرح نیست در مورد قتل و خون که از اهمیت خاصی برخوردار است پیامبر (ص) متهم را تا ۶ روز حبس نموده و این بیانگر اهمیت آزادی انسان و موضوعیت نداشتن کیفر زندان است.
دیدگاه فقهای متقدم و متاخر در مورد زندانی نمودن در قتل عمد
۱- دیدگاه شیخ طوسی (ره): شایسته است متهم به قتل شش روز زندانی شود پس اگر مدعی در طی این شش روز بنیه‌ای آورد، یا حکم در مورد او صادر شد در زندان می‌ماند تا حکم در مورد او جاری شود وگرنه آزاد می‌شود[۹۶].
۲- قاضی ابن براج: هرگاه انسانی به قتل متهم شود واجب است شش روز زندانی شود پس اگر مدعی بنیه‌ای آورد که بر ادعای او شهادت دهد، یا حکم در این مورد صادر شود حکم در مورد او جاری می‌شود وگرنه متهم از حبس آزاد می‌شود و مدعی هیچ حقی بر او ندارد[۹۷].
۳- دیدگاه علامه حلی ایشان به استناد روایت سکونی که قبلاً ذکر شده قائل به زندانی مظنون در قتل هستند[۹۸].
۴- آیه ا… گلپایگانی: آری اگر ولی مقتول بخواهد می‌تواند متهم به قتل را شش روز زندانی می‌کند اگر در این مدت قتل ثابت نشد متهم آزاد می‌شود[۹۹].
۵- دیدگاه امام خمینی (ره): حضرت امام جواز حبس متهم به قتل را منوط به درخواست اولیاء دم و ترس از فرار متهم می‌دانند[۱۰۰].
۶- مرحوم ایه الله خویی هم قائل به حبس متهم هستند[۱۰۱] به نظر می‌رسد در موضوع مهمی مثل قتل تا روشن شدن حقیقت می‌توان قائل به حبس مظنونین شد.

گفتار دوم: حبس ممسک در قتل

منظور از ممسک برای قتل، کسی است که شخص را برای قتل نگه دارد و شخص دیگری او را بکشد در این باره روایاتی وارد شده است وضع آن زندان ابد می‌باشد، در کتاب کافی این روایت از امام صادق(ع) نقل شده است: قضی امیرالمومنین (ع) فی رجلین امسک احدهما و قتل الاخر، قال: یقتل القاتل و یحبس الاخر حتی یموت عما کماکان حبسه علیه حتی مات عما.
امیر المونین علی علیه السلام در مورد مردی که یکی شخص را گرفت و دیگری آن شخص را به قتل رساند ، چنین قضاوت فرمود : قاتل باید کشته شود آن دیگری را باید زندانی کرد تا از غم و اندوه بمیرد چنانچه با مقتول چنین کرد .[۱۰۲]
علامه مجلسی(ره) این حدیث را صحیح دانسته[۱۰۳] و در مرآه العقول می فرماید اصحاب براساس آن فتوا داده اند.[۱۰۴]
اما از طریق عامه ای روایت در سنن دار قطنی نقل شده است که زسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد مردی که مرد دیگری را نگهداشت و دیگری آن مرد را کشت چنین قضاوت فرمود:قاتل کشته می شود و نگهدارنده زندانی می گردد.
فقهای امامیه رضوان الله تعالی علیهم به مضمون این روایت فتوا داده اند : مانند شیخ مفید ، شیخ طوسی ، ابن زمره و محقق نجفی و امام خمینی . سید مرتضی می گوید : یکی از فتاوا و نظریات مختص شیعه این است
که از میان سه شخص قاتل ، نگهدارنده و مراقب ، اولی کشته می شود دومی آنقدر در زندان می ماند تا بمیرد و سومی کور می شود .
دیدگاه مذاهب دیگر در مورد حبس ممسک در قتل
اما نزد مذاهب دیگر در این مورد اتفاق نظر وجود ندارد :
مالک (در مورد مردی که شخصی را برای کسی دیگر نگه می دارد و او ضربه ای به نگهداشته شده وارد می کند که در جا می میرد.) اگر او نگهداشت و دید که او می خواهد نگه داشته شده را بکشد هر دو کشته می شوند اما اگر به نظرش رسید که او می خواهد که ضربه ای معمولی وارد کند مورد قبول نیست که بگوییم او قتل عمدی انجام داده است بلکه قاتل کشته می شود و نگه دارنده به شدیدترین مجازات گرفتار می آید و به دلیل نگهداشتن مقتول یکسال در زندان می ماند و کشته نمی شود.
شافعی :قاتل کشته می شود و نگهدارنده نه کشته می شود و نه دیه می پردازد بلکه تنها تعزیر و زندانی می شود ؛ چرا که او ، آن شخص را نکشته و قاتلان کشته می شوند و او قاتل نیست.[۱۰۵]
ابو حنیفه : قاتل کشته می شود اما نگهدارنده قصاص نمی شود بلکه به سختی عقوبت می بیند و در زندان می افتد.[۱۰۶] پس فقهای حنفیه قاعلند به این که نگهدارنده حبس می گردد تا بمیرد.
حنابله : در اینجا دو رأی و نظر وجود دارد : براساس یک نظر هر دو به طور مطلق ( بی هیچ قید و شرطی ) کشته می شوند و براساس نظر دیگر قاتل کشته می شود و نگهدارنده تا پایان عمر در زندان می ماند.

گفتار سوم: حبس آمر در قتل

منظور از آمر به قتل کسی است که دستور قتل کسی را به کسی دیگر بدهد و او هم آن شخص را بکشد. نظر مشهور فقهای امامیه این است که دستور دهنده زندانی می‌شود. شهید ثانی در مورد آن ادعای اجماع نموده است[۱۰۷].در همین رابطه روایتی از امام باقر (ع) وجود دارد که آن حضرت در مورد کسی که دیگری را به کشتن شخص سومی فرمان دادو او نیز آن شخص راکشت چنین قضاوت فرمود:
یقتل به الذی قتله و یحبس الآمر بقتله فی السجن حتی یموت[۱۰۸]
قاتل کشته می‌شود و دستور دهنده آنقدر در زندان می‌ماند تا بمیرد.
علامه مجلسی می‌گوید این روایت صحیحه است و علمای امامیه در مورد هر دو حکم قطعی داده‌اند.
از اهل سنت نیز ابن‌حزم چنین روایت کرده‌ است: اگر مردی به بنده خود دستور قتل کسی را بدهد و آن بنده هم آن شخص را بکشد، دستور دهنده کشته نمی‌شود بلکه دیه‌ای می‌پردازد و عقوبت می‌شود و زندانی می‌گردد[۱۰۹].فقهای امامیه به مضمون روایت صحیح اولی عمل نموده‌اند.
اما فقهیان دیگر مذاهب، در این مورد اختلاف نظر دارند بطوریکه ۴ قول در اینجا وجود دارد:
۱- تنها دستور دهنده کشته می‌شود. (شخص مکره تعزیر می‌گردد و عده‌ای نیز می‌گویند زندانی می‌شود مانند کسی که دیگری را برای قتل نگه می‌دارد[۱۱۰].)
۲- تنها قاتل کشته می‌شود[۱۱۱].
۳- هر دو (دستور دهنده و قاتل) کشته می‌شوند[۱۱۲].
۴- هیچیک را نمی‌کشند و تنها دستور دهنده را تعزیر می‌کنند[۱۱۳].
اگر مکره به قتل تهدید شده باشد به نظر می‌رسد تنها آیه الله خوئی، قائل به جواز قتل و عدم قصاص و فقط پرداخت دیه می‌باشند. نظر ایشان در این مورد چنین است: اگر به دیگری فرمان دهد که کسی را بکشد و او هم‌چنین کند، قاتل باید قصاص شود و دستور دهنده نیز تا دم مرگ به زندان می‌افتد و اگر او را با تهدید به کشتن وادارد اگر آن تهدید پائین‌تر از کشتن باشد، بی‌تردید کشتن جایز نیست و اگر بکشد قصاص می‌شود و اجبار کننده حبس ابد و اگر آن تهدید، کشتن بوده، مشهور اینست که باز قاتل قصاص می‌شود؛ ولی در این نظر اشکال هست و البته بعید نیست که کشتن در این هنگام جایز باشد و بنا بر مطلبی که گفتیم وی قصاص نمی‌شود، ولی باید دیه را بپردازد[۱۱۴].
علت این حکم آن است که اکراهی که در مورد امتنان وارد شده، شامل این بحث نمی‌شود و این مورد از باب تزاحم واجب با حرام است، یعنی از طرفی حفظ جان خود شخص واجب است و از طرف دیگر کشتن دیگری حرام است، از این رو برای اینکه خون مسلمان هدر نرود، باید قاتل دیه بپردازد، اما این دیه را خود قاتل باید بپردازد یا از بیت‌المال باید پرداخت شود؟ بنا بر یک قول اگر فرض کنیم که مورد از باب تزاحم و تساوی دو ملاک است، وجهی ندارد که بگوئیم قاتل باید دیه را بپردازد زیرا حفظ جان خود، که مستلزم کشتن دیگری است، به فرمان شارع است پس دیه باید از بیت‌المال پرداخت شود؛ زیرا مورد از باب تجویز خوردن مال دیگری در زمان قحطی است[۱۱۵].
اگر مکره دیوانه یا طفل غیر ممیز باشد تنها دستور دهنده قصاص می‌شود. اگر شخصی طفل ممیزی را به کشتن فرمان دهد و او چنین کند، هیچ کدام قصاص نمی‌شوند بلکه دیه بر عاقله طفل است و اینکه اگر او را به قتل وادار نماید آیا مکره قصاص می‌شود یا در زندان ابد می‌افتد، اختلاف است. احتیاط این است که بگوئیم به زندان ابدی می‌افتد[۱۱۶].
کسانی که اقدام به قتل را برای تقیه از کشته شدن، جائز نمی‌دانند مستند آنها روایتی است که براساس آنها تقیه برای این جعل شده است تا خونی ریخته نشود. اما اگر کار به قتل و خونریزی برسد، در آنجا نباید تقیه کرد. انما جعلت التقیه لیحقن بها الدم فاذا بلغ الدم فلا تقیه[۱۱۷].
از نظر صاحب جواهر، روایتی که از امام باقر (ع) نقل شد به خاطر وجود سهل‌بن زیاد، در سند روایت ضعیف می‌باشد، اما این ضعف با عمل اصحاب جبران می‌شود.

گفتار چهارم: حبس عامل فرار متهم به قتل

محمدبن یحیی عن احمدبن محمد و علی بن ابراهیم عن ابیه جمیعا عن ابن محبوب عن ابی ایوب عن حریز عن ابی عبدا… (ع) قال سالته عن رجل قتل رجلاً عمداً فرفع الی الوالی. فدفعه الوالی الی اولیاء المقتول لیقتلوه. فوئب علیه قوم خلصو القاتل من ایدی الاولیاء ، فقال اری ان یحیی الدین خلصو القاتل من ایدی الاولیاء حتی یاتوا بالقاتل، قبل: فان مات القاتل و هم فی السجن، قال: فان مات مغلیهم الدیه بودنها جمیعا الی اولیاء المقتول.
حریز می‌گوید: از امام صادق پرسیدم: مردی مرد دیگر را عمداً کشته است شکایت به والی بردند، و والی قاتل را به اولیاء مقتول سپرد، تا او را بکشند که گروهی هجوم آوردند، و قاتل را از دست ایشان رهانیدند (حکم مسأله چیست؟)

نظر دهید »
مقطع کارشناسی ارشد : سایت دانلود پایان نامه درباره بررسی مناجات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 13 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گــــر تـــو بی‌رهبــر فرود آیی به راه

گر همـــه شیـــری فرو افــتی به چاه[۹۴۶]

برخلاف نیایش‌های شاعران که درباره موانع سلوک چندان حرفی به میان نیاورده‌اند، در آثار خویش به تفصیل از این آفت‌ها سخن گفته‌اند و کسانی را که می‌خواهند قدم در این راه پر مخاطره بگذارند، متنبه کرده‌اند که بیان و شرح و توضیح آن از حوصله این تحقیق خارج است.
۵-۱۰٫ نتیجه
پس از بررسی و مطالعه در ادعیه شیعی و همچنین مقایسه آن با مناجات‌های شاعران معلوم شد دعاهای امامان معصوم از جامعیت بیشتری نسبت به مناجات‌های شاعران برخوردار است. در ادعیه شیعه به تفصیل از موانع سیروسلوک و خطرها و آفت‌های این راه سخن گفته‌اند و از طولانی‌بودن و سختی راه شکوه‌ها و شکایت‌ها کرده و به خداوند متعال پناه برده‌اند؛ زیرا انسان خاکی توانایی آن را ندارد که بدون هدایت، یاری و خواست پروردگار این مسیر ناهموار را طی کند. خداوند هر که را بخواهد هدایت می‌کند.
ایشان در دعاهای خویش ضمن نام‌بردن آفت‌های اصلی، یعنی شیطان، نفس، خلق، دنیا، عامل‌ها و خطرهای دیگری که در مراحل بالاتر پویندگان راه را تهدید می‌کند، گوشزد کرده‌اند، تا سالکانی که در مراحل بالاتری از سلوک گام برداشته‌اند، دچار عجب، غرور، درگیری و حتی مشغول به کارهای کم اهمیت نشوند و در پرتو یاری خدای مهربان به مقصد نهایی که عبودیت و بندگی پروردگار است، نایل شوند.
می‌توان این موانع را چنین برشمرد: اکتساب دنیا، اهتمام به غیرحق، مشغول‌بودن به غیر اهم، درگیری‌ها، حرص و آز، غرور، تکبر، خستگی، خشونت، ریا، حسد، غفلت، منت، ترس و یأس.
سالکی که گام در راه حق می‌نهد باید از خطرات و مصیبت‌های آن آگاه باشد و راه مقابله و مبارزه با آنها را بداند. ائمه اطهار به‌خوبی و روشنی این موانع و راه مبارزه با آنها را بیان کرده‌اند و مهم‌ترین عامل در فائق آمدن بر این موانع را یاری خالق یکتا دانسته‌اند. این ادعیه چنان روح انسان را پالایش و تصفیه می‌کند که فرد هر لحظه از نفس، از آرزوهای دراز، دنیا و زینت‌های فریبنده‌اش، از شیطان که دشمن قسم خورده آدمی است و از خلق به خدا پناه می‌برد. او از خداوند به‌خاطر گناهانی که مرتکب شده طلب مغفرت می‌کند و با اعتراف به جرم‌هایش به رحمت حق امید می‌بندد و راه نجات خویش را بخشش و آمرزش خدا و هدایت حق می‌بیند.
هرچه سالک خاص‌تر می‌شود و به مقام بالاتری می‌رسد، موانع بیشتری او را تهدید می‌کند و وظیفه‌اش بیشتر می‌شود؛ دیگر از این به بعد، از او تنها عبادت محض و انجام واجبات و ترک محرمات را طالب نیستند، بلکه مسئولیتش بزرگ‌تر می‌شود؛ بدین معنا نه تنها در قبال انسان‌هایی که در مسیر حق‌اند، بلکه از آن فراتر، در قبال همه موجودات و هستی مسئول‌ است. هرچه مسئولیت بزرگ‌تر باشد، درگیری‌ها بیشتر و در نتیجه تشخیص درست از نادرست و مهم از اهم سخت‌تر می‌شود. برای مثال آیا کمک به یک در راه مانده و یتیم‌نوازی مهم‌تر است، یا نمازها و سجده‌های طولانی؟

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

چه بسا شیطان که همواره در کمین است او را به غیر اهم سوق دهد و او را غافل و از عبودیت دور نگه دارد، پس با خواندن دعاها و توجه به آنها بهتر و راحت‌تر می توان به سلوک حقیقی رسید؛ ولی در مناجات‌های شاعران به‌صورت جسته و گریخته به این موانع اشاراتی شده و بیشتر به‌صورت کلی از بسیاری جرم و گناه خویش سخن به میان آمده است و امید به رحمت و مغفرت پروردگار دارند. هرچند که به دور از انصاف است، اگر نگوییم در آثار شاعران به‌صورت مفصل درباره موانع سلوک بحث شده است، زیرا به‌صورت مختصر به آن اشاره‌ای شد، اما چون این تحقیق مقایسه‌ای میان ادعیه و مناجات‌های شاعران است، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که ادعیه شیعه از جامعیت و نظم و انسجام بیشتری نسبت به مناجات‌های شاعران برخوردار است و روح آدمی با آنها مأنوس‌تر خواهد بود و پس از خواندن،و توجه به ادعیه، پالودگی روح را حس خواهد کرد.
نتیجه گیری
این رساله با تعریف واژه های دعا و مناجات و نیایش آغاز شد که در خلال این تعاریف به نتایج زیر دست یافتم:
به تفاوت ها و شباهت هایی بین این واژه ها پی بردیم. شباهت این واژه ها را می توان در ایجاد رابطه و گشودن باب گفت و گو با پروردگار بدانیم و این که در تمام آن ها انسان نوعی ارتباط صمیمی با قدرتی مافوقش برقرار می نماید و با تکیه بر آن قدرت لایتناهی به آرامش می رسد و ضمن این گفت و گو حاجت ها و نیازهایشرا نیز طلب می کند
امااین دو واژه با هم تفاوت هایی هم دارند.دعا،درخواست کردن است و مناجات راز گفتن است و نیایش، ستایش پروردگار. همچنین دعا می تواند با سکوت همراه باشد اما مناجاتها بیشتر جنبهی گفتاری دارند.
نیز به این نکته رسیدیم که واژه های دعا و نیایش و مناجات گاهی به جای هم استفاده میشوند یا با مفهومی مترادف به کار می روند.
هم چنین انواع دعا بررسی شد و به این نتیجه رسیدیم که یک دعا می تواند شامل موضوعات مختلف باشد؛ مثلا بخشی از آن به اظهار پرستش و بخشی شکوی و قسمتی از آن طلب نیاز یا شکرگزاری اختصاص داده شود؛ مانند دعای کمیل که تقریباً انواع نیازها در آن مطرح شده است.
اما بعضی دعاها فقط در بردارنده یک موضوع هستند .
نکتهی قابل توجه این که شاعران در مناجات های خود ابتدا به ستایش خداوند پرداختهاندو در آن اظهار بندگی نموده وپس از آن از خداوند حاجتهایشان را خواستهاند.
با مقایسه ی ادعیه و مناجات به این نکته پی بردیم که ادعیهی شیعه از جامعیت بیشتری نسبت به مناجات های شاعران برخوردارندو همهی جوانب زندگی آدمی را در بر می گیرد و نه تنها برای جسم بلکه برای سایر ابعاد وجودی انسان؛ یعنی قلب و عقل و فکر و روح و روان بشر از خداوند طلب رزق و روزی می نمایند.
در ادعیه به صورت مفصل انواع گناهان و خطاها و لغزش ها را بیان می نمایند و به شرح و توضیح آن ها می پردازند و از درگاه خداوند طلب عفو و بخشش می کنند مثلا امام علی در دعای کمیل با نام بردن انواع گناهان (گناهان پرده در،نعمت سوز و نقمت زا و…) و هم چنین اشاره به خطیئه و لغزش ها از خداوند طلب آمرزش می کند. امامان معصوم حتی یک لحظه غفلت از خداوند را گناه می شمارند و به درگاه خداوند استغاثه می کنند و از او طلب مغفرت می نمایند هر چند شاعران عارف نیز با زبان شعر به اقرار و اعتراف گناهانشان پرداخته اند ولی انواع گناه را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار نداده اند و معلوم نیست گناه از نظر ایشان چیست. تنها به لفظ گناه و یا لغزش بسنده کرده و از خداوند طلب گذشت و عفو نموده اند. همان طور که در فصل یک نمونه هایی از اقرار به گناه شاعران ذکر شد.
در این نمونه ها شاعران فقط به جرم و گناه خویش اقرار نموده اند و به انواع و گستردگی آن اشاره ای نکرده اند.
در مورد دعای شفاعت و شفیع قرار دادن کسی نزد پروردگار در اغلب دعاها مانند دعای توسل و زیارت جامعه کبیره امامان حضرت محمد و یا دیگر ائمه را به عنوان شفیع و میانجیگر بین خود و خدا قرار داده اند هر چند که در بخشی از دعاهای مختلف مانند دعای کمیل یا ابو حمزه ثمالی امام معصوم شفیع غیر خدا نمی شناسد و بدون واسطه از او در خواستش را می طلبد. شاعران در مناجات هایشان مستقیما از خداوند طلب حاجت نموده اند؛ مگر در بعضی جاها که به شفیع بودن پیامبر ایمان داشتند.
با توجه به بخش هایی از ادعیه و مناجات های شاعران می توان گفت مفهوم شفاعت را در ادعیه بیشتر حس می کنیم و با آن مأنوس هستیم تا در مناجات های شاعران.
در ادامه ی بحث انواع دعا را از زاویه دیگر بررسی نمودیم و به تفاوت ها و شباهتهای میان آن ها پی بردیم که شامل دعای بدوی، پیامبرانه و عارفانه بود و به این نتیجه رسیدیم که دعای پیامبرانه بر خلاف دعای بدوی فرا تر از موضوعات مادی و دنیوی می باشد و یک نوع تخلیه روحی استو غیر از طلب و درخواست، نوعی آموزش به مردم درآن نهفته است و دعای عارفانه با یک سری آداب و رسوم و تحمل ریاضت برای رسیدن به خیر مطلق و کمال حقیقی همراه است. ولی هدف هر دو یعنی دعای پیامبرانه و عارفانه به یک چیز ختم می شود؛ تقرب و نزدیکی به خداوند یگانه.
در فصل دوم تلاش کردیم ابتدا تعریفی از اسماء و صفات حسنای حق تعالی ارائه کنیم و سپس انواع اسماء الحسنی (اسماء فعلی و اسماء ذاتی ) و تفاوت آن با صفات حسنی بیان شد و به این نتیجه رسیدیم که خداوند وجود نابی است که همه ی کمالات وجودی را داراست و همه ی صفات وجود حقیقی و خالی از نقص،منحصرا از آن خداست. صفات حق شامل جمالیه و جلالیه اند و این صفات چون در ذات واحد حق هستند هر جا صفات جمالیه تجلی کند صفات جلالیه در باطن آن مخفی و نهفته اند و بالعکس.
در ادامه اسماء حسنای ذات اقدس حق تعالی از دیدگاه عرفان و قرآن بررسی شد از نظر قرآن هر اسم حسنایی مخصوص خداست مگر این که خداوند به اراده خود آن را در افرادی متجلی نماید و از نظر عرفا اسماء حسنای پروردگار واسطه هایی برای محور اعیان موجودات و حدوث حوادث بی شمار در آن ها هستند. بنابراین هر چه در جهان به چشم می خورد از آثار حق است و عین واقعیت و از اسماء حقیقی هستند؛ پس هر آن چه بیان کننده کمال است به خداوند نسبت دارد و نقص و نیستی و زشتی از او سلب می شود.
در مورد تعداد اسماء الحسنی اختلاف عقیده وجود دارد و رویات متعددی در مورد آن بیان شده است که بعضی ۹۹ و بعضی ۳۶۰ و یا ۱۰۰۰ و ۴۰۰۰ اسم را برای خداوند ذکر کرده اند که روایات آن را در فصل دوم آوردیم و نتیجه ای که می توان از این روایات گرفت این است که نمی توان برای ذات اقدس حق تعداد مشخصی اسم و صفت در نظر گرفت؛ زیرا خداوند تجلیات و تعینات متعدد و بی نهایتی دارد و چون تجلیاتش بی نهایت است اسامی او نیز می تواند بی نهایت باشد.
بعضی از این اسامی از بسامد بیشتری در ادعیه و مناجات ها برخوردارند و بعضی دیگر کمتر به کار رفتهاند که در فصل دوم نام هایی که از بسامد بالا برخوردار بودند ذکر شد و نسبت نام خدا با خواسته ای که دعا کننده داشتبیان گردید.
مقایسه ای بین اسماء و نسبت خواسته ها در ادعیه و مناجات ها صورت گرفت و به این نتیجه رسیدیم که در ادعیه و مناجات های شاعران بین اسم حسنی با خواسته نسبت و مطابقت وجود دارد و نمونه های آن را به طور مفصل شرح دادیم اما همانطور که در فصل دوم دیدیم در بعضی از مناجات های شاعران بین خواسته و نام پروردگار نسبتی وجود نداشت.
ویا به جای آن که مستقیما خدا را با آن صفت یا نام صدا بزنند،از معنای اسم در ابیات استفاده کرده بودند و از او طلب حاجت نموده اند .
هم چنین در ادعیه نسبت به نیایش های عارفان از اسامی بیشتری استفاده شده است و ادعیه از یک نظم خاصی در محور عمودی و افقی برخوردار هستند؛ در صورتی که بین ابیات از نظر عمودی انسجام و نظام معنایی وجود ندارد.
در بعضی ابیات نیز شاعر به تناسب وزن و یا قافیه آن نامی از اسامی پروردگار را آورده است و تناسب بین اسم حق و خواسته وجود ندارد .
در فصل سوم نسبت خداوند به بندگان بیان گردید. برای بیان نسبت خداوند با بندگانش دیدگاه فلاسفه و متکلمین و عرفا بررسی شد.
عرفا پایه و اساس آفرینش را عشق می دانند و عشق خداوند را مقدم بر تمام محبت ها و معتقدند که محبت های دیگر فروعی از محبت های حق تعالی است و چون خدا عاشق انسان و انسان عاشق خداست آدمی تلاش می کند تا خود را شبیه خدا یی کندکه او را دوست می دارد و سعی می کند متخلق به اسماء الله و صفات باری تعالی شود.
تا انسان خدا را نشناسد نمی تواند عاشق او گردد و لازمه ی معرفت حق شناخت خود اوست .پس هر کس نسبت به معرفت و شناختی که از خود و خدایش دارد او را می خواند و میپرستد و با او گفت و گو می کند؛ نتیجه آن که امامان معصوم چون واصلین به حق اند و از همه بیشتر خدا را شناخته اند و با معشوق یکی گشته اند دعاها و گفت و گوهایشان با پروردگار خالصانه تر و جامع تراست.
از نظر فلاسفه رابطه بین خدا و آفرینش انسان علت و معلولی است و برای شناخت خدا عقل را وسیله قرار داده اند.آن ها هدف آفرینش را بر مبنای فیاضیت الهی دانسته اند.
بالاخره متکلمین معتقدند که عالم حادث است و خداوند آن را موجود آورده پس عالم و انسان صانعی دارد که خداوند صانع و فاعل آن هاست دو چیزی که به وجود می آید مفعول نام دارد و هر مفعول نیازمند فاعل است بنابراین خداوند علت تامه موجودات و هم علت فاعلی آن هاست و از راه منطق و عقل به شناخت خداوند می پردازند.
اما چون ائمه اطهار و شاعران عارف عاشق خداوند بودند و به معرفت حق تعالی نایل گردیده اند، خود را در برابر ذات اقدس الهی حقیر و فقیر و ناتوان می دانند و خدا را قدرت لا یتناهی و غیر قابل و صف و ستودن می دانند در نتیجه در ادعیه شیعه خضوع و خشوع در برابر حق،عجز و ناتوانی مخلوق در برابر خالق، جهل و نادانی در برابر علم پروردگار و در نهایت امید به فضل و کرم رحمت خالق مهربان و کریم را شاهد هستیم ؛
در فصل چهارم به بررسی نظام اخلاقی در ادعیه شیعه و مناجات ها پرداخته شد. قبل از بررسی نظام اخلاقی لازم آمد که ابتدا آثار دعا بر انسان روشن شود آثاری چون تاثیر بر جسم و روح انسان و آرامش و عطوفت و مهربانی در اخلاق و نمایان شدن سجایای اخلاقی در افرادی که از ایمان بالایی برخوردارند و با خضوع و خشوع خدا را می خوانند و با او راز و نیاز می نمایند هم چنین آثار تربیتی دعا بر انسان روشن گردید که شامل فعالیت های عملی،دوری از گناهان و خواهش های نفسانی،بیدار کردن انسان،آموختن درس محبت و عشق و آموزش محبت و عشق و آموزش قدر شناسی و شکرگزاری متخلق شدن به اخلاق الهی شناخت نفس عماره و انسان و دادن آرامش روان و آثار اجتمایی هستند.
پس از آن نظام اخلاقی را تعریف کردیم و جایگاه آن را در بین نظام های دیگر روشن نمودیم و نتیجه گرفتیم که نظام اخلاقی با تمام نظام های دیگر مرتبط است و وقتی نظام های دیگر شکل بگیرند نظام تربیتی و اخلاقی شکل می گیرد و مبنای نظام اخلاقی، قرآن و خداوند است؛ زیرا خداوند بر خوب و بد انسان آگاه است و سعادت و شقاوت بشر در دست اوست . در نتیجه با پیروی از این نظام اخلاقی می توان برنامه ای جامع و گسترده برای سعادت انسان پایه ریزی کرد و به سعادت و رستگاری رسید و به این نکته پی بردیم که نظام اخلاقی مبتنی بر ترکیب و تبدیل است و آدمی برای پی ریزی یک نظام اخلاقی باید شناخت و معرفت و عشق و احساس به حق داشته باشد و هر عملی که انجام می دهد باید برای رضای حق باشد .
پس از آن مراتب و مراحل نظام اخلاقی در ادعیه شیعه و مناجات های شاعران بیان شد و با هم مقایسه گردید و به این نتیجه رسیدیم که ادعیه شیعه سراسر برخوردار ازاصول و روش ها و شیوه های نظام مندی هستند که انسان را به اخلاق اسلامی رهنمون می کنند و اگر حالت دعایی آن ها را برداریم کتابی می شوند با موضوع اخلاق اسلامی که در آن راه و روش برخوردار شدن از صفات پسندیده را آورده اند و سالک با استناد و یاری گرفتن از این ادعیه می تواند به بندگی حق نایل شود.
شاعران عارف نیز در مناجات هایشان برخی از احکام و مراحل نظام های اخلاقی اشاره کردهاند مانند یاری خواستن از خدا برای دوری از اهتمام به غیر حق، طلب یقین از پروردگار، مبارزه با نفس و درخواست هدایت از حق و تبدیل بدی ها به نیکی ها و درخواست رحمت از حق و هم چنین طلب عفو از خدا و یاری از او در برابر موانع و آفت ها ولی در نیایش هایشان مانند ادعیه به صورت منسجم از این مراحل یاد نکرده اند و نمیتوانند الگوی عملی برای مخاطب باشند.
در فصل پنجم سلوک عاشقان و عارفان در ادعیه و مناجات ها بیان شد. ابتدا ضرورت سلوک، هدف از سلوک و مراحل و مراکب و موانع سلوک در ادعیه و از دیدگاه اسلام بررسی گردید و سپس ضرورت وهدف و مراحل و موانع سلوک از دیدگاه عرفا ودیگران بیان شد.
از نظر فلاسفه هدف از سلوک رسیدن به معرفت وحکمت است تا ذات ربوبی حق را بشناسند.اهل اشراق به سلوک می پردازند تا شاهد جمال وجلال حق شوند وهدف علمای اخلاق تخلق به اخلاق الله است ودوری از صفات نکوهیده ومتصف شدن به صفات الهی؛ اما هدف از سلوک از دیدگاه قرآن عبودیت است تا آدمی به عبودیت وبندگی حق نایل شود واین عبودیت منجر به قرب الهی گردد که این هدف همان هدف امامان شیعه است که در ادعیه از خداوند طالب آنند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 19
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8241
  • فایل شماره 8238
  • فایل شماره 8526
  • فایل شماره 7622
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی اجرای کنوانسیون های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8431
  • فایل شماره 8184
  • فایل شماره 8931
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی تاثیر هوش عاطفی بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8254

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان