روش ها و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل شماره 9074
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۶۰

۵۲۹۵/۲

۵/۲۱۹۸۷۵۲

۳۱۴۴۷۲/۸

شکل ۳-۱۵– دمای خروجی در حالت ماندگار
شکل ۳-۱۶– گازهای خروجی در حالت ماندگار
با توجه به ورودی‌ متناسب با فرایند در حالت ماندگار که در اینجا مقدار پله برای دمای ورودی گاز ترکیبی به راکتور، اعمال شده است و همچنین سایر مقادیر اولیه طبق جدول ۳-۲؛ همانطور که در شکل‌های ۳-۱۵ و ۳-۱۶ مشاهده می‌شود، نتایج نمودار شبیه‌سازی شده نشان دهنده‌ی عملکرد صحیح فرایند و شبیه‌سازی برنامه درحالت ماندگار می‌باشد. زیرا که مقادیر دمای خروجی و کلیه‌ی گازهای خروجی از راکتور، بطور تقریبی به حالت ماندگار خود رسیده‌اند. علاوه بر آن، هدف از انجام فرایند که همانا هیدروژناسیون کامل گاز استیلن یا به عبارت دیگر حذف کامل آن در انتهای فرایند می‌باشد، برآورده شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این نکته قابل توجه می‌باشد که می‌توانیم با اعمال تغییرات در دمای ورودی به راکتور (برای مثال بصورت ورودی پله)، مقدار غلظت استیلن خروجی را به میزان مطلوب تغییر داد. به عنوان مثال، در شکل ۳-۱۷ مشاهده می‌گردد که اگر در دمای ورودی سیستم تغییرات یک واحد ایجاد شود، بدین معنی که به سیستم ورودی پله‌ی یک واحد داده شود، غلظت خروجی استیلن مقدار ppm ۶/۵ و اگر به سیستم پله‌ی ۱۰ واحدی وارد شود، غلظت خروجی استیلن مقدار ppm ۶/۲ را به خود می‌گیرد. از اینرو می‌توان این نتیجه را گرفت که تنها با تغییرات در دمای سیستم و اعمال ورودی به تابع تبدیل دمای راکتور که در رابطه‌ی ۳-۲۴ به آن دست یافتیم، می‌توان به هیدروژناسیون استیلن یا به عبارت دیگر، حذف آن در طی فرایند دست یافت.

شکل ۳-۱۷– مقایسه‌ی غلظت خروجی استیلن به ازای ورودی تغییرات دمای متفاوت
فصل چهارم
طراحی کنترل کننده
۴-۱- مقدمه
دانش کنترل در دنیای امروز به قدری گسترش یافته که تقریباً می‌توان گفت در تمامی شاخه‌های علوم، اعم از فنی، زیستی، اجتماعی و اقتصادی وارد شده است. در واقع در هر جایی که مفهوم سیستم وجود داشته باشد و تعریف گردد، نیاز به مدل‌سازی، و سپس کنترل سیستم و ارائه روش‌هایی سیستماتیک متناسب با نیازهای موجود نیز پدید خواهد آمد. در چهار دهه گذشته مبحث مهندسی کنترل پیشرفت‌های زیادی داشته است. بگونه‌ای که بدون استفاده از نرم‌افزارها و منطق‌های جدید کنترلی، کنترل سیستم‌های پیچیده بسیار دشوار می‌باشد [۲۶]. همچنین در سال‌های اخیر کنترل اتوماتیک نقش عمده‌ای در پیشرفت صنایع داشته است و امروزه کنترل اتوماتیک یک قسمت مهم و جدا‌نشدنی از فرایند می‌باشد. صنایع مختلف از واحدهای کوچک تا مجتمع‌های عظیم صنعتی همه به نحوی از دستگاه‌های کنترل استفاده می‌کنند. بطوری که بهره‌برداری مطلوب از یک واحد صنعتی از نظر اقتصادی و فنی بدون استفاده از سیستم کنترل اتوماتیک میسر نخواهد بود [۲۷]. اگر بخواهیم یک تعریف کلی از کنترل ارائه دهیم، می‌توان گفت که هدف این علم، کنترل متغیرهای اساسی سیستم بر مبنای برخی ملاک‌های مطلوب (که متغیرهای خروجی می‌تواند تنها بخشی از این متغیرها باشند) می‌باشد. به بیان دیگر، کنترل را می‌توان عملیات حفظ حالت سیستم داده شده در شرایط مطلوب تعریف کرد. به طور کلی می‌توان گفت مهندسی کنترل حلقه اتصال میان مهندسی برق و رشته‌های دیگر می‌باشد. امروزه مهندسی کنترل به صورت بخش اصلی و مهمی از فرایندهای صنعتی و تولیدی در آمده ‌است.
۴-۲- تعریف کنترل کننده
کنترل کننده بخشی است که در آن تصمیم‌گیری در خصوص کمیت و کیفیت تغییرات اعمالی روی فرایند انجام می‌گیرد. ورودی به کنترل کننده سیگنال خطا و خروجی از آن، سیگنال دستور کنترلی می‌باشد. برای بدست آوردن تابع تبدیل باید ارتباط ریاضی بین این دو موضوع را یافت. البته لازم بذکر است که برای کنترل کننده‌های مکانیکی هر تابع ریاضی قابل اعمال نیست، اما در سیستم‌های کنترلی دیجیتالی این محدودیت تا حدود زیادی برطرف شده است [۲۶].
تئوری کنترل در ۱۲۰ سال گذشته گام‌های بلندی در جهت تحقق اهداف کنترلی برداشته است. این امر با بکارگیری روش‌های تحلیل حوزه فرکانسی و تبدیلات لاپلاس در حل مدل‌های ریاضی محقق شد، که عمدتاً به دهه‌ های سوم و چهارم قرن بیستم نسبت داده می‌شود. بعد از آن و در دهه‌ های پنجم و ششم قرن بیستم، روش آنالیز فضای حالت در کنترل بهینه[۵۳] معرفی شد. در این دو دهه و در ادامه تحقق کنترل بهینه به تئوری کنترل فرایندهای اتفاقی[۵۴]، کنترل مقاوم[۵۵]، کنترل تطبیقی[۵۶]، کنترل غیرخطی[۵۷] و کنترل فازی[۵۸] نیز پرداخته شد. لذا از آن به بعد، ساخت و بکارگیری سیستم‌های کنترلی بسیار قابل اطمینان، سریع و با دقت بیشتر، میسر گردید. این سیستم‌ها به سادگی قابلیت کنترل فرایندهای پیچیده‌تر را دارا هستند. در این جا لازم است که سیستم‌های کنترلی را بصورت کلی بدین شکل تقسیم‌بندی کرد. به سیستم‌های کنترلی که در آن‌ها با بکارگیری مدل‌های ریاضی به کمک نرم‌افزار، روش‌های تجزیه و تحلیل سروکار داریم را جزء دسته‌ی سیستم‌های کنترل مدرن و سایر سیستم‌های کنترلی را جزء دسته‌ی سیستم‌های کنترل کلاسیک به حساب ‌آوریم [۲۷].
۴-۳- کنترل مدرن
همانطور که ذکر گردید، کنترل مدرن یکی از دو دسته‌ی انواع کنترل کننده‌ها است. در طول چند سال گذشته، تئوری کنترل مدرن خطی به سرعت در حال پیشرفت بوده و در حال حاضر به عنوان یک ابزار قدرتمند و برجسته عملی، برای به رسمیت شناختن راه حل مشکلات کنترل بازخورد خطی است. همچنین می‌توان کنترل مدرن را تا به امروز بصورت کلی در کنترل بهینه، کنترل مقاوم، کنترل تطبیقی، کنترل غیرخطی، کنترل فازی و کنترل نوین فرایندهای صنعتی خلاصه کرد [۲۸]. لذا از آنجایی که بدلیل موضوع مورد پژوهش در این فصل به مفاهیم کنترل کننده‌های فازی نیز نیاز است، از اینرو تنها به شرح مختصر از این کنترل کننده‌ پرداخته خواهد شد.
۴-۳-۱- مقدمه‌ای بر سیستم‌های فازی
واژه‌ی فازی در فرهنگ لغت آکسفورد بصورت “مبهم، گنگ، نادقیق، گیج، مغشوش و نامشخص” تعریف شده است. اساساً اگر چه سیستم‌های فازی پدیده‌های غیر قطعی و نامشخص را توصیف می‌کنند، با این حال خود تئوری فازی، یک تئوری دقیق است [۲۹]. منطق فازی اولین بار توسط پروفسور لطفی علی عسگرزاده در سال ۱۹۶۵ میلادی ارائه شد. فازی در واقع منطقی فراتر از منطق کلاسیک و ارزش‌های صفر و یک است، و هدف آن ارائه‌ یک مجموعه فازی، ایجاد روشی نوین در بیان عدم‌قطعیت‌ها و ابهامات موجود در زندگی بصورت چند ارزشی است. در سال ۱۹۷۵ میلادی، آقایان ممدانی[۵۹] و اصیلیان[۶۰] برای اولین بار این منطق کنترلی را روی یک فرایند صنعتی پیاده کردند، که از آن پس توجه محققان به جهت طراحی کنترل کننده‌هایی با این سبک، افزایش یافت. از آن به بعد استقبال بسیاری از این کنترل کننده در صنعت شد، که می توان در این میان به معروف‌ترین آن‌ها اشاره کرد. از جمله‌ی آن می‌توان به مواردی اشاره نمود همچون کنترل فازی تثبیت کننده‌ی تصویر دیجیتال، کنترل فازی کوره سیمان در سال ۱۹۷۰ میلادی، کنترل فازی ماشین شستشوی لباس در سال ۱۹۹۰ میلادی، کنترل فازی قطار زیر زمینی سندایی در سال ۱۹۹۱ میلادی و کنترل فازی در خودرو (شرکت میتسوبیشی) در سال ۱۹۹۲ میلادی [۲۹].
تمامی نظریه‌های علوم مهندسی، دنیای واقعی را به شکل تقریبی، توصیف می‌کنند، به عنوان مثال در عالم واقع بیشتر سیستم‌ها بصورت غیرخطی می‌باشند، ولی تمامی مطالعات و بررسی‌ها بر روی سیستم‌های خطی است. یک تئوری مهندسی خوب از یک سو باید بتواند مشخصه‌ های اصلی و کلیدی دنیای واقعی را توصیف کرده و از سوی دیگر قابل تجزیه و تحلیل ریاضی باشد. بنابراین تئوری فازی از این جنبه تفاوتی با سایر تئوری‌های علوم مهندسی ندارد. در سیستم‌های عملی اطلاعات مهم از دو منبع مهم سرچشمه می‌گیرند. یکی از اطلاعات، افراد خبره می‌باشد. که دانش و آگاهی آن‌ها را در مورد سیستم به زبان طبیعی تعریف می‌کنند و دیگری اندازه‌گیری‌ها و مدل‌های ریاضی هستند، که از قواعد فیزیکی مشتق شده‌اند. بنابراین یک مساله‌ی مهم، ترکیب این دو نوع اطلاعات در طراحی سیستم‌ها می باشد. سیستم‌های فازی، سیستم‌های مبتنی بر قواعد یا دانش می‌باشند. بدین معنا که بر پایه‌ی مدل استوارند، اما این مدل دارای یک رابطه ریاضی مرسوم نیست. قلب یک سیستم فازی، پایگاه دانش آن بوده که از قواعد اگر- آنگاه[۶۱] فازی تشکیل شده است. یک قاعده‌ی اگر- آنگاه فازی، یک عبارت اگر- آنگاه بوده که بعضی از کلمات آن بوسیله‌ی توابع تعلق پیوسته مشخص شده است. در واقع نقطه‌ی شروع ساخت یک سیستم فازی، بدست آوردن مجموعه‌ای از قواعد اگر- آنگاه فازی از دانش افراد خبره در حوزه‌ی مورد بررسی است. در مرحله‌ی بعد، می‌بایست به ترکیب این قواعد در یک سیستم واحد پرداخت [۲۹].
سیستم‌های فازی مختلف از اصول و روش‌های متفاوتی برای ترکیب این قواعد استفاده می‌کنند. در کتب و مقالات، معمولاً از سه نوع سیستم فازی صحبت شده است [۲۹].
– سیستم‌های فازی خالص.
– سیستم‌های فازی تاکاگی- سوگنو و کانگ[۶۲] (TKS).
– سیستم‌های فازی با فازی‌ساز و غیرفازی‌ساز.
در شکل ۴-۱ دیاگرام بلوکی از ساختار یک سیستم فازی خالص، در شکل ۴-۲ دیاگرام بلوکی از ساختار یک سیستم فازی TSK و در شکل ۴-۳ دیاگرام بلوکی از ساختار یک سیستم فازی را به همراه فازی‌ساز و غیرفازی‌ساز نشان داده شده است. در این پژوهش برای طراحی کنترل کننده‌ فازی از ساختار سیستم فازی به همراه فازی فازی‌ساز و غیرفازی‌ساز استفاده شده است.
پایگاه قواعد فازی
موتور استنتاج فازی
شکل ۴-۱– دیاگرام بلوکی از ساختار یک سیستم فازی خالص [۲۹]
پایگاه قواعد فازی
میانگین وزنی
شکل ۴-۲– دیاگرام بلوکی از ساختار یک سیستم فازی TSK [۲۹]
پایگاه قواعد فازی
فازی‌ساز

نظر دهید »
فایل شماره 9073
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بسامد و خوانش: این واژه در بندهشن پنج بار تکرار شده است و املای آن بسیار متنوع و به دو صورت پازند و پهلوی کتابی است که در زیر تشریح می‌شود: بار اول) در TD1, TD2, DH (azara)،[۱] در K20 (ažara) ، در K20b (awara)، در M51 (avar) (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵پ۳۸)؛ بار دوم) در همه نسخ به صورت پهلوی [ˀp̄lk’] (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۴۱پ۱۷۲)؛ بار سوم) در همه نسخ به صورت پهلوی [ˀp̄lk] (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۷۶پ۴)؛ بار چهارم) در TD1, TD2, DH [ˀp̄lk]، در K20, K20b, M51 [ˀwlk] (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۹۲پ۴)؛ بار پنجم) در TD1, DH [ˀp̄lk]، و در TD2 از قلم افتاده است (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۱۱۹پ۱۴).
خوانش پژوهشگران مختلف متنوع و به شرح زیر است: مکنزی (۱۹۶۴: ۵۱۴) و بهار (۱۳۷۵: ۵۹) آنرا Azarag گرفته اند؛ یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷) تقی‌زاده (۱۳۱۶: ۳۲۶) و وست (۱۸۸۰: ۱۱-۱۲) نام منزل قمری مربوطه را Avra و ستاره همنام آنرا Avrak خوانده‌اند؛ زنر (۱۹۳۸: ۳۱۱) آنرا به صورت aβrak ؛ بهزادی (۱۳۶۸: ۵) و انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱) آنرا به صورت Azara ثبت کرده‌اند. مکنزی (۱۹۶۴: ۵۱۴پ۲۱) در پانوشت مقاله خود به طور گذرا به تلفظ Abarag نیز به عنوان یکی از احتمالات اشاره کرده است. هنینگ (۱۹۴۲: ۲۳۵) آنرا بی هیچ توضیحی Aparak خوانده است.
علیرغم خوانش های گوناگونی که برای این منزل قمری ارائه شده است، هیچ یک از پژوهشگران تلاشی برای اثبات خوانش خود نکرده است. اما با توجه به بسامد این واژه در بندهشن متوجه خواهیم شد که صورتهای پهلوی موجود در کلیه نسخه ها [ˀp̄lk(‘)] یا [ˀwlk] است و صورتهای پازند عبارتند از: awara ، avar ، ažara (که به علت شباهت حرف اوستایی ž و w ، صورت تحریف شده awara است). از ۲۹ بسامد املایی این واژه تنها سه بار با املای پازند azara آمده است که به علت شباهت حرف اوستایی z با v ، صورت تحریف شده avara می‌باشد. لازم به ذکر است که تحریف حروف اوستایی z با v دارای بسامد بالایی است. در نتیجه، تمام نسخ، املای پازند awara و پهلوی [ˀp̄lk’] را تایید می‌کنند. از طرفی کاملا مشخص است که این دو املاء نام یک ستاره واحد را نشان می‌دهند و با هم یکی هستند؛ چراکه املای پازند واژه پهلوی abar ، awar است (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲) و اکثر واژه های پهلوی که به -ag [-k’] ختم می‌شوند، املای پازندشان به -a ختم می‌شود.[۲] بنابراین، برخلاف نظر اکثر پژوهشگران تلفظ صحیح این واژه در پهلوی Abarag [ˀp̄lk’] و املای پازند آن Awara می‌باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ریشه شناسی: واژه abar مطابق مکنزی (۱۳۷۳: ۴۸) «برتر، بالاتر» است و از ترکیب آن با پسوند اسم ساز -ag [k’] واژه Abarag به معنی «بلندپایه، متعالی» ساخته می‌شود. مطابق دهخدا نیز واژه «بَر» به معنای «فراز، بالا» است. این منزل قمر مطابق با منزل عربی «طَرف» است که در لغتنامه دهخدا لفظاً به معنی «نهایت، منتهای هر چیزی» تعریف شده است و به عنوان یک اصطلاح نجومی عملاً علاوه بر اینکه یک منزل قمر است، به معنی خودِ «برج سرطان» نیز آمده است. از طرفی ستارۀ «طَرف» (Altarf=β Cancri) روشن ترین ستارۀ برج سرطان است (مور، ۲۰۰۲: ۶۹). این ستاره در وسط این برج واقع می‌باشد و منزل طَرف نیز دقیقاً از وسط برج سرطان آغاز می‌شود. از آنجا که این ستاره در برج سرطان یعنی در بالاترین جایگاه خورشید بر دایرهالبروج قرار دارد و آنجا شرف سیارۀ هرمزد نیز هست، ستارۀ طَرف و در نتیجه منزل قمری مربوط به آن در پهلوی Abarag به معنی «بلند پایه، متعالی» و در عربی طَرف به معنی «غایت و منتها» قرار داده شده است: هند و ایرانی آغازین: *(H)upara- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۱۱۵)؛ سانسکریت: upara- (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۰۴)؛ اوستایی: upara- (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۲۲۰؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲)؛ فارسی میانه: Aparak (هنینگ، ۱۹۴۲: ۲۳۵)؛ abarag [ˀp̄lg] «برتر، بالاتر» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۲۸)؛ apar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: از abar (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۲؛ بویس، ۱۹۷۷: ۶)؛ فارسی میانه کتیبه ای: از abar (ژینیو، ۱۹۷۲: ۳۳)؛ پازند: awara (بندهشن، ۲: ۲)؛ مشتق از awar «برتر» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲)؛ aβrak (زنر، ۱۹۳۸: ۳۱۱)؛ فارسی نو: از، بَر + پسوند ـک (ـگ، ـه)؛ انگلیسی: over, super ؛ معادل عربی: طَرف.
ترکیبات:
xwurdag ī Abarag «خردۀ اَبَرَگ، منزل اَبَرَگ، ماهخانۀ اَبَرَگ».

abargarān gāh [ˀp̄lglˀn’ gˀs | Av. uparō.kairiia-]
(تنجیم: طبقات آسمان)
* گاه اَبَرگران: گاه امشاسپندان، پایه ششم آسمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژۀ «abargar»، صفت کلیه ایزدان و امشاسپندان است. مکنزی (۱۳۷۳: ۲۸) آن را مترادف با «ایزد، خدا» و نیبرگ (۱۹۷۴: ۲۲) آنرا به معنی «نیروی برتر، قَدَر» محسوب می‌کند. در بندهشن واژه «abargarān» با «مینوگان ایزدی» مترادف است و از آنجا که مینوگان ایزدی همان امشاسپندان هستند، گاه ابرگران برابر با پایه ششم آسمان یا گاه امشاسپندان است. (برای توضیحات بیشتر رک. gāh ī Amahraspandān و pāyag)
ریشه شناسی: ترکیب اضافی abargarān gāh از جمع واژه abargar + gāh تشکیل شده است. خود واژۀ abargar از صفت abar + واژۀ gar ساخته شده است. از آنجا که صفت abar در ترکیبات معنی «آسمانی» می‌دهد (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲) و gar به معنی «خالق، سازنده، کننده» است، واژه abargar به معنای «خالق آسمانی» یا همان «ایزد و خدا» است. برای ریشه شناسی abar و gāh ، به سرواژه های abar-āmadan و gāh مراجعه کنید. بررسی ریشه شناختی gar در زیر آمده است: ایرانی آغازین: *kara- از ریشه *kar- «کردن، ساختن» (چئونگ، ۲۰۰۷: ۲۳۶)؛ سانسکریت: اسم kará- «کننده، سازنده» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۵۳) از ریشه kar- «کردن، ساختن» (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۳۰۷-۳۰۸)؛ ریشه ضعیف kṛ- (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۳۰۱)؛ اوستایی: kairiia- «کار» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۲۶) از ریشه kar- «کردن» (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۴۴۴؛ رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۲۵)؛ در ترکیب uparō.kairiia- به معنی «اَبَرکار» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲)؛ و همچنین «کُنندۀ برتر» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۲۴)؛ فارسی باستان: kara- «کننده» از ریشه kar- (کنت، ۱۹۵۳: ۱۷۹)؛ فارسی میانه: در ترکیب abargarān gāh (بهار، ۱۳۴۵: ۲۲؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲؛ مکنزی، ۱۳۷۳: ۲۸)؛ و apargar «برتر» (دومناش، ۱۹۴۵: ۲۶۶)؛ فارسی میانه ترفانی: kar- از ریشه kird- (هنینگ، ۱۹۷۷: ۲۰۲)؛ پهلوی اشکانی ترفانی: kar- از ریشه kird- (گیلن، ۱۹۶۶: ۵۷)؛ پهلوی کتیبه ای: -kar از ریشه kard- (ژینیو، ۱۹۷۲: ۱۹)؛ پهلوی اشکانی کتیبه ای: -kar از ریشه kard- (ژینیو، ۱۹۷۲: ۴۹)؛ پازند: gar در awargar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۲) از ریشه kard- (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۱۴)؛ فارسی نو: بَرکار «مسلط به کار» (دهخدا).

abāxtar [ˀp̄ˀhtl | Av. apāxtara-, apāxəδra- | M ˀbˀxtr | N bāxtar]
(نجوم: سیارات؛ جهات)
* اباختر: ۱) سیاره؛ ۲) شمال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات ۱: در اوستا apāxtara- صفتی است به معنای «شمالی» (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۸۰) و بنا بر بندهشن، شمال جایگاه اهریمن و دوزخ است؛ از طرفی سیارات پدیده هایی اهریمنی محسوب می‌شوند که دایم در حال نبرد با ستارگان ثابت هستند (بندهشن، ۵: ۴). فلسفه وجودی و حرکت آنها در آغاز دوران آمیزش یک امر اهریمنی است و با پایان این دوره، حرکت و نبرد آنان با ثوابت (اختران اهورایی) نیز پایان می‌پذیرد. از این گذشته، در فرگرد ۲۷، بند ۵۸ از بندهشن صریحاً آمده است که «دوزخ را بند به هفت سیاره است». در نتیجه، تحول معنایی apāxtar- از «شمالی» (= دوزخی، اهریمنی) در اوستایی به «سیاره» (=ستارۀ اهریمنی) در فارسی میانه امری کاملاً منطقی است.
توضیحات ۲: لفظِ «سیاره»، «متحیر» و planet (به معنی «سرگردان») به این دلیل به ستارگانِ متحیر یا سیارات اطلاق می‌شود که برخلاف ستارگان ثابته یا ثوابت، مسیر حرکت و موقعیت شان نسبت به پس زمینه آسمان دائم در حال تغییر است (مصاحب، ۱۳۸۷: ۱۳۸۶). در نجوم سنتی، سیارات و کلیه اجرام آسمانی را «ستاره» یا «کوکب» می‌گویند و هر گاه بخواهند بطور خاص به ثوابت اشاره کنند از لفظ «ستارگان ثابت» استفاده می‌کنند. تعداد سیارات هفت است و آنها عبارتند از: خورشید تاریک یا اباختری (شمس)، ماه تاریک یا اباختری (قمر)، اورمزد اباختری (مشتری)، زهره اباختری (اناهید)، تیر اباختری (عطارد) ، بهرام اباختری (مریخ)، کیوان اباختری (زحل). این سیارات اباختری که مادی هستند و با ستارگان آمیزنده در هم می‌آمیزند و جایگاهشان در آسمان در زیر فلک ستارگان آمیزنده (فلک البروج) است، با ایزدان همنام خود که مینوی هستند و جایگاهشان در بالای سپهر ستارگان آمیزنده است، فرق دارند (رک. axtar). مطابق بندهشن (۵الف: ۱۰)، «این روشنی که از ایشان پیداست همان روشنی هرمزدی است؛ روشنی در چشم خرفستران چونان کهتران است که جامۀ دیبا پوشند» (بهار،۱۳۷۸: ۵۹). (برای توضیحات بیشتر رک. tamīg و pāyag)
ریشه شناسی: این واژه وام گرفته از صورت اوستایی apāxtara-؛ apāxəδra- «شمالی» است. بارتولومه (۱۹۰۴: ۸۰) ساخت این واژه را در معنای «شمال»، از ترکیب (apa + axtara-) اشتباه محسوب می‌کند و آن را صفت برتر apā̊nk- «پس، پشت، وارون، برگشته» می‌داند؛ او واژه apāxtar- در معنای «سیاره» را مرکب از (upa + axtar-)، به معنی «آنچه نزدیک اختر است»، می‌داند: اوستایی: apāxtara-؛ apāxəδra- «شمالی» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۵؛ بارتولومه، ۱۹۰۴: ۷۹)؛ فارسی میانه: abāxtar (بهار، ۱۳۴۵: ۱۱؛ مکنزی، ۱۳۷۳: ۲۹؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۵)؛ فارسی میانه ترفانی: abāxtar «سیاره»؛ پهلوی اشکانی ترفانی: abāxtar «شمال» (بویس، ۱۹۷۷: ۴؛ دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۸)؛ پازند: awāxtar : «شمال» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۵)؛ فارسی نو: باختر: «غرب»؛ «شمال»؛ «شرق» (دهخدا)؛ باختر در فارسی نو به معنی «سیاره» بکار نرفته است؛ معادل انگلیسی: north, planet ؛ معادل عربی: متحیره، سیاره؛ شَمال.
ترکیبات:
kust ī abāxtar = kustag ī abāxtar «ناحیت شمال، ناحیه شمال»
abāxtar rōn «سوی شمال، جانب شمال، سمت شمال»
az abāxtar nēmag «از میان ناحیه شمال، از وسط شمال، از منتصف شمال»
abāxtar spāhbed «سپاهبدِ شمال»؛
abāxtarān [ˀp̄ˀhtlˀn’] «سیارگان»
haftān abāxtarān [7ˀn ˀp̄ˀhtlˀn’] «سیارات هفت‌گانه، سیارات سبعه، کواکب سبعه»
haft abāxtarān «سیارات هفت‌گانه، سیارات سبعه، کواکب سبعه»
druzān abāxtarān «سیارات دیونهاد، سیارات بدنهاد»
murnǰēnīdārān abāxtarān «سیارات مرگ‌آور»
haft abāxtarān spāhbedān «سپاهبدانِ سیاراتِ سبعه، سپاهبدان اباختری»
abāxtarīgān spāhbedān spāhbed «سپاهبدان-سپاهبدِ اباختری، سیارۀ کیوان».

abāxtarīg [ˀp̄ˀhtlyk’]
(نجوم: سیارات؛ جهات)
* اباختری:
* ۱) شمالی (=دوزخی، اهریمنی، بد سرشت، بد نهاد)
* ۲) منسوب به سیارات (=سیّار، متحیّر)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژۀ پهلوی abāxtarīg در لفظ به معنی «شمالی» و بطور ضمنی به معنی «دوزخی، اهریمنی، بد سرشت، بدنهاد» بوده است. این صفت نسبی در بندهشن به عنوان صفت سیارات بکار رفته است. (برای توضیحات بیشتر رک. abāxtar)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: abāxtar + پسوند صفت ساز -īg . (رک. abāxtar)
ترکیبات:

نظر دهید »
فایل شماره 9072
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۸/۰-

۴۱۱/۰

۰۱۷/۰

۱۳/۰

محصول حقیقی

۴۹۹۰۷۱

۴۳۹۱۱

۸/۰

۸/۰-

۲۱۴۴۶۳

۱۲۳۳۵۸۵۸۵۱۳

۹/۱۱۱۰۶۶

نرخ سود

۵/۱۸

۴

۸/۰

۸/۰-

۹/۱۰

۳/۲۳

۸۳/۴

نرخ دستمزد حقیقی

۷۰۲۴۱

۱۳۰۰۰

۸/۰

۸/۰-

۲۹۹۹۷

۱۷۳۵۵۵۳۵۲

۱۳۱۷۴

در واقع داده‌ها بر بازه‌ی ]۱،۱-[ نرمال نشده‌اند چرا که باید مجالی برای تغییر متغیرهای جدید خارج از مقادیر موجود وجود داشته باشد زیرا ممکن است خروجی داده‌های خارج از نمونه که بعداً به کار می‌روند، مقادیر خارج از محدوده‌ی متغیر مستقل مورد استفاده در ایجاد شبکه باشند. تغییر بازه‌ها از لحاظ ریاضی اشکالی ایجاد نمی‌کند زیرا این بازه‌ها هم ارز هستند. در الگوی سوم و همچمین در پیش‌بینی داده‌ها در بازه‌ی ]۱،۱-[ نرمال شده‌اند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

انتخاب شبکه

انواع مختلفی از شبکه‌های عصبی وجود دارد که با توجه به اهداف تحقیق می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند که در این تحقیق از شبکه‌ی عصبی چند لایه پیش‌خور با الگوریتم آموزشی پس انتشار خطا استفاده می‌شود. شبکه‌ی عصبی چند لایه پیش‌خور مثالی از شبکه‌ی عصبی آموزش داده شده با بهره گرفتن از ناظر است.

توابع انتقال

توابع انتقال در این مطالعه از نوع تانژانت سیگموئید و خطی می‌باشند.
تعیین تعداد لایه‌ها و نرون‌های هر لایه
الگوی اول) توابع انتقال از نوع تانژانت سیگموئید باشند.
شکل ‏۴‑۱- شبکه‌ی عصبی با توابع انتقال تانژانت سیگموئید
از میان تمام شبکه‌ها ی ساخته شده، یک شبکه با دو لایه‌ی میانی توانسته است میزان خطای مناسب و قابل قبول را ایجاد نماید. بنابراین بر طبق نتایج بدست آمده، شبکه ای سه لایه با ۱۰ نرون در لایه اول، ۱۰ نرون در لایه دوم و با توجه به تک بعدی بودن خروجی تنها یک نورون در لایه‌ی آخر وجود دارد. به منظور انتخاب بهترین ساختار می‌توان تعداد لایه‌ها و نرون‌های هر لایه را تغییر داد و یا شبکه را مجددا آموزش داد و نتایج را با توجه به معیار های ارزیابی بررسی کرد. نتایج حاصل از این الگو با مشخصات ذکر شده در جدول ثبت شده‌اند.
به دنبال هدف اصلی پایان نامه که همان بررسی و پیش‌بینی اثر جهانی‌شدن بر سطح اشتغال است، باید به گونه‌ای از تغییر تمامی متغیرهای مستقل به‌غیر از شاخص باز بودن اقتصاد جلوگیری کرد و فقط با تغییر این شاخص و با توجه به شبکه‌ی آموزش دیده و گرفتن خروجی‌ها به بررسی حساسیت اشتغال نسبت به بازبودن اقتصاد پرداخت. برای این منظور سه متغیر مستقل GDP ، سطح دستمزد حقیقی و هزینه‌ی واقعی استفاده از سرمایه در مقادیر میانگین آن‌ها در داده‌های سری زمانی ثابت نگه داشته و با تغییر شاخص باز بودن اقتصاد مقادیر متناظر اشتغال استخراج میشوند. نتایج حاصل از این الگو در جداول خلاصه شده‌اند.
جدول ‏۴‑۳- مقادیر سه متغیرکه ثابت نگه داشته می‌شوند.

نظر دهید »
فایل شماره 9071
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-رابطه مشکلات نمایندگی و تصمیمات سرمایه گذاری در ایران؛
۶-با توجه به ویژگی خاص هر صنعت، پیشنهاد می شود در پژوهش­های آتی رابطه کیفیت گزارشگری مالی در محدودیت اثر منفی تقسیم سود روی سرمایه گذاری به تفکیک صنایع انجام شود و
۷- نظر به اینکه، مدیران شرکت­هایی که دارای جریان­های نقدی آزاد و موجودی نقد بیشتری می باشند فرصت­های بیشتری برای درگیرشدن در فعالیت­های سرمایه گذاری نامناسب دارند( وردی، ۲۰۰۶)، پیش بینی می شود ارتباط بین کیفیت گزارشگری مالی و سرمایه ­گذاری برای شرکت­های با موجودی نقد زیاد و دارای جریانهای نقدی آزاد، قوی­تر باشد. این موضوع می تواند به عنوان یک موضوع پژوهش، مورد توجه قرار گیرد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۵-۷-۲ پیشنهادهای کاربردی
با توجه به یافته ها و نتایج حاصل از این پژوهش همچنین مبانی نظری تشریح شده در ادبیات این پژوهش، راهکارهایی به شرح موارد ذیل در بازار سرمایه ایران پیشنهاد می شود:
۱- سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان نهادی نظارتی در بازار سرمایه ایران، باید به منظور جهت دهی بازار به سمت کارایی، راهکارهایی عملی اتخاذ نماید تا از وجود اطلاعات بیشتر یکی ازطرف های فعال در بازار نسبت به دیگری و داشتن مزیتی در این رابطه و در نتیجه، حاکمیت سیستم اطلاعاتی نامتقارن در آن که خود می ­تواند به گزینش نادرست و خطر اخلاقی منجر گردد، جلوگیری کند. ازسوی دیگر، این سازمان باید از طریق نظارت بیشتر بر کیفیت و نه تنها کمیت و ارائه بموقع گزارش­های مالی تهیه شده توسط حاکم در این شرکت­ها، آنها را به ارائه اطلاعاتی دقیق، واقعی و با کیفیت ملزم نماید؛
۲- مؤسسات حسابرسی نیز به عنوان نهاد نظارتی قدرتمند دیگر این بازار، باید از طریق افزایش کیفیت حسابرسی گزارش­های مالی، کیفیت این گزارش­ها رابرای گروه ­های استفاده کننده تضمین نموده، وظیفه خود برای اعتباردهی به این گزارش­ها را به بهترین شکل انجام دهند تا عملا توجه این گروه های فعال در بازار را از اتکای صرف بر کمیت اقلام مندرج در گزارش های مالی(به ویژه میزان سود ابرازی یا جمع دارایی های ثابت شرکت) بر اصل مساله گزارشگری مالی و در نتیجه کیفیت آن سوق داده، کارکرد معمولا تشریفاتی این گزارش­ها را به جنبه ای کاربردی تغییر شرکت­های فعال در بازار و همچنین روابط نمایندگی مؤسسات را به دقت در امر گزارشگری حسابرسی و اعتباردهی به گزارش های مالی ملزم نمایند و
۳- با توجه به وضعیت موجود کل کشور و اهمیت و نقش محوری صنایع با فناوری بالا در رشد اقتصادی کشور پیشنهاد می­ شود که برای ایجاد فضا و امکانات مناسب برای توسعه این صنایع شرایطی در نظر گرفته شود، که در آن توسعه اقتصادی از طریق ترویج سرمایه ­گذاری در صنایع با فناوری بالا امکان پذیر شود. به علاوه، باتوجه به نقش انکار ناپذیر هزینه­ های تحقیق و توسعه به مدیران نیز پیشنهاد می­ شود که مقداری از سرمایه ­گذاری خود را در این بخش صرف کرده و همچنین در گزارشگری خود به صورت جداگانه نشان دهد.
۵-۸ محدودیت­های پژوهش
از جمله محدودیت ها و مشکلاتی که در اجرای این پژوهش وجود دارد و در تفسیر نتایج آن باید مورد ملاحظه قرار گیرد، می­توان به موارد ذیل اشاره نمود که البته در بسیاری از این موارد نیاز به انجام تحقیقات مستقلی وجود دارد:
۱- آثار ناشی از تورم موجود در بازار سرمایه ایران ممکن است بر اطلاعات مندرج در گزارش های مالی
و نتایج تحقیق اثرگذار باشد؛
۲- استفاده از تنها یک شاخص کیفیت گزارشگری مالی بود. هر چند پژوهشگران معتقدند از آن جا که اقلام تعهدی هم بر ترازنامه و هم بر صورت سود وزیان اثرات قابل توجهی دارد، استفاده از معیار کیفیت اقلام تعهدی، همانطور که بیدل، هیلاری و وردی(۲۰۰۸) از آن استفاده نموده اند، جایگزین مناسبی برای کیفیت گزارشگری مالی محسوب می شود و
۳- شرکت­های محدودی در زمینه­ تحقیق و توسعه سرمایه ­گذاری کرده و یا در صورت سرمایه ­گذاری به نحو مناسب افشأ نشده است.
۵-۹ خلاصه فصل
این فصل با بیان خلاصه­ای از مطالب فصول گذشته از جمله چکیده­ای از ماهیت پژوهش جامعه و نمونه­ آماری مورد مطالعه، یان فرضیه ­ها، تشریح روش اجرایی پژوهش آغاز شد. در ادامه، نتایج پژوهش ارائه و مورد ارزیابی و تفسیر قرار گرفت و خلاصه­ی از نتایج پژوهش و مقایسه­ آن با دیگر پژوهش­های انجام شده، در این زمینه بیان گردید . در پایان نیز پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی ارائه گردید.
پیوست­ها وضمائم
پیوست الف) شرکت‌های عضو نمونه

ردیف
نام شرکت
ردیف
نام شرکت
ردیف
نام شرکت
ردیف
نام شرکت

۱

آبگینه

۲۶

تاید واتر

۵۱

زامیاد

۷۶

کاغذ سازی کاوه

۲

آهنگری تراکتور

۲۷

تراکتورسازی

۵۲

سازه پویش

نظر دهید »
فایل شماره 9070
ارسال شده در 6 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در بحث ضمان معاوضى و قاعده تلف مبیع قبل از قبض گفتیم که در کلیه معاوضات هر عوضى قبل از قبض تلف شود از مال صاحب ید تلف گردیده و جبران خسارت آن به عهده خود اوست نه مالک مال (مالک جدید در اثر عقد). باید دانست که بحث در این نیست که تلف به اتلاف صاحب ید واقع شده باشد زیرا در این صورت قطعاً ذوالید به حکم قاعده اتلاف ضامن است.
همچنین این نیست که تلف در اثر عمل مالک و اتلاف وى باشد اگرچه هنوز مال را قبض نکرده باشد زیرا گفتیم که اتلاف مالک جدید نیز در حکم قبض است و قاعده تلف مبیع قبل از قبض در اینجا هم جارى نیست و تلف از مال مشترى است. همینطور قاعده مورد بحث مربوط به این نیست که ذوالید معاند و غاصب باشد و مبیع را به صاحب آن تحویل ندهد با اینکه تأدیه مال بر او واجب است زیرا در این صورت وى قطعاً به حکم ادله غصب و عدوان ضامن است بلکه بحث در این است که اگر لزومى در به قبض دادن مبیع از سوى بایع نباشد مثل اینکه مالک، اذن به بقاى مبیع در دست بایع یا تأخیر تسلیم داده باشد به شرط اینکه بایع را وکیل در قبض ننموده باشد یا بایع به خاطر حق حبس، مبیع را به قبض مشترى نداده باشد، در این صورت‏ها که بایع عذر قانونى در تحویل مبیع دارد اگر مبیع به علت آفت سماوتى یا توسط فرد بیگانه‏اى تلف شود به حکم قاعده تلف مبیع قبل از قبض تلف از کیسه بایع است. والاّ هیچ کدام از قواعد راجع به ضمان که قبلاً گفتیم اقتضاى ضمان بایع را ندارد پس اگر مبیع به علت قوه قاهره تلف شده باشد از مال مالک است مثل آنکه مبیع در دست وى بوده و اگر تلف به واسطه اتلاف فرد بیگانه و ثالثى واقع گردیده مالک مى‏تواند به متلف رجوع نماید و صاحب ید مسئولیتى ندارد.
راز این ضمان را مى‏توان در این دانست که بعد از وقوع عقد و تحقق تملیک، معاوضه در مقابل عوض بر هر کدام از متعاقدین واجب است بدین معنى که تحویل دادن یکى از عوضین با تحویل گرفتن دیگرى واجب مى‏گردد.
حال که چنین است اگر یکى از طرفین مال را رد نماید و دیگرى رد نکند، سپس مالى که رد نشده تلف شود و اقباض ممکن نباشد واجب است آنچه را که در قبض دارد، به مالک اول آن رد نماید. براى اینکه حق معاوضه ادا شده باشد بنابراین صحیح نیست که در آنچه که قبض کرده با وجود تعذّر اقباض تصرف نماید.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به طور کلى معناى ضمان در اینجا تلف مال از کیسه صاحب ید (نه مالک) است و از آنجا که معامله معاوضه است و یکى از عوضین تلف گردیده، معوض به مالک اولى آن بر مى‏گردد و معناى ضامن بودن ذوالید هم همین است. در واقع هر چند که بایع حق حبس داشته بدلیل آنکه ضمان معاوضى تا قبل از قبض بر عهده بایع بوده همچنان تلف بر عهده اوست[۹۱].
در این حالت اگر بایع از منافع مبیع استفاده نماید مثل آنکه در خانه‏اى که فروخته سکونت نماید یا منافع مبیع را تلف کند ضامن بوده و باید بدل آنرا بدهد[۹۲].
سؤال دیگرى که باید مطرح شده و مورد بررسى قرار گیرد آن است که اگر بایع با استناد به حق قانونى خود در حبس مبیع از تسلیم امتناع کند اما مشترى با وجود حق حبس بایع، مبیع را بدون اذن وى قبض نماید و پس از آن در طول مدت زمانی که بایع حق استرداد دارد مبیع تلف شود تلف مزبور بر عهده چه کسى است و اینتلف، تلف قبل از قبض تلقی می‌شود یا تلف بعد از قبض؟ در پاسخ باید گفت قاطبه.ی فقیهان … محفوظ می‌دانند. همچنان که به موجب مفهوم مخالف م ۳۷۸ ق.م. اگر بایع قبل از اخذ ثمن، مبیع را به میل خود تسلیم مشترى ننماید حق استرداد آن را خواهد داشت اما با توجه به اینکه مطابق ماده ۳۷۴ ق.م. «در حصول قبض، اذن بایع شرط نیست و مشترى مى‏تواند مبیع را بدون اذن قبض کند»، با اینحال از آنجا که محدوده‌ی تأثیر قبض در همه‌ی موارد یکسان نیست، فقها رفع ضمان معاوضی را که کم‌ترین اثر وضعی قبض است مشروط به قبضی که جامع شرایط صحت و اعتبار از جمله اذن مالک باشد نکرده‌اند.
بنابراین قبض به معنای استیلای مشتری بر مبیع تحقق می‌یابد هر چند اقباض و اذن بایع وجود نداشته باشد. از این رو تلف مبیع در فرض سؤال، تلف بعد از قبض به شمار می‌آید[۹۳].
حال اگر در همین فرض، بایع مبیع را در دست مشتری تلف کند، یعنی تلف مستند به فعل بایع باشد نه حوادث خارجی، در این صورت اتلاف مزبور قبل از قبض به حساب می‌آید یا پس از قبض؟
شیخ انصاری در پاسخ به این سؤال، بهنقل از تذکره تنها دو احتمال داده و خود اظهارنظری نکرده است: احتمال اول این‌که اتلاف ماندن اتلاف قبل از قبض و در حکم استرداد مبیع توسط بایع است همانطور که اگر مشتری مبیع را قبل از قبض در دست بایع تلف کند در حکم قبض است. احتمال دوم این‌که اتلاف بعد از قبض محسوب و موجب ضمان قهری بایع می‌گردد، زیرا مبیع به وسیله قبض در ضمان مشتری وارد شده هر چند قبض ضالمانه و بدون اذن بایع صورت گرفته است. وی سپس می‌گوید علامه در تذکره قول اول را برگزیده است.
برخی در این مسأله نظریه دوم را پذیرفته ودر قول اول مناقشه کرده‌اند. آنان که اتلاف مزبور را اتلاف قبل از قبض دانسته‌اند دو دلیل ارائه داده‌اند. اول این‌که گفته‌اند قبض بدون اذن بایع، قبض نیست و اثری ندارد. این سخن درست نیست، زیراحقیقت قبض استیلای خارجی بر مال است و تخلیه از سوی بایع به معنای رفع موانع، در آن دخیل نبوده وصدق قبض متوقف بر اذن نیست. دیگر این‌که گفته‌اند در صورتی که بایع مبیع رادر دست مشتری تلف کند این اتلاف در حکم استرداد است، چه این‌که اگر عملیات استرداد تمام می‌شد و آنگاه بایع مبیع را تلف می‌کرد، اتلاف قبل از قبض به شمار می‌رفت. همین طور اگر در اثر استرداد، آن را تلف کند، اتلاف او در حکم استرداد است. این دلیل نیز قابل مناقشه است، زیرا استرداد در حقیقت اعاده‌ی استیلای سابق است. در نتیجه اگر بایع آن را در دست مشتری تلف کند روشن است که هنوز استیلای سابق برنگشته و مال همچنان تحت استیلای مشتری است. پس بایع مالی را که تحت استیلا داشته تلف نکرده بلکه چیزی را که تحت استیلای غیر بوده تلف کرده است و نفس اتلاف نیز استیلا به حساب نمی‌آید[۹۴].
این سخن که اتلاف بایع در حکم استرداد است، درست مانند اتلاف مشتری که قبل از قبض حکم قبض دارد، نیز قیاس مع‌الفارق است، زیرا وقتی مشتری مبیع را قبل از قبض تلف می‌کند، در مال خود تصرف کرده و مال خود را استیفا نموده که این هر دو نتیجه‌ی استیلای او بر مبیع است. برخلاف اتلاف بایع، چرا که او در مال غیر تصرف کرده بدون آن که مال مزبور تحت استیلای او باشد. پس مشمول قاعده‌ی اتلاف می‌شود.
بنابراین باید گفت اتلاف مزبور، اتلاف بعد از قبض تلقی شده و مشمول قاعده‌ی تلف مبیع قبل از قبض نمی‌گردد. از این رو بایع باید بدل مبیع را به مشتری بپردازد و مشتری نیز ثمن المسمی را به بایع تأدیه کند[۹۵].
نقص و تلف وارده به محبوس‏
چنانچه گذشت ید حابس در حکم ید امانى است و حق او تنها در حبس خلاصه مى‏شود و حبس عین مستلزم استثمار منافع آن نیست و در صورتى که بدون اذن مالک اقدام به انتفاع از آن کند ید او تبدیل به ید ضمانى خواهد شد بنابراین در دو حالت ذیل اگر نقص یا تلف به محبوس وارد شود حکم متفاوتى خواهد داشت:
الف: اگر بدون تعدى و تفریط حابس، محبوس دچار نقص و تلف گردد چون نقص بدون دخالت حابس وارد شده حابس ضامن آن نیست و تلف در صورتى که دادگاه نظریه قاعده تلف مبیع قبل از قبض را داشته باشد از مال حابس است. البته اگر حابس بایع باشد و اگر حابس مشترى باشد بعضى این قاعده را راجع به ثمن قبول ندارند هر چند که اصل خلاف قاعده تلف مبیع قبل از قبض حکم مى‏کند.
ب: اما اگر دادگاه تقصیر ممتنع را علت تلف یا نقص بداند و قاعده فوق را در چنین وضعیتى به دلیل استثناء بر اصل بودن (اصل لزوم عقد) مجرى نداند عقد را لازم و تلف را از مال مالک محسوب مى‏کند و اما اگر در اثر بهره‏کشى غیر مجاز یا تعدى و تفریط‌هاى دیگر ید حابس به ید ضمانى تبدیل شود هر گونه نقص و تلف به عهده اوست خواه در اصل محبوس باشد یا در نتایج و منافع آن[۹۶].
حق حبس و اقاله‏
گاهى حبس در بیع بحدى طولانى مى‏شود که ممکن است در صورت ادامه یافتن موجب متعذّر شدن هر دو طرف شود. و هیچکدام از متبایعین اقدامى در جهت ارجاع امر به دادگاه و یا تسلیم انجام ندهند خواه هر دو از حق حبس استفاده کرده باشند و خواه یکى از آن‏ها. به هر حال وقتى حاضر به حل و فصل اختلاف نشدند ممکن است از طریق اقاله عقد را بر هم بزنند و هر دو راضى به اعاده وضعیت به حال سابق باشند که به محض اعلام قصد از هر دو طرف و توافق بر اقاله عقدى که منشأ حق حبس است، حق حبس پایان مى‏پذیرد. زیرا در اثر اقاله، مالکیت محبوس اعاده مى‏شود و حبس مال خویشتن هم معنایى ندارد.
این در جائیست که تسلیم در عقد اولى و منشأ حق حبس صورت نگرفته باشد. حال فرض کنیم که تسلیم صورت گرفته و قبض و اقباض انجام شده است و پس از آن طرفین تصمیم به اقاله گرفته‏اند، سؤال این است که آیا در اقاله هم حق حبس جریان دارد یا خیر؟ (مثل حق حبس در بیع).
قانون‏گذار در مورد امکان یا عدم امکان اعمال حق حبس در اقاله ماده صریحى همانند ماده ۳۷۷ که راجع به بیع است را پیش‏بینى ننموده است. یکى از فقها در این باره بیان مى‏دارد:
«… لا یتنافى لما فى یده مع جواز حبسه حتى سلم الآخر ما فى یده، لانه من مقتضات عقد المعاوضه»[۹۷]
یعنى اینکه طرفین مى‏توانند آنچه را در اختیار دارند حبس نموده و پیش خود نگه دارند تا اینکه طرف مقابل آنچه را در اختیار دارد تسلیم نماید زیرا این امر از مختصات عقود معاوضى است.
به نظر مى‏رسد در حقوق ایران نیز مى‏توان با بهره گرفتن از وحدت ملاک ماده ۳۷۷ ق.م. قائل به اعمال حق حبس در اقاله شد زیرا عقد است و طرفین به طور ضمنى یا صریح در مورد استرداد دو عوض تصمیم مى‏گیرند. درست است که اثر اصلى اقاله، بر هم زدن پیمان گذشته است ولى در هر اقاله نوعى پیمان درباره باز گرداندن در عوض وجود دارد که گاه به صراحت اعلام مى‏شود و گاه ضمنى است و بناى تراضى قرار مى‏گیرد.
لذا مى‏توان گفت همان پیوندى را که آنان هنگام مبادله دو عوض برقرار کرده‏اند، در تراضى جدید نیز در نظر مى‏گیرند و آنرا همچون مبادله مى‏نگرند[۹۸].
اگر حق حبس را در اقاله جارى بدانیم از زمانى که اقاله واقع مى‏شود، دو طرف باید به تعهد خود عمل کنند و چنانچه یکى از آنان از اداء مال دیگرى امتناع نماید، همانند بیع، طرف مقابل نیز حق حبس آنرا خواهد داشت و هر گاه هر یک از آنان تسلیم آنچه را در اختیار دارد به تسلیم دیگرى منوط کند طرفین به حاکم رجوع مى‏کنند و مورد تعهد خود را به او مى‏دهند تا حاکم هر یک را به مالک آن تسلیم نموده و بدین ترتیب حل اختلاف نماید[۹۹].
نمونه‏اى از ضمان معاوضى در حبس‏
– حق حبس در موارد تلف، معیوب و ناقص گشتن مهریه‏
سؤال این است که چنانچه مهریه تعیین شده توسط طرفین (مهرالمسمى) تلف، معیوب یا ناقص شود آیا حق حبس زن ساقط مى‏شود؟ چون مى‏دانیم که زن مى‏تواند مادامى که مهر خود را نگرفته از ایفاى وظایف زناشویى امتناع ورزد که اصطلاحاً مى‏گویند حق حبس دارد حال اگر مهر تلف شود آیا مى‏توان به این استناد که چون دیگر مهرى نیست پس حق حبسى هم نیست، حق حبس زن را هم به تبع تلف عین، ساقط شده دانست؟ بعبارت دیگر آیا حق حبس زن به وجود عینى مهر بستگى دارد یا به وجود اعتبارى آن؟
براى پاسخ به این سؤال، باید ابتدا بررسى کنیم که آیا در صورت تلف مهر، زن مستحق مهر خواهد شد تا بتواند بعداً براى دریافت آن حق حبس داشته باشد یا خیر؟
مطابق ماده ۱۰۸۴ ق.م. «هر گاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب یا تلف شود، شوهر ضامن عیب و تلف است».
بنا بر نظر اجماعى فقهاى امامیه، مهر در ضمان زوج است تا آنرا به زوجه تسلیم کند خواه عین باشد یا دین، منفعت باشد یا عمل[۱۰۰].
بنابراین هر گاه مهر پیش از تسلیم به زوجه تلف شود، اگر عامل تلف خود زوجه نباشد ضمان آن بر عهده زوج است. اما آیا شوهر ضامن مهرالمثل است تا ضمان از نوع ضمان معاوضى باشد و یا ضامن مثل المهر است تا ضمان ید (ضمان واقعى) باشد؟ بنابراین اگر ضمان ید باشد چنانچه مهر از اموال مثلى باشد شوهر ضامن مثل آن است و اگر از اموال قیمى باشد قیمت آنرا باید به زن بدهد.[۱۰۱]
برخى از فقها ضمان مهر را ضمان معاوضى دانسته‏اند. آن‏ها براى توجیه نظر خود گفته‏اند که عقد نکاح از عقود معاوضى است و مهر به سبب عقد به ملکیت زن در مى‏آید مانند مبیع که به سبب بیع به ملکیت مشترى در مى‏آید و معاوضى بودن عقد نکاح از ظاهر آیه «و اتوهن اجورهن» و صیغه عقد که زن مى‏گوید «زوجتک بکذا» معلوم مى‏شود و اینکه ما ملاحظه مى‏کنیم برخى از احکام عقود معاوضى مانند حق حبس براى استیفاى مهر در آن جارى است بیانگر این معنى است که نکاح از عقود معاوضى است.
و برخی دیگر ضمان مهر را ضمان ید دانسته‏اند و ادله‏اى در توجیه ادعاى خود و ردّ سخن کسانى که گفته‏اند ضمان مهر از نوع معاوضى است آورده و گفته‏اند: اولاً؛ اینکه ما مى‏بینیم عقد نکاح بدون ذکر مهر صحیح است نشانه این است که نکاح در حقیقت از عقود معاوضى نیست (در حالیکه عقود معاوضى بدون علم به عوض باطل است).
ثانیاً؛ عقد نکاح با تلف مهر و ردّ آن منفسخ نمى‏شود. ثالثاً؛ بطلان عقد موجب بطلان مهر نمى‏گردد و با تزلزل آن عقد متزلزل نمى‏شود در حالى که عوض حقیقى در عقود معاوضى این گونه نیست سپس گفته‏اند آنچه مؤید این معنى است اطلاق لفظ «نحله» بر مهر است. یعنى مهر از باب عطیه است و عوض حقیقى نیست[۱۰۲].
مشهور فقهاى امامیه معتقدند که ضمان مهر از نوع ضمان ید است یعنى چنانچه مهر در دست زوج تلف شود موظف است مثل یا قیمت آنرا به زوجه بدهد[۱۰۳].
یکى دیگر از فقهاى امامیه مى‏گوید هر گاه مهر معین تلف شود، شوهر ضامن قیمت آن است نه مهرالمثل[۱۰۴]. در جاى دیگر آمده است هر گاه مهر در دست زوج یا اجنبى تلف شود زوجه به زوج رجوع مى‏کند اگر از اموال مثلى باشد مثل آنرا و اگر قیمى باشد قیمت آنرا دریافت مى‏کند[۱۰۵].
برخى دیگر از فقها گفته‏اند هر مالى باید به مالکش تحویل داده شود و چنانچه تلف شود مالکیت زائل نمى‏شود و مالک مى‏تواند براى گرفتن مثل یا قیمت به متلف رجوع کند[۱۰۶].
کسانى که گفته‏اند ضمان در مهر، ضمان معاوضى است در واقع مى‏گویند تلف مهر موجب انفساخ آن می‌شود همان طور که تلف مبیع قبل از قبض بیع را منفسخ مى‏کند. این نظر برخى فقهاى اهل سنت است[۱۰۷]. پس طبق نظر فقهاى عامه مهرالمسمى منفسخ مى‏شود و حکم موردى را خواهد یافت که نکاح، مهرالمسمى نداشته و پس از نزدیکى، مهرالمثل به عهده زوج خواهد بود[۱۰۸].
بعضى دیگر از فقها مى‏گویند: انفساخ مهر و رجوع به مهرالمثل موجب تبعیض عقد مى‏شود یعنی عقد صحیح و مهر باطل میشود و ما دلیل شرعی بر تبعیض عقد نکاح نداریم[۱۰۹]؛ و رجوع به مهرالمثل و بقای عقد از ویژگیهای ضمان معاوضی است[۱۱۰].
پس همان طور که گفته شد طبق نظر فقهای امامیه در صورت تلف مهر پیش از تسلیم، زوج ضامن است که مثل یا قیمت موضوع مهر را به زوجه بدهد و چون در این حالت، وجوب پرداخت مهر احراز میشود پس مهری وجود دارد تا زوجه بتواند نسبت به آن حق حبس خود را اعمال نماید و تا زمانی که مثل یا قیمت مهر به او پرداخت نشده به ایفای وظایف زناشویی نپردازد.
ولی طبق نظر فقهای عامه که میگویند در صورت تلف مهر پیش از تسلیم، زوج ضامن است که مهرالمثل را پس از نزدیکی به زوجه بپردازد در این صورت زوجه حق حبس ندارد و نزدیکی وی باعث اسقاط حق حبس خواهد شد.
هرگاه زوج پیش از نزدیکی تمام مهر را به زن تسلیم کند (یعنی در دوران حق حبس) و قبل از اینکه با وی نزدیکی کند زوجه را طلاق دهد، پس از طلاق میتواند برای گرفتن نصف مهر به زن مراجعه کند که در صورت تلف اگر مهر از اموال مثلی باشد زوج نصف مثلالمهر را و اگر از اموال قیمی باشد قیمت نصف مهر را میتواند از زوجه دریافت کند[۱۱۱].
نتیجهگیری
پس از تمامی مطالب بحث شده در این پایان نامه به نتایجی میرسیم که به طور خلاصه چنین است:

    1. ضمان معاوضی در فسخ ممکن است پس از فسخ و قبل از استرداد عوضین (در صورت قبض و اقباض آنها) ایجاد شود و یا ممکن است در زمان داشتن حق خیار.
    1. به طور کلی در هر رابطه حقوقی باید به قصد و رضای طرفین و منظور آنها از آن رابطه توجه شود و محدودهی مسئولیت آنها را با همین ملاک تعیین کرد و در این حوزه از کوچکترین نشانه ها که نشان‌دهنده‌ی آن قصد باشد نباید صرف نظر کرد. چرا که هر کدام از این نشانه ها ممکن است در شرایط مختلف، مبدل میزان مسئولیت طرفین گردد.
    1. هرگاه مبیع بعد از عقد و قبل از قبض مشتری تلف شود و این تلف ناشی از عمل مشتری نباشد، تلف از مال فروشنده است و اگر بعد از تصرف خریدار و سپری شدن مدت خیار، مبیع تلف شود، تلف از مال مشتری خواهد بود.
    1. اگر مبیع پس از قبض مشتری و در زمان خیار تلف شود و تفریطی هم از جانب مشتری به عمل نیامده باشد بنا به قاعده «التلف فی زمن الخیار ممن لاخیار له» چنانچه خیار برای بایع شرط شده باشد تلف از مال مشتری است و اگر خیار مختص مشتری باشد تلف از مال بایع خواهد بود.

چه تحلیلی میشود در رابطه با این موضوع بیان کرد؟ یعنی چرا با اینکه مال در ملکیت مشتری است (پس از عقد) اما تلف مبیع قبل از قبض از کیسه‌ی بایع است؟ پاسخ این است که بایع ضامن تحویل مبیع است.
در خصوص اینکه چرا در زمان خیار با توجه به اینکه خیار مانع انتقال نمیشود تلف از مال بایع است باید گفت مبیع به نفس عقد در ملکیت مشتری است و با قبض از ناحیه مشتری ملکیت برای او مستقر میشود و چون خیار مختص مشتری شرط شده است لذا مشتری با توسل به خیار، بیع را فسخ میکند و مبیع در ملکیت بایع قرار میگیرد و صاحب مال بایع است که تلف از مال او خواهد بود.

  1. هرگاه خیار برای فروشنده باشد و فروشنده از خیار صرف نظر نماید مبیع که به نفس عقد در ملکیت مشتری بوده با اسقاط خیار بایع ملکیت متزلزل مشتری استقرار مییابد و مال مشتری تلف شده است و زیانی متوجه فروشنده نمیشود.
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 104
  • 105
  • 106
  • ...
  • 107
  • ...
  • 108
  • 109
  • 110
  • ...
  • 111
  • ...
  • 112
  • 113
  • 114
  • ...
  • 460
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

روش ها و آموزش های کاربردی

 راهکارهای رفع پنالتی گوگل
 تغذیه سگ در سنین مختلف
 بهینه‌سازی سئو فروشگاه آنلاین
 کسب درآمد از یوتیوب حرفه‌ای
 حیوانات خانگی کم‌مشکل
 درآمد از اینستاگرام
 بهترین نژادهای خرگوش خانگی
 درآمد از طراحی هوش مصنوعی
 علل احساس بی‌ارزشی در رابطه
 فروش آنلاین درآمدزا
 درآمد از دوبله هوش مصنوعی
 درآمد از اینستاگرام حرفه‌ای
 ساخت اعتماد در رابطه
 آموزش Grammarly
 هدف‌گیری مخاطب فروشگاه آنلاین
 مشکلات گوارشی سگ
 تدریس آنلاین دلاری
 مشاوره آنلاین موفق
 علل بی‌اعتمادی در رابطه
 ابراز علاقه عملی در رابطه
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 شناخت خرگوش لوپ
 آموزش Cartoon Animator
 معرفی سگ کوموندور
 اینفلوئنسرهای حیوانات خانگی
 تغذیه سگ کان کورسو
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل شماره 7569
  • فایل شماره 7323
  • فایل شماره 7289
  • فایل شماره 9026
  • فایل شماره 8849
  • فایل شماره 8893
  • نگارش پایان نامه در مورد بررسی ورودی ها و خروجی های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل شماره 9000
  • فایل شماره 8237
  • فایل شماره 8871

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان