روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8762
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

« مقصود از فاحشه مطلق فحشاست، زیرا زنا، قذف و امثال آن و دوست داشتن این که فحشاء و قذف در بیان مؤمنان شیوع یابد، خود مستوجب عذاب الیم در دنیا و آ‌خرت برای دوست دارنده است.»[۲۰۲]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نکته قابل توجه این است که آن چه به حسب ظاهر در آیه مورد نهی قرار گرفته است. علاقه و تمایل به اشاعه فحشاء است. در حالی که صرف علاقه و تمایل داشتن، ‌مادام که به اقدام عملی در این جهت نینجامد، نباید مستوجب عقاب شمرده شود. در هر صورت این عنوان بر انتشار اخبار خلاف عفت و اخلاق، منطبق است.
پس اگر ثابت شد که اشاعه ممنوع است، چاپ، انتشار عکس‌ها و مطالب مستهجن و ضد اخلاقی و نیز نمایش دادن فیلم‌ها و نمایشنامه‌های خلاف عفت و اخلاق عمومی، اگر چه به منظور نشان دادن نتیجه سوء این اعمال و در راستای بیدار ساختن و توجه دادن نسل جوان صورت گیرد نیز به حکم اولی حرام خواهد بود.
حرمت تشبیب بالمرئه الاجنبیه (اظهار عشق به زن نامحرم):
تشبیب نمودن نسبت به زن شناخته شده(معلوم)، مؤمن و دارای احترام، حرام است.و تشبیب چنان که در جامع المقاصد آمده به معنای ذکر نیکوییهای زن و اظهار شدت عشق نسبت به او، به وسیله شعر می باشد. [۲۰۳]
ادله ای که حرمت تشبیب را بیان می کند، ذیل عمومات دال بر حرمت فحشاء می باشد.
۱) ادله دال بر منع از نگاه به نامحرم،که نگاه را تیری از تیرهای شیطان دانسته است.
۲) ادله دال بر ممنوعیت خلوت با نامحرم،که شیطان را سومین نفر حاضر دانسته است.
۳)ادله ای که نرم سخن گفتن زن با بیگانه را، ناروا شمرده است.
۴)ادله ای که پوشانیدن بدن از زنان کافر ذمی را، به استناد این که ایشان دیده‌های خود را برای شوهرانشان باز می گویند، بهتر دانسته است[۲۰۴].
۵) و….
اشاعه فحشاء و روزنامه نگاری هرزه نگارانه:
پورنوگرافی یا هرزه‌نگاری به کتاب‌ها، نشریات و فیلم ها و … گفته می‌شود، که بدون داشتن ارزش هنری صرفا به شرح و یا نمایش اعمال جنسی و یا افراد برهنه به گونه‌ای می‌پردازند، که موجب تحریک جنسی شوند. بسیاری مردم پورنوگرافی را قبیح و نامطلوب می‌دانند.
در چند دهه اخیر، با گسترش فرهنگی که موضوعات جنسی را تابو نمی‌داند، صنعتی برحول تولید و مصرف محتوای پورنوگرافی ایجاد شده‌است. گسترس و بهبود رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنت نیز در شکوفایی این صنعت نقش مهمی داشته است. البته کشورهای مختلف قوانین متفاوتی برای سامان دادن به این صنعت دارند. هرزه‌نگاری در بسیاری از کشورها از جمله ایران ممنوع است. همچنین هرزه نگاری به موجب پروتکل کنوانسیون حقوق کودک منع شده است و بسیاری از کشورها از جمله ایران به این پروتکل پیوسته اند.
تعریف هرزه نگاری در پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک:
پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک درخصوص فروش‌، فحشاء و هرزه‌نگاری کودکان (مصوب ۴/۳/۱۳۷۹ برابر با ۲۵ مه ۲۰۰۰ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) که اتفاقا ایران نیز به آن ملحق شده اینگونه هرزه نگاری را تعریف می کند:
از نظر این پروتکل روابط ‌، هرزه‌نگاری کودک به هرگونه نمایش کودک درگیر در فعالیتهای واقعی یا مشابه‌سازی شده آشکار جنسی‌، با هر وسیله یا هرگونه نمایش اندام جنسی کودک برای اهداف عمدتاً جنسی اطلاق می‌شود.
نکته اول: الحاق رسمی ایران به این پروتکل براساس قانون ۹/۵/۱۳۸۶ الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون قطعی است و لذا این تعریف یک تعریف کاملا قانونی و دارای ارزش حقوقی می باشد[۲۰۵].
برخی از موارد اشاعه فحشاء و بی بند و باری ،حتی در جوامع سکولار ممنوع می باشد، درکتاب دستور العمل برنامه سازی در رادیو و تلوزیون انگلستان چنین آمده است:
قانون حفاظت از کودکان(۱۹۷۸)، شامل موارد مربوط به فیلمبرداری از کودکان یا نمایش آن ها به هر نحو دیگری با هدف تهیه فیلم‌های پورونوگرافیک یا هرزه نگارانه است. طبق این قانون، گرفتن یک عکس مستهجن از کودک زیر ۱۶ سال یا نشان دادن کودک در عکسی که مستهجن است-حتی اگر نقش کودک چنین نباشد- جرم محسوب می شود.
تماس آشکار میان بزرگسالان و کودکان نباید در هیچیک از برنامه‌های بی بی سی نمایش داده شود[۲۰۶].
بنابراین دقت نظر شارع در این زمینه متوجه حرمت و منع انتقال خبری است، که به نوعی عفت عمومی را تضعیف کند، و به ترویج اشاعه فحشاء بپردازد. برای مثال، قرآن کریم به جای نهی”لا تزنوا”، می فرماید:” لا تقربوا الزنا” و در روایات از خلوت یک زن و مرد اجنبی در اتاق نهی شده و سومی آنها شیطان معرفی شده است. این ها نشان دهنده آن است ،که شهوت در حکم نوعی از خبر می تواند ظهور و بروز یابد،که نباید به محدوده آن نزدیک شد، بنابراین روزنامه نگاری هرزه نگارانه که به ترویج مسائل جنسی و منافی عفت می پردازد ذیل عنوان اشاعه فحشاء قرار گرفته و محکوم به حرمت می باشد.
لهو (بیهوده گویی):
مفهوم لهو:
لهو آن چیزی است که به آن سرگرم بوده و به بازی و طرب مشغول شوی[۲۰۷].
مقصود از لهو و بیهوده گویی،به زبان آوردن سخنی است، که فایده مجاز و مشروع دنیایی،مادی یا معنوی و عقلایی یا شرعی نداشته باشد،که به آن شهوت کلام نیز تعبیر شده است[۲۰۸].
اقسام لهو:
شایسته نیست انسان سرمایه عمر را با گفتار و رفتار(تصویر)بیهوده و بی فایده از بین برد و باید بکوشد تا از هر لحظه عمر گرانبهایش بهره مند شود و سرمایه زندگانی را به آسانی از دست ندهد،پس از بررسی مفهوم لهو، به اقسام لهو می پردازیم که از این قرار می باشند:
۱)سخن گفتن درباره موضوع بی فایده: بطور مثال،رنگ چشم و موی دیگران که برای بیش تر افراد لهو است،ولی برای برخی مراکز اطلاعاتی مفید است.
۲)سخن اضافی: کلامی که بیش از اندازه لازم و کافی باشد اگر چه در مورد موضوعی سود مند هم باشد از اقسام کلام بی فایده به شمار می آید.
۳)سخن نابجا: کلامی که بیرون از جایگاه مناسبش گفته شود،از اقسام کلام بی فایده محسوب می شود،یا از عدم تناسب کلام با مخاطب پدید می آید،مانند اقامه برهان‌های غامض و دشوار برای عموم مردم وگاه از نبود تناسب زمانی و مکانی و….مخاطب حاصل می شود،مانند سخن گفتن با افرادی که از فرط خستگی توان گوش سپردن به سخنان گوینده را ندارند و یا پرسش بی فایده است که از اقسام کلام بیهوده به شمار می آید،مانند آن شخص که پس از کلام امیر مؤمنان علی علیه السلام که فرمود:
((سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بپرسید،پیش از آن که مرا در میان خود نیابید)).
از تعداد موهای سر و صورت خویش پرسید. وگاه از کسی پرسش می شود که به پاسخ گفتن رغبتی یا قدرتی ندارد،که هم وقت پرسش کننده و هم پاسخ دهنده از بین می رود.این در صورتی است که آفتی متوجه آن دو نشود طرح پرسش برای اظهار فضل،فخر فروشی و تحقیر طرف مقابل نباشد وگر نه افزون بر نابودی عمر،انسان را به وادی گناه نیزمی کشاند[۲۰۹].
ادله حرمت لهو:
قرآن:
قرآن کریم، لغو ولهو را،که از لحاظ معنایی دارای قرابت می باشد، مذموم دانسته و از مؤمنین خواسته از آن اعراض نمایند:
((قد افلح المؤمنون…….و الذین عن الغو معرضون))[۲۱۰]
مومنان رستگار شدند…… و آنها که از لغو و بیهودگی روی گردانند.
این آیه شریفه گرچه لغو را ناپسند شمرده، اما دلالت بر حرمت لهو نمی کند.
روایات:
از رسول خدا(ص) در حدیث طولانی معراج نقل شده است:
((دیدم که دوزخ،هفت در داشت و بر هر دری سه جمله نوشته بود، بر در پنجم نوشته بودند:
ودر آنچه بیهوده است،بسیار سخن مگو،که از رحمت خدا ساقط می شوی.))[۲۱۱]
در جای دیگری از نبی مکرم اسلام نقل شده است:
((از خوبی اسلام آدمی است،که آن چه را به کارش نمی آید ،ترک کند.)) [۲۱۲]
نقل شده است: روزی امیرمؤمنان علی(ع) از کنار مردی که فراوان سخن می گفت،عبور کرد و ایستاد و خطاب به وی فرمود:
((ای(مرد)همانا تو(با این گفتارت) نامه ای را به سوی پروردگارت نزد دو فرشته نگاهبانت،پر می کنی(=گفتار بیهوده تو نوشته می شود) پس از آنچه مفید است، سخن بگو وچیز بیهوده را رها کن.))[۲۱۳]
سخن نابجا هم اگر چه درباره موضوعی مفید باشد،نکوهیده است،زیرا افزون بر آن که فایده ای ندارد،چه بسا کاستی شخص گوینده را در پی داشته باشد.
نقل شده است: سیدالشهدا،حضرت حسین(ع) به ابن عباس فرمود:
((ای فرزند عباس هرگز از آنچه بی فایده است،سخن مگو،چرا که من از برای تو می ترسم وهرگز از آنچه مفید است،سخن مگو،تا هنگامی که جایگاه مناسب برای سخنت ببینی،چه بسا گوینده ای که به حق سخن گوید(اما در جایگاه نامناسبش)،پس بر او عیب گرفته شود.))[۲۱۴]
این روایات گرچه لهو را ناپسند شمرده، اما دلالت بر حرمت لهو نمی کنند..
لهو و روز نامه نگاری عامه پسند:
مطبوعات در سیر تاریخی خود گونه‌های متعددی را یافته اند، اما به رغم جایگاه رفیع مطبوعات در امر خبررسانی و فرهنگ سازی نوعی روز نامه نگاری در سطح پایین شکل گرفت،که با عدول از وظایف حرفه ای و اصول اخلاقی حرفه روز نامه نگاری صرفا به مسائل پیش پا افتاده و عامه پسند روی آورد چند سالی است، که در کشور ما نیز نمونه‌های آن را، فراوان می یابیم، هفته نامه ها و روز نامه‌های متعددی که با سطحی نگری، صرفا به مسائل پیش پا افتاده و احساسی و معمولی رویداد‌های جامعه می پردازند، از این دسته از نشریات با عنوان مطبوعات عامه پسند یاد می شود[۲۱۵].

نظر دهید »
فایل شماره 8761
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵) از طریق تقویت اجتماعی رشد پیدا می‌کند. این تقویت در صورتی مؤثر است که مورد علاقه فرد بوده برانگیزاننده باشد.
۶) طبیعت دوجانبه دارد و رفتارهای دوسویه را می‌طلبد. از عوامل محیطی، سن، جنس و موقعیت دیگر افراد، تأثیر می‌پذیرد (بالارد، ۱۹۹۳).
مایکلسون[۵۹] و دیگران (۱۹۹۴، به نقل از کارتلج و میلبرن، ۱۹۸۵) در ارزیابی نشانه‌های مهارت اجتماعی به شش عنصر اصلی اشاره می‌کنند:
۱) مهارت‌های اجتماعی به طور معمول آموخته می‌شوند.
۲) شامل مجموعه‌ای از رفتارهای کلامی و غیرکلامی گوناگون هستند.
۳) مستلزم داوطلب شدن و ارائه پاسخ‌های مناسب و موثرند.
۴) تقویت‌های اجتماعی دیگران را به حداکثر می‌رسانند.
۵) ماهیتی تعاملی دارند و به زمان‌بندی مناسب و تأثیر متقابل برخی از رفتارها احتیاج دارند.
۶) تحت تأثیر عوامل محیطی همچون سن، جنس و پایگاه طرف مقابل می‌باشند.
ایسلر و فردریکسن [۶۰] (۱۹۸۰، به نقل از کارتلج و میلبرن، ۱۹۸۵) مهارت‌های اجتماعی را هم دارای جنبه‌های مشهود و هم دارای عناصر شناختی نامشهود می‌دانند. عناصر شناختی نامشهود افکار و تصمیماتی است که باید در ارتباطات متقابل بعدی گرفته شود یا انجام گیرد این عناصر همچنین مقاصد و بینش فرد دیگری را شامل می‌شود که واکنش در برابر آن احتمالاً بر اندیشه‌های طرف مقابل تأثیر می‌گذارد.
۲-۵-۵ شش ویژگی عمده مهارتهای اجتماعی
هارجی و همکاران به شش ویژگی عمده از مهارتهای اجتماعی اهمیت می‌دهند که عبارتند از:
۱- رفتارهایی توام با مهارت‌های اجتماعی معطوف به هدف و تعهدی هستند. آنها رفتارهایی هستند که شخص به منظور رسیدن به یک پیامد مورد نظر به کار می‌گیرد و بنابراین رفتار رفتار هدفمندی می‌باشد و یا رفتارهای تصادفی یا غیر عمدی متفاوت دارند. این هدفها ممکن است در حین تعامل اجتماعی خود آگاه نباشند و این واقعاً مشکلی از عمل ماهرانه است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲- رفتارهای دارای مهارت‌های اجتماعی با هم ارتباط درونی دارند، یعنی آنها رفتارهای همزمانی هستند که به منظور رسیدن به یک هدف مشترک به کار گرفته می‌شوند.
۳- مهارتهای اجتماعی باید متناسب با موقعیتی باشند که در آن به کار گرفته می‌شوند در حالی که رفتارهای معینی اگر در یک موقعیت به کار روند مناسب خواهند بود ولی با بکارگیری آنها در زمینه‌ای دیگر می‌تواند غیر قابل پذیرش باشد. بنابراین به منظور اینکه رفتارهای مرتبط به هم در زمینه‌ای که به کار می‌روند، موفقیت آمیز باشند، دانش قواعد موقعیت اجتماعی بسیار مهم می‌باشد. بنابراین در صورتی که در جریان تعامل گوینده ژست غالب بگیرد و از گوش دادن به دیگران خودداری نماید، خوب سخن گفتن او ممکن است دارای ارزش کمتری باشد. توانایی به کارگیری مناسب مهارت با شخصی که در حال تعامل با او هستیم بسیار مهم است. به عنوان مثال برای تشویق کودکان، نوجوانان، اعضای هم جنس و جنس مخالف از روش های مختلفی استفاده می‌شود. همچنین دانش ویژگیهای رفتاری معین، ممکن است از نظر بعضی گروه ها مناسب و از نظر برخی گروه های دیگر نامناسب باشد.
۴- مهارتهای اجتماعی بر حسب واحدهای رفتاری که شخص نشان می‌دهد، تعریف می‌شود و در یک دید، همه آنچه را هر کس در حین تعامل اجتماعی درباره یک شخص می‌داند، چگونگی رفتار واقعی اوست. همه انواع قضاوتها درباره مردم با چنین استنباط‌هایی از رفتار همراه می‌باشد (غمگین بودن، شوخ طبع بودن، گرم بودن، سرد بودن و مانند اینها) رفتارماهرانه در ماهیت خود به عنوان سلسله مراتبی از عناصر کوچک، همچون تکان دادن سر تا ترکیبی از حوزه‌های مهارتی بزرگتر همچون رانندگی کردن مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. به طرز مشابهی حوزه‌های بزرگتر مهارت‌های اجتماعی همچون مصاحبه کردن را می‌توان به صورت اجزای کوچک ترکیب شده با هم، سوال کردن، تقویت کردن و. . . . ) در نظر گرفت. این دیدگاه آموزش مهارت اجتماعی را در جهتی هدایت کرده است که بر اساس آن آموزش، ببینده تشویق می‌شود تا واحدهای رفتاری کوچکتر را فرا بگیرد و قبل ازآنکه بخواهد آنها را به صورت پاسخ‌های اجتماعی بزرگتر شکل دهد.
۵- مهارت‌های اجتماعی، هر یک از رفتارهایی هستند که قابل یادگیری می‌باشند.
۶- عنصر نهایی مهارت اجتماعی که چهره‌ای از نظریه یادگیری اجتماعی نیز هست، عبارت است از درجه‌ای از کنترل شناختی که افراد بر رفتارهایشان دارند. بنابراین شخصی که از نظر اجتماعی بی‌کفایت است، ممکن است عناصر اساسی رفتارهای مربوط به مهارت‌های اجتماعی را یادگرفته باشد ولی فرآیندهای فکری مناسب برای کنترل استفاده از این رفتارها را به دست نیاورده باشند (هارجی، ۱۳۸۴).
۲-۵-۶ طبقه‌بندی مهارتهای اجتماعی از نظر کارکرد
مهارتهای اجتماعی از نظر کارکرد در سه طبقه قرار می‌گیرند الف- مهارتهای اجتماعی که رشد ارتباط اجتماعی را تسهیل می‌کند: اکثریت مردم برقراری ارتباط با سایرین را یک هدف مطلوب و تجربه‌ای پاداش‌دهنده و یا به عبارتی یک رویداد تقویت‌کننده می‌دانند. این تعامل‌ها شامل وعده ملاقات داشتن، هم صحبت و دوست صمیمی یا ملاقات افراد در مهمانی هاو سایر اجتماعات غیر رسمی است. تمام مهارتهای اجتماعی که پیدایش یک ارتباط اجتماعی را تسهیل می‌کنند وجه مشترکی دارند. به طوری که مهارت اجتماعی، جذابیت اجتماعی یا ارزش تقویت فردی که در آن را بروز می‌یابد را افزایش می‌دهند. چنین رفتارهایی نه تنها دریچه‌ای را به سوی ارتباط‌های تقویت‌کننده می‌گشاید بلکه این احتمال را که دیگران از هر فرصتی برای ارتباط با چنین فردی استفاده کنند، افزایش می‌دهد.
ب- مهارتهای اجتماعی در بافت بین فردی برای نیل به تقویت‌های غیر اجتماعی به کار می‌روند:
مهارتهای اجتماعی در مواردی فرد را در جهت رسیدن به هدف مطلوبی که در اصل بین فردی نیست، یاری می‌دهند. مثلاً مهارتهای مصاحبه شغلی که در یک بافت اجتماعی وجود دارد (تعامل بین متقاضی و مصاحبه گر) ولی تقویت کننده‌ای که اکثرا متقاضی‌ها در پی آن هستند، استخدام است و نه ایجاد یک رابطه. لذا مهارت‌های مصاحبه شغلی، نشان‌دهنده ترکیبی از رفتارهای اجتماعی است که فرد را به سوی یک تقویت‌کننده غیر اجتماعی ولی مهم سوق می‌دهد.
ج- مهارتهای اجتماعی که مانع از دست دادن تقویت‌های جاری می‌شوند:
برخلاف مهارت‌هایی که اصولاً ارزش تقویتی یک فرد را افزایش داده و واکنش گرایشی سایرین را تسهیل می‌کند و نیز مهارت‌هایی که باعث دست یافتن فرد به اهداف مطلوب غیر اجتماعی می‌شوند. توانش‌های متعددی برای مقابله با رفتارهای نامعقول دیگران لازم است که به جرات امتناع چنین هدفی را تامین می‌کند. در اینجا جرات امتناع به آن توانش‌هایی اطلاق می‌شود که یک نفر برای جلوگیری یا مانع شدن دیگران لازم دارد (عناصری کافکی، ۱۳۷۳).
۲-۵-۷ فرایند‌های عاطفی و شناختی در مهارت اجتماعی
چنین به نظر می‌رسد که فرایندهای واسطه‌ای تفکر که میان بروز رویدادهای محیط و واکنش فرد، رفتار را هدایت می‌کند و افکار مربوط به برخوردهای اجتماعی تا حد زیادی از طریق نحوه درک موقعیت اجتماعی شکل می‌گیرد. از سوی دیگر عواطفی که به علت رویدادهای برونی یا درونی تحریک می‌شوند نیز بر واکنش اجتماعی اثر می‌گذارند. تئوریهای مختلفی در زمینه ماهیت ارتباط میان عواطف و فرایندهای شناختی وجود دارد، ولی پیوستگی این دو فرایند به یکدیگر کاملاً شناخته شده است (لویز[۶۱] و مایکلسون، ۱۹۸۳، به نقل از سهرابیان، ۱۳۷۹).
۲-۵-۷-۱ مهارت‌های اجتماعی مربوط به عواطف
توانایی شناخت و شرکت در تجربه‌های عاطفی دیگران بر پایه درک شخص از عواطف خود استوار است. کودک در جریان رشد با نحوه شناخت و نامگذاری احساسات خود و دیگران و راه های مطلوب بیان عواطف آشنا می‌شود به تشخیص تفاوت پاسخ‌های عاطفی در موقعیت‌های مشابه و درک فرایندهای فکری در ایجاد حالات احساسی خود نایل می‌شود و روش‌های مناسب و قابل قبول ابراز احساسات خود را در شرایط مختلف می‌آموزد. شناخت و تشخیص عواطف، درک دیدگاه دیگران، توانایی تجربه کردن و آگاه شدن از عواطف. . . خود و بروز پاسخ‌های سازنده در برابر رفتار عاطفی بر انگیخته از عوامل مهم رفتار عاطفی هستند (فش باخ، فاور، بالارد و کمپل[۶۲]، ۱۹۸۳، به نقل از سهرابیان، ۱۳۷۹).
برخی از تظاهرات رفتاری نامطلوب مانند بروز خشم، که از حالات عاطفی ناشی می‌شوند. ضرورت آموزش مهارت‌های اجتماعی را به شکل رفتارهای جانشین ایجاب می‌کند. به همین نحو ترس، اضطراب و شرم ناشی از آن می‌تواند با آموزش و اعمال رفتارهای اجتماعی تداخل داشته باشد. آموزش مهارتهای اجتماعی مربوط به عواطف را می‌توان دارای چند جنبه به هم مرتبط دانست. این آموزش در پایین‌ترین مقطع با شناخت و تعیین هویت عواطف دیگران آغاز می‌شود و هدف غایی آن یادگیری راه های مناسب و قابل قبول نحوه ابراز هر نوع احساسات در هر موقعیت است.
۲-۵-۷-۲ مهارت‌های مربوط به شناخت اجتماعی
اینکه کودک درباره جهان پیرامون خود، آدمهایی که می‌بیند، ارتباط بین مردم و گروههایی که در آن شرکت می‌کند چه استنباطی دارد و این استنباطها در کدام یک از تغییرات رشدی دخیل است، سوالاتی است که در حوزه شناختی مطرح می‌شود. مطالعه شناخت اجتماعی در سالهای اخیر توجه بسیاری از روانشاسان را به خود جلب کرده است، زیرا آنان تشخیص داده‌اند که واکنشهای عاطفی و اجتماعی تا حدودی بستگی به این دارد که فرد چگونه می‌اندیشد، شناخت اجتماعی به ادراک تفکر و استدلال درباره انسانها در روابط انسانی اطلاق می‌شود. بررسیهای مربوط به رشد اجتماعی – شناختی بر دانش و فهم افراد درباره جهان اجتماعی، مردم، خود در روابط اجتماعی تأکید می‌کند. با این حال هدف شناخت اجتماعی این نیست که انواع محیط‌های اجتماعی که رفتارهای گوناگون را به وجود می‌آورند بررسی کند، بلکه هدف افزایش تراکم اطلاعات بدست آمده درباره فرآیندهای شناختی نهفته در رفتار اجتماعی است و به این وسیله نتیجه‌گیری درباره انجام این فرایندها واقعی‌تر است (آشمن[۶۳]، ۱۹۹۷).
منظور از عوامل شناختی، مهارتهای مربوط به حل مساله و قدرت استنباط است آنچه که به حل مساله مربوط است، مستلزم برخورد با مساله، تشخیص مساله، توجه به راه حل‌های متفاوت و انتخاب یکی از راه حل‌ها و ارزیابی نتیجه کار است. هر چه آدمی بهتر بتواند به این مقتضیات پاسخ مطلوب بدهد قدرت سازگاری و سلامت اجتماعی او بهتر خواهد بود. اما آنچه به قدرت استنباط اجتماعی مربوط است به حوزه‌های دریافت شخصی و چگونگی رشد فرد در حوزه بستگی دارد.
۲-۵-۸ پیامد‌های مهارتهای اجتماعی
جانسون و جانسون[۶۴] (۱۹۹۱) پیامد ماهر بودن از نظر اجتماعی را بیان کرده‌اند.
اولین پیامد مطلوب مهارتهای اجتماعی، بهبود بخشیدن «رشد شخصی و هویت» می‌باشد، زیرا رشد بیشتر افراد در فراسوی ارتباطات با دیگران ایجاد می‌شود. در واقع فهم فرد، پیامد تعامل بیشتر با دیگران می‌باشد افرادیکه مهارتهای بین فردی کمی دارند، دارای ارتباطات آشفته‌ای با دیگران هستند و تمایل دارند به اینکه نظرات نادرست و ناقصی راجع به خود داشته باشند.
مهارتهای اجتماعی همچنین درصدد تأکید بر توانایی کارآیی بهره‌وری، موفقیت شغلی و مهارتهای اصلی مورد نیاز در دنیای واقعی کار هستند. مهمترین مهارت بخصوص سودمندترین آنها واداشتن دیگران به همکاری کردن، راهنمایی دیگران، مقابله با موقعیت‌های پیچیده و کمک به حل مشکلات کاری افراد است. «کیفیت زندگی خوب» یکی دیگر از اجزاء لازم و پیامد مثبت مهارتهای اجتماعی است، زیرا هر فردی به روابط خوب، نزدیک و صمیمی نیازمند است «سلامتی جسمانی» نیز از طریق روابط مثبت و حمایتی تأمین می‌شود. جانسون و جانسون روابط با کیفیت عالی، با زندگی طولانی‌تر و بهبود یک سری از بیماریها و آسیبها ارتباط دارند واز طریق روابط مثبت و حمایتی با دیگران تأمین شده و افزایش می‌یابد. ناتوانی در برقراری ارتباطات مثبت با دیگران اغلب اوقات منجر به اضطراب، افسردگی، ناکامی بیگانگی و تنهایی می‌شود. این مطلب به اثبات رسیده است که توانایی برای ایجاد روابط مثبت با دیگران، آشفتگی روانی را کاهش داده، منجر به افزایش خود مختاری شده و عزت نفس افزایش می‌دهد.
اشپیتزبرگ[۶۵]و کوپاچ[۶۶] (۱۹۸۴، به نقل از هارجی، ۱۳۸۴) در بحث از کفایت افراد در روابط میان فردی متذکر می‌شوند که مهارت‌ها توانایی‌هایی هستند که هدف‌ها را برآورده می‌سازند. حال این اهداف می‌توانند اختصاصی (به عنوان مثال، صحبت بدون لرزش) یا کلی (مثلاً انجام صحیح آداب احوال پرسی) باشند. به طور کلی یکی از مکانیسم‌های یاگیری، تقلید یا یادگیری مشاهده‌ای است مردم غالب نگرشهای اجتماعی و رفتارهای اجتماعی را صرفاً با مشاهده نگرش‌ها و رفتارهای دیگران می‌آموزند یا به عبارتی از آنها سرمشق می‌گیرند. همین طور بچه‌ها با توجه کردن به نگرش مثبت و منفی والدین خود، آن نگرشها را کسب می‌کندن تقلید می‌تواند بدون هیچ تقویت بیرونی و صرفاً با مشاهده رفتار الگو یا نه مشاهده تقویت شدن یا تنبیه شدن رفتار الگو صورت می‌گیرد (کریمی، ۱۳۷۷) البته پسخوراند نیز نقش تعیین کننده‌ای در عملکرد هر چه بهتر دارد.
کالینز، کالینز[۶۷] (۱۹۹۲، به نقل از هارجی، ۱۳۸۴) در مورد رفتار ماهرانه می‌گویند: « اگر در موردکیفیت رفتارهایتان پسخوراند دقیقی نگیرد، ممکن است یک اشتباه را بارها تکرار کنید این مهارت‌ها بدون پسخوراند بهبود نخواهد یافت. حتی برخی شواهد نشان می‌دهند که بدون پسخوراند ممکن است این مهارت‌ها را بتدریج از دست بدهیم.
۲-۶ مهارت‌های اجتماعی نابینایان
۲-۶-۱ رشد اجتماعی در نابینایان
پژوهش‌ها در رابطه با کودکان نابینا نشان می‌دهد که این کودکان الف) در دلبستگی بین نوزاد و مادر دچار تأخیرهای رشدی می‌باشند. ب) در مقایسه با همسالا ن بینای خود از تجارب اجتماعی کمتری برخوردارند. ج) از همسالان بینای خود باز خوردهای ناکافی دریافت می‌کنند (ون، ۱۹۸۳). محققان براساس ارزیابی‌های صورت گرفته به کمک مقیاس رشد اجتماعی وایلند نشان داده‌اند که برخی از کودکان مبتلا به اختلال بینایی در زمینه‌ی عملکردهای بین فردی دچار مشکل می‌باشند، امّا واضح نیست که آیا معلولیت آنها باعث چنین مشکلاتی شده باشد.
مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که نوزادان معلول بینایی اختلال در رفتار خندیدن دارند. برای نمونه فریدمن (۱۹۶۴) در پژوهشی به این نتیجه رسید که نوزادان مبتلا به اختلال بینایی در مقایسه با همسالان بینای خود در عمل خندیدن رشد نیافته‌تر می‌باشند. وی همچنین با بررسی کیفیت خندیدن در نوزادان نابینا نسبت به نوزادان بینا متوجه شد که این عمل در نوزادان نابینا بیشتر به صورت رفلکس صورت می‌گیرد.
۲-۶-۲ ویژگی‌های و محدودیت‌های روانشناختی کودکان نابینا
– توانایی هوشی
ادراکات یک کو دک نابینا ممکن است بر اساس درون دادها ی حسی سایر حواس به غیر از بینایی باشد. واضح است که تجارب یادگیری کودک نابینا بطور معنی‌دار ی به خاطر فقدان بینایئش محدود است. مطالعات اولیه درباره کنش هوشی کودکان نابینا اغلب در رابطه با متوسط بهره هوشی آنها صورت گرفته است. اما مطالعات بعدی اغلب به روی بررسی ابعاد ویژه هوشی با احتیاط بیشتر صورت گرفته است .
کودکان نابینا در برخی از حوزه‌ها با کودکان بینای همسن وسال متفاوت هستند. این حوزه‌ها، طیفی از درک مفاهیم یا دانش کلی درباره جهان را شامل می‌شود .
ساموئل هیز در اثر کلاسیک خود تحت عنوان «مشارکت‌ها در روانشناسی نابینایی» سه نکته مهم را گزارش می‌دهد: اولاً، نابینایی بخودی خود به هوش کمتر نمی‌انجامد، تعدادی از کودکان نابینا که بهره هوشی آنها به مدت چند سال پایین بود به مراتب هوش آنها به سرعت افزایش یافت.
ثانیاً، نتوانسته است نکته‌ای به زیان دانش آموران نابینا به خصوص در رابطه با هوش کلامی آنها پیدا کند.
ثالثاً، ارتباطی بین آغاز ابتلا و بهره هوشی وجود ندارد.
بطور کلی اغلب پژوهشها حکایت از این دارند که افراد نابینا از لحاظ بهره هوشی اختلافات فاحشی با افراد بینا ندارند (شریفی درآمدی، ۱۳۷۶)
– توانایی مفهوم‌سازی

نظر دهید »
فایل شماره 8760
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

این یافته‌ها حاکی از آن است که آموزش شیوه فرزندپروری مثبت توانسته است بر روی نمرات شیوه فرزندپروری تأثیر بگذارد به طوری که شیوه فرزندپروری مستبدانه و سهل‌گیر مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه – بیش فعالی پس از پایان جلسات آموزش برنامه فرزند پروری مثبت، کاهش یافته و در مقابل شیوه فرزندپروری مقتدرانه در این گروه نسبت گروه کنترل افزایش یافته است. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان گفت آموزش برنامه فرزند پروری مثبت به مادران، باعث تغییر در شیوه‌های فرزندپروری مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه – بیش فعالی شده است. شرکت فعال والدین در جلسات و انگیزه‌های آنها در نتایج درمان تأثیر تعیین کننده‌ای دارد. والدین کودکانی که دچار یا در خطر مشکلات رفتاری و هیجانی هستند اغلب کمتر به نقش والدگری خود اطمینان دارند (ساندرز، ۲۰۰۲) و می‌دانند که روش کنونی آنها در کنترل فرزندشان مؤثر نیست و بنابراین مشتاق آموختن مهارت‌های جدید می‌باشند (فرمند، ۱۳۸۵). والدین با حضور در کارگاه آموزشی شیوه‌های مطلوب فرزندپروری و تعامل با کودک را آموزش می‌بینند و همین امر سبب کاهش مشکلات کودک و مشکلات ارتباطی بین والدین و کودک می‌شود. در پژوهش حاضر، مادران گروه آزمایش با اشتیاق و انگیزه بالا در جلسات آموزشی حضور یافته و بنا به گزارش اکثریت آنها، برنامه فرزندپروری مثبت و حضور آنها در جلسات، نقش تأثیرگذاری بر زندگی و روابط مادران با دیگر اعضاء، به خصوص فرزند مبتلا به ADHD داشته است. انگیزه بالا احتمال همکاری و پشتکار را در اجرای اصول رفتاری که در جلسات می‌آموزند، افزایش می‌دهد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این یافته‌ها با پژوهش‌های ساندرز و همکاران (۲۰۰۰)، زوربریک (۲۰۰۱)، بار[۲۶۹] و همکاران (۲۰۰۲)، راجرز و همکاران (۲۰۰۳)، لئونگ[۲۷۰] و همکاران (۲۰۰۳)، غنی زاده و شهریور (۲۰۰۵)، حاجب و همکاران (۲۰۰۶)، ترنر و ساندرز (۲۰۰۶)، دنفورث و همکاران (۲۰۰۶)، ساندرز و مک‌فرلاند[۲۷۱] (۲۰۰۶)، اورد[۲۷۲] و همکاران (۲۰۱۲)، فرمند (۱۳۸۵)، عاقبتی (۱۳۹۰)، بهمنی و علیزاده (۱۳۹۰) همخوان است. این پژوهشگران نیز نشان دادند که شیوه‌های فرزندپروری ناکارآمد والدین تحت تأثیر مداخله مبتنی بر آموزش برنامه فرزند پروری مثبت، کاهش می‌یابد. برای تبیین این امر باید توجه داشت که شرکت مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه – بیش فعالی در جلسات آموزشی، همراه با توضیح در مورد ماهیت و علت اختلالات رفتاری، دانش، مهارت، اعتماد به نفس، خودکارآمدی و خوش فکری والدین در تربیت کودکان‌شان را افزایش داده و شناخت‌های نادرست آنها را نسبت به خود و فرزندانشان اصلاح می‌کند (ساندرز، ۲۰۰۲). از سوی دیگر اهداف تمامی سطوح درمانی این روش، بر افزایش خودکفایی و خودکارآمدی والدین در کنترل رفتار مبتنی است که از طریق آموزش‌های والدین به منظور ارتقاء تحول کودک، حس صلاحیت اجتماعی و خود کنترلی میسر می‌شود (ساندرز و همکاران، ۲۰۰۰). بدین ترتیب، یادگیری شیوه‌های تعامل درست با کودکان و پیدایش ظرفیت خود تنظیمی در والدین، به ایجاد روابط بهتر با کودکان و تغییر شیوه‌های فرزند پروری ناکارآمد مادران کمک می‌کند. از طرف دیگر، یافته‌های این پژوهش با دیگر یافته‌ها در شرایط فرهنگی متفاوت نزدیک بوده است. برای تبیین این امر باید توجه داشت که اصولی که برنامه فرزندپروری مثبت بر آن بنا شده، تئوریه‌هایی است که نقش آنها در تبیین بخشی از رفتار آدمی غیر قابل انکار است. مادران در خلال جلسات آموزش گروهی از طریق بحث کردن در خصوص مشکلات رفتاری فرزندانشان در می‌یابند که بسیاری از این مشکلات در بین تمامی خانواده‌های حاضر، مشترک و مشابه می‌باشد؛ در نتیجه از میزان احساس عدم صلاحیت و عدم کفایت در نقش والدی خود را از سر می‌گیرند. بدین خاطر نتایج این تحقیق شباهت قابل توجهی با دیگر تحقیقات بدست آمده، دارد.
از دلایل معنادار نشدن دو زیر مقیاس شیوه فرزندپروری (غیر استدلالی/ تنبیهی مستبدانه و استقلال مقتدرانه) می‌توان گفت؛ سطح اقتصادی- اجتماعی خانواده و وجود علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی در والدین، و عدم تلاش کافی در اجرای اصول آموخته شده توسط والدین هم احتمالاً می‌تواند به عنوان یک متغیر اثرگذار در نتایج درمان محسوب گردد. همچنین در ارزیابی نشانه‌های کودک توسط مادر یا هر یک از والدین باید به این نکته توجه داشت که ویژگی‌های خاص ارزیابی کننده مانند کمال‌گرایی وی می‌تواند نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین مادران این کودکان آستانه تحمل پایین‌تری در برابر اختلال رفتاری کودکشان در آموزش نشان می دادند و تنبیه بدنی بیشتری را اعمال می‌کردند در نتیجه این ویژگی مادر هم می‌تواند در نتیجه تحقیق تأثیر گذارده باشد. به علاوه از آنجا که این برنامه برای هر جلسه، دارای دستورالعمل مشخصی بود؛ لذا حذف یا ادغام این دستورات می‌تواند از اثربخشی آن بکاهد.
۵-۲-۳- بحث یافته‌ی سوم
یافته‌های مطالعه حاضر نشان دادند که بین دو گروه در نمره کل گزارش کودک از رفتار کودک در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. گروه آزمایش به طور معناداری نمره بالاتری در گزارش کودک از رفتار کودک نسبت به گروه کنترل در پس‌آزمون کسب کردند. به علاوه بین دو گروه در هر یک از زیر مقیاس‌های گزارش کودک از رفتار والدین در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. گروه کنترل به طور معناداری در زیر مقیاس‌های ناهمسانی انضباطی و طرد نمره بالاتر و در زیر مقیاس پذیرش نمره کمتری نسبت به گروه آزمایش در پس‌آزمون کسب کرده است. این امر نشان می‌دهد که آموزش گروهی فرزندپروری مثبت باعث بهبود رابطه مادر- کودک شده به طوری که این بهبود را هم کودکان گزارش داده‌اند.
این پژوهش با یافته‌های عابدی شاپور آبادی و همکاران (۱۳۹۱) همسو است. نتایج آنها بیانگر آن بود که آموزش برنامه فرزندپروری مثبت به مادران کودکان با اختلال نقص توجه-بیش فعالی در کاهش روابط تعارض‌آمیز مادر – کودک، مؤثر است. همچنین باعث کاهش وابستگی و افزایش نزدیکی در روابط مادر – کودک شده است. با وجود این، اثربخشی برنامه در حیطه‌ی تعارض در مقایسه با سایر حیطه‌ها، معنادارتر بوده است. این یافته‌ها با نتایج مطالعات پیشین پیسترمن و همکاران (۱۹۹۲)، حاجب و همکاران (۲۰۰۶)، روشن‌بین و همکاران (۲۰۰۷) و ناظمی (۲۰۰۷) همخوان است. مطالعات اخیر در یافته‌های خود به اثربخش بودن برنامه آموزش والدین در بهبود والدین و کودکان با اختلال نقص توجه – بیش فعالی اشاره کرده‌اند. چنانچه حاجب، حکیم شوشتری و خواجه الدین (۲۰۰۵)، به مدت ۱۱ ماه در درمانگاه کودکان ایران ۱۸ کودک پیش‌دبستانی (۱۲ پسر و ۶ دختر) با بیش فعالی – نارسایی توجه را با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب کردند و آنها را به کمک مقیاس‌های اندازه‌گیری کانرز و روابط والد – کودک، مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت رفتاری والدین باعث کاهش نشانه‌های بیش فعالی – نارسایی توجه در فرزندان آنها می‌شود و بین میانگین نمره مؤلفه‌های مقیاس اندازه‌گیری کانرز والدین در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، تفاوت معناداری در جهت کاهش نشانه‌های و بهبود رابطه والد – کودک وجود داشت. البته این مطالعه بر خلاف نتایج مطالعاتی همچون قشنگ (۲۰۰۳) می‌باشد. به عنوان مثال از دلایل احتمالی عدم اثربخشی برنامه برنامه آموزش والدین در مطالعه وی، می‌توان به تفاوت‌های روش شناختی اشاره نمود. متفاوت بودن نوع برنامه‌ی مداخله، احتمالاً عدم تکمیل تمامی جلسات مداخله، و مدت جلسات (۴ جلسه) از موارد تمایز مطالعه وی با پژوهش حاضر بوده است. همچنین پژوهش قشنگ بر روی مادران کودکان ۳ تا ۵ سال دارای اختلال رفتاری بوده است در حالی که پژوهش حاضر بر روی کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال بوده است. از سوی دیگر افزایش دانش ممکن است لزوماً به تغییر رفتار منجر نشود. در برنامه فرزندپروری مثبت، مادران آموزش‌های لازم را دریافت می‌نمایند، ولی مشخص نیست که افزایش دانش می‌تواند در رفتار فرزندپروری آنها تغییر ایجاد کند یا نه؟چنانچه هچمن[۲۷۳] (۲۰۰۰) در مطالعه خود بر روی ۱۰۳ کودک با اختلال نقص توجه – بیش فعالی به این نتیجه دست یافت که درمان روانی – اجتماعی منجر به افزایش دانش فرزندپروری می‌شود ولی ارزیابی به عمل آمده از والدین، بیانگر آن بود که روش فرزندپروری آنها تغییر نیافته است. روش خودگزارش‌دهی مادران تا حدود زیاد به سبک فرزندپروری و ویژگی‌های آنها وابسته است. برای مثال، برخی از پژوهشگران اشاره کرده‌اند برای مادرانی که دارای نشانه‌های اختلال نقص توجه – بیش فعالی هستند، فنون آموزش مدیریت والدین مفید نیست. زیرا آنها در زمینه پیگیری آموخته‌ها، مهارت سازمان‌دهی و توجه به جزئیات روش، ضعف دارند. بنابراین در ارزیابی نشانه‌های کودک توسط مادر، یا هر یک از والدین، باید به این نکته توجه داشت که ویژگی‌های خاص ارزیابی‌کننده، مانند کمال‌گرایی می‌تواند نتایج را تحت تأثیر قرار دهد (ویس و ویس[۲۷۴]، ۲۰۰۲). چنانچه در مطالعه قشنگ به مشکلات روان شناختی والدین به عنوان عاملی مؤثر در کاهش اثربخشی برنامه مداخله اشاره شده است (قشنگ، ۲۰۰۳). نکته مهم دیگری که در توجیه یافته‌های پژوهش می‌توان به آن استناد کرد این موضوع است که تعارض جنبه مهمی از تعامل مادر – کودک است که با شروع دومین سال زندگی و با نیاز روز افزون کودک به استقلال، در وی قابل مشاهده است. در واقع نقش مادر (تلاش برای پیشگیری از آسیب دیدن کودک و آغاز رفتارهای متناسب با فرهنگ وی) در این مرحله نیز تغییر می‌کند و متعاقب آن، رفتار مخالفت جویانه کودک و تعارض مادر – کودک افزایش می‌یابد (هانگ[۲۷۵] و همکاران،۲۰۰۳). اگر چه نتایج بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تعارض در حد بهنجار برای اجتماعی شدن کودکان لازم است، این واقعیت پذیرفته شده که افزایش وقوع تعارض مادر – کودک در طی سال‌های پیش از دبستان به عنوان نشانه‌ای از رابطه ناکارآمد شناخته شده است (کوزینسکی[۲۷۶] و همکاران، ۱۹۸۷؛ حاجب و همکاران ، ۲۰۰۷). پژوهشگران در ارزیابی نتایج حاصل از آموزش بر روی کاهش علائم کودکان، از روش‌‌های خود گزارش دهی والدین استفاده می‌کنند، این در حالی است که ممکن است واقعاً در رفتار کودکان تغییرات معناداری حاصل نشده باشد. ولی از آنجا که والدین نسبت به اختلال کودک خود آگاهی یافته و تغییر نگرش داده اند، مشکلات رفتاری کمتری را از کودک خود گزارش کرده باشند. نگرش والدین نسبت به کودکان در گزارش رفتاری آنها نقش دارد (تارور- بهرینگ، بارکلی و کارلسون[۲۷۷]، ۱۹۸۵). این پژوهشگران تعامل والد- کودک را در هنگام بازی و کار با کودکان بیش فعال و همشیر‌های عادی آنها مقایسه کردند و دریافتند که بسیاری از پدران و مادران از مهارت‌های فرزند پروری بی‌بهره نیستند، بلکه نگرش آنها نسبت به بچه‌های بیش فعال منفی‌تر است و مشکلات رفتاری بیشتری را از این کودکان گزارش می‌کنند (حاجبی و همکاران، ۱۳۸۴). در صورتی که روابط مادر- کودک در پژوهش حاضر از دید کودک سنجیده شده است.
همچنین نتایج پژوهش هایی که به بررسی خانواده های دارای کودک با اختلال نقص توجه-بیش فعالی پرداخته اند، مبین آن است که تعاملات بین والدین و کودکان مبتلا، ماهیت مختل دارد. یکی از عوامل و مفروضه های به وجود آمدن تعارض والد – کودک، ضعف مهارت والدین در نحوه برخورد با این کودکان در نظر گرفته شده است که می توان با آموزش والدین و استفاده از روش ها و فنون رفتاری مناسب، وقوع روابط تعارض آمیز را در زمینه های جسمانی و عاطفی کودکان کاهش داد. بنابراین، یکی دیگر از دلایل احتمالی بهبود روابط مادر – کودک را می‌توان به اقدامات آموزشی و تمرین‌هایی نسبت داد که مادران در طول جلسات مداخله، خود را متهد به انجام آنها می‌دانستند. به این ترتیب، توجه مادران بیشتر صرف برقراری ارتباط مناسب‌تر با کودک می‌شد و متعاقباً میزان استرس ناشی از تحمل رفتارهای کودک کاهش می‌یافت و چرخه معیوب رابطه مادر – کودک به بهبودی می‌گرایید (روشن‌بین و همکاران، ۲۰۰۷). از سوی دیگر، انتظار می‌رود که به دنبال افزایش اطلاعات و آگاهی مادران در خصوص اختلال نقص توجه- بیش فعالی، در نگرش و متعاقباً رفتار آنها با کودکان تغییراتی ایجاد شود. اگرچه، هنوز پذیرش و درک ویژگی‌ها و رفتارهای کودکان از سوی مادران دشوار است، مادران پس از شرکت در جلسات مداخله راحت‌تر می‌توانستند رفتار کودک خود را تبیین کنند و به احتمال کمتری رفتار وی را ناشی از لجبازی و نافرمانی عمدی کودک در نظر می‌گرفتند. به سخن دیگر، به نظر می‌رسد که در طی جلسات مداخله‌ای، اسنادهای نادرست مادران اصلاح شده‌اند که استناد به این تبیین، نیازمند بررسی‌های عمیق‌تر در خصوص اسنادهای مادران می‌باشد. یکی دیگر از دلایل مهم اثربخش بودن مداخله، این نکته است که کودکان با اختلال نقص توجه- بیش فعالی اغلب قادر به تکمیل فعالیت‌های معمولی (مثلاً آماده شدن برای رفتن به مدرسه، انجام تکالیف خانگی، تمییز و مرتب کردن اتاق) نیستند. در واقع، ناتوانی آنها باعث می‌شود که مادران زمان قابل ملاحظه‌ای را به نظارت بر فعالیت‌های کودکان اختصاص دهند. در این زمان ممکن است فشار بیشتری بر مادران وارد شود و تعارض در روابط بین آنها افزایش یابد. اما هنگامی که توانایی کودکان برای تکمیل کردن فعالیت‌های معمولی افزایش می‌یابد و عملکرد آنان به دلیل کاهش نشانه‌های بیش فعالی – نارسایی توجه در خانه و مدرسه بهبود پیدا می‌کند و به طور کلی هنگامی که مشکلات رفتاری کودکان کاهش و اطاعت از دستورات مادران، افزایش می‌یابد، مادران به میزان کمتری، فشار و تنش را احساس می‌کنند. در چنین شرایطی، تعارض خانوادگی کم می‌شود و روابط آشفته مادر – کودک بهبود می‌یابد و از وابستگی مادر – کودک نیز کاسته می‌شود. در رابطه با حیطه نزدیکی، می‌توان به این نکته اشاره کرد که افزایش مدت زمان ارتباط مادر – کودک از عوامل بهبود نزدیکی می‌باشد. در این رابطه گلیش[۲۷۸] (۲۰۰۰) نیز خاطر نشان کرد که یکی از عوامل تأثیرگذار بر نزدیکی، فاصله فیزیکی موجود بین مادر و کودک است. هر اندازه، این فاصله بیشتر باشد، نزدیکی کاهش می‌یابد. چنانچه مادران شاغل، اغلب به دلیل خستگی بعد از فعالیت روزانه، فرصت ارتباط طولانی و نزدیک را با فرزندان خود ندارند. در این پژوهش با توجه به بررسی های به عمل آمده، مشخص شد که ۲/۸۱ درصد از مادران خانه‌دار بودند و زمان بیشتری را برای اجرای مهارت‌های آموخته شده در زمینه راه‌های برقراری ارتباط مؤثر با کودک در اختیار داشتند. در نتیجه فاصله فیزیکی بین آنها کم و متعاقباً نزدیکی رابطه مادر و کودک، زیاد شده است. یکی از دلایل احتمالی این نکته است که برنامه‌های گروهی آموزش والدین، آگاهی و دانش آنها را در زمینه ماهیت اختلال، انواع فرعی آن و شیوه‌های درمانی اختلال افزایش داده است. با توجه به ارائه آموزش‌های لازم در خصوص روش‌های کنترل و مدیریت کودک، درگیری بین مادر – کودک کاهش و نزدیکی بین آنها افزایش یافته است. وابستگی نیز از طریق پیوند جویی، تعامل و تغذیه توسط مراقبت تعریف می‌شود و منظور از وابستگی ناسازگارانه، تداخلی است که در تعامل کودک با بزرگسالان، روابط با همسالان و کنترل محیط ایجاد می‌شود. طبق نظر اینورث[۲۷۹]، وابستگی یک سائق اکتسابی و تقویت شده در تعامل مادر – کودک است. بنابراین، یکی از دلایل افزایش وابستگی در رابطه مادر – کودک را می‌توان به حمایت مادر از کودک نسبت داد (اسروف[۲۸۰] و همکاران، ۱۹۸۳). با توجه به این نکته که این گروه از کودکان در زمینه توجه و کنترل تکانه مشکل دارند، به تنهایی قادر به تکمیل تکالیف و برنامه‌های خود نیستند و به طور مداوم نیازمند همراهی و حمایت والدین هستند، می توان یکی از دلایل افزایش میزان وابستگی آنها را در مرحله‌ی پیش‌آزمون، مشکلات اخیر در نظر گرفت. در نهایت، می‌توان اظهار داشت که آموزش به مادران، به آنها و در نتیجه کودکان آنها کمک می‌کند تا چرخه معیوب تعامل شکسته شود و الگوهای تعاملی و تقابلی حمایت کننده و مثبت به وجود آید. چنانچه پیشتر اشاره شد، در بسیاری از موارد، تغییر رفتار مادران وقت و هزینه کمتری را می‌طلبد و حتی گاهی باید تغییر را از آنها شروع کرد؛ به ویژه اگر مشکلات ارتباطی بر خانواده سایه افکنده باشد یا خود مادران از اختلال روانشناختی رنج ببرند. از آنجایی که آموزش مادران به بهبود رفتار آنها منجر می‌شود و به دنبال آن رفتار کودک هم تغییر می‌کند و رفتارهای تخریبی مادران و کودکان ADHD کاهش می‌یابد، این آموزش‌ها به کاهش نقص توجه-بیش فعالی کودکان آنها می‌ انجامد.
کیمیایی و بیگی (۲۰۱۰)، بعد از سال‌ها کار با خانواده ها، موفق به شناسایی چرخه معیوب در روابط والد – کودک در خانواده هایی که با کودک مشکل‌دار (همچون کودکان ADHD) شدند و آن را “چرخه معیوب رفتار ناسازگار” نامیدند. بر اساس این چرخه، رفتار ناسازگارانه کودک، احساس نامناسبی در والدین به وجود می‌آورد و بر نحوه واکنش و رفتار آنها با کودکان تأثیر می‌گذارد. بدین ترتیب در بسیاری از موارد، می‌توان برخورد نادرست والدین را به عنوان عامل اصلی در افزایش مشکلات رفتاری کودکان در نظر گرفت.
اینکه والدی نسبت به کودک خود پذیرنده؛ یعنی عشق و احساس مثبتش را هم به صورت فیزیکی هم به صورت کلامی ابراز می کند (روهنر، خالق و کورنویر[۲۸۱]، ۲۰۰۵) و یا طرد‌کننده؛ یعنی با خصومت، پرخاشگری و یا غفلت با کودک رفتار کند (روهنر[۲۸۲]، ۲۰۰۴) همگی بر نحوه زیستن بزرگسالی که امروز کودک ما محسوب می شود، تأثیرگذار است. از جمله رفتارهای والدین که باعث رشد طبیعی و سطوح پایین مشکلات رفتاری می‌شوند گرم و پاسخگو بودن والدین و کنترل بر روی رفتار کودکان می‌باشد (بامریند[۲۸۳]، ۱۹۹۶). طرد والدین باعث خصومت، پرخاشگری منفعل یا مشکلات روانشناختی با مدیریت خصومت، ناپاسخگویی هیجانی، عزت نفس پایین، خودکارایی پایین، بی ثباتی هیجانی و دیدگاه منفی به جهان می‌شود. والدین با حضور در کارگاه آموزشی، شیوه‌های کارآمد فرزندپروری و تعامل مطلوب با کودک را آموزش می بینند و همین امر سبب کاهش مشکلات کودک و مشکلات ارتباطی بین والدین و کودک می‌شود.
۵-۳- نتیجه‌گیری کلی
مطالعه تعامل والدین- فرزند در بین خانواده‌های کودکان با اختلال نقص توجه- بیش فعالی نشان داده است که این والدین بیشتر از سبک فرزندپروری خودکامه استفاده می‌کنند (علیزاده و آندریس، ۲۰۰۲).
همچنین برخی از تحقیقات، گزارش کرده‌اند که رفتارهای نامناسبی در روابط والد – فرزندی افراد با اختلال نقص توجه – بیش فعالی وجود دارد (مک برنت و فیفنر، ۲۰۰۸). کودکان مبتلا به این اختلال، در مقایسه با کودکان عادی، رفتارهای نامناسب بیشتری دارند و فرمان‌بری کمتری از خود بروز می‌دهند و والدین آنها بیشتر منفی‌گرا هستند (مک‌برنت و فینفر، ۲۰۰۸). همچنین رفتارهای منفی و نامناسب مادر نسبت به فرزند مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی و گاهی اوقات تنیدگی موجود در خانواده، نشانه‌ها و علائم اختلال را تشدید می‌کند (بارکلی، ۲۰۰۰).
از سوی دیگر برنامه گروهی فرزندپروری مثبت، مهارت‌های مدیریت مثبت را به والدین آموزش می‌دهد تا جایگزین فرزندپروری ناکارآمد و استبدادی آنها شود. همچنین این برنامه، نگرش والدین را مورد توجه قرار داده و سعی در جهت اصلاح آنها دارد (ترنر و همکاران، ۲۰۰۲).
با توجه به نتایج این پژوهش و تبیین‌هایی که برای آنها آورده شد، این نتیجه به دست می‌آید که آموزش گروهی فرزندپروری مثبت، می‌تواند نشانه‌های بیش فعالی را کاهش دهد. همچنین تأثیر معناداری بر شیوه فرزندپروری مادر دارد به طوری که شیوه فرزندپروری مستبدانه و سهل‌گیرانه را کاهش و شیوه مقتدرانه را افزایش داد. به علاوه این پژوهش نشان داد که این آموزش باعث بهبود رابطه مادر- کودک از دید کودک می‌شود. به طوری که پذیرش کودک توسط مادر را افزایش و ناهمسانی انضباطی و طرد کودک را کاهش می‌دهد.
۵-۴- محدودیت‌های پژوهش
در زیر به برخی از محدودیت‌هایی که در طول این پژوهش با ان مواجه شدم، می پردازم با این امید که پژوهشگران بعدی بتوانند با اتخاذ تعهداتی از این وضع عبور کرده و یا راه‌حلی برای آن بیابند و از تمام توان خود جهت انجام پژوهش علمی بهره گیرند.

    1. عدم دسترسی به برخی از مقالات کاربردی به دلیل محدودیت در پایگاه‌های اطلاعاتی.
    1. برخی از والدین دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی اگرچه با این تشخیص موافق بودند اما بنا به دلایل خاصی مانند شاغل بودن، عدم رضایت همسر، مشکلات خانوادگی و یا اعتقاد نداشتن به مداخله های روانی -اجتماعی از شرکت در طرح تحقیق خودداری کردند.
    1. محدودیت شرکت پدران در این آموزش به دلیل مشغولیت آنها.
    1. محدود بودن شمار آزمودنی‌های پژوهش.
    1. نبود دوره پیگیری در پژوهش.
    1. عدم دسترسی دقیق به کودکان ADHD
    1. عدم گمارش تصادفی در گروه‌ها
    1. عدم کنترل متغیر مزاحم حضور در گروه‌ کنترل

۵-۵- پیشنهادهای پژوهش
در این قسمت به ارائه پیشنهاداتی به محققان بعدی جهت انجام پژوهش در این حوزه می پردازم.

    1. ساخت پرسشنامه‌ها و ابزارهایی عینی و پایا جهت سنجش رفتاری والدین و کودکان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی به منظور بررسی دقیق‌تر اثربخشی مداخله.
    1. ساخت ابزارهای جدید به منظور اندازه‌گیری دقیقپ‌تر میزان بی‌توجهی و تکانشگری کودکان و همچنین شیوه‌های فرزندپروری والدین برای بررسی اثربخشی مداخله.
    1. تفکیک انواع فرعی اختلال نقص توجه- بیش فعالی و بررسی اثربخشی مداخله به طور دقیق بر روی آنها.
    1. تکرار تحقیقات مشابه پژوهش حاضر با متودولوژی یکسان و روش‌های آماری یکسان برای بررسی ثبات نتایج به دست آمده.
    1. استفاده از دوره پیگیری جهت بررسی ثبات و پایداری اثرات درمانی.
    1. مقایسه‌ی اثربخشی این مداخله با روش‌های درمانی دیگر به طور همزمان.
    1. انجام پژوهش حاضر بر روی پدران یا پدر و مادر.
    1. مقایسه این رویکرد با رویکردهای خانواده درمانی و زوج درمانی.
    1. انجام تحقیقات مشابه برای دختران مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی و مقایسه نتایج آن با تحقیقات مشابه در مورد پسران.
    1. انجام تحقیقات مشابه برای پسران با سنین کمتر از ۱۰ سال.
    1. انجام این آموزش بر روی سایر اختلالات روانی

۵-۶- کاربرد نتایج پژوهش
یافته‌های این پژوهش را می‌توان از دو جنبه کاربردهای نظری و عملی مورد توجه قرار داد. در حوضه‌ی نظری باید اذعان داشت که تعبیر در مفهوم‌سازی ADHD و ارائه‌ نظریه‌های موقت پیرامون این اختلال و درمان آن، ما را دائم مجبور می‌کند تا کفایت رویکرد‌های درمانی مختلف را بررسی کنیم.
از طرفی در حوضه‌ی کاربردهای عملی با مسائل مختلی مواجه خواهیم شد که به آنها اشاره خواهیم کرد.
همانطور که اشاره شد نتایج حاصل از تحلیل یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش گروهی فرزندپروری مثبت به عنوان درمانی مؤثر برای اختلال نقص توجه- بیش فعالی شناسایی شد که می‌توان گفت زمانی که دلایل خاصی نیازمند درمان اثربخش هستیم از این درمان استفاده کنیم.
به طوری که بر اساس ارزیابی مادران از شدت کلی علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی، شیوه فرزندپروری ناکارآمد مادران کاهش پیدا کرد و همچنین در روابط مادر- کودک بهبودی حاصل شد.
همچنین دارو درمانی به عنوان یک روش درمانی اختلال نقص توجه- بیش فعالی دارای اثرات جانبی برای کودک است و اثر درمانی کوتاه مدتی دارد و نیز پرهزینه است. از سوی دیگر آموزش رفتاری مادران کم هزینه و سهل‌الوصول است، می‌تواند توسط یک کارشناس روانشناسی که دوره‌های آموزشی خاصی را طی کرده باشد، اجرا شود؛ می‌توان از این روش در مدارس برای آموزش به والدین و مربیان استفاده کرد.
بنابراین با نگاه دقیق به تمام یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر می‌توان آموزش رفتاری را به عنوان یک روش درمانی مؤثر برای اختلال نقص توجه- بیش فعالی و بهبود روابط مادر- کودک در نظر گرفت.
پر واضح است که به منظور دستیابی به بیشترین نتیجه می‌توان از ترکیب آموزش رفتاری مادران و دارو درمانی به بهترین نتایج درمانی در مواردی که شرایط لازم همچون زمان و امکانات فراهم باشد، دست یافت.
فهرست منابع

نظر دهید »
فایل شماره 8759
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۶۰ فوتبالیست

عوامل قدرت و توان در گروه اول افزایش معنی‌داری (۰۵/۰>p) داشت، ولی شاخص توده بدنی در این گروه افزایش معنی‌دار نداشت. همچنین قدرت و توان در گروه دوم و توان در گروه سوم افزایش معنی‌داری(۰۵/۰> P) داشت. شاخص توده بدنی در گروه‌های دوم و سوم نیز افزایش معنی‌دار داشت.

تاد شیپه و همکاران(۲۰۱۰)

معادلات پیش‌بینی تأثیر استفاده مشترک باند الاستیک و مقاومت وزنه آزاد درحرکات پرس سینه و اسکات

۵ باند الاستیک با ضخامت متفاوت

برای هر دو روش تمرین پرس سینه و اسکات میزان همبستگی۹۶۲۳/۰ بود. این نتایج نشان داد بین نوع ورزش و ضخامت باند الاستیک انتخابی همبستگی وجود دارد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

فصل سوم
روش اجرای تحقیق
۳-۱- مقدمه
در این فصل به تعریف جامعه آماری، چگونگی انتخاب نمونه‌ها، روش اجرای آزمون، معرفی ابزارها و وسایل اندازه‌گیری و روش‌های آماری مورد استفاده در تجزیه و تحلیل یافته‌ها، اشاره شده است.
۳-۲- جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش را ۸۰ نفر از تکواندوکاران نوجوان شهرهای کوچصفهان و لشت‌نشا تشکیل می‌دادند.
۳-۳- نمونه آماری
برای انتخاب نمونه آماری، ابتدا پرسشنامه سلامتی به تکواندوکاران نوجوان داده شد و پس از تکمیل جمع‌ آوری شد. از بین افراد واجد شرایط ۳۰ نفر نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی(۱۷نفر) و گروه کنترل(۱۳نفر) تقسیم شدند.
۳-۴- متغیرهای پژوهش
۳-۴-۱- متغیر مستقل
متغیر مستقل این تحقیق تمرینات الاستیک مقاومتی بود.
۳-۴-۲- متغیرهای وابسته
متغیرهای وابسته این تحقیق عبارت بودند از:
درصد چربی بدن، وزن بدون چربی بدن، شاخص توده بدن BMI، چابکی، سرعت، قدرت، توان انفجاری پایین‌تنه و انعطاف‌پذیری.
۳-۵- وسایل و لوازم مورد استفاده در پژوهش
وسایل مورد استفاده از این پژوهش عبارت بودند از:

  • ترازو؛
  • کالیپر؛
  • کرنومتر دیجیتالی؛
  • مخروط‌های پلاستیکی با ارتفاع ۲۵ سانتیمتر؛
  • جعبه انعطاف‌پذیری؛
  • صفحه مدرج برای اندازه‌گیری پرش عمودی؛
  • قد سنج؛
  • هالتر.

۳-۶- طرح پژوهش و روش های اجرای آن
پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. بر این اساس گروه تجربی به تمرینات تکواندو همراه با کش‌های الاستیکی(تمرین با کش و توپ طبی) و گروه کنترل به تمرینات معمولی تکواندو به مدت ۸ هفته و سه جلسه در هفته و ۷۵ دقیقه در هر جلسه پرداختند. گروه کنترل و گروه تجربی تمرینات خود را به شرح ذیل انجام دادند.
برنامه تمرین هرجلسه گروه تجربی شامل: گرم کردن، جابجایی از بین موانع(دویدن،زیگزاگ و جلو عقب رفتن)، پرش در جا با توپ طبی در ۳ ست ۱۰ تکراری، و میت زدن با توپ طبی در ۳ ست ۱۵ ثانیه‌ای و حرکت اجرن(جابجایی از پهلو) در ۳ ست ۱۰ ثانیه‌ای انجام شد. همچنین تمرینات با کش الاستیکی شامل پرش درجا در ۳ ست ۱۰ تکراری و میت زدن در ۳ ست ۱۵ ثانیه‌ای در هفته اول آغاز شد. در هفته‌های بعد با توجه به به جدول (۳-۱)، برای افزایش شدت تمرینات، تعداد ست‌ها و همچنین زمان آن‌ها از طریق نمودار سینوسی افزایش یافت. شدت تمرینات در هفته اول از ۵۰ درصد شروع شد و در هفته دوم ۶۰ درصد، هفته سوم ۷۰ درصد و در هفته چهارم جهت بازسازی انرژی به ۶۰ درصد رسید. در هفته پنجم شدت تمرینات ۷۰ در صد، هفته ششم ۸۰ در صد، هفته هفتم ۹۰ در صد و در هفته هشتم جهت کاهش بار تمرینی و بازسازی انرژی شدت تمرینات به ۸۰ درصد رسید(۴).
برنامه تمرین هرجلسه‌ی گروه کنترل شامل: گرم کردن، نرمش، کشش، دوهای سرعتی، میت زدن، مبارزه و سرد کردن می‌شد.
برای انتخاب آزمودنی‌های واجد شرایط و اطلاع از وضعیت سلامتی آنان فرم اطلاعات آزمودنی‌ها، بین آن‌ها توزیع و پس از تکمیل جمع‌ آوری شد. پس از انتخاب آزمودنی‌ها، در مورد چگونگی مراحل مختلف پژوهش شامل اجرای اولیه آزمون، شرکت در برنامه‌های تمرینی و آزمون نهایی توضیحات لازم داده شد. آنگاه قد و وزن آزمودنی‌ها اندازه‌گیری شد. برای سنجش توان انفجاری از تست پرش درجای سارجنت، برای سنجش چابکی از آزمون ایلی‌نویز، برای سنجش قدرت از اسکات با هالتر، برای سنجش سرعت از مسافت ۳۰ متر، برای سنجش انعطاف‌پذیری پشت ران از جعبه انعطاف‌پذیری و برای سنجش درصد چربی از کالیپر استفاده شد.
۳-۷- برنامه کامل تمرینات گروه تجربی
جدول ۳-۱ برنامه تمرینی گروه تجربی(الاستیک مقاومتی) تکواندوکاران

نظر دهید »
فایل شماره 8758
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳-۲- معرفی سیستم قدرت مورد مطالعه
شبکه قدرت مورد مطالعه، یک سیستم پنج شینه [۳۱]می باشد این سیستم در دو شکل ساده و تکامل یافته، به ترتیب در شکل۳-۱ و۳-۲ نشان داده شده است .تفاوت وجزئیات این چیدمان[۳۲] در ادامه توضیح داده شده است.
۲-۳-۱ معرفی شکل اولیه سیستم قدرت بدون حضور منابع تجدیدپذیر
همانگونه که در شکل مشاهده می شود سیستم شامل پنج شین اصلی می باشد، شین بالا سمت چپ، شین اول می باشد. شین دوم در قسمت پایین سمت چپ قرار گرفته است. دو شین دیگر نیز قرار گرفته ، تنها لازم به تذکر است که اگرچه در بعضی مراحل تحقیق، بنا به مقتضیات مطالعه، پاره ای ازجزییات سیستم ممکن است تغییر کند، اما شکل کلی شبکه تا پایان به همین صورتی خواهد بود که در شکلها نمایش داده شده است.
شکل ۳-۱:شکل اولیه سیستم مورد بررسی
قسمت بالا سمت راست شکل، شین سوم هستند، به این معنی که هر دو نماینده یک شین خواهند بود. به طرز مشابه، دو شین واقع در قسمت پایین سمت راست، شین چهارم هستند. شینی که که بین شینهای سوم و چهارم قرار دارد، نماینده شین بی نهایت بوده و آنرا شین پنجم می نامیم. لازم به ذکر است که چند شین میان ناحیه ای نیز در سیستم تعبیه شده تا مقدار توان عبوری از خطوط انتقال بین ناحیه ای اندازه گیری شود. این شین ها چون تنها وظیفه اندازه گیری دارند در شمار شین های اصلی سیستم قرار نخواهند گرفت و نیاز به صحبت درباره ی آنها وجود نخواهد داشت. لازم به ذکر است در شکل ساده، تنها بارها و واحد های تولید بخاری در شبکه هستند و واحد تولید تجدید پذیری حضور ندارد.
۲-۳-۲ معرفی شکل نهایی سیستم قدرت با حضور منابع تجدید پذیر و باتری
شکل تکامل یافته ی مورد بررسی، به شکل ساده بسیار شبیه بوده و تمایز آن تنها از نظر واحدهای متصل به شین یک است. در این شکل، شین یک علاوه بر واحد حرارتی متداول، شامل یک نیروگاه بادی، یک نیروگاه خورشیدی و یک باتری ذخیره ساز متصل به سیستم نیز می گردد. این مساله را می توان در شکل ۳-۲ مشاهده نمود. سیستم باتری و سیستم خورشیدی با رنگ بنفش مشخص شده اند:
شکل۳-۲:شکل نهایی سیستم مورد بررسی
۳-۲-۳-معرفی و تفکیک نواحی سیستم قدرت مورد مطالعه
با توجه به عوامل مختلفی که در فصل دوم اشاره شد، از جمله مساله خصوصی سازی، تولیدکنندگان مستقل و… لازم است تا سیستم با به جای شبکه های قدیمی تک ناحیه ای، شامل چند ناحیه کنترلی باشد. سیستم پنج شینه مورد بررسی، از سه ناحیه کنترلی مختلف تشکیل شده است که توسط خطوط بین ناحیه ای به یکدیگر متصل شده اند. این نواحی کنترلی به صورت زیر تعریف شده اند:
شکل۳-۳: نواحی کنترلی سیستم[۴۵]
ناحیه کنترلی:۱ شامل شین اول و دوم
ناحیه کنترلی:۲ شامل شین سوم
ناحیه کنترلی:۳ شامل شین چهارم و پنجم
طبق تعریف نواحی کنترلی که در ۳-۲-۳توضیح داده شد و در [۴۵] موجود می باشد؛ می دانیم که واحد های موجود در هر ناحیه، تنها از راه خطوط میان ناحیه ای با نواحی کنترلی دیگر مرتبط هستند در اینجا با فرض کم بودن فاصله واحد های تولید و مصرف هر ناحیه، تمام واحد های تولید و مصرف هرناحیه، مستقیما به یک شین متصل شده اند؛ به همین دلیل است که مثلا امپدانسی برای خط میان شین اول و دوم در نظر گرفته نشده است. اما برای خطوط بین ناحیه‌ای مقادیر امپدانس در نظر گرفته شده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در اینجا ناحیه کنترلی ۱ شامل منابع تجدید پذیر باد و خورشید به همراه سیستم ذخیره ساز باتری می باشد. با ذخیره انرژی منابع تجدید پذیر به کمک ذخیره ساز انرژی باتری و کنترل تولید آنها با بهره گرفتن از مبدل های قدرت متصل به آنها ،این منابع بطور سودمند مورد بهره برداری قرار می گیرند به طوری که سیستم در حضور واحدهای بادی و خورشیدی نیز قادر به کارکرد قابل قبول بوده ، نوسانات و پایداری شبکه را مورد تهدید قرار نمی دهند. این مساله نیازمند وجود یک کنترل کننده در سیستم است در این جا از روش کنترلی تزریق توان در هر کدام از واحدهای تولید حرارتی ، خورشیدی ،بادی و همچنین سیستم ذخیره ساز باتری استفاده شده است. بطوریکه تمام واحدهای تولید را با تعیین توان مرجع برای آنها و مقایسه آن با توان تولیدی اندازه گیری شده، کنترل می کند.به این منظور به ولتاژهای فاز به زمین در هر طرف نیازمندیم .این ولتاژها برای استفاده در PLL و تعیین زاویه چرخش چارچوب مرجع و همچنین محاسبه توان حقیقی مرجع مورد نیاز است. محاسبات توان توسط معادلات چارچوب مرجع صورت گرفته است. ذخیره ساز باتری نیز باید بتواند موقعیکه فرکانس سیستم کمتر از مقدار نامی است انرژی تخلیه کند و زمانیکه فرکانس سیستم بالاست انرژی از آن جذب کند. اگرانحراف در فرکانس سیستم از مقدار نامی اش رخ دهد کنترلر باید ظرف چند ثانیه فرکانس را به داخل باند مجاز حول مقدار نامی فرکانس تنظیم کند .
ناحیه کنترلی ۲ شامل واحد تولید و بار و ناحیه کنترلی ۳ نیز متشکل از واحد تولید متداول ،بار و شین بی نهایت[۳۳] می باشد. واحدهای تولید متداول که همان واحدهای تولید حرارتی می باشند ، از منابع اصلی و عمده توان در شبکه هستند که به کمک یک ژنراتور سنکرون مدل می شوند.در این واحدها نیز از کنترلر استفاده شده است هر چند مشخصه افتی این واحد ها در هنگام انحرافات اندکی در فرکانس به تنهایی پاسخگوی سیستم می باشند.
۳-۲-۴-مقدار ولتاژ نامی سیستم و امپدانس خطوط
تمام شین های سیستم مورد بررسی دارای ولتاژ یکسان بوده و در واقع در بخش انتقال هیچ گونه ترانسفورماتوری وجود ندارد. این ولتاژ سراسری برابر با ۲۳۰ کیلو ولت میباشد. لازم به ذکر است واحدهای تولید و بار که ولتاژ نامی داخلی آنها این برابر با ۲۳۰ کیلو ولت نیست، به واسطه ی یک ترانس به شبکه قدرت متصل شده اند. اگرچه خطوط داخلی هر ناحیه کنترلی بدون امپدانس فرض شده است؛ اما خطوط ارتباطی میان ناحیه ای، یعنی خطوط بین شین های دارای امپدانس میباشند. این خطوط مشابه با هم فرض شده و جزییات آنها را می توان در جدول۴-۱ دید.

خط انتقال بین شین

مقاومت به ازای واحد
( )
[ , , ]

ظرفیت القا مغناطیسی به ازای واحد
( )
[ , , ]

ظرفیت خازنی به ازای واحد
( )
[ , , ]

طول خط

خط ۱و۲

[۰.۰۱۱۶۵ ۰,۲۶۷۶]

[۰,۸۶۷۹ ۳,۰۰۸ ]

[۱۳,۴۱ ۸,۵۷ ]

۱۰۰

خط ۲و۳

[۰.۰۱۱۶۵ ۰,۲۶۷۶]

[۰,۸۶۷۹ ۳,۰۰۸ ]

[۱۳,۴۱ ۸,۵۷ ]

۱۰۰

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 168
  • ...
  • 169
  • 170
  • 171
  • ...
  • 172
  • ...
  • 173
  • 174
  • 175
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8344
  • فایل شماره 8852
  • فایل شماره 8218
  • فایل شماره 8495
  • فایل شماره 8701
  • فایل شماره 8617
  • دانلود فایل ها در رابطه با : بررسی تاثیرات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 8853
  • فایل شماره 8863
  • پایان نامه با فرمت word : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : بررسی موانع بکارگیری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان