روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 8782
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ارزش آزمون=۳

مقدار آماره‌ازمون

درجه آزادی

سطح معناداری

تفاوت میانگین

فاصله‌اطمینان میانگین با اطمینان ۹۵ درصد

حد بالا

حد پایین

روابط عمومی

۸۷/۳

۱۳۴

۰۰۰/۰

۳۵۱/۰

۵۳۰/۰

۱۷۲/۰

فروش حضوری

۶۴/۲

۱۳۴

۰۰۹/۰

۲۴۰/۰

۴۲۰/۰

۰۶۰/۰

پیشبرد فروش

۲۸/۳

۱۳۴

۰۰۱/۰

۲۹۵/۰

۴۷۳/۰

۱۱۷/۰

با توجه به جدول(۴-۳۴) مقدار آماره­ های آزمون برای تمامی متغیرها آماره‌ازمون بالاتر از ۹۶/۱، حد بالا و پایین میانگین هم علامت و مثبت و سطح معناداری پایینتر از ۰۵/۰ می­باشد. در نتیجه با توجه به ‌این شواهد می­توان گفت که فرضیه صفر رد شده و فرضیه مقابل برای تمامی روابط تأیید می­ شود. این بدین معناست که میانگین نمرات متغیرهای تحقیق از منظر نمونه‌ آماری برابر ۳ نمی ­باشد. با توجه به (جدول۴-۳۱) میزان میانگین نظرات برای تمامی متغیرها بالاتر از میانگین فرضی ۳ می­باشد و نشان­دهنده وضعیت مطلوب این متغیرها می­باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

فصل پنجم
نتیجه ­گیری و پیشنهادها
۵-۱-مقدمه
با توجه به مطالب بیان شده در فصول قبلی پژوهش، در این فصل به جمع­بندی مطالب پرداخته می­ شود و نتیجه ­گیری از کار بیان می­ شود؛ و در ادامه پیشنهاد­ها و راهکار­های مرتبط با موضوع پژوهش، و همچنین پیشنهاد­هایی برای موضوعات پژوهش­های آینده‌ارائه می­ شود. در انتها، محدودیت­هایی که پژوهش حاضر با آن مواجه شد بیان می­گردد.
۵-۲- نتیجه ­گیری
۵-۲-۱- نتایج آزمون فرضیات پژوهش
۵-۲-۱-۱- فرضیه‌اصلی
– بین ارتباطات یکپارچه بازاریابی و تکنولوژی­های پیشرفته با درک مشتری از برند رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به خروجی نرم‌افزار آموس در جدول(۴-۲۶)راجع به‌ارتباط بین ارتباطات یکپارچه بازاریابی و تکنولوژی­های پیشرفته با درک مشتری از برند به دلیل اینکه سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ می‌باشد، لذا می‌توان گفت فرضیه صفر پژوهش رد و فرضیه پژوهش مبنی بر ارتباط بین ارتباطات یکپارچه بازاریابی و تکنولوژی­های پیشرفته با درک مشتری از برند تایید می­ شود. جرج و مایل بلیچ ۷ مرحله را به عنوان فرایند ارتباطات یکپارچه بازاریابی معرفی کردند و تاکید زیادی بر فروشندگان و گیرندگان پیام دارند. با این حال، در مورد نتایج به کارگیری و عوامل که باید مدنظر قرار گیرد اشاره نکرده ­اند.
۵-۲-۱-۲ فرضیه ­های فرعی

نظر دهید »
فایل شماره 8781
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

عواملی که بر ادراک از زمان تأثیری ندارند:
سرعت سپری شدن هفته گذشته
سرعت گذران دوران نوجوانی (سن بین ۱۳ تا ۱۹ سالگی)
سرعت گذران دوران جوانی (سن بین ۲۰ تا ۲۹ سالگی)
سرعت گذران دوران بزرگسالی (سن بین ۳۰ تا ۳۹ سالگی)
احساس عدم سپری شدن زمان
احساس کسل بودن بطور غالب
گذر وقت بدون انجام کاری بطور غالب
۵-۵ پیشنهادها
۵-۵-۱ پیشنهادهای کاربردی بر اساس نتایج تحقیق
عامل “ملالپذیری” با بیشترین بار عاملی بیشترین تاثیر را بر “تهییج طلبی” در جامعه مورد نظر داشته است، بنابراین بررسی ملالپذیری به عنوان مهمترین شاخص سنجش میزان تهییج طلبی، به مدیران پیشنهاد می­ شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

عامل “یکنواختی” در سوال ۶۸ پرسشنامه با بالاترین بار عاملی بیشترین تاثیر را بر خستگی صنعتی در جامعه مورد نظر داشته است. سوال ۸۲ با مضمون مشابه “یکنواختی” با بار عاملی ۸۵/۰ نیز تاکیدی بر این موضوع می­باشد، لذا سنجش یکنواختی کاری به عنوان مهمترین عامل برای سنجش خستگی صنعتی افراد به مدیران پیشنهاد می­ شود.
عوامل “کندی انجام کارها” در دو سوال، “کج خلقی و زود رنجی” در یک سوال ، “بی تفاوتی نسبت به انجام کارها” در دو سوال ، “خستگی ذهنی” در دو سوال ، “خواب آلودگی” در یک سوال و در جامعه مورد بررسی تاثیری بر خستگی صنعتی کارکنان نداشته است، لذا پیشنهاد می­ شود عوامل فوق الذکر از عوامل موثر بر خستگی صنعتی حذف شود.
عامل “فشار زمان” در سه سوال با بیشترین میزان بار عاملی بیشترین تاثیر را بر ادراک زمان در جامعه مورد نظر داشته است، بنابراین سنجش عامل فشار زمان به عنوان مهمترین عامل موثر بر ادراک زمان به مدیران پیشنهاد می­ شود.
عوامل “سرعت گذران زمان در گذشته در یک هفته قبل”، “سرعت گذران زمان در گذشته در نوجوانی فرد”، “سرعت گذران زمان در گذشته در جوانی فرد” و “سرعت گذران زمان در گذشته در بزرگسالی”، “احساس کسالت”، “بی محتوا بودن زمان” در جامعه مورد بررسی تاثیری بر ادراک زمان کارکنان نداشته است، لذا پیشنهاد می­ شود عوامل فوق الذکر از عوامل موثر بر ادراک زمان حذف شود.
۵-۵-۲ پیشنهادهای تحقیقات آتی
با توجه به ارتباط نزدیک مولفه خستگی شغلی با کارایی کارکنان، بررسی ارتباط متغیر تهییج طلبی و کارایی کارکنان در تحقیقات آتی پیشنهاد می­ شود.
با توجه به ارتباط معنادار مولفه میزان تمرکز با ادراک زمان کارکنان (دانکرت و آلمن، ۲۰۰۵) بررسی ارتباط متغیر تهییج طلبی و تمرکز کارکنان با در نظر گرفتن متغیر میزان تمرکز در تحقیقات آتی پیشنهاد می­ شود.
منابع و مأخذ
فهرست مراجع فارسی:

نظر دهید »
فایل شماره 8780
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ایدئولوژی در سطح فرد نیز دارای کارکردهای ویژه است، لذا تاثیرگذاری ایدئولوژی در سطح فرد و شخص بیان‏گر میزان و قلمرو نفوذ ایدئولوژی است . ایدئولوژی همان کارکردهایی که در حوزه عمومی ایفا می‏کند، در حوزه شخصی و فردی نیز بر عهده دارد .
لذا ایدئولوژی از یکسو وحدت و انسجام فکری و عملی فرد را موجب می‏شود، زیرا ایدئولوژی می‏تواند نظام فکری هماهنگی در فرد به‏وجود آورد که کل رفتارها و کردارها و روابط فردی را منسجم و هماهنگ کند . از این‏روی وحدت و یکپارچگی می‏تواند به‏واسطه ایدئولوژی، به کنش و واکنش‏های خصوصی و فردی شکل و تعین خاص بخشد . در این رابطه، سید قطب در ضمن بیان یکی دیگر از ویژگی‏های ایدئولوژی اسلامی به کارکرد وحدت‏گرایی و ایجاد انسجام روانی و روحی انسان بواسطه ایدئولوژی اشاره می‏کند و بر این باور است که جهان بینی اسلامی به لحاظ جامعیت و شامل بودن، تمام حرکت و اشیای هستی، عالم را به یک اراده برتر که جامع و همگانی است‏برمی‏گرداند . با ارجاع بشر به اراده و مبدا واحد موجب می‏شود که افکار، ارزش‏ها، ارزیابی‏ها، و شرایع و قوانین منسجم و یکپارچه شود . با وحدت و انسجام روحی و روان، انسان ازخلاءو پوچی درهستی رهایی پیدا کند . چون انسان بدین‏گونه مجتمع شد، در ادراک و رفتارش، فکر و پاسخگوییش در مراحل عقیده و رفتار و دریافت و همچنین مسئله زندگی، مرگ، کوشش، حرکت، سلامت، رزق و بالاخره دنیا و آخرت … دیگر صدپاره‏ای نخواهد بود که هر رویش به کعبه‏ای و هر قدمش در جاده‏ای باشد .[۹۹]
ماهیت ایدئولوؤیک یک نظام سیاست جنایی موجب استحکام و دوام آن است همان طور استاد دلماس اشاره نموده اند ودر فصل اول به آن اشاره شد یک نظام سیاست جنایی بایستی دارای دو بخش ثابت و متغیر باشد .بخش ثابت ارتباطی مستقیمی با ایدئولوژی دارد ضمن این که همان طورکه گفته شد سیاست دخالت در اندیشیدن است. ماهیت ایدئولوژیک نظام سیاست جنایی در طراحی سیاست به کمک آن می شتابد. مسئله ی دیگر خطر و ریسک بالای ایدئولوژیک بودن است، امکان سوء استفاده ی قدرت ها از ایدئولوژی به گواهی تاریخ بسیار زیاد است.
«هدف همیشگی سیاست جنایی، ابتدا تضمین انسجام و ادامه حیات هیأت اجتماع با پاسخ به نیاز تامین و امنیت اشخاص و اموال است؛ اما دقیقاَ در دنیای مدرن ، انتخاب های سیاست جنایی چه در مورد تعیین مجدوده پدیده مجرمانه و چه در مورد تعیین پاسخ ها به این پدیده – بر حسب این که نیاز به تأمین و امنیت با توجه به کدام ارزش اساسی برآورد ، احساس و درک شود . به طور متفاوتی جهت گیری می شوند . بدین معنا که جریان های بزرگ ایدئولوژیک ، با تنظیم و استقرار این انتخاب ها بنا بر سه محور اصلی « آزادی ، برابری ( مساوات ) و قدرت » آن ها را دست کم تا اندازه ای تحت شعاع خود قرار می دهند »[۱۰۰]
«کنترل بزهکاری نیز مانند سایر قلمروهای سیاسی – اجتماعی ، جلوه ای از طرز تفکر سیاسی – عقیدتی هر دولت است . نظام سیاست جنایی دولتی آزادمنش یا سوسیال – دموکرات ، بیشتر تحت تاثیر دستاوردهای مکتب های کیفری و جرم شناسی تدوین ، اصلاح و متحول می شوند ؛ در حالی که سیاست جنایی نظام های سیاسی که ماهیت ایدئولوژی حاکم بر آنها نسبت به بزه ، بزهکاری و نظام عدالت کیفری است . مدلهای دولتی ایدئولوژیکی سیاست جنایی ، نسبت به دستاوردها و یافته های تحقیقات جرم شناختی و مکاتب کیفری و تحول های واقعیت مجرمانه – آنطور که آمارها و نتایج مطالعه ها سنجشی ….. نشان می دهد ، …. اعتنایی ندارند » [۱۰۱]
باتوجه به این که خانواده به عنوان عنصر والمانی از سیستم بایستی دارای ویژگی های سیستم باشد به این شکل ماهیت ایدئولوژیک خود را نشان می دهد که« به مثابه یک ویژه برنامه برای پیدایش تکاملی نسل است؛ خداوند مقرر فرموده نوع بشر مسئولیت طراحی و اجرای برنامه های رشد خود را بر عهده بگیرد. بنابراین تشکیل خانواده (مکانی ست که در آن هر یک از افراد این نوع می توانند نیمی از مسیر کمال را پیموده و به کمک برخی عوامل استعدایی دیگر، به کمال نزدیک شوند. از آن جا که بقا و تداوم نسل انسان در روی زمین به رشد هماهنگ بدن و روح افراد این نوع وابسته است، خانواده به عوامل محیطی مداخله کننده در رشد فردی حساس می باشد و در نتیجه زیر تاثیر مجموعه ای از تغییرات طبیعی و تحولات اجتماعی قرار دارد.» [۱۰۲]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به طور کلی دو قرائت درباره ی وضعیت خانواده در جهان و تحولات صورت گرفته در آن وجود دارد که روندی جهانی است. در قرائت اول، تغییر ساختارها و کارکردهای خانواده به منزله ی نشانه ای از فروپاشی و بحران در خانواده ی معاصر فرض می شود؛ در حالی که در قرائت دوم، تغییرات صورت گرفته، نشانه ای از تغییرات در خانواده ی سنتی تعبیر می شود که به نفع تکثر انواع اشکال خانوادگی استو باید از آن استقبال کرد. کشورهای مختلف با پذیرش یکی از قرائت های موجود در فرایند جهانی شدن تلاش کرده اند تا قوانین و سیاست های خود را در راستای آن تنظیم کنند. با بررسی سیاست های کشورهای مختلف معلوم می شود که بسیاری از کشورها با پذیرش دیدگاه دوم در رابطه با خانواده در فرایند یکپارچگی جهانی و تصویب قوانین مختلف جهت به رسمیت شناختن روابط خارج از چارچوب خانواده، سقط جنین، ازدواج همجنس گرایان، حقوق کودکان نامشروع، قوانین حمایتی از اشتغال زنان، آموزش مسائل جنسی در کلاس های درسی، حمایت از نهضت های فمینیستی و … به استقبال از فروپاشی خانواده رفته و در حقیقت به آن دامن زده اند.
مجموعه ی این سیاست ها را می توان در دو دسته ی کلی تقسیم کرد:
سیاست هایی که با پذیرش اشکال جدید روابط خانوادگی به عنوان امری هنجار در جامعه مستقیماً باعث تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن می شوند. مانند سیاست های حمایت از آموزش مسائل جنسی در مدارس، سیاست حمایت از همجنس بازان (به رسمیت شناختن ازدواج همجنس بازان)، سیاست های حمایت از سقط جنین (قانونی کردن سقط جنین)، سیاست های حمایت از طلاق بی تقصیر، از جمله این سیاست ها هستند.
سیاست هایی که در تعارض با نظام خانواده نیستند، اما با ایجاد برخی از عوامل زمینه ای سبب تضعیف کارکردهای خانواده می گردند و به صورت غیر مستقیم و در شرایطی خاص به تضعیف نهاد خانواده منجر می شوند. مثل سیاست های تشویقی از کار تمام وقت زنان که به کاهش حضور زنان در خانواده و افزایش واگذاری تربیت کودکان به مهدکودک ها منجر می شود. در نتیجه اعمال این سیاست ها در سطح گسترده، ساختار خانواده ی سنتی (مرد نان آور و زن خانه دار) تغییر شکل یافته است.
به عنوان مثال هرگز نمی توانیم مبنا و منشأ مذهبی را در شکل گیری خانواده نادیده بگیریم. مباحثی از جمله هدفمندی، و نقش خانواده در رشد و تعالی انسان ها به سمت کمال از مباحث مورد بررسی در این بخش هستند.
در زمانی که همه ی جهان دستخوش گسترش ارزش های بیگانه است، جوامعی که می خواهند در وضع کنونی جهان بمانند و ببالند، باید ارزش هایی را بنا نهند که جنبه ی جهانی داشته باشد. از این رو، تربیت باید دو کار ضروری انجام دهد: اول، جدا کردن و تقسیم بندی ارزش هایی که از گذشته مانده است تا از این رهگذر ارزش های مثبت رشد و گسترش یابند و نگاه ارزش های منفی ریشه سوز و خشکانده شوند. دوم،تربیت نباید راه ورود ارزش های بیگانه را باز گذارد تا فراگیر شوند و ریشه بدوانند؛ بلکه باید مرتب آن ها را بررسی و واکاوی و دسته بندی کند؛ سپس ارزش های مثبت را برگزیند و ارزش های منفی را وانهد و برای نشان دادن خطرها و زیان های آن ها، بررسی اصول آن ها را در سطح ملی و جهانی پی بگیرد. باری، این گونه است که بر اساس ارزش های حاکم بر جوامع اسلامی، از جمله ایران، تربیت اسلامی را به عنوان بنیادی ترین راهکار تحکیم خانواده در فرایند جهانی شدن معرفی می کنیم.
این در حالی است که عده ای خلاف ای عقیده را داشته و معتقدند: «بسیاری بدون فهم دقیق از تحولات درونی جامعه و خانواده ایرانی میکوشند تا با به کارگیری مفاهیمی چون انحطاط اخلاقی، سکولاریسم، شکاف نسلی، فروپاشی ارزشهای اجتماعی و خانوادگی شواهدی را مبنی بر فروپاشی ارزشهای اجتماعی و فرهنگی ارائه دهند و بایستی به جای فروپاشی، از تغییرات بنیادی در خانواده ایرانی سخن گفت؛ بررسی خانواده ایرانی بدون درک جامعه جدید در قالب مفهوم « مدرنیته ایرانی» بیمعنی است. خانواده نظام قبیلهای و خویشاوندی، دولت و دین در ایران به گونهای خاص سامانده ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی هستند». [۱۰۳]
گفتار سوم: ماهیت استراتژیک نظام سیاست جنایی و خانواده
در مباحث پیشین گفته شد که استراتژی در نظام و سیستم معنا پیدا می کند؛ برای سیستم سازی باید از استراتژی شروع کرد قابلیت پدیده ها را در رساندن ما به هدف دید و از آن برا ی تنظیم روابط عناصر بهره گرفت.راهکارها باید بالاترین اثر و کمترین هزینه را داشته باشند. این مسئله در نظام حقوق خانواده به شکل بهره گیری حداکثری از راهکارهای غیر حقوقی و غیرکیفری مصداق پیدا می کند.
در فصل سوم با مقایسه ای که بین سیاست های مختلف به عنوان مثال لعان، اماره فراش و طلاق صورت می گیرد این مفهوم تبیین می شود.
فصل سوم
جهت گیری کلی سیاست جنایی ایران درنظام حقوق خانواده
در مباحث پیشین با بیان مفهوم نظام سیاست جنایی، رویکرد سیاست جنایی به خانواده و پس از آن تعریف خانواده در نظام سیاست جنایی آشنا شدیم. دستیابی به هدف در یک نظام، مستلزم تعریف و روشن شاختن مسیر رسیدن به آن است. لازم است در یک نظام سیاست جنایی جهت گیری های کلی روشن شود تا بتوان سیاست ها وجهت گیری های جزئی را در راستا و هماهنگ با آن سازمان دهی کرده و به هدف نائل آمد. این جهت گیری های کلی نتیجه ی تعریف رویکرد سیاست جنایی به خانواده است. در این فصل به تبیین جهت گیری های کلی نظام سیاست جنایی ایران می پردازیم.
مبحث اول: اصالت خانواده
در این قسمت ابتدا مفهوم اصالت خانواده تبیین شده سپس آثار آن بررسی می شود.

گفتار اول: تبیین مفهوم اصالت خانواده
مفاهیمی که در هر فرهنگ مطرح می شوند متاثر از مفروضات قبلی فرد و جامعه است. افراد با توجه به مفروضات زمینه ای (هستی شناسی) و حوزه ای خاص (انسان شناسی و …) به ایفای نقش می پردازند. مفاهیم اصالت فرد ، جامعه و فردگرایی و جمع گرایی یا تلفیقی از آن دو با توجه به مفروضات قبلی فرد و جامعه نیز متفاوت خواهد بود، لذا نمی توان نقش آن را در روابط اعضای خانواده بدون توجه به این مفروضات بررسی نمود. زیرا نوع جهان شناسی، انسان شناسی و فلسفه و هدف زندگی در شیوه رفتار و ایفای نقش افراد خانواده اثر عمیق دارد و مفاهیم موردبحث نیز با توجه به آنها متفاوت خواهد بود.
در بحث ماهیت ایدئولوژیک خانواده اهمیت بینش و نگرش افراد توضیح داده شد. اگر بینش را به منزله طرز تلقی به خصوص، ‌نحوه خاص برخورد با مسائل و نوع ویژه ای از نگریستن به موضوعات در نظر بگیریم، ‌بینش تعیین کننده شیوه ها و خط مشی های زندگی ما خواهد بود. بینش ها، روش ها را می آفرینند و تنظیم کننده روابط ما با جهان درون و بیرون هستند.
لذا بینش فردگرایانه که فرد را اصیل می داند با بینش جمع گرایانه که اصالت را از آن جمع می‏داند، از نظر روش ها با هم متفاوتند و هر یک در تنظیم روابط افراد، مسئولیت را متوجه فرد تنها یا جامعه تنها می دانند. هریک از بینشهای مذکور در شیوه ها و خط مشی های زندگی از ابتدای همسرگزینی تا مراحل بعدی نقش موثری دارند و برخی از افراط و تفریط ها در روابط اعضای ‌خانواده ناشی از چنین بینش هایی می باشد.
صرف نظر از معنی فلسفی اصالت فرد و جامعه ، اصالت فرد و جامعه را در دو معنی زیر مورد بررسی قرار می دهیم. اصالت به معنی غلبه تاثیر و نفوذ، بدین معنی که آیا فرد بر خانواده و یا بالعکس خانواده بر فرد و یا هردو بر یکدیگر تاثیر و نفوذ دارند و بر فرض تاثیر، غلبه با کدام یک است.اصالت در معنی دوم تقدم حقوق و مصالح فرد و جامعه ست، بدین معنی که حقوق و مصالح فردی بر حقوق و مصالح خانواده مقدم است یا بالعکس و یا اینکه می توان آن دو را باهم جمع کرد.[۱۰۴]
در اصالت به معنی اول (غلبه تاثیر و نفوذ) از واقعیت،‌ توصیف وتکوین بحث می شود. در بینش فردگرایانه، ارتقاء یا تنزل مقام و موقعیت افراد خانواده و ایفای صحیح و یا نادرست نقشها به استعداد و توانایی فرد نسبت داده شده و در قالب لفظ «من» و «تو» ابراز می گردد. وقتی فردی موفقیت خویش را با کلمه «من» نسبت به سایر اعضای خانواده بیان می کند و سعی دارد که ثابت کند تنها وی عامل اصلی موفقیت فردی یا خانوادگی بوده است و یا بالعکس وقتی عدم موفقیت، شکست و یا تخلف و انحطاط با لفظ «تو» بیان می شود، ‌در واقع عامل اصلی، فرد خاص قلمداد می شود و به مشارکت مستقیم و یا غیرمستقیم سایر افراد و یا محیطهای دیگر توجهی نمی گردد و این موضوع ناشی از چنین بینشی می‏باشد. البته ممکن است در یک مصداق خاص با توجه به تمامی جوانب، درصد بالایی از تاثیر مربوط به فرد باشد، اما در این بینش فردگرایانه به تاثیر سایرین توجهی نمی شود و اگر توجهی باشد، سهم فرد و دخالت وی را عامل اصلی می داند. با در نظر گرفتن نهاد عاقله و مسئولیت خانواده ی گسترده که در مباحث پیشین مطرح شد، این مفهوم ملموس تر می شود.
اگر اصالت فرد را به معنی غلبه تاثیر و نفوذ در نظر گیریم، در واقع هم فرد بر خانواده و جامعه تاثیر دارد و هم خانواده و جامعه بر فرد تاثیر دارند، اگرچه غلبه و تاثیر با خانواده و جامعه است. در این صورت اگر افراد خانواده در روابط خویش بر استعدادهای فردی تکیه کنند و همه چیز را از آن خود ببینند و یا خویش را مقهور فرهنگ خانواده و جامعه بدانند، به نوعی توجیه خود است و در واقع چنین نیست و باید سعی شود در مراحل مختلف جامعه پذیری از طریق خانواده، همسالان، محیطهای آموزشی و رسانه های جمعی نگرشی همه جانبه ایجاد شود و اعضای خانواده و همچنین افراد در گروه های اجتماعی تاثیر مستقیم و یا غیرمستقیم سایرین را مدنظر قرار دهند تا به بینشی واقع بینانه تر دست یافته و از هرگونه افراط و تفریط بپرهیزند. در اصالت به معنی دوم (اولویت تقدم حقوق و مصالح فرد و جامعه) بحث از واقعیت نیست، بلکه اولویت در مقام تشریع و قانونگذاری است. درواقع آن چه در این قسمت مد نظر است همین معناست.
همانطور که قبلا ذکر شد نوع هستی شناسی، انسان شناسی، فلسفه، هدف زندگی و شدت و ضعف شناخت هریک از افراد در یک مکتب خاص،‌در رفتار افراد تاثیر مستقیم دارد.برخی مکاتب معتقدند که هدف باید تامین منافع و مصالح فرد باشد،‌ وقتی منافع و مصالح فرد تامین گردد، منافع جامعه نیز تامین می شود.در مقابل مکاتب دیگری هم وجود دارند که عکس این نظر را پذیرفته اند.پرسش مهمی که در این قسمت در پی پاسخ به آن هستیم تفاوت و نتیجه ی پذیرش اصالت فرد و یا جمع در محیط خانواده است.
به تعبیر «گی روشه»: تعلق به یک اجتماع به معنی اشتراک در عقاید و ویژگیهای مشترک است تا خود را در «ما» بازشناسیم؛ به همین دلیل کفویت ودین و اعتقادات مشترک زن ومرد امری ضروری و اجتناب ناپذیر در محیط خانواده ست. امری که «ما» شدن را می سازد و منجر به استحکام و دوام خانواده می گردد.
دربینشی که اصالت فرد مقدم است، زنان و مردان به همسر خویش همچون رقیبی آشتی ناپذیر می نگرند و گاهی اوقات از وجود یکدیگر به عنوان سکوی پرتاب جهت رسیدن به آمال و مقاصد شخصی استفاده می کنند. واگرایی، لجاجت، ‌رقابت ناسالم و بیگانگی عاطفی را در خانواده به تصویر می کشند و به تزلزل خانواده تجسم عینی می بخشند. بینش فرد گرایانه با این معنا، تا حدودی در زندگی دوران تجرد عملی و امکان پذیر است، ولی در زندگی مشترک به لحاظ پیرایش روابط و مناسبات جدید، سلیقه های شخصی زن و شوهر و سایر اعضای خانواده در تقابل با یکدیگر قرار می گیرد و چون هریک از دریچه منفعت شخصی و تقدم حق خویش به زندگی می نگرد، ترجیحات آن نیز نفسانی خواهد بود تا عقلانی .
نتیحه عدم توجه به اصالت خانواده مطرح شدن عقایدی به شرح زیر است.
زنان باید به عنوان فرد و نه «همسر برای شوهر» و یا «مادر برای فرزندان» در نظر گرفته شوند.
زنان باید در زندگی اجتماعی حق و حقوقی برابر با مردان داشته باشند.
زنان باید برای خود زندگی کنند و نه همسر و فرزندان و…
این مباحث توجه زنان را از بستر «جمع گرا»، که ریشه در خانواده دارد به خود زن به طور فردگرایانه جلب می کند. در این شرایط هر چیزی بر اساس گرایش ها و تمایلات زن و نه وظایف و مسئولیت های او خواهد بود. در واقع این تفکر به زنان القا می شود که: «به عنوان یک فرد، شما گرایش ها و تمایلات خاص خود را دارید. شما باید بتوانید آزادانه این گرایشات و تمایلات را تجربه کنید.» و در پی آن این تفکر به وجود می آید: «چرا همیشه زنان باید خود را قربانی کرده و فداکاری کنند؟»
در واقع در این پیام «خودت باش» به نوعی به معنای «مبارزه با همسر و خانواده» است. در مباحث بعدی که کارکرد فرهنگی زن تبیین می شود خطر القا این شیوه ی فکری، نمایان تر می شود. اجمالاً این که این امر کارکرد رکن فرهنگی را به کل مختل کرده که نهایتاً منجر به دوگانگی و ازهم پاشیدگی خانواده می گردد این امر منجر به شکل گیری زنانی می شود که برای پیروی از تمایلات و خواسته های خویش به مبارزه با همسر می پردازد؛ و مسئولیت مراقبت و بزرگ کردن کودک خویش را به سازمان های حرفه ای واگذار می کند تا به علایق خود رسیدگی کند. زنانی از «موقعیت طبیعی» خویش به عنوان مادر و همسر که ریشه در خانواده دارد دور شده اند. در این مورد ضرر و زیان های جبران ناپذیری علیه جامعه وجود دارد. روند فردگرایی در زنان باعث شده است که آن ها در جست و جوی دنیای خویشتن باشند و یکی از نقش های بنیادی آنان در خانواده که همان نقش خطیر مادر است به شدت تضعیف گردد صاحب نظران معتقدند در کشورهایی چون هند، چین و تا حدی ایران زنان فشار سنگینی را تحمل می کنند زیرا از سویی باید به وظایف سنتی خود بپردازند و از سوی دیگر میل به اشتغال و تحصیلات در سطوح بالا و حضور فعال در فضای بیرون از خانه دارند.
بر اساس تحقیقات انجام شده، تغییرات و تحولات فرهنگی در جامعه ی ایران به سمتی است که در آن از اهمیت خانواده کاسته می شود، بعد خانوار کاهش می یابد و فرزند آوری بدون ازدواج نسبت به قبل پذیرفته تر می شود و ترجیحات جنسیتی کاهش می یابد. علیرغم این موضوع، بعضی از ارزش های خانواده همچنان اهمیت خود را حفظ می کنند و به حیات خویش ادامه می دهند که از آن جمله می توان به اهمیت ازدواج و احترام به والدین اشاره کرد. موارد پیشین آثار و عواقب پذیرش اصالت فرد در روابط زوجین بود. توقع بیش از اندازه نسبت به والدین که تصور نقش صرفا نان آوری برای مرد و کلفتی برای زن می سازد و وی را مجبور به تلاش طاقت فرسا می نماید و از رشد در مسیر کمال انسانی باز می دارد، ناشی از چنین بینشی در روابط فرزندان و والدین است
در مقابل فردگرایان،‌ مکاتب مبتنی بر اصالت جامعه قرار دارند که معتقدند که با رعایت مصالح فرد، مصالح جامعه تأمین نمی شود، بلکه در بسیاری از مواقع باید منافع فرد را فدای مصالح جامعه نمود و نیز لازم است محدودیت هایی برای فرد ایجاد شود تا مصالح جامعه تامین گردد. در واقع مفهوم اصالت جامعه، تقدم منافع و مصالح اکثریت بر منافع و مصالح اقلیت است. در چنین بینشی گاهی اوقات استعداد و توانایی، پیشرفت و ترقی و کرامت انسانی فرد نادیده گرفته می شود. اصالت خانواده در مقابل مفهوم فردی گرایی است.فردیت گرایی نهادهای حیاتی و مهمی چون دوستان و همسایگان و در رأس آن ها خانواده را تهدید می کند و باعث از دست دادن منابع حمایتی افراد و فرزندان نقش خود را به واسطه ی فرد گرایی به نوعی از دست می دهند.
در نظام خانواده نیز تقدم مصالح خانواده بر مصالح فردی به عنوان یک اصل پذیرفته شده است و اعضای خانواده را به مشارکت فرامی‏خواند‌، مشارکتی که مادی نیست، بلکه عالی ترین سرمایه ‏های انسانی یعنی قلب، روح،‌ عواطف،‌ احساسات و آرزوهای بشری است که به میدان می‏آید. با این رویکرد دیگر حق طلاق مرد امتیاز و برتری نسبت به زن نیست بلکه هم به لحاظ تجربه و هم به علت ویژگی های خاص مردان در مقایسه با زنان، تشریع این حق برای مردان به کاهش نرخ طلاق و افزایش استحکام و استمرار نهاد خانواده می گردد. این امر در مبحث حق طلاق بیش تر توضیح داده می شود.
دلیل اصلی برای ضرورت مشارکت این است که هیچ عاملی نمی تواند مرز منافع مرد را از منافع زن و بالعکس جدا کند. همچنانکه مرز آسیبهای وارده به مرد، ‌ با آسیبهای زندگی زن، جداشدنی نیست. زیرا هر دو در یک مجموعه و برای رسیدن به مقصودی واحد در تلاشند و در اثر ازدواج، روح فردی هر یک از زوجین، به روح جمعی، گسترش یافته و از حوزه نفع و ضرر شخصی، چند گام فراتر نهاده و به احساس عمیق تر و ارزشمندتر از گذشته نایل می شود
در احکام و قوانین اسلام، مقدم داشتن مصالح جامعه به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. ولی لازمه آن انکار واقعیت افراد و فدا کردن همه مصالح فردی در برابر مصالح اجتماعی نیست، بلکه لازمه آن فقط مقدم داشتن نیازهای ضروری جامعه بر منافع فردی در مورد تزاحم آن است .در اسلام خانواده موجودیتی مستقل از زن و مرد دارد.با تشکیل نهاد خانواده آنچه دغدغه ی شارع است، تامین بیشینه ی منافع و مصالح خانواده است نه زن و نه مرد. پذیرش اصالت خانواده، در نظام های حقوقی امری اجتناب ناپذیر است.
با این رویکرد، نابرابری حقوقی به سود زن، به سود مرد، معنا ندارد.مهریه و نفقه در راستای مدیریت تکلیف مدار مرد است که منجر به استحکام خانواده می شود. اصل وحدت، نتیجه و اثر اصل اصالت خانواده است.
گفتار دوم:آثار سیاست اصالت خانواده
در این قسمت با توضیح و بررسی پذیرش اصالت خانواده در یک نظام سیاست جنایی و شکل گیری سیاست های خرد در راستای آن، ارتباط و نظم منطقی که بین سیاست ها وجود دارد، روشن می گردد. وحدت قانون حاکم بر خانواده و به تبع آن وحدت تابعیت و وحدت اقامتگاه از آثار پذیرش سیاست اصالت خانواده است.
اغلب نظام های حقوقی وحدت قانون حاکم بر خانواده را پذیرفته اند. وحدت تابعیت و وحدت اقامتگاه از نتایج پذیرش این قاعده است.
نوع روابط زن و شوهر حکم می کند که آنان دارای محل سکونت و اقامت مشترک باشند.[۱۰۵] طبق ماده۱۰۰۵قانون مدنی، اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است. زن و شوهر به جز در موارد استثنایی،یک اقامتگاه دارند.
قانون حاکم بر روابط زوجین می تواند قانون اقامتگاه باشد تامین وحدت قانون در روابط بین زوجین از طریق وحدت اقامتگاه در مقایسه با وحدت تابعیت امتیازاتی دارد. از جمله این که هر کدام از زن و شوهر می توانند پس از ازدواج تابعیت خود را حفظ کنند و لزومی ندارد زن را در تابعیت، تابع مرد قرار داد.

نظر دهید »
فایل شماره 8779
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سن بالاتر یا پایین تر از دامنه ی مورد نظر (۱۸ تا ۲۴ سال)
کسب نمره ی کم تر از نقطه برش در مقیاس PSWQ
دریافت درمان های دارویی، روان شناختی و یا مشاوره در یک سال اخیر
احراز ملاک های اختلال اضطراب فراگیر و سایر اختلالات روان شناختی
ب) مرحله دوم: در مرحله دوم از میان افرادی که دارای ملاک های شمول بوده و آماده ی همکاری در پژوهش حاضر بوده اند، دو گروه تشکیل شد که در گروه آزمایش ۲۰ نفر و در گروه کنترل ۱۴ نفر جایگزین شدند.
در گروه آزمایش، ۷ نفر از آزمودنی ها در هفته ی اول، عدم تمایل به شرکت در جلسات را مطرح کردند. ۲ آزمودنی نیز از جلسه ی دوم حضور نامنظم داشتند و در نهایت در جلسات هفته های بعد، شرکت نکردند.
از جمله عللی که آزمودنی ها برای عدم حضور در جلسات مطرح کردند می توان به موارد زیر اشاره داشت:

مشغله ی زیاد، محیط نامناسب خوابگاه، افزایش سطح نگرانی با انجام تمرین ها، تردید در مورد سودمند بودن برنامه ی درمانی و اعتقاد به درمان ناپذیری مشکل خویش.
در گروه کنترل، از میان ۱۴ نفر، ۲ نفر از آزمودنی ها به تماس مجدد پاسخ ندادند و به رغم پی گیری های متعددی که انجام شد، امکان دست رسی به آن ها میسر نشد. ۳ نفر نیز همکاری مناسبی انجام ندادند.
پس از ریزش آزمودنی ها در جلسات اولیه، در نهایت ۱۱ نفر در گروه آزمایش و ۹ نفر در گروه کنترل باقی ماندند.
۳-۴- ابزارهای پژوهش
ابزار های مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از:
۳-۴-۱- پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا PSWQ ( می یر و دیگران، ۱۹۹۰) :
پرسش نامه ۱۶ گویه ای که برای سنجش نگرانی به کار می رود و عمومیت، شدت و غیرقابل کنترل بودن نگرانی بیمارگونه را می سنجد. هر گویه براساس یک مقیاس ۵ درجه ای به شیوه ی لیکرتی نمره گذاری می شود (از ۱= اصلاً در مورد من صدق نمی کند تا ۵ = کاملا در مورد من صدق می کند). دامنه نمره ها از ۱۶ تا ۸۰ تغییر می کند و نمره بیشتر نشان گر تجربه نگرانی بیشتر است.
در ایران شیرین زاده دستگیری (۱۳۸۵) پایایی آزمون را به روش همسانی درونی ۸۶/۰، به روش بازآزمایی با چهار هفته فاصله ۷۷/۰ گزارش کرده است. اعتبار همزمان آن با آزمون اضطراب بک ۴۹/۰ گزارش شد.
در پژوهش خانی پور و همکاران (۱۳۹۰) ضریب همسانی این آزمون با آلفای کرونباخ ۷۷/۰ محاسبه شده است. در پژوهش حاضر ضریب همسانی این آزمون با آلفای کرونباخ برابر با ۸۸/۰ و ضریب اسپیرمن براون پرسش نامه نیز برابر با ۸۹/۰ بوده است.
از این پرسش نامه به منظور سرند اولیه ی آزمودنی های دارای نگرانی بالینی از غیربالینی و بررسی سطح نگرانی بیمارگونه در مرحله ی پس آزمون استفاده شده است.
۳-۴-۲- مقیاس GAD-7 (اسپیتزر و همکاران، ۲۰۰۶) :
این مقیاس دارای ۷ سوال است که هر یک از سوالات مقیاس، از ۰ تا ۳ نمره گذاری می شود و گستره نمره مقیاس از ۰ تا ۲۱ است. اسپیتزر و همکاران (۲۰۰۶) همسانی درونی این مقیاس را با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ (۹۲/۰) و پایایی بازآزمایی آن را برابر با ۸۳/۰ گزارش می کنند. حساسیت و ویژگی مقیاس در نقطه برش ۱۰ یا بیش تر، از ۸۰% می گذرد و همبستگی این مقیاس با خرده مقیاس های ۲۰- SF از ۳۹/۰ تا ۹۱/۰ و همبستگی آن با دو مقیاس اضطراب بک ۷۲/۰ و با خرده مقیاس اضطراب مقیاس SCL-90-R ، ۷۴/۰ گزارش شده است.
در یک مطالعه که به منظور بررسی ویژگی های روان سنجی این مقیاس بر روی جمعیت ایرانی انجام شده، آلفای کرونباخ این آزمون برابر با ۸۵/۰ بود و پایایی ناشی از دو بار اجرای بدست آمده برای این آزمون در این نمونه، برابر ۴۸/۰ = r به دست آمد که حاکی از انسجام درونی و قابل قبول برای مقیاس در نمونه ی ایرانی مورد مطالعه است. اعتبار همزمان مقیاس، از طریق بررسی همبستگی آن با پرسش نامه اضطراب حالت-صفت اسپیلبرگر (برای اضطراب حالت ۷۱/۰= r و برای اضطراب صفت حالت ۵۲/۰= r) و از طریق خرده مقیاس اضطراب ۱۲ ماده ای از چک لیست نشانه های بالینی (SCL-90-R) 63/0 = r به دست آمد که بیان گر اعتبار قابل قبول برای مقیاس مذکور در جامعه ی ایرانی است (نایینیان و همکاران، ۱۳۹۰).
از این پرسش نامه برای تمایز افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از افراد غیرمبتلا در بین نمونه های ارزیابی شده برای ورود به مرحله دوم تحقیق استفاده شده است .
۳-۴-۳- مصاحبه ساخت یافته بر مبنای DSM-IV-TR :
به منظور برآوردی دقیق تر از نشانه های بالینی اختلال اضطراب فراگیر در افراد، مصاحبه ای ساخت یافته مبتنی بر نشانه های ذکر شده در جدول ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر در DSM-IV-TR (و با نگاهی اجمالی به ملاک های این اختلال در DSM-V)، از جمله وجوه مربوط به تشخیص افتراقی اختلال، با افراد انجام شده است تا نسبت به عدم تشخیص اختلال اضطراب فراگیر در آن ها، اطمینان حاصل شود.
این مصاحبه با توجه به مصاحبه ساخت یافته SCID (محمدخانی و همکارن، ۱۳۸۴) و معیارهای DSM-IV و وجوه افتراقی تنظیم شد. این مصاحبه یاری گر پژوهش گر در کنار مقیاس GAD-7 بوده است. زیرا توازی بالایی میان شرایط و ویژگی های افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و نگرانی بیمارگونه وجود دارد. تمایز این امر، تلاش بالینی ظریفی است که نیاز به ارزیابی چندگانه دارد.
۳-۴-۴- مقیاس افکار اضطرابی ANTI (ولز، ۱۹۹۴):
این مقیاس، یک مقیاس چند بعدی برای سنجش نگرانی است که به ارزیابی ویژگی های پردازشی نگرانی و نیز درون مایه ی آن می پردازد. این مقیاس ۲۲ سوالی است، به صورت لیکرتی می باشد و دربردارنده ی سه زیر مقیاس برای اندازه گیری اضطراب اجتماعی، اضطراب سلامتی و فرانگرانی است. تحلیل عوامل این پرسشنامه نمرات هر سه مقیاس را مورد تایید قرار داده است. پایایی این آزمون ۷۵/۰ گزارش شده است (ولز، ۲۰۰۰؛ به نقل از وزیری و موسوی نیک، ۱۳۸۷).
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس در ایران بر روی ۷۶۷ نفر از دانشجویان انجام گردیده که میزان همسانی درونی عامل های “فرانگرانی”، “اضطراب اجتماعی” و “اضطراب سلامتی” به ترتیب ۸۱/۰ ، ۸۵/۰ و ۷۴/۰ به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسش نامه ۹۱/۰ بود. ضریب پایایی آزمون باز آزمون به ترتیب ۷۷/۰، ۸۲/۰ و ۷۵/۰ گزارش شده است. اعتبار همگرایی آن نیز با پرسش نامه های BAD, BDI-II و GHQ-28 تائید شده است (فتی و همکاران، ۱۳۸۹).از این پرسش نامه در مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون برای اندازه گیری جنبه های فرانگرانی آزمودنی ها استفاده شده است.
۳-۴-۵- پرسش نامه های محقق ساخته:
۳-۴-۵-۱) فرم ارزیابی انتظار از درمان: این فرم محقق ساخته شامل ۵ سوال است که به بررسی دیدگاه و انتظارات افراد از شرکت در برنامه ی درمانی، قبل از آغاز آن می پردازد. به چهار سوال اول این مقیاس به صورت لیکرتی و از ۱۰-۰ نمره گذاری می شود. سوال ۵ نیز به صورت بلی و خیر تکمیل می گردد. از این فرم در مرحله ی پیش آزمون به منظور بررسی نظرات و انتظارات افراد از این دوره، استفاده گردید.
۳-۴-۵-۲) فرم ارزیابی رضایت از درمان: این مقیاس محقق ساخته، دربردارنده ی ۷ سوال می باشد که به صورت لیکرتی از ۱۰-۰ نمره گذاری می شود. این مقیاس که در مرحله ی پس آزمون مورد استفاده قرار می گیرد، نظرات افراد را در خصوص موضوعات زیر ارزیابی می کند: میزان مطابقت برنامه درمانی در جلسات اولیه با انتظارات افراد، بررسی سودمندی تکنیک ها ی آموزش داده شده، توانایی درمانگر برای درک افراد، رفتار و منش مناسب درمانگر، میزان رضایت از برنامه ی درمانی ارائه شده، میزان انجام تکالیف روزانه و بررسی مطابقت برنامه درمانی در جلسات انتهایی با انتظارات افراد.
۳-۴-۵-۳) فرم اطلاعات جمعیت شناختی: این فرم شامل اطلاعات مربوط به سن، وضعیت تاهل، رشته تحصیلی، محل تولد، وضعیت سکونت، وضعیت شغلی، میزان تحصیلات والدین، سابقه بیماری روان شناختی و یا مراجعه ی فرد به مراکز درمانی در شش ماه گذشته و دریافت درمان یا مشاوره های روان شناختی بوده است. این فرم توسط محقق تنظیم شده است.
۳-۵- برنامه درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی (MBSR)
برنامه درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، در شکل معمول خود، شامل ۸ جلسه ی هفتگی ۲ تا ۵/۲ ساعتی می باشد. در هشت جلسه ی گروهی، زمان قابل ملاحظه ای به انجام تمرین های ذهن آگاهی و بحث در خصوص تجارب اعضا از آن ها، اختصاص داده می شود، دامنه ی وسیعی از تمرین های ذهن آگاهی آموخته می شود و در بیش تر جلسات، اطلاعات آموزشی در حوزه ی استرس مطرح می شود؛ اطلاعاتی در زمینه ی مسائلی چون استرس فیزیولوژیکی، پاسخ به استرس و اثر ارزیابی ها بر ادراک استرس (بائر، ۲۰۰۶). موضوعات و تمرین های اصلی در هر یک از جلسات به اختصار در ذیل مطرح می شوند.
هفته ۱، هدایت خودکار: در این جلسه، مقدماتی درخصوص دوره ی درمانی بیان می شود، سعی می گردد که یک جو حمایتی برای این جلسه و جلسات آتی ایجاد شود، معنا و مفهوم ذهن آگاهی مورد بحث قرار می گیرد، به اهمیت و نقش هدایت خودکار پرداخته شود و این مساله که آوردن آگاهی به تجاربمان، ماهیت واقعی این تجارب را تغییر می دهد و این که چگونه مشکلات می توانند به گونه ی متفاوتی عمل کنند، مورد توجه قرار می گیرد. تمرین های اصلی شامل خوردن کشمش و مراقبه ی وارسی بدن می باشد.
هفته ۲ ، رویارویی با موانع : موضوعات اصلی در این جلسه شامل گسترش آگاهی از “صدای احساس” تجارب مختلف، کار با مشکلات به شیوه ای جدید و کشف شیوه های جدید یادگیری، کشف این مساله که ما اغلب اوقات چگونه به تجارب خود پروبال می دهیم و این که موقعیات ایجادکننده ی مشکلات ما نیستند، بلکه واکنش ما به آن ها اهمیت دارد، توجه به ماهیت ادراک هایمان – این مساله که ما اغلب دچار سوء تعبیر می شویم و این که این سوء تعبیرات، رفتار ما را هدایت می کنند. تمرین های اصلی شامل مراقبه ی وارسی بدن و ذهن آگاهی از تنفس می باشد.
هفته ۳ ، ذهن آگاهی از تنفس و بدن: موضوعات اصلی در این جلسه شامل تمرین های بیش تر در خصوص بررسی “صدای احساس” تجارب، توجه دوباره به لایه هایی که به تجارب مان می افزاییم – به خصوص درمورد تجارب مشکل، یادگیری در مورد الگوهای خودکار و عادتی ذهن، و درک عمیق تر ویژگی های نگرش آگاهانه می باشد. تمرین های اصلی شامل مراقبه ی نشسته، حرکت آگاهانه – کشش آگاهانه، یوگا، یا ترکیبی از این تمرین ها، قدم زدن آگاهانه، و فضای تنفس سه دقیقه ای است.
هفته ۴، ماندن در زمان حال: موضوعات اصلی در این جلسه شامل کشف ماهیت تجاربمان _ به ویژه در زمینه ی دلبستگی و بیزاری، رشد مهارت های گسترش دهنده ی آگاهی به شیوه های گوناگون: تمرکز وسیع یا محدود، به کارگیری مهارت های ذهن آگاهی در موقعیات استرس زا و یادگیری اتخاذ دیدگاه متفاوت، می باشد. تمرین های اصلی شامل مراقبه ی نشسته طولانی تر و فضای تنفس سه دقیقه ای است.
هفته ۵، پذیرش (اجازه/ مجوز حضور): موضوعات اصلی در این جلسه شامل توجه به شیوه ای که ما به طور عادت گونه در خصوص تجاربمان به کار می بریم، تشخیص تفاوت میان واکنش و پاسخ دهی و توجه به این مساله که چگونه واکنش های ما نقش مهمی در تجربه ی استرس ایفا می کنند، گسترش آگاهی از واکنش هایمان به گونه ای متفاوت و یادگیری جانشین سازی پاسخ ماهرانه دادن به آن ها به جای واکنش نشان دادن، می باشد. تمرین های اصلی شامل مراقبه ی نشسته تنفس، تنفس و بدن، صداها و افکار، و آگاهی انتخابی است.
هفته ۶[۲۷۳]، افکار حقایق نیستند: موضوعات اصلی در این جلسه شامل احساس آزادی ایجاد شده از درک این مساله است که افکار، فقط فکر هستند و ما مجبور نیستیم که به آن ها عمل کنیم و یا با آن ها درگیر شویم، و ایجاد رابطه ای متفاوت با افکار و هیجانات، می باشد. تمرین های اصلی شامل مراقبه ی نشسته کامل، و فضای تنفس سه دقیقه ای – به خصوص به عنوان شیوه ای برای دید گسترده تر در مورد افکار است.
هفته ۷ ، چگونه می توانم به بهترین شکل از خود مراقبت کنم : موضوع اصلی در این جلسه، آوردن آگاهی به زندگی مان می باشد – آگاهی از چیزهایی که به ما کمک می کند، آگاهی از چیزهایی که در رفتار و روش های ما وجود دارد و می تواند مخرب باشد. تمرین اصلی شامل مراقبه ی نشسته طولانی تر است.
هفته ۸ ، پذیرش و تغییر : آخرین جلسه ی دوره به نوعی اولین جلسه از باقی مانده ی زندگی ماست. موضوعات اصلی در این جلسه شامل موارد زیر است: کشف حمایت های موجود برای تمرین های آینده و این که چگونه این حرکت را حفظ کنیم و به تمرین های رسمی و غیر رسمی نظم دهیم. تمرین اصلی شامل وارسی بدن می باشد (کاسکالسون، ۲۰۱۱).
۳-۶- شیوه انجام پژوهش
مراحل انجام تحقیق حاضر به شرح ذیل بوده است:

  1. اجرای گسترده ی آزمون نگرانی PSWQ در مورد دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشکده های مختلف دانشگاه شاهد (۴۰۸ نفر)
نظر دهید »
فایل شماره 8778
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

2-3-4-6گوگل پلاس و موبایل
گوگل در نظر دارد اپلیکیشن‌های مخصوصی برای گوشی‌های هوشمند برای کار با گوگل پلاس در اختیار کاربران قرار بدهد. آنها در نظر دارند از اپلیکیشن‌های مخصوص اندروید شروع کنند. به کمک این اپ می‌توانیم به جرقه‌ها و حلقه‌ها و مطالب به‌روز شده دوستانمان دسترسی داشته باشیم و عکس‌های و ویدئوهای موبایل خود را آپلود کنیم.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

البته سیستم اشتراک عکس و ویدئو گوگل پلاس از طریق موبایل تا حدی با بقیه سیستم‌ها متفاوت است: فایل‌های چند رسانه‌ای ما مستقیماً وارد حلقه‌ها نخواهند شد، بلکه آنها به طور موقت -برای هشت ساعت- وارد گوگل پلاس خواهند شد و در صورت تأیید ما با دوستان و اعضای حلقه‌هایمان به اشتراک گذاشته خواهند شد.
حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا گوگل موفق خواهد شد که شبکه اجتماعی بزرگ و محبوبی ایجاد کند که فیس‌بوک و توییتر را به چالش بکشد؟ برای پیش‌بینی میزان موفقیت گوگل پلاس باید عواملی را که باعث موفقیت شبکه‌های اجتماعی محبوب فعلی مثل فیس‌بوک، توییتر، فرندفید شده‌اند، در ذهن مرور کنیم:

    1. جلب کاربر: در فیس‌بوک می‌توانیم دوستان دوران دبستانمان را هم پیدا کنیم، در توییتر هم سر و کله همه جور آدمی پیدا می‌شود، از دوستان آنلاین گرفته تا شخصیت‌های مشهور، آدم می‌تواند آنها را به سادگی دنبال کند.

گوگل هم می‌تواند مطمئن باشد که همة کاربرانش، آن‌قدر کنجکاو خواهند بود که بی‌شک شبکه‌اش را تست خواهند کرد. آن طور که از اسکرین‌شات‌ها برمی‌آید، در طراحی گوگل پلاس، نکات ظریفی رعایت شده است، به‌نظر می‌رسد که سرعت بارگزاری گوگل پلاس از فیس‌بوک بهتر باشد و از لحاظ ظاهر و سی‌ام‌اس، محیط بهتری را شاهد باشیم.
بنابراین به نظر نمی‌رسد که در جلب اولیه کاربر، گوگل پلاس مشکل چندانی داشته باشد.

    1. تشویق کاربر به فعالیت در شبکه اجتماعی از طریق فراهم آوردن رفاه و امکانات ویژه: با گوگل پلاس می‌شود یه سادگی نوشته‌ها و عکس‌ها و ویدئوها را به اشتراک گذاشت، آن هم به صورت متمرکزتر و به صورت اشتراک با یک حلقه ویژه. کاربران دیگر هم می‌توانند با گوگل پلاس کردن (معادل لایک زدن) و کامنت گذاشتن با هر مطلب به اشتراک‌گذاشته تعامل کنند.

باز هم آن طور که پیداست، گوگل از این لحاظ چیزی نسبت به توییتر و فیس‌بوک کم نخواهد داشت.

    1. ایجاد فرهنگ گوگل پلاسی و استمرار حضور و فعالیت کاربران: اما چیزی که دشوار به نظر می‌رسد، ایجاد یک فرهنگ و محیط پرشور است. توییتر را به یاد بیاورید، همه می‌خواستیم عضوش بشویم و کشف کنیم چه افراد دیگری عضوش هستند. توسعه‌دهندگان هم مفتون توییتر شدند و با بهره گرفتن از API آن هزاران برنامه و اپلیکیشن و وب اپ برای آن راه انداختند. همه رسانه‌ها و روزنامه‌ها هم به زودی توییتر را جزء‌ای لازم برای خود دیدند.

آیا گوگل خواهد توانست جو پرشوری ایجاد کند که در آن همه پَلاس شدن در گوگل پلاس را جزئی از کار روزانه آنلاین خود به شمار آورند؟
گوگل پلاس هم برای اینکه موفق باشد، باید چنین محیط پرشور کاربرپسندی ایجاد کند. گوگل پلاس ابزارهایش را دارد، اما برای قضاوت در مورد «روح» سیستم، هنوز خیلی زود است و ما باید به انتظار بنشینیم.
با گذشت یک ماه از زمان راه‌اندازی گوگل پلاس – در زمان نگارش اين مطلب – می‌توانیم نخستین ارزیابی خود را از میزان موفقیت این شبکه اجتماعی تازه انجام بدهیم و ببینیم ویژگی‌های جذاب گوگل پلاس یعنی حلقه‌ها، جرقه‌ها یا سیستم چت تصویری خاص‌اش یعنی Hangouts تا چه میزان توانسته است، جلب نظر کند و بر تعداد کاربران پلاس بیفزاید.
گوگل پلاس تنها در عرض ۱۶ روز اول شروع کارش، توانست ۱۰ میلیون کاربر پیدا کند. در نمودار زیر می‌توانیم ببینیم که در مقام مقایسه، توییتر بعد از گذشت ۷۸۰ روز و فیس‌بوک بعد از گذشت ۸۵۲ روز توانست، این میزان کاربر پیدا کند.

(EFRATI, 2011)
البته باید قبول کنیم که این مقایسه چندان منصفانه نیست، نخست به خاطر آنکه دنیای آنلاین سال ۲۰۱۱ بسیار پررونق‌تر و پرکاربرتر از دنیای آنلاین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶، یعنی سال‌های شروع به کار فیس‌بوک و توییتر است. در واقع این توییتر و فیس‌بوک بودند که مردم را از امکاناتی که عضو شدن در یک شبکه اجتماعی می‌تواند برایشان در بر داشته باشد، آگاه کرده بودند، پس آنها کنجکاو بودند که ببینند، عضویت در یک شبکه اجتماعی دیگر، می‌تواند چه چیزهای خوبی برایشان به ارمغان بیاورد.
دلیل دوم را باید زیرکی گوگل در حفظ حریم خصوصی و اطلاعات کاربرانش دانست. گوگلی‌ها که می‌دانستند، خیلی‌ها از فیس‌بوک به خاطر مشکلاتی که در حفاظت از حریم خصوصی‌شان داشته، راضی نیستند، از همان ابتدا این شبکه را طوری طراحی کردند که کمتر از این مشکلات داشته باشد. حلقه‌ها یا circles، ویژگی درخشان گوگل پلاس است که از همان ابتدا به کاربر پلاس اجازه می‌دهند، دوستانش را در گروه‌های مختلف مرتب کند و هر مطلب را بنا به صلاحدید خود، تنها با حلقة خاصی به اشتراک بگذارد.
دلیل سوم توفیق گوگل، بسیار آشکار و بدیهی است. گوگل از قبل تعداد بسیار زیادی کاربر داشت و کشاندن آنها به یک شبکه اجتماعی، کار بسیار ساده‌ای برای آنها بود. در حالی که توییتر و فیس‌بوک مجبور بودند به صورت اولیه کاربر کاملاً تازه جذب کنند، هر کاربری که اکانتی در گوگل داشت و به جی‌میل خود مراجعه می‌کرد یا جستجوی ساده‌ای می‌کرد، با دیدن سیاه شدن نوار گوگل، کنجکاو می‌شد که ببیند، چه اتفاقی روی داده است و به سرعت مشتاق می‌شد، عضو گوگل پلاس شود.
کمتر کسی است که موافق نباشد، گوگل پلاس گام اول را محکم برداشته است، اما باید دید که شتاب جذب کاربر توسط گوگل پلاس یا میزان اشتراک محتوا در این شبکه همچنان شتاب صعودی خود را حفظ خواهد کرد یا گوگل پلاس، صرفاً تب زودگذری بوده است که برای مثال با سکون و عدم ارائه ویژگی‌های تازه، آتشش خاموش خواهد شد.
اعتقاد شخصی من این است که در صورت عدم ارائه زودهنگام API گوگل پلاس یا اضافه نشدن ویژگی‌هایی مثل متصل شدن پلاس به گوگل پلاس، توییتر یا شبکه‌های اجتماعی دیگر، شاهد کاهش شتاب جذب کاربر پلاس خواهیم بود.
2-3-5 گرایش
مفاهیمی مثل گرایش، هویت و نگرش مفاهیمي كاملاً پيچيده هستند كه نمي‌توان به شكل درستي معني آن را درك كرد، به همين دليل این مفاهیم از نسبيت خاصي برخوردار هستند. در پاسخ به پرسش در مورد چيستي گرایش دینی يا ارايه تعريف مشخصي از آن، از منظرهاي متفاوتي ديدگاه‌هاي گوناگوني ارائه شده است. برای سنجش گرایش سیاسی و یا دینی باید از شاخص های مختلفی که اندیشمندان بزرگ برای ان تعیین و طراحی کرده اند استفاده کرد که در این تحقیق تلاش شده گرایش دینی با بهره گرفتن از شاخص های مطرح در حوزه جامعه شناسی دین بررسی شود.
همچنین هویت نیز از همین جنس است؛مي‌توان هويت را آگاهي فرد نسبت به خود دانست كه در نتيجه‌ی تداوم كنش‌هاي فرد به او واگذار نمي‌شود، بلكه فرد بايد آن را به‌طور مداوم و پيوسته در زندگي روزمره ايجاد كند و نيز در فعاليت‌هاي خويش مورد پشتيباني قرار دهد ( گيدنز؛ 1378: 81). براي‌ مثال‌ فلكنيز (1995) معتقد است‌ كه‌مذهب‌ سزاوار است‌ كه‌ بتوان‌ از آن‌ همكاري‌ را استخراج‌ كرد، ولي‌ بيشتر مذاهب‌ فعلي‌ بر پايه‌ خدعه‌ و نيرنگ‌ و ترس‌است‌ و رفتارهاي‌ هميارانه‌ را تقويت‌ نمي‌كند.
اما نگاه‌ رايج‌ به‌ دين‌ و تاثير آن‌ بر رفتارهاي‌ اجتماعي‌، عمدتا در چارچوب‌ عمل‌ اخلاقي‌ است‌، كه‌ شرح‌ آن‌ پيش‌از اين‌ آمد. يعني‌ مذهب‌، گذشتن‌ از نفع‌ فردي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ اخلاقي‌ و پسنديده‌ را به‌ پيروان‌ خود توصيه‌، و آنها رابه‌ پذيرش‌ آن‌ ترغيب‌ مي‌كند. دوركيم‌ در باره‌ اين‌ نوع‌ از تاثير دين‌ مي‌گويد:
مذهب‌ اساساً امري‌ اجتماعي‌ است‌. مذهب‌ نه‌ تنها امري‌ فردي‌ نيست‌، بلكه‌ هر لحظه‌ فشارها ومحدوديت‌هايي‌ را بر افراد اعمال‌ مي‌كند. مذهب‌ فرد را وادار به‌ اعمالي‌ مي‌كند كه‌ براي‌ وي‌ آسان‌ نيست‌،و ايثارهاي‌ كوچك‌ و بزرگي‌ را از روي‌ انتظار دارد كه‌ براي‌ او گران‌ تمام‌ مي‌شود. قرباني‌ها و نذوراتي‌ كه‌فرد بايد در راه‌ خدا خرج‌ كند از اموال‌ او برداشت‌ مي‌شود، و لحظه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ انجام‌ فرايض‌ مذهبي‌ ازاوقات‌ كار و فراغت‌ او مي‌كاهد، فرد مجبور است‌ به‌ انواع‌ محدوديت‌ها كه‌ مذهب‌ به‌ وي‌ دستور داده‌است‌، تن‌ دردهد و حتي‌ در راه‌ خدا از زندگي‌ خويش‌ بگذرد. حيات‌ مذهبي‌، حياتي‌ است‌ سرشار ازفداكاري‌ و از خودگذشتگي‌. (دوركيم‌، 1369: 105)
اين‌ نگاه‌ به‌ تاثير اجتماعي‌ دين‌، فقط‌ منحصر به‌ مغرب‌ زمين‌ نيست‌. نوع‌ نگاه‌ متفكرين‌ مسلمان‌ در باره‌ روابط‌اجتماعي‌ و همكاري‌ در اسلام‌ نيز بيشتر به‌ همين‌ بعد باز مي‌گردد، كه‌ در ادامه‌ خواهد آمد. اما نظريه‌ انتخاب‌ عقلاني‌،در اين‌ باب‌ نگاه‌ ديگري‌ دارد، نگاهي‌ كه‌ حتي‌ مي‌تواند جايگزين‌ نظريه‌ عرفي‌گرايي‌ (كه‌ مكتب‌ مسلط‌ درجامعه‌شناسي‌ دين‌ است‌) شود. (يونگ‌، 1997) لازم‌ است‌ براي‌ بسط‌ بيشتر، مختصري‌ در باره‌ رويكرد انتخاب‌عقلاني‌ به‌ دين‌ بحث‌ شود.
نظريه‌ انتخاب‌ عقلاني‌ و مذهب‌: از نظر رودني‌ استارك‌ (1994)، يكي‌ از معروف‌ترين‌ جامعه‌شناسان‌ دين‌، امروزه‌يك‌ بحث‌ بنياني‌ درباره‌ موضوع‌ عقلانيت‌، در مطالعه‌ جامعه‌شناسانه‌ دين‌، رخ‌ داده‌ است‌. اين‌ بحث‌ با گسترش‌ شمارمتخصصيني‌ ايجاد شده‌ است‌ كه‌ براي‌ فهم‌ رفتار ديني‌ به‌ عنوان‌ فرآورده‌ی‌ انتخاب‌ عقلاني‌ تلاش‌ مي‌كنند. اين‌ تغيرپارادايمي‌ِ فرايندي‌، به‌ بسياري‌ از بنيادهاي‌ جامعه‌شناسي‌ دين‌ ضربه‌ وارد كرده‌ است‌؛ رشته‌اي‌ كه‌ از آغاز، وارد بودن‌پيش‌فرض‌ كنشگر عقلاني‌ را انكار كرده‌ بود و به‌ جاي‌ آن‌ رفتار «روح‌ ديني‌» را به‌ عنوان‌ مقوله‌اي‌ ضدعقلاني‌ ياغيرعقلاني‌ پذيرفته‌ بود.
از نظر استارك‌ آگزيوم‌ كنشگر عقلاني‌، پايه‌ تقريبا تمام‌ نظريه‌پردازي‌هاي‌ مؤثر در علوم‌ اجتماعي‌ است‌، «بجز»وقتي‌ كه‌ پديده‌ مذهبي‌ را در برمي‌گيرد. بسياري‌ از دانشمندان‌ علوم‌ اجتماعي‌ هنوز هم‌ آموزه‌ سنتي‌ را، كه‌ ازبنيانگذاران‌ اين‌ حوزه‌ها گرفته‌اند، مي‌پذيرند. اين‌ آموزه‌ سنتي‌ اين‌ است‌ كه‌ مذهب‌ اساسا ضدعقلاني‌ (irrational)، ياحداقل‌ غيرعقلاني‌ (non-rational) است‌، و بنابراين‌ رفتار مذهبي‌ مستثناي‌ از تحليل‌هاي‌ بر پايه‌ به‌ حداكثر رساندن‌نفع‌ مي‌باشد. هواداران‌ رويكرد انتخاب‌ عقلاني‌ با اين‌ آموزه‌ موافق‌ نيستند و استدلال‌ مي‌كنند كه‌ مي‌توان‌ مدلي‌ از رفتارمذهبي‌ را به‌ عنوان‌ رفتار عقلاني‌ ساخت‌، يعني‌ بازيگراني‌ با اطلاع‌ كامل‌، كه‌ مي‌پذيرند كه‌ كالاهاي‌ مذهبي‌ را معرفي‌كنند، عرضه‌ كنند يا آن‌ را تقاضا كنند. استارك‌ مي‌گويد كه‌ برخي‌ از نظريه‌پردازان‌ معاصر جامعه‌شناسي‌ دين‌ از قبيل‌خود وي‌ و فينك‌ (Finke)، اياناكونه‌ (Iannaccone)، اولسون‌ (Olson)، بينبريج‌ (Bainbridge)، و مك‌كان‌(McCann)، اين‌ نقطه‌ شروع‌ را براي‌ همه‌ كارهاي‌ جديد خود برگزيده‌اند.
اين‌ قضيه‌ كه‌ انسان‌ها نفع‌ خود را به‌ حداكثر مي‌رسانند، (همچنانكه‌ استارك‌ و همفكران‌ وي‌، آن‌ را به‌ كار مي‌برند)يك‌ آگزيوم‌ در نظريه‌هايي‌ است‌ كه‌ پيش‌بيني‌هاي‌ تجربي‌ را توليد مي‌كند. با اين‌ وجود، بدليل‌ اينكه‌ بسياري‌ ازجامعه‌شناسان‌ دين‌ نمي‌توانند رفتار مذهبي‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ رفتار عقلاني‌ فرض‌ كنند، معتقدان‌ به‌ نظريه‌ انتخاب‌عقلاني‌ِ دين‌ كنار گذاشته‌ مي‌شوند. استارك‌، اياناكونه‌ و فينك‌ شواهد مجاب‌كننده‌اي‌ ارائه‌ كرده‌اند كه‌ طبق‌ آن‌ مردم‌ دررفتارهاي‌ مذهبي‌ واقعي‌ خود، بر پايه‌ ارزيابي‌ عقلاني‌ از هزينه‌ها و فايده‌ها عمل‌ مي‌كنند.
ابعاد اصلي‌ دينداري‌ بارها مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌،اما مفهوم‌ دين‌ در علوم‌ اجتماعي‌، فاقد يك‌ تعريف‌ قطعي‌ و متفق‌عليه‌ است‌. اما در هر حال‌، دين‌، به‌ نحو بسيار كلي‌،مجموعه‌اي‌ از اعتقادات‌، اعمال‌ و عواطف‌ (فردي‌ ـ جمعي‌) دانست‌ كه‌ حول‌ تجربه‌ حقيقت‌ غايي‌ يا امر قدسي‌ و متعالي‌سامان‌ يافته‌ است‌. اميل‌ دوركيم‌ در كتاب‌ «صور بنياني‌ حيات‌ ديني‌» معتقد است‌ كه‌ «هر دين‌ مركب‌ است‌ از دو بخض‌اعتقادات‌ ديني‌ و مراسم‌ ديني‌». (دوركيم‌، 1383: 48) كلارك‌ و استارك‌، ابعاد اساسي‌ دين‌ را پنج‌ بعد دانسته‌اند: بعداعتقادي‌، بعد مناسكي‌، بعد تجربه‌ ديني‌، بعد آگاهي‌ ديني‌، و بعد پيامدي‌ دين‌. (طالبان‌، 1379: 41) در هر حال‌مي‌توان‌ سه‌ بعد اصلي‌ دينداري‌ را شامل‌ ابعاد زير دانست‌:
– تجربه‌ ديني‌: نوعي‌ وضعيت‌ وجودي‌ خاص‌ كه‌ انسان‌ در مواجهه‌ با امر قدسي‌ پيدا مي‌كند؛
ـ اعتقادات‌ ديني‌: به‌ معني‌ شناخت‌ اصول‌ متون‌ مقدس‌ اديان‌؛ و
ـ عمل‌ ديني‌: انجام‌ افعال‌ خاصي‌ است‌ كه‌ فرد ديندار انجام‌ مي‌دهد.
هر چند ديگران‌ نيز بر اين‌ ابعاد افزوده‌اند، اما ابعاد اساسي‌ دين‌ را مي‌توان‌ همين‌ سه‌ بعد دانست‌. (عظيمي‌ هاشمي‌، 1381؛ ملاحسني‌، 1381؛ طالبان‌، 1378)
شکل گیری برخی گرایش ها در افراد بدین دلیل صورت می گیرد که آنها را قادر می سازد بر محیط اجتماعی مسلّط شوند و ارتباطات مهمی را با دیگران برقرار سازند. گرایش ها از سه نوع اطلاعات به دست می آیند: باورها (در مورد ویژگی های مثبت یا منفی موضوع گرایش)، احساسات و عواطف (در مورد موضوع) و اطلاعات (در مورد اعمال گذشته و حال نسبت به موضوع گرایش). گرایش به محض شکل گیری، ارتباط نزدیکی با شناخت در حدود موضوع پیدا می کند. 1 بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان بر این باورند که مذهب تأثیر انکارناپذیری بر سلامت روح و جسم و دیگر ابعاد زندگی بشر دارد
از سوی دیگر به نظر برگر: ” مردمی که برای نخستين بار با يکديگر آشنا می‌شوند، می‌کوشند به هويت رابطه‌ای دست پيدا کنند؛ يعنی نقطه‌ی مشترکی بيابند که وجه تمايز آن‌ها از ديگران است. اين کار موجب می‌شود هريک از افراد نقش‌های جداگانه‌ای داشته باشند. در سطح بالاتر، وقتی مردم هويت مشترک را کشف می‌کنند، می‌توانند از اين طريق به نوعی انسجام برسند. ” ( هيس[40]، 1998: 201-202 )
از سوي ديگر؛ هويت واژه‌اي است كه امروز از نظر واژگاني جايگاه خود را در ادبيات جهان از دست مي‌دهد. از نظر معنا با سرگشتگي در ميان كهنه و نو، سنتي و مدرن و … تا پست‌مدرن روبرو است و از نظر مفهومي در ميان پسوندها ( هويت ملي، هويت فرهنگي، هويت مذهبي و … ) سرگردان است. از نظر تاريخي و جغرافيايي در معرض تهاجمات جهاني، ( شالوده شكني و فروريزي و فروپاشي تمدن‌ها و روند رو به رشد ايده‌ها، تكنولوژي‌ها، اينترنت‌ها و شاه‌راه‌هاي ارتباطي و … ) است. ( نكوروح، 1378: 1 )
به طور كلي هويت به عنوان وسيله‌اي براي معرفي خود، تعلق به گروه‌هاي مختلف اجتماعي و اشتراك و افتراق با ديگران موضوعي بحث برانگيز است و نظريه‌هاي مختلفي درباره‌ی آن ابراز شده و در دوره‌هاي مختلف؛ يعني دوره‌ی پيش‌مدرن، دوره‌ی مدرن و دوره‌ی پست‌مدرن، معاني و تعاريف مختلفي از آن ارائه شده است.
تاجفل از نظريه‌پردازان هويت اجتماعي در 1970، هويت اجتماعي را با عضويت گروهي پيوند مي‌زند و عضويت گروهي را متشكل از سه عنصر مي‌داند: 1- عنصر شناختي: آگاهي از اينكه فرد به يك گروه تعلق دارد؛ 2- عنصر ارزشي: فرض‌هايي درباره پيامدهاي ارزشي مثبت يا منفي عضويت گروهي؛ 3- عنصر احساسي: احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد ديگري كه رابطه‌اي خاص با آن گروه دارند( Tajfel, 1978: 63). مجموع اين عناصر منجر به شكل‌گيري يك مقوله‌بندي از عضويت گروهي مي‌شود. مقوله‌بندي, افزايش شيوه‌هايي را موجب مي‌شود كه در درون گروه مطلوب و در بيرون گروه هزينه ‌بردار هستند. بعد از اينكه عضويت در يك گروه مقوله‌بندي شد، افراد از طريق تفاوت‌گذاري قاطعانه، درون گروه‌شان را در مقايسه با بيرون گروه نسبت به يك سري ابعاد ارزشي متمايز مي‌کنند و درصدد دستيابي به اعتماد به نفس مثبت هستند. اين تلاش براي تمايزگذاري مثبت بدين معني است كه احساس مردم در خصوص اينكه “چه كسي هستند” با كلمه‌ی “ما” تعريف مي‌شود تا با كلمه‌ی “من”. فرضيه‌‌ی اصلي تئوري مقوله‌بندي اين است كه هويت اجتماعي در بسياري موارد قادر است فرد را از سوگيري به هويت شخصي باز دارد، بنابراين بر اين قضيه تأكيد دارد كه افراد در بسياري مواقع سعي مي‌كنند خود را با مشخصه‌هاي اجتماعي مقوله‌بندي كنند و نه شخصي، و اين امر – مقوله‌بندي فرد با مشخصه‌هاي اجتماعي – باعث ايجاد درون گروه مشابه و برون گروه متفاوت مي‌شود. به‌طور كلي مي‌توان گفت كه فرضيه‌ی مركزي تاجفل و همكاران او اين بود كه ما مقوله‌هايي را كه در ذهن خود بوجود مي‌آوريم، با مرتب كردن موضوعات در آن‌ها، تفاوت‏ها را در بين مقوله‌ها افزايش مي‌دهيم( افزايش تفاوت‏هاي بين مقوله‌اي) و در داخل گروه آن‌ها را كاهش مي‌دهيم. به عبارت ديگر آن‌ها مي‌گويند ما تمايل داريم بر شباهت بين اعضاي يك مقوله و تفاوت بين مقوله‌ها در بين اين گروه‌ها؛ فرد آن‌هايي را كه بدان تعلق خاطر دارد (درون گروه) مي‌شناسد و آن‌هايي را كه بدان متعلق نيست (برون گروه) نيز تميز مي‌دهد (Tajfel & Wilks .1963 ). بنابراين اگر براساس تئوري هويت اجتماعي تاجفل ” ارتباط با دين” جايگزين “عضويت گروهي” شود، تصويري از هويت ديني كه در اينجا مدنظر است به دست مي‌آيد. به اين ترتيب هويت ديني عبارت خواهد بود از :
” ميزان شناخت فرد از تعلق و ارتباطش نسبت به ديني خاص و پيامدهاي ارزشي مثبتي که فرد براي اين تعلق و ارتباط قائل است و بالاخره احساسات خاص فرد نسبت به آن دين و نسبت به ديگراني که مثل او رابطه‌اي مشابه با آن دين دارند. به بيان ديگر هويت ديني عبارت است از: تعريف شخص از خود براساس داشتن تعلق نسبت به ديني خاص به همراه ملاحظات ارزشي و احساسي مترتب با آن “.
گلارك و استارك نيز، ساختارهاي ديني متعددي را تحت عناوين باور، عمل(مراسم مذهبي و عبادت)تجربه، معارف و نتايج و پيامدهاي ديني و تأثيرات روزانه‌ی آن نام برده‌اند. آن‌ها ويژگي‌هاي مرتبط با دينداري را حول پنج بعد زير جمع بندي كرده‌اند:
– بعد اعتقادي كه در بر گيرنده‌ی باورهايي است كه انتظار مي‌رود فرد با توجه به دين خاص خود به آن‌ها اعتقاد داشته باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 161
  • 162
  • 163
  • ...
  • 164
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 168
  • ...
  • 169
  • 170
  • 171
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 8702
  • فایل شماره 7811
  • فایل شماره 8120
  • دانلود فایل پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی رابطه معنویت سازمانی با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 7355
  • فایل شماره 8975
  • فایل شماره 7669
  • فایل شماره 7570
  • فایل شماره 7444

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان