روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8726
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

جدول شماره ۱۲ و ۱۳ مربوط به هدف شماره ۷ یعنی تعیین ارتباط عوامل مرتبط با بیماری/سلامتی با خود مراقبتی (به تفکیک حیطه ها) در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی می باشد. براساس اطلاعات این جداول از بین متغیرهای طول مدت ابتلا به بیماری، میزان کسر تخلیه، میزان هموگلوبین، میزان فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، تنها طول مدت ابتلا به بیماری از لحاظ آماری ارتباط معنی داری مستقیمی را با حیطه حفظ خود مراقبتی نشان داده است (r = 0.136, P < 0.036) . از طرف دیگر میانگین نمره خود مراقبتی در حیطه حفظ (۰۵/۰ = P) و اعتماد به خود (۰۲/۰ =P ) در ۲ گروه بیماران بستری و سرپایی از لحاظ آماری معنی دار است. به طوریکه این نمره در حیطه حفظ در بیماران سرپایی و در حیطه اعتماد به خود در بیماران بستری بیشتر می باشد . این نمره بر حسب سابقه بستری در حیطه مدیریت (۰۱/۰ =P )، اعتماد به خود (۰۲/۰ =P ) و خود مراقبتی کل (۰۱/۰ = P) از لحاظ آماری معنی دار است، به طوریکه این نمره در هر ۳ حیطه در افراد با سابقه ۴-۳ بار بستری بیشتر از سایر افراد می باشد. میانگین نمره خود مراقبتی بر حسب سابقه کسب آموزش در حیطه حفظ (۰۰۱/۰ =P )، مدیریت (۰۰۹/۰ =P ) و خود مراقبتی کل (۰۰۲/۰ = P) از لحاظ آماری معنی دار است، به طوریکه این نمره در حیطه حفظ و خود مراقبتی کل در افراد دارای سابقه کسب آموزش توسط پرستار بیشتر و در حیطه مدیریت در افراد دارای سابقه کسب آموزش توسط پزشک بیشتر می باشد. میانگین نمره خود مراقبتی بر حسب وجود اختلالات دریچه ای در حیطه مدیریت (۰۱۱/۰ =P ) از لحاظ آماری معنی دار است، به طوریکه این نمره در افراد بدون اختلال دریچه ای قلب بیشتر می باشد. همچنین این نمره بر حسب وجود اختلالات بطنی در حیطه مدیریت (۰۵/۰ =P ) از لحاظ آماری معنی دار است، به طوریکه این نمره در افراد بدون اختلالات بطنی بیشتر می باشد.
در رابطه با طول مدت ابتلا به بیماری، مطالعه کامرون و همکاران نشان داد که بیماران دارای طول مدت کمتر ابتلا به بیماری حفظ و مدیریت خود مراقبتی کمتری دارند (به ترتیب ۰۵/۰ =P و ۰۰۳/۰ =P ) ولی در حیطه اعتماد به خود از لحاظ آماری تفاوت معنی داری مشاهده نشد (۴۰/۰ =P) (13). همچنین مطالعه ریگل و همکاران که با عنوان خود مراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی انجام شد، نشان داد که طول مدت ابتلا به بیماری بر خود مراقبتی نارسایی قلبی تاثیر دارد (۸۳). درحالیکه در مطالعه تانگ و همکاران ارتباطی بین این دو متغیر مشاهده نشد (۳۷).
درحالیکه، مطالعه شجاعی و همکاران نشان داد که با افزایش مدت زمان ابتلا به نارسایی قلبی رفتارهای خود مراقبتی ضعیف تر شده است (۲۱).
پژوهشگر معتقد است که با افزایش طول مدت ابتلا به بیماری، درک و آگاهی از بیماری بیشتر شده و متعاقبا تلاش بیشتری جهت کنترل وضعیت خود و فراگیری اقدامات مورد نیاز برای کاهش علایم و کیفیت زندگی بهتر خواهد داشت، بنابراین رفتارهای خود مراقبتی نیز در آنها مشهود تر خواهد بود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یافته های این مطالعه در ارتباط با وضعیت بستری نشان داد که بیماران سرپایی تعداد دفعات بستری کمتری نسبت به بیماران بستری داشتند؛ احتمالا با توجه به اینکه بیماران سرپایی از شدت بیماری کمتری برخوردارند و وضعیت سلامتی آنان در حد مطلوب تری می باشد شاید این یافته اینگونه قابل توجیه باشد، همچنین پژوهشگر معتقد است که وضعیت خود مراقبتی بویژه حفظ آن در بیماران سرپایی بهتر خواهد بود زیرا این بیماران با رعایت توصیه های مراقبتی و درمانی جهت حفظ خود مراقبتی توانسته اند شرایط بهتری داشته و دفعات بستری شدن مجدد را در خود کنترل نمایند.
در رابطه با سابقه بستری، مطالعه کاتو و همکاران نشان داد که تعداد دفعات بستری از لحاظ آماری ارتباط معنی داری با توانایی خود مراقبتی نداشت (۰۸/۰ = P) (28). از طرف دیگر، مطالعه شجاعی و همکاران نشان داد که رفتارهای خود مراقبتی در بیمارانی که دفعات بستری بیشتری داشته اند، ضعیف تر بود (۲۱). همچنین مطالعه شنل[۸۴] و همکاران با هدف تعیین عوامل تعیین کننده عمومی و درمانی رفتارهای خود مراقبتی در میان انجمن بیماران نارسایی قلبی، نشان داد که نمرات بالاتر خود مراقبتی با تعداد دفعات کمتر بستری در ارتباط بود (۰۱۹/۰ = P) (49).
در این مطالعه نیز مانند سایر مطالعات، بیماران با سابقه بستری ۵ بار و بیشتر دارای وضعیت خودمراقبتی نامطلوب تری بودند؛ شاید بتوان این یافته را اینگونه توجیه نمود که افراد با سابقه بستری ۵ بار و بیشتر، به علت وضعیت بیماری خود و بستری شدن های مجدد، از انجام رفتارهای خود مراقبتی مایوس شده اند و اعتقادی به تاثیر مثبت این رفتارها بر روی تسکین علایم بیماری اشان ندارند که این امر تبعیت آنها را از رفتارهای خود مراقبتی تحت تاثیر قرار می دهد.
در رابطه با سابقه کسب آموزش، نتایج مطالعه ابوطالبی و همکاران ارتباط آماری معنی داری را بین سابقه ی آموزش و توان خود مراقبتی واحدها نشان داد (۰۲/۰ = P) (10). مطالعه شجاع فرد و همکاران که با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر رفتار خود مراقبتی و موانع و منافع انجام آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در شهر تهران انجام شد، نشان داد که پس از انجام مداخله آموزشی وضعیت انجام کلیه رفتارهای خود مراقبتی و درک آنها از منافع انجام آن به طور معنی داری افزایش یافت (۰۰۱/۰ > P) و موانع درک شده انجام این رفتارها نیز بطور معنی داری کاهش یافت (۰۰۱/۰ > P) (42). همچنین نتایج مطالعه رضایی و همکاران با هدف تعیین تاثیر آموزش خود مراقبتی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نشان داد که، کیفیت زندگی و رفتارهای مراقبت از خود بعد از مداخله نسبت به قبل از آن تفاوت معنی داری یافته بود (۰۰۱/۰ > P) (5).
به نظر می رسد فرایند آموزش با توجه به تاثیراتی که بر سطوح آگاهی و نگرش بیماران دارد نقش تعیین کننده ای را می تواند بر وضعیت خود مراقبتی آنها نیز داشته باشد.
در رابطه با وجود اختلالات دریچه ای، مطالعه کاتو و همکاران از لحاظ آماری ارتباط معنی داری بین وجود اختلالات دریچه ای و پیروی از رفتارهای خود مراقبتی نشان نداد (۷۶/۰ = P) (28).
پژوهشگر معتقد است که وجود اختلالات دریچه ای با تاثیر بر شدت بیماری و علایم آن در بیمار می تواند با خود مراقبتی ضعیف تر نیز در ارتباط باشد.
در رابطه با وجود اختلالات بطنی، از نظر پژوهشگر این اختلالات نیز شاید با پیچیده تر نمودن شرایط بیمار و وخامت وضعیت بیماری، رفتارهای خود مراقبتی را در آنها تحت تاثیر قرار دهد.
جدول شماره ۱۷-۱۴ مربوط به هدف شماره ۸ یعنی تعیین عوامل پیش بینی کننده خود مراقبتی (به تفکیک حیطه ها) با کنترل عوامل فردی-اجتماعی و مرتبط با بیماری در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی می باشد.
جدول شماره ۱۴ ضرایب رگرسیونی عوامل پیش بینی کننده حیطه حفظ خود مراقبتی را براساس مدل لوجستیک رگرسیونی به روش LR نشان می دهد؛ براساس اطلاعات این جدول، از عوامل مورد بررسی در این مطالعه متغیرهای سطح تحصیلات، سابقه کسب آموزش و وضعیت عملکرد شناختی از پیش بینی کننده های خطی وضعیت حفظ خود مراقبتی هستند . با توجه به اطلاعات این جدول افراد زیر دیپلم نسبت به افراد دیپلم و بالاتر شانس بیشتری در حفظ خود مراقبتی داشتند (OR = 6.47, 95% CI = 1.68 -24.9) . در مورد اثر پیش بینی کنندگی سابقه کسب آموزش، آموزش توسط پزشک و پرستار به ترتیب شانس حفظ خود مراقبتی را به طور متوسط ۵/۲ و ۵۷/۲ برابر خواهد نمود (OR = 2.5, 95% CI = 1.28 – 4.89; OR = 2.57, 95% CI = 1.14 – 5.77) . همچنین در مورد اثر پیش بینی کنندگی متغیر وضعیت عملکرد شناختی، با یک واحد افزایش در نمره وضعیت عملکرد شناختی شانس حفظ خود مراقبتی ۱۵/۱ برابر افزایش پیدا می کند (OR = 1.15, 95% CI = 1.05 – 1.25) .
در این راستا مطالعه کامرون و همکاران، ۲ متغیر سن (سنین بالاتر ۰۱/۰ P < ) و سطح متوسط تا شدید شاخص بیماری همراه (۰۵/۰ P <)، را به عنوان عوامل پیش بینی کننده حفظ خود مراقبتی نشان داد (۱۸). همچنین در مطالعه ای دیگر از کامرون، ۳ متغیر سن (۰۳/۰, P = 19/0B = )، علایم افسردگی (۰۴/۰, P = 17/0B = – ) و سطح تجربه (۰۰/۰, P = 29/0B =)، در مطالعه تانگ و همکاران وضعیت تاهل (۰۴/۰, P = 22/0 =B ) و اطمینان از خود مراقبتی (۰۰۴/۰, P = 31/0B =)، و در مطالعه ریگل و همکاران سطح تحصیلات بالاتر، سابقه ابتلا به نارسایی قلبی، کلاس پایین تر سیستم طبقه بندی NYHA و کشور محل سکونت به عنوان عوامل پیش بینی کننده حفظ خود مراقبتی شناخته شدند (۱۳, ۳۵, ۳۷).
شاید علت اختلاف در عوامل پیش بینی کننده حفظ خود مراقبتی، تفاوت در برخی از ویژگی های فردی-اجتماعی و مرتبط با بیماری واحدهای مورد پژوهش باشد.
برخلاف یافته های مطالعه حاضر که نشان داد افراد زیر دیپلم نسبت به افراد دیپلم و بالاتر شانس بیشتری در حفظ خود مراقبتی دارند، در مطالعه ریگل و همکاران افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر خودمراقبتی بهتری داشتند؛ این یافته را شاید بتوان اینگونه توجیه نمود که افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر به علت مشغله بیشتر توجه و اهمیت کمتری برای توصیه های مراقبت از خود قائل هستند و اطمینان بیشتری نسبت به رفتارهای مراقبتی و درمانی خود دارند.
جدول شماره ۱۵ ضرایب رگرسیونی عوامل پیش بینی کننده حیطه مدیریت خود مراقبتی را براساس مدل لوجستیک رگرسیونی به روش LR نشان می دهد؛ براساس اطلاعات این جدول، از عوامل مورد بررسی این مطالعه متغیرهای سابقه کسب آموزش، وجود اختلالات بطنی و متوسط درآمد ماهانه از پیش بینی کننده های خطی وضعیت مدیریت خود مراقبتی هستند. جدول فوق نشان می دهد که آموزش توسط پرستار شانس مدیریت خود مراقبتی را به طور متوسط ۴۳/۲ برابر افزایش می دهد (OR = 2.43, 95% CI = 1.09 – 5.41)؛ و آموزش توسط پزشک شانس مدیریت خود مراقبتی را به طور متوسط ۱۹/۲ برابر افزایش می دهد (OR = 2.19, 95% CI = 1.16 – 4.17) . از دیگر پیش بینی کننده های معنی دار موثر بر مدیریت خود مراقبتی وجود اختلالات بطنی می باشد، به طوریکه شانس نسبی مدیریت خود مراقبتی در افراد مبتلا به اختلالات بطنی نسبت به افراد بدون اختلالات بطنی کمتر از ۱ است (OR = 0.52, 95% CI = 0.31 – 0.89)، یعنی وجود اختلالات بطنی مدیریت خود مراقبتی را کاهش می دهد . از عوامل مرتبط دیگر که در مدل نهایی به عنوان یک پیش بینی کننده باقی مانده است متوسط درآمد ماهانه بود، به طوریکه به ازای یک واحد افزایش در درآمد ماهانه (۱۰۰ هزار تومان) شانس مدیریت خود مراقبتی به طور متوسط ۰۹/۱ برابر افزایش می یابد (OR = 1.09, 95% CI = 1 – 1.17) .
در این راستا مطالعه کامرون و همکاران، ۴ متغیر جنس، شاخص بیماری همراه متوسط تا شدید، وجود علایم افسردگی و اطمینان بیشتر به مراقبت از خود را به عنوان عوامل پیش بینی کننده مدیریت خود مراقبتی نشان داد (۰۵/۰P < ) (18). همچنین مطالعه ریگل و همکاران، سن کمتر، بیماری همراه بیشتر و کشور محل سکونت را و مطالعه ای دیگر از کامرون و همکاران، جنس (۰۲/۰, P = 19/0- =B )، کلاس عملکردی NYHA (00/0, P = 25/0 =B )، بیماری همراه (۰۱/۰, P = 24/0 =B ) و سطح تجربه (۰۲/۰, P = 20/0 =B ) را به عنوان عوامل پیش بینی کننده مدیریت خود مراقبتی نشان داد (۱۳, ۳۵).
از نظر پژوهشگر شاید علت اختلاف در عوامل پیش بینی کننده مدیریت خود مراقبتی، تفاوت در معیارهای ورود به مطالعه، و تفاوتهای قومی و نژادی باشد.
جدول شماره ۱۶ ضرایب رگرسیونی عوامل پیش بینی کننده حیطه اعتمادبه خود در زمینه خود مراقبتی را براساس مدل لوجستیک رگرسیونی به روش LR نشان می دهد؛ براساس اطلاعات این جدول، از عوامل مورد بررسی این مطالعه متغیرهای جنس، وضعیت بستری، سابقه کسب آموزش، درآمد ماهانه، وضعیت عملکرد شناختی، و سابقه بستری از پیش بینی کننده های خطی وضعیت اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی هستند . با توجه به جدول فوق یکی از عوامل پیش بینی کننده موثر بر اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی، وضعیت بستری می باشد به طوریکه شانس اعتماد به خود در بیماران بستری ۳۱/۲ برابر بیشتر از بیماران سرپایی می باشد (OR = 2.31, 95% CI = 1.23 – 4.34) . از دیگر پیش بینی کننده های معنی دار موثر بر حیطه اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی، وجود سابقه کسب آموزش در بیمار می باشد؛ به طوریکه آموزش توسط پرستار نسبت به افراد بدون سابقه کسب آموزش، شانس اعتماد به خود را به طور متوسط ۷۰/۲ برابر افزایش می دهد (OR = 2.70, 95% CI = 1.06 – 6.88)؛ آموزش توسط پزشک نیز شانس اعتماد به خود را به طور متوسط ۹۹/۲ برابر افزایش می دهد (OR = 2.99, 95% CI = 1.36 – 6.58) . عامل معنی دار دیگر سطح درآمد ماهانه می باشد به طوریکه به ازای یک واحد افزایش درآمد ماهانه (۱۰۰ هزار تومان)، شانس اعتماد به خود به طور متوسط ۱۷/۱ برابر افزایش می یابد (OR = 1.17, 95% CI = 1.06 – 1.30) . عامل دیگر وضعیت عملکرد شناختی می باشد به طوریکه، با یک واحد افزایش در نمره وضعیت عملکرد شناختی شانس اعتماد به خود ۱۳/۱ برابر افزایش پیدا می کند (OR = 1.13, 95% CI = 1.05 – 1.22). عامل پیش بینی کننده دیگر در مدل نهایی سابقه بستری می باشد به طوریکه، افراد با سابقه ۵ بار و بیشتر نسبت به افراد بدون سابقه بستری ۵/۴ برابر شانس اعتماد به خود بیشتری دارند ( OR = 4.5, 95% CI = 1 – 20.3) .
در این راستا مطالعه ریگل و همکاران نشان داد که، سن پایین تر، بیماری همراه کمتر، سطح تحصیلات بالاتر، کلاس عملکردی NYHA پایین تر و کشور محل زندگی از عوامل پیش بینی کننده اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی می باشند (۳۵). همچنین در مطالعه کامرون و همکاران، علایم افسردگی (۰۱/۰, P = 22/0- =B ) و جنس مذکر (۰۲/۰, P = 19/0- =B ) به عنوان عوامل پیش بینی کننده اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی شناخته شدند (۱۳).
پژوهشگر معتقد است که شاید علت اختلاف در عوامل پیش بینی کننده اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی، تفاوت در معیارهای ورود به مطالعه، نحوه جمع آوری اطلاعات و تفاوت های فرهنگی-اجتماعی جامعه مورد مطالعه باشد.
جدول شماره ۱۷ ضرایب رگرسیونی عوامل پیش بینی کننده خود مراقبتی کل را براساس مدل لوجستیک رگرسیونی به روش LR نشان می دهد؛ براساس اطلاعات این جدول، از عوامل مورد بررسی این مطالعه متغیرهای سابقه کسب آموزش، درآمد ماهانه، و وضعیت عملکرد شناختی از پیش بینی کننده های خطی وضعیت خود مراقبتی کل هستند. با توجه به این جدول، آموزش توسط پرستار شانس خود مراقبتی کل را به طور متوسط ۷۹/۲ برابر افزایش می دهد (OR = 2.79, 95% CI = 1.24 – 6.29)؛ آموزش توسط پزشک نیز شانس خود مراقبتی کل را به طور متوسط ۴۴/۳ برابر افزایش می دهد (OR = 3.44, 95% CI = 1.76 – 6.72) . از دیگر عوامل پیش بینی کننده موثر بر خود مراقبتی کل درآمد ماهانه می باشد به طوریکه به ازای یک واحد افزایش درآمد ماهانه (۱۰۰ هزار تومان)، شانس خود مراقبتی کل به طور متوسط ۱۳/۱ برابر افزایش می یابد (OR = 1.13, 95% CI = 1.03 – 1.23) . عامل مرتبط دیگر که در مدل نهایی به عنوان پیش بینی کننده خود مراقبتی کل باقی مانده است، وضعیت عملکرد شناختی می باشد به طوریکه، با یک واحد افزایش در نمره وضعیت عملکرد شناختی شانس خود مراقبتی کل ۰۷/۱ برابر افزایش پیدا می کند (OR = 1.07, 95% CI = 0.99 – 1.14) .
در این راستا مطالعه هالزپفل و همکاران که با بهره گرفتن از ابزار EHFSCB انجام شد، نشان داد که افسردگی خفیف (۰۰۱/۰, P = 19/0- =B )،سن (۰۰۱/۰, P ≤ ۳۴/۰ =B )، بیماری همراه چندگانه(۰۱/۰, P = 14/0- =B )، میزان کسر تخلیه بطن چپ (۰۰۱/۰, P = 19/0- =B ) و وضعیت خانوادگی (۰۲/۰, P = 14/0- =B ) از عوامل تعیین کننده خود مراقبتی می باشند (۲۶). در مطالعه لی[۸۵] و همکاران که با عنوان تفاوت های جنسیتی در خود مراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با بهره گرفتن از ابزار SCHFI انجام شد، سن، سطح تحصیلات، بیماری همراه، تشخیص اخیر نارسایی قلبی، کلاس عملکردی NYHA، نوع نارسایی قلبی و کشور محل سکونت از عوامل تعیین کننده خود مراقبتی بودند (۵۰).
از نظر پژوهشگر شاید علت اختلاف در عوامل پیش بینی کننده خود مراقبتی کل، تفاوت در نوع ابزار بررسی خود مراقبتی، تعداد و نوع عبارات و ابعاد آن، نحوه نمره دهی متفاوت آن و نحوه جمع آوری اطلاعات باشد.
نتیجه گیری نهایی :
در این پژوهش که به منظور بررسی عوامل پیش بینی کننده خود مراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به مرکز آموزشی-درمانی دکتر حشمت رشت انجام شد، ۸ سوال مطرح می باشد.
در پاسخ به سوال اول (۱-۱ تا ۳-۱) پژوهش ” میزان خود مراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی چقدر است؟”
یافته ها نشان داد، میانگین نمره خود مراقبتی واحدهای مورد پژوهش، در حیطه حفظ ۲۶/۱۲± ۰۸/۴۴ ، حیطه مدیریت ۰۳/۱۶± ۵۲/۴۲، حیطه اعتماد به خود ۷۵/۱۴± ۶۳/۴۲ ، و میزان خود مراقبتی کل به اندازه ۶۲/۱۱ ± ۰۷/۴۳ از ۱۰۰ امتیاز قابل کسب بوده است؛ که این میزان در حیطه حفظ بیشترین مقدار را دارا می باشد . همچنین اکثریت آنها دارای نمره حیطه حفظ، مدیریت، اعتماد به خود و خود مراقبتی کل کمتر از ۷۰ (به ترتیب ۹۵% ، ۴/۹۵% ، ۵/۹۲% ، ۵/۹۷%) بودند .
در پاسخ به سوال دوم پژوهش ” وضعیت عملکرد شناختی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی چگونه است؟ “
یافته ها نشان داد واحدهای مورد پژوهش دارای میانگین نمره وضعیت عملکرد شناختی ۵۱/۴ ± ۶۸/۲۱ بودند که اکثریت آنها دارای نمره وضعیت عملکرد شناختی کمتر از ۲۲ (۹/۶۴%) بودند .
در مورد سوال سوم پژوهش ” وضعیت عملکرد شناختی با خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ارتباط دارد؟ “
یافته ها نشان داد که نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه حفظ در افراد دارای اختلال شناختی ۶/۲ درصد و افراد بدون اختلال شناختی ۵/۹ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف براساس آزمون دقیق فیشر معنی دار شده است (P = 0.023) . نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه مدیریت در ۲ گروه دارای اختلال شناختی ۹/۱ درصد و بدون اختلال شناختی ۵/۹ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف براساس آزمون دقیق فیشر معنی دار شده است (P = 0.011) . نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه اعتماد به خود در افراد دارای اختلال شناختی ۸/۵ درصد و افراد بدون اختلال شناختی ۷/۱۰ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف معنی دار نشده است (P = 0.17, df = 1, χ۲ = ۱٫۸۸) . همچنین در رابطه با ارتباط وضعیت عملکرد شناختی با خود مراقبتی کل جدول فوق نشان می دهد که نسبت خود مراقبتی مطلوب در ۲ گروه دارای اختلال شناختی ۶/۰ درصد و بدون اختلال شناختی ۶ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف براساس آزمون دقیق فیشر معنی دار شده است (P = 0.021) .
در پاسخ به سوال چهارم پژوهش ” میزان افسردگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی چقدر است؟ “
یافته ها نشان داد واحدهای مورد پژوهش دارای میانگین نمره وضعیت افسردگی ۶۴/۲۲ ± ۸۳/۹۶ بودند که اکثریت آنها دارای نمره وضعیت افسردگی بیشتر و مساوی ۹۰ (۷/۵۷%) بودند .
در مورد سوال پنجم پژوهش ” میزان افسردگی با خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ارتباط دارد؟ “
یافته ها نشان داد نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه حفظ در افراد افسرده ۱/۵ درصد و غیر افسرده ۵ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف معنی دار نشده است (P = 0.966, df = 1, χ۲ = ۰٫۰۰۲) . نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه مدیریت نیز در ۲ گروه افسرده ۱/۵ درصد و غیر افسرده ۴ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف براساس آزمون دقیق فیشر معنی دار نشده است (P = 0.47) . نسبت خود مراقبتی مطلوب در حیطه اعتماد به خود در افراد افسرده ۵/۶ درصد و غیر افسرده ۹/۸ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف معنی دار نشده است (P = 0.49, df = 1, χ۲ = ۰٫۴۸) . همچنین در رابطه با ارتباط وضعیت افسردگی با خود مراقبتی کل جدول فوق نشان می دهد که نسبت خود مراقبتی مطلوب در ۲ گروه افسرده ۹/۲ درصد و غیر افسرده ۲ درصد است که از لحاظ آماری این اختلاف براساس آزمون دقیق فیشر معنی دار نشده است (P = 0.5) .
در پاسخ به سوال ششم پژوهش ” ارتباط عوامل فردی-اجتماعی با خود مراقبتی (به تفکیک حیطه ها) در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی چگونه است؟ “
یافته ها نشان داد که از بین متغیرهای کمی فردی-اجتماعی، تنها درآمد ماهانه با همه حیطه های خود مراقبتی ارتباط معنی دار و مستقیمی دارد (حیطه حفظ r = 0.180, P = 0.005 ، مدیریت r = 0.148, P = 0.022، اعتماد به خود r = 0.320, P = 0.000 و خود مراقبتی کل r = 0.262, P = 0.000) . از طرف دیگر از بین متغیرهای کیفی فردی-اجتماعی، متغیر جنس با حیطه مدیریت (P=0.025)، اعتماد به خود (P=0.000) و خود مراقبتی کل (P=0.007)؛ وضعیت تاهل با حیطه اعتماد به خود (P=0.013)؛ وضعیت اشتغال با حیطه مدیریت (P=0.039)، اعتماد به خود (P=0.000) و خود مراقبتی کل (P=0.006)؛ سطح تحصیلات با حیطه حفظ (P=0.04)، اعتماد به خود (P=0.000) و خود مراقبتی کل (P=0.001)؛ محل سکونت با حیطه اعتماد به خود (P=0.016)؛ و سرپرست خانوار بودن با حیطه اعتماد به خود (P=0.01) و خود مراقبتی کل (P=0.025)، ارتباط معنی داری دارد.
در پاسخ به سوال هفتم پژوهش ” ارتباط عوامل مرتبط با بیماری با خود مراقبتی (به تفکیک حیطه ها) در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی چگونه است؟ “
یافته ها نشان داد که، از بین متغیرهای کمی مرتبط با بیماری، تنها طول مدت ابتلا به بیماری با حیطه حفظ خود مراقبتی ارتباط معنی داری و مستقیمی دارد (r = 0.136, P < 0.036) . از طرف دیگر از بین متغیرهای کیفی مرتبط با بیماری، متغیر وضعیت بستری با حیطه حفظ (P=0.05) و اعتماد به خود (P=0.02)؛ تعداد دفعات بستری با حیطه مدیریت (P=0.01)، اعتماد به خود (P=0.02) و خود مراقبتی کل(P=0.01)؛ سابقه کسب آموزش با حیطه حفظ (P=0.001)، مدیریت (P=0.009) و خود مراقبتی کل (P=0.002)؛ وجود اختلالات دریچه ای با حیطه مدیریت (P=0.011) و وجود اختلالات بطنی نیز با حیطه مدیریت خود مراقبتی (P=0.05) ارتباط معنی داری دارد.
در پاسخ به سوال هشتم پژوهش ” چه عواملی پیش بینی کننده خود مراقبتی (به تفکیک حیطه ها) با کنترل عوامل فردی-اجتماعی و مرتبط با بیماری در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی می باشد؟”
با بهره گرفتن از مدل لوجستیک رگرسیونی به روش LR، یافته ها نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات، سابقه کسب آموزش و وضعیت عملکرد شناختی در حیطه حفظ خود مراقبتی، متغیرهای سابقه کسب آموزش، وجود اختلالات بطنی، متوسط درآمد ماهانه، و وضعیت افسردگی در حیطه مدیریت خود مراقبتی، متغیرهای جنس، وضعیت بستری، سابقه کسب آموزش، درآمد ماهانه، وضعیت عملکرد شناختی، و سابقه بستری در حیطه اعتماد به خود در زمینه خود مراقبتی، و متغیرهای سابقه کسب آموزش، درآمد ماهانه، و وضعیت عملکرد شناختی در خود مراقبتی کل بعنوان عوامل پیش بینی کننده محسوب شدند .
کاربرد یافته ها و پیشنهادات در پرستاری
آموزش پرستاری:
فراگیری آموزش موثر در نحوه مراقبت از خود در بیماری های مزمن از جمله نارسایی قلبی در برنامه تئوری و عملی دانشجویان پرستاری می تواند نقش بسزایی در آموزش به بیماران داشته باشد. توصیه می شود که در برنامه های آموزش پرستاری به مبحث آموزش به بیمار درخصوص تبعیت از رفتارهای خودمراقبتی توجه بیشتری شود و آموزش این مفاهیم در رئوس مطالب آموزش دانشجویان پرستاری در طی دوران تحصیل گنجانده شود؛ همچنین تاکید بیشتری به دانشجویان در زمینه آموزش به بیمار در دوره های کارآموزی و یا کارورزی شود.
مدیریت و خدمات پرستاری:
در حیطه مدیریت خدمات پرستاری باید به این نکته توجه نمود که با ارتقاء پیروی از رفتارهای مراقبت از خود و تدوین برنامه ها براساس رفتارهای مراقبت از خود بیماران می توان از بسیاری از عوارض که بدنبال بیماری ایجاد می گردد از جمله بستری مجدد در بیمارستان، افزایش ضرایب اشتغال تخت در بخشهای ویژه، افزایش هزینه دارو و درمان و طولانی شدن مدت اقامت بیمار در بیمارستان پیشگیری نمود. فعال شدن واحدهای بازتوانی قلبی در مراکز درمانی می تواند تاثیر بسزایی در ارتقاء رفتارهای مراقبت از خود از جمله پیروی از رژیم غذایی پیشنهادی، تعدیل اثر متغیرهای تنیدگی آور، پیروی از فعالیت جسمانی و حتی استفاده مناسب از داروهای تجویز شده داشته باشد. در صورت ارتقاء رفتارهای مراقبت از خود بیماران و با توجه به اینکه پیشگیری مقدم بر درمان می باشد، نتایج این وضعیت به اجتماع و جامعه پزشکی باز خواهد گشت. همچنین بررسی بیماران از نظر عوامل پیش بینی کننده خودمراقبتی می تواند بر ارتقاء رفتارهای مراقبت از خود اثر داشته باشد. توصیه می شود آموزش اصولی و برنامه ریزی شده برای بیماران در نظر گرفته شود؛ بعلاوه تاسیس کلینیکهای مراقبت و پیگیری در منزل می تواند بر نحوه چگونگی اجرای این آموزش ها نظارت داشته و با حمایت از بیماران و کمک به آنها در کاهش عوارض کمک نماید. ادامه نتایج این پژوهش ها می تواند مورد استفاده مدیران پرستاری قرار گیرد تا با تشکیل دوره های آموزش ضمن خدمت و ارائه اطلاعات جامع و دقیق در زمینه انجام رفتارهای مراقبت از خود، سبب ارتقاء کیفیت مراقبت پرستاری شوند.

نظر دهید »
فایل شماره 8725
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱-۵ – ضرب­هادمارد[۲۰]
و ماتریس و با بعدهای مساوی را در نظر بگیرید، ضرب هادمارد و را با نماد نشان می دهیم. امین درآیه ماتریس را به صورت زیر تعریف می کنیم:
در واقع درایه های متناظر ماتریس و را در هم ضرب می کنیم.
۱-۵-۱- ویژگی های ضرب هادمارد
۱- اگر ودو ماتریس باشد انگاه ، یعنی ضرب هادمارد
دارای ویژگی جابجایی است.
۲- اگر یک ماتریس باشد، انگاه معکوس هادمارد را که با نشان می دهیم، وجود دارد اگر و فقط اگر
≠ ۰ و
۳- فرض کنید عدد صحیح باشد و و ماتریس های باشند، انگاه داریم:
الف-
ب–
۴- اگر و فقط اگر ماتریس و قطری باشند.
۵) اگر و ماتریس های باشد و و ماتریس های قطری به ترتیب با بعدهای و باشند، انگاه داریم:
۶) ماتریس همانی تحت ضرب هادمارد، ماتریسی که تمام درایه های ان یک باشد.
برای جزئیات بیشتر در مورد ضرب هادمارد به مقاله ضرب هادمارد نوشته الیزابت[۲۱] (۲۰۰۷) مراجعه کنید.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در فصل سوم از این ضرب برای محاسبه مقدار آماره PRESS استفاده می شود.
فصل دوم
تعدیل کردن برآوردگرها در رگرسیون ریج
همانطور که در فصل قبل اشاره کردیم، رگرسیون ریج یکی از روش های انقباضی برای حل مشکل هم خطی چندگانه است. در رگرسیون ریج، یکی از مشکلات انتخاب (پارامتر ریج) می باشد. بنابراین، در این فصل روش های بدست آوردن پارامتر ریج را معرفی می کنیم و در ادامه به تعدیل کردن برآوردگرهای ریج می پردازیم. سپس با بهره گرفتن از شبیه سازی مونت کارلو و استفاده از معیار به مقایسه برآوردگرهای اولیه و برآوردگرهای بهینه شده می پردازیم.
۲-۱ – روش های بدست آوردن پارامتر ریج
همانطور که در فصل یک ذکر شد، برآوردگر تابع پیچیده از می باشد. برای یافتن روش های مختلفی توسط محققین معرفی شده است، که در این بخش این روش ها را بیان می کنیم:
۲-۱-۱ – روش نموداری برای بدست آوردن پارامتر ریج
در ابتدا برآوردگر ریج که در (۱- ۷) معرفی شد را دوباره در نظر بگیرید:
یک روش عملی برای پیدا کردن مقدار که توسط هوئرل و کنارد در سال ۱۹۷۰ پیشنهاد شد این است که ابتدا برآورد ضرایب رگرسیونی ریج را به ازای های مختلف بین صفر و یک بدست آورده، سپس نمودار هر یک از این براوردهای جداگانه برای ضرایب را در مقابل رسم نموده (اصطلاحا به این نمودار اثر ریج[۲۲] گویند) و با بهره گرفتن از این نمودار، کوچکترین مقدار یی که به ازای آن برآوردهای ضرایب به حالت پایدار می رسند را انتخاب کنیم. انتخاب ثابت با بهره گرفتن از روش بحث شده، بستگی به قضاوت و انتخاب تحلیل گر دارد، لذا محققین به دنبال روش های محاسباتی برای انتخاب می باشند که در بخش بعد این روش ها را بیان می کنیم.
۲-۱-۲ – روش محاسباتی برای بدست آوردن پارامتر ریج
انتخاب با بهره گرفتن از روش نمودار، یک دستورالعملی است که به قضاوت تحلیل گر نیاز دارد. بیشتر پژوهشگران آماری با بهره گرفتن از محاسبه، شیوه هایی را برای انتخاب در سالهای مختلف پیشنهاد کردند که در کاربرد عملکرد بهتری دارند. از آنجائیکه این روش های محاسباتی بر اساس رگرسیون ریج تعمیم یافته ارائه می شود، در ابتدا رگرسیون ریج تعمیم یافته را معرفی می کنیم، سپس روش های مختلف برآورد را مورد بررسی قرار می دهیم.
۲-۱-۲-۱ – رگرسیون ریج تعمیم یافته[۲۳]
رگرسیون ریج تعمیم یافته حالت کلی از رگرسیون ریج معمولی است که به وسیله هوئرل وکنارد در سال ۱۹۷۰معرفی شد، بدین صورت که برای هر متغیر رگرسیونی پارامتر ریج جداگانه ای را در نظر می گیرد. اگر داده ها را به فضایی از متغیر های رگرسیونی متعامد تبدیل کنیم، بحث رگرسیون ریج تعمیم یافته تا حدی ساده می شود، پس شکل کانونی مدل (۱-۱) را در نظر می گیریم.
مدل (۱-۱) معرفی شده در فصل قبل، دارای شکل کانونی به صورت زیر می باشد:
وقتیو یک ماتریس متعامد به طوریکه
با مقادیر ویژه ماتریس و بردارهای ویژه متناظر با آنها می باشند. (با فرض اینکه مقادیر ویژه در حالت تئوری صفر نباشند، به عبارت دیگر همبستگی بالا بین متغیرهای رگرسیونی را در نظر می گیریم.)
برآوردگر رگرسیون ریج تعمیم یافته بر اساس شکل کانونی فوق، به صورت زیر بدست می اید:
که K یک ماتریس قطری با اعضای روی قطر می باشد.
ضرایب ریج تعمیم یافته بر حسب مدل کانونی به صورت زیر محاسبه می شود:
بنابراین:
(۲ – ۳)
توجه داشته باشید که اگر ، آنگاه همان می شود.
با بهره گرفتن از شکل کانونی، می توان برآوردگر حداقل مربعات را با بهره گرفتن از معادله زیر بدست آورد:
که در نتیجه:
(۲ – ۴)
بعد از معرفی رگرسیون ریج تعمیم یافته، به هدف اصلی این فصل که روش های مختلف انتخاب پارامتر است، می پردآزیم.
۲ – ۱ – ۳ – روش­های مختلف برآورد پارامتر ریج
هوئرل و کنارد در سال ۱۹۷۰ پیشنهاد دادند با مینیمم کردن می توان برآورد بهینه را به صورت زیر بدست آورد، یعنی:
(۲ – ۵)
در نتیجه
+ (I)
برای محاسبه ، ابتدا و سپس جمله اول سمت راست را بدست می آوریم:
در نتیجه

نظر دهید »
فایل شماره 8724
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

دلبستگی و رضایت به همراه اشتیاق برای انجام کار (هارتر، اشمیت و هیز، ۲۰۰۲)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ممیزی محیط کار گالوپ[۱۳۷]

جدول ۲-۲: تعریف و اندازه گیری در گیر ی از دیدگاهای مختلف(سیمپسون، ۲۰۰۸ ،۷)
۲-۲-۱-۱- درگیری شخصی[۱۳۸]
در ادبیات آکادمیک سازمان مفهوم درگیر ی در کار ابتدا توسط کان(۱۹۹۰) مطرح شد. وی از اصطلاح درگیری شخصی برای نامگذاری این حالت استفاده کرده وآن را اینگونه تعریف می کند:
” درگیری وضعیتی روانشناختی است که در آن فرد خود را مطیع و تحت امر نقش کاری اش در سازمان در می آورد” (کان،۱۹۹۰،۶۰۴)
در درگیری فرد خود را به طور فیزیکی ، شناختی و عاطفی به استخدام نقش کاریش در سازمان درآورده و خود را در راستای عملکرد نقشش بیان می کند.به نظرکان فرد و نقش دارای تعاملات متقابل هستند به طوریکه اولا فرد انرژی خود را برای رفتار های در نقش صرف کرده (استخدام شخصی[۱۳۹]) ، ثانیا خود را درون نقش بیان می کند (بیان شخصی[۱۴۰])آنقدر که درگیری باعث می گردد که کارکنان دارای روحیه و جسارت در کار باشند ، عدم درگیری باعث میگردد که کارکنان ازنقش خود جدا افتاده رفتار های کناره جویانه از خود نشان داده و در برابرنقش کاریشان موضعی دفاعی به خود بگیرند. (می[۱۴۱]،۲۰۰۴،۱۲)
کارکنان غیردرگیر خود را از انجام نقش کاریشان کنار کشیده ، به طور عاطفی و شناختی عقب می نشینند. آنها وظایف کاری خود را به طور ناقص انجام می دهند ،رفتار آنها فاقد تلاش و کوشش لازم بوده و تبدیل به آدمواره های بی روح با حرکاتی ساعت وار و غیر ارادی می گردند. (لوتوس و پترسون[۱۴۲] ،۲۰۰۲،۲۷۸)
۲-۲-۱-۲- درگیری و تحلیل رفتگی[۱۴۳]
مفهوم سازی بعدی از درگیری توسط مسلچ ولیتر (۱۹۹۷) صورت گرفته است . او از اصطلاح تحلیل رفتگی[۱۴۴] برای توصیف عدم درگیری در کار استفاده می کند . تحلیل رفتگی استعاره ای است که به طور رایج در توصیف حالت در ماندگی روحی یا فرسودگی شدید به کار می رود به نظر مسلچ تحلیل رفتگی دارای سه بعد فرسودگی[۱۴۵]، بی تفاوتی[۱۴۶] (یا بی شخصیتی) و احساس عدم کارایی[۱۴۷] است. فرسودگی ، احساس خستگی و درماندگی شدید در اثر کار زیاد می باشد ، بی تفاوتی نگرش سرد و منفعلانه به کار بوده به طوریکه فرد علاقه خود را نسبت به کار از دست داده و روز به روز کار برای او بی معنی می گردد .در عدم کارایی فرد احساس می کند شایستگی لازم برای انجام کارهایش را نداشته و نمی تواند کار های خود را در سازمان به درستی به اتمام برساند . به نظرمسلچ تحلیل رفتگی در اصل کاهش درگیری در کار است و این دو ، دو سر یک پیوستار می باشند بر این اساس درگیری دارای سه بعد انرژی[۱۴۸] ، پیوستگی[۱۴۹] و کارایی [۱۵۰] است که هرکدام به ترتیب وجه مخالف سه بعد تحلیل رفتگی یعنی فرسودگی،بی تفاوتی و عدم کارایی می باشند .(شوفلی و بیکر ، ۲۰۰۴، ۲۹۴)
۲-۲-۱-۳- درگیری در کار[۱۵۱]
در این میان شوفلی و همکاران (۲۰۰۲) با مطالعات خود به این نتیجه دست یافتند که درگیری و تحلیل رفتگی اگرچه دارای ارتباط نزدیکی با یکدیگر بوده اما دو مفهوم متمایز از هم می باشند. به نظر آنان این دو مفهوم وجه مخالف یک پیوستار نبوده بلکه مفاهیم مستقلی هستند که باید با ابزارهای متفاوتی اندازه گیری شوند. بر این اساس فردی که تحلیل رفته نیست الزاما نمی توان گفت که دارای سطح بالایی از درگیری در کار می باشد. آنها از اصطلاح درگیری در کار درمدل خود استفاده کرده و آن را “حالت مثبت ذهنی برای بر آوردن و اتمام کار ” تعریف می کنند از این منظر درگیری در کار دارای سه بعد به صورت زیر است:
شور و حرارت در کار[۱۵۲]؛
وقف شدن در کار[۱۵۳]؛
غرق شدن در کار[۱۵۴] .
شور و حرارت سطح بالایی ازانرژی و تحمل روانی فرد در هنگام کار و تمایل به صرف تلاش درآن کار علی رغم سختی آن است ؛وقف شدن، اشاره به دلبستگی عمیق با یک کار و احساس اهمیت ،جدیت و چالش درکار می باشد و غرق شدن عبارتند از تمرکز شدید و اشتغال به یک کار با رضایت خاطر و احساس شادی در حین کار است به طوریکه گذشت زمان برای فرد سریع بوده و جدا شدن او از کار به سختی صورت می گیرد. (شوفلی و دیگران ،۲۰۰۲ ،۷۴)
دراین دیدگاه کارکنان درگیر دارای سطح بالایی از انرژی ، علاقمند و مشتاق به انجام کارشان می باشند علاوه بر این آنها چنان در کارشان غرق می شوند که گذشت زمان را احساس نمی کنند مطالعات نشان می دهد که این انرژی و اشتیاق آنها در بیرون از کار همچون ورزش و سرگرمیهای خلاق و کارهای داوطلبانه نیز پابرجاست . کارکنان درگیر سوپرمن نیستند. آنها پس از کار زیاد احساس خستگی می کنند اما از این خستگی حاصل از کار لذت می برند چراکه با انجام و اتمام کار همراه می شود. آنها معتاد به کار[۱۵۵] نیستند و به خاطر یک تمایل غیر قابل کنترل درونی به شدت کار نمی کنند بلکه کار برای آنان یک تفریح و سرگرمی محسوب شده و از انجام آن لذت می برند. (بیکر ، دموروتی[۱۵۶] ،۲۰۰۸،۲۱۲)
۲-۲-۱-۴- درگیری کارمند[۱۵۷]
چهارمین خط تحقیقاتی از درگیری ، کار ارزنده هارتر اسمیت و هایز (۲۰۰۲) و فراتحلیل آنها بر روی نتایج تحقیقات موسسه گالوپ در محیطهای کاری است . به نظر آنان درگیری کارمند “دلبستگی و رضایت به همراه اشتیاق وی برای انجام کار” می باشد. افراد درگیر به طورعاطفی با دیگران درکار رابطه برقرار کرده و به طور شناختی همواره آماده خدمت و گوش به زنگ هستند. (هارتر، اشمیت و هایز، ۲۰۰۲، ۲۶۹)
اگرچه تعریف آنها از درگیر ی شبیه مفهوم سازی کان از درگیری می باشد ، اما آنها برای اندازه گیری درگیر ی مقیاس ممیزی محیط کار گالوپ را پیشنهاد کرده و این مفهوم را با بهره وری ،سود آوری ، تمایل به ترک ، رضایت شغلی کارکنان و رضایت و وفاداری مشتریان پیوند دادند. (سیمپسون، ۲۰۰۸ ،۹)
۲-۲-۲- رویکردهای درگیری در کار
سیمسون (۲۰۰۸) مطالعات صورت گرفته و مفهوم سازی های از درگیری را در فالب چهار خط سیر تحقیقاتی مختلف جای می دهد : دیدگاه کان(۱۹۹۰) ازدرگیری،دیدگاه مسلچ و لیتر(۱۹۹۷) از درگیری، دیدگاه شوفلی و همکاران(۲۰۰۲) از درگیری و دیدگاه هارترو همکاران(۲۰۰۲) از محققان موسسه گالوپ از درگیری . عده ای دیگر با نگرشی جامع تر مفهوم سازی های صورت گرفته را درون دو رویکرد متفاوت جای می دهند. رویکردی که مراکز غیر علمی ،مدیران و موسسات مشاوره ای نسبت به درگیری در کار داشته و رویکردی که محققان مراکز علمی و دانشگاهی نسبت به درگیری در کار دارند.
۲-۲-۲-۱- رویکرد صنعتی یا تجاری[۱۵۸] :مفهوم عام از درگیری
در این دیدگاه درگیری در کار با بهره وری کارکنان گره می خورد. این دیدگاه از درگیری بیشتر مورد اقبال مراکز مشاوره سازمانی و غیر آکادمیک بوده و چنین تصور می شود که کارکنان درگیر درکار پر انرژی، فعال ، دارای دید مثبت نسبت به کارفرما و سازمان بوده در راستای اهداف سازمان حرکت می کنند. که این خصوصیات موجب بهره وری بالای این کارکنان گشته و آرزوی هرکارفرمایی داشتن چنین کارکنانی است. معمولا موسسات مشاوره ی سازمانی و کسا نی که چنین رویکردی به درگیری در کار دارند درگیر کردن بیشتر کارکنان درکار را در راستای ارتقای بهره وری سازمان توصیه کرده و مدعی ارائه راهکارهایی برای افزایش درگیری کارکنان در کار هستند. البته اشکال عمده چنین دیدگاهی از درگیری نبود تعریف واحد و جامعی از درگیری درکار است به طوریکه هریک تعریف خاصی و منحصر به خود را از درگیری داشته ، وابزارهای متفاوتی را برای سنجش آن به کار می گیرند. معمولا روش کار آنها نیز چنین است که با تحقیقاتی که بر روی سازمانهای مختلف انجام می دهند، مجموعه از شاخصهای ،نگرشی، رفتاری و محیط کاری ای را که با بهره وری و عملکرد این سازمانها و نیروی انسانیشان ارتباط نزدیکی دارد را انتخاب کرده وآن را به عنوان ابزاری برای سنجش درگیری در کارمعرفی میکنند.برای مثال دیدگاه موسسه گالوپ ازدرگیری درکار می تواند در این رویکرد قرار گیرد. اگرچه تعریفی که این موسسه از درگیری در کار ارائه می دهد شبیه تعاریف کان (۱۹۹۰) از درگیری می باشد. (هارتر، اشمیت و هایز، ۲۰۰۲، ۲۶۹) اما برای اندازه گیری آن به جای سنجش و تعیین شاخصهای رفتاری، نگرشی و یا سنجش درگیری به عنوان یک حالت یا وضعیت روانشناختی ، ویژگیها و شاخصهای محیط کاری را بر می شمارند که در آن افراد درگیر در کار میگردند.شاخص ۱۲ گویه ای موسسه گالوپ برای سنجش درگیری در کار(کیو [۱۵۹]۱۲ یا ممیزی محیط کار گالوپ[۱۶۰]) نیز گویای این مدعا است. این شاخص نتیجه مطالعات و تحقیقات چندین ساله موسسه گالوپ در محیط های کاری است که البته تحت عناوین و کاربردهای مختلفی همچون شاخصی برای سنجش رضایت شغلی و بهزیستی کارکنان[۱۶۱] به کار گرفته شده است. اما هارتر و دیگران(۲۰۰۲) آن را به عنوان شاخصی برای درگیری در کار (یا بهتر است گفته شود یک محیط کار درگیر کننده) در نظر می گیرند.
موسسات مشاوره ای دیگری نیز همچون DDI[162]، شراکت هویت [۱۶۳] موسسه مرسر[۱۶۴] هستند که تعریف خاص خود را از درگیری در کار دارندDDI ، درگیری را ” حدی که افراد کار خود را باور داشته ، برای آن ارزش قائل بوده و از انجام آن لذت می برند“ تعریف میکند. شاخص ۲۰ گویه ای این موسسه نیز ، همچون موسسه گالوپ از مطالعات صورت گرفته برروی سازمانها و واحدهای تجاری با بهره وری بالا بدست آمده است ، که بیشتر دربردارنده ویژگیهای یک محیط کار درگیر کننده واعمال مدیریت منابع انسانی در جهت درگیر کردن کارکنان در کار می باشد.دیمانسیون توسعه بین المللی معتقد است برای در گیر کردن کارکنان در کار پنج عامل ضروری وجود دارد:
همراستایی تلاشها با استراتژی سازمان؛
توانمندی؛
ارتقا و تشویق تیم کاری و همکاری؛
کمک به افراد درراستای رشد و توسعه شخصی؛
حمایت و قدردانی از افراد در جای مناسب خود(DDI,2005,5).
هریک از این عوامل به عنوان ابعاد درگیری در کار در نظر گرفته می شود که هریک دارای شاخصهایی است که در مجموع ۲۰ شاخص درگیری در کار را تشکیل می دهند.
با مروری بر مطالعات انجام شده در رویکرصنعتی از درگیری درکار و برنامه ها وتوصیه های مختلف برای درگیر کردن کارکنان در کار ، وانس[۱۶۵] (۲۰۰۶) معتقد است تعریف محققان و صاحبنظران در رویکردصنعتی از درگیری در کار غالبا در ۱۰ موضوع زیر خلاصه می گردد:
احساس غرور و مباهات کارکنان نسبت به کارفرمای خود؛
رضایت از کارفرما؛
رضایت شغلی؛
فرصتهایی برای عملتر بهتر در کار وداشتن شغل چالشی؛
قدر دانی و بازخورد مثبت برای مشارکت؛
دریافت حمایت شخصی از جانب سرپرست؛
تلاش بسیار فراتر از حداقل؛
درک رابطه میان شغل و ماموریت سازمان؛
امید به رشد و پیشرفت آینده در کنار یک کارفرما ؛
تمایل به ماندن در کنار یک کارفرما .
با توجه به مطالب عنوان شده از درگیری در کار در رویکرد صنعتی، اشکالات زیادی بر این رویکرد مترتب است. شاید بتوان گفت انتقاداتی که لیتل و لیتل[۱۶۶](۲۰۰۶) نسبت به مفهوم سازی از درگیری در کار عنوان می کنند؛ بیشتر درباره این رویکرد صدق میکند .که عبارتند از:
نامفهوم بودن تعاریف موجود از این باب که معلوم نیست درگیری در کار یک نگرش است یا رفتار؛
نامفهوم بودن تعاریف موجود از این بابت که معلوم نیست درگیری مفهوم مربوط به افراد است یا گروه ها؛
نامفهوم بودن تعاریف موجود از این باب که درگیری در کار با مفاهیم شناخته شده دیگر(همچون تعهد سازمانی ، رضایت شغلی ، وفاداری و…) چه رابطه ای داشته و با آنها چه تفاوتی داردو در نهایت؛
وجود ابزارهای مبهم و نامعتبری برای سنجش درگیری در کار که این مفهوم را به چالش می کشد(لیتل و لیتل، ۲۰۰۶،۱۰۵)؛

نظر دهید »
فایل شماره 8723
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

« راغب » در مفردات القرآن ، می گوید : دو کلمه « خَلق » « خُلق » در اصل ، یکی هستند لیکن خَلق به هیئت ها و شکلها و صورت های ظاهری که با چشم دیده می شود اختصاص دارد . ولی کلمه خُلق به نیروها و سجایای باطنی که با چشم دل مشاهده می شود ، اطلاق می گردد ( سادات ، محمد علی ، ۱۳۶۰).
« ابن مسکویه » در کتاب « طهاره الاعراق » می نویسد :
« خُلق » حالتی است برای نفس که او را بدون فکر و رویه به انجام کارهایش تحریک می کند و آن دو قسم است :

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

قسمتی از آن ، طبیعی و به اصل مزاج آدمی بستگی دارد . مانند کسی که از کوچکترین نا ملایمی خشمگین می شود و یا می خندد و یا افسرده می شود و قسم دیگر ، ناشی از عادت و تمرین است و چه بسا در آغاز ، از روی فکر و رویه ، ناشی می شده ولی بر اثر تکرار ، رفته رفته به شکل ملکه و خلق و خوی ثابت در می آید ، آنگاه بدون فکر و محاسبه عمل می کند ( مسکویه ، ص ۳۸۵) .
طبق عقیده دانشمندان اسلامی ، اخلاق عبارت است از کلیه ملکات و صفاتی که برای انسان بر اثر تکرار و عمل یا وراثت یا فطرت حاصل می شود و شخصیت و منش او را تشکیل می دهد و در گفتار و کردار و افکار او اثر خوب و بد دارد ( سادات ، محمد علی ، ۱۳۶۰).
برخى دانشمندان، مانند غزالى در «احیاء العلوم» و فیض کاشانى در «محجهالبیضاء» و خواجه نصیرالدّین طوسى در «اخلاق ناصرى» گویند: اخلاق حالتى است، راسخ و مؤثّر در روان انسان که در سایه آن بدون اندیشه و تأمل افعال و رفتار از بشر ظاهر مى‏گردد و ملکه‏اى است نفسانى، که موجب صدور فعل به سهولت و آسانى است که نیازى به فکر و اندیشه ندارد.(غزالی ، ۱۳۶۸، ص ۱۳).
۲-۵-۱ – تربیت اخلاقی
تربیت اخلاقی یکی از مهمترین وظایف تعلیم وتربیت اسلامی است و دارای جایگاه بسیار والایی است . زیرا ایمان به وسیله ی اخلاق حفظ می شود و تأکید بر جهاد اکبر که همان جهاد با نفس است نیز دلیل این مطلب می باشد . آن چه می تواند انسان را از حیث عقلانی پرورش دهد ، تصفیه و تزکیه ی نفس از دنیا پرستی است . بزرگترین دشمن آدمی نفس اوست ؛ زیرا این دشمن ، به مرکز فرماندهی و هدایت انسان ، یعنی عقل او دسترسی دارد و با تخریب این مرکز ، زندگی جاودانه او را در معرض تباهی قرار می دهد . براساس آیه شریفه قرآن که می فرماید :
«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ » ( روم / ۳۰)
« مستقیم روی به جانب آئین پاک اسلام آورد پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را به آن آفریده پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نیست » .
همه انسان ها با فطرت پاک الهی آفریده شده اند که تغییر پذیر نیست و در همه زمان ها و مکان ها وجود دارد . امّا از سوی دیگر ، دشمنی قسم خورده ، همواره در کمین ،آنهاست تا از هر فرصتی برای تباهی آنها بهره جوید . مهم ترین وظیفه تربیت ، شکوفایی فطرت انسان هاست ودر تربیت اخلاقی باید از این سرمایه الهی بهره جست و از طریق شیوه های مناسب تربیتی ، به شکوفایی فطرت پرداخت . آن چیزی که دائماً از زمان خلقت انسان تغییر می کند بدن انسان است نه خود انسان . زیرا تمام حقیقت انسان روح است و روح بطور کامل به سوی پروردگار بازگردانده می شود . انسان در آغاز تولّد ، پاک و عاری از آلودگی هاست ولی با دست خود ملکات رذیله را در نفس خویش پدید می آورد که ” همین رذایل سدّ راه خردورزی انسان می شود و امیر عقل را اسیر خود می سازد . نخستین گام ، گشودن زنجیره هایی است که دست و پای عقل را بسته است . به این فرایند آزاد سازی عقل « تزکیه ی نفس » گویند ” ( بهشتی ، ۱۳۸۰، ص ۲۵۴).
« تربیت اخلاقی ، چیزی است که به آدمی یاد می دهد چگونه به عنوان آفریده ای آزاد زندگی کند ». ( کانت ، ترجمه شکوهی ، ۱۳۶۸ ، ص ۱۹)
« پرورش اخلاقی ، به عکس ، نه بر تأدیب ، بلکه بر اصول کلی مبتنی است » . ( همان ، ص۵۲)
در تعریف نخست ، تکیه بر روی آزادی است ودر تعریف دوم ، بر روی اصول کلی . از سخنان کانت استفاده می شود : که آزادی ، دو معنای متفاوت دارد : آزادی کاذب ، آزادی اصیل ، آزادی کاذب ، آزادی تمایلات و شهوات است وبه حوزه ی عواطف و به حیوانیت انسان مربوط می شود ، و آزادی اصیل ، آزادی اندیشه و خرد است و با انسانیت انسان در ارتباط است ( بهشتی ، ۱۳۸۳، ص ۱۲۳).
به علاوه کانت ، تربیت اخلاقی را بر اصول کلی مبتنی می سازد . مراد او از اصول کلی ، قواعد عام و جهان شمول کردار اخلاقی است . یکی از اصول کلی ، آن است که مشخص می کند ، ” عملی ، تکلیف اخلاقی است ، که اقدام به آن ، همواره انسانیت انسان را به عنوان غایت مراعات کند و هرگز آن را وسیله قرار ندهد ” ( کانت ، ترجمه ی صانعی دره بیدی ، ۱۳۸۰، ص ۱۷ ) و اصل دیگر آن است که ” عمل مکلف ، عملی
است که تعمیم آن ، مستلزم تناقض نباشد ، یعنی همگانی شدن آن عمل ، موجب تخریب و انهدام آن نگردد ” ( همان ) .
از دیدگاه کانت ، قوای سطح پایین ، به خودی خود هیچ ارزشی ندارند و پرورش قوای دانی ذهنی باید برای پرورش قوای عالی باشد ، پس مراتب پایین تعلیم و تربیت نیز باید برای مرتبه ی عالی آن ، یعنی تربیت اخلاقی باشد ، ( کانت ، ترجمه شکوهی ، ۱۳۶۸ ، به نقل از بهشتی ، ۱۳۸۳، ص ۱۲۶ ).
” تربیت اخلاقی ، دایر مدار پرورش شخصیت اخلاقی است که به انجام تکالیف برخاسته از سرشت عقل عملی ناب ابتنا دارد نه آثار و عواقب بیرونی و قرار دادی اعمال ” ( بهشتی ، ۱۳۸۳، ص ۱۲۷ ) .
“مرحله ی تربیت اخلاقی – که مبتنی بر اصول کلی برخاسته از عقل عملی است – مرحله ی به کار گیری صحیح قوای عالی ذهنی است : با یادگیری تفکّر ، آدمی به آنجا می رسد که نه کور کورانه بلکه طبق اصول معینی عمل می کند ” ( کانت به نقل : همان ) .
در تربیت اخلاقی یکی از مباحث بسیار مهم ، شناخت خداوند است که اگر انسان در مورد او شناخت پیدا کند بسیاری رذایل اخلاقی وجودش پاک می گردد . خداوند یگانه مربی است و پایبندی به فضایل اخلاقی در گرو اعتقاد به خدای یگانه می باشد . بنابراین ، ” باید در تربیت اخلاقی به مقوله شناخت خدا و صفات الهی توجه خاصی نمود . انگیزه آدمی در امور اخلاقی باید صرفاً برای جلب رضای الهی باشد و هر عملی جز برای رضای خدا باشد ، از بین می رود ” ( طباطبایی به نقل : بوستانی ، ۱۳۸۰، ص ۱۰۰) . « تربیت اخلاقی عبارت است ازشناخت صفات خدای تعالی وتلاش برای کسب فضایل و دوری ازرذایل اخلاقی اخلاقی جهت رسیدن به رضایت الهی » .(طباطبایی به نقل : بوستانی ، ۱۳۸۰، ص ۱۰۱) .پس فرد در تربیت اخلاقی ضمن شناخت صفات الهی تلاش می کند که آنها را در مقرّرات خویش در وجود متجلی سازد .کانت نیز که از فیلسوفان بزرگ جهان است به بحث انگیزه عمل اخلاقی توجه خاصی نموده ولی می گوید اعمال باید بر اساس تکلیف انجام گیرد ، در صورتیکه در اسلام نیّت و انگیزه ، رضای خداست و به همین علّت کانت که اخلاق عقلی را بیان می کند کیفر و پاداش را کنار می گذارد .
فرد با شناختی که از خداوند پیدا می کند ، رذایل اخلاقی در وجودش به وجود نمی آید که مجبور شود آنها را رفع کند بلکه به دفع آنها می پردازد .
با توجه به اینکه انسان فطرتش الهی است بر اساس فطرت خود فضائل و رذائل را می شناسد .
« فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْویهَا » ( شمس / ۸)
ولی علاوه بر این ، خداوند به وسیله وحی نیز فضائل و رذایل را به انسان شناسانده و در تربیت اخلاقی ، لازمه عمل صالح ، شناخت اعمال صالح است و راه کسب ملکات فاضله تکرار عمل است یعنی باید ابتدا عمل صالح را تشخیص دهد سپس به تکرار بپردازد تا انجام عمل برایش آسان گردد.
اساس تربیت اخلاقی در آدمی، باید شکوفا کردن روح باشد ، لذا باید تلاش نمود تا استعدادهایی که در او وجود دارد ، بروز و ظهور کند و به عبارتی ارزش ها را باید به او تعلیم داد . چون انسان ، یگانه موجودی است که قانون خلقت ، قلم ترسیم چهره ی او را به دست خودش داده است که هر طور می خواهد ترسیم نماید . یعنی بر خلاف اندام های جسمانی اش که در شرع خلقت ، کا آنها به پایان رسیده است ، ساختار روانی انسان که از آنها به خصلت ها و خوبی ها و ملکات اخلاقی تعبیر می شود ، به مقیاس بسیار وسیعی پس از تولّد ساخته می شود . تمام تأسیسات تربیتی ، مکاتب اخلاقی و تعالیم دینی برای راهنمایی انسان است که آینده ی خودش را چگونه بسازد و شکل دهد . نقش آموزش این است که راه ساختن را به انسان ارائه می دهد و اورا توانا می کند که هر گونه بخواهد ، آینده را همان گونه بسازد . ارزش ها ، رکن اساسی زندگی انسان را تشکیل می دهند و انسانیت هر انسانی به این است که ارزش های معنوی در او نیرومند باشد و هر مقدار که او بیشتر پایبند به ارزش های معنوی باشد ، در انسانیت کامل تر است . آن چیزی که به حیات مایه می دهد و آن را به زندگی انسان تبدیل می کند ، ارزش ها می باشد . ارزش های اخلاقی ، زیبا شناسی و مذهبی هر سه از نظر تربیتی اهمّیّت زیادی دارند ( صفایی حائری ، ۱۳۸۳، ص ۳۱) .
از نظر اسلام گوهر انسان قوه عاقله اوست . جوهر آدمی عقل و کمال و سعادت نهایی وی سعادت اخلاقی است . منظور از سعادت عقلی این است که بشر در آن آخرین حدی که برایش ممکن است ، به معارف الهی آشنا شود و عالم وجود را چنان که هست ، دریافت کند . اگر عقل بر وجود انسان حاکم باشد ، در وی به
عدالت حکم کرده ، حظّ هر قوه و استعدادی را بردن افراط و تفریط به او می دهد . پس تربیت اخلاقی یعنی برقراری تعادل میان قوا ، حّد وسط برای اینکه عقل و روح بر بدن استیلا و تسلط داشته باشند و به این ترتیب ریشه اخلاق و تربیت اخلاقی به عدالت و توازن بر می گردد که به معنی حاکمیت عقل و آزادی عقلی است . در بین حکما و فلاسفه و دانشمندان جهان اکثراً اعتدال را به مثابه یک اصل اخلاقی و تربیتی پذیرفته اند و بر این باورند که صفات و فضائل اخلاقی نوعاً از این حالت سرچشمه می گیرد ( ربانی خوراسگانی ، ۱۳۷۴ ، ص ۲۹) .
هدف نهایی تربیت اخلاقی از دیدگاه اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام ، دستیابی به رضایت الهی است و فرد باید در طلب این هدف به انجام امور اخلاقی بپردازد . امّا در مکاتب دیگر ، سعادت دنیوی یا سعادت اخروی هدف نهایی شمرده می شود .
۲-۵-۲- رابطه تربیت و اخلاق
اگر اخلاق را که صفات نفسانى و اعمال و رفتار عالى انسانى است در جهت صحیح و مثبت لحاظ کنیم اخلاق در این معنا یکى از ثمرات بلکه مهمترین ثمره تربیت است. بر این اساس؛ تربیت، فعلى است که اخلاق حاصل آن است، اگر چه تمامى آن نیست پرورش استعدادهاى فکرى و ذهنى و ذوقى و غیره که همگى در دایره تربیت و از موضوعات آن هستند؛ به جهت این‏که به طور مستقیم با ملکات نفسانى و خصوصیات اخلاقى مرتبط نیستند جزء اخلاق محسوب نمى‏گردند. مثلاً پرورش حافظه و قدرت استنتاج و استعدادهاى هنرى و ذوقى اگرچه در محدوده تربیت قرار مى‏گیرند ولى چون مستقیماً با صفات اخلاقى مرتبط نیستند جزء اخلاق محسوب نمى‏گردند.
۲-۵-۳- اهمّیّت تربیت اخلاقی
آن‏قدر که قرآن کریم و روایات اسلامى به مسأله تربیت اخلاقى انسان‏ها اهمیت قایل شده‏اند نسبت به کمتر موضوعى این طور توجه کرده‏اند چون رعایت این مسأله باعث یک زندگى آرامبخش در جامعه مى‏شود مسأله حسن خلق و ملاطفت در برخوردها و ترک خشونت در معاشرت و احترام افراد مختلف را در نظر گرفتن و به شخصیت و حقوق دیگران ارج قایل شدن، از جمله صفات عالى و روحى هر انسان خود ساخته و تربیت شده
است.
قرآن کریم دستورات فراوانى در زمینه عفو و بخشش ، مدارا کردن ، مهربان بودن و برادرى و اخوّت بین مؤمنین را توصیه فرموده و پیامبر اکرم را صاحب خلق عظیم معرفى نموده است، تا رفتار و گفتار او سرمشق و الگوى همه مسلمان‏ها باشد . در روایات به مسأله تربیت اخلاقى عنایت خاصّى شده است. پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرماید: «ما یوضع فى میزان امرء یوم القیمه افضل من حسن خلق».( کلینی ، ترجمه مصطفوی ، ۱۳۶۹، ص۸۱) . در روز قیامت چیزى برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوى عمل کسى نهاده نمى‏شود و نیز مى‏فرماید: «اکثر ما تلج به امتى الجنه تقوى اللَّه و حسن الخلق».(مجلسی ، ترجمه رجب زاده ، ۱۳۶۲، ص ۳۷۵) . بیشترین چیزى که سبب مى‏شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند تقواى الهى و حسن خلق است. و نیز مى‏فرماید :« حسن الاخلاق نصف الدین» اخلاق نیک نصف دین است( قمی، ترجمه آقانجفی اصفهانی ، ۱۳۷۷، ص ۳۰) .
حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید : « ربّ عزیز اذلّه خلقه و ذلیل اعزّه خلقه » بسا انسان بلند پایه‏اى که اخلاق وی موجب سقوط او گردید و بسا انسان ضعیفى که اخلاق او مایه عزت و سربلندى او مى‏شو (مجلسی ، ترجمه رجب زاده ، ۱۳۶۲ ، ص ۳۹۶) .
۲-۵-۴- جایگاه عقل و عاطفه در تربیت اخلاقی
طبق دیدگاه عرفا ، جایگاه حالت هایی مانند محبت ، عشق ، شور ، هیجان ، جذبه و …در دل انسان قرار دارد و دل مرکز و جایگاه اصلی عواطف است . معرفت تنها از عقل نیست ، بلکه عواطف هم سر چشمه معرفت اند ( شمشیری ، ۱۳۸۵، صص ۲۶ – ۲۵ ) . شلر عاطفه را نوعی شناخت تلقی می کند که می تواند امکان شناخت امر مطلق را فراهم آورد و همچنین آن را اساسی ترین رابطه هستی و عامل اصلی تشخیص ارزش ها می داند ( ذاکرزاده ، ۱۳۸۷ ، صص۸۴- ۷۹) . بر همین اساس ، معتقد است که اگر انسان فقط دارای عقل باشد ، نمی تواند ارزش چیزها را درک کند در نتیجه شناخت کل امور بر اساس عاطفه فراهم است ( همان ، ص ۱۲۲) .
همچنین غزالی معتقد است که شگفتی های عوالم دل بی نهایت است و بیشتر افراد از آن غافل اند و برتری و ارزشمندی «دل » به دو دلیل است ، یکی علم و دیگری قدرت و علم به دو طبقه است یکی علمِ ظاهر ، که همه خلق می توانند آن را کسب کنند و دیگری علمی است که پوشیده است وهر کسی نمی تواند آن را بشناسد و این ارزشمند و کمیاب است . اولی از طریق حواس پنج گانه صورت می گیرد ، امّا درباره دومی می گوید که در درون دل روزنه ای است که به سمت عالم ملکوت گرایش دارد و چون در ِ حواس بسته شود ، آن در ِ درونی گشاده و باز می شود و از عالم ملکوت و از لوح محفوظ ، نور الهی متجلی می شود و آنچه را که مربوط به آینده است ، می بیند و می شناسد و مَثل دل همچون آینه و مثل لوح محفوظ ، همانند آینه دیگر است که صورت تمام موجودات در آن وجود دارد وتنها موقعی تصاویر از یک آینه به آینه دیگر منعکس می شود که این دو در مقابل هم قرار بگیرند و اینکه آینه دیگر صاف و پاک باشد و از محسوسات فارغ و با آینه دیگر ( لوح محفوظ ) متناسب گردد و در این صورت ، چیزهایی به او الهام می شود که نمی داند از کجا آمده اند . غزالی تأکید می کند که « دل » از این عالم نیست ، بلکه از عالم ملکوت است ، به همین دلیل می تواند با آن عالم ارتباط برقرار کند ، البتّه به شرطی که زمینه فراهم شود . حواس از عالم جسمانی است و حجاب وی است و تا فرد از عالم محسوسات خارج نشود به عالم ملکوت نمی رسد . پس در اینجا غزالی راه رسیدن به خدا را تربیت اخلاقی می داند و در تصدیق این جمله می گوید :
« گمان مکن که راه دل به ملکوت فقط در خواب و مرگ باز می شود ، بلکه در بیداری هم افراد می توانند با این درجه نائل شوند و شرط آن این است که خود را از دست غضب و شهوت و اخلاق بد و نیازمندی های این دنیا برهاند و چشم « خود حیوانی » راببندد و حواس خود را تعطیل کند و خود را با عالم ملکوت ، متناسب کند و مدام یاد خدا باشد ، آن هم به دل نه به زبان ، تا چنان شود که از خود و همه عالم بیخود شود و از هیچ چیز خبر نداشته باشد مگر خدای تعالی » ( غزالی ، ۱۳۶۸، ج۱، صص ۳۰- ۲۷ ).
این جملات دلیل بر این است که دل مرکز و جایگاه مهم معرفت و شناخت است و به همین دلیل غزالی معتقد است که عقل ( عقل استدلالی ) توان اثبات وجود خداوند را ندارد و از ادراک چیستی خداوند ، عاجز و ناتوان است . با این حال اگر عقل هم بتواند چیستی و وجود خدا را اثبات کند ، تلاش های عقلانی نه تنها
مفید نیست ، بلکه به حال دینداران مضر است ، زیرا عرفا وقتی می بینند که خدایی که در نهایت سهولت می توان آن را پذیرفت و اصلاً نیازی به استدلال ندارد ، امروز یک دلیل و فردا دلیلی دیگر برای اثبات آن می آورند … افراد ( عرفاً ) دچار تزلزل می شوند ( غزالی ، ترجمه آیینه وند ،۱۳۶۲، صص ۷۸ – ۷۷).
در انسان نیرویی وجود دارد که از این عالم نیست و آن دل است و خود ملکوتی تنها محل و مرکز احساسات و عواطف نیست ، بلکه می تواند استدلال بیاورد و دل چشم باطنی دارد ، اما شهوات گرد و غباری است که چشم دل را می بندد و مانع دیدار انسان می شوند . غزالی معرفت ناشی از شهود را بدون خطا و شک ناپذیر و غیر قابل توصیف و جایگاه آن را دل می داند و دل خطا ناپذیر است و آنچه در دل رسوخ می کند ، عین تجلی الهی است ( غزالی ،ترجمه آیینه وند ، ۱۳۶۴، صص ۲۶- ۲۵ ) .
غزالی معتقد است که اهل ظاهر همانند چینی ها در علم صنعتگرند و اهل باطن همانند رومی ها اهل تصفیه و تخلیه اند ( غزالی ، ترجمه خوارزمی ، ۱۳۵۱، صص ۶۶ -۶۵ ) . طباطبایی هم معتقد است که شهود حقایق و شناخت آنها در گرو شهود باطنی و شناخت آن است و راه نفس در اثر دوری از غیر خدا محقق می شود و این امر هم در گرو پیراستن دل و خویشتن داری و مسدود کردن راه های دیگر است ( طباطبایی ، ترجمه حسن زاده ، ۱۳۸۳، ص ۶۹) . وی معتقد است که این امر تنها در گرو تربیت اخلاقی است و نشان می دهد که معرفت ناشی از عواطف که مرکز آن دل است بسی فراتر از معرفتی است که ناشی از استدلال ها و صغرا و کبرا می باشد . همچنین طباطبایی معتقد است که شناخت انفسی ، مهم تر از شناخت آفاقی است ، زیرا معرفت انفسی ، معرفت حضوری است در صورتی که معرفت آفاقی ، معرفت حصولی است و علم ومعرفت حقیقی همان معرفت حضوری است ( همان ، صص ۱۱۰ – ۹۶).
بنابراین شناسایی عقلانی بر اساس داده های حسی و از معلوم به مجهول و به صورت تدریجی از مقدمات به سوی نتیجه پیش می رود ، امّا معرفت ناشی از دل و عاطفه به صورت شهودی و حضوری است و به هین دلیل است که غزالی این نوع معرفت را بالاترین نوع معرفت می داند و آن را مختص خواص می داند ( غزالی ، ترجمه آیینه وند ،۱۳۶۲، ص ۴۹).
ابن طفیل معتقد است که معرفت تنها ناشی از عقل نیست ، بلکه ترکیبی از تجربه ، تعقل و جذبه است و همچنین بر هماهنگی بین این سه تأکید می کند . البتّه ابن طفیل بعد از حواس و عقل و محدودیت های هر کدام از آنها به عالی ترین منبع معرفت یعنی جذبه تأکید می کند و معتقد است که این نوع معرفت از راه قیاس و استقراء به دست نمی آید ، بلکه از راه دل کسب می شود ( شریف ،ترجمه پور جوادی ، ۱۳۶۲ ، صص ۷۶۳ -۷۶۲) .
بنابراین می توان گفت که عقل تنها منبع معرفت نیست ، بلکه عاطفه هم می تواند منبع موثقی باشد . پس این ادعا که تنها شناسایی و معرفت از راه عقل و استدلال های عقلی صورت می گیرد بی اساس است و چه بسا که معرفت ناشی از عاطفه ، بیشتر مورد اعتماد باشد تا معرفت ناشی از عقل .البتّه باید توجه داشت عاطفه با احساس متفاوت است و عاطفه بیان روابط بین موجود زنده و جهان است ، مانند دردی که فرد در زانو یا در گرفتگی شانه احساس می کند. بنابراین هم عقل وهم عاطفه در به دست آوردن معرفت نقش و جایگاه ویژه ای دارند .
هدف اصلی در تربیت اخلاقی فراهم کردن شرایط و زمینه ای است که فرد بتواند نفس ( امّاره) خود را کنترل کند و منظور از نفس در اینجا همان امیال و خواهش های نفسانی هستند که با عواطف سر وکار دارند . هدف از کنترل نفس این است که فرد به یک تعادل روحی برسد و اگر افراد بتوانند نسبت به عواطف و احساسات خود همانند ترس ، خشم ، شادی ، لذّت ، غرور و حسادت آگاه بشوند بهتر می توانند آنها را کنترل کنند . می توان گفت که عواطف نقش مهمی در کنترل اجتماعی دارند (همان ) .
طباطبایی معتقد است که هدف اصلی شریعت تلاش و توجه انسان به خداوند است و این هدف تنها با شکل گیری ملکات و حالات مناسب نفس تحقق می یابد . ( طباطبایی ، ترجمه حسن زاده ، ۱۳۸۳، ص ۴۲) . وی معتقد است که آنچه که مانع معرفت به خداوند است ، جهل نیست بلکه غفلت است و غفلت هم بر اثر مشغولیت دل به غیر خدا ناشی می شود و خداوند برای هیچ کس دو دل قرار نداده و دل مرکز عشق و عواطف است و راه دستیابی به دل تصفیه آن است و تصفیه آن صورت نمی گیرد مگر اینکه فرد بتواند نفس و امیال خود را کنترل کند و تا فرد نتواند این احساسات و عواطف را بشناسد ، نمی تواند آنها را کنترل کند .
در بعد عقل و جایگاه آن در تربیت اخلاقی هم باید شرایطی فراهم شود تا فرد بتواند با بهره گیری و تجهیز شدن به قوه قضاوت صحیح ، خوب و بد را از هم تشخیص دهد ( همان ، صص ۴۵ – ۴۳ ).
۲-۶- شرح مختصر زندگانى استاد شهید مطهری

نظر دهید »
فایل شماره 8722
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تحقیق دیگری درمورد«تبیین ارتباط ابعادغنی سازی شغل ورضایت شغلی کارکنان(مورد:شرکت برق) انجام گرفته است .ودرموردکارمندان شرکت توزیع برق منطقه شمال شرق تهران می باشدونتایج تحقیق نشان می دهدکه ابعادغنی سازی شغل (بجزمهارت کاری )،بارضایت کارکنان همبستگی قوی ومستقیمی وجوددارد.همچنین سهم متغیرها وابعادغنی سازی شغل درپیش بینی وتغییرات رضایت شغلی حدود۶۰درصدمی باشد.
ب)پیشینه خارجی:
تحقیقات ناهاپیت وگوشال (۲۰۱۰)درخصوص غنی سازی شغلی درسازمان
ناهاپیت و گوشال تحقیقی با عنوان ” غنی سازی سازمانی و سرمایه فکری و مزیت سازمانی” را در سال ۲۰۱۰ انجام داده اند. برای اجرای این پژوهش آنان مدلی را معرفی کرده اند که در آن غنی سازی سازمانی دارای سه بعد ساختاری ، شناختی و ارتباطی است. این سه بعد از طریق ترکیب و مبادله سرمایه فکری ( به عنوان متغیرهای میانجی)، سرمایه جدیدی در سازمان با عنوان ارتقای سازمانی ایجاد می کنند. آنان در این تحلیل با تاکید بر رابطه متقابل غنی سازی سازمانی و سرمایه فکری به دنبال بیان اهمیت انتقال دانش و نقش آن در مزیت سازمانی بودند و تقریباً یک ارتباط نظری بین ابعاد ارتقای سازمانی و پدید آمدن سرمایه فکری وعملکرد سازمان ایجاد کرده اند. مفهوم سازی ناهاپیت و گوشال برای نوآوری سازمانی نه تنها بسیاری از جنبه های مختلف توضیح داده شده در آثار قبلی را یکپارچه کرده ، بلکه برای تحقیق و تست غنی سازی سازمانی در مجموعه های سازمانی مفید است. به عبارت دقیق تر وقتی سایر مفهوم سازی های غنی سازی شغلی، برای مطالعات نوآورانه در سطح فردی کاملا مناسب هستند. مدل ناهاپیت و گوشال برای مطالعه غنی سازی شغلی درون سازمانی ایده آل است (,bolino & turnly2011:568).

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تحقیقات کندی(۲۰۰۱) در خصوص غنی سازی شغلی موثر در خدمات اینگونه بیان می کند:
کندی اشاره می‌کند که غنی سازی موثر در خدمات می‌تواند حداکثر رشد در درآمد را به همراه رشد سودآوری در پی داشته باشد. او می‌گوید برای فهم این مطلب موارد زیر اساسی هستند
– فهم ارزش‌آفرینی مشتری
-هدف گیری بخشی از مشتریان که ارزش بالایی ایجاد می‌کنند
– انتخاب مدل صحیح تعامل با مشتری
– ایجاد قیمت‌گذاری
– فهم جریان نقدی

فصل سوم
فرایند پژوهش
۳-۱مقدمه
در این فصل جزئیات مربوط به روش پژوهش، جامعه، نمونه و روش نمونه گیری تعیین شده­است. همچنین ابزارهای اندازه ­گیری معرفی و مراحل تعیین ورایی و پایایی آن بررسی شده­است که با توصیح روش اجرا و روش تجزیه و تحلیل داده ­ها به پایان می­رسد.
۳-۲روش پژوهش
روش این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است . در این قبیل تحقیقات متغیرها دستکاری نشده و آنچه که رخ داده بدون دست کاری توصیف ، تحلیل و بررسی می شوند . در ضمن این تحقیق با توجه به هدفی که دنبال می کند از نوع کاربردی است زیرا هدف آن ارائه و توضیح دقیق نتایج حاصله به طور روشن و گویا با ذکر بیان علت است ، هدف بکارگیری نتایج تحقیق در محیط واقعی کار است و به عبارت دیگر بررسی و پژوهش در مقیاس کوچک و سپس تعمیم ان در سطح کل مدارس برای استفاده از یافته های تحقیق در جهت بهبود فعالیتها و عملکردها می باشد . همچنین این تحقیق از نوع میدانی است . در روش میدانی با بهره گرفتن از نظر سنجی و مراجعه به دیدگاه های موجود درباره ی پدیده های مشخص، چگونگی تأثیر گذاری آن در جامعه بر اساس زمان ، مکان و حرکات مورد بررسی قرارمی گیرد .
۳-۳جامعه آماری
جامعه آماری به عنوان همه ی عناصری تعریف می شود که دارای یک یا چند ویژگی مشترک است و امکان دارد برای مطالعه انتخاب شود ( هومن ، ۱۳۷۶،ص۱۶۷) .
نمونه گیری، یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیا از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه. تعریف جامعه_ بنابر نظر اغلب محققان _ عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقمند هستیم یافته­های پژوهش را به آن­ها تعمیم دهیم. مزیت انتخاب یک نمونه از یک جامعه، جلوگیری از اتلاف وقت محقق و صرفه­جویی در منابع مالی است.(دلاور،۱۳۸۳،ص۱۲۰).
جامعه آماری این پژوهش عبارتند از معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شهریار که تعداد آنها ۱۲۷۵ نفراست که تعداد۳۴۰ نفر مرد و تعداد ۹۳۵ نفر زن هستند.

کل معلمان ابتدائی شهرستان شهریار

تعدادزنان

تعدادمردان

۱۲۷۵نفر

۹۳۵نفر

۳۴۰نفر

جدول۳-۳توزیع جامعه آماری پژوهش
۳-۴ نمونه هاوروش نمونه گیری
در این پژوهش با توجه به این که جامعه مورد نظر مشخص و محدود می باشد ، برآورد حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول مورگان انجام گرفته است .
حجم نمونه حاضر ،.۳۰۲ نفر درنظرگرفته شده است. و برحسب تناسب ۷۹ نفرمردو۲۲۳ نفرزن انتخاب شده اند.

حجم نمونه

زنان

مردان

۳۰۲نفر

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 172
  • 173
  • 174
  • ...
  • 175
  • ...
  • 176
  • 177
  • 178
  • ...
  • 179
  • ...
  • 180
  • 181
  • 182
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8865
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع بررسی تاثیر مسئولیت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7383
  • فایل شماره 8114
  • فایل شماره 8340
  • فایل شماره 8181
  • فایل شماره 7805
  • فایل شماره 8077
  • پژوهش های پیشین با موضوع بررسی سیاست جنایی تقنینی در خصوص ارتداد با نگاهی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7795

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان